مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع» - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»104MB26 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مدیریت 2 خرابکار ذهنی با نامهای «ترس» و «طمع»25MB26 دقیقه











به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
یک ترسی که داشتم این بود که جلوی دوربین موبایلم صحبت کنم و فایل ضبط کنم.. فایل کوتاهی بود ولی بازم ترس داشتم از انجامش،، چند وقت پیش پیشنهاد یک کار آنلاین به من داده شده بود و من اولا به دلیل کمال گرایی ترس از انجامش داشتم. و ضمن اینکه از من خواسته بودن که یک فایل معرفی کوتاه از خودم ضبط کنم و بهشون بدم . یکبار در خانه این کار را انجام دادم ولی چون میکروقن نداشتم کیفیت صدا جالب نیود و فایل مورد قبول واقع نشد. و بعدش کلی زمان برد تا میکروفن تهیه کنم و بخرم (( این هم از معایب و دردسرهای نداشتن پول !!! که همیشه موجب میشه خیلی از فرصت ها رو از دست بدی چون پول نداری ابزار مناسب تهیه کنی )) خلاصه میکروفن رو خریدم و این بار رفتم توی پارک و در فضای آزاد شزوع به ضبط فایل کردم. و کمی ترس و خجالت از حرف مزدم داشتم ولی فایل را ضبط کردم و تحویل دادم و خیلی خوب شد.
اینکه بتونم وازد کار انلاین شم و بر این ترس غلبه کنم و این تغییر رو ایجاد کنم ،، این قطعا خیلی به من کمک خواهد کرد.
باید یک بزنامه بچینم و ترس هایم را روی کاغذ بنویسم و از کوچیک شزوع کنم بر اون ها غلبه کنم.
از تاریکی میترسیدم.. الان ساعت نزدیک 10 شب هستش و برق رفته و همه جا تاریکه و من در خانه تنها هستم ولی من نمیترسم. یا حداقل خیلی کمتر از قبل ترس دارم.
احساس میکنم نسبت به قبل کمتر با ادم ها رودربایستی دارم و راحتتر حرفم را بیان میکنم . نه اینکه بی احترامی کنم .. نه نه .. نمیتونم منظوزم رو خیلی واضح بگم ولی رک تر شدم نسبت به قبل و حرفم رو خیلی رک و راست بیان میکنم.
ولی خب همچنان ترس های زیادی دارم.
خب اینم از رد پای بعدی من ، یادم باشه تعهد دادم.
خدایا شکرت
سلام بر عزیزانم
سلام بر استاد عزیزم
سلام بر خانم شایسته عزیزم
خدارو شکر که اینجا هستم در گام چهارم
خانم شایسته عزیزم واقعا ازتون سپاسگذارم برای این پروژه ، انقدر مطمئنم که در پایان این پروژه به مدارهای بالاتری میرسم که صبح ها زودتر از خواب بیدار میشم و احساس میکنم دارم مهمترین کار زندگیمو انجام میدم و این یه نعمت بزرگیه در این شرایطی که هستم و روزمرگی منو که دچارش شده بودم داره تبدیل به انگیزه و هدف میکنه
میخوام اول درمورد ترسهام بگم ، وقتی برای اولین بار در دوره عزت نفس به این فکر کردم که من چه ترسهایی دارم فقط چندتا مورد کوچیک پیدا کردم اما هرچقدر که بیشتر خودمو شناختم متوجه شدم که ترسهای من خیلی خیلی بیشتر از چیزیه که فکرشو میکنم مثلا من اونموقع اصلا فکرشو نمیکردم که ممکنه یه روزی از بیماری بترسم اما وقتی بیماری اومد و قرینطینه شدیم متوجه شدم که خیلی از بیمار شدن میترسم و نمونه دیگه همین اواخر که دچار یک بیماری ناجور شدم تمام زندگیمو روز و شبمو حتی خوابهایی که میدیدمو ترس فرا گرفته و اتفاقا با همین تضاد بود که فهمیدم ترسها واهی هستن چون ترسهای من اغلب درمورد چیزهایییه که اصلا اتفاق نیوفتاده و وقتی داشتم این قسمتو گوش میدادم متوجه شدم من یه ترس بزرگ دیگه ای که دارم اینه که مردم فکر کنن من آدم بدبخت و تنهایی هستم و به خاطر این ترس خیلی وقتا سعی میکنم خودمو الکی شاد نشون بدم و یه طوری نشون بدم که کسی فکر نکنه من بدبختم
درمورد ترفند پونزی که خودم یک بار دچارش شدم و خدارو شکر که خیلی زود فهمیدم دارم اشتباه میکنم و ادامه ندادم یعنی هدف من این نبود که یک شبه ثروتمند شم، من اون اوایل که در فایلهای استاد شنیده بودم هرچقدر ثروتمند شوی نزد خدا محبوبتر میشوی و خیلی خیلی مشتاق بودم خدارو درست درک کنم رفتم سمت ثروت که درواقع از طریق ثروت خدارو بشناسم و همون موقع ها بود که یکی اومد و منو به نتورک دعوت کرد و منم که بسیار ناآگاه بودم بدون تحقیق و مطالعه هر چی که اون طرف بهم میگفت میگفتم چشم و از یه جایی به بعد دیدم اینا دارن برعکس چیزهایی که من از برنامه های استاد دست و پا شکسته یاد گرفته بودم میگن مثلا همش اصرار داشتن که من پول قرض بگیرم و من میدونستم یکی از کارهایی که برای ثروت باید انجام بدیم اینه که نه پول قرض بگیریم نه پول قرض بدیم و اینطوری شد که احساس کردم دارم مسیرو اشتباه میرم و بعد اومدم توو عقل کل سرچ کردم نتورک و دیدم استاد در یکی از فایلهاشون درمورد نتورک صحبت کردن که بسیار و بسیار منطقی بود و اینطوری شد که من از نتورک کشیدم بیرون و این وسط هرچی پول داشتمو از دست دادم و خواهرم رو هم که آورده بودم زیر مجموعه م هر چی پول داشت از دست داد و این خیلی برای من احساس بدی داد که چرا من بدون شناخت خواهرمو بردم در راهی که بهش مطمئن نبودم البته که خیلی هم درس گرفتم
من هنوز دوره روانشناسی های ثروت رو تهیه نکردم اما از وقتی روی فایلهای باورهای ثروت ساز کار کردم تونستم حداقل جلوی خیلی از اتفاقات این شکلی رو بگیرم مثلا اصلا نه قرض میدم نه قرض میگیرم نه وام میگیرم نه چک میگیرم و نه چک دارم . اتفاقا همین چند وقت پیش یکی از نزدیکانم بهم پیشنهاد شراکت باهاش رو داد ولی من چون میدونستم شراکت در کسب و کار کار درستی نیست بی رودربایستی گفتم نه و خب همینا خیلی خیلی میتونه بهم کمک کنه که انشالله بتونم با همین فایلهای دانلودی به جایی برسم که دوره های روانشناسی ثروت رو تهیه کنم و خیلی رشد کنم
استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم خیلی ازتون سپاسگذارم
سلام به دوست عزیزم یاسمن جان
من امروز برای این فایل کامنت گذاشتم و گفتم که یکی از مهم ترین ترسهای من ترس از بیماری هست و الان در کامنت شما خوندم که نوشتین :
فهمیدم که ترسها واهی هستن چون ترس های من اغلب در مورد چیزهایی که اصلاً اتفاق نیفتاده
و چقدر من اینو درک کردم که ترسهای منم همین طوری هستن ، ترس از بیماری ، ترس از مرگ ، ترس از تصادف ، ترس از دست دادن روابط و افراد مهم زندگیم مثل : همسرم و فرزندانم
و یه نکته ی دیگه که از کامنت شما یادم اومد اینکه من و همسرم هم قبلاً نتورک کار کردیم ولی خوشبختانه از این کار بیرون اومدیم ضرر مالی نداشتیم ولی پیشرفت هم نکردیم .
اما نتیجه مثبتی که نتورک برای ما داشت آشنا شدن با استاد عباسمنش عزیز بود .
خدا رو شکر برای این مسیر زیبا و پر از آگاهی .
سلام استاد عزیزم.
خدارو هزار بار شکر می کنم که منو در مداری قرار داد تا با شما آشنا بشم تا بتونم با قوانین محکم و درست جهان هستی آشنا بشم.
استاد از شما سپاسگزارم که بی دریغ تمام آنچه که خودتون در طی این سالها بهش رسیدید رو در اختیار ما هم قرار میدید.
در طی این چند سالی که با شما آشنا شدم من و همسرم هر روز داریم روی خودمون کار می کنیم و به لطف الله هر روز داریم پیشرفت میکنیم. هر روز که میگذره بیشتر داریم لطف خدای مهربانمون و در زندگیمون میبینیم. ما چند سال پیش داشتیم برای دیگران کار میکردیم و اصلا اوضاع مالی مناسبی نداشتیم. ما حتی پول نداشتیم گوشت بخریم و توی فریزر ما فقط سبزیجات بود اما الان به لطف خدا کار خودمون و شروع کردیم و همسر من داره همزمان روی چند پروژه مسکونی کار میکنه و ما حتی به دیگران داریم حقوق هم میدیم. هر روز روابطمون با هم داره بهتر میشه و بیشتر همدیگرو درک میکنیم و صد ها نعمت دیگه..
خداروشکر میکنم به خاطر نعمتهای بی پایانش
استاد عزیزم فقط یه خواسته ازتون دارم شما فرمودید در مورد نماز و حجاب خودمون بریم قرآن و بخونیم و متوجه بشیم. اما از شما میخوام که کمی در این مورد(مخصوصا حجاب) برامون توضیح بدید تا یکم این موضوع بیشتر برامون جا بیفته. بی نهایت ازتون سپاسگزارم
امیدوارم که همیشه در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید.
سلام به استاد گرانقدر دوستان عزیز م
روزهمگی به خیر
اشتراک یه احساس کوچولوی شیرین :
چندسال پیس تویه کلاسی استادش گفت که کلمه ی ” سبحان” علاوه بر پاک ومنزه معنای شناور بودن وجاری بودن هم دارد. بعدها من در یک لغت نامه ای جستجوکردم ودیدم همینطوره.
ولی امروز آیاتی ازسوره یس رامیخوندم برام جالب بود:
۱- بااین که من بارها این سوره راخونده بودم برای اولین باردرآیه ۴۰ دیدم …..”فلک یسبحون” را ومعنای شناوربودن.
۲- اینکه بااین معنی یعنی وقتی مامیگوییم “سبحان الله” بعبارتی یعنی خداوند درهمه جا و همه چیز جاری است وتاییدی براینکه ” او خود همه چیز است”
احساس کردم باید بنویسم.
موفق وخوشبخت و احساستون عاااالی باشه.
سلام محبوبه ی عزیزم سپاسگزارم که آگاهیتو به اشتراک گذاشتی واقعا حس خوبی گرفتم.
سلام دوست عزیز
چه اسم زیبایی داری
رویای آرام و بااحساس
ممنونم
????????
Vayyyyy che ziba . Merciiii
???????
??????????????????
سلام دوست گلم خیلی جالب بود واقعا ممنون که با ما به اشتراک گذاشتی این مطلب زیبارو
سلام خانم بهره دار( فلاح)
خواهش میکنم
سپاس
?????????
روز ۳۱ ام سفرنامه ی من
سلام.استاد از اهمیت عزت نفس گفتید ومن متوجه شدم چقدر عامل مهمی هست،توی آرامش،روابط ،موفقیت ،سلامتی و همه چی…
امروز یه مسئله ای برام پیش اومد و دوباره یه چیزی برام یادداوری شد که ناشی از کمبود عزت نفس بود.
اینکه من خیلی از جاها ترسیدم که صحبت کنم،ترس از برداشت غلط دیگران..ترس از موافق نبودن دیگران بامن..باعث شد نظرمو نگم..
البته الان که فکر میکنم،یه ریشه ای در بچگیم داره که یکی از اعضای خانوادم چیزی رو که فکر میکرد درسته بهم تحمیل میکرد و صحبت کردن من باعث میشد یکلی برام توضیح بده و ولم نکنه.یطوری که از حرفم پشیمون میشدم.و از ی جایی به بعد گفتم باشه تو درست میگی، که فقط ادامه نده.
اما الان خداروشکر به نسبت قبلا خیلی بهترم.
دارم سعی میکنم فارغ از نظر و تایید دیگران حرفمو بزنم..تو دلم نگه ندارم.. و به خودم بیشتراهمیت بدم.
امروز این ویژگی من از سمت یکی از دوستام بهم یادآوری شد،و اگه قبلا بود احتمالا از خودم بدم میومد.یا حداقل خجالت میکشیدم که این ویژگی رو دارم.نمیخوام بگم نقطه ضعف ..بنظرم غلطه
اما الان وقتی به خودم فکر کردم گفتم من خودمو همینجوری که هستم دوست دارم.با همین ویژگی!
و لازم نیست بابتش شرمنده باشم.فقط سعی میکنم که هر روز بیشتر و بیشتر روی این قضیه کار کنم و عزت نفسم رو بالا ببرم.
به خودم گفتم من نیومدم که از اول کامل باشم.پس لازم نیست الان بابت این مسئله در برابر دیگران ناراحت باشم.همش به خودم مربوط میشه.
من کم کم سعی میکنم که رها تر باشم از نظر دیگران..
کم کم سعی میکنم برای خودم بیشتر ارزش قائل باشم..
من خودمو دوست دارم🥺💚
استاد یه مورد دیگه اینکه قضاوت کردنم نسبت به قبل خیلی کمتر شده..
وقتی از یه نفر عصبانی میشم،سعی میکنم خودم رو جای فرد مقابلم بذارم.اینطوری تاحدودی میتونم درکش کنم و کمتر قضاوت میکنم..کمتر دلخور میشم..
و این حس خیلی خوبی بهم میده
خداروشکر💚
استاد در مورد مدارها صحبت کردید که ما توی هر مداری که هستیم ،ایده های مطابق با اون مدار بهمون الهام میشه..
داشتم فکر میکردم خیلی از جاها شده وقتی به تصمیمات گذشته نگاه میکنم میگم چرا اونطوری عمل کردم؟باید مثلا فلان جور عمل میکردم.
اما واقعا اون تصمیم در اون زمان بهترین تصمیمی بوده که گرفتم.یعنی فکر کردم.حتی مشورت کردم.که البته کسی هم که باهاش مشورت کردم در مدار خودم بوده!
بعد ی تصمیمی رو گرفتم.
اما الان چون از مدار بالاتری بهش نگاه میکنم ،میگم میتونستم بهتر عمل کنم.اماا اون تصمیم در زمان خودش بهترین بوده.در مدار قبلیم بهترین بوده..
اینطوری بیشتر میتونم حرفتونو درک کنم.
خداروشکر میکنم که اینجام
خداروشکر میکنم بابت اینهمه اگاهی ناب
خداروشکر میکنم بابت وجود شما
تشکر💗🙏🏻
به نام خداوندی که عزت به دست اوست
روز شمار روز ۳۱ من
مبحث عزت نفس
وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً
(آیه۳۰ بقره)
همیشه با خودم میگم که تو نماینده و جانشین خدای عظیم و بلند مرتبه هستی و بالابودن پرچم تو یعنی بالابودن پرچم خدا
وقتی که اینجوریفکر میکنم اولا باعث میشه حواسم را جمع کنم که کارهایی را انجام بدم که باعث خوشنودی خدا باشه
و ثانیا احساس عجیب ارزشمندی به من دست میده
و در کنار آگاهی بالا تفکر در دو صحنه خیلی حس خوبی به من میده و عزت نفس مرا بالا میبرد
۱) وقتی به این صحنه فکر میکنم که وقتی خدا من را آفرید به خودش آفرین گفت
ثمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ
(آیه۱۴ سوره مومنون)
۲)وقتی که خدا به فرشته هایش گفت در برابر انسان سجده کنید و شیطان را بخاطر اینکه سجده نکرد از درگاهخود راند
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ
(آیه۳۴ سوره بقره)
تفکر من حول این سوال است که
خدا در وجود من چه دید که به خود آفرین گفت و به فرشته هایش دستور داد تا در برابر من سجده کنند؟
اما بحث تکامل و اینکه عجله نداشته باشیم که یک شبه راه صدساله را طی کنیم
دو آگاهی زیبا از کتاب آسمانی قرآن دریافت کردم که ترکیب این دو قانون تکامل را برایم خیلی قشنگ بیان میکند
آگاهی اول:
این دو آیه از قرآن است که مضمونش این است که انسان عجول است
✅وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا
(آیه۱۱ سوره اسراء)
✅خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ
(آیه۳۷ سوره انبیاء)
این آیات نشان میدهد انسانی که بروی خودش کار نکرده در مسیر عجله است و حال راهکار آن صبر است یعنی باید با کار کردن بروی خود به جایگاه صبر برسیم تا به آگاهی دوم برسیم
آگاهی دوم:
✅وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ
(آیه ۱۴۶ سوره آل عمران)
✅إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ
(آیه۱۵۳ سوره بقره)
حال به این آگاهی که از خدا به ما رسیده است بیاییم فکر کنیم که اگر اهل صبر باشیم خدا ما را دوست دارد و همواره در همراهی ما است
چه زیباست کلام خدا
چه عجیب به دل می نشیند
خدایا شکرت آنگونه که شایسته شکر هستی
استاد جان عزیز و خانم شایسته گرامی ازتون ممنونم بابت این آگاهی های ناب🌹🙏
سلام براستادعزیزم وهمه دوستان گرامی منم ازترسی که پاشنه آشیلم بود بگم من رانندگی میکردم اما تو جاده خیلی ترس داشتم چهل روز با نوشتن با عبارت تاکیدی میخواهم میتوانم میشود بالاخره به امید الله رفتم تو دل ترس وتو جاده هاواتوبان هاا رانندگی میکنم وازخدای خودم واستاد عزیزم سپاس گذارم که این همه جسارت رو بهمون میدن که خیلی استوار محکم حرکت کنیم شادوموفق باشید
به نام خدای مهربانم
سلام خدمت استاد و همراهان عزیز
واقعا عالیه که هر قدم همرمانی داره با اتفاقات اون روز من و ایده هایی که باید انجامشون بدم
در مورد موضوع ترس که هربار من دارم رو خودم بهتر کار میکنم هربار ترس هایی هست که باید باهاشون روبرو بشم و هربار سرعت روبرویی بیشتره از قبل و وااقعا واقعا ترس ها توهمن
ریشه ترس برمیگرده به احساس لیاقتی که تکیه ش به عوامل بیرونیه و راهکارش اینه که رو احساس لیاقت بی قید و شرط کار کنم در مورد موضوعات مختلف اینطوری میتونم با ترسام حرکت کنم
موضوع اینه که در حین ترسیدن حرکت بکنم و ایمانمو نشون بدم
واقعا خداروشکر برای آگاهی های ثروت بک برای این مسیر که با هییچ مقدار ثروتی نمیتونستم اینو بدست بیارم بخدا
چقدر خوب شد که این قدم برداشته شد و این فایلو گوش کردم چون یه ترسی بود که منو گرفته بود مه رفتم داخلش و الان احساس سبکی عالی ای دارم واقعا خداروشکرر برای هدایتاش
ممنونم ازتون استاد عزیزم
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای روز 6 اردیبهشت رو باعشق مینویسم
امروز چند تا نشونه داشتم درمورد اینکه ترسی که دارم رو متوجه بشم و باهاش روبه رو بشم
چند روزی بود خیلی درگیر این بودم که اگر من برم بالای کلایمر و بیفتم چی
و خیلی نجواهای ذهن دیگه که سبب ترسم میشد و واقعا نمیتونم کنترل کنم تا اینکه گفتم خدایا کمکم کن ،من میخوام این ترسمو هم تبدیل به توحید در عمل کنم و تکاملمو طی کنم
تا اینکه خدا سه تا فاقل بهم نشونه داد و هر سه تا فایل دقیقا موضوعش این بود که به هرچی توجه کنم همون میشه
و من متوجه شدم که این چند روز من از کلایمر ترس داشتم و چیزای ناجالبی رو میدیدم در اطرافم
و وقتی اینو فهمیدم و فایل گفتگوی استاد با آقای شعبانعلی کوش دادم
و فایل راه کارهایی برای حل مسائل شما برام نشونه اومد
چقدر دقیق داشت هدایتم میکرد تا حالمو خوب کنه و بهم فهموند که باورمو درمورد سلامتی باید تکرار کنم و باورای جدید بنویسم
و یا اینکه هرچی از بچگی از اطرافیان شنیدم که ارتفاع زیاد نباید بری و حتی مادرم بهم گفته بود حق ندارم برم بالای داربست و یا بالای کلایمر
و حرف هایی که مادر و برادرم میگفتن به شدت ترس داشتم و سبب شده بود نجوای ذهنم این گفتگو هارو برای ترس و نگرانیم بیشتر کنه
وقتی من گوش دادم به فایل دیدم کمی سخته کنترل ذهنم ،حاضر شدم و رفتم بیرون و رفتم نون خریدم و برگشتم و حق کردم که دیگه نرو بیرون و بشین این فایل رو با دقت گوش بده
که خیلی بهم کمک کرد
و متوجه شدم که باید آگاه باشم و باورهای قوی رو که ضبط کردم با صدای خودم هر روز گوش بدم و چند روزی بود که وقتی در فایل جلسه ای که استاد گفتن حتی آرزوهاتونو ننویسید و سبب شد من درست متوجه نشم و باورایی که هر روز گوش میدادم رو بازم گوش ندادم و گفتم باید فایل جدید ضبط کنم ،چون توی همون فایلی که با صدای خودم ضبط کرده بودم ،در مورد خواسته هام و لحظه پایانیش صحبت کرده بودم و هر وقت گوش میدادم به قدری حالم فوق العاده عالی میشد که اشک جاری میشد
اما این درست متوجه نشدنم سبب شد که چند روزی گوش ندم و بعد که با فایل جدید استاد بعد از فایل مراقبه ، که گفتن باید وقتی خم درمورد خواسته هاتون فکر میکنید احساس خوبی داشته باشید که تجسمی که دارید سبب حال خوب و اشک بشه و لحظه پایانی رو ببینید
که وقتی من اینو شنیدم فهمیدم که تجسم های من درست بوده که وقتی صدای خودمو میشنیدم ،و تجسم میکردم خیلی خیلی حالم عالی بود ،در صورتی که هیچ کدوم از اونا رو نداشتم اما حس میکردم واقعا دارمشون و اشک از چشمام سرازیر میشد
و خوشحالم از اینکه متوجه شدم که درست بوده روند انجام تمریناتم
خدا چند روزی هست هدایتم کرده به ورزش هایی که بدون دمبل و دستگاه هست و با حرکات کششی و پلانک و شنا هستن ولی فعلا شنا نمیتونم برم و باید تکاملمو طی بکنم
و یه پیج اینستاگرام رو دیدم که بدون دمبل داشتن حرکات ورزشی رو انجام میدادن
شب که میخواستم بخوابم هدایت شدم به همون پیج اینستاگرامی و فقط داشتم به اینکه روی چمن با پای برهنه و بدون کفش ورزشی تمرین میکنن نگاه میکردم و یه الگو بودن برام که میشه رو چمنا بدون کفش ورزش کرد و یا روی زمین اتاقم
که کاشی هست
و من از بچگی اینو شنیده بودم که اگر زیاد بشینی روی چمنا و با پای برهنه روی چمن و زمین کاشی راه بری سبب بیماری در استخوان هات میشه
و حدود یک سالی بود من وقتی پارک میرفتم و جاهای دیگه به افرادی توجه میکردم که بدون زیر انداز دراز کشیدن رو چمنا و یا پسر هایی رو میدیدم که روی چمن ها بدون جوراب و کفش دارن فوتبال بازی میکنن
و وقتی در سریال زندگی در بهشت استاد رو دیدم که دراز کشیدن روی چمنا و گفتن هر جا چمن ببینم میرم چند ساعتی دراز میکشم و میخوابم ،
این سبب شد که باورم نسبت به راه رفتن و نشستن روی چمن تغییر کنه و با دیدن این افرادی که روی زمین و چمن بدون کفش داشتن تمرین میکردن
این باورم هم شکسته شد که من شنیده بودم که بدون کفش اگر ورزش کنیم آسیب می بینیم ،اما داشتن بدون کفش روی چمن ورزش میکردن
و این سبب شد که مقاومت های ذهنم برداشته بشه
بعد گفتم بذار ببینم کسی هست که از ارتفاع بره بالا و نقاشی بکشه تو گوگل نوشتم و چند تا خانم رو دیدم حس کردم کمی مقاومت ذهنم داره میره و به خودم گفتم باید الگو پیدا کنی طیبه
امروز من پر از درس بود و خدا بی نهایت به من کمک کرد تا حالمو خوب کنه ،میدید که نمیتونم ذهنمو کنترل کنم سریع حالمو خوب کرد
خدا به شدت مراقبمه و هر لحظه ریز به ریز داره هدایتم میکنه به سمت مسیر خودش
خدایا شکرت
طیبه جونم حالت چطوره دختر توحیدی سایت
من به شخصه پیگیر کامنت هات هستم و زیاد با نظرات جذاب و هیجان انگیزت برخورد کردم.
دخترررررر عجب چیزی گفتی عجب تمرینی. من بارها شنیده بودم که صدامونو ضبط کنیم و از این داستانا اما نهایتش چهارتا جمله تاکیدی بود که هیچ حسی رو در من برنمی انگیخت . تا رسیدم به این کامنت و این تمرین. واااای دختررررر تو چه کردی؟ یا به قول اون آهنگه: تو چه کردی با دلم وااااای !!! علامت خنده از ته دل که نیشش تا بناگوش بازه و اب دهنش ریخته بیرون)
دختررررر من دیوانه ی این کار شدم. اولش با کمال بی حسی گفتم بذار از خواسته هام و تجسمشون و دیدن لحظه ی پایانی یه ویس بگیرم . ببینم چه جوریه. خدا شاهده اولش که از خواسته م گفتم و اخرش دکمه ی پایان ضبطو زدم نفهمیدم چی ضبط کردم تا اینکه پلی ش کردممم. ای وااای من من اشکی بود که تو چشمم جمع می شد. انقدر که تو دلم قنددد اب شددددد و حسش کردم و مو به تنم سیخ شد. اینم بگم که از صبح حالم عالی و دختر خدا بودم امروز.
الهی شکر که نوشتی جیگر
الهی شکر که دیدم کامنتت رو
الهی شکر که عمل کردم
دختررر امیدوارم غرق شادی و لذت باشی و بتونی بری تو دل ترس هات
ماچ ماچ
سلام استاد
سلام دوستان
اتفاقا من یه مدته خیلی به این موضوع فکر کردم که چرا استاد به اینهمه نتیجه رسیده.و به جواب رسیدم که خ امروزم استاد با این فایل کاملش کرد.
به نظر من اون فوت خاص کوزه گری اون ضربه اخر اون ورد خاص اون دکمه تغییر سریع که خیلیا دنبالشن و خیلیم میپرسن همین خطر کردنه همین جرات داشتنه همین بی کله و با توکل بودنه همینه که استاد رو به خیلی از نتایج رسونده.
همه ما خیلی راحت کار کردن روی باور رو انجام میدیم ذهنمون رو کنترل میکنیم تمرینات رو انجام میدیم 10درصد از ورودیمونو میبخشیم اما به این خطر کردنه که میرسیم پاهامون شل میشه.من به خودم دارم میگم که اگه میخام به نتایج بزرگ برسم باید مثه عباسمنش جرات به خرج بدم همین و الانم دارم دست به یه کارایی میزنم که تو همین مسیر حرکت کنم.
یادمان باشد:
((خداوند همه چیز میشود همه کس را به شرط ایمان _ به شرط پاکی دل))