درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1 - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    722MB
    55 دقیقه
  • فایل صوتی درسهای زندگی از یک بازی | قسمت 1
    107MB
    55 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

717 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم رضائی گفته:
    مدت عضویت: 1587 روز

    سلام استاد عزیز

    بازهم شگفت زده شدم که چرا دقیقا اون فایلایی که بهشون احتیاج دارم و روی سایت میذارید یا تو محصولات اونایی رو پلی میکنم که دقیقا اون لحظه باید بشنوم مثل جلسه اول دوره دستیابی عملی به رویاها که همین دیروز داشتم گوشش میدادم و چندبارم گوشش دادم و فایلی که امروز گذاشتین منو وادار میکنن که در لحظه زندگی کنم و از زندگیم لذت ببرم خبرها و اتفاقای خوب وقتی ببینن من حالم خوبه خودشونو بهم میرسونن، خیلی این فایلو دوست دارم چون با مثال زیبایی که زدید خیلی بهتر مطالب برام جا افتاد و این شیوه تدریس رو خیلی دوست داشتم امیدوارم بازم ازش استفاده کنید چون فوق العاده بود نکته جالبی که من همیشه تحسینش میکنم وقت گذروندن شما باهم هست من معتقدم که توی رابطه عاطفی فقط تمرکز بر نکات مثبت طرف مقابل و بیرون کشیدن وجه خوب و مثبت اون فرد به تنهایی جواب نمیده رابطه رسیدگی و توجه میخواد بنظرم یکی از بهترین کارهایی که برای بهبود روابط میشه انجام داد در کنار مثبت نگری همین کارهای دو نفره ایه که با هم از انجامشون لذت ببریم مثل همین بازی کردنا، دوچرخه سواری، کلی کارهای مشترکی که تو پارادایس باهم انجام میدید و کلی در کنارش همدیگه رو تحسین میکنید از هم سپاسگزاری میکنید خدا حفظتون کنه شما الگوی بسیار مناسبی هستید که فقط حرف های عاشقانه نمیزنید و عکسای عاشقانه نمیذارید شما واقعا برای داشتن یه رابطه خوب از جون و دل مایه میذارید و کلی کار عملی براش انجام میدید من واقعا تحسینتون میکنم و براتون بهترین ها رو آرزو میکنم.

    با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      محمد کرمی گفته:
      مدت عضویت: 1486 روز

      سلام دوست عزیزم و هم فرکانسی من

      منمنونم ازتون بابت نکته جالبی که در مورد روابط گفتین

      من وقتی حالم خوبه خبرهای خوب و اتفاقات خوب طبق قانون خودشونو میرسونن بهم

      و دین نکته ای که همه ما بلید در لحظه به خودمون یاداور بشیم

      بقول استاد که فقط برای همین لحظه

      فقط برای همین کار

      فقط برای امروز ..

      من اگه بتونم توی هر کاری و هر چالشی این نکته رو اجرا کنم همه چی بر وفق مراد من پیش میره

      سپاسگزارم ازتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فائزه احمدخانی گفته:
    مدت عضویت: 1125 روز

    سلام ب روی ماه استاد عزیزم و بانو شایسته زیبارو️

    خدااای من ک چققققققدررر دریا زیباست ،چققدر آسمون زیباست، چقققدر جهان خداوند زیباست

    بینهایت سپاس از خداوند ک این همه قشنگی رو برای انسان آفرید و سپاس از شما استاد عزیزم ک این زیبایی هارو با ما ب اشتراک گذاشتین️

    سریع برم سراغ اصل مطلب

    استاد ب دو موردی اشاره کردین ک دقیقا هردوی این مورد پاشنه آشیل من هست و چقدر این فایل هدایت بزرگی شد برای من ک دوباره برگردم ب درون خودم و ب یاد بیارم و این موارد رو اصلاح کنم و باعث میشه ک بیشتر ب اصل بپردازم و نگاهم ب درون خودم و فرکانس های خودم باشه تا اینکه بخوام عوامل و شرایط و انسانهای بیرون از خودم رو مقصر اتفاقاتم بدونم ..

    (( اول رابطه بین احساس عدم لیاقت و از دست دادن نعمت ها و دوم احساس قربانی شدن))

    دقیقا این دو احساس مخرب و سمی باعث شده ک مهم ترین اتفاقات زندگی من ب شکل نادلخواه برام رقم بخوره فقط ب این دلیل ک من این آگاهی هارو فراموش کرده بودم و داشتم بیرون از خودم دنبال مقصر میگشتم و مطمئنا اگر امشب وارد سایتتون نمیشدم و این فایل رو نمیدیدم قطعا از مسیر درست منحرف میشدم و همه آدمهای اطرافم رو هم مقصر شرایطم میدیدم و بیشتر توی احساس عدم لیاقت و احساس قربانی شدن فرو میرفتم و بیشتر توی یک سیکل منفی و نادلخواه فرو میرفتم.. واقعا خدارو بینهایت شکر️

    الان ک فکر میکنم ب اتفاقات و نتایج اخیر زندگیم میبینم دقیقا و دقیقا ب خاطر همین دوتا احساس ویرانگر بوده ، یک تجربه از آخرین رابطه عاطفیم ک همین چند وقت اخیر بوده بگم ک حول محور همین دو احساس بوده

    من با وجود زیبایی و کلی خصوصیات و ویژگی های خوب اخلاقی ک دارم ک میتونه برای هر جنس مخالفی جذاب و دوست داشتنی باشه اما ب محض اینکه وارد هر رابطه ای میشم این دو احساس سمی ب طرز مخفی و ناخودآگاه شروع ب کار کردن میکنه اینکه من احساس(( عدم لیاقت دارم)) و هر بار ک فرد توی رابطه ب من زنگ میزنه تا باهام صحبت کنه و یا بخواد من رو ببینه و کنار هم وقت بگذرونیم و یا ب من محبتی میکنه سریعا ذهنم میگه ((تو ک لیاقت این همه محبتو نداری ، تو ک لیاقت این رو نداری ک فرد مقابل برای تو وقت بزاره ،تو ک لیاقت دریافت محبت از طرف مقابلت نداری و هزارااااان احساس عدم لیاقت دیگه…)) و انقققققققدر این افکار و این نجواها و این احساس عدم لیاقت توی وجودم و توی ذهنم میچرخه و من نمیتونم کنترلشون کنم ک بالاخره بعد از یک مدت کوتاهی دریافت توجه و محبت از فرد مقابلم متوجه سردی و بی توجهی اون میشم و میرسه تاجایی ک دیگه اون فرد نمیخواد با من وقت بگذرونه و حتی نمیخواد یک دقیقه تلفنی با من صحبت کنه

    شاید خود طرف مقابل دلیل این رفتارش رو نمیدونه ،اما من ب خوبی میفهمم ، دلیل رفتار اون فرد نسبت ب من و این سردی و بی توجهی و درنهایت تصمیم ب جدایی فقط و فقط و فقط ب خاطر این احساس عدم لیاقت درون من هست، درصورتی ک در شروع رابطه ک کمتر چنین احساس و نجواهایی رو دارم همه چیز عالیه ،همه جیز قشنگه و همه چیز کاملا ب دلخواه اتفاق میوفته ، و دقیقا اتفاقات ناجالب از زمانی شروع میشه ک این دو احساس منفی درون من شروع میشه و اوج میگیره تا بالاخره نتایجی رو رقم بزنه.

    و اینکه همین الان با خوندن متن عالی ک شما استاد عزیز نوشتین متوجه شدم من هم این احساس درونم وجود داره ک کاملا مخفی بود

    ک فکر میکنم زمانی ک خواهرم عشق کافی رو از همسرش دریافت نمیکنه، اگر من رابطه عاطفی عاشقانه داشته باشم خواهرم گناه داره ، دلش میسوزه ، حسادت میکنه و کلی احساس و افکار ناسالم دیگه ک فقط باعث میشه من تجربه نادلخواهی از زندگیم و روابطم داشته باشم ، این افکار من چیزی رو توی زندگی خواهرم ونه توی زندگی هیییچ شخص دیگه ای تغییر نمیده اما قطعا اصلِ زندگی من و تجربیات من رو تحت تاثیر قرار میده و توی زندگی من نقش قوی داره و باعث میشه من نعمت ارزشمند دریافت عشق و داشتن رابطه عاطفی عاشقانه رو از دست بدم.

    و درمورد احساس قربانی شدن باید بگم ک انگار بیشتر توی ایران این احساس بین دخترها و خانم ها رواج داره ک قربانی شرایط خانواده و پدر و مادر و پسرها و مردها هستن و این فضای فرکانسی حاکم هست.

    درمورد خودم بگم ک من هم چنین احساس مخربی رو دارم ک فقط کافیه فرد توی رابطه عاطفی ب هررر دلیلی جوابگوی من نباشه و یا ب هرررر دلیلی ناراحت و بی حوصله باشه ، من سریعا احساس قربانی شدن میاد سراغم(( بدون اینکه فکر کنم شاید فرد مقابلم خوابیده و درحال استراحته، شاید مشغول انجام کاری هست ،شاید…)) و دوباره نجواها شروع میکنن ب پر کردن فضای ذهنم و خودم رو و احساساتم رو قربانی طرف مقابلم میبینم بدون اینکه بخوام احتمالات مثبت بدم خودم رو قربانی میدونم…

    شاید این دو احساس (( عدم لیاقت و احساس قربانی شدن)) از نظر آدمهای عادی و اکثریت جامعه مسخره و غیرقابل تامل ب نظر برسه ،اما برای من و ما ک داریم روی خودمون کار میکنیم و دونه به دونه ی احساستمون و باورهامون رو بررسی میکنیم تا اصلاحشون کنیم ،میفهمیم ک چققققدرر اهمیت دارن و شرایطمون رو تحت اثر خودشون قرار میدن (( چون میدونیم ک خودمون خالق صددرصد زندگی خودمون هستیم)) قدرت خلق زندگی خودمون در هر دوجهتِ خوشبختی بدون حد و بدبختی بدونِ حد رو داریم

    (( کُلاًّ نُمِد هولاءِ و هولاءِ مِن عَطاء رَبِّک ))

    بییینهااایت بییینهاااایت از پروردگارم سپاس گذارم و الان بسیار بسیار خوشحالم ک این دو آگاهی مهم رو ک فراموش کرده بودم دوباره ب یاد بیارم ب لطف شما استاد عزیزم ک دقیقا چیزهایی رو از وجودمون بیرون میکشید ک مدتهاست مخفی مونده و خاک خورده و داره بهمون ضربه میزنه و اتفاقاتمون رو ناخودآگاه رقم میزنه .

    عاشقتونم استاد عزیزم عاشقتونم️️

    بینهایت سپاس گذارم ازتون بازهم با به اشتراک گذاشتن این فایل ارزشمند کمک بسیار بزرگی ب من کردین ️

    عاشقانه سپاس گذارم ازتون و از خداوند مهربون و هدایتگرم هم بینهاااایت سپاس گذارم برای آگاهی ها و هدایت️ ها

    همگی درپناه الله یکتا شاد و خوشبخت و سلامت باشید️

    دوستون دارم استاد عزیزم و خانم شایسته زیبارو️️ ️

    ️️️️️️️️️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    SAEID987645 گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    درود بر همه دوستان به خصوص آقای عباس منش گرامی

    من اگر بخوام یک کامنت تفکری خودم بذارم اولا باید از این شروع کنم مغز یک موجود گرسنه هست و دایم در حال خوردن هست و برایش مهم نیست چی می‌خورد هله و هوله یا چیزهای مقوی…

    برای همین ما باید کنترل ذهن در واقع قدرت ذهن مون رو کنترل و مدیریت کنیم و نذاریم فعل نا امیدی و صرف نتوانستن و نخواستن رخ بده که منجر به قربانی شدن بشیم

    خیلی از اوقات ما ها دایم از شروع یک مسیر دنبال نتیجه نهایی هستیم اصلا هم برامون مهم نیست در طی یک مسیر راه حل ها چی هستند فقط میگیم باید ببریم و اگر شرایط فوری به وفق مراد نباشه سریع شکست انتخاب میکنیم و اصلا دیگه دست به تلاش نمیزنیم و نصفه راه خاتمه میدیم

    خیلی از اوقات در وقت اضافه زندگی ما پاس گل های عالی میگیریم پس میگن در نا امیدی بسی امید هست یعنی نباید هیچ وقت از اول یه باخت و قربانی شدن و نتونستن فکر کنیم

    از دلایل گاهی عقب افتادن ها غرور هم هست گاهی غرور بر غلبه شدن شرایط سبب میشه حکایت خرگوش و لاک‌پشت بشه

    پس اول باید کنترل ذهن و مدیریت هیجان و شرایط فعلی باشه

    دوم باید حتی اگر در اون مسیر خبره هستیم نباید تکبر داشت حکایت چپ کردن راننده ای که سالها یه جاده میره و میاد ولی یه لحظه غافل میشه و تمام عمرش از بین میره

    من انشالله تونسته باشم منظورم برسونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    استاد همان گونه که خودشان هم بیان کردند در هر موضوعی به دنبال قانون و استفاده از آن به بهترین شکل و گرفتن نتایج عالی و درجه یکی هستند که به دلیل تعهد و اجرا کردن قانون در عمل بوده و به این جمله که ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است باور دارند و عملا به هر آن چه خواستند رسیدند .

    درس هایی که گوش دادن به این فایل به ما آموخت:

    اصل اول این است که در هر موقعیتی سعی کنیم از آن لذت ببریم هدف اصلی همیشه لذت بردن باشد نه رقابت کردن.

    اصل دوم این است که بازی گروهی و دسته جمعی باعث میشود روابط ما با هم صمیمانه تر و عمیق تر شود و بتوانیم به جای نگاه کردن به چشم حریف به عنوان رقیب به او آموزش دهیم تا علاوه بر پیشرفت بیشتر خودمان از بازی با فرد حرفه ای و هم سطح خود کیفیت بازی را بالاتر برده و از پتانسیل های نهفته در وجود خود استفاده کنیم.

    اصل سوم با خودمان مهربان باشیم و هدف اصلی را پیشرفت مداوم و محدود بدانیم و نخواهیم که یک شبه به موفقیت برسیم. همین که هر روز در حال رشد و عملکرد بهتر باشیم کافی است که به احساس خوب و موفقیت پایدار دست یابیم. استعداد عامل اساسی در پیشرفت محسوب نشده و عاملی که نتایج اصلی را رقم می زند مداومت ، استمرار و ادامه دادن مسیر درست است.

    می توانیم در تمام موضوعات از قانون استفاده کرده و متوجه فرکانس های ارسالی خود شویم.

    اصل چهارم به راحتی در بازی می توانیم تاثیرات ذهن بر جسم را ببینیم و برای ما منطقی شود که اولین تاثیر ذهن بر جسم است

    اصل چهارم کنترل ذهن در تمام شرایط از عوامل بسیار مهم در موفقیت و پیشرفت است و مهم ترین مسیولیت ما کنترل ذهن در شرایط چالش برانگیز و نگاه کردن به مسائل به ظاهر ناجالب از زاویه ای است که به احساس خوب بهتر برسیم.

    اصل پنجم همواره از مسیر لذت ببریم. کافی است در هر لحظه بهترین خود را ارایه داده و بر روی نتیجه تمرکز نکنیم. اگر قدم به قدم احساس خود را خوب نگه داریم در پایان نتایج عالی خواهیم گرفت

    اصل ششم احساس بد مانند عجله و عصبانیت باعث می شود تمرکز ما از روی بازی برداشته شده و اتفاقات و شکست های پی در پی برای ما به وجود بیاورد.

    اصل هفتم زمانی که آسان بودن مسیر را نپذیریم و احساس لیاقت نداشته باشیم جهان به ما ثابت خواهد کرد که درست است و کارهای ما به سخت ترین وجه ممکن پیش خواهد رفت.

    اصل هشتم زمانی که فکر می کنیم حق با طرف مقابل نیست که برنده شود و احساس قربانی شدن کرده، احساس افسردگی خواهیم کرد، باید بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم از این زمان است که اتفاقات بد برایمان خواهد افتاد چون فکر می کنیم بی عدالتی رخ داده است.

    اصل نهم شور و شوق و انگیزه داشتن مهم ترین عامل در موفقیت و پیشرفت است و هر کاری را با شور و شوق شروع کرده و با انگیزه ادامه دهیم همه چیز عالی پیش خواهد رفت و آسان می شویم برای آسانی ها.

    اصل دهم زمانی که در لحظه ی حال زندگی کرده و تمام تمرکز تنها بر روی هدف کنونی است نه در آینده و نه در گذشته هستیم و فقط از لحظه ی کنونی لذت می بریم و تنها سعی می کنیم همین امروز عالی عمل کنیم نتایج عالی نیز خواهیم گرفت .

    همواره لذت بردن از مسائل کنونی و امکانات در دسترس و سپاسگزاری از آن ها در رسیدن به احساس خوب به ما کمک خواهد کرد نیاز نیست که هنگام رسیدن به خواسته ها احساس خوب داشته باشیم احساس خوب است که ما را به خواسته های مان می رساند نه رسیدن به خواسته ها ما را به احساس خوب .زمانی که بتوانیم از نعمت ها و امکانات کنونی خود لذت ببریم و احساس خوب داشته باشیم به نعمت های بزرگتر دست خواهیم یافت.

    در لحظه زندگی کنیم و در هر لحظه آموزه ها را در عمل به کار بندیم .

    خدای عزیزم ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای و نه راه گمراهان تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می جوییم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    پریسا کرد گفته:
    مدت عضویت: 3524 روز

    سلام خدمت استاد بزرگوارم و مریم جون که همیشه فایل ها رو با وجودش زیبا تر میکنه

    این فایل برای من چکیده ای از دوره احساس لیاقت کشف قوانین 12 قدم و دیگر دورهای استاد بود.چه قددددر بعضی از فایل های رایگان شما ارزشمنده و برای من تکمیل کننده و مکمل محصولات شماست .

    داشتم فکر می‌کردم اگر من همین یه فایل و بنشینم عمیق گوش بدم فکر کنم عمل کنم چه قدددر متحول تر میشم چه قدر نتایج بیشتری می‌گیرم

    اصلا داشتم فکر می‌کردم رو همین یه فایل بیان یه ماه وقت بزارم همینو بفهممش عمیق.

    یه چند وقتی شده بود که همش عجله داشتم حالا کدوم دوره رو کار کنم احساس لیاقت کشف قوانین 12 قدم کدو کدوم و بنشینم از اول مرور کنم.ولی دیگه نمیخوام برای درک دور ها و مفهوم قانون عجله کنم واقعا همین فایل و بفهمم نصف را رو رفتم … استاد جان شما واقعا بینظیری کلام شما فهم شما زبان شما فرای یک آموزش هست عمق وجود شما بی نهایته باید خیلی درکم بالا بره که معنای کلام و آموزش های شما رو به صورت دقیق تر بگیرم و در عمل اجرا کنم ممنونم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      جابر اسدزاده گفته:
      مدت عضویت: 3422 روز

      سلام به شما دوست عزیز

      سپاسگزارم از متنی که نوشتید

      اتفاقا در همین چند روز گذشته من هم دچار همین مسئله بودم

      که کدوم دوره رو شروع کنم

      عزت نفس

      قدم اول

      قانون آفرینش

      راهنمای عملی یا …

      اما در آخر فهمیدم که باید تمرکز کنم

      و از هدایت خداوند کمک بگیرم

      تا راحت‌تر و بهتر و سریعتر برسم

      و هر مطلبی رو خیلی خوب درک کنم و عجله نداشته باشم

      و الان که پیام شما رو هدایت شدم بهش با نشانه امروزم خوشحالم و تاییدی بر درک و آگاهی که رسیدم بهش دونستم

      سلامت و پیروز باشید

      در پناه خدای مهربان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        پریسا کرد گفته:
        مدت عضویت: 3524 روز

        خیلی ممنونم خداروشکر که نشانه روزانتون باکامنت من بود.

        ببینید دقیقا اصلا همینکامنی کهمن نوشتم هم انکار قیلبم کفت بنویسمچونچند وقتی بود کامنت نمینوشتم.

        الان چند روزیه که باز میگم برم دوره احساس لیاقت چون خیلی مهمه اما باز یه ندایی میگه عجله نکن برای الانه تو فلان فایل از اون دوره کار میکنه.مثلا الان فکر میکنم بیشترین باوری که بهش نیاز دارم باور فراوانی وکنترل ذهنه دو تا فایل انتخاب کردم یکی همین فایل یکی یه فایل دیگه ومیخوام تا یک ماه شایدم بیشتر رواین دو فایل کار کنم .

        موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    پوریا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2668 روز

    سلام به شما استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و همچنین تمام دوستان عزیزم در سایت عباس منش

    ببینید ما برای اینکه بتونیم یک زندگی سرتاسر دلخواه رو رقم بزنیم باید قوانین زندگی یا قوانین این جهان رو درک و عمل کنیم

    قوانین این جهان بر اساس ذهن هستش ذهن یک ترازوئه که دائما در حال سنجش هستش و اتفاقات رو به خوب و بد تقسیم میکنه ما اگر بدونیم که این لحظه این اتفاق این مقدار درآمد این رابطه این سلامتی؛ به جای شک کردن اطمینان داشته باشیم که این بهترین چیزی بوده که برای ما امکان داشته که خداوند میتونسته ما رو باهاش رشد بده و هدایت کنه دیگه همیشه احساسمون خوبه به جای اینکه بخوایم ناراحت بشیم همیشه لبخند می زنیم به جای اینکه بخوایم نیاز باشه دائم حرف بزنیم بیشتر گوش می کنیم و به جای اینکه بگیم این اتفاق خوبه یا بده می پذیریم ش میگیم اون چیزیه که باید اتفاق میفتاده و به جای اینک شکایت کنیم بیشتر قدردانی می کنیم چرا که این داره به ما یاد میده که چقدر به خواستمون نزدیک یا دور هستیم و به جای اینکه بترسیم

    عشق می ورزیم با مهربانی با صبر با حوصله کارهامون انجام میدیم و گام برمی داریم برای رسیدن به خواسته هامون اینا قوانین زندگی هستن اینا قوانین بازی زندگی و ذهن هستن که ما اگر بتونیم به این آگاهی و به این نقطه از عملکرد برسیم که فقط خیر رو ببینیم که وجود داره دیگه عملا جوری رفتار میکنیم که هیچ چیزی جز خیر وجود نداره و با اطمینان به لطف و مرحمت الهی پیش بریم واقعا دیگه سرتاسر زندگیمون خیر و نیکی میشه

    ممنون و قدردان خوبی شما هستم برای یادآوری این آگاهی های زیبا که ما میتونیم این ها رو درون خودمون تقویت و به کمال عملگرایی خودمون رو نزدیک و نزدیکتر کنیم

    با آرزوی بهترین ها از خداوند برای همه مون عمل به این آگاهی ها و خاموش کردن و کنترل کردن ذهن رو دعا می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    سمیرا سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1772 روز

    بنام مهربان الله یکتا و هدایتگر

    خدایی که در قلب و روح و جان ‌و‌ جسم ماست.

    خداوندی که عاشق و دلبسته درگاه اوییم .

    خدایی که زیبایی را خلق کرد و از ما می‌خواد زیباتر از همیشه زندگی کنیم .

    خدایی که در تک تک ثانیه هایمون کنار ماست .

    درود بر استاد عشق و‌ توحید و مریم بانوی شایسته مهربان و همه دوستان هم فرکانسی در سایت

    چه زیبا تو این فایل بازی زندگی مون و به بازی پینگ پونگ تشبیه کردید

    کنترل ذهن = کنترل زندگی ، چقدر زیبا اشاره و تشبیه کردید ساده است اما در اجرای عملی این آموزه خیلی کار داریم و تمرین زیاد می‌خواد ، سپاس استاد از دعای آخرتون استاد که تو دفتری که نکات ارزشمند سایت و مینویسم نوشتم ، «خداوند مهربان مارا هدایت کند به اجرای عملی این آگاهی های ارزشمند » الهی آمین …

    استاد عزیزم در مورد رابطه بین احساس لیاقت داشتن نعمت ها ، من به شخصه از زمانی که وارد این سایت شدم چقدر بزرگ‌تر شدم چقدر احساس اعتماد به نفس و لیاقت و خودشایستگی پیدا کردم ، خودباوری ام ابن روزها چقدر بیشتر شده و‌خودم و لایق داشتن بهترین نعمت ها و ثروت ها و رابطه عاطفی احساسی عاشقانه میدانم ، احساس قربانی شدن و به شخصه کمتر داشتم اما باز نیاز به کار کردن داره ..

    چقدر خوب میشه روی کنترل ذهن مون همیشه بتونیم تمرکز کنیم و جایزه های خوب از جهان با فرکانس و ارتعاش خوبی که میفرستیم دریافت کنیم که تمرین و استمرار و پشتکار پی در پی می‌خواد ، مثل یادگیری پینگ پونگ مریم بانو که زیبا مراحل تکاملی شو برامون تعریف کردند ،ما هم باید خیلی تمرین کنیم که نتایج زیبا در زندگی مون بیافرینیم .

    استاد امروز 24 اردیبهشت ، یکی دیگه از دفترهام و از نکات ارزشمند و گوهر باری که شما هرروز به رایگان برامون میزارید پر کردم و با انگیزه و شور و شوق و ذوق و اشتیاق رفتم 4 دفتر رنگی رنگی دیگه خریدم که باز هم بنویسم ، باز هم روی خودم کار کنم ، دفتر های رنگی ام کنار خودکارهای رنگی رنگی که تهیه کردم ، چقدر برام ارزشمند ان ، همیشه آماده ام برای نوشتن هر فایل جدیدی که تو سایت میاد روی باورهام و افکار و رفتارهام کار کنم ،

    میدونم این نوشتن ها معجزه می‌کند ، میدونم با هر بار پر کردن این ورقهای دفتر ها من بزرگ‌تر میشم و ظرف وجودی ام زیاد میشه . تا حالا تو این همه سال‌های درس مدرسه و دانشگاه ، اینقدر برای نوشتن ذوق نداشتم . چقدر مطالبی که اینجا یاد میگیرم برام مفید و مثمر ثمره و ارزشمند ، اونقدر که خودم که الان با اینکه سالهاست مدرس دانشگاه ام ولی هنوز بعد از نزدیم دو سال عضویت در سایت ، شاگرد دبستانی دانشگاه شما هستم .

    هرچقدر یاد میگیرم باز هم کمه ، باز هم تشنه شنیدن و درک و اجرای آگاهی های ارزشمند و گوهر بار شما هستم و خواهم بود.

    استاد عزیزم سپاسگزارم ازتون ، به خاطر این مکان مجازی عارفانه و عاشقانه که برای ما در مسیر رشد و بهبود فردی و شخصیتی مون خلق کردید.

    سپاسگزارم خداوند هدایتگر و اجابتگری هستم که من به این مکان مقدس هدایت ام کرد ، امیدوارم هرروز بیشتر از روز قبل عمل کننده و اجرا کننده قوانین ثابت الهی اش باشیم .

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    Rojina گفته:
    مدت عضویت: 2055 روز

    سلام به استاد جان، خانم شایسته عزیزم و همه دوستای خوبم

    اولش اینو بگم که من خجالت کشیدم که ستاره هام از 3 نصف شد و شد 1/5.

    و دقیقا روند پیشرفت و احساسی ام هم به همین شکل افت کرد.

    پس تصمیم گرفتم کمر همت ببندم به بهبود هر دو که حقیقتا به هم گره خوردن.

    استمرار مقدم بر استعداد

    دمتون گرم که هر دو اونقدر حرفه ای شدید که 50 60 نفر رو به راحتی بردید. واقعا چه اعتماد به نفس و چه باور قوی ای میسازه در ذهن

    دیدن کوچکترین پیشرفت ها و همراهی خودمون به خودمون در روند پیشرفت

    تحسین میکنم شما رو خانم شایسته عزیزم که به قول خودتون اینقدر مهربون هستین با خودتون و چه نگاه زیبا و تیزبینانه ای در شکار و تحسین پیشرفت های پله پله خودتون دارین

    افرین به شما

    منم وقتی تمرکز میکنم یکم برام سخته صحبت کردن:))

    این آزمایشگاهی که گفتین رو من سر امتحاناتم تجربه کردم.

    وقتی دو تا سوال پشت هم رو بلد نبودم یا یادم نمیومد، اولش هول میشدم ولی بعد که ذهنم رو کنترل می‌کردم و اونایی که می‌دونستم رو با آرامش جواب می‌دادم، خیلی راحت آخر امتحان برمی‌گشتم و مینوشتم و حتی 20 می‌شدم!!

    احساس بد، خود سرزنشی، عدم تمرکز، حسادت به جای تحسین یا انکار دستاورد های طرف مقابل و در یک کلام در رفتن افسار ذهن از دست، یعنی دقیقا برخلاف جریان جهان شنا کردن و فرو بردن خودمون توی باتلاق زنجیره ای شرایط بد

    تاثیر کنترل ذهن بر توانایی ها

    دقیقا چنین چیزی رو توی مسابقه شنا من تجربه کردم

    خدارو شکر من توی شنا خیلی عالی ام

    یه بار یک مسابقه ای داشتم، مسابقه کرال سینه،

    دو تا موضوع بود:

    یک) طبق تجربیاتم این باور رو داشتم که توی کرال سینه کندتر از بقیه شناها هستم

    دو) قبل از شروع مسابقه یکی از پرسنل اونجا که از قبل منو می‌شناخت اومد بهم گفت داری با قهرمان سال پیش مسابقه می‌دی ها!!! ببینم چکار می‌کنی…

    این دو تا باور توی کل مسیر مسابقه توی ذهنم می‌چرخید و کاملا حس کردم که انگار یکی داره نیروی من رو می‌گیره و این شد که توی اون مسابقه سوم شدم.

    توی مسابقه بعدی که یک ربع بعدش بود و منطقا من باید خسته تر می‌بودم و عملکردم ضعیف تر می‌بود، اما به مراتب بهتر عمل کردم چون:

    اولا توی شنای قورباغه اعتماد به نفس داشتم و باور داشتم که عالی هستم،

    دوما تعدادمون کمتر بود و من اونایی دیگه رو نمیشناختم و فقط میدونستم دوتاشون توی این شنا از من ضعیف ترن

    و احتمالا می‌تونید حدس بزنید که من اینبار اول شدم!!

    همین قدر واضح…

    توی کنترل ذهن در اینجور مواقع فکر کردن فقط به همین قدمی که جلوی پامونه و همین کاری که همین لحظه و نه حتی 30 ثانیه دیگه در دسترسمونه، اصل قضیه ست.

    البته که باید با سرزنش نکردن و ناامید نشدن به خاطر عملکرد ناراضی کننده قبل و باور داشتن به توانایی های خودمون همراه بشه. که در این صورت نتیجه مد نظر صد درصد رخ می‌ده.

    استاد این موضوعی که گفتین رو من دقیقا همین دو ساعت پیش تجربش کردم. تصمیم گرفتم به جای اینکه از خودم ضعف نشون بدم اولا همون تمرینات جلسه 3 عزت نفس محکم صحبت کردن و استوار و صاف راه رفتن رو اجرا کنم و یک base برای حال خوبم بچینم و بعد به مرور با خودم گفتم نه من قوی ام، من می‌تونم ذهنمو کنترل کنم و نکات مثبت این چند ساعت رو با خودم مرور کنم تا الان که احساسم واقعا پایدار خوبه.

    این وسط اشاره کنم که چقدر زیبایی آب مسحورکننده ست. اون تلألو فیروزه ای رنگ آب و قسمت هایی که با تغییر عمق تغییر رنگ هم پیدا کرده.

    خدایا شکرت. چه حجم زیبایی افریدی

    رنگ آسمون دقیقا مثل کارتن هاست.

    و همینطور جریان موجهای آب رویاییه

    چقدر خط کشی پارکینگ ها تمیز و مرتبه

    چقدر فراوانی آب…

    کلی استخر در کنار این خلیج جادویی

    خدای من شکرت

    وای خانم شایسته زدین به هدف

    دقیقااااااا همینطوره

    پاشنه آشیل منم اینه که

    قرار نیست همیشه همه چیز برات راحت و خوب پیش بره. تو لایق این حجم از شرایط خوب نیستی

    و من چقدررررر اینو تجربه کردم

    واقعا حقیقته

    چه چیزهای خوبی رو با دست خودم برای خودم خراب نکردم

    و همیشه اینقدر که این حرفا رو شنیده بودم، ناخودآگاهم این شده بود که هر وقت دیگه خیلی روابطت خوب میشه، بدون که این آرامش قبل از طوفانه و به قول استاد آخر این خنده یه گریه ست.

    من به جایی رسیده بودم که می‌ترسیدم و هنوزم تا حدی می‌ترسم که شرایطم خیلی خوب بشه، خصوصا وقتی شادی و خنده خیلی زیاد میشه.

    همش هم تاثیر فیلم ها و سریالهاست.

    من قشنگ یادمه یه سریال بود که ماه رمضونا از تلویزیون پخش می‌شد به نام دردسر های عظیم که اتفاقا چقدر هم محبوب بود. حتی من خودمم دوستش داشتم.

    داستانش هم اینه که کلا شخصیت اصلی داستان که جواد عزتی بود، همش بد میاره و تا می‌خواد سر و سامون بگیره و ازدواج کنه بلاهای عجیب و غریب سرش میاد. و این جریانات رو با طنز جذاب کرده بودن.

    شاید بیش از ده بیست بار تا حالا شبکه های مختلف پخش کردن این سریال رو و من حداقل پنج شش بار دیدمش.

    دیگه شما ببینین چه باوری داره ساخته میشه با این حجم از تکرار ورودی های جذاب راجب یه باور ریشه دار و مخرب…

    چه نکات محشری رو دارین اشاره می‌کنین…

    احساس قربانی شدن و بدتر شدن شرایط

    من اینو توی باشگاه تجربه کردم.

    وقتی که من به زعم خودم خیلی خوب تمام حرکات رو انجام می‌دم و منتظرم که از مربی تحسین بگیرم، اد میره یه کسی رو تحسین می‌کنه و یا بهش توجه می‌کنه که اگه نگم عملکرد ضعیف ولی متوسط تری در قیاس با من داره.

    و من متعجب میشم و میرم توی احساس قربانی شدن که چرا هیچکس به من توجه نمیکنه و …

    اما از همون موقع که شروع می‌کنم که تمرکزم رو بذارم روی انجام صحیح تر حرکات، آفرین گفتن های کوچیک شروع میشه، تاااااا می‌رسه به اینکه “همه روژینا رو ببینید فقط اون داره درست می‌زنه!!!”

    و همزمان به خودم یادآوری می‌کنم که اولا من نباید دنبال جلب توجه دیگری باشم و فقط باید برای تقویت عضلات و ارتقا سلامتی و شِیپ خودم حرکات رو درست بزنم، دوما اگه تحسین هم می‌خوام و هنوز نگرفتم، به این معناست که من خودم باید خودم رو بهتر کنم. اونقدر که مربیم با دیدنم چیزی جز تحسین به ذهنش خطور نکنه.

    حضور در لحظه

    اینکه دیگه اصلا کل زندگیه.

    و دقیقا همین امشب تجربه کردم این موضوع رو موقع پیاده روی.

    در واقع این تنها راه لذت بردن از زندگیه.

    Being present یا در لحظه زندگی کردن در 90 درصد زمان روز

    این همون خوشبختی بی قید و شرطه.

    اینجا همون جاییه که اون لاجرمهایی که گفتین جز تجارب زندگی می‌شه.

    و چقدر زیباست این زندگی و این نکات…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      فرشاد نصیری گفته:
      مدت عضویت: 1339 روز

      سلام

      وقت بخیر روژینا عزیز

      چه زیبا دسته بندی کردید دیدگاهتون رو

      چقدر واضح خیلی از توانایی ها،اتفاقات و ترمز های مشابه رو بیان کردید

      خیلی لذت بردم از این متن،

      چه چراغ سبز هایی توی سرم روشن شد

      این که یک نفر دَمِ استارتِ مسابقه بیاد بهت بگه با فلانی مسابقه داری و خودت هم از قبل باورت این بوده که در این سبک یه مقدار کندی،به سادگی سوم شدی،قانون رو به سادگی اجرا کردی وَلو با شکست یا اشتباه‌

      و چقدر زیباتر توانایی خودت رو توی سبک بعدی مسابقه به خودت یادآوری کردی و برنده شدی،قانون رو به سادگی اجرا کردی،با برد قاطعانه

      ما خیلی خوب فکر می‌کنیم و خیلی واضح میدونیم چِمونه،اگر به همین سادگی که درک کردیم،بیایم قدم برداریم برای اصلاح و بهبود،بخدا ما قهرمان تمام جنبه‌ های زندگیمون میشیم

      *تو خود پای در راه بگذار و هیچ مپرس

      خودهِ ره به تو گوید،که چوُن باید کرد*

      شاد و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        Rojina گفته:
        مدت عضویت: 2055 روز

        سلام آقا فرشاد گرامی

        خیلی ممنون

        خوشحالم که کامنتم براتون مفید بوده.

        بله دقیقا همینه

        مهمتر از درک، عمل به چیزایی هست که درک کردیم.

        عملی که به قول فایل هدفگذاری و تاثیر آن در زندگی، تبدیل به عادت بشه و توی ذهن حک بشه

        باورها و رفتارهای درست باید جزئی از تار و پود وجود من بشه، تا فقط برم بالا و دیگه هرگز برنگردم پایین.

        این چیزیه که من کاملا در این مدت حسش کردم.

        خداروشکر میکنم و از شما سپاسگزارم.

        شاد و سلامت و ثروتمند باشین؛)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فاطمه بیرانوند گفته:
    مدت عضویت: 1707 روز

    به نام خدای هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته زیبا و خانواده بزرگ عباسمنش.

    چقدر این فایل فوق‌العاده و تاثیر گذار بود چقدر!

    و اما تجارب من از عدم کنترل ذهن:

    سر جلسه کنکور سوالات فیزیک خیلی برای من ساده بود و راه حل ها رو میدونستم ولی به دلیل عدم احساس لیاقت و عجله دچار خطا شده بودم و درصدم کمتر شده بود در حالی که از لحاظ علمی مشکلی نداشتم و عجله باعث خطا من شده بود!

    یا اینکه سر جلسه متوجه شدم که سطح سوالات ریاضی بالاست اما من از پسشون برمیومدم ولی این افکار که خیلی ها مثل من توانایی حل این سوالات رو ندارند و باز هم احساس عدم لیاقت باعث شد که درصدم اونجوری که لایقش هستم نشه!

    جالب اینجاست که این احساس وقتی به اواسط سوالات می‌رسیدم سراغم میومد و از اول نبودن.

    یا اینکه برای روزم یه برنامه می‌چینم بعد 90٪ شو اجرا میکنم بعد موقع اجرا ده درصد باقی مونده که میشه با خودم میگم نه مگه میشه انقدر راحت 100٪شو اجرا کنم، و همین باعث میشه که برنامه رو ناقص ول کنم!

    یا اینکه یه دوست دارم که به محض اینکه متوجه میشه به چیزی علاقه یا نیاز دارم بدون اینکه ازش بخوام برام فراهم می‌کنه و اتفاقا همین چند روز پیش داشتم با خودم میگفتم واقعا این حجم از لطف بالاتر از لیاقت منه و احساس میکردم مورد ترحم واقع شدم و نسبت به یک از لطف های اون یه حرکت پرخاشگرانه نشون دادم و احساس میکنم که مقداری دلخور شد!

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که با هر فایل کیفیت زندگی من بالاتر میره، واقعا خدارو صدهزارمرتبه شکر!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    فرشید حیدری گفته:
    مدت عضویت: 3798 روز

    سلام استاد

    سلام به دوستان

    چقدر خوبه که شما تک تک کامنت ها رو میخونین اینجوری با خودم فکر میکنم انگار دارم با شما خصوصی صحبت میکنم

    در مورد این فایل: من دقیقا تجربه مشابه خانم شایسته رو داشتم

    2سال پیش من با چند تا از دوستام زمین فوتبال اجاره کردیم

    این در حالی بود که من بالای 10 سال بود اصلا فوتبال بازی نکرده بودم و اون موقع هم که بازی می‌کردم اصلا بازی خوبی نداشتم

    چند جلسه از شروع بازی کردن ما گذشت و من همچنان بازی خوبی نداشتم و حکم نخودی بازی رو داشتم

    یه روز وسط بازی یاد قوانین جذب افتادم و دیدم من توی ذهنم همش دارم خودمو سرزنش میکنم که بازی بلد نیستی و بازیت اصلا خوب نیست و بازم سوتی دادی و….

    شروع کردم مثل خانم شایسته مدام از خودم تعریف کردن توی ذهنم (حتی برای کارهای خیلی کوچیک)

    از همون لحظه به بعد (نمیگم چند جلسه بعد، همون لحظه) یکم بازیم بهتر شد

    همینجوری کم کم بازیم بهتر شد (تکاملی توی چند جلسه)

    بعد از 3. 4 جلسه بازی کردن و تعریف کردن از خودم به جایی رسیدم که بازی فوتبالم از بقیه خیلی بهتر شد

    با این که دفاع می‌ایستادم. حتی چند تا گل هم زدم

    یکی از دوستانی که با ما هم بازی بود، این قبلا توی تیم های فوتبالی بوده و فوتبال رو خوب بلد بود و قد بلندی هم داشت.

    هیچوقت نمیتونست از من که توی دفاع بودم رد بشه یه بار توی بازی با داد گفت. اه من هیچوقت نمیتونم از این فرشید رد بشم

    این تجربه من بود از استفاده از این موضوع

    نوشتم که یادم باشه از این فرمول توی بقیه خواسته ها استفاده کنم و برای بقیه بچه ها هم تجربه بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: