اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه امروز صبح که برای خرید بامادرم رفته بودم بیرون یه دفعه دیدم موضوع بحث شده میوه فروش سرکوچمون یک لحظه به خودم اومدم وبه مادرم گفتم شاید منم اگه درموقعیت فعلی اون اقا بودم همینجور رفتار میکردم ودیگه ادامه ندادم وبحث رو عوض کردم خیلی میخوام قضاوت نکنم ولی بعضی مواقع ناموفقم وهمینم حالمو بد میکنه ولی دوباره به خودم میگم من یه انیانم وجائزالخطا وهمینم باعث میشه حالم بهتربشه توی اینماه دوبار دخترم رو بردم دکتر وخودم هم ازنظر سلامتی مشکل دارم دیشب پیش خودم میگفتم یه جای قضیه میلنگه باتوجه به کارکردن روی خودم باید اوضاع از این بهتر میبود ودارم فکرمیکنم چرا با اینکه توی مسیر درست هستم البته به نظر خودم ،اوضاع اینجوریه وباید جوابشو پیدا کنم وبتونم اوضاع رو درروزای اتی بهبود بدم
خدارو شاکرم بابت توفیق شنیدن این صحبتها و آگاهی ها
بله اصل اساس هرچیزی اول از همه آرامش ذهن هست که در کنار آون ورود نعمت ها آغاز میشود
لازمه ش هم اینه همچون جسم که تغذیه میخواد روح نیز چنین است حالا غذای و انرژی روح رو چجوری تامین کنیم خیلی ساده ست البته تمرین و مداومت مستمر میخواد اینکه هرچیزی نبینیم هر چیزی نشنویم هر چیزی نخونیم کلا یکسری فیلتر های اساسی بذاریم که بیس و پایه همشون حال خوب داشتن باشه
در چنین شرایطی چون حالمون خوبه پس ذهنمان آرومه و به منبع اصلی همانا خداوند بزرگ هست متصل میشیم چون ح د ومرتبه خداوند بی نهایت بالا هست پس باید بریم بالاتر لاجرم باید با خودمون در صلح باشیم یعنی کلا حال و احوال ن خوب باشه اونوقت دیگه دز پی دیگران و برچسب زدن قضاوت کردن توجیه کر ن بقیه نیستیم اونوقت میدونیم هر کسی مسئول اعمال و باورهای خودشه و دخالتی نداریم
پس وارد جریانات ناخوشایند دنیا نمیشیم حالا هر چی با ه محتوایی که بخواد باشه
وقتی حال بد باشه یعنی نتیجه ش اتفاقات بد میشه پس لا جریان خودمون میریم چون دنیا و قوانینش اصل شوخی حالیشون نیست
خدایا شکرت همینکه بتونم ورودی ذهنم رو کنترل کنم برگ برنده دست منه
مابقی هم خودش لاجرم میرم به اومدن هست به دنیای من برای شاد کردن حال من
عاشقتم خدا و عاشقتم استاد و عاشقتونم خانواده بزرگ و ارزشمند خودم
روز سیزدهم (البته امروز در حقیقت باید روز چهاردهم میبود ولی چون نت نداشتم امروز شد سیزدهم)
خدایا شکرت که امروز به تضادی خوردم از لحاظ مالی و خیلی باعث شد بهتر بفهمم چجوری باید عمل کنم
خیلی سخته کنترل کردن ذهن تو این موارد، ولی من تمام سعیم دارم میکنم و خداروشکر که دارم میگذرونمش و سعی میکنم ارتباطم رد هر لحظه با وهاب جان حفظ کنم
همش یه صدایی تو ذهنمه که میگه همه چی درست میشه، هی میخوام بش بخندم البته ذهن منطقی میخواد بخنده، و طعنه بزنه، ولی با تمام وجودم و قلبم آرامشی که در این کلام الله هست رو احساس میکنم و میدونم به زودی زود خیلی خوب حل میشه
اینو به یادگار میزارم از خودم که روزی در آینده ای نه چندان دور که همه چیز در بهترین حالت رخ داد و من به لحاظ مالی پیشرفت کردم و اومدم به اینجا برخورد کردم یادم بیاد که چه تضادهایی باعث شدن من پیشرفت کنم
پریشب داشتم با خدا حرف میزدم و یک دیالوگی از سریال وایکینگز که قبلا میدیدم چون از وقتی استاد گفتن باید کنترل ورودی کنیم دیگه هیچ سریال خارجی و یا ایرانی ندیدم، یعنی از وقتی گفتن رعایت کردم کم و بیش و الان تقریبا هیچه، دیالوگ این بود، که میگفت اکر میدانستی که خداوند چه برای در نظر دارد لخت در ساحل میرقصیدی
یک هو یادش افتادم و به شدت بم امید داد و بعد ولی اشک شوق ریختم که کلام الله چقدر اثربخشه، آرامش بخشه، بقول استاد پر از ایمان و امیده
گاهی وقتا تو این ویدیوهای آموزشی رایگان یه صحبت هایی میکنن استاد که عجیب نفوذ میکنه در دل و خبر از رخ دادنش در آینده ای نه چندان دور میده، یجوری که مطمئنی رخ میده با تمام وجودت، استاد گفتن بخدا قسم که اگر مثل جامعه و کلیت جامعه فکر نکنی، نتیجه متفاوت میگیری، یعنی وقتی از لحاظ تفکر و فرکانس تغییر میکنی، لاجرم از نظر فیزیکی هم تغییر میکنی
یا اونجا که گفتن باور کنید همه میاین اینجا تو پردایس
یا گاهی وقتا که خانم شایسته تو سفر به دور آمریکا، اونجا که رفته بودین چشمه آب های گرم میگن بچه ها اینجا یکی از اون جاهایی که حتما باید باهم بیایم
خدایا شکرت برای داشتن شما و بودن در این مسیر، برخوردن به این مسیر، اینکه جهان اینجوری نبوده که همیشه فکر میکردیم
همیشه میدونستم که چیزی هست در مورد جهان که من هنوز نفهمیدم و قطعا اینی که بقیه میگن نیست و با خوندن کتاب های متفاوت فلسفی سعی در دانستنش داشتم و بیشتر دچار هیاهوی درونی میشدم، تازه میفهمیدم وای که چقدر راه دور و درازیه رسیدن به اصل و اساس جهان و شاید هرگز کسی نفهمه و من بسنده میکردم فقط تو مسیر رسیدن باشم، ولی اینجا تو این مسیر توحیدی تازه میفهمی اصل چیه، یعنی تازه یه چیزایی از اصل رو درک میکنی، یعنی میگی خدایا شکرت که از دو راهی دراومدم، اینجا قوانین گفته شده فقط من باید اونقدر بشنوم و تکرار کنم و به کار بگیرم تا عملی بشه
خدایا شکرت هزاران هزاران هزاران بار که امروز بسته نت رسوندی که بیام اینجا حالم خوب کنم
تا عصری که هنوز نت نداشتم، فقط در حال آواز خوندن و آهنگ شنیدن بودم البته بعد از شنیدن فایل های استاد
تا ذهنم یکم فقط یکم از اون موضوع ناجالب مالی دور بشه
خداوند را شاکرم که اولین روز هفته را با کار کردن روی خودم آغاز کرده ام، خداوند را هزاران مرتبه شاکرم.
خاصیت این دنیا این است که مسائل خوب و بد دارد و وظیفه من این است که باید کانون توجهم را طوری برنامه ریزی کنم که حس خوبی به من بدهد، باید به مسائلی توجه کنم که به من آرامش می دهند و توجه به آن ها باعث می شود مسائلی مشابه آن ها رخ دهد، آنقدر باید این کار را به صورت آگاهانه تمرین کنم که ذهنم به صورت ناخوداگاه به دنبال توجه به مسائل مثبت باشد.
ذهن اکثریت مردم از کودکی تحت شرایط و محیط طوری برنامه ریزی می شود که به دنبال اتفاقات بد باشد، بعد از مدتی مسائل منفی برای ذهن جذابیت پیدا می کنند، شاید در ظاهر بگوید از این اتفاق ها خوشم نمی آید ولی حیقیت این است که آن مسائل برای ذهن زینت داده می شوند و ذهن ناخوداگاه به آن ها توجه می کند، در نتیجه مشابه آن اتفاقات بیشتر به ما جذب می شوند. به خاطر همین است که اکثر رکورد های منفی مانند تعداد تصادفات، بی ارزش شدن پول و… هر روز در کشور ما بیشتر می شود. و به خاطر همین است که با وجود ممنوع بودن مشروبات الکلی در کشور باز هم یکی از رکورد داران مصرف مشروبات الکی هستیم، قانون جذب اصلا توجه نمی کند که الکل یا هر چیز دیگری در جایی ممنوع است، قانون بر اساس کانون توجه مردم آن منطقه مسائل را برای آن ها می سازد. خداوند را هزاران بار شاکرم که من و همراهانم متوجه این قانون هستیم و تلاش می کنیم که از آن به نحو مثبت استفاده کنیم، خدایا هزاران مرتبه شکرت.
من هم مثل بقیه مردم وقتی آن خبر هواپیما را شنیدم ناراحت شدم و حتی به مسئولان این اتفاق هم ناسزا گفتم ولی حرف های استاد به من آرامش داد، حرف های استاد به من یاد داد که کسی را قضاوت نکنم، با شناختی که از خودم دارم اگر من جای آن کسی بودم که اشتباهی کاری را کرده بود من آن اشتباه را دها بار کرده بودم و حداقل ده تا هواپیما زده بودم.
از طرفی من جای خانواده افرادی که در آن حادثه جان
خود را از دست داده اند هم نیستم و نمی توانم بگویم که آن قضیه چه حسی به من می داد، تنها کاری که می توانم بکنم این است که کسی را قضاوت نکنم و کانون توجه ام را به سوی چیز های دیگری متمرکز کنم که حس خوبی به من بدهد. سنگ دل و بی احساس هم نیستم ولی وقتی من به طور عملی نمی توانم کمکی به کسی بکنم همدردی من برای آن کس فایده ندارد و حال خودم را هم بدتر می کند.
ذهن خیلی زیرک است و ما را با برچسب روشن فکری فریب می دهد ما باید هر لحظه ذهنمان را زیر نظر بگیریم و هر لحظه که چنین کاری می کند آگاهانه آن را کنترل کنیم تا مسائل بد را به ما جذب نکند.
نجوا ها دیگر نمی توانند ذهن من را ساعت ها کنترل کنند چون قانون هر روز برای من رخ می دهد و هر وقت که احساس می کنم ذهنم از مسیر انحراف پیدا کرده است روی سایت فعالیت می کنم و نجوا از بین می رود. قانون همین لحظه دارد رخ می دهد و امروز اتفاقی دارد رخ مس دهد که من را بیشتر و بیشتر به سوی خیر و خوشبختی هدایت خواهد کرد، نمی دانم
به چه نحوی از خداوند عزیزم تشکر کنم، تنها کاری که می توانم بکنم این است که بندگی او را بکنم و سرنوشتم را به انسان ها و شرایط بیرونی نسبت ندهم و می توانم هر لحظه و هر ثانیه شاکر او باشم، شاکر او باشم که این مسائل زیبا و پر از خوشبختی، پر از سلامتی وپر از ثروت را به سوی من جذب می کند.
خداوندگارم را صد هزار مرتبه شاکرم که امروز هم توانستم یکی از فایل های روز شمار را گوش دهم.
پیش به سوی اتفاقی زیبایی که امروز دارد رخ می دهد. :)
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
روز شمار زندگی من روز 55
وقتی تو خودتو میسپاری به خداوند تا اون مسیر زندگی تو برات بگه میشه این که امروز این فایلو گوش کنم درست در زمان مناسب وچقدر حالم خوبه و مطمئنم که مسیری که انتخاب کردم درسته چون نشونه بهم میگه امروز روز چهارشنبه سوریه و این فایلو امروز در روز شمار منه دیگه چجوری میخوایی هدایت بشی وقتی که همه چیز رو رواله و درسته من مطمئنم که مسیری که انتخاب کردم درسته چه هدایتی برام میخواد بهتر از این باشه دیشب به قلبم اومد برم نشانم زدم نشانه سریال سفر به دور آمریکا قسمت 144 برام اومد و خداوند بهم گفت فقط توجه به نکات مثبت باشه چون تصویری که خانم شایسته مهربون و عزیز برامون شکار کرده بود گواه این بود
سپاسگزار خداوندم هستم که منو بااین خانواده صمیمی آشنا کرد
یعنی با این سریال من امروز زندگیمو ساختم و چند بار نگاش کردم و چقدر شکر گزار خداوند بودم از این تصویرهای زیبا و دیدنی که خانم شایسته برامون به تصویر کشیده بودن
امروز باید من حالمو با توجه به نکات مثبت زندگیم خوب نگه دارم چون میخوام زندگیمو از اساس تغییر بدم
چقدر خوب میشد مردم سرزمینم به این آگاهی میرسیدن که با نفرت و خشم نمیشه آزادی رو بدست آورد چقدر خوب میشد مردم سرزمینم حالشونو خوب نگه میداشتن با توجه به نکات مثبت زندگیشون چقدر خوب میشد یه چهارشنبهسوری سرشار از شادی و لذت رو تجربه میکردیم
من دوست داشتم تا قبل از شروع سال جدید سفرنامه فصل دوم رو تموم میکردم ولی اشکال نداره باید از مسیر لذت ببرم و عجله ای درکار نیست .
این یکسال تمام تلاشم رو کردم که بهتر بشم و واقعا هم وقتی به عقب برمیگردم میبینم متین عوض شده و راحتتر ذهنمو کنترل میکنم ، راحتتر به خواسته هام میرسم من دارم موجود باش و موجود میشود رو درک میکنم . بسرعت کاری که بخوام انجام میشه و اکثرا با نوشتن اتفاق میوفته . من شاید اگر برای کسی که در فرکانس نیست تعریف کنم این اتفاقا افتاده میگن خب که چی حالا چیز خاصی نبوده.
و یموقعها هم نجواها میان نه این جیز خاصی نیست بهتر بزرگتر اونا رو اگر بدست اوردی هنر کردی . ولی باید بخودم بگم نتایج کوچک هستن که تبدیل میشن به نتایج بزرگ و بارها باید بنویسم و یاداوری کنم و قدردان همین اتفاقات باشم .
من روز اول رو ازونجایی که عاشق بودن در طبیعت هستم رفتم بیرون و اینکه با خواهرم رفتم . منی که هیچوقت حاضر نبودم باهاش بیرون برم چون همیشه دلخوری پیش میومد باهم رفتیم پارک و تمرکز گذاشتم رو زیباییها و خوشحالم روز اول سالمو با زیباییها آغاز کردم .
چمن های سرسبز ، درختهای زیبا و بزرگ و سرسبز ، آسمون زیبا و تمیز ، درختهای شکوفه زیبا که واقعا از دیدن تک تک این زیباییها ذوق میکردم و خدارو همش شکر میکنم و بلند بلند میگم چقدر زیبان و یجورایی بقیه بهم نگاه میکنن و یه نگاه خب که چی حالا درشون موج میزنه :)))))
امروز از محیط امنم بیرون اومدم و اجازه دادم روحم تازه بشه و دریاچه زیبا و پرنده های زیبا رو دیدم و حتی چندتا گوزن که نگهداری میشه رو دیدم و بعد باران زیبا و خدارو شکر کردم برای تک تک نعمتهاش .
اینه تغییر من و خیلی جالبه که من امروز برای تبریک عید با عمه م صحبت کردم (کسی که همیشه تو حرفاش یچیزی میگفت که ناراحتم میکرد ولی امروز عالی بود مکالمه و حرفی بهم زد که به خدا گفتم خدایا تو بودی این حرفو زدی بهم و ممنونم .
بهم گفت آفرین رفتی پیاده روی تغییر رو شروع کردیا و گفتم بله باید از خودم تغییر رو شروع کنه و اونم تایید کرد که آره و نمیشه بقیه رو تغییر داد باید فقط خودمون تغییر کنیم و این مکالمه برام ارزشمند بود .
و امروز هم با دوستم صحبت کردم و بشوخی گفت سال خوبی باشه زیر سایه ی آقا و من سریع گفتم ما زیر سایه خدا هستیم .
اصلا خودم هنگ کردم انقدر سریع و محکم این حرفو زدم .
اگر قبل بود با خنده جمعش میکردم ولی فهمیدم که آره من دارم بهتر میشم و به عوامل بیرونی اهمیت نمیدم .
از امروز احساس میکنم یه خواسته قوی در من شکل گرفته که پرقدرتتر باید ادامه بدم سال جدید رو باید پر کنم از بهتر شدن ، پیشرفت و رشد خودم و بدست اوردن نتایج بزرگتر و خیلی خوشحالم که زنده هستم و دارم ادامه میدم .
من که همیشه با یکی از خواهرام دوست داشتم صحبت کنم و هنوزم وقتی حوصلم سر میره دوست دارم بیاد و باهم حرف بزنیم ولی پشیمون میسم چون همش داره غر میزنه به زندگی به خانواده به بی پولی و من هم که افکار خودمو میگم یجورایی بدش مییاد و واقعا مکالمه کردن باهاش منو کلافه میکنه و ترجیحم تنها بودنم هست و این نشون میده من تو فرکانس دیگه هستم و نه اون منو میفهمه و نه من اونو .
از خدا میخوام تو این تعطیلات عید منو محافظت کنه از برخورد با آدمهایی که منفی هستن . من دوست دارم دیدار داشته باشم ولی اگر قراره روحم آزار ببینه ترجیح میدم خدا برنامه ریزی کنه و من دور باشم .
و خدا بهترین برنامه ریز زندگی منه .
من راحت کنترل ذهنمو بدست نمیارم که بخوام راحت از دستش بدم پس برام مهمه که حال خوبمو حفظ کنم .
خدایا به امید تو
سال فوق العاده ای رو برای همه عباسمنشیها از خداوند خواستارم .
با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و همه دوستان خانواده عباس منش
استادچقدر لایو این سری به نظر من خیلی خوب و بهتر بود و چقدر ذهن من رو باور های من رو نسبت به اتفاقاتی که بد هستند و نباید توجه کنم را عوض کرد استاد چه ا گاهی خوبی به من دادی که اگر مثل مردم فکر کنیم قطعاً این قاعده به فکر تو هم نتیجه میدهد چون کانون توجه ما زندگی ما را رقم میزند واقعاً هم استاد حرف شما چقدر خوب در مورد این فایل ذهنمان را باز کرد چون همه به یک جریان از آب هستند که دارند حرکت می کنند و من نباید با اون جریان و حرکت کنم چون من می خواهم تو شرایطی که همه هستن نباشم
و امروز آگاهانه تلاش کنم که جریان زندگی من دست خودم است پس باید جریان زندگی را خودم خلق کنم تا نتیجه خوبی را بگیرم من باید تصمیم بگیرم که تفکر در مورد خلق زندگی خودم باشم
کانون توجه اگر هر چه تمرین کنیم و ایمان و باور داشته باشیم که اگر من واکنش نشان ندهم باعث موفقیت من می شود اگر با خداوند آرامش داشته باشم توجه ما روی خوبی ها و زیبا هدایت می شوند هر کس ذهن خودش رو کنترل کند که این قانون زندگی هست در همه جا موفق می شود اگر در فضای مقاومت می رویم یا اگر به چه چیزی توجه کنیم که نمی خواهیم آن چیز را تجربه میکنیم این قانون جهان هستی است
چون فرکانس خوب ما را در مدار خوب هدایت می کند وقتی مثل دیگران فکر نکنیم مسیر ما هم خود به خود تغییر میکند و امیدوارم این مسیر را همه دوستان و خودم تجربه کنیم که همه نتیجه خوبی را بگیریم از افکار های درست خوبمون
چقدر جلسه پربار و خوبی بوده است از شما ممنونم که با آگاهی من هر روز اضافه تر می شود و احساس خوبی رو می توانم از صحبتهای شما درک کنم
همه دوستان را به خدای بزرگ و مهربان میسپارم در پناه الله یکتا شاد و سلامت و موفق و ثروتمند باشید انشالله خدا نگهدار
ما به عنوان جانشین خداوند روی زمین و به عنوان کسی که در این جسم زندگی میکنیم اومدیم به این دنیا که زندگی خودمونو خلق کنیم
با فرکانسهای خودمون با جهت توجه خودمون این قانون بدون تغییر و این یعنی عدالت
ما برگی در باد نیستیم ،این ماییم که انتخاب میکنیم به کدوم طرف بریم ،بسمتی که ناخواستس یا سمتی که خواسته
من وقتی از لحاظ فرکانسی در شرایطی قرار بگیرم که همه وجودم پر بشه از خواستهام جهان منو به جای هدایت میکنه که از لحلظ فرکانسی با من هم خوانی داشته باشه
فقط کافیه کانون توجه خودمونه ،وردیهامون یعنی انچه که میبنیم ،میشنویم ،صحبت میکنیم با خواستهامون هماهنگ کنیم بدون شک خواستهامون به صورت شرایط ،ادمها در زندگی ما ظاهر میشه این میشه کل قانون جذب
پس ناخواسته رو ازش روی برگردون و توجهتون بده به سمت خواستهات
استاد جان خدا رو شکر من توی این زمینه خیلی خوب رو خودم کار کردم و میکنم و در 70٪مواقع تونستم بهش عمل کنم
تلوزیون،رفیقای که داشتم ،رسانها رو بشدت کنترل کردم و دینامو پر کردم از فایلهای شما و خوندن مطالب درست حسابی که باورهای خوب بهم بده
آرامشم بی نهایت زیاد شده
سلامتیم عالی شده
دوستای اطرافم خیلی خیلی خوب شدن
شرایط کاریم خیلی عوض شده
اینا نتایج الان من با توجه به مدار منه و باید روی مدارم بیشتر کار کنم تا نتایج بیشتر بدست بیارم و این پایانی براش نیست ..
خده روشکر در مورد این قضایا که صحبت میشد در ایران برای من انگار تازگی داشت با اینکه سالها ازش میگذشت چون بشدت سعی کردم از هر فضای که این موضوعات داخلش باشه فاصله بگیرم و مهمترین نتیجشم آرامشی که دارم و احساس عالی
سلام به استاد سراسر عشق و مریم خانوم عزیز و خانواده دومم
Live با استاد عباسمنش قسمت 7
اگاهی های جدید و ناب من از این فایل
من با باورهای و توجه م زندگیم را خلق میکنم
من توانایی تغییر باورهایی را با کمک کنترل کانون توجه م و تغییر ورودی های ذهنم را دارم
اگر از همین شرایطی که 99/99./. افراد جامعه ان را فاجعه میدانند شروع به پیدا کردن نکات مثبت و دیدن نعمت ها و تحسینشان نمایی، قطعا به سمت نعمت ها و برکت های بیشتر هدایت میشوی
هرچه فاصله فرکانسی شما با جامعه ت بیشتر باشه فاصله فیزیکی شما هم بیشتر می شود تا انجام که به مکان فیزیکی متناسب با فرکانس هات هدایت میشوی
این وعده بی تغییر الهی است که زمین من پهناور و نعمت هایش بی پایان است
ما خودمون جریان زندگیمون رو خلق میکنیم با توجه و افکارمو باورهامون
با مقاومت کردن و بحث و جدل و….داری اونو به زندگیت دعوت میکنی
خدای قدرتمندم ازت سپاسگزارم که منو در مسیر شنیدن و دیدن و درک کردن این اگاهی ها قرار دادی
خدای قدرتمندم ازت سپاسگزارم که منو هر لحظه هدایت و حمایت میکنی
خدای قدرتمندم ازت سپاسگزارم بابت دست قدرتمندت و حضور استاد معنوی عزیزم که منو از بدترین شرایط به خلق بهترین روزهای زندگیم هدایت کرد
سلام به همه امروز صبح که برای خرید بامادرم رفته بودم بیرون یه دفعه دیدم موضوع بحث شده میوه فروش سرکوچمون یک لحظه به خودم اومدم وبه مادرم گفتم شاید منم اگه درموقعیت فعلی اون اقا بودم همینجور رفتار میکردم ودیگه ادامه ندادم وبحث رو عوض کردم خیلی میخوام قضاوت نکنم ولی بعضی مواقع ناموفقم وهمینم حالمو بد میکنه ولی دوباره به خودم میگم من یه انیانم وجائزالخطا وهمینم باعث میشه حالم بهتربشه توی اینماه دوبار دخترم رو بردم دکتر وخودم هم ازنظر سلامتی مشکل دارم دیشب پیش خودم میگفتم یه جای قضیه میلنگه باتوجه به کارکردن روی خودم باید اوضاع از این بهتر میبود ودارم فکرمیکنم چرا با اینکه توی مسیر درست هستم البته به نظر خودم ،اوضاع اینجوریه وباید جوابشو پیدا کنم وبتونم اوضاع رو درروزای اتی بهبود بدم
فتبارک الله احسن الخالقین
تعهد روز پنجاه و ششم
سلام بر استاد دل و تمامی هم فرکانسی های محترم
خدارو شاکرم بابت توفیق شنیدن این صحبتها و آگاهی ها
بله اصل اساس هرچیزی اول از همه آرامش ذهن هست که در کنار آون ورود نعمت ها آغاز میشود
لازمه ش هم اینه همچون جسم که تغذیه میخواد روح نیز چنین است حالا غذای و انرژی روح رو چجوری تامین کنیم خیلی ساده ست البته تمرین و مداومت مستمر میخواد اینکه هرچیزی نبینیم هر چیزی نشنویم هر چیزی نخونیم کلا یکسری فیلتر های اساسی بذاریم که بیس و پایه همشون حال خوب داشتن باشه
در چنین شرایطی چون حالمون خوبه پس ذهنمان آرومه و به منبع اصلی همانا خداوند بزرگ هست متصل میشیم چون ح د ومرتبه خداوند بی نهایت بالا هست پس باید بریم بالاتر لاجرم باید با خودمون در صلح باشیم یعنی کلا حال و احوال ن خوب باشه اونوقت دیگه دز پی دیگران و برچسب زدن قضاوت کردن توجیه کر ن بقیه نیستیم اونوقت میدونیم هر کسی مسئول اعمال و باورهای خودشه و دخالتی نداریم
پس وارد جریانات ناخوشایند دنیا نمیشیم حالا هر چی با ه محتوایی که بخواد باشه
وقتی حال بد باشه یعنی نتیجه ش اتفاقات بد میشه پس لا جریان خودمون میریم چون دنیا و قوانینش اصل شوخی حالیشون نیست
خدایا شکرت همینکه بتونم ورودی ذهنم رو کنترل کنم برگ برنده دست منه
مابقی هم خودش لاجرم میرم به اومدن هست به دنیای من برای شاد کردن حال من
در پناه الله یکتا در آرامش و آسایش باشید
سلام به تمام دوستان هم فرکانسیم
عاشقتم خدا و عاشقتم استاد و عاشقتونم خانواده بزرگ و ارزشمند خودم
روز سیزدهم (البته امروز در حقیقت باید روز چهاردهم میبود ولی چون نت نداشتم امروز شد سیزدهم)
خدایا شکرت که امروز به تضادی خوردم از لحاظ مالی و خیلی باعث شد بهتر بفهمم چجوری باید عمل کنم
خیلی سخته کنترل کردن ذهن تو این موارد، ولی من تمام سعیم دارم میکنم و خداروشکر که دارم میگذرونمش و سعی میکنم ارتباطم رد هر لحظه با وهاب جان حفظ کنم
همش یه صدایی تو ذهنمه که میگه همه چی درست میشه، هی میخوام بش بخندم البته ذهن منطقی میخواد بخنده، و طعنه بزنه، ولی با تمام وجودم و قلبم آرامشی که در این کلام الله هست رو احساس میکنم و میدونم به زودی زود خیلی خوب حل میشه
اینو به یادگار میزارم از خودم که روزی در آینده ای نه چندان دور که همه چیز در بهترین حالت رخ داد و من به لحاظ مالی پیشرفت کردم و اومدم به اینجا برخورد کردم یادم بیاد که چه تضادهایی باعث شدن من پیشرفت کنم
پریشب داشتم با خدا حرف میزدم و یک دیالوگی از سریال وایکینگز که قبلا میدیدم چون از وقتی استاد گفتن باید کنترل ورودی کنیم دیگه هیچ سریال خارجی و یا ایرانی ندیدم، یعنی از وقتی گفتن رعایت کردم کم و بیش و الان تقریبا هیچه، دیالوگ این بود، که میگفت اکر میدانستی که خداوند چه برای در نظر دارد لخت در ساحل میرقصیدی
یک هو یادش افتادم و به شدت بم امید داد و بعد ولی اشک شوق ریختم که کلام الله چقدر اثربخشه، آرامش بخشه، بقول استاد پر از ایمان و امیده
گاهی وقتا تو این ویدیوهای آموزشی رایگان یه صحبت هایی میکنن استاد که عجیب نفوذ میکنه در دل و خبر از رخ دادنش در آینده ای نه چندان دور میده، یجوری که مطمئنی رخ میده با تمام وجودت، استاد گفتن بخدا قسم که اگر مثل جامعه و کلیت جامعه فکر نکنی، نتیجه متفاوت میگیری، یعنی وقتی از لحاظ تفکر و فرکانس تغییر میکنی، لاجرم از نظر فیزیکی هم تغییر میکنی
یا اونجا که گفتن باور کنید همه میاین اینجا تو پردایس
یا گاهی وقتا که خانم شایسته تو سفر به دور آمریکا، اونجا که رفته بودین چشمه آب های گرم میگن بچه ها اینجا یکی از اون جاهایی که حتما باید باهم بیایم
خدایا شکرت برای داشتن شما و بودن در این مسیر، برخوردن به این مسیر، اینکه جهان اینجوری نبوده که همیشه فکر میکردیم
همیشه میدونستم که چیزی هست در مورد جهان که من هنوز نفهمیدم و قطعا اینی که بقیه میگن نیست و با خوندن کتاب های متفاوت فلسفی سعی در دانستنش داشتم و بیشتر دچار هیاهوی درونی میشدم، تازه میفهمیدم وای که چقدر راه دور و درازیه رسیدن به اصل و اساس جهان و شاید هرگز کسی نفهمه و من بسنده میکردم فقط تو مسیر رسیدن باشم، ولی اینجا تو این مسیر توحیدی تازه میفهمی اصل چیه، یعنی تازه یه چیزایی از اصل رو درک میکنی، یعنی میگی خدایا شکرت که از دو راهی دراومدم، اینجا قوانین گفته شده فقط من باید اونقدر بشنوم و تکرار کنم و به کار بگیرم تا عملی بشه
خدایا شکرت هزاران هزاران هزاران بار که امروز بسته نت رسوندی که بیام اینجا حالم خوب کنم
تا عصری که هنوز نت نداشتم، فقط در حال آواز خوندن و آهنگ شنیدن بودم البته بعد از شنیدن فایل های استاد
تا ذهنم یکم فقط یکم از اون موضوع ناجالب مالی دور بشه
خدایا شکرت برای کل امروز
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
به نام خدا
خداوند را شاکرم که اولین روز هفته را با کار کردن روی خودم آغاز کرده ام، خداوند را هزاران مرتبه شاکرم.
خاصیت این دنیا این است که مسائل خوب و بد دارد و وظیفه من این است که باید کانون توجهم را طوری برنامه ریزی کنم که حس خوبی به من بدهد، باید به مسائلی توجه کنم که به من آرامش می دهند و توجه به آن ها باعث می شود مسائلی مشابه آن ها رخ دهد، آنقدر باید این کار را به صورت آگاهانه تمرین کنم که ذهنم به صورت ناخوداگاه به دنبال توجه به مسائل مثبت باشد.
ذهن اکثریت مردم از کودکی تحت شرایط و محیط طوری برنامه ریزی می شود که به دنبال اتفاقات بد باشد، بعد از مدتی مسائل منفی برای ذهن جذابیت پیدا می کنند، شاید در ظاهر بگوید از این اتفاق ها خوشم نمی آید ولی حیقیت این است که آن مسائل برای ذهن زینت داده می شوند و ذهن ناخوداگاه به آن ها توجه می کند، در نتیجه مشابه آن اتفاقات بیشتر به ما جذب می شوند. به خاطر همین است که اکثر رکورد های منفی مانند تعداد تصادفات، بی ارزش شدن پول و… هر روز در کشور ما بیشتر می شود. و به خاطر همین است که با وجود ممنوع بودن مشروبات الکلی در کشور باز هم یکی از رکورد داران مصرف مشروبات الکی هستیم، قانون جذب اصلا توجه نمی کند که الکل یا هر چیز دیگری در جایی ممنوع است، قانون بر اساس کانون توجه مردم آن منطقه مسائل را برای آن ها می سازد. خداوند را هزاران بار شاکرم که من و همراهانم متوجه این قانون هستیم و تلاش می کنیم که از آن به نحو مثبت استفاده کنیم، خدایا هزاران مرتبه شکرت.
من هم مثل بقیه مردم وقتی آن خبر هواپیما را شنیدم ناراحت شدم و حتی به مسئولان این اتفاق هم ناسزا گفتم ولی حرف های استاد به من آرامش داد، حرف های استاد به من یاد داد که کسی را قضاوت نکنم، با شناختی که از خودم دارم اگر من جای آن کسی بودم که اشتباهی کاری را کرده بود من آن اشتباه را دها بار کرده بودم و حداقل ده تا هواپیما زده بودم.
از طرفی من جای خانواده افرادی که در آن حادثه جان
خود را از دست داده اند هم نیستم و نمی توانم بگویم که آن قضیه چه حسی به من می داد، تنها کاری که می توانم بکنم این است که کسی را قضاوت نکنم و کانون توجه ام را به سوی چیز های دیگری متمرکز کنم که حس خوبی به من بدهد. سنگ دل و بی احساس هم نیستم ولی وقتی من به طور عملی نمی توانم کمکی به کسی بکنم همدردی من برای آن کس فایده ندارد و حال خودم را هم بدتر می کند.
ذهن خیلی زیرک است و ما را با برچسب روشن فکری فریب می دهد ما باید هر لحظه ذهنمان را زیر نظر بگیریم و هر لحظه که چنین کاری می کند آگاهانه آن را کنترل کنیم تا مسائل بد را به ما جذب نکند.
نجوا ها دیگر نمی توانند ذهن من را ساعت ها کنترل کنند چون قانون هر روز برای من رخ می دهد و هر وقت که احساس می کنم ذهنم از مسیر انحراف پیدا کرده است روی سایت فعالیت می کنم و نجوا از بین می رود. قانون همین لحظه دارد رخ می دهد و امروز اتفاقی دارد رخ مس دهد که من را بیشتر و بیشتر به سوی خیر و خوشبختی هدایت خواهد کرد، نمی دانم
به چه نحوی از خداوند عزیزم تشکر کنم، تنها کاری که می توانم بکنم این است که بندگی او را بکنم و سرنوشتم را به انسان ها و شرایط بیرونی نسبت ندهم و می توانم هر لحظه و هر ثانیه شاکر او باشم، شاکر او باشم که این مسائل زیبا و پر از خوشبختی، پر از سلامتی وپر از ثروت را به سوی من جذب می کند.
خداوندگارم را صد هزار مرتبه شاکرم که امروز هم توانستم یکی از فایل های روز شمار را گوش دهم.
پیش به سوی اتفاقی زیبایی که امروز دارد رخ می دهد. :)
به نام خداوند بخشنده هدایتگرم
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
روز شمار زندگی من روز 55
وقتی تو خودتو میسپاری به خداوند تا اون مسیر زندگی تو برات بگه میشه این که امروز این فایلو گوش کنم درست در زمان مناسب وچقدر حالم خوبه و مطمئنم که مسیری که انتخاب کردم درسته چون نشونه بهم میگه امروز روز چهارشنبه سوریه و این فایلو امروز در روز شمار منه دیگه چجوری میخوایی هدایت بشی وقتی که همه چیز رو رواله و درسته من مطمئنم که مسیری که انتخاب کردم درسته چه هدایتی برام میخواد بهتر از این باشه دیشب به قلبم اومد برم نشانم زدم نشانه سریال سفر به دور آمریکا قسمت 144 برام اومد و خداوند بهم گفت فقط توجه به نکات مثبت باشه چون تصویری که خانم شایسته مهربون و عزیز برامون شکار کرده بود گواه این بود
سپاسگزار خداوندم هستم که منو بااین خانواده صمیمی آشنا کرد
یعنی با این سریال من امروز زندگیمو ساختم و چند بار نگاش کردم و چقدر شکر گزار خداوند بودم از این تصویرهای زیبا و دیدنی که خانم شایسته برامون به تصویر کشیده بودن
امروز باید من حالمو با توجه به نکات مثبت زندگیم خوب نگه دارم چون میخوام زندگیمو از اساس تغییر بدم
چقدر خوب میشد مردم سرزمینم به این آگاهی میرسیدن که با نفرت و خشم نمیشه آزادی رو بدست آورد چقدر خوب میشد مردم سرزمینم حالشونو خوب نگه میداشتن با توجه به نکات مثبت زندگیشون چقدر خوب میشد یه چهارشنبهسوری سرشار از شادی و لذت رو تجربه میکردیم
برگی از سفرنامه امروزم
روز 55 سفرنامه من
امروز اول فروردین 1401 هست .
من دوست داشتم تا قبل از شروع سال جدید سفرنامه فصل دوم رو تموم میکردم ولی اشکال نداره باید از مسیر لذت ببرم و عجله ای درکار نیست .
این یکسال تمام تلاشم رو کردم که بهتر بشم و واقعا هم وقتی به عقب برمیگردم میبینم متین عوض شده و راحتتر ذهنمو کنترل میکنم ، راحتتر به خواسته هام میرسم من دارم موجود باش و موجود میشود رو درک میکنم . بسرعت کاری که بخوام انجام میشه و اکثرا با نوشتن اتفاق میوفته . من شاید اگر برای کسی که در فرکانس نیست تعریف کنم این اتفاقا افتاده میگن خب که چی حالا چیز خاصی نبوده.
و یموقعها هم نجواها میان نه این جیز خاصی نیست بهتر بزرگتر اونا رو اگر بدست اوردی هنر کردی . ولی باید بخودم بگم نتایج کوچک هستن که تبدیل میشن به نتایج بزرگ و بارها باید بنویسم و یاداوری کنم و قدردان همین اتفاقات باشم .
من روز اول رو ازونجایی که عاشق بودن در طبیعت هستم رفتم بیرون و اینکه با خواهرم رفتم . منی که هیچوقت حاضر نبودم باهاش بیرون برم چون همیشه دلخوری پیش میومد باهم رفتیم پارک و تمرکز گذاشتم رو زیباییها و خوشحالم روز اول سالمو با زیباییها آغاز کردم .
چمن های سرسبز ، درختهای زیبا و بزرگ و سرسبز ، آسمون زیبا و تمیز ، درختهای شکوفه زیبا که واقعا از دیدن تک تک این زیباییها ذوق میکردم و خدارو همش شکر میکنم و بلند بلند میگم چقدر زیبان و یجورایی بقیه بهم نگاه میکنن و یه نگاه خب که چی حالا درشون موج میزنه :)))))
امروز از محیط امنم بیرون اومدم و اجازه دادم روحم تازه بشه و دریاچه زیبا و پرنده های زیبا رو دیدم و حتی چندتا گوزن که نگهداری میشه رو دیدم و بعد باران زیبا و خدارو شکر کردم برای تک تک نعمتهاش .
اینه تغییر من و خیلی جالبه که من امروز برای تبریک عید با عمه م صحبت کردم (کسی که همیشه تو حرفاش یچیزی میگفت که ناراحتم میکرد ولی امروز عالی بود مکالمه و حرفی بهم زد که به خدا گفتم خدایا تو بودی این حرفو زدی بهم و ممنونم .
بهم گفت آفرین رفتی پیاده روی تغییر رو شروع کردیا و گفتم بله باید از خودم تغییر رو شروع کنه و اونم تایید کرد که آره و نمیشه بقیه رو تغییر داد باید فقط خودمون تغییر کنیم و این مکالمه برام ارزشمند بود .
و امروز هم با دوستم صحبت کردم و بشوخی گفت سال خوبی باشه زیر سایه ی آقا و من سریع گفتم ما زیر سایه خدا هستیم .
اصلا خودم هنگ کردم انقدر سریع و محکم این حرفو زدم .
اگر قبل بود با خنده جمعش میکردم ولی فهمیدم که آره من دارم بهتر میشم و به عوامل بیرونی اهمیت نمیدم .
از امروز احساس میکنم یه خواسته قوی در من شکل گرفته که پرقدرتتر باید ادامه بدم سال جدید رو باید پر کنم از بهتر شدن ، پیشرفت و رشد خودم و بدست اوردن نتایج بزرگتر و خیلی خوشحالم که زنده هستم و دارم ادامه میدم .
من که همیشه با یکی از خواهرام دوست داشتم صحبت کنم و هنوزم وقتی حوصلم سر میره دوست دارم بیاد و باهم حرف بزنیم ولی پشیمون میسم چون همش داره غر میزنه به زندگی به خانواده به بی پولی و من هم که افکار خودمو میگم یجورایی بدش مییاد و واقعا مکالمه کردن باهاش منو کلافه میکنه و ترجیحم تنها بودنم هست و این نشون میده من تو فرکانس دیگه هستم و نه اون منو میفهمه و نه من اونو .
از خدا میخوام تو این تعطیلات عید منو محافظت کنه از برخورد با آدمهایی که منفی هستن . من دوست دارم دیدار داشته باشم ولی اگر قراره روحم آزار ببینه ترجیح میدم خدا برنامه ریزی کنه و من دور باشم .
و خدا بهترین برنامه ریز زندگی منه .
من راحت کنترل ذهنمو بدست نمیارم که بخوام راحت از دستش بدم پس برام مهمه که حال خوبمو حفظ کنم .
خدایا به امید تو
سال فوق العاده ای رو برای همه عباسمنشیها از خداوند خواستارم .
خدایا شکرت
سلام بر استاد عزیزم
خیلی دیدگاه عالی بود
خیلی دقیق فکر کردید
امیدوارم من هم بتونم در شرایط خاص درست فکر کنم و خداوند هدایتم کنه که درست عمل کنم
واقعا فرق انسانهای موفق با دیگران در همچین نکاتی هست انسانهای موفق درگیر احساسات آنی نمیشن و درست فکر میکنن و درست عمل میکنن
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز و همه دوستان خانواده عباس منش
استادچقدر لایو این سری به نظر من خیلی خوب و بهتر بود و چقدر ذهن من رو باور های من رو نسبت به اتفاقاتی که بد هستند و نباید توجه کنم را عوض کرد استاد چه ا گاهی خوبی به من دادی که اگر مثل مردم فکر کنیم قطعاً این قاعده به فکر تو هم نتیجه میدهد چون کانون توجه ما زندگی ما را رقم میزند واقعاً هم استاد حرف شما چقدر خوب در مورد این فایل ذهنمان را باز کرد چون همه به یک جریان از آب هستند که دارند حرکت می کنند و من نباید با اون جریان و حرکت کنم چون من می خواهم تو شرایطی که همه هستن نباشم
و امروز آگاهانه تلاش کنم که جریان زندگی من دست خودم است پس باید جریان زندگی را خودم خلق کنم تا نتیجه خوبی را بگیرم من باید تصمیم بگیرم که تفکر در مورد خلق زندگی خودم باشم
کانون توجه اگر هر چه تمرین کنیم و ایمان و باور داشته باشیم که اگر من واکنش نشان ندهم باعث موفقیت من می شود اگر با خداوند آرامش داشته باشم توجه ما روی خوبی ها و زیبا هدایت می شوند هر کس ذهن خودش رو کنترل کند که این قانون زندگی هست در همه جا موفق می شود اگر در فضای مقاومت می رویم یا اگر به چه چیزی توجه کنیم که نمی خواهیم آن چیز را تجربه میکنیم این قانون جهان هستی است
چون فرکانس خوب ما را در مدار خوب هدایت می کند وقتی مثل دیگران فکر نکنیم مسیر ما هم خود به خود تغییر میکند و امیدوارم این مسیر را همه دوستان و خودم تجربه کنیم که همه نتیجه خوبی را بگیریم از افکار های درست خوبمون
چقدر جلسه پربار و خوبی بوده است از شما ممنونم که با آگاهی من هر روز اضافه تر می شود و احساس خوبی رو می توانم از صحبتهای شما درک کنم
همه دوستان را به خدای بزرگ و مهربان میسپارم در پناه الله یکتا شاد و سلامت و موفق و ثروتمند باشید انشالله خدا نگهدار
سلام به استاد عزیزم
ما خالقان زندگی خودمون هستیم ..
ما به عنوان جانشین خداوند روی زمین و به عنوان کسی که در این جسم زندگی میکنیم اومدیم به این دنیا که زندگی خودمونو خلق کنیم
با فرکانسهای خودمون با جهت توجه خودمون این قانون بدون تغییر و این یعنی عدالت
ما برگی در باد نیستیم ،این ماییم که انتخاب میکنیم به کدوم طرف بریم ،بسمتی که ناخواستس یا سمتی که خواسته
من وقتی از لحاظ فرکانسی در شرایطی قرار بگیرم که همه وجودم پر بشه از خواستهام جهان منو به جای هدایت میکنه که از لحلظ فرکانسی با من هم خوانی داشته باشه
فقط کافیه کانون توجه خودمونه ،وردیهامون یعنی انچه که میبنیم ،میشنویم ،صحبت میکنیم با خواستهامون هماهنگ کنیم بدون شک خواستهامون به صورت شرایط ،ادمها در زندگی ما ظاهر میشه این میشه کل قانون جذب
پس ناخواسته رو ازش روی برگردون و توجهتون بده به سمت خواستهات
استاد جان خدا رو شکر من توی این زمینه خیلی خوب رو خودم کار کردم و میکنم و در 70٪مواقع تونستم بهش عمل کنم
تلوزیون،رفیقای که داشتم ،رسانها رو بشدت کنترل کردم و دینامو پر کردم از فایلهای شما و خوندن مطالب درست حسابی که باورهای خوب بهم بده
آرامشم بی نهایت زیاد شده
سلامتیم عالی شده
دوستای اطرافم خیلی خیلی خوب شدن
شرایط کاریم خیلی عوض شده
اینا نتایج الان من با توجه به مدار منه و باید روی مدارم بیشتر کار کنم تا نتایج بیشتر بدست بیارم و این پایانی براش نیست ..
خده روشکر در مورد این قضایا که صحبت میشد در ایران برای من انگار تازگی داشت با اینکه سالها ازش میگذشت چون بشدت سعی کردم از هر فضای که این موضوعات داخلش باشه فاصله بگیرم و مهمترین نتیجشم آرامشی که دارم و احساس عالی
سپاسگذارم ازتون استاد عزیز
رد پای من در روز پنجاه و ششم از سفرنامه
سلام به استاد سراسر عشق و مریم خانوم عزیز و خانواده دومم
Live با استاد عباسمنش قسمت 7
اگاهی های جدید و ناب من از این فایل
من با باورهای و توجه م زندگیم را خلق میکنم
من توانایی تغییر باورهایی را با کمک کنترل کانون توجه م و تغییر ورودی های ذهنم را دارم
اگر از همین شرایطی که 99/99./. افراد جامعه ان را فاجعه میدانند شروع به پیدا کردن نکات مثبت و دیدن نعمت ها و تحسینشان نمایی، قطعا به سمت نعمت ها و برکت های بیشتر هدایت میشوی
هرچه فاصله فرکانسی شما با جامعه ت بیشتر باشه فاصله فیزیکی شما هم بیشتر می شود تا انجام که به مکان فیزیکی متناسب با فرکانس هات هدایت میشوی
این وعده بی تغییر الهی است که زمین من پهناور و نعمت هایش بی پایان است
ما خودمون جریان زندگیمون رو خلق میکنیم با توجه و افکارمو باورهامون
با مقاومت کردن و بحث و جدل و….داری اونو به زندگیت دعوت میکنی
خدای قدرتمندم ازت سپاسگزارم که منو در مسیر شنیدن و دیدن و درک کردن این اگاهی ها قرار دادی
خدای قدرتمندم ازت سپاسگزارم که منو هر لحظه هدایت و حمایت میکنی
خدای قدرتمندم ازت سپاسگزارم بابت دست قدرتمندت و حضور استاد معنوی عزیزم که منو از بدترین شرایط به خلق بهترین روزهای زندگیم هدایت کرد
در پناه الله یکتا شاد و تندرست باشید