اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود عشق به استاد عزیزم و خانم شایسته گل و دوستان جمع سایت
انقدر ذوق دارم واستون از همزمانی های خودم بگم که شگفت انگیزه اصلا
اما قبلش باید بگم بشدت این صحرای شن سفید زیبا و دیدنی بود خیلی قشنگه بتم چسبید هم حرف های طلایی و الهی هم مکانه عالی
نزدیک به عید 1404 بود که همه یجورایی لباس خریده بودن و من مونده بودم چیکار کنم چه استایلی چ کفشی اما باورتون نمیشه اصلا رها کرده بودم و حتی میگفتم حالا میخرم حتی بعد عیدم شد اشکالی نداره
خلاصه ما رفتیم بازار و اصلا خدامیدونه چه صحنه های رویایی پشت سرهم برای من رقم خورد
ما رفتیم و خیلی یهویی یه شومیز کرم رنگه زیبا بود که پسند کردم فکرشو نمیکردم حالا من از سخت پسندیم چیزی بتونم بخرم اما رفته بودم رو حالت دریافت
بعد باورتون نمیشه رفتیم پاساژ جلوتر و در کمال عجیب بودن من مدتها بود کفش 3x بلنسیگا میخاستم و خلاصه خیلی عشقشو داشتم
حتی قبل از اون مغازه من رفتم یه کفش فروشی دیگه و اون گفت این کفش مردونست و برای سایز پای مردها درست شده و واسه پای من بزرگه و گیرت نمیاد نگرد نیست
خلاصه که من توجه نکردم و یهو وارد یه مغازه شدم که همون کفشو سایز 39داشت اصلا شاخ دراورده بودم
درصورتی که من اصلا فکرشو نمیکردم این مغازه داشته باشه چون به مغازش نمیخرد برند باشه
اما خدا برای من ردیف کرد
تازه من بدون اینکه حرفی بزنم این اقا خودش مقداری به عنوان هدیه از بهای کفش کم کرد
و باورتون میشه کفشی که حالا برنده و قیمتش برای من حوری درست شد که دقیقا با مقدار پولم اوکی بود در صورتی که فکر میکنم باید پولش 3الی 6ملییون باشه اما واسه من خیلی فوق العاده مناسب همون کیفیت ردیف شد
و بعد شلوارمم طوری خریدم که اصلا در شرف خریدنش نبودم و دقیقا رنگه لباسم بود و کلا من هنگ هنگ بودم که داره چه اتفاقی میوفته
اما هنوز تموم نشده رفقا این یکی خیلی هیجانی تره
من یهویی تو چند ساعت تصمیم گرفتم گل ربانی جاودان درست کنم برای فروش
و انقدر دقیقا یادمه من فقد یساعت بعد از تصمیمم داشتم تو اکسپذور با ذوق دنبال ربان زرشکی میگشتم واسه اینکه هرچی زودتر درست کنم چون ذوق داشتم و اشتیاق
و بعد بدون هیچ برنامه قبلی ای یهو دیدم ابجیم از بازار اومد با ربان زرشکی همون سایز و تمام وسایل گل جاودان خلاصه من اونجا دیگه ردد دادم
مونده بودم چی بگم کلا همه چی واسم عجیب بود و خب خیلی این تجربه ها قشنگن
و نکته جالب پشت همشون اینکه باید تسلیم بود
وقتی تسلیم میشیم میریم تو حالت دریافت الهی
و معجزها پشت سرهم یکی پس از دیگری
الهی شکرت الهی شکرت که من رو به مسیر درست در زمان و مکان مناسب هدایت میکنی به سمت زیبایی ها الهی شکرت برای همزمانی
یادم باشه تو مسیر درست باشم تو مسیر توجه به خواسته هام تو مسیر سپاسگزاری تو مسیر توکل تو مسی هدایت خداوند و بدونم خداوند داره هر لحظه منو هدایت میکنه من باید قلبمو باز کنم و بشنوم هدایتشو و ذهن منطقی مو ساکت کنم
اگه خواسته ای دارم باید اینقدر روی خودم کار کنم و اینقدر از نظر شخصیتی رشد کنم و قوی تر بشم که هم مدار بشم هم فرکانس بشم با خواستم تا به سمت خواستم هدایت بشم و بهش برسم
و همیشه به خدا بگم خدایا من میخوام بشینم روی شونه های تو تو منو هدایت کن و بهش ایمان داشته باشم از ته قلبم و باهمه ی وجودم بهش اعتماد کنم توکل کنم اونوقت اون بهترین هارو بهم میده حتی فراتر از حد تصورم فقط باید در عمل ایمانو توکلمو بهش نشون بدم و نشونه هارو دنبال کنم و ازش هدایت بخوام و بدونم که قطعا اجابتم میکنه
سلام به همه ی دوستان عزیز و هم فرکانسی های گلم و سلام به استاد و مریم نازنین
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم به گفتن این همه زیبایی که در این فایل دیدم، فوق العاده زیبا بود، حتی توصیفش سخته باید حتما این فایل دیدنی رو ببینید، چقدر دنیا جاهای زیبا و قشنگی داره، مثل یک تابلوی نقاشیه و فرض کن این تابلو رو از نزدیک ببینی، لمسش کنی، حسش کنی،لذتشو ببری عالی بود… در مورد هدایت هایی که استاد عزیز و مریم جون در این سفر رویایی شدند، حتی دیدن این فایل هم برای من هدایتی انجام شد، من به این صفحه از سایت هدایت شده بودم قبلا و محدثه ی عزیزم جواب کامنتمو با عاشق داد و دیدم اما خود فایل رو ندیده بودم بخاطر اینه توی مدارش نبودم اصلا ، اما خدا باز منو هدایت کرد ، کامنت دوستان عزیز رو خوندم و چقدز انرژی گرفتم و همش هدایتی بودااااا
توی این چند وقت(اینترنت قطع شده بود)من سعی کردم مقداری از اون آگاهی ها و خوندن نکات کتاب رو روی خودم کار کنم و دیدگاهم رو تغییر بدم، حالم رو خوب نگه دارم و به همون مقداری که روی خودم کار کردم خداوند داره منو هدایت میکنه و من مطمعن تر شدم که ادامه بدم
خدایا شکرت، عاشقتم.
بحث فرکانس و مدار چه بحث جالبیه هااا
دقیقا من داشتم به این فکر میکردم که آقا با هر کسی که حالا دوست شدم یا ارتباط گرفتم یا هرچی همشون مثل من هستن!حالا مثلا شرایط زندگیشون شبیه من بوده یا برخوردشون یا باورهاشون یا کمبود هاشون مخصوصا مثل من بوده ، از یه طریقی بهم ربط داشتن و وقتی نگاه میکنم به قبلا میگم واقعا من توی چه مدار داغونی بودم:/
من چقدر باورهام داغون بوده، چقدر کمبود داشتم
من هم آدم هایی رو مثل خودم جذب میکردم طبق قانون:هر چیز چیزی را جذب کرد ، گرم گرمی را کشید و سرد ، سرد
قطعا اگر تو بخوای بری به مکانی، جایگاهی که اصلا هم مدار تو نیست جهان اجازه نمیده…
مگر اینکه تو باورهاتو عوض کنی و تغییرشون بدی
درمورد خواسته هاهم توی این بحث میگنجه، باید توی مدار خواسته ات باشی که بهش برسی…
من به لطف خدا از وقتی که شروع کردم به این مسیر طلایی باورهام تغییر کرده ، روابطم با پدرم که فکرشو نمیکردم با هم خوب بشیم خوب شده…
ایمانم قوی تر شده ، آرامشم بیشتر شده، احساس خوب رو تجربه میکنم و خیلی چیزا…
هرچند که باید ادامه بدم و این فایل برام هدایت بود که بنده عزیزم به مسیرت ادامه بده،
دستانی از خداوند وارد زندگیم شده که منو هدایت میکنه مثل استاد عزیزم و مریم جون
دلم میخواد بنویسم اینجا و با خودم مرور کنم که:
من هر آنچه را که دارم از آن خداست
به قول استاد من باهوش نبودم من ذهن عجیب و غریبی نداشتم، من نمیدونم تواناسی شگفت انگیزی نداشتم…. همش کار خدا بوده، اون منو هدایت کرده تا اینجا بقیشم منو هدایت میکنه من تسلیم خدام، من تسلیم هستم خدایا و من از تو یاری میجویم و من از تو هدایت میخوام.
تسلیممممممممممم
و تو هر لحظه داری منو هدایت میکنی…
بزار باورهایی که دارم میسازم برای رسیدن به خواسته رو اینجا مرور کنم، هر صبح هر ظهر هر شب حتی هر لحظه:
من خالق زندگی خودم هستم
من با افکارم زندگیمو خلق میکنم
خداوند یک سیستمه که به هر شکلی ببینیش به همون شکل درمیاد
خداوند عاشق منه، خداوند بیشتر از من دوست دارد که من به هدفم برسم
خداوند هرگز مرا رها نمیکند، هرگز من از خداوند جدا نمیشم
روز شمار تحول زندگی من روز صد و سی و دوم از فصل پنجم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت نعمت آب که تمومی نداره
خدایا شکرت بابت امنیت و آرامش و آسایشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم از سایت استاد عزیزم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده ای که تنفس میکنم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم در ساعتای اول روز خواستم برآورده شد واقعا نمیدونم خداوند از جایی که فکرشم نمیکنم برای من و خانوادم روزی میفرسته که 5 بسته ساندویچ نذری اومد و ناهار رایگان دریافت کردیم خدای من شکرت
خدایا شکرت بابت میوه آلوچه و زردآلوی خوشمزه ای که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه برای شام چلو کوبیده با سالاد و دوغ و ته دیگ سیب زمینی بسیار خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری که برام عطا کردی
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم شب با مادرم بیرون خدای من چقدر خودپرداز هست تو شهرمون خودپردازهای جدید، لمسی شدند که نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم بیرون و بابت شب زیبا و هوای خنک و رطوبت زیبای هوا و ابرهای قشنگ در آسمانِ شب و درخت های زیبا و خیابان صاف و آسفالت و تمیز و چراغای خیابون که به کل شهر روشنایی بخشیدند و لوگوی بزرگ ساعت در میدان جهاد که بسیار زیباست سپاسگزاری کردم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی
استاد میگه:از خدا میخوام که ما را به راه راست به راه کسانیکه به آنان نعمت داده هدایت کنه و نه کسانیکه به آنها غصب کرده
ایاک نعبد و ایاک نستعین :
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
هیچ عامل بیرونی دیگه ای نیست ما نگاهمون دست کس دیگه ای نیست
ما فکر نمیکنیم اگر نمیدونم شرایط بیرونی عوض بشه اگه دولت عوض بشه اگه فلانی بره بهمانی بره زندگی ما خوب میشه
ما فقط از تو کمک و هدایت میخوایم و توکلمون به توئه و میدونیم که اگر ما رو هدایت کنی تو دل هر شرایط و موقعیتی ما به مسیرهای پر از نعمت و ثروت و زیبایی هدایت خواهیم شد
خیلی حالم خوبه نشستیم با عزیز دلم اهداف سال جدیدمون رو نوشتیم که خدایا ما چی میخواییم نشستیم تمرکز کردیم برروی خواسته هامون بجای اینکه روی ناخواسته هامون تمرکز کنیم نشستیم با خدا صحبت کردیم درمورد خواسته هامون صدامونو ضبط کردیم که خدایا ما امسال چی میخوایم و اینکه خدایا تو چه نعمت هایی به ما دادی این همه سال بخاطرش سپاسگزاریم
خدایا ما دوس داریم شخصیتمون اینجوری بهتر بشه و به این مسیرها هدایتمون کنی و خواسته هامون اینه و خداوند مهرشو کوبید پای خواسته های ما و گفتش که چششششم چششششم من تاییدش کردم و شما خواسته هاتون رو توی این جای روحانی و زیبا متولد کردید و من هدایتتون میکنم فقط یادتون باشه که توی مسیر توجه به خواسته ها باشید تو مسیر سپاسگزاری و هدایت باشید و همیشه تسلیم خداوند باشید تا خداوند شمارو هدایت کنه
خانوم شایسته عزیزم یه سری همزمانی ها رو نوشته که توی سفرشون اتفاق افتاده
خانوم شایسته میگه:
یه سری همزمانی ها اتفاق افتاد که منجر به خود این سفر شد
استاد میگه یه برنامه ای داشتم به سفر به ایران
و همه کارام هم کرده بودم و بلیطهامم خریده بودم و چمدونامم جمع کرده بودم منتظر بودم خداوند هدایتم کنه چند روز مونده بود به موعود سفر که نشانه های واضح اومد که نرو بعد از اون چون همه چیو آماده کرده بودم و ذهنم هم تو سفر بود گفتم حالا که اون سفر رو نرفتم بریم سفر به داخل کشور و زیبایی های آمریکا رو ببینیم و هدایت بشیم توسط الله و این سفر به وجود اومد
هدایت بعدی این بود که وقتی فورد رو خریدم میخواستیم بریم سفر گفتم تراکمپر بخرم و من تراکمپری تو ذهنم بود درست همین تراکمپری که الان داریم رفتیم توی سایت کارخونش و نوشته بود اگه الان سفارش بدید 9 ماه یا یک سال بعد به دستتون میرسه گفتیم بابا ما میخوایم این دو سه روزه بریم مسافرت 9 ماه بعد چیه بعدش سرچ کردم دیدم یه بنده خدایی میخواد بفروشه من ساعت 3 شب دیدم این آگهی رو و بهشون پیام دادم و صبح ایشون پیام داد و گفت هستش و نو هست و… و رفتیم و فروشنده پول نقد میخواست و منم همراهم بود پول نقد اگه اون پول نقد نبود نمیتونستیم بخریم خلاصه به طرز جادویی رفتیم و اون بنده خدا بود و تراکمپر رو خریدیم و گذاشتیم ماشین و آوردیم و عزیز دلم تمیزش کرد و رفتیم سفر یعنی همه چیزش به طرز جادویی وصل شد به همدیگه یعنی اون سفره کنسل شد و تراکمپر خریدیم و هدایت شدیم به سفر دیگه
سفرمم به ایران بود و میخواستم بیام ایران و یه سری ایده هامو اجرا کنم و یه اتفاقایی افتاد و اون درگیری و قطع شدن اینترنت و به خداوند گفتم داری میگی نرم و خداوند گفت آره
همون موقع به خدا گفتم سپاسگزارم که هدایتم کردی و سفر به ایران کنسل شد
و اومدیم این سفر و این سفر چقدر رویایی بود
و بچه ها اومدن ال ای و باهاشون درارتباط بودم و تغییر بچهها رو دیدم و صحبت کردیم و خیلی احساس خوبی بود
و خلاصه این هدایت خداوند بود
تمرکزمونو نذاشتیم به مسائل ایران و نرفتیم ایران وهدایت شدیم به این سفر و تمرکزمونو گذاشتیم به سفر به دور آمریکا و به زیبایی ها
خانوم شایسته میگه:
وقتی با یک جایی هم مدار نباشی اصلا مهم نیست چقدر میخوای بری اونجا ،جهان اجازه نمیده
اصلا دنیا دنیای هم مداریه
یعنی شما جایی هستی که با اتفاقات اونجا هم مداری
و موضوع دوم این سفر این بود که هم تمرکز ما به سمت زیبایی ها شده و تمرکز یه عالمه دوستای هم سفرمون از طریق این دوربین توی برنامه سفر به دور آمریکا هستند
استاد میگه: اگه شما با یه فضایی هم فرکانس نباشی حتی خودتم بخوای بری اون فضا جهان نمیذاره
وقتی تفاوت فرکانسی شما با یه جایی یه فضایی خیلی زیاد باشه یعنی شما فرکانستون خیلی خوب باشه و اونجا خوب نباشه یا برعکس شما فرکانستون بد باشه و اونجا خوب باشه حتی اگه بخوای هم جهان نمیذاره که اونجا باشی
همون مصداق الطیبات للطیبین و مصداق در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و و سرد سرد
من میخواستم بیام ایران و چون این تفاوت فرکانسی خیلی زیاد بود جهان اجازه نداد
بچه ها این خیلی نکته خوبیه ها :
وقتی ما روی خودمون کار میکنیم هدایت میشیم به آدما و شرایط و موقعیت ها و مکان هایی که بهترند و باعث آرامش و شادی و لذت بیشترمون میشن
وقتی هم روی خودمون کار نمیکنیم و میاییم پایین هدایت میشیم به آدما و شرایط و مکان هایی که باعث میشن احساس بدتری رو تجربه کنیم
پس خیلی مهمه که ما روی خودمون کار کنیم باورهامونو درست کنیم تمرکز کنیم برروی نعمت هامون زیبایی هامون و در مورد اتفاق خوبی ک برامون افتاده صحبت کنیم نه در مورد اون چیزایی که نمیخوایم
احساس خودمونو خوب نگه داریم نعمت های خداوند رو ببینیم و سپاسگزار باشیم و توجه کنیم به زیبایی های اطرافمون و روی باورامون کار کنیم
و کاری نداشته باشیم و بذاریم جهان کارشو انجام بده جهان هر جایی مارو ببره جای خوبیه فقط ما روی باورامون کار کنیم
و هرکجا اجازه نده ما بریم اونجا جائیه که نباید بریم وقتی داریم روی خودمون کار میکنیم
نشونه ها میاد به ما گفته میشه خداوند از بی نهایت طریق با ما صحبت میکنه و ما رو هدایت می کنه فقط ما سمت خودمونو انجام بدیم و مطمئن باشیم که طبق قانون وقتی روی خودمون کار میکنیم به بهترین ها هدایت میشویم
چقدر فکر من با فکر مردم ایران متفاوته مردمی که فکر میکنند اگر دولت و کشور و حکومت و رهبر و عوامل بیرونی تغییر کنه زندگیشون تغییر میکنه
هیچ عامل بیرونی در کار نیست تو داری با باورات زندگیتو خلق میکنی و کافیه تمرکزتو بذاری رو زیبایی ها و جهان میبره تو رو به سمت زیبایی ها نیازی نیست بجنگی
وقتی تو داری میجنگی برای رسیدن به خواسته هات تو دقیقا به سمت جنگ بیشتر هدایت میشی تو به سمت مشکلات بیشتر هدایت میشی تو به سمت درگیری بیشتر هدایت میشی
مریم جان میگه چیزی که از شما استاد همیشه شنیدم این بوده که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا توسط باورامون توسط کانون توجهمون رقم میخوره
استاد میگه :سفر های بدون برنامه و هدایتی خیلی سفر های فوقالعاده ایه نسبت به سفرایی که از چند ماه قبل بلیط میگیری و هتل رزرو میکنی ولی سفر هدایتی اینطوریه که میگی خدایا ما را در زمان مناسب در مکان مناسب هدایت کن افتادیم به جاده به امید تو بعد یه زیبایی ها رو میبینی و یه آدمایی رو ملاقات میکنی و تابلوهایی رو میبینی که همش هدایته
مریم جان میگه همش گوش به زنگ نشانه ها هستم هرجا میرم دقت میکنم تا بتونم نشونه ها رو تشخیص بدم
هدایت بعدی استاد میگه ما در زمانی رسیدیم که تولد راین بود و ما نمیدونستیم تولد راینه
و مهمونایی رو دیدیم که به ما جاهای جدیدی برای سفر معرفی کردن و قدم بعدی مشخص شد
هدایت بعدی یلوئستان بود که یلوئستان رو باید یه سال دوسال قبل رزرو کنی تا جا گیرت بیاد و یلوئستان خیلی شلوغ و بزرگه ما دقیقا روزی رسیدیم که خلوت بود و موندیم اونجا و تجربه کردیم
هدایت بعدی دوستمون گفت بیایید پیشمون و اگه هوا خوب بود میبریمتون پرواز میکنید و جاهای زیبا رو به شما نشون میدیم و ما رفتیم و هدایت شدیم هوا خوب بود و پرواز رو تجربه کردیم
هدایت بعدی این بود که به ترما پلیس رفتیم و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده که هدایت الله بود
هدایت بعدی رفتیم مسیرهای شیبی و ناهموار با فورد تا وسط اون کوه رفتیم و بعدش پیاده رفتیم و یه دوستی رو دیدیم گفتش که فلان جا رو رفتین گفتیم نه گفت اینارو حتما باید برید که جاهای فوق العاده ایه و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده و جاهایی که زیرخاکی بود که کسی نمیدونه
هدایت بعدی این بود که با یه خونواده عالی آشنا شدیم و نشستیم دور آتیش و کلی صحبت کردیم
وقتی که آدم از خداوند میخواد که خدایا ما را در زمان و مکان درست هدایت کن و ما میخوایم شادی و لذت رو تجربه کنیم وقتی آدم رها میکنه و مقصد خاصی رو مشخص نمیکنه و میذاره خدا هدایتش کنه این اتفاقا و همزمانی ها براش میفته
برسیم به جایی که از خداوند برای هر چیزمون هدایت بخوایم یعنی بگیم عقل من بخاطر ورودی هایی که داشته و محدود اطلاعاتی که داره مگه عقل ما چی میدونه از جاهای زیبا و خلوت و لذت بخش ما چه میدونیم بذاریم خداوند هدایتمون کنه و بهمون بگه
حالا شما هدایت رو تو بیزنس میتونید ببینید تو روابط میتونید ببینید تو سفر میتونید ببینید
هرجایی که ذهنتون رو خاموش کردید اجازه دادید خداوند هدایتتون کنه
خیلی وقتا میگیم خدایا مارو هدایت کن ولی دوس داریم که این اتفاق ها بیفته و مانع هدایت میشیم
و یه موقع هایی میگیم خدایا مارو هدایت کن هر چی پیش بیاد خیره و همون خوبست
توی این سفر بارها و بارها ازمون پرسیدند که مقصد بعدیتون کجاست و ما گفتیم نمیدونیم و هرچی پیش بیاد
پرسیدند تا کی اینجا هستین گفتیم نمیدونیم و هر وقت پیش بیاد
خداوند همیشه داره مارو هدایت میکنه این ماییم که نمیشنویم
من هیچ کردیتی به مغزم نمیدم من هرچی دارم از خداست
نمیگم من چون مغزم گفتش و من باهوشم و عقلم جواب داد رفتم فلان ملک رو خریدم و …
من هیچ گونه ادعایی ندارم هر آنچه که بدست آوردم خدا هدایتم کرده
میگم خدایا من رو دوش تو میشینم تو منو ببر تو به من نشون بده تو منو هدایت کن و خداوند میگه باشه چشم تو فقط ایمان بیار من هدایتت میکنم به قول آیه اذا سالک عبادی
هدایت بعدی رفتیم لس آنجلس و دوستان رو ملاقات کردیم و همه چیز جور شد و ارتباطات جدیدی ایجاد شد و چقدر تجربه فوق العاده ای بود
هدایت و همزمانی بعدی این بود که ما باید ماشین رو تعویض روغن میکردیم و وقتی ما تو فلوریدا میخواستیم وقت بگیریم گفتن که یک و ماه نیم بعد وقت به شما میدیم رفتیم یه شهری و خوابیدیم و بیدار شدیم دیدم نمایندگی فورد یه قدمیمونه بعد رفتیم اونجا و نگو که اینترنت ها قطع بوده و چک نکردن و فکر کردن ما وقت گرفتیم و بعدش اونا ماشین رو همه چیشو چک کردن و تعویض روغن کردن تایرها رو عوض کردن و…بعدش گفت واسه کی بوده وقت گرفتی و من گفتم وقت نگرفتم و گفت عه همینجوری واسه خودت ماشین رو آوردی و ما درستش کردیم گفتم آره و همه چی به راحتی درست شد و رفتیم کارواش و ماشینو شستیم و آبشو پرکردیم
از بچه ها میخوام توی قسمت کامنتها همینجوری که عزیزدلم هدایت ها و همزمانی ها رو نوشته شما هم بنویسید کجاها هدایت شدید و همزمانی ها رخ داد و چجوری خدا هدایتتون کرد و درها رو واستون باز کرد
کل داستان همینه ها کل داستان هدایته
من هر اتفاقی که تو زندگیم افتاده میگم خدا منو هدایت کرده یعنی من هیچ کردیتی نمیتونم به ذهن خودم بدم که مغز من کرد و من باهوش و بااستعداد بودم و …
مغز ما چیه مغز ما چند تا ورودیه که نشستیم اونارو شنیدیم و باور کردیم
مغز ما بخوایم کجا بریم کدوم زیبایی رو بریم ببینیم اطلاعی نداره غیر از اینکه خدا به ما میگه کجا بریم و کجا زیباست
من هیچی نیستم من روی مغزم حساب نمیکنم من روی تو روی توی بی نهایت حساب میکنم و به تو ایمان میارم و تو هدایتم میکنی و تو إذا سالک رو به وجود میاری برام
پس من ایمان میارم و تو بقیه کارارو انجام بده
اونایی که دارن با همه گی میجنگند با همسر با خونواده با کشور با دولت و…. که میگن اینا باید عوض بشن تا زندگی من عوض بشه اینا نابود میشن خواهید دید
چون وقتی دنبال جنگی جنگ هم دنبال تو میاد
هیچکس با جنگیدن به آرامش و احساس خوب و صلح نرسیده
مبارزه لازم نیست ما زیبایی رو میبینیم و هدایت میشیم به زیبایی های بیشتر خدا مارو هدایت میکنه
خداوند هرلحظه و همواره مارو هدایت میکنه
باید ورودی مناسب بدیم تا خروجی مناسب دریافت کنیم
فقط به زیبایی ها توجه میکنم اگه نازیبایی رو میبینم رومو برمیگزدونم اونور و توجه نمیکنم فارغ از اینکه تو جامعه و بیرون چه خبره خداوند در زمان و مکان مناسب هدایتمون میکنه
میخوام از هدایت هام بنویسم:
چند سال پیش حدودا 17 الی 18 سالم بود و من و خواهرم یه خواسته ای داشتیم اونم گوشی لمسی بود که تازه تازه اون سامسونگ مدل جی ها اومده بود و ما با برخورد به تضاد که همیچین گوشی ای نداشتیم خواسته در ما شکل گرفت و اون روزی که میخواستیم بخریم رفتیم پاساژ صدف دو قدم مونده به پاساژ پسر عمم رو دیدیم که تو کار گوشی بود با شوهر خواهرش تو یه مغازه کار میکردند وقتی مارو دید گفتیم گوشی میخوایم و ما رو برد اونجا و دوتا گوشی سامسونگ لمسی گرند 2 خریدیم و این همزمانی و هدایت خداوند اتفاق افتاد و کارای گوشیمونو انجام داد آقا فرزاد و حتی بلد نبودیم به ما کار با گوشی رو یاد داد و حتی رسوند خونمون خدایا شکرت
همزمانی و هدایت بعدی وقتی که رفته بودیم واسه عکاسی عمل چشمام که اونجا خیلی شلوغ بود و باید صف وایمیستادیم یهو یکی از آشناها رو اونجا دیدیم که فامیلای خیلی دور بود و اونجا پشت سیستم بود و مارو بدون نوبت و شماره و صف فرستاد داخل و کارمون به راحتی انجام شد در سریع ترین زمان ممکن حتی وقت کردم واسه خودم لباس ست راحتی واسه بعد عملم بخرم خدایا شکرت
هدایت و همزمانی بعدی این بود که وقتی داروی پدرم تموم شده بود و باید همون شب اون دارو رو میخورد و من اونموقع ماشین نداشتم من و مامانم رفتیم پیاده و دیدیم داروخونه های نزدیکمون بسته هستند همون لحظه زنداییم زنگ زد و گفت کجایین گفتم تو خیابون داریم دنبال دارو میگردیم همون لحظه زنداییم گفت یه دیقه وایستین بیام ببرمتون و زنداییم با ماشین اومد و مارو رسوند داروخونه دیگه و ما تونستیم دارو رو بخریم
هدایت و همزمانی بعدی این بود که من سه سال پشت کنکور موندم سال سومی اصلا نمیخواستم انتخاب رشته کنم و زنداییم زنگ زد گفت انتخاب رشته کن و من انتخاب رشته کردم و از دانشگاه دولتی روزانه محقق قبول شدم
هدایت های بعدی این بود که منی که قبلا چسبیده بودم به این خواستم و میگفتم منم میخوام برم و طبیعت رو ببینم و وقتی دیگران رو میدیدم که اونا رفتن و من نرفتم حسرتشونو میخوردم ولی حالا با کار کردن روی خودم و توجه به زیبایی ها و سریالهای آگاهی دهنده زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا من به جاهایی هدایت میشم اصلا مات و مبهوت میمونم از اون همه زیبایی خدایا شکرت بابت طبیعت ها و زیبایی هایی که هدایتم میکنی
و خیلی مورد های دیکه
استاد جان و خانم شایسته عزیزم چه جای زیبایی هدایت شدید چقدر زیبا و ملکوتی و روحانیه به قول خودتون عالیه خیلییییی زیباست ببین چقدر فرکانستون بالاست که به همچین جای رویایی هدایت شدید
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
من این فایل رو دارم زمانی گوش میدم که 6:30 صبح ( دیشب موقع خواب انقد از خدا خواستم گفتم که امشب خواب عمیق و خوبی داشته باشم خوب چند شب صداها نمیذاره خوب بخوابم و همش میپرم و وقتی میخواستم از باشگاه بیام خونه یکی بهمون گفت امشب شب سختی خواهد بود و این عین خوره رو من تاثیر گذاشته بود برای چندثانیه ولی بعدش من سریع گفتم خدایی ک منو تا اینجا هدایت کرده از این به بعدم میتونه تو خودتو بیدار ب خدا و استاد امشب برای من اروم ترین شب بود و من از 11 تا 6 عمیق و راحت خوابیدم و 6 خوابم تموم شد و بیدار شدم و کلی حالم خوبه ک چقد خوب و مسلط دارم رو ذهنم تاثیر میذارم )و کنار پنجره اتاقم دراز کشیدم و صدای گنجشک ها رو میشنوم و هربار ک پنجره رو میبینم تکون خوردن برگ ها و سایه قشنگی ک انداختن رو میبینم و چقد با عشق بیشتری فایل گوش میدم و هزار بار از خدا تشکر میکنم بابت هدایت شدنم برای خریدن این خونه.
اول در مورد فایل بگم که چه جای زیبایی چقد خوب ک همه جا رو دارید تجربه میکنید و چقد زیبا بود مخصوصا اون تیکه که جای هیچ رد پایی نبود و هنوز بکر بود و انگار با دست چیده شده بود انقد هنرمندانه و زیبا . استاد جان ممنون ک زمان میذارید این هارو برامون تهیه میکنید دمتون گرم.
و چقد جالبه چقد جالبه اصن از شدت به موقع بودنش فقط لبخند میزنم و حین دیدن فایل به خدا میگم چشم. اطاعت میشه و توجهم رو میذارم رو نکات مثبت
از وقتی ک شرایط ایران اینجوریه و من اذیتم انگار قلبمو یکی داره تو دستش فشار میده وقتی همه حرف از این مسائل من موزیک های تجسمی دانلود کردم و بازی پانتومیم دانلود کردم ک زمان هایی ک (خوب ترس دست خود آدم نیست بخواد بگه من مبرا از ترسم ) ترس داره بهم غلبه میکنه سریع توجهمو عوض کنم و از اون فکر و خیال بیام بیرون و خداروشکر خیلی موثر بوده و من از اون موقع هر بار دارم فایل می بینم توجه خاصی گذاشته شده رو توجه به نکات زیبا حتی در شرایط ناهماهنگ و نامناسب وچقد حس و حال خوب بهم داد و چقد منو امیدوار تر کرد ک بگم پس مسیرم درست پریسا پس این تغییرات کوچولو کوچولو میخواد بشه سبک زندگیت.
و در مورد هم زمانی ها منم میخوام چندتا اتفاق زندگیمو بگم
اتفاقا ی هفته پیش برای جای جدیدی ک گرفتم که اونم ب شدت هدایتی بود ک براتون تعریف میکنم و میخواستم میز و صندلی بگیرم و رو برنامه دیوار گشتم و همش میگفتم خدا خودت برام جورش کن نو باشه ولی قیمت مناسب باورتون نمیشه 10 دقیقه دیگش ی مورد بود عالی نو نو آقا میگفت اصن استفاده نشده استاد نمیدونید چ آقای محترم و دلسوزی بود برام و کلی بهم تخفیف داد و من همش لبخند رو لبم بود ک جالب خدا داره برام انجام میده و ساعت 11 شب بود من اسنپ اوکی کردم قیمتش300 بود و فیکس کردیم ظهر آقاهه اونجا باشه ک من اوکی کنم و ببرمش ظهر اومدم ماشین بگیرم با کارگر و اینا شد1/200 خوب اصن نمیخواستم این پول برای ماشین بدم و هرچی فکر کردم و چیکار کنم ب جایی نرسیدم از اونورم آقاهه میگفت من بخاطر شما اومدم نمیتونم روز دیگه بیام بعد یهو یادم افتاد قرار نیست هول باشی نگران باشی بترسی ی نفس عمیق بکش و دوباره از خدا خواستم گفتم من کل وسایل رو 1/800 خریدم بیشتر از 5-6 تومن می ارزید الان چرا باید پول ماشین انقد بدم گفتم من نهایت 500 بدم خودت کمکم کن( استاد جانم تازگی ها انقد واضح صحبت میکنم با خدام انقد واضح تر میشنوم و این برام دوس داشتنی ترین حس شده) همون موقع ب من گفته شد فقط الان پاشو برو اونجا نهایت خودت انجامش میدی. همه مخالف بودن تو باشگاه ک اینکار دختر نیست نرو. توجه نکردم با شاگردم رفتم و رفتیم اونجا ساختمون خالی بود و واحد کناری داشتن بنایی میکردم ازشون خواستم گفتم کسی هست منو کمک کنه من هزینشو پرداخت میکنم یکی اوکی داد گفت ولی این کار دو نفر و استاد جالب جالب داشت عین تیکه های پازل کنارهم دیگه چیده میشد یکی گفت برو بیرون ساختمون و دیدم چندتا کارگر دارن نهار میخورن و از اون هام کمک گرفتم سرکارگرشون گفت دارن نهار میخورن یکی از کارگرا گفت من میرم نهارم تموم شده فقط لبخند زدم ب راحتی اومد تو خیابون وسیلم و وانت گرفتم ( انقد راحت گرفتم انقد راحت گرفتم تو 3 دقیقه ماشین اومد) و اقای ب شدت خوش اخلاق ازش خواستم ی سمت میز بگیره باهم بذاریم تو ماشین خواستم انجام بدم ی آقایی زد رو شونم گفت برید کنار من انجام میدم و من فقط داشتم نذاره میکردم فقط برای ی کار من خدا چندتا دستشو فرستاده برام و تو دلم گفتم شکرت ک ب این آگاهی های ناب رسیدم و نشستم پشت وانت(تجربه جدید بود و کلی هوای تازه خوردم شکرگزاری کردم حتی اشک ریختم و تا برسیم) و وقتی هم رسیدیم خیلی راحت و ساده نگهبان اون فضا اومد گفت من کمک میکنم ب راننده گفتم میشه شماهم کمک کنیدو تا جلوی در رفته شد و من از جیبم پول نقد دراوردم و گرفتم جلوش گفتم هرچقد باید بردارید بفرمایید ی 50 برداشت و رفت و من داشتم اونو هول میدادم بره تو باشگاه و دوباره راننده با عجله اومد پیشم گفتم من فکر کردم ی 50 این دوتا بود یکیشو بهم داد و من فقط نگاهم رفت ب آسمون و گفتم ممنون ک آدم خوبارو تو مسیرم میذاری و کل اون اومدن رفتن شد512 تومن و کلی حس و حال خوب ک فقط میگفتم خدایا شکرت
ذوق دارم براتون تعریف کنم ک بگم منم دارم میسازم منم دارم خلق میکنم و دوست دارم براتون تعریف کنم ک بدونید فقط گوش نمیدیم ماهم داریم خلق میکنیم ب جایی ک دوست داریم برسیم
صبح اومدم مغازه و البته شرایط خاصی که الان در کشور هست و تمرکز روی نکات مثبت سخت هستش و من هم الان دیگه تنها جایی که میشه از شرایط نا دلخواهم فاصله بگیرم این سایت یا بهتر بگم این خونه هستش و اومدم روی فیلها زدم مثل همیشه و گوش کردم، در این مواقع که خیلی باید تلاش کنم که حالم را خوب کنم فقط گوش میکنم و تکرار و تکرار فایلها آرومم میکنه و کمی بهتر میتونم تمرکز کنم،
خلاصه رسیدم به این فایل که داشتم گوش میکردم و برق رفت و اینترنت هم قطع شد اومدم که بیام بیرون از سایت گفتم بزار نظرات دوستان رو بخونم احتمالا باید بخونم و نظر آقا محمدچکرایی ،آتنا شکیب،راحیل زمانی،لیلا توسلی،مهشید و شیرین،
رو خوندم که حالم را خیلی خوب کرد تا این حدی که بیام کامنت هم بزارم،
البته من هم برای نوشتن و هم برای خونده در سایت خیلی سختم هست و این نبود برق و اینترنت باعث شد هم کامنت بخونم و هم دارم مینویسم خدایا شکرت .
همزمانی ها که بخواهم بنویسم شاید در زندگی خیلی ها اتفاق میافته مثل خودم قبل از آشنایی با استاد بهشون آگاه نبودیم و توجه ای نمی کردیم و حال با این آگاهی که از درسهای استاد گرفتم به این همزمانی ها کمی بیشتر توجه میکنیم به همین نسبت بیشتر برایمان اتفاق میافتد. و نتایج بهتر از این هم زمانی ها .
خیلی وقتها مثل همین الان میام چیزی بنویسم میبینم که کل حرفهام و کل نگاهم و شاید زندگیم شده حرفهای استاد و دیگه چی از این نوشتن خیلی بهتر من دوستان دارند مینویسند، من هم نوشتم که لحظه به لحظه در زندگی ام به لطف آموزشهای استاد شده هدایت و همزمانی و اتفاقات خوب . خدایا شکرت
شکرت برای نعمت زندگی که بهم عطا کردی تا بتونم زیبایی ها و حس های قشنگ رو تجربه
تا بتونم همواره رشد کنم و لذت ببرم از زیبایی نعمت های بیکرانت
خدایا شکرت برای توانایی شکر گزاری خدایا کمک کن بیشتر قدرشناس نعمت های فراوانی که در زندگیم هست باشم
خدایا شکرت برای هدایتی که همیشه همراهمه
خدایا شکرت به خاطر سلامتی و احساس خوبی که دارم
خدایا شکرت برای ارامشی که دارم
خدایا شکرت برای سلامتی و وجود خانوادم و همسرم
خدایا ایمانمو قوی کن کمکم کن عملگرا باشم
همه ی ما باورهای محدود کننده ی زیادی داریم و پیداکردن این باورها زمان میخواد تکامل میخواد باید جهاد اکبر داشته باشیم و همه ی تمرکزمون روی پیدا کردن باورهای مخرب و اصلاح اونها و ایجاد باورهای درست و قدرتمند کننده باشه باورهایی که به خوشبختی و لذت و ثروتمند شدن و ارامش بیشترمون کمک کنه
خدایا بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم ی نشونه میخوام که دلم قرص شه خودت اگاهی به احوال این روزهام امین
خدااایا خودت هنگام خوندن کامنت مریم جان بهم الهام کردی پاسخ بدم
خدایا تو میدانی هدایتم کن به آنچه باید بنویسم
مریم جان مطمین باش و ایمان داشته باش خدا به هر آنچه بر دل هاست آگاهه فقط کافیه ایمان داشته باشیم
باور کنیم که خدا بر همه چی عااالمه و قادره
این جنس از باور وقتی بوجود میاد که انگیزه داشته باشی عشق در وجود خودت لبریز بشه که فقط زیبایی ببینی
مثلا امروز در روابطت یه زیبایی ببینی و اونا تحسین کنی با عشق و از درون خودت براش ذوق کنی ببین خدا برات تا یک ساعت نشده زیبایی از همون جنس را برات میزاره مثلا ثروت میخواهی باید توجهت را ببری به فراوانی ها میری داخل سوپر مارکتی فقط ببین چقدر از هر چیزی فراوانه چه قدر تنوع زیاده چقدر ایده در طرح و بسته بندی هاست و اینکه همواره جهان در حال رشد و پیشرفته
خدااا شاهده این جنس نگاه فقط برامون زیبایی بیشتر فراوانی بیشتر عشق بیشتر سلامتی و سعادتمندی را میاره که البته لازمش جهادی اکبره
چرا جهاد اکبر چون ذهن در حال نجوا کردنه و ما میتونیم با باورهای توحیدی با منطق های قرآنی اونا ساکتش کنیم و تکاملمون را در راه رسیدن به ایمان فعال طی کنیم که البته
جهاد در راه خدا برا رسیدن به سعادت دنیا و آخرت بی نهایت لذت بخش و شیرینه
بانو جااااان این دلنوشته ای از سمت خدا بود برات بوسیله دستان خدا
خدااایا شکر که منم با نوشتن این دلنوشته برای وجود نازنینت قلبم بازتر شد
عزیزم در پناه یگانه الله همواره شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشی
چقدر زیبا و عالی بود چقدر شگفت انگیز چقدر رویایی و چه حس خوبی ،انقدر که حس میکردم کنار شما نشستم و دارم به حرفاتون گوش میدم.ماسه هارو حس میکردم و انگار من بودم که همراه با شما پاهامو توی ماسه ها بازی میدادم و چه صحنه های زیلایی که شما با امکانات عالی که در اختیار دارین ،میتونستین ببینیم و چقدر سپاسگذارم ازتون که جاهایی رو از خلقت به من نشون میدین که شاید هیچوقت نمیتونستم ببینم .از این همه سخاوتتون ممنونم و بیش از همیشه اعتقاد دارم که شما لایق تمام این نعمت ها هستین.
من خیلی وقتا میگم منم دارم با روش استاد و قوانین پیش میرم ولی این کجا و اون کجا و به درکش رسیدم که شما خیلی ایمان و اعتقادتون عمق داره و واقعا جزو شخصیتتون شدا و البته که شما خیلی فرق دارین و از درون پر هستین و متفاوت.
من هروز خودم و زندگیمو به ادا و هدایت هاش میسپارم و شاید روزی ده ها بار به خدا میسپارم و ده ها بار پس میگیرم.
هدایت ازش میخوام و یادم میره یا به قول شما میتوایم کار خودمونو بکنیم.
چقدر دلم ازین سفرهای غیر مترقبه میخواد.عاشقشم که راه بیفتم به مقصدی ادایتی ،با یار هدایتی و زمانی بی محدودیت و ثروتی بی محدودیت و به برگشت فکر نکنم.آشنایی با ادمهای جدید هدایتی و زیباییها و جاهایی که حتی ساکنینش هم ندیدن و شما در زمان و مکان مناسب قرار گرفتین.
پارسال سفری به شمال داشتم و از اولش بر همین حساب بودم که در زمان مناسب و در مکان مناسب و با آدمهای مناسب باشم.
چقدر هم عالی پیش رفت.
انقدری که خودم بودم نمیتونستم انقدر سفر جالبی داشته باشم.
مکانهایی رو دیدم که ساکنینش در یکی دو کیلوتر اونطرف ترش ،ازش خبر نداشتن و چقدر رویایی بود.
من واقعا عاشق سفرم و این از بزرگترین رویاها و خواسته هامه که تمام زیباییهای جهان رو ببینم .
مخلوقاتی رو که خدا برای من آفریده تا ببینم و لذت ببرم و پی به بزرگیش ببرم.
صحنه های اخر با این اهنگ زیبا واقعا مو به بدن آدم سیخ میکنه.منو به وجد آورد .چقدر خلقت داره خدا
چقدر وسعت داره زمینش و جهانش
چقدر موجود داره
چقدر مخلوقات ریز و درشت داره که بی انتهاست
واقعا نمیشه مخلوقاتش رو شمرد با تمام قلمها و جوهرهای دنیا حتی اگه همه درختان قلم بشن و همه ی دریاها مرکب.
سپرون به خدا،تمرین و مداومت هرروزی میخواد تا جزوی از زندگی و شخصیتمون بشه و دیدن و حس کردن هدایتهاش ام مستلزم اینه که توی مسیرش باشیم.
چطور فکر میکنیم میتونیم بهتر از خدا کارهارو انجام بدیم؟
چطور فکر میکنیم خودمون بهتر میدونیم؟
خدایا عظمتت رو شکر
ادایتم کن هر لحظه به بهترین هات
بهترینهایی که توو برام در نظر گرفتی
بهت اعتماد دارگ و میدونم تو از خودم برام بهتر میخوای.
و اینو توی روند سپردنهام دیدم و تجربه کردم که حتی خواسته ها ،هروقت به حقیقت میپیونده،،،بهتر از اونیه که درخواست کرده بودم.
خدایا من هیچی نمیدونم.تو بهتر از من میدونی و میتونی
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه مشتری که ازم قبلا چند بار خرید کرده بود تماس گرفت گفت 7 بسته میخوام گفتم اگه 20 بسته یا 15 بسته بخواید میتونم بیارم اگر کمتر بخواید خودتون باید بیایید خیلی با اعتماد به نفس و بدون ترس از دست دادن گفتم و اونم گفتش که بذار پس یه آماری بگیرم ببینم چند تا میخوام خبرت میکنم
خدایا شکرت بابت اینکه با دوستم رفتیم طبیعت قشنگ سردابه و اطراف سردابه
خدایا شکرت بابت اینکه پدرم خربزه خرید و خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه دوستم زرد آلوی خوشمزه و آلوچه شهریار خوشمزه که عاشقشم خرید و خوردم و لذت بردم [طبق درخواست ستاره قطبیم که نعمت های غیرمنتظره میخواستم که دریافت کردم خداروشکر]
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم منو به زیباترین طبیعت هدایتم کردی
یه زمانی بود جمعه ها دلم میگرفت می دیدم همه میرن گردش و خانواده من اصلا اهل گردش نیستن و منو نمیبرند و یه عمری فقط خانوادم رو مقصر دونستم و اون زمان ها به هیچ جایی هم هدایت نشدم ولی وقتی خودم یکم تغییر کردم و رو خودم کار کردم و کار میکنم قدم برداشتم و میرم با دوستم و از طبیعت قشنگی که اطرافمه لذت میبرم حالا بدونِ مقصر دونستن خانوادم میرم طبیعت،خانوادم علایق خودشونو دارن منم علائق خودمو دارم و من مسئول زندگی خودم هستم خانوادمم هرکدوم مسئول زندگی خودشون هستن
خدایا شکرت بابت فراوانی چمن ها و زمین های زراعی که دیدم
خدایا شکرت اصلا من نمیدونستم تپه های زمین های کشاورزی وجود داشته باشه از دوستم پرسیدم گفت آره توش محصول کاشتن دیمی هست و نیازی به آبیاری نیست و از باران تغذیه میشن و محصول میدن خدای من شکرت بابت این همه فراوانی
خدایا شکرت بابت چند تا الاغ های بسیار زیبایی که دیدم قبلا که آگاهی نداشتم الاغ رو مسخره میکردم ولی حالا به چشمان زیبای الاغ ها توجه کردم که عجیب زیبا بودند
خدایا شکرت بابت اینکه چند تا اسب خوشگل دیدم عین برونی [به هر چه توجه کنی از اساسش وارد زندگیت میشه]
خدایا شکرت بابت فراوانی عدس ها و بلال ها و گندم ها و سیب زمینی هایی که تو زمین های فراوان کاشته بودند
خدایا شکرت بابت هوای آفتابی و ملایم امروز
خدایا شکرت بابت مرغ و خروس ها و غاز های بسیار جذاب و نازی که دیدم خدای من مرغ و خروس ها داشتند پشگل های گاو و گوسفند هارو تو زمین پخش میکردند و غذا واسه خودشون پیدا میکردند و میخوردند
خدای من غازها چقدر زیبا هستن چقدر خوشگل هستند چقدر قشنگ آب میخوردند خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت فراوانی ماشین هایی که اومده بودند برای تفریح و لذت که این فراوانی تفریح و لذته
خدایا شکرت بابت اینکه به چه جای بسیار زیبا و رویایی هدایتم کردی که قبلا هم هدایتم کرده بودی و من اونجا رو خیلی دوس دارم اطراف سردابه هست یه سربالایی هست که کل شهر و روستا و زیبایی طبیعت زیر پاته [خداوند جهان رو مسخر ما کرده]
تصمیم گرفتم پیاده شم دوستمم پیاده شد خدای من چجوری توصیف کنم خدای من شکرت بابت صدای زیبای پرندگان و فراوانی انواع گلها و گیاهان و پوشش گیاهی
یه لحظه نگاه کردم دیدم دمنوش گیاهی گوزی گولاغی هست اونجا که خیلی فواید داره از دوستم نایلون درخواست کردم یه نایلون بزرگ داد و در زمان خیلی کوتاه کلی از اون گیاه چیدیم من و دوستم خدای من شکرت بابت این همه فراوانی خیلی دوس داشتم خودم برم بچینم اولین تجربم بود خیلی تجربه لذت بخشی بود نکته جالبش این بود که همه جا پر بود از این گیاه مفید که نمود فراوانیه
بابونه و گل های لاله هم بود خدایا شکرت
گوزی گولاغی انقدر بدی خوبی داره رنگ سبز روشن مات داره و جنس بسیار نرم و لطیف و مخملی خدایا شکرت که بهم حس لامسه دادی تا بتونم لمس کنم این گیاه رو
خدایا شکرت بابت کوه های قشنگ و تپه های سرسبز بسیار زیبا بودند
خدایا شکرت که من دوستم رو رها کردم و پیاده روی کردم تنهایی تو اون طبیعت زیبا و از تنهایی خودم لذت بردم
خدایا شکرت بابت ویوی زیبای شهر و ساختمان ها قابل رویت بود
خدایا شکرت بابت فراوانی آدم های خوب یه خانواده ای اومده بودند یه آقای مسن بود خیلی اصرار میکرد باید بیایید و چای بخورید چندین بار با روی خوش و مهربونی بهمون چای تعارف کرد خدای من شکرت
خدایا شکرت بابت گاو ها و گوسفند ها و سگ های فراوانی که دیدم
خدایا شکرت بابت کارخانه بزرگ تایر رو که دیدم داخلش پر بود از تایر قابل شمارش نبود این نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه یه جایی بود از دور دیدم کلی عسل تولید میکنند خدایا شکرت بابت فراوانی عسل و زنبور عسل و فراوانی فرصت ها
خدای من چه جاهایی تبدیل به فرصت شده این نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه از نزدیک گلهارو میدیدم لمس میکردم و یه جایی فراوانی کرم دیدم که دوستم گفت اینا تبدیل به پروانه میشن خیلی جالب و قشنگ بود و نمود واضح فراوانی
خدایا شکرت بابت تمام زیبایی هایی که هدایتم کردی و این چشمان زیبایم این همه قشنگی رو دید که واقعا قابل شمارش نیست و در کلمات نمیگنجه این همه زیبایی
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»
خانم شایسته عزیزم توضیح میدهند:
بخشی که امروز باهم بررسی میکنیم ارتباط زیادی داره با تغییر بنیادین باورهای محدود کننده ای که حاصل شناخت اشتباهمون از خداوند ،رابطمون با این نیرو و قدرتی که به زندگیمون بخشیده
مخصوصا باورهای محدود کننده مذهبی
چگونه فکر خدا رو بخوانیم در دوره 12 قدم
اگه بخوام باورهای محدود کننده رو تو سه دسته بگنجونم بنظرم عمده ترینشون باورهاییه که از مذهب ارث بردیم و پاشنه آشیل مشترک هممونه
این سوء برداشت ها در مورد رابطمون با خداوند،ترمزهای قوی رو تو ذهنمون نصب کرده و باعث شده
نتونیم خدا و ثروت رو کنار هم قرار بدیم نتونیم آدم خوب بودن و ثروتمند شدن رو کنار هم قرار بدیم
نتونیم راحت زندگی کردن و معنویت رو کنار هم قرار بدیم
نتونیم بپذیریم که فقط ما مسئول خوشبختی خودمونیم
نتونیم بپذیریم که ما در زمانهایی که شادیم و احساس خوبی داریم به این نیرو وصل هستیم
نتونیم خودمون رو لایق یه زندگی خوب در تمام جنبه ها بدونیم به همین دلیل زندگیمون در ترس و نگرانی میگذره
این باور مذهبی باعث میشه ما شرک بورزیم و هر چقدر بتونیم این باور رو اصلاح بکنیم به همون اندازه هم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه و به آرامش واقعی میرسیم و نعمت ها خود به خود وارد زندگیمون میشه
ماموریت چگونه فکر خدا را بخوانیم در دوره 12 قدم بنا کردن باور توحید هست
توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه
توحید یعنی جریان هدایت در هر لحظه جاریه و انتخاب با منه که به این هدایت وصل بشم یا راه ذهنم رو برم
توحید یعنی اعتبار تمام نعمتهای زندگیم رو به خداوند بدم نه به عوامل بیرونی
و هیچکس رو مقصر ندونم
فقط باورهای خودم رو مقصر بدونم
به جای گلایه جهادی اکبر برای تغییر باورام راه بندازم
این بخش از دوره 12 قدم به ما کمک میکنه تا فکر خداوند رو که همون قوانین ثابتش هست بخونیم
این بخش منطق هایی قوی از قرآن میاره که باورهای محدودکنندمون تغییر کنه
اون منطق های قوی از قرآن باعث میشه ذهن مقاومت نکنه و خلع صلاح بشه
کار کردن با این بخش باورهای لیاقت و فراوانی رو که مهم ترین باورهای قدرتمند کننده هستند رو در وجودمون میسازند
کار کردن با این بخش ترمزهایی رو از ذهنت حذف میکنه که باعث شده بود نتونی الهامات خدا رو تو زندگیت بشناسی و دریافتشون کنی
خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم بابت تدوین و فیلمبرداری فایل ها و تمام زحماتی که برای سایت میکشید
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خدای مهربانم به نام خدای هدایتگرم به مسیر زیبای نعمت و ثروت خدایا ممنونتم شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد توحیدیم و سلام به عزیز دلشون مریم جانم
بهبه به خودم تبریک میگم که امروز هم هدایت شدم از سمته خدای خوبم به این فایل زیبا
واقعا تو مسیر توحیدی که باشی همه چیز بهت داده میشود
قدرت خدا رو درک و باور کنی و اعتماد کنی بهش
و همه چیز رو از او بخواهیم که او قدرته مطلق ست
واقعا همینطوره که دوست عزیزم آوا جان و خودم و دوستانه دیگه هم گفتن همین موضوع رو ما فکر میکردیم قبل از آشنایی با استاد ایمانمون بالاست
و خدا رو میشناسیم
من خودم رو میگم ایمانم شاید متوسط بود خدا رو و قدرتش رو نمیشناختم خیلی دست و پا میزدم برای حل هر مسله ای
میگفتم خدا انجام میده و خدا بزرگه
اما ته دلم نگرانی و استرس بود احساسه بد بود
خب این با آگاهیهای الانم یعنی ترمز یعنی مانع
ولی من غافل بودم فکر میکردم زندگی میکنم اما نه اون زندگی نبود به جورایی روز رو به شب رسوندن بود
خوندن نمازهایی که تهش همش گلایه و ناراحتی و گریه بود
اما از زمانی که با استاد آشنا شدم هر روز خدا رو بهتر و بهتر شناختم و الان امسال که خیلی خیلی
راحت و آسون همه رو به قدرتش میسپارم و همه کارهام به راحتی انجام میشه
و ته دلم به آرامشه خاصی دارم
یاد گرفتم نه گذشته رو مرور میکنم و نگرانی بهم دست میده و نه برای آینده خودمو اذیت میکنم .فقط میدانم خدای بزرگی دارم
اگر من سمته خودمو انجام بدم او وفاداره به وعده اش
خدایا ممنونتم که میتونم هر روز بهتر شکرگزارت باشم
خدابا شکرت که هر روز با کنترل ذهنم میتونم مواظبه رفتار و گفتار و کردار و افکارم باشم
احساسمو خوب نگه دارم فرکانس خوب بفرستم
دیدگاهمو به همه مسائل مثبت نگه دارم
و لذت لذت ببرم از لحظه حالم
عجله نکنم
و آرام باشم و همه چیز به وقتش به من داده میشه
استاد ممنونتم سپاسگزارتم برای بودنت در این سابت الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای خوبم
سلام و درود عشق به استاد عزیزم و خانم شایسته گل و دوستان جمع سایت
انقدر ذوق دارم واستون از همزمانی های خودم بگم که شگفت انگیزه اصلا
اما قبلش باید بگم بشدت این صحرای شن سفید زیبا و دیدنی بود خیلی قشنگه بتم چسبید هم حرف های طلایی و الهی هم مکانه عالی
نزدیک به عید 1404 بود که همه یجورایی لباس خریده بودن و من مونده بودم چیکار کنم چه استایلی چ کفشی اما باورتون نمیشه اصلا رها کرده بودم و حتی میگفتم حالا میخرم حتی بعد عیدم شد اشکالی نداره
خلاصه ما رفتیم بازار و اصلا خدامیدونه چه صحنه های رویایی پشت سرهم برای من رقم خورد
ما رفتیم و خیلی یهویی یه شومیز کرم رنگه زیبا بود که پسند کردم فکرشو نمیکردم حالا من از سخت پسندیم چیزی بتونم بخرم اما رفته بودم رو حالت دریافت
بعد باورتون نمیشه رفتیم پاساژ جلوتر و در کمال عجیب بودن من مدتها بود کفش 3x بلنسیگا میخاستم و خلاصه خیلی عشقشو داشتم
حتی قبل از اون مغازه من رفتم یه کفش فروشی دیگه و اون گفت این کفش مردونست و برای سایز پای مردها درست شده و واسه پای من بزرگه و گیرت نمیاد نگرد نیست
خلاصه که من توجه نکردم و یهو وارد یه مغازه شدم که همون کفشو سایز 39داشت اصلا شاخ دراورده بودم
درصورتی که من اصلا فکرشو نمیکردم این مغازه داشته باشه چون به مغازش نمیخرد برند باشه
اما خدا برای من ردیف کرد
تازه من بدون اینکه حرفی بزنم این اقا خودش مقداری به عنوان هدیه از بهای کفش کم کرد
و باورتون میشه کفشی که حالا برنده و قیمتش برای من حوری درست شد که دقیقا با مقدار پولم اوکی بود در صورتی که فکر میکنم باید پولش 3الی 6ملییون باشه اما واسه من خیلی فوق العاده مناسب همون کیفیت ردیف شد
و بعد شلوارمم طوری خریدم که اصلا در شرف خریدنش نبودم و دقیقا رنگه لباسم بود و کلا من هنگ هنگ بودم که داره چه اتفاقی میوفته
اما هنوز تموم نشده رفقا این یکی خیلی هیجانی تره
من یهویی تو چند ساعت تصمیم گرفتم گل ربانی جاودان درست کنم برای فروش
و انقدر دقیقا یادمه من فقد یساعت بعد از تصمیمم داشتم تو اکسپذور با ذوق دنبال ربان زرشکی میگشتم واسه اینکه هرچی زودتر درست کنم چون ذوق داشتم و اشتیاق
و بعد بدون هیچ برنامه قبلی ای یهو دیدم ابجیم از بازار اومد با ربان زرشکی همون سایز و تمام وسایل گل جاودان خلاصه من اونجا دیگه ردد دادم
مونده بودم چی بگم کلا همه چی واسم عجیب بود و خب خیلی این تجربه ها قشنگن
و نکته جالب پشت همشون اینکه باید تسلیم بود
وقتی تسلیم میشیم میریم تو حالت دریافت الهی
و معجزها پشت سرهم یکی پس از دیگری
الهی شکرت الهی شکرت که من رو به مسیر درست در زمان و مکان مناسب هدایت میکنی به سمت زیبایی ها الهی شکرت برای همزمانی
به نام خدای توانگر
تعهد226
یادم باشه تو مسیر درست باشم تو مسیر توجه به خواسته هام تو مسیر سپاسگزاری تو مسیر توکل تو مسی هدایت خداوند و بدونم خداوند داره هر لحظه منو هدایت میکنه من باید قلبمو باز کنم و بشنوم هدایتشو و ذهن منطقی مو ساکت کنم
اگه خواسته ای دارم باید اینقدر روی خودم کار کنم و اینقدر از نظر شخصیتی رشد کنم و قوی تر بشم که هم مدار بشم هم فرکانس بشم با خواستم تا به سمت خواستم هدایت بشم و بهش برسم
و همیشه به خدا بگم خدایا من میخوام بشینم روی شونه های تو تو منو هدایت کن و بهش ایمان داشته باشم از ته قلبم و باهمه ی وجودم بهش اعتماد کنم توکل کنم اونوقت اون بهترین هارو بهم میده حتی فراتر از حد تصورم فقط باید در عمل ایمانو توکلمو بهش نشون بدم و نشونه هارو دنبال کنم و ازش هدایت بخوام و بدونم که قطعا اجابتم میکنه
به نام خدای زیبا و مهربان
سلام به همه ی دوستان عزیز و هم فرکانسی های گلم و سلام به استاد و مریم نازنین
راستش نمیدونم از کجا شروع کنم به گفتن این همه زیبایی که در این فایل دیدم، فوق العاده زیبا بود، حتی توصیفش سخته باید حتما این فایل دیدنی رو ببینید، چقدر دنیا جاهای زیبا و قشنگی داره، مثل یک تابلوی نقاشیه و فرض کن این تابلو رو از نزدیک ببینی، لمسش کنی، حسش کنی،لذتشو ببری عالی بود… در مورد هدایت هایی که استاد عزیز و مریم جون در این سفر رویایی شدند، حتی دیدن این فایل هم برای من هدایتی انجام شد، من به این صفحه از سایت هدایت شده بودم قبلا و محدثه ی عزیزم جواب کامنتمو با عاشق داد و دیدم اما خود فایل رو ندیده بودم بخاطر اینه توی مدارش نبودم اصلا ، اما خدا باز منو هدایت کرد ، کامنت دوستان عزیز رو خوندم و چقدز انرژی گرفتم و همش هدایتی بودااااا
توی این چند وقت(اینترنت قطع شده بود)من سعی کردم مقداری از اون آگاهی ها و خوندن نکات کتاب رو روی خودم کار کنم و دیدگاهم رو تغییر بدم، حالم رو خوب نگه دارم و به همون مقداری که روی خودم کار کردم خداوند داره منو هدایت میکنه و من مطمعن تر شدم که ادامه بدم
خدایا شکرت، عاشقتم.
بحث فرکانس و مدار چه بحث جالبیه هااا
دقیقا من داشتم به این فکر میکردم که آقا با هر کسی که حالا دوست شدم یا ارتباط گرفتم یا هرچی همشون مثل من هستن!حالا مثلا شرایط زندگیشون شبیه من بوده یا برخوردشون یا باورهاشون یا کمبود هاشون مخصوصا مثل من بوده ، از یه طریقی بهم ربط داشتن و وقتی نگاه میکنم به قبلا میگم واقعا من توی چه مدار داغونی بودم:/
من چقدر باورهام داغون بوده، چقدر کمبود داشتم
من هم آدم هایی رو مثل خودم جذب میکردم طبق قانون:هر چیز چیزی را جذب کرد ، گرم گرمی را کشید و سرد ، سرد
قطعا اگر تو بخوای بری به مکانی، جایگاهی که اصلا هم مدار تو نیست جهان اجازه نمیده…
مگر اینکه تو باورهاتو عوض کنی و تغییرشون بدی
درمورد خواسته هاهم توی این بحث میگنجه، باید توی مدار خواسته ات باشی که بهش برسی…
من به لطف خدا از وقتی که شروع کردم به این مسیر طلایی باورهام تغییر کرده ، روابطم با پدرم که فکرشو نمیکردم با هم خوب بشیم خوب شده…
ایمانم قوی تر شده ، آرامشم بیشتر شده، احساس خوب رو تجربه میکنم و خیلی چیزا…
هرچند که باید ادامه بدم و این فایل برام هدایت بود که بنده عزیزم به مسیرت ادامه بده،
دستانی از خداوند وارد زندگیم شده که منو هدایت میکنه مثل استاد عزیزم و مریم جون
دلم میخواد بنویسم اینجا و با خودم مرور کنم که:
من هر آنچه را که دارم از آن خداست
به قول استاد من باهوش نبودم من ذهن عجیب و غریبی نداشتم، من نمیدونم تواناسی شگفت انگیزی نداشتم…. همش کار خدا بوده، اون منو هدایت کرده تا اینجا بقیشم منو هدایت میکنه من تسلیم خدام، من تسلیم هستم خدایا و من از تو یاری میجویم و من از تو هدایت میخوام.
تسلیممممممممممم
و تو هر لحظه داری منو هدایت میکنی…
بزار باورهایی که دارم میسازم برای رسیدن به خواسته رو اینجا مرور کنم، هر صبح هر ظهر هر شب حتی هر لحظه:
من خالق زندگی خودم هستم
من با افکارم زندگیمو خلق میکنم
خداوند یک سیستمه که به هر شکلی ببینیش به همون شکل درمیاد
خداوند عاشق منه، خداوند بیشتر از من دوست دارد که من به هدفم برسم
خداوند هرگز مرا رها نمیکند، هرگز من از خداوند جدا نمیشم
خداوند در هر لحظه در حال هدایت کردن منه
من موفق میشم، همه چیز به نفع من رقم خواهد خورد
هر اتفاقی بیوفته الخیر فی ما وقع ست
من در دستان امن خداوند هستم.
خدایا شکرت. عاشقتونم
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و سی و دوم از فصل پنجم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت نعمت آب که تمومی نداره
خدایا شکرت بابت امنیت و آرامش و آسایشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم از سایت استاد عزیزم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده ای که تنفس میکنم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم در ساعتای اول روز خواستم برآورده شد واقعا نمیدونم خداوند از جایی که فکرشم نمیکنم برای من و خانوادم روزی میفرسته که 5 بسته ساندویچ نذری اومد و ناهار رایگان دریافت کردیم خدای من شکرت
خدایا شکرت بابت میوه آلوچه و زردآلوی خوشمزه ای که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه برای شام چلو کوبیده با سالاد و دوغ و ته دیگ سیب زمینی بسیار خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری که برام عطا کردی
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم شب با مادرم بیرون خدای من چقدر خودپرداز هست تو شهرمون خودپردازهای جدید، لمسی شدند که نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم بیرون و بابت شب زیبا و هوای خنک و رطوبت زیبای هوا و ابرهای قشنگ در آسمانِ شب و درخت های زیبا و خیابان صاف و آسفالت و تمیز و چراغای خیابون که به کل شهر روشنایی بخشیدند و لوگوی بزرگ ساعت در میدان جهاد که بسیار زیباست سپاسگزاری کردم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی
استاد میگه:از خدا میخوام که ما را به راه راست به راه کسانیکه به آنان نعمت داده هدایت کنه و نه کسانیکه به آنها غصب کرده
ایاک نعبد و ایاک نستعین :
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
هیچ عامل بیرونی دیگه ای نیست ما نگاهمون دست کس دیگه ای نیست
ما فکر نمیکنیم اگر نمیدونم شرایط بیرونی عوض بشه اگه دولت عوض بشه اگه فلانی بره بهمانی بره زندگی ما خوب میشه
ما فقط از تو کمک و هدایت میخوایم و توکلمون به توئه و میدونیم که اگر ما رو هدایت کنی تو دل هر شرایط و موقعیتی ما به مسیرهای پر از نعمت و ثروت و زیبایی هدایت خواهیم شد
خیلی حالم خوبه نشستیم با عزیز دلم اهداف سال جدیدمون رو نوشتیم که خدایا ما چی میخواییم نشستیم تمرکز کردیم برروی خواسته هامون بجای اینکه روی ناخواسته هامون تمرکز کنیم نشستیم با خدا صحبت کردیم درمورد خواسته هامون صدامونو ضبط کردیم که خدایا ما امسال چی میخوایم و اینکه خدایا تو چه نعمت هایی به ما دادی این همه سال بخاطرش سپاسگزاریم
خدایا ما دوس داریم شخصیتمون اینجوری بهتر بشه و به این مسیرها هدایتمون کنی و خواسته هامون اینه و خداوند مهرشو کوبید پای خواسته های ما و گفتش که چششششم چششششم من تاییدش کردم و شما خواسته هاتون رو توی این جای روحانی و زیبا متولد کردید و من هدایتتون میکنم فقط یادتون باشه که توی مسیر توجه به خواسته ها باشید تو مسیر سپاسگزاری و هدایت باشید و همیشه تسلیم خداوند باشید تا خداوند شمارو هدایت کنه
خانوم شایسته عزیزم یه سری همزمانی ها رو نوشته که توی سفرشون اتفاق افتاده
خانوم شایسته میگه:
یه سری همزمانی ها اتفاق افتاد که منجر به خود این سفر شد
استاد میگه یه برنامه ای داشتم به سفر به ایران
و همه کارام هم کرده بودم و بلیطهامم خریده بودم و چمدونامم جمع کرده بودم منتظر بودم خداوند هدایتم کنه چند روز مونده بود به موعود سفر که نشانه های واضح اومد که نرو بعد از اون چون همه چیو آماده کرده بودم و ذهنم هم تو سفر بود گفتم حالا که اون سفر رو نرفتم بریم سفر به داخل کشور و زیبایی های آمریکا رو ببینیم و هدایت بشیم توسط الله و این سفر به وجود اومد
هدایت بعدی این بود که وقتی فورد رو خریدم میخواستیم بریم سفر گفتم تراکمپر بخرم و من تراکمپری تو ذهنم بود درست همین تراکمپری که الان داریم رفتیم توی سایت کارخونش و نوشته بود اگه الان سفارش بدید 9 ماه یا یک سال بعد به دستتون میرسه گفتیم بابا ما میخوایم این دو سه روزه بریم مسافرت 9 ماه بعد چیه بعدش سرچ کردم دیدم یه بنده خدایی میخواد بفروشه من ساعت 3 شب دیدم این آگهی رو و بهشون پیام دادم و صبح ایشون پیام داد و گفت هستش و نو هست و… و رفتیم و فروشنده پول نقد میخواست و منم همراهم بود پول نقد اگه اون پول نقد نبود نمیتونستیم بخریم خلاصه به طرز جادویی رفتیم و اون بنده خدا بود و تراکمپر رو خریدیم و گذاشتیم ماشین و آوردیم و عزیز دلم تمیزش کرد و رفتیم سفر یعنی همه چیزش به طرز جادویی وصل شد به همدیگه یعنی اون سفره کنسل شد و تراکمپر خریدیم و هدایت شدیم به سفر دیگه
سفرمم به ایران بود و میخواستم بیام ایران و یه سری ایده هامو اجرا کنم و یه اتفاقایی افتاد و اون درگیری و قطع شدن اینترنت و به خداوند گفتم داری میگی نرم و خداوند گفت آره
همون موقع به خدا گفتم سپاسگزارم که هدایتم کردی و سفر به ایران کنسل شد
و اومدیم این سفر و این سفر چقدر رویایی بود
و بچه ها اومدن ال ای و باهاشون درارتباط بودم و تغییر بچهها رو دیدم و صحبت کردیم و خیلی احساس خوبی بود
و خلاصه این هدایت خداوند بود
تمرکزمونو نذاشتیم به مسائل ایران و نرفتیم ایران وهدایت شدیم به این سفر و تمرکزمونو گذاشتیم به سفر به دور آمریکا و به زیبایی ها
خانوم شایسته میگه:
وقتی با یک جایی هم مدار نباشی اصلا مهم نیست چقدر میخوای بری اونجا ،جهان اجازه نمیده
اصلا دنیا دنیای هم مداریه
یعنی شما جایی هستی که با اتفاقات اونجا هم مداری
و موضوع دوم این سفر این بود که هم تمرکز ما به سمت زیبایی ها شده و تمرکز یه عالمه دوستای هم سفرمون از طریق این دوربین توی برنامه سفر به دور آمریکا هستند
استاد میگه: اگه شما با یه فضایی هم فرکانس نباشی حتی خودتم بخوای بری اون فضا جهان نمیذاره
وقتی تفاوت فرکانسی شما با یه جایی یه فضایی خیلی زیاد باشه یعنی شما فرکانستون خیلی خوب باشه و اونجا خوب نباشه یا برعکس شما فرکانستون بد باشه و اونجا خوب باشه حتی اگه بخوای هم جهان نمیذاره که اونجا باشی
همون مصداق الطیبات للطیبین و مصداق در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و و سرد سرد
من میخواستم بیام ایران و چون این تفاوت فرکانسی خیلی زیاد بود جهان اجازه نداد
بچه ها این خیلی نکته خوبیه ها :
وقتی ما روی خودمون کار میکنیم هدایت میشیم به آدما و شرایط و موقعیت ها و مکان هایی که بهترند و باعث آرامش و شادی و لذت بیشترمون میشن
وقتی هم روی خودمون کار نمیکنیم و میاییم پایین هدایت میشیم به آدما و شرایط و مکان هایی که باعث میشن احساس بدتری رو تجربه کنیم
پس خیلی مهمه که ما روی خودمون کار کنیم باورهامونو درست کنیم تمرکز کنیم برروی نعمت هامون زیبایی هامون و در مورد اتفاق خوبی ک برامون افتاده صحبت کنیم نه در مورد اون چیزایی که نمیخوایم
احساس خودمونو خوب نگه داریم نعمت های خداوند رو ببینیم و سپاسگزار باشیم و توجه کنیم به زیبایی های اطرافمون و روی باورامون کار کنیم
و کاری نداشته باشیم و بذاریم جهان کارشو انجام بده جهان هر جایی مارو ببره جای خوبیه فقط ما روی باورامون کار کنیم
و هرکجا اجازه نده ما بریم اونجا جائیه که نباید بریم وقتی داریم روی خودمون کار میکنیم
نشونه ها میاد به ما گفته میشه خداوند از بی نهایت طریق با ما صحبت میکنه و ما رو هدایت می کنه فقط ما سمت خودمونو انجام بدیم و مطمئن باشیم که طبق قانون وقتی روی خودمون کار میکنیم به بهترین ها هدایت میشویم
چقدر فکر من با فکر مردم ایران متفاوته مردمی که فکر میکنند اگر دولت و کشور و حکومت و رهبر و عوامل بیرونی تغییر کنه زندگیشون تغییر میکنه
هیچ عامل بیرونی در کار نیست تو داری با باورات زندگیتو خلق میکنی و کافیه تمرکزتو بذاری رو زیبایی ها و جهان میبره تو رو به سمت زیبایی ها نیازی نیست بجنگی
وقتی تو داری میجنگی برای رسیدن به خواسته هات تو دقیقا به سمت جنگ بیشتر هدایت میشی تو به سمت مشکلات بیشتر هدایت میشی تو به سمت درگیری بیشتر هدایت میشی
مریم جان میگه چیزی که از شما استاد همیشه شنیدم این بوده که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا توسط باورامون توسط کانون توجهمون رقم میخوره
استاد میگه :سفر های بدون برنامه و هدایتی خیلی سفر های فوقالعاده ایه نسبت به سفرایی که از چند ماه قبل بلیط میگیری و هتل رزرو میکنی ولی سفر هدایتی اینطوریه که میگی خدایا ما را در زمان مناسب در مکان مناسب هدایت کن افتادیم به جاده به امید تو بعد یه زیبایی ها رو میبینی و یه آدمایی رو ملاقات میکنی و تابلوهایی رو میبینی که همش هدایته
مریم جان میگه همش گوش به زنگ نشانه ها هستم هرجا میرم دقت میکنم تا بتونم نشونه ها رو تشخیص بدم
هدایت بعدی استاد میگه ما در زمانی رسیدیم که تولد راین بود و ما نمیدونستیم تولد راینه
و مهمونایی رو دیدیم که به ما جاهای جدیدی برای سفر معرفی کردن و قدم بعدی مشخص شد
هدایت بعدی یلوئستان بود که یلوئستان رو باید یه سال دوسال قبل رزرو کنی تا جا گیرت بیاد و یلوئستان خیلی شلوغ و بزرگه ما دقیقا روزی رسیدیم که خلوت بود و موندیم اونجا و تجربه کردیم
هدایت بعدی دوستمون گفت بیایید پیشمون و اگه هوا خوب بود میبریمتون پرواز میکنید و جاهای زیبا رو به شما نشون میدیم و ما رفتیم و هدایت شدیم هوا خوب بود و پرواز رو تجربه کردیم
هدایت بعدی این بود که به ترما پلیس رفتیم و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده که هدایت الله بود
هدایت بعدی رفتیم مسیرهای شیبی و ناهموار با فورد تا وسط اون کوه رفتیم و بعدش پیاده رفتیم و یه دوستی رو دیدیم گفتش که فلان جا رو رفتین گفتیم نه گفت اینارو حتما باید برید که جاهای فوق العاده ایه و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده و جاهایی که زیرخاکی بود که کسی نمیدونه
هدایت بعدی این بود که با یه خونواده عالی آشنا شدیم و نشستیم دور آتیش و کلی صحبت کردیم
وقتی که آدم از خداوند میخواد که خدایا ما را در زمان و مکان درست هدایت کن و ما میخوایم شادی و لذت رو تجربه کنیم وقتی آدم رها میکنه و مقصد خاصی رو مشخص نمیکنه و میذاره خدا هدایتش کنه این اتفاقا و همزمانی ها براش میفته
برسیم به جایی که از خداوند برای هر چیزمون هدایت بخوایم یعنی بگیم عقل من بخاطر ورودی هایی که داشته و محدود اطلاعاتی که داره مگه عقل ما چی میدونه از جاهای زیبا و خلوت و لذت بخش ما چه میدونیم بذاریم خداوند هدایتمون کنه و بهمون بگه
حالا شما هدایت رو تو بیزنس میتونید ببینید تو روابط میتونید ببینید تو سفر میتونید ببینید
هرجایی که ذهنتون رو خاموش کردید اجازه دادید خداوند هدایتتون کنه
خیلی وقتا میگیم خدایا مارو هدایت کن ولی دوس داریم که این اتفاق ها بیفته و مانع هدایت میشیم
و یه موقع هایی میگیم خدایا مارو هدایت کن هر چی پیش بیاد خیره و همون خوبست
توی این سفر بارها و بارها ازمون پرسیدند که مقصد بعدیتون کجاست و ما گفتیم نمیدونیم و هرچی پیش بیاد
پرسیدند تا کی اینجا هستین گفتیم نمیدونیم و هر وقت پیش بیاد
خداوند همیشه داره مارو هدایت میکنه این ماییم که نمیشنویم
من هیچ کردیتی به مغزم نمیدم من هرچی دارم از خداست
نمیگم من چون مغزم گفتش و من باهوشم و عقلم جواب داد رفتم فلان ملک رو خریدم و …
من هیچ گونه ادعایی ندارم هر آنچه که بدست آوردم خدا هدایتم کرده
میگم خدایا من رو دوش تو میشینم تو منو ببر تو به من نشون بده تو منو هدایت کن و خداوند میگه باشه چشم تو فقط ایمان بیار من هدایتت میکنم به قول آیه اذا سالک عبادی
هدایت بعدی رفتیم لس آنجلس و دوستان رو ملاقات کردیم و همه چیز جور شد و ارتباطات جدیدی ایجاد شد و چقدر تجربه فوق العاده ای بود
هدایت و همزمانی بعدی این بود که ما باید ماشین رو تعویض روغن میکردیم و وقتی ما تو فلوریدا میخواستیم وقت بگیریم گفتن که یک و ماه نیم بعد وقت به شما میدیم رفتیم یه شهری و خوابیدیم و بیدار شدیم دیدم نمایندگی فورد یه قدمیمونه بعد رفتیم اونجا و نگو که اینترنت ها قطع بوده و چک نکردن و فکر کردن ما وقت گرفتیم و بعدش اونا ماشین رو همه چیشو چک کردن و تعویض روغن کردن تایرها رو عوض کردن و…بعدش گفت واسه کی بوده وقت گرفتی و من گفتم وقت نگرفتم و گفت عه همینجوری واسه خودت ماشین رو آوردی و ما درستش کردیم گفتم آره و همه چی به راحتی درست شد و رفتیم کارواش و ماشینو شستیم و آبشو پرکردیم
از بچه ها میخوام توی قسمت کامنتها همینجوری که عزیزدلم هدایت ها و همزمانی ها رو نوشته شما هم بنویسید کجاها هدایت شدید و همزمانی ها رخ داد و چجوری خدا هدایتتون کرد و درها رو واستون باز کرد
کل داستان همینه ها کل داستان هدایته
من هر اتفاقی که تو زندگیم افتاده میگم خدا منو هدایت کرده یعنی من هیچ کردیتی نمیتونم به ذهن خودم بدم که مغز من کرد و من باهوش و بااستعداد بودم و …
مغز ما چیه مغز ما چند تا ورودیه که نشستیم اونارو شنیدیم و باور کردیم
مغز ما بخوایم کجا بریم کدوم زیبایی رو بریم ببینیم اطلاعی نداره غیر از اینکه خدا به ما میگه کجا بریم و کجا زیباست
من هیچی نیستم من روی مغزم حساب نمیکنم من روی تو روی توی بی نهایت حساب میکنم و به تو ایمان میارم و تو هدایتم میکنی و تو إذا سالک رو به وجود میاری برام
پس من ایمان میارم و تو بقیه کارارو انجام بده
اونایی که دارن با همه گی میجنگند با همسر با خونواده با کشور با دولت و…. که میگن اینا باید عوض بشن تا زندگی من عوض بشه اینا نابود میشن خواهید دید
چون وقتی دنبال جنگی جنگ هم دنبال تو میاد
هیچکس با جنگیدن به آرامش و احساس خوب و صلح نرسیده
مبارزه لازم نیست ما زیبایی رو میبینیم و هدایت میشیم به زیبایی های بیشتر خدا مارو هدایت میکنه
خداوند هرلحظه و همواره مارو هدایت میکنه
باید ورودی مناسب بدیم تا خروجی مناسب دریافت کنیم
فقط به زیبایی ها توجه میکنم اگه نازیبایی رو میبینم رومو برمیگزدونم اونور و توجه نمیکنم فارغ از اینکه تو جامعه و بیرون چه خبره خداوند در زمان و مکان مناسب هدایتمون میکنه
میخوام از هدایت هام بنویسم:
چند سال پیش حدودا 17 الی 18 سالم بود و من و خواهرم یه خواسته ای داشتیم اونم گوشی لمسی بود که تازه تازه اون سامسونگ مدل جی ها اومده بود و ما با برخورد به تضاد که همیچین گوشی ای نداشتیم خواسته در ما شکل گرفت و اون روزی که میخواستیم بخریم رفتیم پاساژ صدف دو قدم مونده به پاساژ پسر عمم رو دیدیم که تو کار گوشی بود با شوهر خواهرش تو یه مغازه کار میکردند وقتی مارو دید گفتیم گوشی میخوایم و ما رو برد اونجا و دوتا گوشی سامسونگ لمسی گرند 2 خریدیم و این همزمانی و هدایت خداوند اتفاق افتاد و کارای گوشیمونو انجام داد آقا فرزاد و حتی بلد نبودیم به ما کار با گوشی رو یاد داد و حتی رسوند خونمون خدایا شکرت
همزمانی و هدایت بعدی وقتی که رفته بودیم واسه عکاسی عمل چشمام که اونجا خیلی شلوغ بود و باید صف وایمیستادیم یهو یکی از آشناها رو اونجا دیدیم که فامیلای خیلی دور بود و اونجا پشت سیستم بود و مارو بدون نوبت و شماره و صف فرستاد داخل و کارمون به راحتی انجام شد در سریع ترین زمان ممکن حتی وقت کردم واسه خودم لباس ست راحتی واسه بعد عملم بخرم خدایا شکرت
هدایت و همزمانی بعدی این بود که وقتی داروی پدرم تموم شده بود و باید همون شب اون دارو رو میخورد و من اونموقع ماشین نداشتم من و مامانم رفتیم پیاده و دیدیم داروخونه های نزدیکمون بسته هستند همون لحظه زنداییم زنگ زد و گفت کجایین گفتم تو خیابون داریم دنبال دارو میگردیم همون لحظه زنداییم گفت یه دیقه وایستین بیام ببرمتون و زنداییم با ماشین اومد و مارو رسوند داروخونه دیگه و ما تونستیم دارو رو بخریم
هدایت و همزمانی بعدی این بود که من سه سال پشت کنکور موندم سال سومی اصلا نمیخواستم انتخاب رشته کنم و زنداییم زنگ زد گفت انتخاب رشته کن و من انتخاب رشته کردم و از دانشگاه دولتی روزانه محقق قبول شدم
هدایت های بعدی این بود که منی که قبلا چسبیده بودم به این خواستم و میگفتم منم میخوام برم و طبیعت رو ببینم و وقتی دیگران رو میدیدم که اونا رفتن و من نرفتم حسرتشونو میخوردم ولی حالا با کار کردن روی خودم و توجه به زیبایی ها و سریالهای آگاهی دهنده زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا من به جاهایی هدایت میشم اصلا مات و مبهوت میمونم از اون همه زیبایی خدایا شکرت بابت طبیعت ها و زیبایی هایی که هدایتم میکنی
و خیلی مورد های دیکه
استاد جان و خانم شایسته عزیزم چه جای زیبایی هدایت شدید چقدر زیبا و ملکوتی و روحانیه به قول خودتون عالیه خیلییییی زیباست ببین چقدر فرکانستون بالاست که به همچین جای رویایی هدایت شدید
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام استاد عزیزم و سلام به همه دوستان
من این فایل رو دارم زمانی گوش میدم که 6:30 صبح ( دیشب موقع خواب انقد از خدا خواستم گفتم که امشب خواب عمیق و خوبی داشته باشم خوب چند شب صداها نمیذاره خوب بخوابم و همش میپرم و وقتی میخواستم از باشگاه بیام خونه یکی بهمون گفت امشب شب سختی خواهد بود و این عین خوره رو من تاثیر گذاشته بود برای چندثانیه ولی بعدش من سریع گفتم خدایی ک منو تا اینجا هدایت کرده از این به بعدم میتونه تو خودتو بیدار ب خدا و استاد امشب برای من اروم ترین شب بود و من از 11 تا 6 عمیق و راحت خوابیدم و 6 خوابم تموم شد و بیدار شدم و کلی حالم خوبه ک چقد خوب و مسلط دارم رو ذهنم تاثیر میذارم )و کنار پنجره اتاقم دراز کشیدم و صدای گنجشک ها رو میشنوم و هربار ک پنجره رو میبینم تکون خوردن برگ ها و سایه قشنگی ک انداختن رو میبینم و چقد با عشق بیشتری فایل گوش میدم و هزار بار از خدا تشکر میکنم بابت هدایت شدنم برای خریدن این خونه.
اول در مورد فایل بگم که چه جای زیبایی چقد خوب ک همه جا رو دارید تجربه میکنید و چقد زیبا بود مخصوصا اون تیکه که جای هیچ رد پایی نبود و هنوز بکر بود و انگار با دست چیده شده بود انقد هنرمندانه و زیبا . استاد جان ممنون ک زمان میذارید این هارو برامون تهیه میکنید دمتون گرم.
و چقد جالبه چقد جالبه اصن از شدت به موقع بودنش فقط لبخند میزنم و حین دیدن فایل به خدا میگم چشم. اطاعت میشه و توجهم رو میذارم رو نکات مثبت
از وقتی ک شرایط ایران اینجوریه و من اذیتم انگار قلبمو یکی داره تو دستش فشار میده وقتی همه حرف از این مسائل من موزیک های تجسمی دانلود کردم و بازی پانتومیم دانلود کردم ک زمان هایی ک (خوب ترس دست خود آدم نیست بخواد بگه من مبرا از ترسم ) ترس داره بهم غلبه میکنه سریع توجهمو عوض کنم و از اون فکر و خیال بیام بیرون و خداروشکر خیلی موثر بوده و من از اون موقع هر بار دارم فایل می بینم توجه خاصی گذاشته شده رو توجه به نکات زیبا حتی در شرایط ناهماهنگ و نامناسب وچقد حس و حال خوب بهم داد و چقد منو امیدوار تر کرد ک بگم پس مسیرم درست پریسا پس این تغییرات کوچولو کوچولو میخواد بشه سبک زندگیت.
و در مورد هم زمانی ها منم میخوام چندتا اتفاق زندگیمو بگم
اتفاقا ی هفته پیش برای جای جدیدی ک گرفتم که اونم ب شدت هدایتی بود ک براتون تعریف میکنم و میخواستم میز و صندلی بگیرم و رو برنامه دیوار گشتم و همش میگفتم خدا خودت برام جورش کن نو باشه ولی قیمت مناسب باورتون نمیشه 10 دقیقه دیگش ی مورد بود عالی نو نو آقا میگفت اصن استفاده نشده استاد نمیدونید چ آقای محترم و دلسوزی بود برام و کلی بهم تخفیف داد و من همش لبخند رو لبم بود ک جالب خدا داره برام انجام میده و ساعت 11 شب بود من اسنپ اوکی کردم قیمتش300 بود و فیکس کردیم ظهر آقاهه اونجا باشه ک من اوکی کنم و ببرمش ظهر اومدم ماشین بگیرم با کارگر و اینا شد1/200 خوب اصن نمیخواستم این پول برای ماشین بدم و هرچی فکر کردم و چیکار کنم ب جایی نرسیدم از اونورم آقاهه میگفت من بخاطر شما اومدم نمیتونم روز دیگه بیام بعد یهو یادم افتاد قرار نیست هول باشی نگران باشی بترسی ی نفس عمیق بکش و دوباره از خدا خواستم گفتم من کل وسایل رو 1/800 خریدم بیشتر از 5-6 تومن می ارزید الان چرا باید پول ماشین انقد بدم گفتم من نهایت 500 بدم خودت کمکم کن( استاد جانم تازگی ها انقد واضح صحبت میکنم با خدام انقد واضح تر میشنوم و این برام دوس داشتنی ترین حس شده) همون موقع ب من گفته شد فقط الان پاشو برو اونجا نهایت خودت انجامش میدی. همه مخالف بودن تو باشگاه ک اینکار دختر نیست نرو. توجه نکردم با شاگردم رفتم و رفتیم اونجا ساختمون خالی بود و واحد کناری داشتن بنایی میکردم ازشون خواستم گفتم کسی هست منو کمک کنه من هزینشو پرداخت میکنم یکی اوکی داد گفت ولی این کار دو نفر و استاد جالب جالب داشت عین تیکه های پازل کنارهم دیگه چیده میشد یکی گفت برو بیرون ساختمون و دیدم چندتا کارگر دارن نهار میخورن و از اون هام کمک گرفتم سرکارگرشون گفت دارن نهار میخورن یکی از کارگرا گفت من میرم نهارم تموم شده فقط لبخند زدم ب راحتی اومد تو خیابون وسیلم و وانت گرفتم ( انقد راحت گرفتم انقد راحت گرفتم تو 3 دقیقه ماشین اومد) و اقای ب شدت خوش اخلاق ازش خواستم ی سمت میز بگیره باهم بذاریم تو ماشین خواستم انجام بدم ی آقایی زد رو شونم گفت برید کنار من انجام میدم و من فقط داشتم نذاره میکردم فقط برای ی کار من خدا چندتا دستشو فرستاده برام و تو دلم گفتم شکرت ک ب این آگاهی های ناب رسیدم و نشستم پشت وانت(تجربه جدید بود و کلی هوای تازه خوردم شکرگزاری کردم حتی اشک ریختم و تا برسیم) و وقتی هم رسیدیم خیلی راحت و ساده نگهبان اون فضا اومد گفت من کمک میکنم ب راننده گفتم میشه شماهم کمک کنیدو تا جلوی در رفته شد و من از جیبم پول نقد دراوردم و گرفتم جلوش گفتم هرچقد باید بردارید بفرمایید ی 50 برداشت و رفت و من داشتم اونو هول میدادم بره تو باشگاه و دوباره راننده با عجله اومد پیشم گفتم من فکر کردم ی 50 این دوتا بود یکیشو بهم داد و من فقط نگاهم رفت ب آسمون و گفتم ممنون ک آدم خوبارو تو مسیرم میذاری و کل اون اومدن رفتن شد512 تومن و کلی حس و حال خوب ک فقط میگفتم خدایا شکرت
ذوق دارم براتون تعریف کنم ک بگم منم دارم میسازم منم دارم خلق میکنم و دوست دارم براتون تعریف کنم ک بدونید فقط گوش نمیدیم ماهم داریم خلق میکنیم ب جایی ک دوست داریم برسیم
سلام به استادبزرگوار و خانم شایسته عزیز
صبح اومدم مغازه و البته شرایط خاصی که الان در کشور هست و تمرکز روی نکات مثبت سخت هستش و من هم الان دیگه تنها جایی که میشه از شرایط نا دلخواهم فاصله بگیرم این سایت یا بهتر بگم این خونه هستش و اومدم روی فیلها زدم مثل همیشه و گوش کردم، در این مواقع که خیلی باید تلاش کنم که حالم را خوب کنم فقط گوش میکنم و تکرار و تکرار فایلها آرومم میکنه و کمی بهتر میتونم تمرکز کنم،
خلاصه رسیدم به این فایل که داشتم گوش میکردم و برق رفت و اینترنت هم قطع شد اومدم که بیام بیرون از سایت گفتم بزار نظرات دوستان رو بخونم احتمالا باید بخونم و نظر آقا محمدچکرایی ،آتنا شکیب،راحیل زمانی،لیلا توسلی،مهشید و شیرین،
رو خوندم که حالم را خیلی خوب کرد تا این حدی که بیام کامنت هم بزارم،
البته من هم برای نوشتن و هم برای خونده در سایت خیلی سختم هست و این نبود برق و اینترنت باعث شد هم کامنت بخونم و هم دارم مینویسم خدایا شکرت .
همزمانی ها که بخواهم بنویسم شاید در زندگی خیلی ها اتفاق میافته مثل خودم قبل از آشنایی با استاد بهشون آگاه نبودیم و توجه ای نمی کردیم و حال با این آگاهی که از درسهای استاد گرفتم به این همزمانی ها کمی بیشتر توجه میکنیم به همین نسبت بیشتر برایمان اتفاق میافتد. و نتایج بهتر از این هم زمانی ها .
خیلی وقتها مثل همین الان میام چیزی بنویسم میبینم که کل حرفهام و کل نگاهم و شاید زندگیم شده حرفهای استاد و دیگه چی از این نوشتن خیلی بهتر من دوستان دارند مینویسند، من هم نوشتم که لحظه به لحظه در زندگی ام به لطف آموزشهای استاد شده هدایت و همزمانی و اتفاقات خوب . خدایا شکرت
به نام ارامش دهنده قلبها
تعهد 201
خدای مهربانم
شکرت برای نعمت زندگی که بهم عطا کردی تا بتونم زیبایی ها و حس های قشنگ رو تجربه
تا بتونم همواره رشد کنم و لذت ببرم از زیبایی نعمت های بیکرانت
خدایا شکرت برای توانایی شکر گزاری خدایا کمک کن بیشتر قدرشناس نعمت های فراوانی که در زندگیم هست باشم
خدایا شکرت برای هدایتی که همیشه همراهمه
خدایا شکرت به خاطر سلامتی و احساس خوبی که دارم
خدایا شکرت برای ارامشی که دارم
خدایا شکرت برای سلامتی و وجود خانوادم و همسرم
خدایا ایمانمو قوی کن کمکم کن عملگرا باشم
همه ی ما باورهای محدود کننده ی زیادی داریم و پیداکردن این باورها زمان میخواد تکامل میخواد باید جهاد اکبر داشته باشیم و همه ی تمرکزمون روی پیدا کردن باورهای مخرب و اصلاح اونها و ایجاد باورهای درست و قدرتمند کننده باشه باورهایی که به خوشبختی و لذت و ثروتمند شدن و ارامش بیشترمون کمک کنه
خدایا بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم ی نشونه میخوام که دلم قرص شه خودت اگاهی به احوال این روزهام امین
سلام به دوست عزیزم مریم جان
خداااایا من هر آنچه دارم از تو دارم
خدااایا خودت هنگام خوندن کامنت مریم جان بهم الهام کردی پاسخ بدم
خدایا تو میدانی هدایتم کن به آنچه باید بنویسم
مریم جان مطمین باش و ایمان داشته باش خدا به هر آنچه بر دل هاست آگاهه فقط کافیه ایمان داشته باشیم
باور کنیم که خدا بر همه چی عااالمه و قادره
این جنس از باور وقتی بوجود میاد که انگیزه داشته باشی عشق در وجود خودت لبریز بشه که فقط زیبایی ببینی
مثلا امروز در روابطت یه زیبایی ببینی و اونا تحسین کنی با عشق و از درون خودت براش ذوق کنی ببین خدا برات تا یک ساعت نشده زیبایی از همون جنس را برات میزاره مثلا ثروت میخواهی باید توجهت را ببری به فراوانی ها میری داخل سوپر مارکتی فقط ببین چقدر از هر چیزی فراوانه چه قدر تنوع زیاده چقدر ایده در طرح و بسته بندی هاست و اینکه همواره جهان در حال رشد و پیشرفته
خدااا شاهده این جنس نگاه فقط برامون زیبایی بیشتر فراوانی بیشتر عشق بیشتر سلامتی و سعادتمندی را میاره که البته لازمش جهادی اکبره
چرا جهاد اکبر چون ذهن در حال نجوا کردنه و ما میتونیم با باورهای توحیدی با منطق های قرآنی اونا ساکتش کنیم و تکاملمون را در راه رسیدن به ایمان فعال طی کنیم که البته
جهاد در راه خدا برا رسیدن به سعادت دنیا و آخرت بی نهایت لذت بخش و شیرینه
بانو جااااان این دلنوشته ای از سمت خدا بود برات بوسیله دستان خدا
خدااایا شکر که منم با نوشتن این دلنوشته برای وجود نازنینت قلبم بازتر شد
عزیزم در پناه یگانه الله همواره شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشی
بنام خالق زیبایی ها و فرمانروای جهان هستی
فرمانروای مردم و همه ی خلقت
چقدر زیبا و عالی بود چقدر شگفت انگیز چقدر رویایی و چه حس خوبی ،انقدر که حس میکردم کنار شما نشستم و دارم به حرفاتون گوش میدم.ماسه هارو حس میکردم و انگار من بودم که همراه با شما پاهامو توی ماسه ها بازی میدادم و چه صحنه های زیلایی که شما با امکانات عالی که در اختیار دارین ،میتونستین ببینیم و چقدر سپاسگذارم ازتون که جاهایی رو از خلقت به من نشون میدین که شاید هیچوقت نمیتونستم ببینم .از این همه سخاوتتون ممنونم و بیش از همیشه اعتقاد دارم که شما لایق تمام این نعمت ها هستین.
من خیلی وقتا میگم منم دارم با روش استاد و قوانین پیش میرم ولی این کجا و اون کجا و به درکش رسیدم که شما خیلی ایمان و اعتقادتون عمق داره و واقعا جزو شخصیتتون شدا و البته که شما خیلی فرق دارین و از درون پر هستین و متفاوت.
من هروز خودم و زندگیمو به ادا و هدایت هاش میسپارم و شاید روزی ده ها بار به خدا میسپارم و ده ها بار پس میگیرم.
هدایت ازش میخوام و یادم میره یا به قول شما میتوایم کار خودمونو بکنیم.
چقدر دلم ازین سفرهای غیر مترقبه میخواد.عاشقشم که راه بیفتم به مقصدی ادایتی ،با یار هدایتی و زمانی بی محدودیت و ثروتی بی محدودیت و به برگشت فکر نکنم.آشنایی با ادمهای جدید هدایتی و زیباییها و جاهایی که حتی ساکنینش هم ندیدن و شما در زمان و مکان مناسب قرار گرفتین.
پارسال سفری به شمال داشتم و از اولش بر همین حساب بودم که در زمان مناسب و در مکان مناسب و با آدمهای مناسب باشم.
چقدر هم عالی پیش رفت.
انقدری که خودم بودم نمیتونستم انقدر سفر جالبی داشته باشم.
مکانهایی رو دیدم که ساکنینش در یکی دو کیلوتر اونطرف ترش ،ازش خبر نداشتن و چقدر رویایی بود.
من واقعا عاشق سفرم و این از بزرگترین رویاها و خواسته هامه که تمام زیباییهای جهان رو ببینم .
مخلوقاتی رو که خدا برای من آفریده تا ببینم و لذت ببرم و پی به بزرگیش ببرم.
صحنه های اخر با این اهنگ زیبا واقعا مو به بدن آدم سیخ میکنه.منو به وجد آورد .چقدر خلقت داره خدا
چقدر وسعت داره زمینش و جهانش
چقدر موجود داره
چقدر مخلوقات ریز و درشت داره که بی انتهاست
واقعا نمیشه مخلوقاتش رو شمرد با تمام قلمها و جوهرهای دنیا حتی اگه همه درختان قلم بشن و همه ی دریاها مرکب.
سپرون به خدا،تمرین و مداومت هرروزی میخواد تا جزوی از زندگی و شخصیتمون بشه و دیدن و حس کردن هدایتهاش ام مستلزم اینه که توی مسیرش باشیم.
چطور فکر میکنیم میتونیم بهتر از خدا کارهارو انجام بدیم؟
چطور فکر میکنیم خودمون بهتر میدونیم؟
خدایا عظمتت رو شکر
ادایتم کن هر لحظه به بهترین هات
بهترینهایی که توو برام در نظر گرفتی
بهت اعتماد دارگ و میدونم تو از خودم برام بهتر میخوای.
و اینو توی روند سپردنهام دیدم و تجربه کردم که حتی خواسته ها ،هروقت به حقیقت میپیونده،،،بهتر از اونیه که درخواست کرده بودم.
خدایا من هیچی نمیدونم.تو بهتر از من میدونی و میتونی
که تو قدرت مطلقی
تو فرمانروای همه ی خلقتی
تو برام بنویس
تو برام بساز
دستم رو ول نکن حتی لحظه ای.
تا ابد شکرت
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و ششم از فصل چهارم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه مشتری که ازم قبلا چند بار خرید کرده بود تماس گرفت گفت 7 بسته میخوام گفتم اگه 20 بسته یا 15 بسته بخواید میتونم بیارم اگر کمتر بخواید خودتون باید بیایید خیلی با اعتماد به نفس و بدون ترس از دست دادن گفتم و اونم گفتش که بذار پس یه آماری بگیرم ببینم چند تا میخوام خبرت میکنم
[طبق درخواست ستاره قطبیم خداوند مشتری برام فرستاد]
خدایا شکرت بابت اینکه با دوستم رفتیم طبیعت قشنگ سردابه و اطراف سردابه
خدایا شکرت بابت اینکه پدرم خربزه خرید و خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه دوستم زرد آلوی خوشمزه و آلوچه شهریار خوشمزه که عاشقشم خرید و خوردم و لذت بردم [طبق درخواست ستاره قطبیم که نعمت های غیرمنتظره میخواستم که دریافت کردم خداروشکر]
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم منو به زیباترین طبیعت هدایتم کردی
یه زمانی بود جمعه ها دلم میگرفت می دیدم همه میرن گردش و خانواده من اصلا اهل گردش نیستن و منو نمیبرند و یه عمری فقط خانوادم رو مقصر دونستم و اون زمان ها به هیچ جایی هم هدایت نشدم ولی وقتی خودم یکم تغییر کردم و رو خودم کار کردم و کار میکنم قدم برداشتم و میرم با دوستم و از طبیعت قشنگی که اطرافمه لذت میبرم حالا بدونِ مقصر دونستن خانوادم میرم طبیعت،خانوادم علایق خودشونو دارن منم علائق خودمو دارم و من مسئول زندگی خودم هستم خانوادمم هرکدوم مسئول زندگی خودشون هستن
خدایا شکرت بابت فراوانی چمن ها و زمین های زراعی که دیدم
خدایا شکرت اصلا من نمیدونستم تپه های زمین های کشاورزی وجود داشته باشه از دوستم پرسیدم گفت آره توش محصول کاشتن دیمی هست و نیازی به آبیاری نیست و از باران تغذیه میشن و محصول میدن خدای من شکرت بابت این همه فراوانی
خدایا شکرت بابت چند تا الاغ های بسیار زیبایی که دیدم قبلا که آگاهی نداشتم الاغ رو مسخره میکردم ولی حالا به چشمان زیبای الاغ ها توجه کردم که عجیب زیبا بودند
خدایا شکرت بابت اینکه چند تا اسب خوشگل دیدم عین برونی [به هر چه توجه کنی از اساسش وارد زندگیت میشه]
خدایا شکرت بابت فراوانی عدس ها و بلال ها و گندم ها و سیب زمینی هایی که تو زمین های فراوان کاشته بودند
خدایا شکرت بابت هوای آفتابی و ملایم امروز
خدایا شکرت بابت مرغ و خروس ها و غاز های بسیار جذاب و نازی که دیدم خدای من مرغ و خروس ها داشتند پشگل های گاو و گوسفند هارو تو زمین پخش میکردند و غذا واسه خودشون پیدا میکردند و میخوردند
خدای من غازها چقدر زیبا هستن چقدر خوشگل هستند چقدر قشنگ آب میخوردند خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت فراوانی ماشین هایی که اومده بودند برای تفریح و لذت که این فراوانی تفریح و لذته
خدایا شکرت بابت اینکه به چه جای بسیار زیبا و رویایی هدایتم کردی که قبلا هم هدایتم کرده بودی و من اونجا رو خیلی دوس دارم اطراف سردابه هست یه سربالایی هست که کل شهر و روستا و زیبایی طبیعت زیر پاته [خداوند جهان رو مسخر ما کرده]
تصمیم گرفتم پیاده شم دوستمم پیاده شد خدای من چجوری توصیف کنم خدای من شکرت بابت صدای زیبای پرندگان و فراوانی انواع گلها و گیاهان و پوشش گیاهی
یه لحظه نگاه کردم دیدم دمنوش گیاهی گوزی گولاغی هست اونجا که خیلی فواید داره از دوستم نایلون درخواست کردم یه نایلون بزرگ داد و در زمان خیلی کوتاه کلی از اون گیاه چیدیم من و دوستم خدای من شکرت بابت این همه فراوانی خیلی دوس داشتم خودم برم بچینم اولین تجربم بود خیلی تجربه لذت بخشی بود نکته جالبش این بود که همه جا پر بود از این گیاه مفید که نمود فراوانیه
بابونه و گل های لاله هم بود خدایا شکرت
گوزی گولاغی انقدر بدی خوبی داره رنگ سبز روشن مات داره و جنس بسیار نرم و لطیف و مخملی خدایا شکرت که بهم حس لامسه دادی تا بتونم لمس کنم این گیاه رو
خدایا شکرت بابت کوه های قشنگ و تپه های سرسبز بسیار زیبا بودند
خدایا شکرت که من دوستم رو رها کردم و پیاده روی کردم تنهایی تو اون طبیعت زیبا و از تنهایی خودم لذت بردم
خدایا شکرت بابت ویوی زیبای شهر و ساختمان ها قابل رویت بود
خدایا شکرت بابت فراوانی آدم های خوب یه خانواده ای اومده بودند یه آقای مسن بود خیلی اصرار میکرد باید بیایید و چای بخورید چندین بار با روی خوش و مهربونی بهمون چای تعارف کرد خدای من شکرت
خدایا شکرت بابت گاو ها و گوسفند ها و سگ های فراوانی که دیدم
خدایا شکرت بابت کارخانه بزرگ تایر رو که دیدم داخلش پر بود از تایر قابل شمارش نبود این نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه یه جایی بود از دور دیدم کلی عسل تولید میکنند خدایا شکرت بابت فراوانی عسل و زنبور عسل و فراوانی فرصت ها
خدای من چه جاهایی تبدیل به فرصت شده این نمود فراوانیه
خدایا شکرت بابت اینکه از نزدیک گلهارو میدیدم لمس میکردم و یه جایی فراوانی کرم دیدم که دوستم گفت اینا تبدیل به پروانه میشن خیلی جالب و قشنگ بود و نمود واضح فراوانی
خدایا شکرت بابت تمام زیبایی هایی که هدایتم کردی و این چشمان زیبایم این همه قشنگی رو دید که واقعا قابل شمارش نیست و در کلمات نمیگنجه این همه زیبایی
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»
خانم شایسته عزیزم توضیح میدهند:
بخشی که امروز باهم بررسی میکنیم ارتباط زیادی داره با تغییر بنیادین باورهای محدود کننده ای که حاصل شناخت اشتباهمون از خداوند ،رابطمون با این نیرو و قدرتی که به زندگیمون بخشیده
مخصوصا باورهای محدود کننده مذهبی
چگونه فکر خدا رو بخوانیم در دوره 12 قدم
اگه بخوام باورهای محدود کننده رو تو سه دسته بگنجونم بنظرم عمده ترینشون باورهاییه که از مذهب ارث بردیم و پاشنه آشیل مشترک هممونه
این سوء برداشت ها در مورد رابطمون با خداوند،ترمزهای قوی رو تو ذهنمون نصب کرده و باعث شده
نتونیم خدا و ثروت رو کنار هم قرار بدیم نتونیم آدم خوب بودن و ثروتمند شدن رو کنار هم قرار بدیم
نتونیم راحت زندگی کردن و معنویت رو کنار هم قرار بدیم
نتونیم بپذیریم که فقط ما مسئول خوشبختی خودمونیم
نتونیم بپذیریم که ما در زمانهایی که شادیم و احساس خوبی داریم به این نیرو وصل هستیم
نتونیم خودمون رو لایق یه زندگی خوب در تمام جنبه ها بدونیم به همین دلیل زندگیمون در ترس و نگرانی میگذره
این باور مذهبی باعث میشه ما شرک بورزیم و هر چقدر بتونیم این باور رو اصلاح بکنیم به همون اندازه هم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه و به آرامش واقعی میرسیم و نعمت ها خود به خود وارد زندگیمون میشه
ماموریت چگونه فکر خدا را بخوانیم در دوره 12 قدم بنا کردن باور توحید هست
توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه
توحید یعنی جریان هدایت در هر لحظه جاریه و انتخاب با منه که به این هدایت وصل بشم یا راه ذهنم رو برم
توحید یعنی اعتبار تمام نعمتهای زندگیم رو به خداوند بدم نه به عوامل بیرونی
و هیچکس رو مقصر ندونم
فقط باورهای خودم رو مقصر بدونم
به جای گلایه جهادی اکبر برای تغییر باورام راه بندازم
این بخش از دوره 12 قدم به ما کمک میکنه تا فکر خداوند رو که همون قوانین ثابتش هست بخونیم
این بخش منطق هایی قوی از قرآن میاره که باورهای محدودکنندمون تغییر کنه
اون منطق های قوی از قرآن باعث میشه ذهن مقاومت نکنه و خلع صلاح بشه
کار کردن با این بخش باورهای لیاقت و فراوانی رو که مهم ترین باورهای قدرتمند کننده هستند رو در وجودمون میسازند
کار کردن با این بخش ترمزهایی رو از ذهنت حذف میکنه که باعث شده بود نتونی الهامات خدا رو تو زندگیت بشناسی و دریافتشون کنی
خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم بابت تدوین و فیلمبرداری فایل ها و تمام زحماتی که برای سایت میکشید
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید