مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    226MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | اگر به سمت کمال حرکت نکنی، به سمت زوال کشیده می شوی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ژیلا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1483 روز

    سلام و سلام به دو انسان آزاده و خاص

    خیلی خوشحالم که این‌ فرصتو دارم که بتونم کامنتی بنویسم و ابراز وجود کنم

    بازهم مصاحبه با استاد جان و جوابهای عالی و بازهم عالی

    و سوال

    استاد چرا اینقدر لباس یا کفش میخرید در حالیکه ساده پوش هستید شاید خیلی از اونها رو هم بعید میدونن استفاده کنید چه نوع نگاه یا باوری پشت این قضیه هست این جریان چطور به رشد ما کمک میکنه؟استاد جان می‌فرمایند قرار نیست هرکاری که من میکنم یه باوری پشتش باشه به قول مریم جان بی ربط نیست به فایل های قبلی که در مورد خلا هایی بود که هرکسی در زندگیش تجربه کرده و استاد هم صحه بر این موضوع می‌گذارند و از طرفی سایز استاد، قبلی کجا و الان کجا.دوره قانون سلامتی چه میکنه با سایز آدم من خودم هم تهیه کردم و دلم میخواد به همه آدمای تپل و مریضی که دارند رنج میکشن پیشنهاد خرید این قانون سلامتی رو بدم ولی استاد فرمودن که به کسی حرفی نزنید تا خود آدما از روی نتیجه بیان و بپرسن ،ولی باز هم من دیدم و دور و برم هستن باز بااین که نتیجه رو هم می بینن یعنی با وجود این همه تغییر چیزی نمیگن و حرفی نمیزنن.البته شاید اشکال از منه که هنوز به اندازه کافی قوی نشدم که آدمای اطرافم تغییر کنن بله حتما همینه ولی من خوشحالم چون میدونم راه درست رو پیدا کردم و هنوز اول راهم.خدا رو شکر که راه راست رو بمن هم نشون دادی و من در مسیر قرار گرفتم.

    بهر حال استاد می فرماین در کل اینطور نیست که من هرکاری میکنم یه هدفی پشتشه و من باید بیام در موردش توضیح بدم…

    این حرفو نزنید استاد ،شما الگوی من و البته صدهاهزار یا میلیونها نفر در جهانید و ما همه چیز و همه کارها و رفتارو اخلاقتون رو الگو قرار میدیم و تمام.

    شما از دید خودتون یه آدمید از نظر ماها ی فرشته ی منجی ی رسول ی نشان‌دهنده راه ی هادی ی یاور ی کمک دهنده ی نجات دهنده ی چراغ راه و یک عدد عشقید😍

    دیدید گفتم همین الان تایید شد اون مبلغی که براخودتون هزینه میکنید اصلا قابل مقایسه نیست با درآمدتون، بفرما این هم یک درس

    تو دوره روانشناسی فرمودید که ورودی و خروجی چقدر باید باشه همینجا از خداوند مهربونم میخوام که منم بتونم این دوره رو تهیه کنم و سرعت پیشرفتم بیشتر بشه

    الان میدونم که باید تکاملم رو طی کنم فقط میدونم خیلی مونده تا درک کنم و در تک تک سلول‌هایم رسوخ کنه و با پوست و گوشت و استخوان حرفهای استاد رو بفهمم

    استاد اگر بخواهیم قانون زندگی رو تبدیل کنیم به یک کلید اون کلید از نظر شما چی هست که بتونه همه قفل‌ها رو باز کنه؟

    و استاد می فرماید نه نمیشه اینجوری نگاه کرد به قول انیشتین که میگه باید همه چیزو ساده کرد نه ساده تر از آن

    دیگه این حد که یه کلید یا یه جمله یا یه اسم اعظم که بشه با اون قفل‌ها باز بشه دیگه ساده کردن مسئله اس.توانایی کنترل احساسات یعنی داشتن حس خوب ی کلید مهمیه ولی خیلی چیزارو در بر میگیره.ایمان توکل احساس لیاقت،احساس خودارزشی شاید همه اینها تو توانایی احساس بهتر بگنجه ها ولی اگر فقط این جمله رو بگیم شاید خیلی ها نفهمند درک نکنند.

    تو هر وجه شخصیتی شاید بیشتر نیاز داریم به کار کردن بخاطر همین باید شروع کنیم به کار کردن و بهتر شدن تو اون وجه خاص تا بتونیم بریم مرحله بعدش

    همه ما دوست داریم بریم مرحله بعد تو همه ابعاد تو همه برهه از زندگی

    خدایا از تو کمک میخواهیم و خودمون رو به تو می سپاریم.با آرزوی موفقیت در تمام جنبه های زندگی برای همه عزیزان و دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  2. -
    سیدمصطفی میردهقان گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ای جانم بازفایل جدید ،یادآوری ،مثال جدید ،توضیح بیشتر ودرک بیشتر

    سلام استادعزیز سپاس اززحمتهایی که میکشید توضیحاتی که دادیدبازیادآوری شد که چقدرفایلهای هدیه ارزشمنده ویجاهایی واقعا ازمحصولات هم به نظرمن ارزشمندتر چرا چون شما همین اهرم رنج ولذت رو تودوره قانون سلامتی درموردش صحبت کردید ولی من امروز بیشترمتوجه شدم ودرکش کردم برام واضح شد

    سلام خانم شایسته سپاس ازشما که وقت میگذاریدسوالات رودسته بندی میکنید میپرسید ازاستاد واین عشق رومیشه حسش کرد🙏

    این نظرو موقعی دارم مینویسم که چندین بارفایل روگوش دادم و الان کلینیک دندان پزشکی هستم وازاین فرصت استفاده کردم برای نوشتن این نظر

    دقیقا جلوی روی من بنری زده تحت این عنوان

    لاغری ورژیم درمانی

    لاغری ورژیم درمانی موضعی باپیشرفته ترین دستگاه لاغری وپیکرتراشی

    کاهش سایز درنواحی پهلو، شکم ،بازو…

    رفع سلولیت وچربی زیر جلدی

    جوان سازی پوست

    بدون جراحی ودرد

    بدون بازگشت وعوارض

    آنالیز ترکیب بدنی

    چیزی که من مدتهاست باورنکردم شماهم درفایل قبلی نتایج قانون سلامتی درموردش صحبت کردید خیلی ها معدشون روکوچیک کردن وچه عوارضی داشته وخودم هم دیدم وسراغ دارم که بازبرگشته

    وجالبه هربار باترفندهای جدید که فکرکنم این هم دست کمی ازترفند پونزی نداره

    خرهمون خره فقط پالونش عوض شده

    وقتی میبینم خودم ،شما وخیلی ازدوستان بدونی که هیچ کدوم ازاین کارها روانجام بدیم نتایج فوق العاده روگرفتیم

    بیشتربه اهمیت این اهرم رنج ولذت آدم پی میبره

    قطعا اگه بیشترتحقیق کنیم میبینیم باچه روشهایی دیگه ای هم دارن برای رفع این مسئله دست به هرعملی میزنن بدونی که ریشه روحل کنن وبدونن ایراد کارازکجاست

    پس خداراشکر که این تغیردرمن انجام شده وایستانیستم ودرحال حرکت روبه جلوهستم

    سپاسگزارم🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  3. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    به نام الله.

    سلام به استادعزیزودوست داشتنی خودم ومریم جان.

    مصاحبه بااستادقسمت ۳۰.

    باوجود کوتاه بودن این مصاحبه ،ولی استادبه اندازه ی یک کتاب ،خلاصه ومفیددرموردکمبودهاوخلاهای درونی صحبت کردن.

    ازکمبودهاوخلاها،نگم براتون که منم تودورانی که دخترخونه بودم وحتی ۱۰سال اول زندگیم ،پرازکمبودهابودم .

    پدرمن شباهت زیادی به پدراستادداره ،البته نه به وحشتناکی پدرایشون ولی خیلی می‌تونه بش نزدیک باشه .برخاطرداشتن خصلت خساست ،اگه درآمدی هم داشت مابایدسختی می کشیدیم.کم می‌خوردیم ،کم میپوشیدیم ،کم میخریدیم .دیگه صدای بلندورفتارهایی مثل اجازه ندادن استفاده ازکولروتوتاریکی نشستن ومواردی این چنینی که جیره ی هرروزمون بود.

    تودورانی دختریم به دلایلهای زیادی هیچ وقت باکسی رفاقتی نکردم که من باش رفت وامدداشته باشم .پدرم خیلی سختگیربود.ازلحاظ درس و مدرسه که دیگه نگم که هرروز دعوام میکرد.منم تنبل ودرس نخون .

    یادمه روزایی که میرفتم کارنامموبگیرم ،بدترین ووحشتناکترین روزای عمرم بود.چون پدرم همرام میومدومن میدونستم که نمره ی قبولی نمیارم وازچنددرس می افتم.وهمینم میشد.

    دیگه بقیشم که میدونید.

    مادرمم بنده خدا که سرگرم بزرگ کردن ۷تابچه بود،کنارشم بایدقالی می‌بافت تاپولشوبه یه زخمی بزنن.

    به لحاظ روابط عاطفی بین پدرومادرم هم که هیچ رابطه ی خوبی ندیدم ،زمانی که دختر،اون خونه بودم.

    بله من باکمبودمحبت وعاطفه ی پدری بزرگ شدم .الآنم که ۴۴سالمه پدرم به همون شکل برخوردمیکنه .فقط یه درجه بهترازقبله .

    هرجامیشستم ،میگفتن دختراعزیز،باباهاشونن .من هیچ وقت این جمله رادرک وحس نکردم .

    همیشه به خاطر همه چی از پدرم میترسیدم .نمازوروزه ی اجباری .همیشه بایدجلوروی پدرم نمازمیخوندم تاباورش بشه ،من خوندم .

    همیشه به خاطرفوکولام باناخونهای بلندم ،دعوام میکردولی من بازکارخودمو،میکردم.

    تنهاوخجالتی بودم .فرزنداول خونه بودم .ب خاطرهمین من قربانی همه چیزبودم .

    سریع تودوره ی نوجوانی عاشق شدم واقدام به ازدواج کردم .فقط به دلیل اینکه ازاون خونه برم.واینکه یه نفر دیگه بهم ابراز علاقه میکرد.

    خانواده ی همسرمم،مخالف ازدواج مابودن چون همسرمن مثل استاد،کم سن و سال بودوفقط ۱۸سال داشت.

    ولی چون عاشق بودیم ،حریف خانواده هاشدیم .

    من به هیچ چیزی جزرفتن فکرنمیکردیم .بعدم که رفتم ،باخانواده ی فروپاش ترازخودم ولی به یه شکل دیگه روبروشدم.

    خانواده ی همسرمم ثبات شخصیتی نداشتن .حالااونابه یه نحودیگه .وهمسرمن باکمبودهای دیگه .

    به منم چون عروس انتخابی خودشون نبودم ،خیلی آسیبهای روحی روانی زدن‌.

    منم که عزت نفس واعتمادبه نفسی نداشتم .هرکی چی بهم میگفت ،سرموپایین مینداختمو،وسکوت میکردم .

    دعواومشاجره های منوهمسرمم سرخانواده هاشروع شد.۱۰سال اول زندگیم به خاطر عدم مسولیت پذیری همسرم نسبت به من ومعتادشدنش وبیکاربودنش هم کلی آسیب دیدم ودیگه آدم وعالم ازچشمم افتادن .

    منم شدم یه ناهیدگنداخلاق وعصبی .البته الان متوجه شدم که اون موقعشم هیچکی مقصرنبودجزخودم .واین کمبودهاتوجیه وبهانه ای نبایدباشه برای رفتارهای ناسالم من .ولی اون موقع که درکی ازاین باورهاوقوانین نداشتم .

    به همین جهت همه رامقصرمیدونستم الی خودم .ازهمه بیزاربودم حتی ازخودمم بدم میومد.

    به نظر خودم شبیه دیو،شده بودم .سنگدل وپرخاشگر.

    تمام آرزوهاوخیال پردازی های زندگیم به فنا،رفته بود.

    هیچ امیدی از هیچ کسی نداشتم .خداراولی دوست داشتم البته بعدازازدواجم بااینکه خانواده‌ی همسرم ،آزادترمیگشتن ،ولی من بیشترمقیدومشغول به نمازخوندن وکارای مستحبی وجحاب بودم .اتفاقایادمه تعصب هم پیداکرده بودم به این مسائل

    .تااینکه همسرم موادرا ترک کرد،وشروع کردبه جبران روزهای ازدست رفته ‌.

    وباکمک دوستان انجمنNA توکلاسهاوجلساتشون شرکت کرد.انصافاهمون سال اول خیلی تغییرکرد.

    ولی من آدم سابق نبودم .وهیچ علاقه ای به همسرم وخانودش نداشتم .

    رفتارهای ناسالم من ادامه داشت تا اینکه به خاطربچم‌که داشت بزرگ‌میشدواحساس کردم این طفل معصومو،الکی دارم اذیت میکنم .تصمیم گرفتم منم تواین کلاسها تغییرات خودم را شروع کنم .چون خودم حس قربانی شدن داشتم ،دوست نداشتم بچه ی خودمم ،این دردهارابکشه .

    خودم قبول کردم که نیاز واحتیاج به تغییردارم .واقعن اگه نمی‌رفتم تواین کلاسها،دیونه میشدم .

    خودم ازخودم بدم اومده بود.

    ولی باهمه ی این اوصاف ،خوب بلدبودم نقاب بزنم .

