پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 76


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    باورهای محدوده کننده در زمینه ی مذهب:

    -مخرب ترین باورهایی است که در ذهن خود داریم

    -پاشنه ی آشیل همه ما فارغ از دین است

    سوء برداشت هایمان از مسائل مذهبی و خداوند:

    باعث شده نتوانیم:

    -خداوند و ثروت را با هم هم جهت بدانیم

    -انسان خوب بودن و ثروتمند بودن را کنار هم قرار دهیم

    -راحت زندگی کردن و معنویت را کنار یکدیگر قرار دهیم

    – باور کنیم تنها مسئول خوشبختی خود نه دیگران هستیم

    – بپذیریم تنها با داشتن احساس خوب در زمان های بیشتر با خداوند هم جهت و هماهنگ هستیم

    – خود را لایق داشتن با کیفیت ترین زندگی بدانیم

    -احساس خوب داشته و دائما در نگرانی و احساس بد و ناراحتی هستیم

    به اندازه ای که بتوانیم باورهای شرک آمیز را در وجود خود ریشه کن کنیم:

    به همان اندازه باورهای ما درباره ی خداوند اصلاح شده به آرامش دست میابیم نعمت ها خود به خود وارد زندگی ما می شوند*

    باید بتوانیم باورهای توحیدی را در ذهن خود ایجاد کنیم:

    توحید به این معناست که:

    -تمام اتفاقات ما بدون استثناء حاصل باورها و افکار ماست

    -جریان هدایت در هر لحظه جاری است

    -خیر و شر ما در هر لحظه به ما الهام می شود

    -ما انتخاب می کنیم با خداوند هم جهت شده یا مطابق با ورودی های ذهن خود عمل کنیم

    -اعتبار تمام نعمت ها و موفقیت ها و پیشرفت های خود را تنها به خداوند دهیم

    -از ترس از دست دادن نعمت ها و موفقیت ها رها شویم

    -باور کرده ایم تا زمانی که اعتبار اصلی را به خداوند دهیم نعمت ها در زندگی ما جاری هستند

    -مقصر ناخواسته های زندگی را باورهای خود بدانیم

    -جهاد اکبر برای تغییر باورهای بنیادین خود به راه اندازیم

    -اصل را از فرع تشخیص دهیم

    -از نعمت هایی که خداوند مسخر ما کرده به درستی بهره برداری کنیم

    -قوانینی که خداوند در قرآن بیان کرده یاد بگیریم

    -منطق های قوی برای تغییر باورهای محدود کننده در مورد خداوند در ذهن خود ایجاد کنیم

    – ذهن خود را از باورهای شرک آمیز درباره ی خداوند خلع سلاح کنیم

    -باور فراوانی و احساس لیاقت در ذهن خود ایجاد کنیم

    -خود را فارغ از عوامل بیرونی و به خودی خود لایق و ارزشمند بدانیم

    -الهامات الهی را دریافت کرده و مطابق با آنها عمل کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1795 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و همه دوستان

    الهی شکرت یک روز دیگه فرصت دادی تا در جهان زیبای تو رشد کنم و تو را بیشتر درک کنم .

    این فایل هم مانند نامش واقعا هدایتی بود و جالبتر اینکه امروز هم هدایتی کارهایی انجام دادم

    واقعا هدایت در هدایت شد تا آخر شب خدا سوپرایزم کرده مثل هر روز صبح که چشمام به این جهان زیبا

    باز میشه معجزه هر روزه منه تولد هر روز من الهی شکرت .

    چی بگم من که فقط هستم خودتی داری منو به نوشتن زیبایی ها هدایتم میکنی همش تویی خدا جونم

    این فایل چقدر نکته داشت 2022 واوووو بارها گوشش کرده بودم و تصویری هم دیده بودم ولی امشب

    بعد سه سال از گذشت فایل چقدر دریافت آگاهی تغییر کرده واقعا قابل مقایسه نیست

    وقتی ما میایم بعد سه سال یک فایل را میبینیم متوجه میشیم که اون زمان فقط شنیده بودم فقط

    خیلی از فایلها بچه ها خدا میدونه که فقط داریم میشنویم مثال شنیدن کی بود مانند دیدن

    همینه مثل اینه که ما بیایم کتاب دوره دبیرستان را برای کودک ابتدایی که تازه داره الفبا را یاد میگیره

    بخونیم درسته داره میشنوه آیا میفهمه میتونه درک کنه میتونه حل کنه ؟

    داستان تغییر مدار ما هم به اندازه کار کردنهامون مدارمون رشد میکنه نباید خودمون را با کسی که همزمان

    به پای استاد داره حرکت میکنه و در واقعیت داره عمل میکنه مقایسه کنم همین خانم شایسته اصلا من مگه

    میتونم خودمو با ایشون مقایسه کنم یا دوستان دیگه که شاگردهای زرنگ این مکتب هستند نمیشه مقایسه

    کرد من میتونم درک کنم هم در بیزینس خودم و هم در ورزش خودم من به جایگاهی رسیدم که شاید

    کسی میبینه از بیرون بگه منم میخام اینجوری نتیجه بگیرم فقط میوه ها را میبینه ریشه ها کار شده بنده خدا

    منم در این قوانین یک نهالی هستم که دارم رشد میکنم نمیتونم خودمو با یک درخت میوه دار تنومند مقایسه کنم

    همه ما در یک زمینه عالی هستیم که دیگران اون توانایی را ندارن مقایسه نکنیم در مسیر کار کردن این نکته طلایی

    که میتونه خیلی آرامش ما را بیشتر کنه عجله نکنیم و تکامل رعایت کنیم

    در هدایتها هم به همین شکل عمل میکنه نباید خودمون را در هدایت با استاد یا دوستان دیگه مقایسه کنم

    مثل عضله میمونه هدایت هم باید تقویت بشه از چیزهای کوچک روزمره شروع کنم درک کنم احساسات

    را عمل کنم نوع جنس هدایتها را ارام ارام تشخیص میدم تا بتونم در کارهای بیشتر و بزرگتر ازش

    استفاده کنم هدایت همیشه هست باید تو مدارش باشیم تا دریافت کنیم اگر ذهن را خاموش کنیم

    نجواها کنترل بشن به آرامش برسیم هدایت را در دل آرامش دریافت میکنم و باید به هدایتها عمل کنم

    هدایت بدون عمل مثل نسخه ای که از پزشک گرفتیم و عمل نمیکنیم میمونه هیچ اتفاقی نمیفته باید به هدایتها

    توجه کنم و عمل کنم

    من هم پارسال تعطیلات نوروز با همسرم گفتیم بزنیم بیرون فقط با هدایت بریم وای خدای من

    ما دو هفته فقط زیبایی دیدیم به جاهایی هدایت شدیم بهشت بودن واقعا فقط نشانه ها را دنبال کردیم

    دوست داشتیم شرایط مسافرت لاکچری پیش بیاد ولی نشد و ما هم با مبلغ بسیار کم اصلا نمیتونم

    فکرش را کنم خدا چه جوری مدیریت کرد هم جای خواب مناسب غذای مناسب خرید مناسب و نرمال

    نمیدونم واقعا هر چی فکرش را میکنم اصلا جور در نمیاد ولی خدا برکت میده جوری میچیته که هزاران چیه

    بابا میلیونها میلیاردها آدم عاقل نمیتونن برنامه و پلن خداوند را حتی یک درصدش را انجام بدن اصلا با عقل

    منطقی نمیشه بفهمی چه جوری آخه ولی میتونه چه جوری برای عقل بشریت هست برای خدا یک لحظه است

    خداایا شکرت برای این فایل زیبا و رویایی و این همه اگاهی ناب الهی واقعا سپاسگزارم استادان عزیزم

    برای این همه آگاهی هایی که هدیه دادین شما واقعا بهشتی هستید

    دوستون دارم خیلی زیاد عاشقتونم

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    اعظم برزگری گفته:
    مدت عضویت: 1707 روز

    مهربان بی همتایم!

    سلام…

    قربون وجود نازنینت که در شب اسفندی در تلالو نور مهتاب دیدمت،در درخشش ستارگان دور و نزدیک که هر یک در مداری در حال حمد و ستایش تو هستند!

    تو چقدر زیبایی که آسمان شب را اینگونه آراسته ای و حتی شب هنگام هم به یاده ما بوده ای و برای اینکه سیاهی شب کمتر شود آن را با ماه و ستاره و کهکشان و سیاره آراستی تا هر زمان چشممان به آسمان می نگرد عظمت و بزرگی و قدرت تو را ببینیم…

    معبودم!

    غروب امروز بسیار زیبا بود،آن هنگام که سرخی غروب خورشید تمام پهنه ی آسمان را در برگرفته بود و طنین زیبای الله اکبر تمام جهان را مات خودش کرده بود،نظاره گر زیبایی های جهانت بودم و ستایشت کردم در آن هنگام که قدرتت چشم هر بیننده ای را مبهوت خودش میکرد،مثل همیشه عکس گرفتم و به دوستانم فرستادم و اشک شوق از چشمان آنها جاری شد که همزمان هر دوی آنها در همان حال در حال دیدن قدرت و عظمت تو بودند و این هم فرکانسی برایم بسیار لذت بخش بود!

    مهربانم…

    سکوت شب نمیدانم جنسش از چیست که فقط دوست دارم از تو بگویم حتی با همین زبان ساده و کلمات رسا،چون انگار همه ی جهان رو در این لحظه به سکوت دعوت می کنی تا صدای من و خودت رابشنوی و هیچ نوایی از هیچ جا بر نمی آید،حتی زوزه ی سگان هم خاموش شده اند چون این زمان،زمان ملکوتی ست،شب قدر است،لحظه ای که تمام سلول های بدنم تو را می خوانند و اشک هایم گواه این هستند که دلم برایت تنگ است،میدانم نزدیکتر از آن هستی که درک کنم ولی دلم برایت تنگ است،دلم آغوش زیبایت را میخواهد،دستی بکش بر رویم تا بند بیایند این اشک هایی که از سر شوق دیدارت می ریزد…

    عشق جانم!

    تمام لحظاتم پر شده از عطر زیبای قرآنت،از کلام زیبایت که به شبوایی هر چه تمام،معنی می شود و گرهای ذهنم را می گشاید،وقتی گوش می کنم انگار تمام آن را برای من گفته ای و باید محطاط تر باشم تا به بیراهه نروم!

    خواب هایم بوی تو را و قانون هایت و تکرار این آگاهی را دارند و تمام روزم نظارت میکنم بر ذهنم تا راه را گم نکند،چون من با تو به همه چیز رسیده ام،به هر آنچه که قبلا نداشتم و آرزویم بوده،من با نو ثروتمند تر شدم،سلامت تر شدم،سعادتمندتر شده ام و از همه مهمتر با خودت دوست شده ام و این ارزشمندترین دارایی من است…

    معبودم!

    میدانی تمامم پر است از وجودت و تمامم تو را فریاد میزند عاشقانه،پس در هر لحظه بر من ببار و مرا سرمست خودت بگردان!

    قسم به سکوت زیبای شب،قسم به این لحظه ی ملکوتی،قسم به زمین و آسمان،یک لحظه،یک آن بی تو به سر نمی شود…

    خدایا دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    محمدرضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1743 روز

    بنام خدا

    سلام

    روز 132 سفر

    خداروشکر میکنم برای این همه زیبایی معنوی و این فایل عالی که واقعا در ان هدایت های خداوند رو چقدر قشنگ توضیح دادید و خداروشکر میکنم برای این نوع زندگی که شما دارید که من اصلافکرشم نمیکردم وجود داشته باشه .

    خیلی زود برای ما عادی میشه پیشرفتهایی که میکنیم .

    الان که شما در مورد هدایت ها اینقدر راحت صحبت میکنید و من هم اینقدر راحت میپذیرم چونکه خودمم از وقتی در مسیر سایت شما بودم بارها دیدم .

    الان راحت میپذیرم و این خیلی برای من عادی شده ولی واقعا چند سال پیش من فکر میکردم افسانه است و نمیشه این شکلی بود ولی الان خیلی راحت میپذیرم خدایا شکرت که هدایتم کردی به این شیوه ی زندگی خدایا بازم هدایتم کن به بهتر و بهتر شدن خدایا من دوست دارم که مدام زندگیم بهتر بشود .

    خدایا شکرت برای این سفر خیلی خوبی که در ان هستم و هر روز در حال بهتر شدن هستم خدایا شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1074 روز

    132مین گام روزشمارزندگی .

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم سلام به همه دوستان عزیز.

    الهی توراسپاسگذارم بابت سلامتی واحساس عالی به خودم وخانواده ام ونی نی جونم داده ای.

    الهی سپاسگذارم که خانواده ی عباسمنشی ام درحال انجام اعمال نیک سالم وپرانرژی به همدیگرکمک رسانی می‌کنند.

    الهی شکرت بابت این خانه وزندگی کردن توی بهشت ساختگی خودمانی که فقط محبت است وعشق.(سایت الهی)

    خدایابی نهایت توراسپاس بابت استادعشق نامبروان استادعباسمنش،استادبی نظیروشادم استاد عرشیانفر،واستادعزیزم که ازاعماق تک تک کوارکهای وجودم برنامه اجرامیکنه آقای استادعباس موزون، بنده بااحترام وعرض ادب ازجابلندشدم وسرپاایستاده ام ودست ادب برروی سینه ام گذاشته ام،خدایاسپاسگذارم بااین شاگردتربیت کردنت. ودرهمین لحظه خدایم راسجده ی شکرمیکنم .که این بزرگان راخدادرراه مستقیم قراردادکه صدای خودش(خدا)رابه گوشهای کروپرده کشیده ی من ومهرخورده ی من برساند.

    الهی توراسپاس : من که نه پیغمبرنه امامی دیدم که خدارابماندخودم رابشناسم واین اساتیدراباهم تقریباتوی مدت کمی فاصله ،یکی، یکی به من معرفی کردکه خدارادروجودهرچیز،قبل هرچیز،وبعدهرچیربه من معرفی کنندکه لیلاجون پرده رابزن کنارمهرراازروی دیدگانت بردارچشمای کورت روبازکن زیبای روببین.

    الهی سپاسگذارم که باحضورخودت درابعاداین اساتیدبزرگواربه من گفتی مهرلال بودن وپرده ی بی حجابی که اززبانت برای هرگفتاری برداشته ای الاّبرداشتن پرده ی حجاب بین خودت وخداروکه بالال مونی گرفتنت که به‌ظاهر شیرین زبان هم هستی!

    نه عزیزم توبرای خلوت کردن بااصل وجودخودت خدا لالی ولکنت زبان قوی داری خودتولیلاجان درمان کن به خداسفردنیویت روزبه روز، روبه پایان است نیادروزی که پشیمون شوی ازبه دنیاآمدنت.تلاشت روبکن.

    امروزبه بعد از دیدن فایل به من الهام شدبرنامه دلنشین وعشقم رو زندگی پس از زندگی رونگاه کنم.شمانمیدونیدکه چقدرازاعماق دلم سخنان معجزات الهی راباجون ودل گوش میدم که یکی ازآرزوهام همین تجربه است باسلامتی وآرامش تجربه کنم الهی آمین.

    امشب تجربه ی خانم ریحانه ی زناری بودفکرکنم.دیدم حال کردم.

    ماپارسال برج5رفتیم مسافرت شمال منوعزیزدلم وپسرکوچکم باعروس گلم خیلی، خیلی ،خیلی به ماخوش گذشت.یک روزصبح که رسیدیم به مکان زیبای قلعه رودخان به محض رسیدن ماالهی شکرکه اززمین وآسمون نعمت باران می‌بارید. ولی کمی صبرکردیم باران کمترشدومابه سوی قله راهی شدیم برای دیدن قلعه.وای که چقدرپله راطی کردیم همه چوب دستی داشتن ومن ازیک دختروپسرکوچک پرسیدم چوب دستی لازمه؟! که مادرشون ازراه رسیدسریع به بچه هاش گفت: چوب دستی رو بدین خانم !چون اونهاتجربه ی رفتن به بالاروداشتن!واین خانم چوب دستی روازبچه ها گرفت دادبه من!

    مقداری راه رفتیم توی مسیریک آقای چوب دستیشودادبه عزیزدلم. خیلی راه پله داشت که واقعابادعاوثناوکمک خودِ خدابودمابالارسیدیم.

    کسی که این پله هاروبالارفته منودرک میکنه!دم درب قلعه رسیدیم فکرکنم نوشته بودورودی این تومان نقدی!!!!!!!

    یهوبه عزیزدلم گفتم: وای این همه راه آمدیم ماکه پول نقدنداریم!!!!یدفعه خودخداجلوی ماسبزشدگفت:خانم آقاآفرین که این مسیرواومدین پول میخوای چکاروخیلی تحسینمون کردوگفت خیلی‌ها به خودشون اجازه نمیدن ازهمون محوطه ی پارکینگ تکون بخورن!بنده خدارئیس بانک بودفکرکنم تهرانی بود.سلام گرمم توی این هوای سردوبارانی مشهدبه همه ی دوستان به خصوص تهرانی های خونگرم وعزیز. بلاخره هزینه ماروهدیه کردواگرکسی هم پول نقدنداشت اجازه ی ورودداشتن.

    به هرحال این آقابااین کارش فقط ماروتشویق کردوتوی خودقلعه هم کلی پله داره وماهر4طرف قلعه روفتح کردیم .

    خیلی خوش گذشت الهی شکرت.

    آمدیم پائین غروب بودناهارآماده کردم وپسروعروس گلم خیلی ازمافاصله داشتن هم رفتن وهم برگشتن!آخه مابچه ی روستاهستیم که اون مسیر روباقوت الهی طی کردیم.خیلی نیازبه استراحت داشتیم چادرزدیم اذان مغرب روگفتن مانمازخوندیم .وچون صبح به محض بیدارشدنمان میخواستیم راه بیفتیم خانه نگرفتیم.وصدای گروه خدماتی شب میومدکه امشب بارندگی است!!!!!!! منم گفتم مگه شماازجای خداآمدین!!!!!!؟؟؟؟وهمون اول به خداگفتم ببین مابرتومیهمانیم امشب آب وهوای معتدل میخوام معجزتونشون بده چون امشب من بااین بچه هام بی درپیکریم میهمان توییم.میدونم همه ی شماباورمیکنین تاصبح به راحتی خوابیدیم وصبح سیرخواب که شدیم صدای دانه های بارون میومدسریع بچه هاموبیدارکردم ولوازم روسریع توماشین چیدیم راهی شدیم خیلی اتفافهای جالب توی سفرداشتیم وشروع سفرمون ازاینجاشروع شدپسرم وعروسم خانه ی مابودن گفتن بریم مسافرت گفتم ماهم دوست داریم بریم سفرماشین نداریم!گفتن باهم میریم گفتم نه سال اول ازدواجتونه خودتون برین.گفتندنه چه ربطی داره باهم میریم!وبدون برنامه ریزی گفتن کی بریم؟گفتن ماشین رویک تعمیرگاه ببرین ازسلامتیش خاطرجمع بشیم روزبعدهم بریم سفروبه همین سادگی راهی شدیم.

    تومسیربرگشت رسیدیم علی آبادصحبت فیلم پایتخت شدپسرم پرسیدمامان پسردایی کجارفته بودن خانه ی نقی معمولی !؟گفتم :همین شهرسریع ازتوی گوشی آدرس خانه روپیداکردن ورفتیم مقداری نقدی ورودی دادیم که بچه‌هام چندتاعکس بگیرن برایادگاری به محضِ اینکه ازدرب حیاط بیرون آمدیم جلوی حیاط ریل راه آهن بودوقطارهمزمان رسیدوماروجلوی درب کنارریل دیدبوق قطار رویکسره کردحال کردیم وسریع پسرم ازماکنارریل عکس گرفت صحنه ی جالب وشکاربود.

    برای ناهاررفتیم جنگل پاسندسمت راست جاده ی جنگلی استراحتگاه بودماسمت چپ فرش کردیم آتش وبساط چای وناهارجوجه را آماده کردیم جای همتون گلبارون غروب شدبه پسروعروس گلم گفتم اگه میخواین جاتون سردوبدون پشه باشه بایدهمینجابخوابیم!؟ اگرمیخواین توپاروتوشهرباشین هم هواشرجیه هم پشه زیاده؟!گفتن هرچی شماصلاح میدونین؟! خداقبلاجاروبراماردیف کرده بودیک خانواده ی خیلی بزرگ پدرومادروبچه هاشون وعروس ودامادونوه ونتیجه خیلی بودن ازساکنین همون شهربودن وبه علت تصادف نوه ی دختریشون خانوادگی چندروزاومده بودن جنگل اطراق کرده بودن چون هواخیلی گرم بودوبندگان خدادرحال رفت وآمدبه بیمارستان بودن.حالامنوعزیزدلم گفتیم اینهابااین همه دم ودستگاه حتماشب هستندچون ازماشیناشون برق گرفته بودن سیم کشی کرده بودن چوبهای زیادی بریده بودن آتیش میکردن ماکه نمی دونستیم چه خبره؟!ولی مشخص بودشب هستند.

    رفتیم پرسیدیم؟گفتندبله ماهستیم نه شب اولمونه!نه شب آخرمونه!بیاین کنارماچادربزنین امنیتم عالی ماتاصبح بیداریم نوبتی میخوابیم!

    حالاآماده ی خوابیدن شدیم بارون گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اوناسریع لوازمشون روجمع کردن نشستن!منم داخل چاروبچه هاخوابیدن عزیزدلم آمدگفت: چکارکنیم اینهالوازمشون روبستن؟ !!!!!!!!!!

    گفتم واییییییییییی خدای من فقط دستاتوبرای ماچترمیکنی حتی یک قطره بارون رونمیذاری بیادپائین وسریع بساط ابروباران روجمع کن هرجامیخوای بباری آزادی ولی اینجا،جاش نیست !!!!!!سریع دستوروصادرکن مااینجامیهمانِ توییم بی درپیکرتاصبح بایددرامان باشیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یک وقت صدای همون آقاروشنیدم به عزیزدلم میگه نه!نگران نباش آسمون داره بازمیشه ابرهای باران زادارن میرن تموم شد!!!!!!!!!

    منم خندم گرفت وخودِ خودشو خدارو ازته دل بوسیدم وگفتم دمت گرم این شد.

    عزیزدلم امدگفت: این آقااینجوری میگه ابرهادارن می رن!خندیدم!گفتم: خوب من به خدادستوردادم!

    گفتم توی این دیارقربت نه خانه ونه کاشانه توبگوکجارویم!!!!؟??؟

    عزیزدلم خندیدگفت: منم به خداگفتم کمکمون کن جایی روندارم بچه هام خوابن.

    استادتوزندگی ماکه همش داستان ومعجزه س وگرنه مانه زرنگی داریم! نه مغزوعقل درست حسابی! که برنامه ریزی کنیم .هرچه پیش آیدخوش آیدماکه خندان می‌رویم.

    خداروشکراز5شنبه ناهارپسرم باعروس گلم خانه مابودن وامروزبه شکرانه ی خداکارت عزیزدلم روبرداشتم بالذت رفتم مرغ گرفتم ناهاردرست کردم نوشجان کردن وسرشب غذاهم بهشون دادم رفتن خدانگهدارشون.

    الهی سپاسگذارم که اززمان تمرین پیام بازرگانی روانجام میدم وضع مالیمونم داره قدم به قدم بهتروبهترمیشه.امشب سرشب هواسردبودرفتم پیاده روی دوتاپیام بازرگانی اجراکردم و آبروی خداروبه جامیارم وشکرگذاری زیادمیکنم توی مسیرپیاده روی مون خیلی به حاله اونقدوفوروزیبایی نعمت هست که مات ومبهوت میمونی.

    باوجوداینکه هواسردشده بودمن پیامم روانجام دادم و برگشتم خونه. آرزوی سعادت و سربلندی براتون دارم .عاشقتونم.یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2211 روز

    به نام خدای زیبا ،مهربون ودوست داشتنی. سلام به نابترین استاد دنیا ،مریم عزیزم ودوستان هم فرکانسی ام در این سایت بهشتی.خدای مهربون رو شاکرم بابت این هدایت ناب.استاد جانم این برای دومین باره که تو یکماهه ی اخیر من به این فایل ناب هدایت شدم .اگه بخوام از هدایت های الهی وهمزمانی هایی که خدای مهربون برام بوجود آورده بنویسم یه کتاب میشه .حدود 5 سال پیش با تضاد عاطفی که داشتم به این مسیر زیبا هدایت شدم، یادمه اونقدر روح من تشنه ی این آگاهی ها بود که تو مدت حدود یکسال بیشتر محصولات رو خریدم وتمرکزی روی بهبود باورهام کار کردم. من از وقتی دوره ی دوازده قدم رو شروع کردم تو دفتر ستاره قطبی هر روز از خداوند هدایت خواستم که مسیر رسیدن به آرامش واقعی رو بهم نشون بده وخدای مهربون با هدایت های نابش بهم گفت باید رابطه ی23 ساله ای که با همسرم داشتم تمومش کنم ،هدایتم کرد به سمت فردی که دست نابی شد تو زندگیم ،چون ترسهای وجودی ام زیاد بود ،تا اون لحظه تنها زندگی نکرده بودم ،از مهاجرت کردن می ترسیدم ،ولی خدا از طریق دست نابش چنان ایمانی تو وجودم تزریق کرد که به تنهایی مهاجرت کردم به شهر بزرگتر ،تنهایی زندگی کردن را تکاملی یاد گرفتم ،یادمه با گوش کردن به فایل الهام وشهود به راحتی ومثل آب خوردن هدایت ها رو دریافت می کردم ودقیق بهشون عمل می کردم ،بعد از هدایت های زیبای خداوند در زمینه ی رابطه م ،از خدا هدایت خواستم در زمینه ی مسیر علایقم، یادمه خداوند وقتی که داشتم با آگاهی های قدم 7 دوره ی دوازده قدم تمرکزی روی خودم کار می کردم ،منو هدایتم کرد به مکانی دنج ،زیبا که من راحت‌تر روی باورهام کار کنم ،من کارمند مرکز بهداشتی هستم ،وقتی جهان 3 سال پیش تعهد من رو برای بهبود شخصیتم دید به راحتی ابلاغ من تغییر کرد وهدایت شدم به مرکزی که در حال حاضر در اون مشغول به کار هستم ،روزهای اولی که اومدم به این مرکز ،با خانم دکتری دوست شدم که تو مدار زیبایی ها بود ،بارون زیبایی میومد ورنگین کمان بعد از باران رویایی بود ،عکس زیبایی گرفتم ،این همزمانی ناب خداوند در گرفتن عکس وهدایت شدنم به سمت یکی از مخاطبانم که عکس رنگین کمان رو تو فضای مجازی دیده بود واینکه با اشعاری که اون فرد با دیدن عکس رنگین کمان برام ارسال کرد من متوجه شدم رسالت من عکاسی طبیعته ،اون روزها حالم عجیب بود از همزمانی های ناب خداوند ودریافت هدایت هاش ،بعد توسط خانم دکترمون من هدایت شدم سمت یکی از بهترین‌های عکاسان طبیعت در تهران ،اون استاد عکاسی از من خواست چند تا از عکسهایی که حسی گرفتم براش ارسال کنم وبعد از دیدن عکسهای طبیعتی که من گرفته بودم بلافاصله من رو دعوت کرد به نمایشگاه عکس طبیعت در تهران ،یادمه وقتی رفتم نمایشگاه ،خداوند تابلوهای عکس من رو در کنار عکس های طبیعت بهترین‌های ایران قرار داد تا به من بگه ببین تو همین الان بدون هیچ آموزش خاصی با بهترین‌های این حوزه برابری می کنی ،احساس می کنم خداوند می خواست به من این اعتماد بنفس رو بده که با ایمان ادامه بدم ،دقیقا تو این مرحله یاد حرف استاد تو دوره ی دستیابی به رویاها افتادم که خداوند همون اول استاد رو برد تو همایش تهران که این اعتماد بنفس رو بهش بده ،که می تونه موفق بشه .این روزها هدایت ها وهمزمانی ها داره بهم میگه زنجیر کار کارمندی رو از پاهام باز کنم ،با خوندن کتاب پنیر متوجه شدم ،باید هرچه زودتر از منطقه ی امنم خارج بشم ،از خداوند هدایت خواستم دست نابش رو به کمکم بفرسته دست نابش را آورده ،هدایتم کرد به سمت بهترین استاد عکاسی که باورهای ثروت نابی هم داره ،تازه آموزش هامو شروع کردم وایمان دارم با هدایت های الهی به راحتی ومثل آب خوردن از شغل کارمندی ام خارج میشم .استاد جان عاشقانه دوستت دارم وخدای مهربون رو سپاسگزارم که منو به سمت شما که استاد تشخیص اصل از فرع هستید هدایت کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 1697 روز

    سلام عزیزان استاد عزیزو مریم خانم بی نظیر

    خداروشکر که این فایل را دیدم پر از نکته های طلایی و های و بی نظیر

    امیدوارم درک کنیم و بارها و بارها گوش دهیم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو باری می جویم

    مهربان پروردگارم آرامشی عطا فرما و قلبمان را به روی الهامات بی نظیر خودت باز کن

    هر کاری را به خدا واگذار کنیم به بهترین صورت انجام می‌پذیرد

    همزمانی ثبت نام دخترم در دبیرستان و مدیریت عمه اش در آنجا

    همزمانی گوش دادن فایلها و درست شدن خانه

    همزمانی دوست شدن با یکی از دوستانم و شروع نماز شب

    خدای مهربان چشم‌بر هم زدنی ما را به خودمان وامگذار

    سپاس بیکران از استاد عزیز و توحیدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    لیلا ایارده گفته:
    مدت عضویت: 538 روز

    سلام استاد نازنینم سلام مریم دوست داشتنی شاید باورتون نشه من دیدن این فایل اشک شوق ریختم من الان تو بهمن سال 1403این فایل رو دیدم و یادم. افتاد به اون زمان سال 1400 که اون اتفاقات تو ایران افتاد و ما چقدر گمراه بودیم …..و چقدر در مدار و فرکانس پایین .. و اون همه انرژی منفی دسته جمعی چه اتفاقاتی رو رغم زد …….این اولین کامنت من تو سایت هست

    چقدر این سایت الهی هست

    چقدر شما ملکوتی و الهی هستید

    خدا رو هزاران بار شکرگذارم که شما هستید که راه درست رو ، راه الهی رو ،بهمون نشون بدید

    بیش از تو باد و این سبک زندگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 499 روز

    به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

    خدایا، هر آنچه دارم از آن توست، و هر آنچه نیاز دارم در دستان پرمهرت نهفته است.

    سلام و درود به استاد عزیز، مریم جان دوست‌داشتنی و مهربان، و همه‌ی دوستان هم‌فرکانسی‌ام که در مسیر نور و آگاهی گام برمی‌دارند.

    عجب فایلی بود، خدایا شکرت که درست در لحظه‌ی مناسب، مرا به دیدن و شنیدنش هدایت کردی. برخی پیام‌ها آن‌قدر ژرف و متعالی‌اند که باید بارها و بارها آن‌ها را شنید و در جان و دل جاری کرد تا جزئی از وجودمان شوند.

    چند روزی است که مدام این آگاهی را دریافت می‌کنم که:

    برای انجام هر کاری، هدایت از تو بخواهم.

    اما باز هم فراموش می‌کنم… و باز هم تو با مهربانی بی‌کرانت مرا متوجه می‌کنی.

    پس خدایا، از تو یاری می‌طلبم…

    قلبم را وسیع کن، تا مهر و آرامشت را بیشتر درک کنم.

    گوشم را شنوا کن، تا ندای لطیفت را بشنوم.

    چشمم را بینا کن، تا نشانه‌هایت را ببینم و گام در مسیر درستی بگذارم.

    ای مهربان‌ترین، در هر لحظه از تو هدایت می‌خواهم،

    در هر تصمیم، در هر گام، در هر نفسی که می‌کشم…

    مرا در مسیر نور، آگاهی و عشق بی‌پایانت هدایت کن.

    خدایا شکرت، شکرت، شکرت…

    خدایا خییلی دوستت دارم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    Maryam h گفته:
    مدت عضویت: 1276 روز

    به نام خداوندبخشنده ومهربان، خداوندی که جواب میده وهدایت میکنه هرلحظه.

    سلام به استادنازنین ومریم عزیزم ودوستان ناب

    اون موقع که این فایل اومدروی سایت و اولین دفعه دیدم درکی ازهدایت هرلحظه وهمزمانی هاوسپردن کارهابه خداوندنداشتم ولی ورودی هاروتاحدودی کنترل میکردم واتفاقات اون زمان رواکیدادنبال نمیکردم وحتی یکروزهم نبودکه فایل گوش نکنم برای درک بهترآگاهیها.

    وهردفعه که می اومدم توی سایت وفایلهای سفربه امریکارومیدیدم ذهنم میگفت ایناکه آگاهی نداره بروفایلهای دیگه روگوش کن .

    امروز که به این فایل دوباره هدایت شدم بارهاوبارهاطعم شیرین هدایت روچشیدم وتاحدودی درک کردم وهمزمانیهایی رخ داده که اشکمودرآورده، بعدازچندروز روزه ی چشم وگوش وذهن وفقط گوش دادن ونوشتن،حرفای دیگه ای رومی شنیدم که دفعه اول کروکوربودم ونمیفهمیدم وبه این گفته ایمان اوردم که هردفعه که فایلهارومی بینیم تازه ست وتکراری نمیشه چون ما درفرکانس درک قرارمیگیریم.واین فایل رفت توی پلی لیستم.

    این ذهن همیشه درحال نجواست والان که خانواده دارن سریال خانگی می بینن ومن که رفتم توی آشپزخونه نجواکردکه وایستا ببین چیزی نمیشه وهرلحظه درحال نجواست که من روزه موبازکنم.مدتیه حتی نمیتونم سرسفره بابقیه غذابخورم…

    همیشه ازخدامیخوام کمکم کنه برای درک بهترآگاهیها وهدایت شدم به جمله ای ازشماکه توی دفترم نوشتم که جهان اگه اشتیاق وتعهدوتمرکز شماروببینه ازشمامشتاقتره برای کمک به شما .

    ومنم دارم اشتیاق وتعهدوتمرکزم رونشون میدم برای اینکه هدایت بشم به دوره روانشناسی ثروت1 که مدتیه درخواستش رودادم وامروزبازدرخواست دادم ونوشتم ودوباره قلبم گفت تعهدت روعملی نکردی چندروزه میخوای بری کتابخونه وباتمرکز بیشترکارکنی روی خودت ولی هردفعه به بهانه ای نرفتی پس هنوزاون اشتیاق رونداری….

    کتابخونه هم درخواستش روخودم دادم وخداونددرآنی اجابت کردوپیداکردم .

    خدایاشکرت وهزاران بارشکرت به خاطرهدایتهاوکمکهای هرلحظه …..

    درپناه حق سلامت وسعادتمندباشید

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: