توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سونیا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز

    وقتی به حرفام و فکرتم تو طول روز فکر میکنم میبینم که چقدر قدرت دادم به عوامل بیرونی و به همون اندازه هم انجام کارا برام سخت تر میشه و توی مواردی هم که قدرت رو گرفتم خیلی راحت کارا پیش رفته و قشنگ تفاوت رو دیدم حالا بخوام اون چیزای که قدرت رو بهشون دادم صادقانه بگم این مدت که قیمت دلار بالا رفت منم تحت تاثیر جو حاکم ترسیدم برا همین شروع کردن به قرآن خوندن تا به مغزم یادآوری کنم و هربار که یادم میاره بازم آیه هارو میگم تا اون ترسه کمتر شه و مدام باید رو خودم کار کنم یا هر بار که با پدر و مادرم بحثم میشم ریشه شبه توحید برمیگرده یعنی می‌خوام اونا رو تغییر بدم که اونجوری به نظر برسن چون حس میکنم رو زندگی من تاثیر داره یا اینکه فلان کارو برام بکنن بعد هر بار به خودم میام میگم پس توحیدت کو مگه نمیگی خدا همه چیز و همه کس میشود برای من پس چرا به اونا گیر دادی واقعا و وقتی شرایطی پیش میاد که یه چیزی درخواست کردم و اوکی نشده و نارحت میشم چون فکر میکنم که فقط اونه که می‌تونه برام انجام بده و اون لحظه ها چقدر روح آدم در عذابه و آرامش چقدر از آدم دور میشه از خدا میخواهم کمکم کنه که هر روز بیشتر به خودش توکل کنم تا زندگی رونتر بشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1031 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانوم شایسته عزیز، من هنوز این فایلو گوش ندادم و فقط متن را خوندم ولی اعترافی میخوام بکنم و بارها خودم توبه کردم اما بازهم تو ذهنم میگذره ، اینکه من همش تو مسئله مالی ، میگم اگه پدرشوهرم یکم کمک میکرد میوفتادیم جلو، اگه پدرشوهرم دستمونو میگرفت فلان کارو میکردیم و چقدر کمک بود و مردم کمک دارن، من و همسرم فقط خودمون هیچکس کمکمون نمیکنه و….

    واقعا این به نظرم بزرگترین شرکی هست که من دارم میورزم و تموم سعیمو میکنم که ترکش کنم‌.

    و خواستم فعلا به بزرگترین شرک خودم اعتراف کنم و از خداوند تبارک و تعالی میخوام که خودش یاری ام کنه تا از این شرک نادرست ذهنم دست برداره و قدرت را جز به خودش به کسی ندهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    مهرداد نیک پور گفته:
    مدت عضویت: 3635 روز

    سلام خدمت همه دوستان عزیزم و استاد خوبم امیدوارم حال دل همگی عالی باشه.

    به نظر من هر چیزی که ریشه ی شیطانی داشته باشه شرکه و هر چیزی که ریشه خدایی داشته باشه ایمانه، از نشانه های شرک اینه که حال دلم بد می شه،حال دلم خوب نیست، از اون اتفاقی که داره می افته، از اون فکری که تو سر من داره می چرخه، از اون شرکی که دارم می ورزم ،از اون که جلوی یک نفر دست و دلم میلرزه اینکه از بالا پایین شدن قیمت دلار حالم بد می شه، از اینکه از بالا پایین شدن قیمت طلا حالم بد بشه، اینا همش شرکه، عوامل بیرونی اینا همشون شرکه.

    قدرت دادن به عوامل بیرونی و مطمئنا نقطه مقابل همه این ها ایمانه.

    خودم به شخصه، من مهرداد اعتراف می کنم که به شخصه در حال حاضر چیزهایی که باعث شرک من می شده، باعث این هستش که حال دلم خوب نباشه در بعضی مواقع و با اینکه تلاش می کنم که به سمت شرک حرکت نکنم ولی گاهی اوقات به خودم می آم و می بینم که چقدر مشرکم، اینکه دارم به عوامل بیرونی مثل طلا دلار سکه، قیمت های اجناس و اتفاق هایی که دور و بر من داره می افته قدرت می دم. اینکه می آم نگران می شم، نگران آینده می شم از اتفاقاتی که در گذشته افتاده ناراحت می شم، از اینکه چرا قیمت ها رفته بالا ناراحت می شم، اینا عوامل بیرونیه و باعث شرک منه. از اینکه گاهی اوقات در مقابل یک فرد ثروتمند دست و دلم می لرزه، از اینکه احساس حقارت می کنم در مقابل یک ثروتمند اینم از شرکه، در صورتی که من به عنوان بنده برگزیده خداوند قادر به خلق زندگی خودم هستم و من هم می تونم مثل همون ثروتمندی باشم که روبروی من ایستاده و دلیلی بر لرزیدن دل و دستم نیست. چون این قابلیت در من هم نهفته شده، به جای اینکه دست دلم بلرزه شکر کنم خدا رو و بگم که منم می خوام اینطور باشم. وقتی من به خدا ایمان داشته باشم، وقتی که مشرک نباشم، به جای دیدن کمبودها فراوانی ها رو می بینم.

    امروز داشتم یک پیجی رو توی اینستاگرام می دیدم در مورد یه شخصی که فقط فرش های ابریشمی دستباف می فروشه. در حال حاضر قیمت یک فرش شش متری یک میلیارد و سیصد میلیون تومن بوده و طرف مقابل نقد می ره اون رو خرید می کنه و می دونید چه باوری داره اون شخص فروشنده، می گه من دارم رولزرویز می فروشم ،کسی که رولز روییز می فروشه، مشتری هاش خاصن، مشتری هاش پولدارن ، مشتری هاش نقد می خرن ، چک و چونه قسطی خریدن نمی زنن. یه بنده خدایی اومد ازش سوال کرد آقا شما قسطی هم می دید، می گه آقا مگه رولزرویز رو قسطی بهت می دن؟! خیلی حرف قشنگی زد رولز روییز رو مگه بهت قسطی می دن، این ایمان بالایی می خواد که کسی این حرف رو بزنه ها، اینکه طرف به سطحی از ایمان رسیده که می تونه جنس به این لوکسی رو نقد بفروشه و می دونه که مشتریش هست. آدم های پولداری هستند که بیان اون رو بخرن.

    《ایمان همه چیزه و شرک بی همه چیز 》

    موفق و موید باشید. امیدوارم وجودمون فقط سرشار از ایمان و نور الهی باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    افسانه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2545 روز

    سلام استاد عزیزومریم جون ودوستان هم فرکانسی

    من امروز به همکارم که بخش قبلی هست وباهم ارتباط داریم تو ذهنم قدرت دادم ووقتی بهش زنگ زدم تا جواب یه سوال رو بپرسم طوری جوابم رو داد که اصلا براش اهمیتی نداشت که ممکنه با طرز جواب دادنش من ناراحت بشم و الانم مطمئنم که براش اهمیتی نخواهد داشت این درحالی هست قرارهست دوروز دیگه بریم مسافرت باهم وقتی زمان دادم به خودم متوجه شدم توذهنم بهش قدرت دادم بزرگش کردم وامروز دوباره درسم رو گرفتم که یادت باشه رابطت با ادمهارو جایی نگه داری که خط قرمز رو رد نکنن

    2- خواهربزرگه که توذهنم قدرت دادم که اگه من رابطه عاطفی با پسری داشته باشم وچون ازشون دور هستم اولین نفری هست که دخالت میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    مجید مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3747 روز

    سلام استاد عزیزم

    نمیدانم چرا

    ولی من همیشه وقتی که در مورد توحید صحبت میشه

    خیلی حالم خوب میشه

    نسبت به فراوانی

    نسبت به باورهای مذهبی

    خیلی حسم به توحید بهتره

    و هنوز که هنوز میگم بهترین فایل در این سایت

    فایل فقط روی خدا حساب باز کن است

    ممنون از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 2315 روز

    به نام قدرت مطلق الله

    سلام به توحید ترین مرد این زمانه،استاد عباسمنش.

    و سلام خدمت خانم شایسته و دوستان هم مدار در این مسیر زیبا.

    من درحال حاضر برنامه ی ساخت خونه دارم و پولم کم هست برای ادامه ی کار.

    من توی این مدت که با همسرم برنامه ریزی ساخت خونه رو می کردیم،همیشه به همسرم میگم ما باید روی داشته هامون حساب کنیم و به هیچ عنوان روی دیگران و پول قرض گرفتن از دیگران نباید حساب کنیم.

    حتی از پدرم و برادرم که وضع مالی خوبی دارن درخواست کمک نکردم،چون توی این چندسال که دارم روی خودم کار میکنم از استاد یاد گرفتم از دیگران پول قرض نگیرم و فقط روی خداوند حساب کنم.

    من قبلا خیلی مشرک بودم،چون روی همه حساب میکردم جز خداوند.

    البته این باوری بود که از خانوادم به من ارث رسیده بود.

    همیشه به پولدار فامیل احترام میزاشتم چون با خودم میگفتم یه روزی این بنده خدا یه جایی به دردم میخوره.

    وقتی میرفتم بانک تا زانو پیش رئیس بانک خم میشدم که خوشش بیاد بهم راحت وام بده.

    خلاصه از این کارا خیلی انجام می دادم.

    اما الان به لطف هدایت الله و کارکردن روی خودم و دوره های استاد،چشم و گوشم سمت خداوند هست و خداشاهده یه جاهایی بهم الهام میکنه که خودم شوکه میشم،یه معجزاتی توی همین پروسه پروانه ساخت خونه دارم میبینم که دوتا شاخ از روی سرم میاد بیرون که مگه میشه این اتفاق بی افته.

    درحال حاضر همسرم دنبال وام هست،بانکی که باهاش کار میکنم و گردش مالی دارم،بهمون وام میده اما من دارم مقاومت میکنم که وام نگیریم و اعتقاد دارم خداوند درست میکنه.

    یه اتفاق معجزه آسیایی که برام افتاد این بود که برای پروانه ساخت گرفتن ما نیاز به مجری و نماینده مجری داشتیم و این مجری ‌و نماینده مجری حدود 150 میلیون تومن هزینه داشت برامون.یکی از دوستان خودش پیشنهاد داد که پدرم میتونه براتون مجری بشه بصورت رایگان و ما گفتیم خب خدایا شکرت که مجری رایگان برامون فرستادی و اینجا 100 میلیون بهمون پول رسوندی که به مجری ندیم و دنبال نماینده مجری بودیم که از طرف سازمان نظام مهندسی گفتن این بنده خدا نماینده مجری نیاز نداره و باز 50 میلیون به نفعمون شد و اصلا باورم نمیشد،حالا بماند که چقدر کارمندان نظام مهندسی خود ب خود بهمون کمک کردن که این اتفاق بی افته.

    در آخر خداروشکر که به لطف الله روز ب روز دارم به خداوند نزدیکتر میشم و از این نزدیک شدن لذت میبرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3078 روز

    به نام الله هدایتگرم

    سلام به توحیدی ترین استاد دنیا، استاد عباسمنش عشقم

    سلام به مریم جان دلم الگوی زن توحیدی و قدرتمند

    خدایا ازت ممنونم برای این عبادتکده مقدس،سایت عباسمنش دات کام، که سراسر آگاهی و عشق و توحید و نور هدایته..

    در حالی ک با دیدن عکس کاور این فایل و دیدن روی ماه توحیدی استاد عزیزم اشک تو چشمامه ، با هدایت خدا شروع به نوشتن میکنم

    استاد جان دلم

    چقدر این عکستون نورانیه

    چقدر چهرتون پر از آرامش خداییه

    انقدر فرکانسش بالاست که وقتی عمیقا نگاهش میکنم اشک شوق ب چشمم میاره

    و من بی اختیار این عکس رو بک گراند دسکتاپم میذارم که یاداور توحید باشه برام…

    من بعد از مدتها دوباره هدایت شدم ب توحید عملی و کار کردن روی فایلهای این قسمت بی نظیر سایت

    و این در حالی بود ک غرق در شرک و وابستگی و زور زدن برای رسیدن ب خواستم بودم

    و جهان بارها بهم گفت تقلا نکن و پارو نزن ولی من اسیر نجواها شدم و در نهایت تلخیِ نرسیدن ب اون خواسته نصیبم شد

    اما

    اما خدای من که هیچ وقت بندگانش رو رها نمیکنه و با وجود تمام این شرک ها بازم کینه ای از من نداره، در دل همون تلخیِ نرسیدن، شیرینیِ توحید رو به یادم آورد و همون شب دقیقا در دل همون تضاد، بهم الهام کرد ک قدرت رو از غیر خدا بگیرم و به خودش پناه ببرم

    پناه ببرم به او که برایم به شدت کافیست…

    و من در همون شب نوشتم و با خودم عهد بستم که بکوبم و بسازم از نو

    از نو شخصیتم رو بسازم و تغییر کنم

    و چقدر خداوندم آرامبخش دلهاست

    فقط خودش میتونست در دل همون تضاد و رنجش ها، آرامش قلبم بشه و بهم روحیه بده برای تغییر شرایط

    بهم گفت که تو قدرت 100% خلق زندگیتو در دست داری

    تغییر سخته و کمتر کسی حاضره در مسیر تغییر و دردهای اولیه اون قدم برداره اما من با تمام وجودم با تمام قلبم ازش کمک خواستم ک هدایتم کنه

    ازش خواستم ک تمام ناخالصی ها و شرکهای وجودمو از بین ببره

    و اون هدایتم کرد ب این قسمت از سایت

    دقیقاااا همون زمانی ک حالم خیلی بد بود و تماماً احساس عجز داشتم از کنترل زندگی و شرایطم، و بی اختیار اومدم تو سایت و قسمت نشانه من رو زدو و خداوند با چیدمان دقیقش منو دقیقاااااااااا به همین فایل توحید عملی 1 هدایت کرد

    واقعا چه پیامی ازین آشکارتر ؟؟؟

    که خدا دست منو گرفت و درست اینجا به قسمت اول اجرای توحید در عمل آورد و بهم گفت از اول شروع کن

    بهم گفت آجر به آجر بنای توحید رو از اول در وجودت بنا کن و من کمکت میکنم

    تو این مسیر تنها نیستی

    هدایتت میکنم

    و منو دلگرم و امیدوار کرد به رحمتش

    من به خودم تعهد دادم و اینجا هم متعهد میشم که در مسیر توحید و یکتاپرستی استوار و پابرجا بمونم و قدرت رو تنها و تنها به خدا بدم

    کسی که من و این جهان سراسر زیبایی رو خلق کرد و با این نظم و دقت داره ادارش میکنه

    اون قدرت اداره زندگی من رو به بهترین شکل داره و بهترینها رو برام رقم میزنه

    کافیه تسلیمش باشم

    کافیه سرسپرده باشم

    و تمرین باید کرد

    تمرین باید کرد تسلیم بودن را

    تمرین باید کرد رها بودن

    تمرین باید کرد سپردن و اعتماد کردن رو

    بهم گفت قرآن رو شروع کن در کنار این فایلهای توحیدی

    و من گفتم چشم

    از سوره های کوچک در واقع از آخر قرآن شروع کردم و دارم آرام آرام در مسیر توحید و دکتاپرست بودن قدم بر میدارم

    به خودم و به خدای خودم قول میدم در این مسیر به خودم غره نشم و همیشه متواضع و سر سپرده پیش برم و هیچوقت فکر نکنم بسه دیگه توحیدی شدم

    نه نه این مسیر دائمیه

    همیشگیه

    باید همیشه حواسم ب خودم باشه

    خدایا شکرت

    خدایا هزاران هزار بار شکرت

    استاد جانم نمیدونم چه کلماتی بگم ک بتونه تشکر صمیمانه و قلبی منو بهتون برسونه

    فقط میگم که عاشقتونم

    از خدا میخوام انقدر توحیدی بشم انقدر شخصیتم رو بهتر کنم که همفرکانس بشم برای بودن در کنار شما و مثل بچه هایی ک تو کالیفرنیا اومدن دورهمی، از نزدیک ببینمتون در آغوش بکشمتون و روی ماهتون رو ببوسم

    خیلی دوستتون دارم

    .

    با ایمان

    الهه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      رویا محمدیان گفته:
      مدت عضویت: 1403 روز

      سلام اللهه جان

      چقد قشنگ و از ته دل نوشتی

      وقتی متنت رو میخوندم اصلا انگار تو دنیای دیگه ای بودم

      واقعا چقدر خداوند ارامبخش دلهاست

      راستش این جمله منو یاد هدایت قشنگی از الله یکتا انداخت

      من واسه اولین سونوگرافی بارداریم دنبال جای مناسب میگشتم جایی سراغ نداشتم تو نت گشت و گذار میکردم چشمم به یه شماره مطبی خورد و زنگ زدم و خیلی سریع بهم وقت داد و فرداش رفتم کارمو انجام دادم از در مطب اومدم بیرون پاکتی که داخلش سونو رو گذاشته بودن رو دیدم روش نوشته بود :یاد خدا ارامش دلهاست

      راستش این دقیقا همون زمانی بود که من هر روز هزاران بار این ایه رو تکرار میکردم و باهاش ارامش خالصانه ای میگرفتم وقتی این جمله رو دیدم پی بردم که چقدر هدایت خداوند زیباست و فهمیدم این جا دقیقا همون جاییه که من باید سونو هامو انجام بدم تا اخرش

      این اتفاق واسه من خیلی معنی داشت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1377 روز

    بنام تنها معبود من رب العالمین

    سلامی دوباره

    من کامنت روز شمارمو گذاشتم ساعت 18:27

    و الان ساعت 23:49 همین روزه

    یعنی چهارشنبه 1403/3/23

    موضوعی ک من را مجاب کرد بیام دوباره کامنت بزارم

    اینبود کامنت الان ردپایی باشه برای خودم ، بدونم تحول درون من از چه روزی استارت خورد

    درک و فهم خدای درونم از چه روزی استارت خورد

    یه نیم ساعتی میشه ما از بیرون اومدیم

    کجا بودیم ؟

    همونطور که گفتم صبح تو دفترم نوشتم خدایا اگه یماه دیگه ده روز دیگه، میخاد زمان وصال من با تو باشه

    میخام شروعش امروز باشه

    میخام از امروز باورت کنم

    و اعتماد کنم

    خدایا میخام امروز قدرت خودت را بمن نشون بدی .

    اینارو گفتم ک بگم بعد کامنت قبلیم چ اتفاقی افتاده

    ساعت 8/5 ب همسرم زنگ زدم ک بره مغازه

    گفت خانم شامو آماده کن ساعت 9 باید جایی باشیم

    اومد خونه گفتم کجا ؟ گفت بریم خونه ببینیم

    این جریان بطور ناخواسته برای ما شکل گرفت

    ما اصلا اصلا در فکر خرید و فروش خونه نبودیم

    از اونجا همسایه ما خونشو فروخته و خونه متراژ بالاتر گرفته دستی شده از دستان خداوند

    ک همسرمو هدایت کرد برای فروش خونه و خرید خونه متراژ بالاتر

    من اصلا هیچ عکس العملی نشون ندادم ک چرا

    کجا بربم

    میدونستم خداست دیگه

    خدا داره هدایت میکنه

    کار خداست ک ما را داره تو این مسیر قرار میده

    بعد همسرم گفت 68 متره دو خواب

    گفتم 68 متر ؟

    گفت حالا بیا بریم ببینیم

    رفتیم دیدیم

    و وقتی از خونه اومدیم بیرون

    ب دخترم گفتم وااای قربون خونه قشنگ خودم برم

    من چقدر خونه خودمو دوست دارم

    اوووففف خونه ی من صد ها بار می ارزه ب این خونه

    چیه من تو این خونه داشتم خفه میشدم

    اینجا من نشونه هایی از قدرت خداوند دریافت کردم

    همون قدرتی ک صبح خواستم بمن نشون بده

    گفتم خدا قدرتش را بمن نشون داد

    بمن گفت دخترم من را باور کن من تو یک لحظه برات کن فیکون میکنم

    خدا بمن گفت دخترم بمن اعتماد کن من فرش زیر پاتو طلا میکنم

    امروز خدا خواست بمن بگه همه چیز شدنیه

    امروز خواست بمن بگه همون خدایی ک استاد کارورزی شد همون خدایی ک دستان استاد شد

    همون خدا میتونه در آن واحد خونه دلخواهتو بهت بده

    امروز خواست بمن بگه ب مو میرسه ولی پاره نمیشه و پول تو حسابت میشه

    امروز خواست بمن بگه اعتماد کن باورم کن برات نعمت میشم برات ثروت میشم

    دو سال ماشین نداریم و دوساله کافه نرفتیم برگشتنی بعد دوسال رفتیم بستنی و قهوه خوردیم

    و خیلی خوش گذشت و یادآوری از خاطرات گذشته شد

    گفتم خدا خواست امروز بهم بگه میشه مثل قبل حای خیلی خیلی بهتر از قبل برات گردش و لذت و شادی میشه

    خدا خواست بمن بگه قدر نعمتی ک داری بدون

    خدا خواست امروز بمن بگه نعمت و زیبایی ک اطرافت هست را ببین

    اومدیم تو خونمون گفتم آخیش چ خونه ای داریم ما

    خونه ی قشنگم

    چ ساختمون خوبی

    خونه دلباز و شیک من

    با اینکه یک خوابه

    اما بشدت دلباز و باصفاست

    گفتم خدایا امروز خواستی بمن بگی زیبایی های اطرافتو ببین

    نکات مثبت زندگیتو ببین

    هیچوقت مثل امشب قدر خونه قشنگمو نفهمیدم و درک نکردم

    خدا خواست بمن بگه

    درسته الان تو این خونه ک امشب آرامش و لذت این خونه را فهمیدی اما من میتونم این خونه را تبدیل ب کاخ کنم

    کافیه من را باور کنی کافیه بمن اعتماد کنی

    خدا قدرتش را بمن نشون داد نعمت زندگیم را بمن نشون داد

    نشونه بعدیش

    من اونجا یک خانواده ای دیدم دو تا دختر و یک پسر ک اصلا دوست ندارم اوضاع اونجارا بگم

    اصلا حس و حال خوبی نداشتن

    من فقط خواستم فرار کنم

    و اومدم خونه وقتی همسر عزیزم دیدم

    آخ قربون بچه های عزیزم بشم

    چ مهر و محبتی .چ لطف و صفایی تو خونه من هست

    چ لذت و شادی تو خانواده من بود و هست

    ک اونجا ندیدم

    گفتم خدایاااا شکرت

    امروز فقط قدرت خدا بود و بس

    امروز فقط نعمت و بود و زیبایی

    خدایا از این طریق خواستی من را سپاسگزار نعمت ها قرار بدی

    خواستی بمن بگی من غصه چ چیزهای بیخودی را دارم میخورم

    من حرص چ چیزهای بی ارزشی را دارم میخورم .

    جای اینکه شکرگزار نعمت هام باشم

    جای اینکه لذت ببرم و زیبایی را ببینم

    دارم خودم را دور و دورتر از نعمت های خداوند میکنم

    من چشم های خودم را بستم ب روی نعمت ها و زیبایی ها

    من ندیدم من نفهمیدم من درک نکردم

    ک خداوند چقدر من را دوست داره که چقدر عاشق منه

    و من را غرق در نعمت و آرامش و ثروت قرار داد

    اما قلب من بسته بود

    اجازه ورود خداوند را ندادم

    من با خودم قهر بودم

    من با خدای درونم قهر بودم

    و ب همین دلیل فقط نازیبایی می دیدم .

    فقط منفی ها را دیدم

    فقط سختی را دیدم

    فقط نافرمانی دیدم

    فقط کج خلقی دیدم

    بی احترامی دیدم

    بی ارزشی را دیدم

    اما خداوند در زمان مناسب من را هدایت کرد، بیدارم کرد بیدارم کرد قدر کانون گرم خانواده ی عزیزمو بدونم و سپاسگزار خداوندم باشم

    بیدارم کرد قدر مهر و محبت و ارتباط عالی بین خانواده ام را بدونم و سپاسگزار خدایم باشم.

    خدایاااا شکرت از این بیداری ب موقع.

    نشونه بعدی

    اینبود من جدیدا دارم ب این موضوع فکر میکنم ک برم سرکار

    و موضوعی باعث ترمز من شده

    ک بچه هامو چیکار کنم

    و میگفتم خدایا بمن الگو نشون بده خیالم راحت بشه

    این خانم گفت من شاغلم

    و یه دخترش تقریبا 12 سالش بود

    یه دخترش تقریبا 8 سالش

    و یه پسر ک بزرگتر بود

    گفتم ببین خدا الگو هم برا فرستاد

    ک تو هم میتونی

    همون خدایی ک داره از بچه های این خانم حفاظت میکنه

    از بچه های منم حفاظت میکنه حمایت میکنه و هدایتشون میکنه

    و گفتم آره منم میتونم

    منم توانایی انجام هر کاری را دارم

    منم میتونم برم سرکار ،

    و این خانم 400 میلیون هزینه کرده بود برای بازسازی

    گفتم ببین این خانم چقدر توانمنده و ثروتمند و تونیت امروز ب این جایگاه برسه

    پس منم میتونم خدای این خانم خدای منم هست

    کافیه من حرکت کنم

    کافیه نترسم و ب خدا ایمان بیارم

    منم میتونم ثروت بسازم

    و این نشونه هم قدرت خدا بود

    ک بمن قدرت داد برای اینکه منم برم توانایی های خودم را شکوفا کنم .

    امروز یکم داشتم ب این فکر میکردم گفتم خدا همه کس میشود ینی چی ؟

    گفتم خدا امروز برای من استاد شد

    امروز خدا پول تو حسابم شد

    امروز خدا دست استاد شد

    امروز خدا لبخند استاد شد

    امروز خدا نگاه محبت آمیز استاد شد

    امروز خدا قلب پر مهر استاد شد

    امروز خدا آرامش و لذت این خونه شد

    امروز خدا آرامش و لذت تو کافه شد

    امروز خدا همسایه طبقه پایین شد مارا هدایت کرد خونه جدید را ببینیم

    امروز خدا حال خوب من شد

    امروز خدا زیبایی های زندگیم شد و چشم بینای من شد ک ببینم

    امروز خدا مهر و محبت دخترم شد ک یهو اومد بغلم کرد گفت مامانی

    امروز خدا روابط بسیار عالی و خنده های چهار نفره ی ما شد

    امروز خدا برکت سفره ی ما شد

    امروز خدا برکت جیبمون شد

    امروز خدا بمن احازه ی ورود به محفل نورانیش را داد

    امروز خدا برگه ورود من را ب سرزمین نورانی و الهی خودش را امضا کرد

    امروز خدا درک و فهم من شد ک آرام بشم

    امروز خدا ب معنای واقعی همه کس شد برای من

    خدایا من هیچوقت ب اندازه ی امروز قدرت و بزرگی تو را درک نکردم

    خدایا من هیچوقت ب اندازه امروز حضورت را درک نکردم

    خدایا من عشقتو درک کردم

    خواستی هر جوری ک شده هر کاری کنی ک من ، من فاطمه خدای خودم را باور کنم

    گفتی فاطمه عزیزم من هر کاری ک تو بخوای برات انجام میدم فقط باورم کن

    خواستی ب هر طریقی بهت اعتماد کنم

    ک چون من در دفترم نوشتم خدایا میخام امروز بهت اعتماد کنم

    خدایا امروز هر کاری کردی ک بنده ات تو را ببینه

    تو را بفهمه ، بفهمه ک خدا هست

    بفهمه ک همه چیز خداست

    ک قدرت دست خداست

    ک بهت ایمان بیاره

    هر کاری کردی فاطمه تو را ببینه

    آیا من دیدمت ؟

    آیا این دیدن کافیه ؟

    هرگز کافی نیست

    با چشم نمیشه لطف و فضل و بزرگی عظمت کرامت خدا را دید

    دیدن خدا ایمان میخاد ، دیدن خدا اعتماد میخاد

    دیدن خدا سپاسگزاری واقعی میخاد

    دیدن خدا باور میخاد

    کدومشو داری ؟ کدومشو میتونی ثابت نگه داری ؟

    اصلا میتونی نگه داری ؟

    خدایا من ناتوانم در درک بزرگی و عظمت تو

    خدایا من ناتوان و ضعیفم برای درک قدرت و ربوبیت تو

    خدایا من تسلیم تو هستم

    خدایا من تنها تورا میپرستم تنها از تو یاری میجویم

    خدایا من را به راه راست ب راه کسانیکه ب آنها نعمت عطا کردی هدایتم کن و ن گمراهان و ن کسانی ک بر آنها غضب کردی

    خدایا کمکم کن بندگی کنم بندگی الله یکتا

    خدایا دستمو بگیر بنده ی حق باشم

    خدایا شکرت

    خدایا داری جاری میشی در دل و جونم و من خوشحالم از این درکم

    خدایا شکرت

    دارم خودم را پیدا میکنم

    دارم درک میکنم من صاحب دارم

    دارم درک میکنم مالک من خداست

    دارم مالکم را درک میکنم

    دارم به خدا میرسم

    دارم به منبع وصل میشم

    دارم خدا را پیدا میکنم

    و این حق منه …

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      نسخه اصلی خدا گفته:
      مدت عضویت: 1546 روز

      سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم بانو مهربان

      و سلام به شما دوست هم فرکانسی عزیزم

      من کامنتای این فایل توحیدی رو که میخونم وقتی نتایج شما دوستانم رو میبینم

      فقط اشک میریزم

      یعنی نمی تونم جلوی اشک ریختنمو بگیرم

      چرا من تا حالا از وجود خدا تو ثانیه ثانیه زندگی بی خبر بودم

      من سه بار ازدواج کردم فکر میکردم مونس و همدم فقط شریک زندگیه منه

      خدا سه بار سعی کرد بهم بفهمونه که تو باید منو مونس خودت بدونی نه کسی یا چیزه دیگه ای رو از این ازدواج سومم راضی هستم چون این خانمم بهم فهموند که فقط خدا ست که مونس همدم همه ما فقط خداست

      خدا رو صد هزار مرتبه شکرت میکنم بخاطر همسر خوبی که بهم داده

      سه تا فرزند خوبی که بهم داده

      و میلیارد ها بار شکر بخاطر اینکه مونس و همدم واقعی خودمو پیدا کردم

      به کمک این فایل های توحیدی و کامنتای بسیار زیبا دوستان هم فرکانسی که واقعا اشک منو در آوردن و نمیتونم جلوی اشک ریختنمو بگیرم

      خدارو میلیارد هابار شکر میکنم

      فاطمه عزیز الهی که پاینده باشی

      و منتظر خوندن نتایج بیشتر شما دوست هم فرکانسی خودم هستم

      در پناه خدا موفق و پاینده باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1776 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    هست کلید در گنج حکیم

    گفت بخوان تا که اجابت کنم

    زآن که برآرندۀ حاجت منم

    چیست دعا؟ عرضِ تقاضای ما

    از مَلَکُ المُلک دو عالم، خدا

    چیست دعا؟ روح عبادات خلق

    زمزمۀ خلق و مناجات خلق

    ماهمه محتاج و تویی بی نیاز

    ما همه بیچاره تویی چاره ساز

    ای همه کس را همه جا دستگیر

    از منِ افتاده ز پا، دست گیر

    بنده، یکی بندۀ فرمان تو

    خار، ولی خار گلستان تو

    چندوقت پیش بهم گفته شدبیام ازاول فایل های توحیدی روببینم ودرک کنم وعمل کنم چون اصل همینه توحییدددددد

    همه مابرای ثروتمندشدن اونم ثروت مادی به این سایت هدایت شدیم وانگیره اولیه ماثروتمندشدن بوداماخدای واقعی روپیداکردیم خدایی که هیچ وقت بندگانش روعذاب نمیکنه واین ماهستیم که به واسطه افکارواعمال خودمون داریم به خودمون ستم میکنیم

    اون خدایی که توقران هست بااون خدایی که من قبلاباورش کرده بودم هزاران درجه فرق میکنه

    گاهی فکرمیکنم ازبچگی چقدرخداکمکم کرده وهواموداشته ولی من نمیفهمیدم وبعدازاشنایی بااستادعزیزم خداروشناختم

    خدای دوستی خدای عشق خدای وهاب خدای رزاق خدایی که میگه

    صدباراگرتوبه شکستی بازا

    یعنی این خدای منه

    خدایی که باهات حرف میزنه

    خدایی که حسش میکنی که کنارته

    خدایی که باورش کنی همه چی بهت میده

    من خدارودیدم وقتی هواسش بهم بودومنوازمرگ نجات دادتورانندگی

    من خدارودیدم وقتی مشکل روحی پیداکردم وخودبه خودخوب شدبدون درمان

    من خدارودیدم که چطوری سرباریمومعاف شدم باکمترین هزینه که همه تعجب کردندوبرای هرکسی تعریف میکنم فکرمیکنه توهم زدم

    من خدارودیدم وقتی ازجایی که فکرشونمیکردیم برای ملکمون مشتری پیداشدوبه بالاترین قیمت خریدبدون هیچ مشکلی

    من خدارودیدم وقتی ماشین صفرخریدم

    من خداروتوپیاده روی شبانه که کیلومترهاپیاده روی کردم ولی بازم انرژی داشتم وبه هرکی گفتم تعجب کردمن چقدرراه رفتم

    خداتولحظه به لحظه زندگی من هست

    من دیشب خدارودیدم بهم گفت بانشانه هاش ازاین مسیربروخلوت تره ومن رفتم ودیدم چقدرراحت تررسیدم خونه

    من اینوبه خودم

    احمداگه هنوزترس داری وحرکت نمیکنی یعنی خداروباورنداری

    به قول استادتوکتاب رویاهاکه میگن منونمیتونی به بی ایمانی محکوم کنی وبعدازچادرخارج شدندوجلوتروجلوتررفتندودیدن تمام ترس هاپوچ والکین

    خوب منم دوست ندارم به بی ایمانی محکوم بشم واین نجواهای شیطان همیشه هستندولی صدای الله بالاتره

    خداهمیشه میگه من اجابت میکنم درخواست های شمارو

    خدامیگه من روبخوان

    قران رابهت دادم بخوان

    شیطان هیچ قدرتی نداره مگه ماباورش کنیم

    شیطان ازدرگاه خداوندرانده شدپس چرابازم پرستشش میکنیم چرابهش قدرت میدیم چرامیترسیم

    تنهانیروی جهان نیروی خیره

    شیطان قسم خورده که همه بندگان روگمراه کنه

    اما؟؟؟؟

    قدرتش به بندگان مومن خداوندنمیرسه

    کسانی که ایمان دارندوتوکل میکنندوارامش دارندونه ترسی دارندونه غمی

    کسانی که میگویند::

    إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ

    ماازان خداییم وبه سوی اوبازمیگردیم

    خدانان میشودبرسفره غدات

    خداپدرمهربان میشودبرات

    خداهمسرزیبامیشودبرات

    خداکسب وکارپررونق میشودبرات

    خداایده های ثروت سازمیشودبرات

    اللَّهُمَّ لَا تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً

    خدایا مرا به اندازه چشم بر هم زدنی به حال خود

    رهامکن

    الهی امین

    شادوپیروزباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1475 روز

    از صبح قلبم گرفته بود

    هر لحظه از خدا کمک میخواستم که گشایشی در قلبم ایجاد شه.

    و مطمئن بودم که خدا کمکم میکنه.

    الان رفتم دم پنجره نشستم و هندز فری تو گوشم بود و آسمونو نگاه میکردم و بازهم با خدای خودم حرف میزدم که خدایا تو بگو چاره ی کار من چیه؟ تا اینکه خدا بهم گفت اصلا فکر کن این وامو خودت گرفتی دیگه از این بدتر؟ حتی به اشتباه.

    اما آیا به قدرت من ایمان نداری؟

    من این وامو برات پاس میکنم

    تو غصه ی هیچ چیزی رو نخور .مگه وام های قبلی رو پاس نکردم .؟ نگران چی هستی؟ پرداخت این وامو به عهده ی من بذار .من پاکش میکنم.نگران نباش

    من نسبت به تو سخت گیر نیستم پس تو هم به خودت سخت نگیر.

    تنها کاری که تو باید بکنی اینه که روی باورت روی ایمانت به من کار کنی .همین

    اینقدرررررررر ثروت وارد زندگیت میکنم که پرداخت وام 200 میلیونی برات خنده دار باشه.نگران نباش عزیزم.

    تو تحت حمایت کامل منی .من از تو مراقبت میکنم

    من عاشق توام

    من تورو دوستت دارم توهر شرایطی باهر خطا و اشتباهی

    از سمت من خیالت راحت باشه که از دستت ناراحت نیستم و به این فکر نمیکنم تلافی این اشتباه رو سرت دربیارم من با تمام اشتباهاتت تورو دوست دارم و دلم میخواد هر لحظه به سمت من برگردی با هر اشتباهی بزرگ و کو چیکی که کردی.

    من ثروتمندم.

    تمام ثروتهای جهان در دستان منه تمام قدرتها در دستان منه .من کاملا از تو محافظت میکنم و نمیذارم آب تو دلت تکون بخوره .به من تکیه کن.

    فقط روی من حساب باز کن.

    من هر لحظه کنارتم ثانیه ای ازت چشم بر نمیدارم.

    من هر لحظه در حال هدایت توام.

    دلت قرص قرص باشه.

    من اون خدایی که تا به امروز بهت شناسوندن نیستم.

    من نیازی به تلافی کردن ندارم.من نیازی به تنبیه تو ندارم.همین که متوجه اشتباهت بشی برای من کافیه.

    من عاشقانه تورو دوست دارم و دلم میخواد که فقط باور کنی که من چقدرررر عاشقتم.

    😭😭😭

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: