الگوبرداری از افراد موفق | قسمت 3 - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

393 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره آرزومندی گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    سلام به همگی

    الگوبرداری از افرادموفق3

    چقدر از دیدنه این کلیپ زیبای انتونی جاشوا ملقب به ا جی لذت بردم

    چقدر از کیفیت فایل شما استاد و این ویدیویی که اینقدرزیباساخته شده لذت بردم

    خدایاشکرت

    تحسین میکنم این موفقیت این صداقت دربیان واین بدن وعضله ساخته شده

    به قول استادموفقیت موفقیت میاره ثروت ثروت میاره

    چقدر لذت بردم از صحبت هایی جاشوا که با لبخند به متفاوت بودن خودش پاسخ داد

    اینکه ادمی نیست که از درون خودشوبخوره میگه این ی فرصت ولطف بزرگیه که من دارم برای قهرمانی سنگین وزن جهان مبارزه میکنم وبا بهترین ها مبارزه میکنم و اینهمه آدم مشتاق دیدن من هستن این لطف بزرگیه

    اینجاس که بخودم نگاه میکنم

    اینکه ایا منم شکرگذارم از موقعیت وشرایطی که درش هستم ?

    ایااینولطف بزرگ پروردگارمیبینم?

    نه نیستم اونجورکه بایدباشم نیستم

    درس بزرگی که من از ا جی گرفتم اینکه درهرشرایطی چه بد چه خوب بایدشکرگذارخداوندباشم ونگاهموبه موضوع عوض کنم اونوقته که همه چیز تغییرپیدامیکنه و بازی بنفع من تموم میشه

    چقدر لذت بردم و تحسین کردم این فرد و وقتی که گفت

    من انرژیمو روی غصه و افسوس خوردن نمیدارم

    انرژیمومیذارم روی راه هایی که بتونم بهترشم

    افرین

    افرین

    افرین به این کنترل ذهن و ایمان قوی

    منم دارم یاد میگیرم که بجای اینکه انرژیم رو بزارم برای غصه خوردن در مورد اتفاقات گذشته و تضادهایی که برام ایجادمیشه این انرژی رو بزارم برای کار کردن روی خودم

    استاد درمورد حسادت صحبت کردید منم قبلا حسادت میکردم

    ولی با اموزه هایی شما یادگرفتم که همیشه تحسین کنم افراد موفق رو وبراشون بهترین بهترین هاروارزوکنم

    اگرکسی در جایگاهی هست چ خوب چ بد اون دقیقا درست درهمون جایگاهی هست که باید باشه هرکسی نتیجه افکاروفرکانس ارسالی خودشومیگیره پس حسادت معنا نداره از افرادی که به شما حسادت میکنن انگیزه بگیر برا بهترشدن برا پیشرفت کردن برااینکه بفهمی مسیرت درسته

    نکته اصلی این قانون بدون تغییر

    1-احساس خوب=اتفاقات خوب

    2-توجه به نکات مثبت وشکرگذاری ازرب خالق فراوانی ثروت

    3-تحسین افرادموفق و ثروتمند وارزویی بهترین هابراشون داشتن

    این باعث میشه تاظرف وجودی منم بزرگتربشه و خداوندمنوبا فراوانی ثروتش

    بی نیاز کنه

    افرین

    افرین

    افرین

    چقدرتحسین برانگیز این حرف ا جی در پاسخ به سوال خبرنگار

    من میخوام فقط نگاه مثبت داشته باشم

    از اینکه میتونم دوباره قهرمان جهان بشم

    و ازاین تجربه برا انگیزه بیشتر استفاده کنم

    افرین افرین افرین

    کنترل ذهن یعنی این

    افرین

    افرین

    افرین

    باور به میتوانم بهتراز اینی که هستم باشم

    اینکه منتظر باشه تا کسی بیاد کمکش کنه نداره

    باورداره من خالق زندگی خودمم

    خودم باید به خودم کمک کنم

    من مسئول اشتباهات خودمم

    چقدراین فردبینظیره

    تحسین میکنم اینگونه توحیدی عمل کردن

    چقدر زیبا از تکامل صحبت میکنه

    من به روندتکاملم اعتماد میکنم

    من به هراتفاقی که بیوفته چ خوب چ بداعتمادمیکنم

    من به هدایت پروردگارم اعتماد میکنم

    این چیزی که من خیلی باید رو خودم کارکنم

    جمله طلایی استاد

    اگه میخوایی بدونی چقدر پیشرفت کردی ببین چقدر حرف مردم برات اهمیت داره

    چقدر زیبا ا جی میگه

    فقط زمانی میتونی بهترشی که اجازه ندی رو زمین بمونی من خودموبلندمیکنم ومیدونم که مبارزه سختی بوداما میرم یادداشتم روبرمیدارن تا ببینم چجوری خودموبهترکنم

    من فکرمیکنم اگر مبارزه خوبی نکرده بودم انقدر پیشرفت نمیکردم

    وقتی مبارزه واقعی میکنی تازه متوجه میشی واقعا کی هستی من خیلی دنبال پیشرفتم

    کلام استاد درتمام اموزه هاشون

    به هرچی توجه کنی از همون جنس‌ وارد زندگیت میشه داشتنه احساس ارامش اعتمادواطمینان شمارو به هدفتون نزدیکترمیکنه

    خدایاشکرت برااین اگاهی و اشنایی با استادم و هدایت به این مسیرالهی

    این فایل برامن پراز درس و اگاهی بود و به خودم تعهدمیدم به تمام اون یادداشت هایی که برداشتم تکاملی بهترعمل کنم

    خدایا منودراین مسیرثابت قدم کن

    الهی شکرت به این همه دریافت اگاهی

    الهی شکرت

    عاااشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    183مین گام خوشبختی توی جهان شور،وشادی در،ررررررررروووووووززززززززششششششمممممممااااااررررزندگی، لطفاباانگیزه وانرژی بالا خوانده شود.

    چون منم باحس خوب اولِ کتابم رانوشتم الهام الهی بود.همنطورکه الان یاکریم روی پنجره ی خونه ی ما نشسته وبلند بلندباشور، وشعف همراه باصدای دلنشین گنجشکها شکرخدارابه جامی آورند.

    پس من ‌، هم ازاعماق وجودم این شادی رابه جهان هستی اعلام میکنم. که منم تسلیم خداهستم.

    جیگرتو بخورم خدااااااااااا، میدونم توجیگرنداری!ولی برای همه ی ماجیگرشدی.اووووممممممم حس خوش.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم توی این صبح دل انگیز بهاری.

    الهی‌ توراسپاسگذارم بابت سلامتی کل خانواده ام وفرشته ی نازنینم.

    نمازصبح باصدای دلنشین عزیزدلم وماساژ دادنش بیدارشدم الهی سایه ی عزیزدلم رو، روی سرم نگه دار، آمین.

    دیدم کل خانواده کنارهم به سلامتی خوابیدن، و روی سربچه هاوعروسم رفتم به هرکدام نگاه میکردم حضورخدارومیدیدم.

    خوب چی ازاین هدیه ی الهی بهترکه همه سالم وسرحال هستیم دمت گرم خداجون میبوسمت.

    نمازخوندم، چایی صبحانه وشربت وآب یخ برای عزیزدلم وجیگرگوشم آماده کردم که راهی کارشدن الهی به امیدتوخداقوت به همه ی عزیزان روزپرخیروبرکت دارین انشاالله باخواندن کامنت من سرحال ترشدین .

    الان این احساس عالی رابه همه ی شماتقدیم میکنم.

    دیروزازخواب بیدارشدم، سریع به خداگفتم :امروزمیخوام برم پیاده روی،دیگه ازسمت کوه پارک به پارک خورشید وبعدهم کوه پله سنگی.

    ازبس که من دوست دارم ازبلندی همه جاروتماشاکنم.

    خداگفت: ایستگاه خط واحدیک مقداری راهه،پس ازسمت صیادشیرازی باخط واحدنزدیک خونه برو،

    چون ازاین مسیرپیاده روی نکردی! وبه جاهای جدیدبرو.

    سریع حرف خدارو، گرفتم .

    گفتم این درسته.

    راه افتادم باخط واحدرسیدم به آخرخط پیاده شدم پرسیدم ازکدام مسیربرم کوه ؟

    راهنمایی کردن تاورودی کوه رسیدم .

    ازیک سوپری راهنمایی گرفتم، گفت :سمت راست به لادن وسمت قله زو، وسمت چپ کوه پله سنگی میره. گفتم: اونجایی که مسرطولانی ترباشه!

    گفت: سمت راست لادن ودلاوران دورتره،

    ازنگهبانی ردشدم پرسیدم این مسیرکسی هست یاتنهایم!؟

    گفت :الان هواگرم شده نمیدونم!

    به من الهام شدکه به مسیرسمت راست ادامه بده.

    من بودم و کوه، درختهاودره،

    حالا من بودم، خداوصدای استادوباخودم زمزمه میکردم.اَوًِجِبالَنامَعَ داوود.اَوًَجِبالَنامَعَ لیلا.

    به مسیرادامه دادم گاهی صدای کسی مثل عزیزانی که به درختهاآبیاری میکنندازکوه میومد.

    جلوتررفتم کارگاه ساخت وراه سازی‌ رو دیدم کامیونهای خاکبرداری، کارگرها، نگهبانی که دوباره به دوراهی رسیدم راهنمایی گرفتم که میخوام برم اون بالا سمت راست، چون سمت چپ روتجربه کرده بودم البته ازمسیردیگه.

    نگهبان آدرس دادمنم رفتم ازکارگاه که ردشدم تاقله ی کوه من بودم وخداوصدای دلنشین ِ استاد.

    گاهی یک ماشین توی مسر، رد می شد!البته فقط کسانی که مربوط به کارهای همون جاهاهستندوگرنه مردم عادی فقط پیاده و یا با دوچرخه تردد دارن ودوتا آقای دوچرخه سوار تو مسیردیدم.

    اینوبگم که من ازحضورمردم خیلی بیشترلذت میبرم تااینکه اینطو رتنهاتومسیرکوه ودره برم.

    بالاخره باصحبت باخدا، باخنده، باگریه ،باذوق، باشوق همه رقمه باشکرگذاری فراوان ازبلندی به اطراف نگاه میکردم ولذت میبردم چقدراحساس قشنگی فقط خدامنودرک میکنه چی میگم؟!به خصوص اولین بارِ که اینجااومدم.

    رسیدم2راهی،خدایاکدام طرف؟! البته هردوراه یکی میشدفقط برای رفت وبرگشت ماشینهای مهندسین وکارگران بودمردم عادی هم پیاده روی میکنن.

    بالاخره گفت: توازاون پایین سمت راست جاده رو دیدی خیلی توی دیدت بودکه خوش به حالت بود.

    ادامه دادم سمت راست وکلاًمسیرسربالای بودولی آسفالت بود.

    الهی شکرت گاهی تومسیربه اطراف نگاه میکردم از اون بالا شهربه زیبایی دیده میشدومنم تندتندشکروسپاس داشتم.

    وهرچی بالاترمیرفتم دیدبیشتری داشتم.

    لذت وحس عالی همراه باگریه ی ذوق، شوق داشتم.

    وحضورپر رنگ خدا، رودروجودم احساس میکردم.

    میگم خدایعنی یک عالمه خودِخداهمراهم بود.

    ننه چقدراین ویورودوست دارم.

    خدایاخانه ای به من عنایت کن که حضورخودت، ویوی زیبایی بانورکافی از4طرف داره الهی آمین .خدایامیدونم توهم آمین گفتی.

    این تعهدروجلوی جمع دادی یادت میمونه.

    بالاخره رسیدم بالای کوه نفس، نفس دستام به زانوسربالایی، باز2راهی خدایاچپ یاراست!؟

    گفت: توازپایین اومدی سمت راست روببینی پس چپ چیزی دیده نمیشه!

    یک ماشین 2کابین سفیدازسمت راست اومدکه بره پایین دست بلندکردم ایستاد.

    پرسیدم اینجاکه اومدم راه داره برم پایین!؟گفت خیلی راهِ سختی داره!

    شماازهمین مسیری که اومدی1000متربرگردبروبه منبع آب رسیدی ازکوه بروپایین.

    گفتم: مسیرراحتترچی؟!

    گفت :همین مسیراومدی برگردآسفالتِ.

    تشکرکردم تاچندقدم برگشتم .

    خدابه من گفت: لیلا جان،لیلاجان مگه نیومدی این بالاروببینی!؟

    گفتم :چرا! گفت: پس چراادامه نمیدی!؟سرته کردی!

    گفتم توراست میگی واقعاکه !پس عقلم کجارفته!!!؟؟؟؟

    رفتم جلوترآقای مسنی که درختهاروآبیاری می‌کرد دیدم سلام وخداقوت کردم صورتم راشستم پرسیدم :این بالاچیه!؟ گفت: این ساختمان ازشهرداریه کارهای اداری انجام میدن رفتم جلوتر یه باربی کیو، آبنما، سرسبزوزیباآبیاری قطره ای درختان وووووووو.

    دوتاآقامنودیدن ولی رفتن داخل ساختمان، منم رفتم جلوتر، بازهمون آقاآمدبیرون صدازد،حاج خانم کجامیری؟!

    گفتم: اومدم زیبایی های شهر رو از این بالا ببینم !!!!!!

    پرسید ازاینجا!؟

    گفتم: آره مگه چه شه!!!؟؟؟؟

    گفت: اینجاورودممنوعه به خصوص براخانمها!!!!!!

    پرسید خوب دیدی جلوترنرو!!!!!

    گفتم:خیلی جاش قشنگه!

    گفت :چه عجب یکی پیداشدکه بگه جای قشنگیه!!!!!

    پرسید اینجاچکارداری!؟؟

    گفتم: ازبس که کنجکاوم ودوست دارم ازبلندی شهر رو تماشاکنم!

    به قول خودمون اومدم ازتَهِ سرقله(یعنی نوک قله)زیبایی های شهرروببینم!!!!!!!!

    گفت: پس همون سمت رونگاه کن!

    پرسیدم: چرا!؟دوست دارم اینطرف روهم نگاه کنم!

    خندیدگفت: دقیقانمیخوام چشمت این طرف بیفته!!!!!

    پرسیدم چراچه خبره؟؟؟!!

    گفت: این ساختمون که روی این قله ی کوهِِ ازسپاهِ وذائقه ومهمات این پایینِ.گفتم چکاردارم به اونا!؟؟؟

    منم شهر روتماشاکردم وسپاسگذاری ودعابرای اهل عالم کردم خیلی بااحساس لذت بخش مثل بچه ها ذوق زده بودم که جای قشنگ اومدم.

    ازآقای مهندس پرسیدم آب سرد دارین!؟

    گفت: بله چشم الان براتون آب معدنی میارم.

    و آقای (x) روصدازدباماشین 2کابین مشکی آمدجلوی درب منتظرآقای مهندس.

    یک کم طول کشیدرفتم درساختمون روبازکردم صدازدم آقای مهندس ،آقای مهندس انگاربچه ی ننمه !!!!

    یکی دیگه جواب داد.

    گفتم:قراربودآب معدنی بیارین!

    گفت :الان میارن وبعدگفت : بفرمایین داخل آبسردکن هست.

    آخ جون رفتم داخل وآب میخوردم وازتوی اتاق پنجره داشتم ویوی زیبای شهر رویکم ازتوی راهرومیدیدم وکیف میکردم.

    بعدآقای مهندس گفت:الان براتون آب میارم همکارشون گفت :ازآبسردکن آب خوردن.

    تشکرکردم بعدپرسیدم آقای مهندس شما میخوای بری پایین؟!!

    گفت:آره الان میام میبرمت ازساختمون آمدم بیرون بازهم به زیبایهادقت میکردم ودعامیکردم.

    آقای مهندس تشریف فرماشدن گفت :حاج خانم سوارشو.

    منم بالذت وخوشحالی سوارشدم اول تشکروتحسینشون کردم .

    وگفتم آخ جون آقای مهندس ازهمین ماشینهایی که دوست دارم خودشه.

    بعدتومسیرازم پرسیدبچه ی کجایی وفلانی رومیشناسی تارسیدیم پایین ومیگفت:خوبه دیگه حاج خانم آمده کوه حالاباماشین هم آوردنش پائین میخندیدن ومنم تشکرکردم.

    وگفت اینم ایستگاه خط هرجامبخوای به سلامتی بروچون مسیرماازسمتِ چپِ خداحافظی وتشکروتحسینشون کردم.

    مسیرخانه رو پیاده روی کردم وجاتون عشق وصفا فالوده بستنی گرفتم وپسرم سرراه باماشین آمد دنبالم رسیدم خونه ولی چی حالی کردم اعتمادبه نفس وعزت نفسم به سقف آسمان چسبیدچون واقعااین مسیری که رفتم برای بعضی‌ها میگن مگه چیه!؟؟

    ولی خدامیدونست وبرنامه ریزی دقیقی داشت!

    اولابه حرف مهندس اولی نکردم وبه مسیرم ادامه دادم گفتم:من الان ازفرصتم بایداستفاده کنم!

    توی آفتاب مسیرسربالایی رواومدم حیفِ که تاتهش ادامه ندم ¡¡!!!

    بعدم واقعااگه میخواست پیاده بیام مسیرطولانی بودهواگرم وبچه هام ناهارمیخواستن،البته من همیشه غذام حاضره.

    خیلی خوش گذشت چون من واردترسهام شدم ذهنم میگفت: ای باباحالایک روزِ دیگه!

    الان هواگرمِ، الان توی مسیرکسی نیست تنهایی!!!

    وفریبهای دیگه ولی من باتوکل به خدارفتم وخدارهبرم شد.

    عالی بودوسیله ی ایاب وذهاب آماده !

    خداگفت: فقط بیا منم رفتم ونتیجش رو دیدم لذت وشادی.

    ودیروزکه فایل روتماشاکردم اصلا اهل ورزش نیستم!

    واین ورزش رو،واقعاکه!!!!!!!!انشاالله خودتون میدونین.

    ولی صحبتهای استادروبرای تحسین کردن وحسادت نکردن شنیدم خدایابه شرط عمل.

    اونقدرزبونی تحسین میکنم وآرزوی موفقیت برای دیگران میکنم که ملکه ی ذهنم بشه این یک قانونِ ،این یک قانونِ تکرار،وتمرین .

    قبلناکامنت که میخوندم میدیدم دوستان دقیقاکلمه به کلمه ی استاد رو کپی میکنن راستش ذهنم آزارم میداد! که ببین توچرابلدنیستی اینکاروبکنی!؟

    توسربه هوایی اگه تونستی مثل بقیه حرفهای استاد روبنویسی کارکردی وگرنه چیزی نفهمیدی!!!!!

    خداخیرتون بده استادقبلاهم توهمین فایل شنیدم که گفتین بهتره ازپیشرفتهامون بگیم نه تکرارحرفهای شمارو.

    خوشحالم که اتفاقات وپیشرفتهای خودم رومینویسم.

    ذهنم میگه خب حالا دیروزرفتی چکار کردی!!؟؟

    پول درآوردی!که همچین خوشحالی!!!؟؟؟؟

    میگم ازپول هم بهترکه خدابادستان قدرتمندش برام ماشین موردعلاقم شدوسوارم کرداونم کجا!؟؟؟

    جایی که باپای خودت بایدبری وبرگردی!!!

    اونم جای ممنوعه !!!

    خداگفت :توبامنی بیامیبرمت جایی که فکرش رو نمیکنی منم ازهمه جابی خبرپس شدمثل موسی که به سمت دریاراهی شد.

    عاشقتونم استادوهمه عزیزان متشکرم که کامنت روخوندین چون من خیلی اهل گوشی نیستم وهمین رو هم مینویسم واقعیت وازته دلم مینویسم .

    تازه متوجه شدم 2تاونصفی ستاره داشتم نصف ستاره ام رو استادگرفته خوب نبایداینکاروبامن بکنین من که یکسره فایل گوش میکنم وکامنت میخونم پس چراغهام رولطفاروشن کنین متشکرم استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1191 روز

    جمله های زیبایی گفت که واقعا جای فکر داره

    من سعی دارم بهتر بهتر بشم کاری به بقیه ندارم.

    اینکه کاری به بقیه نداشته باشیم برای دل خودمون پیش بریم با تمرین هست

    من پشیمون نیستم تجربه کسب کردم،(احساس گناه)

    من به نکات مثبت توجه میکنم من میتونم قهرمان جهان بشم فرصتی برای قهرمان شدن دارم.

    چقدر خودمون سرزنش میکنیم

    خیلی زیاد و چقدر قدرت میخواد اینکه بعد از یک مسابقه ای که خیلی ها دیدن فکرت این نباشه حالا بقیه چی میگن خودتو سرزنش نکنی

    واقعا قدرت میخواد

    من تجربه کسب کردم بهتر بهتر میشم و در راند اخر من کم اوردم من باید روش کار کنم بهتر بشم، من داشتم به این فکر میکردم برم از این شکست انرژی بگیرم و برم باشگاه،

    یعنی غصه نخوردن بلکه انگیزه برای بهتر شدن،

    خب یک مسابقه جهانی میگه فدای سرم، حالا ما یک اتفاق ساده را انقدر بزرگش میکنیم که خواب ندازیم

    واقعا عالیه شاید من بودم الان انقدر ناراحت بودم که مصاحبه هم نمیکردم و ایشون قشنگ داره حرف میزنه مطمین و با جملات زیبا

    نه حسش بده نه حالش نه صداش بلکه سرشار از انرژی مثبته چقدر قدرت، چقدر عالی

    من منتظر کسی نیستم بیاد منو بلند کنه، مثلا اگه کسی بود کمک میکرد همسرم پایه بود و… موفق میشدم میگه من منتظر کسی نیستم بیاد کمک کنه انگیزه بده،

    وقتی منتظر پایه ای به جایی نمیرسی وقتی خودت پامیشی انجام میدی موفق میشی

    نگاه توحیذی داشتن اینجاست و فقط روی خودت و خدا حساب کن.

    ….

    من به هر نتیجه ای اتفاق بیفته چه خوب چه بد اعتماد میکنم اگه نگران نتیجه بد باشم اصلا شروع نمیکنم

    من اعتماد میکنم به خداوند، اعتماد میکنم به این روند،

    کلا برای منیکه نتیجه گرام سخترین کار همینه بگم نتیجه مهم نیست حالا طرف مسابقه ای که نتایج برنده و بازنده را میسازه میگه بیخیال بریم از اول تمرین کنیم چون من میتونم عالی تر باشم

    ….

    من روی خودم باید کار کنم و حتما در مسابقات بعدی حتما بهترش میکنم من کاری به رقیب ندارم و سعی میکنم خودمو بهبود بدم

    کمربند و امتیازها بازاریابیه برای من لذت در مبارزه هست فرض کن عنوان ها نباشه ایا مسابقه را نگاه میکنی ازه چون بحث لذت هست

    نفر اول و دوم مردم مشخص میکنن مهم نیست مهم لذت بردن هست

    هر چی پیشرفت این هست که چقدر حرف مردم براتون مهم هست

    من زود درسهام یادمیگیرم و نکات مثبت میبینم

    در هر سطحی خودتو بهتر کنترل ذهن کنی دید مثبت داشتن کمک میده پیشرفت کنی

    هر جقدر ذهن کنترل کنی موفق تری، با اتفافات بد بهم میریزی اما اینکه زودتر ذهن کنترل کنی و حالتو خوب کنی این عالیه

    ان لحظه انقدر ناراحت بود که نتونست با رقیب صحبت کنه اما بعد در رخت کن صحبت کرده یعنی ذهنش بعد کنترل کرده تا تونسته صحبت کنه

    واقعا خیلی خوب روی خودش کار کرده اگه ادم این مدل نباشه اصلا نمیتونه این جملات بگه

    اونم بعد شکست

    واقعی ترین حالت شخصیت ادم دقیقا بعد از فروپاشی روانیه مثلا طرف تو دعوا هر چی شد میگه، توی باخت نشون میده و ایشون واقعا بی نظیر بود و کاملا مشخصه واقعا این جملات باور داره

    مگه میشه انقدر خوب ذهن کنترل کنی بیای جملات قشنگ نگی

    عالی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    الیاس زندیه گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    من یاد گرفتم ارتقای رئیسی که میشود تحصیلات آکادمیک نداشت و رییس جمهور شد

    فهمیدم که سخنوری یا هر کدوم از فاکتور های دیگه اصل نیستن برای موفقیت و اصل همون فرکانسه و لیاقته و عزت نفسه و باوره به خودمون چرا فکر کردم باید خیلی خفن باشم من همینجوری که هستم میتونم با باور خودم به مسیر هایس هدایت بشم که در بهترین سطح قرار بگیر

    من از آقای خامنه ای یاد گرفتم که در سن بالا میشود ریاست یک کشور رو بر عهده داشت و همبستگی ای که میان طرفداران ایشون هست یک هنره این رهبری و ایجاد حس وفاداری

    من از آقای امیر تتلو یاد گرفتم که اگر تو عاشق کارت باشی و با تمام وجود سرش تمرکز کنی هر کجا با هر شرایطی میشه موفق شد

    من از استاد عباسمنش یاد گرفتم که تو هر شرایطی توجه کنم به نکات مثبت اون طرف

    من از استاد یاد گرفتم که متفاوت فکر کنم در هر شرایطی به خودم بگم چه دیدگاهی باعث بهتر شدن من میشه

    من از استاد یاد گرفتم که میشه از پایین ترین درجات موفق بشه یکی

    من از رضا پیشرو یاد گرفتم که از سختی ای که برام ایجاد شد انگیزه و باور و قدرت بگیرم و اون انرژی رو در حرکت بگزارم

    من از مهدی صفایی یاد گرفتم که موفق شدن یک پروسه هست که در اون مهم ترین ویژگی من دیدگاه متفاوت در شرایط سخته و دیدن فرصت در هر چیزیه

    من از ایلان ماسک یاد گرفتم که هر روز باید بهتر شدن رو درهر چیزی دید

    یاد گرفتم میشه رویاهات رو واقعی کنی و تو بدون هیچ منبعی میشه ‌‌یشرفت کنی

    یاد گرفتم تفاوت ما انسان ها چیزی نیست جز ارزشی که به خودمون می‌دیم

    یاد گرفتم از کسی تقلید نکنم و راه خودم رو برم و هر چیزی رو ببرم زیر سوال

    من از هیتلر یاد گرفتم که چقدر خوب و محکم صحبت کنم یاد گرفتم اگر کاری میکنم هر چیزی باشم باید با تمام وجودم بهش باور داشته باشم

    یاد گرفتم که میتونم اونقدر تاثیر گزاری باشم که هزاران نفر در پی آن طرز تفکرش پیرو من باشن

    من از مبارزان جنگ تحمیلی یاد گرفتم که باور و آسمانه که تفاوت ما انسان ها رو در جنگ تایین می‌کنه ‌‌وقدرت باور من بیشتر از وسایل جنگیه

    من یاد گرفتم که باید ببخشم گاهی برای ارزش ها حتی جونم رو

    من از خانوم شایسته یاد گرفتم که تو هر کاری که انجام میدم حتی یک کار روتین زندگیم با تموم وجودم انجامش بدم و با این کار سپاسگزار اون لحظه و تن سالمی که دارم باشم

    من از دوستان سایت هم یاد میگیرم هر لحظه

    از آقا سید علی یاد گرفتم که مهم نیست دیگران در مورد تو چی فکری یا مسخرت کنند تو باید اینجا ایمانت رو نشون بدی

    من از الا یاد گرفتم که فقط دونبال پیشرفت باشم و تو هر شرایطی بخواماز هرکسی یاد بگیرم و به خودم بگم که از اون تونست منم میتونم

    من از هلنا یاد گرفتم هیچ وقت کسی رو قذاوت نکنم و برای خودم حریم داشته باشم

    یاد گرفتم هر لحظه خودم رو با شکر کردن با منبع همراستا کنم

    من از هادی یاد گرفتم که انسان ها تغییر میکنند و من باید همیشه دیدگاه خوبی به آدما داشته باشم

    حتی از کسی که شاید ازش خوشم نیاد من حق ندارم از او بدگویی کنم

    من از خاله مرضیه یاد گرفتم که با نهایت مهربونیت و دیدگاه قشنگ به آدما کمک کنم و با عشق انجام بدمش

    در مسیر خودم بمونم و راه خودم رو طی کنم و در اون حیطه بهتربشم

    یاد گرفتم از حامد که از خودم انتظار زیادی داشته باشم

    و به کم راضی نشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مجتبی اکرمی گفته:
    مدت عضویت: 2705 روز

    سلام خدمت تمام همفرکانسیهای خوشکلم

    من از این فایل خیلی لذت بردم چقدر این جاشوا عباس منشی بود انگار از بچهای سایت بود اونم از بچه درسخوناش .

    استاد اشاره خیلی خوبی داشتند به این نکته کهما باید به نکات مثبت تمام آدمای موفق توجه کنیم

    ما بایدتمام موفقیتهای آدمای دور و برمون را ببینیم و تحسین کنیم به بدیهاشون کاری نداشته باشیم

    فقط خوبیهاشون را برا خودمون بزرگ کنیم ودرس بگیریم وهر کس اگر به جایی رسیده حتما لیاقتش راداشته

    من داشتم به این حرفها فکر میکردم یه الهامی به من داده شد

    واون این بود که ما آدما همه از خدا هستیم وتکه ای از خدا هستیم پس ما همه بهم وصل هستیم چون خود خداییم حالا هر وقت به بدی های هم توجه میکنیم وغیبت هم را میکنیم اون روح خداییمون متوجه میشه ومیفهمه مه بد گویی دربارش کردیم حالا وقتی ما با اون آدم که غیبتش را کردیم روبرو میشیم روی خوش ازش نمبینیم واون آدم اصلا با ما خوب رفتار نمیکنه من اینا هزار بار امنحان کردم دقیقا همین جور بوده

    حتی وقتی که تحسین کردم هم امتحان کردم معجزه میدیدم.

    حالا اگر به طور کلی به قضیه نگاه کنیم ومادر مورد همه آدما فقط به نکات مثبتشون توجه کنیم وخوبیها وموفقیتهاشون را تحسین کنیم نتیجه چی میشه اولا برخورد همه با ما خوب میشه دوما مالیاقتمون بالا میره سوما به سمت خوبیها وزیباییها هدایت میشیم

    من از این فایل خیلی لذت بردم با تشکر فراوان از استاد و خانوم شایسته الهی بینهایت مرتبه شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مبینا حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستانم

    چند روزه با توجه به نام خواسته های محیط کار،این فکر اومده بود توی سرم که اگر کلا توی یه فضای دیگه بودم از نظر کاری و علاقه ام توی کارای هنری بود یا چه می‌دونم یه شغل و کار زیباتر و نایس تر داشتم بهتر بود و این فکر اومده بود که چه کاریه توی محیط مثلاً بیمارستان بودن ،اگر توی یه محیط قشنگ تر بودم خیلی بهتر بود….

    بعد دیروز هدایت شدم به فایل های مصاحبه با استاد عباس منش،و استاد میگفتن و همیشه میگن که از همون کاری که انجام میدی لذت ببر و همه شغل ها به یه اندازه پتانسیل ساخت ثروت دارن….اینا رو میدونستم اما بازم یه جاهایی آدم دچار نجوا میشه و فراموش می‌کنه باورهای درست رو،تا امروز این فایل رو دانلود کردم و تا بازش کردم صحنه های مبارزه جاشوا رو دیدم،چون توی قسمت قبل،،، مصاحبه اش رو دیده بودم متوجه شده بودم کنه کلا جاشوا چه دیدگاهی داره و کلا آدم مثبت و به قول خودش متفاوتی هست….

    انگار با دیدن همین صحنه های مبارزه یه دفعه یه دری به روم باز شد که گفت :الان این آدم رو ببین در ظاهر داره میجنگه یه ورزش رزمی انجام میدهد،با دیدگاه کسی که آگاه نیست، مثلاً جاشوا چه کار نایس و شیک و مجلسی داره انجام میده؟حتی خود من تا قبل از این واقعا بوکس اصلا نگاه نمی‌کردم چون قشنگ نبود از نظر من….اما از دید جاشوا ،کسی که عاشق کارش هست چی؟؟؟اون میگه من به حاشیه کار ندارم من می خوام بهتر و بهتر بشم و تلاش کنم و حتما می خواد و حتما لذت هم می‌بره،و میگه من فقط به نکات مثبت کارم توجه میکنم و توجه و تمرکزم روی خودم هست….فرق من با جاشوا؟؟؟

    چشم ها را باید شست ،جور دیگر باید دید….

    عاشقتم استاد که اینقدر همیشه تأکید داری از آدم های بزرگ و درست الگو بگیریم،واقعا جاشوا الگوی درستی هست و واقعا جا داره که بارها و بارها ذهنم رو تربیت کنم و درست کنم و این فکت ها رو نشونش بدم تا بتونم مسیر موفقیتم رو به درستی طی کنم و کمتر دچار نجوا بشم و راحت تر ذهنم رو کنترل کنم….

    موضوع بعدی این بود که گفت شکستی وجود نداره،من ادامه میدم و برمی‌گردم و دوباره قهرمان میشم….راستش من در زمینه روابط خیلی پاشنه آشیل دارم،به خصوص در رابطه با همسرم،،،همین چند روز قبل بود ،اول صبح از خواب بیدار شدم و تو دفتر تمرین ستاره قطبی ام نوشتم بی خیال گذشته تعهد میدم از اول شروع کنم و دوباره عاشق بشم مثل روزهای اول آشنایی ام با همسرم ،همونقدر دقیق میشیم تو نکات مثبتش….بعد یهو این شعر اومد تو سرم که:بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم…….

    می خوام بگم همیشه و در هر زمینه ای میشه دوباره شروع کرد و دوباره قهرمان شد،دوباره عاشق شد و دوباره و دوباره موفق شد،محدودیتی نیست،محدودیت فقط در ذهن منه…..و این چند روزه که اومدم گل برافشانم و طرحی نو دراندازم،انگار همه چیز زیباتر شده ،هوا دونفره شده،گل ها خوشبوتر شدن و رابطه ام به شکل خاصی متفاوت شده با همسرم،،،اما می‌دونم این به این دلیله که من رهاتر شدم،من آسون گیرتر شدم،من آشغال های گذشته رو ریختم دور و باورهام رو تغییر میدم و دوباره دارم عاشقی می‌کنم….

    در مورد تحسین موفقیت بعد از شنیدن حرفهای استاد دیدم من میتونم مثلاً استاد عباس منش رو در مورد موفقیت هاشون تحسین کنم یا مثلاً هیتلر رو یا مثلاً رهبر یا رییس‌جمهور رو…اما اما وقتی می خواهم رابطه‌ی قشنگ خواهرشوهرم با همسرش رو یا عمه ام با همسرش رو یا یکی از دوستان ام رو تحسین کنم واقعاً واسم سخته…چرا.؟

    چون ذهنم این باور رو داره که رهبر و رییس‌جمهور که از ما بهترون هستن و میتونن موفق بشن شکی هم نیست،اما من یه آدم داغونم با اطرافیان داغون تر از خودم و حالا که من لایق رسیدن به خوشبختی نیستم اونا هم نمیتونن برسن و اگر هم رابطه شون خوبه یا ظاهر سازی میکنن یا چند روز دیگه به من و به همه ثابت میشه که اونا هم داغونن…چه حسادتی!!!!!به خدا من منتظرم اونا رابطه شون خراب بشه که به خودم بگم دیدی درست می‌گفتم،اخیش من چقدر فهمیده‌ام…..خدای من…..چقدر راحت خودم رو از موفقیت دور میکنم….

    باید بیشتر و بیشتر تحسین کنم اطرافیان خودم رو،

    همین امروز عکس دوستم رو دیدم که مسوْل روابط عمومی هیئت کوهنوردی استان شده،اولش ذهنم شروع کرد،اما سریع مچ خودم رو گرفتم و به دوستم پیام تبریک گفتم و موفقیتش رو تحسین کردم و اون در جوابم گفت مبینا من ازت ممنونم چون من ازت کلی چیز یاد گرفتم…

    و این برای من تایید و تحسین قانون و سپاسگزاری خداوند رو به همراه داشت و باز هم درستی حرف های استادم و ایمانم به مسیرم

    .خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    زهرا پیروز گفته:
    مدت عضویت: 2673 روز

    عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم

    من با همه وجوووووووووودم شما رو تحسین میکنم

    شما واقعا الگوی خوبی برای من هستید

    معلمی میتونه شاگرد قوی تربیت کنه که اول خودش قوی بودن رو تمرین کرده باشه

    یکی از بارزترین ویژگی های شما که از صمیم قلب تحسین اش میکنم، قوی بودن شماست.

    ان شالله خدا بهتون قوت بده و همیشه سلامت و پر قدرت ادامه بدید

    دوستتون دارم

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مریم اشکی گفته:
    مدت عضویت: 1882 روز

    بنام خداوندی ک هرلحظه درحال هدایت ماست😍

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت عزیزانم

    این فایل مثل تمام فایلا بی نظیربود

    چقدرشماعالی هستین استاداینهمه آدمای موفق دیدین تحسین کردین وواقعا تحسینتون میکنم

    درمورد نظردیگران امشب وفرداشب عروسی دخترخاله شوهرم بود ومن نرفتم بخاطرباورای منفیشون منی ک همیشه تواین عروسیانفراول بودم وهیچکس باورش نمیشدک من عروسی نمیرم وحتی شوهرم درمورداینک توعروسیمون فلام کارکردنوزشته و بایدجبران کنیمو مردم چی میگن حرف میزدولی اصن دیگ برام مهم نیست دراین مواردنظرمردم ولی هنوزم جای کاردارم اما خب خوشحالم ک روند روب پیشرفت رو دارم میرم ودرموردکنترل ذهنم خیلی عالی عمل میکنم مخصوصا درمقابل ب ظاهر سخت ترین تضادزندگیم ک براحتی درمقابلش کنترل کردم ذهنمو واینقدر قشنگ خدابم پاداششوداد ک یکیش هم مدارشدن باقدم دوم وخرید قدم دوم بود(خدایااینو الان فهمیدم ک نتیجه پشت سرگذاشتن اون تضاد بالارفتن مدارم شد وواردقدم دوم شدم خدایاشکرت)

    هم شما استادگلم هم a jروتحسین میکنم بخاطر این قدرت کنترل ذهن عالی ونتایجتون

    خیلی وقته ک دیگ جز ربم روکسی حساب بازنکردم ونمیکنم ونخواهم کرد

    😍حسبی الله😍

    درپناه الله یکتاشادوپیروز موفق باشید🥰😍😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مینا منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1389 روز

    به نام خدای عشق

    استاد من این چند وقت که با شما آشنا شدم

    مبنای زنذگی رو با عشق گذاشتم عشق می ورزم و عاشقی با جهان هستی عاشقی با ذره ذره نعمتها

    حالم عالی عالیه

    استاد واقعا باید سپرد به دست خداوند

    چند روز پیش مهندس شرکتمون حقوق من و همکارم رو به صورت چک بهمون داد

    علی رغم فعالیت بالای من حقوق من کمتر از همکارم بود ولی من حالم رو خوب کردم و چیزی نگفتم و گفتم خداونده که روزی رسان بی حسابه و دو روز بعد هدیه ای 100برابری اون کسری حقوق جذب کردم که خودم تعجب کردم و خوشحال شدم

    واقعا خداوند کارش درسته ما باید در لحظه زندگی کنیم و همه چیز رو به خداوند بسپریم و این حس کنترل گر بودنمون رو بزاریم کنار

    استاد باور محدود کننده خودمون باید عمل کنیم باید پاک سازی کنم و من بهترین خودم باشم و نتیجه رو با خداوند عشق معامله کنم

    شادی و سعادت براتون آرزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    به نام مهربان پروردگارم که حامی همیشگی منه

    سپاسگزارم که به این سایت توحیدی هدایتم کرد تا هر لحظه ازاین آگاهی ها نوش جان کنم و مسیرم برام مشخص تر بشه

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که نگاهتون به مسائل انقدر توحیدیه،چقدر فوق العاده شرح دادید و چقدر درس داشت این فایل

    من یبار گوش کردم ،اومدم راجب حسم و تجربم بنویسم و حتما دانلودش میکنم و بارها و بارها نوش جان میکنم این آگاهی هارو

    از وقتی که با این سایت توحیدی آشنا شدم بیاد ندارم درگیر موضوعی باشم و این سایت مستقیم بهم جواب نداده باشه ،به هر نتیجه ای که توی هفت سال گذشته گرفتم، نگاه میکنم میبینم انرژی حرکت و رسیدن به نتیجه رو تنها و تنها از آگاهی های این سایت گرفتم ، چون همیشه درست همون حرفایی رو بمن زده که من در اون لحظه به شنیدنش نیاز مُبرَم داشتم

    گاهی کم لطفی میکنم و میگم کاش یه رفیق عباس منشی تو زندگیم داشتم تا ساعتهاراجب این آگاهی ها باهم حرف می‌زدیم که الان استاد توضیح دادن که این خودش شرک محسوب میشه اما باز بیاد میارم که این سایت هست و همیشه دردست رسمه و بهترین جواب هارو همیشه برام داره، دیگه چی از این بهتر و جذابتر…

    تازه من قانون رو یادگرفتم و دارم توش ماهر ترم میشم ، پس هرچی بیشتر رو خودم کار کنم و بیشتر به شیوه ی این قوانین زندگی کنم، جهان خود به خود دوستان هم فرکانسی رو در مسیرم قرار میده.

    پس شکر بابت حضور استاد عباس منش عزیزم و شکر بابت این سایت و شکر بابت این آگاهی ها….

    امروز در ادامه ی تصمیمی که این اواخر برا زندگیم گرفتم کمی از احساس خوبم کم شده بود که شنیدن این فایل بهم کمک کرد تا باز پاشم و قدرتمندانه سر تصمیمم که می‌دونم به شدت به نفعم هست بمونم ، هرچی که هست دیگه از موضوع مسابقه ی این دوستمون توی این فایل که بدتر نیست ….

    تو اون شرایط هم این آدم داره راجب شروع دوباره ، راجب نکات مثبت این تجربه راجب حس خوبی که به این نتیجه داره ، صحبت می‌کنه و این نشانه ی کار کردن خیلی خوب ، روی خودشه

    منی که هفت ساله شاگرد عباس منش هستم و واقعا دارم بااین آگاهی ها زندگی میکنم و هرچی دارم از عمل به قوانین هست ، چرا من شاد نباشم

    تضاد اومده تا منو به وضوح برسونه ، پس بشکن بزنم و باآغوش باز این تغییر رو بپذیرم چرا که یقین دارم که اگر قوی باشم به جاهای خوبی میرسم

    در دل این سختی آسانی نهفته، هرچند که همه ی این درس ها یادم هست اما تکرارشون برام لذت بخشه بهم قدرت و انگیزه ی ادامه دادن میدن

    خدایا فقط خودت می‌دونی که چققققققدر لذت بردم از این یادآوری چقدر جواب این لحظه ی من بود ، خدایا شکرت که یادگرفتم که داستان فقط توجه، واقعا خوب دارم کانون توجهمو کنترل میکنم و همین کنترل کردن و احساس خوب گرفتن برام نتیجس

    من به دنبال حس خوبم که با گوش کردن این آگاهی ها حال دلم عالی میشه

    چقدر سعادتمندم که این سایت هست تا در مواجهه با تضاد بیام اینجا و جواب بگیرم و پرانرژی برگردم به زندگیم و بیشتر از پیش به شیوه ی قوانین زندگی کردن رو ادامه بدم

    نمیتونم اینجا راجب مسئله ی کوچیک حال حاضرم حرف بزنم اما میتونم بگم که دراین لحظه درست به همین آگاهی ها نیاز داشتم

    دوستتون دارم استاد عباس منش عزیزم و مریم جون درصلح و تمام دوستانِ هم فرکانسیم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: