live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده - صفحه 62 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    164MB
    31 دقیقه
  • فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    30MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1148 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا خشاب نیا گفته:
    مدت عضویت: 2087 روز

    سلام به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته عزیز

    گام هشتم.

    خدایا شکرت بابت این همه اگاهی که مدام داره تز زاویه های مختلف گفته میشه.

    چیزی که این روزها زیاد تو گوشم زنگ میخوره بحث کنترل ذهن هست, وقتی که دستم ناخودآگاه می‌خوره رو واتساپ یا تلگرام یا حتی یوتیوب مدام می‌خواد بره و استوری چک کنه یا تو اکسپلور بچرخه و من دارم سعی می‌کنم که آگاهانه خودم رو از اون‌ها دور کنم اما چون همسرم خیلی تو فضای مجازی میچرخه من رو ناخودآگاه بعضی وقتها میکشونه به سمتش و از دستم در میره … و فقط میخام اگاهانه خودم رو دور کنم از این شرایط حتی با اینکه مسیرم انگاری جوریه که نیاز داره به فضای مجازی اما چون من میدونم که به محض ورورد به این فضا کلا از مسیر خارج میشم واسه همین آگاهانه ازش اعراض میکنم. و جالب اینجاست به محض اینکه میگم به کسی که نره تو فضای مجازی خودم بلافاصله درگیرش میشم واسه همین اینم گذاشتم جز اصولم که دیگه به هیچکی نگم.

    و این روزا یکی از تمرینات اصلی من شده اگاهانه اعراض از فضای مجازی.

    چقدر این جمله برام جالبه که ذهنیت خالق یعنی مراقبت از کانون توجه، واقعا اگه ذهن شلوغ بشه و مراقبت نشه ازش به صورت ناخودآگاه میره سراغ چرندیات انگار مثل زمین مستعدیه ک تا ولش کنی علف هرز رشد میکنه وقتی هم شلوغ شد دیگه جریان زندگی از دست خودت خارج میشه.

    خدایا شکرت بابت موندنم پای تعهدم و قدم هشتم

    خدایا شکرت بابت استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته

    خدایا شکرت بابت سایت بینظیرشون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهتا گفته:
    مدت عضویت: 471 روز

    سلام خدمت استاد عزیز.

    سپاسگزارم بابت این صحبت های خیلی قشنگتون و این حس و حال خوبی که همیشه ازتون میگیرم،واقعا سپاسگزارم ازتون.

    این صحبت هایی که توی این فایل گفتید خیلی برام ارزشمند بود برای اینکه دقیقا چند روز بود که مجدد به طور جدی شروع کرده بودم رو فرکانسم کار میکردم تا اینکه دیروز خبری رو دیدم و ذهنم اینقد درگیرش شد اینقد که سخت بود برام بهش فکر نکردن.بازم وقتی نگاه میکنم ریشه یابی میکنم میبینم شب قبلش از فرنکانس اصلی خودم دور بودم و صبحش اینجوری برام پیش اومد.

    امروز این فایل روزی من بود که گوش بدم و متوجه بشم چیکار باید بکنم با خودم مهربون تر باشم تا بتونم ذهنمو بهتر کنترل کنم.

    استاد عزیز خیلی ازتون ممنون.

    من از همین فایل های رایگانتون اینقد بهره میبرم و اینقدر هربار مشتاق گوش دادن فایل ها میشم که وقتی صبح چشامو باز میکنم اول میام سراغ فایل ها یدونه رو رندم انتخاب میکنم ( البته با الهامات قلبی) و بهش گوش میدم؛سبحان الله که دقیقا صحبت های اون فایل دغدغه اون روز من بوده.

    باور کنید هربار،هربار اومدن من به سایت به همین شکل بوده و هدایت شدم .

    سپاسگزارم از خدای مهربونم که شمارو سر راه من آورد و با شما آشنا شدم.

    سپاسگزارم از خدای مهربونم که لطفش اینقد زیاده به من و همه بنده هاش.

    در پناه حق شاد و ثروتمند باشید استاد عزیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2900 روز

    یه نام خدای روزی رسان

    دزود و احترام

    گام هشتم : ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده

    اگر مثل بدنه جامعه فکر کنم و عمل کنم خب طبیعیه که مثل اون ها هم نتیجه میگیرم.

    به هر چیز توجه کنم به سمت ان هدایت میشوم.

    رفتارهای دیگران را قضاوت نکنم .

    ذهن فقیر فقط دنبال یک بهانه میگزده که همه رو قضاوت کنه و ادای روشنفکری دراره و بگه من خوبم و بقیه بدن ..

    دنبال حواشی بیهوده نباشم.. هر چند واقعا ادم های اطرافم تغییر کردن و من حرف های بیهوده و سیاسی رو زو خیلی کمتر میشنوم و اگر هم بشنوم در قلبم ارزو میکنم خدا ان طرف را شفا بدهد و یا توی دلم بهش میخندم خخخخ

    زبان سرخ سر سبز را به باد میدهد .

    خب اینم از رد پای من از گام هشتم ،، یادم باشه تعهد دادم

    خدایا شکزت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مهدی صادقی گفته:
    مدت عضویت: 1856 روز

    حمد وسپاس خدا را که خالق زیبایی هاست و به زیبا بین ها هم جایزه میده

    سلام به استاد عزیز که راهنما هستن در مسیر رسیدن به حقیقت هان هستی و اون حقیقت جز خداوند و ما نیستیم بقیه چیزها خدا افریده برای خدمت به ما و مر ماست

    کانون توجه دوستان بخدا خیلی واضح و روشن شد برام موضوع توجه به هر چیز اون در زندگیت بیشتر میکنه

    پس مواظب کانون توجه باشین

    میخوام یک مثال بزنم تا اونا هنوز درگیر این تمرکز و توجه هستن براشون روشن عملی بشه

    من یک روز یک بچه گربه دیدم خلاصه براش غذا تهیه کردم بهش دادم و ذهنم درگیر این بود که تا شب یکی دیگه این بچه گربهها زیاد شدن من حساس تر و هی باخودم درگیر که بچه گربه معنی خاصی داره یک چندبارم سرچ زدم راجع دیدن گربه خلاصه بعد گربه بزرگ میدیم بیشتر و بیشتر دیدم بعد به خودم امدم گفتم داری به چی توجه میکنی خوب همونم جذب کردی و به محضی که این موضوع دذک کردم و در مسیر رفتن به خونه 4 عدد گربه یکجا دیدم که سابقه نداشت

    روز بعدم تو جاده بودم برای رسیدن به یک روستای که برای تفریح میرفتیم

    تو مسیر الاغ دیدم و توجه زیادی دادم و بخدا تو روستا یکی دیگه دیدم و نگه داشتم تا دخترم ببینه و کلی باهاش کیف کردیم و خلاصه الاغ گذاشتم کانون توجه نا بعدازظهر که اونجا بودیم 4 تا الان دیدیم

    را یک ماشین که برا خرید زوم میکنی تو چند روز کلی از اون ماشینها میبینی

    حالا به عنوان پیشنهاد هر کس میخواد

    قانون توجه درک کنه به یک چیز توجه کنه تا متوجه موضوع بشه مثل یک پرنده خاص یا گیاه خاص یا ماشین خاص سریع این قانون براتون واضح شود

    ممنون از خانم شایسته عزیز بخاطر فراهم کردن این دوره زیبا با فایلهای فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 478 روز

    درود

    روز پنجاه و ششم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس از استاد عزیزم

    فایل پر از آگاهی بود ، اینکه انسان های موفق کسانی هستند که ذهنشون رو تونستند کنترل کنند واقعا واسم جالب بود و طبق گفته دوستمون در کامنت ها ، دقیقا من از زمانیکه به پرنده های پشت بام روبروی اتاقم دقت کردم و هر روز نگاهشون کردم و لذت بردم از بال زدنشون، کم کم پشت پنجره ی اتاقم و آشپزخونه یا کریم ها اومدن و کم کم کم کفتر چاهی اومد اونقدر درشت و خوشگل هستند که هر روز اصلا شدندن دلخوشی من، حتی یک بار پنجره باز بود کلاغ اومد داخل خونه ، یک بار هم دوتا یا کریم اومدند و یک ساعتی تو خونمون چرخیدن اصلا انگار نمی‌خواستند برن .

    همین دوتا یا کریم ، دو تا زمستون هست که شب ها میان پشت پنجره ی اتاقم تا صبح می‌خوابند، تا از گرمای پنجره استفاده کنند و من چقدر لذت میبرم ، و صبح هم صدای آوازشون بی نهایت من رو خوشحال می‌کنه ، اصلا سال اولی که اومدیم تو این آپارتمان ، انگار نبودند اما الان همیشه هستند و حتی دیشب همسرم رو راضی کردم که پنجره مشجر آشپزخونه رو تعویض کنه و شیشه ها ساده باشند که من واضح تر پرنده ها رو ببینم

    و همیشه با خودم فکر میکنم که من نباید از این آپارتمان برم بخاطر این پرنده ها ، اما تو این فایل گفته شد که به هر چیزی که توجه کنی به همون شرایط هدایت میشی و با خودم گفتم که نباید خودم رو وابسته این خونه کنم و راه رو نباید ببندم برای نعمت ها، اگر این پرنده ها خوشحالم می‌کنه حتما با توجه بهشون اگر مکانم تغییر کنه حتما تو شرایط بهتری با پرنده ها هستم.

    و یک چیز جالب دیگه الان که دارم این کامنت رو می‌نویسم یهو صدای پرنده ی همسایه رو شنیدم که اصلا شبها این صدا به ندرت بوده…

    یک سوال هم بود که استاد جواب دادن که بهترین کتابی که خوندید ؟ چقدر جالب استاد باز کردید این سوال و جوابی که دادید تا باحال هیچ جایی نشنیده بودم عالی بود عالی

    اصلا شما به همه چیز از، یک زاویه یک دیگه رسیدید

    امیدوارم که با تعهد به خودم بتونم از این آگاهی ها در بهترین حالت استفاده کنم که واقعا ناب هستند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    شایانی منش گفته:
    مدت عضویت: 629 روز

    با سلام و درود

    چیزی که استاد عباس منش از گام اول روش تاکید دارند، کنترل ذهن و کانون توجهمون هست که اگر صرفا همین یک مورد رو باور و عمل کنیم، با نتایج شگفت انگیزی مواجه خواهیم شد.

    احساس و فرکانس خوب مساوی خلق شرایط دلخواه

    پذیرش اشتباهات خود و دیگران و پرهیز از قضاوت افراد

    توجه و تمرکز به زیباییها و بی توجهی به اتفاقات ناپسند

    الهی سپاسگزارم که در مسیر تغییر افکار و باورهام قرار گرفتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مونا گفته:
    مدت عضویت: 317 روز

    سلام به استاد و همه ی دوستان عزیزم

    مهم ترین کار ما کنترل ذهن در هر شرایطی هست. حتی در سخت ترین شرایط خودمون یا خانواده و یا جامعه باید بتونیم در دل اون سختی ها به زیبایی ها توجه کنیم و کنترل ذهن کنیم. تقوا همان کنترل ذهن هست. هر چقدر کنترل ذهن بیشتر باشه به مراتب تقوا هم بیشتر هست.

    وقتی کنترل ذهن داشته باشیم جهان به مراتب ما رو جدا از بدنه جامعه و جایی که زندگی میکنیم جدا می‌کنه و ما رو به مکانی که هم فرکانس ماست هدایت می کنه.

    اگر کسی اشتباهی می‌کنه و ما خواستیم انگشت اشاره به سمت اون شخص ببریم و خواستیم کسی رو متهم کنیم به خودمون بگیم که آیا خودم اشتباه نکردم ؟ آیا من مبرا از هر خطا و اشتباهی هستم ؟ که دارم دیگران رو متهم میکنم ؟

    پس قبل از اینکه بخوام دیگران رو متهم کنم اول به خودم بگم شاید اگر من هم جای اون شخص بودم همین اشتباه رو میکردم اگه این رو بگم دیگه نمی‌خوام به دیگران برچسب بزنم. دیگه نمی‌خوام به دیگران حرفی بزنم و همش تمرکزم روی نکات منفی بمونه.

    با این فکر از اون فرکانس منفی خارج میشم و میتونم فرکانس رو تغییر بدم و به سمت زیبایی ها ببرم و هر لحظه شکرگزار نعمت ها خدا باشم.

    نکاتی که از این قسمت متوجه شدم و یاد گرفتم و درس گرفتم

    سپاسگزارم از شما استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1579 روز

    سلام و درود

    امیدوارم حال دلتون عالی باشه

    اگر میخوای مثل بقیه افراد جامعه باشید پس مثل بقیه هم نتیجه میگیری

    ولی اگر تفاوت داشته باشی در مورد اتفاقات صحبت نکنید و خودت را مشغول به افکار مثبت داشته باشی و کاری به اخبار نداشته باشی چون شرایط حساس کنونی در جامعه که همیشه هست این به انتخاب تو بستگی داره

    همه دنیا، مردم دنبال اخبار و اتفاقی هست که در مورد آن صحبت کنند از روستا گرفته تا شهرهای بزرگ، ولی کسی که کنترل روی افکار داشته باشند که اینم تعداد کمی از مردم هستند که میخواهند خودشون زندگی را بسازند نه افکار عمومی و اتفاقات دولتها

    و باید کانون توجهت را کنترل کنی و مثل بقیه مردم نباشی

    هر بار هم یه اتفاقی هست که آدمها خودشون را دلسوز مردم میدونید و از اون اتفاق حرف میزنند

    بدونیم با هر منطقی داری در مورد موضوعی صحبت می‌کنی که دوست نداری وارد زندگیت میشه بیشتر اون موضوع را داری به زندگیت وارد می‌کنی

    حالا نمیشه و شرایط مناسب نیست حداقل در مورد آن موضوع ناراحت صحبت نکنید و توجهتون را به نکات مثبت بدهید

    و همیشه اگر خودمون را جای آن شخص و موضوع اجتماعی بزاریم و بدونیم اگر ما جای آن خلبان بودیم منم امکان داشت آن اتفاق را رقم میزدم مثل حالا که اشتباهی پوشه روی دسکتاپ لب تابم پاک میکنم پس هیچ انتقادی نمیتونم بکنم وقتی خودم مبرا نیستم پس بهترین اینه که خودت را جای اون شخص بزاری و یه حدیثی در کتاب دبستان هم بود که از امام حسن بود فرمودند هر چه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و این جمله رو من اثر گذاشت هر وقت یکی را قضاوت میکردند میگفتم اگر ما بودیم شاید ما هم همون کار را میکردیم و جالب بود خیلی راحت خودم را رها میکردم از همون کودکی ،و میگفتم تا کفش طرف را نپوشید قضاوت هم نکن به خودم خیلی تلنگر میزدم که کار من نیست قضاوت در مورد اشخاص

    یه کاری کنیم که خبر خوب همیشگی باشد همیشه در مورد زیبایی و ثروت و عشق و علاقه زیاد باشد و ثروت و شادی و محبت و عشق و سلامتی وارد زندگیت بشه

    در پناه خداوند یکتا شاد و پیروز و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 1691 روز

    سلام به استاد عزیز مریم خانم مهربان و دوستان نازنین هم فرکانسی

    خداراشکر که اینجا هستم از امروز تصمیم گرفتم که ساعت کار کردن روی خودم را روزانه یادداشت کنم و ببینم روزی چند ساعت کار می کنم چون نتایجم کم هست و ذهنم مرتب میگه تو خیلی روی خودت کار می کنی می خوام ببینم واقعا همین طور هست یا نه

    به نسبتی که روی خودت کار می کنی نتیجه میگیری اگه از بیست و چهار ساعت یک ساعت کار کنی اندازه همون یک ساعت نتیجه میگیری پس اگر نتایج فوق العاده می خوای باید زمان بیشتر بزاری و من امروز تصمیم گرفتم زمان را محاسبه کنم و روزانه بیشتر و بیشترش کنم

    الهی به امید تو

    دست از قضاوت خودمون و دیگران برداریم این چیزی هست که برای آرامش ذهن لازمه

    خودگویه های منفی ممنوع

    تحقیر و سرزنش خودت ممنوع

    الهی به امید تو و بایاری و کمک تو در اجرای تصمیمات جدیدم

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 543 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    امروز 1404/7/1

    سلام استادجون، سلام بر مریم نازنین

    اول میخوام در مورد زیبایی هایی که تو این تصویر دیدم صحبت کنم

    استاد چقدر خونه زیبایی دارین، مخصوصا لامپ هایی که خیلی زیبا آویزون شدن یا برقی که تو دیواره و رنگارنگ میشه، مبل های چرمی که دارین، و حتی این خونه آینه بزرگی داره و فضای بیرون دیده میشه « چیزی که آرزوی منه»، و حتی چقدر خوشگل روی کلاه قرمزتون آدرس سایت رو زدین abasmanesh.com واقعا استاد منم آرزومه اینقدر موفق بشم که روی لباسامم طرح مورد علاقمو بزنم یا آدرس کاریمو بزنم و….. خلاصه خیلی با دیدن ادرس سایت اونم روی کلاهتون خوشحال شدم،،

    و حالا برگردم به موضوع خالق بودن یا واکنش نشون دادن

    کنترل ذهن یعنی: واکنش نشان ندادن به اتفاقات نادلخواه؛

    این موردی که گفتین استاد واقعا بعضی مواقع سخته

    مثلا موقعی که پدرت غر میزنه

    یا مادرت دعوات میکنه

    یا به فردی یه کاری میگی و سر پیچی میکنه

    یا حتی یه کاریو فردی انجام میده و کاملا خرابش میکنه

    و….

    درسته تو این موقع من خیلی خیلی واکنش نشون میدم

    دعوا میکنم، یا لجبازی میکنم یا جدال و…

    کلا تو این مواقع یه چیزی از درون بهت میگه کم نیار، کم بیاری یعنی بی عرضگیت معلوم میشه و…. و تورو به سمت واکنش نشون دادن و بقولی توی مباحث ها به سوی برنده شدن میبره « برنده ای که تهش اوج باختنه»

    آره استادجان شما راست میگی، واکنش نشون بدی بیشتر مواردی میاد که مجبوری بیشتر واکنش نشون بدی

    من خواهر کوچیکتر دارم وخودم یه سری باورهای مخرب درمورد این موضوع دارم « چون بچه بودم بهم میگفتن هرچی بزرگا بگن باید انجام بدی یا بزرگتر ها حق دارن دستور بدن و…. »

    وقتی خواهرم کاریو بگم انجام نده یا خیلی جواب بده، واکنش منفی نشون میدم انگاری که حق بزرگ بودن من رو اون بچه کوچیک خورده

    یه سری خودگویی میاد تو ذهنم که «

    اون دختر حق نداره به بزذگترش جواب بده

    باید هرچی بزرگتر میگه باید بگه چشم

    آدم ها بی نقص باید کارهارو انجام بدن

    و…

    و اینا نشون دهنده این نیست که خواهرم مشکل داره، این یعنی من مشکل دارم و باید تلاش کنم برطرف کنم

    استاد شما کاملا راست میگی

    همه ادم ها به صورت ناخودآگاه دنبال اینن که یه اتفاقی بیوفته و بشینن در موردش صحبت کنن

    من یادمه مادرم مریض شد و هر فردی بهش زنگ میزد « خاله، زن دایی، زن عمو، عمه و… » بهشون میگفت من مریض شدم این درحالیه که طرف شاید حالشو هم نپرسیده باشه و تا نیم یاعت درمورد حال خرابیش صحبت میکرد

    خواهرم چون تو این مشیر اومده تلاش میکنه توجه نکنه به این موارد ولی وقتی مادرم بهش زنگ زد گفت من مریضم از حالم یه خبر نمیگیری

    اون وقت بود به خودم گفتم انگاری آدما خیلی دوست دارن در مورد بدبختی و قربانی شدنشون صحبت کنن

    یادمه یه بار که داشتیم برمیگشتیم از استان دیگه به شهر خودمون

    تو مسیر یه اتفاقی افتاد و ما یهو از بین دو ماشین با سرعت بالا رد شدیم

    من چشامو بستم و وقتی چشامو باز کردم دیدم زنده ام، مادر و پدرم زنده ان، میدونی چیزی که من گفتم: این واقعا معجزه بود، همه زنده اییم و هیچکی آسیب ندیده و نشون دهنده اینه که خداوند مارو نگهداشته و مارو از این حادثه نجات داد

    یهو اینو گفتم و چقدر من احساس خوشحالی و وجود خدارو حس کردم

    تو مسیر که بودیم عموم و پدرم همش در مورد لین موضوع حرف زدن «حتی اتفاقی که نیوفتاده بود رو گفتن افتاد یعنی میگفتن تصادف کردیم

    من تعجب کردم، واقعا برام عجیب بود

    تصااااادفــــــــ!!!!!!

    اون اتفاق توی شب افتاد و من نخواستم حرفای اونارو بشنوم و توی ماشین هدفون گذاشتم و اومدم

    ساعت 12 شب بود

    وقتی صبح بیدار شدم من خداروشکر میکنم واقعا حالم عالی تر از همیشه بود، خیلی حالم خوب بود ولی پدرو مادرم و…« افرادی که تو اون حادثه بودن» مریض شده بودن و تپ و لرز داشتن و همش در مورد این موضوع صحبت میکردن

    منو دیدن که مثل همیشه شاد و خوشحالم و اصلا در مورد این موضوع صحبت نمیکنم تعجب کردن

    پدر و مادرم اومدن گفتن تو دیشب انگار خواب بودی نه؟؟

    گفتم چطور؟؟ گفتن چون فلان اتفاق افتاد

    گفتم اره درست میگین و منم دیدم بیدار بودم

    اینو گفتم و رفتم کارهامو بکنم

    اون شرایط برای من هیچ کاری نکرد اما مابقی افراد رو مریض کرد، اونجا هم کمی درک کردم که کلام و فکر چقدر تاثیر گذار بوده

    استاد شاید براتون عجیب باشه « البته نمیدونم برای شما چطور اما برای خودم خیلی عجیبع» من نزدیک به یک ساله که دارم فایل گوش میدم اما درک نکردم

    میدونستم و میشنیدم که من خالق شرایطم اما عمیق فکر نکرده بودم

    یعنی نمیدونستم که میتونم ذهنمو کنترل کنم و حس میکردم یه طوفانی هست و منم نمیتونم اونو رام کنم

    ولی وقتی خودمو بزرگتر از طوفان دیدم، وقتی خودمو صاحب و مالک اتفاقات دیدم و البته درکش کردم حالا احساس ارامش بهم آروم برمیگرده

    قبلنا خیلی از تهدید میترسیدم و نمیدونستم چیکار کنم اما الان میفهمم با اعراض همه چی درست میشه

    بحث قــــضـــــاوت»

    .

    ادامه دارد…….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: