پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 58 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1797 روز

    به نام خداوندهدایت گر

    سلام بردوستان عزبزم

    این فایل نشونه من بودبازدن هدایتم کن

    خدامیگه دستتوبزارتودستای من ونترس وبروجلومن هستم باهات😭😭😭

    خداوندبرای من همه چیزمیشودهمه چیرهایی که دوست دارم ومرارشدمیدهند

    اول ازهمه بایدباورکنیم که تمام اتفاقات وشرایط زندگیمون به واسطه افکاروباورهای مابه وجودمیادواین اولین قدم برای تغییرباورهاست

    وباباورکردن این باورباورهای دیگه هم تغییرمیکند

    نمیدونیدچه معجزاتی روروزقبل برام اتفاق افتاد

    اومدم دفتراتفاقات عالی رونوشتم شاد۱۰تااتفاق عالی برام رخ داده بودخدایاشکررررررت

    ازتخفیف نمایندگی ماشین ازپول نگرفتن تاکسی

    وووووووووووو

    حیلی حالم خوبه وبدون مهرسجده شکربه جای اوردم که چقدرخداتوخوبی چقدرابن خدایی که الان درکش میکنم باخدای قبلی فرق داره(قبل ازاشنایی بااستاد)

    من که همش میرفتم مجالس مذهبی واشک میریختم بهدخاطر مشکلات ومسایل دیگه وازخدادرخواست میکردم ولی بهترکه نمیشدبدترهم میشدوروزبه روزهم حال روحیم بدترمیشد

    من توخوانواده مذهبی به دنیااومدم وهرهفته میرفتم جلسات مدهبی ولی واقعادرک نمیکزدم که چرادارم میرم چراهمش غم وغضه هست چراخداکارهامودرست نمیکنه وچراوچراوچرا

    چراقراردادام انجام نمیشه چراپول درنمیارم واین شدکه به سایت بهشتی استادعباس منش اشناشدم وباورکنیم بعدازرسیدن به ارامش پول هم توزندگیم اومدسلامتی هم اومدروابط خوب هم اومدمعنویت هم اومدبرای همین بایداول باورکنیم که ماخالق۱۰۰٪زندگی خودمون هستیم باباورهاوفرکانس هایی که به جهان هستی ارسال مبکنیم

    خداوندازرگ گردن به مانزدیک تراست ودرخواست های مارواجابت میکنه به شرط این که اوراباورکنیم

    شادوموفق باشید

    احمدفردوسی🤎🤎🤎

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    اکرم هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1741 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و تمام خانواده ی گل و ارزشمند عباسمنش

    بینهایت خداروشکر میکنم که در جمع فوق العاده شما هستم

    چند روز که این فایل رو بارها دیدم و دیدم و دیدم

    و در میان کامنتها در حال گشت و گذار و لذت و تاییدم

    و چقدر جالب که یکی از لایوا رو دانلود کردم و نگاه کردم که اونجا دقیقا به همین شن های سفید اشاره کردین

    خدامیدونه وقتی از هم زمانی ها میگفتین چه حالی داشتم

    و چقدر عاشق هدایتم

    و چقدر عاشق اینم که ایمان بیارم

    و عاشق این رب بشم

    و کار شمام همینه

    که ما رو عاشق کنین

    دیوانه کنین

    ببین استاد

    شما میگین از مباحث چیزی به غیر اهلش نگیم

    الان به یه جایی دارم میرسم

    آخه میگم چیو برم به کی بگم

    مگه این حرفا رو اصلا کسی قبول میکنه

    مگه با دیدن این تصاویر و این موسیقی کسی که نامحرم باشه دیوانه میشه

    به کی میتونی بگی با دیدن تصاویر یه نشنال پارک اونم تو آمریکا که بلاد کفره 😉 اونم میکس شده با موسیقی که حرومه اصلا 🤭 ایمان ما افزوده شد و قلبمون جلا گرفت

    بریم آخه به کی بگیم این آقایی که نشسته و داره شن بازیِ خوشگل میکنه ، این همونیه که باید جملاتشو بقول یکی از دوستان با طلا و جواهرات گرانبها بنویسی و قاب کنی بزنی به دیوار خونت.

    نه دیگه نمیشه

    استاد تبرررریک همونیو که میخواستین دارین میسازین از ما

    باز بقول یکی از دوستان شکر خدایِ حکیم ،برای اونروز که خواست و شما تو اون شرکت نفتی نرفتین سرکار ، یعنی اون همزمانی رووعشقه، و خدا ذخیره تون کرد از ورای اون انفجار ، برای الانِ ما

    همه اینا رو گفتم

    که یه همزمانی کوچیک ولی بزرگ و یه نتیجه گیری منطقی فوق العاده رو بگم و برم سراغ خوندن باقی کامنتا

    همسر من صبحا میره مسجد نماز صبح

    و من بعد از رفتنش ساعتم زنگ میخوره برای نماز بیدار میشم

    ۵۰درصد از مواقعی که میره شاید صدای بلند شدن و آماده شدنشو بشنوم ولی خوابم و بلند نمیشم

    ۵۰ درصد مواقع دیگه هم اصلا متوجه نمیشم کی رفته

    یکی دو روز پیش از اون مواقعی بود که صدای آماده شدنشو شنیدم

    و نیم خیز شدم

    و اینم بگم چندین روز قبلش ساعت دیواری رو جابجا کرده بودیم از این دیوار روی اون دیوار که دقیقا تو زاویه نگاه من بود

    و همسرم داشت رد میشد و تقریبا دیگه نزدیک در خروجی بود

    و ساعتو دیدم ۳ونیمه !!!

    کی بیدارم گرد؟ کی نیم خیزم کرد؟ کی ساعتو گذاشت روی اون دیوار توی دید من؟

    کی گفت ساعتو نگاه کن؟

    هیچ چیززز هیچ چیزززززز اتفاقی نیست

    و بعد بهش گفتم زوده که

    خودشم تعجب کرد که ساعتش انقدر زود زنگ زده بوده و انقدر خواب آلود بوده اصلا متوجه نشده بوده و فقط سریع آماده شده بوده که بره.

    اینه همزمانی

    و هدایت خدا

    و نتیجه گیری من

    نگران نباشم که متوجه هدایت نشم

    اصلا انگار وقتش که باشه نمیشه متوجهش نشی

    نمییییشششهههه

    واضحه

    و اتوماته

    و فقط یه صدا نیست

    که بخوای بشنوی یا حواست نباشه نشنوی

    با تمام وجودت به اون سمت برده میشی

    بدون اختیار

    آره

    چه باور قشنگی درباره هدایت

    یعنی اگه حرف خودمو باور کنم دیگه تا آخر دنیا هیچ غم و ترسی سراغم نمیاد

    عجب خداییه

    الله اکبر

    استاد

    یه سوال خوب برام پیش اومد

    این شنا که همش درحال جا به جا شدن هستن

    چجوریه که جاده رو نمیپوشونن؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زهرا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    استااااد عزیزم، مریم جانم

    شگفت زده شدم از این همه زیبایی

    همین لحظه از خداوند خواستم در بهترین زمان منو هدایت کنه به همچین جایی ، اونجا مراقبه کنم

    اونجا شکر گذاری کنم

    اونجا خداوند رو ببوسم

    اونجا خداوند رو در آغوش بگیرم

    چقدر زیباست

    چقدر معنوی این فضا

    لذت بردم

    اشک ریختم

    کیف کردم

    ممنون از شما بابت این این کیفیت تصویر

    استاد من عاشقت نم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    ارش اریا گفته:
    مدت عضویت: 2208 روز

    درود بر استاد بی همتا و یاران همراه

    با آموزه های استاد من از بی اعتقادی محض به خدا و دین به ایمان رسیدم و در ادامه به هدایت و آرامش

    همونطور که طبق سخنان استاد هر کسی که بی ایمان به خداست و کفر میگوید خود در حال زجر کشیدن و عذاب است و من این روند رو سالها تجربه کردم

    این داستان رو تعریف میکنم قضاوت با دوستان

    پس از ایمان به خدا چند روز پیش رفتن به سفری چند روزه در دلم ایجاد شد با همسرم مطرح کردم مخالفت کرد بنا به اعتقاد با خود گفتم نه آمد و باید منصرف شوم ولی نتوانستم

    برای اجاره ماشین رفتم ولی ماشین در آن شرکت موجود نبود دوباره با خودم کلنجار رفتم تا منصرف شوم باز نشد همسرم همچنان مخالف بود ولی نیرویی قوی منو به رفتن هل میداد از شرکتی دیگر که هیچ علاقه ای به اجاره کردن ماشین از آنها نداشتم بنا به توصیه یکی از دوستان ماشینی اجاره کردم و با بی میلی همسرم به سفر رفتیم در اولین روز با بی احتیاطی نقطه کوچکی رو سپر ماشین ایجاد شد که همه لذت سفر رو از من گرفت و خیلی پریشان شدم چون شرکتهای اجاره ماشین شارژ خیلی زیادی میکنن ایمان به خدا در دلم روشن شد وبا خودم گفتم خدا کارا رو درست میکنه شاید اصلا متوجه هم نشن چرا من بهترین لحظه هایی که میتونم داشته باشم رو دارم خراب میکنم

    در راه برگشت خدا به من الهام کرد که ماشین رو ببرم با مبلغ خیلی کم درست کنم این کار انجام شد و ماشین به شرکت برگردونده شد بدون اینکه متوجه بشن و اما چند روز دیگه اون منطقه طوفان خیلی شدیدی اومد که طبق سازمان هواشناسی امارات در 25 سال گذشته سابقه نداشت و اون شهر ومنطقه تا چند ماه دیگه امکان رفتن نیست و من همچنان در شگفتم از این الهامی که خدا به من کرد هزاران هزار بار سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    عاطفه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1475 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان

    خداروشکر که در این مسیر زیبا قرار گرفتم و اعتراف میکنم که شخصیتی که اکنون دارم با 6 ماه پیش که شروع کردم تفاوت ش زمین تا آسمان است .

    خدای من خیلی دوست دارم این جزیره ی شن های برفی سفید و ببینم ، چقدر زیبا هستن ، فرکانس های الهی را از همین جا احساس میکنم خدایا شکرت برای این هما زیبایی ،

    خداوند با زبان نشانه ها ما را هدایت میکند ، درک این موضوع اوایل برام سخت بود اما الان خیلی بهتر متوجه ش هستم با اینکه هنوز تو درک ش فکر میکنم خیلی کار دارم اما نشانه های خداوند و توی زندگی م میبینم و مثل مریم مریم جان مینویسم.

    مریم جون یادمه گفته بودی ما انسانها در شهرها و کشورهای مختلف زندگی نمیکنیم بلکه در فرکانسهای مختلف زندگی میکنیم و دقیقا الان این موضوع رو خوب میفهمم با اینکه هنوز مستقل نشدم اما تفاوت افکارم و خیلی قشنگ با خانواده ی خودم درک میکنم .

    اتفاقی کامنت یکی از پیج هایی که به باور سازیم کمک می‌کنه تو اینستا خوندم و فهمیدم که اوه فضای فرکانسی من کجا و فضای بقیه کجا و واقعا خداروشکر کردم از نه قلبم که خواستم که اینجا باشم و زیبایی های خداوند رو ببینم .

    وقتی خودت با فضایی هم فرکانس نباشب حتی اگر هم خودت بخواهی بروی آنجا جهان به تو اجازه ی ورود نمیدهد و این زیباترین عدل خداوند است ، وقتی ما روی خودمون کار میکنیم‌هدایت میشیم به شرایط ، ایده ها ، و آدم هایی که باعث میشن تجربه هایی بهتری از این دنیا داشته باشیم .

    تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا بدون استثنا داریم خودمون رقم میزنیم، این بدون استثنایی که تاکیید کردین منو به فکر فرو برد که چ کاری میتونم انجام بدم تا بعضی از اتفاقات توی زندگی م رخ نده ، روی چ چیزی تمرکز کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1226 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    خدایا هر چه دارم همه از آن توست من‌ تسلیمم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی زیبایم

    استاد واقعا چهره تون آرامش بخشه

    وقتی شما رو میبینم و حتما اگه در تلویزیون فلش بذارم حتما باید تصویری ببینم یه آرامش خاصی میگیرم صداتون رو که هر روز گوش میدم بالای صد مرتبه بیشتر چه احساسه خوبی پیدا میکنم انگار روبروم نشستین دارین با من حرف میزنین اون روزی که همدار با شما بشم و در کنارتون بنشینم سعی و تلاشمو میکنم برای تغییر بیشتر

    من این سکوت سایت رو دوست دارم انگار به جورایی همه در خلوت خودشون با خدا حرف میزنن

    درخواست می‌کنند توبه می‌کنند

    سپاسگزاری میکنن به قول استاد عزیزم هر کسی به اندازه باور و ظرفش با خدا حرف میزنه و چقدر جالبه یه چیزیکسانه همه دارن برای احساس خوب و لذت بردن از زندگی تلاش و تغییر میکنند همه بی دریغ میان می‌نویسن این ست معنای انسان توحیدی که یکی از صفات بخششه

    استادم من تا به حالا کویر نرفتم و حسشو تجربه نکردم اما وقتی از صفحه دوربین دیدم با احساس خوب شما منم لذت بردم بدون دمپایی بری روی اون شنهای نرم راه بری و شکر گزاری کنی

    یه چیزه دیگه ذهن منو به سمته زیبایی بیشتر برد این بود که چقدر محیط تمیز بود و از همه مهمتر اینکه چقدر شما واضح هدایت الهی رو متوجه میشین و عمل میکنین

    اینا همه نتیجه مدام کار کردن روی خود و مدام کنترل کردن ذهنه اعراض از ناخواسته هاست که اینطور نتایج پایدار رو میاره

    من تحسینتون میکنم شما دو عزیزرو

    که الگویی به تمام برای ما هستین

    از همه نظر

    ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیزو مریم بانوی خودم

    در پناه حق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    محمد چکرائی گفته:
    مدت عضویت: 1847 روز

    بنام خالق زیبایی ها و فرمانروای جهان هستی

    فرمانروای مردم و همه ی خلقت

    چقدر زیبا و عالی بود چقدر شگفت انگیز چقدر رویایی و چه حس خوبی ،انقدر که حس میکردم کنار شما نشستم و دارم به حرفاتون گوش میدم.ماسه هارو حس میکردم و انگار من بودم که همراه با شما پاهامو توی ماسه ها بازی میدادم و چه صحنه های زیلایی که شما با امکانات عالی که در اختیار دارین ،میتونستین ببینیم و چقدر سپاسگذارم ازتون که جاهایی رو از خلقت به من نشون میدین که شاید هیچوقت نمیتونستم ببینم‌ .از این همه سخاوتتون ممنونم و بیش از همیشه اعتقاد دارم که شما لایق تمام این نعمت ها هستین.

    من خیلی وقتا میگم منم دارم با روش استاد و قوانین پیش میرم ولی این کجا و اون کجا و به درکش رسیدم که شما خیلی ایمان و اعتقادتون عمق داره و واقعا جزو شخصیتتون شدا و البته که شما خیلی فرق دارین و از درون پر هستین و متفاوت.

    من هروز خودم و زندگیمو به ادا و هدایت هاش میسپارم و شاید روزی ده ها بار به خدا میسپارم و ده ها بار پس میگیرم.

    هدایت ازش میخوام و یادم میره یا به قول شما میتوایم کار خودمونو بکنیم.

    چقدر دلم ازین سفرهای غیر مترقبه میخواد.عاشقشم که راه بیفتم به مقصدی ادایتی ،با یار هدایتی و زمانی بی محدودیت و ثروتی بی محدودیت و به برگشت فکر نکنم.آشنایی با ادمهای جدید هدایتی و زیباییها و جاهایی که حتی ساکنینش هم ندیدن و شما در زمان و م‌کان مناسب قرار گرفتین.

    پارسال سفری به شمال داشتم و از اولش بر همین حساب بودم که در زمان مناسب و در مکان مناسب و با آدمهای مناسب باشم.

    چقدر هم عالی پیش رفت.

    انقدری که خودم بودم نمیتونستم انقدر سفر جالبی داشته باشم.

    مکانهایی رو دیدم که ساکنینش در یکی دو کیلوتر اونطرف ترش ،ازش خبر نداشتن و چقدر رویایی بود.

    من واقعا عاشق سفرم و این از بزرگترین رویاها و خواسته هامه که تمام زیباییهای جهان رو ببینم .

    مخلوقاتی رو که خدا برای من آفریده تا ببینم و لذت ببرم و پی به بزرگیش ببرم.

    صحنه های اخر با این اهنگ زیبا واقعا مو به بدن آدم سیخ میکنه.منو به وجد آورد .چقدر خلقت داره خدا

    چقدر وسعت داره زمینش و جهانش

    چقدر موجود داره

    چقدر مخلوقات ریز و درشت داره که بی انتهاست

    واقعا نمیشه مخلوقاتش رو شمرد با تمام قلمها و جوهرهای دنیا حتی اگه همه درختان قلم بشن و همه ی دریاها مرکب.

    سپرون به خدا،تمرین و مداومت هرروزی میخواد تا جزوی از زندگی و شخصیتمون بشه و دیدن و حس کردن هدایتهاش ام مستلزم اینه که توی مسیرش باشیم.

    چطور فکر میکنیم میتونیم بهتر از خدا کارهارو انجام بدیم؟

    چطور فکر میکنیم خودمون بهتر میدونیم؟

    خدایا عظمتت رو شکر

    ادایتم کن هر لحظه به بهترین هات

    بهترینهایی که توو برام در نظر گرفتی

    بهت اعتماد دارگ و میدونم تو از خودم برام بهتر میخوای.

    و اینو توی روند سپردنهام دیدم و تجربه کردم که حتی خواسته ها ،هروقت به حقیقت میپیونده،،،بهتر از اونیه که درخواست کرده بودم.

    خدایا من هیچی نمیدونم.تو بهتر از من میدونی و میتونی

    که تو قدرت مطلقی

    تو فرمانروای همه ی خلقتی

    تو برام بنویس

    تو برام بساز

    دستم رو ول نکن حتی لحظه ای.

    تا ابد شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مریم صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2216 روز

    سلاااااااااام به عشق های خودم مریم عزیزم و استاد مهربانم میدانم که حال دلتون مثل همیشه عالیهههه حکمت حظورتون تو خوابمو نمیفهممم شاید علاقه ای که هر روز بهتون زیادتر میشه باعثشه شاید دنبال کردن زندگیتون نمیدونم اما هرچه هستت نیکوست دیشب تا صبح تو خوابم بودین من از نتایج میگفتم و عشق دلم استادم هی افرین میگفت چقد حال دلم خوب بود چقد ارامش بود چه طبیعتی چه پروانه های زیبایی رو دیدیدم‌چع حالی واقعا صبح چشماهمو باز کزدم و یه چشمی وارد سایت شدم و هدایتمو گرفتم اعتماد بی چونو چرا به رب همانی که شمارو به مت هدیه داد تا راه رستگاریو پیدا کنم عاشقتونم خدارو هزار مرتبه شکرررر کع منو تو مسیر ارامش وزیبایی ها قرار داد🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سیدبهمن شیرین نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1841 روز

    سلام خدمت دوستان و استاد گرامی

    میخاستم یه نکته ای عرض کنم در مورد کامنت دوستان که زیاد هم تکراریه من خودم که همه کامنت رو میخونم میبینم و اون اینکه بعضی بچه ها همون حرفای استاد رو میاد کپی میکنن تو کامنت..خواهشا اگه نظری کامنتی دارین بنویسیم بقیه بچه هام استفاده کنن وگرنه همون حرفارو استاد تو فایل میزنه دیگه باتشکر🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    Zhila J گفته:
    مدت عضویت: 3789 روز

    وای از دست شما استاد باور میکنی یه لحظه که نه من واقعا باورم شده بود برف واقعیه آخه تواین دنیا هیچ چیز غیر ممکن وجود نداره همه چی شدنیه ،واسه همین تا وقتی که نگفته بودین شوخی کردین من باورم شده بود کلی از دست خودم خندیدم چون دوباره که دیدم گفتین در این صحرای پر برف صحرا!!!!!!

    سلام میکنم به شما عزیزانم وبه همه ی خانواده ی صمیمی وبزرگ و توحیدی در جهان زیبا

    چقدر دیدن فایلهای زیباتون وشنیدن حرفها وصدای قشنگ شما ها بهم کلی انرژی وحس وحال خوب میده مخصوصا در این روزهای پاییزی که همه جا پر از رنگهای زیبا وخیره کننده شده ،

    موضوع هدایت وهماهنگی رو من خیلی زیاد تو زندگیم داشتم ودارم ،

    یه بار از خرید اومدیم ویه چیز مهم نگرفته بودیم و من گفتم میرم پشت خونه میگیرم ،رفتم نداشت یه جا ی دور آدرس داد ،داشتم میرفتم دیدم زمین چمن بچه ها بازی میکنن به دلم اومد با اینکه بلدم از بچه ها بپرسم ،منم گفتم فکر کن یه تمرینه داری انجام میدی وپرسیدم بچه ها شروع کردن به توضیح دادن که چطوری برم به اونجا ،یهو یه عابر که رد میشد گفت سلام خاله اونجا جمع شده دیگه نیست، نرین وچقدر خوشحال شدم با وجودخستگی هدایت شدم به جای درست ،

    اولین بارکه قرار بود بریم واکسن کرونا بزنیم، اینترنتی سرچ کردیم یه جایی رو پیدا کردیم ،بعد رفتیم دیدیم یه صف طویل ماشین پارک بود ،ما کلی تو صف بودیم طولم کشید تا نوبت ما شد . فقط همسرم رو واکسن زدن منو گفتن اعلام نشده ، یه ماه بعد ، زمان من که رسید بچه ها گفتم مال من بدون صف خواهد بود ،بچه ها خندیدن ، پاشدیم همینطوری رفتیم سری بزنیم ،من پیاده شدم رفتم ببینم کجا باید برم گفتن بشین الان میزنیم، وقتی اومدم بیرون به بچه ها گفتم واکسنمو زدم اصلا باور نمی کردن فرداش بچه ها اومدن گفتن مامان اگه امروز میبردیمت خدا میدونه چقدر باید تو صف میبودیم. سری دومم برای همسرم باز رفتیم تا نوبتش شد گفتن دارن شیفت عوض میکنن کلی اذیت شد ولی برای من که رفتیم چند تا ماشین بیشتر نبود که خیلی سریع رفتیم و انجام شد ،میخوام بگم من چون ورد زبانم اون جمله استاده که میگه من همواره در زمان درست ومکان درست هستم همه چی ساده وراحته ،همیشه کارام عالی و راحت انجام میشه.

    یه بار دنبال یه خرازّی خوب بودم یه جا دیدم نوشته خیاطی فلان ،گفتم ولش کن اینم یه جای بیخودو میگه ولی باز یاد هدایت افتادم و رفتم ازش پرسیدم آدرس یه پاساژ بزرگ خرازّی رو داد که اگه نمیرفتم ونمیپرسیدم عجب جایی رو از دست میدادم.یعنی هر چی میخواستم داشت …

    یه روز داشتیم با ماشین دور میزدیم من دلم یه پارک خفن میخواست بعد یه بلوار قشنگی پارک کردیم ورفتیم قدم بزنیم من یه جای باریک دیدم گفتم بریم اونجارو ببینیم کسی با من نیومد جلوتر که رفتم همسرم دنبالم اومد دیدیم عجب دالان بهشتیه، بچه ها رو صدا کردیم اومدن رفتیم پشت خدایا عجب بهشتی بود ،فوقالعاده بود، پر از زیبایی وبارونم گرفت خیلی خیلیییییی زیباتر شد بعد ها خیلی اونجا رفتیم این هدایت های یواشکی ولی پر سود رو دوست دارم به شرطی که بهش عمل کنم و از کف ندمش…

    دنبال خونه بودیم ، املاکیها مورد یکه میخواستیم رو نداشتن بعد یه املاکی کوچولو آخر املاکیها بود که همسرم رضایت نمیداد بریم اونجا،میگفت همینا رو که گفتیم کافیه ، ولی به دلم اومد که اون چیزیکه میخواییم رو داره، به زور و خواهش وتمنّا همسر جان رو بردیم اونجا، دقیقا یه خونه که ما میخواستیم رو یک نفر فقط به همین املاکی سپرده بود باورتون میشه ،یعنی من موندم تو هدایت های خدا ،عجب هدایت شیرین و زیبایی…

    خداوند خیلی راحت ما رو هدایت میکنه وهماهنگیها ی لازم رو به عمل میاره.

    دیگه دوستتون دارم میرم غذا درست کنم ولی حتما بازم وقت کردم از هدایت هام …مینویسم….

    در پناه خدا باشین❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: