توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    میثم صفرپور گفته:
    مدت عضویت: 3314 روز

    عرض سلام , ادب و احترام دارم خدمت دوستان قرار گرفته در فرکانس موفقیت

    چند وقتی هستش که باب شده موقعی که دوستان سلام میدهند میگویند : دوستان هم فرکانسی یا دوستان هم مداری

    من اصلا ازین واژه ها استفاده نمیکنم چون ممکن است ما در یک فرکانس و مدار نباشیم اصلا دنیا بینهایت مدار دارد که در هر لحظه ممکن است داخل یک مداری قرار بگیریم

    تشکر میکنم از استاد بابت این فایلهایشان چون واقعا اصلی ترین مبحث توجه هستش که با این فایلها توجهمان بیشتر بسمت نکات مثبت پرتاب میشود

    فقط یک مطلب جالبی را میخواستم بیان کنم در مورد توحید عملی

    بانگ توحید عملی

    مولوی بیشتر از هر کسی در زبان فارسی و یا شاید بتوان گفت در دنیا، بانگ «یگانگی انسانی» را برآورده است و اصرار ورزیده که این افتراق‌ها و جدائی‌های میان اقوام تحت عناوین مختلف، از بین برود. همه همدیگر را مساوی بشناسند و برادرانه حرکت کنند. این یک اصل بسیار انسانی و از افتخارهای فرهنگ و عرفان ایران است که تکیه بر این موضوع دارد؛ قرنها پیش از آنکه این مباحث و موضوعات از طریق سازمان ملل یا قوانین بین‌المللی مطرح گردند. آن دوره‌‌ها دوران خان‌خانی و فئودالیسم بوده، دوران اختلاف شدید بین مذاهب. خود مولوی از میان جنگ بزرگ بین مسیحیان و مسلمانان، یعنی جنگ بسیار طولانی صلیبی سر برآورد. خاطرات آن هنوز کاملاً‌ زنده بود. آنگاه حمله مغول و نزاعهای فرقه‌ای، چه میان خود مسلمانان، و چه با پیروان مذاهب دیگر پیش آمد. در واقع پاسخی است به این ناهمواری‌های زندگی و اجتماع، که کل دنیای شناخته‌شده آن زمان را در بر می‌گرفت. پس موضوع ذره و خورشید، یعنی پیوند انسان به کل، در اصل از جای دیگر آب می‌خورد.

    مولوی اکتفا نمی‌کند به این که بگوید فقط انسان‌ها با هم پیوند یابند، بلکه می‌گوید کل کائنات،‌ کل موجودات آفریده شده‌ (اعم از جماد،‌ گیاه، حیوان و انسان) یک واحد و کل تشکیل می‌دهند. برای اینکه همه‌شان مولود آفرینش‌اند. این نهاد آفرینش، که یک نوعش به صورت جماد یا حیوان یا گیاه درآمده و نهاد دیگرش به صورت انسان، باید یک پیوستگی و حالت وفاق بینشان باشد و حد همدیگر را بشناسند. اینجاست که مثلاً منع تجاوز به طبیعت مطرح می‌شود، یا منع بدرفتاری نسبت به حیوان؛ شناخت یک نوع جان و روح در گیاه و در درخت، مطرح است و درجات سیر انسان بازگو می‌گردد، در آن چند شعر معروف:

    از جمادی مُردم و نامی شدم

    وز نما مردم به حیوان دم زدم

    حمله دیگر بمیرم از بشر

    تا برآرم از ملایک بال و پر

    این، سیر بشر را بازگو می‌کند که اول از جماد سرچشمه گرفته؛ زیرا از خاک آمده. هم از دیدگاه تفکر دینی و هم تفکر علمی،‌ انسان از خاک سر برآورده و تبدیل شده به گیاه. گیاه تبدیل شده به حیوان. چون حیوان زاییده گیاه است، قوت می‌گیرد از گیاه. بعد حیوان یک درجه بالاتر آمده، تبدیل به انسان گردیده‌ و بعد وعده می‌دهد که از انسان هم به عالم بالاتر خواهی رفت، فرشته‌سان خواهی شد. باز در آنجا هم متوقف نمی‌شود، از آنجا هم به جایی می‌رسی که «اندر وهم ناید»،‌ یعنی با کل کائنات و عالم فرازین پیوسته و یکسان می‌گردی. پس این پیوستگی و اتحاد تنها شامل انسانها نیست، بلکه همه کائنات را در برمی‌گیرد.

    این شعر واقعا نمونه ی یک توحید عملی و یگانگی انسان است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1260 روز

      سلام دوست خوبم میثم جان

      گل گفتی دمتگرم که ازاینجا گریزی زدی به مولانا بزرگ رسیدی که دروووود خدا بر روح پاک ایشون و حاندان پاکش که از علما و عرفای بزرگ بالله بودن حصرت مولانا که مثنوی اش قرآن فارسی زبان هست بقول خودش واقعااااا یک یکتاپرست رهاااااا بودن که رشد،تکاملی بسیااااار عالی رو طی کردن و واقعا از کجا به کجا رسید بال و پر درآورد و به ملکوت رسید که زمان مرگش مسیحی و مسلمان و یهودی و جهودی،بی دین و بادین حیوان و زمین و آسمان در سوگش نشسته بودن تنها انسانی که همه در سوگش به وحدت رسیده بودن چه انسان بزرگی بود روحش شاااااد خدا کنه روزی برسه تکامل پیدا کنیم سراسر مدرسه ها کتابهای مولانا و حافظ و فردوسی و سعدی و خیام و بوعلی ملاصدرا ابوریحان بیرونی امسال اینا تدریس بشه که شاه گل همه این کتابها که سرچشمه ازاین کتاب هست آیات شریفه قرآن هست تدریس بشه بدست اهلش مثل عباس منش ها

      الهــــی آمیـــــــــــن

      متشکرم دوست من از کامنت زیباتون ما باید از بزرگان ما بیاموزیم و به روح همه کاینات احترام قایل شویم انشالله سربراه باشیم

      دمتگرم رفیق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3239 روز

    سلام

    استاد عزیزم من زمانی که روانشناسی ثروت یک را خریدم با ذوق و شوق نشستم تست ها را جواب دادم تا اینکه رسیدم به این جمله که هرچه ایمان من بیشتر بشه ثروتمند تر خواهم شد ، روی این جمله ساعتها مکث کردم چون اصلا معنیش را نمی فهمیدم که بخوام بهش درصد بدم ، واقعا درک نمی کردم که ایمان چکار داره به ثروت ، اون جمله را بدون پاسخ رها کردم و بقیه تست ها را جواب دادم ولی مدام فکرم پیش اون جمله ای بود که بدون جواب مونده بود تا اینکه به خودم گفتم حالا که معنی این جمله را نمی فهمم لابد پاشنه آشیل من نیست وگرنه خیلی سریع پاسخ میدادم مثل جمله بدست آوردن پول آسون ترین کار دنیاست که من فی الفور نوشتم 5 درصد و بعد از کلی کلنجار ذهنی یه درصدی به اون جمله دادم و ازش گذشتم و روی باور فراوانی و لیاقت کار میکردم و البته نتایج خوبی هم می گرفتم ولی اون نتایج ماندگار نبودند ، تا اینکه تصمیم گرفتم دوباره تست ها را جواب بدم و بازهم به همون جمله رسیدم و مغزم استپ کرد ، بازهم مداد را زمین گذاشتم و این بار ماه ها فکرم مشغولش بود ، واقعا من ترمز به این عجیبی ندیده بودم که انقدر مبهم و گمراه کننده بود که حتی نمی تونستم با دادن یک درصد ، تکلیف خودم را باهاش مشخص کنم ، انقدر مخفی بود و انقدر با وجود من عجین شده بود که من اصلا به چشم ترمز بهش نگاه نمی کردم ، به جرأت میگم اگر حتی خود شما استاد میومدی بمن می گفتی این جمله ترمز توئه من باور نمی کردم چون درکش نمی‌کردم …. و این روند تکراری که یکم وضع مالیم با باورهای دیگه خوب میشد و دوباره بی پول میشدم ادامه داشت …. شاید نباید الان اینها را می گفتم چون دقیقا الان در دوره بی پولی هستم اما هربار که به این نقطه می رسیدم یک ذره از این باور غلط را درک میکردم و امروز چندین ساعت تفکر و تأمل باعث شد که من بفهمم که در ذهن من بین پول و خدا اصلا رابطه ای نیست و بهمین دلیل هم اون جمله را درک نمی کردم چون ارتباطی بین ایمان و ثروت نمی دیدم …. انقدر این باور خطرناک و ریشه در تمام ابعاد ذهن من داره که به یکباره کنار نمیره و من هربار که به صفر میرسم ذره ای از اون را کشف میکنم و تمامش به یکباره برام به وضوح نمی رسه …. امروز جواب خانم شایسته را خوندم که برای یکی از بچه ها نوشته بودند « تا وقتی ثروت را جدا از خدا بدونی ثروتمند نخواهی شد» من ده بار این جمله را خوندم و لایه ای از روی ذهنم کنار رفت که این جمله ارتباط مستقیم با اون باور که استاد گفته بود داره که هرچه ایمان من بیشتر بشه ثروتمند تر خواهم شد ؛ و من نمی تونستم بین ایمان و خدا رابطه برقرار کنم چرا که من هم ثروت را از خدا جدا میدونستم ؛ درسته که خدا را هرگز بشکل آدم فرض نمی کردم و همیشه برایم یک قدرت بی همتا بود اما من همه چیز را در دستان این قدرت بی همتا می دیدم الاّ ثروت را ، من اون را قادر به برآورده شدن تمام خواسته ها می دیدم الاّ خواسته های مالی ؛ امروز من همش دوست داشتم سکوت کنم و به این موضوع فکر کنم ، دلم می خواست حالا که این لایه ضخیم ذهنم کمی شُل شده ، خودم با تفکر و تعمق به آب شدنش کمک کنم و انصافاً موفق شدم چرا که الان درسته ساکت و آروم م و هنوز بی پولم ، اما نه ترسی دارم ، نه غمی ، نه نگرانی …. و هرلحظه آگاه تر میشوم …. اولین باره که انقدر به نتایج این افکار مطمئنم ، اولین باره که باور دارم خودم بااین باورها زندگی خودم را خلق میکنم ، اولین باره که از ته دلم پول را از خدا میخواهم … یاد گرفتم که چجوری باید ازش بخوام ، اون خدایی که همسرم را بهم داد پول هم میده ، فهمیدم که این خدا ، همون خداست ، نشستم نوشتم که من وقتی نیاز به داشتن یک همراه را در خودم برای بقیه زندگیم پیدا کردم به خدا چی گفتم ؟ چجوری گفتم ؟ با چه احساسی گفتم ؟ چه باورهایی داشتم ؟ آیا عوامل دیگری غیر از خدا را موثر میدونستم ؟ …. جوابهایی که به خودم دادم منو نسبت به ثروت به وضوح رسوند … من در مورد همسر دلخواهم با خدا هرشب حرف میزدم ، حرف زدن با خدا عین یک کار جذاب و عاشقانه شده بود ، خدایا من یک مرد مهربان ، خوش تیپ ، چشم و ابرو مشکی که یکم از خودم بزرگتر باشه و عاشقم باشه را میخوام ، اونقدر عاشقم باشه که من از عشق جلوش کم بیارم ، و این سناریوی شبانگاهی من و خدا بود ، فارغ از تاثیر تمام عوامل بودم ، فقط خدا ، فقط خدا ؛ و بعد از این راز و نیاز من سرشار از احساس خوب میشدم و انقدر آروم و خوش بودم که کسی نمی فهمید منشأ اینهمه آرامش کجاست ….. و دو سال بعد او آمد …. با تمام ویژگی هایی که من خواسته بودم ….

    و من با همین فرمول میخوام پول را بدست بیارم …..

    میخواستم بعدا که از این باور نتیجه گرفتم بیام بنویسم اما دلم می خواست هرچه زودتر با استاد حرف بزنم …. با خانم شایسته عززززززززززززیزم که با نوشته هاش دیوونه م میکنه …. دوستتون دارم …. بهترین ها برای شما عزیزانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    ♡Hosna_85♡ گفته:
    مدت عضویت: 111 روز

    بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ (مثلاً: اگر فکر می‌کنید “تا فلانی نباشد کارم راه نمی‌افتد”).

    صادقانه اگه جوابشو بدم من در حد خدا ، اصلا بگم صد برابر بیشتر از خدا به پدر و مادرم قدرت دادم

    اصلا خدای من شده پدر و مادرم

    و من شدم یه عروسک خیمه شب بازی پدر و مادرم

    خیلییب ضربه خوردم

    از سن بچگیم ” شش هفت ساله بودم “تا الان خیلی خواسته داشتم

    خیلی خواسته های زیاد

    دلم میخواست یه لباسی رو بپوشم ولی نمیتونستم

    دوست داشتم جایی برم نمیتونستم

    چرا؟

    چون پدر و مادرم باید اجازه میدادن

    چون پدر و مادرم باید بهم میگفتن برو و بعد من بتونم برم

    اگه سر خود میرفتم بلا سرم میومد و تنبیه میشدم ، کتک میخوردم

    و الان باورم شده که طبق خواسته اونا پیش نرم اونا میتونن هر بلایی سرم بیارن

    مث چی وابستشون هستم ، ازشون میترسم ،

    تقریبا نزدیک به دو ساله تو این مسیرم اما نتیجه ای نمیتونم بگیرم

    چرااااااا؟؟؟؟؟؟

    چون شرک ورزیدم

    واقعا خسته شدم من یکی

    امونم بریده شد .

    یکی از بزرگترین موانع من برای رسیدنم به خواسته هام والدینم هستن

    اصلا باورم اینه ” مامان و بابام از خواسته های من بشدت متنفر هستن و اصلا خوششون نمیاد

    باور دارم “من موقعی به خواستم میرسم که پدر و مادرم از زندگیم رفته باشن ، یا من جایی باشم که پدر و مادرم نیستن”

    من خیلی جاها به خیلی چیزها قدرت دادم

    بعضی وقت خندم میگیره

    اینکه ما خدا خدا میکنیم ولی ذره ای حتی قد نخود بهش ایمان نداریم

    خدا خدا میکنیم اما یه ذره قدرت ندادیم بهش ، اعتماد نداریم بهش

    باور کنین من الان به پدر و مادرم بیشتر از خدا باور دارم

    اینکه والدینم پیشم باشن من مطمعنم که روزیم میرسه و گشنه و اواره نمیشم

    اما اینا از زندگیم برن من عمرا نمیتونم به کسی اعتماد کنم حتی خودم

    .

    واقعا باور ندارم خودم از پس خودم بر میام

    حالا خدا رو که اصلا باورش ندارم

    اینکه والدینم بهم بگن حسنا ما ماه دیگه تورو میبریم به فلان جا

    من با پوست و استخونم اعتماد میکنم بهشون و اصلا به چطوری فکر نمیکنم

    میگم اونا میدونن چطور پیش ببرن من کاریم نباشه

    بقول معروف اونا بزرگتر من هستن و چیزی حالیشون میشه

    اون چیزایی حالیشون میشه که من حالیم نمیشه

    پس تو کاریت نباشه

    و صد درصد مطمعن میشم که حتما منو میبرن

    اما واقعا ذره ای از این اعتمادی که به والدینم دارم به خدا ندارم

    اصن ایمان ندارم بهش

    چند ماه پیش که نشسته بودم و همش به خودم و خداجونم میگفتم ” خدایا من چیکار کنم که پیشرفت کنم ؟واقعا خسته شدم راهی نشونم بده!

    یه صدایی یهو بهم گفت برو مهاجرت کن

    از پیش پدر و مادرت برو

    همین که گفت از پیش پدر و مادرت برو

    .ذهنم گفت:

    مگه پدر و مادرت اجازه میدن که بری؟

    تو دختریا تنهایی و بدون پدر و مادرت عمرا نمیتونی

    با این مورد کاملا والدینت مخالفه ” وقتی اونا مخالف باشن شدنی نیس”

    تو از پس خودت مگه بر میایی؟

    اگه گشنه موندی ؟ اگه نتونستی از پس هزینه هات بر بیایی؟

    والدینت از تو در برابر خطرات نگهداری میکنن اگه اونا نباشن و کی از تو در برابر خطر نگه داری کنه ؟” خطر مثل ادم بد ها یا هرچیزی از این قبیل”

    اون موقع نمیدونستم این شرکه

    ولی فقط میدونستم که پدر و مادرم رو مانع میدونم و روی هر باوری کار کردم فایده نداشت

    فکر میکردم روی باور ثروت کار کنم و تا حدودی کار کردم اما نه ثروتی اومد نه ازادی

    روی باور های روابطم کار کردم باز بی فایده بود

    تا اینکه خداوند هدایتم کرد و به واسطه پروردگارم یکی از دوستان تو بخش عقل کل بهم گفت برو رو فایل توحید کار کن

    گرفتمش

    گفتم احتمالا روی این قضیه کار کنم

    چون تنها روی این مورد کار نکرده بودم

    همیشه میگفتم اخرین مورد روی باورهای توحیدی کار میکنم چون حس میکردم اونقدر مهم نیس/هههههههه

    میگفتم اول روی باورهای ثروت بعد روابط و در اخرین گزینه باور توحید

    ولی الان میفهمم اولین و مهم ترین گزینه همین توحید بوده

    من واقعیتش تو زندگیم به خیلی چیزا قدرت دادم

    حتی به یه نوع استایل/ هههههه

    حتی به جنس مخالف

    حتی به مذهبی که دارم

    حتی فامیلامون

    کلا همه چیز الی خداوند

    ولی الان که دقت میکنم بزرگترین ضربه رو از پدر و مادرم میخورم

    الان فقط تمرکزی دوست دارم روی این قضیه کار کنم

    حتی شده یکی دو سال طول بکشه

    چون واقعا نمیزاره من یه درصد خیلیییی کوچیک پیشرفت کنم

    دوست دارم بعدش برم شهرستان

    الان تو روستا هستم و خیلی دلم میخواد برم شهرستان و یه کار حقوقی داشته باشم اول کاری ” چه بدونم برم تو رستورانی یا هرجایی که بشه ماهیانه حقوق داشت”

    خیلی دوست دارم خودم تنهایی زندگی کنم و کسی تو کارام دخالت نکنه / برخلافش الان هست

    خیلی دوست دارم هرجایی دلم خواست برم و کسی بهم نگه کجا برم و کجا نرم / برخلافش الان هست

    خیلی دوست دارم استایلی که دلم میخواد رو بپوشم ولی برخلافش الان نمیتونم

    خیلیی دوست دارم با هر ادمی که دلم میخواد ارتباط بگیرم و دوست باشم ، بگم و بخندم ولی برخلافش الان نمیتونم

    چرا الان ندارم؟؟

    باز برمیگردم به پدر و مادرم، چون اونا نمیزارن، چون اونا مخالفن، چون چون های زیاد که همگی اشاره میده به پدر و مادرم

    الان بزرگترین خواستم همینه

    و دلم میخواد قدرت رو از پدر و مادرم بگیرم

    بعدش مطمعنم خیلی چیزها بهم الهام میشه

    اینکه بتونم مستقل باشم . چقدر ارزومه واقعا

    مطمعنم خداوندم عاشق اینه که من به این ارزوم هام برسم وگرنه به هیچ عنوان تو این سایت و تو این بخش از فایل نبودم

    .

    خدایا مرسی که هوامو داری

    این قسمت از فایل رو شروع کردم به امید آن که بتونم کامل قدرت رو به خداجونم بدم و در ارامش و عشق کامل باشم

    خدایا مرسی که یکی از بهترین دستات رو که استادجون هست در زندگیم قرار دادی

    استاد جون مرسی که هستین

    واقعا اگه نفسی میکشیم یعنی خداوند برای ما برنامه داره ، مخصوصا اینکه اگه تو صراط المستقیم باشیم

    الهی شکرت .‌‌ الهی شکرت . الهی شکرت

    واقعا خوشحالم که جزو بنده های برگزیده هستم و تلاش میکنم که توحیدی باشم

    چقدر کلمه همین توحید برای قلب ادم ارامش میده

    خدا میدونه وقتی خودشو یافتم و باورش کردم چه ارامشی بهم نصیب میشه

    استاد جونم . مریم جونم عاشقتونم واقعا . خیلی بینظیرین..‌.

    امروز404/11/12

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2045 روز

    به نام او که همه اوست و من محتاج او

    توحید عملی (۱)

    روزشمار روز ۲۳ من

    مکالمه من و خدا

    من:خدایا من میخوام ، تو هم میخوای؟

    خدا: بله که میخوام چون خودم بهت دستور دادم از من بخوای و در شان من نیست که بهت دستور بدم از من بخوای و خواسته ات را بهت عطا نکنم

    من: خب ، خدایا من خواستم ؛ پس چرا بهم نمیدی؟

    خدا: ای رضای عزیزم ، بدان که از سمت من همه چه حله و من خیلی مشتاقم به تو عطا کنم چون تو نماینده من هستی و دوست دارم پرچم تو بالا باشه ، فقط از سمت تو باید موانع رفع بشه

    من: خب خدایا موانع من چیه ، چکار باید بکنم تا هر چه را خواستم سریع بدست بیارم؟

    خدا: فقط روی من و قدرت من حساب کن آن هم بصورت ۱۰۰درصدی و به من اعتماد کن و تسلیم من باش تا هدایتت کنم

    من: خدایا باشه چشم ولی…

    خدا: اگر مرد راهی دیگه ولی نگو ، بدان که ابراهیم روی من حساب کرد و آتش را برایش گلستان کردم ، مادر موسی به من اعتماد کرد و بچه اش را به او برگرداندم ، بدان که با تو هم چنین میکنم

    من: خدایا من آماده ام بزن بریم

    خدا: هنوز آماده نیستی ، ورود به وادی من شرط داره

    من: خدایا چه شرطی داره؟

    خدا : نترس ، شرط من آسان است

    من: خب چیه شرط؟

    خدا: از هر چه غیر من خالی شو و وارد مسیر شو

    فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی

    من: خدایا عاشقتم ، همین….

    😢😢😢😢😢

    خدا: منم عاشقتم…

    استاد ممنونم ازتون که شعله های توحید را در وجوم روشن کردی

    خانم شایسته بابت این سفرنامه از شما ممنونم

    🌹🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1681 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی زیبا

    روز 65ام و تعهد من!

    خدای من از روز 23ام تا به امروز ،چقدر بیشتر درکت کردم

    چقدر بیشتر توحیدی عمل کردم

    و چقدر تو برای من نشونه میفرستی که تشنه تر بشم برای شناختت…

    دقیقا بعد از اینک تصمیم گرفتم به الهام قلبیم گوش بدم و عملیش کنم،نشونه هاتو بیشتر کردی

    دقیقا از زمانی که تصمیم گرفتم روی ترس از دست دادنه حقوق و محیطه امنم که با بی نظمی در پرداخت حقوقم همراه بود ،پا بزارم و بخاطر اون ترس ،که شرکه ،کنار نیام با اون شرایط ،خدا ! توبرام هرروز نشونه از توحید،به همین وضوح کلمه ی (( توحید)) در خوابو بیداری میفرستی

    یک شب خواب دیدم با صدای بلند،سوره ی توحید و حمد میخونم و از مردم هم میخوام بخونن

    نصفه شب پریدم از خواب و گوگل سرچ کردم تا ببینم معنیش چیه و تعبیرش چیه

    به خودم گفتم،خودت تعبیرش کن

    تو این روزها داری تلاش میکنی که عملا توحیدی رفتار کنی و خدا داره تاییدت میکنه و میگه ادامه بده دخترنازم که برای این رفتارت،کلی نتیجه ی خوب کنار گذاشتم

    هرجای سایت قدم میذارم کامنت بچه ها،فرمایشای استاد،همه و همه حرف از توحیده و دوباره ((توحید))

    استاد دقیقا در این روز از سفرنامه ،فایل 8 توحید عملیو روی سایت میذاره

    دیگه ندا خدا چجوری بهت بگه؟؟؟

    دنبال کدوم راه حلی واسه خواسته هات؟؟

    تا چشم کار میکنه،تابلوی توحید و توکل به خدا،داره بهت مسیرو نشون میده

    داره میگه برو جلو و‌توحیدی عمل کن

    میخوای بری باشگاهو قرارداد ببندی،فلانی زنگ میزنه میگه اقای ایکس ،اشنای ماست،و دوست صاحبه ملک ،واسه قرارداد زنگ میزنم بیاد تا تخفیفه خوب بگیره واست!

    ندا چی توی ذهنت میگذره؟ این جملرو چجوری تعبیر میکنی؟؟

    ندای قبل:اره اره چه عالی،بگو بیاد حتما هر ساعتی بگه من میام،توروخدا یجوری صحبت کنه ،تخفیفه خوب بگیریم ،واقعا اجاره سنگینه!!!

    ندای الان: من میرم صحبت میکنم و نمیدونم چجوری اما خدا جوری برام میچینه که خوده صاحب ملک بدونه اینکه من بگم بهترین قیمتو ارائه میده و برای این بهترین قیمت،لازم نیست من منتظر قدرته اشناییه کسی با ایشون باشم تا روی ایشون حساب کنم و چشمم به حرفای اون بنده خدا باشه که اون بتونه برام تخفیف بگیره

    که همین تخفیفم خودش شرکه!یعنی اگه این تخفیف نباشه،من تواناییه پول ساختن و پرداخته اجاررو ندارم؟؟؟البته که دارم!

    خدایا چقدر راحت دارم بت های پوشالیه زندگیمو میشناسم و چقدر خوشحالم که هدایت شدم تا بقیه ی عمرمو مثل قبل ضعیفو وابسته به عوامل بیرونی ،نگذرونم و فقط به ریسمانه خودت چنگ بزنم

    این روزها به این درک رسیدم که هرچی که باعث میشه من احساس بد ،نگرانی ،ترس ،..داشته باشم شرکه

    یعنی میخوام باشگاه بزنم،از هزینه ها میترسم

    این شرکه

    و میرم تو دلش،تا به خودم افتخار کنم که من دیگه خدارو دارم و بهم قدمهای بعدیو میگه

    میخوام فلان حرفو بزنم،میگم نه ولش کن طرف شاید بد برداشت کنه !

    این شرکه

    من درخواستمو میگم و خدا برام جوری میچینه که طرف دقیقا با قلب باز،متوجه حرفم میشه

    میخوام برم فلان رستوران و دلم خیلی میخواد بهترین غذاشونو بخورم،ازون ور میگم نه!پولاتو هدر نده،داری باشگاه میزنی لازمت میشه!

    شرکه

    من برای احساس خوبم ارزش قائلمو میرم بهترین غذارو بااحساس لیاقت میخورم و میگم برای همین احساس خوب،خدا بهم نعمت و برکتو بیشتر میفرسته و کارای باشگاهم اک میشه

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

    به نام خداوند بخشنده مهربان.

    قُلْ هُوَ اللهُ أَحَد

    بگو ای محمد صلی الله علیه و آله که خداوند، خدایی است یگانه.

    اللهُ الصَّمَد

    خدایی که از تمام موجودات بی‌نیاز است.

    لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یوُلَد

    فرزند ندارد، و فرزند کسی نیست.

    وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَد

    هیچ یک از مخلوقات، مثل او نیست.

    و در ادامه سوره حمد…

    بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ:

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ:

    ستایش مخصوص خداوندى است که پروردگار جهانیان است.

    اَلرَّحْمنِ الرَّحیمِ:

    بخشنده و بخشایشگر است.

    مَالِکِ یَوْمِ الدّینِ:

    (خداوندى که) صاحب روز جزا است.

    اِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ:

    (پروردگارا) تنها تو را مى پرستیم و تنها از تو یارى مى جوییم.

    اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ:

    ما را به راه راست هدایت فرما!

    صِراطَ الَّذینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ:

    راه کسانى که آنان را مشمول نعمت خود ساختى،

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لا الضّآلّینَ:

    نه راه کسانى که بر آنان غضب کردى و نه گمراهان!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      اسداله زرگوشی گفته:
      مدت عضویت: 1568 روز

      سلام و درود بانو

      داشتم کامنت های بچه ها در توحید عملی 8 رو میخوندم که دیدم سر از اینجا درآوردم خخخ (توحید عملی/قسمت 1). کامنتتون رو که خوندم با خودم میگفتم چقدر فرکانس ها و باورها دارند زندگی ما رو می سازند! وقتی تمرکز و توجهت رو روی چیزی میگذاری؛ جهان شواهد و نشانه های بیشتری رو برای تائید باورت بهت نشون میده.

      کامنتت برایم درسها داشت. کلی تحسینتون کردم بابت مظاهری که از شرک در زندگی ات مثال آوردی که برای همه ما در زندگیمان نمود و واقعیت پیدا میکنه. به پاس این کامنت و درسهایی که ازت یاد گرفتم خداوند گفت برایت کامنت بنویسم تا از این طریق پیامش را به شما منتقل کنم و آنرا نشانه و تائیدی بدانید در مسیری که دارید طی می کنید و من کی باشم اطاعت نکنم!

      خوشا به سعادت و ایمانی که دارید و مسیر زیبایی که دارید طی می کنید. بدرخشید مثل الماس دوست عزیز.یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    حامد آقابکی گفته:
    مدت عضویت: 1050 روز

    به نام خداوند مهربان ،هدایتگر،رزاق ،وهاب و بخشنده

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست

    خدایا تو مالک و صاحب اختیار من هستی

    خدایا تو میدانی و من نمیدانم

    خدایا من در برابر تو هیچی نیستم

    خدایا تسلیمم در برابر تو و همه چی رو دست تو سپردم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیزم

    سلام به دوستان و خانواده بزرگ و توحیدی عباسمنش

    خداوند رو سپاسگزارم که هدایتم کرد و الهام شد که بیام و روزشمار 23 رو بنویسم و ردپایی برام باشه

    این فایل ها از یک گنج میلیاردی برای من با ارزش تر و گرانبها تره

    من با این فایل ها دارم زندگی میکنم

    مثل یک آهنگ جدید که میومد و از صبح پلی میشد تا شب این فایل ها برام مثل آهنگ میمونه

    ،آهنگ زندگی ،آهنگ توحید ،آهنگ با خدا باش پادشاهی کن ،آهنگ شادی و نشاط ،آهنگ سلامتی ،آهنگ درست زندگی کردن و تو بهشت زندگی کردن ،آهنگ سفر کردن به دور این جهان فوق‌العاده زیبا ،آهنگ رابطه عاشقانه و پر از شور و نشاط ،آهنگی که وقتی به عزیزای دلت نگاه می‌کنی برق بزنه چشمات ،آهنگی که بیشتر زیبایی ها رو ببینی .

    من دارم به تمام معنا حس میکنم داره همه چی به طور معجزه آسا به نفع من پیش میره ،موقعی که تسلیم خداوند میشم ،موقعی که میگم خدایا هرآنچه دارم از آن توست ،موقعی که همه کارهام رو به خدا میسپارم و میبینم چطور همه چی عالی پیش میره .

    دوست دارم برم وسط طبیعت داد بزنم و از شوق گریه کنم و بگم خدایا شکرت

    خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی به مسیرهای قشنگ و پر از نعمت و خوشبختی

    توحیدی بودن یعنی اصل زندگی یعنی عین گوشواره به گوش آویزون کنی و لحظه ای دور نشی .

    توحیدی بودن یعنی اوج لذت بردن از زندگی .

    توحیدی بودن یعنی اینو از ته قلب باور داشته باشی که تو در برابر خدا هیچی نیستی و اگر اون نخواد هیچ برگی بدون اجازش از درخت نمیوفته .

    توحیدی بودن یعنی ایمان واقعی داشتن به فرمانروای جهان .

    خداروصد هزار مرتبه شکر که خداوند هدایتم کرد و تونستم بیام کامنت بنویسم و حالم خوب بشه

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1612 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت حامد عزیز دوست ارزشمند و توحیدی سایت

      ازشما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم آنقدر گفتگوی شما با خداوند عالی بود که من چندین بار کامنت شما را باعشق خوندم این نشان دهنده اصل توحیدی شما وبا صلح بودنتان را نشان می‌دهد

      بهت تبریک میگم به این ایمان واقعی که با رد پای خوبت به جا گذاشتی تا ماهم لذت ببریم

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        حامد آقابکی گفته:
        مدت عضویت: 1050 روز

        سلام به شما آقا محمدرضا عزیز

        خداوند رو سپاسگزارم که انقدر‌ حس خوب بهم منتقل کرد و هدایتم کرد تو اون لحظه که همه چی از ته قلبم میومد و می‌نوشتم

        سپاسگزارم از شما که کامنت گذاشتید برام و حس خوب من رو چندین برابر کردید

        در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    زینب ملکی گفته:
    مدت عضویت: 688 روز

    سلام به استاد عزیزم و هم چنین خانم شایسته مهربونم

    من و خانواده ام تقریبا ده ماه هست که داریم از آموزه های استاد عزیزم استفاده میکنیم

    امروز من بعد از ده ماه این تکامل رو پیدا کردم که بتونم کامنت بذارم من همون ده ماه پیش توی سایت عضو شدم اما چون گوشی ام رو عوض کردم نمی‌دونم چطور که الان اومدم تو سایت دیدم عضو نیستم خب قطعا این هم یک هدایت پروردگار من هست

    استاد عزیزم خییییلی دستاورد داشتم که واقعا تعدادشون از دستم در رفته اول از همه احساس آرامش و حال دائمی عالی هست مخصوصا از وقتی که توحید عملی رو گوش دادیم واقعا ایمان داریم که باید قدرت خداوند رو در ذهنمون بالا ببریم و قدرت تمام انسان ها رو از ذهنمون به صفر برسونیم

    امسال برادر من بدون هیچ گونه پارتی یا سهیمه ای وارد مدرسه شاهد شد طوری که همه متعجب میگفتن آخه مگه میشه اما ما در ذهنمون وقتی میگفتن نمیشه و امکان نداره پذیرفته بشه می‌گفتیم صاحب اصلی این مدرسه پرودگار ماست نه انسان

    از درامدمون بگیم پدر من کارگر ساختمانی هست که تا چند وقت پیش در سخت ترییییین شرایط ممکن مالی قرار داشتیم اما الان به لطف پروردگار مهربونم درآمدمون در همین چند ماه 3 برابر شده

    مادرم چندین سال بود به خاطر کمردرد و باور داشتن به اینکه اگر سجده کنه کمرش بدتر میشه از این لطف محروم بود اما با آموزه های شما چندین ماه هست که سجده میکنه بدون هیچ گونه دردی

    خودم قبلاً استرس شدید داشتم و با هر امتحانی واقعا احساس بدی می‌گرفتم اما حالا در آرامش کامل هستم و تحت هیچ شرایطی استرس یا نگرانی ندارم

    پوست صورتم خییییلی شفاف شده و گونه هام برق میزنن در صورتی که قبلاً پوستم خیلی جوش داشت

    ابروهام خیلی پرپشت و زیبا تر شده‌.4 سال بود که من پشت کنکور بودم و هر سال از سال پیش رتبه های من بدتر میشد اما امسال خداروشکر وارد دانشگاه شدم دقیقا همون دانشگاه و رشته ای که دوست داشتم. ارتباطاتمون هم خیلی گسترده و عالی شده،رابطه عاطفی پدرم و مادرم به طرز معجزه آسایی عالی شده.خداروشکر همه چیز همیشه در خونمون هست و قبل از اتمام اونها خرید بعدی رو انجام میدیم.

    توحید عملی واقعا عالی هست این دوره به ما نشون داد که خداوند هست که صاحب و پاداش تمام جهان است و هر چیزی رو که از این سیستم بخواهیم قطعا به همون سمت ما رو هدایت می‌کنه.

    واقعا یکتا پرستی با چیزی که سال ها در ذهنم بود خیلی متفاوت بود حالا دیگ اون خدایی که در ذهنمه خیلی متفاوت تر از چیزیه که الان هست.

    من امید دارم بار بعد که کامنت بذارم دستاورد های من چندین برابر شده.

    از خدای بزرگم سپاسگزارم بابت این مسیر الهی .استاد عزیزم به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    فاطمه نظافت گفته:
    مدت عضویت: 2487 روز

    سلام به استادعزیز

    من وقتی به گذشته زندگیم فکرمیکنم میبینم به شوهرم خیلی قدرت داده بودم اونم بخاطرافکارواعتقاداتی بودکه ازبچگی به ماگفتن زن بدون اجازه شوهرش نمیتونه هیچ کاری انجام بده ومنم خیلی بت کرده بودم وهنوزم این ریشه درمن هست هرکاربخوام بکنم این ترس تووجودم هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    سلام به شما استاد عزیزم و هرکسی که این کامنت رو میخونه،براتون بهترین هارو از تنها قدرت جهان یعنی خداوند مهربان میخوام❤

    توحید؛کلید اصلی تمام در ها و گنج ها این عالم و آن دنیاست،کلید توحید چه یک در ساده چوبی چه یک گاوصندوق مجهز و فولادی را باز می‌کند اما شرط دارد،شرطش هم این است چقدر خدا رو باور داری؟این ها رو استاد دارم به خودم میگم که خود خدا کمک کنه ذره یی ایمان در دلم روشن تر بشه.چقدر خدا رو باور داری؟چقدر باور داری که ثروت و سلامتی و روابط و آرامش و شادی و شهرت و محبوبیت و سعادت رو بهت میده؟چقدر؟متاسفانه از همان کودکی باور های شرک آلود همه ما پیدا کردیم،قدرت رو از خدا گرفتیم دادیم به پدر و مادر و معلم و ناظم و مدیر و… در صورتی که تمام اینها دستی از دستان خداوند هستند،خدا هست و ما اون رو داریم اگر بخواهیم به ما میدهد اگر صادقانه اگر مخلصانه اگر با ایمان و عمل و عمل و عمل و عمل از او بخواهیم به ما میدهد هرآنچه را که بخواهیم.مگر برای خدا که خالق برتر و مطلق این جهان هست خواسته های من کاری دارد؟خدا میداند که چقدر شده قدرت رو از او گرفتیم و به غیر از او دادیم،ما و هرکسی که این فکر رو داره در همین دنیا جهنم رو تجربه میکنه،ما و کسانی که منتظریم دیگری بیاد و کشور رو آباد کنه و زندگی ما بهتر بشه یا منتظریم قیمت دلار بیاد پایین تا زندگی ما بهتر بشه،افسوس که انقدر خودمان را کوچیک و خار کردیم.خدایا تو ما را ببخش که تو مهربان ترین مهربانی تو سیستمی هستی که در هر لحظه پاسخ میدهی به ما،از همین لحظه ازت میخوام مرا محتاج هیچکس جز خودت مکن،خدایا به قول موسی من به هر خیری که از سوی تو برسد محتاج و فقیرم،دست مرا بگیر و هدایتم کن به سوی جاده یی صاف و خوش آب‌وهوا،مرا هدایت کن نزد کسانی که به آنها نعمت داده یی نه آنهایی غضب کردی.پروردگار من بدون اجازه تو برگی از به روی درخت نمیافتد همیشه قدرتت را در ذهن من مکتوب کن تا ثانیه یی قدرت را به درست رئیس بانک و رئیس جمهور و فلان استاد ندهم…پروردگارا پروردگارا پروردگارا دستم را بگیر که من و همه ی ما به تو نیازمندیم،در کسری از ثانیه اجابت کن درخواست های مارا که ما جز تو هیچکس رو نداریم،همه و هرچیز فانی و تهی هستند در برابر عظمت تو…

    جز تو هیچکس یا هیچ‌چیزی را ندارم پروردگار من،هدایت کننده من باش…❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    یزدان ملکی گفته:
    مدت عضویت: 1442 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان سایت عباس منش

    توحید همه چیزه.استاد سپاسگزارم که مرا با خدای واقعی در قرآن آشنا کردی تا درک کنم و باور کنم که خودم خالق زندگی خودم هستم و به میزانی که خالق بودن خودم رو باور کنم نتیجه میگیرم.این بزرگترین نعمت از طرف خداونده که قدرت خلق صد در صد اتفاقات زندگی مارو به خودمون داده.

    من درمورد اینکه بیشتر بتونم درک کنم که خودم خالق زندگیم هستم و عوامل بیرونی تأثیری بر زندگیم ندارن تقریبا ده روز پیش بود که اینستاگرامم رو دی اکتیو کردم و ارتباطمو با فضای مجازی قطع کردم

    چرا که اخبار منفی از درو دیوار این فضا میاد ..

    آخرین تیرم رو هم زدم به یه کانال تلگرامی جایی که یه نفر که تحلیل گر بود و به عقیده خودم بی طرف و بدون احساس تحلیل میکرد رو حذف کردم .

    ما وقتی به اخبار و تحلیل‌ها گوش میدیم یعنی

    منتظریم ببینیم اتفاقات چه جوری برای ما میوفته و به این شکل عوامل بیرونی رو بشدت در زندگیمون دخیل می‌دونیم و این شرک خالصه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: