مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    104MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1712 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ثریا مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3665 روز

    به‌نام انرژی خلق کننده به‌نام تو به‌نام من که همگی خلق‌کننده‌ایم

    ترس واژه‌ایست که میزان ایمان نشون میده. به‌طور واضح هرچی ترازو ترس سنگین تر باشه ترازوی ایمان ضعیف‌تره.

    ترس عملی و احساسی که بارها قران تفاوت مومنان و‌ کافران را با اون نشون داده؛ چرا که مومنان نه ترسی با ان‌هاست و‌ نه غمی.

    ترس تنها ابزار شیطان تنها فازهای منفی که ادم‌ها رو از بهشت از پیش ساخت‌شون جدا نگه می‌داره.

    ترس یعنی باورهای محدود کننده که ایمان می‌خواد بهتر کردنشون.

    ترس احساسی که باهاش سال‌ها دوست بودم و اینقدر روی من تسلط داشت که من خودم نبودم بلکه بنده اون ترس بودم. توی چیزایی این اسلحه شیطان اونقدر قوی بود که به هر سمتی میخواست شلیک می‌کرد اما بالعکس بعضی از موارد هم نه ایمان حرف اول میزد.

    ترس مسئله‌ای که جای اعراض باید بهش رجوع کرد برای من اینطور بوده از تاریکی ترسیدم واردش شدم. از تنهایی ترسیدم واردش شدم چقدر لذتبخش تنهایی خودت و خدا. ی دنیای پر از لذت دوتایی.

    ترس فقط از دور قدرت‌نمایی می‌کنه وقتی واردش بشی می‌فهمی توهمی بیش نبوده. ترس از حرف مردم بزرگ‌ترین ترسی که من داشتم و فک‌کنم بقیه هم دارن البته الان کم شده خیلی کم شده. وقتی میری توی ترسات اعتماد بنفسی که بعدش میاد خیلی فوق‌العاده اس. یه مدت میترسیدم لباسای مورد علاقمو بپوشم از وقتی تصمیم گرفتم به حرف مردم کمتر توجه کنم نمیدونین چقدر لذت بخش شد زندگی که برای خودته فقط خودت

    خداروشکر این جلسه فوق‌العاده بود خیلی ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    سعید ذاکری گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته پرتلاشم

    سلام دوستان همیشه قدرتمندم

    امروز میخوام برگی از سفرنامه روز 31 رو بنویسم

    بیشتر از یکسالیه که دارم رو خودم کار میکنم . هر روز و هر روز روی خودم و اتفاقات زندگیم دارم تمرکز میکنم .

    دوستان عزیزم به طرز عجیبی ریشه بسیاری از مشکلات زندگیم رو از زمانی که من یادم میاد و کودک بودم تا به امروز در کمبود عزت نفس دیدم. ینی اینجور بگم شخصی که عزت نفس نداره هیچی از زیبایی های زندگی درک نمیکنه ولی اون کسی که به هر نحو عزت نفس بالایی داره میتونم بگم پادشاهه، همین.

    من خودم مهندس عمران هستم و عزت نفس رو اینجور میبینم

    عزت نفس فونداسیونِ برج زیبایی است که انسان در بیرون از خودش و یا برای خودش به نمایش میذاره. برج صد طبقه ای رو نمیشه روی زمین خالی و بدون در نظر گرفتن شمع های قوی بتنی و فونداسیون فوق العاده احداث کرد.

    برای ساختن برج باید اول به سمت داخل زمین حرکت کنید و اونو اساسی بسازید . توجه کنید این مرحله از ساخت رو علی رغم اینکه وقت می بره و خرج زیادی هم داره به احتمال زیاد دیگران اون رو نمی بینند ، ولی اون روزی که فونداسیون رو ساختید و شروع میکنید به بالا رفتن از طراز کف زمین اونجاست که فرق خودتون رو با افرادی که هیچ تلاشی برا خودشون نکردند رو میبینید

    اونجاست که با تکاملتون هر روز که میگذره طبقه ای بر طبقات تون اضافه میکنید

    اونجاست که میبینید ظرفیت شما مثل بسیاری از انسانها آپارتمان چهار یا پنج طبقه نیست بلکه ظرفیت شما برجی زیبا و و بینظیره که شما لایق اون هستین.

    این نگاه من به مقوله عزت نفسه و از وقتی فایل های استاد رو در این زمینه گوش دادم سه تا فایل زیبا با صدای خودم از توانمندی ها و ویژگی های خوب خودم با یک موسیقی زیبا ساختم و هر روز اونا رو گوش میدم و هر لحظه که اونا رو گوش میدم به خودم افتخار میکنم و خدا رو برا وجود خودم شکر میکنم

    من که هر روز بیشتر از قبل خودمو دوس دارم و بیشتر با خودم به صلح میرسم و خودمو بیشتر لایق نعمت های الهی میبینم.

    پیشنهاد میکنم شمام این کار رو بکنید

    خیلی دوستون دارم و برا تمام اعضای خانواده بینظیر عباسمنش بهترین اتفاقات رو آرزو دارم

    شاد و بهترین باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      امیر نقی پور گفته:
      مدت عضویت: 3420 روز

      مثل درخته بامبو که ۵ سال دونه اش تو زیر زمینه بعد که رشد می کنه در سال اول ۲۵ متر رشد می کنه اینه همون عزت نفس یا فونداسیون هر موفقیتی منم آقای ذاکری مهندس عمرانم درک می کنم چی میگید

      پی تکی

      پی نواری

      و نهایتن

      پی گسترده یا رادیه ژنرال

      بعد شمع بندی

      اینا همه رتبه بندی فونداسیونهای قوی و قویتره

      مثل عزت نفس و موفقیت که نسبت مستقیمی بینشون هستش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سعید ذاکری گفته:
        مدت عضویت: 3182 روز

        سلام مهندس امیر عزیزم

        خیلی خوشحالم که با دوست خوبی چون شما آشنا شدم.

        ممنونم از مثال زیبایی که برام گفتین.

        واقعا عزت نفس حکم همون کاشت بامبو رو داره و بعد از پنج سال ………

        ان شالله به زودی در قله های عشق و ثروت و آرامش ببینمتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمد گفته:
      مدت عضویت: 2769 روز

      سلام دوست عزیزاز دیدگاهتان و مثال جالبی که زدید لذت بردم قطعا که همینطوره عزت نفس شاه کلید همه درهاست خوشحالم که به تازگی این دوره ارزشمندراتهیه کردم .

      براتون بهترینها رو ارزومیکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سعید ذاکری گفته:
        مدت عضویت: 3182 روز

        سلام زهرا خانم عزیز

        بسیار بسیار خوشحالم که این دوره ارزشمند رو شما هم تهیه کردید.و دوست دارم به انتخابتون تبریک بگم.

        ان شالله به لطف خدای مهربان و تلاشهای بی وقفه تون، پایه ها و فونداسیون وجودتون رو بسیار مستحکم و عالی بسازید.

        براتون بهترین ها رو آرزومندم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      کرامت ضیایی گفته:
      مدت عضویت: 2946 روز

      سلام اقا سعید ذاکری

      دیدگاه زیباتون رو خوندم لذت بردم خیلی تعریف عالی واستادانه ای بود

      این ک گفتید یکسال هست رو خودتون کار میکنید خودش نشان از عزت نفس بالاست ک همچنان ادامه میدید و مطمئنا تو این یکسال خیلی رشد کردید ک دیدگاه ب این زیبایی نوشتید

      ممنون از شما و استاد عزیزم عباسمنش و سپاس گزارم از خداوند بخاطر دوستانی چون شما

      منتظر خوندن دیدگاه های زیبای شما هستم

      شاد پیروز وثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    وریا گنجی گفته:
    مدت عضویت: 2619 روز

    روز سی و یکم سفرنامه

    قوانین جهان همشون مهم هستن ولی قانون تکامل یکی از قوانین بسیار مهمی هست که آدم خیلی راحت میتونه فراموش میکنه….

    چرا این حرف رو میزنم؟

    چون ما انسان ها موجوداتی احساساتی هستیم و در هر لحظه احساسمون در حال تغییر هست ، از آنجایی که تحت تاثیر آگاهی ها قرار میگیریم و انگیزه و آگاهی برای تغییر دریافت میکنیم ، دوست داریم هر چه سریع تر این تغییرات رو در زندگی مشاهده کنیم و دست به کارهای عجولانه میزنیم

    در قران هم اشاره شده ، خداوند میفرماید ما انسان را عجول آفریدیم…

    و من در تحقیقات قرانیم متوجه این موضوع شدم که کلمه ی ناس ، ینی چیزی که در تکاپو و بالا پایین شدن هست ، در حرکت هست

    اگر دقت کنیم متوجه میشیم که ریشه ی کلمه ی نوسان هم از ناس هست

    ینی چیزی که بالا پایین میکنه میگیم نوسان داره ، مثلا نوسان صوت ، نوسان بازار ….

    و فرکانس مقیاسی هست برای اندازه گیری نوسان ، و استفاده از واژه ی فرکانس به نظرم برای افکار و توجهات ما واژه ای مناسب هست…

    حتی در مورد داستان آدم و جفتش هم که در قران به آن اشاره شده است ، داستان داستان نوسان هست

    آدم در آزادی بسیار بالایی بوده ، در آگاهی بسیار بالایی بوده که خداوند میفرماید ما به انسان اسماء(ینی مفاهیم …) رو آموختیم ، و اگر مثال عددی بزنیم ، انسان 99 درصد آزادی و علم و آگاهی داشته ، 1 درصد هم منع شده از چیزی که خداوند به نام شجره به آن اشاره کرده است… ، و این کلمه به نظر من معنایی وراء تر از ظاهر یعنی درخت دارد…

    به نظر من شجره یعنی سیستم ، یعنی network و زمانیکه انسان به این سیستم دست زد دچار هبوط(افت) شد و بازم میشود تلاش کند خودسازی کند و خودش رو بکشه بالا…

    اما این بالا کشیدن نیاز به تکامل دارد و تکامل لزوما به معنی تکامل زمانی نیست ، تکامل زمانی یکی از ابعاد تکامل هست ، باید در زمینه های دیگه هم تکامل طی شود

    مثلا باورها و به نظر من دلیل اینکه استاد میگن هر فایل و دوره ای رو استفاده میکنید فرقی نمیکنه رایگان باشه ، هزینه پرداخت کرده باشید ، بارها و بارها این فایل ها رو گوش بدید ، تمریناتش رو انجام بدید … دلیلش این هست که در بحث باور هم باید تکامل طی شود ، وقتی به داستان پیامبر اسلام توجه میکنیم تکامل رو خیلی خوب درک میکنیم

    پیامبر از 20 سالگی تا 40 سالگی روی خودش کار کرده ، تقوا داشته ، هر سال یک ماه در غار بودن ، و وقتی هم ظرف وجودشون برای دریافت الهامات آماده میشود ، بعد از اون هم 23 سال کار کردن ، اینجوری نبوده که ایشون 20 سال مراقبه کردن ، بعدش که آماده شدن یهو از آسمان کتاب قران مثل این کتاب هایی که توی خونه های هممون پیدا میشه ، بیافته پایین براشون ، نه اینجور نبوده!!!! 23 سال طول کشیده….

    در سوره ی رعد خیلی قشنگ به بحث ظرفیت و تکامل اشاره شده است

    خداوند میفرماید : زمانیکه باران میبارد به همه جا به صورت یکسان میبارد ،منظور اون منطقه ای هست که داره بارون میاد…

    اما دره ها آب بیشتری درشون جمع میشه ، و زمانی هم که سیل میاد (استعاره از تضاد ها) این سیل برای اون دره ها نفع داره ، باعث میشه مواد و املاح زیادی به اون قسمتها هدایت بشه و خاک حاصلخیز بشود

    و بعدش هم میگه به حرکت کشتی نگاه کنید …

    در زمان قدیم کشتی ها که موتور نداشتن و این کشتی ها با استفاده از بادبان ها و به کمک نیروی باد حرکت میکردن…

    خب باد که همیشه موافق نبوده ، این کشتی چطور به مقصد باید برسه

    جواب این هست که به کمک بادبان ها اون نیروی باد حتی باد مخالف رو به خدمت خودشون در میاوردن و کشتی رو در جهتی که میخواستن حرکت میدادن

    و حتی زمانیکه باد کاملا مخالف بوده میتونستن با تنظیم بادبان ها روی زاویه 22 درجه به صورت زیگزاگی حرکت کنن

    این قانون صعود و هبوط در ریاضیات هم بسیار مهم هست ، به نمودار موج سینوسی توجه کنید ، نموداری که هم متناوب هست ، هم بالا پایین داره

    و در قران بیش از 90 درصد فعل ها به صورت مضارع به کار برده شده ، تمام این ها داره استمرار رو به ما می آموزد ، میخواد بگه که باید به صورت مداوم فعالیت کنی ، تو ناس هستی ، موجودی هستی که باید مدام در حال حرکت باشی ، وایسادن نداریم ، تو همیشه در حال حرکت هستی حالا انتخاب با خودت هست که به سمت خواسته هات حرکت کنی، یا به سمت ناخواسته هات…

    تمام جهان در حال ارتعاش و حرکت هست ، یک تیکه سنگ رو هم بزاری زیر میکروسکوپ متوجه میشی که مولوکل و اتم هاش در حال نوسان و حرکت جنبشی هستن…

    با استفاده از دوره ها و فایل های رایگان ما یاد میگیرم که این حرکت همیشگی رو به سمت خواسته هامون داشته باشیم

    یاد میگیرم که بادبان هامون رو جوری تنظیم کنیم که نیروی باد جهان رو به خدمت خودمون در بیاریم ، نه اینکه همینجوری کشتی وجودمون رو رها کنیم ، اگر این کار رو کنیم ، ما گم میشیم و ازونجایی که اقیانوس جهان بینهایت هست ، گم شدن در اقیانوس جهان مساوی هست با نابودی ….

    دوشنبه :18/09/98 ساعت 12:55 به وقت ایران

    وریا گنجی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    احمدرضا هودرجی گفته:
    مدت عضویت: 3907 روز

    سلام

    یکی از پاشنه های آشیل خودم همین عدم درک قانون تکامل هست که ضربه های زیادی خوردم

    قبل از آشنایی با استاد یه دوستی داشتم که گفت یه شرکتی را پیدا کرده که اگه پولت را اونجا بزاری سود بالایی میده فکر کنم می‌گفت سرمایه ات در عرض یک سال 4 برابر میشه و من هم که قانون تکامل را نمی‌دونستم ماشینی که زیر پام بود را فروختم و ریختم تو این کار و چند ماه بعد کل اون سیستم ناپدید شد و دیگه هم نتونستم پولم را بگیرم و این درس بزرگی به من داد و دیگه وارد این شرکت ها نشدم تا اینکه با استاد آشنا شدم و وقتی فهمیدم قوانین چطور کار میکنن دیگه صددرصد به حرفهای استاد عمل کردم و از اون موقع ضرر نکردم یعنی پولم را با حرص و طمع سرمایه گذاری نکردم قبول کردم که باید آرام آرام رشد کنم از مسیر توانایی هام و ایجاد ارزش

    یک بار هم چند سال پیش یه دوستی که به دفترم میومد گفت اگه پول داری یه کاری بهت میگم که میتونی خیلی زود سرمایه ات را بیشتر کنی و خودم هم تو این کار سرمایه گذاری کردم و شروع کرد به توضیح دادن یکی از همین شرکتهای هرمی بعد از اینکه حرفهاش تموم شد گفتم نه من اصلا دور این کارا نمی‌رم و دیگه توضیح اضافی ندادم یادمه با تمسخر بهم گفت من فکر میکردم تو آدم باسوادی هستی و فکر اقتصادی خوبی داری ولی الان فهمیدم هیچی نمیدونی و من هم با آرامش گفتم حالا شما این جور فکر کنید من هیچی نمیدونم

    و گفت من خونم را فروختم گذاشتم تو این کار و یه مغازه داشت اون هم بعداً فروخت و گذاشت تو این شرکت و دو سالی شد من ازش خبر نداشتم ولی می‌شنیدم که کسانی دیگه هم ازشون پول گرفته بود و یکی بود خونه اش را فروخت و داد به این دوست ما که براش سرمایه گذاری کنه

    حدود دو سال بعد تو دفترم نشسته بودم این دوست اقتصاددان ما اومد تو دفترم و گفت یه خونه دارم میخوام اون هم بفروشم گفتم باشه تو همین حین گفت تو خوب کاری کردی اون موقع که بهت گفتم بیای تو اون شرکت سرمایه گذاری کنی نیومدی کل پولم رفت شرکت ناپدید شد و یه خونه و مغازم رفت کلی هم به اطرافیان بدهکار شدم چون من گفتم که پولهاشون را تو این سیستم بزارن الان هم یه خونه دارم که باید بفروشم تا بتونم بدهی هام را بدم و همون موقع بود که تو ذهنم اون حرفاش را مرور کردم و یاد حرفهای استاد افتادم که چقدر دقیق قوانین را آموزش میدن و حتی یک کلمه هم در این موارد با این دوست عزیز حرف نزدم، گفتم اشکال نداره یه موقع اینجوری میشه دیگه و رفت

    واقعا درک این قوانین و عمل به آنها نه تنها پول به حسابمون میاره بلکه جلو خیلی از ضررها را میگیره

    چون به حرفهای استاد ایمان دارم خیلی زود قبول میکنم و هیچ موقع هم وسوسه نشدم که مثلاً با کسی شریک بشم یا ره صد ساله را بخوان یک شبه برم

    خدایا شکرت به خاطر وجود استاد عباس منش بزرگوار

    استاد شما لایق بهترینهایی چون بهترین آموزشها را به شاگردات انتقال میدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    ابوالفضل اشرفی گفته:
    مدت عضویت: 3054 روز

    سلام استاد عزیزم

    وای نمیدونی در چه حالی هستم

    از خوشحالی خوابم نمی‌بره البته خودمم دوست دارم بیدار بمونم و این احساس هااااااااااا رو بیشتر بچشم ولی به فراوانی جهان ایمان دارم و میدونم که باز هم این احساس شور و شوق که نمیزاره بخوابم رو تجربه خواهم کرد و بخاطرش سپاسگزار خداوندی هستم که برایم کافیست

    استاد عزیزم این چیزایی که میخوام بگم زکات نتیجه هایی هست که به لطف خداوند و شما و خودم تونستم به دست بیارم

    تقریبا بالای دوماهی هست که تصمیم گرفتم جهاد اکبر کنم و با امید روی خودم کار می‌کردم هرچند این چاخان ?سراغم میومد و کارش رو خوب بلده ولی من باورم اینه که خداوند کارش رو بهتر از اون بلده و من فقط خودم رو در آغوش پر مهر و محبت خداوند رها میکنم ?

    در شروع جهاد اکبرم با تضاد کمبود وقت مواجه شدم و از اونجایی که قانون رو خوب بهم یاد دادید و خداوند توانایی درک قان. ن رو بهم عطا کرده، از خداوند زمانی رو درخواست دادم برای کار کردن روی باورام و بابتش سپاسگزاری کردم ? که خداوند با فضل عظیمش بیشتر از اون چیزی که میخواستم و در تصوراتم بود بهم وقت کافی و حتی بیشتر داد

    و من در عرض دوهفته که حالا با جدیت کامل نبود تونستم و سعی کردم با لذت بردن از لحظه حال، نگرش مثبت به هرچیزی و سپاسگزاری و کلی چیزای دیگه که میدونم بی تاثیر نبوده به چندین و چند خواستم همزمان برسم که لطف خداوند بوده

    تونستم هم به شغلی که بهش علاقه دارم تغییر شغل بدم هرچند ترس داشتم و چاخان? همواره نجواها رو القا می‌کرد ولی من همچنان ادامه دادم و تونستم با وجود ترسم دست به اقدام بزنم

    خداوند لطفش رو شامل حالم کرد و با این کارم هم به شغل مورد علاقم، هم به ورزشم با تمرکز بیشتر، هم به درآمد بیشتر که حقوق بگیر خودم و خدای خودم هستم و درآمدی سقفی نداره و همواره خداوند با صبری که دارم و آگاهی که از تکامل دارم منو به مدارهای بهتری هدایت میکنه

    خداوند در این شغل انسان هایی رو وارد زندگیم کرد که بعضی موقع ها فکر میکنم فرشته هستند و مامور شدند که به من کمک کنند تا به مدار بهتری هدایت بشم هرچند میدونم دلیلش جهاد اکبری بود که خیلی زود جواب داد که اینم از سریع الجواب بودن خداونده

    تجربه های قشنگ که از تک تک لحظات با وجود چاخان دارم لذت میبرم

    که البته از خداوند بابت این چاخان ?سپاسگزارم که با تغییر نگرش بهش چقدر باعث پیشرفتم شده و من بعد از چندین بار دیدن ویدیویی که از نسیم و نوشین عزیز دیدم فهمیدم که چطور باید در موقعیت نجواهای چاخان اقدام کنم که سپاسگزار خداوندم که منبع این پیشرفت و شما و دوستای خوبم و البته خودم و چاخان هستم که باعث این پیشرفت بودیم

    خلاصه از خوشحالی خوابم نمی‌بره بخاطر اینکه خداوند برام کلی معجزه ایجاد کرده و من همواره سپاسگزارم

    استاد عزیز ازت ممنونم که نتیجه دوستان رو در کانال دوست داشتنی میزارید چراکه من یا وجود ایمانم بیشتر ایمان آوردم که هرچیزی بخوام میشه

    از خانم شایسته عزیز که میدونم با عشق داره در این مسیر حرکت میکنه و همواره در حال حرکته سپاسگزارم که در کانال دومتون چه پاسخ های زیبا و کاملی به سوالات دوستان میدم و من به ساعتش که دقت میکنم میبینم از صبح زود تا انتهای هر روز با عشق کارش رو انجام میده و من بعد از اینکه توی فایل مصاحبه با استاد در مورد کانال دومتون گفتید سریع سرچ کردم پیدا کردم و با کلی مطالب قشنگ و جامع دیگه مواجه شدم که تمام اینها فقط و فقط لطف خداوند بوده که منو در این مسیر زیبا و بی انتها قرار داده

    استاد عزیزم خییییلی خیییلی خوشحالم و همواره امیدوار و سپاسگزارم و دارم سعی میکنم از تمام لحظاتم لذت ببرم

    خداشاهده این احساس خوبی که با تغییر نگرش خداوند بهم عطا میکنه خیلی لذت بخش تر از رسیدن به خواسته هام شده

    و من با تجربه این احساس خوب پایدار دوست دارم فقط و فقط به همه چیز از جنبه مثبت نگاه کنم تا احساس عالی رو دریافت کنم و لذت ببرم

    استاد عزیزم خدارو شکر درآمدم به لطف خداوند افزایش پیدا کرده و همواره در حال افزایشه که سپاسگزار خدای رزاقم هستم

    استاد عزیز و دوست داشتنی روابطم عااالی شده و همواره در حال بهتر و بهتر شدنه به لطف خداوندی که برام روابط عاااالی شده

    استاد خوبم به لطف خداوند تونستم به خواسته های زیادی برسم و نتایج همواره درحال صعوده و من واقعا خودم رو ناتوان میبینم برای ستایش و سپاسگزاری از خداوند، از بس که خداوند رحمن همواره نعمت بیشتر بهم عطا میکنه

    استاد خوبم همه چیز دوست داشتنی شده، همه انسان ها دوست داشتنی شدن، تمام چیزی که میبینم و حس میکنم دوست داشتنی شدن و سلامتیم همواره داره بهتر و بهتر میشه

    استاد شما خودتون در این مسیر بودید و هستید و میدونید اگر بخوام از نتایجم بگم باید چندین روز یا حتی چندین ماه بخوام یکسره در مورد نتایج صحبت کنم از بس که زیاد و فراوونه که اینم مثالی از فراوانی هست

    فقط دوست دارم سپاسگزار همه چیز باشم

    استاد داری کارت رو عالی انجام میدی چراکه من و امثال من همواره درحال نتیجه گرفتن هستیم و داریم خوب زندگی می‌کنیم و دنیارو جای بهتری برای زندگی می‌کنیم ?

    استاد خیلی دوست دارم تا خود صبح بشینم و فقط در مورد نتایجم بگم

    و بگم که با درک بهتر خداوند همه چیز در زندگیم تغییر کرده

    استاد قبلا کلمه تغییر رو می‌شنیدم فرار میکردم ?ولی الان با آغوش باز ازش استقبال میکنم ?

    استاد سوره لیل رو هم چندین سری مطالعه کردم و دیدم خداوند در مورد مدارها چقدر خوب توضیح داده که خداروشکر ایمانم بیشتر شد

    استاد با درک بهتر قانون اصلی جهان که فرکانسه خیااالم خییییلی راحت شده و ایمان دارم همه‌چیز به خودم و فرکانس بستگی داره و من آگاهانه دارم ورودی مثبت و عالی به خورد ذهنم میدم که باعث ارسال فرکانس متناسب با خواسته هامه و نتیجش اتفاقات دلخواه در زندگیم

    و به نظر من اگر کسی این قانون فرکانس رو خیلی خوب درک کنه خیلی خوب توحید رو میفهمه

    استاد بابت دوره عزت نفسی که به کمک خداوندی که بهترین یار و یاور ماست تولید کردید سپاسگزارم بابت همه حرفایی که خداوند از طریق شما و کل جهان به من میگه بیییییی نهایت سپاسگزارم

    و من با وجود جهاد اکبرم تصمیم گرفتم دوباره جهاد اکبری داشته باشم چراکه نیدونم نتیجه شگفت انگیزه و میدونم که خداوند و جهان هستی بعد از این جهاد دوباره چه اتفاقاتی که بالاتر از بهترین تصورات منه برام بوجود میاره

    استاد خییییلی خوشحالم

    زبان فارسی نه تنها برای ترجمه زبان عربی کم توانه حتی برای توصیف این احساس فوق العاده ای که خداوند بهم عطا کرده هم کم توانه و فقط آرزو میکنم این احساس فوق العاده رو خداوند بهتون عطا کنه تا ب شما هم مثل من از فرط خوشحالی خوابتون نبره?

    از همتون سپاسگزارم که دارید خوب زندگی می‌کنید و دنیارو جای بهتری برای زندگی میکنید از همتون سپاسگزارم حتی از این سایت هم سپاسگزارم که مارو دور هم جمع کرده از همه چیز و همه کس مخصوصا خداوند سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? ? 66

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3066 روز

    به نام خدای رزاق و هدایتگرم

    سلام ب استاد عزیزم و تمام دوستان همفرکانسیم

    قسمت 20 از سریال مصاحبه با استاد

    خدارو بی نهایت شاکرم ک منو در این مسیر آگاهی در این مسیر پر از نور قرار داد و بهم کمک کرد تا با قوانین الهی به واسطه استاد عباسمنش عزیزم و سایت بی نظیرش آشنا بشم

    امروز 4 سال از آشنایی من با شما میگذره و هربار یکی از فایلهای رایگان رو گوش میدم میگم خدایاااا این سایت مثل ی گنجینست ک پر از آگاهیه و چقدر روشنگره چقدر راهگشاست

    استاد عزیزم از شما بی نهایت ممنونم ک با عشق و سخاوت بی حدتون این فایلهای ارزشمند رو ب رایگان در اختیار کسانی قرار میدین ک در مدار دیدن و شنیدنشون باشن

    .

    تو این قسمت از ترس صحبت کردین

    اینکه ترسها توهمی بیش نیستن و وقتی وارد اون ترس میشیم میبینیم ک اصلا چیزی نبوده و صرفا ذهن من بوده ک داشته طبق معمول نجوا میکرده و میگفته الان اینجوری میشه اونجوری میشه این بلا سرت میاد

    ولی ایمان ب خدا ایمان ب یگانه قدرت جهان و جهانیان برای همه چیز کافیست تا این پرده های ترس و توهم کنار بره و رنگ ببازه..

    از پارسال ک دارم روی دوره عزت نفس کار میکنم اونجایی ک استاد تو جلسه 4 میگن ترسهاتو شناسایی کن من هرچی فکر کردم دیدم من از هیچ عامل بیرونی ترس خاصی ندارم منظورم عوامل یا موجودات فیزیکی و متافیزیکی هست.مثل عدم ترس از تنهایی تاریکی ارتفاع بیماری مرگ، از دست دادن عزیزان، جن روح ،حیوانات مثل سگ گربه و..

    ولی در مورد ضعف های شخصیتی خب چرا

    مثلا این روزا ک مشغول انجام کارم و ارائه محصولم هستم ترس از اینکه نکنه مشتری نباشه نکنه محصولم ب فروش نره سراغم میاد

    ک فهمیدم ترس های من اینجور ترسهایی هست ک بیشتر از باور کمبود و عدم خود ارزشی ناشی میشه

    و راهکارش هم کار کردن روی باورهای توحیدی و عزت نفس هستش

    با اینحال ک نزدیک ب یکساله دارم دوره عزت نفس رو کار میکنم هنوزم یه جاهایی ذهنم کار خودشو میکنه و منو میترسونه از عدم تایید از اینکه نکنه ب اندازه کافی خوب نباشم از اینکه نکنه ب ثروت و موفقیتی که میخوام نرسم

    و از چ حربه ای استفاده میکنه؟

    از اینکه بهم میگه تو قبلا هم این همه تلاش کردی این همه راه های مختلف رو امتحان کردی ولی نشد..پس بازم نمیشه

    اما اینروزا دارم بیشتر و محکمتر روی باورام کار میکنم و وقتی ذهنم اینا رو میگه بهش میگم من با آدم قبلم متفاوتم. من امروز الهه قدرتمندتری هستم الهه آگاه تر نسبت ب درک قوانین

    امروز من میدونم تکامل یعنی چی

    امروز من عجله نمیکنم برای رسیدن ب نتایج سریع

    امروز من میدونم هدف گذاری کوتاه مدت و درست یعنی چی (جلسه 6 قدم 1)

    امروز من میدونم ک نقش و وظیفه من تنها و تنها اینه که کاری ک دوسش دارم و عاشق انجامش هستم رو با کیفیت و صداقت کاری و تعهد و تمرکز پیش ببرم و این سهم منه.. بقیش با خداست و من نباید هیچ دخالتی در نقش و وطیفه خدا داشته باشم

    من دارم این باورها رو در خودم نهادینه میکنم ک بااااااور کنم همون خدایی ک بهم ایده داد و به سمت علاقم هدایتم کرد همون خدا خودش مشتری ها و پول ها و ثروتها رو ب سمتم جاری میکنه خودش برام تبلیغ میکنه و نیاز ب هیچ تبلیغ و زور زدنی نیست

    وقتی در مدار دریافت ثروت و مشتری های زیاد باشم تبلیغ بی معناست مثل اینه که بخوام ب زور وارد مدار مشتری ها بشم!

    استاد جانم لایو 22 خیلی خیلی بهم کمک کرد در از بین بردن این ترسهام و ساخت باورهای مناسب برای کسب و کارم

    همینطور جلسه 4 قدم 1 ک راجبه باورها بود و معرکه بود جوری ک وقتی چندین و چندبار گوش دادم و کلمه ب کلمه نوشتمش گفتم انگار تا ب امروز نمیدونستم باور چیه و تازه فهمیدم!

    استاد عزیزم

    شما ی الگوی واقعی هستین برای موفقیت برای کنترل ذهن برای غلبه بر ترسها برای نشون دادن ایمان

    من حرکت میکنم تا خدا بداند..

    تا خدا بداند..

    ک من ایمانم رو بهش نشون دادم و ب جهان اعلام کردم ک من لاااایق رسیدن ب ثروت و موفقیت هستم

    و ایمان دارم ک خدای من توی این مسیر ایده های بکر و بی نظیری رو برای رسیدن ب ثروت ب قلبم الهام میکنه همونطور ک تا الان اینکار رو برام انجام داده

    الهی ب امید تو…

    عاشقتم استاد عزیزم

    ب امید دیدار خیلی زود شما در آمریکای زیبا..

    .

    .

    با ایمان

    الهه در مسیر بهشت

    شهریور 1400

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1317 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم که مرا لایق آگاهی دید و به مسیر حق و حقیقت هدایت فرمود ، و قسم به خداوندی که آسمانهای بی ستون را بالای سرمان نگه داشته و زمین را گسترده و کوه ها و جنگل ها و دریاها رو به وجود آورده ،که این مسیر ،مسیر حق و حقیقت است ،این مسیره سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت است

    سپاس گزار خداوندم که مرا راهی سفری نموده تا هرروز این آگاهی های ناب را مرور کنم و ایمانم رو تغذیه کنم و تسلیم تر باشم ،هر چه تسلیم تر ،رهاتر و نگرانی ها کمتر و آرامش بیشتر و این آرامش کلید گنج های آسمانها و زمینه ،این آرامش کلید دریافت الهامات الهیه ،این آرامش تبدیل می‌شود به ثروت و سلامتی و روابط عالی و همه‌ی چیزهای خوب و خداوند خلاف وعده عمل نمیکند

    هر حرف و دیدگاه و باوری که به من احساس بدی میدهد ،از جانب شیطانیه که دشمن قسم خورده ی منه و هر دیدگاه و باوری که به من احساس خوبی میدهد از خداوند است از اصل من است ،از الهیت من است

    عزت نفس ارتباط مستقیم به تمام زندگی من دارد چرا که خداوند مرا طوری نیافریده که من تک بعدی باشم ،مثلا اگر من بیمار باشم و سلامت نباشم این برروی تمام جنبه های زندگی من تاثیر داره ،روی روابطم ،روی ثروت سازیم و….

    اگر من روابط آشفته داشته باشم ،این رابطه مستقیم داره برروی نحوه زندگی من روحیه من پولسازی من ، اگر من فقیر باشم می‌تونه تاثیر بزاره برروی بعد سلامتیم و روابطم و این اجتناب ناپذیره ، پس برای تجربه سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت که خداوند ازش حرف میزنه باید چیکار کرد؟؟؟ باید حریف ترس‌هایی شد که همشون توهمن ،همشون از جانب دشمن قسم خوردی ماست به غیر از ترس‌هایی که برای بقای ماست ،

    برای روبرو شدن با ترسها چه باید کرد ؟؟؟ باید روی ایمان و توکل کار کرد ،باید خداوند رو از نو‌شناخت و به این درک رسید که اون چیزی رو برای من میخواد که من برای خودم می‌خوام و هر لحظه پاسخش به تمام درخواست های کیهان مثبته ،باید ایمانی ساخت که بر این ترسها بتازد ،

    سوال چرا خدا ترس رو خلق کرد چرا خشم و نفرت و …؟؟ چون هیچ پدیده ای بدون متضاد ش در این دنیا معنایی ندارد و این درخواست ما بود تا با برخورد با تضادها خواسته هامونو بشناسیم و در این مسیر قدم برداریم و خودمون رو تجربه کنیم و خداوند خودش رو تجربه کنه ، قبل از دنیای فیزیکی و در ابدیت ما آگاهی مطلق بودیم و این آگاهی مطلق عاشق این بود که خودش رو به شکل تجربی بشناسه و آگاهی هایی که داره رو به شکل تجربی بشناسه .

    روح درک میکند ، ذهن ایجاد میکند ،جسم تجربه میکند و این کل فراینده

    من باید نیرویی رو از نو بشناسم که جهان رو به تسخیر باورهای من درآورده و به هر باوری من بسازم ،به هر فرکانسی من ارسال کنم ،شکل فیزیکی میده و اونو به من ثابت می‌کنه ،به تمام درخواست های من پاسخ میده و حتی حق دخالت رو از خودش گرفته در زندگی من و این خداوند پرستیدنیست ،من این خداوند رو میپرستم و از او یاری می‌جویم ،

    عزت نفس یعنی خداوند از رگ گردن به من نزدیکتر است و او قدرت مطلق قدرت مطلق قدرت مطلق کل کیهانه

    عزت نفس یعنی جهان مسخر باورهای منه و هر باوری تایید میشود ،هرررررباوری

    عزت نفس یعنی من میرم تو دلش و خداوند هدایت می‌کنه

    عزت نفس یعنی ارزش مند دانستن خود و دیگران ،یعنی تحسین و تمجید از دیگران و تایید فراوانی و احساس عشق به خود و دیگران ،عشق بدون قید و شرط

    عزت نفس یعنی در هر لحظه با رفتار و افکارم در پی رضای خداوند هستم یا خلق خداوند ؟؟؟؟

    عزت نفس یعنی توانایی که قادره برهمه ترسها بتازه و قدرت خداوند رو به تصویر بکشه

    عزت نفس یعنی اینکه ،مرد راه اون باشی و تماشا کنی که چطور تمام اجزای هستی را برای انجام دادن کارهایت مامور می‌کند

    عزت نفس یعنی خداوند خلاف وعده نمی‌کند ،یعنی بدون استثنا جهان مسخر باورهای منه

    یعنی آسمانها و زمین به تسخیر من انسان درآمده و دیگه خداوند چطوری واضح تر از این بگه ؟؟؟که تو تجلی منی و من دارم از طریق تو‌ عظمت خودم رو تجربه میکنم ؟؟؟

    وسپاس خداوندی را که به یاد آورد و مرا از تاریکی های جهل به روشنایی معرفت و یکتاپرستی هدایت فرمود ،سپاس خداوندی را که تاریکی را آفرید تا من معنای روشنایی را درک کنم .

    پاک و منزه است خداوند بلند مقام من و اورا سپاس میگویم

    تنها تورا میپرستم و تنها از تویاری می‌جویم .

    در پناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      ارزو دوستدار گفته:
      مدت عضویت: 2329 روز

      به نام رب جهان هستی

      درود به استادم محشرم و مریم بانوی فرشته

      درود به جناب زارعی عزیز و همه دوستان هم فرکانسی ام

      سپاسگزار خداوندی هستم که قدرت جهان هستی در دستانش هسن و باز هم من با خواندن کامنت دوستان نابم این همه تحت تاثیر قرار گرفتم و قدرتمند تر ادامه خواهم داد

      بسیار سپاسگزارم رضای عزیز

      من بسیاز از کانت شما لذت بردم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2915 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

    خدایا هر آنچه که دارم همه از آن توست

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گل

    خدایا هدایتم کن که همواره در بهترین مکان و در بهترین زمان باشم

    2 خرابکار ذهنی (ترس و طمع)

    وقتی میخوای رشد کنی و موفق بشی باید دل به ناشناخته ها بزنی و با اینکه می‌ترسی حرکت کنی و باورهایی که از قبل ساختی رو تکرار کنی و با ایمان و توکل قدم برداری و از خدا کمک و هدایت بخوای وقتی دلت رو میزنی به دریا و با اینکه می‌ترسی وارد ناشناخته ها میشی و هیچی از مسیر نمیدونی اما دلت قرصه خدایی هست که حواسش بهت هست کارهای بزرگی میکنی و خداوند به شجاعان پاسخ میده

    وقتی میدونی باید ی کاری بکنی اما شک و تردید داری تو برزخ سپری میکنی وقتی کسی از خدا هدایت بخواد بهش الهام میکنه با نشونه هاش که حرکت کن اما اگه شک بیاره میره ته باتلاق که خودم چند روز پیش ی تصمیم میخواستم بگیرم از خدا هدایت خواستم و خداوند از طریق یکی از دستهاش بهم فهموند کدوم راه رو برم

    وقتی میخواستم مهاجرت کنم همه میگفتن میری خودت رو بدبخت میکنی و کسی باور نمی‌کرد توی اون پندمیک من قدم برداشتم و به خدا توکل کردم و چقدر در این مسیر رشد کردم چون در جای امن بودن مثل اون غورباقه ایی میمونه که توی آب گرم مونده و خودش هم متوجه نمیشه و آروم بخار پز میشه و میمیره

    همه میترسن اما اون کسی که به ذهنش نه میگه و کنترل میکنه وارد ترسهاش میشه و بزرگ میشه و چ پاداشی میگیره از خداوند

    طمع

    افرادی که ذهن فقیری دارن توی دام طمع میفتن و چون باور کمبود دارن و فکر میکنن این فرصتی که پیش اومده و اگر نزنم تو گوشش دیگه نمیتونم میره تو دام طمع و حرص خودش رو بدبخت و گرفتار میکنه

    من از تجربه خودم بگم در مورد طمع داشتن قبل از اینکه وارد این سایت الهی بشم

    یکی از آشنایان همسرم ی انبار لوازم آرایشی داشت اومد بهم سال 89 پیشنهاد داد اگه پول دارم بیام سرمایه گذاری کنم در کارش که گفتم 15 میلیون دارم و وام گرفته بودم بجای اینکه این مبلغ رو در کارم سرمایه گذاری کنم بخاطر ذهن فقیرمم که من که نمیتونم قسطهاش رو بدم برم جایی سرمایه گذاری کنم که از اون مبلغ قسطهاش رو بدم من پول رو بهش دادم و ی قرارداد بین خودمون تنظیم کردیم ک ماهیانه 450ت بده و من خوشحال که میتونم ثروتمند بشم و ماه اول اسکناس 10هزار تومانی تا نخورده رو داد و شاد و شنگول بودم ماه دوم همینطور تا ماه ششم مبلغ پرداخت میکردو بخودم گفتم برم ی وام دیگه بگیرم رفتم 15ت گرفتم و بهش دادم خودم پیشنهاد دادم بفرما اینم 15ت دیگه و اونم تشویق می‌کرد و میگفتم چ آدم خوبیه تو ذهن رویا پردازی میکردم تا اینکه قسط هفتم رو داد 900ت ماه هشتم دیگه خبری از پول دادن نبود 1 هفته شد دیدم میگه بهت میدم ماه بعد میدم دیدم ماه بعد شد گفت ماه بعد بجاش با سود میدم و آخرش بگم دیگه این بما پول نداد و دیدم از اونایی که ذهنشون فقیر بود پول می‌گرفت و بدهکاری روی گذاشت و متواری شد چقدر رفتیم زیر صفر و بدهکاری 30 میلیون اون سال پول زیادی بود داستانش زیاده چون توجه میره به ناخواسته خلاصه بگم بعد از دوندگی زیاد اون پول بعد از 5 سال داده شد اینم از موقعی دیگه رها کرده بودم و دیگه زنگ نزدم مبلغ30ت داده شد اما ارزشش 3 میلیون شده بود و تا وقتی که ذهن فقیر باشه و اصلاح نکنی فقط جون کندنه زندگی نمیکردم و پول میساختم با تلاش فیزیکی دوباره نقشه میکشیدم که ی کار بکنم اصلا با پول دوست نبودم چون سطلم سوراخ داشت و ابکش بود و دوباره از دست دادن و این بار خرید طلا که طمع باعث شد اون پولی که ساخته بودم برم توی ضرر و پول رو از دست بدم و اونجا بود تسلیم میشی میگی خدایا غلط کردم کمکم کن اونجا هدایت میشی به سایتی که جلوی این همه ضرر و زیان ها رو میگره همین فایلهایی که گوش میدادم دیگه به اینکه بخوام ی شبه پولدار بشم نرفتم و ی جایی هم دوباره این ترفندهای پونزی به شکل‌های مختلف میومدن نه میگفتم اما این بار سرمایه گذاری در بورس ک اینم ی نوع ترفند پونزی بود متوجه نبودم و اگه روانشناسی ثروت رو نخریده بودم و همون موقع هم گوش میدادم اونجایی که استاد عزیزم گفت مگه بمب بورس انداختن که همه میگن بورس بورس گفت پیش بینی میکنم از چیزی که از قانون یاد گرفتم اون کسانی که پشت سرهم دارن میان بورس ثبت نام میکنن خیلی زود منفجر میشه بورس همونجا چون سود هم کرده بودم ذهن میگفت نگه دار هفته دیگه بفروش من همون موقع تو صف خرید فروختم اما فقط ی سهم رو نگه داشتم که برای همیشه نگه دارم برای یادآوری خودم که ببین اگه نفروخته بودی الان بیچاره بودی والان ی سهم دارم و هیچ وقت فروخته نمیشه

    وای استاد عزیز اگه توی اون جلسه این حرف رو نمیزدین باور کن فک میکردم ذارم سرمایه گذاری میکنم میخواستم مغازه ام رو بفروشم بیارم تو بورس و چقدر جلو ضررها گرفته شد و خدارو شکر میکنم از خدای مهربان و هدایتگرم و سپاسگزار استاد گرانقدرم هستم همینطور بانو شایسته عزیز و دوستان گلم که از کامنت خوندن شما اصلا سیر نمیشم آنقدر خوب کامنت میزارین و باورهای خوبی که هر روز به ذهنم میدم

    در اخر اینو میخوام بگم اگه روی این فایلها تمرکز بزارم و دوره ها رو گوش و عمل کنم مراقبت میکنه پایین نریم بلکه کاری میکنه به مدار بالاتر صعود کنیم و به سمت خوشبختی،آرامش،آزادی، ثروت،روابط عاطفی قشنگ و سلامتی سوق می‌دهد

    استمرار،استمرار، استمرار و ایجاد باورهای مناسب و پذیرفتن بی قید و شرط باورهای مناسب ،مقاومت نداشتن کنترل ورودیهای ذهن و حرفهای جامعه نشنیدن کلیده

    کلید خوشبختیه

    کلید سعادت

    کلیدثروته

    کلید سلامتیه

    شاد باشین در پناه خداوند یکتا باشین ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2047 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنین و دوستای بهشتیم

    خدا رو شکر که فرصت چند بار شنیدن این فایل، و کامنت گذاشتن رو برای من میسر کرد

    همه ما در زندگی یه سری ترسهایی داریم، ترسها همیشه با ما هستند هیچوقت نیست که این ترسها از بین بره، ما در عین حال که می ترسیم عمل می کنیم، تو داستان پیامبران درقرآن هم می بینیم که اون ترسها بوده، ولی در حالی که می ترسیدند توکل می کردن و حرکت می کردند

    بیاد آوردم زمانی رو که کودک ده یازده ساله بودم و از تاریکی می ترسیدم،شبهای تابستون پشتبام می خوابیدیم و انتهای راه پله خونه ما که به پشت بام منتهی میشد کنار در  یه فضای تاریک انباری مانندی بود که سقفش هم خیلی کوتاه بود و من با اینکه می ترسیدم نمی دونم چجوری بود که شجاعت بخرج میدادم

    با فکر بچگانه خودم بدو بدو و سریع از اون قسمت رد میشدم، تا اونی که احتمالاً داره دنبالم می کنه بمن نرسه، و به عقب هم نگاه نمی کردم، و بالاخره بسلامت به پشت بام می رسیدم

    غلبه بر ترسها شجاعت میخواد

    وقتی که آدم میخواد به یه خواسته ای برسه و واقعاً براش مهمه باید بهاشو بپردازه باید ایمانشو نشون بده

    عزت نفس داشتن،

    ایمان به خداوند، و توکل کردن به او کمک می کنه که

    آدم با شجاعت  خودشو توی موقعیت جدید قرار بده

    اگر بدونیم ترسها توهمی بیش نیستند کار برای ما راحتتر میشه

    ترس،نگرانی ،شک و دودلی همه اسلحه و ابزار شیطانه

    و این ما هستیم که باید ایمانمونو تقویت کنیم

    و بر ترسهامون غلبه کنیم

    استاد گفت من خیلی راحت خیلی راحت با تغییرات کنار میام استقبال می کنم از تغییرات،

    ولی من وقتی به زندگی خودم نگاه می کنم، بیشتر میتونم بگم با تغییرات کنار میام کمتر به استقبال تغییر میرم باید در این زمینه بیشتر روی خودم کار کنم.

    واقعاً حرف سنگینیه که استاد گفت اگه همین فردا هرآنچه که دارم تو زندگیم از لحاظ مالی( و با تاکید دوباره گفت هر آنچه که دارم) اعتبار، شهرت، هر چی که هست هرچی که بنام عباسمنش هست بخاطر اعتبار و شهرت و این داستانا، هر چی بحث پول، ثروت، املاک، دارایی، هر چی که هست ازم گرفته بشه من ترس خاصی ندارم از اینکه این اتفاق بیفته

    فک کن!! وای من حتی از فکر کردن بهش هم ترس سراغم میاد…

    البته خود استاد هم میگه،این چیزاییه که روش کار شده که این اتفاق افتاده قبلاً اینطور نبوده

    من هم باید ضمن اینکه روی خودم کار می کنم حواسم به طی تکاملم باشه 

    توی سالهای اخیر مهمترین ترسی که توی زندگیم خیلی نمود داشت و بر اون غلبه کردم ترس از سردردهای چند ساله و روز افزون بود

    حدود یک سال بود با استاد و این مسیر آشنا شده بودم

    اون موقع بقول سعیده شهریاری عزیزم یه جوجه توحیدی بودم، (هنوزم هستم،خیلی جای کار دارم تا رشد کنم و از مرحله جوجه ای گذر کنم)

    همراه با دخترام اولین محصولی که خریدیم دوره دوازده قدم بود، و بعد دوره عزت نفس…که با اکانت دخترم یاسمن خریدیم، و من از دوره دوازده قدم یه چیزی رو خوب یاد گرفتم،نه بهتره بگم دو چیز رو خوب یاد گرفتم یکی کنترل ذهن وکنترل ورودیهای ذهنم و یکی دیگه احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد و اینکه سعی کنم احساسمو خوب نگه دارم و اگر گاهی دچار احساس بد شدم حواسم باشه که در اون احساس باقی نمونم هرچه زودتر از اون حال بیام بیرون، و اون موقع اگر نتونم حالمو خوب کنم حد اقل کاری کنم که  احساسم خنثی باشه؛

    و خدا رو  شکر تا حالا در اینباره متعهد بودم و تا جایی که در توانم بوده بهش عمل کردم

    ترس مهمترین اسلحه شیطانه تا نتونیم به خداوند اعتماد کنیم که وعده هدایت ما به سمت نتایج دلخواهمون رو داده

    ترس از سردرد بر من حکومت میکرد بقول استاد زندگی منو فریز کرده بود اجازه حرکت نمیداد بمن

    وقتی سردرد داشتم زندگی عادی خودم تعطیل بود و به تبع اون  روی خانواده ام هم تأثیر زیادی داشت

    نه می تونستم غذا درست کنم  نه می تونستم جایی برم،بوی پیاز بوی بنزین و هر نوع دود،حتی بوی عطر اذیتم میکرد روشنایی اذیتم میکرد، فقط باید اتاق رو تاریک می کردم و روی تخت دراز می کشیدم، که خیلی وقتها اونم جواب نمیداد و آخرش میرفتیم اورژانس

    خواستم، و خدا هدایتم کرد که با این ترسم روبرو بشم و بر اون غلبه کنم، من هم توکل و اعتماد کردم به خداوند و اقدام کردم ایمانمو نشون دادم

    با اینکه می ترسیدم، و سخت بود

    شجاعت نشون دادم

    اومدم و کلاً ایگنورش کردم بهش بی محلی کردم شروع کردم مثل مردم عادی زندگی کردن، همینجوری که سردرد داشتم بدون ناراحتی بدون گله و شکایت آشپزی می کردم، کارهای روتین خونه رو انجام می دادم جوری که اعضای خانواده ام اصلن متوجه نمیشدن که من سردرد دارم، همراه همسرم پمپ بنزین میرفتم و شیشه ماشین رو پایین می کشیدم که قبلاً هر دو جزو ممنوعات بود، و…. خیلی کارای دیگه که انصافاً سخت بود ولی من انجامش دادم

    یه نکته خیلی مهمی رو هم بگم که بهش عمل کردم و اونم اینه که از وقتی که تصمیم گرفتم با این ترسم روبرو بشم تا حالا کلاً زیپ دهنم رو در مورد سردرد بستم، همسرم، فرزندانم، و نزدیکانم شاهد هستن، بارها شده بود بخصوص اون اوایل که من سردرد داشتم ولی همسرم و دخترام هیچ بویی نبردن چون نه حرفی در موردش به زبون آوردم و نه رفتارم این رو نشون میداد 

    و خدا پاداش داد خدا رو شکر  که مرحله به مرحله و با طی تکاملم این مسئله کم و کمتر و کمتر شد و الان دو سه ساله که زندگی عادی دارم و دیگه اون موضوع جزو مسائل زندگیم نیست، نه اینکه بگم اصلاً نیست خیلی دیر به دیر  میاد ولی در حد عادی و نرماله مثل بقیه افراد که گاهی ممکنه دچارش بشن،تازه هر بار با فاصله بیشتری میاد

    هر وقت یادم میاد بینهایت خدا رو شکر می کنم که کمک کرد این لطف بزرگ رو در حق خودم بکنم

    غلبه بر ترس، مهم ترین و بزرگترین لطفی است که می توانی در زندگی به خودت داشته باشی. زیرا رها می شوی و برای یک ذهن رها، هیچ غیر ممکنی وجود ندارد.

    سپاسگزار خداوندم برای همه هدایتها و نعمتهای زندگیم

    سپاسگزار استاد عزیز، ومریم جان، وهمه دوستان خوبم هستم

    در پناه خدا سلامت و شاد و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    محمد رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1772 روز

    به نام خدایی که رب العالمین است

    “خدایاشکرت بابت تمام اتفاقات زندگی ام که باعث رسیدن من به خواسته هایم می‌شود ”

    سلام به استاد عزیزم و یارمهربان و دوستان بییینظیرم

    ️رشد به معنای نترسیدن نیست بلکه به معنای اقدام کردن با وجود ترس است؛

    این جمله بیییینهایت به دلم نشست و درکش کردم چون فکر میکردم شجاعت یعنی نترسیدن ولی با این جمله فهمیدم؛

    شجاعت یعنی با وجود داشتن ترس اقدام عملی کردن است که پاداش های خدا را دریافت میکنم برای همین است که خدا به شجاعان پاداش میدهد. خدایاشکرت

    اما در مورد ترسهام:

    ترس از بی پولی، ترس از پیری.ترس از بیماری و ناتوان شدن. ترس از دیگران شامل نزدیکان و سایر افراد میشه

    ترس از ابراز وجود در موقعیت‌های مختلف و در جمع ها

    ترس از خراب شدن لوازم زندگی و استفاده نکردن زیاد از آنها

    ترس از قطع ارتباط با اطرافیان و تنها شدن

    ترس از شب و تاریکی

    ترس از پارک کردن ماشین کنار خیابان

    ترس از خرج کردن پول

    ترس از …

    خدایاشکرت بابت شناسایی پاشنه آشیل ام

    استاد سپاسگزارم

    همه ی این ترس‌ها از بی ایمانی، شرک و باور کمبود نشات میگیره و همنشینی با شیطان

    خدایا خودت یاری ام کن میخوام علیرغم داشتن ترسهام قدم‌های عملی بردارم و اونارو بهبود بدم.

    تجربه های افتادن در دام ترفند پونزی:

    بله علیرغم سن و سال کامل و تجربه کافی من در دهه هشتاد زمانیکه گلدکوئست بازارش داغ بود وارد این مسیر شدم

    خداروشکر مبلغی اون موقع که کم هم نبود سرمایه گذاری کردم ولی چون شخصیتی داشتم که خیلی اعتقاد به این سودهای بادآورده نداشتم و اصلا دلیلی برای پرداخت سود بیشتر و یا مسیر میانبر برای رسیدن به پول رو قبول نداشتم خیلی ادامه ندادم و فقط همون مبلغ پولم رفت و خودم که با اصرار و توصیه یکی از اقوام وارد این بازی شدم از معرکه نجات پیدا کردم. خدایاشکرت بیییینهایت

    ودیگر این موضوع تکرار نشد چون اساسا به این جور پول درآوردن اعتماد و اعتقادی نداشتم به همین دلیل به این افراد هدایت نشدم.

    البته بارها پیشنهادهایی از طرف مشتریان با توجه به موقعیت شغلی میشد ولی من به لطف خدا دیگه آلوده این مسیر نشدم. خدایاشکرت

    ولی تا دلتون بخواد مشرک بودم و به اشکال مختلف به امید سود کردن سرمایه ام رو به دیگری سپردم تا برام کارکنه و منو به سود برسونه که الان کمی بابت برگشت قسمتی از این سرمایه گذاری درگیر هستم انشالله خدا خودش حلش کنه.

    این تجربیات درس بزرگی بهم داده و یاد گرفتم که بهترین سرمایه گذاری بهبود شخصیتم باید باشه تا از این طریق به مسیرهای بهتری هدایت بشم.

    در پناه الله مهربان

    شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: