اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استادجان .درموردمهم بودن قضاوت دیگران راجع به ما،خودمومیگم هنوزمقاومت دارم ،باگوش کردن دوره های استادبه خصوص دوره اعتمادبه نفسش خیلی تغییرهاکردم اماهنوزخیلی جای کاردارم ،هنوزباتاییددیگران خیلی خوشحال میشم وباقضاوت عادلانه یاناعادلانشون ،ناراحت میشم و،دپرس میشم اماباتوجه به چیزایی که یادگرفتم ،سعی میکنم ازاون حالت منفی دربیام وخودموباچیزدیگه ای سرگرم کنم تاازیادم بره ولی گاهی برای ثابت کردن خودم توضیح وتوجیه های زیادی میارم که رواین موضوع هم دارم کارمیکنم که سکوت کنم یعنی طرف رامتوجه کنم که حرفت برام هیچ اهمیتی نداره ، اونادوست دارن دنبال نقطعه ضعفهای مابگردن واین ماهستیم که بارفتارخودمون باعث میشیم که تکرارکنن.پس اینجاهم نمیخاداونارامقصرکنیم ،بایدخودمون رااصلاح کنیم وباورهامونوتغییربدیم وخودمونوبانواقص خودمون دوست داشته باشیم ،مگه میشه کسی بدون نقص باشه یعنی کامل باشه ،کمال مطلق فقط خداست .پس ازاشتباهات خودنهراسیم ولی سعی دررفع اونهاداشته باشیم .تغییرنگرش من خیلی موثرهس تواینکه خودم باشم وهرکاری رابرای حال خوبی خودم انجام بدم وازدیگران نترسم ،این منم که به اونهاقدرت دادم والانم باثبات شخصیتی خودم وبیشترباسکوتم ،افکاراونارابهم می ریزم .به قول استاداونی که بایدبیادسمتم ،میاد.اونی که هم فرکانس من نیست ،ازمن دورمیشه بدون اینکه من تلاشی کرده باشم .
وااای اینی که گفتیدزن وشوهرتعهددارن تاآخرعمرباتحمل زندگی کنن، که اینجااین طرزتفکرهس که توآخرت پاداش هم می گیری وخوشابه حال کسانی که همدیگروتحمل می کنن وشامل اجرخداوندمیشن واین نگرش ،چنان انگیزه ای به ادامه زندگی میده که بیاوببین 🤥وهمشونم عصبی هستن اماخودشونوآدم صبورخطاب میکنن .توشونم داستانهای زیادی از……هس که خودتون میدونید.
اینجافک کنم یه ۲۰سال دیگه ،تغییرنگرشی که شماگفتیدجابیفته که زن ومردوقتی درکنارهم حالشون خوب نیس ،لزومی نداره باهم زندگی کنن .البته بیشترین عامل این جریان هم، نداشتن استقلال مالی اکثرخانمهاس .که به دلیل نداشتن آگاهی تواین دام موندن وهیچ کاری نمی کنن ،فقط صبرمیکنن تاطرف ازدنیابره ،حالاکی وچه جوری این قرعه به نام کسی دربیاد،الله واعلم .واقعن جای تاسف داره ولی واقعیتیه که توجامعه ماهس ونمیشه انکارش کرد،خداروشکرمیکنم اگه یه جاهایی منم خطارفتم وسبک وروندزندگیم درست نبوده ،الان درصدداصلاح نقاط ضعف زندگیم، که خودم عاملش بودم ،هستم .ومی بینم حال خوب رادرخودم وهم همسرم وبچه هام .من راهی راکه استادتاکیدزیاد،داشت را،رفتم .اینکه توخودت تغییربکن وهیچ اقدام یاتلاشی برای جدایی نکن ،۹۹درصدزندگی به روال درسش برمی گرده اگه برنگشت ،جهان خودش اون فردمقابل که همسرماس،رااززندگی مابیرون میکنه .اولش که شروع کرده بودم نیتم خوب نبوداماهرچی جلوتر،پیش رفتم ،متوجه منظوراستادشدم .حضورخداانقدتوزندگیم پررنگ ترشده که بهونه هام کم شده وآرامش وخوشی هام رنگ دیگه ای گرفتن کلاازجنس دیگه ونگاه دیگه ای ،شدن ،ومن ممنون استادعزیزم هستم ،الان احساس رضایت دارم اماهنوزخیلی جای کارهس امابه نسبت چندماه پیشم ،عالی عمل کردم ،کاش همه بفهمیم که همه چیزدر،درون ماس .انقدتوبیرون دنبال چیزی نگردیم که وقتی بدست اوردیم هم ،هنوزحال خوب رانداشته باشیم ،به امیداونروزانشالله همگی به این درک برسیم وعمل کنیم .الهی آمین
استاد موضوعاتی که تو فایل راجع بهش حرف زدین دقیقا رفع ابهام برای ی سری موضوعاتی بود که باهاشون مواجه بودم یا اینکه سوالم بودن.،،
۱. حرف بقیه، نظرشون و ..برامون مهم نباشه،اونقدری عزت نفس و کنترل ذهن رو تمرین کنبم تا به اون سطح از مهارت در اون برسیم که فارغ از اینکه به نظر بقیه (علیالخصوص کسانی که برامون خیلی مهمن،) راه و روش و مسیر ما درست هست یا نه، بتونیم در اون مسیری گام برداریم که خودمون به آگاهی از درست بودنش رسیدیم و سبک شخصی خودمونو داشته باشیم. در این صورت حتی کسایی که یه زمانی مخالف ما بودن دنباله رو ما میشن، این رو در نظر داشته باشیم که یک عالمه تنوع در سلیقه و نظرات و دیدگاه ها در جهان وجود داره بنابراین ما نمیتونیم همه این ها رو باهم یکجا داشته باشیم و رعایت کنیم تا بتونیم همه رو از خودمون راضی نگه دایم به جای اینکار بیایم راه درست رو بریم و خودمون باشیم
کنترل ذهن در این شرایط مهمترین چیزیه که مانع از این میشه که فرد از مسیر منحرف بشه و اونو در مسیر درست ثابت قدم نگه میداره. که نیاز به تمرین داره.
ما در طول زندگی و در مواجه با مسائل مختلف و شرایط مختلف و تمرین قانون به خصوص کنترل ذهن در اون مهارت پیدا میکنیم کم کم و درکمون تز قانون کاملتر و کاملتر میشه.
از اونجایی که قانون ثابته و اصله، بنابراین دیگه دنبال مطالب جدید و پراکنده نباشیم بلکه اصل رو اونقدر تمرین و تکرار کنیم و به کار ببریم تا بتونیم بهتر زندگیمونو رقم بزنیم.
نکته مهم: این اگاهی ها خیلی فرار هستن، بنابراین مدام باید قانون رو برای خودمون مرور و یاداوری کنیم.
۲. انسان سنگ نیست، تغییر میکنه بنابراین ممکنه در رابطهی عاطفیمون خودمون یا طرف مقابلمون تغییر کنیم، دنبال اهداف دیگهای بریم و مسیرمون از هم جدا بشه و این کاملا طبیعی است، بنابراین میتوانیم با نهایت احترام و عشق از هم جدا شویم و سپاسگزار لحظاتی باشیم کا در کنار هم بودیم،
اینکه خودمونو مجبور کنیم که تا آخر عمرمون با یکی باشیم در واقع نادیده گرفتن ارزشمون و ناشی از درک نکردن قوانین و دور شدن از هدف و مسیر خداست.
مثلا من خودم مامان و بابام کلی باهم اختلاف دارن، کلی دارن اذیت میشن ولی به خاطر مرسومات و عقاید فرهنگی اشتباه و عزت نفس و خودارزشی کم، باز هم با هم ادامه میدن و فقط”تحمل” میکنن! کاری که از اول انجام میدادن، و وضع نه تنها بهتر نشده ک به طرز فجیعی افتضاح و غیر قابل تحمل شده برای هردوشون.
دارم نمونهی عینی اینکه استاد گفتن ” یا پیشرفت میکنین، یا اگه تحمل کنین ففط و حرکت نکنین مهان زیر چرخهاش لهتون میکنه” رو میبینم در زندگیشون. من تا همین امروز اینارو نمیدونستم و تازه الان فهمیدم وضعیت چقدر براشون سخت شده، هرچند که باهم تو یه خونه زندگی میکنیم، هرچند که استاد گفتن ما نباید دیگران رو تحلیل و قضاوت کنیم چون از باورهای طرف خبر نداریم ولی این مورد انقدر واضحه که به راحتی میتونم بفهمم، میتونم قانون رو بهتر باور و درک کنم وقتی نتایج گذشته و تغییرات رو در زندگی خودم و خانوادهم میبینم و با باورهامون تطبیق میدم.
در گذر زمان باورهای اشتباه، از بین رفتن ایمان و توکل، حرکت نکردن و راکد بودن و احساس بد باعث شده که وضعیت زندگی در تمام ابعادش به نقطهی خیلی بدی برسه. و این برای من یه هینته به قول استاد، تا مانع از این بشم که در زندگی خودم هم کار به اینجاها بکشه.
۳. چیزی که باعث میشه که ما بخوایم چیزی رو برای خودمون تا ابد نگه داریم از وابستگی مشات میگیره، حالا ممکنه که بخوایم یه شیئ خاص رو نگه داریم یا ی فرد رو در رابطهی عاطفی. در حالی که باید به یاد داشته باشیم کا کل این دنیا فانیه و نباید به چیزی یا کسی دل ببندیم، اگه وابسته چیزی هستیم بدونیم از مسیر خارج شدیم، برای همین قرآن خدا روز قیامت رو مدام برای پا یادآوری میکنه تا یادمون نره که در آخر همه این چیزهارو قراره جا بذاریم و تنها با اعمال و عملگردی که در این دنیا داشتیم ، از این دنیا بریم.
۴.اعراض یعنی توجه نکردن به ناخواستهها. وقتی به ناخواسته ها توجه نکنیم کم کم از مدار اونها خارج میشیم و دیگه اونا رو نمیبینیم ولی اگه مدا متمرکزمونو بذاریم روی ناخواستهها طبق قانون ناخواستههای بیشتری رو تجربه میکنیم و در مدارشون میمونیم.
۵.تحصیلات آکادمیک مهم نیس، مهم مهارت و تخصصه، بنابراین همیشه دنبال کسب مهارت بیشتر در زمینهی مورد علاقهت باش. چون ارزش و کاربرد اون از صدتا مدرک بیشتره.
به نظر منم حتی اگه نیاز به داشتن دانش خاصی در زمینه خاصی باشه، وقتی داریم کاری رو عملی انجام میدیم و به کار میبریم، در صورت نیاز میریم و اون دانش خاص رو یاد میگیریم و از اونجایی که کاربردیه و ازش قراره استفاده کنیم خیلی بهتر اونو یاد میگیریم، و همینطور خلاقیت درش به خرج میدیم و اونو به کار میگیریم و در اون عمیق میشیم نه اینکه طوطی وار مطالبی که بقیه بهمون دیکته میکنن رو تکرار کنیم!
استاد میدونین من با این حرفتون و کامنت یکی از بچهها یهو انگاری یه سد بزرگ و محدودیت ها در ذهنم شکست، تسلیمتر شدم و پا روی ترسم گذاشتم -بزرگترین ترسم-
توضیحش سخته فقط اینکه من خودمو سپردم به خدا و آماده شدم تا اینکه به روشی که خدا بهم میگه و با هدایت و اعتماد به اون برم به سمت آرزوهام و خوشبختی.
دارم میبینم که تلاشهام داره نتیجه میده و الان میتونم نسبت به قبل بهتر و توحیدیتر و اگاهانهتر عمل میکنم. این برای من یه قدم خیلی بزرگ بود، هرچند که خیلی کوچیک بود! :)
فایل بینظیری بود مثل همیشه پر از آگاهیهای مهم و “کاربردی” بینهایت سپاسگزارم و براتون بهترینهارو آرزومندم.💗
مدتها بود میگفتم خدایا چرا من با هر آدمی وارد رابطه میشم طرف ازم فاصله میگیره با وجود اینکه من دوسشون داشتم بهشون محبت میکردم و هرچی بیشتر فکر میکنم میبینم چیزی جز خلأ عاطفی درون خودم نبود که بیرون دنبالش میگشتم و فکر نمیکنم تنها دونستن این مسئله چیزی رو از من حل کنه بلکه متعدانه تر باید دوره عشق و مودت در روابط رو کار کنم تا ریشه ای حل بشه
در مورد اعراض باید بگم که من دقیقا برعکس عمل میکنم و مسایل منفی زندگیم رو بجای اینکه زوم روش نکنم بسیار تو ذهنم بزرگنمایی میکنم و بیشتر توش گیر میکنم همین مسئله باعث میشه من بیشتر درگیر این چنین مواردی بشم و ادامه دار باشه داستانهای تکراری که با کنترل منفی ذهنم دعوتش کردم ، در مورد مهم بودن نظر بقیه اون حد از عزت نفس میخواد که واقعا مسیری رو که میدونیم درسته با قدرت بریم بعضی وقتا به خودم میگم میترا یه راه هست ، زیبا ، تو هستی و خدا و آدم ها افراد و شرایطی که لازمه به تو کمک بشه ، خدا برات میفرسته پس رو باورات کار کن توکل کن و پیش برو ، استاد محصولات که نگم ولی به خدا همین فایلهای رایگان که انصافا رایگان هم نیستن و ارزششون خیلی بالاتر هست ، چقدر به تغییر ما کمک میکنن
یه کامنت از دوستمون خوندم گفتن من فکر میکردم رو خودم دارم کار میکنم اما عملا اینطور نیست و هی بیشتر تو گوش من زنگ میزنه که چرا استاد انقد از عملگرایی حرف میزنن….
چرا میگن اومدم ایران نتیجه دستتون باشه تا بیاین سمینار من و نتیجه مهمه …
انصافا چیزی تحمل کردنی نیست وقتی یک مسیر نادرست هست و من به وضوح نشونه هاش رو میبینم نادرسته چرا نمیپذیرم؟! چرا مقاومت دارم ؟مسیر فکری نادرسته مسیر عمل نادرسته
وقتی در طبیعت باشیم واز آن استفاده کنیم یک انرژی خاصی دارد که از ان استفاده میکنیم همیشه در طبیعت آن انرژی خالص و ناب رادریافت می کنم و این چیزی است که از حیوانات هم احساس میکنم این عشق به طبیعت به حیوانات را هدیه ای از طرف خدا می دانم.
از هر چیزی که به نفع ما نیست باید دوری کنیم و آن را کنار بگذاریم. هر کسی مسئول خودش است
وقتی خوب هستی و درست رفتار میکنی نیازی به اثبات نیست شاید اول کاری نه ولی بعدازمدتی مشخص می شود پس نیازی به اثبات کردن نیست و وقت را به جای اثبات کردن به دیگران آن را به خود ثابت کنیم یعنی بهترین خودمان برای خود باشیم
همه جور آدمی هست این را که بپذیریم نیازی نیست که وقت و انرژی خود رابرای دیگران بگذاریم هر کسی مثل خودش است و اگر بخواهد رشد میکند ما نمی توانیم کسی را تغییر بدهیم
سرمون درلاک خودمان باشد وبهترین باشیم وسعی کنیم که همیشه بهترین خود باشیم
اعراض یعنی توجه نکردن به چیزهایی که خوب نیست و نیازی نیست و بد است یعنی به آن توجهی نکنیم
همیشه سعی کنیم خود را review کنیم و همان طوری نمانیم و سعی در پیشرفت خود داشته باشیم وبهتر وبهتر خود باشیم
عاشق که باشیم این قدر کارها خوب پیش می رود که بی اندازه است چون در آن عشق است انرژی مثبت است
وقتی دیدگاهی درستی داشته باشیم تصمیماتی درست می گیریم یعنی انتخابهای درستتری داریم من رمز کار را در هر چیزی در این می بینم که فقط روی خودم کار کنم اینطوری اطرافیانی جذب من می شوند که مثل من هستند اگر بهتر می خواهم خودم باید بهتر باشم
در ارتباطات وقتی خود را دوست داریم دیگری راهم می توانیم دوست داشته باشیم به شرطی اینکه همیشه این طوری باشیم وقتی از اول درست با خود رفتار کنیم آدمهایی که طرف ما می آیند از همان نوع فرکانس است
دائمی فکر نکنیم اینکه الان موفق هستیم فکر نکنیم که همیشه موفق هستیم این به شرطی انجام می شود که همیشه برای موفقیت خود کاری کنیم و ایستا نباشیم در روابط و کار و ….
ببینیم چه طور رابطه ای می خواهیم که بر اساس رویاهای فیلمها نباشد واقعی باشد و بر اساس درست باشد در این صورت کسی می آید به طرف ما که او هم این گونه است خوب بودن طرف مقابل به خوب بودن خودمان بستگی دارد یعنی جهان آینه ماست هر طوری هستیم همانطوری هم می بینیم یعنی بده بستان یعنی عمل و عکس العمل هر چیزی باشی همان را دریافت می کنیم.
تمرین + تمرین = مهارت این در مورد هر چیزی صدق میکند ورزش کردن کارکردن رفتارهای درست وووو
به نظر من با کتاب خواندهایی که از نقطه نظر درست باشد و افرادی به نام و مشهور باشد و یا بدانیم که این نویسنده عالی است و حتی تازه وارد است ولی خوب است خوب است چون دیدگاه ما را نسبت به چیزی که می خواهیم و باورهایی که داریم می تونه بهترش کنه گاهی یک جمله آدم را چنان عوض میکنه که حدی نداره شاید همین راکسی سه ساعت هم صحبت کند آدم نفهمه یا نخواهد بفهمه یا احساسش خوب نباشه این نظر من است کتابهایی که در راستای باورهای درست ما باشد نه اینکه به چیزی که می دانیم درست نیست مطالعه داشته باشیم
الان دیگر مدرک مهم نیست مهم آگاهی است هر کسی هر چقدر آگاهی و دانایی بیشتری داشته باشد موفق تر است و دیدگاه های بهتری دارد نه اینکه مدرک و فقط مدرک داشته باشد بسیار افرادی که اصلا به رشته خود علاقه ای ندارند فقط یک جوری می خوانند و ردش میکنند که نمره را بیاورند ومدرکش را بگیرند.
این همه مکانیک داریم که بسیاردرآمدبالایی دارند که حتی سواد هم ندارندولی درکار خود بسیارحرفه ای متخصص و آگاه هستند.
اول از همه استاد رو تحسین میکنم بابت اینکه همیشه ابزارهای جدید میخره و با اونها لایوها و برنامهها رو برگزار میکنه و هر بار مسئله ای رو حل میکنه و کیفیت کار رو بالاتر میبره
بهبود مستمر و همیشگی چیزی هست که من از استاد عزیز درس میگیرم.
مطالبی که در این لایو گفته شد خیلی مهم و اساسی هست، اعراض کردن از ناخواستهها و کنترل ذهن، مهم نبودن نظر دیگران برای ما و دفاع نکردن از خود وقتی که مورد قضاوت قرار میگیریم بخصوص زمانی که شهرت داریم و موفق هستیم و باور داشتن به اینکه خداوند برای ما کافی هست و اعراض کردن و توکل کردن فقط به خداوند که برایمان کافی ایست، ازدواج نکردن به طوری که عرف تعیین کرده – ثبت دفترخونهای و رسمی و تعهداتی که باعث میشه در یک رابطه ثابت بمونیم با اینکه فرد در رابطه تغییر کرده و زندگی ناجالب شده – و بودن در رابطه ملاکش اینه که تا وقتی که با هم اوکی هستیم و تغییر نکردیم و هم سو هستیم در رابطه هستیم و عاشقانه زندگی میکنیم و هر زمان فرد در رابطه تغییر کرد با عشق از هم جدا میشیم و میریم سراغ ادامه زندگیمون در شرایط بهتر، مورد بعدی اینکه مهارت در یک کار مهمه نه تحصیلات آکادمیک، ارزش محصولات استاد صدها برابر بیشتر از بهایی هست که براشون پرداخت میکنیم (از این جهت میگم که مردد هستم یک محصولی رو تهیه کنم تصمیمم رو قاطع میخوام بگیرم و خرید کنم)، بدون ماسک زندگی کردن استاد که باعث میشه درون زندگی خصوصی استاد با بیرون زندگی استاد یکی باشه و چقدر عالی میشه که منم به همین سمت حرکت کنم و انقدر صداقت رو در زندگی خودم جاری کنم که درون و بیرون زندگیم کاملا یکی بشه و صداقت کامل و همیشگی برقرار بشه، وقتی که استاد به فرد ۴۰ ساله گفت میتونی تغییر کنی فقط باید متعهد باشی و ادامه بدی و استقامت بورزی به خودم گفتم که منم باید ادامه بدم من که سنم کمتره مهم نیست تا الان چی شده از الان مهمه ولی منم باید متعهد تر باشم و ادامه بدم تا نتایج زندگیم اونطوری که واقعا شایسته اش هستم بشه بخصوص از نظر مالی که ولع و انگیزه کمی دارم ولی میدونم که باید ولع و انگیزههام زیاد باشه تا ظرفم بزرگ کنم باید خواسته هام و باورهام رو بزرگ تر کنم تا مثل اهدافی که بهشون رسیدم و واقعا تشنه رسیدن بهشون بودم و بهشون رسیدم در حوزه مالی و کسب و کار مورد علاقه هم تشنه باشم و انگیزه داشته باشم تا به این هدفمم برسم در سلامتی کامل. هم سلامتی هم کسب و کار فوق العاده و از نظر مالی عالی باشم. هم خدا هم خرما. هم استقلال زمانی هم استقلال مکانی هم استقلال مالی هم سلامتی هم روابط خوب هم عزت نفس. همه چیز با هم میخوام به همون نسبت هم باید روی خودم کار کنم و شدنیه با هم داشتن موفقیتها چون استاد عباس منش هم خدا رو داره هم خرما رو.
چقدر دیدن بازی بچه ها رو دوست دارم چقدر خوبه که شادی همیشه برقراره و شور و اشتیاق دارن و میدون و از در و دیوار و وسایل بازی میرن بالا و پایین و اون موزه هم خیلی دوست داشتنی به نظر میرسید و دوست داشتم داخلش رو ببینم و فستیوال سگ ها هم دوست داشتنی به نظر میرسید چقدر تحسین میکنم مردم آمریکا رو که برای همه چیز یک جشنواره ای دارن و از هر فرصتی استفاده میکنن برای شادی کردن برای جشن گرفتن و قدر دان سگ هاشونم هستن به این شکل.
عاشقتونم، امیدوارم هر روز ثروتمند تر سلامت تر موفق تر و پر روزی تر باشه زندگیتون.
مرسی از استاد که اینقدر خوب توضیح دادید در مورد سپاسگذاری
سپاسگذاری فقط در کلام نیست
سپاسگذاری از ایمان نشأت میگیره
از اینکه توانایی ها و امکانات و فرصت های خودت رو ببینی و برای ارج نهادن و تحقق پتانسیل اونها کار انجام بدی این میشه سپاسگذاری
تمرکز روی توانایی ها و پتانسیل درونی و بیرونی و حرکت کردن در اون راه میشه سپاسگذاری
ناسپاسی
هم یعنی اون ویژگی های درونی و امکانات خارج از خودمون رو نبینیم به جاش تمرکزمون رو یذاریم روی شرایط نامطلوب و غر یزنیم و حرکت نکنیم
نکته بعدی
ما به سمت کانون توجه مون هدایت میشیم
کانون توجه مون باور های مارو میسازه و باورهامون زندگی مارو میسازه
پس اگر میخواهیم زندگیمون تغییر کنه باید کانون توجه مون رو اگاهانه ببریم روی چیزی که میخواهیم
کانون توجه هم همون چیزیه که میبینی میشنویی درموردش حرف میزنی و..
اهداف مون رو بنویسیم
برای یک سال یک قدم بریم جلو تر
قانون تکامل رو رعایت کنیم و پله پله حرکت کنیم
به اهداف مون هر روز نگاه کنیم و از خودمون بپرسیم امروز برای این هدف چه کاری میتونم. انجام بدم و اینجوری پیشرفت کنیم
اگر کاری رو یکبار درست انجام بدیم اتفاقی نمیوفته اگر هم یکبار غلط انجام بدیم هم همینطور
این جهان، یکی از قوانینش روند هست
همه چیز روند داره
ما باید در یک روند حرکت کنیم
و استمرار هست که نتایج رو بوجود میاره
استمرار استمرار استمرار
اهدافمون رو با این دیدگاه بنویسیم که اینا قرار هست خلق بشن توسط ما و باور داشته باشیم حالا که نوشتیم توسط ما خلق میشن و ما وجهان ما رو در این راه یاری میکنه
توجهمون رو چیبذاریم ؟
روی نکات مثبت وجود خودمون
روی نکات مثبت وجود بقیه
روی امکانات اطرافمون
روی پتانسیل خودمون
روی اهدافمون
روی چیز هایی که به ما شادی واقعی میده
روی فراوانی جهان
روی ادم های خوب زندگیمون
روی کسانی که به اهداف ما رسیده اند و تحسین اونها
روی سایت عباسمنش و کامنت های فوقالعاده
روی خودمون و رقابت طولی با خودمون
روی آهنگ هایی که باور های درست رو یه ما القا میکنند
روی موفقیت های کوچیک تا بزرگ مون و تحسین خودمون بخاطر اونها
روی هدف های سالانه مون
روی رویا هامون
روی فایل های استاد عباسمنش
روی قران و درک قوانین جهان
روی انسان های موفق جهان و الگو برداری از اونها برای خواسته های خودمون
روی زیبایی های محیط اطراف مون
روی اینکه چجوری کار هارو طوری جلو ببرم که راحت تر و راحت تر بشند و جهان رو سریع تر گسترش بدن
روی قدم بعدی از قدم های مسیر تکامل مون
روی اینکه چند ماه پیش کجا بودیم و الان چقدر پیشرفت کرده ایم
و..
ممنون از استاد عباسمنش و همه ی کسانی که کامنت گذاشتند و برای این سایت زحمت میکشند
خداروشکربرای امروزکه این فایل ودیدم برای هدایتم بعدازمدت کوتاهی که تواین برنامه هستم معجزه زیاددیدم ودارم روخودم کارمیکنم باکمک خداوحرفهای شما ولی دیروزودراستانه روزتولدم حسی که شبیه نجواهای شیطانه توذهنم منو واداربه ناامیدی میکردومن ازهمه هدفهام وکارام بیزارشدم امروزخدالطف کردودستموگرفت تابیام راجب هدفام اززبان شمابشنوم وازنوشروع کنم میخام تجربه موبگم استادشمابارهاوبارهاگفتیداگه روباورامون کارنکنیم دوباره به جای اول برمیگردیم ومن باتمام وجودحسش کردم مثل تمام حرفاتون که بهش ایمان داشتم ودارم واقعا احساس عدم لیاقت میتونه ادمو خالی کنه ویادمون نره تومسیری که داری میری هزاران جاده انحرافی داره وناامیدی ولی به قول استادباجهاداکبرمیشه ادامه داد بازهم شاکرخداهستم برای اینکه هرجاکم آوردم بازمیتونم بیام وبنزین روحی روانی یاشارژکنم خودموباحرفای استادای عشق همیشگی ممنون برای فضایی که توسایت ایجادکردین که هرلحظه بشه بهش وصل شدوتمدیدروحیه کردچون ذهن هرگزهمیشه ودائم به مسیرادامه نمیده حس میکردم خسته شده ذهنم ولی به لطف الله دوباره احیاشدم هرچقدخداروشکرکنم کمه چقدرعزیزهستی استادکه خداازطریق شماباماصحبت میکنه شمازبان خدایی دوستتون دارم باعشق همراه همیشگی شما مریم😊
واقعا تک تک فایل ها حتی لایوهایی که برای قبل هست پررررر از درس و آگاهیههه😍😍😍😍
واقعا عالی بود این فایل👌🏻👌🏻👌🏻
یادداشت من از این فایل
🌱به دنبال سبک شخصی زندگیت باش و نخواه که دیگران رو راضی کنی چون ما هرگز قادر به راضی کردن همه نیستیم پس کاری رو انجام بده که عشقش رو داری چون فقط در این صورت موفق خواهی شد
🌱داشتن یه زندگی با کیفیت و عمیق از همه چی مهمتر هست اگر دائم به خودت یادآوری کنی این جهان مادی فانی هست و قرار نیست همیشه اینجا باشی اونوقت خیلی با کیفیت تر زندگی میکنی و سعی میکنی از این فرصت کوتاه نهایت استفاده رو ببری
🌱تو رابطه عاطفی من الان با دیدگاهم با طرف مچ هستم اما نه من و نه اون سنگ نیستیم پس ممکنه تغییر دیدگاه پیش بیاد بنابراین هیچ چیز رو ابدی ندون برای خودت این ادای روشن فکرا رو دراوردن نیست رابطه درست بر مبنای عشق بدون وابستگی و کنترل کردن هست
🌱کنترل ذهن و اعراض در مقابل اتفاقات و یا افرادی که مخالفت هستن بیشترین درجه عزت نفس رو داره وقتت رو برای دفاع کردن از خودت و اثبات خودت به دیگران هدر نده مهم نیست بقیه چی دوست دارن یا دوست ندارن مهم اینه من با چی حالم خوبه چون من فقط مسئول زندگی خودم هستم وقتی به این درجه از کنترل ذهن برسی خیلی عزت نفست قوی شده👌🏻
🌱 هرگز عادت نکن که چیزی رو تحمل کنی این خط قرمز باشه برات
🌱تحصیلات مهم نیست تنها تخصص مهمه اگر عاشق چیزی باشی خود به خود در اون تخصص پیدا میکنی و انگیزه داری و اگر باور درستی در مورد ثروت داشته باشی ثروت خودش میاد سراغت
🌱تنبلی وجود نداره مهم انگیزه و باور هست دقت کنی تو کارهایی که انگیزه داری خیلیم زرنگی!👀
🌱ثروت نیاز به باورهای قدرتمندتری نسبت به مسائل دیگه داره پس اگر هنوز به ثروت نرسیدی فقط باید ادامه بدی چون مسیر درسته ناامید نشو و ادامه بده🥳🥳🥳
یکی از موضوعات این فایل اعراض و ارتباطش با عزت نفسه
موضوع بسیار مهمی هست واقعا…اینکه ما نخوایم خودمون رو ثابت کنیم… خیلی مواقع پیش میاد برای همه ی ما که مورد قضاوت های واقعا اشتباه قرار میگیریم و خیلی سخته برامون که ناراحت نشیم و قاطی نکنیم… اما پاداش ها برای کسیه که بتونه ذهنش رو کنترل کنه…
یعنی به نظرم تو زندگی هرکسی افرادی هستن که اونو مورد قضاوت های اشتباه قرار میدن و فکرای اشتباه دارن در موردش و حتی توهین و تحقیر هم میکنن، اما اگه طرف بره تو فضای قربانی شدن و جلب ترحم و اینکه بخواد توی ذهنش باور کنه و توجه کنه به اون حرفا و توی ذهنش بخواد خودش رو ثابت کنه و هی صحبت کنه و دلیل بیاره و بگه که من خوبم، این مسیر اشتباهیه… این افراد که خودشون رو میخوان ثابت کنن و مهمتر از همه تاثیر میگیرن از حرف مردم و توجه میکنن و اهمیت میدن خیلی زود عزت نفسشون پایین و پایین میاد و بیشتر و بیشتر مورد قضاوت قرار میگیرن
خودم واقعا خیلی مورد قضاوت قرار گرفتم و به یه نتیجه رسیدم و این بود که مردم اگه واقعا من رو میشناختن، به هیچ عنوان منو قضاوت نمیکردن… یعنی وقتی ما قضاوت میشیم دلیلش اینه که مردم مارو خوب نمیشناسن و اگه ما رو همونجوری که هستیم بشناسن دیگه اینکارو نمیکنن… یعنی حتی قضاوت کردن بقیه رو میتونیم اینجوری برای خودمون منطقی کنیم و احساس بدی به ما نده…
پشت سر پیامبر اسلام هم هزاران حرف بود و هنوزم هست، پشت سر بهترین افراد تاریخ هم حرف بوده و هست… مردم چه از قصد چه از روی ناآگاهی قضاوت میکنن و حرف میزنن…. و دقیقا کسایی حرف میزنن که حسادت دارن به ما یا یجورایی ضعف دارن در مقابل ما… به قول معروف پشت سر آدم حسابی حرف میزنن…
استاد یک حرفی زده بودید شما و این حرف شما رو خیلی زیاد باور دارم و لمسش کردم… همیشه و همیشه کسایی میان مارو قضاوت میکنن و توهین میکنن که هیچ غلطی نکردن تو زندگیشون و تجربشون از زندگی کمه و آدمای بی ارزشی هستن…
واقعا کسایی که کارشون تحقیر و توهینه آدما خیلی بی ارزشی هستن ولی خیلی هیاهو دارن و عین تپل تو خالی هستن….
اگه ما اهمیتی بدیم و به حرف یک سری آدم بی ارزش و بی اهمیت توجه کنیم اشتباه از مائه نه از اونا….
ما که میدونیم طرف چقدر ضعیف و چقدر بی ارزشه و چقدر درک نکرده هیچی رو… چرا باید اهمیت بدیم؟
همیشه این حرفو بزنیم به خودمون که کسی جای ما نیست و اصلا نمیتونه مارو درک کنه و رفتارهای مارو درک کنه و حتی اگه اشتباه کرده بودیم خودمون رو سرزنش نکنیم و سرزنش دیگران رو بی اهمیت بدونیم… و اینم بدونیم که همیشه آدمای داغون توهین و بی احترامی میکنن…
هیچی نمیدونن… ما که قانون رو میدونیم چرا باید قاطی این بازیا بشیم؟
اون بندگان خدا که از هفت دولت آزادن و کلا تو باغ نیستن نباید روی ما تاثیر بزارن…و همیشه افرادی که توهین میکنن و کارشون تحقیر بقیه هست، اینا اشتباهاتشون از همه بیشتره و کارهای خیلی اشتباهی کردن… این بمن ثابت شده… هرکسی که بیشتر هیاهو داره بدتر از همه رفتاراش اشتباهه ولی خودش نمیدونه…
کسایی که کار خودشون رو کنن و اهمیتی ندن به نظرات دیگران آرامش دارن و اتفاقا به مرور زمان و به شرط ادامه ی مسیرشون به همه هم ثابت میشن و همونا که بهش دری وری میگفتن جلوش تعظیم میکنن…
به همین دلیل میگم این افراد بی ارزش هستن… چون به ساده ترین چیزا رفتارشون تغییر میکنه و خیلی زود فریب میخورن و مثل فصل بهارن که یک ساعت بارونی و ابری و سرده و یک ساعت آفتابی و خشک و گرم…
جاهایی که از نظر اونا درست باشه مارو تایید میکنن و جاهایی که از نظرشون اشتباه باشه تحقیر میکنن… ما باید راهمون رو بریم و اصلا و اصلا واکنشی نشون ندیم به حرفای بقیه و اصلا در معرضش قرار نگیریم و اگه شنیدیم حساس نشیم و نخوایم ثابت کنیم و نریم تو لاک افسردگی و ناراحتی….
به خودمون بگیم من ارزشمندتر از این حرفام که مهم باشه برام… برای تایید هیچکس هم کاری نکنیم….
خودم تجربه داشتم که مورد قضاوت قرار بگیرم اما بعد از مدتی همون فرد که منو بیشتر شناخت و بیشتر باهام مراوده داشت نظرش در موردم عوض شد و بهم گفت که من فکر میکردم تو فلان جوری و فلان جوری اما الان میبینم که اشتباه فکر میکردم…
به خودمون بگیم این افرادی که دارن انتقاد میکنن و سرزنش میکنن ممکنه دو روز دیگه بشن هوادار و عاشق ما!! پس برای اینا وقت نزاریم و ناراحت نشیم، چون اینا از روی حدی و گمان دارن حرف میزنن و نه مارو میشناسن نه دنیارو نه جهان رو نه خودشون رو…
وقتی دیدم که اون آدمی که منو قضاوت میکرد باهام چقدر خوب شد به خودم گفتم که ببین این همونی بود که اونجوری منو قضاوت میکرد و الان نظرش عوض شده چون منو شناخته…
این در مورد همه صدق میکنه… کسایی که قضاوتمون میکنن اطلاعات اشتباه دارن از ما و اصلا نمیشناسن مارو… خب پس کاری نداریم به بقیه بزار قضاوت کنن…
اصلا مهم نباشه نظر مردم برامون….
هیچوقت نمیتونیم مردم رو راضی کنیم، همیشه حرف هست… دیگه پشت سر پیامبر هم حرف میزدن و میزنن هنوز… کسی که جزو پاک ترین و درست ترین افراد تاریخ بوده اینجوری در موردش صحبت میکنن…
یا آقای ترامپ، ایشون رئیش جمهور قوی ترین کشور جهان شده بود ولی باز هم مردم مسخرش میکردن و میخندیدن بهش!!! دیگه موفقیت از این بالاتر چی هست که بشی رئیس جمهور بهترین کشور جهان…. اما قضاوت و حرف همیشه هست و اگه اهمیت میدیم و مهم میکنیم ضعف و اشتباه مائه… اونی که ناراحت میشه و تاثیر بد میگیره اشتباه کرده…
به خودمون بگیم که ببین پشت سر بهترین افراد هم حرف هست، پس مهم نیست تو چقدر خوب باشی یا چقدر بد باشی، چقدر درستکار باشی چقدر نیکوکار باشی چقدر خوب باشی، مردم همیشه حرف میزنن…
مثل شیطان که همیشه حرف میزنه و تحقیر میکنه و وسوسه میکنه…مهم نیست مخاطبش کی باشه، به پیامبر هم حرف میزد شیطان، به ما هم میزنه و همیشه هم اشتباه و دروغ حرف میزنه…
پس مهم نباشه برامون… اجازه بدیم حرف های بقیه مثل رود بیان و برن و رد شن… اگه بخوایم مقاومت کنیم و جلوی حرفا وایسیم مثل اینه که بخوایم جلوی رودخونه رو بگیریم، خب کسی که شکست میخوره ماییم… پس رها و راحت باشیم و واکنشی نشون ندیم… مثل رود بیاد و بره و کاری بهش نداشته باشیم…چون اگه جلوی رودخونه رو بخوایم ببندیم بسیار بسیار سخته اینکار، آب طغیان میکنه و همه جارو هم میگیره…
اعراض کنیم و رد شیم و وسوسه نشیم که خب برو ثابت کن و برو تحقیرش کن و هیکلش رو با خاک یکسان کن! این کارارو همیشه کردیم خودمون و در نهایت هم به ضرر ما شده…
خود واقعیمون باشیم و کاری که فکر میکنیم درسته رو انجام بدیم و زندگی خودمون رو داشته باشیم و لذت ببریم از زندگی و کاری به کار مردم و حرفاشون نداشته باشیم..
قانون رو یادمون بیاد که اگه اعراض کنیم و توجه نکنیم تاثیری نداره تو زندگی ما…اما اگه به حرف بقیه توجه کنیم و ناراحت بشیم به خود ما ضربه میزنه و چیزی رو حل نمیکنه…
واقعا این مورد خیلی تو بحث عزت نفس مهمه…
در مورد شما استاد عباسمنش، من یادمه چند سال پیش یک فردی گفته بود که شما کلاهبردار هستید ولی الان که مقایسه میکنیم میبینم موفقیت و شهرت و محبوبیت شما هزاران برابر شده و اون آدم اصلا معلوم نیست کجاست…این یعنی بقیه هیچ تاثیری تو زندگی ما ندارن… در حالی که اون فرد پشت یک تریبون و جلوی خیلی از افراد این حرفارو زده بود…اما خب الان آیا همه پشت کردن به استاد عباسمنش؟ داریم میبینیم که روز به روز موفق تر میشید و اعضای سایت هم روز به روز بیشتر میشن…
واقعا واکنش نشون دادن به مردم خیلی وسوسه کننده و خیلی اغوا کنندست… و خیلی هم سخته که آدم ذهنش رو کنترل کنه…
مثل تیری هست که به سمت ما میاد، ما اگه بی توجه باشیم نمیخوره به ما ولی اگه توجه کنیم و بخوایم جلوش رو بگیریم به ما آسیب میزنه…
و این یکی از پایه های عزت نفسه که به حرف و نظرات مردم اهمیتی ندیم و ارزش و اعتبار خودمون رو خودمون تعیین کنیم و فکر نکنیم مردم تاثیری تو زندگی ما دارن… این فکرا همش توهمه و دروغ های شیطانه که میگه فلانی ظلم میکنه بهت… هیچوقت این اتفاقات نمیفته و این توهم ها به واقعیت نمیپیونده….
خدا برای من کافیه و همیشه ازم دفاع میکنه و زندگیم رو داده دست خودم به صورت 100% و هیچکس به اندازه ی ارزنی تاثیری نداره تو زندگیم اگه من بتونم توجهم رو کنترل کنم…
خیلی جلوی خودم رو گرفتم که کامنت نزارم و سعی کنم این بار بدون حواس پرتی فقط عمل کنم به آگاهی ها، همونطوری که مدت هاست از استوری گذاشتن توی اینستا و واتساپ دست برداشتم چون متوجه شدم ریشه ی این کارم انتشار آگاهی نیست در واقع دارم سعی میکنم خودم رو توضیح بدم خودم رو ثابت کنم و دلیل تصمیمات زندگیم رو توضیح بدم، یار جمع کنم و دنبال پایه هستم چون اعتماد به نفس و عزت نفسم هنوز جای کار داره و اونقدر قوی نیست که نترسم و نلرزم و با قدرت مسیرم رو به تنهایی برم، حتی پیش میومد با کسی اختلاف نظر داشتم اونجا تو اون فضا حرفمو نمیفهمیدن بدو بدو میومدم توی سایت و این فضا که افراد بهتر درکم میکنن کامنت میزاشتم در مورد همون موضوع مورد بحث که هر چی واسه طرف توضیح داده بودم متوجه نشده بود تا یا استاد تایید کنه یا بچه ها و اینطوری اون آشوب درونم که با اون بحث و اختلاف نظر ایجاد شده بود رو آروم کنم یعنی نمیشد که یه نظری یا عقیده ای داشته باشم و هیچ کسِ هیچ کس هم باهاش موافق نباشه و هیچ کسِ هیچ کس هم مثل من فکر نکنه حتی بچه های سایت یا استاد و من اون عقیده رو باهاش راحت و اوکی باشم انگار همش یه تایید حتی تایید یه نفر هم باید میبود اما فهمیدم اوج عزت نفس اینه که هر عقیده ای که خودت بهش رسیدی و فکر میکنی درسته رو داشته باشی اونم بدون تردید و آرام باشی و نخوای حتی در موردش صحبت کنی و فقط خودت و خودت حال کنی با اون فکرو دنیای درونی خودت.
اما باز بعد از چندین باره گوش دادن این فایل هر چقدر که تلاش کردم ننویسم نتونستم چون چند روزی هم هست که همش داره دیدگاه میاد روی جوابی که به یکی از سوالات قسمت عقل کل داده بودم و میبینم که چقدر بعضی از آگاهی هایی که بهش رسیدم گفتنش داره به دیگران کمک میکنه پس با این منطق دوست دارم اینجا بنویسم اونچه ازاین فایل دریافت کردم تا هم به خودم کمک کنه این نوشتن هم به دوستانم.
این فایل جزو معدود فایل هایی هست که هر چی فکرمیکنم یادم نمیاد دیده باشم با اینکه حواسم هست و هر روز به سایت سر میزنم. شاید هم توی مدارش نبودم نمیدونم.
من روابط خوبی با همسرم داشتم و دارم همهمین الان، اما خیلی وقت بود توی بحث روابط متوقف شده بودم و خواسته ی جدیدی نداشتم تا اینکه جهان با چک و لگد بهم فهموند متوقف شدم، دراوج عشق و دوستی بدون هیچ اختلاف و هیچ ناراحتی یا درگیری ای همسرم گفت بیا جدا بشیم.
همیشه فکر میکردم اصلا وابسته نیستم چون هیچ کدوم از اون علائم وابستگی درروابط توی من نبود اما بعد از پیشنهاد جدایی از سمت همسرم و شوکی که بهم وارد شد و اینکه تا چند روز هرکاری میکردم با هرمنطق و فکر و باوری تلاش میکردم حالم خوب بشه و نمیشد متوجه شدم من خیلی خاموش وابسته ام به همسرم و خودمخبر ندارم.
با همسرم صحبت کردم کاملامنطقی و اون رو منصرف کردم از جدایی و با هم ادامه دادیم تا اینکه چند هفته بعد سر یه بحث کوچیک و بچه گانه دوباره این پیشنهاد جدایی تکرار شد و از اونجایی که معتقدم اگر یه اتفاقی تکرار بشه اصلا تصادفی نیست و باور و ریشه اش داخل وجود خودم هست افتادم به جون باورام و کنکاش درونم تا اینکه بعد از چند روز تفکر و البته بی حوصلگی و ناراحتی تونستم ریشه ی اصلی و عیب اصلی کارم رو پیدا کنم.
جالبه که الان که توی مدارش قرارگرفتم چقدر خوب درککردم حرفایی رو که استاد توی این فایل درباره ی روابط گفته و چقدر کم هستن افرادی که واقعا به این حد درک و مفهوم و کنه این موضوع برسن.
چنان آگاهی سطح بالایی رو استاد توی این فایلگفتن که من بعید میدونم یک درصد از نیم درصد مردم دنیا هم این باور و نگرش رو داشته باشن.
توی تصور قبلی من جدایی و طلاق یه مفهوم کاملا منفی بود و من تصور میکردم کسی که جدا شده یه پرونده ی ناموفق توی زندگیش داره که برچسب موفق بودن رو ازش برمیداره و دیگه نمیتونه مدعی پرفکت بودن رو داشته باشه، با این دیدگاه و طرز فکر افراد تک همسر پیش چشمم ارج و قرب زیادی داشتن و کسانی که جدایی رو تجربه کرده بودن رو ناخودآگاه قضاوت میکردم و فکر میکردم مهارت همسرداری یا روابط رو بلد نبوده یا مثلا آدم صبور و بساز یا منعطفی نبوده یا اخلاق نداشته یا کلی بر چسب دیگه.
حتی توی آدم های موفق هم دنبال افراد تک همسر میگشتم و اونایی که پرونده ی جدایی توی زندگیشون بود رو به عنوان آدم درتمام جنبه ها موفق باور نداشتم.
من با این دیدگاه مادرم رو که یه عمر پدرم رو تحمل کرده بود تحسین میکردم خواهرم که جدا شده بود رو قضاوت منفیمیکردم و حتی یکی از دوستام رو و به طور کل آدمای طلاق گرفته رو داخل آدم حساب نمیکردم و بدون اینکه بدونم آدمای متاهل اطرافم کیفیت روابطشون چطوره زندگیشون از نظر من نرمال بود و اونی که ازهمسرش جدا شده بود یه آدم ولنگار و بی بند و بار محسوب میشد.
دلم هم خوش بود که قانون رو درککردم و همیشهبابت روابط خوبم با همسرم خدا رو شکرمیکردم فقط تنها کسی که قضاوتش نکردم استاد بود چون خیلی قبولش داشتم و هر وقت اون ذهنیت منفی میومد وسط میگفتم استاد همسرش رو ول نکرده همسرش ولش کرده و تازه دلسوزی هم میکردم و به چشم یه مظلوم استادو نگاه میکردم و با این طرز فکر درب و داغون دلم هم خوش بود که خدا رو شکر روابط خوبی دارم تا اینکه متوجه شدم دلیل اینکه من و همسرمبا هم اختلاف نداریم و زندگیمونگل و بلبله اینه که اولا بخش اعظمی ازروز کنار هم نیستیم و البته وقتی امهستیمخوبه چون من آدمی هستم که اخلاقم خیلی نرم و منعطفه.
دلیلش اینه که من دربحث روابط به شدت استانداردها و توقعاتم رو آوردم پائین و اصلا خواسته ای ندارم و کاملا متوقف شدم و دلم خوشه به اینکه همین که با هم بحث نمیکنیم و تو سر و کله ی هم نمیزنیم مثل اطرافیانم پس خوبه همه چیز.
تا اینکه پیشنهاد جدایی باعث شد من به خودم بیام و یه تجدید نظر اساسی توی عقاید و باورهام در بحث روابط داشته باشم عقاید و باورایی که هیچ شکی به درستیشون نداشتم و به قول استاد پاشنه های آشیل اولش حُسن به نظر میان.
اول از همه شروع کردم به تغییر نگاهم نسبت به واژه ی طلاق و اعتراف میکنم کار راحتی نیست تغییر این دیدگاه چون یه عمر همش مخالف اینو شنیدیم.
هنوز جای کار دارم اما از احساسم میفهمم دارم درست پیش میرم مث کسی شدم که دونه دونه سنگا رو از کوله پشتیش داره جدا میکنه و داره سبک میشه کلا وقتی احساس انبساط و راحتی و سبکی میکنم میفهمم خیلی خوب دارم روی خودم کار میکنم الان فشار خیلی کمتر شده استرسم کمتر شده ترس از دست دادن همسرم رو ندارم ترس حرف مردم رو ندارم ترس تنهایی و بی پناهی رو ندارم احساس گناه ندارم و عدم احساس تقدس رو ندارم و با اینکه انکار نمیکنم هنوز جدایی برامتلخه اما تمام تلاش ذهنیمو دارم میکنم که خودم رو کنترل کنم و بپذیرم که این یه موضوعی هست که از منظر قانون و خداوند اصلا منفی نیست و یه اتفاق طبیعیه که طبق قانون رخ دادنش هم منطقیه.
الان برام جدایی و طلاق فقط یه معنی داره، “جدایی یعنی تغییر مدار دو نفر”، همین، فقط همین.
برای خیلی از افراد جدایی با درگیری و ناراحتی و دلخوری همراه هست چون هر دو طرف شرک دارن هر دو طرف کلی باورهای اشتباه و کلی مقاومت دارن امابرای من جدایی یعنی تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند تا راحتتر هدایتم کنه بهزندگی ای که لایقشم.
خیلی از خانوما بعد از جدایی مذهبی و چادری میشن و اینو سپر دفاعی خودشون در برابر حرف و نظر مردم و آزار مردای دیگه میکنن خیلی از خانومای دیگه ام برعکس بعد از جدایی بدون اینکه به خودشون فرصت تنفس بدن میرن توی فاز رسیدگی زیاد به ظاهرشون تا به سرعت وارد یه رابطه ی دیگه بشن یا به دلیل ترس از تنهایی و بی پناهی یا به دلیل روی همسر قبلی رو کم کردن اما من اگر جدا بشم تمام تلاشم رو میکنم که بدون اینکه جزو این دو دسته افراد قرار بگیرم همون روالی که تا الان پیش رفتم رو ادامه بدم پیگیری اهدافم بدون حواس پرتی، البته قبول دارم که کمی طول میکشه تا آدم با تغییرات ادپته بشه اما سعی ام رو خواهم کرد که روابطم رو بسپرم به خدا و روی اهدافم متمرکز باشم.
قبلا از تغییرات میترسیدم اما الان میخوام برم توی دلش و بدونم ترسی نداره فقط تجربه های جدید و تنوع هست که بزرگترممیکنه و امکان یه زندگی بهتر رو برام فراهم میکنه.
ما باید بپذیریم که تنها عضو ثابت زندگی ما خداونده و به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نشیم که بعدش جدایی باعث درد بشه، برای من جدایی رخ نداده و نمیدونمهمرخ میده یا نه چون هر بار که روی اینباورایی که در بالا گفتم کار میکنم به طرز عجیبی همسرم بیشتر عاشقم میشه و البته که من روی این باورا کار نمیکنم که همسرم عاشقم بشه من واقعا واقعا دارم طوری کار میکنم روی خودم که هر اتفاقی بیوفته باهاش اوکی باشم و سعی ندارم خدا و قانون رو دور بزنم یا کلاه سر قانون بزارم.
دارم سعی میکنم قانون تکامل رو همرعایت کنم و به خودم فشار نیارم یعنی قبول کردم که درد داره تغییر این باورها و نگم چرا ناراحتم چرا غمگینم چرا طرف هنوز برام مهمه و از خودم توقع زیاد نداشته باشم.
الان خیلی بهترم حالم خیلی خوب شده، خیلی بیشتر با خودم در صلحم خیلی ناخودآگاه چون این وابستگیه ازبین رفته با احترام و عشق بیشتری با همسرم برخورد میکنم بیشتر در لحظه هستم و سعی میکنم تا هست از وجودش لذت ببرم و نگران بعدش نباشم و البته خواسته های جدید داره توی وجودم متولد میشه که به هر شکلی که خداوند صلاح بدونه چه از طریقهمسرمیا هر فرد دیگه ای دریافتش کنم.
من مقاله ی مریم جان رو که در رابطه با همین موضوع هسترو خیلی دوسش دارم مخصوصا اون قسمت که میگه اگرحتی روابط خوب پیش بره در بهترین حالت باز هم با وجود مرگهیچگریزی نیست…
از وقتی دارمروی این باور خوب کار میکنم اشتیاقمبرای کارروی خودم خصوصا در بحث مالی بیشتر شده چون دیگه ترس ندارم اگر تغییر کنه شخصیتم جهان جدامون کنه البته که منتظرم نیستم جهان جدامون کنه بعد بهم ثروت رو بده یعنی حضورهمسرمرو دلیل نیومدن نتایج توی زندگیم نمیدونم و خیلی خوبه که آدم به این نقطه برسه که درعین حال که عاشق اون فرده و سپاسگزار وجودش هست وابسته اش نیست و بدون اینکه بود و نبود اون فرد رو دلیل موفقیت یا شکست اش بدونه با احترام درکنارش زندگی کنه و با آرامش اهدافش رو پیگیری کنه و همه چیز رو بسپاره به رب.
سلام استادجان .درموردمهم بودن قضاوت دیگران راجع به ما،خودمومیگم هنوزمقاومت دارم ،باگوش کردن دوره های استادبه خصوص دوره اعتمادبه نفسش خیلی تغییرهاکردم اماهنوزخیلی جای کاردارم ،هنوزباتاییددیگران خیلی خوشحال میشم وباقضاوت عادلانه یاناعادلانشون ،ناراحت میشم و،دپرس میشم اماباتوجه به چیزایی که یادگرفتم ،سعی میکنم ازاون حالت منفی دربیام وخودموباچیزدیگه ای سرگرم کنم تاازیادم بره ولی گاهی برای ثابت کردن خودم توضیح وتوجیه های زیادی میارم که رواین موضوع هم دارم کارمیکنم که سکوت کنم یعنی طرف رامتوجه کنم که حرفت برام هیچ اهمیتی نداره ، اونادوست دارن دنبال نقطعه ضعفهای مابگردن واین ماهستیم که بارفتارخودمون باعث میشیم که تکرارکنن.پس اینجاهم نمیخاداونارامقصرکنیم ،بایدخودمون رااصلاح کنیم وباورهامونوتغییربدیم وخودمونوبانواقص خودمون دوست داشته باشیم ،مگه میشه کسی بدون نقص باشه یعنی کامل باشه ،کمال مطلق فقط خداست .پس ازاشتباهات خودنهراسیم ولی سعی دررفع اونهاداشته باشیم .تغییرنگرش من خیلی موثرهس تواینکه خودم باشم وهرکاری رابرای حال خوبی خودم انجام بدم وازدیگران نترسم ،این منم که به اونهاقدرت دادم والانم باثبات شخصیتی خودم وبیشترباسکوتم ،افکاراونارابهم می ریزم .به قول استاداونی که بایدبیادسمتم ،میاد.اونی که هم فرکانس من نیست ،ازمن دورمیشه بدون اینکه من تلاشی کرده باشم .
وااای اینی که گفتیدزن وشوهرتعهددارن تاآخرعمرباتحمل زندگی کنن، که اینجااین طرزتفکرهس که توآخرت پاداش هم می گیری وخوشابه حال کسانی که همدیگروتحمل می کنن وشامل اجرخداوندمیشن واین نگرش ،چنان انگیزه ای به ادامه زندگی میده که بیاوببین 🤥وهمشونم عصبی هستن اماخودشونوآدم صبورخطاب میکنن .توشونم داستانهای زیادی از……هس که خودتون میدونید.
اینجافک کنم یه ۲۰سال دیگه ،تغییرنگرشی که شماگفتیدجابیفته که زن ومردوقتی درکنارهم حالشون خوب نیس ،لزومی نداره باهم زندگی کنن .البته بیشترین عامل این جریان هم، نداشتن استقلال مالی اکثرخانمهاس .که به دلیل نداشتن آگاهی تواین دام موندن وهیچ کاری نمی کنن ،فقط صبرمیکنن تاطرف ازدنیابره ،حالاکی وچه جوری این قرعه به نام کسی دربیاد،الله واعلم .واقعن جای تاسف داره ولی واقعیتیه که توجامعه ماهس ونمیشه انکارش کرد،خداروشکرمیکنم اگه یه جاهایی منم خطارفتم وسبک وروندزندگیم درست نبوده ،الان درصدداصلاح نقاط ضعف زندگیم، که خودم عاملش بودم ،هستم .ومی بینم حال خوب رادرخودم وهم همسرم وبچه هام .من راهی راکه استادتاکیدزیاد،داشت را،رفتم .اینکه توخودت تغییربکن وهیچ اقدام یاتلاشی برای جدایی نکن ،۹۹درصدزندگی به روال درسش برمی گرده اگه برنگشت ،جهان خودش اون فردمقابل که همسرماس،رااززندگی مابیرون میکنه .اولش که شروع کرده بودم نیتم خوب نبوداماهرچی جلوتر،پیش رفتم ،متوجه منظوراستادشدم .حضورخداانقدتوزندگیم پررنگ ترشده که بهونه هام کم شده وآرامش وخوشی هام رنگ دیگه ای گرفتن کلاازجنس دیگه ونگاه دیگه ای ،شدن ،ومن ممنون استادعزیزم هستم ،الان احساس رضایت دارم اماهنوزخیلی جای کارهس امابه نسبت چندماه پیشم ،عالی عمل کردم ،کاش همه بفهمیم که همه چیزدر،درون ماس .انقدتوبیرون دنبال چیزی نگردیم که وقتی بدست اوردیم هم ،هنوزحال خوب رانداشته باشیم ،به امیداونروزانشالله همگی به این درک برسیم وعمل کنیم .الهی آمین
عباس منش عاشقتم خیلی زیاد
سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایستهی عزیز
استاد موضوعاتی که تو فایل راجع بهش حرف زدین دقیقا رفع ابهام برای ی سری موضوعاتی بود که باهاشون مواجه بودم یا اینکه سوالم بودن.،،
۱. حرف بقیه، نظرشون و ..برامون مهم نباشه،اونقدری عزت نفس و کنترل ذهن رو تمرین کنبم تا به اون سطح از مهارت در اون برسیم که فارغ از اینکه به نظر بقیه (علیالخصوص کسانی که برامون خیلی مهمن،) راه و روش و مسیر ما درست هست یا نه، بتونیم در اون مسیری گام برداریم که خودمون به آگاهی از درست بودنش رسیدیم و سبک شخصی خودمونو داشته باشیم. در این صورت حتی کسایی که یه زمانی مخالف ما بودن دنباله رو ما میشن، این رو در نظر داشته باشیم که یک عالمه تنوع در سلیقه و نظرات و دیدگاه ها در جهان وجود داره بنابراین ما نمیتونیم همه این ها رو باهم یکجا داشته باشیم و رعایت کنیم تا بتونیم همه رو از خودمون راضی نگه دایم به جای اینکار بیایم راه درست رو بریم و خودمون باشیم
کنترل ذهن در این شرایط مهمترین چیزیه که مانع از این میشه که فرد از مسیر منحرف بشه و اونو در مسیر درست ثابت قدم نگه میداره. که نیاز به تمرین داره.
ما در طول زندگی و در مواجه با مسائل مختلف و شرایط مختلف و تمرین قانون به خصوص کنترل ذهن در اون مهارت پیدا میکنیم کم کم و درکمون تز قانون کاملتر و کاملتر میشه.
از اونجایی که قانون ثابته و اصله، بنابراین دیگه دنبال مطالب جدید و پراکنده نباشیم بلکه اصل رو اونقدر تمرین و تکرار کنیم و به کار ببریم تا بتونیم بهتر زندگیمونو رقم بزنیم.
نکته مهم: این اگاهی ها خیلی فرار هستن، بنابراین مدام باید قانون رو برای خودمون مرور و یاداوری کنیم.
۲. انسان سنگ نیست، تغییر میکنه بنابراین ممکنه در رابطهی عاطفیمون خودمون یا طرف مقابلمون تغییر کنیم، دنبال اهداف دیگهای بریم و مسیرمون از هم جدا بشه و این کاملا طبیعی است، بنابراین میتوانیم با نهایت احترام و عشق از هم جدا شویم و سپاسگزار لحظاتی باشیم کا در کنار هم بودیم،
اینکه خودمونو مجبور کنیم که تا آخر عمرمون با یکی باشیم در واقع نادیده گرفتن ارزشمون و ناشی از درک نکردن قوانین و دور شدن از هدف و مسیر خداست.
مثلا من خودم مامان و بابام کلی باهم اختلاف دارن، کلی دارن اذیت میشن ولی به خاطر مرسومات و عقاید فرهنگی اشتباه و عزت نفس و خودارزشی کم، باز هم با هم ادامه میدن و فقط”تحمل” میکنن! کاری که از اول انجام میدادن، و وضع نه تنها بهتر نشده ک به طرز فجیعی افتضاح و غیر قابل تحمل شده برای هردوشون.
دارم نمونهی عینی اینکه استاد گفتن ” یا پیشرفت میکنین، یا اگه تحمل کنین ففط و حرکت نکنین مهان زیر چرخهاش لهتون میکنه” رو میبینم در زندگیشون. من تا همین امروز اینارو نمیدونستم و تازه الان فهمیدم وضعیت چقدر براشون سخت شده، هرچند که باهم تو یه خونه زندگی میکنیم، هرچند که استاد گفتن ما نباید دیگران رو تحلیل و قضاوت کنیم چون از باورهای طرف خبر نداریم ولی این مورد انقدر واضحه که به راحتی میتونم بفهمم، میتونم قانون رو بهتر باور و درک کنم وقتی نتایج گذشته و تغییرات رو در زندگی خودم و خانوادهم میبینم و با باورهامون تطبیق میدم.
در گذر زمان باورهای اشتباه، از بین رفتن ایمان و توکل، حرکت نکردن و راکد بودن و احساس بد باعث شده که وضعیت زندگی در تمام ابعادش به نقطهی خیلی بدی برسه. و این برای من یه هینته به قول استاد، تا مانع از این بشم که در زندگی خودم هم کار به اینجاها بکشه.
۳. چیزی که باعث میشه که ما بخوایم چیزی رو برای خودمون تا ابد نگه داریم از وابستگی مشات میگیره، حالا ممکنه که بخوایم یه شیئ خاص رو نگه داریم یا ی فرد رو در رابطهی عاطفی. در حالی که باید به یاد داشته باشیم کا کل این دنیا فانیه و نباید به چیزی یا کسی دل ببندیم، اگه وابسته چیزی هستیم بدونیم از مسیر خارج شدیم، برای همین قرآن خدا روز قیامت رو مدام برای پا یادآوری میکنه تا یادمون نره که در آخر همه این چیزهارو قراره جا بذاریم و تنها با اعمال و عملگردی که در این دنیا داشتیم ، از این دنیا بریم.
۴.اعراض یعنی توجه نکردن به ناخواستهها. وقتی به ناخواسته ها توجه نکنیم کم کم از مدار اونها خارج میشیم و دیگه اونا رو نمیبینیم ولی اگه مدا متمرکزمونو بذاریم روی ناخواستهها طبق قانون ناخواستههای بیشتری رو تجربه میکنیم و در مدارشون میمونیم.
۵.تحصیلات آکادمیک مهم نیس، مهم مهارت و تخصصه، بنابراین همیشه دنبال کسب مهارت بیشتر در زمینهی مورد علاقهت باش. چون ارزش و کاربرد اون از صدتا مدرک بیشتره.
به نظر منم حتی اگه نیاز به داشتن دانش خاصی در زمینه خاصی باشه، وقتی داریم کاری رو عملی انجام میدیم و به کار میبریم، در صورت نیاز میریم و اون دانش خاص رو یاد میگیریم و از اونجایی که کاربردیه و ازش قراره استفاده کنیم خیلی بهتر اونو یاد میگیریم، و همینطور خلاقیت درش به خرج میدیم و اونو به کار میگیریم و در اون عمیق میشیم نه اینکه طوطی وار مطالبی که بقیه بهمون دیکته میکنن رو تکرار کنیم!
استاد میدونین من با این حرفتون و کامنت یکی از بچهها یهو انگاری یه سد بزرگ و محدودیت ها در ذهنم شکست، تسلیمتر شدم و پا روی ترسم گذاشتم -بزرگترین ترسم-
توضیحش سخته فقط اینکه من خودمو سپردم به خدا و آماده شدم تا اینکه به روشی که خدا بهم میگه و با هدایت و اعتماد به اون برم به سمت آرزوهام و خوشبختی.
دارم میبینم که تلاشهام داره نتیجه میده و الان میتونم نسبت به قبل بهتر و توحیدیتر و اگاهانهتر عمل میکنم. این برای من یه قدم خیلی بزرگ بود، هرچند که خیلی کوچیک بود! :)
فایل بینظیری بود مثل همیشه پر از آگاهیهای مهم و “کاربردی” بینهایت سپاسگزارم و براتون بهترینهارو آرزومندم.💗
سلام استاد و خانم شایسته نازنین و همه دوستان
نمیدونم از کدوم قسمتش بگم
از اعراض بگم که پاشنه آشیل خود من هست
مهم نبودن نظر مردم
مثال دوست آمریکایی برای وابستگی و خلأ عاطفی
یا ارزش کامنت نوشتن
مدتها بود میگفتم خدایا چرا من با هر آدمی وارد رابطه میشم طرف ازم فاصله میگیره با وجود اینکه من دوسشون داشتم بهشون محبت میکردم و هرچی بیشتر فکر میکنم میبینم چیزی جز خلأ عاطفی درون خودم نبود که بیرون دنبالش میگشتم و فکر نمیکنم تنها دونستن این مسئله چیزی رو از من حل کنه بلکه متعدانه تر باید دوره عشق و مودت در روابط رو کار کنم تا ریشه ای حل بشه
در مورد اعراض باید بگم که من دقیقا برعکس عمل میکنم و مسایل منفی زندگیم رو بجای اینکه زوم روش نکنم بسیار تو ذهنم بزرگنمایی میکنم و بیشتر توش گیر میکنم همین مسئله باعث میشه من بیشتر درگیر این چنین مواردی بشم و ادامه دار باشه داستانهای تکراری که با کنترل منفی ذهنم دعوتش کردم ، در مورد مهم بودن نظر بقیه اون حد از عزت نفس میخواد که واقعا مسیری رو که میدونیم درسته با قدرت بریم بعضی وقتا به خودم میگم میترا یه راه هست ، زیبا ، تو هستی و خدا و آدم ها افراد و شرایطی که لازمه به تو کمک بشه ، خدا برات میفرسته پس رو باورات کار کن توکل کن و پیش برو ، استاد محصولات که نگم ولی به خدا همین فایلهای رایگان که انصافا رایگان هم نیستن و ارزششون خیلی بالاتر هست ، چقدر به تغییر ما کمک میکنن
یه کامنت از دوستمون خوندم گفتن من فکر میکردم رو خودم دارم کار میکنم اما عملا اینطور نیست و هی بیشتر تو گوش من زنگ میزنه که چرا استاد انقد از عملگرایی حرف میزنن….
چرا میگن اومدم ایران نتیجه دستتون باشه تا بیاین سمینار من و نتیجه مهمه …
انصافا چیزی تحمل کردنی نیست وقتی یک مسیر نادرست هست و من به وضوح نشونه هاش رو میبینم نادرسته چرا نمیپذیرم؟! چرا مقاومت دارم ؟مسیر فکری نادرسته مسیر عمل نادرسته
و من بیشتر از خدا هدایت میخوام
ممنونم استاد
سلام
وقتی در طبیعت باشیم واز آن استفاده کنیم یک انرژی خاصی دارد که از ان استفاده میکنیم همیشه در طبیعت آن انرژی خالص و ناب رادریافت می کنم و این چیزی است که از حیوانات هم احساس میکنم این عشق به طبیعت به حیوانات را هدیه ای از طرف خدا می دانم.
از هر چیزی که به نفع ما نیست باید دوری کنیم و آن را کنار بگذاریم. هر کسی مسئول خودش است
وقتی خوب هستی و درست رفتار میکنی نیازی به اثبات نیست شاید اول کاری نه ولی بعدازمدتی مشخص می شود پس نیازی به اثبات کردن نیست و وقت را به جای اثبات کردن به دیگران آن را به خود ثابت کنیم یعنی بهترین خودمان برای خود باشیم
همه جور آدمی هست این را که بپذیریم نیازی نیست که وقت و انرژی خود رابرای دیگران بگذاریم هر کسی مثل خودش است و اگر بخواهد رشد میکند ما نمی توانیم کسی را تغییر بدهیم
سرمون درلاک خودمان باشد وبهترین باشیم وسعی کنیم که همیشه بهترین خود باشیم
اعراض یعنی توجه نکردن به چیزهایی که خوب نیست و نیازی نیست و بد است یعنی به آن توجهی نکنیم
همیشه سعی کنیم خود را review کنیم و همان طوری نمانیم و سعی در پیشرفت خود داشته باشیم وبهتر وبهتر خود باشیم
عاشق که باشیم این قدر کارها خوب پیش می رود که بی اندازه است چون در آن عشق است انرژی مثبت است
وقتی دیدگاهی درستی داشته باشیم تصمیماتی درست می گیریم یعنی انتخابهای درستتری داریم من رمز کار را در هر چیزی در این می بینم که فقط روی خودم کار کنم اینطوری اطرافیانی جذب من می شوند که مثل من هستند اگر بهتر می خواهم خودم باید بهتر باشم
در ارتباطات وقتی خود را دوست داریم دیگری راهم می توانیم دوست داشته باشیم به شرطی اینکه همیشه این طوری باشیم وقتی از اول درست با خود رفتار کنیم آدمهایی که طرف ما می آیند از همان نوع فرکانس است
دائمی فکر نکنیم اینکه الان موفق هستیم فکر نکنیم که همیشه موفق هستیم این به شرطی انجام می شود که همیشه برای موفقیت خود کاری کنیم و ایستا نباشیم در روابط و کار و ….
ببینیم چه طور رابطه ای می خواهیم که بر اساس رویاهای فیلمها نباشد واقعی باشد و بر اساس درست باشد در این صورت کسی می آید به طرف ما که او هم این گونه است خوب بودن طرف مقابل به خوب بودن خودمان بستگی دارد یعنی جهان آینه ماست هر طوری هستیم همانطوری هم می بینیم یعنی بده بستان یعنی عمل و عکس العمل هر چیزی باشی همان را دریافت می کنیم.
تمرین + تمرین = مهارت این در مورد هر چیزی صدق میکند ورزش کردن کارکردن رفتارهای درست وووو
به نظر من با کتاب خواندهایی که از نقطه نظر درست باشد و افرادی به نام و مشهور باشد و یا بدانیم که این نویسنده عالی است و حتی تازه وارد است ولی خوب است خوب است چون دیدگاه ما را نسبت به چیزی که می خواهیم و باورهایی که داریم می تونه بهترش کنه گاهی یک جمله آدم را چنان عوض میکنه که حدی نداره شاید همین راکسی سه ساعت هم صحبت کند آدم نفهمه یا نخواهد بفهمه یا احساسش خوب نباشه این نظر من است کتابهایی که در راستای باورهای درست ما باشد نه اینکه به چیزی که می دانیم درست نیست مطالعه داشته باشیم
الان دیگر مدرک مهم نیست مهم آگاهی است هر کسی هر چقدر آگاهی و دانایی بیشتری داشته باشد موفق تر است و دیدگاه های بهتری دارد نه اینکه مدرک و فقط مدرک داشته باشد بسیار افرادی که اصلا به رشته خود علاقه ای ندارند فقط یک جوری می خوانند و ردش میکنند که نمره را بیاورند ومدرکش را بگیرند.
این همه مکانیک داریم که بسیاردرآمدبالایی دارند که حتی سواد هم ندارندولی درکار خود بسیارحرفه ای متخصص و آگاه هستند.
just do it now
سلام به دوستان عزیزم امیدوارم که حالتون عالی باشه
اول از همه استاد رو تحسین میکنم بابت اینکه همیشه ابزارهای جدید میخره و با اونها لایوها و برنامهها رو برگزار میکنه و هر بار مسئله ای رو حل میکنه و کیفیت کار رو بالاتر میبره
بهبود مستمر و همیشگی چیزی هست که من از استاد عزیز درس میگیرم.
مطالبی که در این لایو گفته شد خیلی مهم و اساسی هست، اعراض کردن از ناخواستهها و کنترل ذهن، مهم نبودن نظر دیگران برای ما و دفاع نکردن از خود وقتی که مورد قضاوت قرار میگیریم بخصوص زمانی که شهرت داریم و موفق هستیم و باور داشتن به اینکه خداوند برای ما کافی هست و اعراض کردن و توکل کردن فقط به خداوند که برایمان کافی ایست، ازدواج نکردن به طوری که عرف تعیین کرده – ثبت دفترخونهای و رسمی و تعهداتی که باعث میشه در یک رابطه ثابت بمونیم با اینکه فرد در رابطه تغییر کرده و زندگی ناجالب شده – و بودن در رابطه ملاکش اینه که تا وقتی که با هم اوکی هستیم و تغییر نکردیم و هم سو هستیم در رابطه هستیم و عاشقانه زندگی میکنیم و هر زمان فرد در رابطه تغییر کرد با عشق از هم جدا میشیم و میریم سراغ ادامه زندگیمون در شرایط بهتر، مورد بعدی اینکه مهارت در یک کار مهمه نه تحصیلات آکادمیک، ارزش محصولات استاد صدها برابر بیشتر از بهایی هست که براشون پرداخت میکنیم (از این جهت میگم که مردد هستم یک محصولی رو تهیه کنم تصمیمم رو قاطع میخوام بگیرم و خرید کنم)، بدون ماسک زندگی کردن استاد که باعث میشه درون زندگی خصوصی استاد با بیرون زندگی استاد یکی باشه و چقدر عالی میشه که منم به همین سمت حرکت کنم و انقدر صداقت رو در زندگی خودم جاری کنم که درون و بیرون زندگیم کاملا یکی بشه و صداقت کامل و همیشگی برقرار بشه، وقتی که استاد به فرد ۴۰ ساله گفت میتونی تغییر کنی فقط باید متعهد باشی و ادامه بدی و استقامت بورزی به خودم گفتم که منم باید ادامه بدم من که سنم کمتره مهم نیست تا الان چی شده از الان مهمه ولی منم باید متعهد تر باشم و ادامه بدم تا نتایج زندگیم اونطوری که واقعا شایسته اش هستم بشه بخصوص از نظر مالی که ولع و انگیزه کمی دارم ولی میدونم که باید ولع و انگیزههام زیاد باشه تا ظرفم بزرگ کنم باید خواسته هام و باورهام رو بزرگ تر کنم تا مثل اهدافی که بهشون رسیدم و واقعا تشنه رسیدن بهشون بودم و بهشون رسیدم در حوزه مالی و کسب و کار مورد علاقه هم تشنه باشم و انگیزه داشته باشم تا به این هدفمم برسم در سلامتی کامل. هم سلامتی هم کسب و کار فوق العاده و از نظر مالی عالی باشم. هم خدا هم خرما. هم استقلال زمانی هم استقلال مکانی هم استقلال مالی هم سلامتی هم روابط خوب هم عزت نفس. همه چیز با هم میخوام به همون نسبت هم باید روی خودم کار کنم و شدنیه با هم داشتن موفقیتها چون استاد عباس منش هم خدا رو داره هم خرما رو.
چقدر دیدن بازی بچه ها رو دوست دارم چقدر خوبه که شادی همیشه برقراره و شور و اشتیاق دارن و میدون و از در و دیوار و وسایل بازی میرن بالا و پایین و اون موزه هم خیلی دوست داشتنی به نظر میرسید و دوست داشتم داخلش رو ببینم و فستیوال سگ ها هم دوست داشتنی به نظر میرسید چقدر تحسین میکنم مردم آمریکا رو که برای همه چیز یک جشنواره ای دارن و از هر فرصتی استفاده میکنن برای شادی کردن برای جشن گرفتن و قدر دان سگ هاشونم هستن به این شکل.
عاشقتونم، امیدوارم هر روز ثروتمند تر سلامت تر موفق تر و پر روزی تر باشه زندگیتون.
مرسی از استاد که اینقدر خوب توضیح دادید در مورد سپاسگذاری
سپاسگذاری فقط در کلام نیست
سپاسگذاری از ایمان نشأت میگیره
از اینکه توانایی ها و امکانات و فرصت های خودت رو ببینی و برای ارج نهادن و تحقق پتانسیل اونها کار انجام بدی این میشه سپاسگذاری
تمرکز روی توانایی ها و پتانسیل درونی و بیرونی و حرکت کردن در اون راه میشه سپاسگذاری
ناسپاسی
هم یعنی اون ویژگی های درونی و امکانات خارج از خودمون رو نبینیم به جاش تمرکزمون رو یذاریم روی شرایط نامطلوب و غر یزنیم و حرکت نکنیم
نکته بعدی
ما به سمت کانون توجه مون هدایت میشیم
کانون توجه مون باور های مارو میسازه و باورهامون زندگی مارو میسازه
پس اگر میخواهیم زندگیمون تغییر کنه باید کانون توجه مون رو اگاهانه ببریم روی چیزی که میخواهیم
کانون توجه هم همون چیزیه که میبینی میشنویی درموردش حرف میزنی و..
اهداف مون رو بنویسیم
برای یک سال یک قدم بریم جلو تر
قانون تکامل رو رعایت کنیم و پله پله حرکت کنیم
به اهداف مون هر روز نگاه کنیم و از خودمون بپرسیم امروز برای این هدف چه کاری میتونم. انجام بدم و اینجوری پیشرفت کنیم
اگر کاری رو یکبار درست انجام بدیم اتفاقی نمیوفته اگر هم یکبار غلط انجام بدیم هم همینطور
این جهان، یکی از قوانینش روند هست
همه چیز روند داره
ما باید در یک روند حرکت کنیم
و استمرار هست که نتایج رو بوجود میاره
استمرار استمرار استمرار
اهدافمون رو با این دیدگاه بنویسیم که اینا قرار هست خلق بشن توسط ما و باور داشته باشیم حالا که نوشتیم توسط ما خلق میشن و ما وجهان ما رو در این راه یاری میکنه
توجهمون رو چیبذاریم ؟
روی نکات مثبت وجود خودمون
روی نکات مثبت وجود بقیه
روی امکانات اطرافمون
روی پتانسیل خودمون
روی اهدافمون
روی چیز هایی که به ما شادی واقعی میده
روی فراوانی جهان
روی ادم های خوب زندگیمون
روی کسانی که به اهداف ما رسیده اند و تحسین اونها
روی سایت عباسمنش و کامنت های فوقالعاده
روی خودمون و رقابت طولی با خودمون
روی آهنگ هایی که باور های درست رو یه ما القا میکنند
روی موفقیت های کوچیک تا بزرگ مون و تحسین خودمون بخاطر اونها
روی هدف های سالانه مون
روی رویا هامون
روی فایل های استاد عباسمنش
روی قران و درک قوانین جهان
روی انسان های موفق جهان و الگو برداری از اونها برای خواسته های خودمون
روی زیبایی های محیط اطراف مون
روی اینکه چجوری کار هارو طوری جلو ببرم که راحت تر و راحت تر بشند و جهان رو سریع تر گسترش بدن
روی قدم بعدی از قدم های مسیر تکامل مون
روی اینکه چند ماه پیش کجا بودیم و الان چقدر پیشرفت کرده ایم
و..
ممنون از استاد عباسمنش و همه ی کسانی که کامنت گذاشتند و برای این سایت زحمت میکشند
سلام خدمت استادپرازعشق وآگاهیم
خداروشکربرای امروزکه این فایل ودیدم برای هدایتم بعدازمدت کوتاهی که تواین برنامه هستم معجزه زیاددیدم ودارم روخودم کارمیکنم باکمک خداوحرفهای شما ولی دیروزودراستانه روزتولدم حسی که شبیه نجواهای شیطانه توذهنم منو واداربه ناامیدی میکردومن ازهمه هدفهام وکارام بیزارشدم امروزخدالطف کردودستموگرفت تابیام راجب هدفام اززبان شمابشنوم وازنوشروع کنم میخام تجربه موبگم استادشمابارهاوبارهاگفتیداگه روباورامون کارنکنیم دوباره به جای اول برمیگردیم ومن باتمام وجودحسش کردم مثل تمام حرفاتون که بهش ایمان داشتم ودارم واقعا احساس عدم لیاقت میتونه ادمو خالی کنه ویادمون نره تومسیری که داری میری هزاران جاده انحرافی داره وناامیدی ولی به قول استادباجهاداکبرمیشه ادامه داد بازهم شاکرخداهستم برای اینکه هرجاکم آوردم بازمیتونم بیام وبنزین روحی روانی یاشارژکنم خودموباحرفای استادای عشق همیشگی ممنون برای فضایی که توسایت ایجادکردین که هرلحظه بشه بهش وصل شدوتمدیدروحیه کردچون ذهن هرگزهمیشه ودائم به مسیرادامه نمیده حس میکردم خسته شده ذهنم ولی به لطف الله دوباره احیاشدم هرچقدخداروشکرکنم کمه چقدرعزیزهستی استادکه خداازطریق شماباماصحبت میکنه شمازبان خدایی دوستتون دارم باعشق همراه همیشگی شما مریم😊
به نام خدای مهربون💜
استاد عزیزم ممنون برای این لایو عالی
واقعا تک تک فایل ها حتی لایوهایی که برای قبل هست پررررر از درس و آگاهیههه😍😍😍😍
واقعا عالی بود این فایل👌🏻👌🏻👌🏻
یادداشت من از این فایل
🌱به دنبال سبک شخصی زندگیت باش و نخواه که دیگران رو راضی کنی چون ما هرگز قادر به راضی کردن همه نیستیم پس کاری رو انجام بده که عشقش رو داری چون فقط در این صورت موفق خواهی شد
🌱داشتن یه زندگی با کیفیت و عمیق از همه چی مهمتر هست اگر دائم به خودت یادآوری کنی این جهان مادی فانی هست و قرار نیست همیشه اینجا باشی اونوقت خیلی با کیفیت تر زندگی میکنی و سعی میکنی از این فرصت کوتاه نهایت استفاده رو ببری
🌱تو رابطه عاطفی من الان با دیدگاهم با طرف مچ هستم اما نه من و نه اون سنگ نیستیم پس ممکنه تغییر دیدگاه پیش بیاد بنابراین هیچ چیز رو ابدی ندون برای خودت این ادای روشن فکرا رو دراوردن نیست رابطه درست بر مبنای عشق بدون وابستگی و کنترل کردن هست
🌱کنترل ذهن و اعراض در مقابل اتفاقات و یا افرادی که مخالفت هستن بیشترین درجه عزت نفس رو داره وقتت رو برای دفاع کردن از خودت و اثبات خودت به دیگران هدر نده مهم نیست بقیه چی دوست دارن یا دوست ندارن مهم اینه من با چی حالم خوبه چون من فقط مسئول زندگی خودم هستم وقتی به این درجه از کنترل ذهن برسی خیلی عزت نفست قوی شده👌🏻
🌱 هرگز عادت نکن که چیزی رو تحمل کنی این خط قرمز باشه برات
🌱تحصیلات مهم نیست تنها تخصص مهمه اگر عاشق چیزی باشی خود به خود در اون تخصص پیدا میکنی و انگیزه داری و اگر باور درستی در مورد ثروت داشته باشی ثروت خودش میاد سراغت
🌱تنبلی وجود نداره مهم انگیزه و باور هست دقت کنی تو کارهایی که انگیزه داری خیلیم زرنگی!👀
🌱ثروت نیاز به باورهای قدرتمندتری نسبت به مسائل دیگه داره پس اگر هنوز به ثروت نرسیدی فقط باید ادامه بدی چون مسیر درسته ناامید نشو و ادامه بده🥳🥳🥳
خدایا شکرت برای قوانین ثابتت❤🦋
سلام
یکی از موضوعات این فایل اعراض و ارتباطش با عزت نفسه
موضوع بسیار مهمی هست واقعا…اینکه ما نخوایم خودمون رو ثابت کنیم… خیلی مواقع پیش میاد برای همه ی ما که مورد قضاوت های واقعا اشتباه قرار میگیریم و خیلی سخته برامون که ناراحت نشیم و قاطی نکنیم… اما پاداش ها برای کسیه که بتونه ذهنش رو کنترل کنه…
یعنی به نظرم تو زندگی هرکسی افرادی هستن که اونو مورد قضاوت های اشتباه قرار میدن و فکرای اشتباه دارن در موردش و حتی توهین و تحقیر هم میکنن، اما اگه طرف بره تو فضای قربانی شدن و جلب ترحم و اینکه بخواد توی ذهنش باور کنه و توجه کنه به اون حرفا و توی ذهنش بخواد خودش رو ثابت کنه و هی صحبت کنه و دلیل بیاره و بگه که من خوبم، این مسیر اشتباهیه… این افراد که خودشون رو میخوان ثابت کنن و مهمتر از همه تاثیر میگیرن از حرف مردم و توجه میکنن و اهمیت میدن خیلی زود عزت نفسشون پایین و پایین میاد و بیشتر و بیشتر مورد قضاوت قرار میگیرن
خودم واقعا خیلی مورد قضاوت قرار گرفتم و به یه نتیجه رسیدم و این بود که مردم اگه واقعا من رو میشناختن، به هیچ عنوان منو قضاوت نمیکردن… یعنی وقتی ما قضاوت میشیم دلیلش اینه که مردم مارو خوب نمیشناسن و اگه ما رو همونجوری که هستیم بشناسن دیگه اینکارو نمیکنن… یعنی حتی قضاوت کردن بقیه رو میتونیم اینجوری برای خودمون منطقی کنیم و احساس بدی به ما نده…
پشت سر پیامبر اسلام هم هزاران حرف بود و هنوزم هست، پشت سر بهترین افراد تاریخ هم حرف بوده و هست… مردم چه از قصد چه از روی ناآگاهی قضاوت میکنن و حرف میزنن…. و دقیقا کسایی حرف میزنن که حسادت دارن به ما یا یجورایی ضعف دارن در مقابل ما… به قول معروف پشت سر آدم حسابی حرف میزنن…
استاد یک حرفی زده بودید شما و این حرف شما رو خیلی زیاد باور دارم و لمسش کردم… همیشه و همیشه کسایی میان مارو قضاوت میکنن و توهین میکنن که هیچ غلطی نکردن تو زندگیشون و تجربشون از زندگی کمه و آدمای بی ارزشی هستن…
واقعا کسایی که کارشون تحقیر و توهینه آدما خیلی بی ارزشی هستن ولی خیلی هیاهو دارن و عین تپل تو خالی هستن….
اگه ما اهمیتی بدیم و به حرف یک سری آدم بی ارزش و بی اهمیت توجه کنیم اشتباه از مائه نه از اونا….
ما که میدونیم طرف چقدر ضعیف و چقدر بی ارزشه و چقدر درک نکرده هیچی رو… چرا باید اهمیت بدیم؟
همیشه این حرفو بزنیم به خودمون که کسی جای ما نیست و اصلا نمیتونه مارو درک کنه و رفتارهای مارو درک کنه و حتی اگه اشتباه کرده بودیم خودمون رو سرزنش نکنیم و سرزنش دیگران رو بی اهمیت بدونیم… و اینم بدونیم که همیشه آدمای داغون توهین و بی احترامی میکنن…
هیچی نمیدونن… ما که قانون رو میدونیم چرا باید قاطی این بازیا بشیم؟
اون بندگان خدا که از هفت دولت آزادن و کلا تو باغ نیستن نباید روی ما تاثیر بزارن…و همیشه افرادی که توهین میکنن و کارشون تحقیر بقیه هست، اینا اشتباهاتشون از همه بیشتره و کارهای خیلی اشتباهی کردن… این بمن ثابت شده… هرکسی که بیشتر هیاهو داره بدتر از همه رفتاراش اشتباهه ولی خودش نمیدونه…
کسایی که کار خودشون رو کنن و اهمیتی ندن به نظرات دیگران آرامش دارن و اتفاقا به مرور زمان و به شرط ادامه ی مسیرشون به همه هم ثابت میشن و همونا که بهش دری وری میگفتن جلوش تعظیم میکنن…
به همین دلیل میگم این افراد بی ارزش هستن… چون به ساده ترین چیزا رفتارشون تغییر میکنه و خیلی زود فریب میخورن و مثل فصل بهارن که یک ساعت بارونی و ابری و سرده و یک ساعت آفتابی و خشک و گرم…
جاهایی که از نظر اونا درست باشه مارو تایید میکنن و جاهایی که از نظرشون اشتباه باشه تحقیر میکنن… ما باید راهمون رو بریم و اصلا و اصلا واکنشی نشون ندیم به حرفای بقیه و اصلا در معرضش قرار نگیریم و اگه شنیدیم حساس نشیم و نخوایم ثابت کنیم و نریم تو لاک افسردگی و ناراحتی….
به خودمون بگیم من ارزشمندتر از این حرفام که مهم باشه برام… برای تایید هیچکس هم کاری نکنیم….
خودم تجربه داشتم که مورد قضاوت قرار بگیرم اما بعد از مدتی همون فرد که منو بیشتر شناخت و بیشتر باهام مراوده داشت نظرش در موردم عوض شد و بهم گفت که من فکر میکردم تو فلان جوری و فلان جوری اما الان میبینم که اشتباه فکر میکردم…
به خودمون بگیم این افرادی که دارن انتقاد میکنن و سرزنش میکنن ممکنه دو روز دیگه بشن هوادار و عاشق ما!! پس برای اینا وقت نزاریم و ناراحت نشیم، چون اینا از روی حدی و گمان دارن حرف میزنن و نه مارو میشناسن نه دنیارو نه جهان رو نه خودشون رو…
وقتی دیدم که اون آدمی که منو قضاوت میکرد باهام چقدر خوب شد به خودم گفتم که ببین این همونی بود که اونجوری منو قضاوت میکرد و الان نظرش عوض شده چون منو شناخته…
این در مورد همه صدق میکنه… کسایی که قضاوتمون میکنن اطلاعات اشتباه دارن از ما و اصلا نمیشناسن مارو… خب پس کاری نداریم به بقیه بزار قضاوت کنن…
اصلا مهم نباشه نظر مردم برامون….
هیچوقت نمیتونیم مردم رو راضی کنیم، همیشه حرف هست… دیگه پشت سر پیامبر هم حرف میزدن و میزنن هنوز… کسی که جزو پاک ترین و درست ترین افراد تاریخ بوده اینجوری در موردش صحبت میکنن…
یا آقای ترامپ، ایشون رئیش جمهور قوی ترین کشور جهان شده بود ولی باز هم مردم مسخرش میکردن و میخندیدن بهش!!! دیگه موفقیت از این بالاتر چی هست که بشی رئیس جمهور بهترین کشور جهان…. اما قضاوت و حرف همیشه هست و اگه اهمیت میدیم و مهم میکنیم ضعف و اشتباه مائه… اونی که ناراحت میشه و تاثیر بد میگیره اشتباه کرده…
به خودمون بگیم که ببین پشت سر بهترین افراد هم حرف هست، پس مهم نیست تو چقدر خوب باشی یا چقدر بد باشی، چقدر درستکار باشی چقدر نیکوکار باشی چقدر خوب باشی، مردم همیشه حرف میزنن…
مثل شیطان که همیشه حرف میزنه و تحقیر میکنه و وسوسه میکنه…مهم نیست مخاطبش کی باشه، به پیامبر هم حرف میزد شیطان، به ما هم میزنه و همیشه هم اشتباه و دروغ حرف میزنه…
پس مهم نباشه برامون… اجازه بدیم حرف های بقیه مثل رود بیان و برن و رد شن… اگه بخوایم مقاومت کنیم و جلوی حرفا وایسیم مثل اینه که بخوایم جلوی رودخونه رو بگیریم، خب کسی که شکست میخوره ماییم… پس رها و راحت باشیم و واکنشی نشون ندیم… مثل رود بیاد و بره و کاری بهش نداشته باشیم…چون اگه جلوی رودخونه رو بخوایم ببندیم بسیار بسیار سخته اینکار، آب طغیان میکنه و همه جارو هم میگیره…
اعراض کنیم و رد شیم و وسوسه نشیم که خب برو ثابت کن و برو تحقیرش کن و هیکلش رو با خاک یکسان کن! این کارارو همیشه کردیم خودمون و در نهایت هم به ضرر ما شده…
خود واقعیمون باشیم و کاری که فکر میکنیم درسته رو انجام بدیم و زندگی خودمون رو داشته باشیم و لذت ببریم از زندگی و کاری به کار مردم و حرفاشون نداشته باشیم..
قانون رو یادمون بیاد که اگه اعراض کنیم و توجه نکنیم تاثیری نداره تو زندگی ما…اما اگه به حرف بقیه توجه کنیم و ناراحت بشیم به خود ما ضربه میزنه و چیزی رو حل نمیکنه…
واقعا این مورد خیلی تو بحث عزت نفس مهمه…
در مورد شما استاد عباسمنش، من یادمه چند سال پیش یک فردی گفته بود که شما کلاهبردار هستید ولی الان که مقایسه میکنیم میبینم موفقیت و شهرت و محبوبیت شما هزاران برابر شده و اون آدم اصلا معلوم نیست کجاست…این یعنی بقیه هیچ تاثیری تو زندگی ما ندارن… در حالی که اون فرد پشت یک تریبون و جلوی خیلی از افراد این حرفارو زده بود…اما خب الان آیا همه پشت کردن به استاد عباسمنش؟ داریم میبینیم که روز به روز موفق تر میشید و اعضای سایت هم روز به روز بیشتر میشن…
واقعا واکنش نشون دادن به مردم خیلی وسوسه کننده و خیلی اغوا کنندست… و خیلی هم سخته که آدم ذهنش رو کنترل کنه…
مثل تیری هست که به سمت ما میاد، ما اگه بی توجه باشیم نمیخوره به ما ولی اگه توجه کنیم و بخوایم جلوش رو بگیریم به ما آسیب میزنه…
و این یکی از پایه های عزت نفسه که به حرف و نظرات مردم اهمیتی ندیم و ارزش و اعتبار خودمون رو خودمون تعیین کنیم و فکر نکنیم مردم تاثیری تو زندگی ما دارن… این فکرا همش توهمه و دروغ های شیطانه که میگه فلانی ظلم میکنه بهت… هیچوقت این اتفاقات نمیفته و این توهم ها به واقعیت نمیپیونده….
خدا برای من کافیه و همیشه ازم دفاع میکنه و زندگیم رو داده دست خودم به صورت 100% و هیچکس به اندازه ی ارزنی تاثیری نداره تو زندگیم اگه من بتونم توجهم رو کنترل کنم…
خیلی جلوی خودم رو گرفتم که کامنت نزارم و سعی کنم این بار بدون حواس پرتی فقط عمل کنم به آگاهی ها، همونطوری که مدت هاست از استوری گذاشتن توی اینستا و واتساپ دست برداشتم چون متوجه شدم ریشه ی این کارم انتشار آگاهی نیست در واقع دارم سعی میکنم خودم رو توضیح بدم خودم رو ثابت کنم و دلیل تصمیمات زندگیم رو توضیح بدم، یار جمع کنم و دنبال پایه هستم چون اعتماد به نفس و عزت نفسم هنوز جای کار داره و اونقدر قوی نیست که نترسم و نلرزم و با قدرت مسیرم رو به تنهایی برم، حتی پیش میومد با کسی اختلاف نظر داشتم اونجا تو اون فضا حرفمو نمیفهمیدن بدو بدو میومدم توی سایت و این فضا که افراد بهتر درکم میکنن کامنت میزاشتم در مورد همون موضوع مورد بحث که هر چی واسه طرف توضیح داده بودم متوجه نشده بود تا یا استاد تایید کنه یا بچه ها و اینطوری اون آشوب درونم که با اون بحث و اختلاف نظر ایجاد شده بود رو آروم کنم یعنی نمیشد که یه نظری یا عقیده ای داشته باشم و هیچ کسِ هیچ کس هم باهاش موافق نباشه و هیچ کسِ هیچ کس هم مثل من فکر نکنه حتی بچه های سایت یا استاد و من اون عقیده رو باهاش راحت و اوکی باشم انگار همش یه تایید حتی تایید یه نفر هم باید میبود اما فهمیدم اوج عزت نفس اینه که هر عقیده ای که خودت بهش رسیدی و فکر میکنی درسته رو داشته باشی اونم بدون تردید و آرام باشی و نخوای حتی در موردش صحبت کنی و فقط خودت و خودت حال کنی با اون فکرو دنیای درونی خودت.
اما باز بعد از چندین باره گوش دادن این فایل هر چقدر که تلاش کردم ننویسم نتونستم چون چند روزی هم هست که همش داره دیدگاه میاد روی جوابی که به یکی از سوالات قسمت عقل کل داده بودم و میبینم که چقدر بعضی از آگاهی هایی که بهش رسیدم گفتنش داره به دیگران کمک میکنه پس با این منطق دوست دارم اینجا بنویسم اونچه ازاین فایل دریافت کردم تا هم به خودم کمک کنه این نوشتن هم به دوستانم.
این فایل جزو معدود فایل هایی هست که هر چی فکرمیکنم یادم نمیاد دیده باشم با اینکه حواسم هست و هر روز به سایت سر میزنم. شاید هم توی مدارش نبودم نمیدونم.
من روابط خوبی با همسرم داشتم و دارم همهمین الان، اما خیلی وقت بود توی بحث روابط متوقف شده بودم و خواسته ی جدیدی نداشتم تا اینکه جهان با چک و لگد بهم فهموند متوقف شدم، دراوج عشق و دوستی بدون هیچ اختلاف و هیچ ناراحتی یا درگیری ای همسرم گفت بیا جدا بشیم.
همیشه فکر میکردم اصلا وابسته نیستم چون هیچ کدوم از اون علائم وابستگی درروابط توی من نبود اما بعد از پیشنهاد جدایی از سمت همسرم و شوکی که بهم وارد شد و اینکه تا چند روز هرکاری میکردم با هرمنطق و فکر و باوری تلاش میکردم حالم خوب بشه و نمیشد متوجه شدم من خیلی خاموش وابسته ام به همسرم و خودمخبر ندارم.
با همسرم صحبت کردم کاملامنطقی و اون رو منصرف کردم از جدایی و با هم ادامه دادیم تا اینکه چند هفته بعد سر یه بحث کوچیک و بچه گانه دوباره این پیشنهاد جدایی تکرار شد و از اونجایی که معتقدم اگر یه اتفاقی تکرار بشه اصلا تصادفی نیست و باور و ریشه اش داخل وجود خودم هست افتادم به جون باورام و کنکاش درونم تا اینکه بعد از چند روز تفکر و البته بی حوصلگی و ناراحتی تونستم ریشه ی اصلی و عیب اصلی کارم رو پیدا کنم.
جالبه که الان که توی مدارش قرارگرفتم چقدر خوب درککردم حرفایی رو که استاد توی این فایل درباره ی روابط گفته و چقدر کم هستن افرادی که واقعا به این حد درک و مفهوم و کنه این موضوع برسن.
چنان آگاهی سطح بالایی رو استاد توی این فایلگفتن که من بعید میدونم یک درصد از نیم درصد مردم دنیا هم این باور و نگرش رو داشته باشن.
توی تصور قبلی من جدایی و طلاق یه مفهوم کاملا منفی بود و من تصور میکردم کسی که جدا شده یه پرونده ی ناموفق توی زندگیش داره که برچسب موفق بودن رو ازش برمیداره و دیگه نمیتونه مدعی پرفکت بودن رو داشته باشه، با این دیدگاه و طرز فکر افراد تک همسر پیش چشمم ارج و قرب زیادی داشتن و کسانی که جدایی رو تجربه کرده بودن رو ناخودآگاه قضاوت میکردم و فکر میکردم مهارت همسرداری یا روابط رو بلد نبوده یا مثلا آدم صبور و بساز یا منعطفی نبوده یا اخلاق نداشته یا کلی بر چسب دیگه.
حتی توی آدم های موفق هم دنبال افراد تک همسر میگشتم و اونایی که پرونده ی جدایی توی زندگیشون بود رو به عنوان آدم درتمام جنبه ها موفق باور نداشتم.
من با این دیدگاه مادرم رو که یه عمر پدرم رو تحمل کرده بود تحسین میکردم خواهرم که جدا شده بود رو قضاوت منفیمیکردم و حتی یکی از دوستام رو و به طور کل آدمای طلاق گرفته رو داخل آدم حساب نمیکردم و بدون اینکه بدونم آدمای متاهل اطرافم کیفیت روابطشون چطوره زندگیشون از نظر من نرمال بود و اونی که ازهمسرش جدا شده بود یه آدم ولنگار و بی بند و بار محسوب میشد.
دلم هم خوش بود که قانون رو درککردم و همیشهبابت روابط خوبم با همسرم خدا رو شکرمیکردم فقط تنها کسی که قضاوتش نکردم استاد بود چون خیلی قبولش داشتم و هر وقت اون ذهنیت منفی میومد وسط میگفتم استاد همسرش رو ول نکرده همسرش ولش کرده و تازه دلسوزی هم میکردم و به چشم یه مظلوم استادو نگاه میکردم و با این طرز فکر درب و داغون دلم هم خوش بود که خدا رو شکر روابط خوبی دارم تا اینکه متوجه شدم دلیل اینکه من و همسرمبا هم اختلاف نداریم و زندگیمونگل و بلبله اینه که اولا بخش اعظمی ازروز کنار هم نیستیم و البته وقتی امهستیمخوبه چون من آدمی هستم که اخلاقم خیلی نرم و منعطفه.
دلیلش اینه که من دربحث روابط به شدت استانداردها و توقعاتم رو آوردم پائین و اصلا خواسته ای ندارم و کاملا متوقف شدم و دلم خوشه به اینکه همین که با هم بحث نمیکنیم و تو سر و کله ی هم نمیزنیم مثل اطرافیانم پس خوبه همه چیز.
تا اینکه پیشنهاد جدایی باعث شد من به خودم بیام و یه تجدید نظر اساسی توی عقاید و باورهام در بحث روابط داشته باشم عقاید و باورایی که هیچ شکی به درستیشون نداشتم و به قول استاد پاشنه های آشیل اولش حُسن به نظر میان.
اول از همه شروع کردم به تغییر نگاهم نسبت به واژه ی طلاق و اعتراف میکنم کار راحتی نیست تغییر این دیدگاه چون یه عمر همش مخالف اینو شنیدیم.
هنوز جای کار دارم اما از احساسم میفهمم دارم درست پیش میرم مث کسی شدم که دونه دونه سنگا رو از کوله پشتیش داره جدا میکنه و داره سبک میشه کلا وقتی احساس انبساط و راحتی و سبکی میکنم میفهمم خیلی خوب دارم روی خودم کار میکنم الان فشار خیلی کمتر شده استرسم کمتر شده ترس از دست دادن همسرم رو ندارم ترس حرف مردم رو ندارم ترس تنهایی و بی پناهی رو ندارم احساس گناه ندارم و عدم احساس تقدس رو ندارم و با اینکه انکار نمیکنم هنوز جدایی برامتلخه اما تمام تلاش ذهنیمو دارم میکنم که خودم رو کنترل کنم و بپذیرم که این یه موضوعی هست که از منظر قانون و خداوند اصلا منفی نیست و یه اتفاق طبیعیه که طبق قانون رخ دادنش هم منطقیه.
الان برام جدایی و طلاق فقط یه معنی داره، “جدایی یعنی تغییر مدار دو نفر”، همین، فقط همین.
برای خیلی از افراد جدایی با درگیری و ناراحتی و دلخوری همراه هست چون هر دو طرف شرک دارن هر دو طرف کلی باورهای اشتباه و کلی مقاومت دارن امابرای من جدایی یعنی تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند تا راحتتر هدایتم کنه بهزندگی ای که لایقشم.
خیلی از خانوما بعد از جدایی مذهبی و چادری میشن و اینو سپر دفاعی خودشون در برابر حرف و نظر مردم و آزار مردای دیگه میکنن خیلی از خانومای دیگه ام برعکس بعد از جدایی بدون اینکه به خودشون فرصت تنفس بدن میرن توی فاز رسیدگی زیاد به ظاهرشون تا به سرعت وارد یه رابطه ی دیگه بشن یا به دلیل ترس از تنهایی و بی پناهی یا به دلیل روی همسر قبلی رو کم کردن اما من اگر جدا بشم تمام تلاشم رو میکنم که بدون اینکه جزو این دو دسته افراد قرار بگیرم همون روالی که تا الان پیش رفتم رو ادامه بدم پیگیری اهدافم بدون حواس پرتی، البته قبول دارم که کمی طول میکشه تا آدم با تغییرات ادپته بشه اما سعی ام رو خواهم کرد که روابطم رو بسپرم به خدا و روی اهدافم متمرکز باشم.
قبلا از تغییرات میترسیدم اما الان میخوام برم توی دلش و بدونم ترسی نداره فقط تجربه های جدید و تنوع هست که بزرگترممیکنه و امکان یه زندگی بهتر رو برام فراهم میکنه.
ما باید بپذیریم که تنها عضو ثابت زندگی ما خداونده و به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نشیم که بعدش جدایی باعث درد بشه، برای من جدایی رخ نداده و نمیدونمهمرخ میده یا نه چون هر بار که روی اینباورایی که در بالا گفتم کار میکنم به طرز عجیبی همسرم بیشتر عاشقم میشه و البته که من روی این باورا کار نمیکنم که همسرم عاشقم بشه من واقعا واقعا دارم طوری کار میکنم روی خودم که هر اتفاقی بیوفته باهاش اوکی باشم و سعی ندارم خدا و قانون رو دور بزنم یا کلاه سر قانون بزارم.
دارم سعی میکنم قانون تکامل رو همرعایت کنم و به خودم فشار نیارم یعنی قبول کردم که درد داره تغییر این باورها و نگم چرا ناراحتم چرا غمگینم چرا طرف هنوز برام مهمه و از خودم توقع زیاد نداشته باشم.
الان خیلی بهترم حالم خیلی خوب شده، خیلی بیشتر با خودم در صلحم خیلی ناخودآگاه چون این وابستگیه ازبین رفته با احترام و عشق بیشتری با همسرم برخورد میکنم بیشتر در لحظه هستم و سعی میکنم تا هست از وجودش لذت ببرم و نگران بعدش نباشم و البته خواسته های جدید داره توی وجودم متولد میشه که به هر شکلی که خداوند صلاح بدونه چه از طریقهمسرمیا هر فرد دیگه ای دریافتش کنم.
من مقاله ی مریم جان رو که در رابطه با همین موضوع هسترو خیلی دوسش دارم مخصوصا اون قسمت که میگه اگرحتی روابط خوب پیش بره در بهترین حالت باز هم با وجود مرگهیچگریزی نیست…
از وقتی دارمروی این باور خوب کار میکنم اشتیاقمبرای کارروی خودم خصوصا در بحث مالی بیشتر شده چون دیگه ترس ندارم اگر تغییر کنه شخصیتم جهان جدامون کنه البته که منتظرم نیستم جهان جدامون کنه بعد بهم ثروت رو بده یعنی حضورهمسرمرو دلیل نیومدن نتایج توی زندگیم نمیدونم و خیلی خوبه که آدم به این نقطه برسه که درعین حال که عاشق اون فرده و سپاسگزار وجودش هست وابسته اش نیست و بدون اینکه بود و نبود اون فرد رو دلیل موفقیت یا شکست اش بدونه با احترام درکنارش زندگی کنه و با آرامش اهدافش رو پیگیری کنه و همه چیز رو بسپاره به رب.