live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه194MB26 دقیقه
- فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه25MB26 دقیقه














سلام به دوستان و استاد عزیز
خداروشکر فایل 17رو هم گوش دادم تقریبا 3سال پیش اتفاقی شبیه به اتفاقی برا استاد پیش اومد برا منم افتاده بود و به قول استاد یادمون میره و باید همش یادآوری کنیم 3سال پیش دخترم تصادف کرده بود و زده بود به یه ماشین و فرار کرده بود کروکی نداشتیم و بیمه خسارت نمیداد چند روز میرفتیم شورای حل اختلاف و بر میگشتیم بی نتیجه روز آخر گفتم با تکنیک استاد میرم فقط اونجا توجهم رو رو نکات مثبت گذاشتم مرتبی پرونده ها تمیزی راهرو زیبایی کارکنان و در کمال ناباوری یکی از کارکنان اومد وپرونده رو داد و گفت میتونین برین بیمه کن گفتم 13تا مورد گفتن باید تایید بشه ومدارکش رو ببرم گفت خب همه انجام شد و من واقعا گیج شده بودم خیلی راحت کارمون تموم شده
امروز تازه بعد گوش دادن به این فایل یادم افتاد که میشود ومن چرا دوباره از این قانون استفاده نمیکنم
ممنونم از همگی
بنام رب رزاق و هدایت گر من
سلام و درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی ️
سلام و درود به خانواده صمیمی و بزرگ عباس منش
یادآوری نتایج زمانی که دچار کم انگیزگی و خارج شدن از مسیر میشویم، بهترین راهکار برای برگشت به مسیر و ایجاد انگیزه و تقویت باورهامون میشه که من که تونستم اون نتایج و رو ایجاد کنم پس باید ادامه بدم تا بقیه خواسته هام رو خلق کنم.
در مورد سپاسگزاری که واقعا میشه کتاب ها نوشت،
من از روزی که استاد در مورد سپاسگزاری در شروع روز و شب قبل خواب فرمودند خیلی قوی این کارو انجام میدم و دفترها پر کردم و به نظر من یکی از علت های حال خوب من انجام همین کاره. چون سپاسگزاری واقعا ذهن و تویینگ میکنه بقول استاد، تنظیم میکنه…
با سپاسگزاری خیلی راحت مغز و جهت دهی میکنیم و برنامه ریزی میکنیم ،میفهمیم کجای کاریم و قرار ه به کجا بریم.
وقتی تو سپاسگزاری میام داشته هام و مینویسم اعتماد به نفسم بسیار بالا میره، باورم قوی میشه که ببین اینایی که الان هست یه روزی خواسته ام بوده ،من بدستش آوردم و الان جزو بدیهیات زندگی من شده پس من میتونم به هر چیز دیگه ای بخوام برسم.
در پایان سپاسگزاری، خواسته هام و مینویسم و باور دارم که هر آنچه که از قلم من بروی کاغذ نگاشته میشود بی شک جزء واقعیت های زندگی من خواهد شد.
من همیشه در 99 درصد موارد سپاسگزاری مو مکتوب میکنم چون به قدرت قلم ایمان دارم.
در پناه رب رزاق و هدایت گر
الهی به امید تو که مهربان ترین و تواناترینی
خدا جونم سپاس بابت همه ی خوبیات
استادعزیز جناب عباسمنش دوست داشتنی سپاس
خانم شایسته نازنین سپاس
هفدهمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم.همه ی ما بارها و بارها در مورد سپاس گزاری مطالبی شنیدیم و به اهمیتش واقفیم اما میزان درک این مفهوم و لمس زیبایی هاش به تجربیات ما بستگی داره، وقتی استاد در مورد حس رهایی،آرامش و باز شدن قلب بعد از سپاس گزاری صحبت می کنند باید شخص این موارد رو تجربه کرده باشه تا درک کنه.من معمولا با نوشتن سپاس گزاری ها حس و حال مثبتم خیلی بیشتر میشه و جزئیات بیشتری رو از نعمت ها موقع نوشتن پیدا می کنم.
ما گاهی اوقات متوجه می شیم که چیزی رو که خیلی دنبالش بودیم و برامون مهم بوده بعد یه مدت که به دست آوردیم حتی برای چند دقیقه هم از داشتنش لذت نبردیم و خیلی زود برامون عادی شده چون خیالمون راحت شده که داریمش ولی موضوع اصلی اینه که از چیزی که داریم لذت ببریم.سپاس گزاری یعنی اینکه من قدردان خدایی هستم که تمام اسباب آرامش و لذت من رو فراهم می کنه و کافیه من به ندای خدای درونم گوش بدم تا همه چیز به آسانی طبق خواسته ی من پیش بره.یعنی اینکه من آرامم و نگرانی ندارم. سپاسگزاری یعنی لبخند یک نوزاد،رقص دو پرنده ی رها در باد، بازی بچه گربه ها و پیچ و تاب شاخه های درخت با نوازش نسیم. وقتی بعد از طوفان و رعد و برق و بارون هوا آفتابی میشه و طراوت و تازگی از همه جا می باره؛ رهایی و آرامش رو در طبیعت میشه دید و حس سپاسگزاری رو در تک تک اجزای طبیعت میشه دریافت کرد.آدم ها هم میتونن همینطور آرام و رها و سپاسگزار باشند.َ
پروزه خانه تکانی ذهن
سلام استاد عزیزم
چقدر قشنگ حرف می زنید
این فایل چند سال پیش ضبط شده ولی انجام همین امروز هست
الان من نیاز داره به این فایل
نیاز داره بهم گفته بشه این همه نعمت بهتر دادم
استاد امشب اومدم پسرم بخوابونم و با این روشی که شما گفتید شروع کردم به شکرگذاری کردن و شکرگذاری در مورد بدنم کردم و دقت کردم دیدم اشک تو چشم جمع شده .
خدای مهربان من این قدر بهم نیاز نعمت داده که اگر هزاران سال بشینم و من بخوام شکرگذاری کنم و هیچ کاری نکنم باز هم نمی تونم
ممنون استاد جان
دوباره جامعه معمول ذهنی خیلی عالی گفتید و خدا از طریق این خواب یا رویا خواسته به ما بگید که دنیا جای مسابقه نیست و دنیا پر از نعمت و فراوانی هست
چقدر حالم خوبه
استاد می خوام از امروز سعی کنم دیگه هیچ کدام منفی به زبان نیارم یعنی سعی میکنم تمرکز کنم به کلامم
چون کلمات افکار ما را نشون می ده
استاد من خواسته ای دارم که به خونه جدید برم
از امروز می خوام درباره نکنم مثبت این خونه ام تو جه کنم و به زبان بیارم
خونه ما خیلی کمد داره و به راحتی تمام وسایل ها داخل این کمدها قرار گرفته و این خیلی خوبه
خونه مون یه منطقه اروم قرار گرفته و خداروشکر منطقه خیلی امنی هست
همسایه های خیلی خوبی داریم
پذیرایی نسبت بزرگی داریم تو این خونه من مهمانی برای 30 نفر برگزار کردم
و ونکته جالب دیگه اینکه اتاق خواب ما جوری هست که ساعت 12 ظهر هم کاملا تاریکه و خیلی خوب میشه در هر زمان استراحت کنی
خدایا شکرت
سلام استاد عزیزم
من در لایو بودم و در لحظه داشتم لذت میبردم از این کلمات زیبا که داشت در ذهن من هک میشدند، امروز ناخودآگاه داشتم دنبال یکی از فایل ها داخل سایت جستجو میکردم که دقیقا خوردم به اون داستان خوابی که شما تعریف کردید.
گفتم چه جالب … حتما قراره یک اتفاق، یک الهام هم به من بشه که یک داستان برام تکرار میشه.
در فایل “راهکارهای دوره روانشناسی ثروت ۲، برای حل مسائل مالی شما” بود که این داستان رو گفتید.
یک فایل شما روی من خیلی تاثیر گذاشت یعتی از اون فایل تازه بعد مدت ها فهمیدم مشکل من کجاست و از بخش تشخیص اصل از فرع پیگیر بقیه آموزش ها شدم. و دیدم دقیقا مشکل من همینه… شما خیلی خوب یاد گرفتید که زیبایی ها رو تحسین کنید و بر روی اونها تمرکز کنید، خیلی خیلی تفکر خالصی ساختید و دقیقا در این لایو و تعریف شما در اتفاقات بانک این رو ثابت میکرد. منو یاد زمان هایی انداخت که دقیقا همین بودم، وقتی شاد بودم، بیخیال بودم، سخت نمیگرفتم تمرکزم به حال خوشم بود چقدر اتفاقات خوبی میفتاد
الان که فکر میکنم و دارم مینویسم جملاتی الهام شد که دقیقا همون رو مینویسم، دیدید هی میگن چقدر قدیما خوب بود همه شاد بودن و… دقیقا به همین قسمت بر میگرده تا زمانی که این ذهن بر ما چیره نشده بود و تلوزیون و رادیویی نبود که اخبار بگه، شبکه های اجتماعی نبود ذهن ها و تفکرها کمتر مسموم میشد و این بود که در لحظه زندگی میکردن، با کمترین چیزها شاد بودن و نعمت ها روز به روز بیشتر میشد براشون مثل بچه هایی که سن زیادی ندارن و تا یه چیز میخوان بهشون داده میشه و وقتی بزرگ میشن یادشون میره
و منم شروع کردم دوباره روی خودم کار کردن و فایل ها رو دوباره گوش دادن چقدر بهتر میفهمیدم، درکم بهتر شده بود تا باز رسیدم به یک مورد دیگه…گفتم راهش نشون داده میشه تا اومدم توی سایت چون دوستم علی زنگ زد گفت فایل های آخر زندگی در بهشت رو دیدی؟ گفتم نه… روی موضوعی بودم و هنوز ندیدم… شب همون روز اومدم توی سایت و دیدم یک فایل جدید به اسم “«موفقیت»، مسیر رسیدن به خواسته است نه مقصدِ آن” که رفتم دیدمش که فهمیدم بزرگترین مشکل من چیه.
خب من واقعا حرف مردم برام مهم نبوده و سعی کردم هرچی فکر میکنم درسته انجام بدم، اما اینو نمیدونستم که حرفایی که میزنن توی ذهن ما رفته چون اون زمان ها روی ورودی ها کنترل نداشتیم. من همیشه خودم عاشق تجربه کردن بودم و بردم دنبال چیزایی که دوست داشتم اما از بس بهم گفتن که پسر مردم همه خونه دارن و کار و زن و…. روی ذهن من تاثیر گذاشته بود و باعث شده من از مسیرم خارج بشم و به طبع نتیجه هم صفر شده بود.
اما حقیقتا همینه که شما میگید هر لحظه در هر موقعیت اگر حس خودمون رو خوب نگه داریم و شکرگذاری کنیم اون وقت هست که تازه وارد مرحله پیشرفت میشیم که نتایج عالی برای ما داره… اگر اعتقاد پیدا کنیم به خدا، به الهامات (همون علم غیب) که مردم میگن روز به روز بهتر میشیم و هرچه شما توی لایو گفتید هی این مطالب توی ذهنم میچرخید که تاییدی بر اونها بود….
استاد عزیزم…. ای روشنگر راه من…. عشقی عشق، خدا رو شکر که با شما آشنا شدم و هر لحظه مسیر بر من روشن تر میشه…
ممنونم از این همه زمانی که برای راهنمایی و هدایت ما میگذارید….
خدا را سپاس سپاس سپاس…. بابت آشنایی با شما، بابت سیستمی و گوشی، بابت اینترنتی که باعث میشه بتونم فایل های شما رو ببینم و بشنوم
خدا رو شکر بابت تمام نعمت هایی که دارم، سلامتی، خلاقیت، خانواده – خدا رو شکر بابت مهارتی که بهم داده، خدا رو شکر بابت راهی که به من نشان داده شد
خدا رو شکر که من به مسیر درست هدایت شدم. و خدا رو شکر که خداوند به شما این قدر نعمت داده تا ما هم ببینیم و باور کنیم که میشود همه چیز را با هم داشت، نعمت، ثروت، سلامتی، عشق و….
ممنون از این خانواده صمیمی و عزیز که در کنارم هستید
سلام
درود بر ره جویان راه حق.
در مورد موضوع این لایو ، شکرگذاری مقاله بسیار جالب و آموزنده ای خوندم که خواستم با دوستان به اشتراک بگذارم.
البته خیلی خیلی مختصر که در حوصله دوستان بگنجه.
اول خدا رو شکر میکنم 🙇♀️به خاطر شرایطی که فراهم هست که بشه مطالب آموزنده رو به اشتراک گذاشت.
🔰شکرگذاری واقعی از دیدگاه قرآن چگونه است؟
🔰شکرگذاری تنها به زبان نیست ، هرچند باید متوجه نعمتهایی که داریم باشیم و اونها رو ببینیم و سپاسگذار باشیم، اما کافی نیست.
✔بلکه باید از نعمتهایی که داریم در جهت رضایت خدا و قوانین الهی استفاده کنیم.
⚠️شکر مقابل کفر است.
کفر به معنای پوشاندن حقیقت است و شکر آشکار کردن حقیقت.
مثلا شکر چشم ها و بینایی:
بایدحواسمون باشه چه چیزهایی رو میبینیم .
آیا آنچه با اراده میبینیم مثل همه انچه خداوند انسان رو از اون برحذر داشته هست ؟مثل دیدن بی بند باری و برهنگی ، دیدن ناحقی و ظلم در جامعه و بی تفاوت بودن و مثل چشم پوشی از گرفتن دست افتاده ایی و ده ها مثال دیگه که همه در قرآن اومده.
شکر گوش :
هر چیزی را نشنویم و آگاهانه آنچه را میشنویم انتخاب کنیم
مثل هر حرف لغو و بیهوده که هیچ سودی جز تلف کردن عمر نداره از غیبت گرفته تا قضاوت و تهمت تا موسیقی های لهو ، یا نشنیده گرفتن کلام حق و درخواست کمک و…………
شکر داشتن ثروت:
علاوه بر استفاده درست و به جا و به اندازه ، دوری از اصراف و زیاده روی در خوش گذرونی و فراموش کردن جهان پس از مرگ و صرف کردن قسمتی از اون برای خدمت به انسانها و……..
برای تمام نعمتها شکرگذاری خاصی وجود داره که تنها با شکر زبان ،شکرگذاری واقعی انجام نمیشه.
شکر باید از زبان به عمل بیاد تا تاثیر واقعی داشته باشه.
برای ره جویان راه حق که در پی حقیقت شکرگذاری هستند قرآن و کلام خدا بهترین راهنماست.
استفاده درست و صحیح از هر نعمتی یعنی شکر اون نعمت رو به جا آوردن.
شکر گذاری نعمتها یک امر شخصی نیست بلکه دامنه وسیعی داره که مربوط به همنوعانمون که در دسترسمون هستند میشه.
مثل خدمت بی ریا و صادقانه به دیگران در مسیر درست.
اینو من نمیگم بلکه در صدها آیه قرآن به اون تاکید داره.
مثل استفاده درست از طبیعت و آزار نرسوندن به موجودات خودش نوعی شکرگذاری هست.
همین ابزار که امروزه در دست ماست.
چطور ازشون استفاده میکنیم؟
وقتی که در اختیار ماست صرف چی میشه؟
این میشه شکر واقعی رو به جا اوردن.
خدا رو شکر میکنم به خاطر چشمی که حق را میبیند و گوشی که حق را میشنود و دست و امکاناتی که فراهم شده برای نوشتن و انتشار حقیقت.
سلام استاد
درباره اینکه داستان بانک رو تعریف کردید و آخرش گفتین چقدر انسان توانایی داره
میخوام یه سری داستان از توانایی انسان بگم درباره خودمه
استاد یه سری داستان های شما برای من باورنکردنیه یعنی میگم الله اکبر اینطوری نیست که بگم دروغه قلبم باور میکنه ولی ذهنم سختشه باور کنه نمیدونم شاید بشه اینطوری توضیحش داد!
انی وی
داستان اینه استاد من یه مدت تو اتاقم وقتی بودم و پنجره هم باز بود البته
بعد من یکم گرمم میشد چشمامو میبستم دستامو باز میکردم و تجسم میکردم که باد خنک داره میاد تو بدنم
بخدا به 2 ثانیه نمیشد (الله اکبر چی بگم اخه!) یه باده خیلی خنک و شدید میومد تو اتاقم و قشنگ من احساس میکردم باد رو دارم کنترل میکنم اون موقع ها از سلیمان هم خیلی الگو میگرفتم که ببین میتونسته چه کارهایی بکنه شاید برای همینم همچین قدرتی پیدا کرده بودم
دوست داشتم اینم درباره توانایی انسان باهاتون به اشتراک بزارم
با بای!
به نام الله یکتا
تجربه من از اعتماد به خدا
کارمند فرهنگی هستم و هر سال ابلاغ کار جدید برای همه نیرو ها صادر میشه،از قضا ابلاغ من به دلیل زیاد بودن تعداد همکاران در اون مدرسه صادر نشد.خودم رو در آغوش خدای خودم رها کردم و با حس خوب گفتم خدایا تو بهترینی و من مطمئنم شرایط عالی برای من در نظر گرفتی پس ساکت میشینم و منتظرم خودت من رو جلوی بندهات بالا ببری، آخه قبلش به دلیل شرک خفی که در وجودم داشتم،ابتدای مهر وقتی همه همکاران با ابلاغ کاری رفتن سر کلاسهای درس برای تدریس،من رفتم و به معاون گفتم شرایط من چجوریه و ابلاغ ندارم و معاون به حالت تمسخر و خنده جلوی باقی همکاران گفت شما مازاد هستید)فوری یک جرقه ایی در وجودم زد که الهام برو بشین سر جات و قرار شد با اعتماد صددرصد باقی امور رو بسپاری به خدا و به لطف خدا، پازل جوری چیده شد که مدیر و معاون من رو فرستادن اداره آموزش و پرورش شهرمون پیش مسئول مربوطه، و از قضا مسئول مربوطه هم گفتن فردا خودم شخصا به مدرسه شما میام و ابلاغ شما رو درست میکنم،فردا شد و این شخص مسئول (دست خدا) اومدن به مدرسه و با جزئیات ابلاغ همه همکاران رو چک کردن و اونجا گفتن فرد دیگری هم هست که برای این رشته باشه و نگاه ها به سمت من چرخید، اون مسئول به مدیر مدرسه گفت ای خانم در این مدرسه میشه سرپرست بخش و 8 ساعت تدریس(دریافت حقوق به اندازه حق معاونت هست)،همه(مدیر و معاون) با اعتراض گفتن این امکان وجود نداره و ما ساعت خالی نداریم،اون مسئول به صورت موکد میگفت، باید و باید این اتفاق بیافته در غیر این صورت ابلاغ به صورت سیستمی این مجوز رو صادر نمیکنه،به لطف همیشگی الله عزیزم این ماجرا همش در سکوت مطلق من رقم خورد و با تمام وجودم اتصال و حمایت پروردگارم رو حس کردم و از اونجا به بعد بیشتر به این ((برگ طلایی))فکر میکنم و خودم رو به این نیروی برتر وصل میکنم و این رو هم بگم بعد از این ماجرا شرایط کاری من در مدرسه و شغل آزادم به راحتی و زیبایی هر چه تمام تر هندل شد و الان هم با فراق بال و لبخند ژکوند روی لبم فقط دارم با معجزات بی بروبرگشت خدا حال میکنم .تنها غصه من بابت اینه که منه مسلمان چرا تا حالا اینجوری خدا رو ندیده بودم و همه این آگاهی ها رو مدیون استاد عباسمنش مهربان و کار بلد هستم.هر چند که گاهی بخاطر برخی تفاوت دیدگاهها در برداشت برخی از فرعیات دین باهاشون اختلاف نظر دارم که اون رو هم قصد دارم با تحقیق به لطف حق به مسیر درست برسم. به قول خودشون از کسی بت نسازیم اما خوشحالم که من به واسطه ایشون به خدای بینظیرم وصل شدم و حالم به شدت عالیه،خدایا سپاسگذارتم.
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان و تمام دوستانم
قدم هفدهم از خانه تکانی ذهن 1403/07/21
خدایا کمکم کن تا در برابر قوانینت و انجام دادنشان معلول نباشم
چقدر زیباست یاد آوری کمک های همیشگی پروردگار استاد برای من هم خیییلی پیش آمده که رفتم جایی ولی ظاهرا کارم به سختی خورده اما با خواست خدا خیییلی راحت کارم انجام شده و واقعا خیییلی مواقع مثل معجزه میمونه تابستان امسال صاحب خانه مارو جواب کرد و گفت همسایه ها گفتن نزارم یه مستاجر بیشتر از دو یا سه سال بشینه خطرناک هستش شما که هشت سال هست که اینجا هستید یادمه در جوابشون گفتم گفتم خدا بزرگه و هرطور شما راحت هستید اولش کمی نگران شدم و گفتم چطور اسباب کشی کنم و چطور دنبال خونه بگردم و … بعد از کمی نجواهای شیطانی به خودم آمدم و گفتم حتما خدا برام موقعیت بهتری در نظر داره خلاصه در کمال ناباوری یکی دوساعت بعد دوباره صاحبخانه زنگ زد و گفت من بعد ظهر میام واسه تمدید خانه واقعا شکه بودم وقتی صاحبخانه آمد و گفت شما خوبید و نمیخوام کس دیگه بیاد وقتی گفتم بلند بشید خانه رو میخوام شما خیییلی راحت گفتید باشه و من با همسایه بغلی حرف زدم ایشون گفت پس اگه شما بلندشون میکنید بیان خونه من بشینن دیدم همه دنبال شما هستن و چیزی جز خوبی از شما نشنیدم امسال هم با هر مبلغی که راضی هستید باشید و من در جواب گفتم من هرانچه دارم از خداست و خیییلی از این جور اتفاقات که من میگم معجزه برام رخ میده یه بار هم رفتم بانک در بانک رو داشتن میبستند که گفتم آقا لطفا اجازه بدید من بیام داخل امروز باید کار بانکیم انجام بشه خیییلی حالم گرفت وقتی راه ندادن برم داخل به خودم گفتم حتما خیریتی هست که نشد کمی ایستادم تا گفتم خدایا تمام خواسته هات رو شکر یهو یه آقا از داخل که خودش هم کار بانکی داشت و دوتا شماره گرفته بود به اون مامور بانک گفت این شماره مال این خانم هست اجازه بدید بیان داخل و درب رو باز کردن و من داخل رفتم و از اون آقا سپاسگزاری کردم و سریع نوبت من روی شماره گو افتاد یادمه اون روز چقدر از خدا تشکر کردم که همه ی کارهاش بموقع هست
من ازهر اتفاقى که توى زندگیم افتاد راضى ام ، اگه خوب بود زندگیمو قشنگتر کرد اگه بد بود ، منو ساخت. از آدماى خوب و بد زندگیم ممنونم. خوبها بهترین حس ها رو بهم دادن بدها ، بهترین درسها ! دنبال این نیستم چرا نشد، اگه نشد حتما جهان هستى برنامه ی بهترى برام داره
این خوشبختى نیست که باعث شکرگزارى در انسان میشود ، بلکه شکرگزارى است که خوشبختى را براى ما به ارمغان مى أورد .
شادى و آرامش پایه ى جذب تمام خوبى ها و نعمت هاست .
بخاطر همین باید هدف شما در زندگى این باشد که شاد و آرام باشید .
احساس خوب = اتفاقات خوب
استاد واقعا درست میفرمایید وقتی ما شکرگزاری میکنیم توجهمان دنبال داشته هامون هست و حالمون خوب و خوبتر میشه تصمیم چند ساله من هستش که اول صبح بعد بیدارشدن اول شکر گزاری میکنم و اون روز برام خیییلی خوب رقم میخوره
امروز به لطف معبودم ، ذهنم را از هر آنچه که به من نگرانى میرساند خالى میکنم و با اعتماد به هستى مهر پرورم ، زندگى را با آرامش زندگی میکنم . خدایا شکرت
خدا خودش میدونه که دقیقا داره چیکار میکنه ‘ استرس نداشته باش …
خداى مهربونمون؛ زمان بندیش عالیه ، تدبیرش عالیه ، دقیقا تو رو به جایى که میخواى میرسونه ! همون خدایى که آرزو به دلت انداخته ، راه رسوندن به آرزو هات رو هم میدونه ! هیچ وقت اگه قرار بود به آرزو هات نرسى به دلت نمى افتاد ، پس اگه ذوق و شوق رسیدن به آرزو هات رو دارى یعنى حتما بهشون میرسى ! فقط نباید امیدت رو از دست بدى و ذره اى شک به دلت راه ندی . حرکت کن مصمم باش
امروز را با شادى و نیکى آغاز میکنم و ایمان دارم لحظه های شادمانه تر نیکوتر و زیباترى تاپایان روز در انتظار من الست ، نه ترسی از آینده دارم و نه از گذشته چیزی در دل دارم .. !
همه چیز را به خدا سپردم ، یقین دارم خداهمه چیز میشود همه کس را …
من قوى هستم و محکم تر گام برداشته ام چون خدا بینا وشنواست …
چون خدا همین جاست درون من … !
هم اکنون شادمانه به استقبال روزهای خوب و پر از موفقیت میروم و خدا را هر لحظه بیشتر شاکرم
در پناه الله یکتا باشید
سلام براستادعزیزم ومریم جانم و تمام دوستان در سایت بهشتی.
رسیدیم به گام هفدهم خانه تکانی ذهن:
استاد الان خوب دارم درک میکنم وقتی میگید من باید بهم گفته بشه تا بیام جلوی دوربین و فایل ضبط کنم.
با اینکه این فایل در زمان های قبل ضبط شده ولی
در بهترین زمان به دست من رسید و برای الان من بود .چند روزه دارم یکی یکی خواسته هامو بخدا میگمو خدا هم داره به
همشون یکی یکی پاسخ میده.حالم عالیه عالیه استاد.
چندروز پیش به تضادی برخوردم که تونستم ذهنمو کنترل کنم و امروز نتیجه اون کنترل رو دارم توی زندگیم میبینم.
از درو دیوار داره برام نعمت های غیر منتظره میاد.
هر روز دارم دستان خدا رو در زندگیم بیشتر و بیشتر میبینم .
کنترل ذهن یک اصل مهمه که اگه بتونیم در هر شرایطی این اصل رو به یادداشته باشیم اون موقع هست که اتفاقات خوب بیشتر رو تجربه میکنی.
استاد عزیزم این فایل به من گفت که حواست باشه داری از کدوم راه به خواسته هات میرسی یادت باشه توی نتایجت گم نشی باید مصمم تر بشی برای ادامه ی مسیرت و جدی تر ادامه بدی اگه تونستی نتایج کوچیک خلق کنی پس نتایج بزرگ هم امکان پذیره .
اینقدر با سپاسگذاری به احساس عالی میرسم که از صبح که بیدارمیشم تا خود شب برای کوچکترین چیزها هم سپاسگذاری میکنم.این سپاس گذاری بالاترین و قویترین اصلحه در برابر افکار منفیه که حال ادمو در کسری از ثانیه عالی میکنه.
مریم جانم بانوی دوست داشتنی ازت بی نهایت سپاسگذارم که این محیط عالی رو در سایت به وجود اوردین که بیام و امروز با این احساس عالیم براتون بنویسم.
به امید روزی که خیلی هم دیرنیست میام و از رسیدن به هدفم مینویسم.
خدانگهدار