این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-11-24 07:47:582024-02-14 06:27:05سریال زندگی در بهشت | قسمت 101
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر این فایل کمکم کرد واقعا نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم استاد.
استاد چقدر این فایل روم تاثیر گذاشت.
با قدرت میتونم بگم این تاثیر گذار ترین فایلی بود که توی تمام طول عمرم گوش دادم.
استاد چقدر من از این فایل قدرت گرفتم.
استاد چقدر ترس های بیخودم ریخت.
استاد چقدر من قوی تر شدم.
واقعا فهمیدم هیچ وقت حتی به قیمت جونم به هیچ کسی باج ندم.
چقدر این فایل خود بود مخصوصا اون خاطراتی که تعریف کردی.
استاد بخدا سونامی عجیبی داخل ذهنم ایجاد شده.
چقدر من داخل این فایل درک کردم که این عباس منش که داره داخل امریکا عشق و حال میکنه با این باور های توحیدی بوده که به اینجا رسیده و گرنه اگر مثل ۹۰ درصد جامعه که صبح تا شب به بقیه باج میدن و میترسن میبود همون داخل ایرانشم نبود!
استاد خیلی با این خاطراتی که گفتی ایمانم زیاد شد چقدر باور های های توحیدیم قدرتمند شد و فهمیدم به کسی باج نمیدم حتی به قیمت جونم.
باورم نمیشه کسی با این شخصیت قدرتمند و با این باورهای توحیدی توی کره زمین اصلا زندگی کنه.
سلام استاد واقعیتش دیوانم کردی با این فایل و با این همه حرف و آگاهی،فقط میخوام بگم دمت گرم که اینقدر بی نظیر ی ،نه به این خاطر که ۱۵ نفرو یه تنه زدی به این خاطر که که یه تنه داری این همه حال خوب،حس خوب،آگاهیو،چشم اندازهای زیبا از زندگی واقعی به ما ها میدی که حقیقت زندگی چه چیزهای نابی میتونه باشه که اگه جسارت تجربه کردن و انسان به خودش بده،اگه اینقدر نترس و توحیدی باشه میتونه از تمامیه لحظات زندگیش به بالاترین درک و استفاده و لذت برسه.من تا چند دقیقه پیش فقط واسه رسیدن به ثروت و موفقیت در کارم و رابطه زیبا با عزیزانم و خوشبختی به خودتو آموزشهات نگاه میکردم اما الان وجودم شده میل به بهره وری از نهایت زندگی و رسیدن به تعالی،همونی که خدا بار ها و بارها هدف ما رو از آفرینش ذکر کرده.هیچی دیگه فقط میتونم سپاس گذاره الله یی باشم که اینجوری منو با جسارتی که از طرف دستش که شما باشی داره هدایتم میکنه،خدایا شکرت.
به تنهایی از جنوب کشور تا شمال ایرانو گشتم بدون هیچ ترسی
چقدر همه میگفتن ریسک نکن اینکارو نکن اونکارو نکن و توجه نکردم و به ندای درونم گوش دادم و چقد نتیجه بخش بود
یه ماشین اجاره کردم و باهاش همه جارو گشتم در حالی ک همه میگفتن ممکنه تصادف کنی باهاش ولی من اصلا بهش فکر نمیکردم
اونقد مثبت بودم ک حتی روزای اخر سفرم وقتی موبایلمو ازم زدن یه لحظه احساس نگرانی و ترس بهم دست نداد و خیلی ریلکس نشستم توی ماشین و با اینکه هیچ پولی برام نمونده بود شروع کردم به چک کردن قیمت گوشی ها در سایت برای خرید گوشی
باورم نمیشد اما درست دوروز بعدش باهام تماس گرفتن و گفتم ک گوشیمو پیدا کردن و تحویل پست دادن
گوشی سالمو سلامت بهم برگشت و حتی نیازی نبود من خودمو ب دردسر بندازم
اونهمه حرف از ترس و خطر کردن از تو ذهنم گذشت و جواب من به همش فقط یه لبخند بود
منتصمیممو گرفتم و زندگیمو به بهترین شکل ممکن میسازم چون استادم شمایین
واقعا ممنونم ازتون
همه حرفایی که تو این فایل زده شد بی نظیر بود به خدا این فایل میلیون ها دلار ارزش داشت برام
واقعا ممنونم از شما استاد از خانوم شایسته عزیزم و دوستای خوبم
سلام به همه دوستای خوبم و استاد عزیز و خانم شایسته مهربون
آقا من یکم زبانم سر شده اصلا نمیفهمم فقط می تونم بگم به قول سعدی شیرین سخن:
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
اصلا وقتی استاد از اون رشادت ها ودلاوری ها گفتند به خودم گفتم خدایا اصلا من کجام استاد کجاست ، چرا انقدر ذهنم قبل از این سعی داشت منو تو دام منطق بندازه و تمام ترس ها رو از یادم ببره مثلا قبل از اینکه استاد این داستان قمه و اینارو گفتند من به خودم گفتم خب بله دیگه منم بودم گوشیم رو می دادم تازه کلی هم برام این موضوع منطقی بود و می گفتم اصلا من دارم چقدر کار درستی هم می کنم ولی دیدم نه آقا من بزدل تر این حرفا بودم و خودم نمی دونستم من واقعا استاد رو تحسین می کنم برای این جسارت و شجاعت به نظرم برای خود من این ترس می تونه شرکی باشه که قدرت رو از الله قادر بگیرم و بدم به ترس ها و من چقدر غافل از این موضوع بودم و فهمیدم بابا من هنوز خیلی کار دارم وقتی استاد هر دفعه از خودشون می گند بیشتر به کم و کاستی های خودم پی می ببرم و به قول مولانا بیشتر به این می رسم:
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
استاد بسیار زیاد تحسینتون می کنم برای این جسارت ، شجاعت ، توکل و اینکه در عمل باور دارید که تنها قدرت قادر در جهان رب هست و به هیچ کسی که سعی داره ادا بازی و قدرت نمایی کنه باج نمی دید من واقعا تحسینتون می کنم وقتی که این دنیا با تمام عوام فریبیش براتون پست و ناچیزه و من این رو در خودم می فهمم که این ایمانی که با یه قمه تموم شه ایمان نیست توهمه از خداوند توفیق هدایت می خوام توفیق بهتر و بهتر شدن توفیق ایمان راسخ استاد شما برای من الگویی زنده هستید و من می بالم به شما
من در این باره غزلی از مولانا براتون می گم البته با یکم شرح که برای دوستان بیشتر این موضوع تفهیم بشه
شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان / برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان
چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ / همه دیوند که ابلیس بود مهترشان
همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ / هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان
بیت اول: از سگان (خدمتکاران یا سربازان) شان ترسی نداشته باش ، تو شمشیر حق محورت را بکش و نابودشان کن.
بیت دوم: پادشاهی که تاج و تخت خود را بر پایه دروغ می سازد ، هم پیمان دیوان و شیاطین است.
بیت سوم: این دارایی هایی که در دست دارند با یک اتفاق رنگ می بازد. تو به دارایی های طلایشان چشم ندوز ، پس چرا فریب خوردی به واسطه سیم و زرشان که در مثال استاد می تونه قمه باشه
در کل موضوع اینه که قدرت اصلی دست خداست بقیه دارند ادا در میارند و وقتی پشتت به خدا گرمه نباید گول این قدرت نما ها رو خورد چرا که قدرت اصلی اونه و به قول قرآن همیشه شما پیروزید اگر ایمان داشته باشید امیدوارم خداوند این توفیق رو بده که واقعا بتونم به این موضوع جامه عمل بپوشونم و جزوی از باور های من بشه نه فقط در حد حرف یک ایمان با عمل
وقتی که استاد از اون داستان ها و رشادتها می گفتند مثلا ۱۵ نفر به یک نفر به خودم گفتم یا خدا یعنی من کجای کاره دنیام ، چون من اصلا راجب خودم چنین ذهنیتی نداشتم تازه با خودم فکر می کردم که چقدر نسبت به بقیه عزتمند زندگی کردم چون من تا این حد استاد که ابدا ولی تو دوران مدرسه و همین الان با اینکه من به قول استاد من اون دوستی ام که جثه ریز و ظریف داره و همچنین من خیلی برعکس استاد درون گرا هستم اینجوری که استاد در دوران دبیرستان بودند من واقعا متصور نمی تونم بشم که اصلا از یه آدم انقدر برون گرایی بپاچه بیرون آخه ۱۵ نفر استاد وقتی این رو گفتند به خودم گفتم یک آدم چقدر می تونه جیمز باند باشه 😂
ولی در مورد خودم من تو دوران مدرسه و همین الان آدمی ام که زیر حرف زور نمیرم و با اینکه گفتم خیلی آدم ریز جثه و درون گرایی هستم یک حدودی در رابطه با آدمها قائلم که اگر از اون حد و حدود رد شه دیگه دم اون بنده خدا رو می گیرم می ندازم از زندگیم بیرون و خب این باعث می شد تو دوران مدرسه علیرغم بقیه بچه هایی که مثل من ریز جثه و ضعیف بودند که اکثرا توسط افرادی که قدرت فیزیکی بالایی دارند تو سرشون می زدند و به قولی دیگه از این بدبختا سواری می گرفتند من آدمی نبودم که سواری بدم و یه جورایی شان خودم رو داشتم و خب این بیشتر به باور هایی که داشتم هم برمی گشت که نسبت به خودم داشتم با اینکه بقیه بچه ها مسخرم می کردند به خاطر جثه ام ولی من مثل این تازه خروسه بودم که می خواست با مرغ گنده ی جفت شه یعنی مثال بخوام بزنم یادم میاد یه بار این هم کلاسی ما که ۱۸۵ قد داشت من شاید اون موقع ۱۷۰ بودم زیر درخت وایساده بود داشت برای بچه ها تو حیاط فیگور می گرفت چون بدنساز بود از پشت رفتم از زانو گرفتم بلندش کردم بنده خدا چشم و صورتش همش رفت تو شاخه های درخت با اینکه خب بعدش هم فرار کردم ولی با اینکه اندازه گاز پیکنیک بودم ولی اندازه یه گاز فر دار 😂 پرو بودم ولی دیگه نه مثل استاد مثلا همین الانش هم که بزرگ تر شدم اگه یه نفر با قمه بگه گوشیت رو بده می دم که بازم جای کار کردن رو خود داره یا اگه تو اون مثال ۱۵ نفر اگه باشم شاید شل نکنم چون می گم طرف با چوب اومده دیگه زیاد نمی تونه خطرناک باشه ولی قریب به یقین میرم و می خورم حداقل زیر بار زور نمیرم چون گفتم دیگه مثل استاد خیلی چیز عجیبیه ۱۵ نفر رو حریف بشی خلاصه استاد امروز با این نقل هایی که کردند بیشتر به فکر فرو رفتم که باید بازم خیلی کار کنم رو خودم این شرک ها برای خودشون اون گوشه جا خوش کردند و باید یاد بگیرم که ابراهیم وار وارد آتش شم و ابراهیم وار قلبم به نور خدا روشن باشه واقعا چه کسی مثل ابراهیم انقدر تسلیم بود هزار الله اکبر بر بنده های تسلیم خدا
از خداوند می خوام که هممون رو هدایت کنه و نزاره در دام شرک و گمراهی بمونیم
خداوندا مارا به راه راست و درست نه راه کسانی که بر آنها غضب کردی و نه گمراهان هدایت کن
استاد واقعا میتونم بگم که اینطور شرایطی که یکی از شما سوال بپرسه و شما جواب بدید، بالاترین و متنوع ترین آگاهی هارو به دنبال داره، خودتونم گفتید که خیلی دوست دارید این حالت پرسش و پاسخ رو.
اصلا چنان تنوع و سطح آگاهی ایجاد میشه این وسط که اصلا غیر قابل تصوره.
همین سوال اول، اینی که هدایت رو مجبور نکنیم. مثلا اگه گفتیم اگه اون ماشینه حرکت کرد من اونکار رو میکنم و به جاش یه دوچرخه حرکت کنه، بگیم (البته اگه حس کردیم) که این همون نشانه است، حالا اون ماشینه حرکت نکرد که به جاش خدا این دوچرخه رو فرستاد،
همین خودش خیلی ذهنیت من رو مستحکم تر کرد نسبت به جریان هدایت، با اینکه من توی این مورد مشکلی نداشتم ولی وقتی شما این دست موضوعات رو مثال میزنید، انگار یه مهر تایید خورده پای اون کاره و من مطمئن تر میشم به روند درست اون کار.
در مورد اون سرزنش خود هم من فکر کردم دیدم واقعا خودزنی یا ضربه به خود، خدایی خیلی درد داره😂 اگه یکی شما رو بزنه به نظر من خیلی دردش بیشتره تا وقتی خودت میزنی، چون وقتی میخوری، انتظار نداری چی قراره بیاد برای همین تصوری از دردشم نداری ولی وقتی خودت میزنی، میدونی داری چیکار میکنی و دردشو میدونی چقدره و نتیجه بعدشم میدونی، پشیمانی که بعدش داره اصلا خیلی دردش از اینا بیشتره، پس واقعا چه کاریه که آدم اینقدر به خودش سخت بگیره که به خودش ضربه بزنه، یا به خانم شایسته گفتید که بقیه چه واکنشی نشون میدن دست ما نیست ممکنه خیلی اصلا سرزنش کنن ما نباید خودمونو سرزنش کنیم. گفتید که به خاطر نقطه ضعف کمالگرایی شماست که سرزنش شدن از دیگران درد داره واسه همین همه چیزو بررسی میکنید که اشتباه نکنید، اینو تو ذهن من آورد که من بهترین کارمو تا حد امکان انجام بدم و بهترین کیفیت رو ارائه بدم (به خودم البته سخت نگیرم) و اگه کسی سرزنش کرد بهش توجه نکنم اگر هم مشکلی بود.
اصلا جمله به جمله درسه
اگه نگران یه مسئله ای باشی سرت میاد.
به خدا من وقتی داستانهای شما رو میشنوم، میشم مثل خانم شایسته توی اون شب که اینقدر شجاع شده بود که میگفت من میرم اگه خرسم بود میزنمش، اصلا داستانهای شما رو که میشنوم یه جرئتی بهم میده که میگم(توی این مثال) اگه الان یه نفر اسلحه گذاشت روی سرم بزنم تیکه پارش کنم، اون صحبتها و خط و نشون کشیدنا واسه اون زورگوئه، اون شجاعت، اون نپذیرفتن ترس و نگرانی به خدا خیلی احساس خوبی بهم میده، چندین بار اون تیکه خاطره ها رو گوش کردم، به خودم گفتم یعنی میشه آدم اینقدر نپذیرفتن باج براش مهم باشه که ۱۵ نفرو بزنه نفله کنه!بعد انگار یه لول توی وجودم آنلاک میشه که منم پس میتونم، انگار یه جای ذهنم گره اش باز میشه تا منم خیلی سختم باشه که بترسم و باج بدم، اینقدری که ترس برام بدتر از مرگ باشه،
نمیدونم چطور بگم ولی خلاصه الان یا بروسلی ام یا قاتل بروسلی😂😂
میخوام فقط لت و پار کنم برم جلو😂😂
ممنونم ازتون که اینقدر کنجکاوید، ممنونم که اینقدر خلاقیت دارید، ممنونم که اینقدر شوق برای تجربه نا شناخته ها دارید و اینقدر مشتاق تجربه چیزای جدید هستید.
بازم این شخصیت شما باعث شد حس مارکوپولو بودنم بهم دست بده الان حاضرم پاشم برم پیاده ایران و بگردم کامل تا بعد برم کشورهای دیگه رو هم بگردم.
من کلا پیاده روی زیاد میکنم، شده چندین بار بی دلیل از مدرسه تا خونه رو چون حسم گفته پیاده بیام، مثلا دو ساعت پیاده اومدم. یا مثلا واسه خریدن یه کتاب حدود پنج ساعت داشتم پیاده میرفتم، یا مسیر جدید میرفتم یا میرفتم برمیگشتم جوری که وقتی رسیده جلوی در پهن زمین شدم ولی اینکه تجربه مسیرهای جدید رو پیدا کردم خیلی میچربید به اون خستگی، و کسیم که میتونم مثل شما (تازه الانم که هفته پیش آزمون رانندگی قبول شدم) برم توی بطن هرجایی و تا تهشو بگردم، کسیم هستم که اصلا خوشم نمیاد به کسی حبر بدم که کجا میرم یا زنگ بزنم که فلان جام ولی خب رو اعصاب آدمن دیگه هی میگن زنگ بزن، خبر بده، اینکارو کن، اونکارو کن، ولی من کار خودمو میکنم و مثل شما میگم اینکه کسی بخواد نگران من باشه یا هوامو داشته باشه خط قرمز منه و شاید اگه موقعیتش پیش بیاد مثل شما سه ماه تنهایی رفتم واسه خودم و به هیچ کس هم هیچ خبری ندادم.
خدایاشکرت
ممنونم از اینکه عاشقانه این آگاهی هارو با ما به اشتراک میذارید، آگاهی هایی که قیمتی ندارن و من مثل دوست عزیزمون که امروز توی تلگرام کامنتشونو گذاشتید، حس میکنم که دارم به دوره ها مخصوصا دوازده قدم گوش میکنم.
ووااای استاد من ساوه زندگی میکنم ولی اونموقع که شما امده بودید ساوه فکر میکنم من به دنیا نیومده بودم 😁😁 خیلی انرژی گرفتم . ان شاالله من و خیلی از بچه ها میایم فلوریدا کلی لذت میبریم ❤
بابت این فایل که خیلی خیلی آگاهی بخشه و واقعا دوره اِیه برای خودش و فقط گوش کردنش کلی به من شجاعت داد سپاسگزارم 🙏❤
چه مثالها و توضیح های زیبایی تو این فایل هست . چقدر آگاهی های قسمت ۱۰۱ و بقیه سریال زندگی در بهشت به من کمک کرده و سبک زندگی متفاوت از بدنه جامعه رو برای من به تصویر کشیده و کلی از افکار اشتباهی که در ذهنم از قبل نقش بسته بود رو از بین برده . من از بریدن نرده های پرادایس کلی درس گرفتم من از آتش زدن علف ها و درخت های خشکیده پرادایس کلی درس گرفتم من از تعویض اون پنجره های کوچک با اون در های کشویی بسیار بزرگ و زیبا کلی درس گرفتم من از این سریال نامحدود بودن رو در انجام ایده ها و در سبک زندگی یاد گرفتم و…
واقعا از شما و خانم شایسته مهربان ممنونم که انقدر عزت نفس دارید که به این شکل و خالصانه سبک زندگیتونو ( که خیلی از ما حتی بهش فکر هم نمیکردیم چه برسه به اینکه بخوایم زندگیش کنیم ) به تصویر کشیدید و واقعا این فایل ها هیچ جایی تاکید میکنم هیچ جایی پیدا نمیشه و سپاسگزار واقعهای کسی هست که از این نعمت های خداوند (مثل سریال زندگی در بهشت ) نهایت استفاده رو ببره و باور بسازه نه اینکه حدرشون بده .
خدای من چقدر این قسمت اگاهی داشت خودش به تنهایی برام یه دنیا درس داشت
با اینکه خیلی قبل تر هم اینا رو شنیده بودم از استاد ولی الان فهمیدمشون
من عاشق این شجاعتم واقعا وقتی از مرز ترس رد میشی انقدر تجربه های جدیدو لذت بخش جلو روت پیدا میشه که همیشه فقط میگی کاش زودتر شجاعت به خرج میدادم
میخوام این جمله که ترس برام مثل مرگه رو خیلی تکرار کنم تا باور قوی ازش بسازم خیلی فکت برای ذهنم دارم و میارم ولی باز هم گاهی ذهنم شیطنت میکنه و میخواد تجربه های قدیمی رو به خاطرم ببیاره تا ترس قالب شه
البته جدیدا خیلی عالی میتونم کنترل کنم از وقتی از استاد یاد گرفتم که باور توحیدی داشته باشم
خدای من این جمله که همیشه میگن هیچ برگی بی اذن خدا نمی افته فقط کافیه به عمق این حرف پی ببریم اصلا یه دنیا خیال راحتی میاد سراغمون رها میشیم از یه عالمه بند الکی که به خودمون بستیم
میخوام متعهد بشم و چندین بار این فایل بینم ارزشش بینهایت زیاده به تنهایی میتونه فایل اموزشی عالی با ارزش عالی باشه
یه دنیا سپاس
نمیدونم چجوری باید سپاسگزار خدا و این عزیزانی که تو مسیر زندگیم قرار داد باشم
شماها نشونه من از طرف خدا هستید
اصلا اگه بخوام از تجربه زهرا قببل ورود به این سایت و قبل دوره 12 قدم تا الان بگم باید 100 صفحه شایدم بیشتر بنویسم
اگه بدونید چه دنیایی برام شفاف شد چیزایی که تو زندگیم ببودن ولی من چون مدار پایین بودم بهشون دسترسی نداشتم و اما الان دارم شیره ی وجود این لذتها رو میمکم
خدایا یه دنیا سپاس
این سایت و زندگی در بهشت خود قانونه تمرکز بر زیباییهاست
تمرین صبحهای من
هر صبح بعد بیدار شدن میام تو این سایت و الان که ساعت 10.30صبحه هنوز مشغول لذت بردنم
خداروشکر که با این فایل چقدر خواسته برام ایجاد شد ، منم عاشق سفر و تجربه ی گردش جهان هستم ، تجربه فرهنگ های مختلف ، غذاهای مختلف ، محیط های زیبا ، طبیعت بینظیر
چقدر خوب بود و نیاز من بود غلبه بر ترس ها چقدر الگو گرفتم
نیاز همین روزهای من بود غلبه بر ترس ها
ممنونم از شما و از خداوند که من رو هدایت کرد به این مسیر و این فایل خدایاشکرتتت
از شما واقعا میخوام بگذارید گفتگو های دونفره تون رو . حتی شده صوتی ولی بگذارید تجربه های عینی شما باز کردن بداهه قوانین در گفتگو ها خودش صدها دوره ست و خیلی راه گشاست
ممنونم ازشما
خیلی دید گرفتم چطور باید جسارت داشت و چقدر اشتباه فکر میکردم
چقدر میشه راحتتر طی کرد و اتفاقا با مدار درست بی دردسر تر هم بود و پیش رفت و جلو رفت
به نام خالق من و عباس منش و…
سلام به مریم و حسین عزیزم
استاد یعنی نگا دیگه این فایل واقعا تهش بود!
چقدر این فایل کمکم کرد واقعا نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم استاد.
استاد چقدر این فایل روم تاثیر گذاشت.
با قدرت میتونم بگم این تاثیر گذار ترین فایلی بود که توی تمام طول عمرم گوش دادم.
استاد چقدر من از این فایل قدرت گرفتم.
استاد چقدر ترس های بیخودم ریخت.
استاد چقدر من قوی تر شدم.
واقعا فهمیدم هیچ وقت حتی به قیمت جونم به هیچ کسی باج ندم.
چقدر این فایل خود بود مخصوصا اون خاطراتی که تعریف کردی.
استاد بخدا سونامی عجیبی داخل ذهنم ایجاد شده.
چقدر من داخل این فایل درک کردم که این عباس منش که داره داخل امریکا عشق و حال میکنه با این باور های توحیدی بوده که به اینجا رسیده و گرنه اگر مثل ۹۰ درصد جامعه که صبح تا شب به بقیه باج میدن و میترسن میبود همون داخل ایرانشم نبود!
استاد خیلی با این خاطراتی که گفتی ایمانم زیاد شد چقدر باور های های توحیدیم قدرتمند شد و فهمیدم به کسی باج نمیدم حتی به قیمت جونم.
باورم نمیشه کسی با این شخصیت قدرتمند و با این باورهای توحیدی توی کره زمین اصلا زندگی کنه.
فقط استاد میتونم بگم با تمام وجود عاشقم.
به نام خداوند وهابم
سلام استاد واقعیتش دیوانم کردی با این فایل و با این همه حرف و آگاهی،فقط میخوام بگم دمت گرم که اینقدر بی نظیر ی ،نه به این خاطر که ۱۵ نفرو یه تنه زدی به این خاطر که که یه تنه داری این همه حال خوب،حس خوب،آگاهیو،چشم اندازهای زیبا از زندگی واقعی به ما ها میدی که حقیقت زندگی چه چیزهای نابی میتونه باشه که اگه جسارت تجربه کردن و انسان به خودش بده،اگه اینقدر نترس و توحیدی باشه میتونه از تمامیه لحظات زندگیش به بالاترین درک و استفاده و لذت برسه.من تا چند دقیقه پیش فقط واسه رسیدن به ثروت و موفقیت در کارم و رابطه زیبا با عزیزانم و خوشبختی به خودتو آموزشهات نگاه میکردم اما الان وجودم شده میل به بهره وری از نهایت زندگی و رسیدن به تعالی،همونی که خدا بار ها و بارها هدف ما رو از آفرینش ذکر کرده.هیچی دیگه فقط میتونم سپاس گذاره الله یی باشم که اینجوری منو با جسارتی که از طرف دستش که شما باشی داره هدایتم میکنه،خدایا شکرت.
ای خدای مننننن
خدایااااا چقد این فایل عالی بودددددد
سلام و خسته نباشید به همه خانواده عزیزم به استاد عزیزم و به خانوم شایسته عزیز
خدایا چقد این فایل عالی بود
چقد لذت بردم
میلیون میلیون ارزش داشت برام این فایل واقعا
سرشار از احساس خوب بود این فایل
تو تمام زندگیم حرفای به این خوبی نشنیده بودم تا حالا
عاشقتونم استاد عزیزم
چقد حالمو خوب کرد این حرفاتون
وقتی میبینم که منم پتانسیل چنین روحیه ی قوی رو دارم در خودم
وقتی میبینم خیلی از تصمیمایی که گرفتم درست مثل تصمیمای شما بوده چقدر حالم خوب شد
منم الان در حال مسافرتم
با اینکه اطرافمو ادمای منفی و ترسو گرفته ولی اجازه نمیدم این ترس منو احاطه کنه
هرکاری کمیخوام بکنم ادما میگن این کار فلان تبعاتو داره نکن ریسک داره
اما من اون تجربه رو خواستم از خدا و خدا منو هدایت کرده
هربار بهش عمل کردم و حرفا و افکار بقیه بها ندادم عالی ترین نتایجو گرفتم
همین الان برای تجربه چیزای جدید در حال مسافرتم و شنیدن حرفاتون ارامش زیادی بهم داد
از خدا خواسته بودم ک بهم راه تجربیات جدیدو یاد بده
خواسته بودم همیشه که تو چنین شرایطی قرارم بده اما هیچوقت تا یسال گذشته به الهامتش توجه نکردم
اما تو این یسال به لطف شما و خدا تونسم وارد فرکانس جدیدی بشم و این قفل و بشکنم
واقعا احساس عالی ای داره تجربیات حدید
احساس خوبی داره نترسیدن
خیلی خوشحالم ک تونسم اینکارو بکنم
منی که همیشه محدود به حرفا و ترسای بقیه بودم تونسم این حصارو بشکنم
امسال تصمیم گرفتم با تنهایی لذت ببرم وقتی ادمای دورم انقد منفین
و تصمیم گرفتم یه سفر طولانی رو شروع کنم
یه تجربه بزرگ و طولانی
به تنهایی از جنوب کشور تا شمال ایرانو گشتم بدون هیچ ترسی
چقدر همه میگفتن ریسک نکن اینکارو نکن اونکارو نکن و توجه نکردم و به ندای درونم گوش دادم و چقد نتیجه بخش بود
یه ماشین اجاره کردم و باهاش همه جارو گشتم در حالی ک همه میگفتن ممکنه تصادف کنی باهاش ولی من اصلا بهش فکر نمیکردم
اونقد مثبت بودم ک حتی روزای اخر سفرم وقتی موبایلمو ازم زدن یه لحظه احساس نگرانی و ترس بهم دست نداد و خیلی ریلکس نشستم توی ماشین و با اینکه هیچ پولی برام نمونده بود شروع کردم به چک کردن قیمت گوشی ها در سایت برای خرید گوشی
باورم نمیشد اما درست دوروز بعدش باهام تماس گرفتن و گفتم ک گوشیمو پیدا کردن و تحویل پست دادن
گوشی سالمو سلامت بهم برگشت و حتی نیازی نبود من خودمو ب دردسر بندازم
اونهمه حرف از ترس و خطر کردن از تو ذهنم گذشت و جواب من به همش فقط یه لبخند بود
منتصمیممو گرفتم و زندگیمو به بهترین شکل ممکن میسازم چون استادم شمایین
واقعا ممنونم ازتون
همه حرفایی که تو این فایل زده شد بی نظیر بود به خدا این فایل میلیون ها دلار ارزش داشت برام
واقعا ممنونم از شما استاد از خانوم شایسته عزیزم و دوستای خوبم
خدایا شکرتتتتتتت
عاشقتم
عاشقتونم
سلام به همه دوستای خوبم و استاد عزیز و خانم شایسته مهربون
آقا من یکم زبانم سر شده اصلا نمیفهمم فقط می تونم بگم به قول سعدی شیرین سخن:
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
اصلا وقتی استاد از اون رشادت ها ودلاوری ها گفتند به خودم گفتم خدایا اصلا من کجام استاد کجاست ، چرا انقدر ذهنم قبل از این سعی داشت منو تو دام منطق بندازه و تمام ترس ها رو از یادم ببره مثلا قبل از اینکه استاد این داستان قمه و اینارو گفتند من به خودم گفتم خب بله دیگه منم بودم گوشیم رو می دادم تازه کلی هم برام این موضوع منطقی بود و می گفتم اصلا من دارم چقدر کار درستی هم می کنم ولی دیدم نه آقا من بزدل تر این حرفا بودم و خودم نمی دونستم من واقعا استاد رو تحسین می کنم برای این جسارت و شجاعت به نظرم برای خود من این ترس می تونه شرکی باشه که قدرت رو از الله قادر بگیرم و بدم به ترس ها و من چقدر غافل از این موضوع بودم و فهمیدم بابا من هنوز خیلی کار دارم وقتی استاد هر دفعه از خودشون می گند بیشتر به کم و کاستی های خودم پی می ببرم و به قول مولانا بیشتر به این می رسم:
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
استاد بسیار زیاد تحسینتون می کنم برای این جسارت ، شجاعت ، توکل و اینکه در عمل باور دارید که تنها قدرت قادر در جهان رب هست و به هیچ کسی که سعی داره ادا بازی و قدرت نمایی کنه باج نمی دید من واقعا تحسینتون می کنم وقتی که این دنیا با تمام عوام فریبیش براتون پست و ناچیزه و من این رو در خودم می فهمم که این ایمانی که با یه قمه تموم شه ایمان نیست توهمه از خداوند توفیق هدایت می خوام توفیق بهتر و بهتر شدن توفیق ایمان راسخ استاد شما برای من الگویی زنده هستید و من می بالم به شما
من در این باره غزلی از مولانا براتون می گم البته با یکم شرح که برای دوستان بیشتر این موضوع تفهیم بشه
شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان / برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان
چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ / همه دیوند که ابلیس بود مهترشان
همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ / هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان
بیت اول: از سگان (خدمتکاران یا سربازان) شان ترسی نداشته باش ، تو شمشیر حق محورت را بکش و نابودشان کن.
بیت دوم: پادشاهی که تاج و تخت خود را بر پایه دروغ می سازد ، هم پیمان دیوان و شیاطین است.
بیت سوم: این دارایی هایی که در دست دارند با یک اتفاق رنگ می بازد. تو به دارایی های طلایشان چشم ندوز ، پس چرا فریب خوردی به واسطه سیم و زرشان که در مثال استاد می تونه قمه باشه
در کل موضوع اینه که قدرت اصلی دست خداست بقیه دارند ادا در میارند و وقتی پشتت به خدا گرمه نباید گول این قدرت نما ها رو خورد چرا که قدرت اصلی اونه و به قول قرآن همیشه شما پیروزید اگر ایمان داشته باشید امیدوارم خداوند این توفیق رو بده که واقعا بتونم به این موضوع جامه عمل بپوشونم و جزوی از باور های من بشه نه فقط در حد حرف یک ایمان با عمل
وقتی که استاد از اون داستان ها و رشادتها می گفتند مثلا ۱۵ نفر به یک نفر به خودم گفتم یا خدا یعنی من کجای کاره دنیام ، چون من اصلا راجب خودم چنین ذهنیتی نداشتم تازه با خودم فکر می کردم که چقدر نسبت به بقیه عزتمند زندگی کردم چون من تا این حد استاد که ابدا ولی تو دوران مدرسه و همین الان با اینکه من به قول استاد من اون دوستی ام که جثه ریز و ظریف داره و همچنین من خیلی برعکس استاد درون گرا هستم اینجوری که استاد در دوران دبیرستان بودند من واقعا متصور نمی تونم بشم که اصلا از یه آدم انقدر برون گرایی بپاچه بیرون آخه ۱۵ نفر استاد وقتی این رو گفتند به خودم گفتم یک آدم چقدر می تونه جیمز باند باشه 😂
ولی در مورد خودم من تو دوران مدرسه و همین الان آدمی ام که زیر حرف زور نمیرم و با اینکه گفتم خیلی آدم ریز جثه و درون گرایی هستم یک حدودی در رابطه با آدمها قائلم که اگر از اون حد و حدود رد شه دیگه دم اون بنده خدا رو می گیرم می ندازم از زندگیم بیرون و خب این باعث می شد تو دوران مدرسه علیرغم بقیه بچه هایی که مثل من ریز جثه و ضعیف بودند که اکثرا توسط افرادی که قدرت فیزیکی بالایی دارند تو سرشون می زدند و به قولی دیگه از این بدبختا سواری می گرفتند من آدمی نبودم که سواری بدم و یه جورایی شان خودم رو داشتم و خب این بیشتر به باور هایی که داشتم هم برمی گشت که نسبت به خودم داشتم با اینکه بقیه بچه ها مسخرم می کردند به خاطر جثه ام ولی من مثل این تازه خروسه بودم که می خواست با مرغ گنده ی جفت شه یعنی مثال بخوام بزنم یادم میاد یه بار این هم کلاسی ما که ۱۸۵ قد داشت من شاید اون موقع ۱۷۰ بودم زیر درخت وایساده بود داشت برای بچه ها تو حیاط فیگور می گرفت چون بدنساز بود از پشت رفتم از زانو گرفتم بلندش کردم بنده خدا چشم و صورتش همش رفت تو شاخه های درخت با اینکه خب بعدش هم فرار کردم ولی با اینکه اندازه گاز پیکنیک بودم ولی اندازه یه گاز فر دار 😂 پرو بودم ولی دیگه نه مثل استاد مثلا همین الانش هم که بزرگ تر شدم اگه یه نفر با قمه بگه گوشیت رو بده می دم که بازم جای کار کردن رو خود داره یا اگه تو اون مثال ۱۵ نفر اگه باشم شاید شل نکنم چون می گم طرف با چوب اومده دیگه زیاد نمی تونه خطرناک باشه ولی قریب به یقین میرم و می خورم حداقل زیر بار زور نمیرم چون گفتم دیگه مثل استاد خیلی چیز عجیبیه ۱۵ نفر رو حریف بشی خلاصه استاد امروز با این نقل هایی که کردند بیشتر به فکر فرو رفتم که باید بازم خیلی کار کنم رو خودم این شرک ها برای خودشون اون گوشه جا خوش کردند و باید یاد بگیرم که ابراهیم وار وارد آتش شم و ابراهیم وار قلبم به نور خدا روشن باشه واقعا چه کسی مثل ابراهیم انقدر تسلیم بود هزار الله اکبر بر بنده های تسلیم خدا
از خداوند می خوام که هممون رو هدایت کنه و نزاره در دام شرک و گمراهی بمونیم
خداوندا مارا به راه راست و درست نه راه کسانی که بر آنها غضب کردی و نه گمراهان هدایت کن
آمین
به نام الله یکتا
سلام
استاد واقعا میتونم بگم که اینطور شرایطی که یکی از شما سوال بپرسه و شما جواب بدید، بالاترین و متنوع ترین آگاهی هارو به دنبال داره، خودتونم گفتید که خیلی دوست دارید این حالت پرسش و پاسخ رو.
اصلا چنان تنوع و سطح آگاهی ایجاد میشه این وسط که اصلا غیر قابل تصوره.
همین سوال اول، اینی که هدایت رو مجبور نکنیم. مثلا اگه گفتیم اگه اون ماشینه حرکت کرد من اونکار رو میکنم و به جاش یه دوچرخه حرکت کنه، بگیم (البته اگه حس کردیم) که این همون نشانه است، حالا اون ماشینه حرکت نکرد که به جاش خدا این دوچرخه رو فرستاد،
همین خودش خیلی ذهنیت من رو مستحکم تر کرد نسبت به جریان هدایت، با اینکه من توی این مورد مشکلی نداشتم ولی وقتی شما این دست موضوعات رو مثال میزنید، انگار یه مهر تایید خورده پای اون کاره و من مطمئن تر میشم به روند درست اون کار.
در مورد اون سرزنش خود هم من فکر کردم دیدم واقعا خودزنی یا ضربه به خود، خدایی خیلی درد داره😂 اگه یکی شما رو بزنه به نظر من خیلی دردش بیشتره تا وقتی خودت میزنی، چون وقتی میخوری، انتظار نداری چی قراره بیاد برای همین تصوری از دردشم نداری ولی وقتی خودت میزنی، میدونی داری چیکار میکنی و دردشو میدونی چقدره و نتیجه بعدشم میدونی، پشیمانی که بعدش داره اصلا خیلی دردش از اینا بیشتره، پس واقعا چه کاریه که آدم اینقدر به خودش سخت بگیره که به خودش ضربه بزنه، یا به خانم شایسته گفتید که بقیه چه واکنشی نشون میدن دست ما نیست ممکنه خیلی اصلا سرزنش کنن ما نباید خودمونو سرزنش کنیم. گفتید که به خاطر نقطه ضعف کمالگرایی شماست که سرزنش شدن از دیگران درد داره واسه همین همه چیزو بررسی میکنید که اشتباه نکنید، اینو تو ذهن من آورد که من بهترین کارمو تا حد امکان انجام بدم و بهترین کیفیت رو ارائه بدم (به خودم البته سخت نگیرم) و اگه کسی سرزنش کرد بهش توجه نکنم اگر هم مشکلی بود.
اصلا جمله به جمله درسه
اگه نگران یه مسئله ای باشی سرت میاد.
به خدا من وقتی داستانهای شما رو میشنوم، میشم مثل خانم شایسته توی اون شب که اینقدر شجاع شده بود که میگفت من میرم اگه خرسم بود میزنمش، اصلا داستانهای شما رو که میشنوم یه جرئتی بهم میده که میگم(توی این مثال) اگه الان یه نفر اسلحه گذاشت روی سرم بزنم تیکه پارش کنم، اون صحبتها و خط و نشون کشیدنا واسه اون زورگوئه، اون شجاعت، اون نپذیرفتن ترس و نگرانی به خدا خیلی احساس خوبی بهم میده، چندین بار اون تیکه خاطره ها رو گوش کردم، به خودم گفتم یعنی میشه آدم اینقدر نپذیرفتن باج براش مهم باشه که ۱۵ نفرو بزنه نفله کنه!بعد انگار یه لول توی وجودم آنلاک میشه که منم پس میتونم، انگار یه جای ذهنم گره اش باز میشه تا منم خیلی سختم باشه که بترسم و باج بدم، اینقدری که ترس برام بدتر از مرگ باشه،
نمیدونم چطور بگم ولی خلاصه الان یا بروسلی ام یا قاتل بروسلی😂😂
میخوام فقط لت و پار کنم برم جلو😂😂
ممنونم ازتون که اینقدر کنجکاوید، ممنونم که اینقدر خلاقیت دارید، ممنونم که اینقدر شوق برای تجربه نا شناخته ها دارید و اینقدر مشتاق تجربه چیزای جدید هستید.
بازم این شخصیت شما باعث شد حس مارکوپولو بودنم بهم دست بده الان حاضرم پاشم برم پیاده ایران و بگردم کامل تا بعد برم کشورهای دیگه رو هم بگردم.
من کلا پیاده روی زیاد میکنم، شده چندین بار بی دلیل از مدرسه تا خونه رو چون حسم گفته پیاده بیام، مثلا دو ساعت پیاده اومدم. یا مثلا واسه خریدن یه کتاب حدود پنج ساعت داشتم پیاده میرفتم، یا مسیر جدید میرفتم یا میرفتم برمیگشتم جوری که وقتی رسیده جلوی در پهن زمین شدم ولی اینکه تجربه مسیرهای جدید رو پیدا کردم خیلی میچربید به اون خستگی، و کسیم که میتونم مثل شما (تازه الانم که هفته پیش آزمون رانندگی قبول شدم) برم توی بطن هرجایی و تا تهشو بگردم، کسیم هستم که اصلا خوشم نمیاد به کسی حبر بدم که کجا میرم یا زنگ بزنم که فلان جام ولی خب رو اعصاب آدمن دیگه هی میگن زنگ بزن، خبر بده، اینکارو کن، اونکارو کن، ولی من کار خودمو میکنم و مثل شما میگم اینکه کسی بخواد نگران من باشه یا هوامو داشته باشه خط قرمز منه و شاید اگه موقعیتش پیش بیاد مثل شما سه ماه تنهایی رفتم واسه خودم و به هیچ کس هم هیچ خبری ندادم.
خدایاشکرت
ممنونم از اینکه عاشقانه این آگاهی هارو با ما به اشتراک میذارید، آگاهی هایی که قیمتی ندارن و من مثل دوست عزیزمون که امروز توی تلگرام کامنتشونو گذاشتید، حس میکنم که دارم به دوره ها مخصوصا دوازده قدم گوش میکنم.
خدایاشکرت
دستتون در دست الله یکتا
سلام استاد
ووااای استاد من ساوه زندگی میکنم ولی اونموقع که شما امده بودید ساوه فکر میکنم من به دنیا نیومده بودم 😁😁 خیلی انرژی گرفتم . ان شاالله من و خیلی از بچه ها میایم فلوریدا کلی لذت میبریم ❤
بابت این فایل که خیلی خیلی آگاهی بخشه و واقعا دوره اِیه برای خودش و فقط گوش کردنش کلی به من شجاعت داد سپاسگزارم 🙏❤
چه مثالها و توضیح های زیبایی تو این فایل هست . چقدر آگاهی های قسمت ۱۰۱ و بقیه سریال زندگی در بهشت به من کمک کرده و سبک زندگی متفاوت از بدنه جامعه رو برای من به تصویر کشیده و کلی از افکار اشتباهی که در ذهنم از قبل نقش بسته بود رو از بین برده . من از بریدن نرده های پرادایس کلی درس گرفتم من از آتش زدن علف ها و درخت های خشکیده پرادایس کلی درس گرفتم من از تعویض اون پنجره های کوچک با اون در های کشویی بسیار بزرگ و زیبا کلی درس گرفتم من از این سریال نامحدود بودن رو در انجام ایده ها و در سبک زندگی یاد گرفتم و…
واقعا از شما و خانم شایسته مهربان ممنونم که انقدر عزت نفس دارید که به این شکل و خالصانه سبک زندگیتونو ( که خیلی از ما حتی بهش فکر هم نمیکردیم چه برسه به اینکه بخوایم زندگیش کنیم ) به تصویر کشیدید و واقعا این فایل ها هیچ جایی تاکید میکنم هیچ جایی پیدا نمیشه و سپاسگزار واقعهای کسی هست که از این نعمت های خداوند (مثل سریال زندگی در بهشت ) نهایت استفاده رو ببره و باور بسازه نه اینکه حدرشون بده .
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
استاد تفاوت اسون گرفتن با بالا بودن استانداردامون چیه؟
سلام سلااام
خدای من چقدر این قسمت اگاهی داشت خودش به تنهایی برام یه دنیا درس داشت
با اینکه خیلی قبل تر هم اینا رو شنیده بودم از استاد ولی الان فهمیدمشون
من عاشق این شجاعتم واقعا وقتی از مرز ترس رد میشی انقدر تجربه های جدیدو لذت بخش جلو روت پیدا میشه که همیشه فقط میگی کاش زودتر شجاعت به خرج میدادم
میخوام این جمله که ترس برام مثل مرگه رو خیلی تکرار کنم تا باور قوی ازش بسازم خیلی فکت برای ذهنم دارم و میارم ولی باز هم گاهی ذهنم شیطنت میکنه و میخواد تجربه های قدیمی رو به خاطرم ببیاره تا ترس قالب شه
البته جدیدا خیلی عالی میتونم کنترل کنم از وقتی از استاد یاد گرفتم که باور توحیدی داشته باشم
خدای من این جمله که همیشه میگن هیچ برگی بی اذن خدا نمی افته فقط کافیه به عمق این حرف پی ببریم اصلا یه دنیا خیال راحتی میاد سراغمون رها میشیم از یه عالمه بند الکی که به خودمون بستیم
میخوام متعهد بشم و چندین بار این فایل بینم ارزشش بینهایت زیاده به تنهایی میتونه فایل اموزشی عالی با ارزش عالی باشه
یه دنیا سپاس
نمیدونم چجوری باید سپاسگزار خدا و این عزیزانی که تو مسیر زندگیم قرار داد باشم
شماها نشونه من از طرف خدا هستید
اصلا اگه بخوام از تجربه زهرا قببل ورود به این سایت و قبل دوره 12 قدم تا الان بگم باید 100 صفحه شایدم بیشتر بنویسم
اگه بدونید چه دنیایی برام شفاف شد چیزایی که تو زندگیم ببودن ولی من چون مدار پایین بودم بهشون دسترسی نداشتم و اما الان دارم شیره ی وجود این لذتها رو میمکم
خدایا یه دنیا سپاس
این سایت و زندگی در بهشت خود قانونه تمرکز بر زیباییهاست
تمرین صبحهای من
هر صبح بعد بیدار شدن میام تو این سایت و الان که ساعت 10.30صبحه هنوز مشغول لذت بردنم
فقط میتونم بگم باور کنید و لذت ببرین از این مسیر
درود بر استاد عزیزم
خداروشکر که با این فایل چقدر خواسته برام ایجاد شد ، منم عاشق سفر و تجربه ی گردش جهان هستم ، تجربه فرهنگ های مختلف ، غذاهای مختلف ، محیط های زیبا ، طبیعت بینظیر
سپاسگزارم که این خواسته رو برام قوی تر کردید
خدایا شکرت ❤️
سلام خدمت استاد عزیز و مریم عزیز
چقدر خوب بود و نیاز من بود غلبه بر ترس ها چقدر الگو گرفتم
نیاز همین روزهای من بود غلبه بر ترس ها
ممنونم از شما و از خداوند که من رو هدایت کرد به این مسیر و این فایل خدایاشکرتتت
از شما واقعا میخوام بگذارید گفتگو های دونفره تون رو . حتی شده صوتی ولی بگذارید تجربه های عینی شما باز کردن بداهه قوانین در گفتگو ها خودش صدها دوره ست و خیلی راه گشاست
ممنونم ازشما
خیلی دید گرفتم چطور باید جسارت داشت و چقدر اشتباه فکر میکردم
چقدر میشه راحتتر طی کرد و اتفاقا با مدار درست بی دردسر تر هم بود و پیش رفت و جلو رفت
چی بگم از این همه آگاهی
ممنونم
خدایاشکرت