مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر0MB0 دقیقه





سلام استاد عزیز و خانم شایسته خوش ذوق
درود بر دوستان خوبم
من یک تصمیم گرفتم که از شغل قبلی خودم بیرون بیایم و تمرکزی دنبال هدف خودم بروم
دیشب در بحث با همسرم سر همین موضوع و خرج کرد و قسط و وام صحبتی پیش آمد
من ناخواسته کمی بهم ریختم و عصبی شدم اما چون در دلم نسبت به کاری که می خواهم انجام بدهم ایمان و اطمینان کامل دارم
ناراحتی ام زیاد طول نکشید و براحتی شب خواهم برد البته دیگر فراموش کردم
امروز که سایت استاد آمدم و نشانه امروز خودم را زدم تا گوش بدهم دقیقا همان موضوع دیشب خودم را به یادم آورد
خدا رو شکر که اینگونه من را هدایت کرد تا با شنیدن صحبت های استاد راه خودم را پیدا کنم و به هدف خودم ادامه بدهم
می دانم و ایمان دارم که خدای عزیز خودش راه گشای من خواهد بود و خود او من را به سمت بهترین ها هدایت می کند البته با فرکانس های خوبی که من ارسال می کنم به جهان هستی
می دانم که وقتی که بخواهم خدای عزیز به احساس خوب من جواب می دهد ومن را به سرمنزل مقصود می رساند
واقعا این نشانه امروز من آرامشی به قلب من وارد کرد که خدا می داند چقدر پر انرژی شدم و روحیه و انگیزه ای تازه گرفتم
ممنون استاد مهربان
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام
گام 21
خدا رو بی نهایت شکر میگم که فایل این گام استاد عزیزم نشانه ای بود برای من
استاد نمیدونم چی بگم آخه
مدتهاست با همسرم صحبت میکنم راجع به ساخت یه خونه ی جدید و من خیلی تکرار میکنم و میگم دوست دارم 300 متر زمین داشته باشیم و یه ملک خیلی خوب توش بسازیم با مغازه و پارکینگ و البته پول چندانی هم نداریم خخ و استاد جان شما هم پول اون زمین رو نداشتید و براتون جور شد
به خدا قسم الگوهای تکرار شونده زندگیم گواه اینه که هر چیزی رو دوست داشتم داشته باشم قبلش پولی در کار نبوده و جور شده برام
و امروز عصر طبق تعهدی که دادم برای مداوای کتفم رفتم دکتر
موقع برگشت رفتم مغازه ای و یه کت و یه بارانی خیلی خوشگل خریدم با پولی که همسر عزیزم بهم داد و جالبه که رفتم مغازه ای که اجناسش خیلی شیک بودن وقتی قیمت پرسیدم تعجب کردم چرا اینقدر ارزونن فروشنده که یه خانم خیلی مهربون بود گفت همه اجناس آف خوردن و من بدون دونستن این موضوع از تخفیف خیلی عالی بهره مند شدم خدا رو صد هزار مرتبه شکر و بعد این خرید از یه مغازه ی گل فروشی یه دسته گل نرگس خریدم من عاشق گل نرگسم و الان بوی خوشش تو خونه پیچیده آخه امروز سالگرد ازدواجمون بود چه جالب مدت عضویتم تاریخ تولدمه خدایا بی نهایت شکرت
و بعد از کلی پیاده روی یه دفعه خودم رو مقابل یه قطعه زمین بزرگ دیدم در یه منطقه خیلی خوب از شهر و یه لحظه یاد فایل امروز افتادم و داستان زمین بندرعباس شما و خواسته ی جدید من ، یه لحظه ایستادم نگاهی به زمین انداختم و پسندیدم خخخخخ گفتم خدایا شکرت که صاحب ملک زمین و آسمونی له ملک السموات و الارض و له الحمد و له الملک
خدایا بی نهایت سپاسگزارت هستم
استاد گرانقدرم خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام سپاسگزارتون هستم
سلام به استادعزیزم ومریم جانم
ردپای گام 21
استادجانم فایلتون چقدر به موقع رسید از دیروز تا به امروز داشتم بابت شروع ی کاری کلی فکر میکردم وسبک سنگین میکردم که،
آیا الان وقت مناسبی برای استارت اینکار هست؟آیا من میتونم الان برطبق مهارتهایی که یادگرفتم انجامش بدم؟
یانیازه یکم بیشتر آموزش ببینم وعجله نکنم؟
صبح امروز که داشتم این فایلو گوش میکردم شاید باورتون نشه قبلش داشتم تایپ میکردم همین سوالات رو برای استادم
که استاد من تا فلان جا این مهارت رو یادگرفتم بنظر شما میتونم شروع کنم وسفارش کاری که بهم شده رو قبول کنم یانه؟
وامشب اتفاقاتی افتاد که حتی نیاز نبود اون سوال رو از استاد یادگیری مهارتم بپرسم ورفتمو دیدم هنوز سوال سین نشده منم با خوشحالی پاکش کردم
دیدم که خودم از صبح تا حالا با شنیدن این فایل واتفاق خوبی که امشب افتاد قادر به تصمیم گیری شخصی هستم ونیازی نیست مشورت بگیرم.
دلم خیلی آروم گرفت استاد.معنی تکامل رو هر چی بیشتر جلو میرم عمیقتر درک میکنم
جمله طلایی این فایل که منو برد رو ابرا…
مابایدشخصیتمون تغییر کنه تا نتایج تغییر کنه
چقدر خوب وجامع توضیح دادید که چطور،چه زمانهایی و ازکجا باید قدم های کوچیکمون رو برداریم
و ورودی که نباید قطع بشه.(چقدر من سر این موضوع سابق بر این ساده لوحانه فکر میکردم)خخخخخ
والگوهای تکرار شونده
خیلی کمک کننده بود استاد سپاسگزارم
درپناه خداباشید.آمین
با سلام خدمت استاد عباس منش و خانم مریم شایسته و دوستان هم فرکانسیم
این فایل ومن چندین باره دارم گوش میدم.
دیشب خوابی دیدم که تفسیر من بعداز دیدن جلسات روانشناسی ثروت ۲ متفاوت تر شده و احساس اگاهی بیشتری دارم و مینویسم تا ردپایی از تحول خودم را واسه اینده بزارم و خواب من تایید کننده این هستش که واسه شروع یک مسیر نباید روی ناخواسته های ان تمرکز کنی و باید مسیر را طی کنی در مسیر هدایت میشوی .
به تعبیری تو خود قدم در را بنه و هیچ مپرس و……
و اما دیدم که یک گروهی بودیم به دنبال یک هدفی به بن بست خوردیم و به در و دیوار میزدیم واسه رهایی تا اینکه به این نتیجه رسیدیم که یک مجلس بزرگ همچون مجلس سنا در امریکا تشکیل میشه که در ان مجلس راهکار رهایی ما بیان میشه و تمامی دوستان میخاستند که اقدام کنند سایرین با صحبت هایشان مانع میشدند و نمیتونستند مسیر رسیدن به ان مجلس را که چندین مرحله داشت را طی کنند و بعضی از دوستان اصلاحرکت نمیکردند و بعضی در چند مرحله به دلیل نگاه بقیه حرکت نمیکردند و من بدون اندیشه قبلی و به صورت یک دفعه تصمیم گرفتم که به ان مجلس راه پیدا کنم و ضمن اینکه در ان گروه یه شخص بزرگ بود که قبلا در مجلس فوق بود اما باز هم به خاطر سرزنش اطرافیان ایمان نداشت که بتونه به مجلس بره اما امیدوار بود .
من حرکت کردم و اوکه من و دید پشت سرم امد .رد کردن مراحل خیلی سخت بود نه از این باب که موانع فیزیکی باشه از این باب که اشخاصی که در هر مرحله بودند نگاهشان این القا را میکرد که شما نمیتوانید به این مجلس راه پیدا کنید و در مسیر ان مرد بزرگ بارها تحت تاثیر قرار میگرفت و در صدد این بود که من را از ادامه مسیر باز دارد اما من گوش نمیدادم و رفتم تا به ان مجلس راه پیدا کردم و در ان جا فقط یک نفر اشنا دیدم و بعداز موفقیت مثل اینکه از خواب بیدار شدم اما در خواب بودم میخاستم در قالب یک شخص دیگر موفقیتم را برای بقیه بگویم اما همان کسانی که مانع حرکت من میشدند از حسادت بی اعتنا به این دستاورد من بودند و تعمدا گوش نمیدادند .
و اما نتیجه گیری من افرادی که مانع حرکت من میشدند عوامل بیرونی بودند و ان فرد معروف که همراه من بود همان نجواهای ذهنم بودند و به تعبیری عوامل درونی بودند که با کمک عوامل بیرونی در صدد توجیه من بودند که حرکت من به سوی مجلس مورد نظر کاریی است بیهوده و منتج به نتیجه نمیشود و من را متمرکز میکردند به ناخواسته های مسیر نه خود هدف و هرچند که من به مجلس رسیدم و بیدار شدم و دیگر متوجه رهایی گروه از بن بست نشدم اما به من گفته شد که تو حرکت کن و ازمون های پیش رو را موفق شو بعداز قبولی تو در مدار درست قرار خواهید گرفت و به تو گفته میشود انچه را که ضرورت دارد (تعبیر خودم در عالم بیداری).
دوست عزیزم سلام
باورتون میشه من دقیقا یه همچین نشونه ای میخواستم؟
که خدا بهم بگه میتونم این مسیری که جلو پامه طی کنم یا نه
اون مسیر مسیر به امریکاست
و با این کامنت جهان گفت اره میشه
فقط تعهدم نباید یادم بره
نباید سست بشم
چون باور و ایمان واقعی میخواد این مسیر برای اینکه درش بمونی
احساس کردم اون ادمی که توی خواب ایمان نداشت ولی امیدوار بود من بودم
خدایا کمکم کن و هدایتم کن به ایمان و باور
نه به منطقی که محدود میکنه
بلکه به منطقی که باور بهش و پیروی ازش منو رشد میده و به هدفم میرسونه
سپاس خدای بزرگ و مهربانم
از شما هم بابت نوشتن کامنتتون ممنونم
شاد و سلامت باشید🌿✨
به نام فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به استاد عزیزم و مریم شایسته نازنینم
سلام به دوستان پرسشگر و جوینده حقیقت و درک اون
مصاحبه با استاد_قسمت 27
سوال پرسیده شده:
استاد زمانی که شما در شروع کار خودتون ایران بودید و اول کارتون بود و از نظر مالی مشکل داشتید، چطور هزینه های زندگی تون رو تامین میکردید؟که باعث شد بتونید مسیرتون رو ادامه بدید و رها نکنید.
چطور از عهده زخم زبان های مادرزن و زن و پدرزن و اطرافیان براومدید و ذهن تون رو کنترل کردید؟
پاسخ استاد:
اولا هزینه خاصی نبود.
من وقتی بندرعباس بودم تازه با این قانون آشنا شدم که میتونم با ذهنم یکسری اتفاقات رو خلق کنم و خداوند هدایت میکنه و میشه از جاهایی که فکرش هم نمیکنی درها باز بشه. داستانش طولانی و مفصل هست اما کلیتش این بود که من دوست داشتم یک زمینی بخرم و اون زمین یک رشد مناسب داشته باشه.هیچی هم پول نداشتم.فقط میخواستم این اتفاق بیفته. بــعــد یک ایده ایی اومد که این پوله ایجاد بشه. بعــد پوله ایجاد شد و بــعد یک زمینی خریدم خیلی ارزان.
قبلا اون زمین ها گران بود در شهرک دریا در بندرعباس.اما یکاتفاقی افتاد بود که زمین ها تیکهتیکه وکوچیک شد وتونستم یک زمین سیصد متری بصورت ارزان بخرم. واقعا معجزه آسا پولش جور شد و این اولین چیزی بود که باورم رو قوی کرد که خداوند میتونه پاسخ بده به شکلی که باورت نمیشه تو تاکسی که کار میکردم با شخصی آشنا شدم که گفت من مسوول اون زمین ها در تعاونی هستم. و اتفاقات خوبی که افتاد و با بهترین قیمت یک زمین دست اول برام پیدا کرد.معجزه در این حدکه یک زمینی گرفتم که حتی متراژش بزرگتر بود با قیمت خیلی خیلی مناسب اون زمین ها در عرض چندماه 30 برابر قیمتش افزایش پیدا کرد. اما اون موقع هیچ برنامه ایی نداشتم ونفروختم. و اون زمانی که دیگه هدف داشتم و میدونستم میخوام چیکار کنم با کاهش قیمت البته 15 برابری که سرمایه گذاری کرد بودم فروختم. کل پول رو گرفتم و دادم دست مدیر برنامه هام که رفیق و فامیل مون هم بود.(کاری ندارم که کارم اشتباه بود اینکه آدم خودش آمار حساب کتاب هاشو نداشته باشه اشتباهه.و اون زمان من قانون رو به این دقت نمیدونستم) و ما هم تومسافرخونه ها زندگی میکردیم و هزینه خاصی نبود. همون پوله کار رو شروع کرد و همون پوله از هیچ به وجود اومد.
و تو اون دوره برای من این اتفاق ها افتاد….
وقتی ادم بـخواد خداوند از همه جا دستاشو میاره و اتفاقات رقم میخوره.
اینکه اون بنده خدا بیاد تو تاکسی بشینه بغل من، بعد اون حرفها رو بزنه و اون زمین رو بخرم بعد اینجوری رشد کنه و بعد بیایم.
به هرحال ایمانم رو قوی کرد که اتفاقات میتونه بیفته و معجزات میتونه رخ بده، وقتی من تغییر میکنم و باورهامو تغییرمیدم.و درهای رحمت خداوند بازه ومیتونه بیشتر و بیشتر بشه.
برای هزینه ها هم که گفتم.و کلا من آدم پر هزینه نیستم وکلا یک دست لباس بیشتر نداشتم.با هزینه های کم داشتیم زندگیمون رو میگذروندیم.
بــعد بطور معجزه آسا یک خونه با وسایل نو و تمیز و مرتب سر راه مون قرار گرفت.
وقتی آدم حرکت میکنه وقتی آدم شجاعت حرکت کردن در مسیر رو پیدامیکنه درها باز میشه. همه از هیچ یا صفر شروع کردند هرکسی که به یکجایی رسیده یا حتی از زیر صفر…
درمورد تحقیر و اینا که گفتین خانواده خوبی بودند دخالت نمیکردند.البته چون آدم شر و تندو تیزی بودم کسی هم جرات نمیکرد که منو تحقیر کنه یا دست بندازه.هرکسی اگر میخواست دخالتی کنه من واکنش نشون میدادم قطعا…یکی از دلایلی که فهمیدم شراکت کار اشتباهی هست این بودکه باید شریک رو راضی میکردی تا ایده هاتو اجرا کنی. همه ی پیشرفت های من زمانی شروع شد که از شریک هام جدا شدم وتونستم ایده هام رو راحت اجرا کنم.
من مطمئنم اگر کسی با تمام وجود حرکت کنه خداوند درها رو باز میکنه، خداوند دل ها رو نرم میکنه براش.مهم اینه با تعهد حرکت کنه.
به هرحال همه چی گل و بلبل هم نبود دیگــرانی بودند که میگفتند اون شرایط خوب رو ول کردی و … اما من نمیتونستم به اون شیوه قبلی زندگی کنم. من باید دنبال اهدافم میرفتم، باید راه رسیدن به اهدافم رو پیدا میکردم،اوایلش تا قانون رو بفهمم خیلی سخت تر بود و خیلی بیشتر طول کشید خیلی اذیت شدیم. ولی بعد که قانون رو فهمیدم انصافا همه چی دیگـه زود اتفاق افتاد دیگـه بوم بوم بوم…هدف ها تیک خورد.برای همین دوست دارم بچه ها اصل رو بفهمند تا این فرعیات و حاشیه ها که بعضی ها بهش چسبیدن…
خدایا شکرت برای داشتن لپ تاپی که راحت میتونم کامنت بنویسم،راحت فایل ها رو بارها و بارها گوش بدم.
خدایا شکرت برای اینکه تنهام و جای درستم در خونه مون هستم و میتونم با تمرکز لیزری رو خودم کار کنم.
حدایا شکرت برای اینکه داره درکم نسبت به قوانین هربار بهترمیشه و منم یک روزی میگم اهدافم رو تیک خورد بوم بوم بوم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد و مریم بانو و تمام دوستان توحیدی
استاد وقتی تو بندرعباس با اون شرایط که بود چون ایمان داشت هدایت شد به چه انسانهای شریفی تو رانندگی صاحب اون ملک ها تو ماشین ایشان براش زمین می خره قیمت زمین سی برابر میشه این کار خداست این ایمان استاد به خداست هیچ چیز اتفاقی اتفاق نمی افتد
استاد با ایمان همه ی وسایلش می بخشه میره تهران با دو بچه چقدر تحسین داره کی این قدر با ایمان به خدا همه چیز ول می کنه که خودم خالق زندگیم هستم میره موفق میشه
اگه به هدایت خدا ایمان داشته باشیم این میشه نتیجه
استاد الگوی کامل برامون هست همه زندگیش میگه از اول که مسافر کشی کرده تا …
نمیاد الانش بگه از خودش مثال میزنه میگه از کجا به کجا رسیده
جهان جا برای پیشرفت زیاد داره
من دوس دارم کجای جهان باشم برای همه ثروت هست خونه هست ماشین هست …تا دلت بخواد هست هرکسی می تونه هزار تا خونه و ماشین داشته باشه …بی نهایت ثروت هست
همه چیز بی نهایت هست
کسی نمیتونه جلوت بگیره
فقط باید ظرف وجودت بزرگ باشه
با ایمان به خدا قدم برداری تلاش کنی خدا هم جسارت من ببینه کمک میکنه
باید حرکت کنم آب حرکت میکنه وگرنه می گنده
همه چیز به دست انسان درست میشه
خدایا شکرت بابت تمام نعمت هات
سلام و درود به استاد و مریم جان و دوستان بهشتیم
خدایا هر چه دارم ازآن توست
دوازده ام بهمن رفتم اداره پست بعد از حدود پنج ماه کارت ملی ام پیدا شد رفتم بیارم یک آقا با کیف پول و کلی مدارک…آورد داد به اداره پست تا پیام بده به صاحب کارت چقدر لذت بردم تحسین کردم چقدر آدم خوب هست
دارم هر روز نشونه ها رو میبینم تو ماشین بودم دو خانم راجع به گواهینامه حرف میزدن چون خودم همش دلم می خواد گواهینامه رانندگی بگیرم گفتم خدایا شکرت این هم نشونه
دیروز یک معامله داشتم صاحب مغازه گفت جا نداره حتی هزار تومان کم کنم مقداری از پول موند امروز بردم بهش دادم خودش عزتمندانه یک مقدار تخفیف داد خدایا شکرت
صبح می خواستم اینترنت بگیرم پسرم گفت مامان پول کمه برای خونه نمی مونه گفتم بگیر خدا بزرگه امروز خواهرم اومد خونه مون خودش مقداری بهم داد خدایا شکرت
هر روز خدا رو شکر نشونه میبینم
خبر خوش می شنوم
امروز گفتم خدایا تو این کارو برام بکن بخدا شد خواهرم روش نمیشه همسرم باشه بیاد خونمون همسرم رفته بود روستا گفت میاد گفتم خدایا اگه خیره امروز همسرم بمونه روستا چون خواهرم خیلی وقت بود خونمون نیومده بود همسرم زنگ زد گفت نمیاد خوش حال شدم
اگه به هدایت خدا ایمان داشته باشیم همون که می خواهیم میشه
خدایا شکرت از دیروز تا الان خیلی برام کار هامو درست کردی سپاسگزارم
خدایا من تسلیم توام
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته و همه دوستان عزیزم
بینهایت سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده
استاد عزیزم منم به نوبه خودم از شما سپاسگذارم بابت این آگاهی های نابی که در اختیار من قرار دادین عالی بود تا اینجای 27 قسمت مصاحبه با استاد، کلی برام آگاهی و درس داشت
راجب توکل که گفتین به نظره من همون بحث توحیده؛ که آدم به خداوند توکل داشته باشه، چه زمان هایی که همه چی گل و بلبله، چه زمان هایی که با یک تضادی مواجه میشیم؛ توکلمون به خدا باشه و ناامید نشیم، مایوس نشیم، تو احساس بد قرار نگیریم و به خدا متوکل باشیم وایمان داشته باشیم در پی این تضاد خیری در راه هست، دقیقا زمانی که من با یک تضادی مواجه شدم؛ توکلم به خدا بیشتر شده و نتیجش شده خیلی تمرکزی تر رو خودم، رو کارم و رو سایت کار کردن، به جای اینکه جا بزنم، با قدرت بیشتری ادامه دادم؛ چرا؟ چون توکلم به خدا بوده، چون مطمعن بودم خداوند مثل همیشه منو هدایت میکنه و حامی منه، خصوصا زمانی که به الهاام شد پسرم عجله نکن، تو آرامش داشته باش، تضادو بسپر به من تو از زندگیت لذت ببر و بقیه امور رو بسپر به من
من از وقتی وارد سایت شدم؛ بحث توحیدو شنیدم و سعی کردم درکش کنم، خدا رو شناختم و سعی کردم درکش کنم زندگیم درگون شده؛ زمانی که درک کردم فقط از خدا بخوام و برای از خدا خواستن نیاز به هیچ شفیعی نیست؛ زندگیم از تمام جنبه ها دگرگون شده و الانم میگم خدایا منو به راه راست هدایت کن، خدایا شکرت منو به این مسیر هدایت کردی
راجب دوره 12 قدمی که خانم شایسته و قانون تکاملی که استاد فرمودن میخوام یه مطلبی بگم که سال ها بعد یادم بمونه؛ مدت هاست نشونه هایی میاد برام که 12 قدم رو شروع کنم خصوصا دیروز که چندتا نشانه واضح برام اومد و اینجام خانم شایسته از 12 قدم گفتن و چیزی که از نشونه ها میاد اینه که بعد 12 قدم قراره اتفاقات شگفت انگیزی بیوفته البته با شروعشا ینی از قدم اول قراره معجزات وارد زندگیم بشه نه اینکه 12 قدم تموم بشه اتفاقات و معجزات شروع بشه؛ بهم گفته شده از همون قدم اول نتایج خیره کننده رقم میخوره و من پیشنهاد خانم شایسته رو نشونه بعدی خرید دوره 12 قدم میدونم؛ از خدا میخوام همواره منو هدایت کنه، از خدا میخوام تو این مسیر ثابت قدم باشم و هر روز و هر روز و هر روز ادامه بدم
خدایا شکرت
سلام افلاطون جان
کامنتتو خوندم درمورد دوازده قدم مطمئن باش که دوازده قدم پایه ی تمام آموزش های استاده
از همون قدم اول و دوم معجزه میبینی لطیف میشی حالت خوب میشه میدونی با چه جور خدایی طرف هستی کاری به کسی نداری خودتو مقایسه نمیکنی زور نمیزنی عجله نداری
قبلا اگه دنیا سیاه و سفید میدیدی
بعدش رنگی میبینی زیبایی میاد
درهای جدید باز میشه.
نمیخوام بگم بقیه دوره ها اینکار رو نمیکنن نه حرفم این نیست
حرفم اینه که تو دیگه قانون رو ذره ذره مثل اینکه یه بذر گل سرخ کاشتی و داری آب و کود بهش میدی تا یکروز سر از خاک در میاره یواش یواش برگاش بزرگ میشه نشونه هارو میبینی یقین پیدا میکنی مسیر درسته بعد گل میده …
و جالبیش این جاست وقتی دورهای دیگه رو میگیری راحتر میفهمیشون و درکشون میکنی
ولی باید رو خودت از همون اول کار کنی و ادا در نیاری… هر دوره یه ویژگی های داره که دوره دوازده قدم همه چی رو باهم داره
به حست نگاه کن بعد همون تصمیم رو بگیر…
اینقدر من دوره دوازده قدم رو دوست دارم که دوست داشتم اینو بهت بگم اگه نمیگفتم درحق خودم ظلم کردم
موفق باشی
سلام دوست خوبم، سلام سهراب جان؛ میدونی شما برام زبون خدا شدی؟ من دیروز غروب قدم اول رو خریدم و 4 ساعت دیشب و 1 ساعت صبح داشتم تمرین چکاپ فرکانسی رو انجام میدام: میدونی کامنتت چه پیامی برام داشت؟ خدا بهم گفت آره پسرم کاره خوبی کردی این دوره رو خریداری با این دوره قرار به آرزوهات و خواسته هات برسی: وقتی کامنتتو خوندم قشنگ حس کردم که خدا به دلت انداخته این پیام رو بهم بدی و این سبب شد با ایمان هر چه تمام تر این دوره رو باهاش پیش برم و به تک تک خواسته هام برسم
مرسی سهراب جان؛ مرسی که به ندای قلبت گوش دادی و برام کامنت نوشتی
دوست دارم دوست خوبم
سلام آقا افلاطون خوشتیپ سایتمون
و سلاام به همه خانواده بزرگ عباس منش
آقا افلاطون من شما رو فالو دارم و همیشه از نتایجتون ..از کامنتتون و چگونگی استفاده از قانون در زندگی ..با مثالهایی ک میزدین کلی درس میگرفتم
چند وقتیه ک هر چی پیام میاد از رد پاهای شما ، همش توی دوره قانون سلامتی هست و من چون دوره قانون سلامتی رو ندارم نمیتونم کامنتهای عالی شما رو بخونم ..خواستم بگم یکم از اوضاع و احوالاتتون رد پا بزارید توی فایلهای دانلودی یا دوره دوازده قدم ک منم بتونم بخونم . ممنون و سپاسگزارم
در پناه خداااا شاد و ثروتمند باشید .
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به باران عزیز و سلام به همه بچه های سایت
بینهایت سپاسگذار خداوندم که منو به این مسیر الهی و پر از آگاهی هدایت کرده و من اینجام کنار شما خوبان و من اینجام کنارشما بهترین ها و مهربان ترین ها و من اینجا کلی دوست های فوق العاده مثل باران عزیز دارم
با تموم وجودم سپاسگذارتم باران جان بابت کامنت فوق العاده ایی که برام نوشتی و منو خطاب کردی به خوشتیپ سایتمون: شما چندمین نفری هستی منو خوشتیپ سایتمون خطاب کردین و من حقیقتا خوشحال میشم: البته هر کسی هم جای من میبود خوشحال میشد
و چقدر خوشحالم که منو فالو دارین منو دنبال میکنین وچقدر خوشحالم که تجربیات من و نوشته های من و کامنت های من براتون مفید واقع شده و میشه؛ به روی چشم دوست عزیزم، حتما وحتما وحتما براتون مینوسم: خیلی دوستتون دارم و خیلی خوشحالم که دوست خوبی مثل شما دارم
هر اتفاقی برات افتاد از این مسیر دور نشو: چرا که تضاد لازمه رشد و پیشرفته؛ تو این راه رشد میکنی و پیشرفت میکنی و بعدش یک تضادی برات به وجود میاد که قراره خیلی رشدت بده: اما شیطان میاد بهت میگه توکه این همه داری وقت میذاری و رو خودت کار میکنی چرا همچین تضادی برات به وجود اومده؟ تویی که انقدر خدا خدا میکنی کوخدا؟ واقعا تموم اونایی که موفقن مسیر فکری تورو دارن و فایل گوش میدن؟ و تورو از این مسیر دور میکنن: هر اتفاقی افتاد از این مسیر دور نشو: قطعا این مسیر مسیره حقیقت و درست ترین مسیره
انشالله به تموم خواسته هات برسی دوست خوبم و به ثروت پایدار برسی
بنام فرمانروای جهانیان
سلام ب همگی عزیزانم
گام 21
مرور چند اصل برای تصحیح دوباره ی مسیر
تصحیح دوباره ی مسیر
یعنی پیش میاد ک گاهی از مسیر خارج میشم
چون توانایی کنترل 100٪ ذهن رو ندارم
و طبیعی هست چون من انسانم و فراموش میکنم مسیر رو
فراموش میکنم روندی ک منو ب خواسته هام رسونده ،یادم میره ک با استفاده از همین روند میتونم ب خواسته های دیگه ام هم برسم
کاری ک باید انجام بدم چیه برای برگشت ب مسیر؟
اینکه بدونم خداوند همیشه هست و همراه منه، هدایتم میکنه با تمام نقص ها و کاستی هام منو دوست داره و قضاوتم نمیکنه
خداوند سیستمه و فقط فرکانس منو دریافت میکنه و بازتابش و ب شکل اتفاقات وارد زندگیم میکنه
یکبار دیگه قانون و مرور کنیم
تمام اتفاقات زندگی ما ب واسطه ی افکار باورها و فرکانسهای ماست
یعنی ب هرآنچه توجه کنم از جنس همون وارد زندگیم میشه
ب زیبایی ها توجه کنم زیبایی بیشتر وارد زندگیم میشه
احساسم خوب باشه اتفاقات خوب بیشتری و جذب میکنم
برای درک بهتر قانون،باید بگردم دنبال الگوهای تکرار شونده تو قرآن ، و جیزی ک بارها تکرار شده تو قرآن اون اصله و باید ازش پیروی کنم
و تو جهان اطراف تو حیوانات مرغ و خروس الگوهای تکرار شونده رو چندبار ک ببینی متوجهش میشی
ک این حرکت یا این محرک باعث حرکت بعدی باهاش میشه ک من بارها دیدم و متوجه شدم
همه چی این جهان با قانون تکامل شکل میگیره و رشد میکنه ک این قانون درمورد منم صدق میکنه
تو یادگیری، تو ساخت و ساز
آموزش دادن و آموزش دیدن
و درک قانون هم همین طور ،ی مثال نیزنم درمورد خودم ک ایمانم قوی تر بشه ب قانون تکامل
من چند سال پیش خواهرم و میدیدم ک هم خیاطی بلده هم آرایشگری و کوتاهی
خیلی خوشم میومد و میگفتم چقد خوبه بلد باشی این مهارتها رو واین خواسته در من شکل گرفت
الان هم خیاطی بلدم هم آرایشگری ،کوتاهی و..
یکباره ک یاد نگرفتم،اول از الگویی ک خواهرم برام کشیده بود چنتا مدل ساده یقه گرد دوختم
بعد شروع کردم الگو کشیدن و یاد گرفتم
بعد تازه یادگرفتم خودم صفرتاصد لباس ساده یقه گرد بدوزم چ ذوقی میکردم و خوشحال بود
بعد هدایت شدم ب ی دوره ی آنلاین رایگان ک هزینه اش 25 هزار تومن بود خخخخ خدایا شکرت
همه ی یقه ها رو یاد گرفتم
و بعد اومدم ترکیب کردم آموزش ها رو با ایده هایی ک از اینستا میدیدم
خدای من چقد احساس خوشبختی نمیکردم و لذت میبردم از قدرت خالق کنندگی و مدلهای زیبا ک تاحالا خواهرم هم ندوخته بود
مدل شلوار
کت وشلوار
بهم میگفت نمیتونی سخته ولی من هدایت شدم ی آموزش ها مربوط بهش
و دوختم و یادگرفتم و باعث شدم خواهرم هم پاروی ترسش بزاره و شلوار بدوزه
چون یکبار دوخته بود و خراب شده بود دیگه امتحان نکرده بود و میگفت نمیشه سخته
ولی من انجام دادم با هدایت الله
الهی صدهزار مرتبه شکرت
و هرروز اعتماد ب نفسم بیشتر میشد
ولی بخاطر باورهام و حرفهایی ک خواهرم میزد دلسرد شدم ازش و تقریبا یکسال کنار گذاشتمش
ی دوره مجلسی گرفته بودم ک همین جور بلا استفاده رهاش کرده بودم
و تو این یکسال هرچی زور میزدم ک روش کار کنم ذهنم مقاومت میکرد ک نمیشه زمان میبره ولش کن
تازه دیروز بعداز گوش دادن این فایل اولین مدلش رو دوختم امتحانی چقدددد زیبا بود
چقددد کیف کردم
چقد راحت بود
واقعا باوره ک عمل میاره حرکت میاره
استاد چقد این جمله بهم کمک کرد اونجا ک گفتین
تکامل ربطی ب زمان نذاره تو اگه هیچ غلطی نکنی،هیچ قدمی برنداری 500 سال هم بگذره هنوز تکاملت و طی نکردی
تکامل با تجربه کردن زودتر طی میشه ن زمان بیشتر برای طی کردن تکامل با هرچه زودتر شروع کنی ب قدم برداشتن آموزش دیدن
تجربه کردن
و تو 3ماه اگه مداوم باشه و هرروز کار کنی میتونی ی خونه ی چوبی فوق العاده بسازی
الهی صدهزار مرتبه شکرت
در هرشرایطی باید ورودی مالی داشته باشم
هرچند کم ولی باید ورودی داشته باشی
و درکنارش کار کردن رو خودت و مهارت و انجام بدی
توکل یعنی امید داشتن
کسی ک امید داره قلبش آرام هست، وایمان داره ک خداوند هدایتش میکنه
وقتی ک تو با تمام وجودت حرکت کنی خداوند درها رو برات باز میکنه،اتفاقات زخ میده
آدم ها,شرایط، ازجایی وارد زندگیت میشه ک
فکرشم نمیکنی
دلها رو برات نرم میکنه
دستان خداوند میان تومسیرت و کارها رو برآن انجام میدن
کی؟وقتی ک تو مسیر فکربت و تغییر میدی
وقتی ک درمدار دریافت الهامات قرار میگیری
وقتی ک باور میکنی قدرت خداوند رو
وقتی ک باورهات تغییر میکنه
اتفاقات رخ میده،شرایط پیش میاد
مث زمین استاد ک پولش جور شد
خریداری شد
و با قیمت 15 برابر فروخته شد
مث گوشی من ک 1000 تومن هم هزینه نکردم براش ولی درخواست دادم و بدستم رسید در زمان مناسب
توسط دستان خداوند و باز جواب میده این مسیر
و باز این قانون پاسخ میده وقتی ک هی مرور کنم نتیحه ها رو
ث ایمانم و قوی ترکنم
و سپاسگزار داشته هام باشم
الهی صدهزار مرتبه شکرت ک ب تعهدم عمل کردم و تونستم کامنت بنویسم
عاشقتم رب قشنگم
سلام به عزیزانم امیدوارم حالتون خوب باشه
خانم شایسته عزیز ممنون از شما به خاطر معرفی فایل چگونه مولد ثروت باشیم چون من تا حالا این فایلو ندیدم و مطمئنم میتونه خیلی بهم جواب بده
و از شما استاد عزیزم که من از شما، واقعا از شما یاد گرفتم که ما برای چی باید روزه بگیریم همیشه یه عالمه دلیل میاوردن برامون که چرا باید روزه بگیریم و بیشترین چیزی که درباره روزه شنیده بودم این بود که روزه بگیریم که فقرا و گرسنه هارو درک کنیم اما حالا بعد از این همه سال که قرآن میخوندم فهمیدم که روزه برای تقواست و نماز برای اینکه به خوشنودی برسیم و واقعا امسال رو با ایمان به اینکه روزه منو به تقوا میرسونه روزه گرفتم و یکی از نشانه ش رو دارم به وضوح میبینم که به شکل عجیبی خشمم داره کنترل میشه و واقعا اصلا خودم کار خاصی نمیکنم انگار یه حس بی خیالی یا خونسردی میاد و اجازه نمیده عصبانی شم که البته شاید این فقط یه تاثیرشه که من دارم متوجه میشم حتما تاثیرات دیگه ای هم داره که من هنوز بهشون نرسیدم
در کل به لطف آموزه های شما دارم توی قرآن یه چیزایی رو میبینم که قبلا اصلا نمیدیدم
الهی شکر🙏
بازهم تشکر فراوان از استاد و خانم شایسته عزیزم🌹
دوستون دارم❤️ خدانگه دارتون🌹