    اگه کسیومیدیدم ،طوری وانمودمیکردم‌که انگارمن خوشبخترین زن دنیام .هیچ وقت خودواقعیم نبودم .فقط همسر عزیزم وخانواده ی خودم ،چهره ی واقعی منومیدیدن.

    منم تغییرات خوبی کردم .همسرم وخانوادش رابخشیدم .پدرمم بخشیدم وسعی کردم دوسش داشته باشم .سالهای سال تواین برنامه بودم .اتفاقاماهم ۱۲قدم داشتیم که خیلی درسهاازش گرفتم .اصلن عامل تغییرمن همون بود.

    حتی الآنم ازش استفاده میکنم .

    باهمه ی تغییراتمون ،بازدوباره چندسال بعدمشاجره هامون باهمسرم شروع شد،تازه نشرقبرمیکردیم وهمش سرگذشته،سراینکه کی مقصربوده، دعوامیکردیم .همسرم یه مردتنبلی بود که کاروکاسبی هم بلدنبود‌.تن پروروبی اراده.

    خلاصه داستان ماادامه داشت تا اینکه من استادراکشف کردم .

    فایلهای استادرابرای همسرم هم می‌فرستادم .

    استادتوزندگی مامعجزه ای ازطرف خداوندبود.

    ایشون تنها کسی بود که هردو توافق کردیم هرنظری بده و هرکاری بگه انجام بده ،هردووظیمونه ،عمل کنیم .

    اینطورشد که هردو شروع کردیم .اولشم بادوره ی عزت نفس اتفاقاشروع کردیم چون میدونستیم چ کمبودهایی داریم وهرکدوم‌نیازداشتیم اعتمادبه نفس و عزت نفس پیداکنیم تابقیه ی مسیررابریم.

    فک کنم دوسال و نیم باشه که ماپیگیرقوانین استادهستیم .ولی سال ۱۴۰۱تعهدجدی خودم باخودم‌بستم که تغییرچشمگیری داشته باشم.

    البته ناگفته نمونه ،محصولاتی راکه استفاده کرده بودیم غیرقانونی بود.ولی وقتی واردسایت شدم بازتعهدکردم‌ که حتمن تاجایی که درتوان مالیم هس ،خریداری کنم وانصافاهم اینکاروکردم .یه کم سختم بودچون همسرم بااین قسمت که استادمحصولاتش گرونه ،مشکل داشت وگفت به من ربطی نداره ،خودت هرکاری دوس داری بکن.که خداروشکرهرکسی که بخادمسیردرست وکاردریتی راانجام بده ،خداوندتنهاش نمیزاره.

    امسال واردسایت شدم وازهدایتم به این سایت بی اندازه ،خوشحالم .چون کلی اتفاقات جالب دیگه ای رابرام رقم زد.

    ازتغییراتم تواین دیدگاه نمیگم چون جاهای دیگه گفتم .

    همین قدربگم که الان از آرامش عالی ای برخوردارهستم .باهمسرم خیلی اوکی هستم .

    بابچه هام عالی .

    باخانواده ی خودم و همسرم عالی .باوجودحضورپدرومادرهامون ،طوری باهامون رفتارمیشه که انگارما بزرگ خانواده هستیم .

    تواقوام ودوستان ،دوطرف ازعزت واحترام خیلی ویژه ای برخورداریم .

    خیلی رومون حساب وا،میکنن .

    از هیچ احدی رنجش وکینه ای به دل ندارم .

    به هیچ وجه حتی لحظه ای ،بابت گذشته ای که داشتم ،درگیرنمیشم وحرفشم نمی‌زنم.

    فقط برای امروزی که بیدار میشم ،زندگی میکنم .ودنباله روخواسته هاواهدافم ،ازهرقانونی که استادیادم داده ،تبعیت میکنم.بی چون وچرا؛!چون هر کدوم از تجارب وآموزه هاشو انجام دادم ،به نتایج خوبی رسیدم.

    خلاصه اینکه شدم یه شخصیت دیگه .

    احساس رضایت رادرهمه به خصوص همسرم میبینم .

    هرچنداول احساس رضایت خودم ازخودم ،مهمه .

    خداراشاکرم وممنون استادهستم .

    همسرم کلی تغییرکرده به خصوص ازلحاظ کاری ودرآمدزدایی.

    خداروشکرتوخانوادم حتی پسرم ،استادراقبول دارن.وپیرومسیری که ایشون میگن ماهم حرکت کردیم.

    تمام اتفاقات گذشته ی من ،تضادهایی بودن که بایدمیبودن ،که من به اینجابرسم .البته که به نتایج بالاهنوزنرسیدیم ازلحاظ مالی ،ولی مطمئنم میرسیم.

    ازاینده هم هیچ ترس وهراسی ندارم .چون خیلی امیدوارم.

    این مسیرراادامه میدم تازمانی که زنده هستم و دیگه اجازه نمیدم هیچ کمبودوخلاعی ،دامنگیرم بشه.

    قدرت وانگیزه وانرژی بالاراتوخودم میبینم.

    امسال ازخودم خیلی راضی بودم .البته در مقایسه با پارسال خودم.

    دیدم رابه زندگی کلی تغییردادم وهیچ احدی راحتی زمانی که بچه بودم ،مقصرنمیدونم .

    انگشت اشارم سمت خودمه .به کسی کاری ندارم .تمام فکروذهنم تغییرباورهاوارزشهامه.

    عاشق همه هم هستم حتی کسانی که منورنجوندن‌.

    میبخشمشون چون عاشق خودمم ودوست ندارم ناهیدبه هیچ دلیلی اذیت بشه.

    استادجونم مرسی ،دمت گرم که اومدی توزندگیم.

    شماباعث شدید همه ی ترسهام بریزن.

    شماباعث شدید من قدرت بگیرم.

    شمابه من فهموندید که زندگی تو،مشتمه .فقط کافیه من بخام تابه همه چیزبرسم.

    شمامنوبامن درونم وخدای درونم آشتی دادید .

    ازوقتی شمااومدید ،معجزات هم اومد.

    هیچ وقت ازصداتون خسته نمیشم .همیشه گوش کردن صدای شما،روح وقلبم راپرازلطافت ومحبت می‌کنه .تواوج ناراحتی فقط صدای شماس که آرومم می‌کنه .

    عاشقتم خیلی خیلی دوستت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    سپیده آقایاری گفته:
    مدت عضویت: 2106 روز

    با نام و یاد خدا

    نشانه امروز من 21 شهریور 1403

    من دیروز داشتم به این مفهوم فکر میکردم و جالبه که نشانه امروزم دقیقا همین بود. من حدود 2 هفته است که حس و حال عالی رو تجربه میکنم. از درون احساس فوق العاده ای دارم، بدون اینکه اتفاق خاصی تو زندگیم افتاده باشه و همه اینا رو مدیون تضادی هستم که چند هفته قبل تو کارم بهش برخوردم و متوجه شدم ناخواسته های اخیر زندگیم حاصل جدی نگرفتن آموزشهای استاد هستم. فهمیدم اصل باید کار کردن روی خودم و باورهام باشه و نه کار فیزیکی و این تضادها منو به این احساس فوق العاده رسوندن.

    من از بچگی با خیلی حسرتها بزرگ شدم. از بچگی انگار فهمیده بودم باید رو پای خودم باشم و وقتی دانشجو شدم و از شهرمون مهاجرت کردم به تهران، به خودم قول دادم دیگه به اون شهر برنگردم چون برای من تهران شهر پیشرفت بود. دوست نداشتم با آدمهایی در ارتباط باشم که از نظر مالی و فکری فقیر بودن و تو مدت کوتاهی تونستم به شرایط عالی رسیدم. کار خوب، سفرهای عالی، درآمد بالا، خرید ماشین و خونه و وووو. وقتی به زندگی خودم و افرادی که زمانی زندگیشون آرزوی من بوده نگاه میکنم، متوجه میشم که واقعا تضادها اومدن تا ما رو رشد بدن. این تضادها نیروی محرکه من بودن برای تلاش و پیشرفت. و من الان میتونم به خودم افتخار کنم که حامی مالی نداشتم اما خودم رو پای خودم به این جایگاه رسیدم و حتما میتونم بیشتر از اینها پیشرفت کنم.

    یادمه اوایل که درآمدم زیاد شده بود، همش لباس میخریدم چون این یکی از خلاهای من بود در اون زمان. و انقدر لباس خریدم که کمد لباسم پر شده. انقدر کتونی فوق العاده دارم که بعضی وقتا یادم میره چه رنگایی دارم. و میتونم بگم الان دیگه پر شدم ازش. دیگه ولع نمیزنم برای خرید لباس. اما هنوز تو خیلی جنبه ها پر نشدم.

    آرزو میکنم خودم و همه دوستانی که در مسیر خودشناسی هستیم بتونیم به سطحی برسیم که پر بشیم از ثروت، سلامتی، روابط، آرامش، خوشبختی و سعادت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  5. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1865 روز

    سلام به استادعزیزومریم بانوی عزیزم وهمه ی دوستانم…

    وااای استاد قربون اون حستون برم که وقتی خواستید در مورد گذشتتون بگید و گفتید از تاناکورا لباس میخریدید قبلش گفتید مامان اگه می بینید ناراحت نشید…همچین حسیو منو خواهرام وبرادرم داشتیم وگاهی داریم هنوز وقتی میخواستیم از خاطرات تلخ ودردناک وعبرت آموز گذشته خانوادگیمون بگیم یا درمورد اینکه کجا بودیم وچقد نسبت به بقیه فامیل به خاطر اعتیاد واخلاق بد پدرم در سطح پایین یه جورایی زیر خط فقر بودیم وبعدش به لطف خدا با زحمات مادرم وتلاش خودمون به کجا رسیدم تا زندگیمون نرمال بشه صحبت کنیم داریم 😊😊

    الانم پسر خودمم گاهی یاد بچگیش میفته وبعضی خاطرات شاید به ظاهر تلخ یا خجالت آور، یا ناراحتت کننده این حسو داره، و بهم میگه مامان ناراحت نمیشی یه چیزی در مورد بابام یا تو بگم از گذشته یا مامان میشه عکس تو وبابامو یا اون خونه ای که اول ازدواج توش زندگی میکردید رو بذارم تو صفحه پیجم( باباش به رحمت خدا رفته) من خب خیلی جاها خجالت میکشیدم، قبلا، دوست نداشتم کسی بدونه تویه اتاق ۱۰ متری زندگی میکردم، یا همسرم از شدت اعتیاد صورتش اون اواخر داغون شده بود، مجبور بودم از تاناکورا لباس بخرم، پسرم بچگیش با لباس پسر عمش تا چندسال بزرگ شد،چون واقعا قدرت خرید نداشتیم،یعنی کلا پول نداشتیم، چون همسرم مصرف کننده بود وکل پولشو خرج مواد میکرد😔

    ولی از وقتی روی خودم کار کردم، از وقتی باشما وزندگیتون آشنا شدم دیگه خجالت نمی کشم اگه یه وقتی یه حرفی از اون روزهای بچگی ونوجوانی خودم تو خانواده پدریم ویا زندگی خودم باپدر بچم و بچگیای پسرم بشه…

    چون شکر الله نه پدرومادرم وخواهرام وبرادرم وزندگیشون نه زندگی خودم وپسرم به لطف الله هیچ شباهتی به اون دوران تلخ وبد نداره…😍

    اصلا گاهی خوبه ادم یادآوری کنه تا یادش بمونه کجابوده وبه لطف خدا به کجا رسیده….

    وشاکر خداوند باشه به خاطر لطف ونگاه خاصش😍

    چون یه روزی هرکدوم از ما تصمیم گرفتیم مسیری بهتر واگاهانه تر برای خودمون انتخاب کنیم وجهان بهمون پاداش داد، وقتی یه جورایی دست گذاشتیم رو زانومون واز چه کنم چه کنم وگلایه وشکایت از خدا وزمین وزمان برداشتیم وتوکل کردیم خیلی شرایط عالی شد، شاید اونقدری پولدار نشدیم که به همه ی آرزوهامون برسیم اما انقدر تغییرات شخصیتی وباوری های درست داشتیم که شکر الله هرکدوم از ما داریم اروم وبی حاشیه زندگی می کنیم و هدفهامون رو دنبال می کنیم وبابت سلامتی وآرامش وشادی وتوان مالی که خداوند بهمون داده سپاسگزاریم وهر روز دری از برکت وروزی وشادی به رومون باز میشه…

    من بارها وبارها وبارها مادرتون رو تحسین کردم به خاطر اینکه همچین پسری رو تربیت کردن، من مطمعنم مادرتون پشت اون نگاه مذهبیشون قلبی وباوری پاک داشتن وانقدر دعاهای عاشقانه وصمیمانه بدرقه راهتون داشتند که شماکه پسرشون هستید به چنین جایگاه عالی از هرجهت تو زندگیتون برسید..

    من همیشه پیش خودم میگم مامان نازنین استادعباسمنش با اون قرآنی که دادن تو اون دوران نوجوانی به استاد (باجلد آبی)یه جورایی از صمیم قلبشون پسرشون رو سپردن به قدرتمندترین قدرت جهان هستی😍

    چرا اینهمه سال هیچکس هیچکس نتونسته بود کتاب خدا وکلام خداوند رو اینطور واضح روشن شفاف بهمون بفهمونه؟!

    چرا هیچکس نتونسته بودبه ما وحتی گذشته گانمون درک درستی از کلام خدا تو قرآن بده؟!!

    خب این نسیب وروزی هرکسی نمیشه، من به دعا وانرژی مثبت فرستادن ایمان واعتقاد دارم،

    من باور دارم اون لحظه که حنا مادر مریم مقدس در دوران حاملگی گفت خدایا من این فرزند رو تقدیم تومیکنم تا بنده سپاسگزار وخوب توباشه وخدا اون فرزند رو قبولش کرد وبه لطف خودش پرورشش داد واقعا حق بوده 😍😍

    مادر شماهم حتما چنین دعاهای عاشقانه ای بدرقه راهتون کرده بود…

    درسته همه ی مادرها برای بچه هاشون دعا میکنن اما گاهی دعاها وقتی اجابت میشه ادم

    درکش نمیکنه یعنی هدایت رو نمی بینه واز اون برکت ونعمت استفاده صحیح نمیکنه، دعاهای صمیمانه مادرتون وبعدها نور ایمانی که تحت تاثیر اون دعاها در قلبتون درخشید باعث شد شماهم اون نور واون مسیر رو دنبال کنید اصلا آقا شما انتخاب شده بودید از دامان اون مادر به این دنیا پابذارید پرورش پیدا کنید وتو دوران عمرتون بشید کسیکه که یه تنه به لطف الله هزاران نفرو با خداوند آشتی دادید، به خودشناسی رسوندید، راه ورسم درست زندگی رو یاد هزاران نفر دادید، شما انتخاب شدید وخداوند شمارو پرورش داد تا پیام الهیشو تواین دوران که انگار بی خدایی مد شده وهمه گیر، به گوش وچشم وجان وقلب کسایی برسونید که تشنه دیدن و بوییدن وبوسیدن وعشق بازی باخدا بودند💗💗💗😍😍

    آقا جان واقعا مایه افتخاره آدم از اونجا به اینجابرسه😍😍😍

    شکر الله روابط خصوصی شما عالی،روابط خانوادگی عالی، روابط اجتماعی عالی، جایگاه اجتماعی عالی، سرشناس بودن ومورد احترام بودن عالی،سلامتی عالی،ثروت عالی💗💗💗😍😍

    چی از این بهتر استاد جانم، مرد بزرگ😘

    خب در مورد این سوال دوست عزیزم، منم نظرم اینه به قول شما کسیکه می تونه پول بسازه حلال و فراوان به لطف الله، وقدرت برنامه ریزی داره و پس انداز کردنش، ودخل وخرجش باهم اوکی هست، می تونه هرچی دلش بخواد بخره، تا به قول شما سیربشه ،انقد کیف کنه ولذت ببره وحال دلش خوب بشه که ازش بگذره…

    واقعا به قول شما چقد هستند کساییکه برای نمایش دادن خودشون یا سوزوندن دل دیگران، میرن خرید میکنن، تا خودشون وچیزهاشون رو به نمایش بذارن ویه جورایی عقده گشایی کنند…

    من میشناسم افرادیو که مسافرتهای عالی میرن، رستورانهای عالی میرن، لباسهای عالی تهیه میکنن توپیجشون عکس میذارن ازشون، یا ماشین خارجی سوار میشن ولی واقعا یه پس اندازه توحسابشون ندارن، یه خونه از خودشون ندارن..

    هیچ حد ومرز وتعادلی تو زندگیشون ندارن…

    اصلا نمیدونند هدف از داشتن اینهمه نعمت که خدا داده چی هست…

    هستند کسانیکه تو خرج کردن پولهاشون،حالا از هر راهی بدست اوردن، اصلا فکر آیندشون نیستن ومیگن امروز خوش باشیم…

    یا مثلا میگن مردم که نمی تونند خونه و ملک مارو ببینن ،بذار لباسهای مارک بپوشیم ماشین خوب زیر پامون باشه عقل مردم به چشمشونه، واز این دست باورها دارن وخب نتیجشم تو زندگیشون مشخص میشه توی طول زندگیشون…

    بعدشم به قول شما این چیزها یه چیز شخصی هم هست، خیلی ها هستند یه سری چیزها بهشون حس خوب میده و حال دلشون رو خوب میکنه، هرکسی خودش میدونه نسبت به درامدش چه مقدار وچطور ودر چه راهی هزینه کنه…

    ۹۹ درصد ادمها دوست دارن لباسهای زیادداشته باشند، مسافرتهای عالی برن، ماشین وملک داشته باشن وخوراکیها وغذاههای جدید وخوشمزه رو تجربه کنن،..

    ولی آیا باید دخل وخرج ادم به خواسته هاش بخوره؟!

    کلا من از شمایاد گرفتم هرکسی سبک شخصی زندگی خودشو باید داشته باشه نسبت به اهداف وخواسته هاش،نسبت به شرایط زندگیش وداشته هاش و درآمدش…

    من اینو میدونم کلید رسیدن به همه چیز راستی ودرستی وصداقت هستش، صداقت باخود، بادیگران، ودوستی با خداوند😍💗

    استادجانم خیلی دوستتون دارم در کنار مریم عزیز همیشه شادوسلامت وسربلند و ثروتمند باشید ،انشالله خدا مادرتون رو سالهای سال براتون حفظ کنه، روی ماه مادرتون رو می بوسم برای داشتن همچین گل پسری، امیدوارم روزی منم از دیدن زندگی عالی وحال عالی پسرم کیف کنم وبه خودم ببالم وخداوند رو هزاران بار شکر کنم در لحظه😍😍💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  6. -
    سیدمصطفی میردهقان گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استادوخانم شایسته

    وتمام دوستان عزیز

    بعدازمدتها امروز آمدم برای کامنت نوشتن حس خوبی هست

    هرروزمیام توی سایت فایل گوش میدم کامنت میخونم وامروز خودم هم دست به عمل شدم وخواستم سپاسگزاری کنم ازخداوند وهمه شما

    رفتم واسه انجام کارها ووقتی نشستم توماشین فایل روهم زدم تاگوش بدم که بعدسلام کردن استادگفتم بارون میاد ودقیقا اینجاهم داشت بارون میومد وچه حسی بهم داداین همزمانی وتمرکز برنکات مثبت

    خدای من این موقع سال چند روزچقدر باران اومد واین منو وادارکرد که برم وفراونی روببینم واین که بیشترحرفهای استاد روباورکنم

    خداراشکر دوره قانون سلامتی رودارم وبه خودم گفته بودم اگه بارون بیاد این دفعه زیز بارون پیاده رویم روانجام میدم که خواسته ام عملی شد و این کار روانجام دادم ووقتی برگشتم باشگاهم برای ورزش باوزنه لباسم روفشار دادم واویزون کردم خیس خیس شده بود

    شایدیکی ازدلایلی که باعث شد من امروز کامنت بگزارم این بود که درسته توسایت هستم فایلها روگوش میدم ولی بیشتربایدم فعال باشم وروی خودم کارکنم یادمه یه موقع آدمهای دورو ورم روهم خودم حذف کردم وهم شرایطی پیش اومد که خودشون حذف شدن

    استادمن مرتب درسهایی روکه بهم یادمیدید روباخودم مرورمیکنم وسعی میکنم انجام بدم وبه گفته شما هرچقدرروخودم کارکنم جواب میگیرم چقدرکه لذت بردم ازفایلهای صحبت باآزاده خانم .گذارازثروت.سرمایه اصلی شماچیست واقعیت الان هم خواستم درموردفایلهای دیگه تون بنویسم که یاد فایل قانون سلامتی افتادم ودرسی که گرفتم واین که شما گفتید کامنتها ومطالبتون فقط درموردهمون فایل فایل مربوط به جلسه باشه

    فعلا استاد عزیزودوستان عزیز من کامنتهای زیباتون رومیخونم درس یادمیگیرم تحسینون میکنم براتون بهترنها رومیخوام وبعد امتیاز 5رومیدم حقتونه لایقشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  7. -
    پریسا خورسندی گفته:
    مدت عضویت: 2801 روز

    به نام الله مهربان

    سلامی به همگی

    در این قسمتی که پرسیده بودن یک جمله و یک کلید برای باز کردن همه ی قفل ها بگین منم با نظر استاد کاملا موافقم هرچی تو این چند سال دارم پیش میرم بیشتر دارم متوجه میشم ایمان به الله داشتن و توحید اصل بوده در قران یک چیزایی اصل هست یه چیزهایی فرعیات و ما باید بچسبیم به اصل اما همین اصل ها برای درست درک کردن و فهمیدنشون یسری زیر شاخه دارن مثلن همین ایمان داشتن به الله یکتا با ساختن چندین باور که ما باید در روبه رو شدن با تضادها با تمرین و عمل کردن در خودمون بسازیم به جود می آید.یکی از این باورها باور داشتن به این هست که من هر درخواستی از خداوند داشتم باشم اجابت میکند چگونه با هدایت کردن من به سمت و مسیری که برای رسیدن به خواستم باید طی کنم من درخواست میکنم خداوند هدایتم میکنه که قدم اول رو بردارم اگر من قدم اول رو برداشتم و عمل کردم من دارم این باور هدایت از سمت الله رو در خودم میسازم و یه پله برای ایمان پیدا کردن به خداوند قوی میشم حالا خیلی جاها در بین راه قدم برداشتن در طی رسیدن به خواسته کم میارم و ادامه نمیدم و رهاش میکنم بعد چند مدت گله میکنم که پس چی شد چه درخواست من اجابت نشد در صورتی که من یکسری باورهای مخرب داشتم که منجرب شده متوقف بشم و ادامه ندم پس حالا باید بیام اونا رو شناسایی کنم بازم با هدایت و کمک خداوند با تمرین و عمل کردن تغییرشان بدهم و وقتی این باورها عوض شدن من دوباره مسیر رو ادامه میدم و به سمت خواستم حرکت میکنم حالا یکی از این باورهایی که در طی مسیر من رو متوقف کرده ممکنه این باشه که من عجولم و قانون تکامل رو درک نکردم و عجله کردم و بین راه خسته شدم برای همین ادامه ندادم پس من باید با تمرین و تکرار,این قانون رو درست یادش بگیرم مثالشم (دیدن الگوهایی که در کارشان تکامل را طی کردن و موفق شدن ,یا مثال در مورد جاهایی که خودمان تکامل رو در زندگی طی کردیم و به خواسته هایمان رسیدیم مثلن یادگیری الفبا و خواندن و نوشتن زبان مادری,در مورد الگوبرداری از افراد موفق در حرفه های مختلف من چند رو پیش هدایت شدم به یه فیلمی که یه اقایی با یک دستگاه برش سنگ های تکه ای بی نظم رو برش میداد و ظرف زمان کمی به ظرف زیبایی تبدیل میکرد.واقعا تحسین برانگیز بود برام گوینده گفت این شخص ده سال برای یادگیری این حرفه کار کرده و زمان گذاشته که الان براحتی هر ظرفی رو ظرف یک ساعت و ربع به صورت عالی کامل میکنه) یا یکی دیگر از دلایلی که بین راه متوقف میشی ممکنه کنترل نکردن ذهن در حین برخورد با تضاد باشه و باعث میشه متوقف بشی پس اول باید بیای و کنترل کردن ذهن رو با تمرین و تکرار یاد بگیری و بعد از هر بار تمرین راحت تر با تضادها مواجه میشی و با توکل به الله حلشون میکنی,من چند روز پیش داشتم فکر میکردم که یکی از قسمت هایی که انسان بایدخیلی روش کار کنه عزت نفس هست و این خودشناسی شاخه های گسترده ای داره و طبقه گفته ی استاد عزیز که گفتن میبینن کجاها هنوز جای کار دارن و سعی میکنن بهترش کنن ,بله منم اومدم ودیدم یکسری جاها در عزت نفس بهتر دارم عمل میکنم ولی یکسری جاها ضعیفم هنوز پس باید بیشتر رو اون قثسمت ها زمان بذارم و تمرین کنم مثلن من متوجه شدم تو بحث احساس گناه بهتر عمل میکنم ولی در بحث جلب توجه و مهم بودن نظر دیگران هن.ز ضعیف عمل میکنم پس دارم سعی میکنم در این قسمت بیشتر تمرین کنم و کار کنم (یک چیز مهم من امروز داشتم فایل ۱۳۷ زندگی در بهشت رو میدیدم و استاد اونجا حرف خیلی عالی زدن که به من در عمل کردن بهتر خیلی کمک میکنه گفتن که شما وقتی دارید یک کاری رو انجام میدید خودتون رو با قانون تکامل گول نزنین که باید تکاملم طی بشه و یهو یه زمان زیادی رو فقط بذارین روی یک کار تکامل باید طی بشه ولی هر بار که قدمی برداشتید و دیدید که اون قدم رو عالی برداشتید چالش جدید برای خودتون در اون کار درست کنین و قدم بزرگ تری بردارید و یه پله بهترش کنید تا سرعت رشدتون بیشتر بشه در اون کار و اومدم گفتم مثلن تو این تمرین کردن مهم نبودن نظر دیگران در مسائلی که فقط باید حس خودم خوب باشه و جلب توجه نکردن اول از خانواده شروع میکنم و تکاملم رو طی میکنم بعد که بهتر شدم در جمع خانواده یه پله میرم جلوتر و وارد جامعه میشم و اونجا این تمرین رو عملی میکنم.خدایا شکرت)خلاصه که قانون یک بعدی نیست و قسمت های مختلف داره که استاد عزیز مفصلن هر کدام رو جدا توضیح دادن.توکل به الله و ایمان به او با عمل کردن به هدایت ها و رفتن در دل ترس ها,قانون تکامل,تمرکز برنکات مثبت,,کنترل ذهن,اصل بقای اصلح,خارج شدن از دایره ی امن و ورود به ترس ها و رد شدن از آنها و قوی تر شدن و در ضعف نماندن ,عزت نفس ,کار کردن روی نقاط ضعف شخصیتی,شناخت بهتر خود و پیدا کردن سبک زندگی که میخوایم,سپاسگذاری که باعث قوی تر کردن خودمان در کنترل ذهن و ماندن در احساس خوب و متمرکز شدن بر نکات مثبت میشه,عمل گرایی و سریع تصمیم گرفتن و دودل نبودن در انجام کارها,تمرکز کردن روی یک کار و علاقه ی خود ویاد گرفتن آن به صورت عالی و ثروت ساختن از همکان علاقه و …..نمیشه با یک جمله همه چیز رو حل و فصل کرد این دنیا صفر و صدی نیست ابعاد مختلف داره اصن همین چند بعدی بودنش زیباس این که من هر بار میفهمم فلان جا چالش دارم و بگم باشه تمرین میکنم و بهترش میکنم باعث میشه من همیشه زندگیم پر ازمعماهایی باشه که میرم و با کمک الله مهربان عالی حلشون میکنم و هیچ وقت بیکار و روتین نیستم و یه عالمه ماجراجویی میتونم تو ابعاد مختلف زندگیم داشته باشم خدایا شکرت😍بازم سپاسگذارم برای این فایل گران بها از شما دو عزیز😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  8. -
    نیما مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2738 روز

    با سلام خدمت شما استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    خیلی سپاسگزارم از این ویدیو که یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل من بود

    به واسطه خلأ های گذشته که برام به وجود آمده بود ، مثل اینکه همیشه از جلوی مغازه های لباس فروشی و کفش فروشی و یا …‌‌‌‌‌……

    با اولین ورودی که توی حسابم می اومد میرفتم خرید میکردم چون اون خلأ ها توی وجودم انگار نهادینه شده بود

    اما وقتی که این صحبت های شما رو شنیدم و دیدم دقیقاً متوجه شدم که یکی از دلایل اینکه من خوب پول میسازم اما به راحتی از دست میدم همین موضوع هست ، با پول دوست واقعی نیستم که بتونم نگهش دارم و بزرگترش کنم

    و به راحتی میرم خرید و خرجش میکنم

    به خودم قول میدم که این رفاقت با پول هر خیلی عالی روش کار کنم و بهترین نتایج رو بگیرم

    خدارو هزاران بار شکر که بازم هدایتم کرد تا یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیم در مورد ثروت رو بفهمم

    وقتی این موضوع رو توضیح دادید

    یه موضوعی رو یادم آمد از چند تا دوستان خودم

    در مورد پول خرج کردن

    اونا به راحتی من پول خرج نمیکنن و از نگاه من اونا انسانهای خسیس بودند و از نظر مالی هم شرایط بهتری نسبت به من دارن و همش درون خودم به این موضوع فکر میکردم که اینا چرا اینطوری هستن ، باید پول خرج کنی و لذت ببری

    البته این موضوع درست هست اما به قول شما باید اینقدر ورودی خوب داشته باشی تا یک هزاران رو خرج خودت کنی نه اینکه تا یه مبلغی وارد حسابت شد بری سریعا خرج کنی

    بی نهایت سپاسگزارم که خداوند دوباره هدایتم کرد

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد بی نظیر که دقیقا در بزنگاه های زندگیم بهم کمک میکنید

    عاشقتم و یا دنیا دوستون دارم 🌹💙🌹💙🌹💙🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    Eshrat Fard گفته:
    مدت عضویت: 3105 روز

    بنام خدایی که داشتنش سر فصل زندگی ام رو با آرامش ‌عشق سلامتی ‌عزت رقم‌ میخوره.

    خدایی که داشتنش عزت و نداشتنش ذات است.

    من توی ثروت دو هنوز به این موضوع درمورد خرج کردن نرسیدم ولی به اشتباه بزرگم پی بردم.

    من سود هر ماهم رو مثلا عینک میخواستم

    کفش یا هر چیزی سریع میدویدم‌میخریدم.فک میکردم‌با‌این‌ کار برای خودم ارزش قایل هستم.

    بخاطر همین تا پول میاد توی دستم زود آب میشه ،چون سریع برنامه میریزم چطوری خرجش کنم،و همیشه آخرش شاخم درمیاد که چطور این پول تموم شد.من با پول دوست نیستم،باید یادش بگیرن که با پولم دوست باشم تا بیشتر باهاش باشم.

    ممنون و سپاسگزارم بخاطر این سخنان گوهر یار و با ارزش.

    هزار احسنت به شما که با اون شرایط مالی باور کردین و به این شرایط مالی رسیدین.

    بهترین های خدا سهمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  10. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3257 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم، بنام خدای مهربان ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیزم، به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام

    خداجونم ازت ممنونم به خاطر یه روز دیگه ویه فرصت دیگه

    خداجونم ازت ممنونم به خاطر حضورت در هر لحظه از زندگیم

    خداجونم چه حس خوبی داره که من باور کنم خودم خالق زندگی ام هستم،می‌بینم هرلحظه از زندگی ام با تغییر افکارم وکانون توجه ام چطور اتفاقات وشرایط زندگیم تغییر می کند فقط کافی است هرروز تلاش کنم نسبت به دیروز خودم بهتر عمل کنم

    خداجونم ازت ممنونم بخاطر قوانین ثابتی که بر جهان هستی حاکم کردی

    خداجونم ازت ممنونم که مرا به این مسیر زیبا ،مسیری توحیدی پراز ثروت ونعمت وفراوانی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم

    خداجونم ازت ممنونم ،ممنونم ،ممنونم که هر لحظه شگفتی های این جهان زیبا را به نشان می‌دهی تا ببینم وتحسین کنم وآسان شوم برای آسانیها

    پرکردن خلأ های درونی:

    هرکدام از ما در زندگیمون ممکن است یکسری مسائل کمبودها ،مشکلاتی داشته باشیم که می تونند به ماقدرت بدهند تابرای رسیدن به آنهاحرکت کنیم، موفق ترین، پیشرو ترین افراد در هر زمینه ای (ثروت ،علم شهرت ،…)از خانواده هایی ضعیف ، که دارای مشکلات مالی بودند، هستند و به موفقیت‌های خیلی بزرگ رسیدند

    یکسری از کمبودها به آدم انگیزه‌ای می دهد که این قدرت را دارد تا ما را به آن اهداف (خلأ )هابرساند

    یکسری از مسائل به خصوص مسائل مالی تا فرد به آنها نرسد پر نمی‌شود تنها راه گذر از ثروت ،ثروتمند شدن است یعنی با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه

    ما باید انرژی بگیریم وحرکت کنیم وبه آن خواسته ها وکمبودهای زندگی امان برسیم

    خلأ هایی که در زندگی ما وجود دارد خیلی زود مارا رشد می‌دهد تا زودتر مسیر خودمون را پیدا کنیم

    راهایی جهت پرکردن خلأ های عاطفی :

    1 پیدا کردن ایرادهامون 2 بالا بردن عزت نفسمان ،3_ بهبود بخشیدن مهارت های ارتباطی

    خیلی مواقع ممکن است ما در شرایطی بزرگ شده باشیم که با ما خوب برخورد نشده باشد یا ماخودمون بلد نباشیم با بقیه ارتباط برقرار کنیم وخیلی از لحاظ عاطفی احساس تنهایی ،بی کسی کنیم ،احساس کنیم کسی دوستمون ندارد وبرای کسی مهم نیستیم در این مورد هم راهش این است که خودمون را بهبود ببخشیم ،عزت نفسمان را بالا ببریم ،مهارتهایمان را بیشتر کنیم که یکی از بهترین راههای بهبود عزت نفس این است که ما در یکسری مسائل مهارت پیدا کنیم ،زیبایی‌ها،نعمت ها احساس لیاقت خودرا ببینیم ، سرزنش کردن خود را کم کنیم

    آن مسائل و خلأ ها ومشکلاتی که ممکن است ما از کودکی با آنها درگیر بوده باشیم آنها سوخت ما برای پروازوحرکت هستند، ،فکر نکنم که چون در شرایط سختی بزرگ شدم آدم بدبختی هستم، چقدر زندگی من مشکل دارد این حرف ها را به خود نزنم ،به خود بگویم من چطور میتونم از این شرایط انگیزه بگیرم برای حرکت کردن ،پیشرفت کردن وبهتر شدن

    وقتی زندگی نامه افراد موفق را مطالعه کنیم متوجه می‌شویم که آنها از کمبودها ،مشکلات،جنگها ،فقر،بی کسی ،معلولیت‌های جسمانی انگیزه گرفتند ،حرکت کردند، بقیه وخدا را مقصر ندونستند،نگفتند این سرنوشت من است این همینی که هست این بدبختی را باید تا آخر با خودم حمل کنم نه بلکه گفتندحالا که اینجوریه من دوست دارم یک زندگی خوب داشته باشم ،یک زندگی خوب برا خودم برای فرزندانم وخانواده ام داشته باشم وشروع کردند به حرکت کردندمانند استاد جان

    زندگی هر شخصی میتونه از زمین تا آسمان تغییر کند اگر بخواهد البته که این تغییر یکدفعه صورت نمی گیرد وباید روند تکاملی آن طی شود

    بعضی افراد انتظارشان در مورد تغییر زیاد است ،خودشان، شخصیت شان ،باورهایشان، رفتارشان یاتغییر نکرده ویا مقدار کمی تغییر کرده انتظار دارند فردا نتایج بزرگی بگیرند در صورتی که اینطور نیست وجهان به اینگونه عمل نمی‌کند جهان به اندازه ای که ما دروناًتغییر می‌کنیم وشخصیت مان،عادت‌هایمان، رفتارمان ،باورهایمان تغییر می‌کند که البته این کارِ زمان بری هست ونیاز دارد به یک جهاد اکبر،ولی جواب می دهد وهمه چیز در همه زمینه ها تغییر می‌کند

    من می‌تونم با احساس مهم دادن به آدمها واحترام گذاشتن به آنها،با کار کردن روی باورها ومهارت‌های ارتباط مناسب بادیگران ،تمرین کردن ، تحسین کردن دیگران،دوست داشتن انسانها فارغ از اینکه حالا چه ویژگی هایی دارندیاد بگیرم رفتارهام را تغییر بدهم از حسادت برسم به تحسین با ایجاد این تغییرات اینقدر دوستان خوب وافراد بی نظیری در زندگی ام قرار می گیرند

    خلأ ها ومشکلات نیامدند تا مارا بدبخت کنند، نیامدند که باعث حسرت ما شوند ،آمدند تا به ما انگیزه بدهندبرای حرکت کردن واین اتفاق می تواند بیافتد تا وقتی هم به آن خواسته ها نرسیم سیر نمیشیم ،تنها راه گذر از ثروت ،رسیدن به ثروت هست

    برای انجام هرکاری،نیاز نیست یه باور یا نگاهی داشته باشیم

    در مورد استاد جان خریدن زیاد لباس یکی از عواملش میتونه همان بودن خلأ ها در زندگی گذشته اشان باشد که یجورایی این خلأ می‌خواهد که پر شود

    دومین مورد بخاطر دوره قانون سلامتی استاد جان مرتب سایز کم می‌کردند

    بلاخره که ما انسانیم وممکن است کارهایی را انجام بدهیم که خیلی منطقی نباشد حتی شاید بعداً بگیم کاش آن کار را به طریق دیگه ای انجام می دادیم

    اشکال نداره که آدم پول داشته باشه وخرج کند ولی حتما باید بین مبلغی که درآمد داریم ومبلغی که هزینه می کنیم یه تعادلی برقرار باشد

    مثلا بعضی افراد مبلغ nتومن پول کسب می کنند وهمان مبلغ را خرج می کنند در واقع همیشه حسابشون صفر هست وهمیشه هیچی ندارند چون تا پول پیدا کنند همان لحظه خرجش می کنند

    این ذهنیت را باید برا خود درست کنیم آنچه که برای خود خرج می کنیم حتی یک هزارم ورودی مالی ما هم نباشد وایجاد این ذهنیت نیاز به کار کردن دارد که اگر وسیله ای میخوام بخرم به جای اینکه بیام پس انداز وهرچه که دارم هزینه خرید آن وسیله کنم وبدتر از آن برم وام بگیرم ،قرض بگیرم ،یاقسطی بگیرم که اینا بدترین حالت خرید وسیله هست حالت بهترش این است که کل حقوقم را برای خودم خرج کنم

    باید این باور را در ذهنم‌ ایجاد کنم که خیلی زیاد پول بسازم وبه میزان خیلی جزئی خرج کنم اگر میخوام آن مقداری که هزینه کنم بیشتر هست باید ورودی ام را بیشتر کنم که یک هزارم آن عدد بزرگی بشه که بتونم آنچه میخوام هزینه کنم وتمام این مراحل باید بصورت تکاملی طی شود

    اگر خریدی که انجام می دهم برای جلب توجه وتایید گرفتن از دیگران است کار اشتباهی است

    تا ما با پول رفیق نشیم پول هم سراغ ما نمیاد واین یک قانون است

    استفاده از اهرم رنج ولذت برای اینکه انگیزه هامون کم نشن برای انجام خواسته ای ،من باید یکاری کنم که رسیدن به آن هدف برای من بسیار لذت بخش باشد ونرسیدن به آن رنج آور باشد ودلایل ومنفعت ها وضررهایی که برا من دارد را لیست کنم تا بتوانم در مسیر درست حرکت کنم واین لیست را به مدت 21 روز هرروز مطالعه کنم

    خدایا شکرت…شکرت…شکرت

    عاشقتونم

    در پناه رب العالمین همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای: