این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-11-01 03:59:212024-11-08 04:53:05live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد هزاران بار درود بر شما برای این فایل ارزشمند. من قبل از اینکه عضو سایت بشم ، مدت ها فایل ها رو گوش میکردم. این فایل رو هم قبلا شنیده بودم ولی چون تغییری نکرده بودم ، درکی هم از نتایجی که ممکنه داشته باشه نداشتم. امروز که مجددا گوش کردم ،هر لحظه در قلبم حس سپاسگزاری از قوانین خداوند و شمارو داشتم. استاد من هر روز سعی میکنم روی توجه ام کار کنم. اطرافیان نزدیکم گاهی فکر میکنن من خیلی سر خوش و بی تفاوت و بی احساس هستم ، که قلبا” این احساس بی اهمیتی نسبت به نظر دیگران رو دارم.
یک مثال میخوام بزنم: همین روزهای اخیر که مسائل جنگ ایران و اسراییل مردم رو درگیر کرده بود. من اصلا حس نگرانی و استرس و کمبود و ترس نداشتم. و بر خلاف بقیه زمانم رو نه در صف پمپ بنزین گذروندم، نه در غارت فروشگاه ها و نه به دنبال اخبار و کلیپ های پرتاب موشک و ….
به لطف خداوند و طبق آموزش های استادم تمرکزم روی خودم بود و باور دارم که خدای من برزرگتر از یه باک بنزین و چند کیسه برنج و روغن واسه انبار کردن هست . با ایمان به پروردگارم به راحتی و آرامش خوابیدم و نگران هیچ چیز نبودم .
این تفکر رو مدیون عنایت خداوندو آموزش های شما هستم
هر آدمی در تمام لحظات زندگی درحال انتخاب هست انتخابهای خواسته یا ناخواسته هایی هستیم که خودمون داریم بوجود می آوریم یا دعوت میکنیم از جنس همون اتفاق که بهش توجه میکنیم وخدا هر لحظه داره اجابت میکنه داره میگه بله بله بله به هرچی من بهش توجه کردم بهش فکر کردم به اون اتفاق شاخه وبرگ دادم در موردش داستان ساختم بزرگش کردم چقدر دراین فاصله فکرکردم فرکانس از جنس اون اتفاق فرستادم وخدا هرلحظه گفته بله اینی که داری بهش فکر میکنی واقعیت زندگیت میشه وارد زندگیت میشه تو میبینی ودر ذهنت منطقی میشه تبدیل به باورت میشه هر لحظه اتفاق می افته
مثال من مدتی بود به زیبایی ها توجه میکردم برای کنترل ورودی ها اون مدت به شدت حالم خوب بود حس قشنگی داشتم از دیدن گل های گلدون تا صدای گنجشک ها برام قشنگ بود اتفاقات فوق العاده ای رو هم تجربه میکردم اصلا کارهای روتین روزانه هم به شکل روان انجام میشد آرامش عالی رو تجربه میکردم تا اینکه جایی مهمون بودم چندروز پیش اونجا دو تا بنده خدا درمورد روابط اخیر ایران واسرائیل بحث میکردند البته از یه اتفاق دیگه شروع شد و رسید به اون بحث . استاد جان من از وقتی عضو سایت شدم تلویزیون رو جمع کردم شبکه های مجازی رو دنبال نمیکنم واصلا از اخبار بیرون اطلاع ندارم وبا آنچه شنیدم توی مهمونی، سریع ذهنم ایرور داد متوجه شدم این ناخواسته است ولی متاسفانه عملکردم اشتباه بود چون به جای اعراض وترک کردن محیط که امکانش رو داشتم سعی کردم دخالت کنم وکلا موضوع بحث رو عوض کنم که خودم هم درگیر شدم و نتیجه اش این شد که به مدت دو سه روز توی خونه خودم بحث و دعوا داشتم ومن درس گرفتم از این اتفاق اولا تا جایی که میشه از محیط هایی که جو مشابه نا خواسته داره دور باشم یعنی با آدم هایی که باور های داغون دارن رفت وآمد نکنم حذف آدم هایی که منو از مسیر دور میکنن و به حاشیه میبرن دوم اگر جایی اتفاقی یه چنین موضوعی پیش اومد اونجا رو ترک کنم
من اول باید خواسته هام رو واضح کنم بعد به جای توجه به محدودیت ها به زیبایی هاش توجه کنم تا برام اتفاق بیفته
من هم فکر میکنم من فقط قادر به تغییر زندگی خودم هستم فقط خودم. حتی نمیتونم زندگی فرزندم که از خون خودم هست ونزدیکتر از همه به من هست رو ذره ای تغییر بدم مگر خودش بخواد. دنیا اصلا نمیتونه یکدست بشه حالا که باید تضاد باشه تا من از بین دو گزینه یکی رو انتخاب کنم کارم خیلی راحته من نمیدونم چقدر درست هست با درک الانم فکرمیکنم سه باور قدرتمند هست که اگه داشته باشم همیشه در اصل حرکت میکنم وموفق هستم اول من فقط شرایط وزندگی خودم رو میتونم تغییر بدم نه میتونم زندگی کسی رو تغییر بدم ونه کسی توانایی داره زندگی منو تغییر بده دوم تضاد همیشه هست من باید از بین دو گزینه یکی را انتخاب وبه خواسته ام توجه کنم تضاد ها ونا زیبایی ها وناخواسته ها را نمیتوان از بین برد فقط توجه به خواسته یا ناخواسته باعث گسترش اون موضوع میشه سوم کنترل ورودی ذهنم بجای اینکه مثل یویو باشم گاهی اتفاق خوب تجربه کنم گاهی ناخواسته را،به خواسته ها وزیبایی ها دقت کنم که آنچه دستاورد من هست، من بوجود آوردم، هویت وشخصیت من هست اصلا مهم نیست شرایط الانم چی هست مهم اینه که من خالق شرایط زندگی خودم هستم ودر دایره خلق شرایط خواسته های من غیر ممکن معنی ندارد
پس من قانون جهان را میپذیرم ودر جهان خودم که خودم ساختمش زندگی میکنم جهانی که همه چیز در آن امکان پذیر هست کافی است من بخواهم جهان بر پایه ی خیر هست جهان خیلی سریع به زیبایی ها واکنش نشون میده
وقتی روی باورهام کار میکردم به یه الگوی تکرار شونده برخوردم البته درسته که هرچه باورهام تغییر کرده زمان تجربه اون الگو با فاصله بیشتری اتفاق می افتاد ولی خوب اتفاق می افتاد یه حس ناراحتی عمیقی را تجربه میکردم. به قدری که، حس وحال مرا بشدت بد میکرد وشاید دو روز کامل درگیر میشدم بخدا از وقتی فهمیدم دلیلش چیه وتمرین کردم که درستش کنم از دو روز فقط نصف روز طول کشید ومن حالم خوب شد توی همون روزی که به خواسته ام توجه کردم دنیا به کار من واکنش نشون داد من یک قدم بسوی زیبایی وحال خوب برداشتم وجهان ده قدم مرا جلو برد از همه مهمترینش این بود که از فرکانس ناخواسته بیرون اومدم من باور داشتم برای اینکه فروش داشته باشم باید با مشتری های نسیه بسازم حتی نسیه میدادم دقیقا از همون روزی که تصمیم گرفتم باورهامو عوض کنم و نسیه ندادم مشتری های داغون ونسیه رفتن وخدا از جاهایی مشتری فرستاد که اصلا فکرش را هم نمیکردم اینجوری خدا وجهان به ما وباورهای ما واکنش نشون میده
استاد ی جایی از فایل تقریبا وسطاش میگه آقا تمام اون چیزی ک باید بدونی تا زندگیتو تغییر بدی همین مسئله کانون توجهه و من هم با همین قانون خیلی ساده زندگیمو تغییر دادم
یادم افتاد روزهایی رو ک بابت هر اتفاقی خوشحالی میکردم بابت هررررر اتفاقی
ایننبود ک اگر ظاهرا خیلی بد بود ناراحت بشم این قدر ایمان داشتم ب فرکانسی ک فرستاده بودم و خداوند ک فقط لذت میبردم و خداوند هم طبق وعده اش همونجور ک باورش کنی پاسخ میده
وقتی ک با نهای وجود شکرگزاری و حالت خوبه این یعنی داری میگی خدایا من ب تو اعتماد دارم به تنها قدرت بودن تو
یادش ب خیر همه اتفاقات جوری شیرین ب نفع منتموم میشد ب صورت خودکار ک من دوباره غرق شادی میشدم
چقدر باحاله خدا میگه تو فقط شادی کن و شکرگزاری بقیش با من ت. فقط همینو درست انجام بده منحتی سیئات تو رو همب حسنات تبدیل میکنم همونایی ک فکر میکردی ب ضررت بوده من ب نفعت تموم میکنم
چقدر قشنگ بود رابطه هام ،زندگیم ،کارم،پول درآوردن
همه چی مثل آب خوردن و ساده بود و من فقط لذت میبردم
اینجمله شاید خیلی ساده است اما اصل و اساس
((من عاجزم تنها کتری ک میتونم لذت بردن است))
خدایا ی بار دیگه میخامب پشتوانه تو بابت هر اتفاقی تورو شکر کنم و لذت ببرم
و این حرکت رو میخامتا آخر عمرم طی کنم مثل استاد
دیگه خسته شدم بسته دیگه چک و لگد ها
میخام درست زندگی کنم زندگی پر از نعمت ها
خدایا خودت کمکم کن
تنها مشکل خود منم
مناگر ب قول استاد کارمو بندگیمو شادیمو درست انجام بدم خدا کارشو درست انجاممیده
چه زندگی زیبایی در انتظارمه خدایا شکرت
رابطه های عالی، درآمد راحت، سادگی در همه جنبه ها و….
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی عزیزان همراه و هم فرکانس من
امروز تونستم با فیلم گرفتن از یه درختی که نامش را نمیدانم و پشت دانشکده فنی ما هست بگم. این درخت که از دسته درختان همیشه سبز نیست، ولی در آبان ماه تازه گل میده و چه گلهای زیبا و خوشگلی! گلهای این درخت در اول کار کرم رنگ هستند و کمکم به رنگ صورتی درمیان و کار به جایی میرسد که کاملا صورتی و پر رنگ میشن. من خیلی از تماشای این درخت لذت میبرم و همیشه با دیدنش به خودم میگم که، ببین این درخت تویی! تویی که برخلاف دیگران، در پاییز گل میدی و وقتی همه دارن زرد و پژمرده میشن تازه تو گل میدی و کلی کیف میکنی!
ولی، به خودم گفتم که خدا تو قرآن گفته: ما شما را بالا و پایین میبریم پس، من باید همیشه در حال کار کردن روی خودم باشم و همیشه تو شرایط دشوار گل داشته باشم و امیدواری کاملم به خدای یگانه و تنها فرمانروای جهانیان را از دست ندم و اگر هم خطا کردم، زودی خدا که بهم گوشزد کرد، بفهمم و به راه درست و راست بازگردم. یه همچین خدایی هیچ وقت من رو کنار نمیگذاره و فراموشی دون ذات مقدسشه.
با این وجود، امروز پس از خرید بلیط هواپیما از آژانس مسافرتی آشنا، وقتی یک ساعت گذشت و پیام اطلاعات پرواز برای من نیامد، آشفته شدم و نگران به دفتر آژانس زنگ زدم و پرس و جو کردم و متوجه شدم که مسئول فروش بلیط، کارش را درست انجام داده و من بیخود نگران بودم! خدایا هنوز خیلی ضعیفم و باید روی خودم بیشتر و بیشتر کار کنم تا در هر حال مسیر بمانم و ایمانم را از دست ندم. البته تلاش کردم که به موضوعات مثبت توجه کنم ولی، نجواهای شیطان دست از سرم بر نمیداشت. خدایا من را به راه راست هدایت کن.
تازه دارم میفهمم که اینهمه سال من چه اندازه مشرک بودم و همین الان هم چه اندازه دچارش هستم. واقعا ما قرار نیست که کار آنچنانی انجام بدیم و تنها کاری که باید بکنیم اینه که، ایمانمان را در هر وضعیتی که تنها حامی ماست را محکم نگاه داریم و پیوسته کانون توجهمان را به مثبتها نگاه داریم و از منفیبافی دوری کنیم. من امروز این کار را دربارهی نرفتن به اتاق اساتید خوب انجام دادم. البته تا دم در اتاق رفتم ولی تو نرفتم. نرفتم چون اونجا پر است از فرکانسهای منفی و باورهای محدود کننده اونم از کسانی که خودشون را فرهیخته و دانا میدانند. برای همین هم با این کار به کائنات پیام دادم که عزمم در این مورد جزمه! همچنین، در مورد نگرانی برای خانوادهام، امر پشتیبانی و نگرانی برای اونا را به خدا سپردم و شب گذشته در این مورد یعنی کاستن میزان وابستگی به ایشان، موفقتر از گذشته بودم. البته این به معنای رفع مسئولیت نیست، بلکه انجام مسئولیتی که با نگرانی و خود خوری همراه نیست. به خودم یادآوری میکردم که با نگرانی تو و توجه به نامطلوبها، بیشتر و بیشتر از این دست موارد در زندگیت میاد. پس به خودم گوشزد کردم که، تو تلاشت را بکن و همه چیز را به خدای یگانه بسپار!
دیگه امروز از شر فکر کردم به مردم خلاص بودم و برای خودم هم دلسوزی نکردم چه رسد به دیگران.
وقتی من تلاشی برای تغییر وضعیت دیگران نمیکنم، انرژیم ذخیره میشه تا به نزدیکترین فرد زندگیم یعنی خودم خدمت کنم. از امروز تصمیم گرفتهام که دیگر اول خودم مهم باشم و سپس دیگران.
این که هیچگاه پیامبران الهی دست به شمشیر نبردهاند، نشانهی این است که چه اندازه ایشان با خود و با کائنات در صلح بودهاند. با این حال، کسانی که پیرامون ایشان بودهاند، مانند ایشان نبودند. مگر کسی مثل حضرت علی که حتا در زمان دست یافتن به دشمن هم، ابتدا درنگ مینمود و پس از فرونشستن خشمش با ایشان میجنگید آنهم بری دفاع.
از بچگی بهمون آموزش دادن که میخوای بزرگ شدی چه کنی؟ بیشتر بچهها در تبعیت از دیگران و بهدست آوردن تائید اونا، میگن میخوام به کشورم خدمت کنم. کسی نمیگه که میخوام به خودم که مهمترین کس زندگی خودم هست، خدمت کنم! همه میخواهند قیافهی آدمهای مهم و دلسوز را درارند و به همین خاطر هم یه جوری صحبت میکنن و انشاء مینویسن که مهم جلوه کنن! اینه که از همین جا بچهها یاد میگیرند که خودشون را در درجه اهمیت دوم و یا سوم و یا پایینتر بگذارند. اصلا وطن یعنی چه؟ یک تیکه خاکه که ما توش توسط زن و مردی به نام مادر و پدر که البته بهشون علاقه داریم و دستشون داریم به دنیا اومدیم. به گفتهی شما استاد بزرگوارم، خانواده پر درجه اهمیت دومه چه رسد به وطن. به گفتهی سهراب سپهری:
نصبم شاید به زن فاحشهای در شهر بخارا برسد.
سهراب اینجا میخواد بگه که اصلا این جور چیزها اهمیتی ندارد که مثلا به ایرانی بودنشان افتخار میکنند. به استقلالی بودنشان( خود من هم از طرفداران استقلال بودم که دارم با دانستن این موضوعات، کمکم دیگه تعصب را روی این تیم و اصلا تعصب را فراموش میکنم) افتخار میکنند و غیره و چه مسائلی سر همین تعصبات بیهوده بوجود نمیاد!
دارم کمکم مثل یه درخت که توی پاییز هست، برگهایی را نباید نگاهشون دارم را از شاخههای خودم میریزم و سبک میشم و چه لذتی داره این سبک شدن!
بنابراین، من تنها مسئول زندگی خودم هستم و برای همینه که در روز رستاخیز، تنها از خودم پرسش میشه و نه از دیگران در مورد من. به گفتهی شما استاد بزرگوارم، حتا ظلم هم در قرآن به این شکل آمده اصلا خبری از مسئلهی حقالناس چیزی گفته نشده و خدا در قرآن میگه که اونا( کسانی که شرک ورزیدند و کافر شدند) به خود ظلم کردند و به همین دلیل زیانکار هستند. یعنی اگر کاری کنیم که به رشد خود آسیب برسانیم، ما میشویم ستمکار و اصلا دیگری مهم نیست!وهیچ پرسشی در مورد حق دیگران از ما نخواهد شد! بلکه از ما در این مورد میپرسند که چرا زندگیت را به هدر دادی؟ چرا از لطف خدا ناامید شدی؟ چرا با اینهمه گستردگی جهان، مهاجرت نکردی؟ چرا کاری را از آن آزار میدیدی، ترک نکردی؟ و غیره و همهی پرسشها در مورد حق خودمان خواهد بود و بس! زیرا که ما نمیتوانیم بر زندگی دیگران کوچکترین اثری بگذاریم و اصلا هم نیازی به دلسوزی ما نیست! که این یعنی شرک.
خدایا شکر که هر بار که این لایو را تماشا میکنم درسهای آموزندهی جدیدی میگیرم. خدایا پروردگارا حالا که داری اینجوری مرا هدایت میکنی و به من لطف داری، پس خودت هم کمکم کن تا مسیر را پیوسته و بدون توقف طی کنم. آمین یا رب العالمین.
خدایا پروردگارا سپاس بیکران از اینکه مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.
خدایا هر آنچه دارم از آن توست تو تنها مالک و صاحب اختیار من هستی من را به راه راست هدایت کن و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
رد پای من در قدم 28(قانون هدایت به سمت خواسته ها)
من این فایل رو بارها و باروها گوش گردم و هر باری که گوش کردم یک سری نکات رو یاد گرفتم که سری قبل اصلا نشنیده بودم
چون با هربار تکرار کردن یک مقدار فرکانسمون بالاتر میره
چقدر این فایل معجزه بود واسم برای روزهایی که همه جا صحبت از بندر عباس هستش
به جرعت میتونم بگم واسم معجزه بود برای اینکه توی این شرایط بتونم ذهنم رو کنترل کنم
ذات جهان دو قطبی بودن هست،فقرداریم،ثروت داریم،سلامتی و بیماری داریم
دلیل دو قطبی بودنش این هست که تو میتونی انتخاب کنی که به کدام قطب توجه کنی این به صورت کاملا بنیادی تعریف جهان هست
اگر آزادی میخوای،ولی داری به محدودیت توجه میکنی و آزادی رو میخوای ولی توجهت به این ک شرایط محدودی هست وجود داره.توجهت به آزادی نیست
وقتی داری به محدودیت ها،کمبودها،فقر،بیماری ،توجه میکنی در این جهان دو قطبی میتوانی هدایت بشی به محدودیت های بیشتر
خدا اون چیزی به تو میدهد ک تو دنبالشی،تو به دنبال زشتی ها برو من بهت میگم نرو اما اگر تو اسرار داری به اون سمت چنان آسانت میکنم برای سختی ها،ولی اگر به سمت زیبایی ها بری من در خدمتت هستم و هدایتت میکنم
از کجا بفهمم که تمرکزم بر روی زیبایی ها هست؟
از روی احساس اینو میفهمیمم اگر حالت بده اینو میگه که تو داری به چیزی توجه میکنی که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیفته
جهان رو نمیشه تبدیل کرد یک جای یک دست،هیتلر هم همین فکرو کرد منطقش این بود ک جهان باید یک دست بشه مثلا سگ ها بیماری رو رواج میدن باید همه سگ هارو از بین ببریم
ولی جهان نمیزاره همه جا یک دست بشه،خداوند میگه اگر جهان یک دست بشه مگه نمیشد کاری کنیم که همه ایمان بیاورند اگرجهان یک دست بشه جهان فاسد میشود
جهان به افکار شما پاسخ میدهد فارغ از اینکه برادرت چه فکری میکند یا خواهرت من میخوام زندگیم خوب بشه یک کاری کنم خانوادم خوشبخت بشن که زندگیمون خوب بشه تو روی خودت کار کن فارغ از اینکه زندگی خانوادت خوب بشه یا نشه اونا نتایج افکار خودشون رو میگیرن
وطن چیه؟!
تو به خاطر اینکه لر به دنیا اومدی این شده هویت و شخصیت تو مگه تو انتخاب کردی مگه کسبش کردی تو به دنیا اومدی لر بودی
برو چیزی ک میخوای رو کسبش کن،برو جای ک زیباست،وطن رو درست کنیم ؟!تو خودتو درست کن هدایت میشی به جاهای خوب و زیبا،تو به دنیا میایی که به دنبال خواسته هات بری و دنبال چیزی ک دوس داری،وطن جاییه ک حالت خوبه
تو نمیتونی فرعون رو عوض کنی اما میتونی بری جای ک فرعون نیست چرا مهاجرت نکردی؟!
چون به جای چسبیدیم که اسمشو گذاشتیم وطن به خاطر ترس ها،وابستگی ها به خاطر اینکه که حرکت نکردی و جهان برای توای ک همش ترس داری وابستگی داری نمیتونه بهت جای بهتر بده
اگاهانه هر روز توجه میکنم که فکرم داره به چی توجه میکنه دارم اخبار و شبکه های اجتماعی رو دنبال میکنم صحنه های ناجالب رو نگاه میکنم که بره تو مغز من توجه منو بگیره به سمت چیز های بد و صحنه های ناجالب
شخصی که زندگیش داغونه چرا روابطش داغونه چرا مشکل داره به جای اینکه دلت بسوزه
رفتارهای اون شخص ثابت میکنه قانون رو
دارن زشتی هارو دنبال میکنن و جهان زشتی هارو بهشون نشون میده
افرادی که علی بی غم بودن بیخیال بیخیال بودن هیچ گونه حرسی نخوردن هر اتفاقی افتاده گفته ول کن بابا راحت گرفتن مسائل رو همه اینا باعث شده ک بگیم شانس اورده در صورتی ک قانون جهان هست
ک اسان بگیر بر خود کارها را که از روی طبع سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
اگر درگیر بشی،بحث کنی،اتفاقات از همون جنس بدتر برات اتفاق میفتد
به هرچیزی توجه کنی از جنس همان اوی زندگیت اتفاق میفتد
ولی اگر به چیزی توجه کنی ک نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیفتد با دست خودت همان شرایط رو وارد زندگیت میکنی اصلا مهم نیست چقدر دلیل قانع کننده ای داری برای اینکه من باید به موضوع نادلخواه توجه کنم
اگاهانه سعی کنیم به شرایط نادلخواه توجه نکنیم و توجه کنیم به شرایط جالب
به نام خداوند مهربانم خدایی که قدرت و عظمتش را باور دارم و بهش ابمان دارم و همه کارهامو بهش میسپارم خدای خوب و مهربانم ممنونتم سلام به استاد عزیزموو مربم مهربانم
زندگی ما زمانی تغییر میکند و متفاوت میشود که بتوانیم افکار و باورهامون رو تغییر بدیم
نه عوامل بیرونی رو
به هر آنچه که در طول روز توجه کنیم از جنس همون اتفاقات و شرایط رو میبینیم
اگر به زیبایی و خوبی و خواسته ها توجه کنبم مسلما خوبی و زیبایی میبینیم و خواسته هامون بر آورده میشود
و اگر به نازیبایی و ناخواسته توجه کنیم نازیبایی میبینیم
پس متوجه شدیم جهان به اون چیزی که ما میگوییم کاری ندارد به فرکانس و توجه ما پاسخ میدهد
خیلی متشکرم از دوستان خوبم که کامنتهای فوق العاده و پر از آگاهی مینویسن دوستتون دارم
من فکر نمی کنم کسانی که از جنبش و اعتراضات مردمی که تحت ظلم و زور هستند ٬ حمایت کنند هدفشان منحصرا طرفدار جمع کردن باشد . خیلی راه های ساده تر و امن تر جهت طرفدار جمع کردن هست . بهر حال شجاعت و جسارت این افراد را باید تحسین کرد . حمایت از آزادی وقتی حتی خودت ممکن باشد در رفاه باشی .
البته من نمی گویم من خودم این کار را می کنم ٬ از این جهت هم می نویسم که به استاد بگویم درسته شما فاصله زیاد از مدار افراد ضعیف یا حتی معمولی یا متوسط دارید اما افرادی که نزدیکترند بهتر درکشون می کنند و رفتارشون را قضاوت نمی کنند .خب بیشتر افراد اعتراض می کنند حق هم دارند چرا که در مدارشون طبیعی است ٬شاید اگه ما جایی اونها بودیم بدتر ز اونها اعتراض می کردیم .
من که می دونم مدار جنگ و اعتراض حتی دفاع یا اعتراض مسالمت آمیز داریم افرادی موفق بودن مثل گاندی وماندلا و .. این امریکا 50 سال پیش پر از تبعیض و برده داری بود اگه اعتراض و جنگ نمی کردن که الان کشور آزادی نبود . خیلی ها روش درست جنگ و در حقیقت بهتر بگویم دفاع را باید انجام بدهند وگرنه تغییری در جوامع رخ نمی دهد .
در قران دفاع اومده است را توصیه کردن و حتی خدا نکوهش کرده از جنگ یا دفاع در مواقع ضروری فرار کنیم . هر چند انسان می تونه انتخاب کنه . به قول خدا اگه تونست مهاجرت کنه اگه شرایطش نشد که باید توجهشو ابتدا به نکات مثبت و چیزهای دلخواه ببره . این چیزیه که من از استاد عباس منش یاد رفتم و آره نمی خواهم تمرکز کنم روی فلسفه دفاع یا جنگ که حتی روش درستش چیه یا بخواهم از اعتراضات حمایت کنم یا بخواهم خودم اعتراضی بکنم . چون کار درست تری بلدم و اون همینه که شما توصیه می کنید که روی نعمت ها وخوبی ها حتی کسانی که دوستش نداریم تمرکز کنیم .
دغدغه من آزادیه و خدا روشکر با مقایسه گذشته خودمون بانوان ایرانی آزادی در این کشور توسعه نیافته بیشتر شده است و نعمت های زیادی داریم که نمیشه کتمانش کرد .لازم نیست با افراد ناراحت و داغون درگیر شویم و مدارمون را پایین ببریم خب طبیعیه اگه به سمت یک استخر خالی شیرجه بزنیم صدمه می بینیم یا حتی مرگ یا اتفاقات بدتری در انتظارمونه . آدم عاقل باید از جونش مراقبت کنه .
البته استاد عباس منش در دوره ها گفته بود که هر جا دریافتی داشتین فایل رو نگه دارید و نظر دهید من این کار را کردم و هنوز به توصیه ها نرسیدم اما خواستم توضیح بنویسم که هر دو گروه را گفتید از قران نقل می کنند . به نظر من قران معجزه است و این شگفتی اونه که این طور با فرکانس ادم ها قبل تنظیمه و هم هدایت می کنه هم گمراه و هر کسی دستاویزی ازش می گیره . اصلا کتاب عجیبیه .
فکر نمی کنم پیشگویی درستی باشه . ما که از مبارزه و جنگ چیزی نمی دونیم . حتی دانشش رو هم نداریم .
امشب بعد از مدتها نشانمو چک کردم چون یمدت فقط روزشمار میدیدم و تو عقل کل میچرخیدم برای همین نشانه های واضح ازش و میدیدم اما امروز امشب احساس کردم کوچه پس کوچه های سایت خلوته و گذری به نشانم زدم همین چند وقت پیش برای این فایل کامنت گذاشتم و مجدد دلم میخواد ازش رد پا به جا بزارم
همون سه کلید اول فایل خودش کلن همه حرفها رو بمن زد
1- اعراض از ناخواسته :
دو سه روزی بود که کامنتم تو یه فایل گذاشتم و گفتم یه ناخواسته ای برام بوجود اومد که نمیگم چیبود بهرحال حس منو منفی کرد اولین قدمی که براش برداشتم رفتم بیرون یکم قدم زدم هوای خوب بصورتم بخوره یکم تنها باشم و ارامش بگیرم بعد گفتم خب بیام مسایلی که مربوط بود به این موضوع که باهم قاطی نشه بهتره رو حل کنم یه تماسی بود که انجام دادم بعد کلی با خودم حرف زدم دلایل منطقی اوردم نکات مثبت ش که خیلی سخت پیدا میشد اما پیدا شد دو تا دلیل محکم براش اوردم که می ارزید به تمام منفی ها محکم ترینش اینبود که حالا که داری روی فلان موضوع و فلان موضوع کار میکنی باید نشون بدی ادا نیست و رفتارت تغییر کرده باید عملکردت و نشون بدی و این خیلی محکم ترم میکرد و هم منو بسمت خواستم میبرد هم اعراض از ناخواسته
2- جهت دهی اگاهانه به کانون توجه :
مورد اول شامل این مورد هم میشد قدمهای بعدی که براش برداشتم اینبود که بیشتر رو دوره ها فایل ها و سایت باشم بمباران کنم خودمو حتی یه جاهایی ذهنم میرفت سمت ناخاسته هه ولی بعدش میرفتم سراغ کارهای دیگه و میزاشتم فایل استاد ولی بشه شاید اون لحظه نفهمم اما همین که ناخوداگاهمم بشنوه خودش امتیاز مثبته
3- ما خالق شرایط خودمون هستیم :
این خودش دنیای حرفه هم موضوعی بود که چند وقت بود داشتم روش کار میکردم هم اینکه به ناخواسته ای که باهاش روبرو شدم خیلی مربوط بود خلاصه سخت بود اما از پسش براومدم شاید در طول روندش از صد درصد 30 درصد ذهنمو نمیتونستم کنترل کنم اما اون 70 درصد و خیلی برای خودم بلد میکردم و افتخار میکردم
کوتاه بود اما خواستم بهش اشاره کنم و اینم به خودم یاداور بشم هر ادمی ممکنه سبک و طرز فکر خودش و داشته باشه اما اینکه ما سبک خودمون و داشته باشیم نتیجه خودمون میگیریم اگه میخواهیم مثل استاد زندگی کنیم سلامتی ثروت روابط ارامش فوق العاده داشته باشیم سبک و راه و روشی که ایشون رفتن و دنبال کنیم اگه میخواهیم مثل بقیه مردم فکر کنیم عمل کنیم پس نتیجه ای رو میگیریم که اونا گرفتن نتیجه شم نداشتن ارامش هربار جنگیدن علیه هرچیزی و چیزی در پی نداشتن نداشتن ثروت و… در اخر نداشتن توحید و شرک ورزیدن
استاد عزیزم واقعا افتخار میکنم که شاگرد شما هستم و ترجیح میدم مسیر شما رو برم که بارها از روشتون نتیجه گرفتم تا مسیری که اینهمه سال میرفتم و نتیجه ش هم برای خودم مشخص بود پوچی ….
به نام الله.سلام به استاد عزیزخانم شایسته نازنین وهمه دوستان عزیز وممنون از همه به خاطر کامنتهای عالیشون.
من مدت کوتاهی قبل از آشنایی با استاد آموزشهای آقای عرشیانفر رو گوش میدادم واولین باور اشتباهی که خیلی سریع فرو پاشید این بود که فکر میکردم اهنگ گوش دادن گناهه مخصوصا جمعه ها.بعد که دیدم آقای عرشیانفر که طلبه هم بود تو ویسهاش کلی آهنگهای شاد داشت دیگه باور منم عوض شد گفتم بابا این که دیگه آخر دین ومذهبه پس اشتباه که آهنگ گوش دادن گناهه.
چندتا نکته مهم که دوباره در این ویس یاد آوری شد
شرایط بیرونی هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند
اگر موثر بدانیم در واقع شرک داریم
ما هم هیچ تاثیری در زندگی عزیزانمون نداریم پس تلاش بیهوده نکن
چیزی که جالب بود این بود که استاد حتی یک نگاه هم به اون جمعیت معترض نکرد چیزی که خیلی از ماها هنوز اینقدر درکش نکردیم میگیم حالا یکم که هیچی نمیشه حالا یه حرف یه توجه یه گوش دادن که اتفاقی نمیفته.
به هرچی توجه کنیم به همون سمت کشیده میشیم.
وقتی در مسیر درست باشیم در اغلب موارد همیشه اتفاقهای خوب میفته.
اگر با نازیبایی ها بجنگیم بیشتر میشوند
اگر زیبابین باشی همش اتفاقهای زیبا میفته
از همون لحظه که شروع به تغییر میکنی شرایط تغییر میکند
آدمهایی که حالشون خوبن جذب ادمهایی میشون که حالشون خوبه وبرعکس
برادرم همیشه از مریضی میگه خانمش وبچه هاش هم دوره ای مریض میشن که قانون رو تایید میکنه
شوهرم هم همیشه میگه دولت دزد وفلانه تو کسب وکار چندین بار سرش کلاه گذاشتن چک ها رو پاس نمیکنن .
همیشه شوهرم به موهای توخونه توجه میکنه اگر مو تو غذا باشه 100درصد تو ظرف اون میفته حتی تو عروسی از ظرفش مو دراومده بود
همه چی فرکانسهای ماست نقطه سر خط
خیلی سپاسگذارم از راه اندازی این پروژه که چقدر باعث شد دوباره این آگاهی ها تکرار شود
به نام خالق یکتا
درود بر مریم عزیز که این فایل رو اینجا قرار داد.
استاد هزاران بار درود بر شما برای این فایل ارزشمند. من قبل از اینکه عضو سایت بشم ، مدت ها فایل ها رو گوش میکردم. این فایل رو هم قبلا شنیده بودم ولی چون تغییری نکرده بودم ، درکی هم از نتایجی که ممکنه داشته باشه نداشتم. امروز که مجددا گوش کردم ،هر لحظه در قلبم حس سپاسگزاری از قوانین خداوند و شمارو داشتم. استاد من هر روز سعی میکنم روی توجه ام کار کنم. اطرافیان نزدیکم گاهی فکر میکنن من خیلی سر خوش و بی تفاوت و بی احساس هستم ، که قلبا” این احساس بی اهمیتی نسبت به نظر دیگران رو دارم.
یک مثال میخوام بزنم: همین روزهای اخیر که مسائل جنگ ایران و اسراییل مردم رو درگیر کرده بود. من اصلا حس نگرانی و استرس و کمبود و ترس نداشتم. و بر خلاف بقیه زمانم رو نه در صف پمپ بنزین گذروندم، نه در غارت فروشگاه ها و نه به دنبال اخبار و کلیپ های پرتاب موشک و ….
به لطف خداوند و طبق آموزش های استادم تمرکزم روی خودم بود و باور دارم که خدای من برزرگتر از یه باک بنزین و چند کیسه برنج و روغن واسه انبار کردن هست . با ایمان به پروردگارم به راحتی و آرامش خوابیدم و نگران هیچ چیز نبودم .
این تفکر رو مدیون عنایت خداوندو آموزش های شما هستم
پایدار باشید️
بنام خداوند هدایتگر مهربان
سلام استاد عزیزم
هر آدمی در تمام لحظات زندگی درحال انتخاب هست انتخابهای خواسته یا ناخواسته هایی هستیم که خودمون داریم بوجود می آوریم یا دعوت میکنیم از جنس همون اتفاق که بهش توجه میکنیم وخدا هر لحظه داره اجابت میکنه داره میگه بله بله بله به هرچی من بهش توجه کردم بهش فکر کردم به اون اتفاق شاخه وبرگ دادم در موردش داستان ساختم بزرگش کردم چقدر دراین فاصله فکرکردم فرکانس از جنس اون اتفاق فرستادم وخدا هرلحظه گفته بله اینی که داری بهش فکر میکنی واقعیت زندگیت میشه وارد زندگیت میشه تو میبینی ودر ذهنت منطقی میشه تبدیل به باورت میشه هر لحظه اتفاق می افته
مثال من مدتی بود به زیبایی ها توجه میکردم برای کنترل ورودی ها اون مدت به شدت حالم خوب بود حس قشنگی داشتم از دیدن گل های گلدون تا صدای گنجشک ها برام قشنگ بود اتفاقات فوق العاده ای رو هم تجربه میکردم اصلا کارهای روتین روزانه هم به شکل روان انجام میشد آرامش عالی رو تجربه میکردم تا اینکه جایی مهمون بودم چندروز پیش اونجا دو تا بنده خدا درمورد روابط اخیر ایران واسرائیل بحث میکردند البته از یه اتفاق دیگه شروع شد و رسید به اون بحث . استاد جان من از وقتی عضو سایت شدم تلویزیون رو جمع کردم شبکه های مجازی رو دنبال نمیکنم واصلا از اخبار بیرون اطلاع ندارم وبا آنچه شنیدم توی مهمونی، سریع ذهنم ایرور داد متوجه شدم این ناخواسته است ولی متاسفانه عملکردم اشتباه بود چون به جای اعراض وترک کردن محیط که امکانش رو داشتم سعی کردم دخالت کنم وکلا موضوع بحث رو عوض کنم که خودم هم درگیر شدم و نتیجه اش این شد که به مدت دو سه روز توی خونه خودم بحث و دعوا داشتم ومن درس گرفتم از این اتفاق اولا تا جایی که میشه از محیط هایی که جو مشابه نا خواسته داره دور باشم یعنی با آدم هایی که باور های داغون دارن رفت وآمد نکنم حذف آدم هایی که منو از مسیر دور میکنن و به حاشیه میبرن دوم اگر جایی اتفاقی یه چنین موضوعی پیش اومد اونجا رو ترک کنم
من اول باید خواسته هام رو واضح کنم بعد به جای توجه به محدودیت ها به زیبایی هاش توجه کنم تا برام اتفاق بیفته
من هم فکر میکنم من فقط قادر به تغییر زندگی خودم هستم فقط خودم. حتی نمیتونم زندگی فرزندم که از خون خودم هست ونزدیکتر از همه به من هست رو ذره ای تغییر بدم مگر خودش بخواد. دنیا اصلا نمیتونه یکدست بشه حالا که باید تضاد باشه تا من از بین دو گزینه یکی رو انتخاب کنم کارم خیلی راحته من نمیدونم چقدر درست هست با درک الانم فکرمیکنم سه باور قدرتمند هست که اگه داشته باشم همیشه در اصل حرکت میکنم وموفق هستم اول من فقط شرایط وزندگی خودم رو میتونم تغییر بدم نه میتونم زندگی کسی رو تغییر بدم ونه کسی توانایی داره زندگی منو تغییر بده دوم تضاد همیشه هست من باید از بین دو گزینه یکی را انتخاب وبه خواسته ام توجه کنم تضاد ها ونا زیبایی ها وناخواسته ها را نمیتوان از بین برد فقط توجه به خواسته یا ناخواسته باعث گسترش اون موضوع میشه سوم کنترل ورودی ذهنم بجای اینکه مثل یویو باشم گاهی اتفاق خوب تجربه کنم گاهی ناخواسته را،به خواسته ها وزیبایی ها دقت کنم که آنچه دستاورد من هست، من بوجود آوردم، هویت وشخصیت من هست اصلا مهم نیست شرایط الانم چی هست مهم اینه که من خالق شرایط زندگی خودم هستم ودر دایره خلق شرایط خواسته های من غیر ممکن معنی ندارد
پس من قانون جهان را میپذیرم ودر جهان خودم که خودم ساختمش زندگی میکنم جهانی که همه چیز در آن امکان پذیر هست کافی است من بخواهم جهان بر پایه ی خیر هست جهان خیلی سریع به زیبایی ها واکنش نشون میده
وقتی روی باورهام کار میکردم به یه الگوی تکرار شونده برخوردم البته درسته که هرچه باورهام تغییر کرده زمان تجربه اون الگو با فاصله بیشتری اتفاق می افتاد ولی خوب اتفاق می افتاد یه حس ناراحتی عمیقی را تجربه میکردم. به قدری که، حس وحال مرا بشدت بد میکرد وشاید دو روز کامل درگیر میشدم بخدا از وقتی فهمیدم دلیلش چیه وتمرین کردم که درستش کنم از دو روز فقط نصف روز طول کشید ومن حالم خوب شد توی همون روزی که به خواسته ام توجه کردم دنیا به کار من واکنش نشون داد من یک قدم بسوی زیبایی وحال خوب برداشتم وجهان ده قدم مرا جلو برد از همه مهمترینش این بود که از فرکانس ناخواسته بیرون اومدم من باور داشتم برای اینکه فروش داشته باشم باید با مشتری های نسیه بسازم حتی نسیه میدادم دقیقا از همون روزی که تصمیم گرفتم باورهامو عوض کنم و نسیه ندادم مشتری های داغون ونسیه رفتن وخدا از جاهایی مشتری فرستاد که اصلا فکرش را هم نمیکردم اینجوری خدا وجهان به ما وباورهای ما واکنش نشون میده
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند
استاد ی جایی از فایل تقریبا وسطاش میگه آقا تمام اون چیزی ک باید بدونی تا زندگیتو تغییر بدی همین مسئله کانون توجهه و من هم با همین قانون خیلی ساده زندگیمو تغییر دادم
یادم افتاد روزهایی رو ک بابت هر اتفاقی خوشحالی میکردم بابت هررررر اتفاقی
ایننبود ک اگر ظاهرا خیلی بد بود ناراحت بشم این قدر ایمان داشتم ب فرکانسی ک فرستاده بودم و خداوند ک فقط لذت میبردم و خداوند هم طبق وعده اش همونجور ک باورش کنی پاسخ میده
وقتی ک با نهای وجود شکرگزاری و حالت خوبه این یعنی داری میگی خدایا من ب تو اعتماد دارم به تنها قدرت بودن تو
یادش ب خیر همه اتفاقات جوری شیرین ب نفع منتموم میشد ب صورت خودکار ک من دوباره غرق شادی میشدم
چقدر باحاله خدا میگه تو فقط شادی کن و شکرگزاری بقیش با من ت. فقط همینو درست انجام بده منحتی سیئات تو رو همب حسنات تبدیل میکنم همونایی ک فکر میکردی ب ضررت بوده من ب نفعت تموم میکنم
چقدر قشنگ بود رابطه هام ،زندگیم ،کارم،پول درآوردن
همه چی مثل آب خوردن و ساده بود و من فقط لذت میبردم
اینجمله شاید خیلی ساده است اما اصل و اساس
((من عاجزم تنها کتری ک میتونم لذت بردن است))
خدایا ی بار دیگه میخامب پشتوانه تو بابت هر اتفاقی تورو شکر کنم و لذت ببرم
و این حرکت رو میخامتا آخر عمرم طی کنم مثل استاد
دیگه خسته شدم بسته دیگه چک و لگد ها
میخام درست زندگی کنم زندگی پر از نعمت ها
خدایا خودت کمکم کن
تنها مشکل خود منم
مناگر ب قول استاد کارمو بندگیمو شادیمو درست انجام بدم خدا کارشو درست انجاممیده
چه زندگی زیبایی در انتظارمه خدایا شکرت
رابطه های عالی، درآمد راحت، سادگی در همه جنبه ها و….
درود بر استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و بانو شایستهی عزیز و یکایک دستاندرکاران سایت الهی عباسمنش و همهی عزیزان همراه و هم فرکانس من
امروز تونستم با فیلم گرفتن از یه درختی که نامش را نمیدانم و پشت دانشکده فنی ما هست بگم. این درخت که از دسته درختان همیشه سبز نیست، ولی در آبان ماه تازه گل میده و چه گلهای زیبا و خوشگلی! گلهای این درخت در اول کار کرم رنگ هستند و کمکم به رنگ صورتی درمیان و کار به جایی میرسد که کاملا صورتی و پر رنگ میشن. من خیلی از تماشای این درخت لذت میبرم و همیشه با دیدنش به خودم میگم که، ببین این درخت تویی! تویی که برخلاف دیگران، در پاییز گل میدی و وقتی همه دارن زرد و پژمرده میشن تازه تو گل میدی و کلی کیف میکنی!
ولی، به خودم گفتم که خدا تو قرآن گفته: ما شما را بالا و پایین میبریم پس، من باید همیشه در حال کار کردن روی خودم باشم و همیشه تو شرایط دشوار گل داشته باشم و امیدواری کاملم به خدای یگانه و تنها فرمانروای جهانیان را از دست ندم و اگر هم خطا کردم، زودی خدا که بهم گوشزد کرد، بفهمم و به راه درست و راست بازگردم. یه همچین خدایی هیچ وقت من رو کنار نمیگذاره و فراموشی دون ذات مقدسشه.
با این وجود، امروز پس از خرید بلیط هواپیما از آژانس مسافرتی آشنا، وقتی یک ساعت گذشت و پیام اطلاعات پرواز برای من نیامد، آشفته شدم و نگران به دفتر آژانس زنگ زدم و پرس و جو کردم و متوجه شدم که مسئول فروش بلیط، کارش را درست انجام داده و من بیخود نگران بودم! خدایا هنوز خیلی ضعیفم و باید روی خودم بیشتر و بیشتر کار کنم تا در هر حال مسیر بمانم و ایمانم را از دست ندم. البته تلاش کردم که به موضوعات مثبت توجه کنم ولی، نجواهای شیطان دست از سرم بر نمیداشت. خدایا من را به راه راست هدایت کن.
تازه دارم میفهمم که اینهمه سال من چه اندازه مشرک بودم و همین الان هم چه اندازه دچارش هستم. واقعا ما قرار نیست که کار آنچنانی انجام بدیم و تنها کاری که باید بکنیم اینه که، ایمانمان را در هر وضعیتی که تنها حامی ماست را محکم نگاه داریم و پیوسته کانون توجهمان را به مثبتها نگاه داریم و از منفیبافی دوری کنیم. من امروز این کار را دربارهی نرفتن به اتاق اساتید خوب انجام دادم. البته تا دم در اتاق رفتم ولی تو نرفتم. نرفتم چون اونجا پر است از فرکانسهای منفی و باورهای محدود کننده اونم از کسانی که خودشون را فرهیخته و دانا میدانند. برای همین هم با این کار به کائنات پیام دادم که عزمم در این مورد جزمه! همچنین، در مورد نگرانی برای خانوادهام، امر پشتیبانی و نگرانی برای اونا را به خدا سپردم و شب گذشته در این مورد یعنی کاستن میزان وابستگی به ایشان، موفقتر از گذشته بودم. البته این به معنای رفع مسئولیت نیست، بلکه انجام مسئولیتی که با نگرانی و خود خوری همراه نیست. به خودم یادآوری میکردم که با نگرانی تو و توجه به نامطلوبها، بیشتر و بیشتر از این دست موارد در زندگیت میاد. پس به خودم گوشزد کردم که، تو تلاشت را بکن و همه چیز را به خدای یگانه بسپار!
دیگه امروز از شر فکر کردم به مردم خلاص بودم و برای خودم هم دلسوزی نکردم چه رسد به دیگران.
وقتی من تلاشی برای تغییر وضعیت دیگران نمیکنم، انرژیم ذخیره میشه تا به نزدیکترین فرد زندگیم یعنی خودم خدمت کنم. از امروز تصمیم گرفتهام که دیگر اول خودم مهم باشم و سپس دیگران.
این که هیچگاه پیامبران الهی دست به شمشیر نبردهاند، نشانهی این است که چه اندازه ایشان با خود و با کائنات در صلح بودهاند. با این حال، کسانی که پیرامون ایشان بودهاند، مانند ایشان نبودند. مگر کسی مثل حضرت علی که حتا در زمان دست یافتن به دشمن هم، ابتدا درنگ مینمود و پس از فرونشستن خشمش با ایشان میجنگید آنهم بری دفاع.
از بچگی بهمون آموزش دادن که میخوای بزرگ شدی چه کنی؟ بیشتر بچهها در تبعیت از دیگران و بهدست آوردن تائید اونا، میگن میخوام به کشورم خدمت کنم. کسی نمیگه که میخوام به خودم که مهمترین کس زندگی خودم هست، خدمت کنم! همه میخواهند قیافهی آدمهای مهم و دلسوز را درارند و به همین خاطر هم یه جوری صحبت میکنن و انشاء مینویسن که مهم جلوه کنن! اینه که از همین جا بچهها یاد میگیرند که خودشون را در درجه اهمیت دوم و یا سوم و یا پایینتر بگذارند. اصلا وطن یعنی چه؟ یک تیکه خاکه که ما توش توسط زن و مردی به نام مادر و پدر که البته بهشون علاقه داریم و دستشون داریم به دنیا اومدیم. به گفتهی شما استاد بزرگوارم، خانواده پر درجه اهمیت دومه چه رسد به وطن. به گفتهی سهراب سپهری:
نصبم شاید به زن فاحشهای در شهر بخارا برسد.
سهراب اینجا میخواد بگه که اصلا این جور چیزها اهمیتی ندارد که مثلا به ایرانی بودنشان افتخار میکنند. به استقلالی بودنشان( خود من هم از طرفداران استقلال بودم که دارم با دانستن این موضوعات، کمکم دیگه تعصب را روی این تیم و اصلا تعصب را فراموش میکنم) افتخار میکنند و غیره و چه مسائلی سر همین تعصبات بیهوده بوجود نمیاد!
دارم کمکم مثل یه درخت که توی پاییز هست، برگهایی را نباید نگاهشون دارم را از شاخههای خودم میریزم و سبک میشم و چه لذتی داره این سبک شدن!
بنابراین، من تنها مسئول زندگی خودم هستم و برای همینه که در روز رستاخیز، تنها از خودم پرسش میشه و نه از دیگران در مورد من. به گفتهی شما استاد بزرگوارم، حتا ظلم هم در قرآن به این شکل آمده اصلا خبری از مسئلهی حقالناس چیزی گفته نشده و خدا در قرآن میگه که اونا( کسانی که شرک ورزیدند و کافر شدند) به خود ظلم کردند و به همین دلیل زیانکار هستند. یعنی اگر کاری کنیم که به رشد خود آسیب برسانیم، ما میشویم ستمکار و اصلا دیگری مهم نیست!وهیچ پرسشی در مورد حق دیگران از ما نخواهد شد! بلکه از ما در این مورد میپرسند که چرا زندگیت را به هدر دادی؟ چرا از لطف خدا ناامید شدی؟ چرا با اینهمه گستردگی جهان، مهاجرت نکردی؟ چرا کاری را از آن آزار میدیدی، ترک نکردی؟ و غیره و همهی پرسشها در مورد حق خودمان خواهد بود و بس! زیرا که ما نمیتوانیم بر زندگی دیگران کوچکترین اثری بگذاریم و اصلا هم نیازی به دلسوزی ما نیست! که این یعنی شرک.
خدایا شکر که هر بار که این لایو را تماشا میکنم درسهای آموزندهی جدیدی میگیرم. خدایا پروردگارا حالا که داری اینجوری مرا هدایت میکنی و به من لطف داری، پس خودت هم کمکم کن تا مسیر را پیوسته و بدون توقف طی کنم. آمین یا رب العالمین.
خدایا پروردگارا سپاس بیکران از اینکه مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشتی و خورشیدهای هدایت را بر سر راهم نهادی تا راه گم نکنم.
ارادتمند شما
به نام خدای راحتی ها؛
خدایا هر آنچه دارم از آن توست تو تنها مالک و صاحب اختیار من هستی من را به راه راست هدایت کن و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
رد پای من در قدم 28(قانون هدایت به سمت خواسته ها)
من این فایل رو بارها و باروها گوش گردم و هر باری که گوش کردم یک سری نکات رو یاد گرفتم که سری قبل اصلا نشنیده بودم
چون با هربار تکرار کردن یک مقدار فرکانسمون بالاتر میره
چقدر این فایل معجزه بود واسم برای روزهایی که همه جا صحبت از بندر عباس هستش
به جرعت میتونم بگم واسم معجزه بود برای اینکه توی این شرایط بتونم ذهنم رو کنترل کنم
ذات جهان دو قطبی بودن هست،فقرداریم،ثروت داریم،سلامتی و بیماری داریم
دلیل دو قطبی بودنش این هست که تو میتونی انتخاب کنی که به کدام قطب توجه کنی این به صورت کاملا بنیادی تعریف جهان هست
اگر آزادی میخوای،ولی داری به محدودیت توجه میکنی و آزادی رو میخوای ولی توجهت به این ک شرایط محدودی هست وجود داره.توجهت به آزادی نیست
وقتی داری به محدودیت ها،کمبودها،فقر،بیماری ،توجه میکنی در این جهان دو قطبی میتوانی هدایت بشی به محدودیت های بیشتر
خدا اون چیزی به تو میدهد ک تو دنبالشی،تو به دنبال زشتی ها برو من بهت میگم نرو اما اگر تو اسرار داری به اون سمت چنان آسانت میکنم برای سختی ها،ولی اگر به سمت زیبایی ها بری من در خدمتت هستم و هدایتت میکنم
از کجا بفهمم که تمرکزم بر روی زیبایی ها هست؟
از روی احساس اینو میفهمیمم اگر حالت بده اینو میگه که تو داری به چیزی توجه میکنی که نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیفته
جهان رو نمیشه تبدیل کرد یک جای یک دست،هیتلر هم همین فکرو کرد منطقش این بود ک جهان باید یک دست بشه مثلا سگ ها بیماری رو رواج میدن باید همه سگ هارو از بین ببریم
ولی جهان نمیزاره همه جا یک دست بشه،خداوند میگه اگر جهان یک دست بشه مگه نمیشد کاری کنیم که همه ایمان بیاورند اگرجهان یک دست بشه جهان فاسد میشود
جهان به افکار شما پاسخ میدهد فارغ از اینکه برادرت چه فکری میکند یا خواهرت من میخوام زندگیم خوب بشه یک کاری کنم خانوادم خوشبخت بشن که زندگیمون خوب بشه تو روی خودت کار کن فارغ از اینکه زندگی خانوادت خوب بشه یا نشه اونا نتایج افکار خودشون رو میگیرن
وطن چیه؟!
تو به خاطر اینکه لر به دنیا اومدی این شده هویت و شخصیت تو مگه تو انتخاب کردی مگه کسبش کردی تو به دنیا اومدی لر بودی
برو چیزی ک میخوای رو کسبش کن،برو جای ک زیباست،وطن رو درست کنیم ؟!تو خودتو درست کن هدایت میشی به جاهای خوب و زیبا،تو به دنیا میایی که به دنبال خواسته هات بری و دنبال چیزی ک دوس داری،وطن جاییه ک حالت خوبه
تو نمیتونی فرعون رو عوض کنی اما میتونی بری جای ک فرعون نیست چرا مهاجرت نکردی؟!
چون به جای چسبیدیم که اسمشو گذاشتیم وطن به خاطر ترس ها،وابستگی ها به خاطر اینکه که حرکت نکردی و جهان برای توای ک همش ترس داری وابستگی داری نمیتونه بهت جای بهتر بده
اگاهانه هر روز توجه میکنم که فکرم داره به چی توجه میکنه دارم اخبار و شبکه های اجتماعی رو دنبال میکنم صحنه های ناجالب رو نگاه میکنم که بره تو مغز من توجه منو بگیره به سمت چیز های بد و صحنه های ناجالب
شخصی که زندگیش داغونه چرا روابطش داغونه چرا مشکل داره به جای اینکه دلت بسوزه
رفتارهای اون شخص ثابت میکنه قانون رو
دارن زشتی هارو دنبال میکنن و جهان زشتی هارو بهشون نشون میده
افرادی که علی بی غم بودن بیخیال بیخیال بودن هیچ گونه حرسی نخوردن هر اتفاقی افتاده گفته ول کن بابا راحت گرفتن مسائل رو همه اینا باعث شده ک بگیم شانس اورده در صورتی ک قانون جهان هست
ک اسان بگیر بر خود کارها را که از روی طبع سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش
اگر درگیر بشی،بحث کنی،اتفاقات از همون جنس بدتر برات اتفاق میفتد
به هرچیزی توجه کنی از جنس همان اوی زندگیت اتفاق میفتد
ولی اگر به چیزی توجه کنی ک نمیخوای توی زندگیت اتفاق بیفتد با دست خودت همان شرایط رو وارد زندگیت میکنی اصلا مهم نیست چقدر دلیل قانع کننده ای داری برای اینکه من باید به موضوع نادلخواه توجه کنم
اگاهانه سعی کنیم به شرایط نادلخواه توجه نکنیم و توجه کنیم به شرایط جالب
یا حق
به نام خداوند مهربانم خدایی که قدرت و عظمتش را باور دارم و بهش ابمان دارم و همه کارهامو بهش میسپارم خدای خوب و مهربانم ممنونتم سلام به استاد عزیزموو مربم مهربانم
زندگی ما زمانی تغییر میکند و متفاوت میشود که بتوانیم افکار و باورهامون رو تغییر بدیم
نه عوامل بیرونی رو
به هر آنچه که در طول روز توجه کنیم از جنس همون اتفاقات و شرایط رو میبینیم
اگر به زیبایی و خوبی و خواسته ها توجه کنبم مسلما خوبی و زیبایی میبینیم و خواسته هامون بر آورده میشود
و اگر به نازیبایی و ناخواسته توجه کنیم نازیبایی میبینیم
پس متوجه شدیم جهان به اون چیزی که ما میگوییم کاری ندارد به فرکانس و توجه ما پاسخ میدهد
خیلی متشکرم از دوستان خوبم که کامنتهای فوق العاده و پر از آگاهی مینویسن دوستتون دارم
در پناه خداوند مهربان باشین
سالم و ثروتمند
خدا جون سلام
استاد عزیزم سلام
چقققققدر این فایل برای امروز م که گوش کردم بهتر متوجه شدم.
من این فایل و چندین ماه پیش شاید هم بیشتر یک سال پیش گوش کردم.
اما امروز در مدار خیییییلی بالاتر متوجه شدم که استاد ، خدا از زبان قرآن با من چگونه سخن می گوید.
خداوند برای چند هزار بار بهم یادآوری می کنه که فقط تو رو خودت کار کن، حتی به همسرت که نزدیک ترین فرد به توست فکر نکن.
نه به فکر تغییر فرزندان ت، و نه خواهر و برادر و هر فرد دگه،،،،
تو فقط تمرکز رو زیبایی ها کن
تو فقط تمرکز رو خواسته ها ت کن
تو فقط تمرکز روی کار کردن به خودت باشه.
جهان تو را هدایت می کنه به بهترین ها
خدا رو سپاسگزارم که نتایج کار کردن رو خودم رو دارم می بینم
خدا رو سپاسگزارم که نتایج باورهام رو دارم می بینم.
خدا رو سپاسگزارم که مدارم با همه ی آدم های دور و برم تفاوت داره.
خدا رو سپاسگزارم که تو این مسیرم
خدا رو سپاسگزارم که جهان هستی قانون داره
من فکر نمی کنم کسانی که از جنبش و اعتراضات مردمی که تحت ظلم و زور هستند ٬ حمایت کنند هدفشان منحصرا طرفدار جمع کردن باشد . خیلی راه های ساده تر و امن تر جهت طرفدار جمع کردن هست . بهر حال شجاعت و جسارت این افراد را باید تحسین کرد . حمایت از آزادی وقتی حتی خودت ممکن باشد در رفاه باشی .
البته من نمی گویم من خودم این کار را می کنم ٬ از این جهت هم می نویسم که به استاد بگویم درسته شما فاصله زیاد از مدار افراد ضعیف یا حتی معمولی یا متوسط دارید اما افرادی که نزدیکترند بهتر درکشون می کنند و رفتارشون را قضاوت نمی کنند .خب بیشتر افراد اعتراض می کنند حق هم دارند چرا که در مدارشون طبیعی است ٬شاید اگه ما جایی اونها بودیم بدتر ز اونها اعتراض می کردیم .
من که می دونم مدار جنگ و اعتراض حتی دفاع یا اعتراض مسالمت آمیز داریم افرادی موفق بودن مثل گاندی وماندلا و .. این امریکا 50 سال پیش پر از تبعیض و برده داری بود اگه اعتراض و جنگ نمی کردن که الان کشور آزادی نبود . خیلی ها روش درست جنگ و در حقیقت بهتر بگویم دفاع را باید انجام بدهند وگرنه تغییری در جوامع رخ نمی دهد .
در قران دفاع اومده است را توصیه کردن و حتی خدا نکوهش کرده از جنگ یا دفاع در مواقع ضروری فرار کنیم . هر چند انسان می تونه انتخاب کنه . به قول خدا اگه تونست مهاجرت کنه اگه شرایطش نشد که باید توجهشو ابتدا به نکات مثبت و چیزهای دلخواه ببره . این چیزیه که من از استاد عباس منش یاد رفتم و آره نمی خواهم تمرکز کنم روی فلسفه دفاع یا جنگ که حتی روش درستش چیه یا بخواهم از اعتراضات حمایت کنم یا بخواهم خودم اعتراضی بکنم . چون کار درست تری بلدم و اون همینه که شما توصیه می کنید که روی نعمت ها وخوبی ها حتی کسانی که دوستش نداریم تمرکز کنیم .
دغدغه من آزادیه و خدا روشکر با مقایسه گذشته خودمون بانوان ایرانی آزادی در این کشور توسعه نیافته بیشتر شده است و نعمت های زیادی داریم که نمیشه کتمانش کرد .لازم نیست با افراد ناراحت و داغون درگیر شویم و مدارمون را پایین ببریم خب طبیعیه اگه به سمت یک استخر خالی شیرجه بزنیم صدمه می بینیم یا حتی مرگ یا اتفاقات بدتری در انتظارمونه . آدم عاقل باید از جونش مراقبت کنه .
البته استاد عباس منش در دوره ها گفته بود که هر جا دریافتی داشتین فایل رو نگه دارید و نظر دهید من این کار را کردم و هنوز به توصیه ها نرسیدم اما خواستم توضیح بنویسم که هر دو گروه را گفتید از قران نقل می کنند . به نظر من قران معجزه است و این شگفتی اونه که این طور با فرکانس ادم ها قبل تنظیمه و هم هدایت می کنه هم گمراه و هر کسی دستاویزی ازش می گیره . اصلا کتاب عجیبیه .
فکر نمی کنم پیشگویی درستی باشه . ما که از مبارزه و جنگ چیزی نمی دونیم . حتی دانشش رو هم نداریم .
سلام بر همه عزیزان
امشب بعد از مدتها نشانمو چک کردم چون یمدت فقط روزشمار میدیدم و تو عقل کل میچرخیدم برای همین نشانه های واضح ازش و میدیدم اما امروز امشب احساس کردم کوچه پس کوچه های سایت خلوته و گذری به نشانم زدم همین چند وقت پیش برای این فایل کامنت گذاشتم و مجدد دلم میخواد ازش رد پا به جا بزارم
همون سه کلید اول فایل خودش کلن همه حرفها رو بمن زد
1- اعراض از ناخواسته :
دو سه روزی بود که کامنتم تو یه فایل گذاشتم و گفتم یه ناخواسته ای برام بوجود اومد که نمیگم چیبود بهرحال حس منو منفی کرد اولین قدمی که براش برداشتم رفتم بیرون یکم قدم زدم هوای خوب بصورتم بخوره یکم تنها باشم و ارامش بگیرم بعد گفتم خب بیام مسایلی که مربوط بود به این موضوع که باهم قاطی نشه بهتره رو حل کنم یه تماسی بود که انجام دادم بعد کلی با خودم حرف زدم دلایل منطقی اوردم نکات مثبت ش که خیلی سخت پیدا میشد اما پیدا شد دو تا دلیل محکم براش اوردم که می ارزید به تمام منفی ها محکم ترینش اینبود که حالا که داری روی فلان موضوع و فلان موضوع کار میکنی باید نشون بدی ادا نیست و رفتارت تغییر کرده باید عملکردت و نشون بدی و این خیلی محکم ترم میکرد و هم منو بسمت خواستم میبرد هم اعراض از ناخواسته
2- جهت دهی اگاهانه به کانون توجه :
مورد اول شامل این مورد هم میشد قدمهای بعدی که براش برداشتم اینبود که بیشتر رو دوره ها فایل ها و سایت باشم بمباران کنم خودمو حتی یه جاهایی ذهنم میرفت سمت ناخاسته هه ولی بعدش میرفتم سراغ کارهای دیگه و میزاشتم فایل استاد ولی بشه شاید اون لحظه نفهمم اما همین که ناخوداگاهمم بشنوه خودش امتیاز مثبته
3- ما خالق شرایط خودمون هستیم :
این خودش دنیای حرفه هم موضوعی بود که چند وقت بود داشتم روش کار میکردم هم اینکه به ناخواسته ای که باهاش روبرو شدم خیلی مربوط بود خلاصه سخت بود اما از پسش براومدم شاید در طول روندش از صد درصد 30 درصد ذهنمو نمیتونستم کنترل کنم اما اون 70 درصد و خیلی برای خودم بلد میکردم و افتخار میکردم
کوتاه بود اما خواستم بهش اشاره کنم و اینم به خودم یاداور بشم هر ادمی ممکنه سبک و طرز فکر خودش و داشته باشه اما اینکه ما سبک خودمون و داشته باشیم نتیجه خودمون میگیریم اگه میخواهیم مثل استاد زندگی کنیم سلامتی ثروت روابط ارامش فوق العاده داشته باشیم سبک و راه و روشی که ایشون رفتن و دنبال کنیم اگه میخواهیم مثل بقیه مردم فکر کنیم عمل کنیم پس نتیجه ای رو میگیریم که اونا گرفتن نتیجه شم نداشتن ارامش هربار جنگیدن علیه هرچیزی و چیزی در پی نداشتن نداشتن ثروت و… در اخر نداشتن توحید و شرک ورزیدن
استاد عزیزم واقعا افتخار میکنم که شاگرد شما هستم و ترجیح میدم مسیر شما رو برم که بارها از روشتون نتیجه گرفتم تا مسیری که اینهمه سال میرفتم و نتیجه ش هم برای خودم مشخص بود پوچی ….
دوستتون دارم
به نام الله.سلام به استاد عزیزخانم شایسته نازنین وهمه دوستان عزیز وممنون از همه به خاطر کامنتهای عالیشون.
من مدت کوتاهی قبل از آشنایی با استاد آموزشهای آقای عرشیانفر رو گوش میدادم واولین باور اشتباهی که خیلی سریع فرو پاشید این بود که فکر میکردم اهنگ گوش دادن گناهه مخصوصا جمعه ها.بعد که دیدم آقای عرشیانفر که طلبه هم بود تو ویسهاش کلی آهنگهای شاد داشت دیگه باور منم عوض شد گفتم بابا این که دیگه آخر دین ومذهبه پس اشتباه که آهنگ گوش دادن گناهه.
چندتا نکته مهم که دوباره در این ویس یاد آوری شد
شرایط بیرونی هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند
اگر موثر بدانیم در واقع شرک داریم
ما هم هیچ تاثیری در زندگی عزیزانمون نداریم پس تلاش بیهوده نکن
چیزی که جالب بود این بود که استاد حتی یک نگاه هم به اون جمعیت معترض نکرد چیزی که خیلی از ماها هنوز اینقدر درکش نکردیم میگیم حالا یکم که هیچی نمیشه حالا یه حرف یه توجه یه گوش دادن که اتفاقی نمیفته.
به هرچی توجه کنیم به همون سمت کشیده میشیم.
وقتی در مسیر درست باشیم در اغلب موارد همیشه اتفاقهای خوب میفته.
اگر با نازیبایی ها بجنگیم بیشتر میشوند
اگر زیبابین باشی همش اتفاقهای زیبا میفته
از همون لحظه که شروع به تغییر میکنی شرایط تغییر میکند
آدمهایی که حالشون خوبن جذب ادمهایی میشون که حالشون خوبه وبرعکس
برادرم همیشه از مریضی میگه خانمش وبچه هاش هم دوره ای مریض میشن که قانون رو تایید میکنه
شوهرم هم همیشه میگه دولت دزد وفلانه تو کسب وکار چندین بار سرش کلاه گذاشتن چک ها رو پاس نمیکنن .
همیشه شوهرم به موهای توخونه توجه میکنه اگر مو تو غذا باشه 100درصد تو ظرف اون میفته حتی تو عروسی از ظرفش مو دراومده بود
همه چی فرکانسهای ماست نقطه سر خط
خیلی سپاسگذارم از راه اندازی این پروژه که چقدر باعث شد دوباره این آگاهی ها تکرار شود