اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
که هر روز از آگاهی های بی نهایتش به ما میبخشه و به قول استاد در این فایل دیگه این ما هستیم که باید از این آگاهی ها در عمل استفاده کنیم…چون با عمل به دانسته هامون نتایج ایجاد میشه…امید که به قول قرآن مثل چهارپایی نباشم که کتابی رو حمل میکنه…که اگه این آگاهی ها رو بشنوم ولی سعی نکنم در زندگی ازشون استفاده کنم همون حکم رو دارم…البته نتیجه ای هم نمیگیرم
“خانه تکانی ذهن”
“گام نهم”
میخوام با هدایت خواستن از خداوند در مورد اینکه شنیدن این فایل چه چیزهایی بهم یاد داده و منو برانگیخته کرده تا چه عادات خوب فکری و رفتاری در خودم ایجاد کنم بنویسم تا باز مسیرم بهتر و لذت بخش تر بشه
======================================
قبل از نوشتن میخوام بگم که استاد ممنون این تصاویر رو از بهشت زیباتون با ما به اشتراک میگذارید…چقدر لذت بردم بخش هایی از پردایس رو دیدم که قبلا ندیده بودم…چقدر راه جنگلی هیجان انگیزه و معلومه چقدر تلاش کردید که اونجا رو پاکسازی کنید…من با پاکسازی تراس خونه مون مقایسه میکنم که اونقدر کار لازم داره…میتونم تصور کنم که چقدر کار بزرگی کردید….
در ادامه میخوام به خاطر لرزش زیاد تصویر که البته طبیعی هم هست حین راه رفتن و حرف زدن ایجاد میشه تحسین کنم خانم شایسته رو که وقتی ویدیو میگیرن انقدر تصویر ثابته که فکر میکنید روی یک پایه ای حرفه ای روی چرخ با صد تا پیچ ثابت شده….واقعا تحسین تون کردم خانم شایسته عزیز…یعنی یادمه که یکبار داشتن آتیش جنگل پردایس رو خاموش میکردن و در حین خاموش کردن که چه حدی از تکون خوردن ممکنه اتفاق بیافته باز هم تصویر اونقدر ثابت و عالی بود که من واقعا لذت بردم و تحسین کردم…از خداوند سپاسگزاریم که چنین دست توانمندی رو در کنار استاد عزیز قرار داده که مستند زندگی در بهشت رو به تصویر بکشه…خدایا شکرت
=======================================
از چند ماه قبل با هدایت خداوند شروع کردم به حذف شاخ و برگهای اضافی زندگی ام که در اثر بی توجهی به قانون تمرکز روی اصل در طی دو سال اخیر توی کارم ایجاد شده بودن…مثل پروژه هایی که فکر میکردم قراره چیزی ازشون یاد بگیرم و تا حدی هم گرفتم…همکاری هایی که شروع شده بودن اما در حال حاضر فقط تمرکزم رو از اصل پرت میکردن…کلا همه اون حاشیه هایی که واقعا حواس پرتی ایجاد میکنن و هیچ نتیجه دراز مدت قابل توجهی ندارند…برای شروع با سریال زندگی در بهشت شروع کردم تا از انرژی مثبت ذوق و شوق استاد و خانم شایسته برای بهبودهای دائمی بهره مند بشم و کارهام رو پیش ببرم…
اما در ادامه مسیر متوجه شدم اون شاخ و برگهای اضافی اصلی که اصلا باعث میشن این علف های هرز فیزیکی ایجاد بشن مثل روابط به درد نخور، پروژه های کاری کم بازده، طول کشیدن روند انجام کارها،…مثلا کاری که باید توی دو ماه تموم بشه یکسال کج دار و مریض طول میکشه…همون باور های محدود کننده ذهن هستند….
باورهای محدود کننده هستند که باعث نشتی انرژی یکپارچه الهی ما میشن…انرژی که اگه نشتی نداشته باشه میتونه ما رو به صورت تصاعدی رشد بده و به خواسته هامون برسه…آهسته آهسته با هدایت خداوند تونستم پنج مورد از اصلی ترین نشتی های انرژی وجودم رو کشف کنم…ایمان دارم باز هم هستند که به قول استاد انقدر مثل این شاخه های در هم پیچیده هستند و تا ریشه یکی رو نزنی و نخوای درش بیاری از روی وصل بودنش به یکی دیگه نمیتونی بفهمی که اون یکی هم بوده…
این پنج مورد اینها هستند که دارم با دادن باور های خوب بهبودشون میدم…یعنی سعی میکنم روزانه در شرایط مختلف مهارشون کنم و اون باورهای خوب توحیدی رو برای رفع اون محدودیت تکرار کنم تا دوباره احساسم بهتر بشه:
1. گفتگوهای ذهنی منفی در مورد خودم که اغلب ریشه در عجله، باور کمبود، کمالگرایی، شماتت کردن بابت اشتباهات دارند
مثلا تصمیم گرفته بودم با یکی از جاهایی که کار میکردم دیگه کار نکنم…به این دلیل که زمان آزاد بشه برای اتمام کارهای
قدیمی…اونجا محیطی بود که زمانی که باهاشون شروع به کار کردم برای قدم اول و کسب تجربه خوب بود اما آدمهای متفاوتی هستند و اهدافشون در کار با ارزش های من واقعا تعارض داره…خیلی حس بدی پیدا میکنم اونجا میرم…کارم رو
کم کردم اما هنوز موفق به قطع نشدم…چرا؟ باور کمبود که درآمدم کم میشه….شرک و بی ایمانی که رئیس اون مجموعه دست تنها میشه…از مجوز کار من دارن استفاده میکنن…اونا در شروع که کسی بهت کار نمیداد بهت کار دادن…تازه رئیس ام بهم کمک کرد توی یکسری شرایطی…کلی باور محدود کننده در هم پیچیده….که این تصمیم رو گرفتم که در اولین فرصت برم و عدم همکاری ام رو برای ماه آینده بهشون اعلام کنم…و ذهنم رو از این مسئله پاک کنم….
حالا اینجا مشکل اون شاخ و برگ اضافی اون شغل یا آدمها هستند یا باورهای محدود من….این مثال نشون میده که چقدر کار کردن روی باورها مهم هست…تفاوت باور بد با باور خوب همون مقایسه گاری زهوار در رفته است با سوار جت شدن…تفاوت بین رسیدن به خواسته هاست یا نرسیدن…تفاوت بین کند و زجر آور رسیدن به خواسته هاست یا سریع و لذت بخش…
وقتی ایده میاد برای اجرای یه تصمیم باور خوب ضمانت اجرا میده به اون ایده و تصمیم…وقتی استاد میگه فاصله ایده و عمل به ایده برای من بسیار کوتاهه…همین روند ساخت باورهای خوب و عمل به ایده های ناشی از اون باورهای خوب و کسب نتایج منجر شده که استاد به این زندگی آسان و پربازده و با کیفیت از هر لحاظ هدایت بشه
2. مقایسه کردن خودم با بقیه که بهم احساس عجله بیشتر، حسادت و یا ترحم و دلسوزی میده
وقتی مثلا میبینم یکی توی کارم در زمان کمتری به خواسته من رسیده حتی به بیش از اون اگه باورهای محدود داشته باشم گفتگوهای آزار دهنده ای توی ذهنم شروع میشه که تمرکز منو میگیره و وقتم رو تلف میکنه….اما وقتی بیام باورهای خوب بهش بدم که خودم رو باهاش مقایسه نکنم و بگم من با یادگیری درس هام رشد میکنم و با ادامه دادن در مسیر درست من هم تصاعدی پیشرفت میکنم…رسیدن هر فردی به خواسته ای امکان پذیری رسیدن به خواسته ها رو نشون میده…بی انصافی به خدای بخشنده منه که بخوام به خاطر داشته های بقیه حسرت بخورم…مثل این هست که به خدا این پیغام رو میدم که تو که خدای عادلی نیستی و به یکی دادی اما به من ندادی…وقتی باورهای خوب دارم در عوض ازش میخوام این خواسته منم هست منو هم به چگونگی اش هدای کن…بهم ایمان بیشتر بده بهم توکل بیشتر بده بهم اراده بیشتر بده تا من هم به دریافت این نعمت توانا بشم…چون من باور دارم تو اجابت کننده همه خواسته ها، کریم، رحمن و رحیم، رزاق، وهاب هستی
3. قضاوت کردن بقیه در ذهنم در شرایطی که اشتباهی رو مرتکب میشن
هر نوعی از توجه به ناخواسته مثل تمرکز روی اشتباهات خودم یا اشتباهات بقیه یعنی جذب کردن ناخواسته بیشتر…اصلا تکرار همین اصل باعث میشه زیپ دهنم رو ببندم و نجواهای ذهنم رو ساکت کنم…یادآوری اینکه هر جایی هستم هر فکری میکنم یا هر احساسی دارم خداوند داره اونها رو ثبت میکنه و به خودم بازخورد میده…آیا دوست دارم بقیه هم منو قضاوت کنن؟ خوب پس قابل درکه که من هم نباید بقیه رو قضاوت کنم…اگه میتونم کمکی کنم خوب عالیه اگه نمیتونم توجهم رو بذارم روی نکات مثبت اون آدم یا بقیه
4. اهمیت دادن به نظر بقیه در مورد من
چقدر از انرژی ذهنی روزانه من صرف این میشه که بخوام کاری رو انجام بدم که اگه به میل خودم بود انجام نمیدادم…یا حرفی رو میزنم که دوست ندارم فقط برای خوشایند بقیه میگم…دامنه این عادت رفتاری محدود کننده خیلی گسترده است….از اینکه میخوام برم سر کوچه شیر بخرم چی بپوشم همسایه منو نبینه چیزی بگه…در شان خانواده رفتار کنم….یا اینکه حتما در فلان مراسم شرکت کنم چون مادرم دلش میخواد….یا اینکه میخوام یه جایی پارک کنم که مطمئن نیستم بتونم یا نه…امتحان نمیکنم چون کسی اونجا هست منو میشناسه نکنه پارک دوبلم خراب بشه آبروم بره…میرم سه دور دور میزنم بعد میام همونجا پارم میکنم:))) این مثالها رو میزنم که یادم بمونه تا چه حد میتونه گسترده باشه و الکی ذهن ما رو درگیر خودش کنه وقتمون رو گاهی هم پول مون رو هدر بده
5. اهمیت دادن به انتقادات بقیه از من
این یکی دیگه من خیلی توش خیلی ضعف دارم و نیاز به کار زیاد دارم…چون کمالگرا هستم…همیشه باید کارو جوری انجام بدم تا ایرادی درش نباشه…اگه یکی یه چیزی میگفت میرفتم توی لاک دفاعی که از خودم دفاع کنم…و طرف رو سرجاش بنشونم
کار کردن روی این نقاط ضعف اساسی و نشتی های انرژی من باعث میشه مقاومتهام و ترمز هام کمتر بشه و من تسلیم تر بشم…من بتونم بیشتر به خداوند نزدیک بشم و مثل او فکر کنم…چون در احساس صلح بیشتر با درونم و بیرونم هستم…تصمیماتم و رفتارهام بیشتر ریشه در باورهای قدرتمندکننده دارند…و نتایج هم قطعا مطلوب تر و دلخواه تر هستند…چرخ زندگی روون تر میشه و من آسان تر میشم برای آسونی ها و فراوانی ها
خوب برم تا روی این آگاهی ها باز کار کنم و نتایج بزرگتر خلق کنم و از نتایج ام بنویسم
============================================
نکته بعدی که در مورد این فایل خیلی برام تحسین برانگیز بود و البته همیشه در مورد استاد عباسمنش برام تحسین برانگیز هست عملگرا بودن ایشون هست….یعنی هدفی که توی 12 قدم گذاشتند و با اینکه به نتیجه دلخواه نرسیدن ادامه دادن…مدتی رهاش کردن برگشتند به عادات قبل و باز با تمرکز رفتن به دنبال جوابش تا هدایت شدن به قوانین اصلی سلامتی….وقتی در مورد رژیم غذایی بارها ازشون سوال میشد جوابی نمیدادن چون میگفتن هنوز خودم ازش نتایج پایدار نگرفتم…حرف مفت نمیزنند….تعهدشون به مسیرشون واقعا برام درس داره و استانداردی شده برای ذهن من برای اینکه حد بالای تعهد یعنی چی و تو باید به این حد خودت رو نزدیک و نزدیکتر کنی…همین دیشب سریال زندگی در بهشت رو میدیدم که آقای ریک غذای گوشتی بسیار هیولایی پخته بودند که واقعا اشتها برانگیز بود اما استاد همچنان به رژیم خودشون متعهد باقی موندن….به خودم یادآوری میکنم که مسیرهای بهتر جوابهای بهتر به کسانی گفته میشه که به اون ایده های حال حاضر عمل میکنند و در مسیر باقی هستند تا روش بهتری بیاد…ایده های بهتر حاصل عمل به ایده ها، تعهد به اونها، استمرار هست…
استاد ممنونم که الگویی زنده از عمل کردن به قوانین جهان و نتایج عمل به قوانین هستید…شما الگویی زنده از وعده های خداوند در قرآن به مومنین، صادقین، متقین، صابرین، راسخون فی العلم برای ما هستید…از خداوند براتون طلب طول عمر با عزت و ادامه مسیر رو میخوایم….امیدواریم ما هم این مسیر زیبا رو ادامه بدیم و وعده های خداوند رو تبدیل به حقیقت کنیم
خدایا شکر که امروز هم در این کلاس درس حضور داشتم:)))
الهى شکرت براى این نشانه که انقدر واضح بود براى من🪐
در باغ دنج خودم ساکن هستم که خداوند مرا هدایت کرده که اینجا در این بهشت منو با خودش تنها کرده که مسیر توحیدى ام رو تکامل ببخشم️
قبل از کلیک نشانه ى امروزم سپاسگزارى مینوشتم براى همین مکانى که هستم و گفتم خدایا در نشانه ى امروزم مرا هدایت کن براى آسان شدن مسیرم ،مسیر تکامل توحیدى ام،مسیر رسیدن به خواسته هایم.
و این نشانه ى امروزم بود،که فلورا جان از همین بهشتى که میگى بهت بخشیدم شروع کن،درختان خشک رو ببر،سنگ هاى اضافه رو خارج کن،علف هاى هرز رو بچین و…
این هم یک سپاسگزاریه اساسیه که قدر نعمتت رو بدونى و هم اینکه قدمى براى مسیرت هست.
و مطمئن هستم قراره با هر قدم پاکسازى این بهشتم قراره کلى آگاهى جدید کسب کنم و هدایت بشم
خدایا شکرت که همیشه مورد لطف هدایتهاى بى نظیرت قرار میگیرم
بقول استاد خیلى از طبیعت درس میگیرم ،بخشى از روان شدن مسیرم همین طبیعت بوده.
خداروشکر
از استادم سپاسگزارم براى این عشقى که به ما میده در هر شرایطى ️حقى که برگزیده خداوندى که اینچنین حرفاتون به قلب ما تاثیر میذاره
در این فایل ما متوجه شدیم ک اگر مواظب افکار منفی نشیم در ذهنمون چمبره میزنه روی افکار مثبت و اونا رو میخونه و باعث میشن و اون افکار مثبت هم دیده نشن و مارو به مدار پایین میکشونن پس باید ورودی مناسب بدیم چیز های زیبا تری ببینیم تا اتفاقات زیبا برامون بیافته
وقتی در مسیری هستیم تکامل را باید طی کنیم و این تکامل باعث میشود هم از مسیر لذت ببرم هم رشد عالی و بی نقصی داشته باشیم و موفقیت های کوچک موفقیت های بزرگ را به همراه میاورد اگر تکرار و تداوم داشته باشیم و جهان هستی بفهمه ک ما متعهد این کار هستیم
هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم سلامت ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
چه جاده جنگلی قشنگی درست کردید استاد چقد تمیز وباصفا شده آدم کیف میکنه به اون درختان بلند اون چمن های سرسبز زیبا نگاه میکنه اون نوری خورشیدی که تابیده روی اون درختان چقد رویای شده
چقد قشنگ تونستید از وقتتون استفاده کنید و خودتون دست به کار شدید و حرکت کردید و کار به این قشنگی کردید
این راه جنگلی به این تمیزی و قشنگی رو درست کردید
استاد واقعا راست می گید وقتی یک کاری رو شروع می کنید درسته ظاهرش شاید کار سختی باشه اما وقتی ادامه میدی ناامید نمیشی و توکل میکنی و استمرار داری ووقتی اون کارو تموم میکنی
احساسی خوبی که از اون تموم شدن اون کار به دست می آید
احساسی جز توانستن واعتماد به نفس و موفقیت نداری واقعا هم همین طوره
من اینو تجربه داشتم وقتی یک کاری رو شروع میکنم ووقتی ذره ذره هرروز یکم از اون کارو انجام میدم ووقتی تموم میشه چنان احساس خوبی بهم میده که تامدت ها انرژی خاصی منو دربرمیگیره و از درون احساس قدرت میکنم
مثالی که استاد زدند که باورهای محدودکننده مثل علف های هرز می مونن و بهم دیگه وصل هستن واقعا همین طوره
من خودم بااین که 9روزه این دوره رو شروع کردم و سعی میکنم روی خودم کار کنم ولی بعضی موقع ها از دستم درمیره نجواهای شیطان داخل ذهنم میاد میگه دیدی نتونستی تغییرکنی و میخاد منو دلسرد کنه
ولی من باخودم میگم همینکه سعی میکنم از قانون تو زندگیم استفاده کنم خودش نشانه تغییره نباید بذارم ناامید بشم باید ادامه بدم و استمرار داشته باشم
و به قول استاد هرموفقیتی موفقیت جدید میاره
چقد این جمله مفهمومی هستش
برداشت من اینه که وقتی دریک کاری موفق میشم اون به من قدرت میده انگیزه میده باعث میشه هدف های دیگمم باقدرت بردارم و موفق بشم
چیزی دیگه هم که یاد گرفتم
وقتی یک کاری که میخام شروع کنم باید اینو در نظر داشته باشم که یکدفعه نمیشه انجام داد باید قطعه قطعه کردو هرروز یک قسمتشو انجام داد تااون کار تموم بشه
مثل خونه تمیز کردن اگر بخوام توی یک روز کل خونه رو تمیز کنم تو ذهنم یک کارخیلی سخته که باید قیدشو بزنم اما اگر هرروز یک قسمتشو انجام بدم به مرور تموم میشه هم خونه تمیز میشه و قدرت بدنی من برای انجام کارها بهتر میشه
و اینکه هیچ وقت نباید شرایط الان خودمو با کسی که تونسته چند سال تو اون حوزه کار کنه مقایسه کنم باید الان خودمو با قبلن خودم مقایسه کنم تاببینم چقدر پیشرفت کردم
.باورهای محدود کننده مثل علف های هرز پُرن تو ذهن ما. همه ارتباط های محدود کننده ذهن ما و علف های هرز، از یک سیستم پیروی میکنند.
.اول هر کاری خیلی پیچیده است و هیچ مسیری معلوم نیست فقط باید قدم برداری. واقعا موفقیت یعنی انجام کارهایی که باید انجام بدی. انجام این کارها بهت اعتماد به نفس میده که قدم بعدی رو محکمتر برداری. احساس و اعتماد به نفسی که آدم از کارهای جدید و به ظاهر سخت به دست میاره، خیلی کمک میکنه که کارهای بعدی رو انجام بده.
.افکار منفی مثل علف های هرز ن که تو مغز ما پیچیده به همدیگه ن.
.وقتی که آدم کارها رو انجام میده و موفقیت به دست میاره، موفقیت، موفقیت میاره. باید از دایره محدودیت خودم یه قدم بالاتر برم و تحسین کنم که تونستم انجامش بدم و قدم بعدی رو محکمتر برمیدارم.
.وقتی که آدم کاری رو شروع میکنه:
1. نباید بگی کل پروژه رو با هم انجام میدم! باید کار رو قطعه قطعه کنی.
وقتی آدم توی مسیر میافته، کارها راحت میشه و سرعت بالا میره. روند موفقیت اگه ادامه بدی، سرعتش تصاعدیه.
اگه مسیر رو ادامه بدی، سرعت رشد بیشتر میشه. روز اول قرار نیست همه کارها رو انجام بدی. به نسبتی که رشد میکنی و باورهات قوی تر میشه، سرعت کار بالا میره.
2. الان خودت رو با کسی که 15ـ20 سال این مسیر رو رفته، مقایسه نکن. اون آدم یه روزی مثل الان تو بوده و فقط با اشتیاق قدم ها رو دونه دونه رفته و متعهد بوده و ادامه داده.
.خیلیا فکر میکنن خوشبختی اینه که بیفتی یه گوشه و کاری نکنی. این خوشبختی نیست! آدم دوست داره حرکت کنه، خلاق باشه مولد باشه. حرکت کردن آدم رو رشد میده و به خلاقیت و موفقیت و پیشرفت آدم کمک میکنه.
.باید اجازه بدم نتایج پایدار بشه و بعد درموردش صحبت کنم.
. یاد بگیر که کارها رو خودت انجام بدی چون کلی تجربه جدید کسب میکنی. شاید اول کار سرعتت کم باشه ولی کافیه ادامه بدی چقدر اعتماد به نفست بالا میره.
خدای بزرگ چقدر این باور های اشتباه، چقدر این ترمز ها همانند علف های هرز در ذهن من ریشه کردن و جوونه زدن و مثل پیچک ها اطراف باور های درست من رو گرفتند
من هم یک سری رفتار های اشتباه دارم که وقتی به لطف خداوند متوجه میشم و سعی میکنم کنترل کنم جلوی بروز اون رفتار و اون طرز تفکر رو، باززز هم ذهن من میاد به من عذاب وجدان میده
میگه تو که انقدر تلاش کردی، دو سه ماهه داری صبح و شب رو با این قوانین درست کار میکنی، چرا الان اشتباه کردی؟!
بعد شروع میکنه به نجوا دادن، نه تو نفهمیدی، انگار هیچ قدمی برنداشتی و هنوز همون جای قبلتی، هیچ فرقی نکردی، پس چرا این ذهنیت و الان نشون دادی
خلاصه اگر کنترل نکنم و نیام ریشه کن نکنم شروع میکنه به گسترده شدن، فقط کافیه بهش گوش بدی تا بشه مثل اون راه پر از پیچک
با اینکه من خیلی تغییر کردم، درسته هنوز خیلی راهه
استاد هم میگن بعضیا میخواد راه به این طولانی رو یک شبه برن، اما من اجازه شل گرفتن روهم از خودم گرفتم
اگر یک روز نتونم چیزی بنویسم امکان نداره فایل هارو پشت هم گوش نکنم و کامنتارو نخونم و دوباره همون فایلارو گوش نکنم
بازم هزارااان پیچکه که من باید صبح روز بعد پاشم یکم بیشتر وقت بزارم نسبت به دیروز و قوی تر کار کنم رو تمیز کردن ذهنم
ناامید شدن= نابودی خودم
پس ایمان دارم که اگر هم ذهن من یک عالمه علف هرز و ترمز داره و راه رسیدن به خواسته های من رو بسته، باید برم همشو بکنم، همشو از سر راهم بردارم
نه یک شبه و یک روزه
باید دائم جلو برم با تمرکز، با عشق، بدونم ته نداره پی بردن به حقیقت درون و حقیقت جهان
بدونم این راه و هرروز بلند شدن و قوانین رو تکرار کردن و علف های هرز رو از سر زاه برداشتن خیلللی لذت بخشه، احساس غرور کنم اگر مثل قبل یک لحظه عصبانی شدم ولیی ذهن من سریعع متوجه شد، مچشو گرفت و بعد کنترل کرد
مسیر خیلی لذت بخشه، به خودم افتخار کنم اگر دارم کم کم پیش میرم، بدونم اگر قبلا استرس کارم رو برنامه ای یا امتحاناتم رو واسه سه روز داشتم الان اون استرس رسیده به یک ساعت، یک ربع و بعد دیگه وجود نداره
بدونم اگر چند وقت پیش سریع واکنش نشون میدادم به حرف مردم
الان فقط میخندم و قبول میکنم نظرشو و بازم با آرامش راهم رو ادامه میدم
بدونم اگر قبلا صبح که پامیشدم این نجواها بود که وای خدا پول از کجا دربیارم، کارم چیشد و همرروز با وجود ده ساعت کار کردن احساس عقب بودن بکنم، الان با ارامش دارم کار میکنم همون ساعت یا حتی کمتر اما با نتایج خیلی بیشتر
این یعنی من کمی از این مسیر طولانی رو تمیز کردم
خداوند رو سپاسگذارم بابت این آگاهی
خدایا شکرت که هر لحظه پیش منی و روی این راه به ظاهر سخت کمکم میکنی که هرروز متوجه شم، نههه اونقدرام سخت نیستا، اگر من تمرکز ذره بینی و زمان بزارم
سلام به استاد عباسمنش بزرگوار و خانم شایسه و دوستان هم مسیرم
روز سوم در 1404/7/2
وقتی داشتین صحبت میکردین من به این نتیجه رسیدم که طبیعت سریالی زیبا از افرینش هست،ن تنها طبیعت بلکه هر چیزی که خداوند افریده دارای درس هست و همه موجودات و هر چیزی که خداوند رحمان افریده یک درس رو میده اما با روش خاص خودشون؛
خداوند زندگی همه موجودات رو به بینهایت شکل و روش خلق کرده تا انسان ها زندگی خودشون رو به روایت تصویر ببین و درک کنن و قدم بردارند.
علف های هرز مثل باورها و افکار مخرب و کشنده و ضعیف کننده عزت نفس و اعتماد بنفس هستن که هر چقدر انسان به افکار و باور های مخرب پرو بال بده میزان زخمی شدنش بیشتر،استاد شما علف های هرز رو کندین و نابودشون کردین چون پذیرفتین اینا جز ضرر و اسیب سودی ندارند و اگر نابود بشن همه چیز زیبا تر میشه و با سرعت بیشتری میتونه رشد کنه و شکوفا بشه دقیقا مثل ریشه کن کردن افکار سمی و خطرناک که هر چقدر انسان ازشون کناره میگیره شادابی بیشتری ب دست میاره و انگیزه میگیره و با قدم های محکمتری ب استقبال اینده میره و همه ی ما دیدیم ادم های که افکار ازاد تری دارند زیباتر و قوی تر نشون میدن،
طبیعت به ما نشون میده که خیلی بی رحمه و بی رحمانه پیش میره و موجودات ضعیف جز نابودی چیزی نصیبشون نمیشه،
استاد نمیدونم واقعا چه حکمتیه که من هر درسی که میگیرم در طول روز مرتبط میشه با فایلی که برای دیدنش هدایت میشم
امروز یکی از معلمامون گف گوزن وقتی بچش به دنیا میاد اگر بچش مشکلی داشته باشه انقدر بهش لگ میزنه تا بمیره چون جهان هستی جای ادمای ضعیف نیست پس انسان های ضعیف جایی بر سر سفره ی طبیعت ندارند و طبیعت حکم به رفتن اونها میده و اونها بدون چون و چرا باید بپذیزند پس انسان باید لیاقت خودشو ثابت کنه،قدرت خودشو نمایان کنه، در این جهان ادم هایی موفق میشن که علف های هرز درونشون رو ریشه کن کنند و روحشون اروم باشه در اون صورت قدم های بعدی خود به خود خودشون محقق میشن.
و در مورد زندگی در طبیعت استاد من از بچگی با طبیعت بزرگ شدم از وقتی یادم میاد با بابام به ماهیگیری میرفتم،توی تونل های قطار قدم برمیداشتم تا به روستامون برسیم، میرفتم توی رودخونه شنا میکردم، خودم با بطری های کوچیک ماهی میگرفتم و…
انسان وقتی با طبیعت رو به رو میشه و درونش زندگی میکنه توقعش خیلی بالا میره احساس لیاقت بیشتری میکنه،
الان چند سالی میشه که دیگ این اتفاقا برام تکرار نمیشه اما سریال زندگی در بهشت بازم منو هدایت کرد که اره تو همون دختر بچه ای که صبح تا شب عاشق طبیعت بود هست،همونی هستی که صبح تا شب تو رودخونه شنا میکرد، تو همونی هستی که بینهایت شجاع بودی چون طبیعت قوی بودن رو نشونت داده و وقتی خونه و زندگیه شما و خانم شایسته عزیز رو دیدم یکی از ارزوهام این شد که من باید ی خونه جنگی با مرغ و خروس داشته باشم
استاد طبیعت خیلی روحیه ی جسورانه ای میخواد ادم هایی مناسب طبیعت هستند که صبور باشند چون هر کسی نمیتونه با زندگی روستایی و اتفاقاتش کنار بیاد و اگر درونش قرار بگیری اگر طبیعت رو بپذیری درونت سرشار از حس خوب میشه
بخاطر همین به نظر من و این ی نظر کاملا شخصیه انسان هایی که با طبیعت ارتباط خوبی دارند بی نهایت قوی و موفق هستند چون جسارت رو یاد میگرن،
از خداوند قدرتمندم بخاطر اینکه ی فرصت دیگه بهم داد تا حرف بزنم و قدرت نوشتن داشته باشم سپاسگذارم.
خداوندا از تو بخاطر اینکه دختر طبیعت هستم ممنونم.
خداوندا از تو برای الگو هایی که در طبیعت و محیط برای ما قرار دادی سپاسگذارم.
خداوندا از تو برای داشتن استاد که بزرگترین دست شما توی زندگیه منه سپاسپگذارم.
بنام خداوند مهربان و بخشنده
که هر روز از آگاهی های بی نهایتش به ما میبخشه و به قول استاد در این فایل دیگه این ما هستیم که باید از این آگاهی ها در عمل استفاده کنیم…چون با عمل به دانسته هامون نتایج ایجاد میشه…امید که به قول قرآن مثل چهارپایی نباشم که کتابی رو حمل میکنه…که اگه این آگاهی ها رو بشنوم ولی سعی نکنم در زندگی ازشون استفاده کنم همون حکم رو دارم…البته نتیجه ای هم نمیگیرم
“خانه تکانی ذهن”
“گام نهم”
میخوام با هدایت خواستن از خداوند در مورد اینکه شنیدن این فایل چه چیزهایی بهم یاد داده و منو برانگیخته کرده تا چه عادات خوب فکری و رفتاری در خودم ایجاد کنم بنویسم تا باز مسیرم بهتر و لذت بخش تر بشه
======================================
قبل از نوشتن میخوام بگم که استاد ممنون این تصاویر رو از بهشت زیباتون با ما به اشتراک میگذارید…چقدر لذت بردم بخش هایی از پردایس رو دیدم که قبلا ندیده بودم…چقدر راه جنگلی هیجان انگیزه و معلومه چقدر تلاش کردید که اونجا رو پاکسازی کنید…من با پاکسازی تراس خونه مون مقایسه میکنم که اونقدر کار لازم داره…میتونم تصور کنم که چقدر کار بزرگی کردید….
در ادامه میخوام به خاطر لرزش زیاد تصویر که البته طبیعی هم هست حین راه رفتن و حرف زدن ایجاد میشه تحسین کنم خانم شایسته رو که وقتی ویدیو میگیرن انقدر تصویر ثابته که فکر میکنید روی یک پایه ای حرفه ای روی چرخ با صد تا پیچ ثابت شده….واقعا تحسین تون کردم خانم شایسته عزیز…یعنی یادمه که یکبار داشتن آتیش جنگل پردایس رو خاموش میکردن و در حین خاموش کردن که چه حدی از تکون خوردن ممکنه اتفاق بیافته باز هم تصویر اونقدر ثابت و عالی بود که من واقعا لذت بردم و تحسین کردم…از خداوند سپاسگزاریم که چنین دست توانمندی رو در کنار استاد عزیز قرار داده که مستند زندگی در بهشت رو به تصویر بکشه…خدایا شکرت
=======================================
از چند ماه قبل با هدایت خداوند شروع کردم به حذف شاخ و برگهای اضافی زندگی ام که در اثر بی توجهی به قانون تمرکز روی اصل در طی دو سال اخیر توی کارم ایجاد شده بودن…مثل پروژه هایی که فکر میکردم قراره چیزی ازشون یاد بگیرم و تا حدی هم گرفتم…همکاری هایی که شروع شده بودن اما در حال حاضر فقط تمرکزم رو از اصل پرت میکردن…کلا همه اون حاشیه هایی که واقعا حواس پرتی ایجاد میکنن و هیچ نتیجه دراز مدت قابل توجهی ندارند…برای شروع با سریال زندگی در بهشت شروع کردم تا از انرژی مثبت ذوق و شوق استاد و خانم شایسته برای بهبودهای دائمی بهره مند بشم و کارهام رو پیش ببرم…
اما در ادامه مسیر متوجه شدم اون شاخ و برگهای اضافی اصلی که اصلا باعث میشن این علف های هرز فیزیکی ایجاد بشن مثل روابط به درد نخور، پروژه های کاری کم بازده، طول کشیدن روند انجام کارها،…مثلا کاری که باید توی دو ماه تموم بشه یکسال کج دار و مریض طول میکشه…همون باور های محدود کننده ذهن هستند….
باورهای محدود کننده هستند که باعث نشتی انرژی یکپارچه الهی ما میشن…انرژی که اگه نشتی نداشته باشه میتونه ما رو به صورت تصاعدی رشد بده و به خواسته هامون برسه…آهسته آهسته با هدایت خداوند تونستم پنج مورد از اصلی ترین نشتی های انرژی وجودم رو کشف کنم…ایمان دارم باز هم هستند که به قول استاد انقدر مثل این شاخه های در هم پیچیده هستند و تا ریشه یکی رو نزنی و نخوای درش بیاری از روی وصل بودنش به یکی دیگه نمیتونی بفهمی که اون یکی هم بوده…
این پنج مورد اینها هستند که دارم با دادن باور های خوب بهبودشون میدم…یعنی سعی میکنم روزانه در شرایط مختلف مهارشون کنم و اون باورهای خوب توحیدی رو برای رفع اون محدودیت تکرار کنم تا دوباره احساسم بهتر بشه:
1. گفتگوهای ذهنی منفی در مورد خودم که اغلب ریشه در عجله، باور کمبود، کمالگرایی، شماتت کردن بابت اشتباهات دارند
مثلا تصمیم گرفته بودم با یکی از جاهایی که کار میکردم دیگه کار نکنم…به این دلیل که زمان آزاد بشه برای اتمام کارهای
قدیمی…اونجا محیطی بود که زمانی که باهاشون شروع به کار کردم برای قدم اول و کسب تجربه خوب بود اما آدمهای متفاوتی هستند و اهدافشون در کار با ارزش های من واقعا تعارض داره…خیلی حس بدی پیدا میکنم اونجا میرم…کارم رو
کم کردم اما هنوز موفق به قطع نشدم…چرا؟ باور کمبود که درآمدم کم میشه….شرک و بی ایمانی که رئیس اون مجموعه دست تنها میشه…از مجوز کار من دارن استفاده میکنن…اونا در شروع که کسی بهت کار نمیداد بهت کار دادن…تازه رئیس ام بهم کمک کرد توی یکسری شرایطی…کلی باور محدود کننده در هم پیچیده….که این تصمیم رو گرفتم که در اولین فرصت برم و عدم همکاری ام رو برای ماه آینده بهشون اعلام کنم…و ذهنم رو از این مسئله پاک کنم….
حالا اینجا مشکل اون شاخ و برگ اضافی اون شغل یا آدمها هستند یا باورهای محدود من….این مثال نشون میده که چقدر کار کردن روی باورها مهم هست…تفاوت باور بد با باور خوب همون مقایسه گاری زهوار در رفته است با سوار جت شدن…تفاوت بین رسیدن به خواسته هاست یا نرسیدن…تفاوت بین کند و زجر آور رسیدن به خواسته هاست یا سریع و لذت بخش…
وقتی ایده میاد برای اجرای یه تصمیم باور خوب ضمانت اجرا میده به اون ایده و تصمیم…وقتی استاد میگه فاصله ایده و عمل به ایده برای من بسیار کوتاهه…همین روند ساخت باورهای خوب و عمل به ایده های ناشی از اون باورهای خوب و کسب نتایج منجر شده که استاد به این زندگی آسان و پربازده و با کیفیت از هر لحاظ هدایت بشه
2. مقایسه کردن خودم با بقیه که بهم احساس عجله بیشتر، حسادت و یا ترحم و دلسوزی میده
وقتی مثلا میبینم یکی توی کارم در زمان کمتری به خواسته من رسیده حتی به بیش از اون اگه باورهای محدود داشته باشم گفتگوهای آزار دهنده ای توی ذهنم شروع میشه که تمرکز منو میگیره و وقتم رو تلف میکنه….اما وقتی بیام باورهای خوب بهش بدم که خودم رو باهاش مقایسه نکنم و بگم من با یادگیری درس هام رشد میکنم و با ادامه دادن در مسیر درست من هم تصاعدی پیشرفت میکنم…رسیدن هر فردی به خواسته ای امکان پذیری رسیدن به خواسته ها رو نشون میده…بی انصافی به خدای بخشنده منه که بخوام به خاطر داشته های بقیه حسرت بخورم…مثل این هست که به خدا این پیغام رو میدم که تو که خدای عادلی نیستی و به یکی دادی اما به من ندادی…وقتی باورهای خوب دارم در عوض ازش میخوام این خواسته منم هست منو هم به چگونگی اش هدای کن…بهم ایمان بیشتر بده بهم توکل بیشتر بده بهم اراده بیشتر بده تا من هم به دریافت این نعمت توانا بشم…چون من باور دارم تو اجابت کننده همه خواسته ها، کریم، رحمن و رحیم، رزاق، وهاب هستی
3. قضاوت کردن بقیه در ذهنم در شرایطی که اشتباهی رو مرتکب میشن
هر نوعی از توجه به ناخواسته مثل تمرکز روی اشتباهات خودم یا اشتباهات بقیه یعنی جذب کردن ناخواسته بیشتر…اصلا تکرار همین اصل باعث میشه زیپ دهنم رو ببندم و نجواهای ذهنم رو ساکت کنم…یادآوری اینکه هر جایی هستم هر فکری میکنم یا هر احساسی دارم خداوند داره اونها رو ثبت میکنه و به خودم بازخورد میده…آیا دوست دارم بقیه هم منو قضاوت کنن؟ خوب پس قابل درکه که من هم نباید بقیه رو قضاوت کنم…اگه میتونم کمکی کنم خوب عالیه اگه نمیتونم توجهم رو بذارم روی نکات مثبت اون آدم یا بقیه
4. اهمیت دادن به نظر بقیه در مورد من
چقدر از انرژی ذهنی روزانه من صرف این میشه که بخوام کاری رو انجام بدم که اگه به میل خودم بود انجام نمیدادم…یا حرفی رو میزنم که دوست ندارم فقط برای خوشایند بقیه میگم…دامنه این عادت رفتاری محدود کننده خیلی گسترده است….از اینکه میخوام برم سر کوچه شیر بخرم چی بپوشم همسایه منو نبینه چیزی بگه…در شان خانواده رفتار کنم….یا اینکه حتما در فلان مراسم شرکت کنم چون مادرم دلش میخواد….یا اینکه میخوام یه جایی پارک کنم که مطمئن نیستم بتونم یا نه…امتحان نمیکنم چون کسی اونجا هست منو میشناسه نکنه پارک دوبلم خراب بشه آبروم بره…میرم سه دور دور میزنم بعد میام همونجا پارم میکنم:))) این مثالها رو میزنم که یادم بمونه تا چه حد میتونه گسترده باشه و الکی ذهن ما رو درگیر خودش کنه وقتمون رو گاهی هم پول مون رو هدر بده
5. اهمیت دادن به انتقادات بقیه از من
این یکی دیگه من خیلی توش خیلی ضعف دارم و نیاز به کار زیاد دارم…چون کمالگرا هستم…همیشه باید کارو جوری انجام بدم تا ایرادی درش نباشه…اگه یکی یه چیزی میگفت میرفتم توی لاک دفاعی که از خودم دفاع کنم…و طرف رو سرجاش بنشونم
کار کردن روی این نقاط ضعف اساسی و نشتی های انرژی من باعث میشه مقاومتهام و ترمز هام کمتر بشه و من تسلیم تر بشم…من بتونم بیشتر به خداوند نزدیک بشم و مثل او فکر کنم…چون در احساس صلح بیشتر با درونم و بیرونم هستم…تصمیماتم و رفتارهام بیشتر ریشه در باورهای قدرتمندکننده دارند…و نتایج هم قطعا مطلوب تر و دلخواه تر هستند…چرخ زندگی روون تر میشه و من آسان تر میشم برای آسونی ها و فراوانی ها
خوب برم تا روی این آگاهی ها باز کار کنم و نتایج بزرگتر خلق کنم و از نتایج ام بنویسم
============================================
نکته بعدی که در مورد این فایل خیلی برام تحسین برانگیز بود و البته همیشه در مورد استاد عباسمنش برام تحسین برانگیز هست عملگرا بودن ایشون هست….یعنی هدفی که توی 12 قدم گذاشتند و با اینکه به نتیجه دلخواه نرسیدن ادامه دادن…مدتی رهاش کردن برگشتند به عادات قبل و باز با تمرکز رفتن به دنبال جوابش تا هدایت شدن به قوانین اصلی سلامتی….وقتی در مورد رژیم غذایی بارها ازشون سوال میشد جوابی نمیدادن چون میگفتن هنوز خودم ازش نتایج پایدار نگرفتم…حرف مفت نمیزنند….تعهدشون به مسیرشون واقعا برام درس داره و استانداردی شده برای ذهن من برای اینکه حد بالای تعهد یعنی چی و تو باید به این حد خودت رو نزدیک و نزدیکتر کنی…همین دیشب سریال زندگی در بهشت رو میدیدم که آقای ریک غذای گوشتی بسیار هیولایی پخته بودند که واقعا اشتها برانگیز بود اما استاد همچنان به رژیم خودشون متعهد باقی موندن….به خودم یادآوری میکنم که مسیرهای بهتر جوابهای بهتر به کسانی گفته میشه که به اون ایده های حال حاضر عمل میکنند و در مسیر باقی هستند تا روش بهتری بیاد…ایده های بهتر حاصل عمل به ایده ها، تعهد به اونها، استمرار هست…
استاد ممنونم که الگویی زنده از عمل کردن به قوانین جهان و نتایج عمل به قوانین هستید…شما الگویی زنده از وعده های خداوند در قرآن به مومنین، صادقین، متقین، صابرین، راسخون فی العلم برای ما هستید…از خداوند براتون طلب طول عمر با عزت و ادامه مسیر رو میخوایم….امیدواریم ما هم این مسیر زیبا رو ادامه بدیم و وعده های خداوند رو تبدیل به حقیقت کنیم
خدایا شکر که امروز هم در این کلاس درس حضور داشتم:)))
سلام دوست عزیز
سپاسگزار خداوند هستم که من رو هدایت کرد به این کامنت زیبا
شمارو تحسین میکنم که چقدر خوب از خودتون و عادات بدتون شناخت دارید
من هم مثل شما خیلی از این باورهای محدود کننده و غلط رو دارم
مسیری رو انتخاب کردم، حالا هم ترس دارم از رها کردن شغل قبلی که میخوام تایمم آزاد بشه و بتونم آسون بشم برای آسانی ها
از طرفی یکی از بزرگترین پاشنههای اشیلم اینه که مثل استاد عملگرا نیستم و کارهامو پشت گوش میندازه
خدایا یاری ام کن تا نقاط ضعف و پاشنه های اشیلم رو بتونم به نقاط قوتام تبدیل کنم
ممنون از شما دوست عزیز همفرکانسی که با این کامنت جذاب و عمیق من رو هدایت کردید
در پناه الله یکتا شاد سالم سلامت باشید
بنام خداوند طبیعت
سلام به استاد عزیز و دوستانم
الهى شکرت براى این نشانه که انقدر واضح بود براى من🪐
در باغ دنج خودم ساکن هستم که خداوند مرا هدایت کرده که اینجا در این بهشت منو با خودش تنها کرده که مسیر توحیدى ام رو تکامل ببخشم️
قبل از کلیک نشانه ى امروزم سپاسگزارى مینوشتم براى همین مکانى که هستم و گفتم خدایا در نشانه ى امروزم مرا هدایت کن براى آسان شدن مسیرم ،مسیر تکامل توحیدى ام،مسیر رسیدن به خواسته هایم.
و این نشانه ى امروزم بود،که فلورا جان از همین بهشتى که میگى بهت بخشیدم شروع کن،درختان خشک رو ببر،سنگ هاى اضافه رو خارج کن،علف هاى هرز رو بچین و…
این هم یک سپاسگزاریه اساسیه که قدر نعمتت رو بدونى و هم اینکه قدمى براى مسیرت هست.
و مطمئن هستم قراره با هر قدم پاکسازى این بهشتم قراره کلى آگاهى جدید کسب کنم و هدایت بشم
خدایا شکرت که همیشه مورد لطف هدایتهاى بى نظیرت قرار میگیرم
بقول استاد خیلى از طبیعت درس میگیرم ،بخشى از روان شدن مسیرم همین طبیعت بوده.
خداروشکر
از استادم سپاسگزارم براى این عشقى که به ما میده در هر شرایطى ️حقى که برگزیده خداوندى که اینچنین حرفاتون به قلب ما تاثیر میذاره
عاشقتونم
به نام خدای مهربان
روز نهم
در این فایل ما متوجه شدیم ک اگر مواظب افکار منفی نشیم در ذهنمون چمبره میزنه روی افکار مثبت و اونا رو میخونه و باعث میشن و اون افکار مثبت هم دیده نشن و مارو به مدار پایین میکشونن پس باید ورودی مناسب بدیم چیز های زیبا تری ببینیم تا اتفاقات زیبا برامون بیافته
وقتی در مسیری هستیم تکامل را باید طی کنیم و این تکامل باعث میشود هم از مسیر لذت ببرم هم رشد عالی و بی نقصی داشته باشیم و موفقیت های کوچک موفقیت های بزرگ را به همراه میاورد اگر تکرار و تداوم داشته باشیم و جهان هستی بفهمه ک ما متعهد این کار هستیم
هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم سلامت ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
به نام خداوند متعال
سلام به همه عزیزان
چه جاده جنگلی قشنگی درست کردید استاد چقد تمیز وباصفا شده آدم کیف میکنه به اون درختان بلند اون چمن های سرسبز زیبا نگاه میکنه اون نوری خورشیدی که تابیده روی اون درختان چقد رویای شده
چقد قشنگ تونستید از وقتتون استفاده کنید و خودتون دست به کار شدید و حرکت کردید و کار به این قشنگی کردید
این راه جنگلی به این تمیزی و قشنگی رو درست کردید
استاد واقعا راست می گید وقتی یک کاری رو شروع می کنید درسته ظاهرش شاید کار سختی باشه اما وقتی ادامه میدی ناامید نمیشی و توکل میکنی و استمرار داری ووقتی اون کارو تموم میکنی
احساسی خوبی که از اون تموم شدن اون کار به دست می آید
احساسی جز توانستن واعتماد به نفس و موفقیت نداری واقعا هم همین طوره
من اینو تجربه داشتم وقتی یک کاری رو شروع میکنم ووقتی ذره ذره هرروز یکم از اون کارو انجام میدم ووقتی تموم میشه چنان احساس خوبی بهم میده که تامدت ها انرژی خاصی منو دربرمیگیره و از درون احساس قدرت میکنم
مثالی که استاد زدند که باورهای محدودکننده مثل علف های هرز می مونن و بهم دیگه وصل هستن واقعا همین طوره
من خودم بااین که 9روزه این دوره رو شروع کردم و سعی میکنم روی خودم کار کنم ولی بعضی موقع ها از دستم درمیره نجواهای شیطان داخل ذهنم میاد میگه دیدی نتونستی تغییرکنی و میخاد منو دلسرد کنه
ولی من باخودم میگم همینکه سعی میکنم از قانون تو زندگیم استفاده کنم خودش نشانه تغییره نباید بذارم ناامید بشم باید ادامه بدم و استمرار داشته باشم
و به قول استاد هرموفقیتی موفقیت جدید میاره
چقد این جمله مفهمومی هستش
برداشت من اینه که وقتی دریک کاری موفق میشم اون به من قدرت میده انگیزه میده باعث میشه هدف های دیگمم باقدرت بردارم و موفق بشم
چیزی دیگه هم که یاد گرفتم
وقتی یک کاری که میخام شروع کنم باید اینو در نظر داشته باشم که یکدفعه نمیشه انجام داد باید قطعه قطعه کردو هرروز یک قسمتشو انجام داد تااون کار تموم بشه
مثل خونه تمیز کردن اگر بخوام توی یک روز کل خونه رو تمیز کنم تو ذهنم یک کارخیلی سخته که باید قیدشو بزنم اما اگر هرروز یک قسمتشو انجام بدم به مرور تموم میشه هم خونه تمیز میشه و قدرت بدنی من برای انجام کارها بهتر میشه
و اینکه هیچ وقت نباید شرایط الان خودمو با کسی که تونسته چند سال تو اون حوزه کار کنه مقایسه کنم باید الان خودمو با قبلن خودم مقایسه کنم تاببینم چقدر پیشرفت کردم
باتشکر از استاد عزیز به خاطر آگهی های گران بهاتون
ردپای گام نهم
درپناه الله
به نام الله هدایتگر
خدایاهرانچه که دارم ازان توست وازتوبه من رسیده است
سلام دوستان خوبم
من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکارهای من هست
گام نهم:
قدم های کوچک اماپیوسته
کمالگرایی باعث میشه که وقتی مامیخوایم کاری روشروع کنیم ذهن مااین کاروسخت میدونه ورهامیکنم وذهن دوست داره مااشتباه نکنیم
اماوقتی قدم اول روبرمیداریم فارغ ارنتیجه پایانی اگراشتباه هم بکنیم قدم بعدی روبهترمیتونبم انجام بدیم وبهترحرکت کنیم
بایدکم کم ازدایره امن خودمون خارج بشیم وبهبودمستمرداشته باشیم
اگه میخوایم یک شغلی روشروع کنیم به شرایط سخت اون فکرنکنیم وحرکت کنیم ونترسیم وبدونیم که قدم های بعدی به ماگفته میشه
مثلابرای همبن فایل گوش دادن به خودمون سخت نگبریم وروزی یک ساعت یا2ساعت وقت بزاریم وگوش بدیم ونکته برداری کنیم وعمل کنبم به این حرف ها
مهم عمل کردنه نه این که تندتندفایل گوش بدیم ونتیجه نگیریم
عجله نکنیم وازمسیرلذت ببریم
موفقیت تصاعدیه وباقدم اول قدم های بعدی سریع تررشدمیکنه وراحت ترانجام میشه
مثلااگه توماه اول 10میلیون تومان درامدداشتی ماه پنجم 100میلیون وبیشتردرامدداری
کمال گرایی باعث میشه ماخودمون روباقدم های افرادموفق مقایسه کنیم وبگیم من کجاواون ادم کجاومانمیدونیم اون ازکجاشروع کرده
مابایدقدم های الان خودمون روباقبل خودمون مقایسه کنیم وببینیم که داریم رشدمیکنیم وهرروزبهتروبهترمیشیم
به چگونگی کارفکرنکنیم وحرکت کنیم
خداباماست وراه هاروپشت سرهم بازمیکنه وهدایت میکنه
شادوموفق باشید
سلام
جلسه نهم خانه تکانی ذهن:
.باورهای محدود کننده مثل علف های هرز پُرن تو ذهن ما. همه ارتباط های محدود کننده ذهن ما و علف های هرز، از یک سیستم پیروی میکنند.
.اول هر کاری خیلی پیچیده است و هیچ مسیری معلوم نیست فقط باید قدم برداری. واقعا موفقیت یعنی انجام کارهایی که باید انجام بدی. انجام این کارها بهت اعتماد به نفس میده که قدم بعدی رو محکمتر برداری. احساس و اعتماد به نفسی که آدم از کارهای جدید و به ظاهر سخت به دست میاره، خیلی کمک میکنه که کارهای بعدی رو انجام بده.
.افکار منفی مثل علف های هرز ن که تو مغز ما پیچیده به همدیگه ن.
.وقتی که آدم کارها رو انجام میده و موفقیت به دست میاره، موفقیت، موفقیت میاره. باید از دایره محدودیت خودم یه قدم بالاتر برم و تحسین کنم که تونستم انجامش بدم و قدم بعدی رو محکمتر برمیدارم.
.وقتی که آدم کاری رو شروع میکنه:
1. نباید بگی کل پروژه رو با هم انجام میدم! باید کار رو قطعه قطعه کنی.
وقتی آدم توی مسیر میافته، کارها راحت میشه و سرعت بالا میره. روند موفقیت اگه ادامه بدی، سرعتش تصاعدیه.
اگه مسیر رو ادامه بدی، سرعت رشد بیشتر میشه. روز اول قرار نیست همه کارها رو انجام بدی. به نسبتی که رشد میکنی و باورهات قوی تر میشه، سرعت کار بالا میره.
2. الان خودت رو با کسی که 15ـ20 سال این مسیر رو رفته، مقایسه نکن. اون آدم یه روزی مثل الان تو بوده و فقط با اشتیاق قدم ها رو دونه دونه رفته و متعهد بوده و ادامه داده.
.خیلیا فکر میکنن خوشبختی اینه که بیفتی یه گوشه و کاری نکنی. این خوشبختی نیست! آدم دوست داره حرکت کنه، خلاق باشه مولد باشه. حرکت کردن آدم رو رشد میده و به خلاقیت و موفقیت و پیشرفت آدم کمک میکنه.
.باید اجازه بدم نتایج پایدار بشه و بعد درموردش صحبت کنم.
. یاد بگیر که کارها رو خودت انجام بدی چون کلی تجربه جدید کسب میکنی. شاید اول کار سرعتت کم باشه ولی کافیه ادامه بدی چقدر اعتماد به نفست بالا میره.
به نام خداوند رب العالمین
خدای بزرگ چقدر این باور های اشتباه، چقدر این ترمز ها همانند علف های هرز در ذهن من ریشه کردن و جوونه زدن و مثل پیچک ها اطراف باور های درست من رو گرفتند
من هم یک سری رفتار های اشتباه دارم که وقتی به لطف خداوند متوجه میشم و سعی میکنم کنترل کنم جلوی بروز اون رفتار و اون طرز تفکر رو، باززز هم ذهن من میاد به من عذاب وجدان میده
میگه تو که انقدر تلاش کردی، دو سه ماهه داری صبح و شب رو با این قوانین درست کار میکنی، چرا الان اشتباه کردی؟!
بعد شروع میکنه به نجوا دادن، نه تو نفهمیدی، انگار هیچ قدمی برنداشتی و هنوز همون جای قبلتی، هیچ فرقی نکردی، پس چرا این ذهنیت و الان نشون دادی
خلاصه اگر کنترل نکنم و نیام ریشه کن نکنم شروع میکنه به گسترده شدن، فقط کافیه بهش گوش بدی تا بشه مثل اون راه پر از پیچک
با اینکه من خیلی تغییر کردم، درسته هنوز خیلی راهه
استاد هم میگن بعضیا میخواد راه به این طولانی رو یک شبه برن، اما من اجازه شل گرفتن روهم از خودم گرفتم
اگر یک روز نتونم چیزی بنویسم امکان نداره فایل هارو پشت هم گوش نکنم و کامنتارو نخونم و دوباره همون فایلارو گوش نکنم
بازم هزارااان پیچکه که من باید صبح روز بعد پاشم یکم بیشتر وقت بزارم نسبت به دیروز و قوی تر کار کنم رو تمیز کردن ذهنم
ناامید شدن= نابودی خودم
پس ایمان دارم که اگر هم ذهن من یک عالمه علف هرز و ترمز داره و راه رسیدن به خواسته های من رو بسته، باید برم همشو بکنم، همشو از سر راهم بردارم
نه یک شبه و یک روزه
باید دائم جلو برم با تمرکز، با عشق، بدونم ته نداره پی بردن به حقیقت درون و حقیقت جهان
بدونم این راه و هرروز بلند شدن و قوانین رو تکرار کردن و علف های هرز رو از سر زاه برداشتن خیلللی لذت بخشه، احساس غرور کنم اگر مثل قبل یک لحظه عصبانی شدم ولیی ذهن من سریعع متوجه شد، مچشو گرفت و بعد کنترل کرد
مسیر خیلی لذت بخشه، به خودم افتخار کنم اگر دارم کم کم پیش میرم، بدونم اگر قبلا استرس کارم رو برنامه ای یا امتحاناتم رو واسه سه روز داشتم الان اون استرس رسیده به یک ساعت، یک ربع و بعد دیگه وجود نداره
بدونم اگر چند وقت پیش سریع واکنش نشون میدادم به حرف مردم
الان فقط میخندم و قبول میکنم نظرشو و بازم با آرامش راهم رو ادامه میدم
بدونم اگر قبلا صبح که پامیشدم این نجواها بود که وای خدا پول از کجا دربیارم، کارم چیشد و همرروز با وجود ده ساعت کار کردن احساس عقب بودن بکنم، الان با ارامش دارم کار میکنم همون ساعت یا حتی کمتر اما با نتایج خیلی بیشتر
این یعنی من کمی از این مسیر طولانی رو تمیز کردم
خداوند رو سپاسگذارم بابت این آگاهی
خدایا شکرت که هر لحظه پیش منی و روی این راه به ظاهر سخت کمکم میکنی که هرروز متوجه شم، نههه اونقدرام سخت نیستا، اگر من تمرکز ذره بینی و زمان بزارم
به نام خداوند زیبایی ها
سلام به استاد عباسمنش بزرگوار و خانم شایسه و دوستان هم مسیرم
روز سوم در 1404/7/2
وقتی داشتین صحبت میکردین من به این نتیجه رسیدم که طبیعت سریالی زیبا از افرینش هست،ن تنها طبیعت بلکه هر چیزی که خداوند افریده دارای درس هست و همه موجودات و هر چیزی که خداوند رحمان افریده یک درس رو میده اما با روش خاص خودشون؛
خداوند زندگی همه موجودات رو به بینهایت شکل و روش خلق کرده تا انسان ها زندگی خودشون رو به روایت تصویر ببین و درک کنن و قدم بردارند.
علف های هرز مثل باورها و افکار مخرب و کشنده و ضعیف کننده عزت نفس و اعتماد بنفس هستن که هر چقدر انسان به افکار و باور های مخرب پرو بال بده میزان زخمی شدنش بیشتر،استاد شما علف های هرز رو کندین و نابودشون کردین چون پذیرفتین اینا جز ضرر و اسیب سودی ندارند و اگر نابود بشن همه چیز زیبا تر میشه و با سرعت بیشتری میتونه رشد کنه و شکوفا بشه دقیقا مثل ریشه کن کردن افکار سمی و خطرناک که هر چقدر انسان ازشون کناره میگیره شادابی بیشتری ب دست میاره و انگیزه میگیره و با قدم های محکمتری ب استقبال اینده میره و همه ی ما دیدیم ادم های که افکار ازاد تری دارند زیباتر و قوی تر نشون میدن،
طبیعت به ما نشون میده که خیلی بی رحمه و بی رحمانه پیش میره و موجودات ضعیف جز نابودی چیزی نصیبشون نمیشه،
استاد نمیدونم واقعا چه حکمتیه که من هر درسی که میگیرم در طول روز مرتبط میشه با فایلی که برای دیدنش هدایت میشم
امروز یکی از معلمامون گف گوزن وقتی بچش به دنیا میاد اگر بچش مشکلی داشته باشه انقدر بهش لگ میزنه تا بمیره چون جهان هستی جای ادمای ضعیف نیست پس انسان های ضعیف جایی بر سر سفره ی طبیعت ندارند و طبیعت حکم به رفتن اونها میده و اونها بدون چون و چرا باید بپذیزند پس انسان باید لیاقت خودشو ثابت کنه،قدرت خودشو نمایان کنه، در این جهان ادم هایی موفق میشن که علف های هرز درونشون رو ریشه کن کنند و روحشون اروم باشه در اون صورت قدم های بعدی خود به خود خودشون محقق میشن.
و در مورد زندگی در طبیعت استاد من از بچگی با طبیعت بزرگ شدم از وقتی یادم میاد با بابام به ماهیگیری میرفتم،توی تونل های قطار قدم برمیداشتم تا به روستامون برسیم، میرفتم توی رودخونه شنا میکردم، خودم با بطری های کوچیک ماهی میگرفتم و…
انسان وقتی با طبیعت رو به رو میشه و درونش زندگی میکنه توقعش خیلی بالا میره احساس لیاقت بیشتری میکنه،
الان چند سالی میشه که دیگ این اتفاقا برام تکرار نمیشه اما سریال زندگی در بهشت بازم منو هدایت کرد که اره تو همون دختر بچه ای که صبح تا شب عاشق طبیعت بود هست،همونی هستی که صبح تا شب تو رودخونه شنا میکرد، تو همونی هستی که بینهایت شجاع بودی چون طبیعت قوی بودن رو نشونت داده و وقتی خونه و زندگیه شما و خانم شایسته عزیز رو دیدم یکی از ارزوهام این شد که من باید ی خونه جنگی با مرغ و خروس داشته باشم
استاد طبیعت خیلی روحیه ی جسورانه ای میخواد ادم هایی مناسب طبیعت هستند که صبور باشند چون هر کسی نمیتونه با زندگی روستایی و اتفاقاتش کنار بیاد و اگر درونش قرار بگیری اگر طبیعت رو بپذیری درونت سرشار از حس خوب میشه
بخاطر همین به نظر من و این ی نظر کاملا شخصیه انسان هایی که با طبیعت ارتباط خوبی دارند بی نهایت قوی و موفق هستند چون جسارت رو یاد میگرن،
از خداوند قدرتمندم بخاطر اینکه ی فرصت دیگه بهم داد تا حرف بزنم و قدرت نوشتن داشته باشم سپاسگذارم.
خداوندا از تو بخاطر اینکه دختر طبیعت هستم ممنونم.
خداوندا از تو برای الگو هایی که در طبیعت و محیط برای ما قرار دادی سپاسگذارم.
خداوندا از تو برای داشتن استاد که بزرگترین دست شما توی زندگیه منه سپاسپگذارم.
یا حق
سلام
امروز اومدم به این فایل
روز 11 ام ترکیه
هنوزم منتظرم ی امیدی خدا تو دلم بندازه
ی هدایتی برسه که بتونم راهم و اینجا پیدا کنم
من چندین سال دارم رو خودم کار می کنم ولی این روزا فهمیدم واقعا اساسی نبوده و کار نکرده
روز های پر از ترس و استرس
حس بد ورشکستگی
حس بد فرار ولم نمی کنه
تو روبرو شدن با آدم ها خوردم به مشکل پر از خجالت و ترس شدم
ذهنم در گیر چه گنم و آزاد نمیتونم بکنم
دوست دارم فکرم و برگردونم ولی واقعا سخته
شرایط برام خوب نیست هیچ اعتماد به نفسی ندارم
دوست دارم ی کاری کنم
و شروع کنم و ی استارت خوب و بزنم ولی نمیدونم از کجا باید اصلا شروع کنم
خداوند و ایمان من هر دو شدن تضاد
خدایا کمک کن من بتونم از این آگاهی ها استفاده کنم
بتونم زیباترین و بسازم خیلی قشنگ تر از قبلی
من امیدم به این سخن استاد که میگفت این جهان در حال رشد و هبچ کاری نکنی خودش درست میشه
الان اینجا باید کار پیدا کنم
از خدا میخوام کمک کنه
ممنون
بنام الله یکتا
سلام و درود بی کران خدمت تمام دوستان
گام 9
شما وقتی کارهایی را به اتمام میرسانید
احساس موفقیت احساس توانایی و اعتماد به نفس دارید و بهت کمک میکنه که قدم های بعدی محکم تر برداری .
مخصوصا اگر ی کاری باشه که اولش خیلی سخت و
ترسناک باشه وقتی که انجام میشه خیلی
احساس قدرت میکنی .
موفقیت ،موفقیت میاره .
وقتی آدم میخاد یک کاری را شروع کنه
اول نباید زیاد کل پروژه را بگه باهم میخام
شروع کنم چون ذهن میترسه و اصلا آدم قیدشا میزنه باید بیاد قطعه قطعه کنه قدم به قدم بره جلو
بره جلو بعد هی قوی تر میشویم و قدم های
بزرگتری بر میداریم .
موفقیت اولش آهسته است بعد که
ادامه میدی بعد چه متعهد میشی
بعد که قدم هارا برمیداری هی سرعت
رشد بیشتر و بیشتر میشود .
ولی افراد میان خودشون را مقایسه میکنندبا کسانی که 20 سال است یک مسیری را رفته آمد
نمیدونند که اونم یک روزی از صفر
شروع کرده و بعداز 20 سال نتایج بزرگ گرفته
پس درک خودم
در مسیر علایق خودت قدم بردار
قدم های کوچک اما متوالی
استمرار داشته باش
نا امید نشو
باورهای خوب بساز
تکرار تکرار تکرار مسیر و باورها
صبور باش
و نتایج بزرگ و بزرگ تر میشود
و مهم ترین عامل تکامل باید طی شود
چون هیچ چیز در این جهان خداوند
ی شبه و ی ساله ساخته نشده .
عاشقتونم .