اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عزیز خانوم شایسته و همه دوستان توی این سایت فوقلعاده
خداراشکر میکنم که بازهم بهم الهام کرد تا بیام اینجا و درسهایی که از این قوانین و این فایل گرفتم رو بازگو کنم
خداراشکر میکنم که هدایت شدم به این سایت و فهمیدم که جهان هستی با قوانین کار میکنه و ما انسانها میتونیم از این قوانین استفاده کنیم و زندگی سرشار از لذت ارامش و نعمت و ثروت رو داشته باشیم
چقدر شیطان زیرکانه و با حیله های فراوان ما انسانها رو فریب میده اما خودمون اصلا نمیفهمیم که داریم فریب میخوریم و از مسیر خداوند دور میشیم
من تازه با این فایلها فهمیدم که چرا اون اتفاقهایی که میخام رخ نمیده یا نعمت و ثروت به راحتی به سمتم نمیاد فقط به خاطر پیش فرضهایی که داشتم و از بقیه شنیدم بوده
اما حالا تصمیم گرفتم که تمام پیش فرضها و باورهایی که تا الان از جامعه شنیده بودم غلط و اشتباه بوده و از الان باید در تمام جنبه ها باورهای درست بسازه و اون وجه خوب انسانهارو برانگیخته کنم و اونا با همان رفتاری که من دوست دارم باهام رفتار کنن
استاد ازتون تشکر میکنم که این سایت بی نظیر رو ایجاد کردید که هر موقع که میخایم ازش درس بگیریم و استفاده کنیم
از خدای خوبم تشکر میکنم که منو هدایت کرد به شما تا بتونم ذهنم رو در دست بگیرم و مثل یه برگ تو باد نباشه و خودم رامش کنم چون مهمترین عامل برای حرکت و پیشرفت کنترل ذهنه و سرکوب کردن افکار شیطانه
چون شیطان فقط از طریق ذهن و افکار منفی مارو فریب میده
در مورد ذهنیت منفی ومثبت موارد زیادی باهاش برخورد داشتم
در محل کارم من تنها کار میکردم وقرار شد از یکی دیگه از آزمایشگاه ها یه نیرو واسم بفرستن حالا جالبه که کارشناس مسئول ما به این دلیل این خانم را برام فرستاد چون که میگفت خیلی زیر کار در میره وآدم تنبلی هست واز کارش راضی نبود وبه نوعی تنبیهش کردن وپیش من فرستادنش
از همان روز اول من ذهنیت مثبتی بهش پیدا کردم دختر خیلی خوب ودوست داشتنی با انرژی مثبت بسیار خوشرو وخنده رو وکارش هم خوب ومورد پسندم بود مدتی که پیش من کار میکرد با هم لحظات عالی داشتیم وهربار مسئول ما در موردش از من میپرسید من ازش تعریف میکردم و چقدر تعجب میکرد که من از کارش راضیم .
مثال دیگه در مورد مدیر درمانگاه هست که همه همکارانم معتقد هستن آدم مغرور و از خود راضی هست وهمیشه داره زیرآب بقیه را میزنه وکلا وقتی دور هم جمع میشن معمولا دارن از ش بدگویی میکنن به خصوص یکی از دوستانم در درمانگاه خیلی باهاش مشکل داره از صبح که میاد مدام بدش میگه وجالبه مدام بینشون اتفاق های ناجالب یا بحث هایی پیش میاد که اوضاع را بدتر میکنه ولی من همیشه سعی،کرده ام روی نکات مثبت و خوبیهایش تمرکز کنم ودر بحث همکارانم شرکت نکنم معتقدم هر انسانی خوبیها ونکات مثبتی هم دارد در نتیجه بارها شده که رفتارهای خوب وعالی ازش دیدم ،روز ازمایشگاهیان با دسته گل وشیرینی به آزمایشگاه آمد وتبریک گفت به طوری که همه همکاران تعجب کرده بودن ولی من میدانستم به خاطر باورهای خود من بوده است
مثال دیگرم در مورد باوری است که خیلی ها دارن که مدارس غیردولتی خیلی از مدارس دولتی بهترن چون خیلی پول بیشتری میگیرن آموزش بهتری هم ارائه میدهند چیزی که من اصلا اعتقاد ندارم
من معتقدم وقتی بچه ای بخواهد درس بخواند وعلاقه داشته باشد لازم نیست حتما مدرسه غیر انتفاعی باشه بلکه در مدرسه دولتی با معلم های باتجربه ودلسوز خیلی هم خوب نتیجه میگیره
دخترم تا سال دیپلم در مدارس دولتی درس خواند ونتایج خیلی عالی گرفت ودر دانشگاه هم در رشته مورد علاقه اش درس خواند .در مورد پسرم هم همین کار را کردم ودر مدرسه دولتی ثبت نامش کردم وتا حالا که سال هشتم هست همیشه نتایج عالی گرفته ویکی از بهترین دانش آموزان مدرسه بوده است چون همیشه باور،درستی نسبت به این مدارس داشته ام .
استاد عزیز ممنونم برای این دو فایل عالی کلی نکات عالی ومثبت برایمان داشت
خدارا شکرت برای این سایت وآموزش های عالی استاد
خدایا مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای .
اون هایی که باورشون اینه که خوش شانس هستند از درودیوار براشون فرصت های نو و خوب میباره واین نگاهی که دارن و با اون ذهنیت فرصت های خوب رو بیشتر میبینن و همچنین فرصت های بیشتر وارد زندگی شون میشه
(( طبق قانون به هر چی توجه کنیم از جنس همون اتفاقا بیشتر توی زندگیمون میفته ))
و اون دسته هم که خودشونو بد شانس میدونن براشون اتفاقایی میفته که بدشانسی بیشتر رو براشون به ارمغان میاره!!!
و تمام موضوع ذهنیت مائه، که زندگی ما رو رقم میزنه و با هر ذهنیتی که باشیم از همون جنس اتفاقات و شرایط بیشتری وارد زندگی مون میشه و ما از اون دست اتفاقا بیشتر میبینیم توی زندگی مون…
پس فکر های خوب روتین زندگی مون باشه و با استمرار این روند اون حس و حالِ بعد از فکر های خوب خیلی به آدم میچسبه مثل یه لیوان آب خنک توی تابستون یا یه چای داغ توی یه روز برفی
و هر چی این حس و حال خوب بیشتر باشه یعنی تو وظیفتو هر لحظه داری بهتر از قبل انجام میدی و این
یعنی :《 توکل》
یعنی : 《بندگی کردن 》
یعنی:《ایمان》
و هر حس خوبی که از وجود خدا نشات میگیره ….
خداروشکر که تونستم این کامنت زیبا رو بنویسم
خدایا شکرت بابت وجود با برکت استاد عباسمنش عزیزم و مریم جانم
خداروشکر بابت حضور دوستان باحالَم در این محفلِ توکل ، عشق و امید
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم شایسته عزیزم و تمام دوستانم در سایت عباس منش نوروز 1404هم مبارک سال بسیار خوبی همه داشته باشید
این روز ها که در تعطیلات نوروز هستیم با خانواده هستم و در سفر به همین خاطر فایلها را گوش میکنم ولی تا الان نتونستم کامنت بنویسم چون دوست دارم یه خلوتی پیدا کنم و با توجه کامنت بنویسم فرصتش گیدا نشده ولی از اونجایی که کامنت نوشتن را خیلی دوست دارم و وظیفه ام میدونم اومدم یه عرض ادبی کنم و برداشت و مثالی که دارم از این موصوع را بنویسم
من از بچه گی با ذهنیت های مثبت و منفی های بسیار زیادی بزرگ شدم که باعث بوجود آمدن باورهایم شد که متاسفانه ذهنیتهای منفی فوق العاده بیشتر بود….. به ما از هر موضوعی بدترینش را گفته بودند و متاسفانه همه ی اونها هم من باورم شده بود تا کم کم بزرگ شدم و کمی اگاه تر شدم و دونه دونه تمام اون باورهای اشتباه را شناسایی کردم و گفتم اصلا بر چه اساسی من باید این گونه فکر کنم و عمل کنم و سعی کردم تمام باورهایم را زیر سوال ببرم و تغییرشون بدهم بخصوص در این چند سال اخیر که در سایت عباس منش هستم این مسئله و این ضعفها را بهتر در خودم شناختم مثلا به ما گفته شده بود که آدم های فلان شهر اینجوری هستند یا فلان شهر یا قومیت فلان
یا خانم ها اینگونه هستند و آقایون این مدلی هستند
یا دختر ها فلان و پسرها فلان
یا عربها فلان گونه هستند یا ترکها اون مدلی هستند
و هزارن باور اشتباه دیگه که هیچ کدام واقعیت نداشت و چون ما باورش میکردیم بلا هم سرمون می آمد
یا مثلا میگفتند شبها ناخنتون بگیرید این بلا سرتون می یاد یا فلانی چشمش شوره
یا اگر کسی فوت میکرد میگفتند تا روزها باید مشکی بپوشید یا حتما پنچ شنبه ها سر مزار مرده ها باید بری منتظر هستند و از این قبیل چیزها
خلاصه من الان بیشتر اونها را شناسایی کردم و دیگه به هیچ کدام باور ندارم
دیروز یه بحث برام پیش اومد که امروز صبح اولی که ذهنم میخواست شروع کنه بگه امروز یه روز مزخرف و عصاب خوردی میشه اما سریع شروع کردم به جهت دهی بسمت مثبت و زیبایی و اجازه ندادم دستش بگیره سکان رو و احساس خواب بیشتری داشتم اما به یکی از افکارهایی که بهم احساس عشق میده رو شروع کردم به پخش کردن در وجود خودم باعث شد اصلا خواب از سرم بپره و واقعا دوباره چقدر برام یادآوری شد که احساس عشق اصلا نمیذاره ما بخوابیم و بی حال باشیم و از بقیه روزها سحرخیزتر و سرحال تر بودم فقط بخاطر مرور یه فکر بظاهر ساده
یادمه سالها پیش یه پیشنهاد از طرف یه نفر بهم داده شده بود اما با ذهنیت من باعث شد خودش جواب منفی بده اما بعداز چندسال چونکه دیدگاه من تغییر کرده بود و از درون اطمینان فکری داشتم به محض اینکه گفتم اصلا مخالفت نکرد و خیلی هم استقبال کرد
من با گوش دادن این فایل ها داشتم به این فکر میکردم کسانی که با تلقین خوردن یا نخوردن چیزی باعث میشه چقدر تاثیر بذاره رو جسم و احساس شون اما ولی ما قانون بدن و تغذیه رو خیلی بهتر بدونیم و همراه با قانون ذهن آگاهانه اجرا کنیم اونوقت دیگه واقعا خیلی قدرتمندتر و عمیق تر و ریشه ای تر باعث تاثیر و نتایج برامون میشه
یه مثال دیگه یادم افتاد بگم خانواده من و اکثر نزدیکانم اعتقادشون اینه که وقتی مریض میشن یا اتفاق بدی براشون میشه یه نفر دیدشون که چشمش شور بوده اینا هم سریع یه تخم مرغ میگیرن دستشون و یه ورد میخونن و میچرخونن دور سر اون طرف ضربه خورده بعد یهو تخم مرغ خودش خود به خود میشکنه بعد میگن ببین ما اسم چندنفر زمزمه کردیم بمحض اینکه اسم فلانی اومد تخم مرغ شکسته شد و هرچقدر هم شدت شکستن تخم مرغ بیشتر باشه میگن اون آدم چشمش و فکرش شورتر و بدتر بوده
بعد من میگم واقعا وقتی اینا با قدرت ذهنشون دارن این تخم مرغ توی دستشون میشکنن اینقدر قدرت ذهنی دارن اما همین آدمها نمیخوان باور کنن که میتونن با همین قدرت ذهنی به چه چیزهایی برسن
و من خندم میگیره از این حد از جهالت هاشون اما ترجیح میدم حرف نزنم
و به خودم میگم وقتی من بتونم مثل اینا اینجور شی ای مثل تخم مرغ فقط با قدرت ذهنم بشکنم اونوقت چه پول ها و مقامی بدست میارم
واقعا میگم
چونکه یه تمرین جابجایی اجسام در تخصص من هست که بهش میگن انتقال انرژی و من با تمرین میتونم مثلا بطری آب یا همچین چیزهایی رو تکون بدم اما من وقتی این تمرین حسابی انجام بدم هم به قدرت ذهنم افتخار میکنم هم اینکه دیگران و هنرجوها لذت میبرن و درخواست آموزش این مهارت ازمن میکنن اما من اینکارو برا گسترش قدرت ذهن و خودباوری بیشتر میدم ولی اونا نه برا جهالت هایی که باعث بدبخت تر شدنشون میشه رو انجام میدم که فلانی تو رو دیده و چشمت زده باعث مریضی و بلا سرت اومده و واقعا فقط دعا میکنم برا همچین آدمهایی و انصافا من حتی زمانی که سنمم خیلی کمتر بود و هیچکدوم از این آگاهی هارو نداشتم اما بازم درونم خیلی این مقاومت بود که آقا چرا این آدمها به همچین اعتقادهای احمقانه پایبند و تعصب دارن چه برسه به الان
و شکرخدا هرروز دارم آگاهانه با کمک خداوند زندگیمو خودم بسمت نعمت و زیبایی بیشتر میبرم جلو که گنج های اینجا بهترین کمک کننده و قدرت در دستانم میذاره و همیشه یکی از تمرینهایی که انجام میدم منطق و دو دوتا چهارتا کردن ذهنمو کنار میذارم که نخواد اینقدر شرایط الان منو ابدی بدونه و منو بی انگیزه کنه
خلاصه من بااینکه یه وقتایی از الگوهای خوب استفاده میکنم اما همیشه یکی از بهترین الگوها خودم برا خودم هستم چونکه بارها شده کارهایی کردم که خیلی ها میگفتن نمیشه و نمیتونی اما من تونستم و موفق شدم و سندهایی محکم برام هستند که باعث ساکت کردن ذهن نجواگر و منطقی میشه
مثل همیشه خیلی دوستتون دارم و بهترین هارو براتون آرزو میکنم.
یکی از بهترین راه هایی که باعث می شود صبح حالمان خوب شود دوش گرفتن روزانه، صبح ها بعد از خواب است، مخصوصا دوش آب سرد که استاد هم در حرف هایشان در فایل ها و دوره های مختلف به این قضیه اشاره کرده اند.
درمورد درس، بهترین ذهنیت برای یک دانش آموز این است که باور داشته باشد او توانایی یادگیری بسیار زیادی دارد، وقتی که این ذهنیت را باور داشته باشیم دیگر لازم نیست که در خانه بیشت از اندازه مطالعه کنیم، همه چیز را در کلاس درس یاد میگیریم. این باور باعث شد که من در این ترم بالاترین معدل را نسبت به ترم های قبل داشته باشم.
خداوند عزیزم رو شاکرم که با شنیدن و دیدن برخی چیز ها در مورد استاد و کلا بقیه، ذهنیتم در مورد مردم و ارتباطات عوض می شود و راحت تر می توانم با بقیه ارتباط برقرار کنم و خداوند انسان های درست و قابل اعتمادی را برایم هدایت می کند.
هنوز سال شروع نشده، این روز ها بهترین روز های سالم هستند، واقعا، واقعا زندگی ام طوری شده که همیشه روز های جرید از روز های قبلی بهتر شده اند، تقریبا هر روز بهترین روز سالم و یا حتی زندگی ام هست، خداوند قدرتمند رو بابت این قضیه هزاران بار، هزاران بار شکر می کنم.
که مچ مینداخت و مچ همه رو میخوابوند حتی مچ معلم ها رو هم میزد دست چپ اش حتی قوی تر بود چون چپ دست بود …یه روزی من گفتم آنقدر تمرین میکنم که مچ این فرد رو بزنم من قبلش مچ مینداختم در عرض 3 ثانیه مچ همه و من رو میزد یه روزی بعد از باور سازی که من کلی تمرین کردم و به خودم چون میگفتم تمرین کردم پس باید بتونم مچش رو حداقل توی 10 ثانیه نگه دارم چون باور داشتم که میتونم 10 ثانیه نگه دارم به طرز باور نکردنی بیشتر از 10 ثانیه دستش رو نگه داشتم ..الان که داشتم این فایل رو میدیدم متوجه شدم که نا خودآگاه داشتم این قانون ذهن رو اجرا میکردم ….خیلی دوستون دارم ……استاد عاشقتم ..
اینکه پیش فرض ها و باورهای ما در مورد افراد ، پول ، سلامتی ، شغل و …. اتفاقات رو واسمون رقم میزنه حالا چه خوشایند چه ناخوشایند.
یعنی بستگی داره که پیش فرض ما باور ما نگاه و انتظار ما نسبت به اون موقعیت اون فرد ، اون حرفه ، اون مکان و ..چی باشه ،اگر مثبت باشه تجربه مثبتی رو واسمون به وجود میاره و اگر منفی باشه تجربه منفی رو واسمون رقم میزنه.
من تو خیلی زمینه ها ذهنیتم مثبت بوده همیشه غیر از جسمم . یعنی نقطه ضعف من تو این زمینه بیشتر روی جسمم بوده ، پیش فرض هایی که باعث شده نگران باشم بترسم و در واقعیت تجربیات تلخی رو دربارهی جسمم بهم تحمیل کرده
اما تو روابطم با ادامهاذهمیشه جوری بودم که در نگاه اول اون وجه مثبتشون رو میدیدم.
یادمه از کلاس اول که دخترم رفت مدرسه ، به صورت اتفاقی با مامان یکی از بچه ها دوست شدم خانم بشدت دوستداشتنی زیبا و خوش مشربی بود اما ذهنیتش نسبت به آدمها همیشه کمی زاویه داشت و از اونجایی که ما همیشه با هم بودیم و خیلی نفوذگرا بود می دیدم با اینکه دخترهامون خیلی شاگرد زرنگ بودند اما برخورد پرسنل مدرسه در عین احترام به ایشون کمی پشت پرده حالت گارد داشت .
یادمه اونقدر از مدیر مدرسه پیش همه تعریف کرده بودم که یکی از اولیا گفت اون نگاه مثبت شماست وگرنه مدیر اونقدر هم خوب نیست و من گفتم فقط خوبی دیدم یعنی جدا از دوستم فوق العاده به من احترام میزاشتن . تا اینکه دوسال پیش دخترامون توی فضای آموزشی خارج از مدرسه قرار گرفتن و مدیر اون موسسه نوع احترامش و توجهش به دختر من کاملا متفاوت بود با برخوردی که با دوستم و دخترش داشت و در حالی دختر اون به لحاظ رتبه ای بالاتر از دختر من بود. اما همیشه رفتارش با اونا به صورت گارد گرفتن بود .
حالا دلیلش چی بود اینکه همیشه دوستم میگفت روی خوش اینا رو نبین مثلا فلان مدیر پولکیه ،یا این یکی خیلی جلبه خیلی دنبال دانش آموز بیشتره و یا مثلاً فلانی ظاهرش آدم خوبیه نمیدونی از اون هفت خطهاست. و دقیقا حرفهاش درست درمیومددو میگفت دیدی گفتم من میشناسم این جور آدمها رو
و من همیشه تعجب میکردم که چطور اینقدر شناخت داره رو آدمها و اینقدر زرنگه
درصورتی که با توجه به این فایل اون نگاه اون باور و اون ذهنیتی که دوستم نسبت به اون آدمها داشت باعث میشد رفتار اونها نسبت بهش یک رفتار مطابق با ذهنیتش باشه.
من به صورت ناخودآگاه با نوع نگاه مون داره اتفاقاتی رو همیشه رقم میزنیم که حتی نمیدونیم که به ضررمون هست.
من یک برادر دارم که هیچوقت کاری برای کسی انجام نمیده یعنی قول میده ولی در عمل جدی نیست . یادمه چند ماه پیش همسرم گفت از برادرت بخواه با توجه به جایگاه شغلی که داره توی فلان شهر یک جایی رو واسمون رزرو کنه واسه تفریح . و من از برادرم خواستم و ذهنیت همسرم این بود که حالا ما گفتیم اما اون این کار رو انجام نمیده. من با توجه به آموزه های سایت تصمیم گرفتم که این باور داشته باشم که اینبار این یک کارو انجام میده . و دقیقا همین شد بعد از چند روز تماس گرفت و گفت که فلان جا رو واستون رزرو کردم و همسرم و اطرافیان کلی تعجب کردندو خودم چقدر تعجب کردم که این باوره چقدر عالی جواب داد.
و سپاسگزارم بابت توجهی که به کامنتم داشتید و تجربه ای که به اشتراک گذاشتید .
بله کاملا درسته و خیلی عالی که شما سعی میکنید از این افراد فاصله بگیرید به جهت رشد خودتون ، این هم جسارت بالایی میخواد که من هنوز به اون جسارت نرسیدم و شما رو تحسین میکنم .
خدایا شکرت برای این آگاهی ها و دوستان بی نظیری چون شما
استاد عزیزم سپاسگزارم از شما که این آگاهی های ناب رو در اختیار ما گذاشتین،
این فایل بی نظیر رو همون موقع که روی سایت قرار گرفت گوش دادم، و بسیار ،بسیار درس های ارزشمندی داشت برایم، خیلی از باورهای ذهنی ام رو جابجا کرد،
امروز دوباره هدایت شدم به این فایل بی نظیر،
که نشانه ای روزم بود، وقبل اینکه فایل رو یبار دیگه گوش بدهم، یه حس بهم گفت کامنت بزارم،
خدارا هزاران بار شکرت.
از آنجای که ساختار عصبی و ذهنی همه ای انسان ها یکی هست، فرقی نمی کند که به کجای دنیا باشی، سیستم ذهنی کار خودشو انجام می دهد،
هر ورودی که بهش بدهیم، و اگر این ورودی ها تکرار بشوند تبدیل به باور های ما می شوند،
و نتایج رو توی زندگی ما ایجاد میکنند،
از آنجایی که افکار ما بیشتر تمایل دارند به سمت منفی ها، و اگر ما ذهن مان را رها کنیم، و هیچ کنترولی بر افکار مان نداشته باشیم، باعث می شود که مومنتم منفی شکل بگیرد، و با این افکار منفی اتفاقات منفی و شرایط ناجالب رو جذب می کنیم،
و چون به هر آنچه توجه کنیم، طبق قانون بدون تغیر خداوند از جنس و اساس همون موضوع جذب می کنیم، و آرام، آرام این افکار منفی تبدیل می شود به یه کوهی از افکار و باور های منفی که اون موقع کنترل کردن این افکار کار بسیار سخت و حتی می تونه ناممکن باشد،
و فرد رو تبدیل می کند به یک شخص افسرده، که با این افکار منفی هر دو دنیایش رو تباه کرده، و این افکار منفی مثل آتیشی می مونه که اگر وقتی تازه روشن می شود و زیاد شعله ور نیست، می توان خاموشش کرد، ولی اگر این شعله های آتیش قدرت بگیرند و فضای زیاد تری پخش بشوند، خاموش کردنش بسیار کار سخت و بعضا نا ممکن هست و باعث نابودی می شوند.
•خدایا خودم رو بتو می سپارم از شر افکار منفی،
•خدایا حواست به من باشد که از مسیر اصلی ام دور نشوم،
•خدایا دستانم را محکم تر بگیر، و به اندازه ای یه چشم بهم زندن منو به حال خودم رها نکن.
خیلی مهم است که چیو باور کردیم وچیو پذیرفتیم،
خیلی از باورها و افکاری که ما توی ذهن مون پرورشش می دهیم، کاملا بی پایه و اساس هستن، که طبق گفته ها و شنیده های اطرافیان ما توی ذهن ما شکل گرفته و هیچ کمکی نمی کند بما،
«این چنین خداوند آیات خود را برای شما بیان میکند، باشد که تعقل کنید.»
طبق گفته ای خداوند ما باید همیشه تعقل و تفکر کنیم در مورد هر حرفی که می شنویم،
تا از درستی حرفی مطمعن نمی شویم اجازه ندهیم که ذهن مون باورش کند، چون همین ورودی های ذهنی تبدیل به باورهای ما می شود
و زندگی مارا شکل میدهد.
خدارا شکرر می کنم که از موقع آشنایی ام با اموزشات بی نظیر این سایت،
خیلی بیشتر حواسم به افکارم و باور هایم هست،
آنچه که از گذشته شنیدم، و چیز های که باورش کردم، سعی میکنم افکارم رو برسی کنم، ببینم آیا این باورها بهم کمک می کند و بهم قدرت می دهد یا باعث ضعیف شدنم می شود،
هر کدوم از باورها که بهم کمک می کند نگهش می دارم واگر هیچ کمکی نمی کند فقط طبق شنیده ها و باورهای گذشتگانم در من ایجاد شده میریزمش دور، و باور های رو توی ذهنم ایجاد می کنم که بهم قدرت بده و باعث پیشرفتم بشود و با این باورها بتوانم دنیا و آخرت رو بسازم، و بهشت رو توی هر دو دنیا تجربه کنم،
سلام خدمت استاد عزیز خانوم شایسته و همه دوستان توی این سایت فوقلعاده
خداراشکر میکنم که بازهم بهم الهام کرد تا بیام اینجا و درسهایی که از این قوانین و این فایل گرفتم رو بازگو کنم
خداراشکر میکنم که هدایت شدم به این سایت و فهمیدم که جهان هستی با قوانین کار میکنه و ما انسانها میتونیم از این قوانین استفاده کنیم و زندگی سرشار از لذت ارامش و نعمت و ثروت رو داشته باشیم
چقدر شیطان زیرکانه و با حیله های فراوان ما انسانها رو فریب میده اما خودمون اصلا نمیفهمیم که داریم فریب میخوریم و از مسیر خداوند دور میشیم
من تازه با این فایلها فهمیدم که چرا اون اتفاقهایی که میخام رخ نمیده یا نعمت و ثروت به راحتی به سمتم نمیاد فقط به خاطر پیش فرضهایی که داشتم و از بقیه شنیدم بوده
اما حالا تصمیم گرفتم که تمام پیش فرضها و باورهایی که تا الان از جامعه شنیده بودم غلط و اشتباه بوده و از الان باید در تمام جنبه ها باورهای درست بسازه و اون وجه خوب انسانهارو برانگیخته کنم و اونا با همان رفتاری که من دوست دارم باهام رفتار کنن
استاد ازتون تشکر میکنم که این سایت بی نظیر رو ایجاد کردید که هر موقع که میخایم ازش درس بگیریم و استفاده کنیم
از خدای خوبم تشکر میکنم که منو هدایت کرد به شما تا بتونم ذهنم رو در دست بگیرم و مثل یه برگ تو باد نباشه و خودم رامش کنم چون مهمترین عامل برای حرکت و پیشرفت کنترل ذهنه و سرکوب کردن افکار شیطانه
چون شیطان فقط از طریق ذهن و افکار منفی مارو فریب میده
در پناه الله یکتا شادو موفق باشید
به نام خدا
سلام به استاد عزیز وهمه دوستان عزیزم
سال جدید بر همه شما عزیزان مبارک
در مورد ذهنیت منفی ومثبت موارد زیادی باهاش برخورد داشتم
در محل کارم من تنها کار میکردم وقرار شد از یکی دیگه از آزمایشگاه ها یه نیرو واسم بفرستن حالا جالبه که کارشناس مسئول ما به این دلیل این خانم را برام فرستاد چون که میگفت خیلی زیر کار در میره وآدم تنبلی هست واز کارش راضی نبود وبه نوعی تنبیهش کردن وپیش من فرستادنش
از همان روز اول من ذهنیت مثبتی بهش پیدا کردم دختر خیلی خوب ودوست داشتنی با انرژی مثبت بسیار خوشرو وخنده رو وکارش هم خوب ومورد پسندم بود مدتی که پیش من کار میکرد با هم لحظات عالی داشتیم وهربار مسئول ما در موردش از من میپرسید من ازش تعریف میکردم و چقدر تعجب میکرد که من از کارش راضیم .
مثال دیگه در مورد مدیر درمانگاه هست که همه همکارانم معتقد هستن آدم مغرور و از خود راضی هست وهمیشه داره زیرآب بقیه را میزنه وکلا وقتی دور هم جمع میشن معمولا دارن از ش بدگویی میکنن به خصوص یکی از دوستانم در درمانگاه خیلی باهاش مشکل داره از صبح که میاد مدام بدش میگه وجالبه مدام بینشون اتفاق های ناجالب یا بحث هایی پیش میاد که اوضاع را بدتر میکنه ولی من همیشه سعی،کرده ام روی نکات مثبت و خوبیهایش تمرکز کنم ودر بحث همکارانم شرکت نکنم معتقدم هر انسانی خوبیها ونکات مثبتی هم دارد در نتیجه بارها شده که رفتارهای خوب وعالی ازش دیدم ،روز ازمایشگاهیان با دسته گل وشیرینی به آزمایشگاه آمد وتبریک گفت به طوری که همه همکاران تعجب کرده بودن ولی من میدانستم به خاطر باورهای خود من بوده است
مثال دیگرم در مورد باوری است که خیلی ها دارن که مدارس غیردولتی خیلی از مدارس دولتی بهترن چون خیلی پول بیشتری میگیرن آموزش بهتری هم ارائه میدهند چیزی که من اصلا اعتقاد ندارم
من معتقدم وقتی بچه ای بخواهد درس بخواند وعلاقه داشته باشد لازم نیست حتما مدرسه غیر انتفاعی باشه بلکه در مدرسه دولتی با معلم های باتجربه ودلسوز خیلی هم خوب نتیجه میگیره
دخترم تا سال دیپلم در مدارس دولتی درس خواند ونتایج خیلی عالی گرفت ودر دانشگاه هم در رشته مورد علاقه اش درس خواند .در مورد پسرم هم همین کار را کردم ودر مدرسه دولتی ثبت نامش کردم وتا حالا که سال هشتم هست همیشه نتایج عالی گرفته ویکی از بهترین دانش آموزان مدرسه بوده است چون همیشه باور،درستی نسبت به این مدارس داشته ام .
استاد عزیز ممنونم برای این دو فایل عالی کلی نکات عالی ومثبت برایمان داشت
خدارا شکرت برای این سایت وآموزش های عالی استاد
خدایا مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای .
توکل بر خدا
11:42 در یک شب بارونی زیبا…..
در مورد خودت چی فکر میکنی؟
بدشانس هستی یا خوش شانس ؟
اون هایی که باورشون اینه که خوش شانس هستند از درودیوار براشون فرصت های نو و خوب میباره واین نگاهی که دارن و با اون ذهنیت فرصت های خوب رو بیشتر میبینن و همچنین فرصت های بیشتر وارد زندگی شون میشه
(( طبق قانون به هر چی توجه کنیم از جنس همون اتفاقا بیشتر توی زندگیمون میفته ))
و اون دسته هم که خودشونو بد شانس میدونن براشون اتفاقایی میفته که بدشانسی بیشتر رو براشون به ارمغان میاره!!!
و تمام موضوع ذهنیت مائه، که زندگی ما رو رقم میزنه و با هر ذهنیتی که باشیم از همون جنس اتفاقات و شرایط بیشتری وارد زندگی مون میشه و ما از اون دست اتفاقا بیشتر میبینیم توی زندگی مون…
پس فکر های خوب روتین زندگی مون باشه و با استمرار این روند اون حس و حالِ بعد از فکر های خوب خیلی به آدم میچسبه مثل یه لیوان آب خنک توی تابستون یا یه چای داغ توی یه روز برفی
و هر چی این حس و حال خوب بیشتر باشه یعنی تو وظیفتو هر لحظه داری بهتر از قبل انجام میدی و این
یعنی :《 توکل》
یعنی : 《بندگی کردن 》
یعنی:《ایمان》
و هر حس خوبی که از وجود خدا نشات میگیره ….
خداروشکر که تونستم این کامنت زیبا رو بنویسم
خدایا شکرت بابت وجود با برکت استاد عباسمنش عزیزم و مریم جانم
خداروشکر بابت حضور دوستان باحالَم در این محفلِ توکل ، عشق و امید
نور الهی بدرقه راهتون:)
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم شایسته عزیزم و تمام دوستانم در سایت عباس منش نوروز 1404هم مبارک سال بسیار خوبی همه داشته باشید
این روز ها که در تعطیلات نوروز هستیم با خانواده هستم و در سفر به همین خاطر فایلها را گوش میکنم ولی تا الان نتونستم کامنت بنویسم چون دوست دارم یه خلوتی پیدا کنم و با توجه کامنت بنویسم فرصتش گیدا نشده ولی از اونجایی که کامنت نوشتن را خیلی دوست دارم و وظیفه ام میدونم اومدم یه عرض ادبی کنم و برداشت و مثالی که دارم از این موصوع را بنویسم
من از بچه گی با ذهنیت های مثبت و منفی های بسیار زیادی بزرگ شدم که باعث بوجود آمدن باورهایم شد که متاسفانه ذهنیتهای منفی فوق العاده بیشتر بود….. به ما از هر موضوعی بدترینش را گفته بودند و متاسفانه همه ی اونها هم من باورم شده بود تا کم کم بزرگ شدم و کمی اگاه تر شدم و دونه دونه تمام اون باورهای اشتباه را شناسایی کردم و گفتم اصلا بر چه اساسی من باید این گونه فکر کنم و عمل کنم و سعی کردم تمام باورهایم را زیر سوال ببرم و تغییرشون بدهم بخصوص در این چند سال اخیر که در سایت عباس منش هستم این مسئله و این ضعفها را بهتر در خودم شناختم مثلا به ما گفته شده بود که آدم های فلان شهر اینجوری هستند یا فلان شهر یا قومیت فلان
یا خانم ها اینگونه هستند و آقایون این مدلی هستند
یا دختر ها فلان و پسرها فلان
یا عربها فلان گونه هستند یا ترکها اون مدلی هستند
و هزارن باور اشتباه دیگه که هیچ کدام واقعیت نداشت و چون ما باورش میکردیم بلا هم سرمون می آمد
یا مثلا میگفتند شبها ناخنتون بگیرید این بلا سرتون می یاد یا فلانی چشمش شوره
یا اگر کسی فوت میکرد میگفتند تا روزها باید مشکی بپوشید یا حتما پنچ شنبه ها سر مزار مرده ها باید بری منتظر هستند و از این قبیل چیزها
خلاصه من الان بیشتر اونها را شناسایی کردم و دیگه به هیچ کدام باور ندارم
و باورها یم را تغییر دادم
به نام خدای عدالت ها
سلام به استادان عزیزم بانو شایسته محترم و دوستانم
دیروز یه بحث برام پیش اومد که امروز صبح اولی که ذهنم میخواست شروع کنه بگه امروز یه روز مزخرف و عصاب خوردی میشه اما سریع شروع کردم به جهت دهی بسمت مثبت و زیبایی و اجازه ندادم دستش بگیره سکان رو و احساس خواب بیشتری داشتم اما به یکی از افکارهایی که بهم احساس عشق میده رو شروع کردم به پخش کردن در وجود خودم باعث شد اصلا خواب از سرم بپره و واقعا دوباره چقدر برام یادآوری شد که احساس عشق اصلا نمیذاره ما بخوابیم و بی حال باشیم و از بقیه روزها سحرخیزتر و سرحال تر بودم فقط بخاطر مرور یه فکر بظاهر ساده
یادمه سالها پیش یه پیشنهاد از طرف یه نفر بهم داده شده بود اما با ذهنیت من باعث شد خودش جواب منفی بده اما بعداز چندسال چونکه دیدگاه من تغییر کرده بود و از درون اطمینان فکری داشتم به محض اینکه گفتم اصلا مخالفت نکرد و خیلی هم استقبال کرد
من با گوش دادن این فایل ها داشتم به این فکر میکردم کسانی که با تلقین خوردن یا نخوردن چیزی باعث میشه چقدر تاثیر بذاره رو جسم و احساس شون اما ولی ما قانون بدن و تغذیه رو خیلی بهتر بدونیم و همراه با قانون ذهن آگاهانه اجرا کنیم اونوقت دیگه واقعا خیلی قدرتمندتر و عمیق تر و ریشه ای تر باعث تاثیر و نتایج برامون میشه
یه مثال دیگه یادم افتاد بگم خانواده من و اکثر نزدیکانم اعتقادشون اینه که وقتی مریض میشن یا اتفاق بدی براشون میشه یه نفر دیدشون که چشمش شور بوده اینا هم سریع یه تخم مرغ میگیرن دستشون و یه ورد میخونن و میچرخونن دور سر اون طرف ضربه خورده بعد یهو تخم مرغ خودش خود به خود میشکنه بعد میگن ببین ما اسم چندنفر زمزمه کردیم بمحض اینکه اسم فلانی اومد تخم مرغ شکسته شد و هرچقدر هم شدت شکستن تخم مرغ بیشتر باشه میگن اون آدم چشمش و فکرش شورتر و بدتر بوده
بعد من میگم واقعا وقتی اینا با قدرت ذهنشون دارن این تخم مرغ توی دستشون میشکنن اینقدر قدرت ذهنی دارن اما همین آدمها نمیخوان باور کنن که میتونن با همین قدرت ذهنی به چه چیزهایی برسن
و من خندم میگیره از این حد از جهالت هاشون اما ترجیح میدم حرف نزنم
و به خودم میگم وقتی من بتونم مثل اینا اینجور شی ای مثل تخم مرغ فقط با قدرت ذهنم بشکنم اونوقت چه پول ها و مقامی بدست میارم
واقعا میگم
چونکه یه تمرین جابجایی اجسام در تخصص من هست که بهش میگن انتقال انرژی و من با تمرین میتونم مثلا بطری آب یا همچین چیزهایی رو تکون بدم اما من وقتی این تمرین حسابی انجام بدم هم به قدرت ذهنم افتخار میکنم هم اینکه دیگران و هنرجوها لذت میبرن و درخواست آموزش این مهارت ازمن میکنن اما من اینکارو برا گسترش قدرت ذهن و خودباوری بیشتر میدم ولی اونا نه برا جهالت هایی که باعث بدبخت تر شدنشون میشه رو انجام میدم که فلانی تو رو دیده و چشمت زده باعث مریضی و بلا سرت اومده و واقعا فقط دعا میکنم برا همچین آدمهایی و انصافا من حتی زمانی که سنمم خیلی کمتر بود و هیچکدوم از این آگاهی هارو نداشتم اما بازم درونم خیلی این مقاومت بود که آقا چرا این آدمها به همچین اعتقادهای احمقانه پایبند و تعصب دارن چه برسه به الان
و شکرخدا هرروز دارم آگاهانه با کمک خداوند زندگیمو خودم بسمت نعمت و زیبایی بیشتر میبرم جلو که گنج های اینجا بهترین کمک کننده و قدرت در دستانم میذاره و همیشه یکی از تمرینهایی که انجام میدم منطق و دو دوتا چهارتا کردن ذهنمو کنار میذارم که نخواد اینقدر شرایط الان منو ابدی بدونه و منو بی انگیزه کنه
خلاصه من بااینکه یه وقتایی از الگوهای خوب استفاده میکنم اما همیشه یکی از بهترین الگوها خودم برا خودم هستم چونکه بارها شده کارهایی کردم که خیلی ها میگفتن نمیشه و نمیتونی اما من تونستم و موفق شدم و سندهایی محکم برام هستند که باعث ساکت کردن ذهن نجواگر و منطقی میشه
مثل همیشه خیلی دوستتون دارم و بهترین هارو براتون آرزو میکنم.
به نام خدا
خداوند رو شاکرم که روز به این خوبی را نصیبم کرد.
یکی از بهترین راه هایی که باعث می شود صبح حالمان خوب شود دوش گرفتن روزانه، صبح ها بعد از خواب است، مخصوصا دوش آب سرد که استاد هم در حرف هایشان در فایل ها و دوره های مختلف به این قضیه اشاره کرده اند.
درمورد درس، بهترین ذهنیت برای یک دانش آموز این است که باور داشته باشد او توانایی یادگیری بسیار زیادی دارد، وقتی که این ذهنیت را باور داشته باشیم دیگر لازم نیست که در خانه بیشت از اندازه مطالعه کنیم، همه چیز را در کلاس درس یاد میگیریم. این باور باعث شد که من در این ترم بالاترین معدل را نسبت به ترم های قبل داشته باشم.
خداوند عزیزم رو شاکرم که با شنیدن و دیدن برخی چیز ها در مورد استاد و کلا بقیه، ذهنیتم در مورد مردم و ارتباطات عوض می شود و راحت تر می توانم با بقیه ارتباط برقرار کنم و خداوند انسان های درست و قابل اعتمادی را برایم هدایت می کند.
هنوز سال شروع نشده، این روز ها بهترین روز های سالم هستند، واقعا، واقعا زندگی ام طوری شده که همیشه روز های جرید از روز های قبلی بهتر شده اند، تقریبا هر روز بهترین روز سالم و یا حتی زندگی ام هست، خداوند قدرتمند رو بابت این قضیه هزاران بار، هزاران بار شکر می کنم.
سلام
یادم میاد دوره راهنمایی که بودیم یه نفر بود
که مچ مینداخت و مچ همه رو میخوابوند حتی مچ معلم ها رو هم میزد دست چپ اش حتی قوی تر بود چون چپ دست بود …یه روزی من گفتم آنقدر تمرین میکنم که مچ این فرد رو بزنم من قبلش مچ مینداختم در عرض 3 ثانیه مچ همه و من رو میزد یه روزی بعد از باور سازی که من کلی تمرین کردم و به خودم چون میگفتم تمرین کردم پس باید بتونم مچش رو حداقل توی 10 ثانیه نگه دارم چون باور داشتم که میتونم 10 ثانیه نگه دارم به طرز باور نکردنی بیشتر از 10 ثانیه دستش رو نگه داشتم ..الان که داشتم این فایل رو میدیدم متوجه شدم که نا خودآگاه داشتم این قانون ذهن رو اجرا میکردم ….خیلی دوستون دارم ……استاد عاشقتم ..
درود
روز صد و هفتاد و دوم از تحول روز شمار زندگی من
سپاسگزارم از استاد
این فایل هم در ادامه ی قسمت اول عالی بود .
اینکه پیش فرض ها و باورهای ما در مورد افراد ، پول ، سلامتی ، شغل و …. اتفاقات رو واسمون رقم میزنه حالا چه خوشایند چه ناخوشایند.
یعنی بستگی داره که پیش فرض ما باور ما نگاه و انتظار ما نسبت به اون موقعیت اون فرد ، اون حرفه ، اون مکان و ..چی باشه ،اگر مثبت باشه تجربه مثبتی رو واسمون به وجود میاره و اگر منفی باشه تجربه منفی رو واسمون رقم میزنه.
من تو خیلی زمینه ها ذهنیتم مثبت بوده همیشه غیر از جسمم . یعنی نقطه ضعف من تو این زمینه بیشتر روی جسمم بوده ، پیش فرض هایی که باعث شده نگران باشم بترسم و در واقعیت تجربیات تلخی رو دربارهی جسمم بهم تحمیل کرده
اما تو روابطم با ادامهاذهمیشه جوری بودم که در نگاه اول اون وجه مثبتشون رو میدیدم.
یادمه از کلاس اول که دخترم رفت مدرسه ، به صورت اتفاقی با مامان یکی از بچه ها دوست شدم خانم بشدت دوستداشتنی زیبا و خوش مشربی بود اما ذهنیتش نسبت به آدمها همیشه کمی زاویه داشت و از اونجایی که ما همیشه با هم بودیم و خیلی نفوذگرا بود می دیدم با اینکه دخترهامون خیلی شاگرد زرنگ بودند اما برخورد پرسنل مدرسه در عین احترام به ایشون کمی پشت پرده حالت گارد داشت .
یادمه اونقدر از مدیر مدرسه پیش همه تعریف کرده بودم که یکی از اولیا گفت اون نگاه مثبت شماست وگرنه مدیر اونقدر هم خوب نیست و من گفتم فقط خوبی دیدم یعنی جدا از دوستم فوق العاده به من احترام میزاشتن . تا اینکه دوسال پیش دخترامون توی فضای آموزشی خارج از مدرسه قرار گرفتن و مدیر اون موسسه نوع احترامش و توجهش به دختر من کاملا متفاوت بود با برخوردی که با دوستم و دخترش داشت و در حالی دختر اون به لحاظ رتبه ای بالاتر از دختر من بود. اما همیشه رفتارش با اونا به صورت گارد گرفتن بود .
حالا دلیلش چی بود اینکه همیشه دوستم میگفت روی خوش اینا رو نبین مثلا فلان مدیر پولکیه ،یا این یکی خیلی جلبه خیلی دنبال دانش آموز بیشتره و یا مثلاً فلانی ظاهرش آدم خوبیه نمیدونی از اون هفت خطهاست. و دقیقا حرفهاش درست درمیومددو میگفت دیدی گفتم من میشناسم این جور آدمها رو
و من همیشه تعجب میکردم که چطور اینقدر شناخت داره رو آدمها و اینقدر زرنگه
درصورتی که با توجه به این فایل اون نگاه اون باور و اون ذهنیتی که دوستم نسبت به اون آدمها داشت باعث میشد رفتار اونها نسبت بهش یک رفتار مطابق با ذهنیتش باشه.
من به صورت ناخودآگاه با نوع نگاه مون داره اتفاقاتی رو همیشه رقم میزنیم که حتی نمیدونیم که به ضررمون هست.
من یک برادر دارم که هیچوقت کاری برای کسی انجام نمیده یعنی قول میده ولی در عمل جدی نیست . یادمه چند ماه پیش همسرم گفت از برادرت بخواه با توجه به جایگاه شغلی که داره توی فلان شهر یک جایی رو واسمون رزرو کنه واسه تفریح . و من از برادرم خواستم و ذهنیت همسرم این بود که حالا ما گفتیم اما اون این کار رو انجام نمیده. من با توجه به آموزه های سایت تصمیم گرفتم که این باور داشته باشم که اینبار این یک کارو انجام میده . و دقیقا همین شد بعد از چند روز تماس گرفت و گفت که فلان جا رو واستون رزرو کردم و همسرم و اطرافیان کلی تعجب کردندو خودم چقدر تعجب کردم که این باوره چقدر عالی جواب داد.
سلام مژگان عزیز.
سپاسگزارم بابت تجربه هایی که نوشتی اینجا برای ما.
دقیقا من یاد یکی از نزدیکانم افتادم ک همیششششه،هرکسیو میبینه بدترین قضاوت ممکن رو حتی، در اولین رویارویی داره.
و دقیقا هم حرفاش درست در میاد.
و بعد میگه دیدی گفتم فلانی این طوریه.
این برا منفعت خودشه
فلان ادما فلان جورن.
و همینطوریم میشه اما برعکسش نزدیک ترین فرد این شخص.
همیششششه خوش شانسه بهترینارو جذب میکنه.
هممممه ی ادما براش خوبن.
بهترینن.
چون اون ذهنیت بدی نسبت به کسی نداره.
و اصلا هم قضاوت گر نیست به همین دلیله که بهترین انسان ها و بهترین موقعیت ها سرراهش قرار میگیرن.
به نظرم رفت و امد با انسان های منفی بین ذهن ماروهم شبیه اونا میکنه.
و من خودم سعی میکنم همیشه فاصله بگیرم از اونها.
ن برای اینک بد باشن. برای رشد و تغییر خودمون.
بازم سپاس بابت کامنت خوبت عزیزم
سلام به دوست بزرگوارم نازنین جان
خداروشکر که در این مسیر همراه هم هستیم.
و سپاسگزارم بابت توجهی که به کامنتم داشتید و تجربه ای که به اشتراک گذاشتید .
بله کاملا درسته و خیلی عالی که شما سعی میکنید از این افراد فاصله بگیرید به جهت رشد خودتون ، این هم جسارت بالایی میخواد که من هنوز به اون جسارت نرسیدم و شما رو تحسین میکنم .
خدایا شکرت برای این آگاهی ها و دوستان بی نظیری چون شما
در پناه رب مهربان باشید
سلام استاد عزیزم
فایل بسیار تامل برانگیزی بود
که نشون میده چقدرررر ذهن ما قدرتمنده چقدر درون ما نیروهای قدرتمندی خداوند قرار داده
اتفاقا استاد عزیزم امروز داشتم در مورد ی موضوعی خودمو تحلیل میکردم
که در نهایت رسیدم به این دومطلب که:
1-هر آنچه در زندگی من است را من خلق کرده ام با تمرکز و کانون توجه ام
پس گلایه از هیچ کسی نیست
2-اینکه حالا که ذهن من انقدررر توانمند است پس من با اعراض از ناخواسته ها و تمرکز بر خواسته ها ،زندگی زیبایی برای خودم می سازم
و با کانون توجهم به زیبایی ها هر آنچه را دوست دارم وارد زندگیم می کنم
و این فایل هم بسیار بسیار در این زمینه کمک کننده بود
ازتون سپاسگزارم
در پناه الله باشید
بنام خدای مهربانم!
سلام می کنم به تمام عزیزانم درین بهشت زیبا،
استاد عزیزم سپاسگزارم از شما که این آگاهی های ناب رو در اختیار ما گذاشتین،
این فایل بی نظیر رو همون موقع که روی سایت قرار گرفت گوش دادم، و بسیار ،بسیار درس های ارزشمندی داشت برایم، خیلی از باورهای ذهنی ام رو جابجا کرد،
امروز دوباره هدایت شدم به این فایل بی نظیر،
که نشانه ای روزم بود، وقبل اینکه فایل رو یبار دیگه گوش بدهم، یه حس بهم گفت کامنت بزارم،
خدارا هزاران بار شکرت.
از آنجای که ساختار عصبی و ذهنی همه ای انسان ها یکی هست، فرقی نمی کند که به کجای دنیا باشی، سیستم ذهنی کار خودشو انجام می دهد،
هر ورودی که بهش بدهیم، و اگر این ورودی ها تکرار بشوند تبدیل به باور های ما می شوند،
و نتایج رو توی زندگی ما ایجاد میکنند،
از آنجایی که افکار ما بیشتر تمایل دارند به سمت منفی ها، و اگر ما ذهن مان را رها کنیم، و هیچ کنترولی بر افکار مان نداشته باشیم، باعث می شود که مومنتم منفی شکل بگیرد، و با این افکار منفی اتفاقات منفی و شرایط ناجالب رو جذب می کنیم،
و چون به هر آنچه توجه کنیم، طبق قانون بدون تغیر خداوند از جنس و اساس همون موضوع جذب می کنیم، و آرام، آرام این افکار منفی تبدیل می شود به یه کوهی از افکار و باور های منفی که اون موقع کنترل کردن این افکار کار بسیار سخت و حتی می تونه ناممکن باشد،
و فرد رو تبدیل می کند به یک شخص افسرده، که با این افکار منفی هر دو دنیایش رو تباه کرده، و این افکار منفی مثل آتیشی می مونه که اگر وقتی تازه روشن می شود و زیاد شعله ور نیست، می توان خاموشش کرد، ولی اگر این شعله های آتیش قدرت بگیرند و فضای زیاد تری پخش بشوند، خاموش کردنش بسیار کار سخت و بعضا نا ممکن هست و باعث نابودی می شوند.
•خدایا خودم رو بتو می سپارم از شر افکار منفی،
•خدایا حواست به من باشد که از مسیر اصلی ام دور نشوم،
•خدایا دستانم را محکم تر بگیر، و به اندازه ای یه چشم بهم زندن منو به حال خودم رها نکن.
خیلی مهم است که چیو باور کردیم وچیو پذیرفتیم،
خیلی از باورها و افکاری که ما توی ذهن مون پرورشش می دهیم، کاملا بی پایه و اساس هستن، که طبق گفته ها و شنیده های اطرافیان ما توی ذهن ما شکل گرفته و هیچ کمکی نمی کند بما،
> سوره بقره – آیه 242
کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
«این چنین خداوند آیات خود را برای شما بیان میکند، باشد که تعقل کنید.»
طبق گفته ای خداوند ما باید همیشه تعقل و تفکر کنیم در مورد هر حرفی که می شنویم،
تا از درستی حرفی مطمعن نمی شویم اجازه ندهیم که ذهن مون باورش کند، چون همین ورودی های ذهنی تبدیل به باورهای ما می شود
و زندگی مارا شکل میدهد.
خدارا شکرر می کنم که از موقع آشنایی ام با اموزشات بی نظیر این سایت،
خیلی بیشتر حواسم به افکارم و باور هایم هست،
آنچه که از گذشته شنیدم، و چیز های که باورش کردم، سعی میکنم افکارم رو برسی کنم، ببینم آیا این باورها بهم کمک می کند و بهم قدرت می دهد یا باعث ضعیف شدنم می شود،
هر کدوم از باورها که بهم کمک می کند نگهش می دارم واگر هیچ کمکی نمی کند فقط طبق شنیده ها و باورهای گذشتگانم در من ایجاد شده میریزمش دور، و باور های رو توی ذهنم ایجاد می کنم که بهم قدرت بده و باعث پیشرفتم بشود و با این باورها بتوانم دنیا و آخرت رو بسازم، و بهشت رو توی هر دو دنیا تجربه کنم،
خدایا هزاران بار سپاسگزارم.
درپناه خدای مهربان باشید.
14
سلام دوست عزیز
کامنت شما رو خوندم و از نکات مثبتش من هم استفاده کردم
البته من فکر میکنم انسان میتونه خیلی بهتر فکر کنه
جاهایی که گفتید ممکنه تغیر یا کنترل ذهن نا ممکن بشه رو قبول ندارم
ناخوداگاه من رو به یاد فایل نتایج هادی ترابی عزیز انداخت
یه فرد چقدر باید به افکار منفی ادامه بده که 15 سال قرص افسردگی بخوره ؟
ولی در عمل داریم میبینم نتایجی که هادی ترابی و افرادی مثل اون گرفتن در عمل برای خیلی هایی که شاید حتی هیچ تضاد مشابهی هم نداشتن قفل بوده
کافی بود هادی فکر میکرد شاید ناممکن باشه
و دلیل دومم این هست که خداوند همواره توبه پذیره پس ایجاد تفاوت همواره ممکنه
فقط اراده ایمان و خواست فرد مطرحه
امیدوارم خداوند همه مارو هدایت کنه