اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
هر جا قانون تکامل رو طی کردم خیلی راحت به خواسته هام رسیدم و هر جا عجله کردم چک و لگدهای جهان رو چشیدم
من در اکثر کارهایی که در طول زندگیم انجام دادم ناخودآگاه قانون تکامل رو طی میکردم و موفق هم بودم
اما یه جا این قانون رو رعایت نکردم و سرمایه ای که در طول 20 سال تلاش به دست آورده بودم رو بیشترش رو نابود کردم
من از سال 1380 تا سال 1390 به مدت ده سال در کار ساخت و ساز بودم و بعد حدود 5 سال اینکار رو گذاشتم کنار و دو تا شغل دیگه عوض کردم و دوباره برگشتم به همین شغل ساخت وساز
در شروع کار شروع خوبی داشتم و قدم بزرگ برنداشتم و سود خوبی هم بردم اما بخاطر ترمزی که در مورد عوامل بیرونی داشتم سند یکی از ساختمان ها که اون موقع ویلایی میساختم چندین سال زمان برد و یک سوم سرمایه ام نابود شد.
بعد از اون بخاطر اینکه عجله داشتم که سرمایه ای که از بین رفته بود رو زودتر برگردانم بدون اینکه تکاملم رو طی کنم زمین بزرگی برداشتم و چندین واحد رو پیشفروش کردم و در طی چند ماه با رشد دلار مصالح ساختمانی هم رشد زیادی کرد و آپارتمانی که متری 5 میلیون پیش فروش کرده بودم به غیر از پولی که به زمین داده بودم متری 7 میلیون تومان هزینه ساخت برد و یک جوری شده بود که دعا میکردم که فقط بتونم ساختمان رو تکمیل کنم و تحویل خریداران بدم و در دلم میگفتم ایکاش در آخر کار با این شکلی که پیش میرفت سرمایه ام صفر بشه و مقروض نشم، که به لطف خدا چند واحدی که در پایان کار فروختم با قیمتهای خوبی فروش شد اما در مجموع در این ساختمان سرمایه ای که در اول کار داشتم از نظر ارزشی یک سوم شده بود و همه اینها بخاطر این بود که طمع کردم و عجله داشتم که زودتر پولدار بشم و الان که چندین سال از اون موقع میگذره هنوز نتونستم به سرمایه ای که در سال 95 داشتم برسم
اما خداروشکر در یک سال و نیم گذشته که تمرکزی تر در سایت حضور دارم و در دوره ها و در کامنتها فعالتر شدم سیر صعودی خیلی عالی شده و احساس میکنم تکاملم خوب داره طی میشه و میبینم که دارم به تصاعد نزدیک میشم
خداروشکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم و با لذت و آسانی دارم به خواسته هام میرسم و الان خیلی راحتتر پول میسازم و خیلی راحتتر پول خرج میکنم برای خودم ارزش قائلم و به سفرهای خوب میرم
از استاد عزیز و بانو شایسته کمال تشکر رو دارم که این مسیر رو به ما نشون دادن و از همه دوستانی که با کامنتهای عالی شون باعث میشن که بهتر قانون رو درک کنم تشکر میکنم
شیوا: سلام به استاد عزیزم به مریم جان شایسته و دوستان خوبم
و سومین کامنت من…
در دوازدهمین گام خانه تکانی ذهن
اول این که مریم جان بسیار ممنونم از شما بابت شروع این دوره ی فوق العاده و ممنونم از شما بابت توقف به موقع که برای من پراز خیر بود
و دوم قانون تکامل
من تا به حال به دلیل عدم درک قانون تکامل ضربه ی بزرگی نخوردم چون حتی قبل از این که قانون رو درک کنم ، ترس ها و اعتماد نداشتن به مسیرهایی که یک شبه پولدارت کنه نذاشته سنگ بزرگ بردارم. همیشه محتاط و محافظه کارانه عمل کردم.کاری به خوب یا بد بودن این ویژگی شخصیتیم ندارم چون قطعا خیلی جاها هم باعث شده اصلا هیچ قدمی برندارم و قطعا نیاز به اصلاح شدن و در جایگاه درست تر قرار گرفتن داره.(با ادامه دادن در این مسیر)
اما اتفاقی که به دلیل عدم درک قانون تکامل بارها و بارها برام افتاده اینه که وقتی شنیدم یکی موفقیتی کسب کرده ،یا پیشرفتی کرده ،خودم رو باهاش مقایسه کردمو احساس بسیار بد و احساس عذاب وجدان و احساس گناه و خود کم بینی و احساس عدم ارزشمندی سراغم اومده که چرا برای من این پیشرفت ها و موفقیت ها اتفاق نیفتاده! پس من کم کاری کردم پس من تنبلی کردم پس من جا موندم پس من عقب افتادم و بعدش حس عجله و بدو بدو در من شکل میگیره و این که به جایی نرسیدم و فرصت هارو از دست دادم و خودم رو ناتوان میبینم.
بدون این که همه ی واقعیت پیشرفت اون فرد رو دیده باشم بدون این که مطمئن باشم که یک شبه پولدار شدن اون آدم واقعا درسته یا نه !اصلا ماندگاره یا نه !نتیجه ش چیه؟! مگه اون ادم فقط همون یک شب زندگی کرده؟پس قبلش چکار کرده ؟چه تجربیاتی داشته ؟چه اقداماتی داشته ؟فقط شنیدم موفقیتی کسب کرده و تمام زندگی خودم رو با یک شب زندگی یک نفر دیگه مقایسه کردم اون هم بر اساس شنیده ها!
میخوام بگم عدم درک قانون تکامل اگر باعث بشه سنگ بررگ برداری ،نتیجه ش زمین خوردن و ضربه خوردنه ،و حتی اگر سنگ بزرگ هم برنداری ، نتیجه ش احساس بده.نتیجه ش مقایسه های نادرسته.
و قانون تکامل یعنی امیدوارانه با ایمان و توکل برخدا، سرت رو توی لاک خودت بکنی و بدون این که به شرایط و جایگاه دیگران کاری داشته باشی هرروز کمی بهتر بشی(درهرزمینه ای) و به ایده های الهامی خداوند عمل کنی(ایده هایی که با شرایط کنونی قابل انجامه)
و چقدر زیبا بود قانون تصاعد…چقدر امیدوارانه ست…چقدر پراز حس خوبه.
* بعداز قانون تکامل می رسیم به قانون تصاعد و بوم بوم بوم صدای اتفاقات خوب رو میشنویم…
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنین و سلام به تمام دوستان ارزشمندم در این سایت الهی…
پروژه گام به گام خانه تکانی ذهن
گام دوازدهم: رعایت قانون تکامل= هموار شدن مسیر رشد
خداوند رو سپاسگزارم که در این مسیر رشد و بهبود در کنار شما عزیزان هستم، کلی دارم ازتون یاد میگیرم…
از خداوند هدایت میخام جاری بشه در کلماتی که به زبون میارم، قدرتی بشه در دستانم که بنویسم آنچه رو که بهم میگه…
وقتی صحبت میشه در مورد قانون تکامل ، بیان این جمله از سمت شما اونی رو که باید ببره تو فکر، میبره..« خود خدا هم جهان. و با یه بشکن خلق نکرده »
یک قانون که همه و همه چه انسانها، چه موجودات، چه حیوانات و چه گیاهان ازش استفاده میکنن.. یک قانون ابدی و ازلی دنیای مادی
در مورد خود خدا هم همینطور بوده…
پس ما انسانها چرا اینقدر در برابر این قانون مقاومت داریم؟؟؟
انگار خوشمون میاد مقاومت کنیم؟؟!
انگار عادت نکردیم رها باشیم، رها کنیم…
انگار یاد گرفتیم برای بدست آوردن خواسته هامون دست و پا بزنیم؟؟!
میدونید ، این ذهنه انگار مقاومت داره به راحتی، به آسون انجام شدن کارها، به رها بودن و سپردن کارها به یک نیروی بینهایت قدرتمند،…
چقدر این جمله استاد رو دوست دارم که « اساس جهان به راحتیه».
تو این فایل اونجایی که گفتین« من تهران که بودم اومدم ساختمانی رو بخرم و کار رو پیش ببرم، پولشم داشتم اما کاری که میخواستم انجام بدم با کارهایی که تا به حال انجام داده بودم، خیلی فاصله داشت
به خودم گفتم ببین حمیده، شرط رعایت قانون تکامل مهیا بودن شرایط نیست، بلکه تو باید کاری رو که میخوای انجامش بدی با کارهایی که تا حالا انجام داده چند قدم بالاتر باشه نه اینکه فاصله زیادی داشته باشن از هم این معنی قانون تکامله…
امروز یه اتفاق خوب واسم افتاد، دوست دارم اینجا با شما عزیزان به اشتراک بزارم. من کارم درست کردن غذای رژیمی_ باشگاهیه و تو بوفه باشگاه بانوان کار میکنم، در واقع اون بوفه رو اجاره کردم. شاید شنیده باشید که آدمها یه جورایی در برابر اومدن مامور بهداشت مقاومت دارن، منم داشتم ولی خداروشکر از وقتی با این آموزه ها کار میکنم مقاومت های ذهنیم در مورد هر چیزی کمتر شده و سعی میکنم رها باشم و همه چیز رو بسپارم دست خداوند و نیروی هدایت. از وقتی که این پروژه شروع شد من دفتر و خودکارامو برداشتم و با یه هدفون بسیار با کیفیت که هدیه خداوند بود به من بردم تو باشگاه و پشت میز بوفه ام شروع کردم به نت برداری از هر فایل و گوش کردن آگاهی ها، هر روز از شروع این پروژه کارم همینه…و خداروشکر که متعهدانه دارم عمل میکنم.امروز که داشتم فایل رو گوش میکردم و مینوشتم با هدفون در گوشم، متوجه اطرافم نبودم و یه لحظه رومو برگردونم دیدم مدیر باشگاه با مامور بهداشت پشت سرم هستن و ایشون با احترام بهم گفت اجازه میدین بیام داخل، گفتم بله بفرمایید…خلاصه داخل کابینت ها رو چک کرد و ادویه ها رو که دید بهم گفت چقدر اینا خوشگلن، منم با اعتماد بنفس گفتم بله ممنونم، میهمان من باشید واستون غذا آماده کنم، و بعد از من تشکر کردن و کارت بهداشتمو خواستن منم بهشون نشون دادم و باز ازم پرسیدن واقعا آشپزی؟ گفتم بله…و دستپختمم عالیه…ایشون هم با احترام و مودبانه و بسیار خوش برخورد ازم خداحافظی کردن…و حتی بهم گفت آخر این ماه کارت بهداشتتون رو باید تمدید کنید و من خیلی خداوند رو سپاسگزارم که ایشون بهم گفتن واگرنه من نمیدونستم تاریخش آخر ماه تموم میشه….اینقدر این اتفاق برای من جالب بود و اینکه بسیار محترم بودن ایشون…واقعا اگر انسان در مدار خوب باشه آدمهای نازنین باهاش برخورد میکنن….خداوند رو سپاسگزارم برای تمام اتفاقات عالی ….
خدای من،
این رقص زیبای چمن های پارک رو ببین…من الان تو پارک نزدیک خونمون نشستم و دارم این کامنت رو مینویسم…تصور کنید، چمن ها اینقدر تمیز هستن که میدرخشن و تو این نسیم خنک پاییزی به رقص در اومدن…روشون هم برگ های پاییزی قهوه ای رنگ پخش شده و صحنه بسیار زیبایی رو خلق کردن تو این شب زیبا…
چه ساختمانهای زیبایی اطراف پارک هست..
چقدر آدمها با خودشون در صلح هستن که در کنار هم با خانواده اومدن بیرون و دارن میگن و میخندن، صدای خنده هاشون…صدای بازی کردنشون..پیچیده تو پارک…
خدایا شکرت برای این هوا، برای این آدمهای مهربون، برای این حال و احساس عالی…
خانم شایسته ازت بینهایت سپاسگزارم برای این متن های انتخابی برای توضیحات فایل ها، خیلی بهمون کمک میکنه برای درک بهتر این آگاهی ها…
استاد من تا فهمیدم وبه خودم اومدم که به چی علاقه دارم سنم رسید تقریباً به 30سال ،والان که پیداش کردم ودارم دریک مرکز مشاوره ای یاد میگیرم ومهارت کسب میکنم ،بااینکه خیلی وقت نیست اما دارم عجله میکنم و بعضی وقتا میخوام پرش داشته باشم و هی با خودم میگم کی ؟!کی میرسه که من درآمدکسب کنم ولی وقتی فایل های شما رو گوش میدم ،میفهمم عجله برای چی ،بایدآروم آروم به خوردت بره ،تکاملت روطی کن ،الان خودت روبانتیجه هیچکس مقایسه نکن ،
این یک مسیره بایدطی بشه تا پختگیت صورت بگیره ،اونوقت درآمدخودش میاد.
مگه میشه یه شبه ویه ماهه ویه ساله به تمام خواسته هات برسی ،تو ازمسیری که دراون قرارگرفته سپاسگزارباش واززندگیت لذت ببر، همه چی خواهی داشت وبه تمام خواسته هات خواهی رسید.
استاد چندسال قبل ما وضع مالیم خیلی عالی بود،چون همسرم سودخیلی خوبی از یه معامله ای داشت ، خونه مون که شراکتی بود اونو ورداشتیم ،همسرم برا من طلا خرید ،یکمم پس انداز کردیم واسه معامله های بعدی وهمسرم قرضی رفت یه ماشین خوشکل خرید ،باورتون میشه استاد بعد یه هفته که همسرم دوباره رفت پای یه معامله دیگه ،تمام چیزهایی که داشتیم ازدست دادیم وبه زیرصفررسیدیم ،یعنی خونه وماشین وطلا و…همه چی رفت رو هوا وبعد ازاینا هم کلی بازبدهکاربودیم
اینم ازرعایت نکردن قانون تکامل وعجله کردن…
بعدازاون اتفاق ناراحت کننده یه مدت گذشت وباشماآشنا شدیم به لطف الله ودوباره آروم آروم رسیدیم به بالا وحتی ازشهرخودمون هم به کرج مهاجرت کردیم و زندگی مون هم خدارو شکر بسیار پربرکت و رابطه م باهمسرمم خیلی خوبه وداریم از زندگیمون لذت میبریم …
خدایا شکرت که درچنین مسیری قرارگرفتم که استادی به این بینظیری داره
استاد حتی برای درک شما و حرفاتون باید تکامل طی کرده،کسی که چندبار حرفاتونو شنیده اون درکی نداره و ثاثیر نمیگیره مثه کسی که هی تکرارتون کرده،هرچند که اونم باز ادم تا ادم دهریم و هرکس طبق باوراش تکاملش دیر و زود داره،این تاثیری که من امروز حتی از حرکت دست و صورت شما برای پذیرفتن حرفاتون گرفتم تا لایو های اول زمین تا اسمون فرق میکنه
سریع اومد به ذهنم که بابا من حتی برای پذیرفتن استاد تکاملمو طی کردم هرچند که هنوز ادعا نمیکنم کامل دیگه تکاملم طی شده،.
و مهمتر از همه خداوند سریع الجواب هست ،مدتی هست شرایطی پیش اومده برای جابجایی مکانی،و واقعا بین تصمیم درس گیر بودم که من مهاجرت رو به کشور دیگه میخداستم نه از شهر به روستا و چرا این پیش اومده شاید باید اقدام دیگه کنم،ولی با درصد کمتر شکی که توی دلم هست میگم حتما این برای طی شدن تکامل من هست و باز هم از خداوند یاری میخوام
و جواب بعدی که بهم داد این که میگفتیم خب مثه استاد تمام زندگیمون ول کنیم بریم همونجا استادم همین کار کرد و شما با حرفاتون به من گفتید اشتباه نکن،
«حتما به صلاحم نیست پولدار بشم،اگه به صلاحم بود خداوند بهم ثروت میداد!!!!!!!!! حتما به صلاحم نیست که این ازدواج به نتیجه برسه!!!!!!!حتما سرنوشت من این بوده که همیشه بیمار باشم!!!!!!!»
آیا امکان داره که من به دلیل اینکه میخوام به نحوی مسولیت انتخاب ها،تنبلی ها،اقدام نکردن ها،ترس از تغییر و به نتیجه نرسیدن هامو گردن خداوند بندازم این حرف رو میزنم و این فکر رو میکنم؟!
مشیت یا همون صلاح خداوند چیزی نیست جز قوانینی که خداوند بر این جهان وضع کرده. اگر من این قوانین رو بشناسم و یا نشناسم اونها کار میکنن ، هر انسانی با توجه به موضعی که آگاهانه و یا ناآگاهانه از طریق باورهای عمیق ذهنیش با این قوانین میگیره ، زندگیشومو رقم میزنه.
این اصلا اهمیت نداره که بابت باوری که در پس ذهنم دارم که میترسم اقدام کنم ، نتیجه نگرفتنمو گردن خداوند میندازم،این قوانین بدون ذره ای خطا همیشه درحال عمل کردن هستند.
رابطه من با جهان پیرامونم ، از کوچکترین اتفاق تا بزرگترین اتفاق و هر شرایطی که برام به وجود میاد به صورت فرستنده(خودم) و گیرنده(جهان پیرامونم)عمل میکنه.به این معنی که من در هر لحظه با نوع نگاهی که به جهان دارم که تولید شده توسط باورهایی است که بهش اعتقاد دارم ، فرکانس هایی رو به جهان هستی میفرستم و جهان هم با به وجود آوردن شرایطی همسنگ و هم معنا با درخواست هایی که نه زبانی ، بلکه با احساس فرستاده شده جواب میده.
و این بده و بستان ، همون خلق کردنی هست که خدا وعده اش رو به من داده و من بخاطرش اینجا هستم.
اگر نگرانی از هزینه های مالی جز ثابت زندگی منه،اگر روابط عاطفی آشفته ای دارم ، اگر هر سال تصمیم میگیرم که ماشین جدیدی تهیه کنم یا به یک سفر دلخواه برم و در آخر سال ، همون ماشین فرسوده رو دارم و پول کافی برای تهیه ماشین جدیدی ندارم و اجاره خونم به تعویق افتاده همه و همش بخاطر اینکه از سال پیش هیچ تغییری در اساس باورهام که مولد فرکانس ها یا همون درخواستهایی هستند که به جهان هستی میفرستم اتفاق نیفتاده .
و من هیچ تغییر محسوس و پایداری برای بهبود شخصیتم انجام ندادم.
برای جهان فرقی نمیکنه که من این موضوع رو قبول کنم یا نه
جهان کاری با کلمات من نداره،جهان باورهای منو میشناسه و به اونها پاسخ میده.
بهترین راه برای اینکه باورهامو بشناسم اینکه به نتایجم در حوزه مالی،روابط و سلامتیم نگاهی بندازم،اگر اون نتایج رو دوس ندارم یعنی در اون مورد باورهای محدود کننده ، غالبافکار و کانون توجه منو به مسائل تشکیل داده،
صلاح خداوند معنیش اینکه نتایج زندگیم همون هایی باشن که کانون توجه منو تشکیل دادن ، یعنی اگر همش به بیماری فکر میکنم و اخبار بیماری رو دنبال میکنم و با هر کسی که صحبت میکنم در مورد بیماری باشه ، در واقع کانون توجه من روی این موضوعه ، پس از جهان درخواست بیماری دارم و جهان هم طبق مشیت الهی به من همون چیزی رو میده که با اساس فرکانسی که فرستادم منطبق باشه.
این نهایت عدل خداونده که چیزی رو وارد زندگی من نمیکنه مگر اینکه درخواستشو داشته باشم ، درخواستی که زبانی نیست بلکه جنسش از احساسه و تولید کنندش همون باورهایی هستند که من بهشون اعتقاد قلبی دارم.
علت زجر کشیدن در مسیر رسیدن به هدف به خاطر حماقت منه نه اینکه زجر بکشم تا لایق بشم
بدنسازی خیلی مثال خوبیه برای درک قانون تکامل
خب من بدون دارو و به صورت نچرال مدت دوساله که بدنسازی رو شروع کردم و تو پروفایلم هست عکسم که بدنی که ساخته شده اینه ، اما به نظر خودم میتونست این مسیر بسیار بسیار کوتاهتر بشه البته نه با دارو و نه با فشار اوردن و زجر کشیدن نه فقط و فقط با دونستن قانونش
یعنی چی یعنی من خب خیلی تمرین سنگینی میکردم اما مقدار پروتیین دریافتیم بسیار کم بود و حتی نمیدونستم که پروتیین داره عضلات رو بازساری میکنه
نمیدونستم که در واقع با تمرین دارم عضلات رو تخریب میکنم و تارهای عضلانی رو پاره میکنم و بعد باید پروتیین به بدن برسه تا این تارها رو ترمیم کنه و بازسازی کنه و استراحت کافی داشته باشم تا بدن ریکاوری بشه و عضلات رشد کنن و هی تخریب روی تخریب میاوردم فارغ از نتیجه و شاید به مدت یک سال هم به این روال گذشت خب توی کار ملکم بودم اونموقع ، اما خب تمرین بدنسازی شدید هم میکردم اما هم تمرکز یک پارچه نداشتم و چون تمرکز نداشتم به قانونش هدایت نمیشدم ، شاید ساده باشه ها که بگی خب معلومه باید پروتیین برسه و …. ولی خب من نمیدونستم در این حد موضوع مهمیه و اصن کار کردن بدن و در مورد کربوهیدرات هاو پروتیین ها و چربی ها و نحوه کارکرد هر کدومشون چیزی نمیدونستم ،
اما وقتی که پروتتین کافی به بدنم رسوندم اتفاقی که افتاد این بود که من در عرض یک ماه بدنم اندازه یک سالی که کار میکردم رشد کرد به صورت کاملا واضح کامللللا واضح ، خب تمرینات که همون بود ولی من قانونشو یاد گرفتم و بعد که تمرکز گذاشتم بهتر و بهتر و بهتر شد ، خب میتونست این مسیر کوتاهتر باشه اگر که من قانونشو رعایت میکردم ، اما خب قانونشو نمیدونستم و یک سال تمرین کردم و درجا زدم ، درسته که برای روحیه و برای خیلی چیزای دیگه زندگیم فوق العاده بود تاثیرش اما رشد عضلانی در کار نبود
میخوام بگم که قانون تکامل واقعا واقعا به معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به خواسته نیست به معنای اماده شدن ماست و استمرار در اون مرحله
خب مثلا من که پروتیین دریافتی رو زیاد کردم و رشد عضلانی اتفاق افتاد و سعی کردم رژیم و خواب و ویتامین هارو استفاده کنم ،و دیدم که مسیر همینه ، دیگه سعی کردم توی اون مسیر استمرار داشته باشم و تکرارش کنم و تکرارش کنم چون قانونشو یاد گرفتم وبقیش فقط کنترل ذهن برای تکرار این مسیره
کنترل ذهن وقتی که میگه هوا سرده امروز نرو باشگاه ، یا حسش نیست امروزو ولش کن یا دیروز خودتو خسته کردی امروز و استراحت کن یا شب تا دیر وقت بیدار بمون و …..همش کنترل این نجواها و هدایت افکارم به سمت خواسته ای که دارمه و تکرار تکرار و تکرار و نیاز به تکنیک جدید و راه و روش جدید برای یهو رسیدن نیستم ، خب خیلی ها میان و به هر دلیلی داروهای استروییدی میزنن و اتفاقی که میفته بدن به شدت خوشگل و درصد چربی کم و عضلانی میشه در مدت زمان کم که البته اونم خب زحمت داره و فقط دارو نیست تمرین و تغذیه و همه اینا هست و حالا عوارضش رو کاری ندارم ،ولی ظاهر یک بدن بسیار خوبی میشه ، اما اتفاقی که میفته اینه که اگر همین ادم یه 6ماه تمرین نکنه همه ی اون بدن خوشگل میره به باد به همین راحتی ، چون عضله تکاملشو طی نکرده
بحث بحث مدت زمان نیست
این مدت زمان میتونه به وسیله ی تمرکز لیزری و تعهد داشتن به درک قانون و تغییر باورها کوتاهتر بشه ،
این مدت زمان میتونه کوتاهتر بشه به شرطی که اقا رضا تحت هر شرایطی تمریناتتو انجام بدی
تحت هر شرایطی فایل گوش کنی و بنویسی
و اگاه باشی که این مهم ترین کاره
گوش دادن فایل مهم ترین کاره فانتزی نیست
اینکه من تمرین کنم تا همواره در فرکانس بالایی باشم مهم ترین کاره و این با رسوندن غذا به روح امکان پذیره
از همه مهم تر
ازهمه مهم تر
از همه مهم تر اقا رضا
این مدت زمان میتونه کوتاه بشه به شرطی که به نوشته هات به اونایی که گوش میدی به دانسته هات در عمل ، عمل کنی
یعنی من میدونم که به قول قران پیش کسی که سخن لغو و بیهوده میزنه نباید باشم
و …………
در عمل ؟؟؟؟
برای من میتونست کوتاهتر بشه در مثال بدنسازی اگر که قانونشو میدونستم و یه چیزیم الان یادم اومد که بگم بعد کمی مدت که باشگاه رو شروع کردم وفهمیدم که پروتیین خوبه و باید مصرف کنی نه البته مثل درکی که الان دارم ، زمانی که اینو فهمیدم میدونید چی نمیزاشت من پروتیین بیشتری مصرف کنم ؟؟؟
کمالگرایی ، با اینکه شرایط مالیشو داشتم که پروتیین مصرفیمو ببرم بالا ولی میگفتم با خودم که نه بزار به فلان چیز و فلان چیز برسم و به فلان مبلغ در ماه برسم اونموقع من فلان مکمل و فلان و فلان و گوشت و فیله و …. میخرم و شروع میکنم ، درصورتی که اصن نمیشه و اینجوری کار نمیکنه ، البته زیاد درگیر کمالگرایی نشدم تا به اینجای زندگیم ولی خب این هم تاثیر گذار بود
استاد وقتی توی این مسیر تکاملم طی شد و فقط روی رشد عضلات تمرکز کردم ، هدفم که شرکت تو مسابقات بود خودش داره میاد سمتم ، یعنی من سمت خودمو دارم انجام میدم توی این مورد و اون از هر طریقی داره راهشو به سمت من باز میکنه ، مربی خودش پیام میده و پیگیره و براش مهمه که من شرکت کنم حتما و عشق میکنه وقتی فیگور میگیرم و به این و اون نشون میده و میگه شاگرد منه ،
پس تکامل به معنای تمرکز بیشتر روی بهبود باورهاس نه به معنای طی مدت زمان
هر چقدر که من خودم رو درگیر این فایلا و این سایت کنم ناخود اگاه بهشون عمل میکنم و نتایج رقم میخوره صددرصد و نمیتونه جز این باشه
و تنها کاره من اینه که توی فضای این فایلا باشم و روی ذهنم کار کنم ،
حالا جمله بالا یک دانسته حساب میشه و چقدر من به دانسته عمل میکنم باعث نتیجه میشه ، اول ارامش در جسم و جانم و بعد دریافت الهامات و هدایت ها و انجام شدن کارها توسط خداوند
اسان شدن برای اسانی ها
لذت بردن از مسیر
قدردان داشته ها بودن
و ادامه و ادامه ادامه
الهی شکرت بابت هر نفسی که میکشم
الهی شکرت بابت استمرار در این مسیر شاید بعضی موقع ها دست و پاشکسته اما بازهم در مسیر و ادامه دادن و این مهمه
این مهمه که من درمسیر درستم و شاید دیر برسم به خواسته هام که به خاطر عدم تمرکز روی ذهنم و تمرکز کردن روی عوامل بیرونیه ، اما بالاخره میرسم ،چون مسیر همینه
درسته شاید ماشین بنزین تموم کنه ، شاید لاستیک پنچر بشه شاید برف بیاد وباید زنجیر چرخ بندازم و بعد حرکت کنم اما ، من میدونم که بالاخره این ماشین مقصدش اونجاییه که من میخوام و بالاخره میرسم بهش و خبر خوب اینه که اگر توی این مسیر استمرار داشته باشم و به صورت مستمر روی باورهام کار کنم من هدایت میشم که بنزینم در زمان مناسب زده بشه ، من هدایت میشم که لاستیکم پنچر نشه ،من هدایت میشم تا زمانی حرکت کنم تا به برف و کولاک نخورم ، من اسان میشوم برای اسانی ها
چرا؟؟؟؟ چون من با استمرار در این ، مسیر بهبود دائمی باورهام دارم تمرین میکنم که به صدای قلبم بیشتر گوش بدم واون همه چیز رو میدونه و من نمیدونم
بنام پرودگار یکتا و بی همتا
سلام
گام دوازدهم:
قانون تکامل
هر جا قانون تکامل رو طی کردم خیلی راحت به خواسته هام رسیدم و هر جا عجله کردم چک و لگدهای جهان رو چشیدم
من در اکثر کارهایی که در طول زندگیم انجام دادم ناخودآگاه قانون تکامل رو طی میکردم و موفق هم بودم
اما یه جا این قانون رو رعایت نکردم و سرمایه ای که در طول 20 سال تلاش به دست آورده بودم رو بیشترش رو نابود کردم
من از سال 1380 تا سال 1390 به مدت ده سال در کار ساخت و ساز بودم و بعد حدود 5 سال اینکار رو گذاشتم کنار و دو تا شغل دیگه عوض کردم و دوباره برگشتم به همین شغل ساخت وساز
در شروع کار شروع خوبی داشتم و قدم بزرگ برنداشتم و سود خوبی هم بردم اما بخاطر ترمزی که در مورد عوامل بیرونی داشتم سند یکی از ساختمان ها که اون موقع ویلایی میساختم چندین سال زمان برد و یک سوم سرمایه ام نابود شد.
بعد از اون بخاطر اینکه عجله داشتم که سرمایه ای که از بین رفته بود رو زودتر برگردانم بدون اینکه تکاملم رو طی کنم زمین بزرگی برداشتم و چندین واحد رو پیشفروش کردم و در طی چند ماه با رشد دلار مصالح ساختمانی هم رشد زیادی کرد و آپارتمانی که متری 5 میلیون پیش فروش کرده بودم به غیر از پولی که به زمین داده بودم متری 7 میلیون تومان هزینه ساخت برد و یک جوری شده بود که دعا میکردم که فقط بتونم ساختمان رو تکمیل کنم و تحویل خریداران بدم و در دلم میگفتم ایکاش در آخر کار با این شکلی که پیش میرفت سرمایه ام صفر بشه و مقروض نشم، که به لطف خدا چند واحدی که در پایان کار فروختم با قیمتهای خوبی فروش شد اما در مجموع در این ساختمان سرمایه ای که در اول کار داشتم از نظر ارزشی یک سوم شده بود و همه اینها بخاطر این بود که طمع کردم و عجله داشتم که زودتر پولدار بشم و الان که چندین سال از اون موقع میگذره هنوز نتونستم به سرمایه ای که در سال 95 داشتم برسم
اما خداروشکر در یک سال و نیم گذشته که تمرکزی تر در سایت حضور دارم و در دوره ها و در کامنتها فعالتر شدم سیر صعودی خیلی عالی شده و احساس میکنم تکاملم خوب داره طی میشه و میبینم که دارم به تصاعد نزدیک میشم
خداروشکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم و با لذت و آسانی دارم به خواسته هام میرسم و الان خیلی راحتتر پول میسازم و خیلی راحتتر پول خرج میکنم برای خودم ارزش قائلم و به سفرهای خوب میرم
از استاد عزیز و بانو شایسته کمال تشکر رو دارم که این مسیر رو به ما نشون دادن و از همه دوستانی که با کامنتهای عالی شون باعث میشن که بهتر قانون رو درک کنم تشکر میکنم
با تشکر فراوان خدانگهدار
به نام خداوندبخشنده و مهربان.
خداوند بزرگ فرمانروای جهانیان.
خداوند برنامه ریز، هدایتگر و خیرخواه.
خداوند شگفتی ها.
شیوا: سلام به استاد عزیزم به مریم جان شایسته و دوستان خوبم
و سومین کامنت من…
در دوازدهمین گام خانه تکانی ذهن
اول این که مریم جان بسیار ممنونم از شما بابت شروع این دوره ی فوق العاده و ممنونم از شما بابت توقف به موقع که برای من پراز خیر بود
و دوم قانون تکامل
من تا به حال به دلیل عدم درک قانون تکامل ضربه ی بزرگی نخوردم چون حتی قبل از این که قانون رو درک کنم ، ترس ها و اعتماد نداشتن به مسیرهایی که یک شبه پولدارت کنه نذاشته سنگ بزرگ بردارم. همیشه محتاط و محافظه کارانه عمل کردم.کاری به خوب یا بد بودن این ویژگی شخصیتیم ندارم چون قطعا خیلی جاها هم باعث شده اصلا هیچ قدمی برندارم و قطعا نیاز به اصلاح شدن و در جایگاه درست تر قرار گرفتن داره.(با ادامه دادن در این مسیر)
اما اتفاقی که به دلیل عدم درک قانون تکامل بارها و بارها برام افتاده اینه که وقتی شنیدم یکی موفقیتی کسب کرده ،یا پیشرفتی کرده ،خودم رو باهاش مقایسه کردمو احساس بسیار بد و احساس عذاب وجدان و احساس گناه و خود کم بینی و احساس عدم ارزشمندی سراغم اومده که چرا برای من این پیشرفت ها و موفقیت ها اتفاق نیفتاده! پس من کم کاری کردم پس من تنبلی کردم پس من جا موندم پس من عقب افتادم و بعدش حس عجله و بدو بدو در من شکل میگیره و این که به جایی نرسیدم و فرصت هارو از دست دادم و خودم رو ناتوان میبینم.
بدون این که همه ی واقعیت پیشرفت اون فرد رو دیده باشم بدون این که مطمئن باشم که یک شبه پولدار شدن اون آدم واقعا درسته یا نه !اصلا ماندگاره یا نه !نتیجه ش چیه؟! مگه اون ادم فقط همون یک شب زندگی کرده؟پس قبلش چکار کرده ؟چه تجربیاتی داشته ؟چه اقداماتی داشته ؟فقط شنیدم موفقیتی کسب کرده و تمام زندگی خودم رو با یک شب زندگی یک نفر دیگه مقایسه کردم اون هم بر اساس شنیده ها!
میخوام بگم عدم درک قانون تکامل اگر باعث بشه سنگ بررگ برداری ،نتیجه ش زمین خوردن و ضربه خوردنه ،و حتی اگر سنگ بزرگ هم برنداری ، نتیجه ش احساس بده.نتیجه ش مقایسه های نادرسته.
و قانون تکامل یعنی امیدوارانه با ایمان و توکل برخدا، سرت رو توی لاک خودت بکنی و بدون این که به شرایط و جایگاه دیگران کاری داشته باشی هرروز کمی بهتر بشی(درهرزمینه ای) و به ایده های الهامی خداوند عمل کنی(ایده هایی که با شرایط کنونی قابل انجامه)
و چقدر زیبا بود قانون تصاعد…چقدر امیدوارانه ست…چقدر پراز حس خوبه.
* بعداز قانون تکامل می رسیم به قانون تصاعد و بوم بوم بوم صدای اتفاقات خوب رو میشنویم…
خدایا سپاس گذار و قدردان تو هستم
و ممنونم از استاد عزیز و مریم جان شایسته
سلام استاد عباس منش
اینکہ با دیدن این امکانات پیشرفتہ و مدرن جہان آشنا میشم
و با گوشہ کنار کرہ زمین بعنوان زیستگاہ انسان آشنا میشم
و نحوہ زندگے ملتہا و آداب و رسوم گوناگون را میبینم
و اینکہ فکر و اندیشہ انسان تا کجاھا رفتہ و چہ کشفہا و چہ اختراعاتے را دست یافتہ ،
ھم خیلے خوشحالم ھم متوجہ میشم در چہ عصر جذابے دارم زندگے میکنم
خدا رو ھزاران بار سپاسگزارم کہ ماشاءاللہ از سرعت پیشرفت علمے جہان در ھمہ زمینہ ھا کہ
توے خونہ نشستم و با یہ وسیلہ اندازہ کف دست با کل جہان ھر آن میتونم مرتبط بشم
و در ھر موضوعے کسب اطلاعات کنم
و در ھر موقعیتے قرار بگیرم
ھمین الان کہ داشتم این فایل رو میدیدم حس کردم درست روبروتون نشستم و بدون ملاحظہ این بعد مکانے ،
و حتے سعے میکردم جمع و جور و مرتب بشینم مثل کلاس درس ، البتہ با استادے کہ بسیار مہربان و صمیمےست
خدا رو ھزاران بار شکر کہ در این عصر،
شکوفائیہ عقل و علم و ھنر و ابداعات جدید فراوان فراوان شدہ کہ نتیجش بسلامتے و ثروت و عشق و محبت فراوانتر مےانجامد
جہان ھر لحظہ جدیدتر میشہ و خدا رو شکر
کہ میتونم ببینم و درکشون کنم و لذت ببرم از اینہمہ نعمت الہے
و صد البتہ کہ دیدن یہ لذتے و درک کردنش صد چندان لذت دارہ
و عمل کردن بہ ادراکات ، دیگہ یعنے اوج لذت ، یعنے خودم میشم ھمون لذت ، نہ لذت برندہ ، بلکہ خود خود لذت ،،،،،،،،
در مسیر انسانے و الہےتون پایدار باشین
به نام خداوند بخشنده مهربان…
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنین و سلام به تمام دوستان ارزشمندم در این سایت الهی…
پروژه گام به گام خانه تکانی ذهن
گام دوازدهم: رعایت قانون تکامل= هموار شدن مسیر رشد
خداوند رو سپاسگزارم که در این مسیر رشد و بهبود در کنار شما عزیزان هستم، کلی دارم ازتون یاد میگیرم…
از خداوند هدایت میخام جاری بشه در کلماتی که به زبون میارم، قدرتی بشه در دستانم که بنویسم آنچه رو که بهم میگه…
وقتی صحبت میشه در مورد قانون تکامل ، بیان این جمله از سمت شما اونی رو که باید ببره تو فکر، میبره..« خود خدا هم جهان. و با یه بشکن خلق نکرده »
یک قانون که همه و همه چه انسانها، چه موجودات، چه حیوانات و چه گیاهان ازش استفاده میکنن.. یک قانون ابدی و ازلی دنیای مادی
در مورد خود خدا هم همینطور بوده…
پس ما انسانها چرا اینقدر در برابر این قانون مقاومت داریم؟؟؟
انگار خوشمون میاد مقاومت کنیم؟؟!
انگار عادت نکردیم رها باشیم، رها کنیم…
انگار یاد گرفتیم برای بدست آوردن خواسته هامون دست و پا بزنیم؟؟!
میدونید ، این ذهنه انگار مقاومت داره به راحتی، به آسون انجام شدن کارها، به رها بودن و سپردن کارها به یک نیروی بینهایت قدرتمند،…
چقدر این جمله استاد رو دوست دارم که « اساس جهان به راحتیه».
تو این فایل اونجایی که گفتین« من تهران که بودم اومدم ساختمانی رو بخرم و کار رو پیش ببرم، پولشم داشتم اما کاری که میخواستم انجام بدم با کارهایی که تا به حال انجام داده بودم، خیلی فاصله داشت
به خودم گفتم ببین حمیده، شرط رعایت قانون تکامل مهیا بودن شرایط نیست، بلکه تو باید کاری رو که میخوای انجامش بدی با کارهایی که تا حالا انجام داده چند قدم بالاتر باشه نه اینکه فاصله زیادی داشته باشن از هم این معنی قانون تکامله…
امروز یه اتفاق خوب واسم افتاد، دوست دارم اینجا با شما عزیزان به اشتراک بزارم. من کارم درست کردن غذای رژیمی_ باشگاهیه و تو بوفه باشگاه بانوان کار میکنم، در واقع اون بوفه رو اجاره کردم. شاید شنیده باشید که آدمها یه جورایی در برابر اومدن مامور بهداشت مقاومت دارن، منم داشتم ولی خداروشکر از وقتی با این آموزه ها کار میکنم مقاومت های ذهنیم در مورد هر چیزی کمتر شده و سعی میکنم رها باشم و همه چیز رو بسپارم دست خداوند و نیروی هدایت. از وقتی که این پروژه شروع شد من دفتر و خودکارامو برداشتم و با یه هدفون بسیار با کیفیت که هدیه خداوند بود به من بردم تو باشگاه و پشت میز بوفه ام شروع کردم به نت برداری از هر فایل و گوش کردن آگاهی ها، هر روز از شروع این پروژه کارم همینه…و خداروشکر که متعهدانه دارم عمل میکنم.امروز که داشتم فایل رو گوش میکردم و مینوشتم با هدفون در گوشم، متوجه اطرافم نبودم و یه لحظه رومو برگردونم دیدم مدیر باشگاه با مامور بهداشت پشت سرم هستن و ایشون با احترام بهم گفت اجازه میدین بیام داخل، گفتم بله بفرمایید…خلاصه داخل کابینت ها رو چک کرد و ادویه ها رو که دید بهم گفت چقدر اینا خوشگلن، منم با اعتماد بنفس گفتم بله ممنونم، میهمان من باشید واستون غذا آماده کنم، و بعد از من تشکر کردن و کارت بهداشتمو خواستن منم بهشون نشون دادم و باز ازم پرسیدن واقعا آشپزی؟ گفتم بله…و دستپختمم عالیه…ایشون هم با احترام و مودبانه و بسیار خوش برخورد ازم خداحافظی کردن…و حتی بهم گفت آخر این ماه کارت بهداشتتون رو باید تمدید کنید و من خیلی خداوند رو سپاسگزارم که ایشون بهم گفتن واگرنه من نمیدونستم تاریخش آخر ماه تموم میشه….اینقدر این اتفاق برای من جالب بود و اینکه بسیار محترم بودن ایشون…واقعا اگر انسان در مدار خوب باشه آدمهای نازنین باهاش برخورد میکنن….خداوند رو سپاسگزارم برای تمام اتفاقات عالی ….
خدای من،
این رقص زیبای چمن های پارک رو ببین…من الان تو پارک نزدیک خونمون نشستم و دارم این کامنت رو مینویسم…تصور کنید، چمن ها اینقدر تمیز هستن که میدرخشن و تو این نسیم خنک پاییزی به رقص در اومدن…روشون هم برگ های پاییزی قهوه ای رنگ پخش شده و صحنه بسیار زیبایی رو خلق کردن تو این شب زیبا…
چه ساختمانهای زیبایی اطراف پارک هست..
چقدر آدمها با خودشون در صلح هستن که در کنار هم با خانواده اومدن بیرون و دارن میگن و میخندن، صدای خنده هاشون…صدای بازی کردنشون..پیچیده تو پارک…
خدایا شکرت برای این هوا، برای این آدمهای مهربون، برای این حال و احساس عالی…
خانم شایسته ازت بینهایت سپاسگزارم برای این متن های انتخابی برای توضیحات فایل ها، خیلی بهمون کمک میکنه برای درک بهتر این آگاهی ها…
دارم از همتون یاد میگیرم…
عاشقتوووونم
سلام به استاد عزیزم ومریم خانم شایسته ی گل…
ردپای گام دوازدهم
استاد من تا فهمیدم وبه خودم اومدم که به چی علاقه دارم سنم رسید تقریباً به 30سال ،والان که پیداش کردم ودارم دریک مرکز مشاوره ای یاد میگیرم ومهارت کسب میکنم ،بااینکه خیلی وقت نیست اما دارم عجله میکنم و بعضی وقتا میخوام پرش داشته باشم و هی با خودم میگم کی ؟!کی میرسه که من درآمدکسب کنم ولی وقتی فایل های شما رو گوش میدم ،میفهمم عجله برای چی ،بایدآروم آروم به خوردت بره ،تکاملت روطی کن ،الان خودت روبانتیجه هیچکس مقایسه نکن ،
این یک مسیره بایدطی بشه تا پختگیت صورت بگیره ،اونوقت درآمدخودش میاد.
مگه میشه یه شبه ویه ماهه ویه ساله به تمام خواسته هات برسی ،تو ازمسیری که دراون قرارگرفته سپاسگزارباش واززندگیت لذت ببر، همه چی خواهی داشت وبه تمام خواسته هات خواهی رسید.
استاد چندسال قبل ما وضع مالیم خیلی عالی بود،چون همسرم سودخیلی خوبی از یه معامله ای داشت ، خونه مون که شراکتی بود اونو ورداشتیم ،همسرم برا من طلا خرید ،یکمم پس انداز کردیم واسه معامله های بعدی وهمسرم قرضی رفت یه ماشین خوشکل خرید ،باورتون میشه استاد بعد یه هفته که همسرم دوباره رفت پای یه معامله دیگه ،تمام چیزهایی که داشتیم ازدست دادیم وبه زیرصفررسیدیم ،یعنی خونه وماشین وطلا و…همه چی رفت رو هوا وبعد ازاینا هم کلی بازبدهکاربودیم
اینم ازرعایت نکردن قانون تکامل وعجله کردن…
بعدازاون اتفاق ناراحت کننده یه مدت گذشت وباشماآشنا شدیم به لطف الله ودوباره آروم آروم رسیدیم به بالا وحتی ازشهرخودمون هم به کرج مهاجرت کردیم و زندگی مون هم خدارو شکر بسیار پربرکت و رابطه م باهمسرمم خیلی خوبه وداریم از زندگیمون لذت میبریم …
خدایا شکرت که درچنین مسیری قرارگرفتم که استادی به این بینظیری داره
استاد عزیزم ومریم جونم واقعااااادوستتتتوووون دارم وازتون سپاسگزارم..
خدایارونگهدارهمه ی ماباشد
سلام
همه چیز را باید با تکامل طی کنیم و بدانیم که هر چیزی آرام ارام حرکت میکند و نخواهیم از روز اول به نتیجه عالی برسیم و یکشبه ر صد ساله را برویم.
تکامل را که طی کنیم بعدش تصاعدی همه چیز بهتر و بهتر میشود.
اول باید ظرفمان را بزرگ کنیم و هر چه بیشتر روی خود کار کنیم تکاملمان زودتر طی میشود.
عجله نکنید و تکاملتان را طی کنید اتفاقهای خوب را تجربه می کنید بعد دیگه تصاعدی رشد و سود و خوبی بیشتر میشود.
ارامشی که در تمام دوره های شماست بی نظیر است.
تا به آموزشها عمل نکنیم فایده ای در کار نیست.
اگر تکامل را طی نکنیم نابود می شویم و این صد در صد درست است.
فقط نتایج را نبینیم برای رسیدن به موفقیت طرف کلی وقت گذاشته است و تلاش ذهنی داشته است و ما فقط آخر کار را می بینیم.
اگر تکامل را طی نکنیم افسرده میشویم و نابود می شویم و به پوچی می رسیم.
حرص و طمع و عجله را کنترل کنیم و این راباید انجام دهیم تا در مسیر درست قرار می گیریم.
اگر تکامل را طی نکنیم ضرر می کنیم.
باطی تکامل در مسیر رشد میکنیم و نباید عجله کنیم
هیچ راهی بر دور زدن قانون تکامل نیست و باید طی اش کنیم
انگیزه خوب است ولی باید با قوانین همراه باشد که رعایت شود.
وقتی باتکامل مسیرمان طی نشود؛ کار با زجر است و خودش را در کاری می اندازد که به خدا میگوید کاری کن به بشوم صفر.
احساس خوب= اتفاقات خوب ؛ همین یک قانون را یاد بگیرم کار تمام است.
با قانون تکامل رشد هم بیشتر و راحتتر میشود.
به حرف مردم و عجله توجهی نکنیم و از مسیر درست برویم با رعایت قوانین و مخصوصا قوانین تکامل.
به زندگی تجربیاتمان قوانین فکر کنیم و راحت وقدم به قدم به لذت رشد میکنیم وکاری به کار کسی هم نداریم.
جهان با کسی تعارف ندارد باید قانون تکامل طی شود چه بخواهیم چه نخواهیم.
فرکانسهای خوب بفرستیم و کیفیت خود را بالاتر ببریم.
وقتی طبق قوانین کار کنیم در هر شرایطی که باشیم برای ما همه چیز درست میشود.
وقتی قانون تکامل را طی کنیم آینده را میتوانیم پیش بینی کنیم.
مهم نیست که کی چه کاره است، و کی داره چه کارمیکنه ؛ فرکانسهای من است که اتفاقات را رقم می زنه و من با افکارم و باورهایم زندگی را خلق می کنم.
وقتی که فرکانست درست باشه درهر شرایطی با هر رهبری و هر جا که باشی برای تو خوب است
من هستم که زندگی خودم را خلق می کنم کسی در زندگی من نمیتواند تاثیری داشته باشد.
در هر مسیری هستی هم اتفاقی بیفتد و هر شرایطی که ایجاد شود همان اتفاق برایت می افتد که در مسیرش هستی. فرکانس خوب بفرستی اتفاقات خوب هم می گیری.
باورهایی که باعث شرک می شوند نمی توانی بهشت را تجربه کنی
در بیرون تو خبری نیست هر چه هست در درون توست
روی چیزی که می خواهی تمرکز کن. به هر چه توجه کنی همان اتفاق میافتد.
به هر دیدگاهی توجه کنی و تمرکز کنی وارد زندگیت میشود.
قدرت را از دیگران بگیریم و به خدا بدهیم.
مغزمان روی چیزی باشد که می خواهیم.
سیاست و این مسائل را کنار بگذاریم و برای خود هدف داشته باشیم که در این صورت اصلا وقت نداریم برای سیاست و … وقت بزاریم که اصلاهم مهم نیست.
تا وقتی می خواهی نتایج عوض شود باید اعمالت عوض شود.
مرسی که کامنتتها رامی بندید
موفقیت ادامه دارد …..
سلاممم
استاد حتی برای درک شما و حرفاتون باید تکامل طی کرده،کسی که چندبار حرفاتونو شنیده اون درکی نداره و ثاثیر نمیگیره مثه کسی که هی تکرارتون کرده،هرچند که اونم باز ادم تا ادم دهریم و هرکس طبق باوراش تکاملش دیر و زود داره،این تاثیری که من امروز حتی از حرکت دست و صورت شما برای پذیرفتن حرفاتون گرفتم تا لایو های اول زمین تا اسمون فرق میکنه
سریع اومد به ذهنم که بابا من حتی برای پذیرفتن استاد تکاملمو طی کردم هرچند که هنوز ادعا نمیکنم کامل دیگه تکاملم طی شده،.
و مهمتر از همه خداوند سریع الجواب هست ،مدتی هست شرایطی پیش اومده برای جابجایی مکانی،و واقعا بین تصمیم درس گیر بودم که من مهاجرت رو به کشور دیگه میخداستم نه از شهر به روستا و چرا این پیش اومده شاید باید اقدام دیگه کنم،ولی با درصد کمتر شکی که توی دلم هست میگم حتما این برای طی شدن تکامل من هست و باز هم از خداوند یاری میخوام
و جواب بعدی که بهم داد این که میگفتیم خب مثه استاد تمام زندگیمون ول کنیم بریم همونجا استادم همین کار کرد و شما با حرفاتون به من گفتید اشتباه نکن،
سپاسگذارم برای این لایو فوق العاده
در پناه حق
متن روز (۸)
«حتما به صلاحم نیست پولدار بشم،اگه به صلاحم بود خداوند بهم ثروت میداد!!!!!!!!! حتما به صلاحم نیست که این ازدواج به نتیجه برسه!!!!!!!حتما سرنوشت من این بوده که همیشه بیمار باشم!!!!!!!»
آیا امکان داره که من به دلیل اینکه میخوام به نحوی مسولیت انتخاب ها،تنبلی ها،اقدام نکردن ها،ترس از تغییر و به نتیجه نرسیدن هامو گردن خداوند بندازم این حرف رو میزنم و این فکر رو میکنم؟!
مشیت یا همون صلاح خداوند چیزی نیست جز قوانینی که خداوند بر این جهان وضع کرده. اگر من این قوانین رو بشناسم و یا نشناسم اونها کار میکنن ، هر انسانی با توجه به موضعی که آگاهانه و یا ناآگاهانه از طریق باورهای عمیق ذهنیش با این قوانین میگیره ، زندگیشومو رقم میزنه.
این اصلا اهمیت نداره که بابت باوری که در پس ذهنم دارم که میترسم اقدام کنم ، نتیجه نگرفتنمو گردن خداوند میندازم،این قوانین بدون ذره ای خطا همیشه درحال عمل کردن هستند.
رابطه من با جهان پیرامونم ، از کوچکترین اتفاق تا بزرگترین اتفاق و هر شرایطی که برام به وجود میاد به صورت فرستنده(خودم) و گیرنده(جهان پیرامونم)عمل میکنه.به این معنی که من در هر لحظه با نوع نگاهی که به جهان دارم که تولید شده توسط باورهایی است که بهش اعتقاد دارم ، فرکانس هایی رو به جهان هستی میفرستم و جهان هم با به وجود آوردن شرایطی همسنگ و هم معنا با درخواست هایی که نه زبانی ، بلکه با احساس فرستاده شده جواب میده.
و این بده و بستان ، همون خلق کردنی هست که خدا وعده اش رو به من داده و من بخاطرش اینجا هستم.
اگر نگرانی از هزینه های مالی جز ثابت زندگی منه،اگر روابط عاطفی آشفته ای دارم ، اگر هر سال تصمیم میگیرم که ماشین جدیدی تهیه کنم یا به یک سفر دلخواه برم و در آخر سال ، همون ماشین فرسوده رو دارم و پول کافی برای تهیه ماشین جدیدی ندارم و اجاره خونم به تعویق افتاده همه و همش بخاطر اینکه از سال پیش هیچ تغییری در اساس باورهام که مولد فرکانس ها یا همون درخواستهایی هستند که به جهان هستی میفرستم اتفاق نیفتاده .
و من هیچ تغییر محسوس و پایداری برای بهبود شخصیتم انجام ندادم.
برای جهان فرقی نمیکنه که من این موضوع رو قبول کنم یا نه
جهان کاری با کلمات من نداره،جهان باورهای منو میشناسه و به اونها پاسخ میده.
بهترین راه برای اینکه باورهامو بشناسم اینکه به نتایجم در حوزه مالی،روابط و سلامتیم نگاهی بندازم،اگر اون نتایج رو دوس ندارم یعنی در اون مورد باورهای محدود کننده ، غالبافکار و کانون توجه منو به مسائل تشکیل داده،
صلاح خداوند معنیش اینکه نتایج زندگیم همون هایی باشن که کانون توجه منو تشکیل دادن ، یعنی اگر همش به بیماری فکر میکنم و اخبار بیماری رو دنبال میکنم و با هر کسی که صحبت میکنم در مورد بیماری باشه ، در واقع کانون توجه من روی این موضوعه ، پس از جهان درخواست بیماری دارم و جهان هم طبق مشیت الهی به من همون چیزی رو میده که با اساس فرکانسی که فرستادم منطبق باشه.
این نهایت عدل خداونده که چیزی رو وارد زندگی من نمیکنه مگر اینکه درخواستشو داشته باشم ، درخواستی که زبانی نیست بلکه جنسش از احساسه و تولید کنندش همون باورهایی هستند که من بهشون اعتقاد قلبی دارم.
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این مسیر
رعایت قانون تکامل = همواری مسیر
علت زجر کشیدن توی مسیر چیزی نیست جز عدم درک قانون
علت زجر کشیدن در مسیر رسیدن به هدف به خاطر حماقت منه نه اینکه زجر بکشم تا لایق بشم
بدنسازی خیلی مثال خوبیه برای درک قانون تکامل
خب من بدون دارو و به صورت نچرال مدت دوساله که بدنسازی رو شروع کردم و تو پروفایلم هست عکسم که بدنی که ساخته شده اینه ، اما به نظر خودم میتونست این مسیر بسیار بسیار کوتاهتر بشه البته نه با دارو و نه با فشار اوردن و زجر کشیدن نه فقط و فقط با دونستن قانونش
یعنی چی یعنی من خب خیلی تمرین سنگینی میکردم اما مقدار پروتیین دریافتیم بسیار کم بود و حتی نمیدونستم که پروتیین داره عضلات رو بازساری میکنه
نمیدونستم که در واقع با تمرین دارم عضلات رو تخریب میکنم و تارهای عضلانی رو پاره میکنم و بعد باید پروتیین به بدن برسه تا این تارها رو ترمیم کنه و بازسازی کنه و استراحت کافی داشته باشم تا بدن ریکاوری بشه و عضلات رشد کنن و هی تخریب روی تخریب میاوردم فارغ از نتیجه و شاید به مدت یک سال هم به این روال گذشت خب توی کار ملکم بودم اونموقع ، اما خب تمرین بدنسازی شدید هم میکردم اما هم تمرکز یک پارچه نداشتم و چون تمرکز نداشتم به قانونش هدایت نمیشدم ، شاید ساده باشه ها که بگی خب معلومه باید پروتیین برسه و …. ولی خب من نمیدونستم در این حد موضوع مهمیه و اصن کار کردن بدن و در مورد کربوهیدرات هاو پروتیین ها و چربی ها و نحوه کارکرد هر کدومشون چیزی نمیدونستم ،
اما وقتی که پروتتین کافی به بدنم رسوندم اتفاقی که افتاد این بود که من در عرض یک ماه بدنم اندازه یک سالی که کار میکردم رشد کرد به صورت کاملا واضح کامللللا واضح ، خب تمرینات که همون بود ولی من قانونشو یاد گرفتم و بعد که تمرکز گذاشتم بهتر و بهتر و بهتر شد ، خب میتونست این مسیر کوتاهتر باشه اگر که من قانونشو رعایت میکردم ، اما خب قانونشو نمیدونستم و یک سال تمرین کردم و درجا زدم ، درسته که برای روحیه و برای خیلی چیزای دیگه زندگیم فوق العاده بود تاثیرش اما رشد عضلانی در کار نبود
میخوام بگم که قانون تکامل واقعا واقعا به معنای صرف زمان طولانی برای رسیدن به خواسته نیست به معنای اماده شدن ماست و استمرار در اون مرحله
خب مثلا من که پروتیین دریافتی رو زیاد کردم و رشد عضلانی اتفاق افتاد و سعی کردم رژیم و خواب و ویتامین هارو استفاده کنم ،و دیدم که مسیر همینه ، دیگه سعی کردم توی اون مسیر استمرار داشته باشم و تکرارش کنم و تکرارش کنم چون قانونشو یاد گرفتم وبقیش فقط کنترل ذهن برای تکرار این مسیره
کنترل ذهن وقتی که میگه هوا سرده امروز نرو باشگاه ، یا حسش نیست امروزو ولش کن یا دیروز خودتو خسته کردی امروز و استراحت کن یا شب تا دیر وقت بیدار بمون و …..همش کنترل این نجواها و هدایت افکارم به سمت خواسته ای که دارمه و تکرار تکرار و تکرار و نیاز به تکنیک جدید و راه و روش جدید برای یهو رسیدن نیستم ، خب خیلی ها میان و به هر دلیلی داروهای استروییدی میزنن و اتفاقی که میفته بدن به شدت خوشگل و درصد چربی کم و عضلانی میشه در مدت زمان کم که البته اونم خب زحمت داره و فقط دارو نیست تمرین و تغذیه و همه اینا هست و حالا عوارضش رو کاری ندارم ،ولی ظاهر یک بدن بسیار خوبی میشه ، اما اتفاقی که میفته اینه که اگر همین ادم یه 6ماه تمرین نکنه همه ی اون بدن خوشگل میره به باد به همین راحتی ، چون عضله تکاملشو طی نکرده
بحث بحث مدت زمان نیست
این مدت زمان میتونه به وسیله ی تمرکز لیزری و تعهد داشتن به درک قانون و تغییر باورها کوتاهتر بشه ،
این مدت زمان میتونه کوتاهتر بشه به شرطی که اقا رضا تحت هر شرایطی تمریناتتو انجام بدی
تحت هر شرایطی فایل گوش کنی و بنویسی
و اگاه باشی که این مهم ترین کاره
گوش دادن فایل مهم ترین کاره فانتزی نیست
اینکه من تمرین کنم تا همواره در فرکانس بالایی باشم مهم ترین کاره و این با رسوندن غذا به روح امکان پذیره
از همه مهم تر
ازهمه مهم تر
از همه مهم تر اقا رضا
این مدت زمان میتونه کوتاه بشه به شرطی که به نوشته هات به اونایی که گوش میدی به دانسته هات در عمل ، عمل کنی
یعنی من میدونم که به قول قران پیش کسی که سخن لغو و بیهوده میزنه نباید باشم
و …………
در عمل ؟؟؟؟
برای من میتونست کوتاهتر بشه در مثال بدنسازی اگر که قانونشو میدونستم و یه چیزیم الان یادم اومد که بگم بعد کمی مدت که باشگاه رو شروع کردم وفهمیدم که پروتیین خوبه و باید مصرف کنی نه البته مثل درکی که الان دارم ، زمانی که اینو فهمیدم میدونید چی نمیزاشت من پروتیین بیشتری مصرف کنم ؟؟؟
کمالگرایی ، با اینکه شرایط مالیشو داشتم که پروتیین مصرفیمو ببرم بالا ولی میگفتم با خودم که نه بزار به فلان چیز و فلان چیز برسم و به فلان مبلغ در ماه برسم اونموقع من فلان مکمل و فلان و فلان و گوشت و فیله و …. میخرم و شروع میکنم ، درصورتی که اصن نمیشه و اینجوری کار نمیکنه ، البته زیاد درگیر کمالگرایی نشدم تا به اینجای زندگیم ولی خب این هم تاثیر گذار بود
استاد وقتی توی این مسیر تکاملم طی شد و فقط روی رشد عضلات تمرکز کردم ، هدفم که شرکت تو مسابقات بود خودش داره میاد سمتم ، یعنی من سمت خودمو دارم انجام میدم توی این مورد و اون از هر طریقی داره راهشو به سمت من باز میکنه ، مربی خودش پیام میده و پیگیره و براش مهمه که من شرکت کنم حتما و عشق میکنه وقتی فیگور میگیرم و به این و اون نشون میده و میگه شاگرد منه ،
پس تکامل به معنای تمرکز بیشتر روی بهبود باورهاس نه به معنای طی مدت زمان
هر چقدر که من خودم رو درگیر این فایلا و این سایت کنم ناخود اگاه بهشون عمل میکنم و نتایج رقم میخوره صددرصد و نمیتونه جز این باشه
و تنها کاره من اینه که توی فضای این فایلا باشم و روی ذهنم کار کنم ،
حالا جمله بالا یک دانسته حساب میشه و چقدر من به دانسته عمل میکنم باعث نتیجه میشه ، اول ارامش در جسم و جانم و بعد دریافت الهامات و هدایت ها و انجام شدن کارها توسط خداوند
اسان شدن برای اسانی ها
لذت بردن از مسیر
قدردان داشته ها بودن
و ادامه و ادامه ادامه
الهی شکرت بابت هر نفسی که میکشم
الهی شکرت بابت استمرار در این مسیر شاید بعضی موقع ها دست و پاشکسته اما بازهم در مسیر و ادامه دادن و این مهمه
این مهمه که من درمسیر درستم و شاید دیر برسم به خواسته هام که به خاطر عدم تمرکز روی ذهنم و تمرکز کردن روی عوامل بیرونیه ، اما بالاخره میرسم ،چون مسیر همینه
درسته شاید ماشین بنزین تموم کنه ، شاید لاستیک پنچر بشه شاید برف بیاد وباید زنجیر چرخ بندازم و بعد حرکت کنم اما ، من میدونم که بالاخره این ماشین مقصدش اونجاییه که من میخوام و بالاخره میرسم بهش و خبر خوب اینه که اگر توی این مسیر استمرار داشته باشم و به صورت مستمر روی باورهام کار کنم من هدایت میشم که بنزینم در زمان مناسب زده بشه ، من هدایت میشم که لاستیکم پنچر نشه ،من هدایت میشم تا زمانی حرکت کنم تا به برف و کولاک نخورم ، من اسان میشوم برای اسانی ها
چرا؟؟؟؟ چون من با استمرار در این ، مسیر بهبود دائمی باورهام دارم تمرین میکنم که به صدای قلبم بیشتر گوش بدم واون همه چیز رو میدونه و من نمیدونم
الهی شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
درپناه الله یکتا .
بنام خداوند دانا و توانا و عالم و محیط به تمام جهان هستی
خدایا هر آنجا دارم از آن توست
پروردگارا سپاس و شکرت
قانون تکامل
بعد از واژه های توحید و معنویت ، تکامل ؛ از مفاهیم قابل تامل واسم بود .
پروسه تکامل حرکت تدریجی متناسب با باورهامون در مسیر رسیدن به خواسته هامون بدون عجله و طمع و نگرانی همراه با لذت و شادی و احساس خوب .