live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    194MB
    26 دقیقه
  • فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه
    25MB
    26 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

590 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سینا براری گفته:
    مدت عضویت: 2329 روز

    به نام خداوند بخشنده و هدایتگر

    سلام به استاد گلم و خانم شایسته ی عزیزم

    سلام به دوستان نازنینم

    امیدوارم حال دل همگی خوب خوب باشه

    تبریک میگم سال نو رو به همه و امیدوارم بهترین سال زندگی همه ی ما باشه و سالی پر از شادی سلامتی ثروت و عشق و خوشبختی و هر سال هم بهتر از امسال باشه

    خدایا شکرت بهار شده و همه جا سرسبز همه جا یک عطر قشنگی داره که هر وقت میرم تو طبیعت فقط میگم خدایا شکرت

    واقعا همه جا زیباست همه جا سرسبز و مر از قشنگی و زیبایی خدایا شکرت چقدر این جا زیباست

    درختا شکوفه زدن و تولد دوباره ی طبیعت در راهه و یک انرژی بی نظیر هست تو طبیعت که خیلی خیلی زیباست

    خدایا صد هزار مرتبه شکر

    واقعا این خواسته و سوال تو ذهنم مدتیه هست که چیکار کنم بعد یک مدت کار کردن رو باور ها رها نکنم کنترل ورودی ها و ذهن را ؟

    خدا رو شکر بازم به هدایت پروردگار در مسیر جواب و این آگاهی قرار گرفتم و

    برم که با جون و دل پذیرای این آگاهی باشم و درک بکنم و عمل بکنم بهش تا دیگه رها نکنم این مسیر زیبا را

    واقعا من مبهوت شدم از این همه آگاهی که در این فایل گفته شد در جواب به این سوال و خدا را شکر گذارم بخاطر این هدایت زیبا خیلی خوشحالم

    استاد که خودشون آموزش می دهند قوانین جهان هستی را و همیشه در مسیر هستند خیلی از ما تو ذهنمون اینه که استاد انرژی منفی نجوا سراغش نمیاد

    اما در این مثال زیبا فهمیدیم که واقعا همینطور هست که خدا در قرآن هم می گوید که انسان فراموش کار هست حتی در مورد قوانین که بیشترین تمرکز ما روش هست و مهمترین موضوع ذهن ما هست ولی گاهی جاده های فرعی و حاشیه هایی از طرف شیطان به ما پیشنهاد میشود و نجوایی میاد که ما وقتی آگاه میشیم میبینیم رفتیم تو دلش

    ولی خبر خوب اینه که دوباره برگردیم رو مسیر قوانین چون این مسئله برای همه هست اما چیزی که اهمیت دارد این هست که زود بیدار شویم

    تمرکز خود را رو نکات مثبت و زیبا قرار دهیم و سپاسگذاری کنیم بخاطر نعمت هایی که تو زندگی ما هست

    که به قول استاد بزرگترین دروازه ی ورود نعمت ها به زندگی سپاسگذاری هست

    خدایا شکرت چند روز پیش دوستم کتاب معجزه ی شکرگذاری خانم راندا برن را خریده بود و نشانه ی زیبایی از خدا جونم بود و الان فهمیدیم این مهم را

    خدایا شکرت

    اینکه بیام رو نعمت ها و زیبایی های اطرافم تمرکز کنم رو توانایی هایی که دارم و کار هایی که می تونم انجام بدم رو صورت زیبا و بدن سالمم و شکر گذار باشم بخاطر این ها و تحسین کنم

    وقتی آدم شروع میکند به نوشتن و سپاسگذاری واقعا شرمنده میشه از این همه نعمتی که تو زندگیش هست اما ندیده آنها را و تمرکز ما رو یک چیز منفی بوده که خیلی هم ناچیز هست و کوچک

    به قول استاد شیطان این توانایی را دارد که اگر تو خود بهشت باشیم و همه چیز عالی و زیبا باشه ولی ناخن کوچیکه ی انگشت پات بشکنه و کمی بره تو گوشتت میتونه بهشت را برای تو جهنم کند و عذاب بکشی

    در این مواقع هست که ما باید بتوانیم زود بیدار بشیم و نادیده بگیریم نجوا ها را و همواره تمرکزمون رو زیبایی ها باشد و شکرگذار باشیم بخاطر نعمت هایی که هست تو زندگیمون

    این مثال بانک که خیلی واضح جواب سوال توش هست

    که استاد در اول نجوا داشتند و کلی شیطان وسوسه شون کرده از افکار بد و نجوا ها و به بیراهه میبردشون

    و حس شون داشته بد میشده تا اینکه بیدار شدند

    و یادآوری کردند به خود قانون را که اگر به همین مسیر ادامه دهم همه چیز به بدترین شکل ممکن رخ خواهد داد

    اما از آنجایی که باور داشتند که اگر احساس خود را کنترل کنند و تمرکز خود را رو زیبایی ها بگذارند و شکرگذار باشند همه چیز به نفع استاد خواهد بود

    و همینطور هم شد که رئیس بانک میان و کمک میکنن به استاد که نه تنها همان مسئله بلکه دو تا از مسائل دیگری که استاد داشتند را به زیبایی حل کردند

    اینجا هست که باید درس بگیریم و باور کنیم قوانین را که چقدر ما توانا هستیم و قدرتمند که میتونیم حتی در شرایطی که ظاهر قضیه بد هست و نجوا میاد توجه نکنیم و نادیده بگیریم شیطان را و به صدای قلب خود گوش بسپاریم که می گوید این چیزی که هست واقعیت نیست و همه چیز نیست و تو میتوانی تغییر دهی شرایط را به نفع خود فقط کافیست که توجه خود را رو زیبایی ها بگذاری و به نجوا های ذهنت گوش ندهی

    خدایا شکرت

    این اتفاق چون در بازه ی کوتاهی رخ داده درکش آسان هست اما تمام زندگی ما به همین شکل هست که اگر همواره ورودی های خود را کنترل کنیم و تمرکز خود را رو زیبایی ها بگذاریم و شکرگذار خداوند باشیم اتفاقات خوب فردا یا چند روز بعد پشت سر هم رخ میدهند به همین شکل زیبا و راحت و زندگی یک بهشت خواهد بود که معجزات خداوند موج میزند در آن

    خدایا شکرت

    واقعا همینطور هست که استاد خواب دیدند

    که مردم جهان همگی معلولند به جز یک عده ی بسیار کمشون بقیه معلول و ناتوانند

    که همش درگیر مشکلات زندگی و مسائلشون و شبکه های اجتماعی و چیز هایی هستند که اون ها رو بدبخت تر میکنه

    و نتایجی هم که میگیرند گواه این حرف هست

    که کمبود بیشتر و مسائل بیشتر و بیماری در زندگیشون هر بار بیشتر می شود

    پس مسابقه ای در کار نیست که ما بخواهیم که رقابت کنیم همه معلول هستند

    وقتی ما تمرکز خود را رو زیبایی ها بزاریم رو سپاسگذاری و فراوانی همه چیز نتایجی مساوی با این فرکانس های خوب و عالی را دریافت میکنیم و خیلی راحت جهان روی خوششو به ما نشان میدهد و زندگی ما خیلی زیباتر خواهد شد

    خدایا شکرت

    این جمله خیلی من را درگیر خودش کرد که عملکرد ما هست که نشان میدهد ما چه باور هایی داریم نه حرف هایی که می زنیم و نه ادا های ما

    و خیلی بیشتر باید رو عملکرد خودن متمرکز باشم تا کشف کنم باور هایم را و ببینم که بیشتر رو چه باور هایی باید کار کنم و کدام باور هایم هست که نیاز بیشتری به تمرکز دارد

    خدایا شکرت

    در مورد تغییر مکانی که توش هستیم

    وقتی ما رو باور هامون کار میکنیم ورودی های خود را کنترل میکنیم و همیشه احساس خوبی داریم

    جهان ما را هدایت میکند به یک جای خوب تر از جایی که توش هستیم به بک جای زیباتر آرام تر

    اگر ما باور های درستی داشته باشیم و وابسته نباشیم این تغییر محیط به آسانی رخ خواهد داد به راحتی

    و اصلا هم نیاز به تقلا ندارد اگر در مسیر درست باشیم خیلی راحت شرایط فراهم میشود و مهاجرت می کنیم

    خدایا شکرت

    همه چیز خیلی ساده تر از اونی هست که تو ذهن خیلی ها هست که دنبال یک رمز و رازی هستند که به خواسته هاشون برسن مثلا یک شب خاصی باشه که آرزو ها برآورده بشن اصلا این طور نیست و همه چیز خیلی ساده هست

    و فقط نیاز داره به کنترل ذهن مآ

    چون جهان در هر لحظه به فرکانس های من به احساس من پاسخ میدهد که اگر احساس خوبی باشه اتفاقات خوب رخ میدهد و اگر احساس بدی باشه اتفاقات بد رخ می دهد

    و راه کنترل ذهن و ورودی ها هم خیلی ساده ست

    اینکه بیایم رو زیبایی ها و نکات مثبت اطراف خود تمرکز کنیم رو نکات خوب خود و دیگران رو سپاسگذاری ها و تحسین کردن و بنویسیم رو گوش دادن به فایل ها و ساختن باور های قدرتمند کننده تمرکز کنیم و خیلی راحت اتفاقات عالی و معجزات خداوند رخ خواهد داد به راحتی

    خدایا شکرت

    وقتی پی می بریم به سادگی قوانین و باور میکنیم که چقدر ساده هستند دیگر دنبال حواشی نیستیم و تمرکز خود را روی کنترل ذهن با ورودی های مناسب با سپاسگذاری و تحسین کردن زیبایی ها میگذاریم و همیشه تکرار میکنیم و باور های خوبی میسازیم و هر بار نتایج عالی میگیریم و به خواسته های خود میرسیم

    و از این الگو استفاده میکنیم برای خواسته های بزرگتر و بیشتر و موفقیت بیشتر

    خدایا شکرت

    استاد گلم ممنونم بخاطر این لایو زیبا و آگاهی های بسیار عالی که با ما به اشتراک گذاشتین

    امیدوارم هممون عمل کنیم به این آگاهی ها و درک کنیم آنها را تا خلق کنیم زندگی خود را آن طور که دوست داریم

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سارا تقوی گفته:
    مدت عضویت: 1652 روز

    با سلام و احترام

    سه تا نکته میخاستم بگم که ترمز ذهنی خودمه و اینجا استاد بهشون اشاره کرد.

    اول، سپاسگداری باعث میشه که نعمت های بیشتر و اتفاقات بهتر وارد زندگیمون بشه. جالبه من یک عمر برعکس این حرف رو شنیدم. مامانم اعتقاد راسخ داشت که هر کس شکرگزارتر باشه خدا و بنده هاش بیشتر بهش زور میگن. حتی خودش و مادبزرگم رو خیلی شاکر میدونست و میگفت میبینی ما چون شکرگزاریم خدا بهمون توجه نمیکنه. البته که الان متوجه میشم که ناسپاس بودن و مدام در حال غیبت کردن بودن. شرک خفی داشتن و شدیدا به چشم زخم و اینکه دیگرا حسودی زندگی اونا رو میکنن داشتن. یک قصه ای هم تعریف میکردن که خدا به یکی بلا میفرستاد اون شکر میکرد، خدا هم بیشتر براش می فرستاد😁 من خیلی وقته شکرگزاری و نوشتن نعمت هام رو شروع کردم که بهم ارامش میده اما هنوز ته دلم میگه نکنه شکر کنی خدا ازت بگیره که دارم رو این باور غلط کار میکنم.

    دوم. وقتی استاد قضیه بانک رو داشتن تعریف میکردن، من یه لحظه با خودم گفتم حتما رفتن حساب استاد رو چک کردن بعد گفتن این پولداره کارش رو انجام بدیم. بیشتر که فکر کردم روی این عقیده ام، با خودم گفتم اصلا به فرص که این شکلی باشه، میشه نتیجه گرفت که وقتی ما به نکات مثبت توجه میکنیم، فرد مقابل هم به این فکر میکنه که چه نکته مثبت و منفعتی وجود داره که کار ما رو راه بندازه و بالعکس.

    سوم، وقتی استاد گفتن که من چند سال پیش زندگی خودم رو پیش بینی کردم و گفتم مطمین هستم که چند ساله آینده به این خواسته هام میرسم و چه موقعیتی در زندگی دارم ته دلم یه جوری مور مور شد. چون همیشه به من یاد دادن که اگر تو با اطمینان از چیزی صحبت کنی حتما خداوند نمیزاره بهش برسی که بهت بگه نباید از خودت مطمین باشی باید بگی انشالله و به خدا توکل کنی. همیشه هم قصه ملانصرالدین رو تعریف میکنن که میخاست بره باغش چون نگفت انشالله کلی بلا سرش اومد و در نهایت مجبور شد که از کاری که میکنه مظمین نباشه. و میگن که ادم از یه دقیقه دیگش خبر نداره هیچ وقت نباید مطمئن حرف بزنه.

    این باورهای غلط به قول استاد یک شبه به وجود نیومده که با یه بار تمرین از بین بره، خیلی هاشون پاشنه آشیل هستن چون در بطن جامعه و خانواده اموزش داده میشن، اما انشالله با کار کردن گام به گام درست میشن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    نسترن گفته:
    مدت عضویت: 2509 روز

    سلام استاد جانم سلام روی ماهتون

    استاد داشتم این لایو ۲۱ رو تو سیوام گوش میکردم

    از همون اول که گفتین یه اتفاقای جدیدی میافته که نمیتونید قدرت خلق کنندگی ذهنتون رو نادیده بگیرید و یه همزمانی هایی رخ میده که …

    میخوام بگم من الان دقیقا تو همون نقطم همین امروز همین ساعت تو همون نقطم

    یه همزمانی هایی داره واسم رخ میده که وقتی میخوام درموردش حرف بزنم واقعا دست خودم نیست سریع بغض میکنم گریم میگیره در حیرتم از قدرت خدا و قدرت ذهن انسانی که خلق کرده و اون انسان منم

    شاید واسه بقیه چیزای کوچیکی باشه اما اتفتقایی که که داره واسم میافته انقدر همزمان خود جنسه از نوع کتابی که مربوط به رشتمه بگیرید تا حرفای شما و…

    میتونم با جرئت بگم همش مربوط به همه وقتی میگم همش واقعا همشا

    من از خدا هدایت خواسته بودم که بفهمم اصل معماری چیه معمار کیه چی کار میکنه خلاقیت چیه ؟

    و نمیتونید تصور کنید به کتابایی هدایت شدم که علاوه براینکه اصل معماری رو داره میگه

    کاملا مربوط به تجسم و ذهن به ارتباطاتته

    یا به مستندی از مغز هدایت شدم که دقیقا چیزایی که دارم تو این کتابا میخونمو اثبات میکنه با اینکه هیچ برنامه ای واسه دیدن اون مستند نداشتم

    همه اینا دقیقا داره همزمان باهم رخ میده

    هر چقدر بنویسم نمیتونم این حجم از همزمانی مطالب رو ابراز کنم

    یا مثلا اتفاقی امروز افتاد

    دوستی بهم زنگ زد که من درخواست ستاره قطبیم واسه هفته پیش بود

    و اون فرد تا الان یک بارم به من زنگ نزده بود اما زنگ زد گفت کلی ام دلم تنگ شده واست

    به جز اون فرد

    همین امروز ۳ نفر دیگه بهم زنگ زدن و مضمون همه مکالمشون این بود که میخواستن حالمو بپرسن و اینکه چقدر دوستم دارن

    میخوام بگم زنگخور گوشی من خیلی کمه چون خودمم خیلی اهل دائم حرف زدن نیستم

    اما امروز انقدر همزمان ۴ نفر حدودا تو طول ۵ ساعت بهم زنگ زدن و میخواستن حالمو بپرسن دلشون واسم تنگ شده بود و به فکرم بودن

    علاوه بر همزمانی قشنگ فهمیدم فاصله فرکانسی که استاد میگه بین دادن درخواست تا دریافته یعنی چی

    چون خواسته من واسه ستاره قطبی هفته پیش بود و واقعا من امروز حالم خوب نبود ولی چون قبلا فرکانسای خوبی ارسال کرده بودم انگار امروز وقت نتیجه بود واسم که اصلا این نشونه هارو دیدم گفتم بابا حال بد چیه پاشو پاشو اینا اتفاقی نیست بیشتر کار کن رو خودت یعنی امروز با تموم جونم این قضیه رو حس کردم و همین ۱ ساعت پیشم به این فایل هدایت شدم گفتم باید کامنت بذارم ردپام بمونه

    …………..‌.‌

    درمورد موضوعی که گفتین تو بانک ذهنتونو کنترل کردید تو دانشگاه همین دوماه پیش واسم این اتفاق افتاد

    من یک جلسه ام سر کلاسم حاضر نشدم

    اما اخر ترم کارارو چون عملیم بود انجام دادم که ببرم تحویل بدم این درحالی بود که استاد تو گروه گفته بود هرکی نیومده سر کلاس که ظاهرا فقط من یه نفر بودم مطمئن باشه میافته و … اما من گفتم حالا بزار کارامو انجام بدم که ببرم

    ولی باز چون مسافرت بودم خودم نتونستم ببرم تحویل استاد بدم و دختر عمم رفت تحویل بده

    بچه ها خیلی بهم گفتن که بابا نسترن استاد که تورو تاحالا ندیده بزار اونی که داره میبره بگه نسترنه و استاد لج نکنه که چرا واسه تحویلم خودش نیومد اما من قبول نکردم گفتم بزار همه چی درست پیش بره براساس صداقت

    این از این که نخواستم دروغ بگم

    خلاصه دخترعمم کارامو برد و دوروز بعد استاد اومد توگروه نوشت کسایی که واسه تحویل خودشون نیومدن هیچ انتظاری واسه قبول شدن نداشته باشن

    همون لحظه تو دلم گفتم الخیر فی ماوقع

    گفتم خدایا من از تو میخوام با بقیه کاری ندارم و تمرکزمو برداشتم از موضوع و کلی ام تو نسافرت حال کردم کلی ام عشق کردم و گفتم نهایتش اینه یه ترم دیگه برمیدارم اشکال نداره

    میدونید چه اتفاقی افتاد ؟

    سیستم دانشگاه موقع وارد کردن نمرات به مشکل خورد و اونطوری که من شنیدم خود استاد نمره هارو وارد نکرده بود و انجمن این کارو کرد و انگار شانسی نمره داده بود به بچه ها و نمره منی که قرار بود بیافتم شد ۱۷ حتی از نمره یه سریا بالاتر شدم حتی یکی از بچه ها درسو حذف کرد قبل نمره دادن استاد چون هیچ امیدی نداشت که قبول شه اما من حسم گفت نکن اینکارو تا تهش برو نتیجه با خدا

    من باور داشتم که خیره و خیر شد خداروشکر که تو این موضوع خوب عمل کردم

    یه مورد دیگه به صداقتم افتخار میکنم میدونید چرا؟

    چون همین ترم با همون استاد من کلاس دارم و اگه خدا منو هدایت نمیکرد که راستشو بگو همین ترم که داره میاد جلوی استادم خورد میشدم اما الان با افتخار به صداقتم هر جلسه تو اون کلاس میشینم

    مورد دیگه اینکه امروز زنگ زدم دانشگاه واسه ترم جدید یه درسو واسم تایمشو جابه جا کنه با اینکه خودش بهم گفته بود هماهنگ کن واست درستش میکنیم اما وقتی زنگ زدم اصلا خوب برخورد نکردن

    و من دوباره صبح گفتم الخیر فی ما وقع

    من دیگه اصرار نمیکنم وقتی چیزی بخواد به زور درست شه یعنی ایراد داره

    خیر من احتمالا کلاس سه شنبست نه دوشنبه

    ترم جدید تازه شروع شده ولی کلاسا هنوز تشکیل نشده خدا میدونه چه خیری پشت این انجام نشدن واسم هست که ایشالا میامو مینویسم چون مزه خیر بودنو چشیدم یه بار خیلی شیرین بود همون نمره ۱۷ رو میگم

    تازه اول اول راهم تازه دنیا داره بهم جواب میده قانون جواب میده خدا بهم کمک کنه ثابت قدم باشم تداوم داشته باشم خیلی راه دارم هنوز خیلی زیاد

    استاد خیلی دوستون دارم خیلی عاشقتونم دیشبم خوابتونو دیدم

    در پناه قدرت خدا باشیم همه ایشالا 💜🍃❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1599 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان هم مداری

    صحبت‌های دوستان و سوال‌هاشون قشنگ و جواب‌های عالی از استاد دریافت کردم اگر در مسیر درست حرکت کنیم و تمرکز به زیبایی و احساس خوب خودمان را حفظ کنیم و درگیر حواشی نباشیم عامل رسیدن به خوشبختی برای ما وجود دارد سپاسگزاری یک ابزاری است که تو هر حالتی معجزه می‌کند که شما بهتر باشید

    اصل سپاسگزاری این است که حال خوب داشته باشیم و قلبمون باز بشه از هر خوبی اگه تو هر شرایطی شروع کنیم به سپاسگزاری اتفاقات خوبی برای ما می‌افتد درزندگی

    نوشتن سپاسگزاری هم اون احساس خوب را بیشتر می‌کند در جود ما به قول قرآن می‌گوید اگر سپاسگزاری کنید بر شما می‌افزایم و بزرگترین دروازه نعمت هست اگر فرکانس مناسب و باورهای خوب و درست داشته باشیم روزهای خیلی خوب اتفاق می‌افتد برای ما و اگر عملکرد خوب داشته باشیم باورمان هم خودش رو نشون می‌دهد در کل داستان کنترل ذهن را اگر کنترل کنیم زندگیمان را می‌توانیم کنترل کنیم و این قاعده بازی و قانون جهان هستی است

    هر کجا هستی در پناه الله مهربان شاد و سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سکینه دهقان گفته:
    مدت عضویت: 1206 روز

    سلام به استاد گرامی خانم مریم شایسته وبه اعضای سایت توحیدی من زمانی که این فایل را گوش دادم موبه تنم سیخ شد که استاد گرامی گفتن که رئیس بانک تا اخر کنارشون بوده وتازه یک کار دیگر کنارش انجام دادن زمانی که ذهن را مثبت کوک میکنیم خیلی اتفاق های زیبا برامون رخ می‌دهد

    من چقدر اون معجزه را بار ها وبارها تو زندگی ام تجربه کردم با غر نزدن با سپاسگزار بودن

    یک روز نوبت دکتر داشتم برای همین دیابتی که داشتم والان با تمرکز روی افکارم خوب شدم

    وقتی رفتم خیلی شلوغ بود سالن به این بزرگی پر از جمعیت به هم چسبیده تقریبا

    ولی من به خودم گفتم شاید 3 ساعت تو صف باشم تا نوبت من بشه

    خدا گواهه استاد وقتی میگن ذهن کنترل کن اینجا همینه

    یک لحظه به خودم گفتم من اطلا من معطل نمیشوم وشروع کردن به سپاس گذاری کردن

    خدا گواهه که جلو من باز شد ومن هدایت شدم به سمت اون باجه من باید میرفتم

    سلام کردم اون بنده خدا جالبه به من گفت کارت چی هه

    منم گفتم عکس از ماهیچه پا

    خدا گواهه اون من تا پیش دکتر برد ومن را به دکتر معرفی کرد ودر کمترین زمان کار من درست شد

    نه من اون بنده خدا من را اشنایی داشت نه با اون دکتر خیلی با عزت وتعارف اون دکتر کار من راه انداخت

    اگه ما سپاسگزار باشیم ورودی ذهن بگیریم

    خدا به بهترین نحو کارها براموون انجام میشه

    تازه این یک نمونه هست براتون کامنت نوشتم

    صدها اتفاق های زیبا تر رخ می دهد تو زندگی اگه سپاس گذار باشیم اگه غر نزنیم اگه ورودیهای ذهن را بگیریم اگر فکر خدا گونه کنیم

    به قول استاد عزیز شیطان را از ذهن پاک کنیم فکر خوب فکر خدا هه وذهن اروم خونه خدا دوستتون دارم عاشقانه

    به خدای مهربان می سپارمتون در پناه خدا استاد عزیز که باعث حال خوب ما هستید خدا گونه زندگی مکنید خدا گونه می از مونید تا حال ملیون ها نفر خوب باشه

    در پناه خدای مهربان شاد وسلامت وموفق ثروتمند از مادی وهم معنوی باشید همان طور که هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سید حسن گفته:
      مدت عضویت: 1351 روز

      سلام واقعا تحسین برانگیز بود کامنتتون که گفتین با این که کلی افراد در متب دکتر جلو شما بوده ولی با احساس خوبی که به خودتون دادین این اتفاق به صورت معجزه آسایی حل شده و کارتون به خوبی پیش رفته

      آره وقتی دارم هر لحظه با احساس خوب پیش میروم کارهایم به صورت معجزه آسایی انجام میشود سپاس گذارم از خدا که هر لحظه نشانه های قوانینش را برام قویتر میفرستد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1606 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد ودوستان گلم

    این فایل دوباره شکرگزاری و عمل کردن رو به من یادآوری کرد

    چون طبق قران انسان فراموش کاره ومن دلیل نتایج قبلیمو فراموش کردم و راهو گم کردم و مدتیه نتایج قطع شد و حسم بد بود وهرتلاشی می کردم حسم بدتر میشد

    بعد دیدم من دچار کمال گرایی شدم و اصلا عمل نمی کنم و وهرچقدم سپاسگزاری می کنم چون عمل درکار نبود ووارد ترس هام نمیشدم ،حسم بدتر میشد

    وبه این نتیجه رسیدم فارغ از اینکه چقد بلدم و چقد مهارت دارم ،تازمانی که وارد دل ترس هام نشوم و کارمو شروع نکنم ،هرچقد سپاسگزاری کنم ،حسم تغییری نمی کنه

    یعنی باید تمام عوامل وتمام تیکه های پازل کنار هم قرار بگیرن ،هم سپاس گزاری ،هم توجه برنکات مثبت هم باورهای درست و هم ایمان وعمل صالح وصبر ومداومت

    یکی به تنهایی کافی نیست

    تمام نشانه ها بمن میگن وارد عمل شو

    ومن باید با قدم های کوچیک‌ومداوم ادامه بدم و بدونم هرجا مشکلی پیش اومد راه حلش بهم الهام میشه

    وتا وارد عمل نشم احساس لیاقتم ایجاد نمیشه.

    ودلیل توقف نتایجم همین بود که من عمل نمی کردم و وارد ترس هام نمیشدم

    استاد بی نهایت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1134 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    من متعهد شدم که هرروز بیشتر به نکات مثبت وزیبا یی ها توجه کنم هرروز بیشتر ناظر بر افکار و احساسات درونی خودم باشم هرروز با احساس سپاس گزاری بیشتر خودم را در مدار درست قرار بدهم هرروز برای کار کردن روی خودم وقت بگذارم

    هرروز به داشته های خودم تمرکز کنم و از خداوند به این نعمت ها سپاس گزار باشم چراکه هر چقدر سپاس گزار باشم خداوند هم ظرف وجودم را بیشتر می‌کند برای دریافت نعمت های بیشتر چون که نعمت های خداوند همه‌ جا هست و هرروز هم این نعمت ها بیشتر وبیشتر می‌شود این من هستم باید خودم را با تمرکز روی زیبایی ها و سپاس گزاری بیشتر به این نعمت ها و ثروت برسونم

    خدایا سپاس گزارم برای تمام نعمت های که توی زندگی دارم خدایا سپاس گزارم که من هم لایق دریافت این آگاهی ها هستم

    خدایا سپاس گزارم برای بینایی چشمانم خدایا سپاس گزارم برای شنوایی گوش هایم که این حرف های الهی را می‌شنوم وبرای سپاس گزاری از این نعمت شنوایی به خودم تعهد دادم که فقط وفقط باید آگاهانه به صحبت های الهی گوش بدهم و عمل کنم

    خدایا تو توانایی دست و پاهایم هستی کمکم کن که در راه رشد خودم ثابت قدم بمانم

    خدایا کمکم که این قلبم که هر روز داره می‌تپد برای رسیدن به تو بتپد

    خدایا کمکم کن تا در مسیر الهی حرکت کنم و در این زمینه عمل گرا باشم

    خدایا سپاس گزارم برای وجود این استاد عزیزم که این قدر عاشقانه این آگاهی ها را با ما به اشتراک می‌گذارد

    خدایا سپاس گزارم برای تک تک سلول‌های بدنم

    خدایا سپاس گزارم که من هم در مسیر قانون سلامتی قرار دارم

    خدایا سپاس گزارم که هر لحظه در حال پیشرفت وبهبود هستم

    خدایا سپاس گزارم برای وجود خودم چراکه من لایق بهترین زندگی هستم

    خدایا سپاس گزارم برای درک بهتر قرآن که با دوره دوازده قدم به آن رسیدم

    خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها

    تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم

    ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1317 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت حضور در این جمع بهشتی و بودن در فضای این آگاهی ها

    سپاس گزار خداوندم بابت لیاقتی که در من دید و منو لایق و محرم اسرار خود گردانید

    سپاس گزار خداوندم که به ماهیچه‌ های قلب من اجازه‌ی یک ثانیه استراحت نداده تا من نفس بکشم و بندگی کنم ، سپاس گزارم ای رب الارباب ای بی نیاز از عبادت خلق و خلایق همه به تو محتاج و فقیر ،ای دلیل حال خوب من ،ای امید هر لحظه‌ی من ،ای قوت و قدرت و توان من ، ای زور بازوهای من ، ای روشنایی چشم من ،ای شنوایی گوش من ، سپاس گزارم ای رب یکتای من بابت اینکه منو از عدم آفریدی و به من فرصت تجربه‌ی خودم رو عطا کردی ،

    سپاس گزارم پروردگار یکتای من بابت اینکه منو از نطفه‌ای ضعیف پرورشم دادی و تنومندم ساختی ،صاحب من یکتای من مولای من ارباب من من به یاد میارم که حتی از نگه داشتن گردنم عاجز بودم و تو با مهر منو در آغوش کشیدی و تنومندم ساختی ، یکتای من هدایت کن تا همواره عاری از غرور و سپاس گزار نعمت های بیشمارت باشم

    سپاس گزار باشم ؟؟؟ چقد ؟؟؟ تا کی ؟؟؟

    اگر هر لحظه هم با تمام وجودم بخاطر نعمت هام سپاس گزار باشم باز هم حتی ذره ای سپاس گزار نیستم ،ای که درهای رحمتت همواره به من و همه باز است

    تو به من قدرت خلق دادی و با اینکه همه چیز از یادم رفته بود تو منو هدایت کردی و به یاد من آوردی و چقدر سپاس گزار این مسیر باشم ؟؟؟

    امروز سره یه ساختمونی داشتیم کار میکردیم و کناف می‌زدیم که رفتم طبقه پایین یادم نیست بخاطر چی ،یه دوستی داشت آب و سیمان قاطی میکرد و تو فکر بود ، و رد شدم و یه چند لحظه بعد گف که آخه واقعا برای چی داریم کار میکنیم ؟؟؟ پیش خودم فکر میکنم آخه تا کی باید کار کنی ؟؟؟ و چرا وضع اینطوریه و اینا ، بهش گفتم یعنی واقعا در حین قاطی کردن سیمان داشتی به اینا فک میکردی ؟؟؟گف آره ،خیلیم بنده خدا عمیق به فکر فرو رفته بود و گف که بچه هام که دارن بزرگ میشن و اونارم باید دستشونو بگیرم و اینا

    گفتم پدرت دستت رو گرفته ؟؟؟گف نه

    گفتم تو چرا باید دست بچه هاتو بگیری ؟؟

    گف نه اون قدیم بوده و الان جدیده و اوضاع فرق کرده ، باید یه سرمایه اولیه بدی به بچه تا کار رو شروع کنه

    گفتم ببین من الان دارم روز مرد پیش این بابا کار میکنم با یه حقوق کم و‌هدفم اینه که یاد بگیرم ،حالا وقتی یاد گرفتم و راه افتادم و ماهی شد مثلا nمیلیون تومن درآمدم ،اونوخ من چه سرمایه اولیه ای توی این کار گذاشتم به جز زمانم و این اشتیاق ؟؟؟به فکر فرو رفت ،قشنگ معلوم بود حرفا داره نفوذ می‌کنه ،از ته دل انگار تاییدشون کرد و گفتم که به جای اینکه به فکره جور کردن سرمایه اولیه برای بچه هات باشی ،فقط کافیه توی خونه جلوی اونها غر نزنی و از بدبختی نگی ،به بچه هات به جای سرمایه اولیه اعتماد به نفس بده ،جرات بده ،جسارت بده ،جوری تربیتشون کن که بزدل بار نیان و اونوخ همه چی بهشون دادی ،فقط گوش میداد با کوهی از تعجب که انگار یه تیکه ی گمشده ی مهمی رو یافته داشت سرتکون‌ میداد و تایید میکرد ، و از اون تایید کردن ها نبود که طرف روش نشه رو حرفت حرفی بزنه ها ،نه قشنگ احساس میکردم این بابا تشنه ی این حرفاست ، گفتم راجب اینکه میگی تا کی کار کنم و اینا به چی علاقه داری ؟ گف به صنعت و مکانیکی ،گفتم چرا نمیری یاد بگیری ؟؟؟ گف خب بلدم تعویض روغن و پنچرگیری و اینارو قشنگ بلدم ولی متاسفانه سرمایه اولیه ندارم ،قشنگ پاشنه اشیلش این سرمایه اولیه بود ،گفتم حتما باید سرمایه میلیاردی داشته باشی برا مغازه زدن ؟؟؟گف چیکار کنم ؟؟؟

    گفتم برو این همه مکانیکی ،برو داخل بگو من یه همچین مهارتی دارم و درصدی حاضرم کار کنم ،با لگد انداختنت بیرون ،برو بعدی ،برو بعدی برو بعدی ،انقد برو تا بشه ،(دیگه بحث باور رو نمی‌تونستم باز کنم )و اصن این حرفها خود جوش داشت میومد ،انگار که دنیارو بهش دادن ،نمیدونم عمل می‌کنه یا نه ولی می‌دونی چی برام جالبه ؟؟؟

    پاسخ خدا به این شخص (تنم داره مور مور میشه ,اینو نوشتم )

    یعنی خدا چقدر قشنگ جواب همه‌ی سوالاتشو داد از طریق من و من اصن اختیاری نداشتم و حرفها میومد ،

    و بعدش گفتم پیش خودم ببین اینکه خدا توی قرآن میگه از هر چیزی که روزی اونها کردیم انفاق میکنن ،همینه ها ،من پولی ندادم به این شخص ،ولی حرفهای من اگر در مسیر باشه می‌تونه زندگیشو دگر گون کنه و من از روزی مثبت اندیشی و آرامش و حال خوبی که نصیبم کرده خداوند به این شخص بخشیدم و قشنگ حس میکردم که چقدر تشنه ی جواب بود با هر کلمه‌ ای که ادا میشد .

    رفت و برگشت و دوباره تشکر کرد و رفت .

    حالا بخاطر چی سپاس گزار بودم من امروز سر این جریان ؟؟؟

    اینکه روزانه و به افکارم که نگاه میکنم اکثرا افکار قدرتمند کنندس و مثل این بابا که حین سیمان قاطی کردن این قد افکار منفی داشت نیستم و چقدر تفاوته بین این دونگرش

    چقدر می‌تونه فکر آدم ، ادمو زجر بده واقعا ،عذاب بده ها ،

    نکته بعدی که سپاس گزارش بودم ،اینکه ناخودآگاه باورهای خوبی در پس زمینه‌ی ذهنم داره اجرا میشه و فقط باید این باورها قدرت بگیره و تکرار و تکرار و تکرار بشه

    نکته بعدی ،اینکه به هیچ عنوان به اون شخص به چشم یک شخص بی لیاقت و کارگر نگاه نکردم (البته وقتی که متصل باشی بهش ،همه ی کارهات و رفتارات درسته و امکان نداره خطا کنی ) و شکر خدا نه به اون شخص به همه ،مدتهاست که دارم تمرین میکنم که همه‌ی ادمهارو ارزشمند بدونم و همه‌ی اونها توی ذهن من جایگاه یکسانی داشته باشن ،چه پولدار و چه بی پول و فقط ذات مقدس خداوند رو در اونها ببینم ،نه جایگاه اونها رو .

    صدهزار مرتبه شکرت

    سپاس گزار باشم به خاطر عصر :

    امروز عصر تمرین پا داشتم و به شدت سنگین کار کردم و لذت میبرم از این جور تمرین و کوفتگی روز بعد تمرین

    اما زیر پرس پای سنگین بودم و دوتا حرکت مونده بود تا بزنم و هیچ توانی نداشتم ،خدا شاهده به زور رفتم بالا و گفتم چجوری بیام پایین که بعدی بزنم ،همونجا گفتم خدایا من ناتوانم در مقابل این وزنه تو بزن و به والله قسم زیر اون فشار مطمئن بودم که خدا میزنع این وزنه رو ،به‌والله قسم زیر اون فشار تکرار آخر رو راحت تر از تمام اون 9تکرار قبلی زدم ،

    الله اکبر ، چه وزنه اییه که خدا نتونه بزنه ؟؟؟سوپر ستش رو زدم و ست بعدی یه کم دوباره سنگین کردم و گفتم خدایا من کاملا ناتوانم بدون تو تو بزن و بخاطر اون تکرار آخرکه پاسخ داد با ایمان بیشتر درخواست کردم و مطمئن تر و خدا شاهده با وجود سنگینی وزنه نسبت به وزنه قبلی و اینکه با تمرکز میزدم ،راحت 8تکرار رو زدم و گفتم خدای من ……….

    قبل اینکه برم زیر وزنه گفتم خدایا من روی خودم هیچ حسابی نمیکنم ،روی تو حساب میکنم و به والله قسم قدرتی به من داد این جمله که عین آب خوردن 8تا تکرار رو زدم

    حالا شیطان این وسط چی میگف ؟؟؟

    میگف اون تکرار آخر ست قبلی که کمک خواستی ،خدا کمکت نکرد ،چون توی تکرار یکی مونده به آخر که‌وزنه بالا بود و یه چند ثانیه استراحت کردی ،به خاطر همون تکرار آخر و زدی ،گفتم زر نزن بابا هیچ توانی توی پاهای من نمونده بود ،

    و بله شیطان همیشه امادست

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    امروز یک روز عالی داشتم و فردا از امروز بهتر خواهد بود به لطف خداوند و هدایتش

    صاحب من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم .

    در پناه رب توانا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فرزانه الهی گفته:
    مدت عضویت: 2868 روز

    به نام خدای شکور

    سلام صبح دلپذیر پاییزی شما بخیر

    یه نکته رو میخواستم بنویسم که برای خودم تثبیت بشه

    ما شکر گذاری می‌کنیم ولی نعماتی که به واسطه شکرگذاری وارد زندگیمون میشه به خاطر سپاسگزاری اندک ما نیست بلکه از تفضل خداست

    از تفضل خداست که به ما توفیق شکر می‌ده

    از تفضل خداست که این قانون رو قرار داده

    چون ما اگر هر سلول مون زبان شکر باز کنه بازم عاجزیم از شکر وجود بی نهایت

    ما قطره هستیم و او اقیانوس و قطره قادر به درک اقیانوس نیست

    اینو برای خودم میگم که فکر نکنم هنر کردم

    بلکه این شکرگذاری حال خودم رو خوب می‌کنه و این حال خوب و اتصال به الله مقتدر برامون کافیه بقیه همه فضل خداست

    و هر کاری رو اعتبارش رو بخدا بدیم چیزی که همیشه استاد تاکید دارند.

    ذوالقرنین بعد از اینکه با علم و توانایی اش سد رو ساخت گفت این از رحمت پروردگار من است و همینطور حضرت سلیمان

    واقعا سپاسگزاری حقیقی توقیفی هست از جانب خدا

    خدایا برام هر لحظه مقدر ساز این توفیق رو

    دوستون دارم و براتون قلب‌هایی شاکر طلب می‌کنم

    در قلب شاکر ضیافتی دایمی برپاست.

    استاد عزیز و خانم شایسته نازنین ازتون ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    کیانا امیری گفته:
    مدت عضویت: 576 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم

    واقعا خدارو بابت اینکه شما رو تو زندگی ام قرار داد و منو به سمت این آگاهی ها آشنا کرد سپاس گزارم

    دیشب با دوستم و ‌پارنترم دعوام شد دلیلشم به خاطر یک موضوعیه و یک مشکلی که هنوز تو خودم تغییراتی ایجاد نکردم

    باورم تمیشد که اینقدر خوب یاد گرفتم که تو همچین تضادی به احساس بهتری برسم اگر اون کیانای سابق بود تا یک هفته دیگه اعصابش خورد بود و زندگی رو نه تنها برای خودم جهنم میکردم برای بقیه هم می‌کردم

    ولی دیشب رفتم حموم و احساسمو بهتر کردم و بهش فکر نکردم و نه پیامی دادم و نه زنگی زدم و بعدش هم خوابیدم امروز صبح هم شروع کردم با فایل های استادو و فردا که قراریود احمد رو سوپرایز کنم رو کنسل نکردم با اینکه با همه الان رابطه ی خوبی ندارم حتی با احمد

    گفتم خدای من از این به بعد قول میدم که تمرکزمو بزارم روی نکات مثبت تا از این جور اتفاقات نیوفته

    و تو هم باید همه رو با من رابطشونو خوب کنی و حتی بهتر از قبل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: