اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر این فایل نکات مثبتی داشت من همشو نوشتم و لذت بردم. واقعا توجه به کنترل ذهن و اینکه آگاهانه مدیریتش کنیم از سخت ترین کارای ممکنه که تکامل میخواد و باید کم کم بهتر بشیم اتفاقا توی این چند روز همش میخواستم خیلی آگاهانه ذهنمو کنترل کنم بازم نمیشد الان متوجه شدم اینم مثل همه چی تکامل میخواد. خدایا بینهایت سپاسگذارتم بابت این همه آگاهی که به من میدی
استاد هرشب با صدای شما می خوابم و فکر کنم یکی از دلایلی که من در حال پیشرفت هستم در این مسیر همین است و هر روز دائما در حال گوش دادن فایل ها هستم و به امید خدا ۴ روز هست که دوره عزت نفس رو خریدم و گوش میدم.
استاد حالم خوبه
خیلی دوستتون دارم
با این فایل تصمیم گرفتم دیگه مثل بدنه جامعه فکر نکنم و شرایط اونا رو اصلا قبول نکنم و جوری دیگه به همه چی نگاه کنم و فکر کنم.
من واقعا نمیخوام مثل اکثریت دیگه ن فکر کنم و ن زندگی کنم.
من دوست دارم شرایط زندگی رو خودم خلق کنم و زندگی ام رو خودم بسازم جوری که دوست دارم.
استاد با جان و دل دارم فایل ها رو گوش میدم مینویسم و لذت میبرم اصلا و اصلا به ذهنم منطقی ام گوش نمیدم و دارم با قلبم میرم جلو و دارم تکاملم رو طی میکنم تا بتونم هر لحظه کنترل ذهن داشته باشم و تا آخرین نفسم در این جهان مادی حتی ی لحظه بدون آموزه های شما عمل نکنم.
چون دوست دارم در مسیر خدایی و هماهنگ با قوانین جهان هستی زندگی کنم و به جلو برم.
استاد منتظر کامنت ها و دیدگاه های من در مورد نتایجم باشید.
من عاشق خودم هستم
اصلا به گذشته دیگه فکر نمیکنم
و خودم رو با تمام خوبی و بدی ها و همه چیزم عاشقانه دوست دارم.
چون فهمیدم خداوند اصلا من رو قضاوت نمیکند و همینی که هستم رو بی نهایت دوس دارد.
و خداوند خیلی خوشحال میشود که من بنده اش موفق بشوم.
خدا رو شکر هر چه قدر میرم جلوتر شناختم از خدا و جهان بهتر میشه،واژه هایی مثل فرکانس،تغییر،تکامل،کانون توجه،مدار و…. برام ملموس تر میشه و بیشتر منو وادار به فکر کردن میکنه.
بابت همه اینا از خداوند و تمام دوستان همفرکانسیم که با کامنت های خوبشون خیلی از نکات رو روشن میکنن سپاسگزارم🌹
نکته ای که از این فایل بیشتر به چشمم اومد این بود که:هر انسانی اگه بتونه با کنترل ذهن و ورودی های ذهنش خودش رو در جهت مثبت مثل اکثریت مردم که تو هر جامعه ای هستند،حالا میخواد یه روستا باشه یا یک کشور فکر نکنه،رفته رفته از لحاظ فرکانسی از اون جماعت فاصله میگیره و این فاصله ذهنی منجر به فاصله فیزیکی میشه و در یک موقعیت جغرافیایی بهتری قرارمیگیره.
دیدیم که مثلا افرادی بودن در یک خانواده ای که در یک محله ی نامناسب زندگی میکردن ولی چون از لحاظ فرکانسی با اون خانواده و محله تطابق نداشته اند خود به خود از اون محله به یک جای مناسب نقل مکان کرده اند.
خدایا سپاسگزارم به خاطر قانون های ثابتی که آفریدی و این عین عدالت توست🌹
من هم نمیخواهم برگی در باد باشم و همراه جریان های جامعه باشم.من میخواهم خالق باشم خالق زندگی خودم شرایط خودم.واین شرایط حساس برای من نیست.برای من که در این جوامع زندگی میکنم شرایط حساس فقط و فقط کنترل ذهن و ورودیهای ذهن است.
و مواظب باشیم از لحاظ فکری با اکثریت جامعه قاطی نشویم.
خدایا بابت کنترل بیشتر و بیشتر ورودیهای ذهنم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
من هم خیلی جاها در زندگیم خیلی کارهای اشتباهی انجام دادم و قبلا خیلی خودم رو سرزنش میکردم ،ولی حالا بیشتر درک میکنم که خودم رو ببخشم ،و میبخشم 👌👌
من خالق زندگی خودم هستم و دوست دارم جزوه اون عده ی محدود باشم .👌👌
خدارو شکر تلویزیون و فضای مجازی و افراد منفی از زندگیم حذف کردم .
به تازه گی دچار یه مشکلی شدم ولی مثل قبل نبود فکرکردم و متوجه شدم خودم فرکانس منفی فرستادم!! ولی خیلی از درون بهم ریخته بودم خیلی خودم و سرزنش کردم این دوسه روز ،ولی الان متوجه شدم ،نباید خودم سرزنش کنم وپیش میاد ،باید رها کنم نباید اینجا استپ بخورم ،باید ادامه بدم و از مسیر لذت ببرم ،و کانون توجه م و بزارم روزیبایی ها ،
من باید ذهنم رو کنترل کنم .
من باید ذهنم و کنترل کنم .
من باید ذهنم و کنترل کنم .
من باید ذهنم رو کنترل کنم .
من باید ذهنم وکنترل کنیم .
(اگر به چیزی توجه میکنم که نمیخوام تو زندگیم اتفاق بیفته،دارم اون و جذب میکنم .)
– کانون توجه من زندگی من رو خلق میکنه و اگر دارم به چیزی فکر میکنم که دوست ندارم اتفاق بیفته، دارم اون چیزو رو در زندگیم خلق میکنم.
– با هر منطقی دستت رو در اتیش ببری، دستت میسوزه.
– اگر مثل اکثریت مردم فکر کنی نتایجی شبیه به اونها میگیری و چیزی بیش از اونها رو خلق نمیکنی. پس متفاوت فکر کن و باورهاتو از نو و قدرتمند بساز.
– وقتی از لحاظ فرکانسی مثل اکثریت مردم فکر نکنی، از نظر فیزیکی هم در جایی که بقیه قرار دارن نخواهی بود.
– اگه از شرایطت و محل اقامتت راضی نیستی به زیبایی ها توجه کن و تمرکزت رو بر زیبایی ها قرار بده تا جهان تو رو به سمت زیبایی ها، شرایط و مکان های زیباتر هدایت کنه.
– وقتی مدتی در مسیر قرار بگیریم، دیگه عملا یک سری از حرف ها رو نمیشنویم.
– خداوند به نیازهای ما پاسخ میدهد و ما را هدایت میکند.
من ازاولشم اخباری نبودم که دنبال روخبری باشم اماهرکس هرخبری روگزارش میداد،شنونده ی حرفاش بودم گاهی هم درموردش فکرمیکردم ولی اینطورم نبودذهنم درگیرش بشه .خودم توخلوت خودم همیشه فکرمیکردم چقدبی احساسم نسبت به آدمای دیگه یاچقدمغرورم که فقط به خودم فکرمیکنم .
ازوقتی بااستادوقوانینش آشناشدم که بهترین زمان بود،اونم وقتی بودکه بیماری جدیدی که باعث مرگ ومیرانسانهامی شد،ینی دوسال پیش .ومن باتوجه به رعایت قوانین اصلن درگیرش نشدم وحتی ترس وواهمه هم ازش نداشتم چون به هیچ وجه توجه وتمرکزم بهش نبود.وتواون شلوغ پولوغی که دیگه فقط حرف ازاین بیماری وعواقبش بود،من نه شنونده ی چیزی میشدم نه توجه میکردم وخداروشکربه خیروخوشی گذروندیم ولی تجربه های زیادی کسب کردم که احساس میکنم خیلی باعث رشدعقلانیم شدوخیلی بزرگترشدم واین حالموخوب میکنه واصلن به این بیماری باخاطره ی بدنگاه نمی کنم چون حالامتوجه شدم که خیلی ازاتفاقات چ بیرونی چ درونی درمابوجودمیان که ذهن ماودرک مابابت خیلی مسائل رشدکنه .به قول استاداین تضادهابایدباشن این اتفاقات ناجالب بایدپیش بیادکه بشررشدکنه .درواقع جزقوانین جهان هستیه، که هردفه به یه شکلی خودشونشون میده واین ماهستیم که ازهرکدوم به جای زوم کردن وتوجه کردن به ظاهرقضیه ،بیاییم به مثبتهاونتایج منطقی ترقضیه نگاه کنیم .وقتی بزرگ فکرکنیم به نتایج بزرگتری هم میرسیم ومتفاوت ازبقیه ی آدمهامیشیم .اصل حفظ آرامشمونه که بایدبه هرنحوی نگهش داریم .
دوساله که اصلن شبکه ی خبرنگاه نکردیم وبه هیچ وجه تواینستایاهرجای دیگه خبربدی باشه ،بهش توجه نمی کنیم وصحبتشم نمی کنیم .اینکه جمع بستم منظورم خودم وهمسرم ودوتابچه هام هم هستن .خانوادگی این قانون رارعایت می کنیم .
تاخبربدیاناخوشایندی ازجامعه بشنوم ،میگم الان تاسف وناراحتی من باعث ایجادکاری میشه ؟میگم نه وبعدسریع ازاون داستان خارج میشم .آخه توجامعه ی مافکرمی کنن هرکس به این موضوعات توجه کنه ،بعضیهاگریه وزاری هم میکنن ،ایناآدمهای بااحساس ومسولیت پذیری هستن .درحالیکه من ازوقتی باقانون جهان آشناشدم ،دیدم که چقدراین جورآدمهاآسیب میخورن وبه همین روندخودشون ادامه میدن ،شایدحس میکنن اگه بی خیال باشن ،گناه کردن .بله افکاروباورهای غلط خیلی راحت مارابه جهت منفی هاوتلخیهای بیشترسوق میده .
خداروشکرمیکنم بابت این موضوع ،قضاوت کسی برام مهم نیس وتوجهم راازشون برمیدارم .البته گاهی لفظی برای اینکه قضاوت نشم ،هم دردی کردم ولی الان دیگه نه اتفاقاسعی کردم بایه جمله ی انگیزشی نظرطرف مقابلم عوض کنم وسریع بحث راعوض کنم .ودیگه کاری به بقیه ی ماجراکه طرف مقابلم آیاحرفموقبول کردیانه ،هم کاری ندارم .
اینکه مایادبگیریم هروقت هراتفاقی میفته به جای توهین ومواخذه کردن طرف ،به قول استادبگیم شایدماهم جای اونابودیم همین طورمیشدیاهمین اتفاق میفتاد،خیلی بهتربودچون به افکارمنفی وصحبتهاوقضاوتهامون ادامه نمی دادیم .وانقدهرموضوعی رابزرگ نمیکردیم که مدتهادرگیری ذهنی داشته باشیم .دیگه اتفاق افتاده ،کاری هم که ازدست مابرنمیاد،پس چراخوشمون میادانقدراجع بش بحث کنیم .ووقتمون رابه بطالت وحرفهای بیهوده صرف کنیم .
کاش به این درک و فهم برسیم که اندازه جایگاه خودمون کاری کنیم نه بیشتر.وهراتفاق ناجالبی که میفته روبپذیریم واگه کاری ازدستمون برنمیادبهش توجه نکنیم دیگه .
من همیشه تنهاکاری که میکنم دعاوهدایت خدارابرای خودم وهمه ی کسانی که حتی ظاهرابدهستن ،میکنم .هیچ وقت نه درموردشون حرف میزنم نه قضاوتشون میکنم چون توجایگاهی نیستم که ازچیزی سردربیارم .
استادهم که یادمون داده قدرت فقط دست خداست وبس .پس دیگه واهمه ازهیچ چیزوهیچ کسی ندارم .
سعی میکنم ایمانم راروزبه روزقویترازقبل به خداکنم وهمه ی توجهم به زیباییهاوخوبیهاومثبتهای جهان باشه ،تااتفاقات بهتری را،وجایگاه بهتری روبرای خودم رقم بزنم .
استادجونم عاشقتم قربونت شم که هرچی دارم ازوجودتوعه عزیزدلم .
یاد گذشته خودم افتادم که من چقدر دنباله روی همچین داستانهایی بودم سرم درد میکرد برای اینچزها و زندگی سخت و طاقت فرسا از هر طرف بلا میومد سرم پست میزاشتم گله میکردم ادمهای نامناسب دورو برم کلا اتفاقات بد پشت سرهم حالا یه اتفاق خوب هم می افتاد دیده نمیشد فکر میکردم زندگی همینه اینجوری باید بگذره تا روزی که با شما و سایت اشنا شدم اینم تکاملی بود یواش یواش اول با کتاب هایی که میخوندم با نگرشم به اتفاقات زندگی و یه روز شنیدن فایل صوتی شما در تلگرام گفتم این صدا چرا اینقدر به دل من چسپید اگه اشتباه نکنم فایل درمورد ابراهیم و عیسی بود که میگفت ماهیچ کمبودی نسبت به پیامبرا نداریم (دقیق یادم نمیاد چی بود) هر کاری اونا کردن من هم میتونم انجام بدم کلا منو دگر گون کرد و دیگه چسپیدم بهش ببینم چی میگه این فرد واقعاً کنجکاوشدم خدا هم صدای دلم رو شنید منو جایی برد که تمام منطق منو زیرو رو کرد منی که به کتاب قران پیامبرا وهمه فحش میدادم همه دوستام میدونستن درمورد دین قران جلو من حرف بزنن تا میتونم فحش نثارشون میکنم خداوند یه جوری منو فطیله پیچ کرد که خودم با پای خودم برم دنبالش بگردم واقعا خداوند منو سربراه کرد من همیشه یه جمله داشتم که که همه جا به هر کس میگفتم و جوابی براش نداشتم (اگه خدا که منو خلق کرده و همه چیزمنو میدونه یعنی از منی که از نقطه ای میخوام برم به نقطه سی رو که میدونه اول و اخرمو میدونه نحوه زندگی کردنمو میدونه چرا منو یهوی اورده اینجا رو زمین میخواد ویدوچک کنه بعد بهم نشون بده اون که میدونه من بهشتی هستم یا جهنمی چرا منو نمیبره تو یکی از این دوتا دیگه اومدنم اینجا چی بود) این سوال همیشه خدا تو ذهن من بود به نظر خودم خدا بواسطه همین سوال که تو ذهنم بود منو هدایت کرد جوابمو پیدا کنم و خودم ببینم چرا تو این جهان هستم و جوابمو گرفتم و سایت استاد فراتراز چیزی بود که من لازم داشتم خدایا ازت سپاسگزارم منو تو مسیری قرار دادی که نه فقط تورو بشناسم یه زندگی دادی که خارج از تصوراتم بود و هنوز هیچی من ندارم ول حس و حالم جوری که انگار همه چی دارم حالا حرف استاد رو میفهمم که میگه من لطیف شده بودم من هیچی نداشتم اونموقه ها ولی همه چی داشتم و حاضر بودم فرشته مرگ بیاد منو دراغوش بگیره من الان اونجوری شدم هیچ ترس و نگرانی از هیچ اتفاقی ندارم هرچی پیش بیاد هدایت خداونده
استاد این فایل منو برد روزهایی که دیگه نمیخوام تجربش کنم سپاسگزارم استاد جان موفق و پیروز باشید در پناه حق
سلام به استاد عزیز اومدم ردپای امروز را یاد داشت کنم کانون توجه ما به هر سمتی برود از اصل واساس آن وارد زندگیمون میشود پس ما هستیم که با افکار و احساسات خودمان زندگیمون را خلق میکنیم هر اتفاقی که در جهان اطراف ما رخ میدهد به ما هیچ ربطی ندارد اگر مثل بقیه مردم فکر کنیم مثل بقیه نتیجه میگیریم پس اگر میخواهی از بقیه مردم جدا باشی به آنها توجه نکن این قانون جهان هستی است که به هر چیزی توجه کنی همان را به زندگی وارد میکنی
پس من در این شرایط سعی میکنم که به زیبایی های اطرافم توجه کنم تا از اصل آن وارد زندگیم کنم
هر کس در هر موقعیت امکان دارد که اشتباه کند
ما یه لحظه خودمان را جای او قرار میدهیم
مثل شرایط که در زمان پیامبر پیش آمد که میخواستند یه نفر را سنگ سار کنند گفت کسی میتواند سنگ اول را بزند که هیچ گناهی انجام نداده باشد بعد دیدن که کسی نیست که گناهی نکرده باشد
استاد عزیزم از روزی که هدایت شدم..به این فایلهای سفرنامه..و چله این سایت رو گرفتم..هر کدوم از فایلها مدار منو با توجه به ظرف وجودیم بالا برد…
همه اینها بر میگرده به هدایت الله…
خوشبختی و روزنه امید من.فقط همین سایت زیبای بهشتی هست..که هر چی میریم جلو.عطشم، تمام شدنی نیست!….
چقدر مطالب زیبایی استاد در این لایو بیاین کردن….
چیزی که من مدام دارم این باور رو به خودم یاد آور میکنم…همینه..
در قران خیلی اینو بیان کرده..
افرادی هستن که معرفت ندارند…
قدر داشته هاشونو نمیدونن سپاسگزار نیستن.همیشه غر میزنن.منتظر یه خبر هستن تا اونو بولد کنن و اغتشاش تو سطح خانواده و اطرافیان راه بندازن…
دقیقا هر روز هر روز،نحوه زتدگیشون مشخصه تو چه هول وله ایی اموراتشونو میگذرونند…
اتفاقا چند مدت یبار مردم یه برنامه جدیدی رو پیدا میکنن..ناامنی رو بوجود میارن..
که امروز شاهدش هستیم..تمام برنامه ها رو فیلتر کردن…
هر جا میری اینجور بحثا وجود داره…
من به خودم متعهد شدم…و تاهدمو توی یه تکه کاغذ نوشتم وسط قرآن گذاشتم…
که پرهیز کنم…..تمام رسانه ها..و وضعیتایی حتی برای دوستان و خانوادم بوده..کمپلیت حذف کردم…
و تمام تمرکزمو گذاشتم رو همین سایت…
چقدر من خوشحالم..چقدر فایلایی که هدایت میشم با زندگی روزمره من همخوانی داره…
خداوند پا به پای من همراه هست…
یادم موقعه ایی که این هواپیما مورد حمله پدافتد خود ایرانی قرار گرفته بود…
من در مدار این اموزه ها نبودم…😐…
و کلیپای این خانواده ها در سراسر اینستا برام باز میشد.و من مدام حرص میخوردم..
احساس بد داشتم..نمیتونستم کار شخصیمو انجام بدم..به ناامیدی خورده بودم..ووووووو
خیلی زیاد….دوست ندارم وارد جو اون موقعه ام بشم…
چون همش در عذاب بودم…و شب و روز رو این موضوع زوم کرده بودم…
چیزی که استاد بیان کردن تو فایل هادی عزیز
میگفتن چیزایی که میشنوید..میبینید.صحبت میکنید..نمیتونید کنترل ذهن خوبی داشته باشید….
استاد عزیزم..من هر لحظه چکاب فرکانسی میکنم…
اتفاقا..یکی از همون خانواده ها میگفت…قبل از پرواز..سرنشینان این هواپیما یه تکه کلامی رو ضبط کرده بودن برای دوستانشون فرستاده بودن…
و فردی دیگه.همون شب قبل از پرواز به خانوادش گفته بود..که من اصلا خوابم نمیره قراره یه اتفاقی برامون پیش بیاد…
من دقیقا چند ماه هست درکم داره از این آموزه ها زیاد میشه..قبلش خداوند بهم میگه اینکار رو ادامه نده..من همونجا هدایت میشم…خیلی واضح…
یا بهم میگه ادامه بده..یه شور و شوق خاصی دارم..
هر موقع جایی بودم که احساس ضعف تو کنترل احساسم دارم سریعا از اون منطقه خارج میشم…چون میدونم ادامه دادن احساس ترس بوجود میاره و منو از مدارم خارج میکنه!..
همینه!…تمام زندگیمون به افکارمون متصله..
فقط کافی کنترل ذهن و احساس خوب رو هر لحظه روش کار کنیم…
مثل خوردن غذا که نیازمونو باهاش برطرف میکنیم…
پس هر فکری رو خورد مغزمون نکنیم.
ثابت قدم باشیم.جاده خاکی نزنیم …
جاده خاکی افتادن در دره و مسیر نادرست هست..
من خدا رو با تمام وجودم شاکر هستم…
که هر لحظه منو براه راست هدایت میکنه
راه نور راه پاکی…..بسیار خوشبختم..خوشبختم.
استاد عزیزم .امروز اینقدر دلم برات تنگ شده یدفعه😄.نمیدونم این احساس تو قلبم اومد…
خیلی خیلی دوستتون دارم..ممنونم بابت هر لحظه از فایلهایی که تو این سایت بهشتی میزاریید…
از اینکه قانون بدون تغییر خداوند رو از هر جهات و از هر جنبه به ما نشون میدین ممنون و سپاسگزارتونم….😍😍😍😍
بنام خدا
سلام به همگی
روز ۵۶ سفرنامه
خدایا شکرت بابت امروز
چقدر این فایل نکات مثبتی داشت من همشو نوشتم و لذت بردم. واقعا توجه به کنترل ذهن و اینکه آگاهانه مدیریتش کنیم از سخت ترین کارای ممکنه که تکامل میخواد و باید کم کم بهتر بشیم اتفاقا توی این چند روز همش میخواستم خیلی آگاهانه ذهنمو کنترل کنم بازم نمیشد الان متوجه شدم اینم مثل همه چی تکامل میخواد. خدایا بینهایت سپاسگذارتم بابت این همه آگاهی که به من میدی
به نام پروردگارم
درود خدمت استاد و خانم شایسته و دیگر دوستانم.
👣👣👣👣روز ۵۶ روز شمار تحول من
احساس عالی
توپ توپ
تشکر فراوان بابت این قسمت از سایت
استاد حالم خوب میشه هر لحظه صداتون رو میشنوم .
استاد هرشب با صدای شما می خوابم و فکر کنم یکی از دلایلی که من در حال پیشرفت هستم در این مسیر همین است و هر روز دائما در حال گوش دادن فایل ها هستم و به امید خدا ۴ روز هست که دوره عزت نفس رو خریدم و گوش میدم.
استاد حالم خوبه
خیلی دوستتون دارم
با این فایل تصمیم گرفتم دیگه مثل بدنه جامعه فکر نکنم و شرایط اونا رو اصلا قبول نکنم و جوری دیگه به همه چی نگاه کنم و فکر کنم.
من واقعا نمیخوام مثل اکثریت دیگه ن فکر کنم و ن زندگی کنم.
من دوست دارم شرایط زندگی رو خودم خلق کنم و زندگی ام رو خودم بسازم جوری که دوست دارم.
استاد با جان و دل دارم فایل ها رو گوش میدم مینویسم و لذت میبرم اصلا و اصلا به ذهنم منطقی ام گوش نمیدم و دارم با قلبم میرم جلو و دارم تکاملم رو طی میکنم تا بتونم هر لحظه کنترل ذهن داشته باشم و تا آخرین نفسم در این جهان مادی حتی ی لحظه بدون آموزه های شما عمل نکنم.
چون دوست دارم در مسیر خدایی و هماهنگ با قوانین جهان هستی زندگی کنم و به جلو برم.
استاد منتظر کامنت ها و دیدگاه های من در مورد نتایجم باشید.
من عاشق خودم هستم
اصلا به گذشته دیگه فکر نمیکنم
و خودم رو با تمام خوبی و بدی ها و همه چیزم عاشقانه دوست دارم.
چون فهمیدم خداوند اصلا من رو قضاوت نمیکند و همینی که هستم رو بی نهایت دوس دارد.
و خداوند خیلی خوشحال میشود که من بنده اش موفق بشوم.
و در اوج و لذت زندگی کنم.
حالم عالی عالی
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐❤
به نام خدای بزرگ💕
روز ۵۶ تغییر من
خدا رو شکر هر چه قدر میرم جلوتر شناختم از خدا و جهان بهتر میشه،واژه هایی مثل فرکانس،تغییر،تکامل،کانون توجه،مدار و…. برام ملموس تر میشه و بیشتر منو وادار به فکر کردن میکنه.
بابت همه اینا از خداوند و تمام دوستان همفرکانسیم که با کامنت های خوبشون خیلی از نکات رو روشن میکنن سپاسگزارم🌹
نکته ای که از این فایل بیشتر به چشمم اومد این بود که:هر انسانی اگه بتونه با کنترل ذهن و ورودی های ذهنش خودش رو در جهت مثبت مثل اکثریت مردم که تو هر جامعه ای هستند،حالا میخواد یه روستا باشه یا یک کشور فکر نکنه،رفته رفته از لحاظ فرکانسی از اون جماعت فاصله میگیره و این فاصله ذهنی منجر به فاصله فیزیکی میشه و در یک موقعیت جغرافیایی بهتری قرارمیگیره.
دیدیم که مثلا افرادی بودن در یک خانواده ای که در یک محله ی نامناسب زندگی میکردن ولی چون از لحاظ فرکانسی با اون خانواده و محله تطابق نداشته اند خود به خود از اون محله به یک جای مناسب نقل مکان کرده اند.
خدایا سپاسگزارم به خاطر قانون های ثابتی که آفریدی و این عین عدالت توست🌹
به نام رب جهانیان
سلام به استاد و دوستان عزیز
ردپای ۵۶
من هم نمیخواهم برگی در باد باشم و همراه جریان های جامعه باشم.من میخواهم خالق باشم خالق زندگی خودم شرایط خودم.واین شرایط حساس برای من نیست.برای من که در این جوامع زندگی میکنم شرایط حساس فقط و فقط کنترل ذهن و ورودیهای ذهن است.
و مواظب باشیم از لحاظ فکری با اکثریت جامعه قاطی نشویم.
خدایا بابت کنترل بیشتر و بیشتر ورودیهای ذهنم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
به نام الله 🌸🌸🌸
من هم خیلی جاها در زندگیم خیلی کارهای اشتباهی انجام دادم و قبلا خیلی خودم رو سرزنش میکردم ،ولی حالا بیشتر درک میکنم که خودم رو ببخشم ،و میبخشم 👌👌
من خالق زندگی خودم هستم و دوست دارم جزوه اون عده ی محدود باشم .👌👌
خدارو شکر تلویزیون و فضای مجازی و افراد منفی از زندگیم حذف کردم .
به تازه گی دچار یه مشکلی شدم ولی مثل قبل نبود فکرکردم و متوجه شدم خودم فرکانس منفی فرستادم!! ولی خیلی از درون بهم ریخته بودم خیلی خودم و سرزنش کردم این دوسه روز ،ولی الان متوجه شدم ،نباید خودم سرزنش کنم وپیش میاد ،باید رها کنم نباید اینجا استپ بخورم ،باید ادامه بدم و از مسیر لذت ببرم ،و کانون توجه م و بزارم روزیبایی ها ،
من باید ذهنم رو کنترل کنم .
من باید ذهنم و کنترل کنم .
من باید ذهنم و کنترل کنم .
من باید ذهنم رو کنترل کنم .
من باید ذهنم وکنترل کنیم .
(اگر به چیزی توجه میکنم که نمیخوام تو زندگیم اتفاق بیفته،دارم اون و جذب میکنم .)
این بود چیزی که احتیاج داشتم بشنوم ،
ممنونم استاد عزیزم .
به نام جااانِ جانااان
سلااام سلاااام
🧡پنجاه و ششمین روز از روز شمار تحول زندگی من🧡
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
– کانون توجه من زندگی من رو خلق میکنه و اگر دارم به چیزی فکر میکنم که دوست ندارم اتفاق بیفته، دارم اون چیزو رو در زندگیم خلق میکنم.
– با هر منطقی دستت رو در اتیش ببری، دستت میسوزه.
– اگر مثل اکثریت مردم فکر کنی نتایجی شبیه به اونها میگیری و چیزی بیش از اونها رو خلق نمیکنی. پس متفاوت فکر کن و باورهاتو از نو و قدرتمند بساز.
– وقتی از لحاظ فرکانسی مثل اکثریت مردم فکر نکنی، از نظر فیزیکی هم در جایی که بقیه قرار دارن نخواهی بود.
– اگه از شرایطت و محل اقامتت راضی نیستی به زیبایی ها توجه کن و تمرکزت رو بر زیبایی ها قرار بده تا جهان تو رو به سمت زیبایی ها، شرایط و مکان های زیباتر هدایت کنه.
– وقتی مدتی در مسیر قرار بگیریم، دیگه عملا یک سری از حرف ها رو نمیشنویم.
– خداوند به نیازهای ما پاسخ میدهد و ما را هدایت میکند.
خدایا شکرت بابت این اگاهیها
عاااشقتونم🧡🌱
سلام به همه ی دوستان هم فرکانسم واستادعزیزم .
من ازاولشم اخباری نبودم که دنبال روخبری باشم اماهرکس هرخبری روگزارش میداد،شنونده ی حرفاش بودم گاهی هم درموردش فکرمیکردم ولی اینطورم نبودذهنم درگیرش بشه .خودم توخلوت خودم همیشه فکرمیکردم چقدبی احساسم نسبت به آدمای دیگه یاچقدمغرورم که فقط به خودم فکرمیکنم .
ازوقتی بااستادوقوانینش آشناشدم که بهترین زمان بود،اونم وقتی بودکه بیماری جدیدی که باعث مرگ ومیرانسانهامی شد،ینی دوسال پیش .ومن باتوجه به رعایت قوانین اصلن درگیرش نشدم وحتی ترس وواهمه هم ازش نداشتم چون به هیچ وجه توجه وتمرکزم بهش نبود.وتواون شلوغ پولوغی که دیگه فقط حرف ازاین بیماری وعواقبش بود،من نه شنونده ی چیزی میشدم نه توجه میکردم وخداروشکربه خیروخوشی گذروندیم ولی تجربه های زیادی کسب کردم که احساس میکنم خیلی باعث رشدعقلانیم شدوخیلی بزرگترشدم واین حالموخوب میکنه واصلن به این بیماری باخاطره ی بدنگاه نمی کنم چون حالامتوجه شدم که خیلی ازاتفاقات چ بیرونی چ درونی درمابوجودمیان که ذهن ماودرک مابابت خیلی مسائل رشدکنه .به قول استاداین تضادهابایدباشن این اتفاقات ناجالب بایدپیش بیادکه بشررشدکنه .درواقع جزقوانین جهان هستیه، که هردفه به یه شکلی خودشونشون میده واین ماهستیم که ازهرکدوم به جای زوم کردن وتوجه کردن به ظاهرقضیه ،بیاییم به مثبتهاونتایج منطقی ترقضیه نگاه کنیم .وقتی بزرگ فکرکنیم به نتایج بزرگتری هم میرسیم ومتفاوت ازبقیه ی آدمهامیشیم .اصل حفظ آرامشمونه که بایدبه هرنحوی نگهش داریم .
دوساله که اصلن شبکه ی خبرنگاه نکردیم وبه هیچ وجه تواینستایاهرجای دیگه خبربدی باشه ،بهش توجه نمی کنیم وصحبتشم نمی کنیم .اینکه جمع بستم منظورم خودم وهمسرم ودوتابچه هام هم هستن .خانوادگی این قانون رارعایت می کنیم .
تاخبربدیاناخوشایندی ازجامعه بشنوم ،میگم الان تاسف وناراحتی من باعث ایجادکاری میشه ؟میگم نه وبعدسریع ازاون داستان خارج میشم .آخه توجامعه ی مافکرمی کنن هرکس به این موضوعات توجه کنه ،بعضیهاگریه وزاری هم میکنن ،ایناآدمهای بااحساس ومسولیت پذیری هستن .درحالیکه من ازوقتی باقانون جهان آشناشدم ،دیدم که چقدراین جورآدمهاآسیب میخورن وبه همین روندخودشون ادامه میدن ،شایدحس میکنن اگه بی خیال باشن ،گناه کردن .بله افکاروباورهای غلط خیلی راحت مارابه جهت منفی هاوتلخیهای بیشترسوق میده .
خداروشکرمیکنم بابت این موضوع ،قضاوت کسی برام مهم نیس وتوجهم راازشون برمیدارم .البته گاهی لفظی برای اینکه قضاوت نشم ،هم دردی کردم ولی الان دیگه نه اتفاقاسعی کردم بایه جمله ی انگیزشی نظرطرف مقابلم عوض کنم وسریع بحث راعوض کنم .ودیگه کاری به بقیه ی ماجراکه طرف مقابلم آیاحرفموقبول کردیانه ،هم کاری ندارم .
متاسفانه توجامعه ی ما،مردم درک متقابل ازکسی راندارن ومنتظرن کسی اشتباهی کنه وسریع مچ طرف رابگیرن وایناراهم زرنگی خودشون میدونن .وفقط درحدحرفه وهیچ عملکردی ندارن.
اینکه مایادبگیریم هروقت هراتفاقی میفته به جای توهین ومواخذه کردن طرف ،به قول استادبگیم شایدماهم جای اونابودیم همین طورمیشدیاهمین اتفاق میفتاد،خیلی بهتربودچون به افکارمنفی وصحبتهاوقضاوتهامون ادامه نمی دادیم .وانقدهرموضوعی رابزرگ نمیکردیم که مدتهادرگیری ذهنی داشته باشیم .دیگه اتفاق افتاده ،کاری هم که ازدست مابرنمیاد،پس چراخوشمون میادانقدراجع بش بحث کنیم .ووقتمون رابه بطالت وحرفهای بیهوده صرف کنیم .
کاش به این درک و فهم برسیم که اندازه جایگاه خودمون کاری کنیم نه بیشتر.وهراتفاق ناجالبی که میفته روبپذیریم واگه کاری ازدستمون برنمیادبهش توجه نکنیم دیگه .
من همیشه تنهاکاری که میکنم دعاوهدایت خدارابرای خودم وهمه ی کسانی که حتی ظاهرابدهستن ،میکنم .هیچ وقت نه درموردشون حرف میزنم نه قضاوتشون میکنم چون توجایگاهی نیستم که ازچیزی سردربیارم .
استادهم که یادمون داده قدرت فقط دست خداست وبس .پس دیگه واهمه ازهیچ چیزوهیچ کسی ندارم .
سعی میکنم ایمانم راروزبه روزقویترازقبل به خداکنم وهمه ی توجهم به زیباییهاوخوبیهاومثبتهای جهان باشه ،تااتفاقات بهتری را،وجایگاه بهتری روبرای خودم رقم بزنم .
استادجونم عاشقتم قربونت شم که هرچی دارم ازوجودتوعه عزیزدلم .
ازخدابهترینهارابرات خاستارم .🥰
سلام استاد چه فایل خوبی بود
یاد گذشته خودم افتادم که من چقدر دنباله روی همچین داستانهایی بودم سرم درد میکرد برای اینچزها و زندگی سخت و طاقت فرسا از هر طرف بلا میومد سرم پست میزاشتم گله میکردم ادمهای نامناسب دورو برم کلا اتفاقات بد پشت سرهم حالا یه اتفاق خوب هم می افتاد دیده نمیشد فکر میکردم زندگی همینه اینجوری باید بگذره تا روزی که با شما و سایت اشنا شدم اینم تکاملی بود یواش یواش اول با کتاب هایی که میخوندم با نگرشم به اتفاقات زندگی و یه روز شنیدن فایل صوتی شما در تلگرام گفتم این صدا چرا اینقدر به دل من چسپید اگه اشتباه نکنم فایل درمورد ابراهیم و عیسی بود که میگفت ماهیچ کمبودی نسبت به پیامبرا نداریم (دقیق یادم نمیاد چی بود) هر کاری اونا کردن من هم میتونم انجام بدم کلا منو دگر گون کرد و دیگه چسپیدم بهش ببینم چی میگه این فرد واقعاً کنجکاوشدم خدا هم صدای دلم رو شنید منو جایی برد که تمام منطق منو زیرو رو کرد منی که به کتاب قران پیامبرا وهمه فحش میدادم همه دوستام میدونستن درمورد دین قران جلو من حرف بزنن تا میتونم فحش نثارشون میکنم خداوند یه جوری منو فطیله پیچ کرد که خودم با پای خودم برم دنبالش بگردم واقعا خداوند منو سربراه کرد من همیشه یه جمله داشتم که که همه جا به هر کس میگفتم و جوابی براش نداشتم (اگه خدا که منو خلق کرده و همه چیزمنو میدونه یعنی از منی که از نقطه ای میخوام برم به نقطه سی رو که میدونه اول و اخرمو میدونه نحوه زندگی کردنمو میدونه چرا منو یهوی اورده اینجا رو زمین میخواد ویدوچک کنه بعد بهم نشون بده اون که میدونه من بهشتی هستم یا جهنمی چرا منو نمیبره تو یکی از این دوتا دیگه اومدنم اینجا چی بود) این سوال همیشه خدا تو ذهن من بود به نظر خودم خدا بواسطه همین سوال که تو ذهنم بود منو هدایت کرد جوابمو پیدا کنم و خودم ببینم چرا تو این جهان هستم و جوابمو گرفتم و سایت استاد فراتراز چیزی بود که من لازم داشتم خدایا ازت سپاسگزارم منو تو مسیری قرار دادی که نه فقط تورو بشناسم یه زندگی دادی که خارج از تصوراتم بود و هنوز هیچی من ندارم ول حس و حالم جوری که انگار همه چی دارم حالا حرف استاد رو میفهمم که میگه من لطیف شده بودم من هیچی نداشتم اونموقه ها ولی همه چی داشتم و حاضر بودم فرشته مرگ بیاد منو دراغوش بگیره من الان اونجوری شدم هیچ ترس و نگرانی از هیچ اتفاقی ندارم هرچی پیش بیاد هدایت خداونده
استاد این فایل منو برد روزهایی که دیگه نمیخوام تجربش کنم سپاسگزارم استاد جان موفق و پیروز باشید در پناه حق
سلام به استاد عزیز اومدم ردپای امروز را یاد داشت کنم کانون توجه ما به هر سمتی برود از اصل واساس آن وارد زندگیمون میشود پس ما هستیم که با افکار و احساسات خودمان زندگیمون را خلق میکنیم هر اتفاقی که در جهان اطراف ما رخ میدهد به ما هیچ ربطی ندارد اگر مثل بقیه مردم فکر کنیم مثل بقیه نتیجه میگیریم پس اگر میخواهی از بقیه مردم جدا باشی به آنها توجه نکن این قانون جهان هستی است که به هر چیزی توجه کنی همان را به زندگی وارد میکنی
پس من در این شرایط سعی میکنم که به زیبایی های اطرافم توجه کنم تا از اصل آن وارد زندگیم کنم
هر کس در هر موقعیت امکان دارد که اشتباه کند
ما یه لحظه خودمان را جای او قرار میدهیم
مثل شرایط که در زمان پیامبر پیش آمد که میخواستند یه نفر را سنگ سار کنند گفت کسی میتواند سنگ اول را بزند که هیچ گناهی انجام نداده باشد بعد دیدن که کسی نیست که گناهی نکرده باشد
بنام الله
56..قسمت سفرنامه رو طی کردم…
استاد عزیزم از روزی که هدایت شدم..به این فایلهای سفرنامه..و چله این سایت رو گرفتم..هر کدوم از فایلها مدار منو با توجه به ظرف وجودیم بالا برد…
همه اینها بر میگرده به هدایت الله…
خوشبختی و روزنه امید من.فقط همین سایت زیبای بهشتی هست..که هر چی میریم جلو.عطشم، تمام شدنی نیست!….
چقدر مطالب زیبایی استاد در این لایو بیاین کردن….
چیزی که من مدام دارم این باور رو به خودم یاد آور میکنم…همینه..
در قران خیلی اینو بیان کرده..
افرادی هستن که معرفت ندارند…
قدر داشته هاشونو نمیدونن سپاسگزار نیستن.همیشه غر میزنن.منتظر یه خبر هستن تا اونو بولد کنن و اغتشاش تو سطح خانواده و اطرافیان راه بندازن…
دقیقا هر روز هر روز،نحوه زتدگیشون مشخصه تو چه هول وله ایی اموراتشونو میگذرونند…
اتفاقا چند مدت یبار مردم یه برنامه جدیدی رو پیدا میکنن..ناامنی رو بوجود میارن..
که امروز شاهدش هستیم..تمام برنامه ها رو فیلتر کردن…
هر جا میری اینجور بحثا وجود داره…
من به خودم متعهد شدم…و تاهدمو توی یه تکه کاغذ نوشتم وسط قرآن گذاشتم…
که پرهیز کنم…..تمام رسانه ها..و وضعیتایی حتی برای دوستان و خانوادم بوده..کمپلیت حذف کردم…
و تمام تمرکزمو گذاشتم رو همین سایت…
چقدر من خوشحالم..چقدر فایلایی که هدایت میشم با زندگی روزمره من همخوانی داره…
خداوند پا به پای من همراه هست…
یادم موقعه ایی که این هواپیما مورد حمله پدافتد خود ایرانی قرار گرفته بود…
من در مدار این اموزه ها نبودم…😐…
و کلیپای این خانواده ها در سراسر اینستا برام باز میشد.و من مدام حرص میخوردم..
احساس بد داشتم..نمیتونستم کار شخصیمو انجام بدم..به ناامیدی خورده بودم..ووووووو
خیلی زیاد….دوست ندارم وارد جو اون موقعه ام بشم…
چون همش در عذاب بودم…و شب و روز رو این موضوع زوم کرده بودم…
چیزی که استاد بیان کردن تو فایل هادی عزیز
میگفتن چیزایی که میشنوید..میبینید.صحبت میکنید..نمیتونید کنترل ذهن خوبی داشته باشید….
استاد عزیزم..من هر لحظه چکاب فرکانسی میکنم…
اتفاقا..یکی از همون خانواده ها میگفت…قبل از پرواز..سرنشینان این هواپیما یه تکه کلامی رو ضبط کرده بودن برای دوستانشون فرستاده بودن…
و فردی دیگه.همون شب قبل از پرواز به خانوادش گفته بود..که من اصلا خوابم نمیره قراره یه اتفاقی برامون پیش بیاد…
من دقیقا چند ماه هست درکم داره از این آموزه ها زیاد میشه..قبلش خداوند بهم میگه اینکار رو ادامه نده..من همونجا هدایت میشم…خیلی واضح…
یا بهم میگه ادامه بده..یه شور و شوق خاصی دارم..
هر موقع جایی بودم که احساس ضعف تو کنترل احساسم دارم سریعا از اون منطقه خارج میشم…چون میدونم ادامه دادن احساس ترس بوجود میاره و منو از مدارم خارج میکنه!..
همینه!…تمام زندگیمون به افکارمون متصله..
فقط کافی کنترل ذهن و احساس خوب رو هر لحظه روش کار کنیم…
مثل خوردن غذا که نیازمونو باهاش برطرف میکنیم…
پس هر فکری رو خورد مغزمون نکنیم.
ثابت قدم باشیم.جاده خاکی نزنیم …
جاده خاکی افتادن در دره و مسیر نادرست هست..
من خدا رو با تمام وجودم شاکر هستم…
که هر لحظه منو براه راست هدایت میکنه
راه نور راه پاکی…..بسیار خوشبختم..خوشبختم.
استاد عزیزم .امروز اینقدر دلم برات تنگ شده یدفعه😄.نمیدونم این احساس تو قلبم اومد…
خیلی خیلی دوستتون دارم..ممنونم بابت هر لحظه از فایلهایی که تو این سایت بهشتی میزاریید…
از اینکه قانون بدون تغییر خداوند رو از هر جهات و از هر جنبه به ما نشون میدین ممنون و سپاسگزارتونم….😍😍😍😍