اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امشب دلم کرفته بود بخاطر یه ناخواسته ای که عصر امروز از طرف مادر همسرم برامپیش اومد
سر شب خیلی کریه کردم انگاری دلم ایندنیا رو نمیخواست به خدا گفتم اغوشتو میخوام میشه بغلم کنی
خیلی نیاز دارم بهت
اومدم طبق روال هر شب توی سایت که کامنت بخونم و ذهنم آروم شه یهو دیدم این فایل روی صفحه است. با اینکه قبلا چندین باز شنیده بودم بخاطر تمرینش اومدم ببینم چخبره
وقتی شما دغدغهتان را از “چگونه پول درآوردن” به “چگونه بنده خالصتری بودن و اجرای توحید” تغییر میدهید، خداوند تمام جنبههای دیگر زندگیتان را تضمین میکند.
این جمله منو تکون داد. وای خدای من چرا من اینو ندیده بودم تاحالا. چقدر حرف هست توی اینجمله
واقعیت شرک بزرگ زندگی من 7 سال پیش رقم خورد زمانی که پس از تلاشهای زیاد تو بازار کار با همسرم آشنا شدم و وقتی دیدم ایشون از نظر مالی خیلی متمول هست گفتم خوبه تا آخر عمر تو ناز و نعمت زندگی میکنم دیگه نمیخواد دغدغه داشته باشم. و این بزرگترین شرک زندگیم بود و تا به امروز ادامه داشته
جالبه که بلافاصله بعد عقد ما تو فاصله یکسال همسرم همه ثروتشو یا به رفیقاش داد که چک سفته داره ونصف ثروتشو زمینی خرید که میخواست با فروشش ثروتمند تر بشه اما اون زمین قفل شد و تا به امروز زمین چند ده میلیاردی رو هیچکسی نخریده اینقدر زندگی ما سخت شد که من حتی ماشین زیر پای خودمو فروختم.
چند ساله که متوجه این شرک شدم. اما همیشه همسرم رو مقصر میدونستم که ایشون باید خونه و ماشین عالی برای من فراهم کنه وظیفشه
حتی یه روزی اینو بهش گفتم که تو بزرگترین شرک زندگی من بودی.
از وقتی پیدا کردم این شرک رو خیلی با خودم جنگیدم. کاخ آرزوهام یهویی کوخ شده بود.
اما الان چندین ماهه که دیگه کاملا این شرک رو از بین بردم و رو پاهای خودم دارم کسب و کارمو ادامه میدم
همیشه توی ذهنم بود که همسرم یه سرمایه خوب به من بده که من ازش درآمد عالی کسب کنم (من خودم مدیر مجموعه خودم هستم )
بماند که توی این 7 سال چقدر اتفاقات ناخواسته و گره توی زندگی ما پیش اومد.
من الان یه آدم خسته از انسانهای دورم اینو فهمیدم هیچکس بدردم نمیخوره و خودم و خودم و خودم و خدا
دارم با آخرین نفس هام میرم جلو توی بازار امروز.
اما شاید درامدم خیلی بالا نرفته اما بوی ثروت رو احساس میکنم. سایتم داره نوید آزادی مالی بهم میده
امشب درگیر شده بودم دوباره همین فکرا.
پول. آزادی مالی. درآمد بالا. همش همین همین
الان کامنت یکی از دوستان رو خوندم انگاری علاوه بر همسرم من قدرت رو به پول هم دادم
اینباور شرک آلود که اگه بی پول باشم محتاج آدم ها میشم. زندگی سخت میشه وپول چه قدرتی داره توی زندگی من
این هم شرک بعدی منه الان یافتمش
خدایا چقدر دلم تورو میخواد. چقدر این ویس هارو دوست دارم از بس گریه کردم چشام خشک شده
چقدر میخوام حست کنم. فقط تورو کمدارم توی این دنیا
اینا به من آرامش نمیده من الانم همه جی دارم
ولی آرامشی که از حضور تو میاد رو ندارم
با تمام وجودم امشب توی ایندل شب با این دل گرفته و این چشمای از اشک خشک شده انگاری ته دنیام
ازت میخوام روز به روز خودتو بیشتر به من بنمایانی
میخوام حست کنم خیلی زیاد. هیچ چیزی قشنگ تر از تو نیست الهی به خواسته من امشب پاسخ بدی
خدایا منو غرق کن توی عشقت بسوزم. بخندم اشک بریزم با یادت بخوابم بیدارشم نفس بکشم
واااای استاد
چه دریچه ای باز کردی برای این ترانه تنها
سالها دنبال عشق بودم یکی بیاد بهمن عشق بده
سالها دنبال یه گمشده بودم ولی پیدا نمیشد عشق ثروت زیبایی
همش اومد اما آروم نشدم
استاد دست بوسته این شاگرد که تو منو با خدای ابراهیم آشنا کردی چه خدای قشنگی
ولی من همه جا میبینمش این روزها. توی ماه شبا پشت فرمون وقتی دارم رانندگی میکنم
توی خورشید روزها تو آسمون آبی پشت ابرها
توی خنده کودکم وقتی بوسش میکنم غرق میشم از حس خوشحالی انگاری خدا تو بغلمه
و خدا را شکر برای این هم زمانی زیبا و شروع پروژه توحید عملی
راستش من برای پاسخ تمرین روم نمیشد اول توی کامنتها از شرک هام بنویسم و وقتی توی دفترم نوشتم حدود 6 صفحه نوشتم و به آگاهی های خیلی زیبایی رسیدم و خدا را شکر بابت این موهبت و سپاس از خانم شایسته عزیز و استاد گل که این تمرین را برای ما قرار دادند، بعدش گفتم حیفه که این آگاهی ها را نیام و در اختیار بقیه عزیزان نزارم…
چند روزی بود که من سعی میکردم عبارت خدا برای همه چیزم کافیه را هی تکرار کنم و بهش فکر کنم و یجورایی سعی کنم برای خودم اینا به شکل یک باور درست کنم یجورایی احساس میکردم که این عبارت چقدر میتونه من را آرام بکنه و بمن قدرت بده و همین دو سه روز پیش هم عبارت «تنها نیرویی که میتونه برای تو کاری بکنه فقط خداست ولاغیر» را روی وایت بوردم نوشته بودم و از خوندش لذت میبردم، تا اینکه دیشب باز از خداوند هدایت خواستم در مورد مشکلم و خدا مثل همیشه سریع الاجابته و صبح با انجام این تمرین و این فایل پاسخم را داد. موضوعی که توی همین روزها بهش رسیدم این بود که من واقعا هیچ کاره ام من واقعا ناتوانم و همه کاره خداست ، قدرت مطلق اونه که همه کارها را برای من و همه جهان انجام میده. حتی منی که ادعا میکنم من با فرکانس هام زندگیم را میتونم خلق بکنم و تغییر بدم شرایطم را ، کی میتونم این کار را بکنم اگر خداوند پاسخ دهنده فرکانس های من نباشه؟! و چه کسی هست که بتونه فرکانس های من را به شکل موقعیت ها و شرایط زندگیم برای من در بهترین شکل و بهترین زمان خلق بکنه به جز خدا؟! چه کسی این قدرت بی نهایت را داره واقعا ؟ و اینجاست که حس کردم یک ذره از معنی آیه ای که خداوند از خودش توی اون تعریف کرده را دارم میفهمم شاید، آیه ای که باز یکی دو روزه بهش فکر کردم و زمزمش کردم چندباری چون بهم حس لذت و آرامش میداد: بگو که من نزدیکم و همواره اجابت میکنم درخواست درخواست کنندگان را … واقعا اگر خداوند درخواست های ما را اجابت نکنه چه مسی میتونه به درخواست های ما پاسخ بده؟!
در مورد اینکه در زندگیتون به چه کسانی یا عواملی قدرت را دادید؟ وقتی یکم فکر کردم دیدم متاسفانه به همه کس و همه چیز قدرت را دادم الا خودم و خدای خودم.
از اینکه حتی فکر کردم داشتن شغل و پول میتونه بمن نعمت و ثروت را بده، بمن شادی بده، قدرت بده نیز شرک بود . اما فکر که کردم دیدم نه اونی که رزق من را میده خداست نه صرفاً یک کار فیزیکی، زمانی که من یه نوزاد بودم یا حتی همین الانش که شغلی ندارم مگه خدا روزی من را نداده؟ پس چرا الان فکر کردم که داشتن یه شغل بمن روزی میده یا بمن شادی میده مگه نیستن آدمایی که الان بهترین شغل ها را دارن اما شاد نیستند یا آدمهایی هستند که از یک کار ساده به ثروت زیاد رسیدن مگه اون کاره اون ثروت را بهشون داده در حالیکه هزاران نفر دیگه هم همون کار را میکنن اما ثروتی خلق نکردند پس روزی من واقعا با خداست نه با شغل یا آدمهای دیگه.
اما از شرک هایی که ظاهر زیبا و معنوی دارند تا شرک های لاکچری دنیای امروزمون و ….
چندتاش را میگم اما واقعا فکر نمیکردم ما انقدر در زندگی شرک داشته باشیم و انقدر رنگ و بوی خدا کم باشه توی زندگیمون ،زندگی خودم را میگم البته.
مثلا بریم فلان دعا را بخونیم، متوسل بشیم به فلان معصوم یا فلان شهید، سفره فلان حضرت پهن کنیم، فلان نذر را بدیم، بریم پابوس فلان حضرت ، خدا را به فلان قسمش بدیم ….
شرکهای لاکچریمون: فلان دکتر نمونه هست، فقط اون خوبت میکنه، فلان استاد دوره هاش حرف نداره، فلان مشاور کارتا درست میکنه، فلان پارتی، فلان رییس سازمان، فلان مدیر، فلان آشنا و فامیل و دوست، بابام، مامانم، خواهرم، داداشم، پسرم، همسرم ، فلان کشور، فلان امتیاز، فلان مدرک، فلان شغل، فلان مهارت، فلان هوش و استعدادم، ...
راستش خودم هم گریه ام گرفت ازینهمه فلانی های به ظاهر قدرت دار هم خندم گرفت خخخخ.
و یک سوال هم برام پیش اومد گفتم بد نیست از شما دوستان هم بپرسم، راستی چی شد که ما به اینهمه شرک رسیدیم؟؟؟
جواب خودم اینه که شاید تقلید کورکورانه از اجتماع و بدون ذره ای تفکر ما را به این نقطه رسونده و برای همینه که استاد میگن در مورد همه چیز فکر کنید و همینجوری هر حرف و رفتاری را قبول نکنید.
و اما در مورد قسمت دوم سوال که چگونه میخواهید ازین پس توحید را بصورت عملی در زندگیتان اجرا کنید؟
خب باید همیشه به خودمون یاداوری کنیم که تنها قدرت جهان خداست همه کارها را اون داره برای ما انجام میده ، چون انسان فراموش کاره و شیطان همیشه گوشه ذهنمون در کمینه پس باید یادآوری کنیم و بقول استاد در ذهنمون قدرت را از ادمها عوامل بیرونی بگیریم و به خدا بدیم . و با فکر و این نگاه شروع کنیم از کارهای کوچک تا بزرگمون را امتحان کنیم و از خدا بخواهیم که راهنماییمون کنه در مورد اون کار و برامون انجامش بده بعد نتیجه را ببینیم و برای خودمون هربار بنویسیم تا ببینیم که روند کارها چطور تغییر میکنه بعد از نوع نگاه و رفتار و اونوقت کم کم یاد میگیریم و جز رفتار و شخصیتمون میشه توحیدی بودن و یه نکته دیگه اینکه اگر به جایی قدرتی رسیدم یادم باشه که من در مقابل خدا هیچی نیستم و اووووننننن داره همه کارها را انجام میده برام و مغرور نشم.
اما خدا را شکر الان که یک سالیه توی سایتم آگاه تر شدم و طرز فکرم عوض شده و الا چند سال پیش که واقعاً منم تو در و دیوار بودم انقد که این شرکهایی که نوشتم را داشتم و خدا خیلی کمرنگ بود در زندگی من نهایتش این بوده برام که میدونم برای شماها هم آشناست که اگر یکبارم خواستم از خدا که کمکم کنه با یه حالت طلبکارانه بوده یا یک احساس بد و گریه زاری که خدایا پس یه کاری بکن یا خدایا چقدر عذابم میدی بسمه دیگه، یا خدایا مگه منو نمیبینی، دوستم نداری، دلت نمیسوزه و ازین حرفها که هیچوقت هم جواب درستی نگرفتیم ازین مدل کمک خواستن ها
خدایا سپاسگذارم ازت که درس خداشناسی را هم خودت بهم اموزش میدی واسه همینه که ورد زبونم شده من چکاره ام من هیچ کاره ام. همه کاره تویی خداجانم عاشقتم
خداروشکر بابت فایل های بی نظیر و عالیه این سایت و استاد عزیز مون
جالبه که توی صحبت هاتون گفتید و کاملا این موضوع حس میشه که این سایت ، یک سایت معمولی که فقط در رابطه با انگیزشی و موفقیت باشه و فقط حرف های قشنگ توش داشته باشه نیست ، این سایت سرشار از توحید ، سرشار از ایمان و آرامشه
و تنها دلیلش هم اینه که استاد خودش عمل کرده و نتیجه گرفته و واقعا لیاقت صحبت کردن در رابطه با توحید و یکتاپرستی رو داره
کسی که میاد روی این آموزش ها کار می کنه ، بعد از یه مدت کوتاه به وضوح آرامش و حال خوب درونی رو حس می کنه.
زندگیه ما گاهی اوقات بدون اینکه متوجه باشیم ، پر میشه از حواشی و مشکلات پیش پا افتاده و بی ارزش
و ما حواسمون نیست که اصل ماجرا یه چیز دیگه است و اینها فقط حاشیه است
باید تمرکزمون رو بزاریم روی اصل و اون رو قوی کنیم
و استاد در رابطه با اصل صحبت می کنه
توحید و یکتاپرستی مهم ترین و تنها اصل زندگیه که اگر باشه همه چیز هست و اگر نباشه میشه همین زندگی که خیلی ها دارن و اصلا هیچ خواسته ی واضح و مشخصی از زندگی ندارن و فقط چون زنده ان زندگانی می کنند.
خیلی مهمه که ما چطور به خداوند نگاه می کنیم ؟
اصلا آیا خداوند رو می شناسیم؟
آیا متوجه حضور خداوند تو زندگیمون هستیم؟
خدای ما کیه؟
قدرت زندگی مون دست کیه ؟
رو چه کسی حساب می کنیم ؟
اینها سوالاتیه که باید از خودمون بپرسیم و بهش فکر کنیم
اصلا شاید انسان های اطرافمون خدای ما هستن ، شاید به قدری به اونها اهمیت میدیم و حرف و نظرشون برامون مهمه و به قدری به اونها محتاج شدیم که می ترسیم مبادا اونها رو از دست بدیم.
خیلی مهمه
گاهی متوجه نیستیم ولی باید همیشه و هر لحظه به خودمون یادآوری کنیم که تنها قدرت این جهان خداونده و دیگر بس
سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم و بقیه عزیزانم
.
“””وقتی که در بخش ثروت توی زندگیت مشکل داری یعنی باورهات درباره خداوند و ثروت اشکال داره “””
.
این درسی بود که از این فایل ارزشمند گرفتم …
اول که سوال فایل رو خوندم ، جوابی به ذهنم نرسید بعد که فایل رو دیدم به اینجای صحبت های استاد که رسیدم ، گوشام تیز شد و دیدم من با ثروت مشکل دارم ،
پس
باورم هم نسبت به خداوند ایراد داره …
نمیشه که رابطه ام با خدا درست باشه و توی زندگیم ثروت در جریان نباشه ..
امکانش نیست اصلا
این مرحله حتی برای خود خدا هم قفله که کسی که بهش نزدیک میشه رو از ثروت و نعمت محروم کنه .
.
پس من چاره ای ندارم غیر از پذیرفتن دوری خودم از خدا …تمام شواهد زندگیم داره فریاد میزنه اینو و دیگه هیچ جوره نمیشه پنهانش کرد و هی بندازم گردن بقیه عوامل بیرونی…
.
توی دوره احساس لیاقت استاد میگه ارزشمندی خودتون رو بی مذاکره بپذیرید فقط چون به دنیا اومدید…خیلی روی اون جلسه موندم و خیلی گوشش کردم ..خیلی با ذهنم صحبت کردم و قانعش کردم که من فقط چون به دنیا اومدم لایق همه نعمت ها و ثروت ها هستم…نتیجه اش این شده که دیگه کمتر دلم شور آینده رو میزنه نمیگم صد در صد بهتر شدم ولی خیلی بهتر از قبلم هستم ..خدا رو هزاران بار شکر که دسترسی دارم به این سایت و آموزش های استاد و خودمو بستم به آموزش ها و خودم شاهد پیشرفت خودم هستم …ذهنم حرف زیاد میرنه ولی من بهش یادآور میشم که رمز موفقیت من در پایداریه …در استمراره من نباید دست از تمرین ها و فایل گوش کردنم بردارم ..خداوند وعده داده و حتما به وعده اش عمل می کنه …
.
استاد عباس منش عزیزم این روزها با اوضاعی که همه مون میدونیم درباره ایران، من بیشتر از هر زمان دیگه ای یاد شما میکنم و به خودم میبالم که شاگرد شما هستم ..وقتی توی دوره ثروت یک گفتید وقتی باورهاتو عوض کنی از بدنه جامعه جدا میشی و وقتی همه جامعه دارن به یک سمت میرن ، تو دنبال اونا نمیری چون همیشه بدنه جامعه مسیر اشتباهی رو میرن…
.
.همه اش این لحن شما و جملات شما توی گوشمه ….”””عه…اینجوریه..حالا که کل جامعه دارن این مسیرو میرن و من نمیرم پس معلومه کارم درسته…””
امروز 14 فوریه یکی از بزرگترین تجمع ایرانیان خارج در لوس آنجلس بود…فیلم هاش هست که بی نهایت جمعیت رفتن بیرون …ولی من ماندم در خانه …یه دونه از این تجمع ها رو تا حالا نرفتم و نمیرم …به هیچ وجه…خیلی زحمت کشیدم برای اینکه به این مرحله برسم در زندگیم…کنترل احساسم کار راحتی نبوده و نیست.. ..بوضوح میتونم درک کنم که اطرافیان رابطه شون یکم تغییر کرده یا حداقل ذهنم اینو میگه ، اما برای من مهم نیست…رسیدن به این مرحله اصلا به معنی بی تفاوت بودن نیست به نظرم کاملا برعکسه…رسیدن به این مرحله یعنی انقدر برام مهمه که خودم رو آروم نگه میدارم و کارها رو میسپارم دست خداوند قادر …خداوند بلند مرتبه….
.میدونم اگر به هم بریزم ..حالم بد بشه …یعنی کارها رو از دست خدا گرفتم دادم به دست شیطان …و شیطان فقط خراب کاری میکنه…وضع رو از اینی که هست سخت تر میکنه برای عزیزانمون در ایران…من به خدا میگم خدایا من هیچی از سیاست سرم نمیشه، من فقط میدونم تو اگر بخواهی ، همه دنیا جمع بشن اون اتفاق می افته و نمیتونن جلوی افتادن اون اتفاق رو بگیرن..و تو اگر نخواهی ،کل دنیا بیان بیرون هم، آب از آب به نفع مردم تکون نمیخوره…..برگی بدون اذن تو از درخت نمی افته
و کلیدهای غیب نزد اوست؛ جز او کسی آن را نمیداند. و آنچه را در خشکی و دریاست میداند، و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر آنکه آن را میداند، و نه دانهای در تاریکیهای زمین، و نه تر و نه خشکی، مگر اینکه در کتابی روشن (لوح محفوظ) ثبت است.
.
.
با این آرامش و تکیه به رب العالمین، فراخوان میدم به آرامش و میگم بیا و من رو از شر شیطان رجیم در امان نگه دار…
بی نهایت از شما و آموزش هاتون سپاسگذارم که آرامش رو دارید به ما هدیه میدید که بزرگترین دستاورد هر کسی هست در زندگی .
وقتی آرامش داریم دسترسیمون به تمام ابعاد زندگی بیشتر هست…
وقتی آرامش داریم خلاق تریم و خالق زندگی خودمونیم
وقتی آرامش داریم سبک میشیم و میتونیم بریم اون بالا بالا ها و بشینیم روی شونه خدا
کمتر به نجوا ها اجازه عرض اندام میدیم…
وقتی آرامش داریم یعنی شرک داره جاشو با توحید عوض می کنه
یعنی دست از مقایسه خودمون با بقیه برداشتیم
یعنی به خئاوند رحمان گفتیم من از هر خیری که از تو به من برسه فقیرم
.
خانم شایسته جانم ، مهربانم از اینکه با تمام وجودت داری صد خودت رو برای سایت میزاری ممنونم و میبوسمت .مرسی بابت به روز رسانی این فایل ارزشمند.
سلام خدمت استاد عزیز.تازه با سایت شما آشنا شده ام.شبا که وارد سایت میشم ناخود آگاه تا پاسی از شب بدون خستگی غرق در مطالب میشم چقدر حالم عالی میشه.وخدا را شاکرم که با شما و دوستان هم مدار آشنا شدم.از خداوند میخواهم همه مارا هدایت کند به سمت بهترینها.
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
به نظر من اگر همه عوامل موفقیت یک فرد را بگذاریم یک طرف و توحید را بگذاریم در طرف دیگر توحید کاملاً سرسنگین تر از بقیه هست چرا چون فرعون و نمرود و قارون هم از لحاظ مالی و از لحاظی از دیگران برتری داشتند ولی بخاطر شرکی که در درون خود داشتند نابود شدند و بلا و عذاب الهی آنها را فرا گرفت؛
به قول استاد در همین فایلهای توحید عملی در قرآن نیاز های اولیه ما انسانها مثل خوراک و پوشاک و مسکن که از ضروریات و از دغدغه های اصلی انسانهاست اصلاً نیومده !!
مثلاً در قرآن نیامده که پیامبران یا مردم چی میخوردند و چی میپوشیدن و در چه خانه هایی زندگی میکردند !!
با این که دغدغه اصلی ما در این جهان همین نیازهای مادی(خوراک،پوشاک،مسکن )هست!!
برای چی واقعاً !!
برای اینکه اگر توحید درست بشود همه این نیاز های طبیعی و مادی خود به خود درست میشود!
و این درس بزرگی برای ماست که هرچقدر هم روی خودمون و باورهامون کار بکنیم تا توحید درست نشود کار بیهوده و آب در هاونگ کوبیدن هست…
کل اتفاقاتی که امروزه در ایران می افتد به خاطر عدم وجود باورهای توحیدی در افراد و شرکی است که افراد دارند؛
تا وقتی که قدرت را از خودم میگیرم و به رییس جمهور آمریکا میدهم و یا مقامات ایران را مسوول اتفاقات و محدودیت های خودم میدانم یا وجود اسراییل را در وقوع فقر در زندگیم میدانم یعنی شرک دارم..
تا وقتی که خودم را مقصر فقر و مسایل مالی و عدم پیشرفت های قبلی و مسایل عاطفی و … ندانم همواره من شرک دارم و تا وقتی این درست نشود من مدارهای بالاتر را تجربه نخواهم کرد..
تا وقتی من رشد نکنم دلار همواره در حال رشد هست طلا همواره درحال رشد هست و تنها راه اینست که من خودم را ارتقا بدهم . این من هستم که باید رشد کنم این من هستم که باید ارتقا پیدا کنم این من هستم که خودم را محدود کرده ام وگرنه طلا و دلار همیشه در حال رشد هستند.
تا وقتی توحید درست نشود وضعیت همیشه بد و بدتر خواهد شد…
توحید یعنی شناخت خودم یعنی شناخت باورهای محدود کننده ام یعنی شناخت قدرت های درونی ام یعنی اینکه من از تمام موجودات متفاوت تر هستم یعنی باور کنم که من جزعی از یک قدرت برتر هستم یعنی اینکه من خالق هستم یعنی اینکه من آینه تمام نمای خداوند در این جهان هستم…
امروز صبح هدایت شدم به خوندن خلاصه ای از آگاهی های استاد که در زیر این فایل توحیدی خانم شایسته عزیز از قلب توحیدی خودش جاری کرده و وقتی داشتم تجربیات دوستام رو از توحید میخوندم خداوند به یادم آورد که همین 3 سال پیش از چه وضعیتی منو سِودا (خواهرم)به این شرایط آرام رسیدیم وضعیتی که فقط میگفتم قراره انگار من بمیرم و این سختی ها قراره منو از پا در بیارن.
چون هیچ رشدی تو وجودم نیوفتاده بود و زندگی هیچ رنگی نداشت و من فقط فایلهای توحیدی و فایل توحیدی قسمت 6 رو گوش میدادم تا فقط گوش بدم به این فایلها شاید کمک های خداوند برسه
اولین کمک خداوند ورود منو خواهرم به قانون سلامتی بود با تمام کمبودها منو خواهرم ادامه دادیم با تمام تضادها ادامه دادیم انگار از یه جایی به بعد این ما نبودیم که داریم ادامه میدادیم بلکه مسیر داشت ما رو تو اجرای قانون سلامتی نگه میداشت.نه ورودی مالی بود نه خبری از حمایت کسی تو خانواده و حتی تحقیر هم میشدیم
ولی بعد از یکسال داشت حرکت هایی اتفاق می افتاد من مشغول شدم به یک شغلی تا ورودی مالی بیاد ولی باز اون جور که باید شرایط بر وفق نبود
و من تصمیم داشتم به یک جای دیگه ای برم برای زندگی تا در تنهایی و آرامش روی فایلها کار کنم و خیلی راحتر به قانون سلامتی عمل کنم.ولی پول اجاره جایی رو هم نداشتم و حتی جایی رو هم نمیشناختم و حتی ممکن بود شرایط رو هم برای خودم بدتر کنم ولی انقدر اون نیاز به ارامش و آزادی برامون مهم بود که زورش از ترس های بعدش بیشتر بود.
در پایان 1401 و در اوایل شروع بهار 1402 یک سری اتفاقات داشت می افتاد که من سردرگم بودم که قراره چی بشه ترس و شک از مسیر داشت توی دلم رو خالی میکرد و توی ششمین روز بهار 1402 پدرم به رحمت الهی رفت.
و منو خواهرم با وجود همه مخالفین اعضای خانواده تو خونه پدری موندیم و خداوند از یک روش ساده و به ظاهر غیر ممکن به حساب منو خواهرم پول زد و شرایط طوری پیش رفت که من یک شبه هم خونه دار شدم هم پول اومد تو زندگی منو خواهرم و همه مخالفین از تک تک اعضای خانواده و اقوام از دور ما ناپدید شدن
و ما تونستیم به لطف الله یکتا توی مسیر قانون سلامتی و مسیر یکتا پرستی راحتر ادامه بدیم
و امروز خداوند با این فایل توحیدی یک پرده از جلوی چشمام برداشت که من برای شما دوتا خواهر برنامه ای دارم و یادم آورد که چطوری ما رو از کودکی بارها و بارها از بیماری نجات داده از بی پولی نجات داده از بی خانمان شدن نجات داده از مکر و حیله دیگران نجات داده از گرسنگی و تشنگی از تهدیدها از تحقیرها بارها و بارها نجات داده و از چنگال فرعون و زیر سلطه دیگران رفتن نجات داده از کنیز دیگران شدن نجات داده و همین الان هم قسم میخورم که داره از تلاش های دیگران برای تهدید و زجر و سختی کشیدن داره نجات میده و حتی از غذاهای ناهماهنگ و خرید و فروش های ناهماهنگ نجات میده. با وجود اینکه من بیخبرم
و برامون قلب ها رو نرم میکنه . و ازمون در غیاب ما طرفداری میکنه و غذاهای سازگار رو میفرسته و از منو خواهرم حمایت و حفاظت و هدایت میکنه
امروز به یک نتیجه ای رسیدم که توحید جاریه.توحید همون جریان نعمت و ثروت و شادی و سلامتی و بهبود با تمام قدرتش جاریه!!
و حتی لازم نیست من توحیدی عمل کنم. و فقط اگه هر روز یک آجر یک آجر از دیوار بتنی که بین خودم و خدا به خاطر باورهای شرک آلود درست کردم ،بردارم و در مسیر شرک نرم .کافیه تا نور فضل خداوند از همون جایی که آجر شرک رو از دیوار بتنی برداشتم عبور میکنه و در زندگیم جاری میشه!!!
و امروز بیشتر از سمت روزمرگی بودن به سمت اعتماد به برنامه خداوند میرم وتوکل میکنم و از شرکها فاصله میگیرم و اجازه میدم جریان توحید جریان خداوند در زندگیم جاری بشه و من باهاش همراه بشم و انشالله از صبوران و از سپاسگذاران باشم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان زیبا
خدا قوت
الهی همیشه زنده و پاینده باشین
تمرین :
امشب دلم کرفته بود بخاطر یه ناخواسته ای که عصر امروز از طرف مادر همسرم برامپیش اومد
سر شب خیلی کریه کردم انگاری دلم ایندنیا رو نمیخواست به خدا گفتم اغوشتو میخوام میشه بغلم کنی
خیلی نیاز دارم بهت
اومدم طبق روال هر شب توی سایت که کامنت بخونم و ذهنم آروم شه یهو دیدم این فایل روی صفحه است. با اینکه قبلا چندین باز شنیده بودم بخاطر تمرینش اومدم ببینم چخبره
وقتی شما دغدغهتان را از “چگونه پول درآوردن” به “چگونه بنده خالصتری بودن و اجرای توحید” تغییر میدهید، خداوند تمام جنبههای دیگر زندگیتان را تضمین میکند.
این جمله منو تکون داد. وای خدای من چرا من اینو ندیده بودم تاحالا. چقدر حرف هست توی اینجمله
واقعیت شرک بزرگ زندگی من 7 سال پیش رقم خورد زمانی که پس از تلاشهای زیاد تو بازار کار با همسرم آشنا شدم و وقتی دیدم ایشون از نظر مالی خیلی متمول هست گفتم خوبه تا آخر عمر تو ناز و نعمت زندگی میکنم دیگه نمیخواد دغدغه داشته باشم. و این بزرگترین شرک زندگیم بود و تا به امروز ادامه داشته
جالبه که بلافاصله بعد عقد ما تو فاصله یکسال همسرم همه ثروتشو یا به رفیقاش داد که چک سفته داره ونصف ثروتشو زمینی خرید که میخواست با فروشش ثروتمند تر بشه اما اون زمین قفل شد و تا به امروز زمین چند ده میلیاردی رو هیچکسی نخریده اینقدر زندگی ما سخت شد که من حتی ماشین زیر پای خودمو فروختم.
چند ساله که متوجه این شرک شدم. اما همیشه همسرم رو مقصر میدونستم که ایشون باید خونه و ماشین عالی برای من فراهم کنه وظیفشه
حتی یه روزی اینو بهش گفتم که تو بزرگترین شرک زندگی من بودی.
از وقتی پیدا کردم این شرک رو خیلی با خودم جنگیدم. کاخ آرزوهام یهویی کوخ شده بود.
اما الان چندین ماهه که دیگه کاملا این شرک رو از بین بردم و رو پاهای خودم دارم کسب و کارمو ادامه میدم
همیشه توی ذهنم بود که همسرم یه سرمایه خوب به من بده که من ازش درآمد عالی کسب کنم (من خودم مدیر مجموعه خودم هستم )
بماند که توی این 7 سال چقدر اتفاقات ناخواسته و گره توی زندگی ما پیش اومد.
من الان یه آدم خسته از انسانهای دورم اینو فهمیدم هیچکس بدردم نمیخوره و خودم و خودم و خودم و خدا
دارم با آخرین نفس هام میرم جلو توی بازار امروز.
اما شاید درامدم خیلی بالا نرفته اما بوی ثروت رو احساس میکنم. سایتم داره نوید آزادی مالی بهم میده
امشب درگیر شده بودم دوباره همین فکرا.
پول. آزادی مالی. درآمد بالا. همش همین همین
الان کامنت یکی از دوستان رو خوندم انگاری علاوه بر همسرم من قدرت رو به پول هم دادم
اینباور شرک آلود که اگه بی پول باشم محتاج آدم ها میشم. زندگی سخت میشه وپول چه قدرتی داره توی زندگی من
این هم شرک بعدی منه الان یافتمش
خدایا چقدر دلم تورو میخواد. چقدر این ویس هارو دوست دارم از بس گریه کردم چشام خشک شده
چقدر میخوام حست کنم. فقط تورو کمدارم توی این دنیا
اینا به من آرامش نمیده من الانم همه جی دارم
ولی آرامشی که از حضور تو میاد رو ندارم
با تمام وجودم امشب توی ایندل شب با این دل گرفته و این چشمای از اشک خشک شده انگاری ته دنیام
ازت میخوام روز به روز خودتو بیشتر به من بنمایانی
میخوام حست کنم خیلی زیاد. هیچ چیزی قشنگ تر از تو نیست الهی به خواسته من امشب پاسخ بدی
خدایا منو غرق کن توی عشقت بسوزم. بخندم اشک بریزم با یادت بخوابم بیدارشم نفس بکشم
واااای استاد
چه دریچه ای باز کردی برای این ترانه تنها
سالها دنبال عشق بودم یکی بیاد بهمن عشق بده
سالها دنبال یه گمشده بودم ولی پیدا نمیشد عشق ثروت زیبایی
همش اومد اما آروم نشدم
استاد دست بوسته این شاگرد که تو منو با خدای ابراهیم آشنا کردی چه خدای قشنگی
ولی من همه جا میبینمش این روزها. توی ماه شبا پشت فرمون وقتی دارم رانندگی میکنم
توی خورشید روزها تو آسمون آبی پشت ابرها
توی خنده کودکم وقتی بوسش میکنم غرق میشم از حس خوشحالی انگاری خدا تو بغلمه
من قبلا هم بچه داشتم اما این حس فرق داره
چقدر نوشتم
نمیخواستم بنویسم حوصله نداشتم
اینا خودش اومد.
من به دستان خدا خیره شدم
معجزه کرد.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستای گل
و خدا را شکر برای این هم زمانی زیبا و شروع پروژه توحید عملی
راستش من برای پاسخ تمرین روم نمیشد اول توی کامنتها از شرک هام بنویسم و وقتی توی دفترم نوشتم حدود 6 صفحه نوشتم و به آگاهی های خیلی زیبایی رسیدم و خدا را شکر بابت این موهبت و سپاس از خانم شایسته عزیز و استاد گل که این تمرین را برای ما قرار دادند، بعدش گفتم حیفه که این آگاهی ها را نیام و در اختیار بقیه عزیزان نزارم…
چند روزی بود که من سعی میکردم عبارت خدا برای همه چیزم کافیه را هی تکرار کنم و بهش فکر کنم و یجورایی سعی کنم برای خودم اینا به شکل یک باور درست کنم یجورایی احساس میکردم که این عبارت چقدر میتونه من را آرام بکنه و بمن قدرت بده و همین دو سه روز پیش هم عبارت «تنها نیرویی که میتونه برای تو کاری بکنه فقط خداست ولاغیر» را روی وایت بوردم نوشته بودم و از خوندش لذت میبردم، تا اینکه دیشب باز از خداوند هدایت خواستم در مورد مشکلم و خدا مثل همیشه سریع الاجابته و صبح با انجام این تمرین و این فایل پاسخم را داد. موضوعی که توی همین روزها بهش رسیدم این بود که من واقعا هیچ کاره ام من واقعا ناتوانم و همه کاره خداست ، قدرت مطلق اونه که همه کارها را برای من و همه جهان انجام میده. حتی منی که ادعا میکنم من با فرکانس هام زندگیم را میتونم خلق بکنم و تغییر بدم شرایطم را ، کی میتونم این کار را بکنم اگر خداوند پاسخ دهنده فرکانس های من نباشه؟! و چه کسی هست که بتونه فرکانس های من را به شکل موقعیت ها و شرایط زندگیم برای من در بهترین شکل و بهترین زمان خلق بکنه به جز خدا؟! چه کسی این قدرت بی نهایت را داره واقعا ؟ و اینجاست که حس کردم یک ذره از معنی آیه ای که خداوند از خودش توی اون تعریف کرده را دارم میفهمم شاید، آیه ای که باز یکی دو روزه بهش فکر کردم و زمزمش کردم چندباری چون بهم حس لذت و آرامش میداد: بگو که من نزدیکم و همواره اجابت میکنم درخواست درخواست کنندگان را … واقعا اگر خداوند درخواست های ما را اجابت نکنه چه مسی میتونه به درخواست های ما پاسخ بده؟!
در مورد اینکه در زندگیتون به چه کسانی یا عواملی قدرت را دادید؟ وقتی یکم فکر کردم دیدم متاسفانه به همه کس و همه چیز قدرت را دادم الا خودم و خدای خودم.
از اینکه حتی فکر کردم داشتن شغل و پول میتونه بمن نعمت و ثروت را بده، بمن شادی بده، قدرت بده نیز شرک بود . اما فکر که کردم دیدم نه اونی که رزق من را میده خداست نه صرفاً یک کار فیزیکی، زمانی که من یه نوزاد بودم یا حتی همین الانش که شغلی ندارم مگه خدا روزی من را نداده؟ پس چرا الان فکر کردم که داشتن یه شغل بمن روزی میده یا بمن شادی میده مگه نیستن آدمایی که الان بهترین شغل ها را دارن اما شاد نیستند یا آدمهایی هستند که از یک کار ساده به ثروت زیاد رسیدن مگه اون کاره اون ثروت را بهشون داده در حالیکه هزاران نفر دیگه هم همون کار را میکنن اما ثروتی خلق نکردند پس روزی من واقعا با خداست نه با شغل یا آدمهای دیگه.
اما از شرک هایی که ظاهر زیبا و معنوی دارند تا شرک های لاکچری دنیای امروزمون و ….
چندتاش را میگم اما واقعا فکر نمیکردم ما انقدر در زندگی شرک داشته باشیم و انقدر رنگ و بوی خدا کم باشه توی زندگیمون ،زندگی خودم را میگم البته.
مثلا بریم فلان دعا را بخونیم، متوسل بشیم به فلان معصوم یا فلان شهید، سفره فلان حضرت پهن کنیم، فلان نذر را بدیم، بریم پابوس فلان حضرت ، خدا را به فلان قسمش بدیم ….
شرکهای لاکچریمون: فلان دکتر نمونه هست، فقط اون خوبت میکنه، فلان استاد دوره هاش حرف نداره، فلان مشاور کارتا درست میکنه، فلان پارتی، فلان رییس سازمان، فلان مدیر، فلان آشنا و فامیل و دوست، بابام، مامانم، خواهرم، داداشم، پسرم، همسرم ، فلان کشور، فلان امتیاز، فلان مدرک، فلان شغل، فلان مهارت، فلان هوش و استعدادم، ...
راستش خودم هم گریه ام گرفت ازینهمه فلانی های به ظاهر قدرت دار هم خندم گرفت خخخخ.
و یک سوال هم برام پیش اومد گفتم بد نیست از شما دوستان هم بپرسم، راستی چی شد که ما به اینهمه شرک رسیدیم؟؟؟
جواب خودم اینه که شاید تقلید کورکورانه از اجتماع و بدون ذره ای تفکر ما را به این نقطه رسونده و برای همینه که استاد میگن در مورد همه چیز فکر کنید و همینجوری هر حرف و رفتاری را قبول نکنید.
و اما در مورد قسمت دوم سوال که چگونه میخواهید ازین پس توحید را بصورت عملی در زندگیتان اجرا کنید؟
خب باید همیشه به خودمون یاداوری کنیم که تنها قدرت جهان خداست همه کارها را اون داره برای ما انجام میده ، چون انسان فراموش کاره و شیطان همیشه گوشه ذهنمون در کمینه پس باید یادآوری کنیم و بقول استاد در ذهنمون قدرت را از ادمها عوامل بیرونی بگیریم و به خدا بدیم . و با فکر و این نگاه شروع کنیم از کارهای کوچک تا بزرگمون را امتحان کنیم و از خدا بخواهیم که راهنماییمون کنه در مورد اون کار و برامون انجامش بده بعد نتیجه را ببینیم و برای خودمون هربار بنویسیم تا ببینیم که روند کارها چطور تغییر میکنه بعد از نوع نگاه و رفتار و اونوقت کم کم یاد میگیریم و جز رفتار و شخصیتمون میشه توحیدی بودن و یه نکته دیگه اینکه اگر به جایی قدرتی رسیدم یادم باشه که من در مقابل خدا هیچی نیستم و اووووننننن داره همه کارها را انجام میده برام و مغرور نشم.
اما خدا را شکر الان که یک سالیه توی سایتم آگاه تر شدم و طرز فکرم عوض شده و الا چند سال پیش که واقعاً منم تو در و دیوار بودم انقد که این شرکهایی که نوشتم را داشتم و خدا خیلی کمرنگ بود در زندگی من نهایتش این بوده برام که میدونم برای شماها هم آشناست که اگر یکبارم خواستم از خدا که کمکم کنه با یه حالت طلبکارانه بوده یا یک احساس بد و گریه زاری که خدایا پس یه کاری بکن یا خدایا چقدر عذابم میدی بسمه دیگه، یا خدایا مگه منو نمیبینی، دوستم نداری، دلت نمیسوزه و ازین حرفها که هیچوقت هم جواب درستی نگرفتیم ازین مدل کمک خواستن ها
خدایا سپاسگذارم ازت که درس خداشناسی را هم خودت بهم اموزش میدی واسه همینه که ورد زبونم شده من چکاره ام من هیچ کاره ام. همه کاره تویی خداجانم عاشقتم
به نام خداوند مهربان
سلام دوستان و استاد عزیزم
خداروشکر بابت فایل های بی نظیر و عالیه این سایت و استاد عزیز مون
جالبه که توی صحبت هاتون گفتید و کاملا این موضوع حس میشه که این سایت ، یک سایت معمولی که فقط در رابطه با انگیزشی و موفقیت باشه و فقط حرف های قشنگ توش داشته باشه نیست ، این سایت سرشار از توحید ، سرشار از ایمان و آرامشه
و تنها دلیلش هم اینه که استاد خودش عمل کرده و نتیجه گرفته و واقعا لیاقت صحبت کردن در رابطه با توحید و یکتاپرستی رو داره
کسی که میاد روی این آموزش ها کار می کنه ، بعد از یه مدت کوتاه به وضوح آرامش و حال خوب درونی رو حس می کنه.
زندگیه ما گاهی اوقات بدون اینکه متوجه باشیم ، پر میشه از حواشی و مشکلات پیش پا افتاده و بی ارزش
و ما حواسمون نیست که اصل ماجرا یه چیز دیگه است و اینها فقط حاشیه است
باید تمرکزمون رو بزاریم روی اصل و اون رو قوی کنیم
و استاد در رابطه با اصل صحبت می کنه
توحید و یکتاپرستی مهم ترین و تنها اصل زندگیه که اگر باشه همه چیز هست و اگر نباشه میشه همین زندگی که خیلی ها دارن و اصلا هیچ خواسته ی واضح و مشخصی از زندگی ندارن و فقط چون زنده ان زندگانی می کنند.
خیلی مهمه که ما چطور به خداوند نگاه می کنیم ؟
اصلا آیا خداوند رو می شناسیم؟
آیا متوجه حضور خداوند تو زندگیمون هستیم؟
خدای ما کیه؟
قدرت زندگی مون دست کیه ؟
رو چه کسی حساب می کنیم ؟
اینها سوالاتیه که باید از خودمون بپرسیم و بهش فکر کنیم
اصلا شاید انسان های اطرافمون خدای ما هستن ، شاید به قدری به اونها اهمیت میدیم و حرف و نظرشون برامون مهمه و به قدری به اونها محتاج شدیم که می ترسیم مبادا اونها رو از دست بدیم.
خیلی مهمه
گاهی متوجه نیستیم ولی باید همیشه و هر لحظه به خودمون یادآوری کنیم که تنها قدرت این جهان خداونده و دیگر بس
اونه که تمام کار ها رو برای من انجام میده
الهی شکرت خدای مهربان و قدرتمندم
عااااشقتم خداجونم
عااااشقتوووووونم
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته گرامی
و همه دوستان عزیز
وقتی انسانی خدا را با همه قلبش باور کنه و قدم برداره و قدرت رو به هیچ چیزی نده و باورهای مناسبی در مورد خدا ، ثروت و… داشته باشه
تمام نعمتها رو زندگی میکنه
این قانون بدون تغییر این دنیاست
سلامتی ،ثروت ،روابط فوق العاده و تجربه زیبایی ها و نعمتها پاداش اونیه ک فقط روی تو حساب میکنه
که استاد یک الگوی عالی در این زمینه هستند
من هم بارها شده که روی آدما حساب کردم و ضربه خوردم تا بفهمم اونه ک اول و اخره
خدایا میخوام به معنای واقعی توحید رو در زندگیم اجرا کنم
میخوام پر بشم از تو و خالی کنم خودمو از هرچی غیر تو
باور کردن الخیر فی ما وقع
دیدن تو پشت هر اتفاقی
و اینکه ک هیچ برگی بدون اذن تو نمی افته باعث میشه ارام باشیم و امیدوار
خدایا تو برای بنده هات کافی هستی
( الیس الله بکاف عبده)
اما فقط برای بنده های واقعی
ن اونهایی که روی زبونشون اسمت رو میارن ولی
گوشه ذهن و ته دلشون امیدشون ب خیلی چیزای دیگه است
خدایا من به هر خیری از جانب تو محتاجم
دلم روشنه ب روزهای خوبی که در انتظارمه
به داشتن و زندگی کردن نعمتهایی ک در سایه ایمان به تو بهشون میرسم
به نام خداوند هدایتگرم
.
سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم و بقیه عزیزانم
.
“””وقتی که در بخش ثروت توی زندگیت مشکل داری یعنی باورهات درباره خداوند و ثروت اشکال داره “””
.
این درسی بود که از این فایل ارزشمند گرفتم …
اول که سوال فایل رو خوندم ، جوابی به ذهنم نرسید بعد که فایل رو دیدم به اینجای صحبت های استاد که رسیدم ، گوشام تیز شد و دیدم من با ثروت مشکل دارم ،
پس
باورم هم نسبت به خداوند ایراد داره …
نمیشه که رابطه ام با خدا درست باشه و توی زندگیم ثروت در جریان نباشه ..
امکانش نیست اصلا
این مرحله حتی برای خود خدا هم قفله که کسی که بهش نزدیک میشه رو از ثروت و نعمت محروم کنه .
.
پس من چاره ای ندارم غیر از پذیرفتن دوری خودم از خدا …تمام شواهد زندگیم داره فریاد میزنه اینو و دیگه هیچ جوره نمیشه پنهانش کرد و هی بندازم گردن بقیه عوامل بیرونی…
.
توی دوره احساس لیاقت استاد میگه ارزشمندی خودتون رو بی مذاکره بپذیرید فقط چون به دنیا اومدید…خیلی روی اون جلسه موندم و خیلی گوشش کردم ..خیلی با ذهنم صحبت کردم و قانعش کردم که من فقط چون به دنیا اومدم لایق همه نعمت ها و ثروت ها هستم…نتیجه اش این شده که دیگه کمتر دلم شور آینده رو میزنه نمیگم صد در صد بهتر شدم ولی خیلی بهتر از قبلم هستم ..خدا رو هزاران بار شکر که دسترسی دارم به این سایت و آموزش های استاد و خودمو بستم به آموزش ها و خودم شاهد پیشرفت خودم هستم …ذهنم حرف زیاد میرنه ولی من بهش یادآور میشم که رمز موفقیت من در پایداریه …در استمراره من نباید دست از تمرین ها و فایل گوش کردنم بردارم ..خداوند وعده داده و حتما به وعده اش عمل می کنه …
.
استاد عباس منش عزیزم این روزها با اوضاعی که همه مون میدونیم درباره ایران، من بیشتر از هر زمان دیگه ای یاد شما میکنم و به خودم میبالم که شاگرد شما هستم ..وقتی توی دوره ثروت یک گفتید وقتی باورهاتو عوض کنی از بدنه جامعه جدا میشی و وقتی همه جامعه دارن به یک سمت میرن ، تو دنبال اونا نمیری چون همیشه بدنه جامعه مسیر اشتباهی رو میرن…
.
.همه اش این لحن شما و جملات شما توی گوشمه ….”””عه…اینجوریه..حالا که کل جامعه دارن این مسیرو میرن و من نمیرم پس معلومه کارم درسته…””
امروز 14 فوریه یکی از بزرگترین تجمع ایرانیان خارج در لوس آنجلس بود…فیلم هاش هست که بی نهایت جمعیت رفتن بیرون …ولی من ماندم در خانه …یه دونه از این تجمع ها رو تا حالا نرفتم و نمیرم …به هیچ وجه…خیلی زحمت کشیدم برای اینکه به این مرحله برسم در زندگیم…کنترل احساسم کار راحتی نبوده و نیست.. ..بوضوح میتونم درک کنم که اطرافیان رابطه شون یکم تغییر کرده یا حداقل ذهنم اینو میگه ، اما برای من مهم نیست…رسیدن به این مرحله اصلا به معنی بی تفاوت بودن نیست به نظرم کاملا برعکسه…رسیدن به این مرحله یعنی انقدر برام مهمه که خودم رو آروم نگه میدارم و کارها رو میسپارم دست خداوند قادر …خداوند بلند مرتبه….
.میدونم اگر به هم بریزم ..حالم بد بشه …یعنی کارها رو از دست خدا گرفتم دادم به دست شیطان …و شیطان فقط خراب کاری میکنه…وضع رو از اینی که هست سخت تر میکنه برای عزیزانمون در ایران…من به خدا میگم خدایا من هیچی از سیاست سرم نمیشه، من فقط میدونم تو اگر بخواهی ، همه دنیا جمع بشن اون اتفاق می افته و نمیتونن جلوی افتادن اون اتفاق رو بگیرن..و تو اگر نخواهی ،کل دنیا بیان بیرون هم، آب از آب به نفع مردم تکون نمیخوره…..برگی بدون اذن تو از درخت نمی افته
سوره انعام آیه 59
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَهٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّهٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ
و کلیدهای غیب نزد اوست؛ جز او کسی آن را نمیداند. و آنچه را در خشکی و دریاست میداند، و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر آنکه آن را میداند، و نه دانهای در تاریکیهای زمین، و نه تر و نه خشکی، مگر اینکه در کتابی روشن (لوح محفوظ) ثبت است.
.
.
با این آرامش و تکیه به رب العالمین، فراخوان میدم به آرامش و میگم بیا و من رو از شر شیطان رجیم در امان نگه دار…
بی نهایت از شما و آموزش هاتون سپاسگذارم که آرامش رو دارید به ما هدیه میدید که بزرگترین دستاورد هر کسی هست در زندگی .
وقتی آرامش داریم دسترسیمون به تمام ابعاد زندگی بیشتر هست…
وقتی آرامش داریم خلاق تریم و خالق زندگی خودمونیم
وقتی آرامش داریم سبک میشیم و میتونیم بریم اون بالا بالا ها و بشینیم روی شونه خدا
کمتر به نجوا ها اجازه عرض اندام میدیم…
وقتی آرامش داریم یعنی شرک داره جاشو با توحید عوض می کنه
یعنی دست از مقایسه خودمون با بقیه برداشتیم
یعنی به خئاوند رحمان گفتیم من از هر خیری که از تو به من برسه فقیرم
.
خانم شایسته جانم ، مهربانم از اینکه با تمام وجودت داری صد خودت رو برای سایت میزاری ممنونم و میبوسمت .مرسی بابت به روز رسانی این فایل ارزشمند.
سلام استاد مچکرم که فایل های جدید روی صفحه میذارین
ذهن ما به مردان دولت خودمون ویا آمریکا قدرت داده
منتظر هستیم اون ها کاری انجام بدن
ولی من خودم درکل به اون ها قدرت ندادم و خودم رو درگیر این شرایط نکردم سعی کردم بی خبر از همه چیز باشم
من برای کارم به صاحب سالن قدرت دادم که اون مشتری بده بهم ویا از اینستاگرام (قدرت دادن به فضای مجازی)
الان من باردار هستم و کار نمیکنم و قدرت رو به همسرم دادم و منتظر اون هستم تا اون کاری انجام بده
البته گاهی که روی خودم کار نمیکنم این اتفاق می افته ولی از این به بعد میخوام تمرین هام رو روزانه انجام بدم
( نوشتن سپاس گزاری)
من خودم با نوشتن احساس بهتری دارم
شب ها قبل از خواب خواسته هام رو تجسم کنم
به نظر من روزی چند ساعت باید توی سایت بود و فایل ها رو گوش کنیم عمل کنیم تا نتیجه بهتری بگیریم
چون ذهن خیلی زود همه چیز یادش میره
سلام به استادان عزیزم ودوستان گل سایت
توحید عملی قسمت 1
موضوعات و جملات استاد که درِ گوشم زنگ زدند
و منو به فکر فرو بردند
چرا من زنده ام؟
من گه به دنیا اومدم وشروع به نفس کشیدن کردم حتما دلیلی داره حتما خدا در بوجود آوردن من دلیل داشته
اینکه من هنوز زنده هستم و دارم نفس میکشم حتما قراره کاری انجام بدم
آیا من بدنیا اومد که تو بدبختی زندگی کنم؟
آیا من به دنیا اومدم تا فقد عمرمو الکی هدر بدم؟
آیا من بدنیا اومدم تا بار دوش جامعه باشم؟
آیا من به دنیا اومدم تا بار اضافی روی دوش همسرم باشم؟
آیا من بدنیا اومدم تا فقد بچه دار بشم مثل زنهای معمولی فقد بچه هامو بزرگ کنم یا اینکه برای فرزندانم الگویی باشم و به اونا در مسیر پیشرفت کمک کنم؟
چرا من با مسیر توحید آشنا شدم. چرا من با استاد عباس منش آشنا شدم؟
چرا مثل زنهای زیاد دیگه فقد فکرم درگیر کارهای خانه نیست وچرا همش تو فکرم به پیشرفت توحید و خدا فکر میکنم؟
چرا من به مسیر درست هدایت شدم درحالی که قبلا چیزی از روان شناسی توحید و مسیر درست نمیدانستم ؟
آیا من بدنیا آمده ام که تنها دغدغه ام گذراندن روزم
در افکار منفی و بدبختی باشه یا اینکه نه افکارم همش توحیدی و مثبت باشن؟
حتما از بدنیا اومدن و عاقل بودنم سالم بودنم با درک بودنم هدفمند بودن دلیلی هست وگرنه هیچ تفاوتی بین من و زنهای دیگر نیست
سوالهایی که تو ذهنم میچرخن از وقتی این فایل رو با دقت گوش دادم
چقدر این جمله زیباست که بت پرستی تنها پرستیدن مجسمه های چوبی یا سنگی نیست. بت پرستی اینکه وضعیت ناجور زندگی ام را به اراده وخواست خدا گره بزنم
پت پرستی یعنی قدرت رو از خدا ودرونم بگیرم و به تمام عوامل بیرونی بدهم
چقدر این جملات قابل تفکر هستند
سلام خدمت استاد عزیز.تازه با سایت شما آشنا شده ام.شبا که وارد سایت میشم ناخود آگاه تا پاسی از شب بدون خستگی غرق در مطالب میشم چقدر حالم عالی میشه.وخدا را شاکرم که با شما و دوستان هم مدار آشنا شدم.از خداوند میخواهم همه مارا هدایت کند به سمت بهترینها.
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
به نظر من اگر همه عوامل موفقیت یک فرد را بگذاریم یک طرف و توحید را بگذاریم در طرف دیگر توحید کاملاً سرسنگین تر از بقیه هست چرا چون فرعون و نمرود و قارون هم از لحاظ مالی و از لحاظی از دیگران برتری داشتند ولی بخاطر شرکی که در درون خود داشتند نابود شدند و بلا و عذاب الهی آنها را فرا گرفت؛
به قول استاد در همین فایلهای توحید عملی در قرآن نیاز های اولیه ما انسانها مثل خوراک و پوشاک و مسکن که از ضروریات و از دغدغه های اصلی انسانهاست اصلاً نیومده !!
مثلاً در قرآن نیامده که پیامبران یا مردم چی میخوردند و چی میپوشیدن و در چه خانه هایی زندگی میکردند !!
با این که دغدغه اصلی ما در این جهان همین نیازهای مادی(خوراک،پوشاک،مسکن )هست!!
برای چی واقعاً !!
برای اینکه اگر توحید درست بشود همه این نیاز های طبیعی و مادی خود به خود درست میشود!
و این درس بزرگی برای ماست که هرچقدر هم روی خودمون و باورهامون کار بکنیم تا توحید درست نشود کار بیهوده و آب در هاونگ کوبیدن هست…
کل اتفاقاتی که امروزه در ایران می افتد به خاطر عدم وجود باورهای توحیدی در افراد و شرکی است که افراد دارند؛
تا وقتی که قدرت را از خودم میگیرم و به رییس جمهور آمریکا میدهم و یا مقامات ایران را مسوول اتفاقات و محدودیت های خودم میدانم یا وجود اسراییل را در وقوع فقر در زندگیم میدانم یعنی شرک دارم..
تا وقتی که خودم را مقصر فقر و مسایل مالی و عدم پیشرفت های قبلی و مسایل عاطفی و … ندانم همواره من شرک دارم و تا وقتی این درست نشود من مدارهای بالاتر را تجربه نخواهم کرد..
تا وقتی من رشد نکنم دلار همواره در حال رشد هست طلا همواره درحال رشد هست و تنها راه اینست که من خودم را ارتقا بدهم . این من هستم که باید رشد کنم این من هستم که باید ارتقا پیدا کنم این من هستم که خودم را محدود کرده ام وگرنه طلا و دلار همیشه در حال رشد هستند.
تا وقتی توحید درست نشود وضعیت همیشه بد و بدتر خواهد شد…
توحید یعنی شناخت خودم یعنی شناخت باورهای محدود کننده ام یعنی شناخت قدرت های درونی ام یعنی اینکه من از تمام موجودات متفاوت تر هستم یعنی باور کنم که من جزعی از یک قدرت برتر هستم یعنی اینکه من خالق هستم یعنی اینکه من آینه تمام نمای خداوند در این جهان هستم…
به نام تنها رب جهانیان
سلام
یک مثال از ردپای توحید از برنامه خداوند
امروز صبح هدایت شدم به خوندن خلاصه ای از آگاهی های استاد که در زیر این فایل توحیدی خانم شایسته عزیز از قلب توحیدی خودش جاری کرده و وقتی داشتم تجربیات دوستام رو از توحید میخوندم خداوند به یادم آورد که همین 3 سال پیش از چه وضعیتی منو سِودا (خواهرم)به این شرایط آرام رسیدیم وضعیتی که فقط میگفتم قراره انگار من بمیرم و این سختی ها قراره منو از پا در بیارن.
چون هیچ رشدی تو وجودم نیوفتاده بود و زندگی هیچ رنگی نداشت و من فقط فایلهای توحیدی و فایل توحیدی قسمت 6 رو گوش میدادم تا فقط گوش بدم به این فایلها شاید کمک های خداوند برسه
اولین کمک خداوند ورود منو خواهرم به قانون سلامتی بود با تمام کمبودها منو خواهرم ادامه دادیم با تمام تضادها ادامه دادیم انگار از یه جایی به بعد این ما نبودیم که داریم ادامه میدادیم بلکه مسیر داشت ما رو تو اجرای قانون سلامتی نگه میداشت.نه ورودی مالی بود نه خبری از حمایت کسی تو خانواده و حتی تحقیر هم میشدیم
ولی بعد از یکسال داشت حرکت هایی اتفاق می افتاد من مشغول شدم به یک شغلی تا ورودی مالی بیاد ولی باز اون جور که باید شرایط بر وفق نبود
و من تصمیم داشتم به یک جای دیگه ای برم برای زندگی تا در تنهایی و آرامش روی فایلها کار کنم و خیلی راحتر به قانون سلامتی عمل کنم.ولی پول اجاره جایی رو هم نداشتم و حتی جایی رو هم نمیشناختم و حتی ممکن بود شرایط رو هم برای خودم بدتر کنم ولی انقدر اون نیاز به ارامش و آزادی برامون مهم بود که زورش از ترس های بعدش بیشتر بود.
در پایان 1401 و در اوایل شروع بهار 1402 یک سری اتفاقات داشت می افتاد که من سردرگم بودم که قراره چی بشه ترس و شک از مسیر داشت توی دلم رو خالی میکرد و توی ششمین روز بهار 1402 پدرم به رحمت الهی رفت.
و منو خواهرم با وجود همه مخالفین اعضای خانواده تو خونه پدری موندیم و خداوند از یک روش ساده و به ظاهر غیر ممکن به حساب منو خواهرم پول زد و شرایط طوری پیش رفت که من یک شبه هم خونه دار شدم هم پول اومد تو زندگی منو خواهرم و همه مخالفین از تک تک اعضای خانواده و اقوام از دور ما ناپدید شدن
و ما تونستیم به لطف الله یکتا توی مسیر قانون سلامتی و مسیر یکتا پرستی راحتر ادامه بدیم
و امروز خداوند با این فایل توحیدی یک پرده از جلوی چشمام برداشت که من برای شما دوتا خواهر برنامه ای دارم و یادم آورد که چطوری ما رو از کودکی بارها و بارها از بیماری نجات داده از بی پولی نجات داده از بی خانمان شدن نجات داده از مکر و حیله دیگران نجات داده از گرسنگی و تشنگی از تهدیدها از تحقیرها بارها و بارها نجات داده و از چنگال فرعون و زیر سلطه دیگران رفتن نجات داده از کنیز دیگران شدن نجات داده و همین الان هم قسم میخورم که داره از تلاش های دیگران برای تهدید و زجر و سختی کشیدن داره نجات میده و حتی از غذاهای ناهماهنگ و خرید و فروش های ناهماهنگ نجات میده. با وجود اینکه من بیخبرم
و برامون قلب ها رو نرم میکنه . و ازمون در غیاب ما طرفداری میکنه و غذاهای سازگار رو میفرسته و از منو خواهرم حمایت و حفاظت و هدایت میکنه
امروز به یک نتیجه ای رسیدم که توحید جاریه.توحید همون جریان نعمت و ثروت و شادی و سلامتی و بهبود با تمام قدرتش جاریه!!
و حتی لازم نیست من توحیدی عمل کنم. و فقط اگه هر روز یک آجر یک آجر از دیوار بتنی که بین خودم و خدا به خاطر باورهای شرک آلود درست کردم ،بردارم و در مسیر شرک نرم .کافیه تا نور فضل خداوند از همون جایی که آجر شرک رو از دیوار بتنی برداشتم عبور میکنه و در زندگیم جاری میشه!!!
و امروز بیشتر از سمت روزمرگی بودن به سمت اعتماد به برنامه خداوند میرم وتوکل میکنم و از شرکها فاصله میگیرم و اجازه میدم جریان توحید جریان خداوند در زندگیم جاری بشه و من باهاش همراه بشم و انشالله از صبوران و از سپاسگذاران باشم