درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4 - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    111MB
    29 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 4
    28MB
    29 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

279 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2101 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.

    سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش سلام

    دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند

    درس هایی از توت فرنگی  19 دلاری قسمت4

    چه باوری نسبت به خداوند داریم؟

    اگر باورمان نسبت به خداوند این است که خدا جبار است خدا عذاب دهنده است خدا من را دوست ندارد خدا از من رو برگردانده است ما همین باورها را در زندگی تجربه میکنیم و از خدا دورتر میشویم

    اگر باور ما این است که خدا عاشق من است خداوند همواره در حال هدایت کردن من است خداوند هرگز من را رها نکرده است خداوند همیشه پیشتیبان من است هیچ وقت من از خداوند جدا نمیشوم خدا همیشه همه جا با من است خداوند همواره روزی رسان من است خداوند در همه جا وکیل من است از من دفاع میکند خداوند راه ها را برای من میگشاید . همین باورها را هر روز در زندگی مان در موقعیت های مختلف تجربه میکنیم و به خداوند نزدیکتر میشویم

    به اندازه ای که باور دارم خداوند با من صحبت میکند و من را هدایت میکند به همین اندازه خداوند من را هدایت میکنم و نعمت های خداوند را دریافت میکنم

    ولی اگر باور دارید که بخاطر فلان گناهی که ده سال پیش انجام دادم خداوند مرا نمیبخشد خداوند دیگر مرا دوست ندارد همان را تجربه میکنید نه بخاطر اینکه خدا اینگونه است بلکه بخاطر این است که شما خدا را به این شکل در ذهن تان ساختید

    خیلی مهم است که ما خداوند را چگونه در ذهن مان ساختیم اگر در ذهن مان خداوند را حامی خود بدانیم به همین اندازه حامی من است اگر خداوند را موجودی ببینید که از من رو برگردانده یا من گناهکار کجا و خدا کجا …. این باورهای محدود کننده این عذاب وجدان و احساس بی ارزشی و احساس بی لیاقتی در زندگی مان نمود پیدا میکند و مدام خداوند را دور میبینیم یا رو نداریم که از خداوند درخواست کنیم و فکر میکنیم خدا همیشه برای ما اینطور عمل میکند

    اگر باور داشته باشیم خداوند بخشنده است من هروقت اشتباهی کنم به درگاه خداوند توبه میکنم و از خداوند میخواهم که مرا بیامرزد و خداوند من را میبخشد خداوند در هر لحظه مرا میبخشد و خداوند در هر لحظه مرا هدایت میکند

    احساس خوب و باورهای خوب به خداوند زندگی ما را چقدر عالی تغییر میدهد  وقتی نگاهمان را به خداوند درست میکنیم  چقدر هدایت های خداوند را میبینیم چقدر مغفرت خداوند را میبینیم وقتی باورهایمان را به خداوند درست میکنیم باورهایمان را در جهت عشق و محبت به خداوند تغییر میدهیم

    وقتی باور داشته باشم که خداوند بیشتر از من میخواهد که من ثروتمند باشم خداوند بیشتر از من میخواهد که من خوشبخت تر باشم پس باور میکنیم که نیروی قدرتمندی که دارد کل جهان را هدایت میکند نیرویی که دارد کل جهان را رهبری میکند و بر کل جهان ربوبیت دارد او پشت من است او من را هدایت میکند او بیشتر از خودم هوای من را دارد اصلا از چیزی نمیترسیم اصلا از رفتن در موقعیت جدید و نا آشنا نمیترسیم و باور داریم که در هر کجا حتی در موقعیت های جدید خداوند با من است هدایتم میکند

    من از خداوند درخواست میکنم خداوند پاسخم میدهد چون من به خداوند ایمان دارم که همواره با من است و مرا هدایت میکند پس خداوند هدایتم میکند هر نیاز و خواسته ای داشته باشم خداوند راه را به من الهام میکند دستان الهی اش را به یاری ام میفرستاد خداوند یاری دهنده من است در همه ی امور خداوند بهترین سرپرست و بهترین یاور من است

    خداوند دوست نزدیک من است من فقط روی خداوند حساب میکنم و خداوند برای من کافی است خداوند بیشتر از من لذت میبرد که با او صحبت کنم خداوند بیشتر از من لذت میبرد که من خوشبخت باشم

    خداوند خواهان پیشرفت من است خداوند خواهان موفقیت من است خداوند دوست دارد لذت میبرد که من را هدایت کند خداوند میخواهد که من ثروتمندتر باشم

    خداوند میخواهد که من سلامت تر باشم خداوند میخواهد که من باایمان تر باشم خداوند میخواهد که من فقط او را بپرستم و فقط از او یاری بخواهم

    خداوند میخواهد که من در راه راست باشم من را به راه پر از نعمت و ثروت هدایت کند و چون خداوند خواهان خوبی ها برای من است  اتفاقات خوب برای من می افتد و من بیشتر پیشرفت میکنم خداوند بیشتر از من میخواهد که من پیشرفت کنم

    باور دارم خداوند همه چیز را در زمان مناسب به من الهام میکند خداوند به من پول و ثروت بی شمار میدهد خداوند به من رزق و روزی بی حساب میدهد

    خداوند عاشق همصحبتی من با خودش هست خداوند از عاشقانه های من لذت میبرد خداوند دوست دارد که من تنها او را بپرستم و تنها از او یاری بخواهم خداوند عاشق من است خداوند به من نزدیک، نزدیک است خداوند همواره صدای من را میشنود خداوند هر لحظه من را میبیند من را هدایت میکند پاسخ درخواست های من را میدهد

    من الهامات خداوند را دریافت میکنم من هدایت خداوند را دریافت میکنم من به هدایت خداوند عمل میکنم خداوند به من گفته است تو ایمان بیاور حرکت کن قدم بردار بی نهایت به تو ثروت میدهم خداوند به من وعده ثروت داده است من ثروتمند هستم خداوند از وعده اش تخلف نمیکند خداوند بی نهایت ثروت بی حساب به من میدهد

    من در مسیر جریان هدایت خداوند قرار میگیرم و جریان پهناوری از نعمت و ثروت وارد زندگی ام میشود من هم جهت با جریان خداوند هستم خداوند دوست دارد که من از راه راحت و آسان ثروتمند و سلامت باشم خداوند دوست دارد من از راه طبیعی و آسان لاغر و خوش اندام باشم

    تفاوت در ذهنیت است که اتفاقات متفاوت را رقم میزند تفاوت در باورها است که اتفاقات متفاوت را رقم میزند

    باور محدود کننده میتواند زندگی ما را نابود کند

    باور قدرتمند کننده میتواند زندگی ما را متحول کند

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سمیه علی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2665 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم عزیزم

    چه جالب من بیشتر این کامنت ها رو خونده بودم تجربه دوستان خیلی عالی بود

    برای من هم خیلی پیش اومده و با ها دیدم میوه شبیه هم را با قیمتهای متفاوت ارایه میدند

    یا تو کسب و کار خیلی اون مورد هست که راحت قبول میکنیم یه شغلی پولساز هست و راحت قبول میکنیم یه شغلی پول ساز نیست

    راحت قبول میکنیم فلان برند از لوازم برقی را بگیریم تا آخر عمر کار می‌کنه ولی اگه بریم برند دیگه ای بگیریم سر یه سال باید عوضش کنیم

    راحت قبول میکنیم تو این اوضاع دیگه نمیشه سرمایه‌گذاری کرد راحت قبول میکنیم فقط با وام گرفتن میشه پیشرفت کرد و جالبه شرایط وام گرفتن نداریم پس پیشرفت هم‌نمیکنیم

    استاد خیلی روان و قابل فهم مطالب را بیان میکنید

    ممنون و سپاسگزارم بابت این همه آگاهی تمرکزم تو دوره هم جهت با خداست ولی از فایلهای هدیه غافل نمیشم

    دیشب اونجایی بودم که فرمودید با دوستتون صحبت کردید و اینکه درباره اتفاق ناجالب زندگیتون تو این چند سال صحبت نکردید

    من چون سالهاست با شما هستم و تمامی فایلها رو دیدم حدس زدم اتفاق چی باشه البته نمی‌دونم حدسم درست هست یانه؟ نمی‌گم چون اگه نیاز بود خودتون عنوان می‌کردید ولی همون موقع هم برام جالب بود همش با خودم میگفتم استاد چه قدر عالی این قضیه رو مدیریت می‌کنه هیچ صحبتی نمیکنه حتی یکی از دوستان تو معرفی قانون آفرینش از شما سوال کرد شما در حد یک جمله جواب دادید تضاد برای رشد لازمه تنها جمله ای که من از شما شنیدم

    قشنگتر اینکه تو دوره فرمودید من قول دادم طبق قانون پیش برم میدونستم اگه سربلند بیرون بیام خدا پاداش خوبی برام در نظر گرفته

    من هم تو یه مسله ای بودم در موردش با کسی صحبت نکردم و سربلند بیرون اومدم و پاداشش هم شرکت در دوره احساس لیاقت و هم جهت با خدا بود که از طریق خواهرم خریداری شده بود بهترین پاداش برام من آگاهی هست اون هم از زبان شما استاد عزیزم

    خیلی دوستتون دارم

    راهی به جز کامنت گذاشتن ندارم برای تشکر کردن بارها تو دفتر شکر گزاریم می‌نویسم خدایا شکرت هدایت کردی به استاد عباس منش که اگه نبود من خودمو نابود کرده بود با غصه خوردن برای دیگران با از خودگذشتگی با ندونستن قانون

    دیروز دخترم شمع آب میکرد و تو ظرف مورد علاقه می‌ریخت یه قسمت ظرف طرح گل یه قسمت ظرف مربعی شکل یه قسمت استوانه ای

    یه لحظه گفتم چه جالب خدا به شکل ظرفی در میاد که ما می‌خواهیم و تصورش را داریم

    من خدا را هااااااااااااااااادی می‌دونم چون همیشه داره هدایتم می‌کنه به سایت عباس منش هدایتم کرده به حرکات اصلاحی برای دخترم هدایتم کرده به خونه عالی هدایتم کرده به شغل عالی هدایتم کرده به کتاب شکر گزاری هدایتم کرده به انجام مدیتیشن توسط استاد خوب هدایتم کرد به دل نوشته و نیایش با خدا تو یوتیوب و……

    هر چه قدر تشکر کنم کمه هر چه قدر بنویسم کمه

    کاش میشد ویس بفرستم براتون

    خدا بهتون صدها سال عمر بده تا انسانها را آگاه کنید که زندگی بهتری داشته باشیم

    عاشقتم استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    جواد سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 832 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته استاد پدر من ناراحتی ریه داشت و بایست همیشه اکسیژن خونشو چک کنه یک روز دستگاهی که چک میکرد توی اتاق افتاده بود من ور داشتیم گذاشتم روی انگشتم دیدم اکسیژن منو بایست روی نودو پنج نشون بده روی هفتاد نشون داد استاد باورتون نمیشه همون لحظه احساس خفه شدن کردم در صورتی که قبلش اصلا هیچ مشکل نبود استاد نمیدونی امدم روی حیاط خونه احساس میکردم فقط داره نفسم وای میسته جالب اینه که وقتی دوباره برگشتم توی اتاق به بابام گفتم اینجوری شده بابام گفت این دستگاش جالب نیست خیلی وقتا اشتباه نشون میده همونجا دوباره دستگارو ز دم به انگشتم دیدم اکسیژن روی نودو پنجه و همون لحضه دیگه احساس نفس تنگی کلا نابود شد وقتی داستان اون توت فرنگی رو گفتین دقیقا منو یاد این داستان انداخت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1214 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته

    امیدوارم حال همه ی دوستان خوبم عالی باشه

    من وقتی این فایل توت فرنگی 19 دلاری دیدم یه سوالی که همیشه ذهن من و در گیر کرده بود جوابش و گرفتم خیلی برام جالب بود من بعضی وقت ها لباس پدرم و میپوشیدم جلوی اینه وای میستادم میدیم اون لباس برای من چه قدر بزرگ و گشاد ولی پدرم میپوشید فیت تنش بود در صورتی که من 8سانت از پدرم قدم بلند تر 15 کیلو سنگین تر بودم بدنه عضلانی تری داشتم ولی همه ی لباس هاش برام به طرز جادویی بزرگ بود چون من همیشه از کودکی باور داشتم چه قدر پدر من از من قوی تر و بلند تر و زورش زیاد تره حتی تصور نمیکردم که این باور روی ذهن من انقدر تاثیر گذاشته بود یه لباسی که برای من کوچیک بود همه میگفتن کوچیکه من اون لباس و بزرگ و گشاد میدیدم وقتی میپوشیدم نمیتونستم قبول کنم کوچیکه[ سپاس گذارم از استاد بابت این فایل پر از اگاهی]

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    مصطفی فرخی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1338 روز

    سلام

    آقا چند تا مثال بزنم که برای خودم پیش اومده

    یه جا هست تو دزفول شهرمون که سیخی کباب میداد 91000 تومن و یک جایی سیخی 40000 تومن بعد کیفیت 40 هزاری بهتر از اونه ولی یه دوستی دارم که این میگه فقط پیش 91 تومنی باید بریم چون بهترین کبابی دنیاست ولی از اونجایی که من با باور پاک یه چیزی رو تست میکنم برای خوردنی فقط از 40 تومنیه میگیرم و هرچی به این رفیقمون میگم تو کتش نمیره این یک مثال

    مثال بعدیش برای مادر بزرگم اتفاق افتاد

    ایشون هی میگفتن دلم درد می‌کنه بعدش دیدم که خیلی اوضاع خرابه و هی میگه یک نوار قلب برام بگیر و پدرم ایشون رو برد درمانگاه ولی نوار قلب نگرفت ولی کلی دارو داشت که خوبش نکرد و هی می‌نالید و من دوباره بردمش و دارو هارو نشون دکتر دادم و ایشون هیچ دارویی اضافه نکرد اگه اشتباه نکنم ولی چون نوار قلب و فشار خون مادر بزرگم رو گرفت ایشون خوب شد به همین راحتی

    واقعا خوب شد

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    نسیمه رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 642 روز

    سلام استادخوبم

    سال نو مبارک همگی دوستان هم فرکانسیم باشه وسالی پرازاتفاقهای خوب همراه باسلامتی روآرزومیکنم داشته باشین

    استاداین فایلتون منو یاداتفاقی که چندوقت پیش برام افتادوتعجبم ازاون اتفاقی که افتادبودکه بااین چندفایل مربوط به توت فرنگی متوجه بهترذهن شدم هرچنددراین زمینه خیلی وقته کارمیکنم ولی انگارهرروزکه چی بگم بایدساعت به ساعت قوانین روبه خودمون تذکربدیم وخیلی جاکاردارم هنوز

    چندوقت پیش رفته بودم جایی مهمانی وچندروزموندم خونه اقوام ورفتم حمام شامپوشون چنان حس خوب بهم دادکه نگوبوش چقدخوبه خداچقدموهامونرم کرد شامپوبدنشون چقدخوبه ولی نگاه. اسم شامپونکردم وگفتم بعدازحمامم نگاهش میکنم خلاصه اینکه نگاه نکردم ورفتم خونه خودم وقتی خواستم حمام کنم یادم افتادکه اسم شامپواون خونه رونگاه نکردم وهیچ حمام کردم وشامپوماکه مثل شامپو اونانیست شامپوی اونایه چیزدیگهست مرغ همسایه غازه بعدازچندروزدیگه بازمسافرت کردم به اون شهروبازمهمان اوناشدم ووقتی رفتم حمام کنم شامپوزدم به سرم گفتم بایداینسری شامپوشون رونگاه کنم که چی هست واینقدرمصمم بودکه تاحوله تنم کردم شامپورورفتم نگاه کردم دقیقا همون شامپوومارک ورنگی توی حمام ماست هیچ فرقی ندارن فقط فرقشون دراین بودکه شامپوشون بخاطر ذهنیت من خبلی خوبه و خوش بو چراچون از قدیم ایناهارواینجورشناختیم که بهترین جنسهاومارکهارواستفاده میکنن وچیزهای گرون گرون میخرن وترسی ازخرج کردن ندارن وقتی دیدم همون شامپوست اینقدرخندم گرفت به خودم آخه چطورممکنه من برای چیزهای بی ارزش دیگران بخاطرافکارخودم باارزش کردم وچیزهایی که خودم دارم رو باافکارم بی ارزش کردم متوجه شدم هنوزکه هنوزه چشم دوختم به دارایی دیگران متوجه شدم هنوزبرای خیلی چیزهایی که دارم ارزش قایل نیستم هنوزخیلی جاهامرغ همشایه م غازه

    ممنون بابت این فایلهاتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    مجتبی ایروانی گفته:
    مدت عضویت: 3880 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز

    من هم تجربه ای خیلی شگفت انگیزی در این مورد دارم که خواستم با بقیه دوستان به اشتراک بزارم

    همسر من گاهی دچار سر درد های شدید میشه که فقط و فقط با خوردن مسکن های قوی اروم میشه

    یه بار که دچار سردرد شده بود ,نصف شب بود و تو خونه هیچ قرص مسکنی نداشتیم و همسرم هم چون قبلش تو باکس دارو رو چک کرده بود از این موضوع اطلاع داشت

    ولی وقتی دیدم سردردش فوق العاده شدید شده , یه قرص اهن بهش دادم و گفتم قرص مسکن تو یخچال پیدا کردم و ایشون هم با این فرض که قرص مسکن هست این قرص خورد و در کمال تعجب بعداز بیست دقیقه کاملا خوب شد

    فردای اون روز به همسرم گفتم که ماجرا از چه قراری بوده و ایشون هم خندید وگفت که مزه قرص اهن رو هم احساس کردم ولی تو اون لحظه چون خیلی زیاد دوست داشتم که قرص مسکن بخورم باور کردم که مسکنه

    به هرحال دوست داشتم این تحربه رو با دوستان به اشتراک بزارم

    و در آخر سال خوبی رو برای همه دوستان و استاد عزیز ارزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 828 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    قسم چهارم

    سوره قصص

    فَأَمَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ ﴿67﴾

    و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد امید که از رستگاران باشد (67)

    وَرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ مَا کَانَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿68﴾

    و پروردگار تو هر چه را بخواهد مى ‏آفریند و برمى‏ گزیند و آنان اختیارى ندارند منزه است‏ خدا و از آنچه [با او] شریک مى‏ گردانند برتر است (68)

    وَرَبُّکَ یَعْلَمُ مَا تُکِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا یُعْلِنُونَ ﴿69﴾

    و آنچه را سینه‏ هایشان پوشیده یا آشکار مى دارد پروردگارت مى‏ داند (69)

    وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِی الْأُولَى وَالْآخِرَهِ وَلَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿70﴾

    و اوست‏ خدا[یى که] جز او معبودى نیست در این [سراى] نخستین و در آخرت ستایش از آن اوست و فرمان او راست و به سوى او بازگردانیده مى ‏شوید (70)

    قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیَاءٍ أَفَلَا تَسْمَعُونَ ﴿71﴾بگو هان چه مى ‏پندارید اگر خدا تا روز رستاخیز شب را بر شما جاوید بدارد جز خداوند کدامین معبود براى شما روشنى مى ‏آورد آیا نمى ‏شنوید (71)

    قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿72﴾

    بگو هان چه مى ‏پندارید اگر خدا تا روز قیامت روز را بر شما جاوید بدارد جز خداوند کدامین معبود براى شما شبى مى ‏آورد که در آن آرام گیرید آیا نمى ‏بینید (72)

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم

    خدایا شکرت برای کنترل ذهنم

    امروز روزی عالی و بینظییییر است من فوق العاده عالی هستم

    من در کنترل ذهنم بسیار توانمند تر هستم بلطف خداوند

    خدایا شکرت

    استاد امروز هم در روابط عاطفی تضاد داشتم و بلطف خداوند خیلی عالی ذهنم را کنترل کردم و

    بهم الهام شد که هر لحظه مراقب باش

    استاد بهم گفته شد که ذهنت رو خالی بگذار

    تا الهامات را دریافت کنی

    نه به گذشتن فکر کن و نه به آینده

    الله و اکبر

    بطرز معجزه آسایی من با این الهام آرام شدم و اصلا ذهنم حتی یک لحظه هم نمیخواد بت چیزی فکر کنه

    اصلا انگار ذهنم خودش نمیخواد نه به آینده فکر کنه و نه به گذشته

    کاملا خالی خالییییی شده و من با اینکه شدت تضاد بسیار بالا بود

    ولی من در سکوت و آرامش هستم بلطف خداوند

    چون هر گونه حرف زدن یعنی توجه کردن به اون نازیبایی

    قشنگ متوجه شدم که گفت خودت خالق بودی

    زندگی تو الان بخاطر افکار و فرکانس ها و باورهای قبلی خودت بوده

    استاد این جملتون را با تمام وجودم درک کردم

    که اگه الان به نازیبایی ها یا زیبایی ها توجه کنی یه فاصله فرکانسی داره تا محقق بشود

    و من امروز که در تضاد بودم یه لحظه هم احساسم بلطف خداوند بد نشد و اتفاقا کاملا آرامش دارم و در مومنتوم مثبت هستم

    هر وقت ذهنم اومد که اتفاقات تلخ گذشته را بخاطر تضاد امروز بهم یاد آوری کنه

    بهش اجازه ندادم

    گفتم مهم نیست چقدر دلیل قانع کننده داشته باشی

    دست بزنی به آتیش دستت میسوزه

    الهام امروز صبح الهام شده بهت که نه به گذشته و نه به آینده هرگز فکر نکن

    یعنی از صبح تا الان چندین بار بخودم گوش زد کرده ام و بلطف خداوند همواره در مومنتوم مثبت هستم

    وقتی من اینقدر در آرامش بودم برای بچه ها هم جای تعجب داشت که مامان چطور اینقدر راحت و آرام هستی با این حرکت بابا

    گفتم من بلطف خداوند اصلا توجهی نکردم و هیچ کدوم از اون ها را نشنیدم و غرق ذکر و یاد خدا در وجودم بودم و هر لحظه فقط باورهای توحیدی قدرتمند را تکرار میکردم و

    میگفتم هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است

    من بخدای خودم اعتماد و توکل و ایمان دارم که تمام اتفاقات به نفع من میشود

    و بچه ها در حال گریه بودند که وقتی آرامش مرا دیدند اونا هم آرام شدند

    و من فقط در احساس خوب و مومنتوم مثبت حرکت میکنم و

    این فایل این فایل بینظییییر وقتی وارد سایت شدم و فایل توحیدی روبروم قرار داشت اصلا دیگه فقط آرامش و صلح درونی با منه

    و فایل را چندبار گوش دادم و ورزشم را در اتاقم انجام دادم و دوش گرفتم و همواره در مومنتوم مثبت و تایم اوت و سرعت گلوله برفی به سمت توحید و زیبایی ها در وجودم داره بیشتر میشود

    با وجود تضاد در روابط گفتم اینم در مسیر خواسته های من داره ایجاد میشود

    من ایمان دارم که خداوند بیشتر از خودم دوست دارد تا من رشد و پیشرفت کنم

    خداوند با این تضادها مرا به خواسته هایم داره نزدیکتر میکند

    من باید بتونم سمت خودم را بدرستی انجام بدم

    قدرت را فقط به رب العالمین بدهم

    احساس خوبم را پایدارتر کنم و فقط توکلم بر خدا باشد

    تمام اتفاقات خیر و منفعت الهی است برای من

    من بلطف خداوند و باورهای توحیدی قدرتمند هیچ قضاوتی نمیکنم چون فقط قاضی خداست

    دنبال مقصر نیستم چون من خالق تمام اتفاقات زندگی ام هستم

    احساس قربانی شدن و گناه هم ندارم و فقط دارم با نام و یاد خدا و ذکر هر لحظه یاد خدا ورد زبانم شده

    و حتی خوشحال ترم که با این تضادها من بیشتر میفهمم که نباید مشرک باشم

    چون به هر کسی وابسته شدم و قدرت دادم

    سیلی محکمی ازش خوردم

    و الان با این تضاد من هر لحظه وصل بخداوند هستم و ایمان دارم که بدون اذنش برگی از درخت نمی‌افتد

    قدرت بالای تمام قدرت‌هاست

    فرمانروای کل کیهان است

    قدرت برتر است

    صاحب و مالک اصلی تمام نعمت‌های جهانیان است

    آسمانها و زمین و هر آن چه بین آنهاست ازان خدا ست

    از تهدید و تحقیر و تهمت‌های کسی دیگه ترسی ندارم

    چون قدرت بالای تمام قدرت‌ها خداست و هر کس بخدا توکل کند خدا به تنهایی برایش کافیست

    چقدر من با این تضادها بزرگتر شده ام

    چون هر تضاد داره درون منو بخودم نشان میدهد

    و من بیشتر وابسته به خداوند میشوم و در مدارش حرکت میکنم

    قدرت را از عوامل بیرونی میگیرم و بیشتر روی خط توحید آنلاین میشوم

    همین الهام امروز را باید هر روز بخودم یادآوری کنم

    من نه گذشته ام هستم و نه آینده

    من همین لحظه هستم پس باید همین لحظه آگاهانه بر زنده بودنم بر نفس هایم بر داشته هایم بر نعمت‌های زندگی ام بر زیبایی ها بر احترام و عزتی که دیگران برایم قائل هستند شکر گذاری کنم

    اگه یه نازیبایی هست اعراض کنم و توجهم را بر روی این همه زیبایی دیگه معطوف کنم

    وظیفه و رسالت من الان همینه

    درسته در روابط شرایط جالب نیست

    من آگاهانه سکوت کرده ام و تمرکزم بر بهبود شخصیتم است

    شخصیت اصلی من باید بر اساس توحید و یکتاپرستی عمل کند

    اگه شخصیتی توحیدی میخواهم پس باید آگاهانه تمرکزم را روی نکات مثبت همین لحظه بزارم

    یک ساعت پیش هم گذشته

    یه ساعت دیگر هم اینده است و من باید همین لحظه بهترین خودم باشم تا در هر لحظه که آینده را رقم می‌زند من لذت ببرم

    چون خداوند منبع اصلی تمام نعمت‌هاو ثروت هاست

    فقط از فضل خداوند وهاب طلب روزی و رزق بیحساب کنم

    همون خدایی که رزق مورچه را در دل زمین میدهد رزق من که اشرف مخلوقات هستم را بارها و بارها از جایی که فکرش را هم نمی‌کردم بهم داده

    پس همون خدا

    همون خدا باز هم رزق بیحساب به من میدهد

    بارها و بارها استاد بهم گفته تو فقط در این مسیر ثابت قدم و متعهدانه بمان من همه چی بهت میدم

    من تو را از تمام نیازها بی‌نیاز میکنم

    من بخشنده ام

    من وهابم

    من رزاقم

    من غفورم

    من رحیمم

    از من بخواه در مسیر الهی باش من بهت میدم

    بارها بهم گفته

    و استاد این جمله شما

    تو فقط این مسیر را ادامه بده. من هرچه بخواهی، به تو می‌بخشم. آن‌قدر نعمت به تو می‌بخشم که نتوانی بشماری؛ آن‌قدر نعمت می‌دهم تا راضی شوی… فقط ادامه بده.

    استاد خداوند همین وعده را چند ماه پیش هم به من گفته

    و چندبار شنیدم که همین را بهم وعده داده و چه راستگو تر از خداوند متعال است

    من بخدا ی خودم اعتماد دارم

    خداوند به من وعده داده است .

    خدایا شکرت

    استاد امروز که پدر همسر م مهمان داشتند

    و من در خانه خودم در حال ورزش و بعد دوش گرفتن و حال خوب بودم

    مادر همسرم صدا زد که ناهار بیاین پایین

    من طبق قانون سلامتی غذا میخورم و غذای خودم را داشتم

    ولی به اصرار و احترام و عزت عزیزان در کنار مهمانها ماندم و غذای سالم نوش جان کردم و با اینکه بقیه بخاطر

    زیاده روی مردها در مشروب ترس کرده بودند و حرف می‌زدند

    من کاملا آرام بودم و حتی یک کلمه هم باهاشون هم کلام نشدم و نخواستم خودم را درگیر نازیبایی ها کنم

    و کلی لذت بردم از وجود خودم که آرامش داشتم و کلی هم از عزیزان عزت و احترام و توجه بسیار خوبی دریافت کردم

    با اینکه من موقع ناهار اومدم پایین برا سلام و احوالپرسی

    و هیچ کاری نکرده بودم

    اصلا رفتاری که با من شد بینهایت زیبا و عالیبیی بود

    از پدر و برادر شور و خواهر و مادر و جاری و مهمانها همگی چنان عزت و احترام قائل شدند برای من

    که خودم را کاملا لایق این حد از احترام میدونستم

    چون من بی‌قید و شرط ارزشمندم

    حتی اگه هیچ کاری برای کسی انجام نداده باشم

    و امروز کاملا دوست داشته ام به خودم و سلامتی ام و پاکیزگی ام برسم و جهان داره فرکانس های مرا دریافت میکند .

    حتی اگه به زبانم هم چیزی نگویم.

    و با همه با عشق و احترام رفتار کردم و الآنم من در اتاق پدر همسرم هستم و در حال صلاتم هستم بلطف خداوند.

    و مهمانان در پذیرایی نشسته اند و عزیزان کنارشان هستند‌.

    اینا بلطف خداوند همه رزق بیحساب خداوند است

    پس بیشتر به این زیبایی ها توجه میکنم تا لاجرم جهان مرا به زیبایی های بیشتر هدایت کند

    چون ایمان دارم که هر لحظه هدایت شده هستم

    خداوند هر لحظه مرا هدایت میکند به راه راست

    وقتی من سمت خودم را خوب انجام دهم

    خداوند سمت خودش را بی نقص انجام میدهد .

    من به پلن و برنامه ریزی خداوند ایمان دارم بارها بهترین و عالی‌ترین برنامه ریزی ها را برام چیده خداوند هدایت گر و حمایت گرم و پشتیبان من است.

    من پشتم بخدای خودم گرمه

    خداوند همه کاره ام است و هر لحظه مرا هدایت میکند

    من بدون خداوند هیچی نیستم من حالیم نیست

    خداوند هر لحظه جواب تمام مسائل مرا میداند و مرا به جواب مسائل هدایت میکند به آسانی و عزتمندانه

    من همواره هدایت شده هستم.

    تا این لحظه که بلطف خداوند نفس میکشم یعنی وجودم در این جهان الزامی است.

    پس من عمل صالح انجام میدهم و در ذهنم کسی را قضاوت نمیکنم و کانون توجهم را روی بهبود شخصیتم و نکات مثبت و عادت های بهار در هر روزم معطوف میکنم.

    و هر باوری که برای رشد و پیشرفت من مناسب نیست را حذف میکنم و آنچه که شایسته من است و به رشد و پیشرفت من کمک میکند را بپذیرم.

    و قدرت را فقط بخدا بدهم

    خدا را در وجودم حفظ کنم

    از هیچ چیزی جز خداوند نترسم

    چون مدیر و مدبر کل کیهان خداست

    فقط بخدا توکل کنم که خدا متوکلان را دوست دارد .

    هر کس بخدا توکل کند نه ترس از گذشته دارد و نه غم از آینده

    زندگی همین لحظه است

    پس از همین الان لذت ببرم .

    به این لحظه ای که بچه ها بهم محبت میکنند و برام احترام و ادب قائل هستند.توجه کنم و لذت ببرم .

    خدایا شکرت که هم خودم را بخشیدم و هم تمام کسانی که باعث ازردن من شده اند .

    و خیلی حس خوبی داره وقتی در ناخواسته ای باشی و اعراض کنی و خودت و طرف مقابلت را هر دو پاره ای از خدا بدانی و کانون توجه را بر روی زیبای ها بزاری

    الله و اکبر از این آگاهی های ناب الهی

    استاد خیر دنیا و آخرت نصبیت الهی آمین

    خدایا شکرت که دلم به یادت هر لحظه آرام گرفته و ام‌راتم را به دستان قدرتمند تو سپرده ام و آرام و آسوده خاطر هستم چون عدالت تو بینظییییر است و میدانم آنچه که متعلق به من بهم داده میشود.

    و این جمله هر کسی هر جایی که هست دقیقا جای درستشه

    چند بار این جمله رو امروز بخودم گفتم که در دام دلسوزی برای خودم نیوفتم

    خیلی خوشحالم که تضادها برای رشد و پیشرفت و آگاهی دادن بهم داده میشوند

    تا من موحد باشم و مشرک نباشم .

    خدایا شکرت

    من قدرت تغییر دیگران را ندارم

    من فقط مسئول شخص خودم هستم

    در تغییر خودم توانمند هستم.خدایا شکرت

    خدایا شکرت که امروز مرا بیخیالتر و علی بی غم تر کردی

    کلی قوی ترم کردی

    کلی اتفاقات عالی را در زندگی‌ام با کنترل ذهنم جاری کردی

    نعمت و رزق و روزی و برکت و مهر و محبت الهی را از خزانه الهی ات برام روان کردی

    خدایا شکرت

    که آگاهانه با دادن ورودی های مثبت به ذهنم و شنیده های که به من کمک میکند

    میتوانم خالق بهتری برای خلق اتفاقات خوب باشم .

    خدا یا شکرررررررررت

    که از خودم بیشتر دوست داری که به خواسته هایم برسم

    هر کسی را به اندازه توانایی اش تکلیف کرده ای

    خدایا شکرت که دارمت

    خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگی ام که منو به مسیر سرسبز الهی همواره حرکت میدهند.

    خدایا شکرت که همین لحظه ام که بچه پر انرژی یکی از عزیزان کنارم هست و بهم محبت میکند را ذهنم ساخته که من با این بچه سرگرم باشم و وسیله اسباب بازی که آورده تا باهاش بازی کنم و خنده و شادی داشته باشیم

    خدایا شکرت که از بدنه جامعه دورم و الان در خانه خودم در حال لذت بردن با بچه ها هستم .

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    حمزه لطیفی صدر گفته:
    مدت عضویت: 1599 روز

    سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان بهشتی ام

    وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا یُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ وَلَٰکِنَّ أَکۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا یَعۡلَمُونَ*

    امیدوارم که همه دوستان رو مومنتوم مثبت کشتی تایتانیک باشند

    یه خبر خوب ، راستی استاد این چند روز دارم نشونه های واضحی رو دریافت میکنم و به قول استاد نشونه ها که میان خودش هم میاد فقط کافیه از مسیر لذت ببرم و به مسیر علاقه ام ادامه بدم و سمت خودم و سهم خودم رو به بهترین نحو انجام بدم و بقیه کارها رو به خدا میسپارم

    مثال های که دوستان زدن خیلی فوق العاده خوب بودن و چقدر ما بعضی موقعا گول قیمت های بیشتر و تبلیغ های فیک رو میخوریم

    از این مثال سعید شهریاری عزیز دیگه بهتر هست که به جای مورفین داشت آب مقطر برای بیمارها میزد و بیمار خوب میشه و جواب میده و فکر می‌کرده که مورفین زده

    من چند با خواستم جاهای گرون قیمت قهوه بخورم ولی این کار انجام ندادم بخاطر کمبود و وضعیت مالی نشد ولی یکی از آرزوهام بود که به آزادی مالی و زمانی و مکانی برسم و هر چه دوست داشتم رو بخرم که این مسیر تکامل میخواد و فعلا دارم از مسیر لذت میبرم و چون پشت ذهنم این بود که این چون قیمتش بیشتر هست ، منطقه اش بالا شهر حساب میشه ، دکوراسیونشون خیلی لاکچری هست و این چیزا دیگه حتما قهوشون فرغ می‌کنه ولی در واقع اینجوری نیست ذهن من داشت بیش از حد به قضیه پر و بال میداد الان درسته کافه که دکوراسیونش و فضاش خوبه حال خوب به آدم میده ولی نه اون تصورهایی بیش از حدی که تو ذهنمون می‌سازیم

    الان من خیلی وقته از این قهوه های معمولی کلاسیک پودرش میگیرم و تو خونه با دله عربی خودم درست میکنم ، نمک الکترولایت و هِل هم روش می‌زارم و چه قهوه ایی میشود به سلامتی دوره قانون سلامتی میزنم بر بدن و هر مهمانی که میاد قهوه بهش میدم کیف می‌کنه و میگه چه رو قهوه میریزی

    آیا باورهای تو نسبت به خداوند، زندگی‌ات را با جریان نعمت و برکت هم‌جهت نگه داشته یا از این جریان دور ساخته است؟

    دقیقا باورهای من نسب به خدا زندگی من را با جریان نعمت و برکت هم جهت کرده و نگه داشته است

    دوره هم جهت با جریان خدا عاشقشم و دارم باهاش زندگی میکنم

    استاد تاج سری بی نهایت ازتون سپاسگزارم مرسی که هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    فاطمه خلانلوئی گفته:
    مدت عضویت: 585 روز

    سلام استادعزیزم خانم شایسته مهربان ودیگر خانواده عباسمنشی گل

    الان که داشتم فکر میکردم به باورهای شبیه توت فرنگی دیدم من ودوروبری هام خیلی ازاین باورهاداشتیم وداریم

    مثلا چندتا ازدوستان لباس هایی می‌خریدند باقیمت پایین از قسمت پایین شهر و زمانی که می‌گفتند اول باورنمیکردم بعدهم میگفتم جنسش بدرد نمیخوره زودخراب میشه وکلی هم بحث میکردم وسعی میکردم دلیل ومدرک،بیارم گاهی هم پیگیر که بعدمدتی حتی سراغ لباس هم میگرفتم

    ببینم خراب شده یانه تابگم دیدی گفتم

    بعدمدتها،که دیدم نه تفاونی بالباسی،که من گرفتم ندارم گاهی بهتربود

    تا که این داستان برای منو یکی ازدوستان دیگم اتفاق افتاد

    من رفتم ازهمون مغازه های که اونا میرفتن خرید میکردم چه برای دخترم چه خودم بعد به دوستان دیگم میگفتم ازفلان مغازه باقیمت پایین خریدم میگفتند جنسش به درد نمیخوره واشتغال وچقدر. زشت

    دیگه تصمیم گرفتم مکان وقیمت نگم

    شاید باورتون نشه

    دیگه چیزی نمی‌گفتند

    بلکه میگفتم فلان لباس که مثلا 150خریدم

    میگفتم چندمی ارزه می‌گفتند حداقل600ت

    اینو بگم که چقدر از مدلش تعریف می‌کرد چقدر باکلاس چه رنگی چه جنسی

    حتی یکی ازدوستان که خیاط گفت این بار از این تولید کنم

    من هیچی نگفتم

    وگفتم واقعا همه چیز باور

    ممنونم ازشما استاد عزیز

    من درتلاش که بتونم باورهام عوض کنم دوره هم جهت باجریان خداوند خریدم که بتونم مخصوصا در باورهای مالی تغییرایجادکنم

    ممنونم خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: