این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-11-01 03:59:212024-11-08 04:53:05live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
که امروزراهم باری دیگربپن هدیه دادی تابازهم بتوانم بااستفاده ازنیروی هدایتگردرونم هدایت هایت رادریافت بکنم وعمل بکنم
خدای من چقدرزیباست سیستم وقوانین جهان هستی ات
احساس خوب مساویست بااتفاقات خود
احساس بدمساویست بااتفاقات بد
من این اصل راباگوشت وپوست واستخوانم
من از قعرچاه بدبختی ام درطی6 سال گذشته که بخاطر ناآگاهیم ازقوانین جهان هستی وخداناباوری وخداگریزی ویاهر اسمی که باخداوند ارتیاطی نداشته باشی
الان اینجا درکنار ساحل زیباوآرام جزیره زیبای کیش نشستم وبا بهترین حال خوب دنیا واحساسی عالی وهمچنان که دستم دردستان پروردگارمهربانم است ورها هستم ازهرگونه نگرانی واظطراب وتنش ووووو
دارم این دستنوشته رامینویسم تا بیادم بیاورد درآینده که این مسیری که الان دارم طی میکنم درسته وباهدایت هرلحظه خداوندم است
خدایی که درتمامی لحظات زندگیمه ودراوج تنهاییم درکنارمه ونوازشم میکنه وباصدای دلنوازش باهام صحبت میکنه وبانشانه هایش مسیردرست زندگیم رو بهم نشان میده
استادعزیزم توبهترینی
دستی هستی ازدستان پرمهرپروردگارم درزندگیم که نجاتم دادی از تاریکترین نقطه زندگیم بسمت نور
خدایاشکرت،،حدایاشکرت،،
که تسلیم توهستم وهرآنچه درزندگیم دارم ازآن تواست
من ایمانم رابه تو درعمل نشان میدهم وبقول خودت که درقرآن بیان کردی
کجایندآن کسانی که وقتی من بکشانمش بالا بتوانند توراپایین بکشند
وکجاین آن کسانی که وقتی من بکشانمش پایین بحواهند بکشانندش بالا
تمام قدرت دردستان پروردگار است
من فقط سمت خودم را انجام میدم وبندگیم ومیکنم وخداوندهم وظیفه خودش را انجام میده
همین الان که درحال نوشتن هستم وهمچنان اشک تمام چشمانم رافراگرفته که مانع ازنوشتن شده گوشیم زنگ خوردوبازهم خداوند بهترین خبری که درمورد کسب وکارخودم که تازه دارم راه اندازی میکنم رااززبان بنده اش بمن داد
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
من نمیدانم که قراره دریک لحظه بعدزندگیم چه اتفاقی بیفتد اما فقط میدانم که خیراست وفقط گوش میکنم به هدایت هایش ومیگم چشم وعمل میکنم
من طبق قوانین جهان هستی باتوجه کردن برزیبایی ها ونعمتها وفراوانی ها لذت میبرم اززندگیم وبقه را جهان هستی خودش انجام میده برام
چگونه اش را من نمیدانم
من فقط درخواست میکنم واوبرایم محقق میکند
من فقط به نوک قله توجه میکنم که فتح کردم به مسیرش کاری ندارم وفقط ازمسیرلذت میبرم
همون جاده زیبایی که بقول استاد عزیزم خوشحال وسوت زنان لذت میبرم ودرحال طی کردنش هستم
به نام خدای مهربانم، خالق، فرمانروا، مالک و صاحب اختیار من و تمام هستی و تنها قدرت مطلق و ابدی تمام هستی.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و سلام خدمت همه دوستان عزیز و دوست داشتنی
خدا را سپاسگزارم که اینجا هستم تا این حرف ها را بزنم.
حدود 70 روز پیش من در حالی که در فکر و جستجو بودم که کدام دوره یا آموزه ای را در سایت دنبال کنم، خیلی اتفاقی هدایت شدم به “دوره خانه تکانی ذهن – گام به گام”. امروز آمدم تا در نظرات قدم 28، روندی که تو این 70 روز طی کردم رو با دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم. الان که دارم این حرف ها رو میزنم اگر بخواهم خلاصه ای از نتایج بدست آمده رو بگم باید بگم اول اینکه خیلی واضح احساس بهتری رو تجربه میکنم این روزها، نه فقط الان که از اول شروع دوره و اینکه وقتی احساسم بد میشه زودتر میتونم برگردم به احساس خوب. دوم اینکه مقاومت های ذهنیم کم تر شدن در مورد جنبه های مختلف زندگی، در مورد ثروت، در مورد خدا، در مورد روابط، در مورد سلامتی و …. سوم اینکه یه افزایش حقوق خیلی خوب خارج از عرف شرکت و بدون حتی کوچکترین درخواست من به رییسمون داشتم. چهارم اینکه خیلی منظم تر و ثابت قدم تر شدم در زندگیم. پنجم و برای من مهمترین اینکه بالاخره بزرگترین دو راهی که تا امروز تو زندگیم داشتم رو حل کردم، انتخاب کردم و دارم آروم آروم تو مسیرش حرکت میکنم.
برای اینکه هم برای خودم مرور بشه و هم دوستان عزیزم بدونن چطور این دوره رو گذراندم، تمام کارهایی که برای این دوره در این مدت 70 روز انجام دادم را می نویسم:
قدم اول من: تمام فایل های صوتی را دانلود کردم و به مدت 14 روز اونها رو فقط و فقط گوش میدادم، هر فایل رو بالای 5 بار گوش دادم و برای اینکه بتونم بیشتر گوش بدم مرحله به مرحله سرعت پخش را بالاتر میبردم و هفته دوم فایل ها رو با سرعت 2x گوش میدادم که باعث میشد مجبور شم بیشتر تمرکز کنم.
قدم دوم من: بعد از دو هفته، یک دفتر خریدم و شروع کردم به دیدن فایل های تصویری و نکته برداری، هر روز یک قدم به همراه نکته برداری که حدود 50 صفحه دفتر من نوشتم، هر جلسه رو به تفکیک. همچنان روزها هر جا بودم فایل ها رو گوش میدادم. البته در این قدم من هر روز یک بار تمام فایل های “دوره آرامش در پرتو آگاهی” رو گوش میدادم و هر روز یک جلسه از “دوره باورهای ثروت ساز” رو خیلی ساده و بدون نکته برداری میدیدم.
قدم سوم من: بعد از اینکه نکته برداری جلسات دوره تمام شد، دوباره برگشتم قدم اول و هر روز یک قدم را یک یا دوبار گوش میدادم و البته این بار دفترم رو گذاشتم جلوم و تعدادی برگ a4 هم گذاشتم جلوم. توی دفترم من فقط مطالب رو بصورت نکته ای نوشته بودم و این بار اومدم اون نکته ها رو جمع و جور کردم و هر جلسه رو به صورت تعدادی آگاهی نوشتم همراه با توضیح زیاد و اضافه کردن مثال هایی از خودم. این مرحله هم 28 روز طول کشید و من حدود 75 صفحه a4 از روی نکات دفتر آگاهی نوشتم.
قدم چهارم من: موضوعی که خیلی برای من و حتما برای دوستان عزیزم اهمیت داره اینه که چطور اون جلسات، نکات و آگاهی ها رو بصورت عملی وارد زندگی کنم؟ چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حامد حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی. مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم خودم رو که دو راهی پیش روم رو حل کنم و هدف گذاری واضح انجام دهم تا بتونم حرکت کنم و تا هدف گذاری نکردم نتونستم حرکت کنم. مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم. هر چند من قبلاً هم شده بود مدتی شکر گزاری میکردم اما مداوم نبود. الان من هر روز صبح قبل از هر کاری یک صفحه a4 شکرگزاری مینویسم و بعد میرسم به کارهام. این حق رو به خودم دادم که شکرگزاری از همه کارهات مهمتره. برای هر موضوع دیگه ای که گفته شده بود هم باز یه برنامه گذاشتم. مثلا به موضوع ” الگو پیدا کردن” هم تاکید شده بود، من مدام سر میزنم به سایت ها تا در مورد انسانهای موفق بخونم و لیستی از شش کتاب زندگی نامه افراد موفق دنیا آماده کردم که تهیه کنم و بخونم و الان دارم کتاب اول رو میخونم.
دوستان عزیزم، این روندی بود که من رفتم که از گوش دادن شروع شد، بعد مقاومت هام از بین رفت و نکته برداری کردم، بازم مقاومت هام بیشتر از بین رفت و آگاهی هایی بدست آوردم. بعد ثابت قدم تر شدم و برنامه ریزی های کوچک انجام دادم و دارم بهشون عمل میکنم. این رو هم بگم برای دوستانی که مثل من ممکنه بارها مسیری رو رها کرده باشن، ادامه دادن این دوره به مدت 28 روز، خودش یه تمرین عملی مهم برای اینه که خودمون رو ثابت قدم کنیم.
یه موضوع دیگه اینکه من تو قسمت کامنت های هیچ کدوم از 28 قدم هیچ فعالیتی نکرده بودم و مدام به این فکر بودم یه جوری فعالیت کنم. این ایده که بیام روند خودم رو بگم خیلی اتفاقی به ذهنم اومد.
خدای مهربانم، از تو سپاسگزارم که مرا آسان کردی تا این حرف ها را با دوستانم به اشتراک بگذارم.
آرزوی سلامتی، شادی، ثروت و آرامش دارم برای همه دوستان عزیزم.
در مورد سوالاتی که پرسیدید سعی میکنم جواب هایی رو بهتون بدم:
عملگرایی به نظرم شاید تو زندگی همه آدم ها اتفاق افتاده باشه، یعنی به این صورت که یک زمانی را بصورت پیوسته و مداوم روی موضوعی یا کاری تمرکز کرده ایم و در آن به نتیجه رسیده ایم. مثلا شاید یکسال بصورت منظم و هر روز درس خواندیم و در کنکور یا یک آزمون دیگه موفق شدیم و تونستیم نتایج خوبی را بگیریم. یا مثلا در قدیم که خانم ها قالی بافی میکردند، یادم میاد مادربزرگ و مادرم خیلی منظم و مستمر روزانه قالی بافی را انجام میدادند تا به نتیجه برسند؛ یا مثلا مدتی را روی یادگیری یک مهارت وقت گذاشتیم و اون رو کسب کردیم؛ یا ممکنه مدتی را بصورت منظم ورزش کرده باشیم و به یک موفقیت یا یک نتیجه دلخواه رسیده باشیم. عملگرایی رو شاید خیلی از ماها توی زندگی خودمون هم داشته باشیم اما فراموش کرده باشیم؛ استاد در آموزه هاشون تاکید میکنن که عملگرا باشید و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است. ما میتونیم برای قوی تر شدن در عملگرایی، یک فعالیت ساده را در نظر بگیریم که علاقه هم داشته باشیم و به خودمان تعهد بدهیم که آن را روزانه انجام دهیم. این میتونه یک قدم اولیه و موثر باشه و به خودمان یادآوری کنیم در گذشته هم فلان کار را با عملگرایی مداوم و پیوسته انجام دادم و نتایج دلخواه را گرفتم.
درباره موضوع نوشتن، بعضی ها خیلی با شنیدن انس میگیرن و بعضی ها با نوشتن. یعنی برای یادگیری یک موضوع ممکنه نوشتن باعث بشه اون موضوع در ذهن کسی بهتر ثبت بشه اما شخص دیگری با شنیدن این اتفاق براش بیفته. مثلا یادمه دوران دبیرستان من حتی درسی مثل ادبیات رو گاهی می نوشتم موقع خواندن تا حفظ بشم و یاد بگیرم اما بعضی دوستانم فقط با خواندن، مطالب رو یاد می گرفتن و نتایج مشابهی می گرفتیم؛ یک موضوعی هم که هست اینه که انسان موقعی که داره یک آموزشی را میبینه، ممکن موقع شنیدن یا دیدن یکم حواسش پرت بشه اما موقع نوشتن مقدار حواس پرتی کمتر میشه، چنین کمکی هم نوشتن میتونه به ما داشته باشه. حالا اینکه من یا شما و یا بقیه دوستان چه نکاتی رو از آموزه ها برداشت میکنیم متفاوته، ممکنه هر کدام از ما برداشت مختلفی داشته باشیم. اگر با نوشتن تا حدودی راحت هستید، برای نوشتن به خودتون سخت نگیرید و خیلی ساده نکته ای که به نظرتون مهمه رو یادداشت کنید. نه مسابقه دارید با کسی و نه اینکه محدودیت دارید تو اینکه چی بنویسید.
این مقاومتی که میگید در مورد کامنت نوشتن دارید رو منم خیلی دارم و تو این دوره (دوره خانه تکانی ذهن، گام به گام) واقعا فقط روی همین جلسه آخر تونستم کامنت بزارم و دارم سعی میکنم بهتر بشم. به این فکر نکنید که دیگران چه نگاهی به کامنت شما دارن چون این برداشت شخصی شماست و رد پای شماست توی این دوره ها که ممکنه با نظرات سایر دوستان متفاوت باشه. از طرفی دوستان اینجا همگی خیلی نسبت به کامنت ها لطف دارن و خیلی احترام میذارن و اتفاقا خیلی ساده و خیلی صمیمانه صحبت می کنند و شما فکر کنید که دارید با دوستانتان صحبت میکنید، فضای واقعا فوق العاده ای وجود داره به دور از قضاوت، به دور از اینکه کسی بخاد نظر خودش رو تحمیل کنه یا اینکه بخاد کسی رو تخریب کنه.
امیدوارم بهتون کمک کرده باشم. براتون آرزوی شادی، آرامش، ثروت و تندرستی دارم.
« چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی.»
مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم هدف گذاری واضح انجام بدم تا بتونم حرکت کنم .
مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم .
نکته جالبی که از وسطای فایل بیشتربرام مشخص شد این بود که این حرف ها نه تنها برای انفاقت اون برهه زمانی ایران به کارمیومد، بلکه برای الان هم و اتفاقات الان حتی بیشتر صدق میکنه. حتی برای منی که خارج ایرانم راجب ایران و افاقات دیگه خیلی فایل مفیدیه!
واقلیتش تاریخ ایرانو ندارم، ولی امروز 19 آپریل هست و دوباره خبرهای که به گوش رسیده از منطقه خاورمیانه افکار رو بهم ریخت و نیاز داشتم به یک همچین آگاهی که کنترل ذهنم رو به دست بگیرم.
دوباره یادگرفتم که جای جنگیدن باید اعراض کرد و چگونگیش! دوباره بهم یادآوری شد که احساسم بیانگره، نه کلامم! اگر احساسم خوب نیست ولی حرفام امیدوارکننده به گوش میرسه، به این معناست که ر اصل تمرکزم روی اون امید و زیبایی و خوبی نیست. تمرکزم روی همون مسائل و بدبختی هاست! و اینجوری نمیتونم انتظار انفاق خوب داشته باشم!
سپاسگذارم از این فایل خوب و به امید اینکه بیشتر عملگرا باشم تا اینکه بشنوم و عمل نکنم!
این فایل یه تلنگری بود برام که درگیر روزمرگی نشم و همیشه ذهنم رو در مقابل خوراکی که قراره به ذهنم بدم هوشیار نگه دارم.
حواسم باشه خودمو در معرض توجه به نازیبایی ها نگذارم.
مثلا امروز همکار هام داشتن درمورد ناخواسته ها صحبت میکردن و منم نشسته بودم گوش میدادم، اصلا هم حواسم نبود دارم ورودی بد میدم به ذهنم و ناخواسته ها رو جذب میکنم.
ولی خداروشکر بازم یه پله از قبل که معمولا با مواجهه این صحبت ها همفکری و اظهار نظر میکردم بهتر شدم و لااقل حرفی نمیزنم.
ـــــــــــــــــــــ
یه اتفاق خیلی جالبی امروز رخ داد که خواستم به اشتراک بذارم.
من چند روزه ذهنم درگیر اینه که چطور هدایت های خداوند رو درک کنم و از کجا بفهمم هدایته یا نجوا.
و اینکه چون این چند روز احساس میکردم از خدا دور شدم، فکر میکردم خدا هدایتم نمیکنه و من موندم و هزار جور مسئله که بدون هدایت خداوند نمیتونم از پسشون بربیام.
خلاصه درگیر این فکرا بودم ولی قلبم میگفت که خدا بنده هاش رو رها نمیکنه و هدایت میکنه.
امروز سرکار موقع استراحت داشتم با گوشی کار میکردم که اومدم تو سایت ببینم گام جدید اومده یا نه! که دیدم این فایل خفن اومده و گرفتم فایل صوتی رو دانلود کردم و یهو یه حسی بهم دست داد که فایل تصویری رو هم دانلود کنم( در حالی که من همیشه شب ها از کار که میام فایل تصویری رو آنلاین میبینم) و اولش گفتم نمیخواد آنلاین میبینم دیگه، ولی اون حسه گفت نه دانلود کن بهتره(تو یه ثانیه این گفت و گو در جریان بود)، و منم دانلود کردم.
و امشب که اومدم فایلو ببینم برق رفت ولی من همچنان داشتم آنلاین میدیدم(یادم رفته بود که دان کردم) و حدود بیست دقیقه از فایل گذشته بود که یهو اینترنتمم قطع شد.
و یهو یاد این افتادم فایلو دان کردم و خیلی خوشحال شدم (چون من خیلی دوست دارم فایل ها رو بصورت تصویری ببینم و از طرفی همیشه دوست دارم فایل ها رو اول شب ببینم که خوابم نمیاد و تمرکزم بالاتره)
بعدش بلافاصله به این فکر کردم که هدایت همین حس هایی هستن که به قلبمون الهام میشه و ممکنه منطقی هم به نظر نرسند ولی تهش به نفع ما پیش میرن.( البته اینو استاد همیشه گفتن ولی با چند بار تجربه و تکراره که درک میکنم)
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و همه دوستان همفرکانسی
عجب فایل خفنی گذاشتید استادم
این فایل اون تاریخ چندین بار گوش دادم
من اصلا اهل این اعتراضات نبودم چون نظر استاد را همیشه قبول داشتم که اعتراض ممنوع
حتی من در ساختمانی که زندگی میکنم مسائلی
پیش میاد اعراض میکنم سعی میکنم بهشون توجه نکنم و زود خودمو با کار دیگه سرگرم کنم از یادم برود چون بهش اگر انرژی ندیم دیگه از بین میره ولی به بعضی چیزهای که دوست نداریم زیاد توجه میکنیم و نتیجه اش هم معلوم هست در زندیگمون برای همه ما یک سری چیزهای هست که سخته ازش اعراض کنیم همون ترمزهای نازنین هستند که دم ما شدن پاشنه اشیل وقتی بتونم ذهنمو عادت بدم به اینکه در مورد چیزهایی که دوست ندارم توجه نکنم در موردشون صحبت نکنم صحبت کردن خیلی قدرت میده چون تو ذهنمون همش داریم از جنس حرفها میسازیم دیگه کنترلش از دستمون خارج میشه هر چقدر هم قوی باشی در کنترل ذهن نمیتونی زمانی که در فاز بد فرکانسی داری همش صحبت میکنی اعراض کنی خیلی فاصله فرکانسی مدار آرامش فاصله میفته اصلا از خودتون انتظار نداشته باشید که از یک فرکانس 0 به 100 برسید اصلا نمیشه محال هست هممون تجربه کردیم ولی منی که دارم روی ذهنم کار میکنم میتونم از یک درجه بهتر بشم و همینطور برم جلو به سمت فرکانس آرامش برسم واقعا اگر عشق خدا تو این مرحله به دادمون نمیرسید دیگه میرفتیم به باد خدا چقدر مهربونه و صبورر هست چقدر ما انسانها را دوست داره و چقدر براش ارزشمندیم که به محض اینکه از مدارش خارج میشیم مارا نابود نمیکنه و بهمون فرصت میده یه کوچولو گوش مالی میده و خیلی هم به قول استاد در مسیر بدی باشیم هم دوباره اگر بک بزینم عشق خدا ما را بالا میبره بیشتر کمک میشیم در مسیر برگشت به فرکانس خداوند واین. بالاترین نعمت و بخشندگی خداست که به ما انسانها دارد ما چقدر خوشبختیم که در این جهان انسان آفریده شدیم من بعضی موقع ها فکر. میکنم که اگر من انسان آفریده نمیشدم چقدر بد بود مثلا یک حیوان یا چیز دیگه ای بودم مثل گربه و این حیوانات که همش تحت حوادث هستند و هیچ امنیتی ندارن و چقدر میمونه این نگاه این که انسان هستم شکر گذاری داشته باشه برای ما انسانها که اشرف مخلوقات مثل فرزندان پادشاه با افتخار عزت و احترام اومدیم به این جهان پا گذاشتیم همین که به دنیا. به این جهان اومدیم خودش موفقیت و نتیجه بزرگی است در جهان مادی این ارزشمندی از زمان تولد به من و ما انسانها داده شده قدرت اختیار و خلق به بهمون داده خداوند یعنی ما بخشی از تکه ای از خدا هستیم این خودش چقدر حال خوب کنه که ما قطره ای از اقیانوس هستیم و قدرتمند خالق زندگی خودمون با کانون توجه با قدرت ذهنی که خدا بهمون داده میتونیم بی نهایت کارها. راانجام دهیم قدرت فیزیکی ما محدودتر از خیلی از حیوانات هست ولی چیزی که ما را متمایز و خاص کرده قدرت ذهنی بی نهایتی است که خداوند به ما انسانها داده که میتونیم باهاش خالق باشیم خدا از قدرت خلاقه خودش به ما داده من حالم خوب میشه وقتی به خودم میگم من خالق صد درصد زندگیم هستم یک اعتماد به نفس خاصی بهم دست میده حالم از درون خوب میشه فقط ما یادمون میره این قدرت را چون از کودکی تکرار نشد و. تازه انگار داریم یک زیان جدید یاد میگیرم به همین دلیل اگر بتونم زبان جدید را هر روز بیشتر وقت بزارم خوب صدر صد عالیتر میشم اینا فرار هستند مثل زبان اکر کار نکنی فراموش میکنی
جهان با دو قطبی بودنش بسیار زیباست و اولش یکم سخت هست بهش فکر کردن چون آدم دوست دارد. همه هم نوعانش زندگی خوبی داشته باشن استاد شما حرفهاتون با کل صحبتها در جهان متفاوت هست به همین دلیل هم متفاوت نتیجه گرفتید از عموم مردم بر خلاف جهت شنا میکنید میفهمم ولی ما باید با این آگاهای ها زندگی کنیم تو زندگی خودمون اطرافیان با قانون بسنجیم و اینو ببینیم که همش همین قانون خداوند هست که بدون تغییر هست و فراری نیست ازش یا قبول میکنیم یا نابود میشیم اینم دو قطبی است قبول نابود همه چی همینه در جهان مادی اگر ما بدانیم یک قانونی مثل همه جای جهان هر کشوری اداره و رانندگی تحصیلات بیزینس و ریاضیات همه چی درش قانون حاکم هست و اگر از قانون در تمام زمینه ها پیروی نکنی جریمه میشی چون همه چی با قانون به ما دیکته شده در جوامع بشری برامون جا افتاده ولی حرفهای استاد عزیز برامون هنوز جا نیفتاده باید تکرار بشه مثال زده بشه تو زندگیم ببینم قانون رو بررسی کنم فکر کنم تا در من جا بیفته از نظر عموم مردم این حرفها بسیار بی رحمانه است ولی قانون جهان هست و کسی رعایت میکنه به همین دلیل هم همه مشکل دارن چون مخالف قانون دارن عمل میکنن خدا چقدر مهربان و بخشنده است چقدر قانون به نظرم خوبه فقط باید بهش عمل کنم و در زندگی باهاش یکی بشم جزوی از من بشه مثل خیلی چیزهایی که الان برامون شده عادات مسخره ولی باید با این قانون بیشتر انس بگیرم و بفهممش و درک و عمل حالمو خوب نگه دارم و هدایتهای خدا را دنبال کنم چون اگر از قانون خداوند پیروی نکنم اصلا هدایت نمیشم به مسیر درست هدایت میشم به مسیر ناکجا اباد چون خودم انتخاب کردم خدا فقط انتخاب های منو تایید میکنه قانون جهان اینه که به انتخابام مهر تایید بزنه این واقعا عدالت خداست برای ما فکر کن اگر برای ما یک سرنوشتی نوشته شه بود و هیچ داخل و تصرفی توش نداشتیم چقدر زجر اور بود چون و مثل حیوانات یک چیپست بود و مثل ربات عمل میکردیم و هیچ کنترلی در هیچ کدوم از مسایل زندگی نداشتیم واقعا خالق بودن ما معجزه است و بررگترین نعمت خداوند به انسان هست فقط به شرطی که بدونیم این خالق بودنمون را و عمل به آن میشه زندگی در بهشت برای هر کدوم از ماها مثل زندگی زیبا بهشتی رویایی استاد عزیزمون الهی شکرت برای اسم آگاهی های ناب جهان که نوش جانم شد
استادم سپاسگزارم امیدوارم یک روز از نزدیک شما را بغل کنم و تشکر کنم
استاد تجربه ای که از سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت داشتم این بود که من فقط با دیدن این 2 سریال هم مهاجرت کردم و هم در طبیعت زندگی میکنم. پیشنهاد می کنم لطف بفرمایید سریالی تهیه کنید که در آن فقط دیدن ثروت ها باشه که مطمئنم خیلی کمک می کنه به ثروتمند شدن بچه ها چون باعث میشه ورودی های ذهن فقط دیدن مداوم ثروت باشه.
قبل از هر چیزی، از استاد عزیزم عباسمنش با تمام وجودم سپاسگزارم، چون اگر آگاهیهای ایشون نبود، شاید هنوز نمیدونستم ذهنم چه قدرت بزرگی برای تغییر زندگیم داره.
و از خداوند مهربان، که همیشه همراه و راهنمای منه، بینهایت ممنونم… چون منو به این مسیر هدایت کرد، مسیری که دارم خودمو دوباره پیدا میکنم، ذهنمو میشناسم و باهاش به خواستههام میرسونم.
درک من از این فایل فوقالعاده اینه که:
اگه میخوام زندگیمو عوض کنم، باید بدونم که از ذهنم شروع میشه…
از اینکه به چی توجه میکنم؟ چون توجه، یعنی دعوت کردن اون چیز به زندگیم!
اگه تمرکزم روی کمبود، درد، مشکل، یا محدودیتها باشه، ذهنم منو میبره به سمت چیزهایی که همون حسها رو بیشتر کنن…
ولی اگه توجهمو ببرم روی چیزهایی که میخوام—مثل آزادی، ثروت، عشق، سلامتی—اون موقع دارم به جهان هستی میگم:
من از اینا بیشتر میخوام!
اینکه میگن “تو دنیایی زندگی میکنی که دسترسیات به همه چیز برابره”، واقعاً یه آگاهیه طلاییه…
هم فقر هست، هم ثروت… هم سختی هست، هم آسونی…
این کانون توجه منه که انتخاب میکنه من به سمت کدومش هدایت بشم.
از وقتی فهمیدم که هر حس بد، فقط یه علامته که ذهنم داره به چیزی توجه میکنه که من نمیخوام، دیگه به جای اینکه بجنگم یا ناراحت باشم، سریع سعی میکنم کانون توجهم رو بچرخونم به سمت خواستههام.
یه نکته خیلی قشنگ هم توی فایل بود:
وقتی من دنبال احساس خوب باشم و اون رو در اولویت بذارم، خود خداوند درها رو یکی یکی به روم باز میکنه؛ بدون اینکه به قانونهای جامعه یا شرایط اطرافم وابسته باشم.
فهمیدم که با ناخواستهها نجنگم…
باورها و انرژیهایی که با خواستههام هماهنگ نیستن، فقط منو از مسیرم دور میکنن.
حالا دیگه تصمیم گرفتم فقط درباره خواستههام فکر کنم، حرف بزنم، احساس کنم و عمل کنم.
در آخر، خدایا شکرت برای اینکه این آگاهیها رو سر راهم قرار دادی
و استاد عزیزم، ممنونم که چراغ ذهنم رو روشن کردی
من حالا میدونم کانون توجه یعنی همه چیز…
و دارم کمکم یاد میگیرم چطور به سمت بهترینهام هدایت بشم
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود و سپاس بر استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی
خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم
روز 144
ما در یک جهان دوقطبی زندگی میکنیم که همه چیز در آن وجود دارد
سرما هست گرما هم هست
فقر هست ثروت هم هست
بالا هست پایین هم هست
کینه و نفرت هست عشق و دوستی هم هست و بسیار چیزهای متضاد دیگر
این جهان برطبق قوانینی که خداوند برای آن وضع کرده عمل میکند
این نیست که من اگر سرما را دوست نداشته باشم شروع کنم با کلام و رفتار و اعمالم به جهان بگویم که من سرما را نمیخواهم و یا شروع کنم به جنگیدن با آن، در این هنگام با توجه به اینکه من به سرما توجه میکنم، جهان نیز براساس توجه من، من را هدایت میکند به سرمای بیشتر چون این قانون جهان است و براساس فرکانسهای ارسالی من عمل میکند
با توجه به این قانون بدون تغییر خداوند، من باید به آنچه که میخواهم در زندگیام داشته باشم توجه و تمرکز کنم نه آنچه که نمیخواهم در زندگیام اتفاق بیفتد
و نشانه اینکه من به چهچیزی توجه میکنم احساس من میباشد، اگر احساس من خوب باشد، درحال توجه به چیزهایی هستم که دوست دارم در زندگیام داشته باشم و اگر احساسم بد باشد مشغول توجه به ناخواستهها هستم
احساس بد شامل: نگرانی، اضطراب، ترس، دلهره، ناامیدی و…
و احساس خوب شامل: امید به آینده، ایمان و توکل بخداوند متعال، شادی، سپاسگزاری و …
حال که احساس من بهترین نمایشگری است که به من هشدار میدهد به چهچیزی توجه میکنم میتوانم هرلحظه مراقب احساسم باشم که اگر بد بود بدانم مشغول توجه به ناخواستههایم هستم و باید کانون توجهم را تغییر داده تا احساسم بهتر شود
در این دنیای قانونمند من اگر بتوانم توجه و تمرکزم را برروی زیباییها بگذارم و احساسم را در زمانهای بیشتری خوب نگه دارم، فارغ از اینکه در بیرون چه اتفاقاتی در حال رخ دادن هست، من با توجه به کانون تمرکز و توجهم، هدایت میشوم به زیباییهای بیشتر، بهمین سادگی و بهمین راحتی
چقدر زیباست این قانون خداوند و عین عدالت خداوند است و بهیچ وجهی به هیچکسی کوچکترین ظلمی نمیشود و هرچه در زندگی من هست بواسطه کانون توجه من و افکار و باورهای من میباشد
داشتن احساس خوب که پیروی از قوانین و هدایتهای خداوند است که با خود در صلح بودن است که نتیجه بستن زبان و کردار و پندار بر روی غیبت و تهمت و دروغ است که در مدار راستی صداقت درستی و پاکی قرار گرفتن است …. باعث بروز اتفاق و رویدادهای بی نظیری در زندگی می شود که فکر آن را نمی توان کرد اما نکته مهم در این جا تعریف احساس خوب است که گاهی به نسبی بودن تبدیل می شود یعنی زمانی که من ناخواسته و ما آگاهانه با احساس بد که منشا آن دریافت ورودی های نا جالب است به رفتاری عمل کرده و دقایق زندگی را بر خود تلخ می کنم به معنای درک نکردن قوانین خداوند از جمله قانون تکامل است و این مراحل کم کم عادی شده و لحظات در مقابل یک دیگر رنگ خود را می بازد و به حالت نسبی بودن تبدیل می شود همان گونه که در مواردی هم که احساس ما خوب است به همین شکل جهان با ما رفتار خواهد کرد به نسبتی که حال دلت خوب یا بد است پاداش دریافت خواهی کرد. هنگامی که در چشم بر هم زدنی اجازه ورود مورد ناخواسته، نا جالب و زشتی را به روح و روانت می دهی کم تر متوجه خواهی شد که در سراشیبی قرار گرفته ای چون با تکرار اتفاق به ظاهر خوب برای آن لحظه تو و فاصله گرفتن ذهن از روحت به وسیله ذهن مکار و کار بلدت است که نسبت جدیدی را در وجودت قرار خواهد داد که آن بستگی به این دارد که چقدر در آن زمان کنترل ذهنت کم رنگ شده و افکار نا جالب و خارج از دنیای الهی به جانت افتاده و ذره ذره وجود و روح و روانتر را می بلعد در این هنگام مثل این که ذهنت مدتها منتظر این لحظه بوده تا تلافی لحظاتی را که افسار او را در دست گرفته بودیم را بر سر ما در آورده و به ما بگوید حالا که این طور شد پس ببین که من با تو چه خواهم کرد شیطان همواره در کمین لحظات نابی است که ما را از جاده اصلی منحرف کرده و ما با تجزیه و تحلیلهایی که قوانین را به دلخواه خود عوض و معنی می کنیم این اجازه را به او داده غافل از این که ما جز مومنان قرار گرفته ایم پس با توجه به زیبایی ها و هدایتها و نشانه های خداوند و با تکیه بر رب جهانیان و بندگی او و داشتن احساس لیاقت برای داشتن نعمت و برکات خداوند که حرف اول را زده این اجازه را به ذهن ندهیم که در غیر این صورت گاهی به قدری در دریای متلاطم افکار پلید خود غرق خواهیم شد که از همان لحظات اول نا شکری و نا سپاسی از نعمتهای خداوند آغاز می شود و در آن حالت است که بحران روحی که خود با فرستادن فرکانسهای مخرب ایجاد کرده ایم را تجربه خواهیم کرد و زمانی که با لطف خداوند بار دیگر چشمانمان بر روی زیباییها باز شود مانند قرنهایی خواهد گذشت و در آن هنگام است که از خودت می پرسی چگونه این اتفاقات رخ داد؟ و می فهمی که تمامی تلاش و کوششی که برای کنترل ذهنت داشته ای با یک چشم بر هم زدن می تواند نابود شده و منشا امتداد و تداوم اتفاقات بعدی گردد اما هنری که باید به خرج داد و به قوانین عمل کرد که شاید مهمترین آن احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب است در همین مواقع بوده وگر نه زمانی که کنترل ذهن را در دست داریم و به قوانین آگاهانه عمل می کنیم همواره با داشتن احساس خوب به اتفاقات خوب هم خواهیم رسید. در آن هنگام است که جز متقین ها خواهیم بود در آن هنگام جز بندگان صالح خدا خواهیم بود که به دنبال ایمان و توحید و یکتاپرستی است و با داشتن همین احساس و آگاهی توانایی کنترل ذهن را برای مدتهای مدید می توانیم در دست داشته باشیم با تمرکز، تداوم و تکرار این قوانین تا آن جا که نا خودآگاه کنترل شده و هر لحظه بیشتر پر بار تر گردد.
با توجه ، عمل و تمرکز کردن بیشتر به قوانین، نشانه ها و هدایتهای خداوند است که ما سوت زنان از این جاده زیبایی که آن را مشاهده می کنیم گذر خواهیم کرد و به نزدیکی قله خواهیم رسید بدون هیچ گونه اما، چرا، اگر و آرزوهایی که نتوانستیم به آن برسیم و در آن لحظات است که شکر گذار ثروتهایی خواهیم بود که تحت هر شرایطی مالی، اجتماعی، خانوادگی…. که قرار داریم را خواهیم داشت و بدانیم که یکی از بزرگترین ثروتها که باید به آن باور داشته باشیم قدرت خلق زندگیمان است که تنها ما انسانها در این جهان پهناور لایق آن بوده و به ما عطا شده است همان گونه که ما پا به این جهان هستی گذاشته آیم و به خودی خود ارزشمندیم. ثروت بزرگ شدن ظرف وجودی و گذر کردن از مدارهای تکاملی برای رسیدن به تمامی خواسته ها عمل کردن به قوانینی که فقط برای شاد بودن و راحت و آسان زندگی کردن و لذت بردن برای طی کردن مسیر زندگی است تا خداوند هم درخواستهای ما را اجابت کند و چشم و دل بینا برای تطابق دنیای فیزیک و متا فیزیک را به ما عطا کند. نزدیکی روح به ذهن. خدایی که ما را بیشتر از ما دوست دارد، خدایی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است، خدایی که همواره عاشقانه منتظر درخواستهای ما و برآوردن آن است و خدایی که به اندازه ظرف ما خواهد شد خدایی که بدون او زندگی غیر ممکن خواهد شد خدایی که در قلب در روح و تمامی ذره ذره وجودمان با ما همراه است.
بنام هدایتگرم
درودبه استادعزیزم وبانوشایسته مهربان
درودبه خانواده بزرگ عباسمنشی ها
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
که امروزراهم باری دیگربپن هدیه دادی تابازهم بتوانم بااستفاده ازنیروی هدایتگردرونم هدایت هایت رادریافت بکنم وعمل بکنم
خدای من چقدرزیباست سیستم وقوانین جهان هستی ات
احساس خوب مساویست بااتفاقات خود
احساس بدمساویست بااتفاقات بد
من این اصل راباگوشت وپوست واستخوانم
من از قعرچاه بدبختی ام درطی6 سال گذشته که بخاطر ناآگاهیم ازقوانین جهان هستی وخداناباوری وخداگریزی ویاهر اسمی که باخداوند ارتیاطی نداشته باشی
الان اینجا درکنار ساحل زیباوآرام جزیره زیبای کیش نشستم وبا بهترین حال خوب دنیا واحساسی عالی وهمچنان که دستم دردستان پروردگارمهربانم است ورها هستم ازهرگونه نگرانی واظطراب وتنش ووووو
دارم این دستنوشته رامینویسم تا بیادم بیاورد درآینده که این مسیری که الان دارم طی میکنم درسته وباهدایت هرلحظه خداوندم است
خدایی که درتمامی لحظات زندگیمه ودراوج تنهاییم درکنارمه ونوازشم میکنه وباصدای دلنوازش باهام صحبت میکنه وبانشانه هایش مسیردرست زندگیم رو بهم نشان میده
استادعزیزم توبهترینی
دستی هستی ازدستان پرمهرپروردگارم درزندگیم که نجاتم دادی از تاریکترین نقطه زندگیم بسمت نور
خدایاشکرت،،حدایاشکرت،،
که تسلیم توهستم وهرآنچه درزندگیم دارم ازآن تواست
من ایمانم رابه تو درعمل نشان میدهم وبقول خودت که درقرآن بیان کردی
کجایندآن کسانی که وقتی من بکشانمش بالا بتوانند توراپایین بکشند
وکجاین آن کسانی که وقتی من بکشانمش پایین بحواهند بکشانندش بالا
تمام قدرت دردستان پروردگار است
من فقط سمت خودم را انجام میدم وبندگیم ومیکنم وخداوندهم وظیفه خودش را انجام میده
همین الان که درحال نوشتن هستم وهمچنان اشک تمام چشمانم رافراگرفته که مانع ازنوشتن شده گوشیم زنگ خوردوبازهم خداوند بهترین خبری که درمورد کسب وکارخودم که تازه دارم راه اندازی میکنم رااززبان بنده اش بمن داد
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
من نمیدانم که قراره دریک لحظه بعدزندگیم چه اتفاقی بیفتد اما فقط میدانم که خیراست وفقط گوش میکنم به هدایت هایش ومیگم چشم وعمل میکنم
من طبق قوانین جهان هستی باتوجه کردن برزیبایی ها ونعمتها وفراوانی ها لذت میبرم اززندگیم وبقه را جهان هستی خودش انجام میده برام
چگونه اش را من نمیدانم
من فقط درخواست میکنم واوبرایم محقق میکند
من فقط به نوک قله توجه میکنم که فتح کردم به مسیرش کاری ندارم وفقط ازمسیرلذت میبرم
همون جاده زیبایی که بقول استاد عزیزم خوشحال وسوت زنان لذت میبرم ودرحال طی کردنش هستم
خدایا آخه توچقدرمهربونی
اخه مگه میه که هرروز وهرلحظه توی زندگیت معجزه رخ بده
مگه داریم که خود خدا بیاد باهات حرف بزنه
چقدر حال خوب
چقدر احساس خوب
خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،
دوستتون دارم ودرپناه الله مهربان وهرروز حالتون بهترازروز قبلتون دوستان عزیزم
استادجان ومریم بانو عاشششششقتونم
به نام خدای مهربانم، خالق، فرمانروا، مالک و صاحب اختیار من و تمام هستی و تنها قدرت مطلق و ابدی تمام هستی.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز و سلام خدمت همه دوستان عزیز و دوست داشتنی
خدا را سپاسگزارم که اینجا هستم تا این حرف ها را بزنم.
حدود 70 روز پیش من در حالی که در فکر و جستجو بودم که کدام دوره یا آموزه ای را در سایت دنبال کنم، خیلی اتفاقی هدایت شدم به “دوره خانه تکانی ذهن – گام به گام”. امروز آمدم تا در نظرات قدم 28، روندی که تو این 70 روز طی کردم رو با دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم. الان که دارم این حرف ها رو میزنم اگر بخواهم خلاصه ای از نتایج بدست آمده رو بگم باید بگم اول اینکه خیلی واضح احساس بهتری رو تجربه میکنم این روزها، نه فقط الان که از اول شروع دوره و اینکه وقتی احساسم بد میشه زودتر میتونم برگردم به احساس خوب. دوم اینکه مقاومت های ذهنیم کم تر شدن در مورد جنبه های مختلف زندگی، در مورد ثروت، در مورد خدا، در مورد روابط، در مورد سلامتی و …. سوم اینکه یه افزایش حقوق خیلی خوب خارج از عرف شرکت و بدون حتی کوچکترین درخواست من به رییسمون داشتم. چهارم اینکه خیلی منظم تر و ثابت قدم تر شدم در زندگیم. پنجم و برای من مهمترین اینکه بالاخره بزرگترین دو راهی که تا امروز تو زندگیم داشتم رو حل کردم، انتخاب کردم و دارم آروم آروم تو مسیرش حرکت میکنم.
برای اینکه هم برای خودم مرور بشه و هم دوستان عزیزم بدونن چطور این دوره رو گذراندم، تمام کارهایی که برای این دوره در این مدت 70 روز انجام دادم را می نویسم:
قدم اول من: تمام فایل های صوتی را دانلود کردم و به مدت 14 روز اونها رو فقط و فقط گوش میدادم، هر فایل رو بالای 5 بار گوش دادم و برای اینکه بتونم بیشتر گوش بدم مرحله به مرحله سرعت پخش را بالاتر میبردم و هفته دوم فایل ها رو با سرعت 2x گوش میدادم که باعث میشد مجبور شم بیشتر تمرکز کنم.
قدم دوم من: بعد از دو هفته، یک دفتر خریدم و شروع کردم به دیدن فایل های تصویری و نکته برداری، هر روز یک قدم به همراه نکته برداری که حدود 50 صفحه دفتر من نوشتم، هر جلسه رو به تفکیک. همچنان روزها هر جا بودم فایل ها رو گوش میدادم. البته در این قدم من هر روز یک بار تمام فایل های “دوره آرامش در پرتو آگاهی” رو گوش میدادم و هر روز یک جلسه از “دوره باورهای ثروت ساز” رو خیلی ساده و بدون نکته برداری میدیدم.
قدم سوم من: بعد از اینکه نکته برداری جلسات دوره تمام شد، دوباره برگشتم قدم اول و هر روز یک قدم را یک یا دوبار گوش میدادم و البته این بار دفترم رو گذاشتم جلوم و تعدادی برگ a4 هم گذاشتم جلوم. توی دفترم من فقط مطالب رو بصورت نکته ای نوشته بودم و این بار اومدم اون نکته ها رو جمع و جور کردم و هر جلسه رو به صورت تعدادی آگاهی نوشتم همراه با توضیح زیاد و اضافه کردن مثال هایی از خودم. این مرحله هم 28 روز طول کشید و من حدود 75 صفحه a4 از روی نکات دفتر آگاهی نوشتم.
قدم چهارم من: موضوعی که خیلی برای من و حتما برای دوستان عزیزم اهمیت داره اینه که چطور اون جلسات، نکات و آگاهی ها رو بصورت عملی وارد زندگی کنم؟ چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حامد حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی. مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم خودم رو که دو راهی پیش روم رو حل کنم و هدف گذاری واضح انجام دهم تا بتونم حرکت کنم و تا هدف گذاری نکردم نتونستم حرکت کنم. مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم. هر چند من قبلاً هم شده بود مدتی شکر گزاری میکردم اما مداوم نبود. الان من هر روز صبح قبل از هر کاری یک صفحه a4 شکرگزاری مینویسم و بعد میرسم به کارهام. این حق رو به خودم دادم که شکرگزاری از همه کارهات مهمتره. برای هر موضوع دیگه ای که گفته شده بود هم باز یه برنامه گذاشتم. مثلا به موضوع ” الگو پیدا کردن” هم تاکید شده بود، من مدام سر میزنم به سایت ها تا در مورد انسانهای موفق بخونم و لیستی از شش کتاب زندگی نامه افراد موفق دنیا آماده کردم که تهیه کنم و بخونم و الان دارم کتاب اول رو میخونم.
دوستان عزیزم، این روندی بود که من رفتم که از گوش دادن شروع شد، بعد مقاومت هام از بین رفت و نکته برداری کردم، بازم مقاومت هام بیشتر از بین رفت و آگاهی هایی بدست آوردم. بعد ثابت قدم تر شدم و برنامه ریزی های کوچک انجام دادم و دارم بهشون عمل میکنم. این رو هم بگم برای دوستانی که مثل من ممکنه بارها مسیری رو رها کرده باشن، ادامه دادن این دوره به مدت 28 روز، خودش یه تمرین عملی مهم برای اینه که خودمون رو ثابت قدم کنیم.
یه موضوع دیگه اینکه من تو قسمت کامنت های هیچ کدوم از 28 قدم هیچ فعالیتی نکرده بودم و مدام به این فکر بودم یه جوری فعالیت کنم. این ایده که بیام روند خودم رو بگم خیلی اتفاقی به ذهنم اومد.
خدای مهربانم، از تو سپاسگزارم که مرا آسان کردی تا این حرف ها را با دوستانم به اشتراک بگذارم.
آرزوی سلامتی، شادی، ثروت و آرامش دارم برای همه دوستان عزیزم.
سلام دوست خوب
لطفا به من بگید عملگرایی و تمرین چه تاثیری در زندگیتون داشته
و اینکه من چطور خودم رو مقید به تمرین و نوشتن کنم
و اصلا چی بنویسم
و نوشتن چه تاثیری دارد؟
میبخشید ازتون میخوام به من کمک کنید
من مقاومت دارم درباره نوشتن و همه کامنت میذارن و میگن مینویسن
من اصلا درک نمیکنم
نمیدونم چه خاصیتی دارد
گاهی مطالب رو خودم مینویسم
اما دلیلش رو نمیدونم
لطفا منو راهنمایی کنید
ممنونم
سلام دوست عزیزم،
در مورد سوالاتی که پرسیدید سعی میکنم جواب هایی رو بهتون بدم:
عملگرایی به نظرم شاید تو زندگی همه آدم ها اتفاق افتاده باشه، یعنی به این صورت که یک زمانی را بصورت پیوسته و مداوم روی موضوعی یا کاری تمرکز کرده ایم و در آن به نتیجه رسیده ایم. مثلا شاید یکسال بصورت منظم و هر روز درس خواندیم و در کنکور یا یک آزمون دیگه موفق شدیم و تونستیم نتایج خوبی را بگیریم. یا مثلا در قدیم که خانم ها قالی بافی میکردند، یادم میاد مادربزرگ و مادرم خیلی منظم و مستمر روزانه قالی بافی را انجام میدادند تا به نتیجه برسند؛ یا مثلا مدتی را روی یادگیری یک مهارت وقت گذاشتیم و اون رو کسب کردیم؛ یا ممکنه مدتی را بصورت منظم ورزش کرده باشیم و به یک موفقیت یا یک نتیجه دلخواه رسیده باشیم. عملگرایی رو شاید خیلی از ماها توی زندگی خودمون هم داشته باشیم اما فراموش کرده باشیم؛ استاد در آموزه هاشون تاکید میکنن که عملگرا باشید و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است. ما میتونیم برای قوی تر شدن در عملگرایی، یک فعالیت ساده را در نظر بگیریم که علاقه هم داشته باشیم و به خودمان تعهد بدهیم که آن را روزانه انجام دهیم. این میتونه یک قدم اولیه و موثر باشه و به خودمان یادآوری کنیم در گذشته هم فلان کار را با عملگرایی مداوم و پیوسته انجام دادم و نتایج دلخواه را گرفتم.
درباره موضوع نوشتن، بعضی ها خیلی با شنیدن انس میگیرن و بعضی ها با نوشتن. یعنی برای یادگیری یک موضوع ممکنه نوشتن باعث بشه اون موضوع در ذهن کسی بهتر ثبت بشه اما شخص دیگری با شنیدن این اتفاق براش بیفته. مثلا یادمه دوران دبیرستان من حتی درسی مثل ادبیات رو گاهی می نوشتم موقع خواندن تا حفظ بشم و یاد بگیرم اما بعضی دوستانم فقط با خواندن، مطالب رو یاد می گرفتن و نتایج مشابهی می گرفتیم؛ یک موضوعی هم که هست اینه که انسان موقعی که داره یک آموزشی را میبینه، ممکن موقع شنیدن یا دیدن یکم حواسش پرت بشه اما موقع نوشتن مقدار حواس پرتی کمتر میشه، چنین کمکی هم نوشتن میتونه به ما داشته باشه. حالا اینکه من یا شما و یا بقیه دوستان چه نکاتی رو از آموزه ها برداشت میکنیم متفاوته، ممکنه هر کدام از ما برداشت مختلفی داشته باشیم. اگر با نوشتن تا حدودی راحت هستید، برای نوشتن به خودتون سخت نگیرید و خیلی ساده نکته ای که به نظرتون مهمه رو یادداشت کنید. نه مسابقه دارید با کسی و نه اینکه محدودیت دارید تو اینکه چی بنویسید.
این مقاومتی که میگید در مورد کامنت نوشتن دارید رو منم خیلی دارم و تو این دوره (دوره خانه تکانی ذهن، گام به گام) واقعا فقط روی همین جلسه آخر تونستم کامنت بزارم و دارم سعی میکنم بهتر بشم. به این فکر نکنید که دیگران چه نگاهی به کامنت شما دارن چون این برداشت شخصی شماست و رد پای شماست توی این دوره ها که ممکنه با نظرات سایر دوستان متفاوت باشه. از طرفی دوستان اینجا همگی خیلی نسبت به کامنت ها لطف دارن و خیلی احترام میذارن و اتفاقا خیلی ساده و خیلی صمیمانه صحبت می کنند و شما فکر کنید که دارید با دوستانتان صحبت میکنید، فضای واقعا فوق العاده ای وجود داره به دور از قضاوت، به دور از اینکه کسی بخاد نظر خودش رو تحمیل کنه یا اینکه بخاد کسی رو تخریب کنه.
امیدوارم بهتون کمک کرده باشم. براتون آرزوی شادی، آرامش، ثروت و تندرستی دارم.
سلام
دوست عزیز ممنون از کامنت پرمحتوایی که نوشتی.
از اینکه مسیرت رو کامل توضیح دادی و اشاره کردی.
« چون تا وارد زندگی نشن نتایج بدست نمیان یا خیلی کم بدست میان. اومدم پیش خودم گفتم خب حالا از دل این آگاهی ها، برنامه هایی برای خودت بچین که بتونی عمل کنی.»
مثلا یکی از موضوعاتی که تو این دوره زیاد تاکید شده بود “هدف گذاری” بود. متعهد کردم هدف گذاری واضح انجام بدم تا بتونم حرکت کنم .
مثال دیگه “شکرگزاری” بود که زیاد تاکید شده بود تو این دوره و من متعهد کردم خودم رو این کار رو انجام بدم .
« ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است »
ممنونم از کامنت
موفق تر باشی.
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیزم
نکته جالبی که از وسطای فایل بیشتربرام مشخص شد این بود که این حرف ها نه تنها برای انفاقت اون برهه زمانی ایران به کارمیومد، بلکه برای الان هم و اتفاقات الان حتی بیشتر صدق میکنه. حتی برای منی که خارج ایرانم راجب ایران و افاقات دیگه خیلی فایل مفیدیه!
واقلیتش تاریخ ایرانو ندارم، ولی امروز 19 آپریل هست و دوباره خبرهای که به گوش رسیده از منطقه خاورمیانه افکار رو بهم ریخت و نیاز داشتم به یک همچین آگاهی که کنترل ذهنم رو به دست بگیرم.
دوباره یادگرفتم که جای جنگیدن باید اعراض کرد و چگونگیش! دوباره بهم یادآوری شد که احساسم بیانگره، نه کلامم! اگر احساسم خوب نیست ولی حرفام امیدوارکننده به گوش میرسه، به این معناست که ر اصل تمرکزم روی اون امید و زیبایی و خوبی نیست. تمرکزم روی همون مسائل و بدبختی هاست! و اینجوری نمیتونم انتظار انفاق خوب داشته باشم!
سپاسگذارم از این فایل خوب و به امید اینکه بیشتر عملگرا باشم تا اینکه بشنوم و عمل نکنم!
به نام خدا
سلام عزیزان
چقدر این فایل برام شیرین و پر از آگاهی بود.
این فایل یه تلنگری بود برام که درگیر روزمرگی نشم و همیشه ذهنم رو در مقابل خوراکی که قراره به ذهنم بدم هوشیار نگه دارم.
حواسم باشه خودمو در معرض توجه به نازیبایی ها نگذارم.
مثلا امروز همکار هام داشتن درمورد ناخواسته ها صحبت میکردن و منم نشسته بودم گوش میدادم، اصلا هم حواسم نبود دارم ورودی بد میدم به ذهنم و ناخواسته ها رو جذب میکنم.
ولی خداروشکر بازم یه پله از قبل که معمولا با مواجهه این صحبت ها همفکری و اظهار نظر میکردم بهتر شدم و لااقل حرفی نمیزنم.
ـــــــــــــــــــــ
یه اتفاق خیلی جالبی امروز رخ داد که خواستم به اشتراک بذارم.
من چند روزه ذهنم درگیر اینه که چطور هدایت های خداوند رو درک کنم و از کجا بفهمم هدایته یا نجوا.
و اینکه چون این چند روز احساس میکردم از خدا دور شدم، فکر میکردم خدا هدایتم نمیکنه و من موندم و هزار جور مسئله که بدون هدایت خداوند نمیتونم از پسشون بربیام.
خلاصه درگیر این فکرا بودم ولی قلبم میگفت که خدا بنده هاش رو رها نمیکنه و هدایت میکنه.
امروز سرکار موقع استراحت داشتم با گوشی کار میکردم که اومدم تو سایت ببینم گام جدید اومده یا نه! که دیدم این فایل خفن اومده و گرفتم فایل صوتی رو دانلود کردم و یهو یه حسی بهم دست داد که فایل تصویری رو هم دانلود کنم( در حالی که من همیشه شب ها از کار که میام فایل تصویری رو آنلاین میبینم) و اولش گفتم نمیخواد آنلاین میبینم دیگه، ولی اون حسه گفت نه دانلود کن بهتره(تو یه ثانیه این گفت و گو در جریان بود)، و منم دانلود کردم.
و امشب که اومدم فایلو ببینم برق رفت ولی من همچنان داشتم آنلاین میدیدم(یادم رفته بود که دان کردم) و حدود بیست دقیقه از فایل گذشته بود که یهو اینترنتمم قطع شد.
و یهو یاد این افتادم فایلو دان کردم و خیلی خوشحال شدم (چون من خیلی دوست دارم فایل ها رو بصورت تصویری ببینم و از طرفی همیشه دوست دارم فایل ها رو اول شب ببینم که خوابم نمیاد و تمرکزم بالاتره)
بعدش بلافاصله به این فکر کردم که هدایت همین حس هایی هستن که به قلبمون الهام میشه و ممکنه منطقی هم به نظر نرسند ولی تهش به نفع ما پیش میرن.( البته اینو استاد همیشه گفتن ولی با چند بار تجربه و تکراره که درک میکنم)
و یه مرحله درکم نسبت به هدایت ها قوی تر شد.
خدایا شکرت
شاد باشید
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و همه دوستان همفرکانسی
عجب فایل خفنی گذاشتید استادم
این فایل اون تاریخ چندین بار گوش دادم
من اصلا اهل این اعتراضات نبودم چون نظر استاد را همیشه قبول داشتم که اعتراض ممنوع
حتی من در ساختمانی که زندگی میکنم مسائلی
پیش میاد اعراض میکنم سعی میکنم بهشون توجه نکنم و زود خودمو با کار دیگه سرگرم کنم از یادم برود چون بهش اگر انرژی ندیم دیگه از بین میره ولی به بعضی چیزهای که دوست نداریم زیاد توجه میکنیم و نتیجه اش هم معلوم هست در زندیگمون برای همه ما یک سری چیزهای هست که سخته ازش اعراض کنیم همون ترمزهای نازنین هستند که دم ما شدن پاشنه اشیل وقتی بتونم ذهنمو عادت بدم به اینکه در مورد چیزهایی که دوست ندارم توجه نکنم در موردشون صحبت نکنم صحبت کردن خیلی قدرت میده چون تو ذهنمون همش داریم از جنس حرفها میسازیم دیگه کنترلش از دستمون خارج میشه هر چقدر هم قوی باشی در کنترل ذهن نمیتونی زمانی که در فاز بد فرکانسی داری همش صحبت میکنی اعراض کنی خیلی فاصله فرکانسی مدار آرامش فاصله میفته اصلا از خودتون انتظار نداشته باشید که از یک فرکانس 0 به 100 برسید اصلا نمیشه محال هست هممون تجربه کردیم ولی منی که دارم روی ذهنم کار میکنم میتونم از یک درجه بهتر بشم و همینطور برم جلو به سمت فرکانس آرامش برسم واقعا اگر عشق خدا تو این مرحله به دادمون نمیرسید دیگه میرفتیم به باد خدا چقدر مهربونه و صبورر هست چقدر ما انسانها را دوست داره و چقدر براش ارزشمندیم که به محض اینکه از مدارش خارج میشیم مارا نابود نمیکنه و بهمون فرصت میده یه کوچولو گوش مالی میده و خیلی هم به قول استاد در مسیر بدی باشیم هم دوباره اگر بک بزینم عشق خدا ما را بالا میبره بیشتر کمک میشیم در مسیر برگشت به فرکانس خداوند واین. بالاترین نعمت و بخشندگی خداست که به ما انسانها دارد ما چقدر خوشبختیم که در این جهان انسان آفریده شدیم من بعضی موقع ها فکر. میکنم که اگر من انسان آفریده نمیشدم چقدر بد بود مثلا یک حیوان یا چیز دیگه ای بودم مثل گربه و این حیوانات که همش تحت حوادث هستند و هیچ امنیتی ندارن و چقدر میمونه این نگاه این که انسان هستم شکر گذاری داشته باشه برای ما انسانها که اشرف مخلوقات مثل فرزندان پادشاه با افتخار عزت و احترام اومدیم به این جهان پا گذاشتیم همین که به دنیا. به این جهان اومدیم خودش موفقیت و نتیجه بزرگی است در جهان مادی این ارزشمندی از زمان تولد به من و ما انسانها داده شده قدرت اختیار و خلق به بهمون داده خداوند یعنی ما بخشی از تکه ای از خدا هستیم این خودش چقدر حال خوب کنه که ما قطره ای از اقیانوس هستیم و قدرتمند خالق زندگی خودمون با کانون توجه با قدرت ذهنی که خدا بهمون داده میتونیم بی نهایت کارها. راانجام دهیم قدرت فیزیکی ما محدودتر از خیلی از حیوانات هست ولی چیزی که ما را متمایز و خاص کرده قدرت ذهنی بی نهایتی است که خداوند به ما انسانها داده که میتونیم باهاش خالق باشیم خدا از قدرت خلاقه خودش به ما داده من حالم خوب میشه وقتی به خودم میگم من خالق صد درصد زندگیم هستم یک اعتماد به نفس خاصی بهم دست میده حالم از درون خوب میشه فقط ما یادمون میره این قدرت را چون از کودکی تکرار نشد و. تازه انگار داریم یک زیان جدید یاد میگیرم به همین دلیل اگر بتونم زبان جدید را هر روز بیشتر وقت بزارم خوب صدر صد عالیتر میشم اینا فرار هستند مثل زبان اکر کار نکنی فراموش میکنی
جهان با دو قطبی بودنش بسیار زیباست و اولش یکم سخت هست بهش فکر کردن چون آدم دوست دارد. همه هم نوعانش زندگی خوبی داشته باشن استاد شما حرفهاتون با کل صحبتها در جهان متفاوت هست به همین دلیل هم متفاوت نتیجه گرفتید از عموم مردم بر خلاف جهت شنا میکنید میفهمم ولی ما باید با این آگاهای ها زندگی کنیم تو زندگی خودمون اطرافیان با قانون بسنجیم و اینو ببینیم که همش همین قانون خداوند هست که بدون تغییر هست و فراری نیست ازش یا قبول میکنیم یا نابود میشیم اینم دو قطبی است قبول نابود همه چی همینه در جهان مادی اگر ما بدانیم یک قانونی مثل همه جای جهان هر کشوری اداره و رانندگی تحصیلات بیزینس و ریاضیات همه چی درش قانون حاکم هست و اگر از قانون در تمام زمینه ها پیروی نکنی جریمه میشی چون همه چی با قانون به ما دیکته شده در جوامع بشری برامون جا افتاده ولی حرفهای استاد عزیز برامون هنوز جا نیفتاده باید تکرار بشه مثال زده بشه تو زندگیم ببینم قانون رو بررسی کنم فکر کنم تا در من جا بیفته از نظر عموم مردم این حرفها بسیار بی رحمانه است ولی قانون جهان هست و کسی رعایت میکنه به همین دلیل هم همه مشکل دارن چون مخالف قانون دارن عمل میکنن خدا چقدر مهربان و بخشنده است چقدر قانون به نظرم خوبه فقط باید بهش عمل کنم و در زندگی باهاش یکی بشم جزوی از من بشه مثل خیلی چیزهایی که الان برامون شده عادات مسخره ولی باید با این قانون بیشتر انس بگیرم و بفهممش و درک و عمل حالمو خوب نگه دارم و هدایتهای خدا را دنبال کنم چون اگر از قانون خداوند پیروی نکنم اصلا هدایت نمیشم به مسیر درست هدایت میشم به مسیر ناکجا اباد چون خودم انتخاب کردم خدا فقط انتخاب های منو تایید میکنه قانون جهان اینه که به انتخابام مهر تایید بزنه این واقعا عدالت خداست برای ما فکر کن اگر برای ما یک سرنوشتی نوشته شه بود و هیچ داخل و تصرفی توش نداشتیم چقدر زجر اور بود چون و مثل حیوانات یک چیپست بود و مثل ربات عمل میکردیم و هیچ کنترلی در هیچ کدوم از مسایل زندگی نداشتیم واقعا خالق بودن ما معجزه است و بررگترین نعمت خداوند به انسان هست فقط به شرطی که بدونیم این خالق بودنمون را و عمل به آن میشه زندگی در بهشت برای هر کدوم از ماها مثل زندگی زیبا بهشتی رویایی استاد عزیزمون الهی شکرت برای اسم آگاهی های ناب جهان که نوش جانم شد
استادم سپاسگزارم امیدوارم یک روز از نزدیک شما را بغل کنم و تشکر کنم
خدا نگهدارتون
با سلام خدمت استاد گرانقدر
استاد تجربه ای که از سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت داشتم این بود که من فقط با دیدن این 2 سریال هم مهاجرت کردم و هم در طبیعت زندگی میکنم. پیشنهاد می کنم لطف بفرمایید سریالی تهیه کنید که در آن فقط دیدن ثروت ها باشه که مطمئنم خیلی کمک می کنه به ثروتمند شدن بچه ها چون باعث میشه ورودی های ذهن فقط دیدن مداوم ثروت باشه.
ممنون از لطف بی پایان شما
به نام خداوند مهربانم
قبل از هر چیزی، از استاد عزیزم عباسمنش با تمام وجودم سپاسگزارم، چون اگر آگاهیهای ایشون نبود، شاید هنوز نمیدونستم ذهنم چه قدرت بزرگی برای تغییر زندگیم داره.
و از خداوند مهربان، که همیشه همراه و راهنمای منه، بینهایت ممنونم… چون منو به این مسیر هدایت کرد، مسیری که دارم خودمو دوباره پیدا میکنم، ذهنمو میشناسم و باهاش به خواستههام میرسونم.
درک من از این فایل فوقالعاده اینه که:
اگه میخوام زندگیمو عوض کنم، باید بدونم که از ذهنم شروع میشه…
از اینکه به چی توجه میکنم؟ چون توجه، یعنی دعوت کردن اون چیز به زندگیم!
اگه تمرکزم روی کمبود، درد، مشکل، یا محدودیتها باشه، ذهنم منو میبره به سمت چیزهایی که همون حسها رو بیشتر کنن…
ولی اگه توجهمو ببرم روی چیزهایی که میخوام—مثل آزادی، ثروت، عشق، سلامتی—اون موقع دارم به جهان هستی میگم:
من از اینا بیشتر میخوام!
اینکه میگن “تو دنیایی زندگی میکنی که دسترسیات به همه چیز برابره”، واقعاً یه آگاهیه طلاییه…
هم فقر هست، هم ثروت… هم سختی هست، هم آسونی…
این کانون توجه منه که انتخاب میکنه من به سمت کدومش هدایت بشم.
از وقتی فهمیدم که هر حس بد، فقط یه علامته که ذهنم داره به چیزی توجه میکنه که من نمیخوام، دیگه به جای اینکه بجنگم یا ناراحت باشم، سریع سعی میکنم کانون توجهم رو بچرخونم به سمت خواستههام.
یه نکته خیلی قشنگ هم توی فایل بود:
وقتی من دنبال احساس خوب باشم و اون رو در اولویت بذارم، خود خداوند درها رو یکی یکی به روم باز میکنه؛ بدون اینکه به قانونهای جامعه یا شرایط اطرافم وابسته باشم.
فهمیدم که با ناخواستهها نجنگم…
باورها و انرژیهایی که با خواستههام هماهنگ نیستن، فقط منو از مسیرم دور میکنن.
حالا دیگه تصمیم گرفتم فقط درباره خواستههام فکر کنم، حرف بزنم، احساس کنم و عمل کنم.
در آخر، خدایا شکرت برای اینکه این آگاهیها رو سر راهم قرار دادی
و استاد عزیزم، ممنونم که چراغ ذهنم رو روشن کردی
من حالا میدونم کانون توجه یعنی همه چیز…
و دارم کمکم یاد میگیرم چطور به سمت بهترینهام هدایت بشم
یا حق
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام و درود و سپاس بر استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی
خداوند را بابت فرصت زندگی کردن و داشتن روزی جدید و بودن در این سایت الهی شاکر و سپاسگزارم
روز 144
ما در یک جهان دوقطبی زندگی میکنیم که همه چیز در آن وجود دارد
سرما هست گرما هم هست
فقر هست ثروت هم هست
بالا هست پایین هم هست
کینه و نفرت هست عشق و دوستی هم هست و بسیار چیزهای متضاد دیگر
این جهان برطبق قوانینی که خداوند برای آن وضع کرده عمل میکند
این نیست که من اگر سرما را دوست نداشته باشم شروع کنم با کلام و رفتار و اعمالم به جهان بگویم که من سرما را نمیخواهم و یا شروع کنم به جنگیدن با آن، در این هنگام با توجه به اینکه من به سرما توجه میکنم، جهان نیز براساس توجه من، من را هدایت میکند به سرمای بیشتر چون این قانون جهان است و براساس فرکانسهای ارسالی من عمل میکند
با توجه به این قانون بدون تغییر خداوند، من باید به آنچه که میخواهم در زندگیام داشته باشم توجه و تمرکز کنم نه آنچه که نمیخواهم در زندگیام اتفاق بیفتد
و نشانه اینکه من به چهچیزی توجه میکنم احساس من میباشد، اگر احساس من خوب باشد، درحال توجه به چیزهایی هستم که دوست دارم در زندگیام داشته باشم و اگر احساسم بد باشد مشغول توجه به ناخواستهها هستم
احساس بد شامل: نگرانی، اضطراب، ترس، دلهره، ناامیدی و…
و احساس خوب شامل: امید به آینده، ایمان و توکل بخداوند متعال، شادی، سپاسگزاری و …
حال که احساس من بهترین نمایشگری است که به من هشدار میدهد به چهچیزی توجه میکنم میتوانم هرلحظه مراقب احساسم باشم که اگر بد بود بدانم مشغول توجه به ناخواستههایم هستم و باید کانون توجهم را تغییر داده تا احساسم بهتر شود
در این دنیای قانونمند من اگر بتوانم توجه و تمرکزم را برروی زیباییها بگذارم و احساسم را در زمانهای بیشتری خوب نگه دارم، فارغ از اینکه در بیرون چه اتفاقاتی در حال رخ دادن هست، من با توجه به کانون تمرکز و توجهم، هدایت میشوم به زیباییهای بیشتر، بهمین سادگی و بهمین راحتی
چقدر زیباست این قانون خداوند و عین عدالت خداوند است و بهیچ وجهی به هیچکسی کوچکترین ظلمی نمیشود و هرچه در زندگی من هست بواسطه کانون توجه من و افکار و باورهای من میباشد
تمامی اعتبار این کامنت صرفا متعلق بخداوند است*
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
داشتن احساس خوب که پیروی از قوانین و هدایتهای خداوند است که با خود در صلح بودن است که نتیجه بستن زبان و کردار و پندار بر روی غیبت و تهمت و دروغ است که در مدار راستی صداقت درستی و پاکی قرار گرفتن است …. باعث بروز اتفاق و رویدادهای بی نظیری در زندگی می شود که فکر آن را نمی توان کرد اما نکته مهم در این جا تعریف احساس خوب است که گاهی به نسبی بودن تبدیل می شود یعنی زمانی که من ناخواسته و ما آگاهانه با احساس بد که منشا آن دریافت ورودی های نا جالب است به رفتاری عمل کرده و دقایق زندگی را بر خود تلخ می کنم به معنای درک نکردن قوانین خداوند از جمله قانون تکامل است و این مراحل کم کم عادی شده و لحظات در مقابل یک دیگر رنگ خود را می بازد و به حالت نسبی بودن تبدیل می شود همان گونه که در مواردی هم که احساس ما خوب است به همین شکل جهان با ما رفتار خواهد کرد به نسبتی که حال دلت خوب یا بد است پاداش دریافت خواهی کرد. هنگامی که در چشم بر هم زدنی اجازه ورود مورد ناخواسته، نا جالب و زشتی را به روح و روانت می دهی کم تر متوجه خواهی شد که در سراشیبی قرار گرفته ای چون با تکرار اتفاق به ظاهر خوب برای آن لحظه تو و فاصله گرفتن ذهن از روحت به وسیله ذهن مکار و کار بلدت است که نسبت جدیدی را در وجودت قرار خواهد داد که آن بستگی به این دارد که چقدر در آن زمان کنترل ذهنت کم رنگ شده و افکار نا جالب و خارج از دنیای الهی به جانت افتاده و ذره ذره وجود و روح و روانتر را می بلعد در این هنگام مثل این که ذهنت مدتها منتظر این لحظه بوده تا تلافی لحظاتی را که افسار او را در دست گرفته بودیم را بر سر ما در آورده و به ما بگوید حالا که این طور شد پس ببین که من با تو چه خواهم کرد شیطان همواره در کمین لحظات نابی است که ما را از جاده اصلی منحرف کرده و ما با تجزیه و تحلیلهایی که قوانین را به دلخواه خود عوض و معنی می کنیم این اجازه را به او داده غافل از این که ما جز مومنان قرار گرفته ایم پس با توجه به زیبایی ها و هدایتها و نشانه های خداوند و با تکیه بر رب جهانیان و بندگی او و داشتن احساس لیاقت برای داشتن نعمت و برکات خداوند که حرف اول را زده این اجازه را به ذهن ندهیم که در غیر این صورت گاهی به قدری در دریای متلاطم افکار پلید خود غرق خواهیم شد که از همان لحظات اول نا شکری و نا سپاسی از نعمتهای خداوند آغاز می شود و در آن حالت است که بحران روحی که خود با فرستادن فرکانسهای مخرب ایجاد کرده ایم را تجربه خواهیم کرد و زمانی که با لطف خداوند بار دیگر چشمانمان بر روی زیباییها باز شود مانند قرنهایی خواهد گذشت و در آن هنگام است که از خودت می پرسی چگونه این اتفاقات رخ داد؟ و می فهمی که تمامی تلاش و کوششی که برای کنترل ذهنت داشته ای با یک چشم بر هم زدن می تواند نابود شده و منشا امتداد و تداوم اتفاقات بعدی گردد اما هنری که باید به خرج داد و به قوانین عمل کرد که شاید مهمترین آن احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب است در همین مواقع بوده وگر نه زمانی که کنترل ذهن را در دست داریم و به قوانین آگاهانه عمل می کنیم همواره با داشتن احساس خوب به اتفاقات خوب هم خواهیم رسید. در آن هنگام است که جز متقین ها خواهیم بود در آن هنگام جز بندگان صالح خدا خواهیم بود که به دنبال ایمان و توحید و یکتاپرستی است و با داشتن همین احساس و آگاهی توانایی کنترل ذهن را برای مدتهای مدید می توانیم در دست داشته باشیم با تمرکز، تداوم و تکرار این قوانین تا آن جا که نا خودآگاه کنترل شده و هر لحظه بیشتر پر بار تر گردد.
با توجه ، عمل و تمرکز کردن بیشتر به قوانین، نشانه ها و هدایتهای خداوند است که ما سوت زنان از این جاده زیبایی که آن را مشاهده می کنیم گذر خواهیم کرد و به نزدیکی قله خواهیم رسید بدون هیچ گونه اما، چرا، اگر و آرزوهایی که نتوانستیم به آن برسیم و در آن لحظات است که شکر گذار ثروتهایی خواهیم بود که تحت هر شرایطی مالی، اجتماعی، خانوادگی…. که قرار داریم را خواهیم داشت و بدانیم که یکی از بزرگترین ثروتها که باید به آن باور داشته باشیم قدرت خلق زندگیمان است که تنها ما انسانها در این جهان پهناور لایق آن بوده و به ما عطا شده است همان گونه که ما پا به این جهان هستی گذاشته آیم و به خودی خود ارزشمندیم. ثروت بزرگ شدن ظرف وجودی و گذر کردن از مدارهای تکاملی برای رسیدن به تمامی خواسته ها عمل کردن به قوانینی که فقط برای شاد بودن و راحت و آسان زندگی کردن و لذت بردن برای طی کردن مسیر زندگی است تا خداوند هم درخواستهای ما را اجابت کند و چشم و دل بینا برای تطابق دنیای فیزیک و متا فیزیک را به ما عطا کند. نزدیکی روح به ذهن. خدایی که ما را بیشتر از ما دوست دارد، خدایی که از رگ گردن به ما نزدیک تر است، خدایی که همواره عاشقانه منتظر درخواستهای ما و برآوردن آن است و خدایی که به اندازه ظرف ما خواهد شد خدایی که بدون او زندگی غیر ممکن خواهد شد خدایی که در قلب در روح و تمامی ذره ذره وجودمان با ما همراه است.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام استاد نازنین؛
خیلی ازتون سپاسگذارم بابت این فایل زیبا چققققققد دنبال همچین فایلی بودم ازتون خیلی گشتم تو سایت متاسفانه پیدا نکردم
ولی خداروشکر امروز نگاه کردم دیدم فایل جدید گذاشتین گفتم برم نگاه کنم ببینم چیه خیلییی خوشحال شدم که همونی بود که میخواستم
چقدررررر حرفاتون به حق و جالب بود
خیلی ازتون ممنونم
همیشه همینطوری زیبا و دانا باشید؛