live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    164MB
    31 دقیقه
  • فایل صوتی live | ذهنیت خالق یا ذهنیت واکنش دهنده
    30MB
    31 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1148 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1431 روز

    سلام به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان عزیزم.

    خدا رو شکر از اولم یعنی از قبل از آشنایی با استادعزیز هم ، مدلم اینجور نبود که دنبال بررسی و کندوکاو اتفاقاتی که توی کشورمون میفته برم .هیچ وقت اینجور موضوعات برام مهم نبوده و توجه خاصی بهشون نداشتم. به خاطر اتفاقات ناگواری مثل سیل و زلزله و آتش سوزی و خیلی چیزای دیگه حتی مسائلی مثل آشفتگی و به هم ریختگی مملکت هم ، یادم نمیاد که خودمو درگیر اینجور مسائل کرده باشم .

    به همین جهت الانم تو جامعه و یا کشورمون هر اتفاقی بیفته کانون توجهم رو سمتش نمی‌برم و مثل خیلیا که دنبال تجزیه و تحلیل این موضوعات میرن ، من نمیرم. خیلی می‌دیدم و می‌بینم که مسائل اینچنینی براشون حائز اهمیته !

    برای افراد بیکاری که دنبال سوژه میگردن تا به خاطرش محفلی رو گرم کنن .

    خیلی جالبه دیدم خیلیا بقدری سرسخت دنبال دلیل و برهان و چراهای اون اتفاق میگردن که اگر اون دقت و اون توجه رو سمت موضوعات بهتری میزاشتن موفق‌تر بودن. این افراد راحت قضاوت می‌کنن و تو این لحظات بحرانی خودشونو عقل کل و همه چی دانا حساب می‌کنن. من این حرف استاد رو خیلی خوب درک می‌کنم .همیشه هم گفتم بخصوص وقتایی که می‌بینم ریاست جمهورها را به نقد و قضاوت و محاکمه میکشن همیشه میگم چرا قضاوتشون می‌کنید ، ما که جای اونها نیستیم و تو شرایط و موقعیت اونها قرار نگرفتیم ، شاید ما هم جای اونها باشیم همین عملکردها شایدم بدترش رو داشتیم. دقیقاً میتونم بفهمم که من تو جایگاهی نیستم که بخوام کسانی رو بخصوص سران مملکتو قضاوت کنم .خیلیا رو هم دیدم که موقع وقوع حوادث ناگوار در کشور حس دلسوزی و حس ترحمشون گل میکنه چنان در مورد اون موضوع صحبت می‌کنن که انگار اگه اونجا بودن بهترین تصمیمات و بهترین عملکردها را داشتن. خیلیا را هم دیدم تو چنین مواقعی به خاطر عدم شناختشون نسبت به خداوند و عدم آگاهی‌هاشون ، ناآگاهانه عدل خدا رو زیر سوال می‌برن. اینجا هم به این درک رسیدم که باز من تو جایگاهی نیستم که بخوام چیزی رو تحلیل و بررسی بکنم و مهربونی و بخشندگی و عدل خداوند رو زیر سوال ببرم. بخصوص از وقتی که با قوانین جهان آشنا شدم که به هیچ وجه دیگه افکارم سمت اینجور مسائل نمیره.

    مردمان سرزمین ما یاد گرفتن برای هر اتفاقی دنبال مقصر بگردن . از اینکه وقتشون رو صرف این کار می‌کنن خیلی هم از خودشون راضین.

    اگه اتفاق ناجالبی بیفته خیلی در موردش صحبت می‌کنن طوری که ناآگاهانه کلی فرکانس منفی به جهان ارسال می‌کنن و بعد، با مواجه شدن با اتفاقات ناجالب‌تری برای شخص خودشون ،شکوه و شکایت هم می‌کنن که ببینید ما تو چنین کشور نابسامانی زندگی می‌کنیم . در واقع با افکار و باورهای غلط به خودشون تحمیل می‌کنن که این اتفاقات همه و همه به خاطر عدم صلاحیت سران مملکت و حتی بی‌توجهی و به خاطر بی عدالتی خداس. غافل از اینکه بدونن دلیل اصلی مواجه شدن با این اتفاقات به خاطر چیه ؟!!!

    هیچ وقت نفهمیدن ، هیچ وقتم متوجه نمیشن.

    کسی که تو مدار درستی نباشه هر چقدرم بهش توضیح بدی، باز حرف خودشو میز‌نن و باز سوار بر افکار و باورهای پوچ و غلط خودشونن . بنابراین نباید با چنین افرادی وارد بحث شد. اولاً همچین افرادی تو فرکانس ما قرار نمی‌گیرن اگر هم به عنوان تضاد چیزی ببینیم، ما باید آگاهانه رفتار و عملکرد درستی در مقابلشون داشته باشیم .سعی کنیم سکوت کنیم و حرفاشونو نشنیده بگیریم یعنی کانون توجهمون رو سمت افکار اون‌ها نبریم و تحت تاثیر صحبت‌هاشون قرار نگیریم .ینی جو نگیرتمون .

    خب چنین افرادی به خاطر باورهای غلط، دنبال این هستن که یه عوامل بیرونی آرامش و خوشبختی رو براشون به ارمغان بیاره. اونا فکر می‌کنن خوشبختی و ثروتمند شدنشون در گرو یه عده آدمه !

    در حالی که ما بر این باوریم این افکار و باورهای درونی خودمون عامل وقوع هر اتفاقی هستش.

    با داشتن افکار و باورهای مثبت که احساس خوب نشونشه ، با توجه و تمرکز کردن به نکات مثبت هر چیزی و از زاویه ی بهتری دیدن هر قضیه‌ای می‌تونیم خالق اتفاقات خوبی برای خودمون باشیم.

    جالب‌تر از اون اینه که کسی حتی اگه کاری هم از دستش بر میاد انجام نمیده و فقط حرف میز‌نن.

    یعنی اگه جایی نیاز به کمک مالی و یا هر چیز دیگه‌ای باشه، طرف کاری نمی‌کنه. فقط آدمهای دیگه رو قضاوت می‌کنن و توقع دارن افراد دیگه به داد این عده برسن. حس انسان دوستیشون فقط در حد کلام هستش نه بیشتر.

    خدا رو شکر ما جز این دسته افراد نیستیم .هرچند کاری هم از دستمون بر نیاد که انجام بدیم، حداقل کاری که میتونیم بکنیم اینه که کسیو قضاوت نکنیم و سعی کنیم در جایگاه افراد دیگه ، بدون تمرکز کردن به پیشامدها ، دیگران را درک کنیم.

    یه عده هم هستن که اگه تو وارد بازیشون نشی خیلی راحت تو رو قضاوت می‌کنن و میگن نگاه کن چقد بی‌احساس و سنگدله !!!

    اگه میخوایم در فرکانس مثبتی باشیم به انتقادها و قضاوتهای این افراد هم نباید توجه کرد و با سکوت کردن باید ازش گذشت‌.

    یه نکته دیگه‌ای که باید بهش دقت داشته باشیم اینه که باید به عنوان الگوی خوب ، یاد بگیریم اگه جایی از این بحثها بود بخصوص تو خانواده‌هامون چون اکثرن دیدگاهها متفاوته ،خیلی پیش میاد که در مورد این موضوعات بحث‌ بشه . باید آگاهانه با مطرح کردن یه سوال قدرتمند کننده یا با وارد شدن به یه موضوع دیگه ،بحث رو عوض کرد. هیچ نیازی به مخالفت کردن و جناح گرفتن و توجیه کردن چیزی نیست فقط کافیه با یه ترفندی بحثو عوض کنیم.نهایت اگه موفق نشدیم محل رو ترک کنیم یا خودمونو مشغول به کار دیگه ای بکنیم.

    استاد جونم مرسی به خاطر یادآوری افکار و باورهای درست و تغییر دادن نواقصی که موزیانه ممکنه تو وجودمون باشه .

    عزیزمی .

    الهی باشی همیشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 791 روز

    سلاااااام به روی ماه ابراهیم زمانه ام

    سلام به روی ماه استاد شایسته خوش صدا، خوش قلب، توحیدی …

    و سلااااام به روی ماه ندیده همه همکلاسی های قشنگممممممم…

    عاقاااااااا من امروز با نتیجه اومدم حرف بزنم …

    حالم خیلییییی خوبه ،نشونه های خیلی واضح و روشنی درک کردم ،میخوام بنویسم تا یادم نره تا هر وقت نجوا ها خواستن منو احاطه بگم من از قانون نتیجه گرفتم

    استاد عزیزم من خیلی خوب امروز درک کردم که اگه دستمو تو آتیش ببرم میسوزه

    شاید برا خیلیا خنده دار بیاد اما من امروز قانون اینکه با هرررررررر منطقی بخوام ناراحت بشم جهان چماق بدست منتظره ناراحتیمو،احساس بدمو بیشتر کنه

    مثالتون عالی بود و به قول حشمت فردوس افتاد برام افتاد

    (خدایا من بهت اجازه میدم که منو تو مسیر این سایت نگه داری ،آخه میگن تو مودبی بدون اجازه وارد قلبها نمیشی من بهت

    اجازه میدم خدای من،خدای متفاوت من

    خدایی که از رگ گردن به من نزدیکی…)

    و اما نتیجه ی من:یه دو ماهی میشه وارد یه تضاد شدم اشتباهات زیاد کردم به فکر خودم منطقی بود باید ناراحت میشدم و غافل از اینکه عاقاااااااا جان دنیا با هرمنطقی بخوای فرکانس احساس بد بهش بفرستی همونو بهت برمیگردونه و کارش حرف نداره دقیقا همین کار کرد که من

    دست بوسشم چون غیر این بود شک میکردم

    در اثر چالشم و احساسات بد نتیجش

    همش دکتر رفتن شد نتیجش قرص شد منی که از 5 اسفند تا 8 مرداد واقعا از قرصا فاصله گرفته بود (حالا کاری ندارم گذشت)

    خداوند شاهده دیروز نجواها اومد سراغم

    که بابا بس کن هر چی درمیاری بدهیاتو

    میدی و فلان بابا به خودت برس همش

    میگفت لباس بخر بابا در بیا از این چرخه

    منم که انگار خوشم میومد و داشت منو از مسیر سایت بیرون می‌برد که یادم افتاد من نشانه روزمو ندیدم و زدم رو نشونه

    (چقدر ذوققققق دارم خدای من)

    دقیقا همون فایل گفتگوی استاد با آقا رضا عطار اومد (همون فایلی که به من قدرت داد برای شروع پرداخت بدهیام تمام کردن قسطام و و و)خندم گرفت گفتم

    خدای من دمت گرم بعد نجواها بود فلان

    کن بهمان کن اما قبل خواب گفتم خدایا

    من دوره احساس لیاقت رو میخوام من پرداخت بدهیامو ازت میخام من ازت میخوام کمک کنی کارمو دوباره با همون شوق شروع کنم و خوابیدم

    (چند روز بود که واقعا میگفتم خدایا

    من دیگه رو عقل خودم حساب نمی کنم

    من نمیدونم من نمیفهمم تو میدونی بهم بگو اگه میشه تو خوابم بگو)

    و برای اولین بار تو خواب دیدم حرم امام رضام و نشستم حیات حرم با همون دفترم قلمم که همیشه مینویسم

    گفتم خدایا نه از نظر مالی نه زمانی الان با عقل من جور درنمیاد که من با این همه حال خوب اینجا باشم

    (به من گفت تو فقط بخواه هرچی میخوای، با چجوریش کار نداشته باش فقط بخواه برام بنویس مابقیش بامنه تو لذت ببر) به خدا عین جملاتش بود

    خدایا خودت کمکم کن یادم نره

    و بیدار شدم نجواها باز بود اما شوق خواب حالمو خوب کرده بود که خدا با من حرف زد

    و انگار به قلبم افتاد بابا بشین با ذهنت حرف بزن و خدا شاهده 5 دقیقه باهاش حرف زدم زیپ دهنشو کشید رفت حالم خوب شد احساسم عالی شد

    رفتم سراغ کانالم کارم با عشق( واقعا عشق شور وشوق به قول استاد جواب میده ) براش محتوا نوشتم و فقط 30 دقیقه گذشت یکی اومد برا خرید بعد دو ماه که کلا ول کرده بودم کارمو بهش گفتم:گفتم عاشقتم شکرت به خاطر این همه نشونه خوب بخره نخره اصلا مهم نیست همین که من به قانون تغییر ناپذیرت دارم پی میبرم برام یه دنیاست (آخه از خدا خواسته بودم این هفته شروع تو کانالم به اندازه 200 تومن بفروشم)

    عاقا فروش انجام شد با عشقققق

    خیلی شکرگزاری کردم

    و عصر شد و دیدم تق تق پیام میاد عاقاااااااا باز یه فروش دیگه خدای من تو چیکار کردی )باور کردم که اگه من حرکت کنم جهان منو هول میده جلو

    و من در روز اول هفته 360 تومن از یه جنس کوچولو فروش کردم (اما یه چیزی بهم گفت :گفت ازم بخواه زیادم بخواه

    گفتم استادم گفته تکاملتو باید طی کنی اما چشم سقف آرزوهامو میبرم بالا )

    خدایا شکررررت بابت امروز بابت این همه آرامش ذهنی ،روحی ،جسمی یعنی عجیب با احساس عالی ازش سپاسگزاری کردم بعد حالم هی خوب میشد و مثل استاد میگفتم آره این خودشه این بهترین فرکانسه ادامه بده و چقدر لذت می‌بردم

    خدایا ازت میخوام کمکم کنی همه این اتفاقات که اطرافم هست و ذهنم هی میخواد منطقی کنه ناراحت شدنمو عصبی شدنمو اما استاد گفته هیچ منطقی به جهان قابل پذیرش نیست

    خدایا هزاران سپاس به خاطر قوانین ثابتت

    استاد عاشقتمممم منننن واقعا حرامه گوش دادن به حرفهایی جز حرفهای شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 922 روز

      افرین ارزو جان

      افرین بهت دوست عزیزم

      موفق باشی دوست من

      خیییلی خوشحالم به خاطر حال خوبت

      به خاطر اتفاق های عالی که برات می افته

      به خاطر خواب قشنگت

      خیلی حال خوبی داشت کامنتت

      قشنگ من هم حس می کردم ارتعاشش رو

      دوست من تو لیاقت بهترین هارو داری

      افرین بهت

      افرین بهت

      افرین بهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    هادی قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1768 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و احترام محضر استاد عزیز، سرکار خانم شایسته ی مهربان و دوستان گرامی.

    استاد جان به جرات میشه گفت یکی از بهترین و تاثیر گذار ترین فایل ها، این توضیحات شماست.

    دقیقا مثل یک دوره ی آموزشی بسیار تاثیر گذار.

    اینکه قوانین چگونه عمل میکنه، کنترل احساسات به چه شکلی باید باشه و اینکه واکنش ما نسبت به اتفاقات به شکل باید باشه،

    و مهمتر اینکه ما خالق شرایط هستیم.

    توضیحات استاد با این نکته طلایی ارزش هزار برابری میشه، در جایگاه خودمان باشیم و اشتباه افراد را قضاوت نکنیم.

    مثال آتش نشان ها و موج احساسی مردم بسیار زیبا بود.

    نکته طلایی: با هر منطقی دستت رو توی آتیش بکنی، قطعا می سوزی.

    واقعا کنترل ذهن و احساس مهمترین نکته داستان هست،

    و اگر ما مداوم تمرین و تکرار بکنیم،

    اگر ما نسبت اتفاقات واکنش گرا نباشیم،

    اگر افراد را قضاوت نکنیم،

    اگر متفاوت فکر و عمل کنیم…

    چقدر زندگی بهتری خواهیم داشت.

    سپاس استاد جان، چقدر فایل فوق العاده ای هست.

    “جناب آقای استاد سید حسین عباس منش”

    از من انسان بهتری ساخته اید

    ‘ از شما متشکرم ‘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 2392 روز

    به نام خداوند ثروت آفرین

    سلام استاد عزیزم

    چه روز خوبی وچه هدیه ی قشنگی اول صبح ازخداوند توسط شما استاد عزیز دل گرفتم از صبح زود انگار یه حسی بهم میگفت که بیدار بشم و برم سراغ گوشی موبایلم انگار خداخودش منو بیدارم کرد تااین هدیه رو بهم بده واقعا چه هدیه عالی و بجایی بود دیروز باخودم فکر میکردم کاش استاد بیاد و یه فایل درمورد این اتفاقاتی که داره میوفته بزاره برای هممون و این اتفاق افتاد این همون قانونه که هرچی بخوای برات اتفاق میوفته.

    من کلا خودم زیاد درگیر اینجور مسایل نمیشم البته از زمانی که واقعیت و عملکرد ذهن رو فهمیدم وتواین چند روز سعی میکردم باوجود اینکه توخوحه همسرم درمورد اتفاقات تحلیل و بررسی میکردزیاد گوش نکنم و تمرکزم رو بزارم رو نکات مثبت ولی دوست داشتم بازم تواین مورداگاهی های موجود رو از زبان شیوای استادم بشنوم خدارو سپاسگزارم که انسانی به این نازنینی و دوست داشتنی رو به کمکمون فرستاد??

    واقعا ازخداوند سپاسگزارم که این آگاهی های زیبا رو توسط دستی از دستانش به گوش من و دیگران رساند.

    استاد من تمام فابل های رایگان شمارو گوش کردم بعضی هاشونو که خیلی دوسشون داشتم ذخیره کردم و همش گوش میدم همش باخودم درگیربودم و به خودم میگفتم باید این مساله رو طوری ملکه ذهنم کنم باید درکش کنم باتمام وجودم واز خداوند مهربان درخواست کردم که خودش راه رو برام روشن کنه تااینکه چندروز پیش بطور کاملا هدایتی چون من برنامه اینستاگرامم رو پاک کردم پیام های اینستا از طریق ایمیل برام میاد ولی نگاشون نمیکنم چون خودم به سایت سرمیزنم و کانال هم عضو هستم دیگه نیازی نیست برم اینستا خلاصه بطور کاملا هدایتی هدایت شدم به سمت کامنت های یکی از پست های شما وانگار چشمم دوخته شد به یکی از کامنت های بچه ها که نوشته بودن که شما خودتون همیشه گفتید که ازکتاب های استر و جری هیکس خیلی الهام گرفتید انگار یه حسی بهم گفت این همون چیزیه که دنبالشی رفتم تو اینترنت کلی درموردشون تحقیق کردم و کتاب “بخواهید تابه شما داده شود”و”راهنمای درون”این دو نازنین رو گرفتم و خوندم وفقط خدامیدونه که چقدر ذهنم آگاه تر و آماده تر شد وچقدر ذهنم گسترش یافت بااون آگاهی هایی که تواین کتاب ها به من الهام شد واقعا اول ازهمه ازخداوند مهربان سپاسگزارم بعدازشما استاد بزرگوار وبعدازتمام کائنات??

    واینکه میخواستم ازتون درخواست کنم اگه امکانش هست اسم کتاب هایی که ازنظرقانون جذب بهترین هستند رو بهمون بگید سپاس.

    ممنون استاد بابت این فایل زیبا وبجا??????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 2348 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان مهربونم که الان مثل خانوادم شدین. امیدوارم عالی باشین?

    من مدت کمی هست وارد این سایت بینظیرشدم ازفایل های رایگان استفاده میکنم وکلی آگاه ترشدم.تو این مدت بااین اتفاقات عجیبی که مدام رخ میده همش به این فکرمیکردم که دلیلش چیه وتوی لایو خیلی زیبا توضیح دادین و واقعا واضحه که عده ی زیادی ازمردم ایران فرکانس خیلی بدی رو نسبت به شرایط میفرستن…من تواین مدت هرجا رفتم یه هدفون باخودم بردم و مدام ذهنم رو باورودی های مثبت تغذیه کردم اخبار گوش ندادم حرف هارو نشنیدم و فقط بخودم گفتم جهان یک قدرت ویک فرمانرواداره خودش حواسش به همه چی هست واونه که ازم مراقبت میکنه توهرشرایطی. وجالبه که توهمین چند روز کلیم اتفاق عالی برام افتاده که باعث خوشحالی بیشتروفرکانس بهترم شده …خوشحالم که بعنوان یه دختر ۲۰ساله اصلا قاطی این جونشدم وذهنموکنترل کردم وسپاسگزارم ازخداوند بخاطر هدایتم به این فایل…پایدار باشین??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    لیلا شب خیز گفته:
    مدت عضویت: 3728 روز

    استاد بزرگوارم و خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی ام سلام

    ???

    استاد به خوبی می دانم اگر در مدارش باشم می توانم لایو اینستاگرام شما را ببینم ، اما خواهش می کنم ، لطفاً از یک روز قبل اعلام بفرمایید ، لایو که هست انگار شما مقابل همه ی ما نشستید

    استاد جانم یک محصول برای کاهش وزن درست کردم ، که در عرض یک ماه ، آن هایی که تهیه اش کردند سه تا چهار کیلوگرم کاهش وزن داشتند ،

    می بینید شاگردتون که از نظر مالی زیر صفر بود ، چه قدر پیشرفت کرده ، آفرین به خدای شما ، که خدای تمام خوبی هاست ، استاد هر وقت مسابقه گذاشتم ، شما رو دعوت می کنم در مسابقه شرکت بفرمایید ، وزن ایده آل رو پیشایش تقدیم شما می کنم

    ?????

    آخه پرداخت بها لازمه ،،

    ????

    خانم شایسته که مانکن هستند، نیازی به حضور در مسابقه ندارند، چون در خواب دیدم ایشون رو ???

    ارادت داریم خانم شایسته ی عزیز

    حیف ، سفرنامه تمام شد ، اما دعا می کنم شما و استاد بزرگواربه لطف حضرت حق عمرتان طولانی و پر برکت باد

    ببخشید که شوخی کردم ???

    در خدا شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1867 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز پنجاه وششم، روزشمار تحول زندگی من!

    استاد جانم من در گذشته خیلی افراد رو قضاوت میکردم، خصوصا اگه کسی از من بهتر بود توهر حیطه ای اگه مرتکب یه خطاء یا اشتباهی میشد سریع ازش انتقاد میکردم یا پشت سرش بدگویی وقضاوتش میکردم..

    البته که پدر ومادرم افراد بسیار قضاوتگری بودند نسبت به اطرافیان وخب طبیعی بود منم درگیر این موضوع شده بودم، اما از یه جایی به بعد هی اتفاقات بد وشرایط بد برام پیش میومد یا اتفاقی مشابه اتفاقاتی که در مورد دیگران مورد قضاوت قرار داده بودم، گذشت وگذشت تا این اواخر با اتفاقاتی که برام افتاد و شکر خدا انموقعه ها وارد مسیر شما شده بودم وبا هر فایلی از شما بیشتر به شناخت خودم وخداوند وقوانین جهان هستی می رسیدم وبیشتر می فهمیدم که چقدررررررر خودم پراز نقص و پراز خطاء واشتباه هستم، وچه کارهایی کردم وچه حرفهایی یه جاهایی زدم که نباید انجام میدادم ونباید میزدم، حرفها وکارهایی که به قیمت اسیب زدن به خودم وزندگیم وروابطم تموم شد….

    مثلا یادمه وقتی همسرم پشت سر همسر اولش مادر بچش غیبت میکرد، من پابه پاش میشستم وگوش میدادم تازه در تایید حرفهای همسرم، همسر سابقش رو زیر سوال میبردم قضاوت وسرزنشش میکردم که چطور تونسته ، چرا اونکارو کرده، یا مثلا چرا قید بچشو زده!!!

    چند ماهی از ازدواجمون گذشته بود که دقیقا همسرم با همون لوکیشن وهمون پوزیشن و همون حرفها ورفتارها شروع کرد بد رفتاری کردن با منو ….‌بماند هی نمیخوام منفی حرف بزنم به خاطر اینکه مثال بزنم مجبور میشم از اتفاقاتی که یکی دوسال اخیر تجربش کردم بگم..

    خلاصه من دقیقا تو همون شرایط اون خانوم قرار گرفتم توی زندگی باهمسرم ومثل روز برام روشن شد که اون بنده خدا چرا قید بچه 2سال 7 ماهشو زد و مهرش رو بخشید و دوتا پا داشت دوتا پاقرض کرد و رفت پی زندگیشو جدا شده از این مرد!!!

    این درس بزرگی برای من شد از همون موقعه تا الان که سعی کنم دیگه کسی رو قضاوت وسرزنش نکنم، حتی همین همسر سابقم رو، چون فهمیدم که پدرو مادرش با اختلاف سنی زیادی که باهاش داشتند خیلی با همسرم وبرادرش بد رفتار میکردند واونا هم مثل من و خواهرام وبرادرم تو دعواهای پدرو مادرشون بزرگ شدن وکلی آسیب دیده بودند، فقط فرق ما واونا این بود که ما بی پول وفقیر هم بودیم ولی اونا پولدار و مرفع، و مشکلاتشون رو پشت مال وملک وپول و داراییهاشون پنهان میکردن..

    خیلی جالبه که حالا بعد جداییمون که من با پسرم زندگی می کنیم با اینکه دارم روی خودم کار میکنم تا عادات ناپسندی دیگه نداشته باشم باز می بینم یه جاهایی مثل همسر سابقم با پسرم رفتار میکنم، مثلا همسرم میگفت: مفت میخوری میخوابی از وقتی زن من شدی وظیفته مدام در اختیار من وبچم باشی، مگه کار خونه وبچه داری وآشپزی و..خستگی داره که میگی خیلی خسته شدم امروز!!

    حالا دقیقا من یه وقتایی به پسرم این حرف رو میزنم بهش میگم توفقط میری مدرسه ومیای، سر کار که نمیری، میخوری ومیخوابی انوقت خسته هم میشی؟!!!

    ای واااااای بر هر آدم قضاوت گر، سرزنشگر و پراز عیب ونقص!!!!

    منی که هزار تا عیب تو وجودم باشه باز بگردم عیبهای دیگرانو بشمارم و قضاوت کنم دیگرانو…

    شکر خدا حداقل الان دیگه تا میام از نقص هام استفاده کنم مچ خودم رو میگیرم، میگم آهای مینا خانم باز داری میری تو باقالیا؟!

    به قول حکیمی که میگفت: هنوز از محاسبه ی عیبهای خودم فارغ نشدم که به عیبهای دیگران بپردازم…

    منم مدتهاست دارم رو عیب ونقصهام کار میکنم به لطف الله، به قول شما انقدر تمرکزم روی خودمه که اون بیرون، بیرون از من دنیا کن فیکون بشه من تمرکزم روی خودمه، از وقتی به این درک رسیدم که خودم مسئول صد درصد زندگیم هستم،حواسمو دادم به افکار واعمال ورفتارم، چرا الکی بیام وقت باارزشمو بذارم رو چیزهایی، یا افرادی، یا شرایطی که هیچ کنترلی روش ندارم، من حتی به این باور رسیدم که روی بچه خودمم هیچ کنترلی ندارم، وفقط تمام تلاشم رو میکنم درست زندگی کنم تا الگوی خوبی براش باشم، وگرنه نه بار گناه وخطای پسرم یا هرکسی به دوش منه و نه بار گناه وخطای من روی دوش کسی، هر چی بکارم همونو درو میکنم، بسه هر چی فوضولی زندگی دیگران و ملت و دولت و کشور و مردم دنیا و خدا رو کردم..

    مهمترین رابطه ی زندگی من رابطه ی منو خداست ومهمترین کار من در این دنیا استفاده از نعمتها، قدردان بودن به خاطرشون، لذت بردن از داشته ها وامیدوار بودن وایمان داشتن به لطف ورحمت خداست…

    تنها دلخوشیم اینه که خدای من انقدر بخشنده ومهربان و پاداش دهنده هست که وقتی می بینه من توبه کردم از خطاهام جوری برام جبران میکنه، که جبران تمام از دست دادنها باشه…

    خدارو شکر به خاطر قوانین بدون تغییر خداوند، خدارو شکر که جاهل از دنیا نرفتم و کمی آگاه شدم..

    استاد عزیزم میدونم برای شما عادی شده تشکر وقدردانی ما، اما من هم از خداوند وهم از شما سپاسگزارم بابت دریافت ودرک این اگاهیها…

    انشالله خیردنیا واخرت نسیبتون باشه هر لحظه وهمیشه که بیدارم کردید از خواب غفلت..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    مهدی استوار گفته:
    مدت عضویت: 2358 روز

    سلام استاد عزیزم

    خداروشکر به این راه هدایت شدم

    هم از خداوند سپاسگزارم بخاطراین هدایت

    هم ازشماسپاسگزارم بخاطر دست خداوندشدن برای هدایتم

    واز خودم هم سپاسگزارم که امیدخودم رو هیچوقت ازدست ندادم و یک روزخواستم که به این راه هدایت بشم

    خیلی برام جالبه چندوقتیه استارت زدم و تمام فایل های رایگان رو دانلود کردم و شروع کردم به دیدن و نت برداری

    واقعا این قانون بی نقص

    چند وقت پیش بیکار ،مریض و تحت شرایط خیلی بدی بودم

    الان هم شغل پیداکردم که واقعا شرایطش عالیه و جای رشد عالی داره وهم دارم سلامتیم رو بدست میارم

    خدارو شکر

    استاد چندتا تضاد شدید برام رخ داد ولی واقعا خوشحالم ازش سربلندبیرون اومدم و واقعا خوشحالم الان خیلی راحت باورهای محدودکنندمومیبینم حتی باورمحدودکننده اطرافیانم تشخیص میدم و جلوورودشون رو به ذهنم میگیرم

    همین الان که اکثرجامعه درگیرشرایط کشورهستن من دارم برنامه رشد کارو درامدم رو میریزم

    این حرفتون رو خیلی باوردارم که اگه توشرایط فعلی رشد نکنم جای دیگه ام رشد نمیکنم ،واقعا حقیقت

    ازتون واقعا ممنونم بابت فایل های رایگان چون من واقعاشرایط خرید نداشتم اون اوایل واین فایل ها واقعا عالی بودن و دارم میام رودرآمد که انشالله به زودی اولین محصول رو بخرم تا بهتربتونم تکامل خودم رو طی کنم

    خداروشکر

    واقعا انگار دارم تویه دنیای موازی بااین دنیای اطرافم زندگی میکنم

    خیلی حس عالیه که زندگیم دیگه دست خودم نه باور های غلط گذشتم

    سپاسگزارم از خداوند مهربانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    فاطمه عربپور گفته:
    مدت عضویت: 2083 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربان و همه ی دوستان هم فرکانسی خاص ❣️

    من این فایل رو قبلا هم گوش دادم اما اون موقع اینطوری درکش نکرده بودم چون اینجوری خودم رو متعهد به نوشتن کامنت نکرده بودم و حالا که خودمو متعهد کردم که کامنت بنویسم آگاهی های نابتری رو از داخلش درک کردم…

    نکات مهم این فایل رو بعد از دوبار گوش دادن در آوردم که براتون میذارم و البته هرفایلی رو که میخوام گوش بدم و کامنت بذارم دوبار اونو میبینم تا بتونم مدار درک آگاهی هامو بالاتر ببرم تا بتونم نکاتشو از توش بکشم بیرون و اینم میدونم که اگر چند وقت دیگه بیام همین فایل رو ببینم میتونم نکات و آگاهی های بیشتری رو از توش در بیارم چون مدارم بالاتر رفته…

    🗨️اگر ما بخوایم ذهنمونو برای اخبار بد باز بذاریم خبر بد برای شنیدن همیشه هست اما این ما هستیم که باید ذهن و کانون توجهمون رو کنترل کنیم تا بتونیم همیشه فقط اخبار مثبت بشنویم

    🗨️اگر مثل بقیه فکر و عمل کنی مطمئنا نتیجه چیزی جدا و متفاوت از بقیه نیست و تو هم مثل اونا نتیجه میگیری و اگر بخوای نتیجه ی متفاوتی بگیری نباید مثل کلیات جامعه فکر و عمل کنی و باید به خودت تعهد بدی تا ذهنتو کنترل کنی و حواست به افکارت باشه چون در وهله اول این افکار هستند که زندگی ما رو کنترل میکنند

    🗨️این فایل تعلق داره به دیماه سال۹۸ زمانی که یه سری اتفاقات نه چندان جالب در ایران افتاد و منم مثل بقیه اولش داشتم وارد جریان میشدم و ناراحت کرده بودم خودمو اما از یه جایی به بعد به خودم استپ دادم و اولین کاری که کردم آنفالو کردن تمام پیجهایی بود که دنبالشون میکردم و فقط پیج استاد و چند تا پیج خرید رو نگه داشتم اینجا بود که یکم آرومتر شدم اخبار هم از بچگی گوش نمی‌دادم با اینکه پدر عزیزم همیشه عادت داشت اخبار رو با صدای بلند تو خونه گوش بده اما من از همون بچگی خودمو درگیر این چرندیات نمیکردم اما گاهی ناخواسته بعضی اخبار بد به گوشم می‌رسید و منو ناراحت می‌کرد… اما حالا که ازدواج کردم خداروشکر نه خودم اهل اخبار گوش دادنم و نه همسرم و همین نکته باعث شده اعصابمون راحت تر باشه، 😅

    🗨️همه ی افراد یک جامعه خودشونو به دست جریان می‌سپارم و اجازه میدن که جریان اونا رو به هر سمتی که خواست ببره اما ما باید با کنترل افکارمون خودمونو از اون جریان جدا کنیم تا بتونیم زندگی ای رو که دوست داریم بسازیم نباید برگی در باد باشیم که به هر طرف دلش خواست ما رو ببره🙂

    🗨️توی همون شرایط بحرانی همیشه یه عده ی محدودی هستن که نتایجی متفاوت از بقیه میگیرن چون اهل دادزدن و خودشونو نشون دادن نیستن از جریان جدا میشن و این نتایج رو میگیرن

    🗨️یه تفکر اشتباه توی جامعه هست که میگه من قدرت و توانایی خلق زندگی دلخواهم رو ندارم ⛔که این تفکر مطلقا اشتباهه…

    🗯️💜✅برای کنترل ذهن و تسلط بر زندگیمون مثل هرکار دیگه ای نیاز به تکرار و تمرین داریم مثل ورزش کردن برای رسیدن به وزن و اندام ایده آل مثل یادگیری زبان انگلیسی و یا هر کار دیگه ای…

    🗨️هرکسی تو هر جای دنیا به یه موفقیتی رسیده بخاطر اینه که تونسته ذهنشو کنترل کنه و مثل مردم عادی نباشه حتی اگر خودش این موضوع رو قبول نداشته باشه

    🗨️اصلا مهم نیس چقدر دلیل منطقی داشته باشی برای اینکه ناراحت باشی یا به یه ناخواسته توجه کنی و در موردش بحث کنی در هر صورت داری اونو به زندگیت دعوت میکنی و اینو با دست خودت داری انجام میدی…

    ☑️مثل کسی که برای نجات جون یه آدم دیگه دستشو بکنه تو آتیش این دلیل هرچی هم منطقی باشه تغییری در ذات آتیش به وجود نمیاره و دست طرف میسوزه🤔

    🗨️اگر جایی و شرایطی رو دوست نداری توجه و تمرکز رو بذار روی نکات مثبت و زیبایی های اونجا و یا اون شرایط تا جات یا شرایطت عوض بشه و جهان بدون شک این کارو برات انجام میده🤩

    💫اگر برید توی فضای مقاومت کردن، بحث و جدل کردن، درگیر شدن و در یک کلام به چیزایی که نمیخوای توجه کنی لاجرم داری اونو به زندگیت دعوت میکنی

    💛اگر از لحاظ فرکانسی مثل مردم دیگه فکر نکنی جهان کاری میکنه که از لحاظ فیزیکی هم جات عوض بشه و تو مثل مردم دیگه اون شرایط رو از لحاظ فیزیکی تجربه نکنی💛

    🧡ما هممون توی زندگی اشتباه کردیم و هنوز هم اشتباه میکنیم پس وقتی کسی اشتباه میکنه باید خودمونو جای اون طرف بذاریم و ببینیم که ممکنه اگر ما هم جای اون طرف بودیم اون اشتباه رومرتکب میشدیم🧡

    💜وقتی مثل بقیه فکر و رفتار نمیکنی مسیرت از بقیه جدا میشه و این قانون بدون تغییر خداونده💜

    💚هر وقت که بخوایم به کسی ضربه بزنیم در واقع داریم به خودمون ضربه میزنیم چون توجهمون روی ناخواسته هاست و در نتیجه ناخواسته های بیشتری رو به سمت خودمون جذب میکنیم💚

    👌اگر در ذهنمون با هیچ کس مقاومت نداشته باشیم هیچ کس هم با ما کاری نداره و به ما ضربه نمیزنه👌

    ☺️باید به صورت همیشگی روی خودمون کار کنیم تا تکاملی به صورت کلی تغییر کنیم ☺️

    من در ابتدا زیاد تغییرات نداشتم چون متعهد به کنترل ورودی ها نبودم اما از زمانی که ورودی هامو دارم سعی میکنم آگاهانه کنترل کنم حال بهتری دارم و شرایط فوق العاده عالی ای برام پیش اومده خدا کمک کنه در این مسیر باقی بمونم تا شرایط روزبه روز بهتر و بهتر بشه

    😎🤩من باور دارم که لایق تمامی عشق های پاک الهی نعمت ها و ثروت ها هستم🤩😎

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سعيده رضايى گفته:
    مدت عضویت: 2291 روز

    به نام خدای بلندمرتبه ی نزدیک

    پروژه خانه تکانی ذهن/گام به گام

    گام هشتم

    سلام و ارادت خدمت استادهای عزیزم و همه دوستان گلم

    وقتی به صحبتهای استاد در مورد موضوع واکنش گرا بودن یا خالق بودن فکر کردم و تلاش آگاهانه ای رو به راه انداختم که ازش تو زندگی روزمره خودم درسی برداشت کنم، مهمترین قانونی که توجهم رو جلب کرد، توجه به اصل و دوری از حاشیه ها بود.

    دقیقا از نظر من استاد داشتن روی همین تیکه تاکید می کردن که خوب، حالا که فلان اتفاق افتاده که رخ دادن و رخ ندادنش دست من نیست، تاثیری هم در زندگی من نداره، منم برای بهبودش هیچ تصمیمی نمی تونم بگیرم، حالا چکار کنم؟

    موضوعی کاملا خارج از من و خارج از اختیارات و قدرت من.

    من فقط باید سرمو بندازم پایین و کار خودمو بکنم.

    +کار من چیه؟

    خلق شرایط دلخواه خودم.(اصل)

    -کاری که نباید بکنم چیه؟

    توجه به موضوع پیش آمده ی نادلخواهی که خارج از محدوده تاثیرگذاری منه.(حاشیه)

    امروز دقیقا موضوعاتی پیش اومد که می تونست منو به ترس و احساسات ناهنجار و ناهماهنگ با اصل بکشونه اما به خودم افتخار می کنم که تونستم هر دو موضوع رو به خوبی مدیریت کنم و بعد از فقط چند دقیقه از وقوعشون کاملا از فاز منفیشون بیام بیرون.

    یکی از موضوعات که اصلا منو با خودش درگیر نکرد.

    یکی دیگه هم سعی خودشو کرد ولی شانس باهاش یار نبود و من قویتر عمل کردم و شکستش دادم. اونم بعد از شاید 3 دقیقه ناقابل.

    این مقدار تسلط بر کنترل افکار نتیجه تلاشیه که سالهاست دارم تحت حمایت خدا و شاگردی کردن در کلاسهای استاد عباسمنش و استاد مریم شایسته عزیزم انجام میدم و سال به سال یا بهتره بگم ماه به ماه خودم دارم پیشرفت خودم رو حس می کنم.

    من خیلی با گذشته خودم فرق کردم و می دونم که خیییییلی از این بهتر هم میشه باشم.

    البته که من هم اشتباه می کنم. البته که من هم مثل همه انسانها گاهی راه درست رو در لحظه گم می کنم و پامو روی سکوی نامناسبی قرار میدم،

    ولی من یاد گرفتم خودم رو سریع ببخشم و خودم دلداری دهنده و انگیزه بخش خودم باشم.

    من با همین اشتباهات فرصت یادگیری به دست میارم پس بجای خودسرزنشی شکر می کنم و میگم خدایا کمکم کن از دل این موضوع درسش رو برداشت کنم و از این طریق بزرگتر بشم.

    خدا خودش میدونه که بارها و بارها بابت تضادهای زندگیم ازش تشکر کردم و همین شده مایه ی آموزش پذیریم.

    به قول اون فایل ناب و ارزشمند آرامش در پرتو آگاهی که می گفت: غرور مانع آموختنه، و کسی که خودش رو چیزی می پنداره هرگز چیزی یاد نمی گیره، منم سعی می کنم درگیر منیت و غرور کاذب نشم تا راه یادگیریم سد نشه.

    من هیچم

    من هیچکسم

    من هم پر از اشتباهم ولی نباید در گرداب اشتباهاتم باقی بمونم چون اصل بر اینه که بعد از آموختن درس، از اون اشتباهات خداحافظی کنم و دیگه تکرارشون نکنم.

    و جالبه که زیاد از حد فکر کردن و تمرکز بر اشتباه باعث جذب دوباره اون و رخ دادن مکررش میشه.

    خدایا متشکرم که انرژی دادی و کمکم کردی بنویسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2190 روز

      سلام سعیده جانم.

      چقدر زیبا بود کامنتت.

      این قسمت برای ذهنم بولد شد:

      البته که من هم اشتباه می کنم. البته که من هم مثل همه انسانها گاهی راه درست رو در لحظه گم می کنم و پامو روی سکوی نامناسبی قرار میدم.

      ولی من یاد گرفتم خودم رو سریع ببخشم و خودم دلداری دهنده و انگیزه بخش خودم باشم.

      قسمت دوم هست که راهِ نجاته.

      وگرنه آدم میره تو باتلاقِ سیاهی و سرزنش و تاریکی و حس بد.

      وقتی حرف از ذهنیتِ خالق یا واکنش دهنده میشه در مورد خودم میتونم اینو بگم:

      قبل از آشنایی با استاد و سایت و آموزش ها، شدیدا واکنش گرا بودم.

      بعدش کمی بهتر شدم.

      دروغه که بگم خیلی خوب شدم.

      کمی بهتر شدم.

      چون این یکی از پاشنه آشیل هامه.

      قبل از تامل، فکر، صبر، واکنش بروز میدم.

      یعنی میترسم.

      عصبانی میشم.

      هیجان زده میشم.

      گریه میکنم.

      میخندم.

      و …

      و حالا بعد از فهمیدن مفهوم کنترل ذهن، کمی بهتر شدم.

      گاهی کنترل دارم روی رفتارم.

      گاهی نه.

      گاهی هم واکنشم رو میدم، بعدش اگاه میشم که بهتره کنترل کنی.

      گاهی هم شدتِ واکنشم رو با کنترل ذهن میتونم کمی تنظیم کنم، یعنی ولومش دستم میاد و با توجه کردن به زیبایی ها و نکات مثبت میتونم اوضاع رو تا حدودی بهبود بدم برای خودم.

      به عبارتی متوجهم که هر چقدر بهتر و متمرکزتر روی خودم و درس ها کار میکنم، تغییرات شخصیتیم هم بهتر خودشون رو نشون میدن.

      مرسی برای کامنتهای قشنگی که مینویسی.

      و مرسی از سمانه جون که با عشق میخونه و پاسخ مینویسه.

      جهت یاداوری مجدد خودم این جمله ی ارزشمند رو که تو سایت خوندم مینویسم دوباره:

      کنترل ذهن یعنی: واکنش نشان ندادن به اتفاقات نادلخواه

      اگه بخوام بگم کجاها ذهنیتِ خالق دارم میتونم به مواردی اشاره کنم که تو زندگیمون یه تغییراتی یهویی میاد بعد من میگم خیره.

      نگاهم مثبته، امید دارم و روی خدا حساب میکنم.

      مواقعی که ذهنیت واکنش گرا دارم هم یا عصبانی میشم، یا ناراحت میشم و پرخاش میکنم.

      زبونم تلخ و گزنده میشه و با تمام وجود میخوام دفاع کنم و اثبات کنم…

      البته گاهی یادم میمونه که توضیح و توجیه و اثبات، فقط منو بیشتر تو باتلاق فرو میبره و باعثِ درکِ بیشتر مخاطبم نمیشه.

      بوس به روی ماهت.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        سعيده رضايى گفته:
        مدت عضویت: 2291 روز

        سمانه جانم سلام و عشق فراوان تقدیم به تو

        ماشاالله به این تعهد و تلاش مستمرت برای تمرین کردن و در مسیر رشد باقی موندن

        تو اسوه ای، تو الگویی، تو شیرزنی! دمت گرم.

        همین که تو داری هر روز از خودت ردپا به جا می گذاری

        و دونه دونه فایلها رو با تمرکز پیگیری می کنی تا باگهای رفتاریت رو پیدا کنی و طبق قانون خودت رو بازتنظیم کنی یعنی 10-0 از خیلیها از جمله خود قبلیت، خود دیروزت، خود یک هفته پیش یا یک ماه پیشت جلوتری.

        منم وقتی یادم میاد کجاها واکنش گرایی به خالق بودنم چیره شده و من یک دنباله رو محض بود اولش حالم کمی از خود بد میشه ولی یاد گرفتم زود خودم رو ببخشم و نگاهمو رو به جلو نگه دارم.

        من حق ندارم عمرم رو در باتلاق اشتباهات گذشته هدر بدم چون از گذر عمرم جا میمونم و فرصت بهتر شدن رو از خودم سلب می کنم.

        پس به خودم میگم فدای سرت، گذشت تموم شد. اومده بود تا درسی به تو بده. درسشو بگیر و عبور کن.

        تمام!

        این نگرشی که چند ساله باهاش آشنا شدم خیییییلی بهم می چسبه و حالمو خوب نگه میداره. و چه بسا همین نگرش پایه اصلی ورود نعمتهای زیادتری به زندگیم شده.

        الهی شکر.

        در پناه هدایت و حمایت و حفاظت پروردگار سالم و رو به رشد باشی دوست قشنگم.

        منم امیدوارم این هم مداری تا جایی پیش بره که باعث دیدار اتفاقی و سورپرایزیمون بشه، در آینده نزدیک!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: