live | قانون هدایت به سمت خواسته ها - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    472MB
    76 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    73MB
    76 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

733 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آیسو گفته:
    مدت عضویت: 573 روز

    سلام استاد عزیزم. یه حسی توی وجودم ازم خواست که روی این فایل کامنت بگذارم. همیشه شنیدن این فایل برای من جذاب و هیچ وقت تکراری نمی‌شه. واقعاً شروع کردن و عمل به قانون می‌تونه همین قدر ساده باشه. یعنی توی قدم اول باید سعی کنیم که کانون توجهمونو کنترل کنیم. شاید به ظاهر کار آسوده‌ای به نظر برسه، ولی واقعاً عمل کردن بهش نیاز داره به اینکه متعهد باشی.

    وقتی یه جای صحبتتون به این مورد اشاره کردین که افرادی با شما یک هفته رو گذروندن و توی این یه هفته کلی تغییرات تجربه کردن، به خودم گفتم اگه تو ذهنت فکر می‌کنی که خیلی باید زمان بگذره تا نتایج پدیدار بشه، این نشون میده که تو خالصانه عمل نمی‌کنی و نیاز داری که ورودی‌ات رو بیشتر کنترل کنی و نیاز داری که بیشتر عمل کنی. اما وقتی به خودم نگاه می‌کنم، کاملاً متوجه این مورد می‌شم که من چقدر دارم تلاش می‌کنم که روی نکات مثبت همه چیز توجه کنم. استاد جان، واقعاً حق با شماست که می‌گید وقتی آدم تغییر می‌کنه، فکر می‌کنه از اول اینجوری بوده.

    سعی کردم یکم به عقب‌تر برگردم و یکم به قبل خودم فکر کنم. وقتایی که برای ارتباط با دیگران یا نشون دادن خودم، راه منفی رو انتخاب می‌کردم. یعنی همش به دنبال این بودم که از منفی‌ها صحبت کنم یا هر چیزی تو زندگیم رو خیلی بزرگ جلوه بدم. ولی الان که به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم اصلاً هیچ شباهتی به اون آدم گذشته ندارم. حتی اگه اتفاق به ظاهر منفی برام رخ می‌ده، سعی می‌کنم از یه زاویه خوب بهش نگاه کنم.

    همین الان که یاد یه مثال افتادم، چند روز پیش یکی از دوستام زنگ زد و بهم گفت که تصادف کرده و خیلی ناراحت بود. با وجود اینکه فقط سپر ماشینش آسیب دیده بود که اونم خیلی راحت حل می‌شد و اصلاً بیمه خسارتشو می‌داد، با این وجود خیلی داشت خودشو اذیت می‌کرد و می‌گفت من تازه دو ماهه این ماشینو خریدم، چرا باید این اتفاق بیفته. من سعی کردم از یه زاویه دید دیگه همراهیش کنم. مثلاً گفتم که ببین، ممکن بود خیلی اتفاق بدتری بیفته، ولی خیلی ساده و راحت ضربه دیدن یه سپر ساده این قضیه تموم شد و رفت. اصلاً ممکن بود تو به یه نفر دیگه بزنی و درگیر پروسه‌های عجیب بشی. خدا را شکر که یه آسیب دیدگی جزئی بود. اصلاً خوشحال باش که یه ماشینی داری که این اتفاقاتو تجربه کنی و تجربه‌ات بیشتر بشه. یادمه وقتی که داشت قطع می‌کرد، خیلی حالش خوب بود و داشت خدا را شکر می‌کرد و دیدم که چقدر زاویه دید و چقدر کانون توجه توی حال آدم تاثیر داره.

    البته این بدیهی و واضح هست، اما نکته‌ایه که همیشه باید به خودمون یادآوری کنیم تا هیچ وقت یادمون نره. باید بدونم اگه موفقیت می‌خوام، باید موفقیت‌ها رو تجربه کنم. باید بدونم که اگه می‌خوام سحرخیزتر بشم، نباید به وقتایی توجه کنم که بیشتر می‌خوابم. فهمیدم اگه می‌خوام استمرار توی کارهام داشته باشم، نباید به وقتایی توجه کنم که اینطوری نیستم. واقعاً قانونش خیلی ساده است، اما چرا انقدر راحت یادم میره؟

    همه اینا رو با خودم هستم و باید سعی کنم که بیشتر یادم بمونه. گاهی وقتا خداوند یه همزمانی‌هایی رو تو زندگیم به وجود میاره که واقعاً شوکه می‌شم. مثلاً یه بار سمت کاری جدیدی که به دست آوردم و باید با تجربه قلق‌های کار رو یاد بگیرم، یه سوالی برام پیش اومده بود که از هرکی پرسیدم نمی‌تونست بهم جوابی بده. اما طوری که من هدایت شدم تا به اون جواب برسم، واقعاً عجیب بود.

    یه روزی یه جلسه‌ای دعوت بودم که وقتی جلسه تموم شد، داشتم از کنار دو تا خانم گذر می‌کردم. دقیقاً تو همون لحظه داشتن راجع به یه مشکلی صحبت می‌کردن که منم توش گیر کرده بودم. نکته جالب اینه که این قسمت کار ممکنه برای کمتر کسی پیش بیاد، ولی همزمانی من دقیقاً به افرادی رسید که تجربه مشابه داشتند و دقیقاً در همون لحظه یکی داشت می‌گفت که من تونستم راه حل این مشکلو کشف کنم. و دقیقاً در همون چند صدم ثانیه که من داشتم از کنارشون فقط گذر می‌کردم، پاسخ به سوالمو پیدا کردم.

    خدا سریع الجواب و ما رو می‌تونه آسان کنه برای آسانی‌ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    گوهر ناب گفته:
    مدت عضویت: 1032 روز

    گام 28،خدایا شکرت که تاگام آخر جلو آمدم خدایا شکرت که پای تعهدم ماندم واقعا از خودم از ته قلبم سپاسگذارم و از صمیم قلب احساس لذت میکنم.و حالا گام 28 هدایت به سمت خواسته ها،دنیای ما یه دنیای دوقطبیه یعنی هم ثروت هست هم فقر هم سلامتی هم بیماری هم گرما هم سرما و …که اگه اینجوری نبود دنیا یه دست بود دنیا فاسد میشد و اصلا همه چی بی معنی بود با وجود زشتی زیبایی معنی پیدا می‌کنه،اگه همه سالم بودن کسی معنی بیماریو نمیفهمید تا قدردان سلامتی باشه.حالا که دنیا پر از بدی و خوبیه،و دسترسی همه ما انسانها برای نعمتها،زیبایها،ثروتها و عکسشون یکسانه پس خودمان انتخاب میکنیم چی از دنیا می‌خوایم با کنترل کانون توجه با جهت دهی کانون توجه. وقتی حالت خوبه یعنی به چیزی فکر می‌کنی یا توجه می‌کنی که دوس داری اتفاق بیفته و برعکس،پس هر وقت احساست خوب نیست آگاهانه کانون توجه اتو عوض کن،چیزهای که حالتو خوب می‌کنه انجام بده تا توی اون احساس نمودی تا اون ناخواسته ای که دلت نمیخاد رو جذب نکنی،اگه زندگی به وقف مرادت نیست فکر می‌کنی در کاری که هستی یا در زندگی که هستی یا هر چیز دیگه ای اجازه نده،محیطتتو عوض کن شریک زندگیتو عوض کن،آپارتمانتو عوض کن و …نترس مشرک نباش از حرف مردم نترس از بی پولی نترس از بی کسی نترس توکل داشته باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    فریبا آرام گفته:
    مدت عضویت: 301 روز

    سلام به همه ی دوستان

    امیدوارم عالی باشین

    از تمام کسانی که در تهیه این فایل زحمت کشیدین، بسیار ممنونم

    خداروشکر میکنم بابت حضور و وجود استادانی چون استاد عباس منش و عرشیانفر…

    من فایل یه بار گوش دادم،قطعا این فایل باید چندین چند بار با تمرکز گوش داده شه استاد هم همین توصیه رو داشتن

    اما واسم جالب اومد، در هر قضیه ی مثل اتفاقات سال88،کرونا، ابان 1402 و جنگ اخیر12 روزه…

    دیدگاه و نگرش استاد یک دیدگاه ثابته

    چون براساس قوانین ثابت جهان هستی….

    اینم واسه جاالب اومد هیچ کس توان و قدرت اینو نداره که زندگی حتی خواهر بردارشو بهتر یا بدتر کنه

    ما فقط توان خلق زندگی خودمون رو داریم

    دستانم در دستان محکم خداست….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    لطیفه هستم گفته:
    مدت عضویت: 889 روز

    به نام نامی یزدان

    چو آنکه برگزید من را از میان این همه خوبان

    سلام و درود بر پیامبر امروزمان استاد عباس منش و مریم بانوی نازنینم و دوستان فوق العاده ی هم فرکانسی ام

    گام 28

    ️قانون هدایت ب سمت خواسته ها️

    من واقعا قبل از اشناییم با سایت استاد این قانون رو بلد نبودم.درسته ک طی دوره های زیادی ک شرکت کردم .نیمه ی پر لسوان رودیدن.مثبت زندگی کنیم.به منفی ها توجه نکنیم ووووووخیلی چیزا رو شنیده بودم و بخیال خودم داشتم توو زندگیم رعایت میکردم ولی هیچ نتایجی ندیده بودم.ولی خوش خیال ک دارم قانونو رعایت میکنم.

    استاد جونم از وقتی اینجام اینقد واضح و گیرا.عالی.طبق تمریناتی ک خودتون انجام دادین اینقد مخلصانه دارین بهمون یاد میدین ک نتایج سرازیر زندگی مون شده.الان دارم میفهمم زندگی ینی چی.الان دارم میفهمم خالق زندگیمونیم ینی چی.الان دارم میفهمم دلیل اونهمه چالش زندگیم چی بود.بعد از اینکه با اراده ی اهنینی ک دارم .چسبیدم ب اگاهی های سایت ب این درک رسیدم ک اینهمه و اینقد زیاد چیزای خوب و عالی توی زندگیمه یکی رو بهش عمیقا توجه نمیکنم ولی در سال اگه یه چیزی بخام ک نتونم بدستش بیارم اینهمه حواسم فقط ب اون چیزه.و این همون چیزیه ک استاد میگه کانون توجه خودتو رصد کن…این همون ناسپاسیه ک کلی ضربه ب ارامشم زد.این همون نیمه ی خالی لیوان بود ک نفهمیدم.این همون توجه ب نکات کنفی بود ک احساس بد برام میاورد و پشتش مساوی بود با اتفاق بد و این چرخه چ ناخوداگاه تکرار میشد و من حتی نمیدونستم از کجا دارم میخورم و فقط بدشانسی خودمو مقصر میدونستم.نگو این تعبیر همون جمله بود ک میگفت رد پای مشکلاتمو دنبال کردم ب خودم رسیدم.من مشکلم درک نکردن این قانون بود.وگرنه با جملات فراوان و متنوع اساس این موضوع رو شنیده بودم ولی فهمش رو فقط استاد.شما ب من یاد دادین.و من بی نهایت ازتون سپاسگزارم…

    من برای یافتن زندگی توحیدی و ارامش ب اینجا هدایت شدم و الحمدلله ب ارامش رسیدم فقط الان دنبال یه ارتباط عاشقانه با خالقم هستم ک هنوز اون چیزی ک میخام وصل نشدم بهش ولی مطمعنم با این جهاد اکبر ک من راه انداختم میرسم بهش.هههه.اینجوری ک تز مطالب سایت متوجه شدم برای ارتباط عمیق با خالق باید دوره قانون افرینش رو بخرم تا یاد بگیرم.ان شاالله ب وقتش حتما میخرم.

    منتظر شنیدن نتایج های بزرگم باشین

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    خانم اکبرزاده گفته:
    مدت عضویت: 1322 روز

    به نام خدای رزاق ،وهاب

    سلام استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته عزیز

    سپاس و قدر دانی از این فایل فوق‌العاده.

    صبح که قسمت پنج قانون آفرینش را چند بار دیدم بعد آمدم سایت دنبال فایلی بودم یعنی چند بار هر قسمتی رفتم نمی دانم چرا این فایل چشمک می زد بعد میگفتم اینو که دیدم چند بار و دو روز پیش هم .بروم دنبال فایل دیگری .

    خلاصه که نشد یه فایل دیگه هم می خواستم ببینم باز نشد .

    خدا وند دستم را محکم گرفت و گفت : فقط این

    انگار که اولین بار بود می دیدم کلی آموختم ،کلی یاد آوری وتکرار شد مطالبی وآموزش هایی که مکمل بودند برای اکنونم.

    سوالی که ذهنم را مشغول کرده بود چند روزه یکی از خانواده ام به تضاد بدی خورده و می‌دانم که همیشه غر می‌زند و تمام توجه اش فقط بر منفی و فقر است گفتم چقدر جالب این بخش قانون آفرینش جواب سوالها یش را دارد اما اگر بدم اعتقادی ندارد و احتمالا برخورد هم می کند. دودل بودم که دوباره یاد آوری شد برایم ( من در زندگی دیگران هیچ تاثیری نمی توانم داشته باشم )

    از نظر من بهترین محصول که رویش تعصب خاص دارم قانون آفرینش بی نظیر است. فقط دو تا خریده ام باعشق منتظرم آرام آرام همه محصولات را بگیرم به راحتی . اما حسی که به قانون آفرینش دادم جور دیگری است .چون در اغلب جلسات مطلبی می‌گویید با این که سال 93 است انگار چند روز پیش ضبط شده اگر قیافه خاص آن موقع نبود من و شاید اغلب عزیزان نمی توانستند باور کنند برای چندین سال قبل است آنقدر که عجیب، پر آگاهی ،ساده ،قابل فهم وکامل ،کامل است. آن قسمت هایی که خواسته ای وهدفی را بیان می‌کنید و من امروز دیده ام که رسیده ایدفراتر از انتظار7 . مثال ” ازقم به بندرعباس به تهران و اینکه آنجا نمی مانید ( آن موقع هیچ پلن وایده ای برای انتخاب کشور خاصی نداشتید و امروز که در آمریکا و در بهترین مکانش زندگی می‌کنید. مثال دیگر : در قسمتی می‌گویید که بهترین سایت را می‌خواهم داشته باشم و اکنون بهترین وعالی ترینش را دارید خدا را شکر که استفاده ای که من ودوستان می بریم غیر قابل وصف است. خلاصه اش اینکه همان قوانین را آموزش می دهید و اجرا کرده اید ونتایج فوق‌العاده گرفته اید. هی تکرار کنم باور هایم قوی شود.

    سپاسگزاریم من و همه دوستان از این سایت الهی فوق العاده که همیشه هم در حال تکامل هست •

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فریبرز کاوه گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    درود بر استاد بزرگوارم جناب عباس‌منش گرامی و بانو شایسته‌ی عزیز و یکایک شما هم‌فرکانسی‌های گلم

    اول وپیش از هر سخنی خدمت شما استاد گلم و بانو شایسته‌ی عزیزم که این فایل‌ها را این‌گونه آماده‌سازی کرده‌اند، سپاس بیکران دارم و خدا را برای این‌که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت و هدایت گذاشته سپاسگزارم که دستان خودش را در زندگی من آورد تا این باقی مانده عمر را که نمی‌دانم چه اندازه خواهد بود را با لذت و سربلندی زندگی کنم.

    استاد عزیزم و بانو شایسته‌ی گل، به خدا از وقتی این فایل‌ها را می‌بینم و گوش جانم را به آن‌ها می‌سپارم، چنان مسیر این زندگی برایم زیبا شده که توصیف کردنش دشوار است و باید دیگران جای من باشند تا بدانند که چه می‌گویم!

    از تغییرات و قدرت تمرکز بر نکات مثبت و خواسته‌هایم بگیر تا بیشتر و بیشتر شدن مشتریانم و رفتن همسرم و فرزند کوچکم به تهران برای پیشرفت بیشتر که چه فرصت‌های طلایی را برای تنها بودن و کار کردن روی خودم به من داده تا ریختن برگ‌های پاییزی از درخت زندگیم و رفتن افرادی از زندگیم که به آن‌ها وابسته بودم و همچنین اصلاح شدن گروهم در کسب و کارم و غیره و غیره و توقعات بیش از پشیم از خدای یگانه و تنها فرمانروای جهانیان و کاهش توقعات من از غیر خدا و غیره و غیره، که نمی‌تونم بیشتر بگم که اونوقت اشک شوق امانم نمی‌دهد!

    حالا دوست دارم در مورد مطالب و یادداشت‌های بانو شایسته‌ی عزیز از سخنان شما بگم. البته از استاد عرشیان‌فر هم برای این لایو به‌یادماندنی سپاسگزارم:

    – نکته‌ی نخست:

    تغییر زندگی را از تصحیح کانون توجه‌ات شروع کن؛

    به هر آنچه توجه کنی، به تجربیاتی از همان جنس از توجه، هدایت می شوی!

    پیش از این آدمی بودم که باورتان نمی‌شود که چه اندازه برای نوشتن همین کامنت‌ها حساس بودم و خودم را آزار می‌دادم. بارها و بارها غلط‌های املایی خودم را می‌گرفتم و تلاش می‌کردم که خوب و درست بنویسم و برای همین بود که بیشتر به ظاهر متن توجه می‌کردم تا اصلش. به قول شما، به حاشیه توجه می‌کردم به جای توجه به اصل! واقعا که آسان بودم برای سختی‌ها! و خدا را سپاس که الان دارم می‌بینم که دارم آسان میشم برای آسانی‌ها! خدایا پروردگارا شکرت.

    آره دقیقا همینه که شما می‌گویید و من هم بارها و بارها در زندگی این را تجربه کرده‌ام که وقتی از آن‌چه نمی‌خواهم دوری می‌کنم و حاضر نیستم که اصلا درباره‌ی آن کم‌ترین چیزی را بشنوم و بدانم( البته کاملا آگاهانه)، روزم به مراتب بهتر و بهتر میشه و نتایج بهتر و بهتری می‌گیرم! دیگه تلویزیون را نگاه هم نمی‌کنم، از اتاق اساتید وقتی بحث‌های احمقانه انجام میشه یا بحث را اگه بتونم، اگه بتونم عوض می‌کنم و یا این‌که در بیشتر موارد میام بیرون و میرم برای خودم تو محوطه می‌گردم( حتا اگه پاهام نیاز به استراحت داشته باشند ولی، حق روحم را محترم می‌شمارم و از پاسداری می‌کنم و ورودی‌های ذهنم را کنترل می‌کنم). پای خدا جوون مگه این کم نعمتیه؟! به خدا که اگه پیش از اینا من می‌تونستم اینجوری باشم! خدا جوون با هیچ چیزی حاضر نیستم این نعمت را عوض کنم!!!

    دارم برکات این کارم را هر روز بیشتر و بیشتر درک می‌کنم! خدایا به استادم و بانو شایسته‌ی عزیزم و همه‌ی دست‌اندرکاران سایت الهی عباس‌منش و همه‌ی عزیزان همراهم سعادت پیشرفت پیوسته در این مسیر الهی را ارزانی کن!!!

    نکته دوم:

    اگر آزادی می خواهی اما تمام تمرکز شما بر ناخواسته هایی است که آزادی شما را محدود کرده است، این جنس از تمرکز، شما را در مدار محدودیت های بیشتر قرار می دهد!

    خدایا من پیش از این همینجور بودن که همش صحبت آزادی را می‌کردم ولی همش به درواقع همون به ظاهر آزادی، مرا محدود کرده بود. همش صحبت می‌کردم از این‌که خدا کنه که بتونم به جایی مثل آمریکا برم که بتونم آزاد زندگی کنم ولی مگه میشه آدمی که خودش داره آزادی را برعکس می‌نویسه، به آزادی برسه؟! خدایا من ازت سپاسگزارم که داری این‌جوری و با این دست و دل بازی مرا هدایت می‌کنی!!!

    آره به خدا، من هم مثل شما هیچ اعتقادی به وطن و این‌جور چیزها ندارم. البته بگم ها، پیش از این وقتی صحبت وطن پیش میامد، رگ کردنم ورم می‌کرد و چهره‌ام برافروخته می‌شد! ولی چند وقتی هست که به این نتیجه رسیده‌اند که من هم مثل باقی انسان‌ها روی کره‌ی زمین به دنیا آمده‌ام. جایی که همه‌اش مُلک خداست. آیا خدا گفتن این تکه از زمین ایران باشه، اون تکه دیگه روسیه و اون تکه‌ی دیگه آمریکا و یه تکه‌ی دیگه کره شمالی؟ نه آقا جوون، آدما با هم سر زمین‌های حاصلخیز جنگیدن و این سرزمین‌ها را هم حاکمان ساختند. در صورتیکه من هم مثل یک آدم اهل زابل، اهل سیستان، اهل تهران، اهل واشنگتن، اهل سئول، اهل کره شمالی و یا اهل قطب شمال، تو همین کره‌ی خاکی دنیا آمدیم و همه‌ی ما حق برابری از زندگی داریم و شایشتگی‌های همه‌ی ما برابرند! فقط این ماییم که یا خودمون را شایسته نمی‌دانیم و یا این‌که به جایی وابسته شدیم.

    به خدا که وابستگی بدترین کار دنیا و عین شرکه!!! من تنها به خداوند یگانه و تنها فرمانروای جهانیان وابسته هستم چون که تنها اوست که همه چیز را صاحب اصلی است و اوست که به من زندگی بخشیده و نعمت برخورداری از نعمات و برکات روزافزون خودش را به من داده!!! آقا اصلا اینایی که دم از وابسته بودن به مثلا عشقشون( همسر و پارتنر) می‌زنند، بیشترشون از شخصیت حضرت علی خوششون میاد و خودشون را از مریدان ایشان می‌دانند. آیا نمی‌دونیم که همین حضرت علی کمتر از ده پس از دنیا رفتن فاطمه( همسر ایشان) همسر دیگری اختیار کردند؟ اگر وابستگی کار خوبیه، پس این رو چی میگن؟ هر نوع وابستگی به کشور، همسر، فرزند و غیره، یک شرکه و شرک موجب زیان در دو دنیاست!!!

    نکته‌ی سوم:

    چه نوع تفکر و رفتاری، فرد را آسان می کند برای سختی ها و چه جنس از تفکر و رفتاری فرد را آسان می کند برای آسانی ها؟

    چه اندازه همیشه شما خوب این مفهوم را بیان می‌کنید که؛ تقوا یعنی کنترل ذهن و کنترل توجه به خواسته‌ها و دوری کردن از توجه به ناخواسته‌ها، دوری کردن از آدم‌هایی که صبح تا شب به دنبال ایرادها و‌ توجه به ناخواسته‌ها هستند! مشخصه وقتی که از ناخواسته‌ها دوری می‌کنی، دنیا هم که مثل آیینه عمل می‌کنه، ناخواسته‌هات را ازت دور می‌کنه! درست مثل وقتی از آیینه دور میشی، تصویرت هم انگار از آیینه دور میشه و وقتی به خواسته‌هات توجه می‌کنی، دنیا هم تو را به خواسته‌هات نزدیک و نزدیک‌تر می‌کنه!

    دارم روی خودم کار می‌کنم که همینجوری باشم که آگاهانه و بله کاملا آگاهانه کانون توجهم را به خواسته‌هام متمرکز کنم تا مثل نور خورشید که در کانون یک ذره‌بین متمرکز میشه و می‌تونه کاغذ و مقوا و چیزهای دیگر را بسوزونه، من هم بتونم همین کار را بکنم و خواسته‌هایم را به شکل کاملا طبیعی و بدون تقلا به زندگیم جذب کنم! خدایا شکرت که همین نوشته‌ها سبب شد که الان یک تماس بسیار خوب از سوی یکی از مشتریان گرامیم داشته باشم! دیدی، همینه دیگه! اینم نتیجه‌ی توجه به خواسته‌ها و دوری از توجه به ناخواسته‌ها! الهی شکرت.

    نکته‌ی چهارم:

    معنی هر جنسی از احساس بد این است که: شما در ذهن خود در حال توجه به چیزی هستی که نمی خواهی و با آن جنس از توجه، فرکانسی را فعال کرده ای که در حال جذب ناخواسته های بیشتر به زندگی ات است.

    دقیقا چه اندازه پدیده‌های این جهان همانند هستند! در فیزیک میگند که اگه یک جسم نوسان‌گر فرکانسی موافق یک جسم نوسان‌گر دیگر داشته باشه که در حال نوسان نباشه، نوسان حسن اول، دیگری را هم به نوسان در میاره و البته با همان فرکانس. خدایا این همه سال فیزیک خوندم ولی این مفهوم به این سادگی را نفهمیده بودم. شکرت و واقعا شکرت که این رو دارم می‌فهمم. خدایا پروردگارا سپاس!

    پس، از کار و توجهات من مثل یک نوسانگر همش در حال فرستادن فرکانس‌های خودشه و جهان را متاثر می‌کنه. یاد اون پروفسور ژاپنی افتادم که روی تاثیر فرکانس افکار مثبت و منفی روی آرایش مولکولهای آب تحقیق کرده بود افتادم. تازه مثلا ماها که روی کوانتوم تحقیق می‌کنیم، صحبتی عمیق‌تر در مورد درهم تنیدگی اجزای جهان می‌کنیم که خدایا آب در کوزه بود و ما گرد جهان‌‌ می‌گشتیم. تازه دارم می‌فهمم که چقدر این سال‌ها دانشی بس سود و فایده داشتم. خدایا شکرت که به نادانیم پی بردم.

    نکته پنجم:

    شما در دنیایی زندگی می کنید که دسترسی یکسانی دارید به ثروت یا فقر؛ به سلامتی یا بیماری؛ به عشق یا نفرت… اما اینکه کدام را انتخاب می کنید بستگی کاملی دارد به کانون توجه شما.

    این مثل این میمونه که بگیم دلت می‌خواد که از وی برات بگم؟ از عشق یا تنفر، کدوم؟ دلت می‌خواد از فقر برات بگم؟ از جنگ یا صلح؟ و … مشخصه که آدم فهمیده نکات مثبت را انتخاب می‌کنه و آدمی که فکر می‌کنه، باید با داشتن اندوه و ادای آدمای روشنفکر همش در اندیشه‌ی مسائل نادل‌خواهش باشه، همش هم از همون چیزا نصیبش میشه!

    یادمه، اون اوایل انقلاب، یک سری از کمونیست‌ها ساکن آمریکا( سرمایه‌داری‌ترین کشور دنیا و مخالف صددرصد کمونیسم) زندگی می‌کردند و به ایران که آمده بودند، همه از آزادی توی آمریکا میگفتن! خدایا آدم‌ها چرا این اندازه دچار تناقض هستن؟ نمی‌دونم چرا این جور آدم‌ها خودشون را گول می‌زنن؟ در عین حال که می‌دونن این فضای آزادی از آزادی سرمایه و سرمایه‌گذاریه که در آمریکا فراهم شده، ولی پای روی حق می‌گذارند و به خودشون و مردم دنیا دروغ میگن.

    ماییم که داریم در یک مجلس میهمانی و در کنار آدم‌های دیگه در این دنیا زندگی می‌کنیم. حالا ما آزادیم که تو این مجلس میهمانی که به قول خودتون استاد بزرگوارم، مثل یک سلف سرویسه که هر کسی می‌تونه هر چیزی را دوست داره و هر اندازه که می‌خواد با پرداخت یک مقدار پول ورودی بخوره و هیچ محدودیتی نیست، ولی برخی نشستند و دارن بشقاب پر دیگران را نگاه می‌کنند و حرص می‌خورن که چرا اونا تو بشقابشون چیزی نیست؟! خوب بابا جوون پا شود و بر وهر چیزی که دلت می‌خواد را آزادانه بردار! کسی که تو را محدود نکرده جز اون فکر محدود خودت! آره دیگه، بعضی‌ها فکر می‌کنند که کدخدای دنیا هستند و باید له‌له‌ی دیگران باشند چرا؟ چون اینا با خودشون قهرن ! البته در نتیجه با همه‌ی دنیا قهرن و فقط دارن ادای آدمای به ظاهر دل‌سوز را درمیان! اینا دلسوزی برای خودشون را بد ولی فداذشدن برای دیگران را اصل زندگی می‌دونن و یه همچین آدمایی، نه به این میرسن و نه به اون! و همیشه در میان راه معطل هستن. اینا از پس تغییر خودشون برنمیان ولی می‌خوان دیگران را عوض کنم و این فقط یه اداست، یه ادعاست! که هیچ وقت نتیجه‌ی مثبتی برای هیچ کسی ندارم!

    نکته‌ی ششم:

    اگر هدف را “ماندن در احساس خوب” بگذارید و با این اولویت، کانون توجه خود را مدیریت کنید، فارغ از قوانین آدمها و حکومت ها، فارغ از تجربه اکثریت جامعه، به سمت تجربه هایی هدایت می شوید که شما را به احساس خوب بیشتری می رساند؛

    وقتی در مسیر هماهنگ با خواسته هایت حرکت کنی، درها به صورت خود به خود باز می شوند!

    آره کاملا درسته و من هم کاملا باهاش موافقم! همه‌ی ما به شکل کاملا افرادی، بنده و آفریده‌ی خدای یگانه هستیم و همه‌ی ما حق حیات و برخورداری از مواهب و نعمات و برکات و ثروت‌های روزافزون الهی را داریم. پس، زندگی من وابسته به هیچ کسی و هیچ چیزی و هیچ شرایطی و هیچ حکومتی ندارم و من در هر وضعیتی شایسته‌ی بهترین‌ها هستم. اگر این را از ته دل بپذیرم و به عبارت دیگر با خودم به صلح برسم و خودم را با همه‌ی ویژگی‌هایم بدون هیچ‌گونه شرطی دوست بدارم و عاشق خودم باشم، همین میشه که شما میگویید!!!

    پیام قرآن درباره تغییر؛

    کسی که بر نازیبایی ها تمرکز دارد، به نازیبایی های بیشتر هدایت می شود؛

    با هر ناخواسته ای بجنگی، آن ناخواسته را در زندگی ات ماندگارتر می کنی؛

    مفهوم شرک و ارتباط آن با “باور به تاثیر عوامل بیرونی”

    در مورد چیزهایی که دوست نداری صحبت نکن و مراقب باش که به این شکل به آنها انرژی ندهی؛

    با انرژی ای همکاری کن که هم جنس با خواسته هایت است؛

    از همان لحظه ای که کانون توجه خود را به سمت خواسته هایت جهت دهی می کنی، به سمت تجربه های بهتر هدایت می شوی

    و چه خوبه خدایی که این همه مهربانه و عاشق ماست و همیشه و در همه حال به ما عشق می‌ورزه، البته که امیدوارم من و ما هم بتونیم این همه بزرگی را درک کنیم و یه همچین خدایی را اجابت کنیم و با خودش باشیم و نگران هیچ چیزی نباشیم و فقط پیوسته تو مسیر بمونیم و اصلا با خودمون و خواسته هامون و خدای بسیار مهربانمون سر این خواسته‌ها تعارف نداشته باشیم و به رحمتش یقین داشته باشیم!

    خدایا شکرت که مرا و ما را در این مسیر زیبای آگاهی و شناخت گذاشته‌ای و خورشیدهای هدایت را بر سر راهمان گذاشته‌ای تا راه گم نکنیم.

    خدایا پروردگارا مرا به راه راست هدایت کن همان راه کسانی که بر آنان نعمت ارزانی داشتی و نه راه کسانی که بر آنان خشم گرفتی و نه راه گمراهان! آمین یا رب العالمین.

    ارادتمند شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    شمیم کردستانی گفته:
    مدت عضویت: 1814 روز

    سلام استاد جان

    سلام خانوم شایسته عزیز

    سلام دوستای هم فرکانسیم

    شما بهترین دوستای منید.

    من که اصلا ناراحت نمیشم از اینکه دوستانی که باهام هم فرکانس نیستن و حتی فامیل و راستش حتی عشقم ( که میدونم برام سخت هستا ولی راستش به حرفای استاد ایمان اوردم) از زندگیم خارج بشن.

    من میدونم این به نفعمه و من تسلیمم

    چون من میخوام خوشبخت باشم

    چقدر‌وابستگی تلخ و عذاب آورِو چقدر رهایی شیرین و دلنشینه

    به من حس آزادی میده

    واقعا رابطه ی بدون وابستگی شیرینترِ

    من هردوش رو تجربه کردم

    مهمترین رابطه ی ما رابطه ی ما با خودمون و خدای درونمونه

    و چقدر از وقتی که خدا ذو در درونم حس کردم وابستگیم کمتر شده.

    راستی یه چیز دیگه وقتی ما نمیخوایم یه آدمی رو تغییر بدیم و اون آدم رو همونجوری که هست دوسش داریم اون آدم خودش مشتاق به تغییر میشه.

    من عشق بدون قید و شرط رو یاد گرفتم و اول این رو سعی کردم رو خودم اجرا کنم و خود به خود

    وقتی با طرف مقابلم اشنا شدم اجراش کردم واقعا خود به خود بود

    البته من در حال تکاملم هستم و روز به روز بهتر میشم نسبت به روزهای قبلم.

    چقدر این خدای عادل رو دوست دارم

    میدونین من هر چی به حرفهای شما بیشتر گوش میدم بیشتر متوجه میشم که خدا چقدر عادله.

    به نظرم خیلی عادله و مهربونه که زندگی من رو وابسته به هیچ دولت و حکومتی نکرده.

    یعنی من با دولته الان هم میتونم خوشبخت و ثروتمند و حتی ازاد باشم.

    من با تغییر افکارم که باعث تغییر در عملکردم و فرکانسهای ارسالی و سیگنالی که به جهان ساطع میکنم میتتونم رندگیم رو‌ کن فیکون کنم.

    به نظرتون زیبا نیست؟

    من این خداروخیلی دوست دارم

    خدا جونم ازت ممنونم که انقدر دستم بازه برای ایجاد رویاهام.

    خدای من ، من عدالتت رو باور دارم

    تو به ما اجازه دادی که با فرکانسهامون زندگیمون دلخواهمون رو خلق کنیم

    وقتی حرف از عدالت تو میشه خیلها میگن نه خدا عادل نیست چون اگه عادل بود که مثلا اون بچه تی که تو شکم مامانشه فلج به دنیا نمیومد اون که فرکانس نداشته

    من هنوز نمیدونم که عدالت این موضوع در کجاست

    فقط میدونم که جهان دوقطبیِ

    میدونم که ما با فرکانسهامون رندگیمون رو رقم میزنیم

    شاید اون بچه هم تو شکم مامانش فرکانسی فرستاده

    میدونی خدا ،من میدونم که من نمیفهمم ،نمیدونم

    خیلی چیزها هست که من ازش اطلاع و اگاهی ندارم

    اما من میدونم و مطمئنم که تو عادلی

    ما خالقیم

    یه زمانی به این کلمه مقاومت داشتم

    بعد انقدر تحقیق کردم و فهمیدم

    توی مغز ما سیستمی وجود داره به اسم RSI

    و این سیستم کارش اینه که به هر چیزی که بیشتر توجه کنی اون رو از سریع ترین راه ممکن جذب میکنه.

    یعنی مثل ویز عمل میکنه.

    وقتی به توجه کنی ،انگار که بهش آدرس دادی و تو رو از سریعترین راه ممکن به میرسونه.

    استاد من فهمیدم تمام چیزهایی میگی علمیه و یه منطقی پشتش هست و خودتون تحقیق کردید و همه اینارو میدونید اما چون هدفتون اینه که ما رو از سریعترین و راحت ترین راه ممکن به هدفامون(،،و…)برسونید ،توضیحش نمیدید،چون خیلی طولانی و سخت میشه

    ومهم رسیدنه ماست نه اینکه جمع کردن اطلاعات

    دلم میخواد امروز تمرینم اینجا بنویسم

    چون حس میکنم معجزه میشه

    تمرین ستاره قطبی:

    1_عشقم بهم گل بده

    2_ی اتفاق خوبی امروز برام بیفته،مثلا از هزینه هام کم بشه( تخفیف با پول بیاد تو کارتم برای خودم باشه هاا .)

    3_عشقم زنگ بزنه و یه خبر خوب بهم بده

    ذهنم میگه این سه تا خواسته ای که نوشتی مخصوصا اولیش غیر ممکنه و طبق منطقش امروز اتفاق نمیفته،چون عشقم سر کاره و نمیتونه بیاد و…

    بیخیال بابا بزار واسه یه بارم شده به حرفش گوش نکنم.

    مگه چی میشه؟!

    قلبم میگه اتفاق میفته اگه باور کنی شدنی بونش رو و منطقیش کنی.

    با چطوریش کار نداشته باش.

    بابا خداستاااا قدرتش زیاده.

    خدایا شکرت که حست میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    ژیلا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1496 روز

    سلام سلام به نام زیبای خداوند

    سلام به استاد عزیزم

    این فایل نشانه امروز من بود

    هرچند که در آبان ماه هم این فایل رو دیده بودم

    و اون موقع میگفتم من که تو این فضاها نیستم و خدارو هم شکر میکردم و انصافا اصلا هم با جامعه هم عقیده نبودم

    اما این چند روز تو این ماه اختلافاتی بین پسرم و همسرم رخ داده که من رو بیشتر در احساس بد فرو برده و خیلی ناراحت شرایط پسرم هستم

    تا اینکه فایل نشانه امروز من رو زدم و الله اکبر

    الله اکبر به معنویت این سایت

    حالا حالا ها مونده تا بشناسم استاد رو بفهمم عظمت این سایت رو ودرک کنم هدایت خداوند رو

    سپاسگزار خداس مهربان خودم هستم

    دقیقا جمله استاد که فرمودن

    حتی نمیتونی زندگی فرزندت رو تغییر بدی

    حتی نمیتونی زندگی فرزندت رو تغییر بدی

    خدایا ممنون که کمکم کردی حالم بهتر بشه

    سپاسگزارم که هدایتم کردی

    سپاسگزارم که باید روی خودم کار کنم باید روی خودم سرمایه گذاری کنم

    پسر منم خدای خودش رو داره

    می سپارم به خالق خودش

    بازم کمکم کن تا از وابستگی بهش دربیام

    من از خداوند طلب خیر و برکت و وسعت رزق و سلامتی و حال خوب هم برای همسرم هم برای فرزندانم میکنم

    خدایااااا شکرت بخاطر وجود پربرکت استاد

    خدایا شکرت بخاطر وجود این سایت

    خدایا شکرت بخاطر اینترنت و فضای مجازی

    خدایا شکرت بخاطر زندگی قشنگم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    علی وزیری وصال گفته:
    مدت عضویت: 3018 روز

    به نام خالق هستی

    به نام آنکه مرا آفرید برای لذت و شادی و توجه بر زیبایی ها

    چیزی که منو در این فایل منو گوش مالی خوب داد جدیت در چشمان استاد و تذکر محکم بر نتایج و کانون توجه و دوری از نا زیبایی ها بود نقطه سر خط.

    میتونم با تمام وجودم اینو بگم که وقتی میشه بیدار شد آگاه شد که ناظر بر چه افکاری هستی و احساست در چه حالی هستش چرا؟ واقعا چرا وارد نازیبایی بشیم و با این تضاد ها بجنگیم و خودمان را در گیر کنیم و تدبیر و خود فهمی به خرج دهیم ؟؟

    خودم وارد یک موضوعی شدم که در دفتر روانشناسی کار میکردم شاید باورتون نشه اما من تصمیم گرفته بودم ریشه ی طلاق رو از بین ببرم! و همه رابطه ی نیک داشته باشند فقط همین تصمیم رو گرفتم و خودم گوشمالی محکمی شدم توسط قانون جهان هستی و باطلاق مواجه شدم .

    وقتی درک کردم که این جهان هر چیزی که باهات بجنگی باهاش سر و کله بزنی از اساس اون وارد زندگیت میشه من با پوست و استخون با مثالی که زدم در همین متن براتون درک کردم ، حالا داشتم این فکر رو میکردم که اتقاد چیز خوبیه و باید به نازیبایی ها انتقاد کردو باید تذکر رو داد و این فایل لایو افتاد جلوی چشمم و هشدار اساسی بهم داد که علی : بکش کنار و کانون توجه ات رو بذار رو زیبایی ها تو، توجه نکن و فقط به خواسته ها و اون چیزی که میخواهی در زندگیت اتفاق بیوفته و یا بیشتر بشه در زندگیت صحبت کن و در مورد نازیبایی حرف نزن ( در مورد نازیبایی ها حرف نزن)

    ارادت استاد عباس منش و خانم شایسته ی عزیز و جناب عرشیانفر .

    بابت تمام خوبی ها و زیبایی هایی که ما در این فایل دیدیم و میبینم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1288 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد و مریم جون و تمام بچه های سایت

    بخدا من به این درک رسیدم که استاد میگن ما از تعقیر دیگران ناتوانیم درسته

    همسر من سال گذشته یکی از فامیل دچار اعتیاد بود و همش دخالت می کرد که من باید مواظبش باشم می رفت کار میکرد نصفشو به اونها میداد

    تا دو سه ماه خودشو بیکار کرد که مثلا مواظبش باشه هر چه من میگفتم ولش کن این جوری درست نمیشه با من دعوا میکرد

    خلاصه همسرم میگفت ترک کرده دیدی چه کار کردم

    تا این که بعد از سه ماه دوباره شروع کرد همسرم شنید خیلی حرس خورد که من خودمو بیکار کردم دوباره شروع کرده رابطه با اونها به حداقل رسوند

    درجهان هر کس سر جای خودشه اینو خودم خیلیییی قبول دارم

    یا اینکه پارسال از قانون برای خانواده ام حرف میزدم خواهرم می خندید مسخره میکرد من چن دفعه در اثر دلسوزی لینک برای خواهرهام فرستادم ولی چون توجه نکرد دیگه این کار و نکردم

    مادرم میرم خونه اش میگه از اون حرفهای قشنگ بزن ولی دیگه چیزی نمیگم

    بخدا خواهرم چند سال قبل‌از من گوشی خوب داشت من گوشی ساده داشتم ولی همش میگشتم تا ببینم قانون جذب چیه مگه من کسی بهم گفت حتما زمانش بوده فهمیدم دیگه هیچی نگم تا خودم نتیجه بگیرم هر کسی پرسید تشنه بود بگم

    خداوند منو به این مسیر الهی دعوت کرد یعنی خواستم خداوند صدامو شنید تشنه بودم خیلی هم معجزه دیدم از طرف دستان خداوند

    از خداوند می خوام هر لحظه هدایتمون کنه

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: