live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)

517 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 605 روز

    شود زیادت شادی و غم شود نقصان

    چو‌ شُکر و صبر کنی در میان شادی و غم

    ز شُکر گردد نعمت بر اهل نعمت بیش

    به صبر گردد محنت بر اهل محنت کم

    (انوری)

    سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته نازنین و دوستان خوبم

    خدای من کمکم کن از بندگان شکرگزارت باشم از آنها که هدایتشان کردی و بر آنها نعمت افزونی داشتی .

    ای خدای من ای خالق هرچه هست ای پروردگار جهانیان ازت بینهایت سپاسگزارم که وقتی ازت درخواست رستگاری کردم منو به این سایت هدایت کردی .

    خدای بخشنده من کمکم کن از دام شبکه های مجازی رها بشم و تمرکزم رو روی بهبود خودم بزارم تا نباشم از گروه معلولان.

    _

    این ترم یکی از درسای دانشگاهم راجب فیزیولوژی چشم‌بود وقتی که استاد اعضای چشم‌و‌کارکردشون رو‌توضیح میداد من واقعا حیرت زده شده بودم که چقدر اتفاق در بدن ما رخ میده که ما فقط بتونیم ببینیم، چقدر هر قسمت از بدن ما پیچیده و خلاقانه آفریده شده و‌همه اجزا هر روز دارن به درستی کار خودشون رو‌انجام میدن ،چقدر خداوند به ما نعمت داده و چقدر ما ناتوانیم در شکرگزاری تمامی نعمت ها .

    خدایا شکرت که به من چشم دادی که زیبایی هارو ببینم ،دست دادی که بتونم لمس کنم گوش دادی که بشنوم زبان دادی که بچشم و بینی دادی که ببویم و جهان را آفریدی که من ازش استفاده کنم و لذت ببرم .

    چقدر عاشقتم خداجون .

    کامنت 20 ام از چالش 100 کامنت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2104 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    دوش وقتِ سَحَر از غُصّه نجاتم دادند

    واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند

    بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند

    باده از جامِ تَجَلّیِّ صفاتم دادند

    چه مبارک‌سَحَری بود و چه فرخنده‌شبی

    آن شبِ قدر که این تازه‌براتم دادند

    بعد از این رویِ من و آینهٔ وصفِ جمال

    که در آن‌جا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند

    من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟

    مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

    هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد

    که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

    این همه شهد و شِکر کز سخنم می‌ریزد

    اجرِ صبریست کز آن شاخِ نباتم دادند

    همّتِ حافظ و انفاسِ سحرخیزان بود

    که ز بندِ غمِ ایّام نجاتم دادند

    چقدر این شعر و این فایل زیبا و متناسب هستند دوست داشتم دوباره آنرا بخوانم

    از کجای زیبایی ها بنویسم، از کدام سپاسگزاری بنویسم که حق مطلب را ادا کرده باشم

    تک تک جملات این فایل برایم نو و تازه و گوارا بود

    این فایل آب حیاتی بود برای ذهن خشکیده و ترسیده ام

    اولین چیزی که در درونم احساسش کردم حس شرمساری بود

    شرم از اینهمه فراموشکاری و بی معرفتی

    خیلی بی معرفتی است که بگیری و نبینی، استفاده کنی و غرولند کنی و ناشکری کنی

    خدایا بنده ات را ببخش ببخش ببخش

    همانگونه که تاکنون پرده پوشی کردی و منع نعمت نکردی

    ممنونتم خدا

    دستان الهی ات را می بوسم که همواره پشتیبانم بوده و هستی و بنده غافل از این همه لطف و رحمت و برکتت را رها نکردی

    دستان الهی ات را می بوسم که همواره نگاهدارم بودی و دستم را رها نگردی هر چند که بنده بارها و بارها از این غافل بودم

    دستان الهی ات را می بوسم که همواره حامی ام بودی

    یادم هست از کودکی ام که بارها و بارها از اتفاقات ناگوار معجزه آسا نجاتم دادی

    یادم هست آن روز که سگ هایی خشمگین پارس کنان به سمتم می آمدند و بنده از ترس رو به سوی تو کردم و از تو مدد خواستم و تو چطور همه آن سگ ها را سرد و سالم کردی برایم الهی شکرت

    یادم هست که از روی لبه رودخانه به پایین افتادم و تو با دستانت نجاتم دادی بدون حتی یک خراش الهی شکرت

    یادم هست که مرا از گزند های افراد و از تهمت ها چطور رهاندی الهی شکرت

    یادم هست که چه دلهایی را برایم نرم کردی تا دوست داشتنت را به بنده برسانی و بفهمانی الهی شکرت

    یادم هست که مرا به مسیر تربیتی با خانواده پدربزرگ همراه کردی تا از خیلی جهات تاثیرات خوبی بگیرم و بیراهه نروم الهی شکرت

    یادم هست که چطور خانه برایمان فراهم کردی و به راحتی مرا از روستا به شهر آوردی و مسیر تحصیلم را آسان نمودی الهی شکرت

    یادم هست که چطور دوستانی را به دورم جمع کردی که مایه دلگرمی و شادی ام بودند الهی شکرت

    یادم هست که در مسیر بلوغ جسمی و فکری و استقلال شخصیتی هدایتم کردی الهی شکرت

    یادم هست که مرا وارد بازار کار کردی و دستم را در جیب خودم گذاشتی الهی شکرت

    یادم هست که در دوران دانشگاه حمایت و هدایتم می کردی تا به خوبی آنرا به پایان بردم الهی شکرت

    یادم هست که در مسیر شغلی که داشتم تجربه ها نشانم دادی و پخته ترم کردی الهی شکرت

    یادم هست که مغازه برایم جور کردی و از شراکت بنده را رهاندی الهی شکرت

    یادم هست که چه زیبا سربازی امریه ام را جور کردی و مرا به خانه برگرداندی الهی شکرت

    یادم هست که هدایت هایت را سرعت دادی و بنده را به این مسیر زیبا هدایت کردی و زندگی ام را رنگ و بویی زیبایی دادی و تجربه هایی بی نظیر و فوق العاده را نصیبم کردی الهی شکرت

    یادم هست که لذت و رضایت از گذران روزها را به بنده هدیه دادی و امید را به قلبم بخشیدی الهی شکرت

    یادم هست که خودت گفتی و بنده کتابم را در بهترین احساسات نوشتم و هدایتی چاپش کردی الهی شکرت

    یادم هست که به خواسته هایی که بر اساس قانون و آموزه های جدید در این مسیر زیبا یادم دادی جامه تحقق بخشیدی الهی شکرت

    یادم هست که دوستی هم مدار و همفرکانس را وارد زندگی ام کردی تا لحظاتی ناب را با همدیگر داشته باشیم الهی شکرت

    یادم هست که بنده را به سمت جنگل ابر هدایت کردی و چه همزمانی ها و درس ها و درکهایی که به بنده دادی الهی شکرت

    یادم هست که بنده را از شغلم رها کردی و وارد مسیر خواسته های جدید کردی الهی شکرت

    یادم هست که چطور معجزه آسا پرایدم را تبدیل به هیوندا ورنا کردی الهی شکرت

    یادم هست که چقدر عالی زمین هایی را دچار چالش شده بود برایمان خریدی و به خیر و خوشی تمام کردی و درس هایی فوق العاده به بنده دادی الهی شکرت

    یادم هست که چطور مرا به سفرهایی دلپذیر می بردی و تجربه هایی فوق العاده را به بنده هدیه دادی الهی شکرت

    یادم هست که بنده را به خواسته مدرسی به زیبایی هدایت کردی الهی شکرت

    یادم هست که چه تجربه فوق العاده ای را از تنهایی در شب با تو به بنده هدیه دادی که نمی توانم وصفش کنم و فقط می گفتم خدایااااا شششکرت الهی شکرت

    یادم هست که مرا همراه دوست فرکانسی ام به سفری بردی و تجربه ای متفاوت را به بنده دادی و احساس لیاقت و ارزشمندی ام را افزودی الهی شکرت

    یادم هست که هر بار شگفت زده ام می کردی و مرا از روزمرگی می رهاندی و افرادی جدید و متنوع را سر راهم قرار می دادی الهی شکرت

    الهی شکر در هر برهه از زندگی آنچه که واضح و مشهود است رد پای تو و دستان توست که همراه و پشتیبانی ام کرد و هیچگاه تنهایم نگذاشت همانگونه که پیامبرش را تنها نگذاشت و اینگونه زیبا در گوش دلش زمزمه کرد

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    وَالضُّحَى ﴿1﴾

    سوگند به روشنایى روز

    وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى ﴿2﴾

    سوگند به شب چون آرام گیرد

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى ﴿3﴾

    که پروردگارت تو را وانگذاشته و خشم نداشته است

    وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى ﴿4﴾

    و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى ﴿5)

    و بزودى پروردگارت عطاهای بسیارت می کند تا خرسند گردى

    أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى ﴿6﴾

    مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد

    وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى ﴿7﴾

    و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد

    وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى ﴿8﴾

    و تو را تنگدست‏ یافت و بى ‏نیاز گردانید

    فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ ﴿9﴾

    و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را هرگز میازار

    وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ ﴿10﴾

    و سائل را از خود مران

    الحمد لله رب العالمین

    و چه کسی راست گفتار تر از خدای مهربان

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    بنام خدا

    واقعا سپاسگزاری خیلی حال ادم رو خوب میکنه

    سپاسگزاری ک اگاهانه باشه

    یادم میاد زمانی ک تو در و دیوار بودم خداروشکر رو هم خیلی میگفتم

    ولی واقعا گشایش قلب و احساسی توش نبود

    بخوام‌ ریز بشم کلی چیز خوب هست تو زندگیم

    ی مثال : روزمره اش

    مثلا دستشویی رفتن دخترم

    اینقدررر این بچه راحت پوشک رو ترک کرد

    خودش

    ( سر ترک پوشک پسرم ب خاطر نا اگاهی و مشورت اشتباه ( با ی روانشناس کودک ک بشدت سخت گیر بود)

    من و پسرم بشدت اذیت شدیم و شاید اضطراب پسرم تا این سن 11 سالگی شروعش از اونجا باشه)

    سر دخترم گفتم کاری ب حرف دیگران ندارم

    هر وقت امادکی داشت ترک میکنه

    و همینم شد

    مثل ابخوردن توی دو خرده ای سالگی

    خودش کنار گذاشت

    و الان ک س ساله اس

    خیلی وقتا بدون کمک من میره دستشویی

    خودش رو میشوره

    زمین رو میشوره

    و چقدر ذهنم راحت و هر دو‌ارامش داریم

    دیروز با دوستم بچه ها رو برده بودیم پارک

    و دخترش و دخترم اومدن بدون دمپایی روی چمن ها بپرن

    من : افرین بچه ها بازی کنین

    دوستم ب دخترش : ماماااان چمن ممکنه حساسیت بیاره چرا بدون دمپایی رفتی

    من گفتم فاطمه ول کن تروخدا بذار بازی کنن

    مگه ما تو بچگی تو پارک و چمن بدون کفش و دمپایی بازی نکردیم

    ایشون کلا توی اینستا پیجهای پزشکی کودکان رو دنبال میکنه

    و دقیقا هر رست همسرش اینا ب جای استراحت و‌تفریح درگیر دکتر بچه هان

    نوبتی بچه ها مریض میشن و ب قول خودش اون ( مرخصی) رست کوفتشون میشه

    بدون اغراق هرررر مرخصی همسرش ( که یک هفته در میون)

    وقتی میبینمش

    میگم با خودم ک قانون درست عمل میکنه

    درمورد قانون اصلا باهاش صحبت نمیکنم چون تو این فضا نیس و نتیجه تمرکز بر کلیپ های بیماری و جراحی

    ورود این دست شرایط رو ب زندگیش ملس کرده

    من اکاهانه هر روز بابت سلامتی خودم

    همسرم و بچه هام شکرگزاری میکنم

    و نتیجه سلامتی بیشتر تو‌زندگیمون

    شکر که پولمون داره برای خورد و‌خوراک

    تحصیل ، کلاس های مهارتی ، .. هزینه میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 875 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست

    با درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم

    من امروز تو تمرین ستاره قطبی مواردی رو که برای محل کارم نوشته بودم با لطف خدا همه اش رو با موفقیت انجام دادم و تصمیم گرفتم کارهائی که می نویسم، تایم قرار بدم و هم اینکه سئوالاتی که استاد یاد دادن اولش از خودم بپرسم تا با کیفیت بهتر در زمان کمتر انجامشون بدم.

    استاد می فرمایند خلق کردن خیلی راحتتر از اون چیزیه که فکرش رو می کنید و ما با اجرای قوانین خیلی سریع به خواسته هامون می رسیم، عجله ای هم در کار نیست، امروز مصداق خواب استاد رو در فرایند تکاملم در موسیقی به عینه دیدم، تمرکز من بر روی پیشرفت موسیقیم هست. همکارام هر روز با سر و صدا باعث کاهش تمرکزم می شدند ولی امروز کاملا بی صدا بودند و شرایط تمرکز بر روی کارم امروز عالی بود، حتی یه همکار که همیشه میومد اتاقمون با همکارم رفتند بیرون حرف زدند .

    ما خالق چیزهای خوب زندگیمون هستیم این رو باور کنیم و به اعماق قلبمون بفرستیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    ناعمه احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1338 روز

    سلام

    لایو 21

    چکار کنم دست از کار کردن روی باورهامون برنداریم ؟؟

    هرچقدر باور کنیم این نوع نگاه این نوع نگرش جواب بده، پس ما ادامه میدیم

    وقتی باور میکنم سپاسگزاری حال منو خوب میکنه، وقتی باور میکنم باور فراوانی بهم احساس ارامش میده، وقتی باور میکنم قوانین جهان ثابته بهم ارامش میده ک عجله نکنم و اهسته قدم های تکاملی ام رو بردارم و بزارم ظرف وجودی ام خودش بزرگ شه،

    وقتی باور میکنم احساس خوبم اتفاقات خوب رو رقم میزنه و احساس بدم اتفاقات بد برام بوجود میاره

    وقتی بیشتر اون درخواست هایی ک دارم تو ستاره قطبی بهش میرسم و ایمانم بیشتر میشه، وقتی می بینم ک میتونم خلق کنم اون چیزی رو ک میخوام(البته باتوجه ب ظرف وجودی ام و باور و ایمانم ب خدا)، وقتی قانون اعراض و برانگیختگی روابط، رفتار اون فرد رو 100 درصد تغییر میده ووووو

    من این نتایج رو دیدم پس چرا دست از کار کردن رو باورهام بکشم

    انسان فراموشکاره

    عاملی ک باعث نتایج خوب شده رو فراموش میکنه، ولی شما تا وقتی از قانون استفاده کنی و روی خودت کار کنی جواب می گیری، و وقتی یادمون بره توجه ب نکات مثبت رو، تقوا رو، سپاسگزاری رو، احساس خوب رو، رفته رفته نتایج خوبت از بین میره

    باید همیشه ب یاد خودمون بیاریم ک این احساس خوب و باورهای قبلی ک درخودمون ساختیم مارو ب این جایی ک هستیم رسونده

    یه نشانه و هینت ای ک بهمون کمک میکنه بفهمیم از مسیر خارج شدیم و ب خودمون برگردیم اینه ک اعضای بدن مون شروع ب آلارم دادن میکنن

    دقیقا استاد من یه موقع هایی ک میبینم حالم خنثی یا مثلا فس شدم می بینم عهههههه من مدتی عه سپاسگزار داشته هام نیستم هی ب خدا فقط بلدم درخواست بدم هی ب خودم میگم نه من تا تیک اون خواسته ام رو نزنم خوشحال نمیشم تا اون پول ب حسابم نیاد تا ب اون هدفم نرسم خوشحال نمیشم و ب خودم میام می بینم از لحظه حالم هم لذت نمیبرم و این میشه دلیل نبود احساس خوبم

    و اینجاست ک اهمیت تمرین ستاره قطبی رو میفهمم، اینکه از اول صبح فرکانس ام رو تنظیم کنم رو داشته هام و درخواست بدم ک چه اتفاقات زیبایی رو میخوام تجربه کنم و خودم می بینم به عینه وقتی تمرین رو با جدیت انجام میدم چ اتفاقات خوبی میوفته برام و من رو چقدر متمرکزتر روی نکات مثبت روزم میکنه و همینطور خود ب خود سپاسگزارتر میشم

    باید ب خودم یادآوری کنم سپاسگزاری باید حال دلم رو خوب کنه، انقدر نتیجه اش خوب بوده برام ک من رو در صلح با خودم قوی تر میکنه، من رو آرام تر میکنه، من حتی از باد خنکی ک توی اتوبوس شلوغ یا مترو بهم میخوره انقدر حالم خوب میشه و ب خودم میگم آفرین ناعمه چقدر آرام و درصلح هستی و همین من رو هدایت میکنه ب بهترین شرایط

    همون قانون آسان گیر برخودکارها

    کز روی طبع

    سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش(سخت گیر)

    سپاسگزاری بزرگ ترین دروازه رسیدن ب نعمت هاست

    در رابطه با تمرکز بر نکات مثبت مثل خاطره بانک شما،دقیقا برای منم پیش اومده استاد، و در این شرایط من متوجه اینکه قانون جواب میده میشم، وقتی من توجه ام روی نکات مثبت هست هدایت میشم ب افرادی ک کارم رو عالی انجام میدن، مثلا برای من،خواهرم و مادرم یک کار بانکی مشابه بوجود اومد درصورتی ک من رفتم و هدایت شدم ب یک غرفه ک کارمندی بسیار محترم اونجا بود حتی گفت من شما رو میشناسم شعبه قبلی ک بودیم شمارو دیدم یکبار و با یک روی بسیار خوش و محترمانه کار من رو انجام داد ولی مادرو خواهر من 2 یا 3 بار مراجعه کردن ب بانک و هربار با کلی حرف ک اینا کار راه نمیندازن و اینا میومدن خونه،و من توجهی نمیکنم ب حرف هاشون و این خیلی خوبه ک ادم نتیجه یک سری افراد رو از نزدیک می بینه و میفهمه ک من نباید اصلا مثل این شخص رفتار کنم، من باید تمرکزم روی نکات مثبت افراد باشه باید تحسین کنم نباید غر بزنم گله و شکایت کنم

    بهترین کار اینه ک بجای اینکه تمرکز کنیم روی ظاهر بد یک اتفاق بیایم تمرکز کنیم روی نکات مثبت اطراف مون و ب قولی نیمه پر لیوان رو ببینیم و در این جور مواقع هست ک ما باید ایمان مون نشون بدیم با تقوا با کنترل ذهن و صبر داشتن

    ما میتونیم از تضادها و اتفاقات به ظاهر تاکید میکنم به ظاهر بدی ک برامون رخ میده، نکات مثبت شو بکشیم بیرون و افسار ذهن مون رو بگیریم دستمون نزاریم شیطان باخودش ببره و هی اوضاع و بد و بدتر کنه بلکه ما باید ناظر بر افکارمون باشیم و همون ابتدا افسارشو بگیریم و هدایت اش کنیم ب راه راست همون ابتدا ک کار آسونه انجامش بدیم خیلی راحت تر از پسش برمیایم

    وای استاد اینو گفتین ک همه معلول ان، ینی بیشترین سپاسگزاری من از همین بابته از خدای عزیزم

    استاد من یک آدم هایی رو می بینم وقت شون انرژی شون رو جوونی شون رو پای چی میزارن، بخودم میگم اخه بابا جان تو یه بار ب دنیا اومدی چطوری میتونی انقدر وقتت رو هدر بدی، میبینم از همه لحاظ داغون، از روابط های الکی ک فقط دردسر و حاشیه است، از سالم نبودن تفریحات شون وابستگی ب سیگار و با قرص خوابیدن، از چرخیدن الکی تو فضای مجازی، از بحث های بیهوده و الکی و ب قول خودشون فلسفی طور، از ندوستن قوانین جهان، از نشناختن خدا، بعد خودم رو مقایسه میکنم باهاشون استاد ینی هنگ میکنم میگم خدایا من که از اینا سنم خیلی کمتره من ک از لحاظ ثروت و یا مثلا جایگاه شغلی هنوز مونده تا ب اینا برسم ( مثلا دکتره یارو ثروت هم داره) بعد می بینم آقا هیچ سر درنمیاره از قانون، با خودش و جهان در صلح نیست اصن نمیدونه جهان همچین قوانینی داره، یا پسرهایی ک دیگه نزدیک 40-30 سال شون شده هنوز ک هنوزه شکایت از مملکت ک کار براشون جور کنه، اخه شرک تا ب کجا تا ب کِی

    اصن وقتی می بینم ملت انقدر تو در و دیوارن میگم بابااااااا من صد تای این حال خوب و معنویت با خدام و صلح با خودم رو ب جایگاه و ثروت این افراد نمیدم، و همینا باعث میشه من سپاسگزارتر باشم ک با شما و سایت آشنا شدم، واقعا سپاسگزارم از شما از خدای عزیزم ک هدایتم کردم

    استاد شده من مثلا میرم برای پیاده روی، از خانم های مسن میرم و میپرسم مثلا یه نصیحتی پیشنهادی چیزی دارن بهم بگن بیشتر واقعا برای افزایش عزت نفس خودم هست ک قانون درخواست رو انجام بدم و ببینم این مردم کجای کارن، بعد آقا بحث جایی کشیده شد دیدم باز دارن قدرت رو میدن دست بنده های خدا و شرک دارن، همون لحظه گفتم اوکی ممنون بای، ینی من حتی از مثلا باتجربه ترین هاشون هم اطلاعاتم از قوانین بیشتر بود، بد میگم بنده خداها شما این دنیا هم تو دیوار بودین اون دنیا ک کارتون سخت تره

    و من هم می بینم ب عینه ک تمام بدبختی های مردم برای شرکی ک دارن هست، اصن چیزی ب نام توحید و رب رو نمیشناسن، قدرت کی داره دولت، مجلس، دلار، گوشت مرغ، تخم مرغ

    ای خدا اینا همون شرک هایی هست ک تو قران میگه، زمان پیامبرها یک جور بوده الان اینجوریه تو زمونه ما

    ینی یه موقع هایی ب خودم میگم این آدما یه درخواست کوچولو از خدا نداشتن ک هدایت بشن ب سمت آشنا شدن با قوانین و خداوند

    افسوس ک اون دنیا وضع تون بدتره

    ینی من ب خودم میگم همیشه حق نداری این دنیاتو خوب نسازی چون تو قراره ابدی بری یه جا ولی اینکه کجا خودت انتخاب میکنی چطوری ؟ با ساختن این دنیات، و تمام تلاشم برای اینه ک بتونم اینجا توی این دنیای مادی حالم رو خوب کنم ب انعمت علیهم برسم تا با عشق برم اون دنیا بگم بزن بریممممم

    عملکرد ما نشون میده ک چه باور هایی داریم

    بنظرم همون لحظاتی ک باید ایمان مون رو نشون بدیم

    همون لحظاتی ک باوجود ترس میریم تو دلش، همون لحظاتی ک فقط و فقط خدارو داریم، ک فقط ب خودش توکل میکنیم،سعی میکنیم یکی یکی شرک هامون رو از بین ببریم، بنده تر بشیم،موحد تر بشیم، تنها خودش رو بپرستیم، همون لحظاتی ک باید عمل کنیم ب ایده هامون، بند کفش هامون رو سفت کنیم، نترسیم از پدر از رئیس از دولت از گرونی از حرف های بیهوده اطرافیان، همون لحظاتی ک از صابرین هستیم با امید

    حرکت کردن

    استاد : من کلا موافق حرکت هستم

    حرکت ب امید پیشرفت

    ب امید درک بهتر جهان

    ب امید تجربه های جدیدتر

    حالا این حرکت کردن میشه مهاجرت کردن، میشه بیرون اومدن از منطقه امن مون، هرچی ک باعث بشه ما بیشتر تجربه کنیم جهان رو

    مثالش خود من ک هربار شغلم رو عوض کردم، کلیییی رشد کردم از گسترش ارتباطات و عزت نفس، کشف کردن توانایی ها و استعداد هام، حتی موحدتر هم میشدم،رابطه ام ب خدا نزدیکتر میشه، درسته اولش ک میخوای استارت رو بزنی ترس از نشدن داری ولی اون ایمانه می چربه ب قول استاد

    استاد دقیقا من خودم دیدم افرادی از فامیل مون ک مهاجرت کردن و ب قولی فرار کردن حالا چ از طریق ازدواج ک اصن براشون مهم نبوده با طرف میتونن زندگی کنن یا نه،و بدنبال موفقیت و ثروت در یک جای دیگه گشتن، و الان ک تو اون کشور هستن همش بدو بدو از این سفارت ب اون سفارت، و دقیقا همون ادمی هستن ک اینجا شاد نبودن از این جایی ک بودن لذت نمیبردن و حالا هم ک اونجا هستن شادی درشون نمیبینم،هیچ گردش و تفریح ای ندارن، و این روزا می بینم خیلی هارو ک بدو بدو دارن برای فروش و رفتن و منی ک اصلا تو بحثاشون شرکت نمیکنم و حرصی نمیزنم برای اینکه ایران هستیم، چراکه خدایی ک تو اینجا نتونی پیدا کنی و از زندگیت لذت نبری هرجای دنیا هم بری وضع ات باز همینه

    در مورد قران خوندن هم من هرچه بیشتر میخونم بیشتر متوجه میشم ک چقدر آسان و ب قول شما منطقی هست، انقدر قوانین بهتر زندگی کردن رو بهمون گفته خدا ک ادم حظ میکنه، من ک عاشق قران خوندن شدم

    وقتی میخونی ادم میفهمه ک آره ب قول شما همه چیز توحیده همهههههههه چیز

    همه چیز فقط رب رو باور کردنه، از رب خواستن عه، قدرت رو فقط ب رب دادن عه

    ممنونم برای این فایل عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2686 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز

    در مورد کارکردن روی باورها در مورد خودم

    روزی ک وارد سایت شدم فقط من فایل گوش میدادم انگار توی ی دنیای دیگه بودم با حرفهای جدید قبلا ی چیزهایی شنیده بودم در مورد خدا و ثروت و روابط الان ی چیزهایی دیگه و دوست داشتم گوش بدم و چون خیلی تو مدار نبودم ی آگهی جدید ک گوش میکردم میرفتم به این و اون میگفتم و چقدر انرژیم هدر رفت و همون چیزهایی ک گوش داده بودم و حس خوبی داشتم دیدم دیگه مثل اون اوایل نیستم و دوباره شروع کردم به گوش دادن کم و بیش فایلها هر چی میرفتم جلوتر ی اتفاقات جالبی واسم میفتاد و دیدم کارهایی ک نباید انجام بدم خودبخود انجام نمیدام و آرامش داشتم درآمدم روزبه روز بیشتر می‌شد صدای الهامات بیشتر می‌شنیدم و چقدر حالم خوب بود تا موقعی ک نتایج هی بیشتر و بیشتر می‌شد و من در غرق اون نتایجی از کارکردن اون فایلهایی بود ک داشت باورهام عوض،می‌شد وقتی ک سرگرم بازی بیرون بودم و تفریحاتی ک داشتم کمتر فایل گوش،میدادم و سپاسگزاری کمتر بود نتایجم کمتر می‌شد و گیر به بیرون دادم و کلا شرک داشتم یکی از فایلها استاد از قبل گوش داده بودن گفتن تا وقتی ذاری روی باورهات کار میکنی به مدار بالاتر میری کار نکنی سقوط میکنی ک همونجا بخودم گفتم ک باید حتما روی خودم کار کنم و متعهد باشم و همیشه توسایت بودم کامنت میخوندم فایل میدیدم بعد از چند هفته دوباره پول و ثروت به طرفم سرازیر شد و همه چی دوباره خوب پیش رفت آنقدر غرق بازی شدم ک یهو بخود اومدم ک دیگه هیچ فعالیتی تو سایت ندارم و فراموش کردم اون تعهد رو ک باید بصورت تداوم روی خودم کار کنم چون کار نکنم سقوط کردم و دوباره بهم درس نشد ک اگر میخوای موفق بشی باید روی باورهات کار بشه در غیر اینصورت باید تقلا کنی

    در مورد سپاسگزاری

    تا وقتی ک من درست شکرگزاری میکردم از داشتهام نتیجه داشتم تو زندگیم حالم خوب بود اتفاقات خوب میفتاد حسابم همیشه پر پول بود از جاهایی پول میمود بحسابم ک اصلا باور نمیشد و جاهایی اشک ذوق می‌ریختم و کلا حالم خوب بود آدمهای اطرافم خوب شدن چون فقط سپاسگزاری میکردم و تا وقتی ک یاد خدا بودم خدا هم یاد من بود و چ جاهایی بود یادش نبودم در خوشی و خوشحالیم خدا رو کمتر یاد میکردم همون خوشحالی ک خودش،بوجود آورد من فراموشش کردم اما وقتی می‌رسیدم جایی ک همه جای زندگی ترس گرفته بودم خودش رو صدا میزدم اما اون هیچ وقت منو فراموش نکرد اون همیشه حضور داشت و کمکم می‌کرد وقتی دوباره میرفتم دنبال چیزهای بیرونی کمتر به یادتش بود وقتی در هر لحظه بیادتش باشیم و شکر نعمتهای بیشمارش رو بجایی بیاریم محاله دست خالی از پیشش برگردیم چون من هستم ک جلوی دریافت نعمت ها و ثروت‌ها رو میگیرم و گرنه خداوند همیشه مثل ی رود جاریه ما سد میزاریم جلوش من دخالت تو کار خدا میکنم و نمیزارم ثروت وارد زندگیم بشه و گرنه اگه با خودش باشم پادشاهی میکنم

    اگر هر روز بتونم از نعمتهای ک خدا داده هر روز سپاسگزار باشم و تداوم داشته باشه من میرم به ی مدار بالاتر و ظرف بزرگتر میشه و میتونم و لایق هستم

    در پناه خداوند رزاق و هدایتگرم باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1644 روز

    به نام خدای مهربون و قشنگم

    گام هفدهم خونه تکونی ذهن زیبا و ایده پردازم

    خدایا میلیون ها بار ازت ممنونم نمیدونم چطور این حسم رو انتقال بدم حسی ک الان دارم پر از،خوشبختی و آرامشه پر از،فراوانی و حال خوبه به عینه دارم میبینم هرجا میرم همه عاشقم میشن و این لطف بیکرااااان پروردگارمه با حضور من هرجایی ک باشم اونجا غرق در بزن و برقص و فارغ از،کل دنیا و حواشی پیش میره دیشب مهمونی خونه خاله همسرم بودیم همه سر یه جریانی داشتن باهم بحث میکردن من آگاهانه ذهنم رو درگیر یه پسر کوچولوی خیلیییییی خوشگل و شیطون کردم شروع کردم باهاش ارتباط گرفتن حتی ب من گفت زن دایی منی ک قرار نبود هیچ وقت زن دایی باشم شدم زن دایی و چقدر خوش گذشت باهاش شروع کردیم بازی کردن و گفتم برام شعر بخونه انقدر دگ غرق حال خوب بودیم ک کم کم صداها قط شد و توجه ها رو ما بود منی ک تازه نامزد کردم و خیلی تو جمعشون نبودم و لیامی ک انقد شیطونه اصن با کسی گرم نمیگیره چقد مودب کنارم نشسته بود و هی باهم بازی میکردیم و همه در حیرت؟!

    الهی اعتبار همه اینا دست توعه من کاره ای نیسم من فقط دارم باهات عشق بازی میکنم ی کوچولو شاید از مسیر دربیام ولی درجا برم می‌گردونی ب آغوش خودت الهی هزاراااااااان بار سپاسگزارم میلیون ها بار برای سلامتیم بزرگترین نعمتی ک تو این جهان بهم دادی انرژی بالایی ک بهم دادی زیبایی ک دادی آدم های خوبی ک سرراهم قرار دادی و هزاران نعمت دگ ک دارم ازت ممنونم

    استاد چقد این رویایی ک دیدین و من دوس دارم شاید بالای 10 بار گوشش کردم و آویزه گوشمه اون جاهایی ک ذهنم میپره عه عقب موندم باید ی کاری کنم این تصویر میاد تو ذهنم ک همه معلولن هیچ کس از کسی دگ بالاتر یا پایین تر نیس همه دقیقا همون جایی ک باید باشن هستن و وقتی میپذیری خیلی راحت پیش میره برات همه چیز، الهی عاشقتم و ممنونم ک هدایتم کردی ب مسیر خودت و هرچقد ک بیشتر سپاسگزاری نعمت هام رو میکنم همونقدر بیشتر هوامو داری ب همین سادگی !

    خواسته من همیشه ازت این بوده اول اون رهایی و آرامش رو بهم بده بعد جریان ثروت دائمی رو وصل کن بهم همینطورم کردی برام من رهااااای رها هستم از هرچیزی ک حتی ی لحظه حالمو دگرگون کنه خدایا شکرت

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جووووونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای رزاق و بخشندم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 1971 روز

    به نام رب هدایتگرم

    «هفدهمین فایل از پروژه »

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته گرامی امیدوارم حالتون عالی باشه .

    خدایاشکرت برای این فایل ارزشمند که در مدارش قرار گرفتم.

    من در کل روحیه شادی دارم و اکثر مواقع حسم خوبه ، به کسی وابسته نیستم ، حال خودمو میتونم خوب کنم ، از تنهایی لذت میبرم ، سعی میکنم مثبت اندیش باشمو….

    اما چندماهی که از سایت دور بودم اکثرا بی حوصله و کسل بودم، آروم و قرار نداشتم و همیشه دنبال کسی بودم که وقتمو پر کنم استفاده از شبکه های اجتماعی رو شروع کرده بودم ، دفتر شکرگزاریمو کنار گذاشته بودم و تمام این اتفاقات از یک نتیجه خوب شروع شد!

    با یک نتیجه خوب که بهتر از نتایج قبلیم بود و منو مغرور کرد کم کم از مسیر خارج شدم حالا بقیش و ادامه نمیدم چون دوری از سایت برام جهنم بود.

    و اما امروز که در حین مسواک زدن ،واسه خودم قر میدادم و تو ذهنم شادو خوشحال بودم ،یک آن تو فکر رفتم بغضم گرفت گفتم نجمه جانم تو دوباره شدی همون دختر کوچولوی شاد و شیطون قبلی، چندهفته پیش تمام وجودت پر بود از افکار منفی و ناسپاسی و… ،اما به محض اینکه فهمیدی هرز پریدی و تسلیم شدی ، خداوند هدایتت کرد تا دوباره به اصل خودت برگردی

    اصلِ تو همین حالِ، همین حالی که با دیدن برگهای زرد پاییزی اشک میریزی، همین حالی که وقتی گلهای تو باغچه رو لمس میکنی گریه ت میگیره .

    همین حالت که چندروز پیش داشتی و با بوی بارون بغضت گرفتو خدارو شکر کردی …..

    استاد جانم مثالی که زدید خیلی ملموس بود من فراموشکارم, دلیل نتایج خوبمو یادم میره ،

    الان ذهنم داره بازیم میده میگه ضعفت رو نپذیر !تو هیچ ایرادی نداری.

    اما من قدرتمندم و با تموم وجودم مسئولیت افکارم رو قبول میکنم مشکل از باورهای منه که با یک نتیجه عالی، کم کم از مسیر خارج میشم و تا جایی ادامه میدم که ورق کاملا برگرده ،نتیجه ازبین بره و به عجز بیوفتم!!!!

    من فراموشکارم و خیلی زود دلیل اینهمه اتفاقات خوب رو یادم میره ….

    اما خداروشکر میکنم دوباره برگشتم به مسیر.

    با پذیرش این ضعفه که ،میتونم در شخصیتم بهبود ایجاد کنم .

    تمرین و تکامل میخواد که هرلحظه یادم باشه چی باعث شده این نتیجه ها رو بگیرم

    تعهد میدم تا حد ممکن،تلاش کنم

    خدایاشکرت که همیشه همراهمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2256 روز

    چه کار کنم که در زمان کار کردن روی باورهام ادامه بدم و رها نکنم؟

    کار کردن روی باورها یعنی چه ؟

    یعنی توجه کردن به نکات مثبت

    داشتن احساس خوب

    نوشتن و گفتن از ایمان و خداوند و هرآنچه احساس خوبی میده بهت ،

    احساس سپاسگزاری داشتن در زمان بیدار شدن از خواب و زمان به خواب رفتن …

    خب اول باید بررسی کنی که

    چقدر باور داری که این نوع نگاه و نگرش نتایج بهتری رو برای تو خلق میکنه ؟

    چقدر باور داری که تو میتونی با افکار ت زندگیت رو خلق کنی ؟

    آیا همزمانی‌ها و اتفاقاتی که در زمان کار کردن روی باورهات در زندگی‌ت رخ میده دیدی و تجربه کرده‌ای ؟

    آیا متوجه تغییرات جهان پیرامونت در زمان تعهدت شدی ؟

    باید بد‌ونی که

    انسان فراموشکار هست

    زمانی که با ذهنش زندگی رو خلق می‌کنه ممکنه درگیر نتایج بشه و باز هم گرفتار بشه در روزمرگی و روند عادی زندگی و از قوانین ، مسیر و عاملی که براش نتایج دلخواه رو خلق کرده غفلت کنه .

    بعد با کار نکردن روی باورها ، دچار سختی‌ها و مشکلاتی که حاصل تفکر غافلانه و زندگی ناآگاهانه هست میشه و نتیجه‌ی خلق شده رو از دست میده .

    کار نکردن روی باورها یعنی چی ؟

    توجه کردن به ضعف ها و کمبودها،

    دیدن نداشته‌ها ،

    وابستگی در روابط ،

    انتظار داشتن از دیگران ک احساس ت رو بهتر کنن،

    کنترل نکردن ورودی ها و …

    این مسیر نتایج خوشایند رو در زندگی کمرنگ میکنن و نتایج ناگوار و ناخوشایندی رو که طبیعی و بدیهی هم دیده میشه در دید انسانهای عادی به بار میارن .

    پس

    همه ما نیاز داریم که تمرین کنیم

    همه ما نیاز به یادآوری داریم

    چون انسان فراموشکار ه و خیلی زود عامل خوشبختی‌ها و نتایج‌ش رو از یاد می بره .

    بنابراین

    من نیاز دارم به اینکه بر خودم و افکارم نظارت کنم. تقوا داشته باشم .

    کنترل آگاهانه‌ای داشته باشم بر افکار و احساساتم و به محض اینکه احساسم تغییر می‌کنه و حالم خراب میشه

    و یا جسمم واکنش نشون میده یا نشانه‌هایی دریافت میکنم

    باید متوجه بشم که از مسیر خارج شدم .

    و سعی کنم با سپاسگزاری دوباره خود رو به مسیر اصلی برگردونم .

    چون ناسپاسی راهی است برای خارج کردن من از مسیر راست و الهی و سپاسگزاری واقعی (که نتیجه ش حال خوبه ) ابزاری هست برای برگشتن به مسیر و رسیدن به احساس و نتایج بهتر .

    زمانی که حالت سپاسگزارانه دارم ، اتفاقات عالی از در و دیوار وارد زندگیم میشه و بر سرم می‌باره .

    سپاسگزاری واقعی قلبت رو باز میکنه ، بدنت رو به آرامش و رهایی می‌رسونه ، احساس سبکی می‌کنی . زمانی که به این همه نعمتی که تو رو احاطه کرده نگاه کنی دگرگون و منقلب میشی و هاله ای از آرامش و اطمینان خاطر وجودت رو در برمیگیره . سپاسگزاری واقعی باعث میشه غم ها و ترس هات فراموش بشن .

    وقتی می نویسی فهرستی از داشته های زندگیت رو ، احساس شرمندگی می‌کنی که چطور این همه نعمت رو ندیدی .

    از دست و زبان که برآید

    کز عهده ی شکرش به درآید ؟!

    سپاسگزاری بزرگترین دروازه ی ورود نعمتها و ثروت‌ها به زندگی من هست .

    به محض انجام سپاسگزاری و ایجاد فرکانس جدید بدنت شروع می‌کنه به واکنش نشان دادن و قوی تر عمل کردن .

    حتا زمانی که ظاهر امر خلاف خواسته‌ی من هست .

    در این مواقع شیطان میگه : همینه ک هست و چیزی تغییر نمیکنه و اوضاع بد میشه . اما خدای درون میگه : نه تو میتونی با افکار ت تغییر بدی شرایط رو . اگر فرکانس مناسب بفرستی ، اگر باورهات رو درست کنی ، اگر سپاسگزار باشی .

    بنابراین به این نتیجه میرسم که اگر من وعده ی خدا رو باور کنم و بتونم احساسم رو خوب کنم . و اگر من بتونم ذهنم رو کنترل کنم و تمرکزم رو بذارم بر زیبایی‌ها ، احساسم رو با صحبت کردن با خودم بهتر کنم ، میتونم تغییر بدم وضعیت و ظاهر رو و برانگیخته کنم وجه خوب و مثبت آدمها و اتفاقات رو .

    آدمهای کمی هستند که بتوانند در این شرایط بر اصل تمرکز کنند و اصل رو اجرا کنند .

    آدمهای کمی هستند که زیبایی ها رو ببیند .آدمهای کمی هستند که سپاسگزار داشته‌ها باشند اون هم در زمانی که اوضاع کمی نامساعد شده . آدمهای کمی هستند که بتونن ذهن رو کنترل و هدایت کنن به سمت خوبی‌ها و دیدن زیبایی‌ها .

    جامعه تمرکز خودش رو بر روی کمبودها ، جنگ‌ها ، بیماری ها ، مشکلات و مسائل گذاشته اند و در مورد اونها میگن و می‌نویسن و می‌آموزن و در چنین جامعه‌ای که همه از نظر باور معلولانه عمل میکنند ، من فقط کافی است تا به کار کردن روی باورها م ادامه بدم تا سوت زنان با تفریح و خوش‌گذرانی و بدون نگرانی و استرس ، با لذت بردن از جاده‌ی زیبا و سرسبز زندگی عبور کنم و خوشبختی‌ها و ثروت رو تجربه کنم و به دست بیارم .

    دلیل تقلا و سختی کشیدن ها از مسیر خداوند خارج شدن ها هست

    تا زمانی که در مسیر خداوند باشی همه چیز به آسانی اتفاق می افته .

    بنابراین اگر من تمرکزم رو بر روی فراوانی و زیبایی بگذارم دنیای من به سرعت تغییر می‌کنه و آسان میشم برای آسانیها و نعمتها .

    خدایا شکرت ک قدرت خلق زندگی م رو به خودم دادی و داری من رو با این قدرت آشنا می کنی.⁦:⁠-⁠*⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فاطمه محسنی گفته:
    مدت عضویت: 293 روز

    گام هفدهم

    خدای من شکرت که بهم توفیق دادی تا بازم در این سایت باشم اصلو تکرار کنم و کامنت بخونم فایل ببینم و عملگراتر بشم

    خدای من شکرت بابت اینکه روغن زیتون اصل داریم و به موهام زدم

    خدای من شکرت بابت پیشرفت تکنولوژی

    خدای من شکرت بابت اینکه این حجم از اگاهی رو از کامنتا دریافت کردم

    خدای من شکرت که نسبت به بازیه پرسروصدای برادر کوچکم کنترل ذهن انجام دادم

    خدای من شکرت بابت اینکه عملگراییم بالا رفته

    خدای من شکرت بابت اهنگای شاد بایت حرفای مثبت بابت امیدی که به قلبم میتابونی خدای من شکرت بابت قوانین بدون تغییرت بابت خواب با ارامشم بابت زندگی نرمال و بدون مشکلم

    خدای من شکرت بابت اینکه هستی

    خدای من شکرت بابت کره محلی و عسل خوشمزه

    خدای من شکرت بابت فراوانی نعمت ها که هر چیزی که تموم میشه بازم ببشتر بهتر باکیفیت تر جایگزین میشه

    خدای من شکرت بابت بوی خوش

    خدای من شکرت بابت تواناییم در حس کردن بوها

    خدای من شکرت بابت حواس پنجگانم

    خدای من شکرت بابت خواهر و برادرام

    خدای من شکرت بابت مادر مهربانم که این همه با دلسوزی و مهربانی کار میکنه تلاش میکنه

    خدایا شکرت

    سپاسگزاری دروازه ایست رو به فراوانی نعمت ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: