اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
قبل از هرچی، استاد جون این عکسی که روی فایل گذاشتید، خداوکیلی ارزش قاب گرفتن رو داره.
به خدا خیلی خوشگل و هنری شده.
بینهایت کیف کردم.
لطفا اگه میشه با کیفیتشو برامون بذارید تو تلگرام ممنون
اون اجاقی که ساختید، واقعا واقعا واقعا بینظیره.
خیلی خوشگله.
خدایاشکرت.
حالا بعدش چی،
نوشته ی بینظیر،منحصر به فرد، پر از آگاهی و باارزشیه که زحمت کشیدید یا شما یا خانم شایسته عزیز نمیدونم ولی دمتون گرم. خیلی حال کردم واقعا با همون نوشته، فقط و فقط با همون، به خدا میشه یک ترمز بسیار چسبنده و بدقیافه رو از خودمون رها کنیم.
کمالگرایی همونطور که گفتید سنگ بزرگ را برداشتن است.
یاد جشنواره ای افتادم که قرار بود یک ماه پیش برگزار بشه و موضوعش اختراعات بود.
منم خب طرحمو دادم و قبول شد و قرار بود ۱۷ اسفند بریم واسه جشنواره.
منتهی کنسل شد و خلاصه تا امروز فرصتی پیش اومد تا بتونم درک کنم که اون طرحی که من دادم، اولا بسیار ساده بود، دوما بسیار ارزشمند، سوما از هزار تا قدم بزرگی بهتر بود که میخواستند تو همون حد ایده بمونن.
ایدشو توی یک روز که فرصت داشتم از خدا خواستم و بدون اینکه من حتی تا الان هم متوجهش باشم، خدا اونروز اون ایده رو خیلی بدیهی به من الهام کرد.
که اگر آگاهی های الان رو نداشتم، حتما میگفتم که طبیعیه و نمیدونم خود به خودی اومد تو ذهنمو از این جور حرفا…
ولی خداروشکر
هر روز که میگذره ، خداوند منو به سمت آگاهی هایی هدایت میکنه که فرکانسم مدام بره بالا و بالا تر و آماده بشم واسه روز سخنرانی تا وقتی میرم واسه معرفی، گاری کمالگرایی و سنگ رقابت رو از خودم باز کرده باشم.
باور فراوانیم رو تقویت کرده باشم.
ذهن ثروت سازم رو هرچه بیشتر ورزیده کرده باشم.
اعتماد به نفسم رو بیشتر کرده باشم.
احساس ارزشمندی بسیار عالی رو ساخته باشم، که البته همیشه جای کار داره…
خیلی خوشحالم که این فرصت بوجود اومد.
واقعا استاد جون چه زیبا گفتید که دنیا داره سرند میکنه…
اخیرا وقتی داشتم برای بدست آوردن یه وسیله ای تقلا میکردم و خونه رو زیر و رو میکردم، وقتی دیگه ذهنم خط نمیداد به هیچ جا، یه حسی بهم گفت که
:درسته پیداش نمیکنم ولی ممکن نیست که همینجا نباشه:
خلاصه گفتم ببین داداش، الان اون موقعست که باید ایمانتو نشون بدی.
الانه که باید باور کنی که خداوند کارهاتو انجام میده.
باید باور کنی که خودش ازت خواسته که ازش بخوایی.
اونوقت هر آنچه رو که باور کنی و بخوایی به پات میریزه
گفتم خدایا خودمو سپردم بهت و هرچی که خوبه واسم اتفاق بیفته.
مدام با خودم تکرار میکردم که از جایی که فکرشو نمیکنم، امروز خدا اون وسیله رو برای من تو همین خونه پیدا میکنه.
خلاصه چی شد؟
آقا با یه احساس خوب خوابیدم و صبح که بیدار شدم،
خداوند هدایتم کرد، طوری که خونوادم خودشون رفتن و اونو از جایی که من هنوزم ازش خبر ندارم آوردن برام.
خیلی حال کردم خداییش.
و چقدر این پروسه تقویت باور ها توی این چند وقتی که جهان داره سرند میکنه،
به من خیر و خوبی رسونده
و به قول استاد جون، دیدن نتیجه منو بیشتر مشتاق میکنه که ادامه بدم.
خدایاشکرت
خدایاشکرت
استاد جان راستش این چند روز اینجا واقعا داریم حال و هوای فلوریدا را حس می کنیم .
این بارونه که داره هر روز میباره.
اون درختان فسفری.
اون هوای تمیز.
اون شهر تمیز
اون عطر بهاری که شما مدام ازش میگید رو ما تونستیم این چند روزه کمی حس کنیم
اون صحنه هایی که با ما به اشتراک میذاشتید و فقط ما در حد کیفیت همون فیلم میتونستیم ببینیم
الان میتونیم تا حدی خودشو تجربه کنیم
و واقعا چه انرژی عالی داره
مرسی استاد جون
مرسی
شما دستی از بینهایت دست الله بودید که خداوند از طریق شما به ما وعده نعمت و خرمی و سرسبزی و ثروت رو میداد و الان هم میده
و خداروشکر قانون داره جواب میده
اون تغییراتی که ازش صحبت میکردید که میگفتید منتظر باشید اتفاقات خوبی قراره بیفته، الان داره رخ میده
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
پروژه خانه تکانی ذهن | گام نهم
«به طور مستمر اما تکاملی، از دایره محدودیت های ذهنت، فراتر برو»
«وقتی کاری را به اتمام می رسانی که در شروع سخت به نظر می رسید، اعتماد به نفسی که از “توانستن” در وجودت ساخته می شود، از هر نتیجه ی بیرونی، سازنده تر و رشد دهنده تر است»
سیزده سال پیش بود بعد از اینکه کنکور قبول نشدم تصمیم گرفتم از شهرستان به تهران مهاجرت کنم و فصل جدیدی از زندگیم رو رقم بزنم .
به پیشنهاد پسر عموم که کترینگ داشت رفتم و در کترینگش مشغول به کار شدم اون موقع 18 سالم بود تا اون روز حتی بلد نبودم برای خودم یک نیمروی ساده درست کنم بنابراین به عنوان کارگر ساده در کترینگ شروع به کار کردم …
مشتری های کترینگ خیلی زیاد بودند و من هرشب و بعد از پایان کار باید هزارتا سیخ کباب رو با سیم میشستم و کسانی که این کار رو کردند میدونن چقدر کار زجرآوری هست حتی شستن ده تاش هم خیلی سخته چه برسه به هزارتا… هرشب بعد از شستن سیخ ها از درد دست و خواب رفتنش تا صبح نمیخوابیدم و این تضاد باعث شد انگیزه بگیرم برای یادگیری آشپزی و از دایره ی محدودیت های ذهنم خارج بشم
اون موقع یه نجواهایی همش توی ذهنم میگفت من کاری بلد نیستم و باید کارگر ساده بمونم اما اون درد ها خیلی کمکم کرد که مصمم بشم برای یادگیری آشپزی
خیلی میترسیدم چون توی کترینگ غذا با حجم خیلی زیادی طبخ میشه و کلا کار بسیار سختیه…
یه روز به پسر عموم که صاحب کترینگ بود گفتم من میخوام آشپزی یاد بگیرم و ایشون هم خیلی استقبال کردند و به آشپز سفارش کردن که موقع سیخ کردن کوبیده و دم کردن برنج به من هم آموزش بده…
من هرروز باید هم کارهای خودم رو انجام میدادم و هم باید زودتر کارهام رو جمع و جور میکردم که برم کنار دست آشپز تا آشپزی رو یاد بگیرم …
با اینکه خیلی سخت بود اما خیلی خوشحال بودم که دارم یه چیزی یاد میگیرم و از منطقه امن ذهنم خارج میشم …
هرروز کنار دست آشپز گوشت کوبیده رو سیخ میکردم توی دم کردن برنج کمک میکردم و خیلی خیلی تمرین کردم اولش سیخ کباب هایی که من میزدم شبیه هویج بود و با بچه ها کلی میخندیدیم اما من ادامه دادم و ادامه دادم و اونقدر تمرین کردم تا بالاخره کباب زدن رو یاد گرفتم و هرروز به اندازه سیصد نفر برنج دم میکردم و منی که بلد نبودم حتی یک نیمرو درست کنم شدم یک آشپز درجه یک و هم ارتقا شغلی گرفتم و هم کلی درآمدم رفت بالا اما این پایان ماجرا نبود چون این موفقیت اعتماد به نفس زیادی بهم داد…
بعد از دوسال از کار غذا و رستوران خارج شدم و به کار مربیگری آموزشگاه رانندگی مشغول شدم روزی که وارد آموزشگاه شدم به رئیس آموزشگاه گفتم به من سه ماه فرصت بدید قول میدم یه کاری کنم که همه بگن ما با فلانی فقط آموزش میبینیم و ایشون با لحن تمسخر آمیز گفت نمیتونی چون من فلان مربی رو دارم که چندساله برای من کار میکنه اون بهترین و همه با ایشون میرن آموزش و از این حرفا و من گفتم فقط سه ماه بهم فرصت بده…
خلاصه اون موفقیتی که در آشپزی پیدا کردم اعتماد به نفسی زیادی بهم داده بود و هرروز به خودم میگفتم اگه من تونستم در آشپزی کردن از ناتوانی در پخت نیمرو به یک آشپز ماهر تبدیل بشم پس حتما میتونم بهترین مربی آموزشگاه هم بشم و به دوماه نکشید که همین طور شد
یه روز رئیس آموزشگاه من رو صدا کرد که به دفترش برم وقتی وارد شدم خیلی بهم احترام گذاشت و گفت فقط بهم بگو چیکار کردی هرکس وارد آموزشگاه میشه میگه من فقط با فلانی میرم آموزش …
واقعاً همینه وقتی آدم تصمیم میگیره که از منطقه امنش خارج بشه و انگیزه و هدف داره و هرروز سعی میکنه یک قدم برای هدفش برداره بدون شک هم به هدفش میرسه هم یه اعتماد به نفس هیولایی میگیره برای رسیدن به اهداف بعدی…
از وقتی حرکت کردم بزرگتر شدم و به خداوند نزدیکتر شدم و هر چی جلو میروم باز هم می بینم کمه باز هم یه حسی بهم میگه تو برو تو قدم بر دار تو قدم ها رو بردار خودت می بینی
من دارم روی دوره ها خیلی کار میکنم خدا را شکر و این بار خواسته ام خونه داشتن و زندگی کردن در خونه ی خودم هست و اونقدر برای این خواسته سطح یادگیریم افزایش پیدا کرده که خدا خودش می دونه
مثلا من یه ادمی هستم که باید بروم و از محل و مکان امن خودم خارج شوم م نباید این طور رفتار کنم
من ترسهام رو خیلی کم کم تر کرده ام خد ارا شکر و هر وز بهتر و سرافراز تر می شوم
خدایا شکرت
یه دفتر برداشتم و دارم ترمز ها و باورها رو برای خواسته ای که هنوز محقق نشده و ان شالله می دونم و مطمئن هستم به زودی زود خبرش رو همین جا میام و می نویسم ، تهیه میکنم
خدا را شکر میکنم
همین الان یه اقایی از خونه خریدن و معمله کردن ها می گفت و من به خودم گفتم بیا این هم نشونه .. صبح پیش مادرم بودم و میگفت پسر داییم خونه اش رو عوض کرده و به یه خونه ی بهتر در شهر خریده این هم یه نشونه
الان هم که این فایل نشونه ی امروزم بود و استاد چقدر خونه ی خودشو نشون دادن
برای رسیدن به خواسته ها که در اثر برخورد با مشکل و تضاد بوجود می آد باید باورهای متناسب با آن خواسته را ساخت .
مثلا اگر قراره گوسفند بخری و پرورش بدهی و بعد بفروشی تا سود خوبی ببری پس باور های مناسب برای پرورش و فروش گوسفند را درست کنی ، فقط همین، پس از باور ساختن الگوی های منطقی برای ذهن پیدا کنیم تا از این طریق به ثروت رسیده اند، کل داستان همین هست اصل و اساس موفقیت همین موضوع هست یعنی باورهای قدرتمند ساختن و تکرار آنها و عمل به ایده ها،
پس از اولین موفقیت باین روش می تونی به هر خواسته ای برسی ، ثروت ، همسر ، خانه ، ماشین ، مهاجرت، مسافرت و خوشگذرانی……
ذهن ما پر شده از باورهای محدود کننده، که از طریق ورودهای ذهن و تکرار آن در ذهن ساخته شده و نتیجه اش شده شرایط فعلی الان ما ، برای بهتر شدن باید جهاد اکبر کنیم و این باورهای محدود کننده را حذف کنیم و باورهای توحیدی بسازیم .
بهترین باور ، که در رسیدن به هر خواسته ای کاربرد داره باور فراوانی هست.
مهمترین باور، باور فراوانی هست، وقتی ساخیم دیگه عجله کردن معنا نداره ، نگران بودن معنا نداره، شک و تردید معنا نداره .
باور فراوانی:
بینهایت شرایط و موقعیت برای ثروتمند شدن هست.
بینهایت ثروت و نعمت در این دنیا هست.
روز به روز به ثروت و و راههای رسیدن به ثروت زیاد تر میشه .
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
چقدر 20 دقیقه ی اول این فایل دقیقا برای این روزهای منه
با توجه به آگاهی هایی که از دوره روانشناسی ثروت گرفتم تصمیم گرفتم برم تو دل یکی از ترس هام و اون هم زدن سایته .البته این ایده خیلی وقت بود که توی ذهنم بود ولی شجاعت و جسارتش نبود چون فکر میکردم کار خیلی سختیه و نیاز به دانش کامپیوتری بالایی داره
اما اینبار دیگه تصمیم جدی خودم رو گرفتم که بقول استاد این رو انجام بدم حتی اگر نتیجه چیز خوبی نباشه دیگه از اون تردید و دو دلی میام بیرون
وقتی که من این تصمیم رو گرفتم و شروع کردم به تحقیق هدایت شدم به ی سایت و ی فردی که خیلی عالی و ساده کار راه اندازی سایت رو توی ی ویدیو آموزش میده .ویدیو رو دانلود کردم و شروع کردم به تیکه تیکه گوش دادن همون کاری که شما استاد میگین هدف رو قطعه قطعه کنین .تا قبل از این کار من وقتی به راه اندازی سایت فکر میکردم ی کار خیلی سخت و پیچیده ای برام به نظر میرسید .حتی توی اون سایتی هم که هدایت شدم مطالب به صورت متن هم زیر اون ویدیو آموزشی بود که وقتی که من برای بار اول همش رو خوندم ترس وجودم رو گرفت که کی میخواد این همه مراحل رو بره و حتی ی بار هم پشیمون شدم و میخواستم ول کنم اما با یادآوری حرفهای شما استاد به خودم گفتم من باید این کار رو انجام بده فارغ از نتیجه ای که میخواد داشته باشه و برا همین هم سعی می کنم کم کم و یواش یواش برم جلو و تیکه تیکه ویدیو رو ببینم و انجامش بدم و الان خدا رو شکر نصف مسیر رو رفتم و گام به گام دارم مراحل رو انجام میدم و دیگه اون غول وحشتناک به نظر نمیرسه و خیلی هم دارم راحت جلو میرم و هر بار که ی قسمتش رو انجام میدم به خودم میگم ببین تونستی این مرحله رو انجام بدی پس بعدیش رو هم میتونی فقط کافیه بقول شما استمرار و مداومت داشته باشی در عمل کردن و نتایج هر مرحله رو تایید کنی و بری جلو
به نام خداوندی که هر لحظه به بهترین و زیباترین مسیرها هدایت میکنه.
سلام عزیزان
خدارو هزاران بار شکر که امروز این فایل رو تونستم ببینم و این صحبتهارو بشنوم که دقیقا مطابق با شرایطیه که همین الان دارم، دارم هدفگذاری میکنم برای انجام کاری که چیزی ازش نمیدونم و اولش میترسیدم از انجامش اما خداوند هدایتم کرد به اینکه بیا بصورت هفتگی برنامه ریزی کن و برای هر هفته یه هدفِ قابل دستیابی داشته باش و کوچک شروع کن، لازم نیست بخوای کل کار رو با هم انجام بدی.
خیلی این صحبتها درس داره ما همیشه باید از دایره ی محدودیتهامون یه قدم و فقط یه ذره بریم بالاتر وقتی این کارو کردیم به خودمون بگیم چقدر امکان پذیر بود چقدر خوب بود، بعدش قدم بعدی رو محکم تر برمیداریم و بعد نتیجه این پشتکار و ادامه دادن و ناامید نشدن رو میبینیم، لازم نیست از همون اول کل مسیر رو بذاریم جلومون و بخوایم یه دفعه به تهش برسیم، بلکه کافیه از همون جایی که هستیم یه ذره جلوتر بریم و هر روز این کار رو تکرار کنیم هر روز این روند رو ادامه بدیم هر روز کار کنیم مثل استاد که این روند رو ادامه دادن.
اینکه هدف داشته باشیم و کار کنیم در راستای هدفمون هر روز، اینه که زندگی رو لذتبخش میکنه، من وقتی هدفی دارم و دارم روش کار میکنم احساس زنده بودن دارم.
ابن به چالش کشیدن خود، رفتن در دل کاری که قبلا ازش میترسیدیم ایناست که به آدم حس زنده بودن و شادی میده، ایناست که زندگی رو به ماجراجویی ای جذاب تبدیل میکنه.
زیباترین و تاثیرگذارترین توصیف در مورد کمال گرایی رو الان خوندم تو توضیحات این فایل:
کمالگرایی یعنی بر علیه خودت بودن
پیشنهاد کمال گرایی، بی نقص عمل کردن است و قبول این پیشنهاد، آنقدر تو را درگیر حساب و کتاب برای اشتباه نکردن میکند، که فرصتی برای تمرکز بر اصل نمی ماند. اصل لذت بردن از مسیر رشد است. اصل، دیدنِ نشانههای هدایت و دریافت ایدههای الهام شده است.
یه جمله ی عالی دیگه هم خوندم امشب تو کامنت یکی از دوستانم:
کنترل ذهن یعنی اول کنترل ورودی (چشم، کلام، گوش)، بعد میشه که کنترل ذهن انجام بشه.
الان تو ذهنم چیزی گفته شد و به خودم همین الان برای تکلیف گفتم تو میخوای عُر بزنی و شکایت کنی؟
میگی از فلان چیز خسته شدم؟
خب بیا و کنترل ذهن کن، از طریقِ کنترلِ کلامت…
فکر میکنم این روزها به کنترلِ کلامم.
که آیا کنترلش میکنم؟
آیا هیجانی واکنش بروز می دم؟
ایا بهتر شدم نسبت به قبلِ خودم؟
اصلا نمیدونم ربطی داره اینجا مینویسم یا نه، ولی نوشتم..
#خدایا بابت سلامتی خودم و عزیزانم که بهترین گنجه س تو را شکرگذارم
خدایا بخاطر وجود عشق نازنینم که خودت برام فرستادی شکرگذارم
خدایا بخاطر وجود بچه های عزیزم شکرگذارم
خدایا بخاطر تمام پولهایی که هرروز به حسابم واریز میشود شکرگذارم.
خدایا بخاطر هدایتها وحمایتهای همیشگیت شکرگذارم.
خدایا بخاطر خونه ومغازه عالی که دارم شکرگذارم.
خدایاشکرت که ترو دارم وتنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری وکمک میخوام .خدایا من از هر خیری که از تو به من برسه فقیرم.خدایا کمکم کن که همواره احساس خوب وعالی داشته باشم.
خدایا کمکم کن که زیبا بین باشم و زیبایی ها رو ببینم و به خواسته هام فکر کنم و ذهنم را به راحتی کنترل کنم.
خدایا منو به مسیری هدایتم کن . باردار بشم.
من دلم میخواد که با این آگاهی واین مسیر توحیدی که هستم صاحب فرزند دختر بشم ( نخبه ودرجه یک وزیبا و سالم وصالح) داشته باشم. و یکبار دیگه این نعمت ولذت بارداری رو تجربه کنم .چون من لایق بهترینها هستم.(بهترین زندگی،بهترین عشق،بهترین فرزند،بالاترین درآمد ) من لیاقت دریافت پکیج کامل نعمتها هستم.
من نمیدونم تو راه حل مسئله رو میدونی .تو راه حل این مسئله رو بهم بگو و سوپرایزم کن .من نمیدونم به چه جوریشم کاری ندارم .(به علم پزشکی وسن وسال کاری ندارم )همینطوری که ابراهیم در صدسالگی خدا بهش بچه داد به زکریا به مریم و….
خدایا منم میخوام….منو هدایتم کن به مسیری که به خواسته ام برسم.
خدایا من درآمد بالا از این مغازه میخوام ..چه جوریش دیگه باخودت…
خدایا من خونه عالیتر از این خونه ای که الان هستم رو میخوام با شرایط مالی خودم وحتی کمتر..خودت برام جورش کن…
درس امروزم از این فایل
هرگز عجله نکنم . کمال گرا نباشم .بهبود گرا باشم.
همه چیز تکاملی هستش.حال خوب دائمی تکاملی هستش.
همین کامنت نوشتن تکاملی هستش
درآمد بالا هم تکاملی هستش وآرام آرام درآمدت بالاتر میشه وبه عدد دلخواهت میرسی.
همین رابطه عاشقانه با کیفیت بالاتر وبهتر هم تکاملی هستش.
خدایا امروز منو هدایت کن به مسیری برای کنترل ذهنم وفروش بالا
ثروت وپول ربطی به عوامل بیرونی نداره . (الان همه میگن تهران خلوته ورفتن اربعین وخبری نیست) اما من باور دارم که خدا بازار یاب کار من است وتمام قواعد بازار را برهم میزند و از زمین وآسمان برای من مشتری میفرستد.
و بقول استاد در قدم نهم که میگه خدایا شکرت برای شرایط عالی کنونی…شرایط همیشه برای من میتونه عالی باشه وهر اتفاقی بیفته برای من خیره و به نفع منه(الخیر فی ما وقع)
فقط کافیه حالم خوب باشه،ذهنمو رو کنترل کنم وفقط به خواسته هام توجه کنم و جهان خودش با فرکانسهام منو به شرایط وموقعیت ها وادمهای مناسب برای رسیدن به خواسته هام هدایت وکمک میکنه.
همه چیز خداست وخودشه وما تکه ای از روح خدا هستیم.باید مثل ابراهیم تسلیم خدا باشم .ن زبونی بلکه کاملا در عمل ثابت کنیم وثابت قدم باشیم.
با سلام خدمت استاد عباسمنش و بچه های همفرکانسی خانواده
استاد خیلی ممنونم که هر بار برامون از آیات الله فیلم و لایو میگیری و کاملا بی ریا از اتفاقات و کارهایی که انجام دادی برامون توضیح میدی .
چندین بار اومدم زیر این فایل کامنت بنویسم ولی هربار یه چیزی مانع اینکار میشد و هر چیزی که مینوشتم مثل اینکه خداوند نمیخواست مطالبی نوشته بشه که مخالف فطرت ذاتی ماست و میخواست چیزی بنویسم که حال خودمو و دیگران رو خوب کنه و بیشتر باورش کنیم که رب ما اله ما پادشاه و صاحب ما خود خداست و نه هیچ قدرت دیگه ایی .
انگار هنوز وقتش نرسیده بود و هر چی زور زدم نشد اینجاست که باید مسلمون بود یعنی تسلیم خدا شد!
اینجا بود که تصمیم گرفتم مثل خودتون که کتاب نوشتید هر وقت احساسه اومد ، صفحه کلید رو بزارم جلوم و بزارم خدا به جای من بنویسه !
نکته :(بچه ها یاد گرفتم که برای هیچ کاری خودم اقدام نکنم تا اینکه خدا تو زمان درستش منو بلند کنه وهدایتم کنه به سمت اون کار و تنها من با احساسم میفهمم که کی موقعشه و راه درسته یا نه!)
جالبه که استادم میخواست بره لپ تاب از RV بیاره دوره ضبط کنه که شد لایو برای ما !
خدایا شکرت که من از ایران نشانه خواستم ، یکم بعدش استاد از فلوریدا هدایت شد که لایو بزاره و رو گوشیم نوتیفیکیشن اومد !
چی شد که خداوند استاد رو فرستاد تو اینستا ؟ چه دستی بقول پائولو کویلو دخیله تو این کار ؟
آیا خدا بدش میاد از تکنولوژی ؟ از موسیقی ؟ از رفاه ؟
آیا روایات مخالف ثروت و اسرائیلیاتی که وارد شریعت کردن که فقر را ستوده و ثروت رو مکروه و حرام کرده اند درسته یا کلام حق؟
مگه پیامبر گدا بود ؟ کجا میشه ارتش راه انداخت بی پول و حکومت کرد ؟
چرا کسی اینا رو نگفت که ثروت پیامبر و علی و حسن و حسین و همه صحابه چقدر بوده که کرمشون زبانزد شده از کجا اوردن مگه بیکار بودن و شغلی نداشتن ؟
اگه ثروت رو نفی کردن(العیاذ بالله) حتما غارت کردن و بزور از مردم گرفتن وباز به مردم دادن (بیت المال)!
چه چیزایی رو به اسم دین تحویل ما دادن و این ما بودیم که بی چون و چرا با تعصب ، تکرار میکنم با تعصب ، این باورا رو هزار ساله تو ضمیرامون نهادینه کردیم ، چه ظلمی بخودمون کردیم !
و هرگاه خدا به یکتائی [با رد شفاعت غیر خدا] یاد میشود، دل کسانی که به آخرت باور ندارند، میرمد ولی اگر از غیر او [=واسطه و شفیعان] یاد شود، به ناگاه شاد میشوند [=گل از رویشان میشکفد]! («اشمئز» از ریشه «شَـمَزَ»، به متنفر و مشمئز شدن از کسی یا چیزی و به چندش در آمدن و روی در هم کشیدن از آن گفته میشود)
دلم میخواد داد بزنم و بگم خدایا غلط کردم و منو ببخش اینهمه منتظرت گذاشتم تا برگردم و اینهمه چشام به دست این و اون بود تا یه پول سیاه به زندگیم اضافه بشه !
و ببخش اون وقتی که به ناچار از همه جا رونده شدم و به ناچار پناه اوردم به خودت و مرام گذاشتی و دادی و دادی و دادی و هیچ جا آبرومو نبردی و اسممو جایی نبردی و بی منت بخشیدی !
جالبه الان همینکه خط بالارو خواستم بنویسم صدای رعد و برق اومد که برام نشانه دیگه ایی بود :
رعد، به حمد او، و فرشتگان [جملگى] از بیمش تسبیح(تسبیح به معنای هماهنگی با نظامات و قوانین الهی است) مىگویند، و صاعقهها را فرو مىفرستند و با آنها هر که را بخواهد، مورد اصابت قرار مىدهد ، در حالى که آنان در باره خدا مجادله مىکنند، و او سختکیفر است.
چرا اینو میگم چون واقعا با تک تک سلوهای بدنم چشیدم که اونی که میگه و باور داره و عمل میکنه به اینکه فقط الله یا فقط خدا همیشه رو زبونشون هست واقعا همه چی تمومه بشرطی که فکر نکنه خدا فقط ما رو خلق کرده که عبادتش کنیم .
چیزهایی از این عظمت بی نهایت دیدم و فهمیدم که واقعا زبونم و عقلم لال میشه و نمیشه ساماندهی کنم و بنویسم و نمیشه نوشت ، نمیشه نوشت که استاد چی فهمیده و چی دیده که با اینهمه ثروت و مکنت و خوشبختی وامنیت و عشق و همه چیزای خوب بازم قبل نشستن گفت : بسم الله الرحمن الرحیم !
یعنی قبل اون کار صفات خداوند رو باز خوانی کردن (اسم : به معنای نام معرفی نیست بلکه به معنای صفات و خصوصیات الله که رحمانیت و رحیمیت خدا رو به زندگی و همه کارها دعوت میکنیم/ معنای رحمان و رحیم درکامنتای قبلی هست)
در مورد سوره حمد پرسیدن بچه ها و بهترین دعا که استاد به بهترین شکل عنوان کردن که خدا بما تقلب رسونده (خدایا شکرت) و نکته اینجاست که تفسیر و معنای سوره حمد اونقدر زیاده که نمیشه در یک صفحه کامل نوشت یعنی خیلی سوره با عظمت و برکتی هستش.
آیا این آگاهی هایی که الله برامون فرستاده رو باید رو طاقچه خونه ها نگه داشت و روش پارچه سبزکشید ؟ مگه میشه نور خدا رو با فوت کردن خاموش کرد ؟
دیدین که این ویروس کذایی (که بنظر من سرباز الله هست) چطور تموم دنیا رو به سمت الله متوجه کرد؟ (معنای نماز)بقول یه حاج آقایی : تکون بخورید قبل از اینکه خدا تکونتون بده !
مگه قارون ثروتمند نبود ؟ فرعون چی ؟ چرا ثروتشون آرامش نداد بهشون وچطور ثروتشون اونا رو گمراه و نابود کرد و هستن کسایی که فقط پولدارن ولی ثروتمند نیستند و صد البته سعادتمند هم نیستند. ولی اشخاصی مثل استاد که بنظرم با تمام وجودش الله و “رب” ش رو قبول داره در اوج ثروت خوش میگذرونه و با ما سهیم میشه تو این خوشی .
الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا : مال و فرزندان زینت و زیور حیات دنیا هستند (یعنی رنگ و بوی سعادت رو به دنیاتون میدن )
وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ : و کارهای شایسته ماندگار (همین حرکتهایی که ناشی از سعادت انسان هست )
خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا : پیش پروردگارت بهترین نتیجه رو دارن (ثواب به معنای نتیجه نیک و بد اعمال و افکار ماست در حالیکه در ترجمه ها فقط به معنی پاداش نیک آمده در حالیکه برای عقوبت کارها هم در چند جا ثواب اومده )
وَخَیْرٌ أَمَلًا: و بهترین آرزوست (آمال جمع امل یا آرزوست (در ترجمه ها نتونستن معنی کنن گفتن بهترین امید ) .
بچه ها برید ببینید تو این چهره هایی که خدا بهشون برکت داده ترس و حزن هست ؟ دلشون به چی قرصه و کجا بنده ، که دنیا رو با تمام قوانین و مرزها و ….. ، به زانو دراوردن !
یه سر سوزن ایمان(بنظر من ایمان یعنی میزان اتصال به خدا) ؟ آره یه سر سوزن ! میتونه اینهمه تاثیردنیایی بذاره ؟ اونوقت پیامبر عزیز چی با اینهمه ایمان ؟ بعد 1400 سال هنوز 2 میلیارد فالور و عاشق داره!
نتیجه چی بوده ؟ آیا غیراینه که رسالت هر کسی یه چیزی هست و ایمان داران در رسالت خودشون سرآمد میشن ؟
این چراها باید جواب داشته باشن مگه آیات خدا نیستند؟ اونم آیات عظمای خداوند .به عظمت الله قسم توش موندم و ذهنم مرتب ارور میده که چرا ؟ و چطور ؟مگه چیه این دل که بمحض وصل شدن اینقدر متحول میشه .
پس :
“یا مقلب القلوب و الابصار”: (ای کسی که دلهامون و نگرشامون رو درست میکنی ) “و یا مدبر الیل و النهار”:(ای کسی که شب و روز رو برنامه ریزی کردی ) و یا محول الحول و الاحوال : (و ای کسی که حال و روز و احوالات دنیوی و قلبی ما رو تحول (به معنی پیشرفت) میدی “حول حالنا الی احسن الحال”
الهی آمییییییییین .
به اینا فکر کنید و بنویسید تو کامنتاتون به نفع خودتونه چون باوراتون تقویت میشه و ما هم استفاده میکنیم .
با سپاس فراوان از کامنت زیبایی که نوشتید. واقعن منو به تعقل واداشت.
ایمان به الله یکتا. ثروت و سعادت در کنار یکدیگر و درخشش آن در زندگی پیامبر عزیزمان. ایمان و اعتقاد راسخ استاد دوست داشتنی مان به معبودش و نشانه هایی که شما از هدایت خداوند مهربان دریافت کردید… همه و همه برای من لذت بخش و بسیار قابل تفکر بود. سپاسگزارم و بهتون تبریک میگم
سلام و با آرزو سلامتی در دین اسلام امام صادق علیه السلام ثروتمند بودند پیامبر اسلام با ثروتی که حضرت خدیجه داشت دین اسلام ترویج دادند و ثروت حضرت خدیجه خیلی کمک کرد که دین اسلام ترویج پیدا کند خدا دوست دارد ما ثروتمند شویم و از خدا درخواست کنیم تا به ما ثروت بدهد امیدمان فقط به خدا باشد نه به بندگانش حضرت سلیمان ثروتمند بود و تمام امامان و پیامبران خدا به آنها ثروت می داد چون باور و ایمان کامل به خدا داشتند وقتی خدایی داریم که منبع ثروت است ما فقیر نیستم اگر کسی فقیر است چون ایمان و باور ندارد به خدایی که ثروتمند است همه پیامبران و امامان فقط خوشبختی ما را می خواهند ما باید این باور ها را در ذهن تکرار کنیم خدایی که عاشق ما است و دوست دارد بندگانش به بهشتی بروند که از زیر درختانش جویبارها جاری است خدا این همه کهکشان و این همه نعمت که واقعا نمی توانیم بشماریم برای انسان آفریده وقتی خدا این همه نعمت برای انسان داده که انسان ثروتمند و سپاسگذارباشد خدایی که اینقدر عاشق ما است خدایی که حتی به کسانی که به خودشان ظلم کردند و حتی کسانی که با خدا دوست نیستد خدا میگوید اگه بندگان من که از من دور هستند می دانستند چقدر مشتاق بازگشت آنها به سمت خودم هستم از شدت شوق می مردند من وقتی این کلام دیدم گریه کردم که خدا حتی بندگانی که با او رفیق نیستند اینقدر دوست دارد چه خدای مهربانی دارم اینها باوری هستند که باید در خودمان به وجود بیاوریم با آرزو سلامتی و خوشبختی دوست عزیزم
سلام دوست عزیزم چقدر مطالب قشنگی نوشتید ممنونم از آگاهی هایی که با ما به اشتراک می زارید شما برای راه اندازی سایت هزینه هم کردید من هم میخواستم این کارو انجام بدم ولی اعدادی میگفتن که منی که اول راهم اصلا پولشو ندارم لطف میکنید راهنمایی کنید
سلام به مریم جان دوست عزیزم .سپاسگزارم از پاسخت.منم مثل شما فکر میکردم راه اندازی سایت خیلی سخت باشه وباید برنامه نویسی بلد باشی و از این حرفها واسه همین هی دست دست میکردم اما خدا رو شکر هدایت شدم به ی سایتی که خیلی راحت و بدون برنامه نویسی و هزینه های زیاد تونستم مرحله به مرحله پیش برم .شما کافیه ی ذره کار کردن با کامپیوتر رو بلد باشین .برین توی گل سرچ کنین سایت میهن وردپرس اونجا نحوه راه اندازی سایت رو توی ی سری ویدیویهای رایگان آموزش میدن آقای حسینی راد عنوانش اینه راه اندازی سایت در کمتر از 2 ساعت .رایگانه .ی قسمت دیگه هم هست توی سایتشون به اسم آموزش وردپرس اون ویدئوها هم رایگانه میتونین دانلود کنین .فقط هزینه خرید سرور که ماهانه ی مبلغ کمی رو باید پرداخت کنین در حد 150 هزار تومن دیگه هزینه ای نداره مگر بخواین آموزش،بیشتر ببینین .البته من خودم هم اول راهم و دارم یاد میگیرم اما با همین ویدئوها تونستم سایتم رو بسازم و الان مرحله آخرشم که باید روی فروشگاه سایتم کار کنم .خیلی راحت تر از چیزی هست که فکرش رو میکنین اگر با این سایت شروع کنین چون مرحله به مرحله آموزش،میدن و عالی هم آموزش،میدن .موفق باشی عزیزم
با سلام خدمت شما دوست عزیز خیلی سپاسگزارم 😍😍😍😍😍😍😍😍 بابت کامنت فوق العاده ای که گذاشتید و من هم نکات شما را در دفترم یادداشت کردم خیلی سپاسگزارم که کلی ایده گرفتم هدایت شدم اینقد کامنتتتون برام خوب بود که کلی ایده بهم داد و کارمو راحت کرد
واسه استخراج نکات فایل امیدوارم که شما هم در تمامی مراحل زندگی تون تا جای ممکن پیشرفت کنید آرزوی من برای همه ما دوستتون دارم از ته دلم عاشقتونم
سلام به سپیده جان عزیز. خدا رو شکر که تونستم کمکی بکنم. آره عزیزم آدم وقتی نکات رو مینویسه درک و هضمشون راحت تر میشه مثل ی استیکی که با چنگال و چاقو تکه تکیش میکنی و بعد میذاری تو دهنت اینجوری هم دهنت اذیت نمیشه هم خودت زور نمیزنی و لذت میبری از خوردنش .بعض فایل ها با توجه به مداری که ما توش هستیم شاید درکش برامون سخت باشه اما وقتی تیکه تیکه میشن راحت تر میشن
بهترین ها رو برای شما و همه ی دوستای الهی ام آرزو دارم
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم
سلام به دوستان عزیزم
قبل از هرچی، استاد جون این عکسی که روی فایل گذاشتید، خداوکیلی ارزش قاب گرفتن رو داره.
به خدا خیلی خوشگل و هنری شده.
بینهایت کیف کردم.
لطفا اگه میشه با کیفیتشو برامون بذارید تو تلگرام ممنون
اون اجاقی که ساختید، واقعا واقعا واقعا بینظیره.
خیلی خوشگله.
خدایاشکرت.
حالا بعدش چی،
نوشته ی بینظیر،منحصر به فرد، پر از آگاهی و باارزشیه که زحمت کشیدید یا شما یا خانم شایسته عزیز نمیدونم ولی دمتون گرم. خیلی حال کردم واقعا با همون نوشته، فقط و فقط با همون، به خدا میشه یک ترمز بسیار چسبنده و بدقیافه رو از خودمون رها کنیم.
کمالگرایی همونطور که گفتید سنگ بزرگ را برداشتن است.
یاد جشنواره ای افتادم که قرار بود یک ماه پیش برگزار بشه و موضوعش اختراعات بود.
منم خب طرحمو دادم و قبول شد و قرار بود ۱۷ اسفند بریم واسه جشنواره.
منتهی کنسل شد و خلاصه تا امروز فرصتی پیش اومد تا بتونم درک کنم که اون طرحی که من دادم، اولا بسیار ساده بود، دوما بسیار ارزشمند، سوما از هزار تا قدم بزرگی بهتر بود که میخواستند تو همون حد ایده بمونن.
ایدشو توی یک روز که فرصت داشتم از خدا خواستم و بدون اینکه من حتی تا الان هم متوجهش باشم، خدا اونروز اون ایده رو خیلی بدیهی به من الهام کرد.
که اگر آگاهی های الان رو نداشتم، حتما میگفتم که طبیعیه و نمیدونم خود به خودی اومد تو ذهنمو از این جور حرفا…
ولی خداروشکر
هر روز که میگذره ، خداوند منو به سمت آگاهی هایی هدایت میکنه که فرکانسم مدام بره بالا و بالا تر و آماده بشم واسه روز سخنرانی تا وقتی میرم واسه معرفی، گاری کمالگرایی و سنگ رقابت رو از خودم باز کرده باشم.
باور فراوانیم رو تقویت کرده باشم.
ذهن ثروت سازم رو هرچه بیشتر ورزیده کرده باشم.
اعتماد به نفسم رو بیشتر کرده باشم.
احساس ارزشمندی بسیار عالی رو ساخته باشم، که البته همیشه جای کار داره…
خیلی خوشحالم که این فرصت بوجود اومد.
واقعا استاد جون چه زیبا گفتید که دنیا داره سرند میکنه…
اخیرا وقتی داشتم برای بدست آوردن یه وسیله ای تقلا میکردم و خونه رو زیر و رو میکردم، وقتی دیگه ذهنم خط نمیداد به هیچ جا، یه حسی بهم گفت که
:درسته پیداش نمیکنم ولی ممکن نیست که همینجا نباشه:
خلاصه گفتم ببین داداش، الان اون موقعست که باید ایمانتو نشون بدی.
الانه که باید باور کنی که خداوند کارهاتو انجام میده.
باید باور کنی که خودش ازت خواسته که ازش بخوایی.
اونوقت هر آنچه رو که باور کنی و بخوایی به پات میریزه
گفتم خدایا خودمو سپردم بهت و هرچی که خوبه واسم اتفاق بیفته.
مدام با خودم تکرار میکردم که از جایی که فکرشو نمیکنم، امروز خدا اون وسیله رو برای من تو همین خونه پیدا میکنه.
خلاصه چی شد؟
آقا با یه احساس خوب خوابیدم و صبح که بیدار شدم،
خداوند هدایتم کرد، طوری که خونوادم خودشون رفتن و اونو از جایی که من هنوزم ازش خبر ندارم آوردن برام.
خیلی حال کردم خداییش.
و چقدر این پروسه تقویت باور ها توی این چند وقتی که جهان داره سرند میکنه،
به من خیر و خوبی رسونده
و به قول استاد جون، دیدن نتیجه منو بیشتر مشتاق میکنه که ادامه بدم.
خدایاشکرت
خدایاشکرت
استاد جان راستش این چند روز اینجا واقعا داریم حال و هوای فلوریدا را حس می کنیم .
این بارونه که داره هر روز میباره.
اون درختان فسفری.
اون هوای تمیز.
اون شهر تمیز
اون عطر بهاری که شما مدام ازش میگید رو ما تونستیم این چند روزه کمی حس کنیم
اون صحنه هایی که با ما به اشتراک میذاشتید و فقط ما در حد کیفیت همون فیلم میتونستیم ببینیم
الان میتونیم تا حدی خودشو تجربه کنیم
و واقعا چه انرژی عالی داره
مرسی استاد جون
مرسی
شما دستی از بینهایت دست الله بودید که خداوند از طریق شما به ما وعده نعمت و خرمی و سرسبزی و ثروت رو میداد و الان هم میده
و خداروشکر قانون داره جواب میده
اون تغییراتی که ازش صحبت میکردید که میگفتید منتظر باشید اتفاقات خوبی قراره بیفته، الان داره رخ میده
خداروشکر
امیدوارم ما هم جزوی از این تغییرات شکوهمند باشیم
قربونتون برم
دستتون همیشه در دست الله یکتا
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
پروژه خانه تکانی ذهن | گام نهم
«به طور مستمر اما تکاملی، از دایره محدودیت های ذهنت، فراتر برو»
«وقتی کاری را به اتمام می رسانی که در شروع سخت به نظر می رسید، اعتماد به نفسی که از “توانستن” در وجودت ساخته می شود، از هر نتیجه ی بیرونی، سازنده تر و رشد دهنده تر است»
سیزده سال پیش بود بعد از اینکه کنکور قبول نشدم تصمیم گرفتم از شهرستان به تهران مهاجرت کنم و فصل جدیدی از زندگیم رو رقم بزنم .
به پیشنهاد پسر عموم که کترینگ داشت رفتم و در کترینگش مشغول به کار شدم اون موقع 18 سالم بود تا اون روز حتی بلد نبودم برای خودم یک نیمروی ساده درست کنم بنابراین به عنوان کارگر ساده در کترینگ شروع به کار کردم …
مشتری های کترینگ خیلی زیاد بودند و من هرشب و بعد از پایان کار باید هزارتا سیخ کباب رو با سیم میشستم و کسانی که این کار رو کردند میدونن چقدر کار زجرآوری هست حتی شستن ده تاش هم خیلی سخته چه برسه به هزارتا… هرشب بعد از شستن سیخ ها از درد دست و خواب رفتنش تا صبح نمیخوابیدم و این تضاد باعث شد انگیزه بگیرم برای یادگیری آشپزی و از دایره ی محدودیت های ذهنم خارج بشم
اون موقع یه نجواهایی همش توی ذهنم میگفت من کاری بلد نیستم و باید کارگر ساده بمونم اما اون درد ها خیلی کمکم کرد که مصمم بشم برای یادگیری آشپزی
خیلی میترسیدم چون توی کترینگ غذا با حجم خیلی زیادی طبخ میشه و کلا کار بسیار سختیه…
یه روز به پسر عموم که صاحب کترینگ بود گفتم من میخوام آشپزی یاد بگیرم و ایشون هم خیلی استقبال کردند و به آشپز سفارش کردن که موقع سیخ کردن کوبیده و دم کردن برنج به من هم آموزش بده…
من هرروز باید هم کارهای خودم رو انجام میدادم و هم باید زودتر کارهام رو جمع و جور میکردم که برم کنار دست آشپز تا آشپزی رو یاد بگیرم …
با اینکه خیلی سخت بود اما خیلی خوشحال بودم که دارم یه چیزی یاد میگیرم و از منطقه امن ذهنم خارج میشم …
هرروز کنار دست آشپز گوشت کوبیده رو سیخ میکردم توی دم کردن برنج کمک میکردم و خیلی خیلی تمرین کردم اولش سیخ کباب هایی که من میزدم شبیه هویج بود و با بچه ها کلی میخندیدیم اما من ادامه دادم و ادامه دادم و اونقدر تمرین کردم تا بالاخره کباب زدن رو یاد گرفتم و هرروز به اندازه سیصد نفر برنج دم میکردم و منی که بلد نبودم حتی یک نیمرو درست کنم شدم یک آشپز درجه یک و هم ارتقا شغلی گرفتم و هم کلی درآمدم رفت بالا اما این پایان ماجرا نبود چون این موفقیت اعتماد به نفس زیادی بهم داد…
بعد از دوسال از کار غذا و رستوران خارج شدم و به کار مربیگری آموزشگاه رانندگی مشغول شدم روزی که وارد آموزشگاه شدم به رئیس آموزشگاه گفتم به من سه ماه فرصت بدید قول میدم یه کاری کنم که همه بگن ما با فلانی فقط آموزش میبینیم و ایشون با لحن تمسخر آمیز گفت نمیتونی چون من فلان مربی رو دارم که چندساله برای من کار میکنه اون بهترین و همه با ایشون میرن آموزش و از این حرفا و من گفتم فقط سه ماه بهم فرصت بده…
خلاصه اون موفقیتی که در آشپزی پیدا کردم اعتماد به نفسی زیادی بهم داده بود و هرروز به خودم میگفتم اگه من تونستم در آشپزی کردن از ناتوانی در پخت نیمرو به یک آشپز ماهر تبدیل بشم پس حتما میتونم بهترین مربی آموزشگاه هم بشم و به دوماه نکشید که همین طور شد
یه روز رئیس آموزشگاه من رو صدا کرد که به دفترش برم وقتی وارد شدم خیلی بهم احترام گذاشت و گفت فقط بهم بگو چیکار کردی هرکس وارد آموزشگاه میشه میگه من فقط با فلانی میرم آموزش …
واقعاً همینه وقتی آدم تصمیم میگیره که از منطقه امنش خارج بشه و انگیزه و هدف داره و هرروز سعی میکنه یک قدم برای هدفش برداره بدون شک هم به هدفش میرسه هم یه اعتماد به نفس هیولایی میگیره برای رسیدن به اهداف بعدی…
خدایا شکرت
خیلی به نتایج این پروژه زیبا امیدوارم
ممنونم از خانم شایسته عزیز بابت این پروژه زیبا
ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.
به نام الله
خدایا شکرت
سلام
از وقتی حرکت کردم بزرگتر شدم و به خداوند نزدیکتر شدم و هر چی جلو میروم باز هم می بینم کمه باز هم یه حسی بهم میگه تو برو تو قدم بر دار تو قدم ها رو بردار خودت می بینی
من دارم روی دوره ها خیلی کار میکنم خدا را شکر و این بار خواسته ام خونه داشتن و زندگی کردن در خونه ی خودم هست و اونقدر برای این خواسته سطح یادگیریم افزایش پیدا کرده که خدا خودش می دونه
مثلا من یه ادمی هستم که باید بروم و از محل و مکان امن خودم خارج شوم م نباید این طور رفتار کنم
من ترسهام رو خیلی کم کم تر کرده ام خد ارا شکر و هر وز بهتر و سرافراز تر می شوم
خدایا شکرت
یه دفتر برداشتم و دارم ترمز ها و باورها رو برای خواسته ای که هنوز محقق نشده و ان شالله می دونم و مطمئن هستم به زودی زود خبرش رو همین جا میام و می نویسم ، تهیه میکنم
خدا را شکر میکنم
همین الان یه اقایی از خونه خریدن و معمله کردن ها می گفت و من به خودم گفتم بیا این هم نشونه .. صبح پیش مادرم بودم و میگفت پسر داییم خونه اش رو عوض کرده و به یه خونه ی بهتر در شهر خریده این هم یه نشونه
الان هم که این فایل نشونه ی امروزم بود و استاد چقدر خونه ی خودشو نشون دادن
و هدایت خداوند همچنان ادامه دارد
خدایا شکرت
به نام الله ای که رب العالمین هست
سلام
وقت همگی بخیر وشادی
همه چیز باور هست.
برای رسیدن به خواسته ها که در اثر برخورد با مشکل و تضاد بوجود می آد باید باورهای متناسب با آن خواسته را ساخت .
مثلا اگر قراره گوسفند بخری و پرورش بدهی و بعد بفروشی تا سود خوبی ببری پس باور های مناسب برای پرورش و فروش گوسفند را درست کنی ، فقط همین، پس از باور ساختن الگوی های منطقی برای ذهن پیدا کنیم تا از این طریق به ثروت رسیده اند، کل داستان همین هست اصل و اساس موفقیت همین موضوع هست یعنی باورهای قدرتمند ساختن و تکرار آنها و عمل به ایده ها،
پس از اولین موفقیت باین روش می تونی به هر خواسته ای برسی ، ثروت ، همسر ، خانه ، ماشین ، مهاجرت، مسافرت و خوشگذرانی……
ذهن ما پر شده از باورهای محدود کننده، که از طریق ورودهای ذهن و تکرار آن در ذهن ساخته شده و نتیجه اش شده شرایط فعلی الان ما ، برای بهتر شدن باید جهاد اکبر کنیم و این باورهای محدود کننده را حذف کنیم و باورهای توحیدی بسازیم .
بهترین باور ، که در رسیدن به هر خواسته ای کاربرد داره باور فراوانی هست.
مهمترین باور، باور فراوانی هست، وقتی ساخیم دیگه عجله کردن معنا نداره ، نگران بودن معنا نداره، شک و تردید معنا نداره .
باور فراوانی:
بینهایت شرایط و موقعیت برای ثروتمند شدن هست.
بینهایت ثروت و نعمت در این دنیا هست.
روز به روز به ثروت و و راههای رسیدن به ثروت زیاد تر میشه .
خداوند از طریق ما جهان را گسترش میدهد.
در هر زمینه ای از هر چیزی بینهایت هست.
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم
مشهد مقدس
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
چقدر 20 دقیقه ی اول این فایل دقیقا برای این روزهای منه
با توجه به آگاهی هایی که از دوره روانشناسی ثروت گرفتم تصمیم گرفتم برم تو دل یکی از ترس هام و اون هم زدن سایته .البته این ایده خیلی وقت بود که توی ذهنم بود ولی شجاعت و جسارتش نبود چون فکر میکردم کار خیلی سختیه و نیاز به دانش کامپیوتری بالایی داره
اما اینبار دیگه تصمیم جدی خودم رو گرفتم که بقول استاد این رو انجام بدم حتی اگر نتیجه چیز خوبی نباشه دیگه از اون تردید و دو دلی میام بیرون
وقتی که من این تصمیم رو گرفتم و شروع کردم به تحقیق هدایت شدم به ی سایت و ی فردی که خیلی عالی و ساده کار راه اندازی سایت رو توی ی ویدیو آموزش میده .ویدیو رو دانلود کردم و شروع کردم به تیکه تیکه گوش دادن همون کاری که شما استاد میگین هدف رو قطعه قطعه کنین .تا قبل از این کار من وقتی به راه اندازی سایت فکر میکردم ی کار خیلی سخت و پیچیده ای برام به نظر میرسید .حتی توی اون سایتی هم که هدایت شدم مطالب به صورت متن هم زیر اون ویدیو آموزشی بود که وقتی که من برای بار اول همش رو خوندم ترس وجودم رو گرفت که کی میخواد این همه مراحل رو بره و حتی ی بار هم پشیمون شدم و میخواستم ول کنم اما با یادآوری حرفهای شما استاد به خودم گفتم من باید این کار رو انجام بده فارغ از نتیجه ای که میخواد داشته باشه و برا همین هم سعی می کنم کم کم و یواش یواش برم جلو و تیکه تیکه ویدیو رو ببینم و انجامش بدم و الان خدا رو شکر نصف مسیر رو رفتم و گام به گام دارم مراحل رو انجام میدم و دیگه اون غول وحشتناک به نظر نمیرسه و خیلی هم دارم راحت جلو میرم و هر بار که ی قسمتش رو انجام میدم به خودم میگم ببین تونستی این مرحله رو انجام بدی پس بعدیش رو هم میتونی فقط کافیه بقول شما استمرار و مداومت داشته باشی در عمل کردن و نتایج هر مرحله رو تایید کنی و بری جلو
سپاسگزارم استاد
به نام خداوندی که هر لحظه به بهترین و زیباترین مسیرها هدایت میکنه.
سلام عزیزان
خدارو هزاران بار شکر که امروز این فایل رو تونستم ببینم و این صحبتهارو بشنوم که دقیقا مطابق با شرایطیه که همین الان دارم، دارم هدفگذاری میکنم برای انجام کاری که چیزی ازش نمیدونم و اولش میترسیدم از انجامش اما خداوند هدایتم کرد به اینکه بیا بصورت هفتگی برنامه ریزی کن و برای هر هفته یه هدفِ قابل دستیابی داشته باش و کوچک شروع کن، لازم نیست بخوای کل کار رو با هم انجام بدی.
خیلی این صحبتها درس داره ما همیشه باید از دایره ی محدودیتهامون یه قدم و فقط یه ذره بریم بالاتر وقتی این کارو کردیم به خودمون بگیم چقدر امکان پذیر بود چقدر خوب بود، بعدش قدم بعدی رو محکم تر برمیداریم و بعد نتیجه این پشتکار و ادامه دادن و ناامید نشدن رو میبینیم، لازم نیست از همون اول کل مسیر رو بذاریم جلومون و بخوایم یه دفعه به تهش برسیم، بلکه کافیه از همون جایی که هستیم یه ذره جلوتر بریم و هر روز این کار رو تکرار کنیم هر روز این روند رو ادامه بدیم هر روز کار کنیم مثل استاد که این روند رو ادامه دادن.
اینکه هدف داشته باشیم و کار کنیم در راستای هدفمون هر روز، اینه که زندگی رو لذتبخش میکنه، من وقتی هدفی دارم و دارم روش کار میکنم احساس زنده بودن دارم.
ابن به چالش کشیدن خود، رفتن در دل کاری که قبلا ازش میترسیدیم ایناست که به آدم حس زنده بودن و شادی میده، ایناست که زندگی رو به ماجراجویی ای جذاب تبدیل میکنه.
استاد جان و خانم شایسته نازنین سپاسگزارم.
به نام خدا، سلام.
زیباترین و تاثیرگذارترین توصیف در مورد کمال گرایی رو الان خوندم تو توضیحات این فایل:
کمالگرایی یعنی بر علیه خودت بودن
پیشنهاد کمال گرایی، بی نقص عمل کردن است و قبول این پیشنهاد، آنقدر تو را درگیر حساب و کتاب برای اشتباه نکردن میکند، که فرصتی برای تمرکز بر اصل نمی ماند. اصل لذت بردن از مسیر رشد است. اصل، دیدنِ نشانههای هدایت و دریافت ایدههای الهام شده است.
یه جمله ی عالی دیگه هم خوندم امشب تو کامنت یکی از دوستانم:
کنترل ذهن یعنی اول کنترل ورودی (چشم، کلام، گوش)، بعد میشه که کنترل ذهن انجام بشه.
الان تو ذهنم چیزی گفته شد و به خودم همین الان برای تکلیف گفتم تو میخوای عُر بزنی و شکایت کنی؟
میگی از فلان چیز خسته شدم؟
خب بیا و کنترل ذهن کن، از طریقِ کنترلِ کلامت…
فکر میکنم این روزها به کنترلِ کلامم.
که آیا کنترلش میکنم؟
آیا هیجانی واکنش بروز می دم؟
ایا بهتر شدم نسبت به قبلِ خودم؟
اصلا نمیدونم ربطی داره اینجا مینویسم یا نه، ولی نوشتم..
الهی شکرت برای این روزی ها.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیزم ومریم جان
هدایت امروزم از خدا این سایت توحیدی
#خدایا بابت هرآنچه امروز دارم تو را شُکـــــــــر
#خدایا بابت سلامتی خودم و عزیزانم که بهترین گنجه س تو را شکرگذارم
خدایا بخاطر وجود عشق نازنینم که خودت برام فرستادی شکرگذارم
خدایا بخاطر وجود بچه های عزیزم شکرگذارم
خدایا بخاطر تمام پولهایی که هرروز به حسابم واریز میشود شکرگذارم.
خدایا بخاطر هدایتها وحمایتهای همیشگیت شکرگذارم.
خدایا بخاطر خونه ومغازه عالی که دارم شکرگذارم.
خدایاشکرت که ترو دارم وتنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری وکمک میخوام .خدایا من از هر خیری که از تو به من برسه فقیرم.خدایا کمکم کن که همواره احساس خوب وعالی داشته باشم.
خدایا کمکم کن که زیبا بین باشم و زیبایی ها رو ببینم و به خواسته هام فکر کنم و ذهنم را به راحتی کنترل کنم.
خدایا منو به مسیری هدایتم کن . باردار بشم.
من دلم میخواد که با این آگاهی واین مسیر توحیدی که هستم صاحب فرزند دختر بشم ( نخبه ودرجه یک وزیبا و سالم وصالح) داشته باشم. و یکبار دیگه این نعمت ولذت بارداری رو تجربه کنم .چون من لایق بهترینها هستم.(بهترین زندگی،بهترین عشق،بهترین فرزند،بالاترین درآمد ) من لیاقت دریافت پکیج کامل نعمتها هستم.
من نمیدونم تو راه حل مسئله رو میدونی .تو راه حل این مسئله رو بهم بگو و سوپرایزم کن .من نمیدونم به چه جوریشم کاری ندارم .(به علم پزشکی وسن وسال کاری ندارم )همینطوری که ابراهیم در صدسالگی خدا بهش بچه داد به زکریا به مریم و….
خدایا منم میخوام….منو هدایتم کن به مسیری که به خواسته ام برسم.
خدایا من درآمد بالا از این مغازه میخوام ..چه جوریش دیگه باخودت…
خدایا من خونه عالیتر از این خونه ای که الان هستم رو میخوام با شرایط مالی خودم وحتی کمتر..خودت برام جورش کن…
درس امروزم از این فایل
هرگز عجله نکنم . کمال گرا نباشم .بهبود گرا باشم.
همه چیز تکاملی هستش.حال خوب دائمی تکاملی هستش.
همین کامنت نوشتن تکاملی هستش
درآمد بالا هم تکاملی هستش وآرام آرام درآمدت بالاتر میشه وبه عدد دلخواهت میرسی.
همین رابطه عاشقانه با کیفیت بالاتر وبهتر هم تکاملی هستش.
خدایا امروز منو هدایت کن به مسیری برای کنترل ذهنم وفروش بالا
ثروت وپول ربطی به عوامل بیرونی نداره . (الان همه میگن تهران خلوته ورفتن اربعین وخبری نیست) اما من باور دارم که خدا بازار یاب کار من است وتمام قواعد بازار را برهم میزند و از زمین وآسمان برای من مشتری میفرستد.
و بقول استاد در قدم نهم که میگه خدایا شکرت برای شرایط عالی کنونی…شرایط همیشه برای من میتونه عالی باشه وهر اتفاقی بیفته برای من خیره و به نفع منه(الخیر فی ما وقع)
فقط کافیه حالم خوب باشه،ذهنمو رو کنترل کنم وفقط به خواسته هام توجه کنم و جهان خودش با فرکانسهام منو به شرایط وموقعیت ها وادمهای مناسب برای رسیدن به خواسته هام هدایت وکمک میکنه.
همه چیز خداست وخودشه وما تکه ای از روح خدا هستیم.باید مثل ابراهیم تسلیم خدا باشم .ن زبونی بلکه کاملا در عمل ثابت کنیم وثابت قدم باشیم.
عاشقتونممممم
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ
با سلام خدمت استاد عباسمنش و بچه های همفرکانسی خانواده
استاد خیلی ممنونم که هر بار برامون از آیات الله فیلم و لایو میگیری و کاملا بی ریا از اتفاقات و کارهایی که انجام دادی برامون توضیح میدی .
چندین بار اومدم زیر این فایل کامنت بنویسم ولی هربار یه چیزی مانع اینکار میشد و هر چیزی که مینوشتم مثل اینکه خداوند نمیخواست مطالبی نوشته بشه که مخالف فطرت ذاتی ماست و میخواست چیزی بنویسم که حال خودمو و دیگران رو خوب کنه و بیشتر باورش کنیم که رب ما اله ما پادشاه و صاحب ما خود خداست و نه هیچ قدرت دیگه ایی .
انگار هنوز وقتش نرسیده بود و هر چی زور زدم نشد اینجاست که باید مسلمون بود یعنی تسلیم خدا شد!
اینجا بود که تصمیم گرفتم مثل خودتون که کتاب نوشتید هر وقت احساسه اومد ، صفحه کلید رو بزارم جلوم و بزارم خدا به جای من بنویسه !
نکته :(بچه ها یاد گرفتم که برای هیچ کاری خودم اقدام نکنم تا اینکه خدا تو زمان درستش منو بلند کنه وهدایتم کنه به سمت اون کار و تنها من با احساسم میفهمم که کی موقعشه و راه درسته یا نه!)
جالبه که استادم میخواست بره لپ تاب از RV بیاره دوره ضبط کنه که شد لایو برای ما !
خدایا شکرت که من از ایران نشانه خواستم ، یکم بعدش استاد از فلوریدا هدایت شد که لایو بزاره و رو گوشیم نوتیفیکیشن اومد !
چی شد که خداوند استاد رو فرستاد تو اینستا ؟ چه دستی بقول پائولو کویلو دخیله تو این کار ؟
آیا خدا بدش میاد از تکنولوژی ؟ از موسیقی ؟ از رفاه ؟
آیا روایات مخالف ثروت و اسرائیلیاتی که وارد شریعت کردن که فقر را ستوده و ثروت رو مکروه و حرام کرده اند درسته یا کلام حق؟
مگه پیامبر گدا بود ؟ کجا میشه ارتش راه انداخت بی پول و حکومت کرد ؟
چرا کسی اینا رو نگفت که ثروت پیامبر و علی و حسن و حسین و همه صحابه چقدر بوده که کرمشون زبانزد شده از کجا اوردن مگه بیکار بودن و شغلی نداشتن ؟
اگه ثروت رو نفی کردن(العیاذ بالله) حتما غارت کردن و بزور از مردم گرفتن وباز به مردم دادن (بیت المال)!
چه چیزایی رو به اسم دین تحویل ما دادن و این ما بودیم که بی چون و چرا با تعصب ، تکرار میکنم با تعصب ، این باورا رو هزار ساله تو ضمیرامون نهادینه کردیم ، چه ظلمی بخودمون کردیم !
نذارید از دسته کسایی بشیم که :
وَإِذَا ذُکِرَ اللَّـهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ ۖ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ ﴿زمر۴۵﴾
و هرگاه خدا به یکتائی [با رد شفاعت غیر خدا] یاد میشود، دل کسانی که به آخرت باور ندارند، میرمد ولی اگر از غیر او [=واسطه و شفیعان] یاد شود، به ناگاه شاد میشوند [=گل از رویشان میشکفد]! («اشمئز» از ریشه «شَـمَزَ»، به متنفر و مشمئز شدن از کسی یا چیزی و به چندش در آمدن و روی در هم کشیدن از آن گفته میشود)
دلم میخواد داد بزنم و بگم خدایا غلط کردم و منو ببخش اینهمه منتظرت گذاشتم تا برگردم و اینهمه چشام به دست این و اون بود تا یه پول سیاه به زندگیم اضافه بشه !
و ببخش اون وقتی که به ناچار از همه جا رونده شدم و به ناچار پناه اوردم به خودت و مرام گذاشتی و دادی و دادی و دادی و هیچ جا آبرومو نبردی و اسممو جایی نبردی و بی منت بخشیدی !
جالبه الان همینکه خط بالارو خواستم بنویسم صدای رعد و برق اومد که برام نشانه دیگه ایی بود :
وَیُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِکَهُ مِنْ خِیفَتِهِ وَیُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَیُصِیبُ بِهَا مَن یَشَاءُ وَهُمْ یُجَادِلُونَ فِی اللَّـهِ وَهُوَ شَدِیدُ الْمِحَالِ ﴿رعد١٣﴾
رعد، به حمد او، و فرشتگان [جملگى] از بیمش تسبیح(تسبیح به معنای هماهنگی با نظامات و قوانین الهی است) مىگویند، و صاعقهها را فرو مىفرستند و با آنها هر که را بخواهد، مورد اصابت قرار مىدهد ، در حالى که آنان در باره خدا مجادله مىکنند، و او سختکیفر است.
چرا اینو میگم چون واقعا با تک تک سلوهای بدنم چشیدم که اونی که میگه و باور داره و عمل میکنه به اینکه فقط الله یا فقط خدا همیشه رو زبونشون هست واقعا همه چی تمومه بشرطی که فکر نکنه خدا فقط ما رو خلق کرده که عبادتش کنیم .
چیزهایی از این عظمت بی نهایت دیدم و فهمیدم که واقعا زبونم و عقلم لال میشه و نمیشه ساماندهی کنم و بنویسم و نمیشه نوشت ، نمیشه نوشت که استاد چی فهمیده و چی دیده که با اینهمه ثروت و مکنت و خوشبختی وامنیت و عشق و همه چیزای خوب بازم قبل نشستن گفت : بسم الله الرحمن الرحیم !
یعنی قبل اون کار صفات خداوند رو باز خوانی کردن (اسم : به معنای نام معرفی نیست بلکه به معنای صفات و خصوصیات الله که رحمانیت و رحیمیت خدا رو به زندگی و همه کارها دعوت میکنیم/ معنای رحمان و رحیم درکامنتای قبلی هست)
در مورد سوره حمد پرسیدن بچه ها و بهترین دعا که استاد به بهترین شکل عنوان کردن که خدا بما تقلب رسونده (خدایا شکرت) و نکته اینجاست که تفسیر و معنای سوره حمد اونقدر زیاده که نمیشه در یک صفحه کامل نوشت یعنی خیلی سوره با عظمت و برکتی هستش.
آیا این آگاهی هایی که الله برامون فرستاده رو باید رو طاقچه خونه ها نگه داشت و روش پارچه سبزکشید ؟ مگه میشه نور خدا رو با فوت کردن خاموش کرد ؟
دیدین که این ویروس کذایی (که بنظر من سرباز الله هست) چطور تموم دنیا رو به سمت الله متوجه کرد؟ (معنای نماز)بقول یه حاج آقایی : تکون بخورید قبل از اینکه خدا تکونتون بده !
مگه قارون ثروتمند نبود ؟ فرعون چی ؟ چرا ثروتشون آرامش نداد بهشون وچطور ثروتشون اونا رو گمراه و نابود کرد و هستن کسایی که فقط پولدارن ولی ثروتمند نیستند و صد البته سعادتمند هم نیستند. ولی اشخاصی مثل استاد که بنظرم با تمام وجودش الله و “رب” ش رو قبول داره در اوج ثروت خوش میگذرونه و با ما سهیم میشه تو این خوشی .
الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا ﴿کهف۴۶﴾
الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا : مال و فرزندان زینت و زیور حیات دنیا هستند (یعنی رنگ و بوی سعادت رو به دنیاتون میدن )
وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ : و کارهای شایسته ماندگار (همین حرکتهایی که ناشی از سعادت انسان هست )
خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا : پیش پروردگارت بهترین نتیجه رو دارن (ثواب به معنای نتیجه نیک و بد اعمال و افکار ماست در حالیکه در ترجمه ها فقط به معنی پاداش نیک آمده در حالیکه برای عقوبت کارها هم در چند جا ثواب اومده )
وَخَیْرٌ أَمَلًا: و بهترین آرزوست (آمال جمع امل یا آرزوست (در ترجمه ها نتونستن معنی کنن گفتن بهترین امید ) .
بچه ها برید ببینید تو این چهره هایی که خدا بهشون برکت داده ترس و حزن هست ؟ دلشون به چی قرصه و کجا بنده ، که دنیا رو با تمام قوانین و مرزها و ….. ، به زانو دراوردن !
یه سر سوزن ایمان(بنظر من ایمان یعنی میزان اتصال به خدا) ؟ آره یه سر سوزن ! میتونه اینهمه تاثیردنیایی بذاره ؟ اونوقت پیامبر عزیز چی با اینهمه ایمان ؟ بعد 1400 سال هنوز 2 میلیارد فالور و عاشق داره!
نتیجه چی بوده ؟ آیا غیراینه که رسالت هر کسی یه چیزی هست و ایمان داران در رسالت خودشون سرآمد میشن ؟
این چراها باید جواب داشته باشن مگه آیات خدا نیستند؟ اونم آیات عظمای خداوند .به عظمت الله قسم توش موندم و ذهنم مرتب ارور میده که چرا ؟ و چطور ؟مگه چیه این دل که بمحض وصل شدن اینقدر متحول میشه .
پس :
“یا مقلب القلوب و الابصار”: (ای کسی که دلهامون و نگرشامون رو درست میکنی ) “و یا مدبر الیل و النهار”:(ای کسی که شب و روز رو برنامه ریزی کردی ) و یا محول الحول و الاحوال : (و ای کسی که حال و روز و احوالات دنیوی و قلبی ما رو تحول (به معنی پیشرفت) میدی “حول حالنا الی احسن الحال”
الهی آمییییییییین .
به اینا فکر کنید و بنویسید تو کامنتاتون به نفع خودتونه چون باوراتون تقویت میشه و ما هم استفاده میکنیم .
ببخشید که طولانی شد واقعا نمیشه تو یه کامنت ….
خیلی عالی دوست عزیز ممنون که آگاهی هاتون رو با ما به اشتراک میزارید🙏
بسیار عالی وبینظیر بود دوست عزیزم ازتون سپاسگزارم ؛؛؛ خداروسپاس که منو هدایت میکنه به سمت کامنتای باحال وزیبا وامید بخششششش ؛؛ مرسییی
مثل همیشه عالی دوست عزیز سپاسگزارم از اگاهی هایتان
سلام بهزاد عزیز
با سپاس فراوان از کامنت زیبایی که نوشتید. واقعن منو به تعقل واداشت.
ایمان به الله یکتا. ثروت و سعادت در کنار یکدیگر و درخشش آن در زندگی پیامبر عزیزمان. ایمان و اعتقاد راسخ استاد دوست داشتنی مان به معبودش و نشانه هایی که شما از هدایت خداوند مهربان دریافت کردید… همه و همه برای من لذت بخش و بسیار قابل تفکر بود. سپاسگزارم و بهتون تبریک میگم
پیروز و سربلند باشید درپناه معبود یگانه :))
سلام و با آرزو سلامتی در دین اسلام امام صادق علیه السلام ثروتمند بودند پیامبر اسلام با ثروتی که حضرت خدیجه داشت دین اسلام ترویج دادند و ثروت حضرت خدیجه خیلی کمک کرد که دین اسلام ترویج پیدا کند خدا دوست دارد ما ثروتمند شویم و از خدا درخواست کنیم تا به ما ثروت بدهد امیدمان فقط به خدا باشد نه به بندگانش حضرت سلیمان ثروتمند بود و تمام امامان و پیامبران خدا به آنها ثروت می داد چون باور و ایمان کامل به خدا داشتند وقتی خدایی داریم که منبع ثروت است ما فقیر نیستم اگر کسی فقیر است چون ایمان و باور ندارد به خدایی که ثروتمند است همه پیامبران و امامان فقط خوشبختی ما را می خواهند ما باید این باور ها را در ذهن تکرار کنیم خدایی که عاشق ما است و دوست دارد بندگانش به بهشتی بروند که از زیر درختانش جویبارها جاری است خدا این همه کهکشان و این همه نعمت که واقعا نمی توانیم بشماریم برای انسان آفریده وقتی خدا این همه نعمت برای انسان داده که انسان ثروتمند و سپاسگذارباشد خدایی که اینقدر عاشق ما است خدایی که حتی به کسانی که به خودشان ظلم کردند و حتی کسانی که با خدا دوست نیستد خدا میگوید اگه بندگان من که از من دور هستند می دانستند چقدر مشتاق بازگشت آنها به سمت خودم هستم از شدت شوق می مردند من وقتی این کلام دیدم گریه کردم که خدا حتی بندگانی که با او رفیق نیستند اینقدر دوست دارد چه خدای مهربانی دارم اینها باوری هستند که باید در خودمان به وجود بیاوریم با آرزو سلامتی و خوشبختی دوست عزیزم
با سلام خدمت استاد عزیزم
امشب بهم گفته شد که نکاتی رو که توی دفتر برای خودم یادداشت میکنم رو اینجا هم بنویسم هم برا خودم مرور میشه هم شاید برا دوستان مفید باشه
روش که من بهش هدایت شدم برای کار کردن روی فایل ها به این صورته که اول ی بار فایل رو گوش میدم که کل مطلب دستم بیاد
بعد بار دوم میشینم و گوش میدم و نکاتش رو یاد داشت میکنم روی برگه
بعد اون نکات رو انتقال میدم به دفتر
اینجوری مطالب بهتر توی ذهن میمونه و موندگارتر میشه
اینم سبک من برای کار کردن روی فایل ها
اما نکته های این فایل:
1. باورهای محدود کننده مثل علفهای هز کل مسیر های ذهن رو پر میکنن و اجازه حرکت کردن نمیدن
2. وقتی ی کاری رو انجام میدی احساس موفقیت و اعتماد به نفسی که از اون به دست میاد باعث میشه قدم های بشتری رو ور داری
3. باورهای محدود کننده مثل علف های هرز در هم تنیده هستن
4. موفقیت موفقیت میاره
5. ما باید هر بار ی ذره از دایره محدودیت هامون بریم بالاتر ی دفه ای نشده و نمیشه
6. هدف ها رو باید کوچیک کرد تا رسیدن بهشون آسون بشه
7. موفقیت به صورت تصاعدی رشد میکنه اول آهسته اس اما بعد سرعتش هی بیشتر و بیشتر میشه
8. موفقیت قدم به قدم اتفاق می افته
9. الان خودت رو که در شروع مسیر هستی با االان کسی که مسیر رو رفته مقایسه نکن
10. آدم هایی که مهاجرت میکنن با ارزش هستن چون رفتن تو دل ترس هاشون البته مهاجرتی که برای رشد بیشتر باشه نه فرار از ی مساله ای
11. آدم باید تمرکزش رو روی ی چیز بزاره و اون کار رو عالی انجام بده
12. ذهن ما باید به صورت بنیادین تغییر کنه تا نتایج تغییر کنه
13. همه چیز با تکامل اتفاق می افته
14. انسان همیشه باید در حال تغییر باشه
16. مهاجرت یعنی بهبود همیشگی در همه ی جنبه ها
17. تحمل کردن باید خط قرمز آدم باشه .هرچیزی که جالب نیست باید تغییرش بدین
18. وقتی باورها عوض میشه هدایت میشیم به انجام کارهای درست
19. وقتی کسی در مورد چیزی صحبت میکنه ازش نتیجه بخواین
20. خوشبختی این نیست که ی جایی بیفتیم و هیچ کاری نکنیم
21. حرکت کردن و خلق کردن باعث رشد آدم میشه
22. ما وقتی میتونیم در مورد نتایجمون صحبت کنیم که پایدار شده باشن
سپاسگزارم استاد
سلام دوست عزیزم چقدر مطالب قشنگی نوشتید ممنونم از آگاهی هایی که با ما به اشتراک می زارید شما برای راه اندازی سایت هزینه هم کردید من هم میخواستم این کارو انجام بدم ولی اعدادی میگفتن که منی که اول راهم اصلا پولشو ندارم لطف میکنید راهنمایی کنید
سلام به مریم جان دوست عزیزم .سپاسگزارم از پاسخت.منم مثل شما فکر میکردم راه اندازی سایت خیلی سخت باشه وباید برنامه نویسی بلد باشی و از این حرفها واسه همین هی دست دست میکردم اما خدا رو شکر هدایت شدم به ی سایتی که خیلی راحت و بدون برنامه نویسی و هزینه های زیاد تونستم مرحله به مرحله پیش برم .شما کافیه ی ذره کار کردن با کامپیوتر رو بلد باشین .برین توی گل سرچ کنین سایت میهن وردپرس اونجا نحوه راه اندازی سایت رو توی ی سری ویدیویهای رایگان آموزش میدن آقای حسینی راد عنوانش اینه راه اندازی سایت در کمتر از 2 ساعت .رایگانه .ی قسمت دیگه هم هست توی سایتشون به اسم آموزش وردپرس اون ویدئوها هم رایگانه میتونین دانلود کنین .فقط هزینه خرید سرور که ماهانه ی مبلغ کمی رو باید پرداخت کنین در حد 150 هزار تومن دیگه هزینه ای نداره مگر بخواین آموزش،بیشتر ببینین .البته من خودم هم اول راهم و دارم یاد میگیرم اما با همین ویدئوها تونستم سایتم رو بسازم و الان مرحله آخرشم که باید روی فروشگاه سایتم کار کنم .خیلی راحت تر از چیزی هست که فکرش رو میکنین اگر با این سایت شروع کنین چون مرحله به مرحله آموزش،میدن و عالی هم آموزش،میدن .موفق باشی عزیزم
با سلام خدمت شما دوست عزیز خیلی سپاسگزارم 😍😍😍😍😍😍😍😍 بابت کامنت فوق العاده ای که گذاشتید و من هم نکات شما را در دفترم یادداشت کردم خیلی سپاسگزارم که کلی ایده گرفتم هدایت شدم اینقد کامنتتتون برام خوب بود که کلی ایده بهم داد و کارمو راحت کرد
واسه استخراج نکات فایل امیدوارم که شما هم در تمامی مراحل زندگی تون تا جای ممکن پیشرفت کنید آرزوی من برای همه ما دوستتون دارم از ته دلم عاشقتونم
مرسی که هستین زندگیای من 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
سلام به سپیده جان عزیز. خدا رو شکر که تونستم کمکی بکنم. آره عزیزم آدم وقتی نکات رو مینویسه درک و هضمشون راحت تر میشه مثل ی استیکی که با چنگال و چاقو تکه تکیش میکنی و بعد میذاری تو دهنت اینجوری هم دهنت اذیت نمیشه هم خودت زور نمیزنی و لذت میبری از خوردنش .بعض فایل ها با توجه به مداری که ما توش هستیم شاید درکش برامون سخت باشه اما وقتی تیکه تیکه میشن راحت تر میشن
بهترین ها رو برای شما و همه ی دوستای الهی ام آرزو دارم