live | قانون هدایت به سمت خواسته ها - صفحه 5 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    472MB
    76 دقیقه
  • فایل صوتی live | قانون هدایت به سمت خواسته ها
    73MB
    76 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

733 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بهجت مشفق گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم، مریم بانو و همه همسفرای نازنینم

    استاد نمیدونی چقدرررررررررررر به این فایل شما نیاز داشتم.

    خدایا شکرت که از طریق این فایل کلی آگاهی جدید و انگیزه جدید گرفتم، برای درک صحیح بودن مسیری که در پیش گرفتم.

    مسیری که از مسیر 99/99% افراد جامعه امروزم جدا و بیگانه هست و شاید هر روز از طرف کلی از افراد جامعه نکوهش میشم و مورد سرزنش قرار میگیرم.

    استاد الان توی کشور ما وضعیت جوریه که به دیدگاه‌های افرادی مثل ما طوری نگاه میکنن که انگار از کره ماه اومدیم واین حجم از بی خیالی ما داره آزارشون میده و معتقدن دیگه ما داریم شورشو درمیاریم.

    هفته پیش یکی از نزدیکان من که یکی از نوابغ کشورمون توی شغلمونم هست و کلی ادعای روشنفکریش میشه، بهم گفت تو کاملا از مسیر درست منحرف شدی و فکر میکنی اگه نسبت به مردمت بی تفاوت باشی و اخبار رو گوش نکنی و اجازه ندی کسی درمورد این جنایت ها چیزی بهت بگه کار درستی میکنی؟؟!! تو توهم زدی که مسیرت درسته.

    گفت تو اشتباه برداشت کردی و شیطان بجای خدا سرتاسر وجود تورو فرا گرفته که این طور نسبت به همنوعان خودت بی خیال و بی تفاوت شدی و اصلا برات مهم نیست که تو مملکتت چی داره میگذره و گفت تو آدم فوق العاده خودخواهی شدی که جز خودت هیچ کسی تو این راه برات مهم نیست و این راهی که در پیش گرفتی فقط میتونه از سوی شیطان و کلام شیطان باشه و آخرش کلی ابراز تاسف هم برام کرد.

    استاد با اینکه این شخص خیلی به من نزدیک هست، ولی اصلا اصلا باهاش جر و بحث نکردم و گفتم جر و بحث کردن با این جور افراد یعنی اینکه میخوام به این موضوع بیشتر توجه کنم. دقیقا همون نکته ای که خودتون توی این فایل بهش اشاره کردین و به خودم گفتم وظیفه تو الان اینه که فقط و فقط از این قضیه و از این شخص اعراض کنی.

    اعتراف میکنم خیییییییلی برام سخت بود که این حرفا رو بشنوم ولی پاسخ ندم و بحث نکنم.

    ولی به خودم تاکید کردم تو باید الان خودتو نشون بدی. فقط حرف زدن و ادعا کردن که مهم نیست. مهم اینه که تو عمل بتونی خودتو نشون بدی و به این وسوسه شیطان که تو اون لحظه کنترل خشم و مشاجره نکردن بود گوش کنی.

    هر طور بود و با هر مشقتی که بود تونستم اعراض کنم و از درگیری لفظی خودداری کنم و اون مکان و ترک کنم.

    اعتراف میکنم بعداز اینکه تونستم خودمو کنترل کنم و از اون فضا خودمو خارج کنم، باز هم فکر نکردن به اون قضیه و کنترل خشمم، خیلیییییی برام سخت بود که بهم تهمت زده بود تو پیرو و رهرو راه شیطانی و ابراز تأسف از طرف این شخص، خیلی برام سنگین بود.

    ولی خداروشکر تونستم ذهنم رو کنترل کنم و بی خیال این موضوع بشم و باز هم به خودم یادآوری کردم، اصلا مهم نیست چقدر علل موجه برای احساس بد و حال بد داشته باشی. مهم اینه که این احساس بد و توجه به این موارد، فقط باعث میشه از جنس این احساس بد، تو زندگیم بیشتر و بیشتر بشه و منم هم رنگ جماعت میشم.

    به خودم یادآوری کردم الان زمانیه که میتونم خیلی راحت با کنترل خشم و کنترل کانون تمرکز و توجهم به زیبائیها و حال خوب، از بدنه جامعه و اون قیبله ای توش هستم جدا شم. مهم اینه که تو این لحظات بتونم سربلند بیرون بیام و خداروشکر کردم که این لحظات سخت، بجای اینکه حال منو خراب کنه، میتونه زمان غربالگری افراد در جامعه باشه و با یادآوری این نکات مثبت، اصلا حالم دگرگون شد و انگیزه بیشتری گرفتم که مسیری که انتخاب کردمو هر روز با عزمی راسخ تر جلو ببرم و در این مسیر زیبا، همچنان پایداری و مداومت داشته باشم تا آرام تر از هر زمانی، قدردان نعمات پروردگارم باشم و همه چیز رو به این قدرت برتر بسپارم.

    استاد من قبل از این مسائل اخیر تو ایران دو تا پیج اینستاگرام داشتم. یکی پیج کاری و یکی پیج طبیعتگردی که عاشق اون پیج طبیعت گردیم بودم. ولی با شروع این مسائل وقتی دیدم، همه ایران دارن فقط تمرکز میکنن رو این مسائل منفی، هر دو پیجمو از تو گوشیم پاک کردم و خدا شاهده از اون روز تا حالا، با اینکه خیلی دلم میخواست بهشون سر بزنم، حتی یک بارم اینکارو نکردم و هر کسی و هرکسی از اون روز تا الان میخواد این بحثا رو شروع کنه یا بحثو عوض میکنم یا سعی میکنم اونجا رو ترک کنم یا حواسمو با یه چیز دیگه ای پرت میکنم.

    البته خیلی هم برام آسون نبود ولی خداروشکر امکان پذیر شد.

    طوری که تموم دوستام، همکارام و همه کسایی که منو می‌شناسن، کم کم متوجه شدن من شخص مناسبی برای درددلاشون درمورد این موضوعات نیستم و دیگه خداروشکر اصلا درمورد اخبار جدیدشون، باهام حرف نمیزنن.

    بخاطر این موضوعات که براتون توضیح دادم، نمیدونین چقدررررررر خوشحال شدم وقتی این فایل رو گوش کردم و البته بنظرم نه تنها من، بلکه همه دوستانم در این سایت هم، همگی با هم اگه واقعا دنبال جدا شدن از بدنه اجتماع و ادامه مسیر انتخاب شده توسط خودمون هستیم ، باید بارها و بارها این فایلو گوش کنیم تا حواسمونو از نازیبایی های این روزهای جهان اطرافمون تو ایران، پرت کنیم و صرفاً رو مسائل مثبت و حال خوب تمرکز و توجه کنیم با به بهترین مسیرها رهنمون بشیم .

    استاد از شما و جناب عرشیان فر، خیلی خیلی ممنونم که این حال خوب رو با ما هم تقسیم کردین.

    از خدای خوبم بی نهایت سپاسگزارم که هر بار که نیاز به ارشاد، هدایت و راهنمایی در هر زمینه ای دارم، به بهترین شیوه ممکنه، صحیح ترین و زیباترین مسیر رو نشونم میده و هر زمان هدایتم می‌کنه.

    چقدر خوبه تو این دنیایی که این همه آدم دارن راه رو اشتباه میرن و مثل عروسک های خیمه شب بازی در دستان دیگران به اسارت گرفته شدن، من تک تک شماها رو دارم و هممون تو این سایت همدیگرو از صمیم قلبمون، درک میکنیم و می فهمیم و خداروصد هزار مرتبه شکر، نیازی نداریم تو این سایت به کسی توضیح بدیم که چرا میخوایم صرفاً به زیبایی ها و حال خوب توجه کنیم.

    چون همه ما خودمون در فرکانس زیبایی ها و حال خوب قرار داریم.

    پس هر روز و هر لحظه، قدر این زنجیره قدرتمند در جهان که عضوش هستیم رو بیشتر بدونیم و احساس خوشبختی و آرامش داشته باشیم و حال دلمون هر روز بهتر از دیروز باشه، تا بتونیم با قلبی آرام و فراغی بال، هر نفس به فرکانس خداوند نزدیک تر و نزدیک تر بشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      سپیده گفته:
      مدت عضویت: 1658 روز

      بهجت عزیزم سلام

      چقدر بهتون افتخار میکنم ک تونستین ذهمتون رو کنترل کنید و چقدر خوب تونستین پای اصولتون بمونید ک بحث نکنید

      واقعا ادم خیلی باید روی خودش کار کرده باشه ک اینجور موقع ها بتونه سکوت کنه ک بتونه حالش رو خوب کنه.

      چقدر این حرفتون ک گفتین مهم نیست چقدر دلیل موجهی داری برای اینکه حالت بده قانون اینه ک احساس بد اتفاقات بد رو ب همراه میاره

      و واقعا همینطوره این حرفتون باعث شد ک نگاه سیستمی ک ب این جهان دارم رو یاداوری کنه بهم و یادم باشه قانون در هر لحظه داره اجرا میشه و مهم نیس ک چقدر حق دارم برای این حال بدم ،اگ نمیخوام حال بدی ها بیشتری رو تجربه کنم باید بتونم ذهنم رو کنترل کنم نجوا ها رو خاموش کنم و خودم رو ب احساس خوب برسونم..

      ممنونم ازت دوست خوبم برای کامنت ارزشمندت

      ب قول قران عده کمی هستند ک ایمان میارن و بیشتری ها ایمان نمیارن..

      من در هر لحظه در تلاشم ک جز اون عده،جزء اون اقلیت جامعه ، جز اون یک درصدی های موفق و با ایمان باشم تا مردمی ک فکر میکنن ایمان دارن فکر میکنن ک راه دزست رو دارن میرن…

      و بهتون تبریک میگم ک شما هم تونستین توی این مسیر توی این شرایط جامعه جز اون عده کم جز اون یک درصدی هایی ک مستونن ذهنشون رو کنترل کنن بودین..

      بهترین ها رو رراتون ارزو میکنم چون شما لایق بهترین هایین….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      شیدا جمشیدی گفته:
      مدت عضویت: 3574 روز

      سلام به دوست عزیزم

      واقعا از کامنتتون لذت بردم

      به قول استاد جرات میخواد که توی مسیر بمونی، کنترل ذهن میخواد که در برابر چنین افرادی سکوت کنی و جوابشون رو ندی، ولی چقدر زیبا هم جرات و جسارت داشتید و هم کنترل ذهن عالی داشتید، این یعنی قبول شدن و نمره ی خوب آوردن در آزمون عملی

      ازتون سپاسگزارم که تجربیاتتون رو به اشتراک گذاشتید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مانلیا گفته:
      مدت عضویت: 1876 روز

      سلام بهجت عزیز

      قبلا هم کامنتاتون رو خوندم و واقعا لذت بردم

      این دفعه تصمیم گرفتم پاسخ هم بدم

      و بگم که چقدر لذت بردم که اون موقع که اون فرد به شما تهمت زد و دقیقا مثل جمهوری اسلامی که با مردم رفتار میکنه دشمناش هم دارن با بقیه همونجور به قول استاد رفتار میکنن ، شما کنترل ذهن کردید و نشون دادید که تغییر کردید و به مسیرتون شک ندارید حتی اگر فرد مورد قبولتون مسیر خداییتون رو بگه شیطانی … تحسینتون میکنم که بحث نکردید و بی اعتنایی کردید ، تحسینتون میکنم که اونجا رو ترک کردید و بعدش هم کنترل ذهنتون رو ادامه دادید … باریکلا دختر بهت تبریک میگم .️

      لطفا هر روز خودتو تشویق کن که تونستی این امتحان بزرگ رو رد کنی این عااالیههههه ها

      یک چیزی که قشنگه برام

      اینه که هر کسی توی این دنیا فکر میکنه راهه خوش درسته مثله خود ما اعضای عباسمنش

      اما فرق ما با بقیه مردم اینه که

      ما نمیایم دیگران رو متقاعد کنیم ، بحث کنیم و دلیل بیاریم که راهه ما درسته و تو باید بیای تو راهه ما

      اینه که خیلی حاله منو خوب میکنه اینه که میفهمم نه ما طرز فکرمون یک برتری بزرگی از بقیه طرز فکرا داره که نیازی نمیبینیم هیچ وقت گسترشش بدیم و بحث کنیم براش

      همه ی مردم دنیا هزاران طرز تفکر دارن و همشون میجنگن تا گسترشش بدن

      اما ما میگیم این طرز تفکر ما اصلا نیازی نداره که ما بخوایم ازش حمایت کنیم این خودش کل دنیاست و کل دنیا همینه . مگه جهان و کائنات زورش کمتر از منه که به کمک من برای گسترشش نیاز داشته باشه ؟؟ خودش میره تا ته جلو .

      و باز هم تحسینتون میکنم انشالله من هم روزی در این امتحان قرار گرفتم مثله شما اینقدر سربلند بیام بیرون و یه چشمک به خدا بزنم بگم من با بیست پاسش کردم .️️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    بسم الله النور

    سلام استاد جونم سلام مریم جونم عاشقتونم عاشقتونم عااااشقتونم عاشقتونم که انقدر این قانون ساده کائنات رو روان و قابل فهم توضیح میدید انقدر توحیدی هستید اتفاقا دیروز داشتم پیاده روی میکردم با خودم گفتم الان فقط یه فایل توحیدی استاد می‌چسبه که دلم یه فایل جدید میخاست خدایا شکرت

    استاد جانم الان تازه دارم میفهمم که چرا باید یه حرف درست یه کار درست رو تکرار کنی تا تو انجامش و درکش قوی تر بشی چون هرچی تکرار بشه وجه های بیشتری درک میکنی و شیار هایی تو ذهن شکل میگره که ناخود آگه میشه جزو شخصیت و الان که دارم بعضی فایل هارو برای چندمین بار گوش میدم میبینم چقدر برداشتم فرق کرده و چقدر عملکرد برام راحتر شده و این فایل هم که تکرار کل آموزش های شما بود چقدر برام درک جدیدتری داشت و چشمامو بازتر کرد

    استاد جانم هرچی تکرار میکنید که کانون توجه من داره دنیامو شکل میده به درک عمیقتری میرسم ومیبینم که جهان چه ساز و کار ساده ای داره و من خدارو شکر میکنم که استادی چون شما دارم

    استاد جان دقیقا دارم این توجه کردن به ناخواسته و توجه نکردن و اعراض کردن رو تو زندگیم لمس میکنم

    تو همین شرایط که همه میگن فلان جا شلوغه فلان خیابون یا هرچی من دقیقا تو این چند ماه رفت و آمد داشتم تو همین مسیر ها اما به جز یک بار که اونم خودم متوجه شدم از بس بهش توجه کردم و چوبشم خوردم چیزی ندیدم

    استاد جان تو همین شرایط به خاطر تضادی که تو سلامتی همسرم به وجود آمده ما دقیقا تو همون خیابون ها رقت و آمد داریم و نزدیک همون جان همسرم بستری هست اما هیچ چیزی ندیدیم تو همین شرایط که میگم دولت فلان یا مکان های دولتی و بیمارستان ها دولتی فلان استاد من هرروز با معجزه ها سوپرایز میشم چون نه تمرکزم رو گذاشتم رو اوضاع اجتماع و نه همسرم میخام از معجزه ها و زیبایی هایی که هر آدم عادی تو شرایط من بود فقط تمام توجه رو نکات منفی بود و البته که فبل خودم و همین الان گاهی از دستم در میره آپا خدارو شکر که این سایت و آموزش های شما هست

    استاد میخام بگم من به این نتیجه رسیدم که حتیتو خونه خودم نمیتونم خانوادم رو تغییر بدم اطرافمو تغییر بدم چه برسه اجتماع من حتی چند ماه پیش که متوجه بیماری همسرم شدیم خیلی تلاش کردم به قول خودم بهش یاد بدم چطور ذهنی رو خودش کار کنه. تا زودتر بهبود پیدا کنه حتی گاهی عصبانی میشدم و با خودم میگفتم چرا متوجه نیست مسله مرگ و زندگی هست و من تلاش میکردم و اون کارخودشو انجام می‌داد حتی دوره قانون سلامتی رو گاهی میزاشتم و میگفتم بشین گوش کن که مثل بیماری تو درمان شده اما نتیجه فقط افت انرژی و منفی شدن فرکانس خودم بود و چند هفته ای طول کشید تا خودمو جمع و جور کنم و برگردم به مسیر و کلا رها کردم همسرم و بیماریش و الان حال خودم خوبه و ایشون هم داره تو مسیر خودش آدمه میده من با اینکه الان تو بیمارستان هستیم هفته هاست اما حالم خوبه و چقدر اتفاقات قشنگ داره برام میوفته

    بزار از قشنگی های همین شرایط به ظاهر ناجالب بگم

    استاد تو بیمارستان دولتی که همه میگن به درد نمیخوره بهترین استاد ها ودکتر ها و خوش اخلاقترینشون میان همسرم ویزیت میکنن که گاهی حس میکنم این آدم رو سالهاست میشناسم بهترین و خوش اخلاقترین پرستار ها میان که همین جا بقیه میگن فلان استاد بداخلاقه فلان پرستار خوب نیست اما ما هرچی دیدیم مهربانی و زیبایی بود و همش هم با همسرم میگیم که چه آدم های خوبی

    استاد جان هرروز که از در بیمارستان میرم بیرون منظره هایی از درختها میبینم که گاهی اشک تو چشم جمع میشه که خدای من تو فلان قسمت سفر به دور آمریکا دقیقا همین درخته بود

    تازه چند روز پیش یه پرستار دیدم که کلی غذا خریده بود و به این آدم هایی که کنار بیمارستان بودن میداد و چقدر این روح بزرگشون تحسین کردم و منم یاد گرفتم و دارم انجام میدم

    استاد تو همین شرایط دارو هایی که همه میگن نایاب و گرونه من هدایت شدم به یه داروخانه ای اون آقای دکتر کل دارو هارو به من داد و تازه خودش همه رو ثبت کرد و گفت خانوم این دارو 15 روز هست که با بیمه پرداخت میشه که اگه میخاستم آزاد بخرم کلی هزینه بود و هربار گفتم خدایا شکرت تازه یه بار هم رفتم بنده خدا دارو هارو داد بدون اینکه مبلغ رو بگیره گفت برو هفته بعد بیا پرداخت کن و هر دارویی خواستی فقطزنگ بزن برات هرجا باشی میفرستم

    استاد این زیبایی و مهربانی نیست ؟

    باز چند هفته پیش یه آزمایش همسرم داشت که کلی آزمایشگاه رفتم و همه هزینه هنگفت داشت چون برای همه خواهر برادر هاش هم برای پیوند مغز،استخوان نوشته بود یه لحظه گفتم خدا چی میخای بگی اومدم بیمارستان دکتر بم آدرس داد استاد با یک دهم اون پول آزمایش همسرم انجام شد و هرجا رفتم استاد خدا شاهده انقدر قشنگ راهنمایی می‌کنند و خودشون بعضی کارهارو برام انجام میدن که هم تو وقتم صرفه جویی میشه هم هزینه

    استاد میخام قشنگ از مهربونی ها و قشنگی آدم ها بگم تو یه بخش دیگه برای جواب آزمایش رفتم انقدر مسول اونجا مهربون بود که بهش گفتم تحسینش کردم تازه چند بار هم الکی خودم رفتم بهش گفتم من فقط به عشق مامان جان گفتنت میام

    راستی استاد تو همین شرایط رفتم تو مترو و تمرین عزت نفس رو هم انجام دادم چندین بار اولش برام سخت بود اما الان راحت دیگه میرم و خودم و کار هامو معرفی میکنم تا میبینم همسرم خوابه یا کار خاصی نداره میرم تو مترو

    آها یادم افتاد استاد چند روز پیش دیدم پیام واریز پول اومد برام گفتم خدایا از کجاست کسی قرار نبود پول بریزه یه کم شک کردم گفتم شاید اشتباه شده و تو این مدت هرکس گفت کمک کنیم بهتون برای هزینه درمان قبول نکردم البته بازم خیلی لطف داشتن که میگم براتون خلاصه پیام واریز اومد و هیچ خبری هم نبود کی واریز کرده همسرم گفت اگه طرف میخاست تو بفهمی حتما میگفت روز بعدش دوباره یه نفر خودش پیام داد بدون اینکه معرفی کنهگفت من به این جور بیمار ها کمک میکنم باز یه نفر دیگه همین طور

    طول این مدت هم که استاد انقدر اطرافیان لطف داشتن که من یه کانال تلگرام برای خودم درست کردم اسمش گذاشتم ردپای خدا و همه رو نوشتم کلی کلی ردپای خدا بوده برام که همه رو نوشتم که یادم نره

    استاد جان تو ابن مدت آموزه های توحیدی شما و قانون به من کمک کرد که خیلی خیلی رشد کنم و چقدر دارم حس میکنم که وسیع شدم قبلم وسیع شده رابطه هام بهتر شده وتوشرایطی که ما نمیتونیم هیچ فعالیت فیزیکی برای کار کردن و پول درآوردن داشته باشیم دیدم که خدا چطور از درو دیوار برام رزق فرستاد

    استاد من خدارو دیدم تو پله های مترو که میومدم بالا

    خدارو دیدم تو ساختمون ها و ماشین ها

    خدارو دیدم تو آدم هایی که تو پیاده رو از کنارم رد میشدن

    خدارو دیدم تو پرستار ها و دکتر ها و آدم های تو این مکان

    خدارو دیدم تو طلوع و غروب خورشید

    استاد من تو همین شرایط سعی میکنم برم پیاده روی روزانه رو داشته باشم و تاجایی که امکانش هست تغذیه مو به سبک قانون سلامتی پیش ببرم

    استاد انقدر با آموزه های شما سعی کردم ذهنمو تربیت کنم برای دیدن زیبایی که اصلا الان فکر نمیکنم که وای خدا چه شرایطی هست و چرا من ویا ناله کنم هرکس هم که زنگ میزنه یا احوال میپرسه و ابراز ناراحتی میکنه. من فقط تشکر میکنم و لبخند میزنم همه تعجب میکنن که چطور روحیه داری و واقعا دارم تو این روز ها تک تک آموزش هارو به صورت عملی اجرا میکنم یعنی تو شرایطش قرار گرفتم و فقط به خودم میگم کار تو فقط کنترل کانون توجه هست بقیه اش با خدا که انقدر هم قشنگخدا داره داره همه چیو ردیف میکنه خدایا شکرت

    استاد جان مریم جان عاشقتونم و به امید خدا به زودی آمریکای زیبا میبینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  3. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1188 روز

    سلام به استادجان ومریم مهربانم

    وهمه دوستانِ عالیم

    خدای عزیزم بابت یک روزعالی دیگر که وجودوزندگیم رالبریزازعطرحضورپرمهرت کرده ای، بی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    ازاون فایل هاستا که بایدکلام به کلامش رادرقاب ذهن هوشیارجادادوموبه موعمل کردوبعدنتایجش رادید.

    خداروشاکرم بابت سعی وتلاش وقدم برداشتن باعشق دراین مسیرزیباوالهی ودرست عمل کردن باتوجه به قوانینی که تابه امروزآموخته ام وطلایی ترین آن درمسیردرست حرکت کردن وتمرکزلیزری روی تغییرات خودم که انصافا دراین مدت جادویی،نتایج همه عالی رقم خورده اندو اینهاهمه

    نقش پررنگ خداونددرهمه جای این زندگی بوده که درکنارهراتفاقی من تمام تمرکزم روی هرآنچه که به بهبودی ام درتمام ابعادکمک می کندبگذارم وذهن وقلبم آرام باشدتاخداوندراحت بتواندالهامات خودراواضج به من نشان دهد.

    سعی می کنم هرلحظه ذهنی بازوپاک داشته وبه داشته هایم که خداوندلطف کرده وعطاکرده،توجه کنم ازسلامتی که طلای وجودم هست تاچشم اندازاین زندگی سراسرنورورحمت وبرکت خداوند،

    هرلحظه مراقب مزرعه سرسبزوجودوزندگیم هستم ،وجودو زندگی ایی که باهدایت زیبای خداوندبه مزرعه ای بی نهایت زیباتبدیل شده که اگرعلف هرزی سر بربیاورد به راحتی دیده وآن راجدامی کنم.

    قانون خداوند عالی ترین وواحدترین قانونی است که نوشته شده ودرتمام جهان پخش است ،من باآگاهی امروزم خودم راباقانون خداوندوفق می دهم وتمام سعی ام درست عمل کردن طبق این قوانین است، چون نفعش ازهرلحاظ به خودم می رسد.

    خدایادرگذشته هم به اندازه خودمان همه چیزداشتیم اماشکرگزارواقعی نبودیم ،اصلا حواسمان معلوم نبودکجابودودربیهودگی هاگم بودیم، احساس های بدنتیجه اش واتفاقاتی به مراتب بدتر،حال بدی هارابه اندازه کافی تجربه کرده بودیم ……ولی امروزباحس ناب هرنفس شکرگزاریت فقط احساس عالی وآرامش شده دارایی هایی که به آن چسبیده ویک لحظه دوست نداریم آن رارهاکنیم چون به ماباوروجودخودت رادرقلبمان می دهدواین نهایت حس آرامش است که به لطفت این روزهاپاداش معجزه آنهارا می بینم.

    زن عمویم دو روز پیش رحمت خداوندرفته ومن ازطریق عموی مصطفی جان خبردارشدم چون خانمش خاله، زن عمویم می شودومن فقط گفتم روحشان شادوفاتحه فرستادم ،من دراین مدت به خواست خداوندوشرایطم ،باکسی رفت وآمدی ندارم وباتوجه به سبک زندگیم یکی ازرموزموفقیت های امروزم حذف رفت وآمدهای مسموم است وخداروشکرمی کنم که فقط روی خودم وزندگیم تمرکزم راگذاشته ام ،خداوکیلی استادجانم تمام عمرم یک طرف ،این یکسال به لطف خداوند کنارشمایک طرف ،من خانمی اجتماعی وفوق العاده خوش برخوردوپرانرژی هستم امابرای حال واحساس عالی خودم ارزش واحترام قائلم وبه اندازه کافی درگذشته آسیب خورده ام ،امروزآسیب شناسی دقیقی روی خودم دارم تابهبودیم شکل زیباوعالی تری به خودبگیردومحدوده رفت وآمدخودراکاملا مدیریت می کنم وهمه چیززندگیم رابه خداوندسپرده ام اوخیروصلاحم رامی خواهدوهدایتم می کند،من به همه احترام می گذارم اماقرارنیست درهرمحیطی واردشوم ….

    من ذره بیتی روی شماونجوه رفتارتان تمرکزگذاشتم وقتی درمورداتفاقات 88 مثال می زنید،خیلی موضوعات روبه همین رفت وآمدهایم تطبیق دادم وچقدردرس هاآموختم ،آن قدرآرامش واحساس عالی واین باخدابودنم که تانام زیبایش رابرزبانم جاری می کنم اشک شوقم جاری می شود ازلطفی که هر لحظه به من داشته وداردومن فقط هرنفس آرزویم بندگی اوورعایت قوانینش هست که شماباتفسیرزیبای قرآن وصحبت های بی نهایت تاثیر گذارتان دراین فایل ،حجت راتمام کردیدوهیچ بهانه ای برای اینکه من آگاهانه زندکی نکنم نگذاشتید ومن هرروززندگیم رابرپایه ایمان وتوکل محکم ومحکم ترکرده وهَشتک احساس عالی مساوی اتفاقات عالی رادرقلبم حک کرده ام ودیدم خداوندهم کن فیکون کردهمه چیزراومن باتمام وجودم امروزفریادمی زنم من خوشبختم وسعادتمندوخدایاراضی ام به رضای خودت که هرلحظه مرابه راه راست هدایت گردانی ومراثابت قدم دراین مسیری که برای من تابه امروزلبریزبوده ازشادی،سلامتی،آرامش وتمام زیبایی‌های معنوی ومادی، خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    خدای عزیزم روزی که همه از ترس حمله کشوری ساک خودرا شنیدم که بسته اند،توداشتی ازآسمان زیبایت باران فرومی فرستادی ومن درحیاط خانه باغ نشسته واشک می ریختم بابت این حدازمشرک بودن انسانهاوتورحمتت رابه ماارزانی می داشتی…..

    یاریم کن هرلحظه فقط وفقط بهترین خودم باشم وبنده ای خاضع وخاشع، هرنفس در درگاهت.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، دوستتون دارم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  4. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 1463 روز

    با سلام خدمت استاد درجه یک ، از همه نظر ثروتمند و گلم . میبوسمتون.

    مواردی که برای من از این فایل مرور شد ؛

    1-تمام ، تمام ، و تمام تغییرات بیرونی به وسیله تغییرات درونی هر فرد ( افکار ، ورودی ها و باورها و در نهایت شخصیت) رخ میدهد.

    2-به جای تصور کردن یک فرد خاص برای رابطه عاطفی ، ما باید روی خودمان کار کنیم و اجازه دهیم تا جهان مناسب ترین فرد را به سمت ما هدایت کند.

    3-راجع به چیز هایی که دوست نداری ، نکات منفی ، اتفاقات ناجالب حرف نزن ( به قول استاد در‌دوره قانون آفرینش ؛ ” تو فقط ببند عزیزم ، صحبت نکن ، و تمام . از فرکانسش میای بیرون”)

    کدامیک از موارد بالا به من کمک زیادی‌ کرده است ؟

    – تمام موارد

    تجربیات شخصی من ؛

    من هم تا 2 سال پیش در‌ایران بودم ، با استاد اشنا نبودم . ولی دوستان ، فقط اخبار و شبکه های مجازی و دوستان ناجالب را گذاشتم کنار . به شکل معجزه آسایی یک سال هست‌در‌اروپا در یکی از تاپ ترین دانشگاه های جهان تحصیل میکنم و کار مورد علاقه ام را به سمتش هدایت شدم و هر روز پیشرفت میکنم .کلی کشور های اروپایی را تا الان سفر کرده ام ( به لطف قانون بدون تغییر خداوند و دوره جهان بینی توحیدی و دوره روانشناسی ثروت یک) و دانشجو برتر دانشگاهم در رشته خودم شناخته شدم و تحویل سال 2023 نیز در شهر لندن میباشم.

    برنامه شخصی من برای “عمل” کردن “مداوم” به این آگاهی ها بعد از درک کردن آنها:

    1-کنترل ورودی ها

    2-کار کردن روی دوره ها

    3-تمرکز روی نکات مثبت

    4-تغییر نگاهم به تضاد ها

    5-همیشه با خودم مرور کردن این قانون طلایی که ؛ سعید دنیای تو فقط دنیای توست و این دنیا فقط با کار کردن روی خودت (دوره های استاد+کنترل ورودی ها) ، شرایط بهتر و بهتر و بهتر میشود.

    دوستان ، حرفی دارم با شما ؛

    بنظر من کننرل ورودی ها حتی خیلی مهم تر از کار‌کردن روی خود و دوره های استاد است ، میپرسید چرا؟ چون شما اگر فقط و فقط ورودی هارا کنترل کنید و روی نکات مثبت تمرکز کنید ، حتما اوضاع زندگی بهتر میشود ولی‌خب با سرعت و تاثیری کمتر نسبت به زمانی که هم ورودی هارا کنترل میکنین و هم روی دوره ها کار میکنین.

    ولی اگر ، روی دوره ها کار کنین و ورودی ها‌را کنترل نکنین ، اوضاع بدتر میشود ، میپرسید چرا؟ چون شما دارین روی قوانین طلایی و باور های درجه یکی که استاد میگوید کار میکنین ولی از ان طرف ورودی‌ها را کنترل نمیکنین ، در نتیجه نتیجه ای نمیگیرید و کلا این مسیر سعادت دنیا و اخرت را بی خیال میشویید ، که بنظر من در این حالت باخت بزرگتری خواهید داد.

    پس دوستان در درجه اول ؛ کنترل ورودی ها و سپس با قدرت و امید و ایمان کار کردن روی دوره های استاد عباس منش .

    میبوسمتون استاد

    از خداوند وهاب سپاس گزارم که قانونش تغییری نمیکند و نتیجه را در هر لحظه ریلود میکند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  5. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 698 روز

    نگاهی از اوج عشق خدا به بندگان

    ——————————

    گاهی بعضی از ماها خیال می‌کنیم که سررشته‌ی دنیا دست خودمونه…

    که اگه بخوایم، می‌تونیم جلوی یاری خدا رو بگیریم!

    یا وقتی دلمون می‌شکنه و امیدمون کم‌رنگ میشه، فکر می‌کنیم خدا دیگه کاری از دستش برنمیاد…

    اما خدا چقدر قشنگ و محکم تو این آیه جوابمون رو داده:

    مَنْ کَانَ یَظُنُّ أَنْ لَنْ یَنْصُرَهُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ فَلْیَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْیَقْطَعْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ یُذْهِبَنَّ کَیْدُهُ مَا یَغِیظُ

    یعنی:

    هرکسی فکر می‌کنه خدا او رو در دنیا و آخرت یاری نمی‌کنه، خب، بره طنابی به سقف ببنده، خودش رو از دنیا قطع کنه!

    ببینه با این کار، دلش خنک میشه؟ دردش کم میشه؟!

    چه حرف عجیبی… چه عشقی پشتشه…

    اینجا صحبت از ظاهر گناه‌ها و گناه‌هایی‌که این‌روزها بهش گیر میدن و از اصلی دور شدن نیست.

    اینجا داره اصل ماجرا رو میگه: ناامیدی از خدا+شرک .

    وقتی کسی ناامید میشه، یعنی ته دلش پذیرفته که خدا یا نمی‌تونه، یا نمی‌خواد کمکش کنه.

    یعنی باور کرده که زور مشکلات یا آدم‌ها از زور خدا بیشتره…

    و این همون شرکِ پنهان توی دل آدمه.

    شرک یعنی:

    فکر کنی یه نیرویی غیر از خدا قدرت داره؛

    فکر کنی مشکلات، کمبودها، آدمای ظالم… قوی‌تر از یاری خدا هستن.

    اما کسی که ایمان داره، حتی اگه همه‌ی درها بسته بشه،

    حتی اگه دشمن قوی‌تر باشه،

    حتی اگه امید ظاهری نباشه،

    باز ته دلش روشنه:

    “خدا وعده داده، پس انجام میده.”

    این آیه داره فریاد میزنه:

    اگه نمی‌تونی به قدرت من ایمان بیاری، اگه اینقدر در ناامیدی غرق شدی که چاره‌ای نمی‌بینی، پس برو راهتو جدا کن! (قلب آدم‌میشکنه از این حرف)

    اما…

    اما اگر بمونی، اگر باور کنی،

    تو شاهکار معجزه‌های من خواهی شد.

    ای خدا…

    چقدر حرفت پر از عشق بیداریه…

    این آیه برای من مثل یه آینه‌ست:

    یادآور تمام اون لحظه‌هایی که تو سختیا دلم لرزید، ترسیدم، فکر کردم تنها شدم…

    و حالا خدا داره آروم تو گوشم زمزمه می‌کنه:

    “من همینجام.

    هیچ‌وقت پشتت رو خالی نمی‌کنم.

    هیچ وعده‌ای از من روی زمین نمی‌مونه.

    هر کی ناامید بشه، خودش ضرر می‌کنه،

    نه من، نه پیامبرم، نه عاشق‌هام هرگز شکست نمی‌خورند…”

    ایمان، امید، توکل…

    همه چیز از اینجا شروع میشه.

    ظاهرها مهم نیست،

    اول باید دلت به خدا قرص باشه.

    🟣همه‌ی بقیه‌ی قشنگیا، از دل همین ایمان بیرون میاد.

    الهی شکرت برای این یادآوریِ عاشقانه‌ات… خداجون جانانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      ستاره ایی در آسمان هفتم گفته:
      مدت عضویت: 689 روز

      الله الله الله یا الله یا رب العالمین

      معبود یکتای من ای قادر مطلق

      الهه نازم گل باغ اطلسی من

      چه کردی با دل من چه کردی ؟؟؟؟

      براستی که احسن الخالقینی براستی که خدای معجزه هایی ، ببخش ببخش ببخش بخاطر بی ایمانی هایم

      ببخش بخاطر اینکه هنوز باور کمبود دارم

      ببخش که هنوز گاهی استرس و اضطراب ناشی از سختی مسیر و نداشتن توانایی کافی سراغم میاد

      ببخش ببخش که گاهی فراموش میکنم که در این جهان فقط من هستم منی که از تو اَم .

      ببخش که ارامشم رو بحساب بانکیم گره زدم

      ببخش که ایمانم کمه ببخش که انگونه که شایسته ست سپاسگزاری نمیکنم

      ببخش که سر به هوا اَم و استمرار ندارم و بسیار عجولم

      ولی ولی میدونی ، خوب هم میدونی ای عالم یکتا

      که جز تو تکیه گاه و امیدی ندارم

      وقتی رسیدم به این جمله از کامنت محسن:

      [اگه نمی‌تونی به قدرت من ایمان بیاری، اگه اینقدر در ناامیدی غرق شدی که چاره‌ای نمی‌بینی، پس برو راهتو جدا کن! (قلب آدم‌میشکنه از این حرف)]

      انگااااار یک لحظه دنیا رو سرم اوار شد و زمین زیر پام خالی شد ، انگار تمام عزیزانم رو یکباره از دست دادم

      معبودم در هیاهوی ذهنم هنوز کورسوی امیدی

      به لطف و بخشش تو هست امیدی هست که

      قلبم و چشمان باز بشه و گوشهایم شنوا به هدایت هایت.

      معبودم من هیچم هیچ هیچم اگر لطف و کرمت رو از من دریغ کنی در اعماق تاریکی فرو میرم.

      تو دستم رو بگیر به فضل و کرمت ، رحم کن به من سر به هوا ….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 698 روز

        پروینِ عزیزِ مهربون سلام

        هرچند در برابر بقیه پُست‌هام کوتاهه اما روی این کامنتم خیلی حساسم ؛ هرکسی زیرش متنی بنویسه مثل نماز‌واجبه سروقت‌ جوابشو بدم. الله‌اکبر‌‼️ صبح حوالی ساعت پیک‌کارم بود که خدا گفت برو چک کن سایت رو . گفتم آخه الان !؟ اما درست بود ، یک‌نفر دیگه بعد ازمدت نسبتا طولانی صبوریم زیرش دلنوشته‌ای گذاشته.

        شیطان خیلی زیاد ازصبح تا الانه عصر سعی کرد یادم ببره که بیام همین امروز زیرش برات بنویسم… اما…

        ⭕️اما خدا بهم نهیـــــــــــــــب زد… حـــــی علی‌الصلوه… صلوه‌ت الان پروینه… منه خدا بهت میگم… تو براش مینویسی:

        🟣 بسم‌الله الرحمن الرحیم… بنام خدای ِ مهربونِ مهربون .

        پروین جان متنت رو با هر کلمه‌اش خوندم؛ انگار یه نامه‌ست از ته دلِ کسی که هم ترس و دلتنگی داره، هم عشق و امید. اجازه بده اول بگم: نگران نباش، این حال‌ها طبیعیِ راهِ دل‌بودنه. تو داری بیدار میشی؛ بیداری همیشه با تکان همراهه — گاهی لرزش، گاهی غم، ولی همون‌هاست که در نهایت آدمو نرم و پاک میکنه.

        دو تا چیز میخوام با صدای خیلی نزدیک و نرم درگوش‌ت بگم:

        اول اینکه رحمتِ الهی بی‌کرانه و اسمش «بخشش» همیشه روشنه. توی قرآن نوشته شد: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ» — خدا از تو ناامید نیست؛ تو حتی وقتی خودت رو گم میکنی، او دستت رومیگیره. این یعنی جای تردید و ترس نیست؛ تنها کاری که می‌مونه تسلیمِ دل و آهِ صادقانه‌ست: «یا الله… یا رحمن…»

        دوم اینکه خطا و ضعف، نشان انسان بودنِ ، نه پایانِ راه. تو میگویی «ببخش… ببخش…» — همین توبه و بازگشت خودش زیباترین عمله. هیچ معیار فوق‌العاده‌ای لازم نیست؛ فقط همین زبانِ شکسته و دلِ خیس کافیه تا درِ رحمت به‌رویت باز بشه. آغوش منه خدا برات همیشه و هرجوری هم که باشی برات بازه‌ .

        بهت الهام میکنم ، بهش عمل کن ؛ بیشتر‌ میتونی توی آغوشم بمونی.

        پروین اینجوری شروع کنیم؟ عملی و نرم، که میتونی از همین حالا هم شروع کنی:

        • هر روز ،همین الان چند بار کوتاه ، نفسِ بلند بکش و با هر بازدم منه خدا رو صدا کن: «یا الله» — ساده و از عمق دل.

        • سه چهارتا چیز خیلی کوچک رو بنویس و براشون «شکر» بگو؛ حتی اگر فقط همین نفسِ راحت یا یک فنجان چای باشه. شکرِ کوچک، سیمِ وجودت رو به منبع وصل میکنه .

        • وقتی اضطراب اومدسراغت، یک ورق و قلم بذار؛ بنویس «از خدا چه میخواهم؟»؛ بعد ورق را به منه خدا بسپار — یعنی یا با باور به او بسپار یا اون رو با نیتِ دعا بخون. این کار، بار ذهن رو کم میکنه.

        • شب‌ها یک «لبّیکِ» کوتاه بگو: «یا ربّ… من به تـــــو رو کرد‌ه‌ام.» این صدای کوتاه، مثل کلیدی‌ست که قفلِ دل رو باز میکنه .

        ~~~~~

        یادت باشه ایمان یهویی ساخته نمیشه؛ مثل نوره که کم‌کم لایه‌لایه روشن میشه. هربار که بگی «ببخش»، یه در تازه برا‌ت باز میشه. هر وقت «یا الله» رو با یه نفسِ آروم گفتی، حس میکنی خدات یه قدم نزدیکتر شده. ربّ، اقرب من حبل الوریده.

        ~~~~~

        و منه محسن میگم

        «یا الله، پروین را درپناه رحمتت قرار ده. دلش را سبک کن، ایمانش را بیفزا، و هرلحظه‌اش را پر از نور وآرامش بگردان.» آمین یا ربّ العالمین.

        بغضم برایت رنگِ آرامش میزند و دلم برایت تنگ شد؛ تو را درآغوشِ دعایم میگذارم. هر وقت خواستی بنویس؛ من اینجا هستم، با دل باز.

        با عشق و دعای واقعی ؛

        برادرت ،محسن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
        • -
          ستاره ایی در آسمان هفتم گفته:
          مدت عضویت: 689 روز

          سلام محسن عزیز

          تو این دوسه روزه که جواب کامنتم رو دادی هر بار که از بالا تا پایین خوندم

          صورتم خیس اشک شده اشکی که از استیصال میاد از تسلیم شدن میاد

          از یه طرف احساس ضعف میکنم که هیچی بلد نیستم از یه طرف احساس قدرت

          میکنم که صاحبم قویترینه تو جهان و بهم وعده داده هدایتم کنه .

          امروز صبح یک آن که باز ناامید شده بودم به یه واسطه که با مدیرکل منابع انسانی

          محل کار قبلیم دوسته گفتم بهش بگه برای من بازگشت به کار بزنه و باز برم کارمند بشم.

          بعد نیم ساعت اتفاقی فایل صوتی کتاب پدر پولدار پدر بی پول رو پلی کردم که همون

          ابتدا شروع کرد و از معایب کارمندی گفت.

          اینو نشونه دیدم و به اون بنده خدا پیام دادم که بیخیال، چیزی بهش نگو و صبر میکنم

          تا خدا دری به روم باز کنه یک بار با عجله استعفا دادم دیگه نمیخوام دوباره با عجله و با شرم برگردم به همون خونه قبل.

          اومدم جواب کامنتت رو بدم باز شروع کردم خوندن و هق هق و اشکی که امانم رو برید.

          شروع کردم تو دفترم نوشتم

          معبودم من تسلیمم

          من خسته شدم اینقدر سراغ کارهای مختلف رفتم و رهاش کردم اخه دردم چیه

          که سراغ هرکاری با اشتیاق میرم و بعد یه مدت زود از نتیجه ناامید میشم و رها میکنم

          خدایا تو مربیی تو ربی تو خودت من و افریدی با هر روشی با هر زیرکی که خودت میدونی تربیتم کن بهم یاد بده خسته شدم از کمالگرایی خودت ادبم کن خودت ارومم کن

          خدایا من از بنده هات نمیخوام واسطه بشن برام. من از خودت میخوام شغل خوب با

          درامد خوب شغلی که توش عشق و ارامش و پیشرفت باشه میترسم که باز خودم انتخاب کنم اگر خیر و صلاحم در این کاری هست که الان تو ذهنمه خودت همه چی رو اسون راحت برام جور کن.

          و اگه صلاح نیست سر کار برم ، اروم بگیرم و بشینم از خوبی های خونه داری لذت ببرم.

          خب الانم که میدونم میگی تو باید انتخاب کنی چی میخوام

          خدا جون خوشگلم اگر میدونستم که وضعم الان این نبود ، تو کمک کن بفهمم چی میخوام.

          محسن عزیز ببخشید که پرت وبلا از هرچی تو ذهن اشفته م اومد نوشتم

          کارایی که گفتی انجام بدم رو همین الان تو دفترم نووشتم

          یا الله یا الرحمن شکرت برای تمام نعمت هایی که بهم به رایگان بخشیدی

          یا الله یا الرحمن خواسته ایی که توی دفترم صفحه 30 شهریور 404 نوشتم رو

          از خودت میخوام

          محسن عزیز ازت ممنونم که برام با عشق و احساس نوشتی

          هر چی خوبی تو دنیاس واسه تویی که لایقشی

          در پناه الله در ارامش باشی

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 698 روز

            سلام پروین عزیز ؛ کامنتت رو خوندم و واقعاً حس و حال اشکها و دل آشفتگیت روکامل گرفتم. بذار دونه‌دونه بریزم روی این صفحه وجواب بدم، آرومترت کنه:

            از اشک وحس ضعف/قدرتت

            اینکه میگی از یه طرف احساس ضعف داری و ازطرف دیگه احساس قدرت، یعنی دقیقاً وسط مسیر درست ایستادی. ضعف از توئه، قدرت ازخداست. این ترکیب یعنی “تسلیم”. همین اشکها یعنی قلبت داره نرم میشه و آماده‌ی دریافت هدایت جدیده. پس فقط باید برپایه باور فراوانی وقانون رهایی الهامات دریافتی رواقدام کنی.

            ماجرای بازگشت به کارمندی

            اینکه یه لحظه به واسطه فکر کردی و بعدش دقیقاًفایل “پدر پولدار پدر بی‌پول” پخش شد، مطمئنا این اتفاقاها تصادفی نیست. این همون حرفیه ک ِ خودت آخر نوشتی: خدا با هر زبونی که بفهمی باهات حرف میزنه. اون فایل یه نشونه‌ست برای اینکه برنگردی ب ِ گذشته. عجله نکن، چون گفتی یک بار باعجله استعفا دادی و هنوز داری تقاص اون عجله رو میدی. این بار بذار خودخـــــدا برات بچینه. خدا بلــــــــــده جبران کنه.

            اینکه زود ناامید میشی

            نوشتی هرکاری شروع میکنی زود ناامید میشی و رهاش میکنی. این اسمش کمالگرایی نیست، اسمش شلوغی ذهن و توقع بیجاست. تو فقط باید یادبگیری روی “قدم‌های کنونی‌” تمرکز کنی، نه نتیجه فوری. خدا داره اینو بهت یاد میده: صبر و موندن. = قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا/ گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید 

            اینکه گفتی مربی‌م خودت باش

            زیباترین جمله‌ی کامنتت همین بود. وقتی میگی: «خدایا خودت ادبم کن» یعنی دقیقاًهمون حالتیکه قرآن میگه “رب”. رب یعنی مربی ، پرورش‌دهنده. تو الان داری میگی: من بچه‌ام، تو مربی. این تسلیم یعنی همون راه‌حل مسئله‌ت

            ترس از انتخاب اشتباه شغل

            گفتی میترسی دوباره خودت انتخاب کنی واشتباه بشه. ببین پروین، ترس هیـــــچوقت ، هرگز راه‌حل نمیاره. انتخاب کن، ولی بذار خدا مسیر رو تأیید یا رد کنه. همین الان داری این کارو میکنی: میگی “خدایا اگه خیرمه بچین، اگه نیست آرومم کن.” این یعنی “انتخابِ تـــــوکل‌محـــــور.”

            اینکه نمیدونی چی میخوای

            اینکه نوشتی “اگه میدونستم که وضعم الان این نبود” خیلی صادقانه‌ست. اما بدون که هیچکدوم از ما اولِ مسیر دقیق نمیدونیم چی میخوایم. فقط باحرکت کردن و تجربه‌کردن، خواسته‌ها شفاف میشن. مثل رانندگی تو شب می‌ مونه، نور چراغ فقط ده متر جلوتر رو نشون میده، ولی همین بیست متر… بیست مترها ، تورو تا مقصد میبره.

            نوشتن تو دفترت

            اینجادیگه عالی عمل کردی . همین نوشتن، یعنی داری انرژی ناامیدی رو “تبدیل میکنی” [ خلق میکنی] به درخواست روشن. دفترت میشه دفتر “عهد” باخدا. هربار بنویسی، یعنی ثبتنام کردی برای دریافت.

            ■ پروین عزیزم ، همینو خوب بری ، و توانایی خلق کنندگی رو توی وجود خودت محکمترکنی ، مرحله بعد میتونی انرژی در خواست رو “تبدیل کنی” ب ِ خواسته عینی و قابل لمست . چون قبلا یکبار این تبدیل انرژی رو انجام دادی .

            پس پروین جان ؛؛؛ تو الان دقیقاً جایی هستی که باید باشی. با اشک، با سردرگمی، با دعا، با نشونه‌ها. همه‌ش یعنی خدا داره کنارت کارمیکنه. هیچ عجله‌ای نکن، هیچ برنگرد ب ِ گذشته، و هیچوقت فکرنکن بلد نیستی. همینکه انقدرشفاف نوشتی، یعنی داری بلدتر میشی.

            از طرف من فقط اینو بپذیر:

            تو توی دستای خدا هستی. همون دستی که تا اینجا رسونده‌ت، باقی راه رو هم میبره. فقط محکم وایسا و زیاد یادش کن. اونوقت میبینی، راهی که باز میشه خیلی قشنگتر از چیزی میشه که الان توی ذهنت داری.

            🟣

            پروین عزیز، وقتی قصه‌ی دل تو رو خوندم، یاد داستان‌های واقعی قرآنی افتادم. هیچکدوم از بنده‌های خاص خدا راهشون هموار و بی‌چالش نبود. ابراهیم (ع) تا لحظه‌ی انداختن در آتیش وایستاد و تسلیم شد، بعد خدا آتیش رو براش گلستان کرد. یوسف (ع) سالها زندان رو کشید تا بعدش عزیز مصر شد. حتی پیامبر خودمون، با همه‌ی محبوبیتش، روزهایی داشت که توی شعب ابی‌طالب گرسنگی کشید.

            انگار خدا با همه‌ی این داستانها داره یه چیز رو مدام برات تکرار میکنه: تسلیم بمون، عجله نکن، از ضعف خودت نترس، چون وقتی کار به ظاهر گره میخوره، همونجاست که دست قدرتش میاد وسط. فقط میخواد ” عیار رهایی” تو رو ببینه .

            تو هم الان دقیقاً توی همین نقطه‌ای؛ نقطه‌ای که قرآنی‌ ها رو بالا برد. این یعنی نه تنها جا نزدی، بلکه داری پا جای پای همونا میذاری.

            ■ حتی یک لحظه هم‌فکر‌نکن که من و خیلیای دیگه ‌که اینجا هستیم‌ وضعیتی مثل تو نداریم ! فقط زاویه دیدمون به اون مسئله باهم فرق‌ میکنه. زاویه دیدت رو تغییر بده ، بحران تبدیل میشه به فرصت.

            یادت نره جانم‌؛ تا آرامشت رو مستمر حفظ نکنی چیزی از سمت خدا بهت الهام نمیشه.

            شک‌نکن ، در‌حالتی که تسلیم و آرام نیستی ، در روزایی‌ که هِی ذهنت داره میگه‌ پس کِی اتفاق میفته؟ پس چجوری اتفاق میفته ؟ یا ذهن داره از کمبود زمان گلایه میکنه ، داره از کمبود کیفیت گلایه میکنه ، داره از عدم توانایی برای جبران کردن اون چیزی که دلت میخواد گلایه میکنه و…. اگر الهامی بهت بشه ،‌الهام خدا نیست.

            از اونطرف هم گوشات رو باید تیز‌کنی‌که الهام خدا که اومد… در آرامـــــش و اعتمـــــاد کامل به خدا ، بری و یک درصد خودتو انجام بدی و 99٪ باقی رو به خدا اجازه بدی تا کارشو بکنه 🩵 . بسپاری و رها‌کنی.

            ■ اگه از لحظه شروع اقدامِ یک درصدیت، تا پایان اقدام و تا رسیدن به خواسته‌ت ، کنترل ذهن کنی و با مرور مستمر آموزش های استاد حال خودت رو خوب نگه داری و شاداب باشی و ایمان داشته باشی که هر انسانی/ هر اتفاقی برات بیفته در‌جهت رشد و ثروت توئه => “الخیر فی ما وقع ” 1️⃣ طبق قانون زودتر به خواسته‌ت میرسی 2️⃣ از همون شروع طی مسیرت رسیدن به هدفت تضمین شده‌ست.

            🟢 پروین عزیزم ، تو که ته چاه نیستی ‼️ یوسفِ تهِ چاه حتی یک‌ هزارم درصد هم احتمال نمیداد که تا چند روز دیگه توی کاخ و خونه زلیخا در آرامش و آسایش مستقر‌ میشه ! پس تو از اون وضعیت یوسف جلوتری… الان فقط باید کنترل‌ذهن کنی و دلت رو برای الهاماتِ یک درصدی پروردگار باز نگه داری.

            شاید باید 100 تا قدم برداری ؛ اما هر قدم فقط یک قدم ِ ساده‌ست؛ نه کاری به قدم قبلی داریم و نه کاری به قدم بعدی . چگونگی مسیر هم به ما ربطی نداره‌ . یوسف هم 100 تا قدم ساده برداشت ، تا شد عزیز مصر.

            یک قدم با صبوری ، یک قدم یا کنترل زبان ، یک قدم با زیر بار‌ شرک نرفتن ، یک قدم با کنترل ذهن ، یک قدم با کنترل چشم ، یک‌قدم با اِکرام خدمه قصر ، یک قدم با کسب مهارت مبارزه ، یک قدم با سمت درها دویدن و زیربار‌گناه نرفتن ، یک قدم با نظافت زندان ، یک قدم با توبه کردن از شرک‌خفی توی زندان ، یک قدم با پرزنت کردن خودش و….. .

            پروین‌جان تو الان 3 _ 0 از یوسف گرفتار در‌ چاه و زندان جلوتری.

            پس : به نام خداوند ِ مهربــــــــــونِ مهربون 🩷️

            بنظرم قدم هشتم دوره دوازده قدم رو مطالعه کن ؛ برای وضعیت الان و ادامه مسیرت فوق‌العاده‌ست .

            شاید زیاد نوشتم ، اما پروین ، طی چند ساعت جمله به جمله‌ش از سمت خدا الهام شد به قلبم و نوشتم برات ، اعتبار یک‌جمله‌ش هم از من نیست.

            ○ دوست دارم خواهر هم‌فرکانسم؛ در پناه امن خدا باشی

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
            • -
              ستاره ایی در آسمان هفتم گفته:
              مدت عضویت: 689 روز

              تو چرا اینقدر خوبی محسن ؟؟؟؟ هاااا؟

              چرا اینقدر ماهی ؟

              اینقدر با صبر و حوصله میشینی و فکر میکنی و تایپ میکنی ؟؟؟؟

              چی روح تو رو اینقدر صیقل داده ؟ که قلبت برای نه تنها من

              بلکه همه کسایی که جواب کامنتاشون رو میدی اینقدر صاف و مهربونه ؟؟؟

              خوش به سعادتت محسن جان برای روح لطیفت برای محبتت به دیگران

              برای علم و حکمتی که خداوند بهت بخشیده. بهت افتخار میکنم…

              ممنون و سپاسگزارتم دوست توحیدی من

              از اعماق وجودم خیرو سعادت و ثروت برات میخوام.

              و مطمئنم تو آسمون هفتم جات کنار عرش الهیه .

              عزیز دلمی

              حرفات رو یادم نمیره و حتما میام بارها میخونمش تا هربار

              قدمهام رو محکم تر بردارم.

              چند روزه که با ذکر الله اکبر خیلی قدرت میگیرم .

              با عشق میسپارمت به الله یی که بزرگترینه.

              الله یی که بزرگتر از هر مشکلیه

              الله یی که از هر چیز و هر کسی بالاتره.

              ممنون از استاد عباسمنش بزرگ و بانو شایسته جانم که دستی شدند از

              دستان بزرگ خداوند تا این بستر نورانی رو برای ما محیا کنن.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      آرزو میرکاظمی گفته:
      مدت عضویت: 790 روز

      سلام از سمت کسی که با خوندن این کامنت شوکککه شد خشکش زد حالت تهوع گرفت و انگار تمام روزهای پر از شرکش در کسری از ثانیه اومد جلوی چشماش …

      حقیقتا یه کم دلم گرفت از دست خودم خجالت کشیدم از خدای خودم

      که واااای بر من!!!

      چقدر خیال کردم و گاهی میکنم که سررشته دنیا و زندگیم دست خودمه

      چقدر منم منم کردم چقدر بلدم بلدم کردم

      گاهی خیلی ریز احساس میکنم بابت بودنم در سایت مغرور میشم هعععععی خدایا من بیجا کنم راهم رو ازت جدا کنم که آواره میشم خودت میبینی که چند وقتیه در اکثر مواقع دل من به تو قرصه و هر وقت یادتو از یادم میبرم با کله می خورم زمین اینو فقط تو میدونی و من

      دلم میخواد هزار بار بگم خدایا توبه خدایا میشه منو ببخشی ؟به حرمت این چشمای پر و شرمنده برای شرک هایی که بهت ورزیدم

      اصلا میدونی چیه؟ بااااید ببخشی بععله بایدیه

      من وروردیهایی به خوردم داده بودم ویران کننده ،خودت میدونی من از وقتی طبق هدایت و وعده خودت اومدم این سایت اروم آروم فهمیدم و خواهم فهمید چی به چیه ؟

      میدونم کم کارم، میدونم امیدم بهت کمه، اما بیا به حرمت قلبم به حرمت خودت هدایتم کنم ،حمایتم کن و لحظه ای من رو به خودم وامگذار

      از ناامیدی ها از هر گونه شرک به تو پناه میارم یا رب العالمین

      استغفرالله ربی و اتوب الیه

      رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

      [و می گویند:] پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشنده ای

      8 آل عمران

      سلام به شما آقای توحیدی بزرگوار

      نمیدونم کی چطور ؟(کار خودشه)من ایمیل کامنتهای شما رو فعال کردم و‌همیشه میخونم و استفاده میکنم بالاخص اونجایی که در مورد قانون جذب گفتین که همه چی تمرین استمرار و ایمانه دقیقا حرف خدا بود و رفت نشست به قلبم

      کللی با خوندن کامنتاتون تحسین کردم استمرار در مسیر ،نوشتن های زیبای هر روزتون ،مثال‌های زیباتون و همه و همه رو

      و همیشه میخواستم ازتون تشکر کنم و پاسخ بنویسما اما نمیشد

      ولی وقتی اینجا دیدم در مورد ناامیدی نوشتین و اون آیه قشنگگگگ تو این شرایط ظاهرا ناجالبم گفت باید بنویسی و من اطاعت کردم

      باید بیشتر فکر کنم به نیتهام باید بیشتر با خدا رفاقت کنم

      ازتون متشکرم بابت خط به خط نوشته های پر از آگاهی تون

      ازتون متشکرم بابت سخاوتتتون در انتشار آگاهی های خالصی که از قلبتون تراوش میکنهو ما رو هم سهیم می‌کنید

      خدای آسمانها و زمین حافظ شما باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 698 روز

        آرزوی عزیزم سلام و درود خدا به تو

        قلبم پر شد وقتی نوشتی “شوکه شدم، خشکم زد…” — بیش از چهار ماهه که منتظرم یکی زیر این کامنت این جمله رو بنویسه ؛ چون با تمام قلبم مطمئن بودم و بهم الهام شده بود که این جمله زیر این کامنت نوشته میشه .

        پس چند بار شادانه با خودت تکرار کن :

        ● آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه کار بنام من دیوانه زدند. (حافظ)

        إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ / یقیناً ما امانت را [که تکالیف سعادت بخش است] بر آسمان‌ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم و آنها از به عهده گرفتنش [به سبب اینکه استعدادش را نداشتند] امتناع ورزیدند و از آن ترسیدند، و انسان آن را پذیرفت

        همونقدر هم شک ندارم که خودِ خدا برای قلب نازنینت ایمیل رو فعال کرده ؛ چون این متن‌ها هم از من نیست و همه اعتبار و جزییاتش از خودشه . چه خوب که ایمیلا رو دنبال کردی و نوشتی. باورکن این کلماتت خودش نشونه‌ست، یه جور «کن فیکون» که خدا انداخت تو دل منم.

        وقتی گفتی شوکه شدم یعنی همون لحظه‌ای که خدا خودش میاد و میگه: «بنده‌م! ببین هنوز بامنی، هنوز جا داری برای برگشتن.»

        باورکن همین حالتی که توصیف کردی، همون توبه‌ست، همون برگشت واقعی. خدا هیچوقت ما رو ول نکرده، مافقط گاهی چشمامونو بستیم و خیال کردیم تنهاییم.

        اینکه نوشتی “گاهی مغرور میشم به بودنم تو سایت” خیلی راست و دلبرانه بود. همه‌مون این تله رو داریم. ولی همین که لو دادیش، همین که جلوی خدا گفتی، یعنی شکستی‌ش. شیطون همونجا باخت.

        منم بارها زمین خوردم وبعد فهمیدم تنهاجایی که دست آدم رو محکم میگیرن، همون‌جاییه که میگی: “یارب، من هیچی نیستم، تو همه‌چی.”

        و همین دعاکه نوشتی: رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا… واقعاًکلید نجاته. آدم دلش قرص میشه وقتی میدونه حتی دعاکردن برای هدایت، خودش هدایت ازطرف خودشه.

        راه همینه: تمرین، استمرار، ایمان. و تو دقیقاًداری درست میای.

        فقط همینجوری بااین اشتیاقت ادامه بده، مطمئن باش رحمت خداهرلحظه داره سرت میباره. منم همیشه همینجام ، همراهتم ،‌ بنویس.

        الهی همیشه دلت گرم باشه به خدایی که هیچوقت تنها نمیذاره 🩷️

        هم‌فرکانست محسن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      ابوالفضل خازنه گفته:
      مدت عضویت: 1843 روز

      به نام خدای مهربان

      باسلام وعرض ادب خدمت شمادوست وهمراه من که باخواندن کامنتهاتون دلم قرص میشه خداروسپاسگزارم برای این مکانرویای که غیرممکن بیای داخل این جمع حال دلت خوب وسرشارازامیدنشه خداروشکرمیکنم بابط حضورم دراین جمع که استادی نازنین چون استادعباسمنش داره خداروشکرمیکنم برای هدایتم به این سایت دراین سن خداروشکرمیکنم بابط تک تک آگاهیهای که گرفتم آقامحسن توحیدی عزیز ممنونم ازتک تک کامنتهای که مینویسی لذت میبرم امیدم بیشترمیشه مسائلم درذهنم کم رنگ میشه قدمهام محکمترمیشه وقتی میبینم ازخداوند اینجورعاشقانه مینویسی من همیشه کامنتهای شمارودنبال میکنم خواستم فقط ازتون سپاسگزاری کنم وتحسینتون کنم ممنونم ازتون ممنونم

      خدایایاریم کن باشم تواین مسیر

      خدایاازنورت برقلبمان ببارویادمان بندازدرهرلحظه که یادتوباشیم

      خدایاقدرت سپاسگزاری به ماعطاکن خدایاشکرت

      استادعباس منش عزیزسپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

      خانم شایسته عزیزسپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

      تک تک دوستان عزیزسپاسگزارتونم سپاسگزارتونم سپاسگزارتونم

      انشالله درپناه رب العالمین سالم وسربلند وشادباشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 698 روز

        سلام به روی ماه شما آقا ابوالفضل جان . نمیدونم چجور خدا رو شکر کنم که شما هم زیر این کامنتم حرف دل گذاشتی . این‌با بقیه‌ش فرق داره .

        از خوندن کامنتت واقعاً دلم گرم شد ، پر ازعشق و انرژی بودی، خدا رو شکر که همسفرای نازنینی مثل تو توی این مسیر هستن. باور بفرما که حرفات به من هم امید و قوت قلب میده وباعث میشه قدمامو محکمتر بردارم.

        الهی همیشه دلت آروم، زندگیت پر ازبرکت و لبخند باشه .

        بودن شما هم برام یه نعمت بزرگه برادر خوبم

        والحمدلله رب العالمین.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
        • -
          ابوالفضل خازنه گفته:
          مدت عضویت: 1843 روز

          به نام خدای مهربان

          سلام به شماآقامحسن عزیز

          چقدرقلبم بازشدوقتی نقطه آبی کنارعکسم رودیدم وبدون شک میدونستم ازجانب شماست

          ممنون سپاس گزارشما دوست خوبم هستم که برام نوشتید

          آقامحسن عزیزچی بکم ازحال واحساس این روزام خدایا خودت باصداقت خودبرقلبم جاری کن تابنویسم دوست دارم بنویسم دوست دارم برخلاف مقاومت ذهنم بنویسم بابامن نتیجه گرفتم منم تعقیر کردم اره منم تعقیر کردم خدایا میخوام باعشق خوداقشای کنم که وقتی خواستم باتوباشم چطوروازکجامنوبه کجاآوردی که توپنجاه سال سنم توهیچ مسجدوهیت وسفرهای زیارتی وروزهای مذهبی با……نتونستم برسم خدایامیخوام بنویسم برای خودم که یادم نره منی که اومدم تواین مسیر مصرف موادمخدر15ساله داشتم قطع مصرف کردم قرص های کدئین خشاب خشاب میخوردم دیگه خبری ازاونهانیست مشروبات الکلی میخوردم دیگه خبری نیست 35سال سیگار میکشیدم دیگه خبری نیست سالی چندبارمریض میشدم دیگه خبری نیست آخرین باری که داروخوردم یادم نمیادمنی که یک باربه همسرم یااطرافیانم نگفته بودم عاشقتم الان راه به برامیگم عاشقتونم منی که ادم فوق العاده واکنشگرابودم الان کنارم دعوامیشه ساکت سرمیندازم پایین ردمیشم منی که صبح تاشب بسم الله وردزبانم بودبرای نمایش الان جاش سعی میکنم درونی سپاس گزارباشم خدایا ازکدام تعقیرنکرده بگم من وزنم بالای صدکیلوبودبه لطف قانون سلامتی شدم 72 3سال ثابت شدم ادمی کسل وتنبل وخواب آلودبودم آلان خداشاهدازصبح ساعت نزدیک 5 بیدارم انرژییم باآخرشب یکیه روابطم درخانواده ومحل کارفوق العادست مخصوصا ازموقه ای که دردوره مقدس وباارزش هم جهت باجریان خداوند اوستادنازنینم چندجلسه آخرگذاشتن موشکافانه برروی سپاس گزاری وغروردربرابرخداوند دیگه هرلحظه دارم تعقیرتوجهان اطرافم ودرنم میبینم که چطورهرچقدرساکترمیش ازلحاظ ذهنی بیشتر میشنوی ومیبینی جهان اطرافتوخدایا شکرت خداشکرت بابط این همه تعقیر خدایاشکرت بابط آرامشم که بدون هیچ عامل بیرونی خدایاشکرت بخاطراینکه منومثل خودت خالق خلق کردی خداشکرت بخاطر اینکه تواین سن 54 سالگی آگاهم کردی خدایاشکرت بخاطربودنم تواین مسیرپرازخیروبرکت خداشکرت بخاطراینکه باوجوداینکه زیربارفشارذهن بارهازانوم خم شد آمانزاشتم به زمین برسه دوباره نورامیدت سرپام کردواسقامت کردم خدایاشکرت بابط تمام حمایتهای که ازمن کردی چه فهمیدم وچه نفهمیدم خداشکرت بابط این جمع ابراهیمی خدایاشکربابط این سایت وتمام اعضاش

          استادعباسمنش سپاسگزارتم سپاسگزارتم سپاسگزارتم

          خام شایسته عزیزسپاس گزارتم سپاس گزارتم سپاس گزارتم

          آقااسماعیل عزیزمدیرفنی کاربلدسپاس فراوان ازتمام زحمتای که کشبدید

          خانم فرهادی نازنین سپاس کزارم ودرآخرآقامحسن توحیدی عزیزم برادربزرگوارم سپاس گزارتم وممنونم اذت بابط استمراردرنوشتنت ازرب بنویس برام بنویس یک کلمه ازعلی ملکی عزیزخوندم هرموقع یادش میوفتم تکرارمیکنم اشکم سرازیر میشه واون این کامه بود((نکنه بهش خیانت بکنی ،نکنه بهش پشت بکنی))

          خدایاشکرت برای قلب بازم این فرکانس بالا روتقدیم میکنم به تمام بچه های سایت

          درپناه رب العالمین شادوسلامت باشید

          دوستدارهمتون ابوالفضل خازنه

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 698 روز

            ابوالفضل عزیز سلام خدا به روح و ذهن نازنینت ؛ چی بگم در مورد دلنوشته‌ت ! حس کردم یه دعاست. هر جمله‌ش خودش یه ذکر ، یه شکرگزاری زنده.

            از ته دلت نوشتی، همونجایی که دیگه نقاب نیست، حساب وکتاب نیست، فقط تویی وخـــــدا. همین صداقت و بی‌ریایی، آدمو مینشونه یه گوشه و میگه: «ببین! این همون نوره که وقتی دل یکی باخـــــدا صاف میشه، میـــــتابه.»

            ● سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

            وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

            ● فیضِ روحُ‌القُدُس گر باز مدد فرماید

            دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد (حافظ)

            عزیز دلم ،همه‌ی اون چیزی ک ِتو دنبال میکردی ؛ آرامش، عشق، آزادی از اعتیاد و وابستگی ؛ درون خودت بود، اماسالها بیرون دنبالش میگشتی. الان که وصل شدی تازه فهمیدی «جام جم» همیشه توی دلت بوده وهست.

            منِ محسن، جلوی تو، فقط میتونم دست به سینه وایسم. اینهمه تغییر بزرگ توی زندگیت، اینهمه رهایی از اعتیاد، تنبلی و دردها… اینا کارهیچکس نیست جز میوه‌ی رابطه عاشقانه تو و خدا.‌ خودش گفته:

            «خدا ولیِ کساییه که ایمان آوردن، اونا رو از تاریکی می‌بره به سمت نور.» الله ولی الذین امنوا….

            ابوالفضل جان، تو خودِ این آیه‌ای. اینهمه تغییر، یعنی اول تو به خدا اجازه دادی وبعد خدا هم دستتو گرفته و آورده‌ت سمت نور. من وقتی حرفاتو میخونم بیشترمیفهمم هیچکس قدرتی نداره، نه من، نه استاد، نه حتی خودت به‌تنهایی. فقط خداست که ازطریق ما عمل میکنه، ما فقط بنده‌ایم وشاهد.

            ممنونم ازت که بااین صداقت، یه تابلو شدی برای دیدن دست‌خدا تو زندگی من وبقیه. با نوشته‌ت یادم آوردی:

            راه، راهِ خداست.

            قدرت، قدرتِ خداست.

            ما فقط میتونیم هر روز بگیم: «خدایا منو رها نکن» و اونم هربار دوباره بلندمون میکنه.

            دعامیکنم این روشنایی، این سبکبالی و این عشق هرروز بیشتر توی وجودت زنده بشه. هرلحظه‌ت بشه یه شکرگزاری تازه، یه لبخند تازه، یه نشونه تازه از خدا.

            علی‌بن‌ابیطالب (ع) میگه:

            «کسی که درگیر شکرگزاری بشه، هیچوقت از نعمتهای بیشتر محروم نمیشه.»

            و تو خـــــودِ همین حرفی ابوالفضل. خوش ب ِ حالت بااین دلِ بازت، وخوش ب ِ حال ما که شاهدت هستیم .

            خدا همیشه پشت وپناهت باشه که بوده وهست، همینجوری سبکبال و توی نور .

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
            • -
              ابوالفضل خازنه گفته:
              مدت عضویت: 1843 روز

              به نام خدای مهربان

              سلام به شمابرادر عزیزم محسن جان نوحیدی بزرگوار

              ممنونم که برام نوشتی خداروشکر خداروشکربرای این استاد خداروشکربرای این محیط خداروشکربرای تک تک دوستانم خدایاشکربرای این آگاهی های که هرروزکم کم ارام ارام دارن تومغزشیارهای تازه ای ایجاد میکنن خدایاشکربرای حضورم دراین محیط

              آقامحسن جان من خواستم فقط ازتون سپاس گزارباشم ممنونم ازشما ممنونم وفدردانتون هم ازشما هم ازخدای شما انشالله درزمان مناسب درمکان مناسب درموردشغلمون باهم گپ بزنیم چو منم صنعت کارهستم.

              درپناه رب العالمین شادوسلام مت سرشارازآگاهی باشید

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
            • -
              saba گفته:
              مدت عضویت: 278 روز

              سلام داداش محسن عزیز

              ممنونم که با کامنت‌هاتون انرژی و انگیزه ما رو بیشتر می‌کنید، من غالبا کامنت‌هاتون رو دنبال میکنم و میخونم و باعث میشه ایمانم بیشتر بشه واقعا متشکرم ازتون

              برام یه مسئله‌ای پیش اومده میخواستم از شما کمک بگیرم ممنون میشم پاسخ بدین.

              من دوست دارم با کسی ازدواج کنم که اعتقاداتش نزدیک به من باشه و حداقل نماز و روزه‌اش رو داشته باشه اما این چند پقت خواستگارهایی که اومدن این ملاک اصلی من رو نداشتن و خانوادم هم میگن به این ملاک توجه نکن خواستگارات رو از دست میدی و نمازخونایی هستند که آدمای خوبی نیستند ولی من به خدا امید دارم که اونی که میخوام و ملاک‌هام رو داره رو یه روزی سر راهم قرار میده ولی همچنان خانواده من رو ناامیدم میکنن و این موضوع رو احساسم اثر میذاره و باعث میشه که به ملاک‌های خودم شک کنم و نمیدونم در جواب‌شون چی بگم و چیکار کنم…

              ممنون میشم در این زمینه اگر میتونید راهنماییم کنید

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              محسن توحیدی گفته:
              مدت عضویت: 698 روز

              به نام خدای ِ مهربـــــون ِ مهربونِ مهربون. .

              صبا جان عزیزم سلام . گاهی دعاهای ما شبیه بذری ‌ست که درخاک پنهان میشود؛ خانواده واطرافیان وقتی به خاک نگاه میکنند، چیزی نمیبینند، خیال میکنند آن بذر هیچوقت سبزنمیشود. اماتو میدانی… در دل خاک، زندگی درحال جوشیدن است، فقط کمی زمان لازم دارد. ایمان تو ب ِ خدا، همان نوری‌‌ ست که آن بذر را زنده نگه میدارد.

              بدان که انتخابت، یعنی پایبندی‌ ات به همسفری که اهل نماز و روزه وایمان باشد، یک دلبستگی کودکانه نیست؛ یک صدای درونی‌ ست که ازاعماق روحت می‌ آید. صدایی که میخواهد تو درکنار کسی آرام بگیری که درسجاده‌اش باهمان خدایی سخن میگوید که تو به او عشق می ورزی. زندگی مشترک، تنهاهمخانه شدن نیست، همدل شدن است؛ و دل وقتی همصدا نباشد، سالها سقف وسفره وفرزند هم نمیتواند شکافش راپر کند.

              آیه‌ی خدا روشن است: وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ. پاکان برای پاکان‌ اند. این وعده‌ای‌ ست که هرگــــــــــز نمیشکند. تو اگر پاکی‌ ات را نگاه داری، همسفرت نیز ازهمان جنس خواهد بود. شاید دیرتر برسد، شایدراهت طولانیتر شود، اما چه باک؟ مگرگاهی نه این است که هرچه دیرتر بیاید، قدرش بیشتر دانسته میشود؟

              خانواده ‌ات از سر دلسوزی میگویند «سخت نگیر»، اما آنها تنها ظاهرخاک را میبینند، نه جوانه‌ ای را که در دلش آرام آرام قد میکشد. تو اما به صدای خدا در درونت گوش کن، به آن شوق آرامی که هربار نام نماز و روزه را میشنوی، درقلبت روشن میشود. این چراغ هدایت توست، خاموشش نکن.

              بگذار دیگران بگویند «نماز دلیل خوبی نیست»، بگذار مثال بیاورند از نمازخوان‌ هایی که دلشان با نوربیگانه بود. اما تومیدانی: نماز حقیقی، نشانه‌ی آن نوری‌ ست که اگر در دل باشد، همه‌ی زندگی را روشن میکند. تو دنبال نشانه‌ای ازنور میگردی، و این یعنی انتخابت از جنس آسمان است، نه ازجنس ترس وکمبود.

              پس دربرابر خانواده‌، آرام و قاطع بگو: «من دلم میخواهد باکسی زندگی کنم که ایمانش همراهم باشد. اگر این نباشد، همه‌ی خوبیهای دیگر هم سایه‌ای بی‌ جان است.» بگذار بدانندکه این انتخابت، ریشه در لجاجت ندارد، درحقیقتی دارد که روحت آرامشش را تنهاآنجا می‌ یابد.

              به یاد داشته باش: ایمان، یعنی دست خـــــدارا گرفتن وسط همه‌ی تردیدها. تو اگرهمین امروز، همین لحظه، با اطمینان در دل بگویی «خدایا من مطمئنم که همسر همدل و هم ‌باورم رابه وقت درست برایم میفرستی»، این اطمینان، نیرویی میشودکه تقدیر را به سمت خواسته‌ ات میکشد.

              و روزی میرسد که خواهی دید، درست همانطور که آرزو داشتی، کسی کنارت ایستاده؛ کسی که وقت نماز، سجاده‌ اش راکنار تو پهن میکند، و در روزه‌ داری، خستگی‌ اش شیرین میشود ازاینکه هم قدم با تو برای خداست. آن روز، لبخندت پاسخی خواهد بود ب ِ همه‌ی شک‌ هایی که امروز شنیدی.

              صبای نازنینم، راه تو روشن است. محکم بمان، چون خدا هیچ بنده‌ای را که برای او انتخاب میکند، ناامید نمیکند.

              🪶 داداشت محسن

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سعید ذاکری گفته:
    مدت عضویت: 3181 روز

    سلام به استاد بینظیرم و خانم شایسته فوق العاده و همه بچه های هم فرکانسی

    چقدر این فایل فوق العاده بود این فایل منو میخکوب کرد . اینقدر استاد عالی ریشه ای مسایل رو باز کردن که جای هیچ ابهامی نمونده بود و من بینهایت از استاد عزیزم سپاسگزارم

    چقدر تخسین برانگیزه که شما در دورانی که در خیابان های تهران تظاهرات و اعتراض بوده حتی نگاه نمیکردین چقدر من توی این زمینه مشکل داشتم همیشه ذهن کنجکاو من هر اتفاقی رو فارغ از زشتی و زیبایی توجه میکرد البته الان خیلی بهتر شده ولی باز هم باید کار کنم .من از خانم شایسته یاد گرفتم که میگفت من تا حالا تصادف ندیدم و من چقدر این عزیز رو تحسین میکنم این موضوع مهارتیه که باید مدام روی اون کار کرد و ایمان داشت که طبق قانون بدون تغییر خداوند توجه به زشتی و ناخواسته ، زشتی و ناخواسته بیشتری وارد زندگی من میشود

    بله درسته ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم . انتخاب توجه به زیبایی و یا انتخاب توجه به زشتی .

    البته که اکثریت جامعه توجهشون روی ناخواسته هاست و نتیجه اکثریت جامعه هم ناخواسته بیشتره. و من سعید ذاکری هر روز بیشتر از قبل سعی میکنم و انتخاب میکنم تا توجهم رو بیشتر از قبل روی زیبایی ها قرار دهم. استاد این موضوع توجه به ناخواسته ها برای من یکی که پاشنه آشیل خیلی قوی بوده . هنوز هم خیلی تلاش میکنه بیاد بالا و من سعی میکنم بیشتر کنترلش کنم و هر شب به وقت نوشتن تمرین فانوس نمره بهتری به خودم بدم . استاد اینقدر سبک زندگی قبلی من ریشه داره که تا حواسم پرت میشه ناخودآگاه برمیگردم به سیستم قبلی و من باز آگاهانه دستش رو میگیرم رو میارمش توی خط. و به خودم قانون رو یادآوری میکنم و اینکه قانون صددرصد درست عمل میکنه و یک درصد هم خطا نداره . اگر میخوام به سمت خواسته هام هدایت بشم راهش اینه که بیشتر و بیشتر به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنم و آماده بشم برای دریافت خواسته های بیشتر.

    استاد این قانون خیلی قشنگه . من هر روز سپاسگزار این قانون بدون تغییر خداوندم که فارغ از اینکه بیرون چه خبره زندگی من و شرایط من با توجه به فرکانس های ارسالی من ساخته میشه و چقدر این موضوع به انسان احساس آرامش و احساس شادی و راحتی میده

    استاد من شما رو تحسین میکنم که در مقابل اعتراضات دیگران و دعوت دیگران برای اینکه شما رو از مسیرتون خارج کنن سکوت میکنین و با هیچ کس بحث نمیکنین و کاری رو انجام میدین که خودتون با نتایجتون به اون رسیدین . آخ آخ که من چقدر بحث کردم . استاد چقدر این بحث کردن اشتباس . هیچگاه من از بحث کردن نتیجه نگرفتم هیچ گاه نتونستم کسی رو قانع کنم .حتی اگرم طرف مقابل متقاعد شده باز در ادامه میدیدم که به همون روش خودش عمل میکنه . علت هم مشخصه . انسانها در بسیاری از مسایل با توجه به شخصیت و ناخودآگاه و باورهای بنیادین تصمیم میگیرند و عمل میکنن و یک بار توضیح و تفسیر ما باورهای اونها رو عوض نمیکنه و تا زمانی که شخص نخواهد و جهاد اکبر به راه نیندازد نمیتواند باورهایش را تغییر دهد . بنابراین بحث کردن فقط و فقط اتلاف وقت و انرژیه و ما رو هم از مسیر درست منحرف میکنه و چون در بحث کردن توجه ما روی چیزیه که ما نمیخوایم در حقیقت ناخواسته بیشتری رو به زندگیمون دعوت میکینم .

    بهترین راه اینه که ببینیم و بگذریم و به قول قرآن اعراض کنیم . چون جهان پر از فراوانی است و از همه مدل انسان و افکار و باور موجوده و اگر ما توجهمون به خواسته ها باشه جهان به راحتی ما رو به سمت انسانهای هم فرکانس هدایت میکنه.

    لازمه همه اینها باور داشتن به قانون بدون تغییر خداوند است

    لازمه همه اینها باور داشتن به قدرت خداوند است

    لازمه همه اینها باور به فراوانی از همه چیز است چه زشت و چه زیبا

    لازمه همه اینها داشتن احساس لیاقت برای تجربه زندگی زیبا و عمل کردن طبق این اصول است

    لازمه همه اینها به باور به آزادی انسان و انتخاب های آزادانه است

    لازمه همه اینها نچسبیدن به شرایط و موقعیت ها است

    و لازمه همه اینها رها بودن و لذت بردن از تک تک لحظه ای زندگیست

    استاد چقدر تحسینتون کردم وقتی گفتین اگر کل کیهان به من بگن مسیرت اشتباهه چون من نتایج بزرگی توی دستمه نتایجم رو میکوبم توی صورتش . واقعا به وجودتون افتخار میکنم این عمل گرایی و ایمانتون به قانون رو . چقدر این عمل گرایی و نتیجه هایی که بدست آوردین اعتماد به نفس و عزت نفس فولادینی برای شما ساخته . ادم از دیدن شما الگو میگیره و لذت میبره و البته شما زمانی هم که نتایج ملموس بزرگی نداشتین چون به این قانون ایمان داشتین خیلی محکم مسیرتون رو ادامه دادین و باز هم با هیچ کس بحث نکردین.

    استاد چقدر درک این موضوع دو قطبی بودن به انسان احساس خوب میده .

    وقتی این موضوع رو درک میکنی دیگه از دیدن زشتی ها ناراحت نمیشی چون میگی این زشتی ها در کنار زیبایی ها تا ابد خواهند بود و من نمیتونم اونها رو حذف کنم

    وقتی این قانون رو درک میکنی از دیدن فقرا ناراحت نیستی از دیدن کثیفی ها ناراحت نیستی از دیدن جنگ ها ناراحت نیستی از دیدن بد رفتاری ها دلگیر نیستی

    دیگه از دیدن سرما و گرما ناراحت نیستی چون درک میکنی جهان پر است از فراوانی در هر موضوعی . و همه چیز در این جهان موجوده . بی نهایت مدار هست و در هر مدار بینهایت آگاهی و زشتی و زیبایی هست بی نهایت انسان خوب و بی نهایت انسان بد و بی نهایت ثروت و بی نهایت فقر و موضوع اصلی و با اهمیت در این ماجرا اینست که ما در کجای این هستی قرار داریم . ما در چه مداری هستیم و چه چیزی را درک میکنیم . موضوع اصلی اینست که ما آگاهانه دست به انتخاب درست در تمرکز توجه بزنیم و توجهمون رو آگاهانه روی زیبایی ها بذاریم تا جهان ما رو در مدار زیبایی ها قرار بده و به قول قرآن ما رو آسون کنه برای آسانی ها.

    میدونی استاد وقتی این موضوع رو درک میکنی دیگه هیچ انرژی و زمانی نمیذاری تا انسانهای پیرامونت رو تغییر بدی

    وقتی این موضوع رو به خوبی درک میکنی فقط به کار یک نفر کار داری و اون فقط خودت هستی و جلوی بسیاری از نشتی ها ی فرکانسی گرفته میشه و لیزر وار تمام انرژی و ذهنت رو میذاری روی رشد خودت و تغییر باورها و نگاه خودت و رشد ظرف وجودی خودت و این یعنی آزادی مطلق و این واقعا عالییییییییییه …..

    استاد وقتی داشتین در مورد باورتون نسبت به خدا میگفتین چقدر منو آروم میکرد که در مورد انسانها هیچ دلسوزی نداشته باشم چون من بصورت ریشه ای خیلی نسبت به اطرافیانم دلسوزی داشتم و هنوزم کمی دارم . و علت اون هم درک اشتباه من از این جهان و خداوند به صورت سیستم بوده . وقتی درک میکنم که انسانها همه آزادن به زیباییها توجه کنن یا زشتی ها . وقتی درک میکنم خداوند عین عدالت شرایط هر کس رو با توجه به فرکانس های اون شخص تعیین میکنه . وقتی میبینم خداوند هم انسانها رو آسان میکنه برای آسانی ها و همچنین آسان میکنه برای سختی ها . وقتی میبینم خود خدا که عاشق مخلوقاتشه طبق همین سیستم و قانون با انسانها برخورد میکنه و از این سیستم عدول نمیکنه ، دیگه سعی میکنم نه دلم برای کسی بسوزه و نه اینکه بخوام کسی رو تغییر بدم و نه اینکه توجه روی ضعیف ها و بدبخت ها بذارم. هر کس هر جایی هست جای درستش هست . بهترین کار فقط یک راهه . و اونم اینه که خودم رو در هر موضوع مورد علاقه ام قوی کنم و شرایط فوق العاده ای رو برای خودم بسازم . اون کسی که بخواهد در مسیر زیبایی ها قرار بگیره با دیدن من الگو میگیره و هدایت میشه . خوبیش اینه که من برای کسی زمان و انرژی نمیذارم و خود شخص آزادانه و با تمام وجود شروع میکنه به تغییر و چقدر اینجوری حال همه مون خوبه و چقدر با این روش به رشد روز افزون جهان و زیباتر شدن جهان کمک میکنیم . و استاد چقدر من قبلا ها در مسیر اشتباه بودم و میخواستم همه رو هدایت کنم و مسیولیت کمراهی همه رو به دوش میکشیدم و میخواستم به همه کمک کنم و چقدر زندگی رو به خودم سخت کرده بودم.

    من مسئول زندگی خودم هستم و خودم و تنها خودم زندگی و شرایط زندگی خودم رو میسازم و خلق میکنم و این واقعا زیباست

    استاد عزیزم وقتی داشتین در مورد احساس و آلارم های احساس صحبت میکردین به این فکر میکردم حتی زمانی که حالمون بده اگر به این موضوع فکر کنیم که اینکه قلبمون به ما آلارم میده با توجه به احساس بدمون در مسیر غلط هستیم . این واقعا زیباست . ما نیاز به هیچ عامل بیرونی نداریم تا مسیرمون رو پیدا کنیم و همه چیز در درون خودمونه و این واقعا زیباست و این واقعا عالیه .

    هر لحظه که اراده کنیم راهمون رو پیدا میکینم . استاد چقدر قدیم ها درگیر این بودم حالا این درسته یا این . و الان این آگاهی به من کمک میکنه تا با توجه به احساسم راهم رو پیدا کنم .الان دیگه راه من مشخصه . راه راست و راه درست راهیه که احساس من توی این راه عالیه . واقعا درک این موضوع سپاسگزاری نداره.؟ خدایا با تمام وجودم شکرت.

    استاد چقدر قشنگ این آیه قرآن رو که همه ازش سو استفاده کردن رو باز کردین که هیچ چیز تغییر نمیکند مگر اینکه شما خودتون تغییر کنین . و اکثرا این تغییر رو در واکنشی عمل کردن تعبیر میکنن نه تغییر نگاه و تغییر درونی . و چقدر قشنگ با مثال های قرآنی نشون دادین که اگر پیامبر تحت فشار قرار میگرفت یا اعراض میکرد یا مهاجرت میکرد و بعد خداوند پاداش عزت رو برای آنها قرار میداد که به عنوان مثال مردم یثرب گفتن پیامبر تو بیا و قدم به چشمان ما بگذار . نه اینکه پیامبر فراری بشه و پناهنده. و این قانون واقعا زیباست.

    جهانی که بر پایه دوقطبی بودن است و جهانی که بر پایه فراوانی خلق شده را هیچ کس نمیتواند به صورت مطلق زیبا کند نمیتواند مطلق ثروتمند کند یا مطلق سالم کند یا مطلق حال خوب کند . هر ایدئولوژی و تفکری مبنی براین شیوه محکوم به نابودی و فناست.

    اگرتمام تلاشت رو کردی تا شرایط بیرونی رو عوض کنی تا شرایط تو عوض شود و اگر موفق شوی مطمئن باش شرایط بسیار بدتری رو تجربه خواهی کرد چون طبق قانون توجه به نازیبایی ، نا زیبایی بیشتری را برای شما فراهم خواهد کرد و این یک قانون است. و این مسیر تا جایی بیشتر و بیشتر میشود که یا بمیری یا به مرحله تسلیم برسی و بگی خدایا من دیگه بریدم و خودم رو در تغییر شرایط بیرونی ناتوان میبینم و به قول موسی ، خدایا من به هر خیری که از سمت تو به من برسه فقیرم. اینجا دقیقا نقطه عطف زندگی تو خواهد بود و همه چیز عوض خواهد شد . چون تو از این لحظه فقط میخواهی به جای تغییر بیرون ، درون خودت رو تغییر بدی و از ناخواسته ها و تغییر بیرون اعراض میکنی. و این واقعا زیباست

    استاد چقدر با وجود شما زندگی من زیباتر شده . من توحیدی رو که سالها شنیده بودم با شما یاد گرفتم و چقدر این توحید زیباست و چقدر این توحید به انسان قدرت و احساس خوب میدهد. انسانی که فقط خودش رو فارغ از اینکه شرایط بیرون چگونه است ، خالق زندگی خودش میدونه ، چقدر آزادانه و قدرتمند عمل میکند و ببین چقدر خداوند قوانین جهان رو طبق رشد و پیشرفت و لذت برای انسان خلق کرده. و البته همین جهان برای انسانی که مشرک باشد و برای فرمانروایی خداوند در ذهنش شریک قایل باشد چنان جهنمی میسازد که هیچ مشرکی از آن رهایی ندارد و این آزادی انسان در انتخاب شرک و توحید و نتیجه قطعی آن واقعا زیباست.

    استاد چقدر عالیه که هرکس فقط و فقط نتایج فرکانس های خودشو میگیره و هیچ کس دخل و تصرفی در نتایج دیگری نداره خواه فرزندت باشه خواه همسرت باشه خواهرت باشه برادرت باشه پدر و مادرت باشه دوستت باشه مردم شهر باشه یا مردم یک کشور باشه. من از تغییر هر کسی عاجز و ناتوانم حتی نزدیک ترین شخص به من. پس دست از تغییر دیگران برمیدارم و تنها روی حودم متمرکز خواهم ماند.

    استاد چقدر انسان رها میشه با درک این باور که وطن جاییه که تو قلبت اونجا آرومه وطن جاییه که لذت میبری از زندگی . مگر اینکه من لرم یا کردم یا فارسم رو من کسب کردم که متعلق به اونجا باشم . این باور، انسانها رو برای مهاجرت به جایی که دوست دارند رها میکند و این رهایی واقعا زیباست

    استاد عزیزم لابلای صحبت هاتون چه تمرین ساده و بسیار کاربردی رو گفتین که هیچ گاه در جمع یا در ذهن خودتون در مورد اتفاقات ناخواسته ای که افتاده صحبت نکنین.که قدرت کلام بسیار بالاست و همین تمرین ساده چقدر به روان شدن چرخ زندگیمون کمک میکنه . همینکه تغییرات شما شروع میشه از همون لحظه آرام و آرام تغییرات شرایط بیرونی ما آغاز خواهد شد . فارغ از اینکه چقدر تا الان در مسیر اشتباه بودی . و این هوشمندی و خیر بودن سیستم قوانین جهان واقعا زیباست

    و نکته آخر صحبت هاتون که میگین بچه ها دچار کج فهمی نشن و اینکه همه این صحبت هامون به این معنا نیست که جهان ما رو کتک میزنه و و ما پوست کلفت بشیم و بگیم باید به زیبایی ها توجه کنیم . مکانیزم جهان اینجوریه که وقتی به زیباییها توجه میکنیم فقط زیبایی و زیبایی رخ میدهد و اگر هم احیانا ظاهرا نازیبایی رخ دهد اون اتفاق میخواهد بگه تو دقیقا چی میخوای و اون برای تو خیره و میخواد به تو کمک کنه اگرنه همه اتفاقات زیبا و فوق العاده خواهد بود

    و اینکه اگر در این مسیر احساس کردیم با اطرافیانمون کم کم غریبه شدیم و تنها شدیم اصلا غصه نخوریم . این طبیعیه که با تغییر شما همه شرایط محیط اطراف شما تغییر خواهد کرد . جاش خداوند کسی رو کنارت قرار میده و همه لحظات از وجودش لذت ببری و این واقعا زیباست .

    کبوتر با کبوتر ، باز با باز ………………. کند هم جنس با هم جنس پرواز

    و من از شما استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم که با عشق برام حرف زدین و من تمام این مدت از این آگاهی ها لذت بردم

    و این واقعا زیباست خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  7. -
    فرخنده طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1264 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی دوست داشتنی

    میرم سر اصل موضوعی که میخواستم با دیدن این لایو بگم

    من یک ساله با شدت تمام چسبیدم به گوش دادن فایل های رایگان شما و از اوایل امسال هم با همسرم شروع به خرید قدم ها کردیم من خیلی از پاشنه های آشیلم رو توی این مدت شناختم و واقعا به خودم افتخار میکنم که تونستم بیشتر باورهام رو کم کم تغییر بدم

    من بصورت خونگی محصولات پروتئینی تولید میکنم و خیلی به اینستا وابسته بودم با اینکه خیلی هم فروش نداشتم اما از وقتی این جریانات شروع شد با اینکه خیلی سخت بود برام ولی خیلی کنترل میکردم ورودی هام رو ولی باز هم اطرافیان یا توی گروه ها یه وقتایی دربارش صحبت میشد

    من اینستاگرام رو کامل کنار گذاشتم و گفتم این یه نشانه هست من باید توی همین شرایط فروشم رو بالا ببرم وگرنه اگه نتونم توی این شرایط کار کنم و به اهدافم برسم هیچ وقت نمیتونم

    از اوایل امسال با گوش دادن فایل های هدف گزاری روی در و دیوار خونه و روی در کابینت ها کاغذ چسبوندم و بزرگ روشون نوشتم خدایا من میخوام با همین انرژی و زمان درآمدم رو سه برابر و بیشتر کنم راه رو نشونم بده به جرات میتونم بگم استاد انقد قشنگ قدم به قدم مسیر رو نشونم داده که خودم هروقت به این مسیر فکر میکنم اشک توی چشمام جمع میشه

    الان دو ماهه من مرتب سفارش دارم و جالب اینجاست که توی این مدت حتی یه نفر هم نگفته توی این شرایط و درگیریا تو چرا سفارش میزنی؟

    من توی این مدت با کنترل ورودی هام و حاضر نشدن توی هر جمعی تونستم چندین پکیج آموزشی جدید بگیرم برای محصولات جدید و حتی تونستم به چند مدل محصول جدید و فروش عالی همشون برسم

    استاد اعتراف میکنم سخت بود برام ورودیهام رو کنترل کنم و بر حسب اتفاق اصل این لایو رو اون شب با کلی قطع و وصل شدن دیدم و الان هم دانلودش کردم توی این مدت با سفر به دور آمریکا کلی ذوق کردم و اشک ریختم و خدا رو بخاطر وجود نازنین شما و مریم جان شکر کردم من عاشق پاییزم و وقتی رنگای پائیزی رو توی سفر میدیدم ناخودآگاه اشک از چشمام میریخت وقتی دورهمی توی ال ای رو دیدم از اول تا آخرش داشتم اشک میریختم حتی الان که بهش فکر میکنم اشک توی چشمام حلقه زده و میگفتم منم میخوام اونجا باشم

    استاد توی این مدت من با دیدن سفرهاتون کلی انرژی میگرفتم و کارهای جدید و مشتری های جدید که بارها گفتم من چقد این مدت دست و پا زدم که مشتری جدید داشته باشم و از وقتی همه چیز رو به خدا سپردم و گفتم مسیر رو نشونم بده بدون هیچ زحمتی خدا آدمهای مناسب رو سر راهم گذاشت . من قدم به قدم به الهاماتم توجه میکردم و هر الهام و هر قدمی که گفته میشد سریع با ماژیک روی کاغذ مینوشتم و میزدم به در کابینت یا روی دیوار آشپزخونه بزرگ مینوشتم و انجامش میدادم حتی بارها نقاط ضعفم یهو بهم گفته میشد و به خودم میگفتم ایول این باید درست بشه که من بتونم برم قدم بعدی و به شدت روش کار میکردم

    استاد من توی این مدت که تمام مسیرهای ارتباطی فضای مجازی قطع شده تونستم به مسیرهای عالی که خدا طراحش هست هدایت بشم و همچنان دارم ادامه میدم و تمام صفحه های خبری گوگل رو قطع کردم و اینستا هم کلا نمیرم و فقط از طریق راه های ارتباطی داخلی دارم کسب درآمد میکنم و خدا رو هزاران بار شکر که این مدت تمام توجهم به خودم و کارم و البته پیگیری سفر به دور امریکا بود

    هرچی ازتون تشکر کنم کمه البته هنوز درآمدم سه برابر نشده که البته نیتم این بود که درآمدم سه برابر یا بیشتر بشه و براتون ویدیو بگیرم و با مدرک بهتون بگم که چه کمک بزرگی بهم کردید اما با دیدن این فایل گفتم بزار الان بگم چه اتفاقایی توی این چند ماه برام افتاده تا دوستانی که مثل قبل من بودن هم بتونن باور کنن که حتی توی این شرایط هم میشه خیلی راحت آروم بود و به خدا توکل کرد و در آغوش خدا رها بود و درآمد هم داشت

    ازتون بی نهایت سپاسگزارم و ممنونم که هستید خیلی خیلی خیلی دوستتون دارم و برای دیدن شما و مریم عزیزم لحظه شماری میکنم و میدونم یه روز از نزدیک تمام ماجرا رو براتون تعریف میکنم که چجوری به اونجا رسیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  8. -
    مائده غلامی گفته:
    مدت عضویت: 2697 روز

    با سلام درور فراوان به استاد عزیز خانم شایسته

    من مائده غلامی یکی از شاگردای شما تو قانون سلامتی 35سالمه

    من از 18فروردین شروع کردم به دوره تا الان که دارم‌مینویسم من با تمام تلاش به دوره عمل کردم 20کیلو کم کردم وسلامتی کامل خیلی چیزای دیگم از این دوره گرفتم که اشاالله وقتی دیدمتون کامل زندگیم و هدایتم بهتون توضیح میدم

    من از وقتی که دوره سلامتی شروع کردم وفتی بدنم از اشغالایی که نمدونستم چیه فقط شنیده بودم پر کردم واین اشغالا اجازه شنیدن صدای درونم بهم نمیداد وقتی جسمم پاک کردم صداهای زیبای درونم شنیدم انقد شنیدم که رسید به جای که من یک ماه تمام ذهنم پاک کردم از چیزی که اطراف درونم گفتن بهم

    من از اون فایلی که استاد ارشیان فرد گفتن که شما گفتین تو این شلوغی ها کاری نکنین فقط رو خودتون کار کنید خدا گلچینتون میکنه واقعا خدا گلچینم کرد ..

    من واقعا درون خودم دیدم من از فایل های رایگان شما شروع کردم و هدایتی رسیدم به امروز من اول خودش پیدا کردم که مهترین پایه اساس همه چی

    من تا امروز فهمیدم که وقتی خودت از درون پیدا میکنی خدارو تو خودت حس میکنی واقعا دیگه اتفاقای بیرون مهم نیست چون همه ما وصلیم به اون اون که داره ما رو در هرلحظه هدایت میکنه ولی کو چشم بینا گوش شنوا ..

    ولی من مائده غلامی یک ماه گلچین کرد بهم ارامشی داد که هبچ وقت تجربه نکردم من اصلا یک ماه خبر از هیچی ندارم .من یک ماه که دوباره متولد شدم ..ولی تولدی مثل تولد نوزادی که موقعی که کامل احساسش میکردم ..

    من عاشق این تولد دوبارم وقتی که با تمام وجود احساسش کنی اصلا برات دیگه هیچی مهم نیست وقت میگی بزار لذت ببرم چون نمیدونم که یک دقیقه دیگه هستم یا نه ..

    برای چی بجنگم برای چیزی که مال خودشه ..برای چیزی که من امانت دارشم .

    من یه جسم هستم یه جسمی که از خاکه که هر لحظه اراده کنه دوباره برمیگردم به خاک پس از این فرصتی که داده نهایت استفاده ببرم

    هیچ وقت تو زندیگم نفهمیدم کی هستم برای چی تو این دنیا هستم الان که به عقب نگاه میکنم میبینم چقد داشتم بی هدف زندگی میکردم فکر میکردم که همه چی خودمم بقیه همچین چسبیده بودم به بقیه پول که فکر میکردم جا موندم از زندگی زندگی فقط همینه

    به خودم تبریک میگم که برگذیده شدم رسالتی که دارم که به نحو احسن انجام بدم خداگونه زندگی کنم ..

    ممنون استاد عزیز و خانم شایسته عزیز که به نحو احسن خداگونه عمل میکنید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      رضوان یوسفی گفته:
      مدت عضویت: 2509 روز

      به نام هدایتگر هدایت خواه

      سلام مائده جان

      تولدت مباررررررک

      خیلی تحسین ات میکنم ممنون ام بخاطر این حس و حال زیبایی که با ما به اشتراک گذاشتی و حالمان را بهتر و بهتر کردی خدایا شکررررررررت که هر لحظه به ما نشانه های راه راست را نشان می‌دهی. و این بنده گات توحیدی ات را به ما نشان می‌دهی و ما را به ادامه راه زیبایی یکتاپرستی ترغیب

      مررررسی دوست عزیز

      در پناه حق پاینده و پایدار باشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فرناز رز گفته:
    مدت عضویت: 1249 روز

    وقتی 12،11 سالم بود و بیماری بلوغ زودرس گرفتم،

    یکی از بهترین و با تجربه ترین دکتر های شیراز با قاطعیت بهم گفت:

    ـ عزیزم قدت دیگه بیشتر از یکی دو سانت رشد نمیکنه.

    و من توی چشماش نگاه کردم و با قاطعیت بیشتری گفتم:

    ـ ولی من مطمئنم قدم 170 سانت میشه

    و یه روز میام و بهتون نشونش میدم!

    و امروز من 170 سانت هستم :)

    وقتی 12 سالم بود،

    من هیچی از قانون جذب نمی دونستم

    ولی بهش عمل کرده بودم…

    تنها کاری که کردم این بود که

    فقط به یه چیز توجه کردم

    به صدای قلبم که میگفت میشه فرناز

    نه به علم کاری داشتم،

    نه به ترس های مامانم و

    نه به سرزنش های مداوم بابام…

    فقط من بودم و عدد 170!

    نه نوشابه می خوردم، نه غذاهای هورمونی و نه لاک می زدم…

    فقط من بودم، یه ایمان و یه عمل!

    و این تنها کاریه که هر آدم موفقی توی جهان داره انجامش میده!

    اون شب، اشک های رونالدو در جام جهانی 2022،

    کسی که از همه جهت برای من قابل تحسین بود و هست، برام یه شوک بزرگ بود!

    نمی دونستم چرا؟! آخه من هیچ وقت به برد و باخت بقیه اهمیتی نمی دادم…

    ولی هر چی که بود،

    باعث شد مطمئن بشم که جهان هرگز با من شوخی نداره!

    جوری که هیچ وقت تا این حد مطمئن نشده بودم!

    حالا که 21 سالم شده و در حال تبدیل شدن به یه دانشمند فوق بزرگ جهانیم،

    گاهی به این فکر میکنم که …

    چقدر پیچیدش می کنیم! انگار وقتی بچه ایم، بیشتر شعور داریم!

    حتی خیلی وقتا دو تا گزینه توی ذهن مون به وجود میاد:

    زندگی کنم

    یا همش تلاش کنم؟!

    ولی آخه زندگی همون تلاشه!

    تلاش توی ناخودآگاه ما مساوی با رنج ترجمه شده

    ولی تلاش اصل زندگیه…

    ازدواج، بچه دار شدن، سفر کردن و لذت بردن از زندگی،

    همه و همه در کنار تلاش کردن ممکنه!

    نیازی نیست صفر و صدی به قضیه نگاه کنیم!

    کمی تحقیق توی زندگی آدمای موفقی مثل استاد عباسمنش، رونالدو، مسی، انیشتین، استیو جابز،

    مارک زاکربرگ و …

    بهمون نشون میده 24 ساعت وقت زیادیه برای داشتن همه چیز!

    موضوع کیفیت روابط ما با خانواده مون، خدا، طبیعت و زندگیه…

    موضوع اینه که عاشق کاری باشیم که میخوایم انجامش بدیم!

    طی تحقیقاتی که داشتم،

    باورتون بشه یا نشه،

    با روزی حداقل یا حداکثر 13 ساعت به طور مستمر،

    طی حداقل 6 ماه تا حداکثر 2 سال، میشه توی هرکاری

    متخصص شد!!!

    در کنارش می تونی به سایر برنامه هات هم برسی

    می تونی روی باورهات هم کار کنی!

    درسته که بعدش هم باید تلاش کنی؛

    ولی این چیز بدی نیست! اتفاقا باید خودت پنیرت رو جا به جا کنی!

    مهم اینه که طی این زمانی که گفتم میتونی روی غلتک بیفتی و پر از تجربه، آگاهی و خودشناسی توی مسیرت بشی…

    همه چیز به همین سادگیه…

    آدما مدام تنبلی میکنن، حسرت و غصه می خورن، فیلم های مزخرف می بینن، توی شبکه

    های مجازی می چرخن، تلویزیون تماشا میکنن و وقت شون رو مدام صرف تمرکز روی

    روابط شون با دیگران میذارن و ساعت ها به این فکر میکنن که فلانی چه فکری در

    موردشون میکنه …

    بعد مدام به خودشون و دیگران القا میکنن که وقت نیست، وقت کمه، نمیشه، دیر میشه،

    طول میکشه و …

    اگر کسی اینا رو گفت، ببین خودش داره با وقتش چیکار میکنه؟

    خیلیا اینکه میگیم وقت با ارزشه رو به جمله ی وقت کمه ترجمه میکنن!!!

    و میگن دیدی میگم وقت کمه؟ وقت طلاست و باارزشه پس کمه!!!

    ما مشکل مون چیه جز از انسان بودن مون استفاده نکردن؟

    تا کی میخوایم جریمه ی گذشته رو پرداخت کنیم؟

    تا کی میخوایم به جای سرمایه گذاری

    روی تلاش برای اهداف مون، روی شخصیت و اعمال دیگران وقت بذاریم؟

    عمر هرگز کوتاه نیست! ما کوتاهی می کنیم

    ما هستیم که باورهای محدود کننده رو به قوانین زندگی تبدیل می کنیم.

    این ما هستیم که همیشه به دهن دیگران نگاه می کنیم و به همین سادگی اجازه میدیم

    باورهای 90 درصد از افراد ناموفق جامعه رو به سرنوشت خودمون بدل بشه!

    این ما هستیم که به دیگران قدرت میدیم

    که حال مونو بد کنن

    و می شینیم به این فکر می کنیم که اونا چه فکری درباره ی ما میکنن!

    این ما هستیم که توقعات بی جایی از خودمون داریم

    توقع داریم اولین بارهایی که کاری رو انجام میدیم، حرفه ای باشیم

    و توی ذهن مون خودمون رو با افرادی مقایسه می کنیم که فقط نوک قله ی موفقیت شونو

    می بینیم!

    ارزش و توانایی های مغز خودمون رو با دیدگاه دیگران می سنجیم

    و با استعداد های بقیه مقایسه می کنیم!

    بدون اینکه استعدادهای خودمون رو بشناسیم؛

    بدون اینکه دنبال این استعداد ها بگردیم و بهشون احترام بذاریم!

    اجازه میدیم آدمای تنبلی که کاری رو با تمام وجود انجام ندادن و علاقه ای درش ندارن،

    بهمون بگن نمی تونی

    بهمون بگن توش پول نیست

    بهمون بگن نمیشه

    و روی حرفای منفی شون مارک “منطقی” و “من به فکرت هستم” بزنن!

    ما آگاهانه به افراد ناموفق توجه و اونا رو الگوی زندگی مون می کنیم

    و از این مسخره تر اینه که

    آدمای موفق رو خاص و خوش شانس جلوه میدیم؛ در حالی که فقط داریم به عکس هایی که

    درش لبخند زدن نگاه می کنیم!

    ما این توهم رو داریم که هرچی آدمای بیشتری از مسیری برن، اون مسیر درست تر و

    بهتره! و با اینکه می دونیم مسیر قشنگی نیست، خودمون رو قانع می کنیم که

    خب همه دارن از اون مسیر میرن دیگه!

    به همین سادگی خودمون رو فدا می کنیم؛

    فدای اگر ها و ای کاش ها، فدای تقلید های میمون گونه،

    فدای باورهای بی اصل و اساس بقیه…

    و آروم آروم بی انگیزه میشیم

    خسته و ناامید…

    و دیگه هیچ راهی جز بدبختی نمی بینیم

    و بعد به خدا شکایت می کنیم

    چون اگر اون دنیا رو طوری می ساخت که تنبل ها و منفی نگر های مثلا روشن فکر هم

    موفق میشدن، عالی میشد!

    و از اونجایی که خدا به دنیا، رنگ مورد علاقه ی ما رو نمیزنه،

    میگیم پس وجود نداره!

    و مثل همیشه توی همون لوپ های تکراری غلت می زنیم!

    یکی آروم توی گوش مون میگه:

    ـ بچه از همین الآن شروع به تغییر کن!

    و ما همون شعار همیشگی رو فریاد می زنیم:

    وقت کمه

    دیگه دیره

    نمیشه

    از کجا شروع کنم؟

    ولی من میگم از همین جا شروع کن

    از همین حالا…

    از کجا؟

    همین جایی که هستی

    از کی؟ همین الآن

    شروع کن و ببین وقت اضاف هم هست

    شروع کن

    ولی توقع نداشته باش که

    از همون اول قوی باشی

    برای قوی شدن، باید خود ضعیفت رو پرورش بدی

    نمی تونی خود ضعیفت رو نابود یا حذف کنی…

    هر آدم قوی، در حقیقت از همون آدم ضعیفی که بوده ساخته شده!

    و باید توی این مسیر محکم باشی

    باید از پس ای کاش ها، اگرها و شاید های ذهنت بر بیای

    باید از پس مسخره شدن ها و سرزنش ها بر بیای

    راهش چیه؟ بی اعتنایی و سکوت

    باید از پس شکست ها و چالش ها بر بیای

    نباید از محدویت ها فرار کنی

    محدویت ها بهترین مسیر برای رفتن به دل نامحدود ها هستن

    باید برای نامحدود شدن، از خود محدود و ترسوت بگذری

    نمی تونی اجازه بدی زمان، جغرافیا، شرایط و آدما تسلیمت کنن

    با این 4 تا نجنگ

    تنها جنگی که داری، با خود قبلیته

    که هرطور شده میخواد توی همون فضای به ظاهر امنی که ساخته بمونه

    با اون خود ضعیفی که به حمایتت برای قوی شدن نیاز داره

    برای خودت استاد مهربون، اما سخت گیری باش

    برو جلو و اجازه نده ترس هات مثل همیشه ازت سواری بگیرن و تو رو عین قاطر به

    اینور و اونور بکشن!

    یا قید خوشبختی رو بزن، یا قید ترس هات رو…

    هرچیزی یا هرکسی که میخوان باشن

    با هر منطق و هر اندازه ای

    اگر اجازه بدی ترس هات کنترلت کنن،

    موفقیت هات توی قبرستون به حسرت تبدیل میشن…

    و جهنم هر روز و هر لحظه ی زندگیت رو به زنجیر میکشه!

    میخوام همیشه یادت بمونه

    اگر از شکست خوردن بترسی، هرگز به موفقیت نمیرسی

    شکست دشمن ما نیست! یه چراغ راهنماست که میگه این مسیر غلطه!

    شکست یه پیامه و بزرگترین درس و تجربه ی ماست!

    و اگر شکست، درد و محدودیت رو دوست نداری، قبل از اینکه شرایط سخت تر بشه،

    تغییر کن

    تلاش کن

    و بدون از مسیر اشتباه رفتن، هزاران برابر بهتر از توقفه! چون بهت کمک میکنه مسیر

    درست تر رو تشخیص بدی.

    و میخوام بازم اینو یادت باشه که

    تا وقتی حرکت نکنی، نمی تونی قدم های بعدی رو ببینی…

    ما هیچ وقت قبل از اینکه انجامش بدیم، نمی تونیم کاملا مجهز باشیم

    ما فقط می تونیم از هر آنچه که همین الآن داریم، استفاده کنیم.

    ما از همون اول نمی دونیم دقیقا توی مسیر به چه چیزایی نیاز داریم!

    یه کنکور ساده، بهم اثبات کرد برای بزرگترین شدن ها، باید عرضه داشت!

    باید یه ذهن فوق قوی رو تربیت کنی و تمام تمرکزت رو روی هدفت بذاری…

    هر هدفی!

    تمام وجودت، تمام سلول هات و هیچ وقت متوقف نشی!!!

    و اونقدر زود عمل کنی که فاصله ی بین تجسم و عملکردت یکی بشه!

    اونقدر زود دست به عمل بزنی

    که انگار همون لحظه داری به دستش میاری!

    این رازی بود که همیشه توی موفقیت هام داشتم…

    زودتر از اینکه مغزم بخواد فکر کنه، عمل می کردم.

    پس شروع کن

    با همین خستگی

    با همین وضع مالی

    با همین جغرافیا

    با همین شرایط و آدم ها

    باور کن که

    اگر حرکت کنی،

    اینجوری نمی مونه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      زهراهنرمند گفته:
      مدت عضویت: 1976 روز

      سلام دوست عزیزم

      ماشاالله چه متنی نوشتی احسنت دختر خیلی فرکانس بالایی داشت حتی میشه ازش یه کلیپ انگیزشی ساخت !!!!

      دوسدارم این متن رو برای خودم بنویسم و داشته باشمش چون نکات خیلی خوبی داخلش گفته شده

      مثلا اونجا که گفتی برای متخصص شدن درهرکاری 13ساعت درروز 6ماه تادوسال زمان لازمه ….واقعالذت بردم و درسی که از این اگاهی گرفتم این بود که بیشتروبیشتر روی مهارتم کارکنم و بیشتر تمرکزکنم روی خودم و ذهنمو صددرصد دراختیاربگیرم تانتیجه دلخواهمو بگیرم

      موفق باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      اصغر کاظمی گفته:
      مدت عضویت: 2651 روز

      سلام دختر زیبای خانواده عباسمنش

      چه عالی چه پر محتوا وچه بادانش وچه کلمات زیبا کوتاه بهمن گوشزد کردی که اگه میخوای پیشرفت کی درهر زمینه ای باید حرفت وفکری رو

      به عمل تبدیل کنی

      عالم بی عمل فراوانند اگر میبنی نمیشه یا به خواسته ات نمیرسی مشکل اینه که اولا نمیدونی چی میخوای وبعد اگر آگاهی نسبت به خواسته ات داری دست به عمل نمیزنی واز الگوهای نادرست پیروی میکنی

      ممنونم بابت کامنت زیبایت

      همیشه موفق سالم پیروز باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        فرناز رز گفته:
        مدت عضویت: 1249 روز

        سلام به شما بزرگوار :)

        خیلی خیلی ممنونم از اینکه با دقت نوشته رو مطالعه کردید

        و من زبانی از خدا شدم تا این پیام رو به اول خودم و سپس به شما برسونم

        امیدوارم همه مون به این درک برسیم که قانون جذب به معنای تلاش نکردن نیست!

        به معنای با ایمان، آرامش و عشق حرکت کردنه…

        در مسیر اهداف مون، اگر ما کمی تکون بخوریم، خدا برامون می رقصه :)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فاطمه سلیمانی گفته:
      مدت عضویت: 1451 روز

      سلام به روی ماهت فرناز جون خیلی ممنونم .

      چقدر کامنت زیبایی نوشتی. من الان اول مسیری هستم. که یک روز آرزو داشتم. کامنت شما مخصوصا” نتایج تحقیقاتی که نوشته بودی برای متخصص شدن در یک کار خیلی خیلی خیلی انرژی مثبت به من داد. و ایمان من قویتر کرد. خیلی از شما سپاسگذارم . بهترینها را برای شما از خدای مهربونم میخوام.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 907 روز

    به نام خداوند بخشایشگر مهربان

    سلام به همه عزیزان

    اگاهی های این فایل خودش اندازه یک دوره هست که هیچ گاه این قوانین قدیمی نمیشه البته به شرط عمل کردن و نه فقط حرف خوشگل باشه برای من .

    برای من این روزها درس های هست که منو داره متوجه میکنه که اصل زندگی چیه و مدام مثال هاش رو تو زندگیم میبینم و داره با من حرف میزنه با زبان نشانه ها

    من خودم یه ادم به شدت سیاسی بودم که همش دنبال همین بحث و بی سر و ته و روز شبم از تنفر میگذشت . همرنگ بقیه بودم و خودم رو پاره میکردم از خشم . و فکر میکردم دارم کمک میکنم. زهی خیال باطل

    سالهای مداوم از سال 88 و قبلش همش تو بازه سیاست بودم و اینقدر پر بودم از حس خشم و نفرت و میخواستم ایران رو تغییر بدم .

    نمیخوام گذشته رو باز کنم ولی اشتباهاتی بود که الان بهتر دلیلش رو درک میکنم اما انقدر تو این مسیر جلو رفتم و اتفاقاتی رو تجربه کردم که واقعا زده شدم و گفتم تسلیم هستم .

    تکرار مدام اتفاقات و حال بد و فرورفتن در منجلاب رنجی به وجود اورد که باعث شده کارهایی که انجام میدادم رو ول کنم .

    کم کم به درکی رسیدم که واقعا میخوام برای خودم زندگی کنم . دیدم تمام این سالها به نفرت گذشته و از من یه ورژن ادم عصبی و پرخاشگر ساخته بود که هیچ کنترلی روی خودش نداره.

    دنبال سیاست رو ول کردم . وطن برام بی معنا شد و فهمیدم میخوام جابی باشم که لذت ببرم .

    اما هنوزم اون خشم ها ریشه دار بود . دیگه مذهب و سیاست رو ول کردم و شرکت نکردم و همین کم کم ادم های اطرافم رو تغییر داد و بسیار از دوستانم با من مسیرشون جدا شد خداروشکر.

    چند سالی تو تهران ساکن بودم و تو شلوغی ها شرکت نکردم و تلویزیون هم نگاه نکردم تو تاکسی و جاهای دیگه هندزفری میذاشتم که صدای بقیه رو نشنوم .

    اتفاقاتی که افتاد که تو دوران بیماری و اعتراضات بیرون نمیرفتم و خانه نشین بودم و ذهنم ارام بود و با کسی دیدار نداشتم و دورانی بود که خیلی رو خودم کار میکردم

    چقدر این جمله دوباره استاد بهم انگیزه میده و قلبم رو روشن میکنه که من چرا باید بقیه و دولت رو عوض کنم . من میرم یه جای خوب که اونا نباشن.

    من میبینم که پدرم چقدر روی نکات منفی تمرکز داره و با افرادی همکار هست که در مورد ناخواسته ها صحبت میکنن و با اینکه درامد خوبی داره اما به شکل های متفاوت پولش رو از دست میده و ضرر میکنه و مدتی هست افسردگی گرفته . اما من نمیتونم کاری براش بکنم . نمیتونم کاری برای هیچ کسی بکنم .

    من فقط میتونم روی خودم تمرکز کنم .

    واقعا چه درست گفتید که زمان مردم ریختن بیرون و توجه به نازیبایی ها باعث شد که الان روزی هزاران ارزوی برگشتن شاه رو بکن. اما اصل اینه که با تمرکز و توجه اونو رقم میزنی شاه و جمهوری اسلامی نداره. اصل توجه هست

    مردمی که از وضعیت ناراضی هست همان هایی هستن که دنیا وارد چرخه شان کرده که همش تو صف نون و گوشت و ماکارانی هستن و اسان شدن برای سختی ها و و هی تکرار میشه

    خداروشکر از موقعی که با استاد اشنا شدم کاملا مکان زندگیم عوض شدن و هیچ دوستی ندارم و نمیدونم تو دنیا چه خبره و رئیس جمهور کی هست و خیلی بیخبرم . اکثرا هندزفری تو گوشی خیلی کم نادلخواه دیدم و رومو بر میگردونم که نبینم و مهم خودم هستم

    شاد و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای: