live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    194MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

590 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1873 روز

    به نام خدای مهربون و قشنگم

    گام هفدهم خونه تکونی ذهن زیبا و ایده پردازم

    خدایا میلیون ها بار ازت ممنونم نمیدونم چطور این حسم رو انتقال بدم حسی ک الان دارم پر از،خوشبختی و آرامشه پر از،فراوانی و حال خوبه به عینه دارم میبینم هرجا میرم همه عاشقم میشن و این لطف بیکرااااان پروردگارمه با حضور من هرجایی ک باشم اونجا غرق در بزن و برقص و فارغ از،کل دنیا و حواشی پیش میره دیشب مهمونی خونه خاله همسرم بودیم همه سر یه جریانی داشتن باهم بحث میکردن من آگاهانه ذهنم رو درگیر یه پسر کوچولوی خیلیییییی خوشگل و شیطون کردم شروع کردم باهاش ارتباط گرفتن حتی ب من گفت زن دایی منی ک قرار نبود هیچ وقت زن دایی باشم شدم زن دایی و چقدر خوش گذشت باهاش شروع کردیم بازی کردن و گفتم برام شعر بخونه انقدر دگ غرق حال خوب بودیم ک کم کم صداها قط شد و توجه ها رو ما بود منی ک تازه نامزد کردم و خیلی تو جمعشون نبودم و لیامی ک انقد شیطونه اصن با کسی گرم نمیگیره چقد مودب کنارم نشسته بود و هی باهم بازی میکردیم و همه در حیرت؟!

    الهی اعتبار همه اینا دست توعه من کاره ای نیسم من فقط دارم باهات عشق بازی میکنم ی کوچولو شاید از مسیر دربیام ولی درجا برم می‌گردونی ب آغوش خودت الهی هزاراااااااان بار سپاسگزارم میلیون ها بار برای سلامتیم بزرگترین نعمتی ک تو این جهان بهم دادی انرژی بالایی ک بهم دادی زیبایی ک دادی آدم های خوبی ک سرراهم قرار دادی و هزاران نعمت دگ ک دارم ازت ممنونم

    استاد چقد این رویایی ک دیدین و من دوس دارم شاید بالای 10 بار گوشش کردم و آویزه گوشمه اون جاهایی ک ذهنم میپره عه عقب موندم باید ی کاری کنم این تصویر میاد تو ذهنم ک همه معلولن هیچ کس از کسی دگ بالاتر یا پایین تر نیس همه دقیقا همون جایی ک باید باشن هستن و وقتی میپذیری خیلی راحت پیش میره برات همه چیز، الهی عاشقتم و ممنونم ک هدایتم کردی ب مسیر خودت و هرچقد ک بیشتر سپاسگزاری نعمت هام رو میکنم همونقدر بیشتر هوامو داری ب همین سادگی !

    خواسته من همیشه ازت این بوده اول اون رهایی و آرامش رو بهم بده بعد جریان ثروت دائمی رو وصل کن بهم همینطورم کردی برام من رهااااای رها هستم از هرچیزی ک حتی ی لحظه حالمو دگرگون کنه خدایا شکرت

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جووووونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای رزاق و بخشندم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نجمه رضائی گفته:
    مدت عضویت: 2200 روز

    به نام رب هدایتگرم

    «هفدهمین فایل از پروژه »

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته گرامی امیدوارم حالتون عالی باشه .

    خدایاشکرت برای این فایل ارزشمند که در مدارش قرار گرفتم.

    من در کل روحیه شادی دارم و اکثر مواقع حسم خوبه ، به کسی وابسته نیستم ، حال خودمو میتونم خوب کنم ، از تنهایی لذت میبرم ، سعی میکنم مثبت اندیش باشمو….

    اما چندماهی که از سایت دور بودم اکثرا بی حوصله و کسل بودم، آروم و قرار نداشتم و همیشه دنبال کسی بودم که وقتمو پر کنم استفاده از شبکه های اجتماعی رو شروع کرده بودم ، دفتر شکرگزاریمو کنار گذاشته بودم و تمام این اتفاقات از یک نتیجه خوب شروع شد!

    با یک نتیجه خوب که بهتر از نتایج قبلیم بود و منو مغرور کرد کم کم از مسیر خارج شدم حالا بقیش و ادامه نمیدم چون دوری از سایت برام جهنم بود.

    و اما امروز که در حین مسواک زدن ،واسه خودم قر میدادم و تو ذهنم شادو خوشحال بودم ،یک آن تو فکر رفتم بغضم گرفت گفتم نجمه جانم تو دوباره شدی همون دختر کوچولوی شاد و شیطون قبلی، چندهفته پیش تمام وجودت پر بود از افکار منفی و ناسپاسی و… ،اما به محض اینکه فهمیدی هرز پریدی و تسلیم شدی ، خداوند هدایتت کرد تا دوباره به اصل خودت برگردی

    اصلِ تو همین حالِ، همین حالی که با دیدن برگهای زرد پاییزی اشک میریزی، همین حالی که وقتی گلهای تو باغچه رو لمس میکنی گریه ت میگیره .

    همین حالت که چندروز پیش داشتی و با بوی بارون بغضت گرفتو خدارو شکر کردی …..

    استاد جانم مثالی که زدید خیلی ملموس بود من فراموشکارم, دلیل نتایج خوبمو یادم میره ،

    الان ذهنم داره بازیم میده میگه ضعفت رو نپذیر !تو هیچ ایرادی نداری.

    اما من قدرتمندم و با تموم وجودم مسئولیت افکارم رو قبول میکنم مشکل از باورهای منه که با یک نتیجه عالی، کم کم از مسیر خارج میشم و تا جایی ادامه میدم که ورق کاملا برگرده ،نتیجه ازبین بره و به عجز بیوفتم!!!!

    من فراموشکارم و خیلی زود دلیل اینهمه اتفاقات خوب رو یادم میره ….

    اما خداروشکر میکنم دوباره برگشتم به مسیر.

    با پذیرش این ضعفه که ،میتونم در شخصیتم بهبود ایجاد کنم .

    تمرین و تکامل میخواد که هرلحظه یادم باشه چی باعث شده این نتیجه ها رو بگیرم

    تعهد میدم تا حد ممکن،تلاش کنم

    خدایاشکرت که همیشه همراهمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2485 روز

    چه کار کنم که در زمان کار کردن روی باورهام ادامه بدم و رها نکنم؟

    کار کردن روی باورها یعنی چه ؟

    یعنی توجه کردن به نکات مثبت

    داشتن احساس خوب

    نوشتن و گفتن از ایمان و خداوند و هرآنچه احساس خوبی میده بهت ،

    احساس سپاسگزاری داشتن در زمان بیدار شدن از خواب و زمان به خواب رفتن …

    خب اول باید بررسی کنی که

    چقدر باور داری که این نوع نگاه و نگرش نتایج بهتری رو برای تو خلق میکنه ؟

    چقدر باور داری که تو میتونی با افکار ت زندگیت رو خلق کنی ؟

    آیا همزمانی‌ها و اتفاقاتی که در زمان کار کردن روی باورهات در زندگی‌ت رخ میده دیدی و تجربه کرده‌ای ؟

    آیا متوجه تغییرات جهان پیرامونت در زمان تعهدت شدی ؟

    باید بد‌ونی که

    انسان فراموشکار هست

    زمانی که با ذهنش زندگی رو خلق می‌کنه ممکنه درگیر نتایج بشه و باز هم گرفتار بشه در روزمرگی و روند عادی زندگی و از قوانین ، مسیر و عاملی که براش نتایج دلخواه رو خلق کرده غفلت کنه .

    بعد با کار نکردن روی باورها ، دچار سختی‌ها و مشکلاتی که حاصل تفکر غافلانه و زندگی ناآگاهانه هست میشه و نتیجه‌ی خلق شده رو از دست میده .

    کار نکردن روی باورها یعنی چی ؟

    توجه کردن به ضعف ها و کمبودها،

    دیدن نداشته‌ها ،

    وابستگی در روابط ،

    انتظار داشتن از دیگران ک احساس ت رو بهتر کنن،

    کنترل نکردن ورودی ها و …

    این مسیر نتایج خوشایند رو در زندگی کمرنگ میکنن و نتایج ناگوار و ناخوشایندی رو که طبیعی و بدیهی هم دیده میشه در دید انسانهای عادی به بار میارن .

    پس

    همه ما نیاز داریم که تمرین کنیم

    همه ما نیاز به یادآوری داریم

    چون انسان فراموشکار ه و خیلی زود عامل خوشبختی‌ها و نتایج‌ش رو از یاد می بره .

    بنابراین

    من نیاز دارم به اینکه بر خودم و افکارم نظارت کنم. تقوا داشته باشم .

    کنترل آگاهانه‌ای داشته باشم بر افکار و احساساتم و به محض اینکه احساسم تغییر می‌کنه و حالم خراب میشه

    و یا جسمم واکنش نشون میده یا نشانه‌هایی دریافت میکنم

    باید متوجه بشم که از مسیر خارج شدم .

    و سعی کنم با سپاسگزاری دوباره خود رو به مسیر اصلی برگردونم .

    چون ناسپاسی راهی است برای خارج کردن من از مسیر راست و الهی و سپاسگزاری واقعی (که نتیجه ش حال خوبه ) ابزاری هست برای برگشتن به مسیر و رسیدن به احساس و نتایج بهتر .

    زمانی که حالت سپاسگزارانه دارم ، اتفاقات عالی از در و دیوار وارد زندگیم میشه و بر سرم می‌باره .

    سپاسگزاری واقعی قلبت رو باز میکنه ، بدنت رو به آرامش و رهایی می‌رسونه ، احساس سبکی می‌کنی . زمانی که به این همه نعمتی که تو رو احاطه کرده نگاه کنی دگرگون و منقلب میشی و هاله ای از آرامش و اطمینان خاطر وجودت رو در برمیگیره . سپاسگزاری واقعی باعث میشه غم ها و ترس هات فراموش بشن .

    وقتی می نویسی فهرستی از داشته های زندگیت رو ، احساس شرمندگی می‌کنی که چطور این همه نعمت رو ندیدی .

    از دست و زبان که برآید

    کز عهده ی شکرش به درآید ؟!

    سپاسگزاری بزرگترین دروازه ی ورود نعمتها و ثروت‌ها به زندگی من هست .

    به محض انجام سپاسگزاری و ایجاد فرکانس جدید بدنت شروع می‌کنه به واکنش نشان دادن و قوی تر عمل کردن .

    حتا زمانی که ظاهر امر خلاف خواسته‌ی من هست .

    در این مواقع شیطان میگه : همینه ک هست و چیزی تغییر نمیکنه و اوضاع بد میشه . اما خدای درون میگه : نه تو میتونی با افکار ت تغییر بدی شرایط رو . اگر فرکانس مناسب بفرستی ، اگر باورهات رو درست کنی ، اگر سپاسگزار باشی .

    بنابراین به این نتیجه میرسم که اگر من وعده ی خدا رو باور کنم و بتونم احساسم رو خوب کنم . و اگر من بتونم ذهنم رو کنترل کنم و تمرکزم رو بذارم بر زیبایی‌ها ، احساسم رو با صحبت کردن با خودم بهتر کنم ، میتونم تغییر بدم وضعیت و ظاهر رو و برانگیخته کنم وجه خوب و مثبت آدمها و اتفاقات رو .

    آدمهای کمی هستند که بتوانند در این شرایط بر اصل تمرکز کنند و اصل رو اجرا کنند .

    آدمهای کمی هستند که زیبایی ها رو ببیند .آدمهای کمی هستند که سپاسگزار داشته‌ها باشند اون هم در زمانی که اوضاع کمی نامساعد شده . آدمهای کمی هستند که بتونن ذهن رو کنترل و هدایت کنن به سمت خوبی‌ها و دیدن زیبایی‌ها .

    جامعه تمرکز خودش رو بر روی کمبودها ، جنگ‌ها ، بیماری ها ، مشکلات و مسائل گذاشته اند و در مورد اونها میگن و می‌نویسن و می‌آموزن و در چنین جامعه‌ای که همه از نظر باور معلولانه عمل میکنند ، من فقط کافی است تا به کار کردن روی باورها م ادامه بدم تا سوت زنان با تفریح و خوش‌گذرانی و بدون نگرانی و استرس ، با لذت بردن از جاده‌ی زیبا و سرسبز زندگی عبور کنم و خوشبختی‌ها و ثروت رو تجربه کنم و به دست بیارم .

    دلیل تقلا و سختی کشیدن ها از مسیر خداوند خارج شدن ها هست

    تا زمانی که در مسیر خداوند باشی همه چیز به آسانی اتفاق می افته .

    بنابراین اگر من تمرکزم رو بر روی فراوانی و زیبایی بگذارم دنیای من به سرعت تغییر می‌کنه و آسان میشم برای آسانیها و نعمتها .

    خدایا شکرت ک قدرت خلق زندگی م رو به خودم دادی و داری من رو با این قدرت آشنا می کنی.⁦:⁠-⁠*⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فاطمه محسنی گفته:
    مدت عضویت: 522 روز

    گام هفدهم

    خدای من شکرت که بهم توفیق دادی تا بازم در این سایت باشم اصلو تکرار کنم و کامنت بخونم فایل ببینم و عملگراتر بشم

    خدای من شکرت بابت اینکه روغن زیتون اصل داریم و به موهام زدم

    خدای من شکرت بابت پیشرفت تکنولوژی

    خدای من شکرت بابت اینکه این حجم از اگاهی رو از کامنتا دریافت کردم

    خدای من شکرت که نسبت به بازیه پرسروصدای برادر کوچکم کنترل ذهن انجام دادم

    خدای من شکرت بابت اینکه عملگراییم بالا رفته

    خدای من شکرت بابت اهنگای شاد بایت حرفای مثبت بابت امیدی که به قلبم میتابونی خدای من شکرت بابت قوانین بدون تغییرت بابت خواب با ارامشم بابت زندگی نرمال و بدون مشکلم

    خدای من شکرت بابت اینکه هستی

    خدای من شکرت بابت کره محلی و عسل خوشمزه

    خدای من شکرت بابت فراوانی نعمت ها که هر چیزی که تموم میشه بازم ببشتر بهتر باکیفیت تر جایگزین میشه

    خدای من شکرت بابت بوی خوش

    خدای من شکرت بابت تواناییم در حس کردن بوها

    خدای من شکرت بابت حواس پنجگانم

    خدای من شکرت بابت خواهر و برادرام

    خدای من شکرت بابت مادر مهربانم که این همه با دلسوزی و مهربانی کار میکنه تلاش میکنه

    خدایا شکرت

    سپاسگزاری دروازه ایست رو به فراوانی نعمت ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 941 روز

    بنام خدایی فراوانی

    سلام به همه همسفران عزیزم

    گام 17 ام/ خانه تکانی ذهن

    سپاسگذارخدای هستم که استفاده از آگاهی های این فایل را قسمت من کرد.

    واقعا تحسین تون میکنم استاد عزیزم که چقدر میتونید کنترل ذهن داشته باشید و شرایط را به نفع تون تغیر بدید.

    از روزیکه روی خودم کار میکنم خدارا شکررر کنترل ذهن خوبی دارم. به نسبتی که باور های مناسبی ساختم.

    فروردین 1403 من دوره بی‌نظیر 12 قدم رو شروع کردم.

    قدم اول رو داشتم کار میکردم و تازه یاد گرفته بودم جهت دهی آگاهانه کانون توجه ام را با کار کردن تمرین ستاره قطبی.

    یه موردی به ظاهر نامناسب برایم پیش اومد که خداراشکررر با کنترل ذهن به نفع من تمام شد.

    من با مادرم سفری داشتیم به کشورم افغانستان

    16 ام فروردین بود که با ذوق وشوق راهی سفر شدیم و قرار بود عید رمضان را به هرات باشیم.

    من توی تمرین ستاره قطبی ام نویشته بودم که دوست دارم شب عید هرات باشم.

    ما 16 ام به سمت مشهد حرکت کردیم.

    رفتیم مشهد خونه فامیل مون و فرداش رفتیم به سفارت که نامه ای خروج بگیریم..

    وقتی رفتیم سفارت نامه نداد

    طالبان گفتن که چون شما مرد به همراه ندارید ما نمی‌توانیم خانم هارا تنهایی اجازه بدیم مگر اینکه یک شخص (پدر،برادر،پسر عمو) از امور مهاجرین افعانستان یه رضایت نامه برامون ایمیل کنه بعد ما شمارا اجاز میدیم وگر نه نمی‌تونید از ایران خارج بشید.

    وقتی من این حرف رو شندیم در چند دقیقه اول کلا بهم ریختم چون از نظر من یک کار ناممکن بود.

    یه چند لحظه با خودم فکر کردم و حرفای استاد را توی ذهنم مرور کردم و شروع کردم به جستجوی اینکه یه راه حلی پیدا کنم.

    شرایط طوری بود که ما نه می‌توانستیم دوباره تهران برگردین ونه میتونستیم بیشتر از یک هفته خونه ای فامیل مون بمونیم چون اونا مسافرت میرفتم.

    بلاخره با کنترل ذهن و جستجویی پیدا کردن راه حل توانستم با یکی از دوستام که توی هرات بود هماهنگ بشم و خوشحال شدم که یه سر نخی پیدا کردم.

    اون روزتمام شد و من شب توی دفتر سپاسگذاری ام نویشتم که حد اقل به ذهنم رسیده و بهم الهام شده که باید این قدم رو بردارم و با این شخص هماهنگ بشم .

    صبح که بیدار شدم توی تمرین ستاره قطبی ام نویشتم که خدایا دستانت را به سمتم بفرستم

    اون روز توانستم با اون فردی که باید کار مونو انجام بده به ارتباط بشم.

    خدارا هزاران بار سپاس که اون روز تقریبا این پروسه طی مراحل شد و ادامه اش موند واسه فرداش

    من هر لحظه متوجه افکارم بودم و سپاسگذاری میکردم و خداوند هدایتم می‌کرد..

    تا این پروسه طی مراحل شد چند روز طول کشید و فقط دو روز دیگه به زمانی که ما باید از کشور خارج بشیم مونده بود. یعنی دو روز مونده بود به عید رمضان.

    فردای اون روز تا رفتم سفارت زمان گذشته بود و ادارات دولتی تعطیل شدن

    ما فقط یک روز وقت داشتیم تا نامه ای خروج بگیرم و اصلا معلوم نبود که آیا این مدارک ما تایید میشه یا نه و آیا واسه شون این مدارک ایمیل شده یا نه.

    بلاخره فرداش رفتم و دیدم سفارت خیلی خلوته تعجب کردم مگر می‌شود

    رفتم جلوتر دیدم نویشته هست تا بعد عید رمضان یعنی 4 روز تعطیل هست.

    چند لحظه ای اول خیلی ناراحت شدم

    ولی گفتم خدایا خودت که میدانی شرایط مارا خودت یه راهی نشانم بده.

    بعد چند لحظه دیدم یه شخصی آومد توی اون اداره و من رفتم جلو مدارک رو نشان دادم و شرایطم رو گفتم

    بهم گفت امروز تعطیل هست و هنوز مدارکات برایم ایمیل نشده

    اگر تا یک ساعت دیگه ایمیل شد من برات انجام میدم اگر نه که میمونه واسه بعد تعطیلات.

    خدارا صدهزار مرتبه شکر چند دقیقه بعدش ایمیل اومد و اون به راحتی کارم رو انجام داد و ما توانستیم حرکت کنیم به سمت افعانستان.

    و خدایا صدهزار مرتبه شکررر به راحتی رفتیم ودقیقا 12 شب عید ما هرات بودیم…

    خدایا سپاسگذارم

    خداراشکررر

    وقتی این اتفاقات افتاد من از دل این اتفاق چند تا درس گرفتم.

    اول اینکه وقتی از خدا چیزی رو میخواهی باید صبر داشته باشی تا زمانش برسه خدابهت میده حتمااا

    مثلا من از خدا خواسته بودم شب عید برسیم هرات ولی هی تقلا میکردم که زودتر راه بیافتیم و بریم.

    درس بعدی که داشت این بود که مدارک ما دقیقا زمانی اوکی شد که یک روز کاملا خلوت بود و نیازی نبود کلی سر صف منتظر بمونیم

    و به راحتی واسانی انجام شد.

    خدایا سپاسگذارم

    این موضوع رو نویشتم تا رد پا بمونه وبه خودم یادآوری کنم که اگر کارام درست شد و اتفاقات خوب افتاد فقط نتیجه کنترل ذهن بوده و ساختن باور مناسب.

    خدارا شکررر

    درپناه حق باشید عزیزانم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فاطمه حبیبی گفته:
      مدت عضویت: 941 روز

      بنام خدای هدایتگر من!

      خدایا شکرت!

      150 روز

      خدارا شکر می کنم که این رد پا رو نویشتم و الان هدایت شدم به نویشته ام،

      من چقدر تغیر کردم

      من چقدر شجاع تر شدم،

      دوره ای 12 قدم بهترین دوره بود برایم، شروع مسیر تغیراتم با 12 قدم شروع شد، 12 قدم که البته هنوز با 6 قدم اول دارم زندگی می کنم و هنوز قدم هفتم رو گوش ندادم،تا اینجای مسیر می تونم بگم جرأت و جسارت و حرکت و ایمان رو من از این اموزشات یاد گرفتم.

      من معنی هدایت رو تو دوره ای 12 قدم فهمیدم.

      خدارا شکر می کنم که زندگیم هر روز درحال پیشرفت هست تو جنبه های مختلف،

      و من همه ای اتفاقات عالی زندگیم رو مدیون آموزشات این سایت بی نظیر هستم.

      خدایا هزاران بار سپاسگزارم که در مسیر درست هستم و این مسیر هر روز برایم جذاب‌تر میشه و من توش متعهد تر و موندگار تر میشم.

      خدایا هزاران بار سپاسگزارم.

      ممنون از شما استاد نهایت عزیزم،

      درپناه خدای مهربان شاد سعادتمند، ثروتمند وسلامت باشید…!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    سمانه ی خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 2071 روز

    به نام خدای مهربان، به نام آنی که هرلحظه عاشقانه هدایتمان میکند…خداروشکرمیکنم به خاطرآگاهی هایی که دراین فایل بود، چه قدرنکته داشت، مخصوصااهمیت سپاسگزاری که دروازه ورودبه نعمتهاست،تحسین میکنم که آنقدرخوب ذهنتونوکنترل کردیدتوبانک، من اگه بودم میامدم بیرون، ولی وقتی انسان روخودش کارمیکنه هدایت میشه که درلحظه چه رفتاری انجام بده،چندوقته که دارم کامنتای بچه هارومیخونم واقعامیبینم کامنتاهرکدومشون چه قدرآگاهی دارند، نمیدونم شایدم من کوربودم ونمیدیدم، احساس میکنم سطح آگاهی های بچه هاواقعاخیلی رفته بالا…خداروشاکرم که دراین سایت هستم، درمدارآگاهی های ناب.. ازخدامیخام همه مارابه بیداری واقعی برساند♥️سپاسگزارم که این فایل گذاشتید، منتظراین فایل بودم چون اینستاگرام ندارم،خیلی وقته زمانموباسایت عباسمنش، مطالعه، وخیلی چیزهای مثبت دیگه پرمیکنم، وسعی میکنم ورودی هاموکنترل کنم تااین ذهن چموش اهلی ورام بشه… خدایاشکرت

    ♥️💚♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3120 روز

    به نام خداوند آسمانها و زمین

    سلام به خداوندی که همیشه هی و حاضر در همه جاست و حتی یک هزارم لحظه هم خوابش نمیبره و فراموش نمیکنه که نمودهای عینی اش مانند همین لایوهای استاد عزیزه که از طریق استاد ما را از نقاط مختلف جهان فرا میخواند و هر حرف و گفتگوهایی که لازم باشه رو در زمان های معینش بهمون میرسونه

    اگه کار خداوند نیست پس کار کیه

    حتی اگه کار شیطان هم که باشه بازم نیرویی ست که خارج از درون الله نیست چونکه وقتی خداوند دستور بده حتی شیطان هم اطاعت میکنه،،

    من امروز ظهر اومدم کامنت بذارم اما دیدم چیزی به ذهنم نرسید گفتم پس بذارم برا چند ساعت دیگه و رفتم یه خورده کار انجام دادم و الان اومدم وارد جمع این جمعیت عاشقانه چند کلامی صحبت کنم،،

    خب اول اینکه استاد ممنون ازاینکه گفتی با دیدن کامنت های دوستان در اینجا درک میکنی که بچه ها در بالاترین لول جهان هستند واقعا چقدر به خودم بالیدم و همچنین به شما استاد و مریم بانوی عزیز و دوستان

    و همون موقع گفتم خدایا عزت از آن توست همونطور که مارا تا الان به این جایگاه رسوندی پس از این به بعدشم فقط خودت هستی که اینچنین حامی و پشتمون هستی و فقط نیازه که ما همیشه متعهدانه و متمرکز روی این موضوع ذهن و زندگی کار کنیم تا همیشه هم اینچنین در مسیر درست و پیشرفت باشیم،،

    بعد اینکه تولدتون رو تبریک میگم و واقعا استاد حرف ته قلب منو گفتید که اصلا تعداد سالهای عمر یعنی چی بلکه اون چیزی که در وجود خودت میبینی رو مهمه مانند همینکه انگار 20سالتونه یا مانند خودمن واقعا با تمام وجودم اینو میگم من همیشه اینچنین احساسی رو دارم که همون پسر 16ساله هستم و بلکه بسیار تا بسیار قدرتمندتر نه فقط ذهنی بلکه فیزیکی هم برا خودم ثابت کردم توانایی های جسمی که الان انجام میدم چندسال قبل اصلا نمیتونستم انجام بدم وقتی بعضی ها بهم تعداد سالهای سن رو میگن اصلا نمیفهمم چی میگن

    یعنی چی اصلا به هیچ عنوان درکشون نمیکنم

    خب نکته ای رو که تا یادم نرفته بگم مثلا بیشتر اون اوایل تا مدتی استاد شما میگفتی از فایل های رایگان استفاده کنید خیلی براتون نتیجه بخشه زیاد درک نمیکردم یعنی واقعا همیشه با تمام وجودم میخواستم درکش کنم اما بدلیل باورهای مخرب زیاد ذهنم بهم اجازه وارد شدن این باور رو نمیداد اما من اینقدر ادامه دادم و خواستم و میخواهم که شکر خدا آروم آروم بهتر شدم و میدونید چگونه از چه زوایایی تونستم اینو درک کنم از این زاویه که مثلا من نیومدم تمام باورهای ایراد دار در تمام جوانب ذهنم رو بخواهم همزمان از فایلهای رایگان یا محصولات دریافت کنم

    بلکه گفتم ببینم چه باورهای بسیار شدیدی که قویترین ترمز های در ذهنی من هست رو که الان نیاز به رفعش باشم رو پیدا کنم که دیدم بله خداوند طوری داره هدایت میکنه که صحبتهای استاد در فایلها مانند سریال زندگی در بهشت نکاتی رو میگه که واقعا نیاز شدید ما هستند و از اون مرحله به بعد بهتر فهمیدم که ارزش فایلهای رایگان واقعا خیلی بالاست و چقدر ازشون دارم استفاده میکنم در زندگی واقعیم ،،

    مثلا اینکه ما اگه سپاسگذاری واقعی رو انجام بدیم واقعا از همون لحظات نشانه های واقعی رو هم دریافت میکنیم خود من دیروز این فایل رو نگاه کردم بعد از چند دقیقه دونفر وسایلی از من پیششون بود که اصلا من نه خبر داشتم نه یادم بود اما دیدم خودشون آوردن بهم تحویل دادند

    و یه نفر هم امروز بهم زنگ زد گفت فلانی خیلی از توانایی هات برام تعریف کرده برام

    بازم دیروز یکی از دوستام یه خبر خوب بهم داد،،

    و دیروز یه فردی که مدتها بود ندیده بودمش در زمینه ورزشی خودم که علایقم هست پیشنهادی داد،

    و امشب برادرم یه خبر خوب بهم داد

    گفتم خدایا ممنونم ازت آخه ما یه ذره ذهن و فرکانسمون رو تغییر میدیم اما تو یه عالمه نتایج خوب بسمتمون سرازیر میکنی اینکه میگن اگه یه قدم برداری خداوند 100قدم برات برمیداره همینه و همچنین بیشتر،،

    اینکه اکثر مردم ناسپاس هستند و کانون توجهشون رو صرف چه چیزهایی میکنند چونکه جوری اجازه دادند شیطان در وجودشون نفوذ کنه حتی منی که دارم همیشه رو ذهنم کار میکنم ممکنه اون لحظه شیطان از دریچه فراموشی وارد بشه و بگه آره این مردم دارند راست میگن که نامردی زیاده باید اعتراز کنی و….حالا مردمی که این آگاهی ها رو ندارند که دیگه هیچ واقعا من میفهمم استاد شما چی داری میگی که اکثر مردم جهان چقدر ناسپاس هستند و چقدرهم با دلایل منطقی و قانع کننده میخواهند برات توضیح بدند

    استاد وقتیکه اون تجربه برخورد کارمندهای بانک در آمریکا و اون تجربه ی خوب در کنترل ذهن رو بدست آوردی انگار این کنترل ذهن دوباره با آپدیتی جدید وارد مغزم شد که آقا کنترل ذهن دیگه کنترل ذهنه مهم هم نیست که در چه شرایط و در چه شغل و اتفاقاتی هم باشه نه اینکه فقط در شرایط های خاصی بخواهیم ازش استفاده کنیم

    یا فقط مانند اکثر مردم بعنوان حرفهای کلیشه ای یا از روی «مد» بهش نگاه کنیم که ماشاا… همه مردم همیشه برزبان میارنش اما اصلا یک هزارمش هم استفاده و عمل نمیکنند،،

    اما من خدارو سپاس میگم که خیلی از تضادهای زندگیم‌ رو بهم نشون داد تا از اون اکثریت که غرق در بدبختی هستند جدا بشم و هدایت بشم و واقعا اینو هم میدونم تا زمانی که داریم به ذهنمون تغذیه مناسب میدیم تجربه های مناسب و دلخواه هم دریافت میکنیم پس به خودم تعهدی آپدیت شده میدم که همیشه پرقدرت در چنین مسیری رو به جلو باشم و فعالیت کنم،،

    و یه نکته ی خوب برا دوستان وقتی که مدتی رو خوب روی کانون توجهت کار میکنی بعد از مدتی دیگه اصلا نمیتونی رو خودت کار نکنی پس فقط اولش ممکنه کمی برات چالش برانگیز باشه حتی ممکنه چند سال بعد هم کارکردن روی نکاتی برات چالش برانگیز باشه اما دیگه لذتش خیلی بیشتراز قبله برات،،

    راستی یه نکته ی دیگه هم بگم بخاطر توجه به زیبایی ها یه فردی که یه خورده بظاهر قبلا مغرور بود اما هم دیروز هم امروز خودش برقرار کننده ارتباط کلامی خوب رو باهام داشت ،،

    خب یه نکته ی خوب دیگه که استادشما گفتی اینکه نوشتن هم خیلی معجزه میکنه حالا من از کجا اینو بهتر درک میکنم از اینکه مانند تمرینات ورزشی سنگین هست اما اکثر در بدنسازی چونکه خیلی تمرینات رو توی دفترچه یادداشت مینویسند همین نوشتن و نگاه کردن بهشون خیلی راحتتر و عالیتر اون افراد انجامشون میدن و دیدیم هم در تمام باشگاههای بدنسازی همه خودشون تمرینات خودشون رو انجام میدند بدون اینکه نیاز باشه مربی بالاسرشون باشه و هی با اصرار و تکرار بگه تمرین کنید انجام بدین و….

    پس ما میتونیم خیلی از کارهای زندگی رو هم اینچنین بنویسیم و بعد با قدرت ذهنی قویتری انجامشون بدیم،،

    ممکنه روزهای اول کمی سخت باشه اما بعداز چند روز حتما راحتتر و شیرین تر خواهد شد،،

    خب بازم بگم سپاسگذاری کردم مثلا از کودکی اکثر مردم و خانواده بهمون گفتند باید سپاسگذار باشی اما در عمل 99/99درصد خودشون عملگرا نبودند و به همین دلیل هم هیچوقت نتونستن اون دیدگاه درست و واقعی رو بهمون انتقال بدند

    یااینکه بعضی ها به اشتباه فکرمیکنند که اگه بهشون بگی از همین نعمتی که داری لذت ببر و شکرگذار باشه فکر میکنند یعنی به این معناست که باید دیگه تا همین جا قانع باشی و چقدر هم این کلمه رو بهمون گفتند اما نمیدونند که نباید هیچ زمان قانع باشی بلکه باید همیشه شاکر باشی و احساس شاکر بودن واقعی رو درک کنی تا به نعمتهای بیشتری هم هدایت بشی ،

    واقعا میبینید اصول و انتقال دهی در هرکاری و هر موضوعی چقدر مهمه اما خدارو شاکرم که اینجا بهترین مسیر انتقال دهی ست برا درک باورهای درست،،

    خداوند همتونو در بهترین ها هدایت کنه ،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    محسن mohsenta57 گفته:
    مدت عضویت: 1232 روز

    به نام خدای رزاق و هدایتگر و مهربان

    درود خدمت استادعباس منش و خانم شایسته و تمامی دوستان هم فرکانسی خودم در سایت عباس منش

    خدایا سپاسگزارم به خاطر عضویت در این سایت

    خدایا سپاسگزارم به خاطر درک بهتر و طی کردن تکامل در نحوه درک مطالب و قوانین بدون تغییر خداوند که داره روز به روز بیشتر و بیشتر به بهتر شدن زندگی من در تمامی ابعادش کمک میکنه و اینها را مدیون استاد عباس منش هستم که دستی از دستان خدا شده اند تا وارد زندگی من بشوند و منو تغییر بدهند

    خدایا سپاسگزارم بابت فرصت داشتن برای شکرگزاری کردن که دیگه میدونم چقدر تاثیر مثبت در زندگی من داره و بقدری این کار درسته که با همسر عزیزتر از جانم و پسر گلم یک گروه واتس آپی درست کردیم و در اون بصورت لحظه ای شکرگزاری های روزمره زندگیمونو مینویسیم و چقدر احساس خوبی بهمون دست میده که نتیجه این احساس خوب هم مشخصه که شده بینهایت اتفاق خوب در زندگی ام چه از نظر روابط چه از نظر سلامتی و چه از نظر ثروت و …

    امروز میخوام با توجه به معجزه شگرگزاری و مطالب این فایل یک موردی را که همین چند روز پیش برای من رخ داده تعریف کنم تا برای خودم بمونه به یادگار و تلنگری باشه برای خودم که اگر واقعا سپاسگزار باشیم و توکلمون به خدا باشه ،خودش همه کارها را درست میکنه

    راستش در شرکتمون اعلام کردند یک کارت خرید 50 میلیونی بهمون میدهند که ماهی دو میلیون از حقوقمون قسطی کم میکنند و خب چی از این بهتر که بدون سود این پول را دریافت کنیم و خدارو شکر کردم و رفتم و درخواست دادم ولی گفتند هفته دیگه آماده میشه و خب از اونجاییکه منم انسان هستم و عجول، رفتم و یک چیزی برای خونه خریدیم که باید 60 میلیون تومان پرداخت میکردیم و حساب کردم که 10 تومان داریم که بلا استفاده است و 50 هم که این کارت خرید است و میشه اون وسیله را خرید و اینکار را انجام دادیم و اومدیم خونه و البته نکته مهم این موضوع این بود که با توجه به تعالیم استاد من این کار را هم نوعی قسطی خریدن میدونستم و ته قلبم ناراحت بودم که ایکاش اینکار را هم نمیکردم و چند روز بعد اون کارت خرید کنسل شد( الان نمیدونم بغضم را کنترل کنم یا بنویسم ) .سریعا خدا را دیدم و فهمیدم که چه کار اشتباهی کردم ولی خودمو بخشیدم و گفتم خدا جورش میکنه و به همون خدا قسم که سر سوزنی استرس نداشتم و فقط هر روز در دفتر ستاره قطبی خودم مینوشتم که خدایا سپاسگزارم بابت جور شدن راحت پول مورد نیازم و حالا بصورت خلاصه براتون میگم چی شد …. ما از چند ماه پیش داشتیم برای هزینه دندانپزشکی خودمون نقد پرداخت میکردیم و گفتیم هر موقع تمام شد نامه بیمه تکمیلی را میگیریم و از بیمه هر چقدر داد را پس میگیریم و اینکار را دو هفته قبل از این جریان انجام داده بودیم و اصلا هم در این لحظه یادم نبود به اون عدد و یک روز دیدم 20 تومان به حسابم واریز شد از طرف بیمه تکمیلی و خدارو شکر کردم که خب 30 تومان دیگه را خدا از کجا میخواد جور کنه و من کاری ندارم و خودش میدونه و باز با احساس خوب به کارهام رسیدم و در همین حین فروشنده تماس گرفت که وسیله شما کمی زمان میبره تا آماده بشه و 15 روز دیرتر تحویل میده و خب منم که میدونستم اینها همش کار خداست ، خندیدم و گفتم ایراد نداره و در همین حین یک مشاوره ای داده بودم چند وقت پیش که 10 تومان ازش مانده بود و دوستم تماس گرفت و با کلی عذر خواهی که ببخشید خیلی دیر شده و اینها بهم گفت که10 تومان به حسابت واریز میکنم و ماند 20 تومان دیگه (الله اکبر) خب ما رفتیم در شرکت و یک کار خفن با سود آوری خیلی بالا با همکاری نیروهای زیر مجموعه انجام دادیم و مدیر عامل از خوشحالی همونجا دستور پرداخت پاداش 10 میلیونی داد و ماند 10 تومان دیگه که همون طور که عرض کردم خدا قبلا فکرشو کرده بود و فروشنده کار را دیرتر ارسال میکرد و من حقوقمو گرفته بودم و براحتی 10 تومان باقیمانده را هم دادم و به لطف پروردگار و با احساس خوب و استفاده از قانون شکرگزاری تونستم این مورد را هم به زیبایی و راحتی هر چه تمام تر انجامش بدهم و دیگه برای من و دوستان هم فرکانسی من شنیدن این موارد عادی شده و تعجبی نمیکنیم و فقط به خاطرش خدا را سپاسگزارم که اینهمه به من لطف داشته که حواسش به من هست

    خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سپیده سیف گفته:
      مدت عضویت: 1203 روز

      سلام خدمت دوست عزیزم محسن جان

      اتفاقا من نیاز داشتم به خواندن داستان قشنگ زندگی شما که خدای مهربون لحظه به لحظه رو داشت مدیریت میکرد.

      وچقدر شما رو تحسین میکنم بخاطر این حس اطمینان واعتمادی که به رب عالمین کردین.

      به لطف خدا هرکسی بهش اعتماد واطمینان کنه خودش به تنهایی برای بندش کافی هست

      چه کسی مهربون تر از خدا به بندهاش هست؟

      خدا حفظتون کنه امیدوارم هر لحظتون سرشار از عشق وامید به خدا باشه.

      استاد عزیزم خیلی زیاد ازت ممنونم بخاطر این فایل قشنگتون وعاشقتم که همیشه به قانون عمل کردی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1628 روز

    سلام به استاد عزیزم و همفرکانسیهای بی نظیرم .

    توی بحث سپاسگذاری من دفترها پر کردم و تمرین ستاره قطبی رو با سپاسگذاری شروع میکنم و هر روز صفحات دفترم پر میشه از این موضوع

    .جالبه چند وقت پیش یه تجربه شبیه تجربه شما داشتم .

    یه روز رفته بودم دادگاه که پیگیر پرونده م باشم و بدون وقت قبلی رفته بودم .

    اول که وارد شدم به من گفتن امروز خیلی شلوغه و ما نمیتونیم جوابگوی شما باشیم و حتی سیستم قطعه .اما من امیدوار بودم که صبح توی ستاره قطبی از خدا خواسته بودم امروز یه جواب حداقل به من بدن و گفتم انشاالله امروز با روی خوش از من استقبال میشه و جوابگوی من خواهند بود .

    به هر حال توی سالن انتظار نشستم و شروع کردم به شکر گذاری .چند ساعت گذشت و دادگاه خلوت تر شد . دوباره وارد اطاق مدیر شدم و ازش خواستم ببینه پرونده من توی چه مرحله گیر کرده ؟ آقای مدیر گفت پرونده تون نیست و سیستم قعطه و از ما کاری بر نمیاد . دیگه داشتم ناامید میشدم که همکار مدیر گفتن بزارید برم داخل اطاق قاضی شاید اونجا باشه . بعد چند دقیقه گفت قاضی شما رو خواسته با اینکه من اصلا اونروز وقت نداشتم پیش قاضی برم . داخل که شدم قاضی چندتا سوال درباره موضوع پرونده کرد و شروع کرد به مطالعه بعد پرونده رو برداشت و خودش برد بیرون به مدیر دستور داد از چندتا صفحه پرونده کپی بگیره ،بعد اضافه های پرونده رو جدا کرد و همه چیز و درست و مرتب کرد .با اینکه آخر وقت گذشته بود و باید تعطیل میکردن حدود یک ساعت اضافه برای من وقت گذاشت و پرونده رو خلاصه کرد ،از من پرسید چند وقته که درگیر این پرونده هستید ؟ گفتم 7 سال . سرش رو تکون داد و از مدیر خواست اولین وقت نزدیک رو برای پرونده من بزاره و به مدیر گفت خدا رو خوش نمیاد این بنده خدا چند سال الاف باشه توی دادگاه . در همین حین در باز شد و رئیس کل دادگاه وارد اطاق شد و از قاضی تشکر کرد که تا اون وقت برای ارباب رجوع وقت میزاره و گفت از شما تعریفات زیادی شده توی این مدت ، اونجا من فهمیدم اون قاضی تازه وارد اون شعبه شده و مورد لطف و احترام همه بود . وقتی از اطاق خارج شدم مدیر گفت با اینکه وقت نداشتید خیلی شانس آوردید امروز . وقتی از شعبه اومدم بیرون دیدم کل دادگاه تعطیل شده و فقط همون چند نفر توی همون شعبه مونده بودن تا کار منو راه بندازن ،من تا خونه فقط از خوشحالی و اتفاقات مثبتی که واسم افتاده بود گریه کردم و خدا رو شکر کردم .

    وقتی موضوع رو تلفنی واسه وکیلم تعریف کردم ایشون باور نمیکرد و میگفت قاضی جواب وکلا رو نمیده چجوری برای شما پاشده خودش پیگیر پرونده شده ؟ اما من میدونستم این موضوع از کجا آب میخوره و چی باعث این معجزه شده که کسی باورش نمیشه .

    خلاصه که من با دوره 12 قدم معجزه ها دیدم .ایمانم قوی شد و بر این باور رسیدم که همه اتفاقات زندگی رو خودمون خلق میکنیم و انسان چه توانائیهایی داره .

    چند روز پیش توی تفسیر قرآن آقای دکتر بازرگان شنیدم که میگفتند اگر انسانِ فلجی نفر اول مسابقات جهان نشه قطعا خودش نخواسته و تلاش نکرده وگرنه اراده انسان اینقدر قویه که میتونه هر آنچه بخواد خلق کنه .

    با این معجزات هر روز بر ایمان و باورهای من افزوده میشه ومن این خوشبختیها رو بعد از خدا از راهی که شما بهم نشون دادید دارم استاد .دست خداوند همه جا و هر لحظه پشت و پناه شما باشه بهترین استاد دنیا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    سیده فاطمه حسینی فر گفته:
    مدت عضویت: 2169 روز

    سلام استاد گرامی و دوستان همراه

    الهی هدایتم را سپاس، قوانین بدون تغییر جهان را سپاس

    ” ما توانمندیم در خلق زندگیمون ”

    وقتی باور کنیم که این ما هستیم با توجه و تمرکز روی نکات مثبت، روی زیبایی ها و با سپاسگزاری واقعی، میتونیم زندگیمون رو اونجور که میخوایم خلق کنیم. حال ممکنه نتایج بلافاصله و یا بعد مدتی بوجود بیاد و وقتی نتایج بوجود اومد، فراموش نکنیم که چه عواملی باعث خلق این نتایج شده و تکرار و تمرین کنیم.

    سپاسگزاری واقعی با احساس خوب، قلب باز ، آرامش درونی، رهایی از رنج ها، سلامتی همراه هست.

    ” چند تجربه شخصی”

    1_دخترم امتحان راهنمایی و رانندگی داشتن و روز امتحان برخلاف روزهای قبل دو تا افسر اومده بودن، دوستانی که قبلا امتحان داده بودن میگفتن فلان افسر خیلی بد اخلاق هستن، همه رو میندازن و سخت میگیرن. از قضا اسم دختر منم لیست همون افسر بود.

    ما مدتی بود که با سایت آشنا شده بودیم و قوانین رو شنیده بودیم. داشتیم تمرین میکردیم.

    تا نوبت دخترم بشه همین قوانین رو با هم تکرار کردیم که برای اونا سخت گرفته، برا ما قراره آسون باشه، قراره خوش اخلاق باشن و تجسم کردیم که قبول شدن و سپاسگزاری برا قبول شدنشون و ….

    بالاخره برای امتحان رفتن و همون روز قبول شدن و اتفاقا تعریف کردن که افسر مربوطه خیلی هم خوب برخورد کردن و با آرامش امتحان گرفتن .

    2_ پسرم امتحان نهایی داشتن. تمام امتحانات ساعت 10 صبح بود ولی تو لیست چند تا امتحان به صورت کشوری و ساعت 8 صبح برگزار میشد .

    اولین امتحان کشوری اصلا فراموش کردیم که ساعت 8 هست و به روال امتحانای قبلی ساعت 9،30 حاضر شدیم که بریم تازه یادمون اومد که ساعت رو اشتباه کردیم. تصور کنین چه استرسی داشتیم. با وجود اینهمه استرس، تمام طول مسیر به پسرم میگفتم تصور کن نشستی داری امتحان میدی، نپذیر که نمیشه و خودم هم تو ذهنم میگفتم میریم خواهش میکنیم میگیم اشتباه شده. شاید باورتون نشه ولی اصلا به خواهش و درخواست نرسید. خودشون گفتن چه آزمونی دارن و برگه دادن و به همین راحتی حل شد.

    سپاس بابت آگاهی های ناب دوره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: