این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم سید حسین عباس منش و همه دوستان پرتلاش
الهی شکرت واقعاً شکر بابت این محتوای بسیار ارزشمند
امروز اتفاقی میخواستم یه یلم از بارون بزارم استوری اینستاگرامم که یهو با پست استاد روبرو شدم که داشت در مورد این دوره فوق العاده صحبت میکرد
استاد جان سپاسگزارم ازت بابت این دوره که به صورت هدیه قراردادی داخل سایت و از خانم شایسته عزیز بسیار ممنونم که این دوره رو با حساسیت و نهایت لطف برامون آماده کردن
خیلی صحبتهای ارزشمندی داخل این فایل بود که من واقعاً بهش نیاز داشتم و میخوام که یه داستانی رو براتون تعریف کنم
حقیقت من آدمی بودم که و یعنی هستم ام توی ذهنم از پدرم گله داشتم که اون باید یه سری چیزها رو برای من درست بکنه یا همش فکر میکردم که اگر وضعیت پدرم بهتر از این بود قطعاً من الان میتونستم نتایج بهتری بگیرم شاید وضعیتم از اینی که هست خیلی بهتر میشد لی خب یه چیزی در درونم فریاد میزد که داری مسیر رو اشتباه میری یه چیزی درونم میگفت که نمیتونه این درست باشه تو خالق زندگیتی ولی واقعاً یه جایی به سطوح اومدم و سر سفره به خانوادهام گفتم من نمیدونم چرا با وجود اینکه این همه تلاش میکنم اما باز همون نتیجه دلخواه رو نمیگیرم هنوز یه سرمایهای که قابل لمس باشه برای خودم ندارم
من دقیقاً باید چیکار بکنم شکرگزاری میکنم روی باورام کار میکنم اما اون نتیجهای که باید رو نمیگیرم از یه جایی به بعد گفتم بابا شاید واقعاً یه چیزی بیرون از من باید تغییر بکنه که من شرایطم تغییر بکنه یعنی این باور در من داشت سست میشد که آقا این من هستم که خالق 100 درصد اتفاقات زندگیمم
شاید اگر این باور در من شکل بگیره که من خالق 100 درصدم وضعیتم تغییر بکنه شاید دلیل اینکه وضعیتم همونی بوده که هست یلش فقط و فقط برمیگرده به این باور که من دارم شرک میورزم
خدا جونم هدایتم کن که من هم مثل استادم بتونم یکتاپرست باشم
امروز همکارمون اومد در مورد حمله اسرائیل صحبت کرد و داشت فحش میداد به نظام و اینکه چقدر اینها پلیدند چقدر اینها با سیاستن فلان و فلان و فلان اگر زمانی شاه بود الان خیلی شرایط بهتر بود شاهداشت به روستاییا میرسید و از روستا شروع کرده بود به آباد کردن و از اینجور حرفا
من خودم متوجه شدم که اون حرفا داره روی من تاثیر میذاره یعنی من هر چقدر که از سایت و دوستان عزیزم کامنتهاشون دور باشم راحت تر تاثیر میگیرم از حرفهای دیگران
من گاهی اوقات فکر میکنم که پدرم الان دو تا ماشین داره چرا نباید یکیشو به من بده که ازش استفاده بکنم و گاهی هم به خاطر این تفکر ازش تنفر به دل گرفتم اما نگاه توحیدی اینه که من باید روی خودم حساب بکنم و دست و پام که نشکسته میتونم اون ماشینی که خودم میخوام رو خریداری بکنم
درسته تا به امروز شاید تلاشهای زیادی کردم که به ثمر نشسته اما این دلیل نمیشه که از اینجا به بعد شرایط تغییر نکنه را قطعاً میتونه تغییر بکنه و پایان شب سیاه سپید است
تنها چیزی که من باید در خودم تقویت بکنم امید و این روحیه منظم بودن و هدفمند زندگی کردن و برای تک تک ثانیههای زندگیم هدف داشته باشم یادم از همکارمون پرسیدم که اگر بخوای چکیده این چند سال زندگیت رو به من بگی و منو یه راهنمایی بکنی تا بتونم مسیر رو بهتر طی بکنم مسیر تکاملم رو من چطور باید زندگی بکنم و چه دیدگاهی داشته باشم
اون اشاره کرد به ساعت روی دیوار و به من گفت که این ساعت رو میبینی عقربهاش رو نگاه کن سعی کن از اون عقربه عقب نمونی و من از اون روز به بعد هر کاری که باید انجام بدم در طول روزم رو یادداشت میکنم و انجامشون میدم و تیک میزنم دیگه اجازه نمیدم زمان از زیر دستم در بره ص واسه تک تک سونیام برنامه دارم اهداف بلند مدتم رو میبینم و اونا رو به اهداف کوتاه مدت تبدیل میکنم به حدی که به انجام دادن یک سری وظایف در طول روز برسه و من با انگیزه و عشق انجامش میدم چون به این درک رسیدم که زندگی مسیر و من باید از این مسیر لذت ببرم یا به عبارتی خوشبختی مسیر نه مقصد
من چند روزی هست که دارم روی روابطم کار میکنم روی روابط عاطفیم روابطم با آدمهای اطرافم و میبینم که شرایط چطور داره تغییر میکنه وقتی که من روی نکات مثبت آدمها تمرکز میکنم هر چقدر که افسار ذهن رو ول بکنم و اجازه بدم که برای خودش فکر بکنه و از اونجایی که پیش فرضهای ذهنم در مورد نکات منفی آدمها فکر میکنه قطعاً روابطم هم همون روابط بیماریزا که قبلاً داشتم همون میشه
حقیقت اینه که وقتی که ما مقصر رو کس دیگهای میکنیم و میگیم اگر فلانی جور دیگهای بود جور دیگهای رفتار میکرد الان من هم بهتر از این میتونستم عمل بکنم حس آرامش بهمون دست میده اما به قول استاد ن فقط ما را از میلیونها میلیون دلار ثروت دور میکنهما باید این نگاه را در خودمون تقویت بکنیم که تنها و تنها و تنها من هستم که خالق زندگی خودمم من هستم که تاثیرگذارم من میکلاننج زندگی خودمم من شاهکار زندگی خودمم من پادشاهم من بهترینم من میتونم من به دستش میارم
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم و دوستان ارزشمندم
من مجددا برگشتم به ابتدای پروژه خانه تکانی … دفعه پیش برای گام اول کامنت نذاشتم ، الان فایل رو دیدم و می خوام درک خودم رو با شما عزیزانم به اشتراک بذارم.
موضوع این فایل ، پذیرفتن مسئولیت زندگیمون توی همه قسمتهای زندگی هست . یعنی از تمام اتفاقاتی که تو زندگیمون میفته و شرایطی که تجربه می کنیم همش بازخورد فرکانسهای ارسالی خودمون به جهان هست .
و با این دیدگاه دیگه خیلی کارها رو نباید انجام بدیم :
مثلا وام گرفتم ، قرض کردن ، منتظر ارث بودن ، راضی نگهداشتن آدمها و بزرگ کردن تاثیرشون توی زندگیمون
غر زدن و گله کردن ، نقش قربانی و مظلوم رو بازی کردن
یعنی تمام این راهکارهای اشتباه رو بذاریم کنار ، و بیایم روی خودمون کار کنیم .
ببین هر حوزه ای چه باورهایی داریم ، چه نگاهی داریم ، چه واکنشی نشون میدیم ، چه رفتارهای داریم !
و بعد که ریشه اونها رو پیدا کردیم ، دیگه شروع کنیم به تغییر دادنشون
به نظرم باید خیلی شجاع باشیم و با خودمون صادق باشیم ، این قسمت سخت ترین قسمتشه ، اینکه متوجه ایرادهایی که داریم بشیم و بپذیریم و تلاش کنیم برای رفعشون ، ازشون فرار نکنیم
اینو گفتم چون دیشب خودم دقیقا توی تله افتادم یه جا داشتم خودم رو توجیه می کردم ، که البته مشکل در طرز تفکر من بود اما هی می خواستم بگم نه ، مشکل از طرف مقابله ! و من پذیرفتم که این منم که باید خودم رو اصلاح کنم
بعدشم چقدر حسم خوب شد ، نه احساس گناه و نه هیچی … علتش رو پیدا کردم و امروز سعی کردم بهش پابند باشم.
پس فقط کافیه یه کم آگاه تر و منعطف تر باشیم .
و این مطلبی که استاد تمام تاکید داشتن که باور کنیم هیچ کسی توی زندگی ما مقصر یا مسئول نیست ، از پدر و مادر گرفته تا خداوند … همه چیز قانون منده … کافیه این رو باور کنیم!
می دونم با ساختن این باور ، کم کم به آرامش میرسیم ، دیگه مقاومت نمی کنیم ، تلاشهای بیهوده نمی کنیم ، حرص نمی زنیم !
و این مدلی یه بخشی از لذت به زندگیمون بر میگرده ! به قول استاد با خودمون و شرایطمون به صلح میرسیم و بعدش خداوند بهمون میگه راهکارها رو البته قدم به قدم
به قول استاد : وقتی خدا رو به عنوان قدرتمند ترین فرمانروای دنیا باور کنیم ، اونوقت از مواهبش استفاده می کنیم
تو باورات توحیدی باشه ، فقط از خداوند کمک بخواه … اونوقت همچین درها رو برات باز می کنه که همه انگشت به دهن مونن .
پس خدایا هدایتمون کن ، همه چیز خودت هستی ، ما رو آگاه کن …
دارم به این فکر میکنم که همین الان که در حال تایپ این دیدگاه هستم، چقدرررر نعمت ریز و درشت که خیلیاش رو حتی نمیدونم چیه داره بهم کمک میکنه تا من بتونم تایپ کنم.
از صندلی ای که روش نشستم، تا ستون فقرات، مفاصل دست و پا، گردن، چشم، انگشتانم، پوستم، نیروی جاذبه، هوا، ریه هام، مغزم، نورونهای عصبی و…. هزاران هزار هزار نعمت که اصلا توانی برای نوشتنش نیست!!! خدایا صدهزار بار شکرت…
اینا رو گفتم که به خودم یادآوری کنم، خدایی که این همه بهت نعمت داده تا بتونی کوچکترین حرکات رو راحت انجام بدی، هیییچ وقت تنهات نمیذاره، هیییچ وقت تو رو نیازمند دیگری نکرده، تو رو خالق زندگیت کرده، به تو توانایی خلق اتفاقات با افکارت داده، اونوقت چطور میشه که من برای یه سری کارای مسخره و پیش پا افتاده چشم میدوزم به عوامل بیرونی! زشته به خدا!
افتخار میکنم که بنده خدا هستم، افتخار میکنم فقیر خدا و هدایتش هستم، افتخار میکنم نیازمند خدا هستم…
وقتی توقع داشته باشم از دیگران دارم به ربوبیت خدا توهین میکنم.
خدایا کمکم کن بتونم همیییشه تو رو در نظر بگیرم، تنها تو رو بپرستم و تنها از خودت کمک بگیرم، خدایا من تمام امورات زندگی این دنیا و آخرتم رو به تو سپردم و میدونم تو من رو به مسیری که راحت و زیبا هست هدایتم میکنی و در اقداماتی که باید انجام بدم هم کمکم میکنی.
من به خدا و هدایتش ایمان و اعتماد دارم.
اگه شرایط فعلیمون دلخواهمون نیست به خاطر افکار خودمونه، به خاطر محدودیتیه که خودمون تو ذهنمون ساختیم، به خاطر اینه که ایمانمون عمل نیاورده و حرف مفت بوده.
تصمیم دارم فایل های خانه تکانی ذهن رو با حوصله یاد بگیرم، هر فایل رو 3 بار بررسی کنم، یک بار خودش رو، یکبار نوشته هام رو، و یک بار هم کامنت ها و اونچه میاد به ذهنم.
استاد عزیزم خیلی سپاسگزارم از شما و خانم شایسته جان بابت همه زحماتی که برای سایت و بچهها میکشید. خدا رو شکر بابت وجودتون
وقتی داشتم کامنت شما رو میخوندم این جمله تون منو خیلی به فکر فرو برد و انگار تلنگری بود به من :
خدایی که این همه بهت نعمت داده تا بتونی کوچکترین حرکات رو راحت انجام بدی، هیییچ وقت تنهات نمیذاره، هیییچ وقت تو رو نیازمند دیگری نکرده، تو رو خالق زندگیت کرده، به تو توانایی خلق اتفاقات با افکارت داده، اونوقت چطور میشه که من برای یه سری کارای مسخره و پیش پا افتاده چشم میدوزم به عوامل بیرونی! زشته به خدا!
واقعا همینه
اگه قرار بود ما به دیگران نیاز داشته باشیم پس این همه نعمت برای چیه ؟
ما حین استفاده از یه وسیله ی برقی اگه به مشکلی بر بخوریم میریم سراغ دفترچه ی راهنماش که سازنده ش داده یا توی سایت سازنده ی اون وسیله
اون وقت خودمون سازنده ی خودمون رو فراموش می کنیم و میریم سراغ بقیه ی وسیله های مثل خودمون
روزی که رفته بودم بانک برای گرفتن وامم که البته ایده پرداختش انقد جالب اومد که هیچی از جیب خودم نرفت و خدارو شکر میکنم بابتش.
صبحش که همین جلسه داشتم گوش میدادم ، 3 تن از دوستان کوهگیلویه و بویراحمد در همون همون بانک برخورد داشتم ، و از روی کنجکاوی پرسیدم راست میگن موقع انتخابات همچین اتفاقی میوفته حال ایشون با همون زبان شیرین که به لهجه آغشته بود گفتن ، بله ما حتی کشته هم میدیدم با یک ذوق خاصی تعریف میکرد این داستان رو ، این رو گفتم که به اولین جملات استاد اشاره کنم که میگفتن ، افکار ما و نتایچی که ارسال و دریافت میکنیم ، بسیار سریع به پاسخ میرسن ، من داخل اتوبوس داشتم به همین جلسه گوش میدادم وقتی رسیدم بانک برخورد کردم به دوستان ، خیلی برام جالب و شیرین بود ، بله استاد دقیقا همینه من هرجا روی دیگران حساب کردم ضربه های شدید خوردم و وقتی روی خدا حساب کردم دقیقا همون افراد به صف شدن تا من به اهدافم برسم ، واقعا دارم در این سایت ارزشمند نتیجه دلخواه که باب دلمه میگیرم ، جانان رو سپاس که هر آن چه دارم از اوست ، چند وقتی بود زیادی درگیر تغییر دیگران بودم ، با رسیدن به تضاد هدایت شدم به غار تنهایی خودم ، فهمیدم اولین قدم برای به صلح رسیدن با دنیای اطراف در اغوش گرفتن خودته ؛ خالی از لطف و عشق نبود این نکات رو بیان کنم . گفتم چون نیاز داشتم که گفتار کنم ، و امید وارم هرانکه باید هم بخونه که به قول خانوم شایسته عزیز ، هیچ چیز اتفاقی نیست .
بخوام از نتایج و تغییر رفتار هام در این وقت ها بگم ؛ ساعت ها باید بنویسم و فقط خدارو شکر گذارم که پیش شمام در پناه الله یکتا جانان ، جان ها ؛ شاد سلامت ثروتمند در دنیا آخرت باشید .
بنام خداوند بخشنده و مهربان که هر چه دارم از آن اوست
روزشمار تحول زندگی من به سمت بینهایت ثروت و نعمت روز هفتاد چهار
خدای بزرگم خالق مهربانم خودم را به دستان توانمند تو می سپارم من به عجز ناتوانی ضعیف بودن ام رسیده ام خدایا قدرت مطلق تو هستی عالم مطلق تو هستی علم تو بر همه چیز احاطه دارد خدایا این تو هستی که میتوانی کمک ام کنی خدایا فقد تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم رب و صاحب اختیار قدرتمند من
خدایا شکر ات که توفیق دادی بازهم برای بهبود باورهایم قدمی بردارم خدایا در این مسیر مرا ثابت قدم نگهدار
تمام آدم های بدبخت و بیچاره افرادی که به هیچ جا نرسیده اند مقصر وضعیت فعلی شانرا گردن دولت پدر و مادر جامعه … می اندازند اینجا با اکثریت افراد که به هیچ جا نرسیده اند وقتی صحبت میکنم دلیل بدبختی شانرا آمدن طالبان می دانند اینها آمدند ما بدبخت شدیم همه چه خراب شد اگر اینها نیامده بودند ما وضعیت ما خیلی خوب بود
اما واقعیت این است که هر اتفاقی در زندگی من رخ میدهد در هر جایگاهی که هستم دلیل اش خودم هستم دلیل اش باورهایم هستتند من با افکارم این اتفاقات را رقم زده ام مقصر هیچ کسی دیگه یی خارج از خودم نیست چطور است که همین اتفاق به ظاهر بد همین آمدن طالبان برای تعداد بسیار زیادی از افراد پله صعود و موفقیت شد یک اتفاق یکسان برای یک تعداد افراد واقعا خیریت داشت افراد بسیار زیادی توانستند به راحتی به کشور های اروپایی و آمریکا بروند زندگی خیلی بهتری را تجربه کنند
-اغلب افراد پدیده های طبیعی مثل سیل طوفان زلزله و… را بلایا و خشم خداوند دانسته یا فکر می کنند دلایل رخ دادن آن به خاطر گناهان و ناسپاسی هایی است که باعث غضب خداوند شده است
در واقعیت:
-تمام کشورهای دنیا با چنین پدیده هایی مواجه شده و رخ دادن آنها به هیچ وجه غیر عادی نیست
-در نظر گرفتن پدیده ها و اتفاقات طبیعی به عنوان خشم و غضب خداوند تنها به دلیل باورهای نادرست ما در مورد خداوند است
-اغلب ما خداوند را انسان با احساسات انسانی در نظر می گیریم
-خداوند سیستم و انرژی است که به باورها و افکار ما پاسخ می دهد
-هر فردی نتایج افکار و باورهای خود را دریافت می کند
-با بودن در مدار درست تمام اتفاقات به نفع ما تمام خواهد شد
-تضادها و اتفاقات نامناسب به رشد و پیشرفت بیشتر منتهی شده و باعث اختراعات و اکتشافات متعدد می شود
-نگاه خود را به تضادها و چالش های رخ داده شده در زندگی تغییر دهیم
-ما خالق و مسئول زندگی خود هستیم
-با مقصر و مسئول دانستن دیگران یا سایر عوامل بیرونی به خداوند شرک می ورزیم
-اینکه دیگران را مسئول و مقصر رخ دادن اتفاقات زندگی خود بدانیم بی ارزش ترین و راحت ترین عمل و اقدامی است که می توانیم انجام دهیم
-گام اول برای تغییر زندگی در تمام ابعاد پذیرش 100 درصد مسئولیت اتفاقات زندگیمان است
-همواره نگاه خود را به درون نه عوامل بیرونی برای تغییر اتفاقات زندگی خود معطوف کنیم
-ما تنها فردی هستیم که می توانیم زندگی خود را تغییر دهیم
-سپاسگزاری از داشته ها باعث دریافت نعمت بیشتر می شود
-مسئولین افرادی هم فرکانس با ما هستند
-اگر به دنبال عوامل بیرونی و تغییر آنها هستیم به هیچ وجه در هیچ زمینه ای به موفقیت دست نمیابیم
-تمام اتفاقات زندگی ما تنها به دلیل باورها و فرکانس های ماست
-افراد با داشتن باورها و افکار مناسب از رخ دادن اتفاقات نامناسب سود و منفعت زیادی کسب می کنند
-شرایط یکسان نتایج متفاوتی برای افراد رقم می زند که به دلیل تفاوت در افکار و باورهای آنهاست
-با تغییر افکار و باورهایمان همان لحظه نشانه ها و نتایج آن را مشاهده می کنیم
-اینکه افراد ثروتمند یا افراد صاحب قدرت باید زندگی ما را تغییر دهند شرک و ناشی از باورهای ذهن فقیر است
-اگر قدرت را تنها در دستان خداوند ببینیم بدانیم ما با افکار و باورهای خود زندگیمان را رقم می زنیم به تمام خواسته های خود دست میابیم
-یکبار برای همیشه بپذیریم ما با افکار و باورهای خود اتفاقات زندگیمان را رقم می زنیم و لازم نیست در انتظار افراد یا سایر عوامل بیرونی برای تغییر شرایط کنونی خود باشیم
-شرایط و موقعیت بیرونی دائما در حال تغییر است اما عده ای همواره از شرایط کنونی ناراضی و عده ای راضی هستند
-تعداد افراد موفق بسیار کمتر از افراد ناموفق است
-در انتظار منجی بودن مصداق شرک است که باعث می شود همواره به دنبال عوامل بیرونی برای حل مسائل و مشکلات خود باشیم
-با کنترل ذهن , داشتن باورهای مناسب به تدریج به افراد شرایط موقعیت ها ایده های درست هدایت می شویم
-نمی توایم یک شبه و یک دفعه شرایط زندگی خود را تغییر دهیم
-ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
-به آموزه ها و آگاهی هاd استاد و قوانین الهی به اندازه ی درکمان عمل کنیم
-هر زمان از دیگران انتظار و توقع تغییر شرایط را داشته ایم در مسیر نادرست قرار داریم
-تمام اتفاقات خواسته ها و ناخواسته ها توسط باورها و فرکانس های ما رقم خورده است
-تضادها و چالش ها به ما کمک می کند خواسته های خود را شناخته و به سمت آنها حرکت کنیم
-توجیه و بهانه های منطقی ذهن خود را کنار بگذاریم و مسئولیت 100 درصد اتفاقات زندگی خود را بپذیریم
-خداوند همواره ما را به مسیر درست هدایت می کند
-با درخواست از خداوند برای هدایت حساب کردن بر روی او به عنوان تنها قدرت بندگی کردن او به تمام خواسته های خود دست میابیم
-تنها از خداوند انتظار و توقع داشته باشیم
-با عمل کردن به شیوه ی عموم جامعه مانند آنها نتیجه می گیریم بنابراین متفاوت از عموم جامعه فکر و عمل کرده تا متفاوت از آنها نتیجه بگیریم
-نقطه مقابل تفکر جامعه افکار درست است
-تنها عامل موفقیت و پیشرفت داشتن باورهای توحیدی است
-هر زمان به دنبال راضی کردن افراد جذب فالور بودیم بدانیم در مسیر شرک قرار داریم
-با داشتن باورهای توحیدی تمام اتفاقات زندگی ما دگرگون می شود
-تمرکز خود را بر ایجاد باورهای توحیدی در ذهن خود قرار دهیم افرادی که ما را به هر عنوان بالا می برند به سرعت ما را به جایگاه پایین تر می کشانند
-باورهای توحیدی خود را تغییر دهیم خداوند در زمان مناسب افراد مناسب را به سمت ما هدایت می کند
-چیزی به اسم بلایای طبیعی وجود ندارد آنها نعمت های خداوند هستند که عده ای از افراد آن را دریافت و عده ای دیگر آنها را دریافت نمی کنند
-با بودن در مدار مناسب اتفاقات ناجالب به نفع ما تغییر می کنند
من چندین روزه که دوره خانه تکانی ذهن رو شروع کردم ولی یادم نبود دستور العمل رو اول گوش بدم که امروز گوش دادم
و تصمیم گرفتم که دوباره از اولش طبق دستورالعمل پیش برم
ولی بگم از تاثیری که اصلا قبل دستورالعمل بهم داد
مخصوصا فایل مربوط ب کامنت لیلای عزیز
یعنی آنقدر من نیاز داشتم ب شنیدن این کلمات استاد که حد نداره و چقد با نتایج لیلا خوشحال شدم و گریم گرفت
و نظرم درمورد فایل اول
واقعا همینطوره ،من یادمه که اکثر کارامو میذاشتم گردن بقیه که انجام بدن بخاطر لکنت و ترس
و الان ک دارم درمان میشم ترسمم کمتر شده
بیشتر این حرفو درک میکنم ، وقتی آدما توقع دارن از بقیه هر کسی غیر خودشون از بیرون خودشون که کاری کنه دیگه انتظار پیشرفت هم باید از سرشون بیرون کنن (به خودم دارم میگم )
مثل این میمونه من برم باشگاه بعد بگم تو دنبل بزن جای من که موفق بشم اندامم خوب بشه خب سیستم جهان به جز ی ظرف خالی چی میخواد بهمون بده
اصلا اینکه بپذیریم ما مسئولیم نصفه راهو رفتیم
قبلا یادمه منم یکم قاطی موج شعار دادنو
ای فلان فلان شده ها دولت چیکار کرد ،ای کاش تورم کم بشه فلان بشه
یا تحت تاثیر این حرفهای (پونزی) بیاید تو این دوره در عرض مدت کوتاهی کلی پول در بیارید چقد من بخاطر پول درآوردن رفتم توی کلاس هایی که اصلا علاقه نداشتم
البته چ بسا لکنت هم بی تقصیر نبود چون علاقه من پر از صحبت بود و من قادر نبودم
ولی الان خیلی پیشرفت کردم و مدتی دیگه که ب تثبیت درمانم نزدیک تر شم شروعش میکنم
تا اون زمان تمرکز میزارم روی مهارت های پایه ای اون کار
و همیشه ب خودم گوش زد میکنم هر کاری هست ک مال توعه تو مسئولی براش
حتی ی مدت پیش از داداشم خواستم برای ویدیو ازم فیلم بگیره و فیلم خیلی خوب نشد
من اصلا بهش نگفتم چرا بد گرفتی
گفتم مقصر منم خودمم بلد نیستم بعد میگم بقیه ویدیو بگیرن
دوم من اصلا توضیخ دادم از چ زاویه ویدیو بگیره؟
پس مقصر منم یا باید یاد بگیرم و بهش یاد بدم یا کلا دیگه ندم دستش
چقدر زیبا و کاربردی ،اشاره کردین که در عین احترام گذاشتن ،حرفمو بزنم و نگران بعدش نباشم.
چون تو خانواده ای بزرگ شدم که همش تنش بوده ،واقعا همیشه سعی می کردم از تنش جلوگیری کنم،مثلا اگر دوستم باهام قهر می کرد ،با اینکه شاید اون زیاد ناراحت نمی شد،اما درون من جهنمی به پا می شد که چرا یکی از من ،ناراحت شده و هر طوری بود در اکثر مواقع خودم پیش گام می شدم که طرف ،باهام اشتی کنه.
یعنی میخوام بگم عزت نفس پایین ،باعث می شد که همش به همه باج بدهم.
و میگم اینم به خاطر خانوادم بود که حق ابزار عقایدمون رو نداشتیم و به محض اینکه ابراز عقاید می کردیم ،برخورد با ما می شد .
و این باعث شده بود در اجتماع و محیط دوستانه هم ،همین رفتار رو داشته باشم.
و دیگه در مرحله دیگرش،این بود که هر انچه که مادرشوهرم می گفت باید تایید می کردم و این روند ادامه داشت.
اما خداروشکر الان در برخورد با مادرشوهرم خیلی بهتر شدم با رعایت احترام خیلی زیاد براشون.
ولی هنوز در مورد پدرم مشکل دارم.
که همانطورفتین برمیگرده به اینکه ذهنمون ما رو می ترسونه از عواقب اظهار نظر کردن.
ولی وقتی قدرت رو فقط به خداوند بدهم ، دیگه نه ترسی هس و نه غمی.
بسیار بسیار سپاسگزارم ازتون و در ضمن افتخار می کنم بهتون که با اینکه مدت کمی هس ،در این سایت هستید ولی درک بسیار بالایی دارید و مهم تر اینکه عمل می کنید.
و اینکه کامنت زیباتون رو برای خودم سیو کردم تا بخونمش.مرسی مرسی.
استاد عزیزم سلام…
سلام به تمام همسفرانم درین مسیر زیبا!
گام اول خونه تکانی گام به گام
توحید و فعال کردن قدرت خلق دورنی.
خدارا شکرر میکنم بابت این موضوع که من از بچه گی در اکثر مواقع روی کسی حساب نمیکردم.
سعی میکردم تمام مسولیت زندگیم رو خودم به عهده بگیرم.
هیچ وقت از کسی انتظار نداشتم برام کاری انجام بده.
بعضی مواقع هم که شرایطی پیش میآمد که سر بقیه حساب میکردم و توقع داشتم برام کاری بکنند دقیقا از همان نقطه آسیب میدیدم
چون نگاه شرک آلود داشتم.
و این موضوع رو بارها و بار ها تجربه کردم که هر زمانیکه مسولیت زندگیم رو گردن بقیه انداختم نتیجه ی کاملا برعکس انتظارم رو گرفتم.
البته قبلا با قانون آشنایی نداشتم به صورت نا خود آگاه به یکسری موضوعات عمل میکردم
الان خدارا شکررر از زمانی که با قوانین جهان آشنا شدم تمام سعیم رو میکنم که صفر تا صد مسولیت زندگیم رو به عهده بگیرم. خدایا شکرت
سپاس گذار خدای مهربانم هستم که هدایتم کرد به دوره بینظیر 12 قدم
و خدارا شکر میکنم که موفقانه با شوروشوق دارم روی آموزش های بی نظیر قدم ها کار میکنم.
بهترین کار زندیگم خریدن و عمل کردن به دوره فوقالعاده 12 قدم هست
خدایا شکرت.
درپناه خدا شاد باشید ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت.
سلام به استاد عزیزم سید حسین عباس منش و همه دوستان پرتلاش
الهی شکرت واقعاً شکر بابت این محتوای بسیار ارزشمند
امروز اتفاقی میخواستم یه یلم از بارون بزارم استوری اینستاگرامم که یهو با پست استاد روبرو شدم که داشت در مورد این دوره فوق العاده صحبت میکرد
استاد جان سپاسگزارم ازت بابت این دوره که به صورت هدیه قراردادی داخل سایت و از خانم شایسته عزیز بسیار ممنونم که این دوره رو با حساسیت و نهایت لطف برامون آماده کردن
خیلی صحبتهای ارزشمندی داخل این فایل بود که من واقعاً بهش نیاز داشتم و میخوام که یه داستانی رو براتون تعریف کنم
حقیقت من آدمی بودم که و یعنی هستم ام توی ذهنم از پدرم گله داشتم که اون باید یه سری چیزها رو برای من درست بکنه یا همش فکر میکردم که اگر وضعیت پدرم بهتر از این بود قطعاً من الان میتونستم نتایج بهتری بگیرم شاید وضعیتم از اینی که هست خیلی بهتر میشد لی خب یه چیزی در درونم فریاد میزد که داری مسیر رو اشتباه میری یه چیزی درونم میگفت که نمیتونه این درست باشه تو خالق زندگیتی ولی واقعاً یه جایی به سطوح اومدم و سر سفره به خانوادهام گفتم من نمیدونم چرا با وجود اینکه این همه تلاش میکنم اما باز همون نتیجه دلخواه رو نمیگیرم هنوز یه سرمایهای که قابل لمس باشه برای خودم ندارم
من دقیقاً باید چیکار بکنم شکرگزاری میکنم روی باورام کار میکنم اما اون نتیجهای که باید رو نمیگیرم از یه جایی به بعد گفتم بابا شاید واقعاً یه چیزی بیرون از من باید تغییر بکنه که من شرایطم تغییر بکنه یعنی این باور در من داشت سست میشد که آقا این من هستم که خالق 100 درصد اتفاقات زندگیمم
شاید اگر این باور در من شکل بگیره که من خالق 100 درصدم وضعیتم تغییر بکنه شاید دلیل اینکه وضعیتم همونی بوده که هست یلش فقط و فقط برمیگرده به این باور که من دارم شرک میورزم
خدا جونم هدایتم کن که من هم مثل استادم بتونم یکتاپرست باشم
امروز همکارمون اومد در مورد حمله اسرائیل صحبت کرد و داشت فحش میداد به نظام و اینکه چقدر اینها پلیدند چقدر اینها با سیاستن فلان و فلان و فلان اگر زمانی شاه بود الان خیلی شرایط بهتر بود شاهداشت به روستاییا میرسید و از روستا شروع کرده بود به آباد کردن و از اینجور حرفا
من خودم متوجه شدم که اون حرفا داره روی من تاثیر میذاره یعنی من هر چقدر که از سایت و دوستان عزیزم کامنتهاشون دور باشم راحت تر تاثیر میگیرم از حرفهای دیگران
من گاهی اوقات فکر میکنم که پدرم الان دو تا ماشین داره چرا نباید یکیشو به من بده که ازش استفاده بکنم و گاهی هم به خاطر این تفکر ازش تنفر به دل گرفتم اما نگاه توحیدی اینه که من باید روی خودم حساب بکنم و دست و پام که نشکسته میتونم اون ماشینی که خودم میخوام رو خریداری بکنم
درسته تا به امروز شاید تلاشهای زیادی کردم که به ثمر نشسته اما این دلیل نمیشه که از اینجا به بعد شرایط تغییر نکنه را قطعاً میتونه تغییر بکنه و پایان شب سیاه سپید است
تنها چیزی که من باید در خودم تقویت بکنم امید و این روحیه منظم بودن و هدفمند زندگی کردن و برای تک تک ثانیههای زندگیم هدف داشته باشم یادم از همکارمون پرسیدم که اگر بخوای چکیده این چند سال زندگیت رو به من بگی و منو یه راهنمایی بکنی تا بتونم مسیر رو بهتر طی بکنم مسیر تکاملم رو من چطور باید زندگی بکنم و چه دیدگاهی داشته باشم
اون اشاره کرد به ساعت روی دیوار و به من گفت که این ساعت رو میبینی عقربهاش رو نگاه کن سعی کن از اون عقربه عقب نمونی و من از اون روز به بعد هر کاری که باید انجام بدم در طول روزم رو یادداشت میکنم و انجامشون میدم و تیک میزنم دیگه اجازه نمیدم زمان از زیر دستم در بره ص واسه تک تک سونیام برنامه دارم اهداف بلند مدتم رو میبینم و اونا رو به اهداف کوتاه مدت تبدیل میکنم به حدی که به انجام دادن یک سری وظایف در طول روز برسه و من با انگیزه و عشق انجامش میدم چون به این درک رسیدم که زندگی مسیر و من باید از این مسیر لذت ببرم یا به عبارتی خوشبختی مسیر نه مقصد
من چند روزی هست که دارم روی روابطم کار میکنم روی روابط عاطفیم روابطم با آدمهای اطرافم و میبینم که شرایط چطور داره تغییر میکنه وقتی که من روی نکات مثبت آدمها تمرکز میکنم هر چقدر که افسار ذهن رو ول بکنم و اجازه بدم که برای خودش فکر بکنه و از اونجایی که پیش فرضهای ذهنم در مورد نکات منفی آدمها فکر میکنه قطعاً روابطم هم همون روابط بیماریزا که قبلاً داشتم همون میشه
حقیقت اینه که وقتی که ما مقصر رو کس دیگهای میکنیم و میگیم اگر فلانی جور دیگهای بود جور دیگهای رفتار میکرد الان من هم بهتر از این میتونستم عمل بکنم حس آرامش بهمون دست میده اما به قول استاد ن فقط ما را از میلیونها میلیون دلار ثروت دور میکنهما باید این نگاه را در خودمون تقویت بکنیم که تنها و تنها و تنها من هستم که خالق زندگی خودمم من هستم که تاثیرگذارم من میکلاننج زندگی خودمم من شاهکار زندگی خودمم من پادشاهم من بهترینم من میتونم من به دستش میارم
الهی صد هزار مرتبه شکرت
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیزم و دوستان ارزشمندم
من مجددا برگشتم به ابتدای پروژه خانه تکانی … دفعه پیش برای گام اول کامنت نذاشتم ، الان فایل رو دیدم و می خوام درک خودم رو با شما عزیزانم به اشتراک بذارم.
موضوع این فایل ، پذیرفتن مسئولیت زندگیمون توی همه قسمتهای زندگی هست . یعنی از تمام اتفاقاتی که تو زندگیمون میفته و شرایطی که تجربه می کنیم همش بازخورد فرکانسهای ارسالی خودمون به جهان هست .
و با این دیدگاه دیگه خیلی کارها رو نباید انجام بدیم :
مثلا وام گرفتم ، قرض کردن ، منتظر ارث بودن ، راضی نگهداشتن آدمها و بزرگ کردن تاثیرشون توی زندگیمون
غر زدن و گله کردن ، نقش قربانی و مظلوم رو بازی کردن
یعنی تمام این راهکارهای اشتباه رو بذاریم کنار ، و بیایم روی خودمون کار کنیم .
ببین هر حوزه ای چه باورهایی داریم ، چه نگاهی داریم ، چه واکنشی نشون میدیم ، چه رفتارهای داریم !
و بعد که ریشه اونها رو پیدا کردیم ، دیگه شروع کنیم به تغییر دادنشون
به نظرم باید خیلی شجاع باشیم و با خودمون صادق باشیم ، این قسمت سخت ترین قسمتشه ، اینکه متوجه ایرادهایی که داریم بشیم و بپذیریم و تلاش کنیم برای رفعشون ، ازشون فرار نکنیم
اینو گفتم چون دیشب خودم دقیقا توی تله افتادم یه جا داشتم خودم رو توجیه می کردم ، که البته مشکل در طرز تفکر من بود اما هی می خواستم بگم نه ، مشکل از طرف مقابله ! و من پذیرفتم که این منم که باید خودم رو اصلاح کنم
بعدشم چقدر حسم خوب شد ، نه احساس گناه و نه هیچی … علتش رو پیدا کردم و امروز سعی کردم بهش پابند باشم.
پس فقط کافیه یه کم آگاه تر و منعطف تر باشیم .
و این مطلبی که استاد تمام تاکید داشتن که باور کنیم هیچ کسی توی زندگی ما مقصر یا مسئول نیست ، از پدر و مادر گرفته تا خداوند … همه چیز قانون منده … کافیه این رو باور کنیم!
می دونم با ساختن این باور ، کم کم به آرامش میرسیم ، دیگه مقاومت نمی کنیم ، تلاشهای بیهوده نمی کنیم ، حرص نمی زنیم !
و این مدلی یه بخشی از لذت به زندگیمون بر میگرده ! به قول استاد با خودمون و شرایطمون به صلح میرسیم و بعدش خداوند بهمون میگه راهکارها رو البته قدم به قدم
به قول استاد : وقتی خدا رو به عنوان قدرتمند ترین فرمانروای دنیا باور کنیم ، اونوقت از مواهبش استفاده می کنیم
تو باورات توحیدی باشه ، فقط از خداوند کمک بخواه … اونوقت همچین درها رو برات باز می کنه که همه انگشت به دهن مونن .
پس خدایا هدایتمون کن ، همه چیز خودت هستی ، ما رو آگاه کن …
مسئولیت 100% زندگی ات را بپذیر
فردی که مسئولیت حل مسائل زندگی اش را نمی پذیرد،به راحتی توانایی درونی اش برای حل مسائل را بلا استفاده می گذارد
توقع از دیگران،نمود بزرگی از شرک است
هر زمان خودت را مسئول خوشبختی خود می دانی، یعنی در مسیر توحید هستی و بر خداوند توکل کرده ای
تمام بهانه ها و توجیهات فرد برای نتوانستن یا امکان پذیر نبودن،از شرک نشات گرفته است
وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار می کنی،دنیای بیرونی خودش درست می شود
توحید، تنها مسیر برای تجربه خوشبختی است
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
به دانسته هایت عمل کن
تو بنده خوبی باش،خدا همه کار برایت انجام میدهد
اگر مثل بقیه فکر و عمل کنی،نتایجت هم مثل بقیه میشود
کاری کن خدا و قلبت راضی باشد،نه مردم
ایاک نعبد و ایاک نستعین
استاد فقط دوست دارم سکوت کنم و به عمق این جملات فکر کنم ، فقط تنها باشم و به فایلا گوش کنم
شاید شرایط ب نظر به هم ریخته بیاد،حتی نمیخوام راجع بهش فکر کنم و توجهمو بدم ب چیزی ک نمیخوام،اما احساس میکنم همه چیز به نفعمه ؛
تنهایی ،سکوت ،خودم ،اگاهی ، رشد ،دیدن باگ های ذهنیم و کمک به خودم برای درست کردن همه چیز
زیاد دور شده بودم از خودم، وقتشه برگردم …
عاشقتونم :)
خدایا تو آگاهی به قلبم …
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
دارم به این فکر میکنم که همین الان که در حال تایپ این دیدگاه هستم، چقدرررر نعمت ریز و درشت که خیلیاش رو حتی نمیدونم چیه داره بهم کمک میکنه تا من بتونم تایپ کنم.
از صندلی ای که روش نشستم، تا ستون فقرات، مفاصل دست و پا، گردن، چشم، انگشتانم، پوستم، نیروی جاذبه، هوا، ریه هام، مغزم، نورونهای عصبی و…. هزاران هزار هزار نعمت که اصلا توانی برای نوشتنش نیست!!! خدایا صدهزار بار شکرت…
اینا رو گفتم که به خودم یادآوری کنم، خدایی که این همه بهت نعمت داده تا بتونی کوچکترین حرکات رو راحت انجام بدی، هیییچ وقت تنهات نمیذاره، هیییچ وقت تو رو نیازمند دیگری نکرده، تو رو خالق زندگیت کرده، به تو توانایی خلق اتفاقات با افکارت داده، اونوقت چطور میشه که من برای یه سری کارای مسخره و پیش پا افتاده چشم میدوزم به عوامل بیرونی! زشته به خدا!
افتخار میکنم که بنده خدا هستم، افتخار میکنم فقیر خدا و هدایتش هستم، افتخار میکنم نیازمند خدا هستم…
وقتی توقع داشته باشم از دیگران دارم به ربوبیت خدا توهین میکنم.
خدایا کمکم کن بتونم همیییشه تو رو در نظر بگیرم، تنها تو رو بپرستم و تنها از خودت کمک بگیرم، خدایا من تمام امورات زندگی این دنیا و آخرتم رو به تو سپردم و میدونم تو من رو به مسیری که راحت و زیبا هست هدایتم میکنی و در اقداماتی که باید انجام بدم هم کمکم میکنی.
من به خدا و هدایتش ایمان و اعتماد دارم.
اگه شرایط فعلیمون دلخواهمون نیست به خاطر افکار خودمونه، به خاطر محدودیتیه که خودمون تو ذهنمون ساختیم، به خاطر اینه که ایمانمون عمل نیاورده و حرف مفت بوده.
تصمیم دارم فایل های خانه تکانی ذهن رو با حوصله یاد بگیرم، هر فایل رو 3 بار بررسی کنم، یک بار خودش رو، یکبار نوشته هام رو، و یک بار هم کامنت ها و اونچه میاد به ذهنم.
استاد عزیزم خیلی سپاسگزارم از شما و خانم شایسته جان بابت همه زحماتی که برای سایت و بچهها میکشید. خدا رو شکر بابت وجودتون
در پناه خدا باشید
سلام آقای طلایی عزیز
وقتی داشتم کامنت شما رو میخوندم این جمله تون منو خیلی به فکر فرو برد و انگار تلنگری بود به من :
خدایی که این همه بهت نعمت داده تا بتونی کوچکترین حرکات رو راحت انجام بدی، هیییچ وقت تنهات نمیذاره، هیییچ وقت تو رو نیازمند دیگری نکرده، تو رو خالق زندگیت کرده، به تو توانایی خلق اتفاقات با افکارت داده، اونوقت چطور میشه که من برای یه سری کارای مسخره و پیش پا افتاده چشم میدوزم به عوامل بیرونی! زشته به خدا!
واقعا همینه
اگه قرار بود ما به دیگران نیاز داشته باشیم پس این همه نعمت برای چیه ؟
ما حین استفاده از یه وسیله ی برقی اگه به مشکلی بر بخوریم میریم سراغ دفترچه ی راهنماش که سازنده ش داده یا توی سایت سازنده ی اون وسیله
اون وقت خودمون سازنده ی خودمون رو فراموش می کنیم و میریم سراغ بقیه ی وسیله های مثل خودمون
ممنون بابت این آگاهی ای که به اشتراک گذاشتین
خدا یار و نگهدارتون باشه
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بینهایت ثروتمند و ثروتبخش
قرار شد هر روز حداقل دو ساعت وقت به هر گام اختصاص بدم اما یک هفته ای هست که فقط در همین گام اول گیر کردم از بس مهم هست و سرشار از نکات کلیدی هست
درین یک هفته هی وقت میزارم دوباره گوش میکنم و کامنت میخونم و کامنت میخونم چون کامنت خوندن خیلی خیلی در درک مفاهیم فایل کمکم میکنه
امشب میخوام دوباره بنویسم
اگر مسولیت 100٪ زندگیت رو پذیرفتی پس :
روی هیچکس حساب نکن
از هیچکس توقع نداشته باش
هیچ بهانه و عذری نداشته باش
دنبال مقصر برای واقعات گذشته زندگی ات نباش
منتظر کسی یا چیزی برای کمک یا نجات یا خوشبختی نباش
وقتی عظمت خدای درون و ارزشمندی خودم را نمیبینم پس دیگران را بزرگ و ارزشمند میبینم و این یعنی شرک
وقتی خودم را حقیر و خدایم را کوچک میبینم پس عوامل بیرونی را بزرگ میبینم و این یعنی شرک
وقتی خودم و خدایم را ضعیف میبینم پس به عوامل بیرونی قدرت میدهم و این یعنی شرک
پس توحید یعنی من مسول هستم و هیچ عامل بیرونی هیچ مسولیت ندارد و من هیچ انتظاری یا توقعی از عوامل بیرونی ندارم
آنچه در زندگی ام واقع شده را من خلق کرده ام
هر بلایی سرم آمده مسئولش من بوده ام
پس از همین لحظه به بعد تلاش میکنم تا خوشبختی را برای خودم خلق کنم
و این یعنی توحید عملی
وقتی خدا را درونم دارم پس چه نیازی به غیراو؟
غیرخدا حسادت میکنند
غیرخدا دروغ میگویند
غیرخدا فراموش میکنند
غیرخدا احساساتی میشوند
غیرخدا منافع شان را ترجیح میدهند
غیرخدا به هر دم و بازدم شان محتاج خدا هستند
پس مرا چه به غیرخدا؟
بگو: خدا برایم کافی است که هیچ قدرتی بالاتر از او نیست بر او توکل میکنم که او تنها رب است.
الهی شکرت
به نام خداوند بخشنده مهربان .
روزی که رفته بودم بانک برای گرفتن وامم که البته ایده پرداختش انقد جالب اومد که هیچی از جیب خودم نرفت و خدارو شکر میکنم بابتش.
صبحش که همین جلسه داشتم گوش میدادم ، 3 تن از دوستان کوهگیلویه و بویراحمد در همون همون بانک برخورد داشتم ، و از روی کنجکاوی پرسیدم راست میگن موقع انتخابات همچین اتفاقی میوفته حال ایشون با همون زبان شیرین که به لهجه آغشته بود گفتن ، بله ما حتی کشته هم میدیدم با یک ذوق خاصی تعریف میکرد این داستان رو ، این رو گفتم که به اولین جملات استاد اشاره کنم که میگفتن ، افکار ما و نتایچی که ارسال و دریافت میکنیم ، بسیار سریع به پاسخ میرسن ، من داخل اتوبوس داشتم به همین جلسه گوش میدادم وقتی رسیدم بانک برخورد کردم به دوستان ، خیلی برام جالب و شیرین بود ، بله استاد دقیقا همینه من هرجا روی دیگران حساب کردم ضربه های شدید خوردم و وقتی روی خدا حساب کردم دقیقا همون افراد به صف شدن تا من به اهدافم برسم ، واقعا دارم در این سایت ارزشمند نتیجه دلخواه که باب دلمه میگیرم ، جانان رو سپاس که هر آن چه دارم از اوست ، چند وقتی بود زیادی درگیر تغییر دیگران بودم ، با رسیدن به تضاد هدایت شدم به غار تنهایی خودم ، فهمیدم اولین قدم برای به صلح رسیدن با دنیای اطراف در اغوش گرفتن خودته ؛ خالی از لطف و عشق نبود این نکات رو بیان کنم . گفتم چون نیاز داشتم که گفتار کنم ، و امید وارم هرانکه باید هم بخونه که به قول خانوم شایسته عزیز ، هیچ چیز اتفاقی نیست .
بخوام از نتایج و تغییر رفتار هام در این وقت ها بگم ؛ ساعت ها باید بنویسم و فقط خدارو شکر گذارم که پیش شمام در پناه الله یکتا جانان ، جان ها ؛ شاد سلامت ثروتمند در دنیا آخرت باشید .
خدانگهدار.
بنام خداوند بخشنده و مهربان که هر چه دارم از آن اوست
روزشمار تحول زندگی من به سمت بینهایت ثروت و نعمت روز هفتاد چهار
خدای بزرگم خالق مهربانم خودم را به دستان توانمند تو می سپارم من به عجز ناتوانی ضعیف بودن ام رسیده ام خدایا قدرت مطلق تو هستی عالم مطلق تو هستی علم تو بر همه چیز احاطه دارد خدایا این تو هستی که میتوانی کمک ام کنی خدایا فقد تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم رب و صاحب اختیار قدرتمند من
خدایا شکر ات که توفیق دادی بازهم برای بهبود باورهایم قدمی بردارم خدایا در این مسیر مرا ثابت قدم نگهدار
تمام آدم های بدبخت و بیچاره افرادی که به هیچ جا نرسیده اند مقصر وضعیت فعلی شانرا گردن دولت پدر و مادر جامعه … می اندازند اینجا با اکثریت افراد که به هیچ جا نرسیده اند وقتی صحبت میکنم دلیل بدبختی شانرا آمدن طالبان می دانند اینها آمدند ما بدبخت شدیم همه چه خراب شد اگر اینها نیامده بودند ما وضعیت ما خیلی خوب بود
اما واقعیت این است که هر اتفاقی در زندگی من رخ میدهد در هر جایگاهی که هستم دلیل اش خودم هستم دلیل اش باورهایم هستتند من با افکارم این اتفاقات را رقم زده ام مقصر هیچ کسی دیگه یی خارج از خودم نیست چطور است که همین اتفاق به ظاهر بد همین آمدن طالبان برای تعداد بسیار زیادی از افراد پله صعود و موفقیت شد یک اتفاق یکسان برای یک تعداد افراد واقعا خیریت داشت افراد بسیار زیادی توانستند به راحتی به کشور های اروپایی و آمریکا بروند زندگی خیلی بهتری را تجربه کنند
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-اغلب افراد پدیده های طبیعی مثل سیل طوفان زلزله و… را بلایا و خشم خداوند دانسته یا فکر می کنند دلایل رخ دادن آن به خاطر گناهان و ناسپاسی هایی است که باعث غضب خداوند شده است
در واقعیت:
-تمام کشورهای دنیا با چنین پدیده هایی مواجه شده و رخ دادن آنها به هیچ وجه غیر عادی نیست
-در نظر گرفتن پدیده ها و اتفاقات طبیعی به عنوان خشم و غضب خداوند تنها به دلیل باورهای نادرست ما در مورد خداوند است
-اغلب ما خداوند را انسان با احساسات انسانی در نظر می گیریم
-خداوند سیستم و انرژی است که به باورها و افکار ما پاسخ می دهد
-هر فردی نتایج افکار و باورهای خود را دریافت می کند
-با بودن در مدار درست تمام اتفاقات به نفع ما تمام خواهد شد
-تضادها و اتفاقات نامناسب به رشد و پیشرفت بیشتر منتهی شده و باعث اختراعات و اکتشافات متعدد می شود
-نگاه خود را به تضادها و چالش های رخ داده شده در زندگی تغییر دهیم
-ما خالق و مسئول زندگی خود هستیم
-با مقصر و مسئول دانستن دیگران یا سایر عوامل بیرونی به خداوند شرک می ورزیم
-اینکه دیگران را مسئول و مقصر رخ دادن اتفاقات زندگی خود بدانیم بی ارزش ترین و راحت ترین عمل و اقدامی است که می توانیم انجام دهیم
-گام اول برای تغییر زندگی در تمام ابعاد پذیرش 100 درصد مسئولیت اتفاقات زندگیمان است
-همواره نگاه خود را به درون نه عوامل بیرونی برای تغییر اتفاقات زندگی خود معطوف کنیم
-ما تنها فردی هستیم که می توانیم زندگی خود را تغییر دهیم
-سپاسگزاری از داشته ها باعث دریافت نعمت بیشتر می شود
-مسئولین افرادی هم فرکانس با ما هستند
-اگر به دنبال عوامل بیرونی و تغییر آنها هستیم به هیچ وجه در هیچ زمینه ای به موفقیت دست نمیابیم
-تمام اتفاقات زندگی ما تنها به دلیل باورها و فرکانس های ماست
-افراد با داشتن باورها و افکار مناسب از رخ دادن اتفاقات نامناسب سود و منفعت زیادی کسب می کنند
-شرایط یکسان نتایج متفاوتی برای افراد رقم می زند که به دلیل تفاوت در افکار و باورهای آنهاست
-با تغییر افکار و باورهایمان همان لحظه نشانه ها و نتایج آن را مشاهده می کنیم
-اینکه افراد ثروتمند یا افراد صاحب قدرت باید زندگی ما را تغییر دهند شرک و ناشی از باورهای ذهن فقیر است
-اگر قدرت را تنها در دستان خداوند ببینیم بدانیم ما با افکار و باورهای خود زندگیمان را رقم می زنیم به تمام خواسته های خود دست میابیم
-یکبار برای همیشه بپذیریم ما با افکار و باورهای خود اتفاقات زندگیمان را رقم می زنیم و لازم نیست در انتظار افراد یا سایر عوامل بیرونی برای تغییر شرایط کنونی خود باشیم
-شرایط و موقعیت بیرونی دائما در حال تغییر است اما عده ای همواره از شرایط کنونی ناراضی و عده ای راضی هستند
-تعداد افراد موفق بسیار کمتر از افراد ناموفق است
-در انتظار منجی بودن مصداق شرک است که باعث می شود همواره به دنبال عوامل بیرونی برای حل مسائل و مشکلات خود باشیم
-با کنترل ذهن , داشتن باورهای مناسب به تدریج به افراد شرایط موقعیت ها ایده های درست هدایت می شویم
-نمی توایم یک شبه و یک دفعه شرایط زندگی خود را تغییر دهیم
-ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
-به آموزه ها و آگاهی هاd استاد و قوانین الهی به اندازه ی درکمان عمل کنیم
-هر زمان از دیگران انتظار و توقع تغییر شرایط را داشته ایم در مسیر نادرست قرار داریم
-تمام اتفاقات خواسته ها و ناخواسته ها توسط باورها و فرکانس های ما رقم خورده است
-تضادها و چالش ها به ما کمک می کند خواسته های خود را شناخته و به سمت آنها حرکت کنیم
-توجیه و بهانه های منطقی ذهن خود را کنار بگذاریم و مسئولیت 100 درصد اتفاقات زندگی خود را بپذیریم
-خداوند همواره ما را به مسیر درست هدایت می کند
-با درخواست از خداوند برای هدایت حساب کردن بر روی او به عنوان تنها قدرت بندگی کردن او به تمام خواسته های خود دست میابیم
-تنها از خداوند انتظار و توقع داشته باشیم
-با عمل کردن به شیوه ی عموم جامعه مانند آنها نتیجه می گیریم بنابراین متفاوت از عموم جامعه فکر و عمل کرده تا متفاوت از آنها نتیجه بگیریم
-نقطه مقابل تفکر جامعه افکار درست است
-تنها عامل موفقیت و پیشرفت داشتن باورهای توحیدی است
-هر زمان به دنبال راضی کردن افراد جذب فالور بودیم بدانیم در مسیر شرک قرار داریم
-با داشتن باورهای توحیدی تمام اتفاقات زندگی ما دگرگون می شود
-تمرکز خود را بر ایجاد باورهای توحیدی در ذهن خود قرار دهیم افرادی که ما را به هر عنوان بالا می برند به سرعت ما را به جایگاه پایین تر می کشانند
-باورهای توحیدی خود را تغییر دهیم خداوند در زمان مناسب افراد مناسب را به سمت ما هدایت می کند
-چیزی به اسم بلایای طبیعی وجود ندارد آنها نعمت های خداوند هستند که عده ای از افراد آن را دریافت و عده ای دیگر آنها را دریافت نمی کنند
-با بودن در مدار مناسب اتفاقات ناجالب به نفع ما تغییر می کنند
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام عشق
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
و همه ی دوستان گله این دانشگاه زندگی
من چندین روزه که دوره خانه تکانی ذهن رو شروع کردم ولی یادم نبود دستور العمل رو اول گوش بدم که امروز گوش دادم
و تصمیم گرفتم که دوباره از اولش طبق دستورالعمل پیش برم
ولی بگم از تاثیری که اصلا قبل دستورالعمل بهم داد
مخصوصا فایل مربوط ب کامنت لیلای عزیز
یعنی آنقدر من نیاز داشتم ب شنیدن این کلمات استاد که حد نداره و چقد با نتایج لیلا خوشحال شدم و گریم گرفت
و نظرم درمورد فایل اول
واقعا همینطوره ،من یادمه که اکثر کارامو میذاشتم گردن بقیه که انجام بدن بخاطر لکنت و ترس
و الان ک دارم درمان میشم ترسمم کمتر شده
بیشتر این حرفو درک میکنم ، وقتی آدما توقع دارن از بقیه هر کسی غیر خودشون از بیرون خودشون که کاری کنه دیگه انتظار پیشرفت هم باید از سرشون بیرون کنن (به خودم دارم میگم )
مثل این میمونه من برم باشگاه بعد بگم تو دنبل بزن جای من که موفق بشم اندامم خوب بشه خب سیستم جهان به جز ی ظرف خالی چی میخواد بهمون بده
اصلا اینکه بپذیریم ما مسئولیم نصفه راهو رفتیم
قبلا یادمه منم یکم قاطی موج شعار دادنو
ای فلان فلان شده ها دولت چیکار کرد ،ای کاش تورم کم بشه فلان بشه
یا تحت تاثیر این حرفهای (پونزی) بیاید تو این دوره در عرض مدت کوتاهی کلی پول در بیارید چقد من بخاطر پول درآوردن رفتم توی کلاس هایی که اصلا علاقه نداشتم
البته چ بسا لکنت هم بی تقصیر نبود چون علاقه من پر از صحبت بود و من قادر نبودم
ولی الان خیلی پیشرفت کردم و مدتی دیگه که ب تثبیت درمانم نزدیک تر شم شروعش میکنم
تا اون زمان تمرکز میزارم روی مهارت های پایه ای اون کار
و همیشه ب خودم گوش زد میکنم هر کاری هست ک مال توعه تو مسئولی براش
حتی ی مدت پیش از داداشم خواستم برای ویدیو ازم فیلم بگیره و فیلم خیلی خوب نشد
من اصلا بهش نگفتم چرا بد گرفتی
گفتم مقصر منم خودمم بلد نیستم بعد میگم بقیه ویدیو بگیرن
دوم من اصلا توضیخ دادم از چ زاویه ویدیو بگیره؟
پس مقصر منم یا باید یاد بگیرم و بهش یاد بدم یا کلا دیگه ندم دستش
و این شد که ن کسی سرزنش شد نه چیز دیگه
خوشحالم که هدایت شدم به این مسیر
الهی شکرت⭐
با سلام خدمت شما دوست خوبم؛
همین طور مسیر درمانی تون رو ادامه بدین و نخواهید که یه روزه مشکلتون حل باشه ،ولی همش به خودتون بگین که من دارم از روز اولم ،بهتر میشم.
و گوشی موبایلتون رو ،روی استند بزارین و بارها و بارها از خودتون فیلم بگیرید ،صد بار ،دویست بار.
ضرر نداره که ،هم تمرین برای کارتون هس و هم اعتماد به نفس تون بالاتر می ره.
هر دفعه با دقت فیلم هاتون رو ببینید و اشکالاتشو در ویدئو بعدی جبران کنید.
اصلا به نظر من ،اگر خودتون دوربین گوشی یا حالا هر دوربینی که هس رو تنظیم کنید میتونید بارها و بارها تمرین کنید.
ولی اگر دست هر کسی بدین حالا حرفه ای یا اماتور ،شاید اون فرد ،حوصله نداشته باشه که چند بار فیلم بگیره و ناخوداگاه به شما هم استرس بده .
این راهکاری بود که به ذهنم اومد براتون بنویسم.
البته اینم بگم من مشکل لکنت ندارم ولی خیلی اوقات به خاطر اعتماد به نفس پایین ،اصلا صدام درنیومده.
حتی جاهایی که کاملا نظر مخالف با اون فرد رو داشتم . میخوام بگم اول از همه اعتماد به نفس خیلی مهمه.
و کاری به این نداره که لکنت داری یا نداری.
پس دوست خوبم ،انشالا با قدرت ادامه بدی و پیروز بشی.
به نام خدا
سلام به شما سولماز عزیزم و پیام قشنگی که برام نوشتید
من الان حدودا یکساله که در حال درمانم و بسیار پیشرفت داشتم
و اینکه تا حالا موندم پای درمان این بوده ک مسیر درمان هم تکامل توش طی شده و یهویی نیست ولی مثل قانون از همون روز اول مشخصه تغییرات
و بله دقیقا نباید منتظر بمونیم کسی کارمونو انجام بده مطمنا خداوند ایده هایی میده ک مناسب شرایط ماست
برای شما ک توی صحبت مشکل دارید بعنوان دوستتون و خانواده روحی شما میگم
توی یوتوب میتونید روی صدا سازی کار کنید روی قدرت صداتون
عزت نفس ک عالیه
روی زبان بدنتون کار کنید
و همینم خیلی آروم آروم
از یه تمرین شروع کنید
بنظرم یوتوب برای شروع منبع خیلی خوبیه
دوستون دارم در پناه خداوند مهربان ️️
با سلام خدمت شما دوست خوبم؛
ممنونم از تون که پیشنهاد دادید واقعیتش نمی دونستم همچین امکانی در یوتوب وجود داره.
چون بعضی ها توی ذهنم خیلی بزرگ بوده و الانم تقریبا هستن.
مثل مادرشوهر و پدر خودم.
جوری که واقعا نمیتونم حرف دلم و نظر اصلی مو بگم و فقط باید تایید کننده حرفاشون باشم.
و باید از همین نقطه شروع کنم و بتونم درصدی کارم رو پیشرفت بدم.
و فقط قدرت رو به خدا بدم ،نه اینکه از بندگانش بترسم.
مرسی مرسی بابت کامنتتون.
بهترین ها رو براتون میخوام.
به نام خدا
سلام دوباره به شما عزیزم
مرسی که میخونید و پاسخ میدید من ذوق میکنم بچه ها میخونن نظراتمو
بله شما حتما توی یوتوب سرچ کنید خیلی چیزا هست
و اینکه موضوع شما برمیگرده ب عزت نفس شما و دوم تصویر سازی غلط
ما ی اشتباهی ک داریم اینه که قبل از اینکه اتفاقی بیفته ذهنمون ی جهنمی از داستان میسازه ک بیا و ببین
برای همین من ی پیشنهاد دارم برات
ب محض اینکه حرفی میزنن هرکی میخواد باشه
ن میخوای بی ادبی کنید ن چیزی میخواید حرفتون بزنید
همون لحظه در عین اینکه ذهن میخواد شروع کنه حرفتو بزن
اصلا ب این فکر نکن ک بعدش واکنش چی نشون میدن اصلا نزار ترس جلوتو بگیره خیالت راحت هیچ کاری نمیتونن انجام بدن اگر شما باور کنی قدرت دست خداست
و دومین مشکل اینه ک ما احترام رو اشتباه فهمیدیم
اولا احترام ی چیز دو طرفس و اینکه احترام ب والد درسته خیلی خوبه ما در هر صورت باید نگهداریم ن بخاطر اونا بخاطر شخصیت خودمون
ولی تعبیر غلط اینه ک اگر من حرف بزنم بی احترامی کردم
من خودم دوباره با مخالفت شدید پدرم بلند میشم میرم سفر کلی هم حرف میشنوم
پاسخ هم میدم در جواب نه حرف بد ن
عقایدمو میگم وقتی میبینم باز حرف حرف خودشه گوش نمیده فقط میخواد منو بترسونه ب قول این جمله عیسی ب دین خود موسی ب دین خود
هرکسی بره برای خودش بخدا
قرار نیست چون شما مخالفی ،چون این عقیده تو سرتونه ک دختر نباید تنها بره ،اگر بلایی سرت بیارن چی
فقط من اینو میدونم ک من در حال حاضر تنها فرصت رو دارم
و باید تا جایی ک راه داره برم بالا مسیری ک درست باشه دشمن زیاد پیدا میکنه و این خودش ی مدرکه بر درست بودنش
خیلی روی خودت کار کن جدی باش مطمن باش اون جسارت در تو شکل میگیره
با سلام مجدد به شما دوست خوب و مهربونم:
چقدر زیبا و کاربردی ،اشاره کردین که در عین احترام گذاشتن ،حرفمو بزنم و نگران بعدش نباشم.
چون تو خانواده ای بزرگ شدم که همش تنش بوده ،واقعا همیشه سعی می کردم از تنش جلوگیری کنم،مثلا اگر دوستم باهام قهر می کرد ،با اینکه شاید اون زیاد ناراحت نمی شد،اما درون من جهنمی به پا می شد که چرا یکی از من ،ناراحت شده و هر طوری بود در اکثر مواقع خودم پیش گام می شدم که طرف ،باهام اشتی کنه.
یعنی میخوام بگم عزت نفس پایین ،باعث می شد که همش به همه باج بدهم.
و میگم اینم به خاطر خانوادم بود که حق ابزار عقایدمون رو نداشتیم و به محض اینکه ابراز عقاید می کردیم ،برخورد با ما می شد .
و این باعث شده بود در اجتماع و محیط دوستانه هم ،همین رفتار رو داشته باشم.
و دیگه در مرحله دیگرش،این بود که هر انچه که مادرشوهرم می گفت باید تایید می کردم و این روند ادامه داشت.
اما خداروشکر الان در برخورد با مادرشوهرم خیلی بهتر شدم با رعایت احترام خیلی زیاد براشون.
ولی هنوز در مورد پدرم مشکل دارم.
که همانطورفتین برمیگرده به اینکه ذهنمون ما رو می ترسونه از عواقب اظهار نظر کردن.
ولی وقتی قدرت رو فقط به خداوند بدهم ، دیگه نه ترسی هس و نه غمی.
بسیار بسیار سپاسگزارم ازتون و در ضمن افتخار می کنم بهتون که با اینکه مدت کمی هس ،در این سایت هستید ولی درک بسیار بالایی دارید و مهم تر اینکه عمل می کنید.
و اینکه کامنت زیباتون رو برای خودم سیو کردم تا بخونمش.مرسی مرسی.
انشالا در پناه خداوند شاد و پیروز باشید.