live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه194MB26 دقیقه
- فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه25MB26 دقیقه














بنام یکتای هستی بخش…
سلام
بعد از شاید یکی دوماه احساس میکنم که امروز دوباره به مسیر برگشتم..البته به صورت تکاملی….از چند وقت پیش تصمیم داشتم که دوره ی عشق و مودت رو تهیه کنم ولی منتظر زمان مناسب بودم…امروز یه حسی بهم گفت که زمانش رسیده…قبل از اینکه برم محصول رو بخرم حسم بهم گفت که برم نشانه ی امروزم رو ببینم که شکر خدا خیلی مطمئن تر شدم برای خرید این محصول…
استاد جان هرچقدر که میگذره بیشتر درک میکنم که موفقیت فرمول خاص و پیچیده ای نداره….و هرچقدر که من بتونم روی احساس خوبم بیشتر کار کنم هرچقدر که ایمانم به خدا بیشتر بشه هرچقدر که ترسهام کمتر بشه به همون اندازه میتونم رشد و پیشرفت داشته باشم…اوایل وقتی دوره ای رو میخریدم دنبال یه کلید توی حرفاتون میگشتم فکر میکردم یه آگاهی خاصی هست که اگر من اونو بفهمم موفق میشم.ولی هرچقدر بیشتر میگذره میفهمم که کلید خاصی وجود نداره…و اگر من تصمیم گرفتم دوره ی عشق و مودت رو تهیه کنم چون ایمان دارم که خیلی به داشتن احساس خوب بیشتر من کمک میکنه…و کلید همین داشتن احساس خوب بیشتره.و من از این طریقه که میتونم به تموم خواسته هام برسم….خداجونم شکرتتتت…
امروز یه اگاهی دیگه هم بهم الهام شد که خیلی احساسمو خوب کرد…من همیشه وقتی میخواستم دوره ای رو تهیه کنم منتظر یه تعطیلات طولانی مدت میموندم مثل ماه محرم و صفر یا ماه رمضون یا ایام فاطمیه.چون من آرایشگرم و فقط تو این ایام تطیلات دارم…یعنی من خودمو شرطی کرده بودم که فقط تو ایام تعطیله که میتونم رو خودم کار کنم به همین دلیل بود که همیشه برای تعطیلاتم کلی استرس و وسواس داشتم که به بهترین نحو از تک تک روزای تعطیلم استفاده کنم و اگر اتفاقی تارج از برنامه ی من رخ میداد به شدت به هم میریختم و کلی احساس گناه میکردم که چرا نتونستم از تعطیلاتم درست استفاده کنم…در صورتی که من اگر کار کردن رو خودم رو گره نمیزدم به ایام تعطیل و و اینجوری برای خودم قانون نمیذاشتم که حتما باید تو این تایم مشخص دوره رو تموم کرده باشم اینقدر فرصت هارو برای لذت بردن از زندگی از دست نمیدادم…من اینجوری بودم که وقتی میرفتم سر کار کلا دوره و سایت تعطیل تا وقتی که برگردم خونه…و همیشه دنبال یه مکان خاص و زمان خاص برای گوش کردن به فایل ها بودم…برای همین بود که خیلی وقتها سر کارم همش انتظار اینو میکشیدم که هرچه زودتر کارم تموم شه تا بتونم بیام خونه و روی خودم کار کنم…به خاطر مین خودمو از خیلی از مهمونیا و لذتها محروم میکردم که بتونم رو خودم کار کنم…اگر من یاد گرفته بودم که کار کردن روی خودم زمان و مکان خاصی نیازه نداره اینقدررر به خودم سخت نمیگرفتم که تمام شرایط و اوضاع رو باید تحت کنترل خودم بگیرم و اگر یه اتفاقی خارج از برنامه ام رخ میداد به شدت عصبی میشدم و کلا افت میکردم…مثلا اگر یه مهمون ناخونده میومد انگار دیگه برای من آخر دنیا بود و انگار یه فاجعه رخ داده بود…اگر من یاد گرفته بودم که انعطاف پذیر باشم اگر یاد گرفته بودم بودن با خدا زمان و مکان خاصی نمیخواد کار کردن روی ذهن زمان و مکان خاصی نمیخواد…چه تو خلوت چه تو شلوغی به محض اینکه اراده کنم میتونم سفر کنم به درون خودم و با خدای خودم یکی شم این همه انتظار نمیکشیدم برای رسیدن روزی که بتونم از زندگیم لذت ببرم…من میتونستم تو هرلحظه ای که سر کارم با عشق فقط تو اون لحظه توجهم به شنیونای قشنگی باشه که برای مشتریام میزنم…من میتونستم موقع هایی که مهمون ناخونده میومد اینو فرصتی از طرف خدا ببینم برای رشد بیشتر خودم و بهبود روابطم…
اما…..
و اما خدارو هزاران بار شکر میکنم که بالاخره به این درک و آگاهی رسیدم که زندگی یک مسیره نه مقصد…و من دیگه نمیخوام به این فکر کنم که تو یه تایم خاصی یک دوره ی خاص رو تموم کنم…از حالا به بعد دیگه دوره ای رو نمیخرم صرفا به خاطر پیدا کردن یه شاه کلید و سریع تموم کردنش…از حالا به بعد سعی میکنی با دوره ها زندگی کنم…سعی میکنم بیشتر از زندگیم لذت ببرم و ایمان دارم خداوند در بهترین زمان منو به هرانچه که نیازه برای تکاملم و برای رشدم هدایت خواهد کرد…
خداوندم بی نهاییییت سپاسگذارم که بعد از مدتها دوباره نور امید و روشنایی به قلبم تابید و دریچه های قلبم باز شد…خداوندم بی نهایت سپاس…از امروز دوباره شروع میکنم با ایمان و اراده ی بیشتری قدم تو این مسیر زیبا قدم برداشتن…خداونم سپاس سپاس سپاس
لایق بهترینها هستید…
سلام به اساتید عزیزم
سلام به دوستان خوبم
استاد جان، این فایل چند روز پیش فایل نشانه من بود و هم کلی همزمانی جالب برای من داشت، و هم اونقدرررر نکته و مطلب داشت که چند روز طول کشید تا تکمیلش کردم. یعنی دقیقا حس کردم که به اندازه یکی از جلسات 12 قدم، نکته و آگاهی داره و باید چندین و چند بار گوشش بدم که آگاهی هاش رو دریافت کنم.
استاد، اینقدر ررررر این فایل هماهنگه با شرایط فعلی من، که خودم باورم نمیشد این همه شباهت رو.
و اونقدر من با این فایل گریه کردم …. به خصوص قسمتهایی که درباره سپاسگزاری صحبت کردید.
وقتی داشتم از روی نکاتی که یادداشت کرده بودم میخوندم که صوتی تایپشون کنم، اون قسمتهایی که درباره شیطان گفتین و اینکه مانع میشه که ما سپاسگزار باشیم، اونقدر باهاشون گریه کردم…..
داستان همزمانیهای این فایل رو از اینجا شروع میکنم که در ادامه یه تصمیمی که اخیرا گرفته بودم، یه سری نجواها توی ذهنم هر از گاهی (شاید هم بیشتر از هر از گاهی)، میومدن و من سعی میکردم از هر روشی که بلدم برای خوب نگه داشتن احساسم استفاده کنم. تا اینکه، شب که میخواستم وضو بگیرم که نماز بخونم، یکم حس کردم که دیگه دارم بیتاب میشم از دست این نجواها و همینطور که داشتم وضو میگرفتم ناخودآگاه، 3 بار آب به صورتم زدم و همزمان 3 بار گفتم خدایا از شر نجواهای شیطان به تو پناه میبرم.
و بعدش اومدم فایل نشانه ام رو باز کردم و شروع کردم به خوندن متن فایل و میخواستم بعد از نماز بیام خود فایل رو ببینم…
شروع کردم به خوندن متن فایل، و همینکه چشمم به کلمه شیطان افتاد، و آیه ای که توی متن فایل بود رو خوندم، به خودم گفتم خدایا شکرت چقدر سریع الجوابی و همون لحظه حس کردم که حتما توی این فایل کلی از جوابهای سوالات من هست…
استاد، صحبتهای این فایل درباره سپاسگزاری فوق العاده بودن…… قشنگ آدم اون حس باز شدن قلب رو احساس میکنه…. من این فایل رو روی گوشیم هم دانلود کردم که به خصوص این قسمت سپاسگزاریش رو مرتب گوش بدم.
اونجا که گفتین: ««شیطان گفته من از چپ و راست و پشت سر و بالای سر بندگان تو میام، و تو میبینی که خیلی از اونها سپاسگزار نیستن!»»، مو به تنم سیخ کرد.
و اینو هم چقدر دوست داشتم که گفتین:
««ولی خدای درون ما میاد میگه:
نه…. این ظاهر قضیه است. و تو میتونی ظاهرو تغییر بدی،
اگر که فرکانس مناسب رو بفرستی، و اگر باورهاتو درست کنی.
اگر سپاسگزار باشی،
اگر احساس خوبی داشته باشی،
اگر تمرکزت رو بذاری روی چیزهای زیباتر. »»
و اینکه:
سپاسگزاریی واقعیه:
که به قول قرآن: لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. یعنی سپاسگزاریی که باعث میشه نه ترسی و نه غمی توی وجود آدم باشه.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
بریم سراغ آگاهی های فایل
سوال اول:
چه کار کنم تا بعد از یه مدت روی کار کردن روی باورها، رها نکنم؟ (یعنی از کار دست نکشم و ادامه بدم)
این موضوع برمیگرده به اینکه چقدر ما داریم باور میکنیم که چقدر تاثیر انجام این کارها رو باور میکنیم؟
این کار کردن روی ذهنمون،
توجه کردن به نکات مثبت،
نوشتن
احساس سپاسگزاری داشتن
و اینکه وقتی که صبح از خواب بیدار میشیم سپاسگذار باشیم
و چقدر باور میکنیم که این نوع نگاه، این نوع تفکر و این نوع نگرش، داره نتایج خوبتری رو برامون به وجود میاره؟
برای اینکه ببینیم این موضوع که خودم میتونم با افکارم یه سری اتفاقات رو خلق کنم، میشود یا نمیشود، میتونیم شروع کنیم:
روی توجه به نکات مثبت،
روی احساس خوب،
و روی بحث سپاسگزاری
(که همه اینا برمیگرده به احساس خوب)، کار کنیم.
یعنی شما چه توجه کنید به:
نکات مثبت،
چه سپاسگزار باشید،
چه به خداوند فکر کنید،
چه در مورد ایمان صحبت کنید، ….
تهش میرسیم به احساس خوب.
و وقتی میای این کار رو انجام میدی، میبینی که اصلا یه سری اتفاقات به صورت کاملاً واضح داره رخ میده. یعنی: یه سری همزمانیها، یه سری اتفاقات و یه سری موقعیتهایی رخ میده که:
دیگه اصلاً نمیتونی قدرت خلق کنندگی ذهنت رو کتمان کنی.
و بعدش باید سعی کنی که این روند رو ادامه بدی. ولی اینو هم باید بدونی که انسان فراموشکاره… یعنی آدم خیلی زود فراموش میکنه که داره با افکارش زندگیش رو رقم میزنه. یعنی، یه سری نتایج توی میاد توی زندگی آدم. بعد ممکنه که ما درگیر اون نتایج بشیم.
مثلاً شما میای:
با ذهنت،
با کار کردن روی باورهات،
با احساس سپاسگزاری،
با توجه به نکات مثبت خودت و دیگران،
یک رابطه عاطفی خیلی خوبی رو که کاملاً برات باورنکردنی بوده رو جذبش میکنی. یعنی رفتی توی یه رابطه عاطفی و اولش خیلی خوشحالی و خدا رو شکر میکنی…. خدایا تو به وعدت عمل کردی…. دیدی من تونستم خلق کنم…. فلانی رو که اصلاً فکر نمیکردم بتونم باهاش همچین رابطهای رو داشته باشم، الان ما با هم توی رابطه هستیم….
حالا اتفاقی که میافته اینه که، ما یادمون میره که عاملی که سبب شد این نتیجه رخ بده چی بوده، و میریم توی دل نتیجه و میریم توی دل اون رابطه عاطفی.
و بعد انقدر درگیر میشیم و انقدر یادمون میره و انقدر برمیگردیم به همون ویژگیهای قبلیمون، که اون رابطه هم خراب میشه!
یعنی اولش خیلی خوب پیش میره، بعد یواش یواش به سختی میرسه. بعد یواش یواش نابود میشه! و بعد ما میشینیم غصه میخوریم.
حالا توی یه همچین شرایطی، ممکنه بعضیا به این نتیجه برسن که:
««ای بابا… قانون جواب نداد»»!!!
یا یه عدهای که یه ذره بهتر فکر میکنن، بگن:
««قانون جواب داد تا وقتی که من داشتم ازش استفاده میکردم، ولی من درگیر یه رابطه عاطفی شدم… همون رابطه باورنکردنی که به واسطه قانون برام به وجود اومد، ….
ولی من بجای اینکه اون مسیر درستی که رو که باعث شد این نتیجه رو خلق کنم ادامه بدم، رفتم درگیر حواشی شدم!
و فراموش کردم:
اون تمرکز بر نکات مثبت رو.
یواش یواش شروع کردم به گیر دادن! به قر زدن! به تمرکز به نکات منفی!
یواش یواش رفتم توی حالت وابستگی!
یواش یواش به جای اینکه خودم حال خودم رو خوب کنم، نیاز داشتم که اون یه کاری انجام بده که احساس من بهتر بشه و خیلی چیزای دیگه»».
خلاصه به خاطر همینه که خیلی از ماها فراموش میکنیم که عامل اصلی رسیدن ما به خوشبختی چی بوده؟ و ممکنه وسط راه، راهو گم کنیم.
ولی باید همیشه به یاد خودمون بیاریم عوامل اصلی رو. که البته نیاز داره که تمرین کنیم.
+ و اینو هم باید درنظر داشته باشیم که این موضوع برای همه افراد میتونه پیش بیاد.
حتی خود استاد هم گفتن که یه مدتی فراموش کردن که چه عواملی باعث شده که ایشون زندگی بهتری داشته باشن، و داشتن میرفتن توی حاشیه و فراموش کردن اصل رو.
حالا راه حلش چیه؟
راهش اینه که مثل ایشون، مدام به خودت یادآوری کنی
یعنی مدام سعی کنی خودت رو مانیتور کنی
افکارت رو مانیتور کنی
سلامتیت رو مانیتور کنی
و یه ذره که احساست خوب نباشه، یه ذره که افکار بد بیاد توی ذهنت، یا یه ذره که از لحاظ سلامتی احساس کردی که بدنت داره یه سری آلارمها رو میده، بفهمی که داری از مسیر خارج میشی.
حالا بعدش باید چیکار کرد؟
اون وقت دوباره شروع کن با تمرکز بیشتر روی:
احساس خوب،
مخصوصاً روی احساس سپاسگزاری
کار کن.
یعنی سپاسگزاری یه ابزاریه که توی هر حالتی،
توی هر حالتی، معجزه میکنه
معجزه میکنه.
به قول قرآن شیطان میگه من از چپ و راست و پشت سر و بالای سر بندگان تو میام، و تو میبینی که خیلی از اونها سپاسگزار نیستن:
ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ ﴿17﴾
سپس از پیشرو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها میروم و اکثر آنها را شکرگزار نخواهی یافت. (سوره اعراف -آیه 17)
یعنی سپاسگزاری یه ابزاریه که در تمام موارد، چه توی قله موفقیت باشی، و چه توی قعر ذلت باشی، سپاسگزاری یه ابزاریه که میتونه کمک کنه برای اینکه اوضاعت بهتر بشه. توی هر حالتی که هستی….
ولی سپاسگزاریی که وقتی انجامش میدی قلبت باز میشه
حالت خوب میشه
تمرکزت میره روی نعمتهات، روی سلامتیت، روی زیباییهای اطرافت، روی چهچه یه پرندهای که داری میشنوی….
و وقتی این کار رو میکنی دیگه بوم بوم بوم اتفاقات عالی از در و دیوار وارد زندگیت میشه.
سپاسگزاری به خاطر چیزهایی که داریم یعنی، توی هر شرایطی که هستیم، یه چیزایی هست که آدم میتونه به خاطرش سپاسگزار باشه. حالا اگر آدم شروع کنه و سپاسگزار خداوند باشه به خاطر اون نعمتهاش، اون وقته که دروازه دریافت نعمتها به روش باز میشه.
ولی سپاسگزاریی احساس خوب بده… اصلا جهان اینطوری نیست که ما بیایم یه ادایی در بیاریم و فیلم بازی کنیم و الکی بگم سپاسگزارم و خدایا شکرت! نه….
زمانی سپاسگزاری واقعیه که وقتی شما انجامش میدی، قلبتون به شما میگه که توی مسیر درست هستی….
احساست خوب میشه…
بدنت رها میشه، دردهای فیزیکیت کم میشه…. بدنت سبک میشه….
آرامش پیدا میکنی.
این حالتها خیلی مواقع با نوشتن پیش میان…. خیلی موقعها با نوشتن…. اصلاً جادو میکنه نوشتن.
خیلی مواقع، موقع نوشتن اصلاً اشک آدم در میاد. چون وقتی که مینویسی تازه میفهمی که چقدر نگاه نکرده بودی به این همه نعمتی که دور و برت بوده!
چون شیطان همیشه این توانایی رو داره که شما توی بهشت باشی، ولی به خاطر یه موضوع بسیار جزئی کاری کنه برات که حس کنی انگار توی جهنمی!!!
یعنی با اینکه شما توی بهشتی و همه چیز بینهایت عالیه، فقط یه موضوع جزئی و کوچیک پیش اومده؛ این شیطان میتونه کاری کنه با شما، که فکر کنید توی جهنمی!!! فقط به خاطر همون موضوع کوچیک! فقط به خاطر همون موضوع!!!
به خاطر همین وقتی که آدم سپاسگزاری میکنه و لیست نعمتهایی رو که داره مینویسه، اصلاً شرمنده میشه…. میگه:«« آقا من این همه نعمت دارم و این همه اتفاقات خوب داره توی زندگیم میافته، بعد من فقط به خاطر اون یه دونه موضوع، ناسپاسم»»!!!
و استاد هم که این همه سال هست که دارن روی خودشون کار میکنن و همیشه هم سعی کردن خودشون رو توی مسیر درست نگه دارن، هر چقدر که بیشتر میگذره، ایشون روی سپاسگزاری بیشتر تاکید میکنن.
به قول قرآن:
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ ﴿٧﴾ سوره ابراهیم
و هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: اگر شکرگزاری کنید، بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است.
اگر سپاسگزار باشید، بر شما میافزایم…. یعنی شما را میافزایم…. شما را بزرگ میکنم.
یعنی اگر کسی میومد قرآن رو از نگاه قوانین میخوند، حتماً به این فرمول میرسید که: سپاسگزاری بزرگترین دروازه دریافت نعمتهاست.
یعنی میرسید به اینکه من بیام سپاسگزار باشم. سپاسگزار واقعی باشم، نه ادا و اطوار.
سپاسگزاری که به قول قرآن: لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. یعنی سپاسگزاریی که باعث میشه نه ترسی و نه غمی توی وجود آدم باشه، باعث میشه که آدم تمرکزش رو بذاره روی داشتههاش، روی نعمتهاش، روی استعدادهاش.
اصلا تو بیا فقط سپاسگزاری کن برای استعدادها و تواناییهایی که داری و در مورد کارهایی که میتونی انجام بدی.
در مورد ویژگیهای مثبت خودت بیا سپاسگزار خداوند باش.
بیا بنویس لیستش رو:
خدایا سپاسگزارم به خاطر این ویژگیم، این استعدادم، این تواناییم، این شکل ظاهریم.
بشینید بنویسید…. بعد ببینید چقدر نعمت هست…
و همینکه شروع میکنید به نوشتن سپاسگزاریهاتون، (حالا یا به صورت نوشتنی یا گفتنی یا تجسمی یا با خدا صحبت کردن، به هر شکلی که بهتر میتونید انجام بدید و هر شکلی که براتون بهتر جواب میده) وقتی که میاید انجام بدید، معجزهاش رو میبینید.
اصلاً این نیست که کلی طول بکشه و زمان ببره! نه…. همون لحظه اتفاق میافته. همون لحظه، تک تک سلولهای بدن شما واکنش نشون میدن به این نوع فرکانس جدید.
همون لحظه و در همون روز، آدمهایی که شاید با شما رفتار ناجالبی داشتن و اصلاً انگار مشکل داشتن با شما، رفتارشون برمیگرده و ورق برمیگرده….
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
جملات و نکات مهم خاطره استاد که ما هم میتونیم توی شرایط مشابه، ازشون استفاده کنیم:
+ من الان باید بتونم ذهنم رو کنترل کنم و تمرکز کنم بر روی زیباییها و سپاسگزار خداوند باشم به خاطر نعمتهایی که دارم.
+ خدایا شکرت به خاطر این نعمتهایی که هست.
+ به خودت بگو: بین من الان اگر بتونم ذهنم رو کنترل کنم، همه بازی برمیگرده.
حتی اگر ظاهر قضیه جالب نباشه و اینطور نشون نده، اگر بتونم الان ذهنم رو کنترل کنم و اگر الان بتونم تمرکز کنم بر روی زیباییها، و نعمتهایی که دارم، اونوقت همین رفتار برمیگرده و من میتونم رفتار آدمها رو با خودم برانگیخته کنم.
حتی اگر ظاهر قضیه اینجور نباشه!
+….ولی ماهایی که قانون رو میدونیم باید این موقعها بتونیم عمل کنیم دیگه.
+ سعی کردم تمرکزم رو بذارم روی زیباییها و سپاسگزاری کنم و با خودم صحبت کنم و احساسم رو خوب کنم؛ به جای اینکه تمرکز کنم روی اینکه اینا چرا اینجوری رفتار کردن؟!
یعنی اجازه ندیم که این حرفهایی که میخواد ماجرا را از دید حق به جانب ببینه، توی ذهنمون بیاد. [ناراحت بودن رو برای خودت منطقی نکن…. نخواید که با منطق به خودت ثابت کنی که چرا من باید توی این شرایط ناراحت باشم و ناراحت بودن من منطقیه].
به جای این حرفها:
+ بیا تمرکز کن بر روی زیباییها: چقدر زیباست، چقدر فوق العاده است، چقدر بانک خوبیه، چقدر امکانات خوبه.
و در اون لحظه شروع کن به کار کردن روی ذهنت و هرچی میتونی توی ذهنت زیباییها رو ببین.
توی مثالی که استاد از تجربه بانک گفتن، ظاهر قضیه بدترین حالت بود… ولی وقتی ایشون تونستن ذهنشون رو کنترل کنن، و باور داشتن که اگر بتونن ذهنشون رو کنترل کنن، بازی عوض میشه (با اینکه ظاهر قضیه اصلاً جالب نبود)، اینقدر اوضاع تغییر کرد که تبدیل شد به یه تجربهای که انقدر شیرین بود، و علاوه بر درخواست اولیه شون، با درخواستهای بعدیشون هم موافقت کردن و با کمال میل براشون انجام دادن. و همه چیز 180 درجه تغییر کرد! و این همه اتفاقات خوب افتاد.
و این مثال نشون میده که ببینیم که چقدر ما توانا هستیم برای اینکه بتونیم به جای اینکه ظاهر[نامناسب] قضیه رو ببینیم، بیایم:
تمرکز کنیم بر روی چیزی که به ما احساس بهتری میده،
و بیایم سپاسگزار باشیم،
و توجهمون رو برداریم از روی اون چیزهای منفی، و توجهمون رو بذاریم روی چیزهای خوب.
و همه این اتفاقات بدون هیچ حرفی انجام شدن!!! یعنی همه چیز در درون استاد اتفاق افتاد.
[یعنی اینطور نبود که ایشون بخوان با یک عمل فیزیکی، کاری رو انجام بدن یا مثلاً کسی رو راضی کنن. این خداونده که دلها رو نرم میکنه]. و حتی رئیس بانک پیششون مونده تا کاراشون انجام بشه، در حالی که اصلاً اصل قضیه این بود که ایشون وقت قبلی نگرفته بودن!
و این نشون میده که چقدر ما توانمندیم برای اینکه شرایط زندگیمون رو تغییر بدیم و چقدر راحت، حتی خود استاد که دارن آموزش میدن، ممکنه فراموش کنن این قضیه رو!
و چقدر راحت شیطان میتونه گمراهمون کنه!!! یعنی بیاد ظواهر رو به ما نشون بده و بگه: آقا این همینی هست، که میبینی…. اینا امروز اینجورین!!! همینه که هست! مگه نمیبینی چجوری دارن برخورد میکنن؟!
و میاد خیلی منطقی ظاهر قضیه رو اینجوری بهت نشون میده، و میگه: همینه که هست!
ولی خدای درون ما میاد میگه:
نه…. این ظاهر قضیه است. و تو میتونی ظاهرو تغییر بدی،
اگر که فرکانس مناسب رو بفرستی، و اگر باورهاتو درست کنی.
اگر سپاسگزار باشی،
اگر احساس خوبی داشته باشی،
اگر تمرکزت رو بذاری روی چیزهای زیباتر.
+ و نکته اینه که: خیلی اتفاقات هست که داره تغییر میکنه، و ما داریم تمرکزمون رو تغییر میدیم و میذاریم روی نکات مثبت، و داره اتفاقات هم تغییر میکنه، ولی مثلاً فرداش یا یه هفته بعدش خودش رو نشون میده. و شاید ما به این دقت متوجه نشیم.
ولی برای تک تک ماهایی که توی این مسیر هستیم، این اتفاق افتاده که اومدی روی یه چیز زیبا تمرکز کردی و همون موقع یه دوستی بهت زنگ زده، یا همون موقع یه خبر خوشی شنیدی، یا پول پیدا کردی، و خلاصه همون موقع یه اتفاق خوب افتاده.
+ وقتی که در مورد قوانین خداوند صحبت میکنیم انرژی میگیرم.
توی دنیای امروز آدمای کمی هستن که دارن روی اصل و روی توحید کار میکنن. روی زیباییها، روی نعمتها و روی سپاسگزاری.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
موضوع دوم: من باید چه کاری انجام بدم که همون نتایجی که توی روابط، توی سلامتی و توی کارم گرفتم رو، از لحاظ مالی هم بگیرم؟
اصلاً مسابقهای در کار نیست… اصلاً مسابقهای در کار نیست.
تو اصلاً نیاز نداری که با بقیه مسابقه بدی…. تو توی دنیایی داری زندگی میکنی که 99.9 درصد آدمها از لحاظ فکری معلول هستن!
تو بشین روی باورهات کار کن. اصلاً بحث، بحث مسابقه نیست، کمبود نیست، بحث زود رسیدن نیست.
یعنی الان مردم و شبکههای اجتماعی دارن وقتشون رو، فرکانس و تمرکزشون رو روی چی میذارن؟!
توی زندگیشون دارن به چی فکر میکنن؟ دارن در مورد چی صحبت میکنن؟ واقعاً تمرکزشون روی چیه؟!
در مورد بدبختی، کمبود، نگرانیهاشون، جنگها و بیماریها!!! به خاطر همین هم هست که تعداد کمیان که دارن روی باورهاشون به درستی کار میکنن.
اصلاً نگران رقابت با بقیه نباش…. اصلاً بقیهای وجود نداره.
و هر چقدر بیشتر میگذره، ما داریم بیشتر میبینیم که اصلا در فضای جامعه جهانی، مردم گمراهن! خوشون رو گم کردن! به خاطر همین هم هستم که همه دارن تقلا میکنن. به خاط همینم هستم که همه دارن زجر میکشن و مشکلات و درگیریهای فراوانی دارن.
به خاطر اینکه اصلا تمرکزشون روی نازیبائهاست!!!! تمرکزشون روی ناشکریه…. روی مشکلاته!
+ به خاطر همین:
اگر تو واقعا متعد باشی (مثل اون تعهدی که استاد داشتن و دارن)،
و اون مسیری که استاد رفتن رو بری،
و تمرکز کنی روی زیبایها،
تمرکز کنی روی فراوانی،
و تمرکز کنی روی سپاسگزاری،…… اصلا باورت نمیشه که چقدر زود میتونه دنیات تغییر کنه.
دنیای دیگران نه….. دنیای تو تغییر میکنه….. ممکنه دنیای خواهر و برادر و پدر و مادرت و دوستان و فرزندانت تغییری نکنه ها… چون اونا نتایج خودشون رو میگیرین.
ولی دنیای تو تغییر میکنه… خیلی خیلی زود تغییر میکنه
و اونایی که توی این مسیر ثابت قدم بودن دیدن؛….
دیدن تغییر در دنیای اطرافشون رو، تا وقتی که دارن این مسیر رو ادامه میدن.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
چرا من نمیتونم با سپاسگزاری ارتباط برقرار کنم؟
وقتی که توی مدارش قرار بگیری، اونقدر با سپاسگزاری ارتباط برقرار میکنی که اشکات بند نمیاد…
وقتی که این حرفهای استاد رو میشنوی، ممکنه اولش که توی مدارش نیستی نفهمیشون. ولی وقتی که برات اتفاق میوفته، اونوقت قضیه مدارها رو خیلی خیلی خوب تجربه میکنی و خیلی خوب میفهمیش.
چون این حرفها، هی به مرور زمان، هی بیشتر و بیشتر برات قابل درک میشه، به وسیله:
بیشتر کار کردن،
با بیشتر توی این مسیر حرکت کردن،
مخصوصا با تجربه کردن.
تجربه کردنه احساسی که ما داریم درموردش صحبت میکنیم.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
سوال: بهترین راه شناسایی باورها چیه؟
بهترین راه شناسایی باورها، عملکرد شماست. عملکرد شما، عملکرد شما نشون میده که باورهای شما چیه.
به این جمله فکر کنید:
عملکرد شما، نه حرفهاتون، (نه ادا و اطوارتون)، عملکردتون نشون میده که چه باوری دارید.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
150 قسمت سریال زندگی در بهشت در کمتر از 1 سال که حدودا 1 روز در میان یک قسمت روی سایت رفته.
فایلهایی که توی سایت هست حتی فایلهای رایگان، خیلی فوق العاده هستن. وقت بذار از اول تا آخر، بارها و بارها ببینشون و بعد اگر احساس کردی محصولی بهت کمک میکنه، اون محصول رو بخر و بعد ببین که چقدر زندگیت تغییر میکنه.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
از تعییر مکان زندگی بگید:
وقتی که آدم روی خودش کار میکنه خود به خود، یکی سری اتفاقاتی میوفته. و اگر اون فضایی که توی اطرافش هست، فضای نامناسبی باشه، هدایت میشه به فضاهای بهتر. یعنی یه جوارایی جهان هولتون میده به حرکت کردن. مگر اینکه یه سری وابستگی های شدید داشته باشی، یه سری بندها و زنجیرهایی داشته باشی که نذاره حرکت کنی.
وگرنه وقتی آدم میاد روی خودش کار میکنه، اگر اون مکانی که هست مکان جالبی نباشه، و مکانهای جالبتری باشه برای فرکانسهای جدیدش، (ممکنه اون مکانی که شما هستی هم مکان خوبی باشه ولی مکانهایی وجود داشته باشه که از لحاظ فیزیکی برای فرکانس جدیدت که داره شکل میگیره، جای بهتریه)، اونوقت، وقتی که ما درست روی خودمون کار میکنیم، هدایت میشیم، خیلی ساده…. خیلی ساده هدایت میشیم، مگر اینکه یه سری مقاومتها داشته باشیم.
اما اگر مثل استاد، مقاومتی روی جای خاصی نداشته باشی توی زندگیت، به محض اینکه تغییر فرکانس میدی، این اتفاق میوفته و جهان هم هدایت میکنه.
+ و اصلش اینه که:
آنچه که از لحاظ فیزیکی و واقعی در اطراف ما اتفاق میوفته، هماهنگه با فرکانسهای ما. و وقتی که ما تغییر میکنیم اطراف ما هم تغییر میکنه. اگر جای بهتری باشه برای فرکانسهای الان ما، و ما هم یه علاقه ای داشته باشیم برای اینکه حرکت کنیم، خیلی زود هدایت میشیم و حرکت میکنیم.
استاد بارها گفتن که موافق حرکت کردن هستن. حرکت فیزیکی یا کلا هر حرکتی:
هر حرکتی که به امید پیشرفت باشه،
هر حرکتی که به امید درک بهتر جهان باشه،
هر حرکتی که به امید تجربه های جدیدتر باشه.
استاد خیلی موافق اینا هستن. حالا این اتفاق میتونه توی فضای مهاجرتی بیفته یا توی خیلی مسائل دیگه. به خاطر همین، استاد یه احترام ویژهای برای اون افرادی که مهاجرت میکنن قائل هستن (افرادی که خودشون مهاجرت میکنن). و این افراد، خیلی پیشرفت میکنن.
البته ما باید اینو بدونیم که اون مهاجرت فاکتور اصلی نیست، بلکه اون باوره و اون ایمانه فاکتور اصلیه. وقتی که کسی از یه جائی فرار کنه، احتمالاً اونجاییم که میره جای جالبی نخواهد بود.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
احساس لیاقت در رابطه عاطفی؟
توی دوره عشق و مودت خیلی در مورد این موضوع صحبت شده و توصیه استاد اینه که اونایی که میخوان رابطه عاطفی خوبی داشته باشن، دوره عشق و مودت در روابط رو از سایت عباس منش دات کام خریداری کنن که خیلی بهشون کمک میکنه.
و اینو بدونیم که اون سرمایه گذاری که ما روی محصولات سایت میکنیم، خیلی خیلی بیشتر از اونی که فکرشو میکنیم توی زندگیمون به شکل خوشبختی، آرامش، سلامتی و ثروت وارد میشه.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
احساس ترس؟
احساس ترس کاملاً توهمیه….
چون وقتی که آدم توی دل ترسهاش میره میبینه که اصلاً ترسهاش وجود نداشتن. یعنی همه ترسها، مثل ترس از تنهایی، ترس از حرف مردم، ترس از شکست، ترس از تاریکی و غیره، وقتی رفتیم توی دلش، و با ایمان حرکت کردیم، دیدیم که اصلاً ترسی وجود نداره.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
در مورد قرآن بیشتر صحبت کنید
توی دوره قانون آفرینش بخش قرآنی هست و توی دوره 12 قدم هم که توی هر قدم، یه جلسه راجع به مباحث قرآنی صحبت شده.
کلاً فکر نکن که یه تکنیکها و باورهای خاصی هست که باعث میشه نتیجه بگیری!!! نه….
بازی خیلی ساده است….. بازی خیلی ساده است و برمیگرده به کنترل ذهن.
اینکه دنبال یه سری تکنیکها و روشهای خاص باشی، همش توهماته…. همش فرعیاته!!!
اصلا جهان اینجوری عمل نمیکنه….. جهان داره هر لحظه با فرکانسهای من کار میکنه و پاسخی که جهان داره به من میده متناسب با فرکانسهای هر لحظه منه.
فرکانسهای منم مشخصه: وقتی احساس خوبی دارم، فرکانسهای خوبی ارسال میکنم و وقتی احساس بدی دارم، فرکانسهای بدی ارسال میکنم. به همین سادگی….
حالا بقیهاش اینه که من سعی کنم آگاهانه با همون چیزای ساده که اصلاً تکنیک عجیب و غریبی نیست، فرکانس مثبت بفرستم.
چجوری فرکانس مثبت بفرستم؟
با همون بحث سپاسگزاری،
با همون بحث تمرکز کردن و نوشتن نکات مثبت،
با همون توجه کردن به زیباییهای اطرافم،
با توجه کردن به نکات مثبت اطرافیانم و نکات مثبت خودم،
با همون باورهای مناسب در مورد مسائل مالی،
و با همون باورهای مناسبی که باعث میشه ترسهای من کمتر بشه
مثلاً وقتی من بیشتر و بیشتر به باور فراوانی اعتقاد پیدا کنم، ترسهای من در مورد آینده مالیم کمتر میشه. (وقتی باور کمبود دارم ترسهای من بیشتره).
+ هر چیز که باعث بشه:
ترسهای من کمتر بشه
و ایمان من بیشتر بشه
آرامش من بیشتر بشه
توکل من بیشتر بشه
احساس رهایی من بیشتر بشه
یعنی اینکه من دارم در مسیر درست حرکت میکنم.
+ کلا بازی خیلی ساده است….
بازی خیلی ساده است…. همه چیز خیلی خیلی سادهتر از اون چیزیه که ما فکر میکنیم. وقتی بتونی ذهنت رو کنترل کنی، میتونی دنیات رو کنترل کنی و هر چقدر که تمرین کنی، توی این کار قویتر میشی.
به خاطر همین هم اگر میخوای توی این مسیر نتیجه بگیری سراغ چیزا و تکنیکهای عجیب غریب نرو، دنبال تکنیک خاصی نباش.
اصلاً داستان عجیبی نیست. حتی در مورد قرآن هم ما یه همچمن چیزی شنیده بودیم، در حالیکه خود قرآن گفته که ما این آیات را برای شما آسان کردیم آیا کسی هست که پند بگیرد؟ بارها و بارها این آیه ها رو تکرار کرده: (آیات 17،22،32 و 40 سوره قمر)
وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ
و یقیناً ما قرآن را برای پند گرفتن آسان کردیم، پس آیا پند گیرنده ای هست؟
بعد وقتی بیای با این ذهنیت نگاه کنی، میبینی که چقدر ساده و راحت داره قوانین رو میگه. مثلاً چقدر واضح داره در مورد حزن، در مورد بما کسبت ایدیهم، بما کانوا یعملون، بما قدمت ایدیهم، در مورد سپاسگزاری، در مورد توحید، در مورد رب، در مورد الله، در مورد داستان پیامبران: حضرت ابراهیم، حضرت موسی، پیامبر، حضرت عیسی صحبت کرده. و وقتی میای همه این داستانها رو کنار هم میذاری، میبینی که کلاً داره قوانین رو میگه و اصلاً هیچ پیچیدگی خاصی هم در کار نیست.
در نهایت منظور اینه که: کل داستان ساده است… اینو اصلاً پیچیده نکن توی ذهنت.
برای خوشبختی و برای موفقیت، دنبال چیزهای عجیب غریب و متفاوت نباش. چون خیلی ساده است، نمیبینیدش! چون ساده است، فکر میکنید تاثیری نداره!
و اینا، نگاه و تجربههای استاده، و از سالها قبل در مورد آینده خودشون پیشبینی کرده بودن. چرا؟
چون مطمئن بودن که قانون داره عمل میکنه و جواب میده و اصلاً پیچیده نیست….. باید توی این مسیر برن و هی بهتر بشن توی این مسیر، و تموم شد و رفت…..
الان ما داریم اون نتایج رو توی زندگی استاد میبینیم که با اطمینان میگن:
بازی ساده است…. بازی اصلاً پیچیده نیست. اصلاً تکنیک خاصی وجود نداره. اصلاً اصلاً پیچیده نیست، فقط کافیه که ما همین چیزهای ساده رو تمرین کنیم و کار کنیم تکرار کنیم و هی بهتر و بهتر بشیم و هی بهتر شدنمون باعث بشه که اعتماد به نفسمون بالا بره. باعث بشه باورمون به این قوانین بیشتر بشه و هی بیشتر روش کار کنیم و بیشتر ذهنمون رو کنترل کنیم و بیشتر هم نتایج بهتری بگیریم.
و این مسیریه که استاد رفتن که در تمام ابعاد انقدر زندگی خوبی رو دارن تجربه میکنن که یکی از بهترین مسیرهای زندگی در دنیاست که میشه تصور کرد. که قبل از 40 سالگی به جایی برسی که چنین آزادی زمانی داشته باشی که هر وقت که بخوای، هر جوری که بخوای، بتونی زندگی کنی.
آزادی زمانی یعنی: هر وقت بخوای، هرجوری که بخوای زندگی کنی و هیچ اما و اگر و باید و نبایدی در مورد زمانت نباشه.
استاد آزادی مکانی دارن که: هر وقت که بخوان، هر جایی که بخوان میتونن برن….
آزادی مالی دارن که: هر وقت که بخوان، هر چیزی رو که بخوان، به هر شکلی که بخوان، میتونن تهیه کنن…
سلامتی و روابطشون و همه چیزای دیگهای که توی زندگی استاد هست، که فقط بحث پول و حساب بانکی هم نیست. بحث، بحث استفاده و لذت بردن از اون چیزیه که آدم توی زندگیش داره و اینا چیزایین که خلق شدن.
اگر به نتایج و حرفهای استاد باور داریم، باید باور کنیم که بازی پیچیده نیست…. باور کنیم که بازی پیچیده نیست.
چون ساده است، خیلی خیلیا نمیبیننش!!!
چون ساده است، باورش نمیکنن!!!
وقتی در مورد سپاسگزاری صحبت میشه، ممکنه بعضیا فکر کنن که حالا چیز خاصی هم نیست! (چون از قدیم راجع بهش زیاد شنیدن، فکر میکنن حرف سطحیه) و باید به جای این، دنبال تکنیکهای خاصی بگردن!
نه…. تکنیک خاصی نیست….
در کل، کل داستان کنترل ذهنه.
اگر بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم، زندگیمون رو میتونیم کنترل کنیم.
حالا چه راهی برای کنترل ذهن پیدا کنیم؟
باید از همین روشهای ساده استفاده کنیم.
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
+ اینکه کامنتهای پیج استاد انقدر با بقیه جاها متفاوته، نشون دهنده اینه که بچههایی که اینجا هستن، کیفیت کامنتهاشون، کیفیت صحبتهاشون، و عشقی که میورزن، حرفهای خدایی که میزنن، متفاوت با جاهای دیگه است. و این نشون میده که وقتی که ما روی خودمون کار میکنیم، مدار اطراف ما تغییر میکنه…. ممکنه یه سری آدما، جاهای دیگه باشن ولی توی مدار ما نیستن و توی زندگی ما هم نیستن.
دوست داشتم کامنتم رو با این جمله که استاد توی لایو گفتن، تموم کنم:
عزت شما هم زیاد و ابدی باشه دوست عزیزم و خدا شما رو هم حفظ کنه.
خدایا شکرت
به نام خدایی که هر لحظه هدایت میکند مرا
به نام خدایی که هر لحظه حمایت میکند مرا
به نام تنها فرمانروای جهانیان وهابم
سلام ب شما استاد نازنینم
وسلام میکنم ب تمام همراهان سایت عباسمنش
میرسیم ب لایو ۲۱
خدای من موضوع اول مربوط ب سپاسگزاری هست چه موضوع فوق العاده ای استاد عزیزم وقتی شما درمورد سپاسگزاری صحبت کردین تمام وجودم ب لرزه افتاد و قلبم تپشش بیشتر شد و در وجودم یه جهاد اکبر شکل گرفت واقعأ زیبا گفتین اگر ما با داشته هامون خوشحال باشیم و از بودن داشته هامون لذت ببریم و سپاسگزار باشیم نعمت بیشتری رو دریافت میکنیم منم مینویسم لیستی از داشته هامو و از تک تک سلول های بدنم تا برسه ب هر آنچه که در زندگیم دارم و این حس خیلی بی نظیری رو بهم میده باورتون نمیشه جوری میشه اگر شروع ب نوشتن کنم راحت ۵صفحه پر میشه از سپاسگزاری و نشونه های روزم و این نوشتن یه انرژی مثبتی رو بهم میده و کل روزم اگر یه عالمه هم کار داشته باشم خیلی راحت و آسون بدون غر زدن انجام میدم و این روال رو تا جایی که بتونم انجام میدم استاد عزیزم شما تنها دستی ارزشمند از دستان خداوندی برای من و امثال من، الان خیلی زندگیم لذت بخش تر شده خیلی زیبایی های بیشتری رو میبینم صدای پرنده های زیبا توی آسمون، لذت بردن از ابرای زیبا توی آسمون و دیدن خونه های خوشگل و منظره های زیبای اطرفم و خیلی خیلی نعمت های بیشماری که در اطرافم هست با دیدن اینا من عشق میکنم و لذت میبرم گاهی شده از شدت شوق و ذوقم اشک ریختم خیلی زیبا گفتین که سپاسگزاری دروازه ی بزرگی هست برای نعمت های بیشتر
و میرسیم صحبت های بعدی شما در مورد ورودی و کنترل ذهن، ما اگر نتونیم ورودی ذهنمون رو کنترل کنیم ب مشکلاتی برمیخوریم اگر بتونیم که ذهنمون رو کنترل کنیم و نکات مثبت اون شخص یا هر چیز دیگه ای رو بگیم و ببینیم خود بخود ب راحتی میتونیم کارمون رو انجام بدیم یا خود ب خود مشکلمون حل میشه خیلی عالی بود صحبتاتون استاد نازنینم منم با تمرین خیلی بیشتر میتونم شکست بدم شیطان رو وب خدای ربم وصل بشم. وای استادم این فایل تون خیلی بی نظیره درمورد معلول ذهنی. باورتون نمیشه وقتی شما درموردش صحبت کردین گفتین که نمیدونید خواب بوده یا رویا یا الهامات خدا، گفتین که شما با مردم جهان داشتین مسابقه دویدن میدادین که هرکسی بیشتر بدوعه ب ثروت بیشتری میرسه و شما با سرعت داشتین میدویدین و یه نیم نگاه برگشتین و آدما رو دیدین که با چنگ زدن روی زمین و دست و پا زدن دارن میخزن روی زمین و شما با سرعت میدویدین و اون لحظه بهتون گفتن که ندو، اصلا مگه با دویدن و تقلا کردنه با کارکردن روی باوره، کار کردن روی خودته که بر هرآنچه که بخوای میرسی اگر عمقی باشه و با تمام وجودت انجامش بدی. این خیلی خیلی نکته ها میشه ازش درآورد یکیش اینه که شما دارین روی خودتون کار میکنید و با سپاسگزاری و توجه بر نکات مثبت خیلی دستاوردهای فوق العاده ای بدست اوردین، اما خیلی از ماها قبل از این که با این مسیر الهی آشنا بشیم مثل اون آدمایی بودیم که با چنگ زدن و دست وپا زدن و تقلا کردن میخواستیم ب خواسته هامون برسیم. وقتی شما داشتین این موضوع رو توضیح میدادین پسرم داشت اشک میریخت میگفت مامان این آدمایی که استاد میگه ماها هستیم ب شرط این که بتونیم روی خودمون و باورهامون کار کنیم تا مثل استاد یه آدم موفق بشیم. آره استاد خیلی عالی گفتین که عمل کردن روی باورها اصل لذت بردنه نه اینکه ادا دربیاری وسر خدا و خودمون رو کلاه بزاریم نه تنها دور میشم از خواسته هامون بلکه ضربه ی بدی به خودمون میزنیم. لایو بی نظرتون فوق العاده بود استاد خیلی خیلی لذت بخش بود و مثمر ثمر بود برامون.
انشاالله همه همیشه شاد و سلامت باشید استاد بی نظیرم
از خدای خوبم از ربم و صاحب اختیارم خواستارم که تو این مسیر الهی و خداگونه ثابت قدم تر باشم.
در پناه الله مهربان🙏🙏🌺🌺🌺🌺🌺
سلام و درووود به استاد عزیزم و مریم جان خوشگلم
اینجا مشهد ظهر یک روز ابری و زیبا با صدای زیبای پرنده ها و احساسی فوقالعاده
خدایا هزاران بار سپاسگزارم
بقول استاد از دل و جان و قلب و روحم سپاسگزارم بابت همین لحظه که باانگشتان زیبا و سالمم با گوشی هوشمندم و اینترنتی که منو به راحتی به همه ی دنیا وصل کرده و حضورم در این بهشت زیبا
دریافت آگاهی های این فایل منو یاد تجربه ی خودم انداخت از بانک رفتن و کنترل ذهن و احساس خوب و دلم نیومد که کامنت ننوشته برم
بنده یه عمه ی خیلی مهربونی دارم که توانایی راه رفتن ندارن و با ویلچر جابجاشون میکنیم
ایشون یه کار بانکی داشتن و باید حضوری انجام میشد ازمن خواستن که ببرمشون بانک و منم اطاعت کردم این وسط خواهرم از من پرسید کدوم بانک میبریش گفتم فلان بانک همین سرچهارراه
اونم شروع کرد به بد وبیراه گفتن به پرسنل بانک و اینکه اونجا نرو که اونا خیلی فلان هستن اصلا کار انجام نمیدن فقط مردم و اذیت میکنن درضمن پله هم داره چطور میخوای عمه رو با ویلچر ببری و هزار آیه ی یاس منم که خودم اونجا حساب دارم و همیشه میرم گفتم نه خواهرم من هروقت رفتم طبق نوبت دهی دستگاه نوبتم میشه و با احترام کارمو انجام دادن بدون معطلی و دیگه زیاد توضیحات ندادم و گفتم واسه پله ها هم یه کاری میکنم دیگه خدابزرگه
خواهرم گفت آره دیگه باااااز میخوای با افکارمثبتت همه چیو درست کنی حتما البته تمسخر آمیز
فردا صبح من عمه جان و سوار ماشین کردم و رسیدم بانک خودم رفتم داخل و به یکی از پرسنل گفتم که عمه ی بنده ی فلان کار و باید انجام بدن و الان داخل ماشین هستن و نمیتونن راه برن اون آقا منو فرستاد پیش رئیس بانک و ایشونم بدون چون و چرا با فرم های لازم و خودکار و استامبر اومدن جلوی ماشین و در نهایت ادب و احترام بدون اینکه عمه م پیاده بشه همه ی کارها رو انجام دادن در همین حین خواهرم که برای کمک به من اومده بود از راه رسید و دید که رئیس بانک تا کمر خم شده جلوی عمه جان و داره مدارک لازمش و مهر و امضا میزنه یه پوزخندی به من زد و نشست تو ماشین
بعد خودش گفت که انصافا من هروقت اومدم بانک با یه گاردی اومدم و یه جوری خودم با خودم درگیر بودم و همیشه هم کار به بدترین شکل ممکن پیش رفته اما من واقعا اینو زیاد تست کردم که هرزمان و هر مکانی که بتونم ذهنم و کنترل کنم و تمرکز کنم رو زیبایی ها رو نکات مثبت روی نکات مثبت افراد همه چیز فوق العاده پیش میره
در مورد سپاسگزاری که دیگه واقعا کلید همه ی درهای بسته ست هرجایی که نجواهای شیطان میاد تا حالمو بد کنه از سلاح سپاسگزاری استفاده کردم همه چیز به طرز عجیبی تغییر کرده و هروقت که فراموش کردم و به نجواها دامن زدم اتفاقات ناجالب برام ردیف شده
ممنون از استاد عزیزم بابت همه ی آگاهی های نابی که هرروز به اشتراک میزارن و تلنگری میشه برای بیداری و کنترل ذهن
به نام خداوند بخشنده مهربان…
خدای وهاب، که بی حد و حصر میبخشه…
این کامنت متعلقه به خانم شایسته عزیز،…
شما منو تبدیل کردی به یه انسان سپاسگزار…و همین یه کار کلی برای من خیر و برکت به همراه داره….
شما داری از من با این فایلها یه شخصیت سپاسگزار میسازی…
شما منو تبدیل کردی به یه آدمی که همین که راه میرم، قدردان دو تا پای قوی و سالم خودم هستم…
شما منو تبدیل کردی به آدمی که بخاطر آفتابی که داره به پوستم میرسه سپاسگزاری میکنم…
شما منو تبدیل کردی به آدمی که برای سپاسگزاری هام گریه میکنم…
شما منو تبدیل کردی به آدمی که بخاطر نسیم خنک پاییزی بین این آفتاب سپاسگزاری میکنم…
شما منو تبدیل کردی به آدمی که برای جریان خون تو رگهام سپاسگزاری میکنم…
شما منو تبدیل کردی به آدمی که….چی بگم اینقدر نعمت هست…اینقدر زیبایی هست…اینقدر خدا بهم نزدیکه…که همین یه برکت برای ورود تمام نعمت ها و ثروتها به زندگیم کافیه….
خدایا شکرت….
عاشقتم بینهایت..
سلام و صد سلام به استاد عباس منش عزیزم،
و سلام به خانواده عباس منش که چقدر زیبا هممون رو دور هم جمع کرده و چقدر عشق و کیف و حال رو با هم تجربه میکنیم و با هم به اشتراک میگذاریم تجربه های زیبامون رو .
حال دلم خیلی خوبه و خیلی خوشبختم که با شماها توی یه خانواده هستم ..
اونقدر خوشبختم که خنده هایم تا آسمون میره و از اون خنده های الکی نیست ،،از اون خنده های یه که یه نوع شکرگذاری خودش..
میخام به خانواده ام بگم که خیلی خوشبختم ..و میخام با تمام وجودم خدایم را شکر بگم که وقتی مرور میکنم محبتهای خدارو ..خودم لذت میبرم از این همه نعمتی که خدا این مدت پنج ماهی که روی خودم کار میکنم..
من با بچههام و همسرم توی کشور غریب اونقدر بهم نعمت داده که نگو..
میخام بگم نعمتها یی که از نظر روحی بهم داده که خیلیه،،
آرامش و رضایت و باز کردن چشم هام به روی زیبایی ها،،
وقت کافی تا بتونم روی خودم کار کنم، ،
رفتارم با بچههام و همسرم چقدر عوض شده
چقدر از بودن باهاشون لذت میبرم. اطرافیانم که همه دوستام دارند و دلشون میخاد که باهام حرف بزنند..
و حالا از نظر مالی
از اولش که یه ماشین به نامم زده که دهن همه ایرانی ها باز موند..
یه خونه بزرگ و عالی اون هم بالا شهر با متراژ بالا،حیاط خصوصی،،فضای بازی برای بچههام توی حیاط، ،طبقه اول،،
خود آلمانی ها تعجب میکنند، ،چطوری این خونه رو اجاره کردی ،،چطور به تو دادنش ،،
چقدر دلها نرم شد و صاحبخونه و همسایه ها دوست داشتند و خوشحال شدند که ما میخاهیم اینجا زندگی کنیم،،
و خداوند یه پدر و مادر برام رسوند که تمام کارهای خونه رو ،تعمیراتش،،وسایل مورد نیازش ،،با عشق برام تهیه میکنند..
به خدا خیلی بیشتر از پدر و مادر برام میکنند..
اصلا نمیتونم بگم چقدر خداوند همه چی رو برام فراهم کرده تا من لذت ببرم،،
کار توی مدرسه بهم داده تا کنار بچهها فقط لذت ببرم و کیف کنم..
اون قدر بهم چیز داده که چطوری میتونم خدا رو شکر کنم و بگم خداجونم عاشقتم، ،
و من با لذت بردن و استفاده کردن از امکاناتی که خدا بهم داده شکر گذاری کنم..
میخام بگم بچهها روی خودتون کار کنید،،خوب کار کنید ،،توی خوب راهی افتادیم، ،اعتماد کنیم به خدا و ادامه بدهیم خواه ناخواه نتایج عالی می افتد،،
یه تشکر ویژه دارم از استاد عباس منش، ،برادر عزیزم،،که حرکت کردین و کاری کردین که ما هم مثل خودتون خاص حرکت کنیم و نتیجه بگیریم
سلام و هزاران سلام پر از عشق به شما عزیزانم و خدای مهربونمون
حالتون که مطمئنم عالیه چون محاله توی این سایت و این مدار زیبا باشی و حال دلت و لحظه ات خوش نباشه…
من اومدم از یه حال خوبم صحبت کنم و از قانون زیبا که داره تاثیر ش رو توی زندگیم میذاره، براتون بگم.
میدونید استارت آشنایی من با شما شاید از شروع کارم بود که به واسطه یکی از دستان خدا سامان عزیزم، وصل شدم به این مسیر.
خدارو شکر خیلی چیزا خوبه خیلییییی روابط به نسبت آبان ماه عالی تر ثروت آرامش سلامتی ورزششششش انرژی مثبت همه چیز…
چند وقت پیش من کارم رو رها کردم و ادامه ندادم به همین خاطر هم من درآمدی نداشتم …
الان هم نزدیک عید هست و یکم خرید و … 😂😉😉😉😉
هی داشتم خرج میکردم و امروز شهریه باشگاه رو دادم بعد هی میگفتم کاش ندم که کارتم خالی نشه!!!!
بعد گفتم ولش کن بابا خدا بزرگه خودش میرسونه🥰🥰🥰🥰🥰😍😍😍😍😍😍 ی ندایی هم میگفت از کجا مگه اینکه بابا برات بریزه💔💔💔💔💔منتها بهش توجه نکردم کلا بی خیالش شدم
باورتون نمیشه من اصلا دیگه ب کارت توجه نکردم و داشتم روی مهارت طراحی سایت کار میکردم 🤩🤩🤩🤩🤩
چند ساعت بعد پدرم زنگ زد گفت فاطمه سود سهام ت واریز شده منم پیش خودم گفتم حالا چقدره همش صد تومن !!! بابام گفت ۵۰۰ تو کارتت واریز شده😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁🥰😂🥰🥰🥰
اولش گفتم بابا شوخی میکنه حتما پنجاه تومنه یا خودش ریخته تو کارتم 🤩🤩😍😍😍😍
ولی واقعیت بود از جایی که فکرش و نمیکردم و اصلا یادم نبود که اینطور چیزی اصلا هست…. اومد خدا فرستاد خدا داد 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🤩🤩🤩🤩🤩🤩
خدایا دمت گرمممم دمت گرم خدایا عاشقتم عاشقتممممم
مامانم میگفت نگاه چ برا ۵۰۰ تومن ذوق میکنه ولی من گفتم وقتی برای این ذوق نکنم پنجاه میلیون هم برام فرقی نداره من ذوق میکنم شکر میکنم که ظرفم بزرگ شه برای پولهای بیشتر
نمیدونم دیگه چی بگم ولی خیلی خوشحالم خواستم این حس رو هم با شما به اشتراک بذارم
عاشقتونم
در پناه الله یکتا سالم سلامت پر از عشق و برکت و ثروت و سعادت مندی در دنیا و آخرت
خدانگهدار تون
بنام خدایی که هر لحظه هدایتگر ماست.
استاد عزیزم سلام
مریم جانم سلام.
این فایلو قبلا گوش داده بودم ،اما الان که گوش میدم انگار خیلیی بهتر درکش میکنم.
دوباره برام یادآوری شد که تمرکزم باید فقططططط روی اصل باشه:
اصل چی بود؟؟؟؟
تمرکز روی نکات مثبت
سپاسگزاری
توحید
همه ایناااا نتیجه اش میشه احساس خوب و احساس خوبم نتیجه اش هماهنگی بین ذهن و روح ،نتیجه این هماهنگی ام رسیدن به خواسته هامونه.
من اونقدر این روندو هر روز تکرار میکنم که جزیی از زندگیم شده و باید هر روز با این کار به ذهنم خوراک مناسب بدم اوقدر باید انجامش بدم که برام عادت روزانه بشه اونقدر که جزئی از شخصیتم بشه.
و تمرکز روی نکات مثبت واقعاااا همه چیزه،اینکه تو هر شرایطی از دل هرررر شرایطی نکته مثبتی پیدا کنی تا حالتو کمی بهتر کنه ،اینکه از دل هر تضاد اینو بیرون بکشی که هررر اتفاقی بیوفته به نفع منه،و به قول شماا استاد این نیاز داره به یک جهاد اکبر،نیاز داره هر روز روی خودمون کاررکنیم،چه جمله ای گفتید استاد کهههه ،خوده شماام که این مسائلو تدریس میکنید هم ممکنه بعضی وقتاااا اصلو فراموش کنید و نجواها بخواد به مسیر نامناسب ببره .
استاد عزیزم هرررجا هستید در پناه خدا باشید.
شکرگزاری دروازه ورود نعمت هاست.
استاد گرانقدر عباس منش
ساعت 5صبح بود یکی به من گفت برو و سایت را ببین جواب سوال آنجاست
و این در حالی بود که من در خواست یک لول بالاتر از خودم را داشتم و در عالم خواب به من گفته بودند جسم و روحت را هماهنگ کن
خوب سوال اینجا بود چگونه؟
با خودم گفتم معمولا ساعت 7 یا 8 لایو جدید میاد گفت اعتماد کن رفتم و با کمال ناباوری که موضوع اصلی شکرگزاری بود و با اینکه اهمیت آن را می دانستم و شنیده بودم حتی استاد قرار است یک دوره جدیدی به نام شکرگزاری به خاطر اهمیت آن روی سایت قرار بدن باز هم آنچنان شکرگزار نبودم با اینکه تغییرات را در وجود خودم و برخورد دیگران و حتی عوض شدن رفتار نزدیکان و دوستان می دیدم. جهان بر پایه نظم تناسب هماهنگی و فرمول خاصی است که یک اپسیلم کوچکترین واحد عدد در ریاضی خطا ندارد.
خداوندا شکرگزار این نظم و دیسیپلین و هارمونی هماهنگی و تناسبی هستم که در این جهان حکم فرماست.
و شکرگزار چنین سایتی هستم که الهام بخش من است در لحظه لحظه زندگی و کارگردان و عوامل پشت صحنه این سایت زیبا خدایا شکر به خاطر این سمفونی و موسیقایی وزن قافیه فرکانس ارتعاشات مکانیکی و الکتریکی دقیق رسا عالی وصف ناپذیر پارادایس و بهشت پیدا شده برای همگی ما …و شکر و شکر و باز هم شکر
همیشه خدارادرهمه حالشکرکن
مطمئنباش،آنچه را که خداوندبه زندگیتو
میبخشدنیکوست
وآنچہراکه ازتو دورمی کند خیراست
الحمدللّہعلیکلحال
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم
وهمه دوستانِ متعهد و وفادارم دراین مسیر سراسر
درس وتجربه برای داشتن یک زندگی لبریز از آرامش و احساسی عالی در امنیت کامل خداوندمان….
خداروشاکروسپاسگزارم برای امروز که زنده وسلامت هستم وشاد وشکرگزار وقدردان تک تک لحظاتی که به عالی ترین شکل ممکن می شود گذراند با شکرگزاری از سلول به سلول داشته های مادی ومعنوی مان وحاضری زدنِ با عشق به درگاه پروردگارم وادامه بودن مان در این مسیر بهشتی باشور واشتیاق که شده عادت زندگی من بدون شل کن سفت کن های الکی وبهانه های واهی، اگر میخواهم آرام باشم واز فرصت زندگی در این دنیا بهره ببرم و خدایی زندگی کنم باید در هر شرایطی با حفظ آرامش خود، قلبم را از وجود خداوندم لبریز کنم تا هدایت هایش را به وضوح بشنوم وببینم تا آنچه خواست خودش است انجام دهم .
صبح به لطف خداوند بیدار شده وطبق معمول با صبح بخیری جانانه وحال واحساسی عالی ودیدن طلوع زیبای خورشیدوکلی ذوق وشوق وشکرگزاری در کنار مصطفی جان روز عالی مان را شروع کردیم.
برای انجام کاری اداری رفتیم و از خداوند هدایت خواستم و جای دفتر هم عجب جای شیک وعیاردار ومدرنی بود ومحوطه ای احاطه شده با درخت لیمویی وگلها وگیاهان زیبای دیگر و بعد از سلام خدمت خانمی که تشریف داشتند ،مصطفی کار مورد نظرش را توضیح داد وخانم گفتند باید رئیس بیاید آن هم ده دقیقه دیگر ومصطفی گفت بریم یه دور بزنیم وبرگردیم، اومدیم بیرون و باز همه جا گلها ودرختان زیبا وسربه فلک کشیده و یه درخت گل ابریشم در انتهای کوچه دفتر نظرمون رو جلب کردومن طبق معمول کلی ذوق وگفتن شکرگزاری که واقعا شکرگزاری در وجود وزندگیه من بخدا کولاک کرده ،رفتیم سمت درخت چقدر تنومند وگسترده و سایه عظیمی داشت و من هم قربون صدقه درخت وخدای درخت وچقدر لذت بردیم ،خدایاشکرت.
واقعا در مدار فوقالعاده ای هستیم باید هرنفس قدردان خداوند واستادم باشم که از هرفرصتی به جای نق زدن که رئیس نیست ویلیس نیست وچرا نیستش وچرا هستش وفلان…. دنبال فرصت طلایی برای شکرگزاری ودیدن بی نهایت زیبایی باشیم واین یکی از رموز خوشبختی مان است.
وااااای چقدر انرژیم بالاست ،چقدر حالم خوبه و چقدر احساسم بی نظیره و پرادایس باشکوه وزیبا واعجاب انگیز هم دیدم انرژیم فوله فول شد ورنگ آبی نفتیِ لباس استاد جان هم با اون کلاه زیبایشان دیگر نورعلی نور شد ،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.
استاد وقتی این کلمه (معلول) رو دیدم یاد همین مثال خوابتون افتادم وگفتم استاد همین رو می خواهند عنوان کنند ومن همزمان با گوش جان سپردن به این فایل داشتم ورزش عضلانی امروزم رو انجام می دادم ،گفتم خدایا شکرت که با هرروز کارکردن روی خودم وهرلحظه شکرگزاریت وبودن کنار استادم ولذت بردن وسعی در عمل کردن کنار ایشان می توانم باشم ومعلول نباشم و خودم ، خودم را نجات دهم چون همه چیز را تو به من عطا کرده ای واستادی با درایت کنارم که حواسم باشد باید هرروز ذهنم کلام گهربارشان را بشنود و یادم نرود که این مسیر باعث شد امروز ایمان ،آرامش واحساس عالی را در وجودم نهادینه کنم ونتایج بی نظیر بگیرم ، پس باید هرروز آموزه های ارزشمند را به روزرسانی کرده ، در ذهنم تداعی کنم و فقط از مسیر لذت ببرم ولذت برایم همان با کیفیت زندگی کردن است ودر مسیر صراط المستقیم گام برداشتن وهر لحظه شکرگزاربودن که به قول استاد اکثریت مردم از معلولیت ذهنی رنج می برند ومن نمی خواهم ذهن زیبایی که خداوند به من عطا کرده را معلول کنم پس باید هرروز در این مسیر باشم و آگاهانه عمل کنم و از خداوند هدایت بطلبم.
در پناه خداوند مهربانم هر نفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم