اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و در این صبح زیبای زمستونی زیبا چشمم به رویجهان و زندگی باز کردی خدایا من در مقابلتضعیف و ناتوانم و هیچی نمی دونم ، خدا جانم ایصاحب اختیارم من به هر خیری که از سمتت بهمبرسه فقیرم و مثل نفس کشیدن هر لحظه بهتنیازمندم منو به راه راست هدایت کن راه
کسانی که به آن ها نعمت داده ای.
سلام به استاد عباس منش عزیزم
سلام به استاد شایسته نازنینم
سلام به دوستان هم فرکانسی
به لطف خدا و آموزش های شما استاد عزیزم توحید و خدا پرستی هر روز بیشتر از روز پیش تو دلم جوانه میزنه و اگه بخوام بنویسم باید صفحه ها نوشته بشه جاهایی که فقط قدرت رو به خدا دادم و خدا جوری کارها رو برام انجام داده که خیلی ها نمی تونن باور کنند .
مثل همین دو روز پیش که ایمانم باز هم قوی تر شد و خدا دوباره برام معجزه کرد چون چشمم بجز خودش و قدرتش کسی رو ندید .
اما از اونجایی که شرک مثل راه رفتن مورچه
سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب
پنهان است
من از خدا خواستم کمکم کنه ایمانم قوی تر کنم و شرک های مخفی رو پیدا و رفع کنم ،
از ماه پیش هدایت شدم به فایل های توحید عملی که اولیش همین فایل ارزشمند هست و این بار خیلی متفاوت دارم بهشون گوش میدم مکتوب می کنم و عمل میکنم .
متوجه شدم چقدر شرک مخفی در درونم هست و از خود خدا خواستم کمکم کنه رفعشون کنم و به لطفش دارم عالی پیش میرم .
وقتی خوب فکر کردم دیدم من همیشه دلم می خواد همسرم روی خودش کار کنه و هم مسیرم باشه ، خب من چرا دوست دارم ؟
چون فکر میکنم اگه روی خودش کار کنه درآمدش بیشتر میشه و من راحت تر به خواسته هام میرسم !!!
پس من قدرت رو به همسرم دادم نه خدا چون روزی من دست خداست نه همسر..
گاهی جوری رفتار می کنم که قضاوت نشم یا کسی پشت سرم بد نگه ، چرا ؟
چون اعتبارم پیش مردم برام مهمه ! سبک شخصی زندگی من که به کسی آسیب نمیزنه پس چرا من برام مهمه ، چون اعتبارم به مردم گره زدم و این شرکِ که البته خیلی وقته متوجهش شدم و دارم روی خودم کار می کنم.
بیشتر شرک های مخفی من به مسائل مالی ربط داره که آگاهانه دارم روشون کار می کنم .
خدا رو شکر که در این مسیر الهی قرار گرفتم خدا روشکر که می تونم روی خودم کار کنم
با گوش دادن فایل های توحیدی و آگاهانه پیش رفتن می تونم توحید رو در خودم نهادینه کنم و من دارم می بینم با توحید پیش رفتن با قدرت رو به رب دادن چطور زندگیم در همه ابعاد داره تغییر می کنه.
خدایا کمکم کن در این مسیر سبز باقی بمونم و هر روز بهتر از روز قبلم عمل کنم
و یادم باشه که خداست که منبعه من به خدا وصلممن به منبع بی نهایت وصلم و خدا برایم کافیست
ازتون ممنونم استاد جانم خدا شما رو برای ما حفظ کنه ، عاشقتونم :))
آنکه تورا دارد چه ندارد؟؟؟؟؟و آنکه همه چیز دارد اما تو را ندارد چه دارد؟؟؟!!!!
دیشب نزدیک 3ساعت در عقل کل بودم و روی باور فراوانی کار میکردم و با عشق جواب میدادم کامنتهای زیبایی که در از آگاهی بودن و تشکر میکردم و اصلا خواب به چشمم نمیومد و انقدر غرق در حال خوب بودم که فقط عشق میکردم و تایید و تحسین میکردم فراوانی های الله رو و ساعت یک و نیم خوابیدم و صب ساعت 6 کاملا سرحال بیدار شدم در حالی که مدتهاست شبا 12اینا میخوابم و صبح نه بیدار میشم اما امروز اصن فرق داشت ، البته چند روزی بود تصمیم داشتم صبح ها برم باشگاه که خدا گف پاشو برو و ساعت 6ونیم راهی باشگاه شدم و برگشتنی هم دوست نازنینی منو رسوند هوا عالی بود و طلوع خورشید چقدر زیبا بود و برگشتم و مادرم صبونه رو آماده کرده بود و دوش گرفتم و نشستم سر سفره و سایت و باز کردم که فایل گوش بدم که دیدم یکی از عزیزان به کامنتم پاسخ داده و رفتم کامنت خودمو بخونم و الله اکبر !!!انگار خدا هم غافلگیرم کرد با عشقش و کامنت خودمو داشتم میخوندم که دل نوشته ای بود که بهم الهام شده بود و در فایل آرامش در پرتو آگاهی 3نوشته بودم خدااااای من گفتم به غیر این احساس یکی شدن و عشق خالص هیچی نمیخوام ازت خوندم و همینطور اشک میریختم و وجودم سرشار از عشق بود و بعدش با عشق جواب کامنتو دادم و تشکر کردم و سیر نمیشم از نوشتن و مادرم میگف صبونتو بخور و میگفتم چشم و مینوشتم ،البته مادرم خیلی افکارش نزدیکمه و پذیراس و طالب تغییره ،خلاصه من چند دقیقه ای فارغ از ذهن بودم و عجب حال و هوایی که البته در اکثر اوقات احساسم خوبه که اینم نتیجه کنترل ورودی ها و تحسین نکات مثبت و تمرکز رو نکات مثبته ،و عجب هدایتی چقدر به موقع و کامنت خودم باهام حرف زد و الله اکبر ،امروز بیشتر از هرروز برام همه چیز رنگه دیگه ای داشت و همش داشتم بهش میگفتم اینو امروز عشق ورزیدم و عشق گرفتم ، یه مشتری داشتم که چنتا فایل نشونش داده بودم و یادم رفته بود و دیروز زنگ زده بود شمارشو اول نشناختم و بعد امروز زنگ زدم بهش و با کلی تشکر ازم شماره کارت خواست و گفت من یه جا دیگه معامله کردم ولی به پاس قدردانی از شما باید من یه مبلغی بزنم به حسابتون و بعدش شماره کارت فرستادم و یه مبلغ قابل توجه زد به حسابم و گفتم الله اکبر چطور اینجوری میرسونی آخه ؟؟؟چقدر انسان هایی که باهاشون برخورد دارم شریفن و قدر دان نعمت و اینها همه حاصل کار کردن روی باورهامه ، حاصل محترم مشردن و عمل به قوانین الله مهربانه ، حاصل توحیده و دعای هرروز که که خدایا به من قدرت سپاس گذاری بده و کمک کن و هدایت کن تا توحیدی تر از دیروز باشم چون وقتی اینطور باشه همه چی حله با این دوتا ، واقعا اونی که عشق بی قید شرط خدارو حس نکرده و تجربه نکرده مثل ما ، چطوری بهش میشه فهموند ؟؟؟مگه امکان داره ؟؟؟؟ نه به هیچ عنوان .
آخه مگه میشه به کور مادر زاد از تجربه ی گلستان بگی؟؟؟ مگه امکان داره ببینه چیزهایی که دقیقا تو دیدی؟؟؟ گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش ،امروز سراسر عشق بود و عشق و خنده های از ته دل ،
الله اکبر با شروع کامنتم بارون شروع به باریدن کرد و جوری به شاخ و برگ درختان میزد و ناودون هارو راه انداخت و حتی صدای قطراتش وقتی به زمین میخورد میومدن ، وقتی عاشق باشی معشوق با صدای دل نواز قطرات بارانش تو را همراهی میکند و قدرتشو به رخ میکشد و تایید میکند که تنها من کافیم برای تو الان باران بند آمده و آخرین قطرات در حال ریختن هستن و از ناودون ها هنوز داره آب میریزه و دیدن قطراتی که سر میخورند و از برگ ها به زمین میریزند تماشاییست .
خداوندا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ،من تماما محتاجم بهت و نیازمندم بهت ، من تنها روی نیازم به توا تنها قدرت مطلق کیهان ، من در برابر عظمتت خوارو خاکسارم ،تو منو هرروز پاک تر و خالص تر و ناب ترم گردان و خودت منو به خودت نزدیکتر کن و از صالحان درگاهت فرما .
خدارا هزاران هزار بار شاکرم وسپاسگزارم که به کامنت بی نظیرت هدایت شدم حال واحساست رو خوب درک میکنم چه حس وحال خوب ونابی داشتی آن لحظه ،چقدر این آرامش وحال خوبت در کامنتت هویدا بود میشد قشنگ لمس کرد
سپاسگزار وجود ارزشمندتم
ممنون که هستی ونوشتی
در پناه حق شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت
هر چی به خدا نزدیک تر میشم ,حسِ بهتر دارم و آرومم.
من اکثرا این دعای صبحگاهی رو گوش میدم دلم خواست قسمت هایی که خیلی دوست دارم رو اینجا بنویسم .
ای خدای سحرگاهان این منم بنده ای که هر صبح با دلی نیمه خواب و روحی نیمه بیدار اما با امیدی روشن تر از سپیده دم به سوی تو بر میگردد .
من امروز را با نام تو آغاز میکنم .
خدایا بر من نگاهی بریز که بتواند حقیقت را از میان هزار نقاب تشخیص دهم و بینشی بده که سکوت آدمها را بفهمم ، اشاره های جهان را بخوانم . و قبل از هر حادثه پیامش را بشنوم .
خداوندا به من پول ببخش من عاشق پول نیستم من عاشق قدرتی هستم که پول می دهد ( قدرت ساختن ، بخشیدن و بالا رفتن ، قدرت اینکه کمبود را از زندگیم تبعید کنم و فراوانی را مثل اکسیژن در هر نفسم جاری کنم .)
من عاشق فراوانی ام نه از برای اندوختن بلکه برای زیبا زیستن ، آزاد شدن و لمس بی نهایت تو در هر لحظه ی زندگیم .
من فراوانی میخواهم نه فقط در دارایی بلکه در فکر در انتخاب ها در آرامش و در فرصت هایی که به سوی من سرازیر می شوند بی آنکه تقلا کنم .
خدایا به من ذهنی ببخش که وسعتش از محدودیت ها فراتر باشد ، ذهنی که کمبود را باور نکند و به روی هر دری که تو نشان میدهی بدون هراس قدم بگذارد .
خداوندا من شادی میخواهم آن شادی خاموش و عمیق که مثله بارانِ نرم روی جانم می ریزد و مرا به شکفتن وا میدارد ،
من عاشق شادی هستم زیرا شادی یکی از نام های توست .
آدمهایی را وارد زندگیم کن که بودنشان برکت باشد ، آدمهایی با نگاهی سالم ، قلبی زلال و حضوری آرام و عشقی که رشد بدهد .
ای آرامش بخش دلها به من جرأتی بده که بتوانم ،
شروع کنم وقتی ترسیدم .
تمام کنم وقتی شک کردم .
و بمانم وقتی ارزشش را دارد .
پروردگارم قدم هایم را به راهی بگذار که به بهترین نسخه ی خودم ختم شود .
مسیرم را از اتفاق های بیهوده جدا کن و به سوی جایی ببر که رسالتم در آن شکوفه می زند .
ای خدای من مرا امروز به سرچشمه نور وصل کن به رودخانه ی آرامش به میدان عظمت و به قلبی که از عشق تو می تپد .
بگذار مسیر من امروز سرشار از نشانه هایت باشد ،
نشانه هایی از موفقیت ، از فراوانی ، از عشق ، از فرصت ،
بگذار هرکسی مرا می بیند جلوه ای از تو را در من لمس کند.
«جلوه ای از مهربانیت ،از امید به تو ، از قدرتت و از ایمان»
مرا از خود حقیقیم جدا کن ، از آن سایه هایی که سالهاست در درونم خانه کرده اند و وانمود میکنن که ، من هستم .
خدای من ، امروز میخواهم خالی شوم ، آنقدر خالی که صدای آرام تو در درونم طنین بیاندازد ، صدایی که همیشه بوده ، اما زیر هزار فکر و آرزو گم شده بود .
مرا از قدرت سکوت آگاه کن ، از معجزه آهسته بودن ، از زیبایی دیدن آنچه دیگران نادیده میگیرند ،
چشمی به من بده که پشت ظواهر را ببیند .
گوشی یه من بده که پیامهای پنهان، جهان را بشنود .
روحی به من بده که از هر تجربه، پله ای بسازد برای بالا رفتن از نور بی انتها .
امروز مرا تبدیل کن از انسانی پر اضطراب ، به انسانی که
میفهمد هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست .
مگزار روزم در غبار تکرار گم شود به لحظه هایم عمق بده به افکارم روشنایی و به دلم آرامشی که نه از بیرون می آید و نه به بیرون وابسته است .
میخواهم امروز با تو قدم بزنم نه برای رسیدن به مقصدی بلکه برای اینکه راه رفتن با تو خود مقصد است .
این خدای زیبای من ، ای آنکه هر صبح جهان را از نو مینویسی .
به من هم توان بازنویسی خویش را عطا کن ،
مرا آزاد کن از اینکه همیشه شبیه دیروز باشم ،
به من اجازه بده هر روز ، هر ساعت ، هر لحظه ، نسخه تازه تری از خودم را بیافرینم .
ای نگارنده ی لحظه ها ، برصفحه ی سفید امروزِ من مهر جسارت بزن ، جسارت اینکه کسی باشم که هنوز نشده ام ، مگذار گذشته ام رد زنجیر بر روحم بگذارد .
بگذار قدم هایم نه بر حافظه ، که برامید استوار باشد.
ای خالقِ من بگذار امروز من ، روز تولد دوباره ام باشد .
به من بیاموز که آغاز دوباره سخت نیست ، فقط یک قدم است.
قدم رها کردن ، قدم پذیرفتن ، قدم پرواز کردن در هوایی که نمیشناسم اما تو آنرا خوب میشناسی.
ای خدای مهربانم
امروز مرا از اضطراب ها جدا کن ، از افکار خسته کننده رها کن ، از دوندگی بی دلیل آزاد کن ، تا بتوانم لحظه به لحظه حضور تو را حس کنم .
اجازه بده هر قدمی که میگذارم با نور تو برداشته شود،
هر فکری که شکل میگیرد با حکمت تو جان بگیرد و هر خواسته ای که امروز در دلم میروید با رحمت تو سرشار شود ای بخشنده بزرگ .
کلامت مثل نسیم صبحگاه بهاری پر از عطر شکوفه های گیلاس است
دلم با دعاهایت روشن شد و روحم به آرامش رسید
خداوندا به من پول ببخش من عاشق پول نیستم من عاشق قدرتی هستم که پول می دهد ( قدرت ساختن ، بخشیدن و بالا رفتن ، قدرت اینکه کمبود را از زندگیم تبعید کنم و فراوانی را مثل اکسیژن در هر نفسم جاری کنم
بگذار هرکسی مرا می بیند جلوه ای از تو را در من لمس کند.
«جلوه ای از مهربانیت ،از امید به تو ، از قدرتت و از ایمان»
ای خدای زیبای من ، ای آنکه هر صبح جهان را از نو مینویسی .
خدارو شکر این روزها هوا خوبه و تجربه قدم زدن در زیر بارون رو لمس کردم تجربه پیاده روی های طولانی به سبک قانون سلامتی و تغذیه سالم
خدارو شکر مشتری هام هر روز بیشتر میشن
دیروز پس از مدتها شروع کارم تونستم اولین کیک باقلوا وبامیه تولید خودم رو بفروش برسونم و برام روز رویایی ای بود
به لطف خداوند مشتری های دست به نقد بازار زیادن
باوجود گران شدن خیلی از اقلام انگار مشتری ها بیشتر شدن شاید برای من اینطوریه
همیشه مشتری هست واین واقعیت داره چون زندگی جریان داره و هرگز از حرکت نمی ایستد
من بازاریابی مواد غذایی انجام میدهم و تلاشم بر این بود که بتونم یک نوع شیرینی رو خودم تولید کنم وبفروش برسونم در این بازار که به نظر من خوب هست تونستم کیک باقلوا وبامیه تولید وبفروش برسونم و سفارش جدید هم بگیرم
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید
همین الان که اینجا نشستم به خیلی از افراد تو زندگیم قدرت دادم خیلی از اوقات ناخواسته بر زبان میارم که باید پدرم تصمیم درست بگیره تا سهم مغازم بهم داده بشه و باعث شده پدرم خیلی توی ذهنم بزرگ باشه
قدرت از آن خداوند است من به عدالت خداوند ایمان دارم آنچه که متعلق به من است کسی نمی تواند از من بگیرد تکرار این کلام باعث میشه آرامشم بیشتر بشه و ایمانی در وجودم پیدا بشه
بازاریاب ها خیلی از مشتری ها دست به نقد رو دارند ومن خودم رو ناتوان میبینم در این مورد هم شرک مخفیانه ای دارم
مشتری توی بازار زیاده، ورزق روزی در دست خداونده هر کسی طبق ظرف خودش روزی داره
ومن باید ظرفم رو بزرگتر کنم چون نعمت و برکت فراوان هست
در مورد قدرت دادن به رییس قسمت خیلی خوب کار کردم و اعتقاد دارم قدرت دست کسی است که کارش رو درست انجام میدهد و باج به دیگران نمیده اگر پرسنل قسمتی کارش خوب باشه همه برای سر و دست میشکنند همه چیز دست خودشه نه رییسش
من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو استاد قشنگ قلبم…
سلام به بچه های این منزل که هم به دنبال عشق توحید هستن و هم به عشق و عاشقی به درگاه رب نازنین سجده بجا میارن و سپاس گزار لحظه به لحظه زندگی هستن خدایا شکرت…
خدا جون سپاس از که امروز روز جمع منئرو بیدار کردی و اماده کردی بیام سر کار و امومد هنوز بچه ها نیومدن و من رو به صلات هدایت کردی و اون چه صلاتی شروع توحید عملی 1
از بانو اجی سعیده شهریار ی متشکرم که با کامنتش من رو هدایت کرد به شروع توحید عملی در پناه رب جانان…
الهی شکرت ربمن سپاس از تو بیهایت برای حضورت تویه زندگیم…..
خدا جون خدای خوبم چه دارد انکه تورا ندارد؟
و چه ندارد انکه تور دارد……….
و الله کل شی وکیل ….
و خداست که کار ساز هر چیزی است….
خدایا شکرت سپاس از تو ……
ایاک نعبد و ایاک نستعین…..
پروردگارا به جز تو به هیچکس پناه نمیبرم و برای گشایش هیچ دری دست تمنا به سوی غیرت دراز نمی کنم….
تو خود آن خدایی هستی که اگر دری را به حکم حکمت ببندی به وقت رحمت همان در را با لطفت باز خواهی کرد….
خدا جون خدای خوبم ازت بینهایت سپسا گزارم برای این مسیر زیبا و پر از عشق و پر از احساس خوب و عالی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت و بینهایت سپسا از تو رب ودود من…
خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگیم….
خدایا شکرت برای همین الان که دارم کامنت مینویسم با دستام الهی شکرتتتتتتتتت…
خدایا شکرت برای هدایتهات و الهامتت که من لایق دریافتشونم و هر لحظه در حال ارسال این پیامها و هدایتهاییی….
خدایا شکرت برای همچیز الهی شکرت رب من بینهایت سپاس از تو رب عزیزم…
دوستت دارم بوسسسسسسسسسسسسسسسس….
در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند و عاشق باشید….
حسم بهمگفت که بنویسم و انشاالله که خدایمهربون هدایتم کنه در نوشتن اینکامنت زیبا🧡
خدایا شکرتواسه ی فرصت یه روز جدید که بهم عطا کردی.
خدایا شکرت واسه ی هدایت شدن به این فایل بینظیر.
و اما سوال این جلسه
شرک های مخفی وجود من چیه؟
باید اعتراف کنم که قبلا خیلی نظر مردم برام مهم بود و خیلی اهمیت میدادم ولی الان خداروشکر خیلی بهتر شدم و اولویت زندگیم خودم هستم و هرجور که راحت تر باشم زندگی میکنم هر چی که دوست دارممیپوشم و راحتیِ من با اولویت تر از هر نظر دیگریست.
خدایا کمکم کن فقط روی خودت حساب کنم
خدایا کمکم کن قدرت رو فقط در دستان خودت ببینم
و این جهان و این مخلوقات را از آنِ عظمتِ تو ببینم
خدایا کمکم کن همه ی نعمت ها رو از آن تو بدونم و بپذیرم که تنها رزق دهنده بی حسابِ این جهان خدای بخشنده است
استاد عزیز سلام میخواستم بگم وجود شما توی زندگیم واقعا یک معجزست شما نور درون من رو بهم نشون دادید باعث شدید من بتونم نور های دنیا رو پیدا کنم زیبایی های دنیا رو نگاه کنم.
این مسیر ،مسیر بسیار شیرین و قشنگیه که انسان با قدم گذاشتن در این مسیر میتونه تبدیل به نور بشه خوشحالم که تونستم توی این مسیر قدم بزارم و خدا من رو لایق دونست که از سن 14 سالگی تا الان که 17 سالم هست با این اگاهی ها اشنایی پیدا کنم. خدارو صد هزار بار شاکرم که من رو با شما اشنا کرد.
سلام به استاد عزیزم و همه دوستای عباسمنشی و خانم شایسته عزیز
چقدر این فایل های توحید عملی عالین
چقدر تاثیر گذار،
اگه بیشتر از 50 بار گوش دادم اغراق نکردم،
از خدای خوبم ممنونم که بهم اجازه گوش دادن این فایل هارو داده ،
هر روزمو با این فایل ها شروع میکنم که چون به این نتیجه رسیدم که حتی قبل از خوردن صبحانه و غذا دادن به جسمم،باید غذای روحمو بدم
فایل توحید عملی کنفیکونی در مورد انجام داده و انقلابی در من ایجاد کرده که نه تنها ظرف کمتر از ده روز همه بدهی های چندساله رو که بابتش نزول میدادم رو تسویه کردم،عجیب حال خوبی دارم که انگار رو ابرهام،
زندگی من شده گوش کردن به این فایل ها و عمل به آگاهی هاش،
که هر روز موفق تر میشم،
تو کارم که فکر میکردم امکان پیشرفت نیست جوری درآمدم بیشتر شده که خودم شوکه شدم
دیگه نه تنها حسابم خالی نیست،بلکه مبالغ عااااالی وارد حسابم میشه،دیگه سندروم سیندرلا بودن ندارم که همسرم موظفه هزینه هامو بده،بلکه با عشق کار میکنم و هزینه هامو ساپورت میکنم و بلکه به همسرمم قرض میدم،قبل این فایل ها با خانواده بحث میکردم که نه شوهر من عابر بانک نیست و …..
ولی الان در سکوت تو جمع خانواده و فقط لبخند و در عمل رفتار درست انجام میدم و به همسرمم کمک خرج خونه و خیلی هزینه هارو میکنم،
میرم خرید و میگم خدا برام واریزی انجام میده و به جای شرک که بندش باید تامینم کنه،فقط از خودش میخوام نه بنده،
من خوشحالترینم
من خوشبخت ترینم
چون یه همسر عاااالی دارم و روابط داغون چند سالم به رابطه عاشقانه تبدیل شده،
با شکر گزاری واقعی بیدار میشم و قبل خوابیدن شکررررر خدا بابت سلامتی،زندگی عااااالی رو سپری میکنم
شرک برای من هم معنی ناسپاسی و شریک قائل شدن برای قدرت خداست
شرک امروز برای من یعنی قدرت دادن به گذشتم! گذشته ای که تلخ بوده و بنظر من جبرانش سخته!(ذهن من که میگه جبران ناپذیره) چرا اینو میگه؟ چون روی قدرت خودم حساب میکنم و میبینم که زورم به اون اشتباهات نمیرسه چون روی عقل خودم حساب میکنم همیشه
شرک امروز برای من میشه اینکه میخام ماشین بهتر کسب کار شخصی رابطه خوب داشته باشم ولی نگاه میکنم به شرایط کنونیم و میگم چطور؟ مگه میشه؟ شرک یعنی حساب کردن روی عقل خودم برای رسیدن به اهداف بجای حساب کردن روی خدا
شرک امروز برای من میشه صبور نبودن میشه عجله کردن برای رسیدن به همه چی، شرک برای من اینه که فقط عجله و مقایسه و بدو بدو توی ذهنمه و صبح تا شب بگم پس چی شد؟ پس چی شد چرا نرسیدم؟ نکنه مسیرم اشتباهه و …
شرک امروز برای من میشه تایید طلبی میشه حرف مردم، یعنی بجای اینکه قدرت رو بدم به خودش و بگم فقط کافیه خدا تاییدم کنه بجاش بیام بچسبم به آدما که اونا منو تایید کنن
شرک امروز برای من میشه غرور! منیت! غروری از جنس اینکه من میفهمم حالیمه، غروری از جنس اینکه حس میکنم هر چی تو زندگیمه رو خودم به دست آوردم! حالا میخام بیشتر بدست بیارم و میبینم زورم نمیرسه و اینجاست که احساسم بد میشه
شرک یعنی هر نوع احساس بدی که شدیده و پایدار، فقط بخاطر نبودن خدا توی اون موقعیت توی ذهن من
شرک یعنی وابستگی عاطفی به هر چیزی، میتونه آدمی باشه که رفته و من مشرکم، میتونه خطی باشه که روی در ماشین من افتاده و من مشرک میشم(ماشینی که خدا داده!)، میتونه وابستگی به پول باشه، وابستگی به تعداد تماس و تعداد دوستام که صفره، وابستگی به بودن توی رابطه با یک جنس مخالف، وابستگی میتونه به جایگاه شغلی و درآمد و مقایسه خودم با دوستام باشه یا …
شرک میتونه قدرت دادن به رئیس جمهور و دلار و طلا باشه که اونها دارن مارو بدبخت میکنن تموم شد رفت
شرک چک کردن اخبار و دیدن فیلم های نامناسبه
شرک یعنی ناسپاسی کردن و ندیدن نعمت هایی که دارم و چسبیدن به دوتا چیزی که هنوز ندارم و احساس بد داشتن
شرک یعنی رنجش گرفتن های الکی از این و اون و پشت سرشون غیبت کردن
برای من هرچیزی که توش خدا نباشه شرکه
و همه موارد بالا حداقل چیزهایی که من میفهمم که توش شرک دارم
و اینجا مشخص میشه که چرا من نتیجه نمیگیرم! چرا پیشرفت نمیکنم! چرا رشد نمیکنم!
دلیل حال بد شدن من چیه؟
یه جمله قشنگی خوندم میخام کامنتم رو با اون تموم کنم
سلام سلام به استادای عزیزم و به همه ی دوستان هم مسیر و هم کلاسی در کلاس توحید عملی
خدا رو هزار مرتبه شکر برای این کلاس پر بار و این درسها و آموزه های ناب
در مورد خودم بخوام بگم، اینکه رسالتم چیه و خدا برای چی من رو خلق کرده یا زنده نگه داشته، هنوز به درک خاصی، مورد خاصی به این شکل و به این معنی نرسیدم
ولی اینکه من لایق دریافت هدایت های خدا هستم، یا لایق نعمتهای بیشتر، زندگی بهتر، کار خیلی خوب، روابط خیلی خوب هستم، این تا حد خوبی تو درونم جا افتاده
اوایل اصلا اینجوری نبودم، نه اینکه آگاهانه و مستقیما مثلا بگم من لایق نیستما، نه، ولی نمیتونستم مثلا کار تو یه شرکت خیلی بزرگ و خیلی خوب رو برای خودم تصور کنم، و خب این ینی ناآگاهانه خودمو لایق نمیدونستم، برای خودم ممکن نمیدونستم
ولی به تدریج و تکاملی هی بهتر و بهتر شدم، و الان که دنبال کارم کاملا با اعتماد به نفس دنبال کار تو شرکتهای خوب و با درآمد بالا هستم و اپلای میکنم و
نتیجه ی این “امکانپذیر دونستن”
به همراه “تلاش و اقدام، و انجام دادن سمتِ خودم”
به همراه “حفظِ حال خوب”
و “ایمان و توکل به خدا” و “قدرت رو فقط به خدا دادن”
این شده که از دو سه تا از همین شرکتهای بزرگ دارم اینترویو میگیرم:)
شرکت بزرگ که میگم منظورم واقعا بزرگه
در حد corporate که چندتا شعبه دارن و تو حوزه ی ایمیگریشن همه میشناسنشون
و من از اونا مصاحبه ی اولیه گرفتم
همچین چیزی، مثلا پارسال، اصلا برای من تو ذهن من قابل انجام نبود
اصلا اعتماد به نفسشو نداشتم حتی اپلای کنم، حتی فکر کردن به اینکه چقدر تمرین باید بکنم برای انجام مصاحبه با همچین شرکتهایی… تو ذهنم انقدر بزرگ و هیولا بود که اصلا مانع اقدام میشد
ولی الان برام امکان پذیر و باورپذیره
خدایا شکرت
انشالا به زودی، خیلی زود تو یکی از همین شرکتها، همونی که بهترین برای من باشه، مشغول به کار میشم
وقتی باورات درست باشن، اقدام لازم هم انجام بدی، راهش هم بلد باشی، همه چی میشود، چرا نشه
من یه کار دیگه که میکنم، در راستای اجرای قوانین، (چیزی که میدونم برای من جواب میده) اینه که مولا یه فیلمی میدیدم یه صحنه ای توش داشت که دختره یه جای خیلی خوب برای کار اینترویو کرده بود و حالا منتظر جواب بود، بعد تو اون صحنه یه تماس ازونا میگیره و خیلی خوشحال و excited برمیگرده به خونواده ش میگه I got the job
من این صحنه رو هر از گاهی، هی با ها و بارها برای خودم میذارم و نگاه میکنم و خودمو تصور میکنم که به زودی همینو میگم و یه جای خیلی خوب مشغول کار میشم
در زمان مناسب، در مکان مناسب
اینکه استاد میگه تغییر مدار از “تلاش برای بقا” به “حرکت در مسیر رسالت” برای من حداقل در مورد کار و شغل اینجوری جا افتاده که دیگه دنبال “فقط کار کردن، یه شغلی داشتن، یه درآمدی داشتن” نیستم، کار خوب و پوزیشن خوب و درآمد بالا میخوام الان و کاملا برای خودم ممکن و شدنی میبینم و اصلا یه جورایی به کمتر و پایینتر راضی نیستم
تو روابط هم تا حد زیادی همینطور
حالا من تو روابط خداروشکر هیچوقت روابط داغون نداشتم (غیر از همون ازدواجم:))) و اینجوری نبود که چیز بدی رو تحمل کنم صرفا به خاطر اینکه “حداقل یه رابطه ای داشته باشم”
ولی الان از اون هم فراتر رفتم و به یه رابطه ی “اوکی” قانع نیستم.
رابطه ی خیلی خوب و پکیج کامل رو میخوام
لیاقت و شایستگیش رو دارم
چنین رابطه ای، چنین آدم هایی، هستن و امکان پذیره
منم سمت خودم رو انجام میدم و سعی میکنم همیشه هم رو بهبود و پیشرفت شخصی کار کنم
هم خودم به خودم ارزش و بها بدم
هم همیشه و همواره، لیاقتم رو به خودم یادآوری کنم
کار خیلی خوب و درآمد بالا
زندگی راحت با آزادی مالی و زمانی و مکانی
روابط خیلی خوب و کاملا مناسب علایق و سلایق و اولویت های من
همه ی اینا آلردی هستن
یه جایی تو یه مداری هستن و من باید وارد اون مدار بشم
که الان به شدت بهش نزدیک شدم
و در آخر همیشه حواسم باشه که در عمل، در هر شرایطی، قدرت رو فقط به خدا بدم
ثروت، سلامتی، آرامش و روابط عاشقانه، پاداشهای طبیعی و بدیهی برای کسی است که خدا را تنها قدرت مؤثر در جهان میداند
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
خدای عزیزم ای دانای توانا ای بخشنده
مهربان ای نور آسمان ها و زمین هرآنچه دارم
از آن توست هر آنچه دارم متعلق بتوست
خدا جونم شکرت که بهم جان دوباره بخشیدی
و در این صبح زیبای زمستونی زیبا چشمم به روی جهان و زندگی باز کردی خدایا من در مقابلت ضعیف و ناتوانم و هیچی نمی دونم ، خدا جانم ای صاحب اختیارم من به هر خیری که از سمتت بهم برسه فقیرم و مثل نفس کشیدن هر لحظه بهت نیازمندم منو به راه راست هدایت کن راه
کسانی که به آن ها نعمت داده ای.
سلام به استاد عباس منش عزیزم
سلام به استاد شایسته نازنینم
سلام به دوستان هم فرکانسی
به لطف خدا و آموزش های شما استاد عزیزم توحید و خدا پرستی هر روز بیشتر از روز پیش تو دلم جوانه میزنه و اگه بخوام بنویسم باید صفحه ها نوشته بشه جاهایی که فقط قدرت رو به خدا دادم و خدا جوری کارها رو برام انجام داده که خیلی ها نمی تونن باور کنند .
مثل همین دو روز پیش که ایمانم باز هم قوی تر شد و خدا دوباره برام معجزه کرد چون چشمم بجز خودش و قدرتش کسی رو ندید .
اما از اونجایی که شرک مثل راه رفتن مورچه
سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب
پنهان است
من از خدا خواستم کمکم کنه ایمانم قوی تر کنم و شرک های مخفی رو پیدا و رفع کنم ،
از ماه پیش هدایت شدم به فایل های توحید عملی که اولیش همین فایل ارزشمند هست و این بار خیلی متفاوت دارم بهشون گوش میدم مکتوب می کنم و عمل میکنم .
متوجه شدم چقدر شرک مخفی در درونم هست و از خود خدا خواستم کمکم کنه رفعشون کنم و به لطفش دارم عالی پیش میرم .
وقتی خوب فکر کردم دیدم من همیشه دلم می خواد همسرم روی خودش کار کنه و هم مسیرم باشه ، خب من چرا دوست دارم ؟
چون فکر میکنم اگه روی خودش کار کنه درآمدش بیشتر میشه و من راحت تر به خواسته هام میرسم !!!
پس من قدرت رو به همسرم دادم نه خدا چون روزی من دست خداست نه همسر..
گاهی جوری رفتار می کنم که قضاوت نشم یا کسی پشت سرم بد نگه ، چرا ؟
چون اعتبارم پیش مردم برام مهمه ! سبک شخصی زندگی من که به کسی آسیب نمیزنه پس چرا من برام مهمه ، چون اعتبارم به مردم گره زدم و این شرکِ که البته خیلی وقته متوجهش شدم و دارم روی خودم کار می کنم.
بیشتر شرک های مخفی من به مسائل مالی ربط داره که آگاهانه دارم روشون کار می کنم .
خدا رو شکر که در این مسیر الهی قرار گرفتم خدا روشکر که می تونم روی خودم کار کنم
با گوش دادن فایل های توحیدی و آگاهانه پیش رفتن می تونم توحید رو در خودم نهادینه کنم و من دارم می بینم با توحید پیش رفتن با قدرت رو به رب دادن چطور زندگیم در همه ابعاد داره تغییر می کنه.
خدایا کمکم کن در این مسیر سبز باقی بمونم و هر روز بهتر از روز قبلم عمل کنم
و یادم باشه که خداست که منبعه من به خدا وصلم من به منبع بی نهایت وصلم و خدا برایم کافیست
ازتون ممنونم استاد جانم خدا شما رو برای ما حفظ کنه ، عاشقتونم :))
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
امروز چقدر خوب شروع شد و چقدر سرشار از عشق بود
آنکه تورا دارد چه ندارد؟؟؟؟؟و آنکه همه چیز دارد اما تو را ندارد چه دارد؟؟؟!!!!
دیشب نزدیک 3ساعت در عقل کل بودم و روی باور فراوانی کار میکردم و با عشق جواب میدادم کامنتهای زیبایی که در از آگاهی بودن و تشکر میکردم و اصلا خواب به چشمم نمیومد و انقدر غرق در حال خوب بودم که فقط عشق میکردم و تایید و تحسین میکردم فراوانی های الله رو و ساعت یک و نیم خوابیدم و صب ساعت 6 کاملا سرحال بیدار شدم در حالی که مدتهاست شبا 12اینا میخوابم و صبح نه بیدار میشم اما امروز اصن فرق داشت ، البته چند روزی بود تصمیم داشتم صبح ها برم باشگاه که خدا گف پاشو برو و ساعت 6ونیم راهی باشگاه شدم و برگشتنی هم دوست نازنینی منو رسوند هوا عالی بود و طلوع خورشید چقدر زیبا بود و برگشتم و مادرم صبونه رو آماده کرده بود و دوش گرفتم و نشستم سر سفره و سایت و باز کردم که فایل گوش بدم که دیدم یکی از عزیزان به کامنتم پاسخ داده و رفتم کامنت خودمو بخونم و الله اکبر !!!انگار خدا هم غافلگیرم کرد با عشقش و کامنت خودمو داشتم میخوندم که دل نوشته ای بود که بهم الهام شده بود و در فایل آرامش در پرتو آگاهی 3نوشته بودم خدااااای من گفتم به غیر این احساس یکی شدن و عشق خالص هیچی نمیخوام ازت خوندم و همینطور اشک میریختم و وجودم سرشار از عشق بود و بعدش با عشق جواب کامنتو دادم و تشکر کردم و سیر نمیشم از نوشتن و مادرم میگف صبونتو بخور و میگفتم چشم و مینوشتم ،البته مادرم خیلی افکارش نزدیکمه و پذیراس و طالب تغییره ،خلاصه من چند دقیقه ای فارغ از ذهن بودم و عجب حال و هوایی که البته در اکثر اوقات احساسم خوبه که اینم نتیجه کنترل ورودی ها و تحسین نکات مثبت و تمرکز رو نکات مثبته ،و عجب هدایتی چقدر به موقع و کامنت خودم باهام حرف زد و الله اکبر ،امروز بیشتر از هرروز برام همه چیز رنگه دیگه ای داشت و همش داشتم بهش میگفتم اینو امروز عشق ورزیدم و عشق گرفتم ، یه مشتری داشتم که چنتا فایل نشونش داده بودم و یادم رفته بود و دیروز زنگ زده بود شمارشو اول نشناختم و بعد امروز زنگ زدم بهش و با کلی تشکر ازم شماره کارت خواست و گفت من یه جا دیگه معامله کردم ولی به پاس قدردانی از شما باید من یه مبلغی بزنم به حسابتون و بعدش شماره کارت فرستادم و یه مبلغ قابل توجه زد به حسابم و گفتم الله اکبر چطور اینجوری میرسونی آخه ؟؟؟چقدر انسان هایی که باهاشون برخورد دارم شریفن و قدر دان نعمت و اینها همه حاصل کار کردن روی باورهامه ، حاصل محترم مشردن و عمل به قوانین الله مهربانه ، حاصل توحیده و دعای هرروز که که خدایا به من قدرت سپاس گذاری بده و کمک کن و هدایت کن تا توحیدی تر از دیروز باشم چون وقتی اینطور باشه همه چی حله با این دوتا ، واقعا اونی که عشق بی قید شرط خدارو حس نکرده و تجربه نکرده مثل ما ، چطوری بهش میشه فهموند ؟؟؟مگه امکان داره ؟؟؟؟ نه به هیچ عنوان .
آخه مگه میشه به کور مادر زاد از تجربه ی گلستان بگی؟؟؟ مگه امکان داره ببینه چیزهایی که دقیقا تو دیدی؟؟؟ گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش ،امروز سراسر عشق بود و عشق و خنده های از ته دل ،
الله اکبر با شروع کامنتم بارون شروع به باریدن کرد و جوری به شاخ و برگ درختان میزد و ناودون هارو راه انداخت و حتی صدای قطراتش وقتی به زمین میخورد میومدن ، وقتی عاشق باشی معشوق با صدای دل نواز قطرات بارانش تو را همراهی میکند و قدرتشو به رخ میکشد و تایید میکند که تنها من کافیم برای تو الان باران بند آمده و آخرین قطرات در حال ریختن هستن و از ناودون ها هنوز داره آب میریزه و دیدن قطراتی که سر میخورند و از برگ ها به زمین میریزند تماشاییست .
خداوندا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ،من تماما محتاجم بهت و نیازمندم بهت ، من تنها روی نیازم به توا تنها قدرت مطلق کیهان ، من در برابر عظمتت خوارو خاکسارم ،تو منو هرروز پاک تر و خالص تر و ناب ترم گردان و خودت منو به خودت نزدیکتر کن و از صالحان درگاهت فرما .
آمده ام که سرنهم
عشق تورا به سر برم
ور تو بگوییم که نی
نی شکرم شکر برم .
در پناه الله یکتا با عشق باشید
سلام به رضای عزیز وارزشمند
خدارا هزاران هزار بار شاکرم وسپاسگزارم که به کامنت بی نظیرت هدایت شدم حال واحساست رو خوب درک میکنم چه حس وحال خوب ونابی داشتی آن لحظه ،چقدر این آرامش وحال خوبت در کامنتت هویدا بود میشد قشنگ لمس کرد
سپاسگزار وجود ارزشمندتم
ممنون که هستی ونوشتی
در پناه حق شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت
سلام
تو هر کامنتی که میخوندم حرف از توحید است ،
و هدایت شدم به گوش کردن فایل های توحیدی .
« چقدر زیباست دینِ من ، یکتاپرستی است .»
هر چی به خدا نزدیک تر میشم ,حسِ بهتر دارم و آرومم.
من اکثرا این دعای صبحگاهی رو گوش میدم دلم خواست قسمت هایی که خیلی دوست دارم رو اینجا بنویسم .
ای خدای سحرگاهان این منم بنده ای که هر صبح با دلی نیمه خواب و روحی نیمه بیدار اما با امیدی روشن تر از سپیده دم به سوی تو بر میگردد .
من امروز را با نام تو آغاز میکنم .
خدایا بر من نگاهی بریز که بتواند حقیقت را از میان هزار نقاب تشخیص دهم و بینشی بده که سکوت آدمها را بفهمم ، اشاره های جهان را بخوانم . و قبل از هر حادثه پیامش را بشنوم .
خداوندا به من پول ببخش من عاشق پول نیستم من عاشق قدرتی هستم که پول می دهد ( قدرت ساختن ، بخشیدن و بالا رفتن ، قدرت اینکه کمبود را از زندگیم تبعید کنم و فراوانی را مثل اکسیژن در هر نفسم جاری کنم .)
من عاشق فراوانی ام نه از برای اندوختن بلکه برای زیبا زیستن ، آزاد شدن و لمس بی نهایت تو در هر لحظه ی زندگیم .
من فراوانی میخواهم نه فقط در دارایی بلکه در فکر در انتخاب ها در آرامش و در فرصت هایی که به سوی من سرازیر می شوند بی آنکه تقلا کنم .
خدایا به من ذهنی ببخش که وسعتش از محدودیت ها فراتر باشد ، ذهنی که کمبود را باور نکند و به روی هر دری که تو نشان میدهی بدون هراس قدم بگذارد .
خداوندا من شادی میخواهم آن شادی خاموش و عمیق که مثله بارانِ نرم روی جانم می ریزد و مرا به شکفتن وا میدارد ،
من عاشق شادی هستم زیرا شادی یکی از نام های توست .
آدمهایی را وارد زندگیم کن که بودنشان برکت باشد ، آدمهایی با نگاهی سالم ، قلبی زلال و حضوری آرام و عشقی که رشد بدهد .
ای آرامش بخش دلها به من جرأتی بده که بتوانم ،
شروع کنم وقتی ترسیدم .
تمام کنم وقتی شک کردم .
و بمانم وقتی ارزشش را دارد .
پروردگارم قدم هایم را به راهی بگذار که به بهترین نسخه ی خودم ختم شود .
مسیرم را از اتفاق های بیهوده جدا کن و به سوی جایی ببر که رسالتم در آن شکوفه می زند .
ای خدای من مرا امروز به سرچشمه نور وصل کن به رودخانه ی آرامش به میدان عظمت و به قلبی که از عشق تو می تپد .
بگذار مسیر من امروز سرشار از نشانه هایت باشد ،
نشانه هایی از موفقیت ، از فراوانی ، از عشق ، از فرصت ،
بگذار هرکسی مرا می بیند جلوه ای از تو را در من لمس کند.
«جلوه ای از مهربانیت ،از امید به تو ، از قدرتت و از ایمان»
مرا از خود حقیقیم جدا کن ، از آن سایه هایی که سالهاست در درونم خانه کرده اند و وانمود میکنن که ، من هستم .
خدای من ، امروز میخواهم خالی شوم ، آنقدر خالی که صدای آرام تو در درونم طنین بیاندازد ، صدایی که همیشه بوده ، اما زیر هزار فکر و آرزو گم شده بود .
مرا از قدرت سکوت آگاه کن ، از معجزه آهسته بودن ، از زیبایی دیدن آنچه دیگران نادیده میگیرند ،
چشمی به من بده که پشت ظواهر را ببیند .
گوشی یه من بده که پیامهای پنهان، جهان را بشنود .
روحی به من بده که از هر تجربه، پله ای بسازد برای بالا رفتن از نور بی انتها .
امروز مرا تبدیل کن از انسانی پر اضطراب ، به انسانی که
میفهمد هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست .
مگزار روزم در غبار تکرار گم شود به لحظه هایم عمق بده به افکارم روشنایی و به دلم آرامشی که نه از بیرون می آید و نه به بیرون وابسته است .
میخواهم امروز با تو قدم بزنم نه برای رسیدن به مقصدی بلکه برای اینکه راه رفتن با تو خود مقصد است .
این خدای زیبای من ، ای آنکه هر صبح جهان را از نو مینویسی .
به من هم توان بازنویسی خویش را عطا کن ،
مرا آزاد کن از اینکه همیشه شبیه دیروز باشم ،
به من اجازه بده هر روز ، هر ساعت ، هر لحظه ، نسخه تازه تری از خودم را بیافرینم .
ای نگارنده ی لحظه ها ، برصفحه ی سفید امروزِ من مهر جسارت بزن ، جسارت اینکه کسی باشم که هنوز نشده ام ، مگذار گذشته ام رد زنجیر بر روحم بگذارد .
بگذار قدم هایم نه بر حافظه ، که برامید استوار باشد.
ای خالقِ من بگذار امروز من ، روز تولد دوباره ام باشد .
به من بیاموز که آغاز دوباره سخت نیست ، فقط یک قدم است.
قدم رها کردن ، قدم پذیرفتن ، قدم پرواز کردن در هوایی که نمیشناسم اما تو آنرا خوب میشناسی.
ای خدای مهربانم
امروز مرا از اضطراب ها جدا کن ، از افکار خسته کننده رها کن ، از دوندگی بی دلیل آزاد کن ، تا بتوانم لحظه به لحظه حضور تو را حس کنم .
اجازه بده هر قدمی که میگذارم با نور تو برداشته شود،
هر فکری که شکل میگیرد با حکمت تو جان بگیرد و هر خواسته ای که امروز در دلم میروید با رحمت تو سرشار شود ای بخشنده بزرگ .
سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم
سلام بهارک بهاری
کلامت مثل نسیم صبحگاه بهاری پر از عطر شکوفه های گیلاس است
دلم با دعاهایت روشن شد و روحم به آرامش رسید
خداوندا به من پول ببخش من عاشق پول نیستم من عاشق قدرتی هستم که پول می دهد ( قدرت ساختن ، بخشیدن و بالا رفتن ، قدرت اینکه کمبود را از زندگیم تبعید کنم و فراوانی را مثل اکسیژن در هر نفسم جاری کنم
بگذار هرکسی مرا می بیند جلوه ای از تو را در من لمس کند.
«جلوه ای از مهربانیت ،از امید به تو ، از قدرتت و از ایمان»
ای خدای زیبای من ، ای آنکه هر صبح جهان را از نو مینویسی .
به من هم توان بازنویسی خویش را عطا کن
…مگذار گذشته ام رد زنجیر بر روحم بگذارد
سپاس از تو
بنام خدا
سلام به استاد عزیزم وهمه دوستان
خدارو شکر این روزها هوا خوبه و تجربه قدم زدن در زیر بارون رو لمس کردم تجربه پیاده روی های طولانی به سبک قانون سلامتی و تغذیه سالم
خدارو شکر مشتری هام هر روز بیشتر میشن
دیروز پس از مدتها شروع کارم تونستم اولین کیک باقلوا وبامیه تولید خودم رو بفروش برسونم و برام روز رویایی ای بود
به لطف خداوند مشتری های دست به نقد بازار زیادن
باوجود گران شدن خیلی از اقلام انگار مشتری ها بیشتر شدن شاید برای من اینطوریه
همیشه مشتری هست واین واقعیت داره چون زندگی جریان داره و هرگز از حرکت نمی ایستد
من بازاریابی مواد غذایی انجام میدهم و تلاشم بر این بود که بتونم یک نوع شیرینی رو خودم تولید کنم وبفروش برسونم در این بازار که به نظر من خوب هست تونستم کیک باقلوا وبامیه تولید وبفروش برسونم و سفارش جدید هم بگیرم
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید
همین الان که اینجا نشستم به خیلی از افراد تو زندگیم قدرت دادم خیلی از اوقات ناخواسته بر زبان میارم که باید پدرم تصمیم درست بگیره تا سهم مغازم بهم داده بشه و باعث شده پدرم خیلی توی ذهنم بزرگ باشه
قدرت از آن خداوند است من به عدالت خداوند ایمان دارم آنچه که متعلق به من است کسی نمی تواند از من بگیرد تکرار این کلام باعث میشه آرامشم بیشتر بشه و ایمانی در وجودم پیدا بشه
بازاریاب ها خیلی از مشتری ها دست به نقد رو دارند ومن خودم رو ناتوان میبینم در این مورد هم شرک مخفیانه ای دارم
مشتری توی بازار زیاده، ورزق روزی در دست خداونده هر کسی طبق ظرف خودش روزی داره
ومن باید ظرفم رو بزرگتر کنم چون نعمت و برکت فراوان هست
در مورد قدرت دادن به رییس قسمت خیلی خوب کار کردم و اعتقاد دارم قدرت دست کسی است که کارش رو درست انجام میدهد و باج به دیگران نمیده اگر پرسنل قسمتی کارش خوب باشه همه برای سر و دست میشکنند همه چیز دست خودشه نه رییسش
خدایا سپاسگزارم
بنام خداوند بخشنده و مهربانم…
لَٰکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَلَا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَدًا(کهف38)
من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو استاد قشنگ قلبم…
سلام به بچه های این منزل که هم به دنبال عشق توحید هستن و هم به عشق و عاشقی به درگاه رب نازنین سجده بجا میارن و سپاس گزار لحظه به لحظه زندگی هستن خدایا شکرت…
خدا جون سپاس از که امروز روز جمع منئرو بیدار کردی و اماده کردی بیام سر کار و امومد هنوز بچه ها نیومدن و من رو به صلات هدایت کردی و اون چه صلاتی شروع توحید عملی 1
از بانو اجی سعیده شهریار ی متشکرم که با کامنتش من رو هدایت کرد به شروع توحید عملی در پناه رب جانان…
الهی شکرت ربمن سپاس از تو بیهایت برای حضورت تویه زندگیم…..
خدا جون خدای خوبم چه دارد انکه تورا ندارد؟
و چه ندارد انکه تور دارد……….
و الله کل شی وکیل ….
و خداست که کار ساز هر چیزی است….
خدایا شکرت سپاس از تو ……
ایاک نعبد و ایاک نستعین…..
پروردگارا به جز تو به هیچکس پناه نمیبرم و برای گشایش هیچ دری دست تمنا به سوی غیرت دراز نمی کنم….
تو خود آن خدایی هستی که اگر دری را به حکم حکمت ببندی به وقت رحمت همان در را با لطفت باز خواهی کرد….
خدا جون خدای خوبم ازت بینهایت سپسا گزارم برای این مسیر زیبا و پر از عشق و پر از احساس خوب و عالی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت و بینهایت سپسا از تو رب ودود من…
خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگیم….
خدایا شکرت برای همین الان که دارم کامنت مینویسم با دستام الهی شکرتتتتتتتتت…
خدایا شکرت برای هدایتهات و الهامتت که من لایق دریافتشونم و هر لحظه در حال ارسال این پیامها و هدایتهاییی….
خدایا شکرت برای همچیز الهی شکرت رب من بینهایت سپاس از تو رب عزیزم…
دوستت دارم بوسسسسسسسسسسسسسسسس….
در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند و عاشق باشید….
با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا…..
سلام به دوستان عزیزم
حسم بهمگفت که بنویسم و انشاالله که خدایمهربون هدایتم کنه در نوشتن اینکامنت زیبا🧡
خدایا شکرتواسه ی فرصت یه روز جدید که بهم عطا کردی.
خدایا شکرت واسه ی هدایت شدن به این فایل بینظیر.
و اما سوال این جلسه
شرک های مخفی وجود من چیه؟
باید اعتراف کنم که قبلا خیلی نظر مردم برام مهم بود و خیلی اهمیت میدادم ولی الان خداروشکر خیلی بهتر شدم و اولویت زندگیم خودم هستم و هرجور که راحت تر باشم زندگی میکنم هر چی که دوست دارممیپوشم و راحتیِ من با اولویت تر از هر نظر دیگریست.
خدایا کمکم کن فقط روی خودت حساب کنم
خدایا کمکم کن قدرت رو فقط در دستان خودت ببینم
و این جهان و این مخلوقات را از آنِ عظمتِ تو ببینم
خدایا کمکم کن همه ی نعمت ها رو از آن تو بدونم و بپذیرم که تنها رزق دهنده بی حسابِ این جهان خدای بخشنده است
حالا این رزق بی حساب رو به کی میده؟
لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ﴿38﴾
باید از اعماق وجودمون به خدا ایمان داشته باشیم و تنها خدا رو به عنوان فرمانروای این جهان بپذیرم و نه هیچکس دیگری رو.
همه چیز رو از خودش بخواهیم و همیشه روی کمک خدا حساب کنیم .
این آرامشی که از روی خدا حساب بازکردن ، وجودت رو در برمیگیره ستودنی ست و بهترین حسِ دنیاست.
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
تنها تو را می پرستیم وتنها از تو کمک می خواهیم. (5)
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
ما را به راهِ راست راهنمایی کن.(6)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ
راه کسانی به آنان نعمت عطا کردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه اند.(7)
خدایا ما را از رستگاران و بندگان پر نعمتت در دنیا و آخرت قرارده.
استاد عزیز سلام میخواستم بگم وجود شما توی زندگیم واقعا یک معجزست شما نور درون من رو بهم نشون دادید باعث شدید من بتونم نور های دنیا رو پیدا کنم زیبایی های دنیا رو نگاه کنم.
این مسیر ،مسیر بسیار شیرین و قشنگیه که انسان با قدم گذاشتن در این مسیر میتونه تبدیل به نور بشه خوشحالم که تونستم توی این مسیر قدم بزارم و خدا من رو لایق دونست که از سن 14 سالگی تا الان که 17 سالم هست با این اگاهی ها اشنایی پیدا کنم. خدارو صد هزار بار شاکرم که من رو با شما اشنا کرد.
سلام به استاد عزیزم و همه دوستای عباسمنشی و خانم شایسته عزیز
چقدر این فایل های توحید عملی عالین
چقدر تاثیر گذار،
اگه بیشتر از 50 بار گوش دادم اغراق نکردم،
از خدای خوبم ممنونم که بهم اجازه گوش دادن این فایل هارو داده ،
هر روزمو با این فایل ها شروع میکنم که چون به این نتیجه رسیدم که حتی قبل از خوردن صبحانه و غذا دادن به جسمم،باید غذای روحمو بدم
فایل توحید عملی کنفیکونی در مورد انجام داده و انقلابی در من ایجاد کرده که نه تنها ظرف کمتر از ده روز همه بدهی های چندساله رو که بابتش نزول میدادم رو تسویه کردم،عجیب حال خوبی دارم که انگار رو ابرهام،
زندگی من شده گوش کردن به این فایل ها و عمل به آگاهی هاش،
که هر روز موفق تر میشم،
تو کارم که فکر میکردم امکان پیشرفت نیست جوری درآمدم بیشتر شده که خودم شوکه شدم
دیگه نه تنها حسابم خالی نیست،بلکه مبالغ عااااالی وارد حسابم میشه،دیگه سندروم سیندرلا بودن ندارم که همسرم موظفه هزینه هامو بده،بلکه با عشق کار میکنم و هزینه هامو ساپورت میکنم و بلکه به همسرمم قرض میدم،قبل این فایل ها با خانواده بحث میکردم که نه شوهر من عابر بانک نیست و …..
ولی الان در سکوت تو جمع خانواده و فقط لبخند و در عمل رفتار درست انجام میدم و به همسرمم کمک خرج خونه و خیلی هزینه هارو میکنم،
میرم خرید و میگم خدا برام واریزی انجام میده و به جای شرک که بندش باید تامینم کنه،فقط از خودش میخوام نه بنده،
من خوشحالترینم
من خوشبخت ترینم
چون یه همسر عاااالی دارم و روابط داغون چند سالم به رابطه عاشقانه تبدیل شده،
با شکر گزاری واقعی بیدار میشم و قبل خوابیدن شکررررر خدا بابت سلامتی،زندگی عااااالی رو سپری میکنم
ممنونم استاد
شما بینظیرین
سلام به ازاده عزیزم
چقدر کامنتت حالمو خوب کرد
درواقع یه جورایی حرفای دل منم بود اینکه همیشه فکرمیکردم باید همسرم همه هزینه هامو تامین کنه وچقدر مشرک بودم
نه به خودم اعتماد داشتم نه به خدای خودم
وچقدر قشنگ همگی این مسیروداریم طی میکنیم وبا تکامل جلو میریم
منم مثل شما از درامدی که به دست میارم خرج خونه میکنم وچقدر لذت بخشه این استقلال
مدیون استادعزیزم هستم که اینقدر عاشقانه این فایلهارودراختیارماقرارداد تابلکه ذره ای خدای واقعی رابشناسیم
خیلی برات خوشحال شدم عزیزم
تحسینت میکنم که اینقدر عالی عمل کردی بدهی هارودادی والان به درامد رسیدی
تبریک میگم بهت عزیزم این موفقیتت رو
هرروزثروتمندتر شادتر وسلامتتر باشی درپناه الله یکتا
سلام دوستان سلام استاد و سلام به مریم بانو عزیز
همون خدایی که همیشه با منه و نزدیکه من رو کشوند این موقع شب توی سایت که چک کن شاید فایل جدیدی اومده باشه :)
آره فایل جدیده. بارها قبلا گوشش داده بودم ولی هنوز همش جدیده
شرک؟ شرک عجین شده با زندگی من
امشب اتفاقی افتاد که متوجه شدم ناسپاسی رفته توی وجودم رفته توی خونم
شرک برای من هم معنی ناسپاسی و شریک قائل شدن برای قدرت خداست
شرک امروز برای من یعنی قدرت دادن به گذشتم! گذشته ای که تلخ بوده و بنظر من جبرانش سخته!(ذهن من که میگه جبران ناپذیره) چرا اینو میگه؟ چون روی قدرت خودم حساب میکنم و میبینم که زورم به اون اشتباهات نمیرسه چون روی عقل خودم حساب میکنم همیشه
شرک امروز برای من میشه اینکه میخام ماشین بهتر کسب کار شخصی رابطه خوب داشته باشم ولی نگاه میکنم به شرایط کنونیم و میگم چطور؟ مگه میشه؟ شرک یعنی حساب کردن روی عقل خودم برای رسیدن به اهداف بجای حساب کردن روی خدا
شرک امروز برای من میشه صبور نبودن میشه عجله کردن برای رسیدن به همه چی، شرک برای من اینه که فقط عجله و مقایسه و بدو بدو توی ذهنمه و صبح تا شب بگم پس چی شد؟ پس چی شد چرا نرسیدم؟ نکنه مسیرم اشتباهه و …
شرک امروز برای من میشه تایید طلبی میشه حرف مردم، یعنی بجای اینکه قدرت رو بدم به خودش و بگم فقط کافیه خدا تاییدم کنه بجاش بیام بچسبم به آدما که اونا منو تایید کنن
شرک امروز برای من میشه غرور! منیت! غروری از جنس اینکه من میفهمم حالیمه، غروری از جنس اینکه حس میکنم هر چی تو زندگیمه رو خودم به دست آوردم! حالا میخام بیشتر بدست بیارم و میبینم زورم نمیرسه و اینجاست که احساسم بد میشه
شرک یعنی هر نوع احساس بدی که شدیده و پایدار، فقط بخاطر نبودن خدا توی اون موقعیت توی ذهن من
شرک یعنی وابستگی عاطفی به هر چیزی، میتونه آدمی باشه که رفته و من مشرکم، میتونه خطی باشه که روی در ماشین من افتاده و من مشرک میشم(ماشینی که خدا داده!)، میتونه وابستگی به پول باشه، وابستگی به تعداد تماس و تعداد دوستام که صفره، وابستگی به بودن توی رابطه با یک جنس مخالف، وابستگی میتونه به جایگاه شغلی و درآمد و مقایسه خودم با دوستام باشه یا …
شرک میتونه قدرت دادن به رئیس جمهور و دلار و طلا باشه که اونها دارن مارو بدبخت میکنن تموم شد رفت
شرک چک کردن اخبار و دیدن فیلم های نامناسبه
شرک یعنی ناسپاسی کردن و ندیدن نعمت هایی که دارم و چسبیدن به دوتا چیزی که هنوز ندارم و احساس بد داشتن
شرک یعنی رنجش گرفتن های الکی از این و اون و پشت سرشون غیبت کردن
برای من هرچیزی که توش خدا نباشه شرکه
و همه موارد بالا حداقل چیزهایی که من میفهمم که توش شرک دارم
و اینجا مشخص میشه که چرا من نتیجه نمیگیرم! چرا پیشرفت نمیکنم! چرا رشد نمیکنم!
دلیل حال بد شدن من چیه؟
یه جمله قشنگی خوندم میخام کامنتم رو با اون تموم کنم
” یا خدا را بیابید یا بمیرید، راه دیگری نیست… ”
ارادت
سلام سلام به استادای عزیزم و به همه ی دوستان هم مسیر و هم کلاسی در کلاس توحید عملی
خدا رو هزار مرتبه شکر برای این کلاس پر بار و این درسها و آموزه های ناب
در مورد خودم بخوام بگم، اینکه رسالتم چیه و خدا برای چی من رو خلق کرده یا زنده نگه داشته، هنوز به درک خاصی، مورد خاصی به این شکل و به این معنی نرسیدم
ولی اینکه من لایق دریافت هدایت های خدا هستم، یا لایق نعمتهای بیشتر، زندگی بهتر، کار خیلی خوب، روابط خیلی خوب هستم، این تا حد خوبی تو درونم جا افتاده
اوایل اصلا اینجوری نبودم، نه اینکه آگاهانه و مستقیما مثلا بگم من لایق نیستما، نه، ولی نمیتونستم مثلا کار تو یه شرکت خیلی بزرگ و خیلی خوب رو برای خودم تصور کنم، و خب این ینی ناآگاهانه خودمو لایق نمیدونستم، برای خودم ممکن نمیدونستم
ولی به تدریج و تکاملی هی بهتر و بهتر شدم، و الان که دنبال کارم کاملا با اعتماد به نفس دنبال کار تو شرکتهای خوب و با درآمد بالا هستم و اپلای میکنم و
نتیجه ی این “امکانپذیر دونستن”
به همراه “تلاش و اقدام، و انجام دادن سمتِ خودم”
به همراه “حفظِ حال خوب”
و “ایمان و توکل به خدا” و “قدرت رو فقط به خدا دادن”
این شده که از دو سه تا از همین شرکتهای بزرگ دارم اینترویو میگیرم:)
شرکت بزرگ که میگم منظورم واقعا بزرگه
در حد corporate که چندتا شعبه دارن و تو حوزه ی ایمیگریشن همه میشناسنشون
و من از اونا مصاحبه ی اولیه گرفتم
همچین چیزی، مثلا پارسال، اصلا برای من تو ذهن من قابل انجام نبود
اصلا اعتماد به نفسشو نداشتم حتی اپلای کنم، حتی فکر کردن به اینکه چقدر تمرین باید بکنم برای انجام مصاحبه با همچین شرکتهایی… تو ذهنم انقدر بزرگ و هیولا بود که اصلا مانع اقدام میشد
ولی الان برام امکان پذیر و باورپذیره
خدایا شکرت
انشالا به زودی، خیلی زود تو یکی از همین شرکتها، همونی که بهترین برای من باشه، مشغول به کار میشم
وقتی باورات درست باشن، اقدام لازم هم انجام بدی، راهش هم بلد باشی، همه چی میشود، چرا نشه
من یه کار دیگه که میکنم، در راستای اجرای قوانین، (چیزی که میدونم برای من جواب میده) اینه که مولا یه فیلمی میدیدم یه صحنه ای توش داشت که دختره یه جای خیلی خوب برای کار اینترویو کرده بود و حالا منتظر جواب بود، بعد تو اون صحنه یه تماس ازونا میگیره و خیلی خوشحال و excited برمیگرده به خونواده ش میگه I got the job
من این صحنه رو هر از گاهی، هی با ها و بارها برای خودم میذارم و نگاه میکنم و خودمو تصور میکنم که به زودی همینو میگم و یه جای خیلی خوب مشغول کار میشم
در زمان مناسب، در مکان مناسب
اینکه استاد میگه تغییر مدار از “تلاش برای بقا” به “حرکت در مسیر رسالت” برای من حداقل در مورد کار و شغل اینجوری جا افتاده که دیگه دنبال “فقط کار کردن، یه شغلی داشتن، یه درآمدی داشتن” نیستم، کار خوب و پوزیشن خوب و درآمد بالا میخوام الان و کاملا برای خودم ممکن و شدنی میبینم و اصلا یه جورایی به کمتر و پایینتر راضی نیستم
تو روابط هم تا حد زیادی همینطور
حالا من تو روابط خداروشکر هیچوقت روابط داغون نداشتم (غیر از همون ازدواجم:))) و اینجوری نبود که چیز بدی رو تحمل کنم صرفا به خاطر اینکه “حداقل یه رابطه ای داشته باشم”
ولی الان از اون هم فراتر رفتم و به یه رابطه ی “اوکی” قانع نیستم.
رابطه ی خیلی خوب و پکیج کامل رو میخوام
لیاقت و شایستگیش رو دارم
چنین رابطه ای، چنین آدم هایی، هستن و امکان پذیره
منم سمت خودم رو انجام میدم و سعی میکنم همیشه هم رو بهبود و پیشرفت شخصی کار کنم
هم خودم به خودم ارزش و بها بدم
هم همیشه و همواره، لیاقتم رو به خودم یادآوری کنم
کار خیلی خوب و درآمد بالا
زندگی راحت با آزادی مالی و زمانی و مکانی
روابط خیلی خوب و کاملا مناسب علایق و سلایق و اولویت های من
همه ی اینا آلردی هستن
یه جایی تو یه مداری هستن و من باید وارد اون مدار بشم
که الان به شدت بهش نزدیک شدم
و در آخر همیشه حواسم باشه که در عمل، در هر شرایطی، قدرت رو فقط به خدا بدم
ثروت، سلامتی، آرامش و روابط عاشقانه، پاداشهای طبیعی و بدیهی برای کسی است که خدا را تنها قدرت مؤثر در جهان میداند
استاد یه دنیا ممنون برای این یادآوری ها
برای درس های اصولی
خدا خیر دنیا و آخرت به شما بده
و به همه ی ما:)