معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1 - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1
    0MB
    0 دقیقه
  • فایل صوتی معرفی دوره احساس لیاقت | قسمت 1
    0MB
    0 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

523 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4010 روز

    سلامی به زیبایی باد پاییزی و زیبایی آفتاب گرم که ترکیبش منو دیوانه میکنه ؛ پاییز …پاییز

    استاد جان وقتی 18ساله بودم میخواستم مهاجرت کنم ، دو تا الگوی موفق هم در خانواده داشتم بنابراین گفتم منم میرم. اما یه جاهایی در مسیر نتونستم کنترل ذهن کنم و احساسم را خوب نگه دارم و در نتیجه حسابی مدارم اومد پایین و من که با موفقیت فاصله ی چندانی نداشتم به راحتی عقب کشیدم و رویامو گذاشتم خاک بخوره. 2سال افسرده شدم. و کاملا احساس لیاقتم از بین رفته بود. اینجوری بودم که نه تنها خدا نمیخواد بلکه من لیاقت ندارم. اینو خوب یادمه که چقدر این باور قوی توی ذهنم نشست.همه چی را از دست رفته دیدم.حالا اون نشدن ها بخاطر شرک های خودم بود و هست. الانه بهتر دارم درک میکنم که چطور با رعایت نکردن قانون این اتفاق برام افتاد و این موضوع را 6 ماه پیش از لایه های ذهنم کشیدم بیرون با کمک دوره ی حل مسئله. و خیلی خانم شایسته را تحسین کردم برای خلق اون پرسش های ریشه ای. بعد از اون اتفاق دیگه هر بار اقدام کردم ترسهام بالا می اومدن و من متوقف میشدم.

    همچنین در حوزه ی روابط از فردی خوشم آمده بود که ویژگی هایش را بسیار می پسندیدم ولی نتوانستم احساسم را بهش بگم.چقدر عذاب کشیدم فقط خدا میدونه. ترس از اینکه بهم بگه نه ، ترس هایی که منشأش عدم ارزشمندیه و باز این احساس در من شکل گرفت که تو لایق این آدم نیستی. و بعد به علت داشتن احساس بد نسبت به خودم افرادی را جذب میکردم که با اون فرد از نظر همه چی کیلومترها فاصله ی فرکانسی داشتند و بعد به خودم میگفتم آره اینا مناسب تو هستن ، تو لیاقت اونو نداشتی. خودمو اینجوری مجازات میکردم. وای …یعنی ذهنم میگفت ولی جوری میگفت که عمیقا احساس ارزشمندی ام را میگرفت ازم. بعد از اون اتفاق اصلا نتوانستم فردی در اشل اونو جذب کنم…حتی یک نفر.

    در حوزه ی کاری : کمبود احساس لیاقت منجر شده پول خوب نسازم.

    در این 6 ماه گذشته قدمهایی که فکر میکردم مفید باشه برای رسیدن به هدف را برداشته ام ولی اون احساس عدم لیاقت به قول خودتان خیلی درونی تره. من تلاش کردم با عمل به دوره ی معجزه گر قانون سلامتی( به من زندگی دوباره بخشید و ورژنم را تغییر داد به لحاظ ذهنی و روحی) این احساس لیاقت را در خودم بسازم و واقعا دارم بهتر و بهترتر میشم.

    جراحی لازمم. ذهنی و روحی. امیدوارم بیام توی دوره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    انور و سعیده بانو گفته:
    مدت عضویت: 3691 روز

    احساس عدم لیاقت بزرگترین ضربه های مهلک رو

    به من وارد کرده نمی دونم منی که توی تمام مقاطع تحصیلی اول بودم همیشه تو چشم بودم ولی چرا این احساس عدم لیاقت چرا چسپیده به وجودم که انگار اون پشت و پس کله.ام دارخ فرکانساش رو میفرسته و خاموش داره سمپاشی میکنه موفقیت هام رو اینکه درخواست بیشتر داشته باشم انگار گناه مرتکب میشم چقدر مقاومت دارم اینکه برای دیگران صدبرابر خودم بیشتر ارزش قایل باشم و خودم رو بندازم آخر خیلی کار خوبیه ولی واقعا کار احمقانه ای هست

    جواب تمرین:

    من توی کسب. وکار قبلیم که اول کارمند بودم بعد شریک شدم با صاحبش و فامیلم بود این احساس عدم لیاقته باعث شده بود من اصلا چیزی نخوام حتی بعد یه مدت سهم من رو کمتر کرد و من قبول کردم بالای 500ملیون ضرر کردم بخاطر همین یه موضوع

    درمورد ازدواج هم من اصلا انگار گناهکار میشم یه مورد خیلی با پرستیژتر بخوام انگار خودمو لایق نمی دونستم و حتی پیش خدا هم این رو نمی خواستم!!!

    درکل اینکه برای درپوش زدن به عدم احساس لیاقتم میگفتم خوبه حالا همین خوبه دیگه همین خونه همین شریک و کار و همین دانشگاه و همین… و نکنه حالا فلانی نارحت بشه اینو بگم یا اگه اینو بگم حتما بد جواب میگیرم و … میترسیدم تازه میفهمم مشکل از کجا بوده چی رو باید عوض کنم

    با اینکه دوره رو تهیه کردم ولی بعد چند جلسه ازش فرار کردم و پریدم جای دیگه حالا که مشکل اصلی همینه و باید حتما درمانش کنم و برم جلو

    ممنون از شما دوستان همفرکانسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    امیر حسین رضایی گفته:
    مدت عضویت: 589 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیز و خانم مریم شایسته مهربان

    خیلی ممنونم از زحمت کشی شما دو عزیز

    واقعا قوانین خداوند دارن به صورت بینظیری کار میکنند

    دیروز داشتم به آینده فکر میکردم به اینکه با توجه به تلاش های فراوان نمی‌توانم ثروت بسازم

    نمی‌توانم با اون کسی که میخوام رابطه خوبی رو بسازم

    و روابط خوبی ندارم و هر وقت که به روابط خوب بین خودم و افراد مورد نظر در ذهنم بر میخوردم

    با عدم احساس لیاقت مواجه میشدم

    و میدونم نداشتن موقعیت پول سازی و همین طور هم نداشتن موقعیت رابطه عاشقانه من فقط برمیگرده به باور های من

    به قول استاد که میگن شما احساس لیاقت درونی

    خودمان را از دست دادیم حالا به خاطر باور هایی که در ذهنمون ایجاد شده

    واقعا من اون نور درخشان درونم رو از دست دادم

    واقعا چند وقت بود که داشتم به افرادی مدت طولانی باج میدادم

    واقعا نمیتونستم جلوی بعضی از افراد سرم رو بالا بگیرم اما اشتباه های گذشته در طول مسیر باعث موفقیت ها و باعث شناخت ما از خودمون میشه

    چون که الا میفهمم که چه باور هایی من رو از داشتن رابطه عاشقانه از داشتن درآمد بالا از داشتن روابط کاری مناسب دور میکنه

    و چقدر جالبه من از خداوند درخواست هایی رو کردم در چند سال آینده و خداوند هم من رو در این مسیر قرار داد

    و فکر کنم که خیلی راحت میشه اتفاقات آینده رو رقم بزنیم اگر مشکل رو از ریشه حل کنیم امیدوارم که بعد از استفاده صحیح اول از فایل های رایگان این دوره و بعد خود دوره

    شرایط ایده ها و روابط خوبی رو رقم بزنم به امید خدا

    خیلی ممنونم از شما استاد عزیز بابت تهیه دوره های عالی مثل احساس لیاقت و عزت نفس خدا رو سپاس گذارم

    بابت قرار گرفتن در این مسیر زیبا و تاثیر گذار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    زهرا کاسه ساز گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    به نام خدای هدایتگرم عزیزترازجانم

    سلام به استادان عزیزم

    سلام به همه دوستان گلم

    من برای خرید دوره کشف قوانین که به روزرسانی شد خیلی شک داشتم فقط به این دلیل که پولی که توحسابم بود رو نگه داشته بودم برای خرید دستگاه(شروع کسب و کارجدیدم)

    همش به خدا گفتم که چیکارکنم بخرم نخرم

    دستگاه چقدرمیشه هزینش (چون مشخص نبود)

    .واخراین شد که دوره خریداری نشد ومن ازترس اینکه پولم برای خرید دستگاه کم نیاد دوره رو نخریدم

    وقتی که اون زمان تخفیف دوره تموم شد دستگاه منم خریداری شد وپول هم به اندازه بود خداروشکر

    امااااااا

    من خیلی ناراحت بودم که چرا به فراوانی خدا اعتمادنکردم چرا به خدا نگفتم من دوره رو میخرم وخودت پول دستگاه رو کمک کن که کم نیاد چرا اعتمادنکردم؟؟؟؟

    وداشت حس وحالم بدمیشد

    زنگ زدم پشتیبانی سایت ببینم میشه باقیمت قبلی بخرم(چون اون مقدار روداشتم ومقدارقیمت جدید رونه نداشتم) که گفتن نه اصلا امکانش نیست

    بعدازکلی کلنجاربه خود به این نتیجه رسیدم که زهرا تواماده دریافت این اگاهی ها نبودی…….. اره حتما امادش نبودی اگرنه میخریدی وبه خودم قول دادم که دیگه برای خریدمحصول ازاین سایت الهی دیگه شک نکنم وبادیدن فایل معرفی دوره کلی ذوق کردم که اخ جوووووون میخرمش

    وقربون خدای برنامه ریزم بشم من …فدات بشم ای نیروی برتر… من دورسرت بگردم انرژی پاک این جهان وجهانیان

    که قبل از معرفی دروه پولش برای من جور شده بدون اینکه خودم خبر داشته باشم که این پوله دورست زهراخانم نگهش دار..خرجش نکنیا

    خدایاااااااشکرت

    استاد خییییییییلی سپاسگزارتون هستم میدونم که تواین زمینه خیییییییلی مشکل دارم و این دوره راهی میشه برای ورود نعمت وثروت بیشترتوزندگیم

    مطمئنم که این دوره برای من معجزه میکنه

    میخوام با جون و دلم بشنوم.میخوام عمل کنم متعهدانه و ازخدا کمک میخوام تواین مسیر…

    خدایا تومیدونی که هرلحظه برای زندگی به نگاهت محتاجیم دست من وهمه بچه های سایت روبگیر بلندمون کن …تا باورکنیم که لیاقتمون خیلی بیشتر ازاین جایی هست که هستیم خیلی بیشتر

    خدایاهزارررران بارشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    طاهرجان صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 1063 روز

    سلام به استاد عزیزم صبح زیبای تون بخیر!

    چه مثالهای داری از ضربه‌هایی که به خاطر «احساس‌عدم لیاقت» خورده ای؟

    در چه مقاطعی از زندگی، احساس‌عدم لیاقت، مانع پیشرفت شما شده است؟

    بعنوان مثال آنجایی که:

    به خاطر احساس‌عدم لیاقت، از معلم خود درخواست توضیح اضافه و دوباره درس را نداشتی؛

    به خاطر احساس‌عدم لیاقت، رابطه‌ات را با فرد نامناسب قطع نکردی؛

    به خاطر احساس‌عدم لیاقت، نتوانستی به درخواست نامعقول دیگران «نه» بگویی؛

    به خاطر احساس‌عدم لیاقت، به دیگران باج دادی و رفتار نامناسب آن‌ها را تحمل کردی؛

    به خاطر احساس‌عدم لیاقت، پیشنهاد ارتقاء شغلی به مدیر خود ندادی و درخواست افزایش حقوق نداشتی؛

    جرأت برقراری ارتباط با فرد مناسب را نداشتی به این دلیل که خود را لایق ارتباط با او ندانستی؛

    با افراد موفق و ارزشمند هم‌نشین شدی اما آنقدر خودت را ارزشمند ندانستی که بتوانی در آن جمع اظهار نظر کنی؛

    آنجایی که مرتباً به دنبال تأیید دیگران بودی؛

    آنجایی که آسایش خودت را فدای جلب رضایت افراد مهم زندگی‌ات کردی؛

    ضربه های که به خاطر احساس عدم لیاقت خوردم

    شدید ترین ضربه ای که در زندگیم خوردم در قسمت بیان نکردن احساساتم بوده که من هر موقعی برام خاستگار مناسب میومد در صورتی که قلبا دوست داشتم طرفو ولی خجالت می کشیدم و به مادرم نمی گفتم که من اینو می خوام و جالبه بدانید که حتی وقتی مادر و پدرم پرسان می کردن تو این آدمو می خوای می گفتم چرا چون پیش خودم می گفتم اگر بله بگم زشته میگن این چه دختر پور رویی است و به این شکل یکی یکی خاستگارامو از دست دادم یعنی اون بنده خدا ها اجازه می گرفتن از پدر و مادرم که ما بیاییم خاستگاری دختر تون و من هم وقتی پدر و مادرم ازم پرسان می کردن می گفتم نه اجازه نیست بیان.

    تایید گرفتن از دیگران :

    همیشه وقتی لباس می خرم چه مجلسی و چه لباس های که داخل خونه می پوشم همه به خاطر جلب توجه دیگرانه و یک جورایی وقتی میرم بخرم شون همش داخل ذهنم این تصویر می چرخه که خوب اگر من این لباسو بپوشم چه جوری از نظر بقیه معلوم میشم و یا زیبا معلوم میشم یا زشت خلاصه هرچه تا حال پوشاک خریدم به خاطر تایید دیگران بوده.

    در دوره لیسانسم موقعی که دانشگاه بودم یه استادی داشتیم که به حجاب دخترا خیلی اهمیت میداد و منم به خاطر باور های غلطی که راجع به حجاب داشتم و از سوی دیگر هم به خاطر احساس عدم لیاقتم که خجالت می کشیدم اگر مانتو های اندامی بپوشم اعضای بدنم را مبادا برجسته کنه ، مانتو های گشاد می پوشیدم و هیچ وقت نتونستم مانتو های شیکی را که دلم می خواست بپوشم؛ به این ترتیب نظر این استاد مون رو با طرز لباس پوشیدنم جذب کرده بودم نه که قصدا بلکه اون خودش متوجه حجابم شده بود و از این جهت خیلی بهم اهمیت میداد و از سوی هم به خاطر این که من دانشجویی لایقی بودم به درسام، این طرز نگاه استاد باعث شده بود که من تحت تاثیر استاد قرار بگیرم و به خاطر جلب توجه اون هم که شده رو سری های تاریک بپوشمو و لباس های گشاد تا توجه دانشجو های پسر بهم جلب نشه اینم به خاطر این بود که خواست استاد مون این بود که دخترای دانشجو خوبه که لباس های تاریک بپوشن موقعی که دانشگاه میان تا توجه پسرا رو جلب خودشون نکنن.

    چه جاهای آسایشم را فدای خانوادم کردم

    زمان های که من معلم بودم همیشه وقتی معاشم‌‌ رو می گرفتم بدون اینکه یک روپیه افغانی هم بردارم همش رو تحول مادرم میدادم و یادمه خواهرم همیشه بهم می گفت این کاری که تو انجام میدی اشتباهه و داری خودت رو نادیده می گیری و من باز به خاطر باور های غلطم فکر می کردم که درست ترین کارو انجام میدم وجالبه بدونید که به مرور زمان کم کم متوجه شدم منی که یک روپیه هم از پول های که برای به دست آوردنش زحمت کشیدم و بر نمی دارم برادرام هی دارن با پولم هیش و نوش میکنن و با خودم گفتم اینجا من سختی می کنم و پولم را به مادرم میدم از اون ور اونا دارن مثل دریا خرج‌شون میکنن و استاد به این شکل من به خودم ظلمها کردم که یاد آوری شون هم منو رنج میده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    مهران دامور فریمانی گفته:
    مدت عضویت: 2953 روز

    سلام به استاد عزیزم ️

    من به تمام رفتارام که از بچگی فکر میکنم میببنم این عدم احساس لیاقت درش وجود داشته

    مثل زندگی کردن به سبکی که خودم دوست دارم ولی خب بخاطره حرفه مردم و خانواده نتونستم و انقدر خودمو ارزشمند ندونستم که فارغ از حرفی که بقیه میزنن من کاره خودمو بکنم و برم دنبال چیزایی که دوسشون دارم و همیشه در چارچوب حرفه مردم زندگی کردم .

    چقدر مواقع بوده که بخاطره عدم ارزشمندی خودم نتونستم با فردی خیلی مناسب ارتباط بگیرم چون خودمو لایق نمیدونستم

    چقدر موقع ارتباط با ادمای موفق از درون احساس عدم لیاقت میکنم که البته الان بهتر شدم ولی میفهمم که زیاده تو وجودم

    من خیلی احساس لیاقت رو به ثروت ربط میدم و فکر میکنم اگ پولدار باشم ارزشمندم یعنی این خیلی ریشه داره تو وجودم

    من احساس لیاقت رو به ظاهر تیپ و قیافه ربط میدم و یادمه که چند سال پیش که داشت موهام میریخت و کم پشت میشد خیلی حالم بد میشد بیشتر بخاطره اینکه فکر میکردم دیگ کسی ازم خوشش نمیاد و لایق نیستم و الانم همینجوری ام

    خیلی کارا رو بعضی وقتا دلم میخاد انجام بدم بخاطره اینکه باهاش حال میکنم ولی خب هیچ کدومش انجام نمیشه چون میترسم بقیه چی میگن چون واسه خودم ارزشمند نیستم که فارغ ازینکه بقیه چی میگن من کاره خودمو انجام بدم و لذت ببرم

    حتی برای رفتن به کاری که عاشقشم و اینکه کلا کارمو ول کنم کلی ترس دارم که به بقیه بگم و بقیه مخالفت کنن و اصلا جراتشو ندارم که اگ مردم سوال کردن چرا شغلتو ول کردی بهشون بگم چون دلم میخاد کاره مورد علاقمو انجام بدم .

    نتایجی که از احساس لیاقتم گرفتم هم این بوده که خیلی وقتا تو رابطه از درون احساس ارزشمندی داشتم و خیلی خیلی راحت رابطه واسم اوکی شده و خیلی هم عزیز بودم.

    چند ماه پیش یکی از بهترین و صمیمی ترین دوستام بهم گفت که بیا ضامن وام ازدواجم بشو و من با اینکه سختم بود ولی بهش گفتم نه و خیلی به خودم افتخار کردم که شهامت نه گفتن رو داشتم و اتفاقا رابطمون هم اصلا بهم نریخت و خیلی هم خوبه اگ بگم بهتر نشده.

    من همین الانشم اونقدر توانایی دارم که در کاری که عاشقشم استارت بزنم و شروع کنم به کسب درامد ولی خب میترسم از قضاوت از مسخره شدن چون احساسه ارزشمندی درونی ندارم همش خودمو با بهترها مقایسه میکنم و احساس بی لیاقتی میکنم.

    وگرنه اگ اعتماد بنفس کافی رو میداشتم میرفتم کاره مورد علاقمو استارت میزدم خودمم با کسی مقایسه نمیکردم و شروع میکردم به فعالیت و با عشق کارمو میکردم.

    من همیشه ادمای باعتماد بنفسو که میدیدم با خودم میگفتم من اگ یه درصد اعتماد بنفسه اینو داشتم به همه چی براحتی میرسیدم و درونم میدونست عیب کار از کجاس .حتی قبل از استفاده از اموزشهای استاد یه حسی بهم میگفت اگ تو خودتو ارزشمند بدونی به همی چی مثل اب خوردن میرسی بدون اذیت شدن و مطمئن بودم ولی خب خیلی سخت بود که تغییرش بدم.

    چند روزم هس که دارم پولامو جمع میکنم ثروت 3 رو بخرم و به خدا گفتم خودت یه نشونه بده که کدوم دوره استاد واسه الانه من بهترین دوره است خب ثروت 3 رو تصمیمم قطعی بود بخرم چون میخاستم از کاره مورده علاقم پول بسازم ولی امروز که اومدم داخل سایت دیدم استاد دوره لیاقت رو گزاشته رو سایت و یه جورایی احساس کردم نشونه است از طرفه خداوند که این دوره رو بخرم .

    ️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    لیلا مزیدی گفته:
    مدت عضویت: 956 روز

    با عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرام و بانوی ارجمند

    احساس لیاقت بحث بسیار پر بار و زیبایی است که اگر انسان از هر زمانی بهش اگاهی پیدا کنه میتونه زندگی بهتری رو تجربه کنه صد حیف که ما در دوران جوانی از وجود چنین افرادی مانند استاد آگاهی نداشتیم و بحره ای نبردیم خیلی وقتا میشینم با خودم فکر میکنم که اگه من رودتر با استاد اشنا شده بودم حتما موقعیت بهتری داشتم زیرا همیشه اطراف ما افرادی هستند و بودند که از سر دلسوزی مانع امتحان ما در زمینه پیشرفتمون شدن برای خودم مادرم رو مثال میزنم من یه زن سرپرست خانواده هستم با دو دختر 31 و 20ساله که با زحمات زیادی اونا رو بزرگ کردم و هردو ازدواج کردند بارها شده بود که برای شغل بهتر و موقعیت بهتر میخواستم به شهر دیگه ای نقل مکان کنم که مادرم شدیدا مانع من میشد منم برای احترام و رضایت ایشان از خواسته خودم می گذشتم و هیچ وقت کسی رو نداشتم که بهم جرات بده که برای موفقیت و زندگی بهتر همه موانع رو پشت سر بگذارم و حالا در سن 53 سالی با کلی ارزو به زندگی عادی خودم ادامه میدم و هر روز فایل های استاد رو میبینم و کلی انرژی میگیرم از استاد عزیز میخوام که من رو در بهتر شدن زندگیم راهنمایی کنند بازم از بودن ایشون خدارو شکر میکنم و از فرکانس مثبت شون انرژی میگیرم خدایا شکرت با آرزوی شادی سلامتی و موفقیت روز افزون برای استاد همسر گرایشون و همه همراهان عزیز در پناه حق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1100 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    خدایا سپاس گزارم که من هم لایق دریافت آگاهی های دوره‌ی احساس لیاقت شدم واین دوره‌ی بی نظیر به خودم هدیه دادم

    هر کجا من در زندگیم ضربه خوردم از احساس لیاقت بود ولی خداوند منو هدایت کرد به سمت این آگاهی ها

    احساس خود ارزشمندی مهمترین کاری که من باید هر روز انجام بدم کار کردن روی احساس لیاقت

    هر چه قدر من خودم را لایق نعمت وثروت بدانم جهان هم همان قدر جواب لیاقت داشتن نعمت وثروت می‌ دهد

    امسال من تصمیم گرفتم که باز هم روی احساس لیاقت کار کنم‌ و خودم را لایق بهترین نعمت ها و ثروت ها بدانم بدون قید و شرط خودم را دوست داشته باشم خودم را لایق همراهی خداوند بدانم خداوندی که رزاق هست

    خودم را سرزنش نکنم خودم را به خاطر اشتباه هاتی که کردم سرزنش نکنم واز اونا درس بگیریم

    به این باور برسم که من همین جوری که هستم لایق بهترین ها هستم بهترین نعمت وثروت

    نقاط قوت خودم را بدانم وهر روز آنها را برای خودم یاد آوری کنم واون توانایی ها را به یاد بیاورم اون هدایت های خداوند را به یاد بیاورم

    منتظر نباشم که کسی برای من کادو بخرد خودم برای خودم کادو بخرم خودم را لایق بهترین ها بدانم وقتی این کارها را انجام بدم جهان هستی هم به فرکانس من پاسخ میده چراکه این من هستم که خالق زندگیم هستم با افکار و احساساتم

    اگه خودم را لایق بهترین نعمت ها بدانم خداوند هم هدایتم می کند به سمت بهترین نعمت ها

    استاد عزیزم واقعا بهترین دوره را تهیه کردید تبریک می گویم به این همه هوش و استعداد وتحسین می‌کنم این زندگی بی نظیر شما از اون اندام زیبا و رویایی که ساختید خدا را شکر که من هم لایق دریافت آگاهی های دوره قانون سلامتی هستم وبرای بدنم ارزش قائل هستم و بهترین مواد غذایی را وارد بدنم می کنم اونایی که با ژن های من سازگار هستند همان طور که برا بدنم ارزش قائل هستم برای ذهنم هم باید ارزش قائل باشم مواظب افکارم ورفتار و ورودی های خودم باشم و هر لحظه مواظب احساسات درونی خودم باشم چراکه من هستم که خالق زندگیم هستم با ارسال فرکانس هایم

    خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها

    تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم

    ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    مرضیه اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 1218 روز

    خدا رو شکر می گویم که در فرکانس دریافت این آگاهی ها هستم

    خدا رو هزاران مرتبه شکر که به من فرصت ارتقا شخصیتم را داده و دوست دارم تغییر کنم

    خدایا شکرت که هرچند این آگاهی ها درد داره و باید درونم را زیر و رو کنم و تغییر در رفتار و گفتار و افکارم ایجاد کنم ولی مطمئن هستم که نتیجه ارزشمنده

    خدایا می دانم که چقدر در مورد احساس لیاقت و احساس خود ارزشمندی ضعف دارم و می دانم چقدر در جنبه های مختلف زندگی ضربه خورده ام

    ولی می دانم که با تغییرم و تعهدم در این مسیر و با دریافت هدایت های خداوند در این مسیر زندگی ام را با کیفیت تر کنم و مدارم را بالاتر ببرم و کلی نتایج شگفت انگیز بگیرم

    استاد عزیز شما تأثیرات بسیار اساسی در زندگی من داشته اید و دارم با روند تکاملی آموزه های شما را به کار می برم و هر روز و هر لحظه آگاهی ها در گوشم زنگ میزنه

    کلام شما با کلمات و جمله بندی شما در وجودم ضبط شده و به موقع پخش میشه و مرا آرام می کند

    این اولین دوره ای است از زمان حضور من در سایت و آشنایی من با شما که همزمان با گذاشتن فایل ها می تونم با شما همراه باشم و می دونم که این دوره مال منه و هدیه خداوند به منه

    حتی زمان گذاشتن این فایل هم اینقدر دقیق بود و همزمانی آن با اتفاقات زندگی من پیامی بود که این دوره برای منه

    از شما متشکرم که دست و زبان خداوند شدید و راهنمای من شدید

    خداوند هزاران برابر به شما نعمت و ثروت و عشق بدهد

    و من هم اینقدر قوی شوم که بتوانم به آرامش و یقین قلبی و باور خودم برسم و فرد تأثیرگذار و مفیدی در دنیا شوم و بسازم از خودم آنچه که برای آن آفریده شده ام

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    sanaz az گفته:
    مدت عضویت: 897 روز

    سلام

    من خیلی راجع به این موضوع فکر کردم و دیدم که من همیشه و در همه ی موارد احساس لیاقت رو در خودم دارم و حتی مثلا همیشه به خودم میگم که چقدر تو زیبایی یا مثلا لیاقت بهترین ها رو داری و …

    اما در مورد رابطه ی عاطفی با شکست روبرو شدم ونتونستم توی زندگیم فردی رو کنارم داشته باشم.با اینکه همیشه این حس لیاقت رو در خودم داشتم و حس میکردم لیاقت من بهترینه چون خودم هم همیشه تلاش میکردم بهترین باشم .

    یا مثلا در مورد ثروت ، من از سنی که وارد بازار کار شدم همیشه حس لیاقت داشتم که بهترین خواهم شد و لیاقتم بالاترین جایگاه و ثروت فراوانه حتی تو تصوراتم هم اینچنین بود اما متاسفانه هیچوقت نتونستم با وجود تلاش در اون جایگاه مد نظرم باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: