توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا کاسه ساز گفته:
    مدت عضویت: 1787 روز

    سلام به استادعزیزم وهمه دوستان

    مهمترین رابطه من تواین دنیا رابطه باخداست

    اگه بتونم این رابطه رو همیشه زنده وسالم وشادنگه دارم بازی این دنیاروبردم

    چون همه چیز خودشه

    امروزخدابهم الهام کرده یه اگاهی رو وهدایتم کرد تا اینجابنویسمش

    درمورد شرک مخفی که تووجودم داشتم ونمیدونستم

    امروز کلی توبه کردم ومیدونم که بخشیده منو

    به لطف قانون سلامتی پیاده روی زیاد میرم

    دیروزکه داشتم اماده میشدم برم یه کم ارایش کردم چون بعدش باهمسرم قرارگذاشته بودم بریم طباخی جاتون خالی

    یه کرم و یه رژ زدم وقتی رژ زدم خیلی حسم خوب شد احساس کردم خیلی خوشگلتر شدم چون خیلی وقته ارایش نمیکنم برام خیلی جدید بود انگار

    امروزبهم گفت اون حس خوبت بعداز رژ زدنت شرک بود

    گفت چون تو زیبایی و حس لیاقت درونیتو وصل کردی به اون رژ

    گفتم خدایا من اصلا نمیزنم میدونی که حالا یه بار اینکارو کردم

    گفت نمیگم نزن میگم حس خوبت رو به رژ نباید وصل کنی میشه عوامل بیرونی و وابستگی به عوامل بیرونی یعنی شرک

    ومن گفتم چشم ببخشید دیگه اگرم زدم حواسم هست که بدون رژ هم همینقدر زیبا ودوست داشتنی ام

    مرسی خدایی قشنگم که اینقدر حواست بهم هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1790 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته خانم گلم واقعا سپاسگزارم از اینکه راهکارهای جدیدی رو روی سایت قرار دادین وبا عشق ولذت پشتکار دارید

    خیلی خوشحالم از فایل جدید

    توحید عملی چقدر بهم درس داد

    همین فایلهای توحید در عمل بود ومنو به خدای درونم نزدیکتر کرد تونستم ایمانم وجسارتم رو اجراع کنم وفقط رو خداوند حساب کنم و دیگه نه شرک بورزم ونه به غیر خدا حساب باز کنم

    وکاری کرد خدای درونم اونقدر بهم خدایا قدرت وعمل دادی تا تونستم تمام بدهی قرض وام روهمگی رو پرداخت کنم حتی دست چکم آتیش زدم تا دیگه نه به کسی چک بدم ما ضامن کسی بشم نه خودم وام بگیرم ونه پولی قرض بدم یا قرض بگیرم

    آره استاد نازنینم شما رسالت ومسیر درست بودنتون رو از بندرعباس اون جریان آتیش سوزی خداوند بهتون الهام کرد واین اتفاق باعث شد شما تو این مسیر الهی باشید

    منم وقتی هدایت شدم تواین مسیر زیبا ودر از عشق زیبایی که خیلی از هر نظر داغون بودم

    وخداوند روحم رو قلبم رو زنده کرد یه اتفاق به ظاهر خیلی بد افتاد برام مثل شما استاد عزیزم

    که اون اتفاق تنکر آتیش گرفت و شما دگرگون شدید واین تکون خیلی بزرگی در شما جهادی اکبر به پا کرد

    استاد عزیزم منم جریان زندگی وچالشهایش باعث شد تواین مسیر زیبا قرار بگیرم خدارو صدهزاران مرتبه شکر وسپاسگزارم

    و آرم لذت می‌برم از لحضهای روزم آرامشی که دارم ارتباط درونی که با خدای عزیزم دارم من دوقسمتم یکی جسمم ویکی روحم ویکسر روحم با جسمم حرف میزنند وچقدر دارم لذت میبرم چقدر ارزشمند هستم که الان وجود دارم زنده ام روح دارم وبا فیزیکم در ارتباطم زندگی میکنم وقتی روح در بدنم هست فیزیکم در جریانه حرکت می‌کنه

    خدایا شکرت بهم آگاهی دادی علم داری میدی آگاهم کردی وهنوز من خیلی چیزها رو نمی‌دونم تو باید بهم آموزش بدی

    سپاسگزارم از استاد عزیزم دوستان گلم پیچهای پشت صحنه آقا ابراهیم بزرگوار وخانم عزیز فرهادی موفق باشید همگی شما عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    افسانه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2549 روز

    سلام استاد عزیز ومریم جون ودوستان هم فرکانسی امیدوارم حالتون خوب باشه

    سوالی که مطرح کردین اینکه صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.

    مورد اول :خانوادم که تا به الان فکر میکردم باید حلال مشکلات اونها باشم و خواسته های خودم اولویت نباشن و این باعث شده با 7سال کار کردن پس انداز آنچنانی نداشته باشم

    و از طرفی هم به پدرم در ذهنم قدرت دادم که اون کارهایی که باید رو انجام نمیده که من پیش قدم بشم درصورتی که من در ذهنم راه رو بستم

    دومین مورد :یکی از همکارام تو محیط کارم که فکر میکردم تو ذهنم که اون هرکاری میکنه که من بخورم زمین و جالب هست چندروز قبل یادم از توحید اومد که تو ذهنم بزرگش نکنم و جالب تر اینکه خودش با مهربونی تمام بامن رفتار کرد میکنه که من باخودم گفتم چی شده که اینقدر مهربون رفتار میکنه والان متوجه ماجرا شدم چون تو ذهنم یادمه قدرت رو دادم به خدا و همه چیز برعکس شد

    مورد سوم :سوپروایزر بخشمون که من قدرت رو توذهنم به ایشون دادم که اجازه جابه جایی به من رو نمیده والان متوجه میشم کجای ماجرا هستم در نتیجه میخوام برای سال جدید برای جابه جایی بخشم اقدام کنم

    مورد چهارم :همکارم که همش احساس میکنم من بااون بهم خوش میگذره حتی باهمه نقص هایی که داره چون توذهنم بهش قدرت دادم که من فقط باون هست که خوشحال میشم راضیم میکنه درصورتی که باید قدرت رو ازش بگیرم و منتظر دریافت نتیجه بمونم

    مورد بعدی اینکه من با جابه جاش نم تواین بخش رسالت خودم رو انگار متوجه شدم که بودن من درکنار همکارم بهش آگاه بشه که من دستی از دستان خداوند برای تغییرش هستم فقط نمیدونم چرا متوجه این موضوع نمیشه بااینکه خدابهش نشونه هارو نشونش میده

    چقدر از قانون دور شدم که این همه شرک ورزیدم خدایا تو کمکم کن که با اعتماد به خودت راه رو برای خودم هموار کنم

    موردبعدی اینکه :من تا الان هیچ حرکتی برای پیشرفت خودم نکردم چون میگم ازدواج کنم که کسی که کنارم هست کمکم کنه برای پیشرفت اون هست که میگه چکار کنم چطوری پیش برم والان متوجه میشم چرا حتی بااینکه خواسته ام ازدواج کردن هست وقدم هارو برمیدارم اما نتیجه نمیاد

    مورد بعدی ورود پول ونعمت از سمت بیمارستانم هست که من قدرت رو دادم به آدم های که پول تو دستشونه و اعتقادم براین بود که اونها هستن که نمیزارن پول وارد حساب پرسنل ومن بشه اما الان نتیجه ای جز شرک نمیبینم

    مورد بعدی دادن قدرت به مریض های بخشم بود که باعث شد من برای هیچی پاسخگو باشم بین چندین نیرو

    مرسی استاد عزیز ومریم جون ودوستان هم فرکانسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    mahdiyeh گفته:
    مدت عضویت: 2104 روز

    ۲۳ امین برگ سفرنامه ام

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان خوب هم فرکانسی ام

    “توحید عملی ۱ ”

    وای از این عنوان!!!!

    که به طور واضح و عجیبی بهش هدایت شدم!

    عجیب ِ عجیب!!!

    خدایا شکرت که احساسم همون اول بهم گفت عنوان ِ امروز در ۲۳ امین روز این سفر پرخیر و برکت، ” توحید عملی” است!!

    خدایم! خدای مهربانم!

    در تمرین ِ ستاره قطبی امروزم، خودم را به دستان ِ پرمهرت سپردم که مرا به هرآنچه خیر و خوبی است هدایت کنی! و تو چه زیبا هدایت کردی!!!

    آخه من دیروز، شمّه ای از “توحید عملی” را در کارهام داشتم و تو امروز چه زیبا به این درس و تمرین ِ من از کلاس ِ درس ِ توحیدی ات، نمره خوبی دادی! و میتونم بگم که “جایزه قشنگی” ازت گرفتم!

    شکرت مهربان ترینم!

    شکرت برای این الهامات و این هدایت هایی که با قلب و وجودم به زیبایی، احساس و دریافت میکنم!

    شکرت برای این مسیر تکاملی!

    و وااای از مطلب زیبا و تاثیرگذار مریم جون ِ عزیزم که برای این فایل ِ ۲۳ امین روز سفرمون گذاشتن و همون شروع ِ سفر، منو منقلب کردن و تحت تاثیر شدید قرار دادن!

    اینجا که گفتن:

    ” «هدایت» کلید واژ‌‌ه لحظه به لحظه این سفر است و باید کم کم کلید واژ‌‌ه‌ی تک تک لحظه‌های زندگی ما نیز بشود.”

    چه کلیدواژه ی عالی و قشنگی است “هدایت”!

    و باز اینجا که گفتن:

    “از همان روز اول‌، این سفر خیلی واضح به من گفت که می‌خواهد لحظه‌های منحصر به فرد خودش را داشته باشد. می‌خواهد سکّان به دست آن نیروی برتر باشد و می‌خواهد مسیر بعدی‌اش را‌، همین نیروی هدایتگر تعیین کند.

    برای همین اجازه دادم خداوند همان نیروی هدایتگری که درون همه‌ی ماست‌، همه ما را در هر روز از سفر‌، به آگاهی‌ای هدایت کند که باید بشنویم و برکتش را بپذیریم.

    و این نیرو همان خداست‌، همان سلامتی‌ است‌، همان ثروت است‌، همان عشق است‌، همان آرامش است‌، همان اطمینان قلبی است و همان خوشبینی همیشگی است.

    هروقت به این نیروی هدایتگر اعتماد کردی و توانستی هدایتش را به برنامه‌ و شیوه‌ای ترجیح دهی که ذهنت یک عمر با دلیل و منطق برایت چیده‌، بدان که توحیدی شده‌ای.

    سهم تو از عشق‌، سلامتی‌، ثروت‌ و آرامش‌، به اندازه‌ای است که می‌توانی توحیدی بشوی و توحیدی بمانی. ”

    به به از این کلام ِ سراسر توحیدی!

    ازت ممنونم مریم ِ مهربان و عزیزم !

    ازت ممنونم که دستی از دستان ِ پرمهر خداوند در این سفر زیبا و پرخیر و برکت هستی! با ما و در کنار ما!

    خدایا شکرت برای دستان ِ پرمهری که در این سفر ِ زندگی با ما همراه کردی! و سفرمون را لذت بخش تر کردی!

    و استادم، استاد عزیز و توحیدی ام، چه زیبا در این سفر ِ توحیدی، با ما از “توحیدی عملی” میگوید و مثل همیشه تاثیرگذار !

    لحظه لحظه ی این سفر و کلمه به کلمه ی درس های توحیدی ِ استادم در این سفر زیبا،

    نتیجه اش سپاسگزاری ای هست که فقط با اشک های ام قادر به نمایان شدن اش هستم!

    با اشک هایی که از درونم بر دیده ام جاری شده برای  شکرگزاری بخاطر درس های این سفر پرخیر و برکت!

    خدایا کلامم قاصر و ناتوان است از حس و حال ِ زیبا و توحیدی ِ این لحظه ام! فقط اشک هاست که جاری میشود …….!

    خدایم شکرت برای این حس و حال ِ قشنگ!

    برای این لحظات زیبا و توحیدی!

    اینجا که استاد میگوید:

    ” یکتاپرستی،

    آرامش و سلامتی می‌شود در جسم و جانت،

    سرمایه اولیه می‌شود برای شروع کسب و کارت،

    جرات و جسارت می‌شود برای حرکت ات،

    عزت نفس می‌شود برای درک ارزشمندی و توانایی هایت،

    خوش بینی و امیدواری می‌شود تا قادر شوی آنچه را دیگران بحران می‌شمارند، فرصتی بدانی که برای رشد تو آمده است.

    اگر ایمان بیاوری که تمام آنچه به دنبالش هستی، در توحید عملی است، آنوقت تمام سعی ات ساختن باورهایی می شود که تو را یکتاپرست تر، سپاس گزارتر و ایمان ات را راستین تر و پولادین تر نماید تا ذره‌ای شرک در وجودت راه نیابد. ”

    استادم چه خوب بیادم آوردی تعهدی که برای ورود به این دنیا با خدایم داشتم اینجا که میگویی:

    ” یکتاپرستی  متعلق به یک مذهب خاص نیست. بلکه همان چیزی است که یک روز به پشتوانه‌ی آن، تصمیم به ورود به کالبد جسمانی‌مان گرفتیم. ورود به جهانی که هیچ شناختی از آن نداشتیم اما می‌دانستیم قدرتی در وجود ما و با ماست که همه راه حل‌ها را می‌داند و حالا و برای همیشه، تنها کارمان این است که: به یادبیاوریم که باید عملا موحد باشیم. ”

    خدایم این ها کلام و سخن ِ توست که از طریق ِ استاد عزیزم، در وجودم جریان میابد،

    آگاهی های نابی که آماده دریافتش هستم در این لحظه، و تو بر جان و دل و روحم جاری میسازی!

    خدایم باز هم این اشک هاست که برای شکرگزاری و سپاس از تو بر گونه هایم جاری شده است و روح ام را جلا میدهد!

    زبان و کلام ناتوان است از حس و حال ِ این لحظه ام برای جاری شدن ِ جریان عظیمی از آگاهی و عشق و شور و شوق و اشتیاق …!!!

    خدایا شکرت خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3230 روز

    سلام استاد گرامی

    سلام خانم شایسته مهربان

    سلام دوستان همفرکانسی

    این فایل که شروع شد اشک درچشمان من جمع شد🥺🥺😥😥😢😢

    این فایل جز اولین فایلهایی بود که من پس از آشنایی با استاد و این سایت ارزشمند گوش کردم

    بیش از سه سال پیش

    دقیقا یادم هست وقتی که این فایل را در آن شب زیبای تابستانی گوش کردم و داشتم می شنیدم در یک پارک نزدیک خانه مان آنقدر راه رفتم و قدم زدم و اشک ریختم که به خانه برگشتم همسرم می گفت چه شده است چرا اینقدر چشمهایت قرمز شده مگرچه اتفاقی افتاده است من فقط از ایشان خواهش کردم که چیزی نپرسد و بخواهد که تنها باشم و ایشان هم قبول کرد.

    باروتان شاید نشود دقیقاً تا نزدیک های صبح آن شب بیدار بودم و نمی دانم چند بار آن را گوش کردم و اصلا نمی دانم کی خوابم برد و چقدر خوابیدم . ولی حس و حال خیلی خیلی عجیبی داشتم و تا چند روز هنوز به هوش نیامده بودم .

    الله و اکبر

    امروز که هدایتی این فایل مجدداً همین فایل آمد روی سایت دوباره همان حس و حال آن روز را پیدا کردم با این تفاوت که امرزو خیلی خیلی زیاد آرامش دارم .

    در آن روزها به خاطر شرایط بد مالی که داشتم و اینکه این قدرت لایتناهی را اصلا نمی شناختم ( با اینکه بسیار ادعای شناخت خداوند را داشتم ) خیلی ناآرام بودم، خیلی با خودم و زمین و زمان درگیر بودم و همه کس و همه شرایط را مقصر مشکلات خودم می دانستم غیر از خودم .

    به هر دری می زدم که مشکلات خودم را حل کنم و جالب اینجاست ک مثل یک باتلاقی بود که به هرچه تلاش بیشتر ، من بیشتر در این باتلاق فرو می رفتم و مشکلات مالی که داشتم من را به ستوه آورده بود.

    اما آشنایی من با استاد و این سایت که با فایلهای تندخوانی که همینطور از سرج در اینترنت پیدا کرده بودم و بعد از آن فایلهای چند برابر کردن ثروت ادامه پیدا کرد ( چون مشکلات مالی خیلی خیلی زیاد من را درگیر خودش کرده بود) اما من را اغنا نمیکرد و من دنبال گم شده خودم بودم.

    یادم هست اولین فایلی که من را دیوانه خودش کرد فایل یکتاپرستی استاد بود . فایلی که صدای دلنشین قران و سوره زیبا حمد شروع می شود و فکر می کنم من این فایل را بالای 500 بار گوش کرده ام تا حدی که حفظ شده بودم گفته های استاد را اما باز می خواستم از زبان خود ایشان این کلمات و جملات را بشنوم و حالا دیگه گم شده خودم را پیدا کرده بودم.

    گمشده من ثروت نبود . همانطور که در این فایل آن دوست عزیزم می گفت من آمده بودم که ثروتمند شودم اما عاشق شده بوده عاشق به تمام معنی کلمه. عاشقی دیوانه و مجنون . من آمده بودم که پول به دست بیاورم اما استاد به من قرآن را داد .

    قرآنی ک قبلا هم داشتم اما یکبار هم در آن تامل نکرده بوده و فقط در ماه رمضان و یا در مجالس ختم چند آیه آن ر خوانده بودم

    اما استاد با من چه کردی /

    من را هنوز ثروتمند نکردی اما و عاشق و دلداده کسی کردی که به من بزرگترین نعمت را عطا کرد

    آرامش

    من با شناخت خداوند و آشنایی قلبی به آرامشی در زندگی رسیدم که در آن دوران طوفانی و متلاطم زندگی ام خیلی خیلی زیاد به آن نیاز داشتم . من ثروت نمی خواستم من آرامش می خواستم .

    باورتان نمی شود از آن روز به بعد به آرامشی در زندگی رسیده ام که اصلا در طی این چند ده سال قبل از آشنایی با استاد و این سایت اصلا تجربه نکرده بودم و هرچه عاشق تر شدم، هرجه آگاه تر شدم و هرچه این خدا، انرژی و این قرآن بر بیشتر و بیتشتر شناختم و در این مسیر حرکت کردم آرام تر شدم .

    من از دل آن طوفان هایی که ساخته دست خودم با باورهای قبلی خودم ، با شرک مفرط خودم ساخته بودم گذر کردم و به ساحل امن آرامش در آغوش الهی رسیدم .

    خدایی که همیشه با من بود و من نمی دیدم او را . اما استاد قدم به قدم مرا مثل یک طفل خردسال در این مسیر هدایت نمود و با کلام خودشان و فایلهای گرانبهایی که در این سایت الهی می گذاشتند قدم به قدم عاشق تر از خداوند می کردند.

    الان که این فایل را مجدداً بعد از سالها گوش کردم دقیقا یک چکاب فرکانسی برای من شد و دیدم که الله و اکبر من چقدر رشد کرده ام و چقدر پیشرفت کرده ام و در یک کلام چقدر آرام هستم .

    آرامش این روزهای خودم را با هیچ چیزی در دنیا عوض نمی کنم /

    من به آن ثروت مد نظر خودم هنوز نرسیده ام اما اتفاق بزرگی که رخ داده است این است که من بی نهایت آرام هستم و الان که نگاه می کنم در این مدت حتی نسیمی هم نیامده است که مخالف خواسته من باشد هرچه بوده است در جهت خواسته های خودم بوده است چه برسد به طوفان .

    خدایا شکرت شکر

    من این همه آرامش دارم . من چرا قدر این آرامش را می دانم ؟ چون از یک طوفان به تمام معنا به این آرامش رسیده ام . مثل اینکه در یک سرمای سخت زمستان به یک کلبه گرم برسی چقدر لذت دارد . شاید صاحب آن کلبه قدر آن را نداند اما من خوب می دانم گرما یعنی چه ؟ چون آن سرما را تحمل دیده ام و تحمل کرده ام و حالا قدر این گرما را می دانم.

    منی که به خاطر باورهای اشتباه خودم و در دنیایی از مشکلات و ناآرامی بودم و الان به این ساحل امن آرامش رسیده ام می دانم که با همین آرامش و توکل به همین خدایی که به من این آرامش را عطا کرده است می توانم به هرآنچه در زندگی می خواهم برسم . این یک دستاورد خیلی خیلی بزرگ است برای من

    خدایا شکرت

    خدایا بی نهایت بار برای این هدایتی که در این مسیر قرار دادی شکرت

    اگر استاد با آتش گرفتن آن کشتی به این مسیر هدایت شد من هم با بوجود آمدن آن مشکلات مالی به این مسیر هدایت شدم و هر لحظه تا آخر عمر خودم اگر سپاسگزاری این نعمت هدایت را داشته باشم بازهم کم است .

    استاد گرامی ، خانم شایسته عزیز و همه عوامل این سایت از همه شما بسیار بسیار سپاسگزام

    دوستان همفرکانسی قدر بودن در این خانواده صمیمی را بدانیم و سعی کنیم در رسیدن به آن آرامش وثروت و یا هر خواسته دیگری که داریم با توکل به ایزد منان حرکت کنیم که خداوند خودش نوید پیروزی را به همه ما داده است.

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

    💙💚💜💙💚💜💙💜💜💙💚💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    دریا گفته:
    مدت عضویت: 2544 روز

    خدا همه چیز می شود همه کس را به شرط ایمان به شرط توکل ❤

    اول استاد شروع کردید حرفهای منطقی زدن . آخرش خیلی دلی شد ! شایدم من دلی میشنیدم. ولی منم مثل شما قبلا فهمیده بودم رو غیر خدا حساب نکنم. اما هر چی میگفتید از غیر خدا حساب نبرید از خدا تقوا کنید . اگر همه عالم جمع بشن نمیتونن کاری بکنن. با خودم میگفتم مگه میشه؟ مگه داریم؟

    شاید بقیه نتونن نابودمون کنن اما میتونن بهمون صدمات جبران ناپذیر بزنن که . وای وای وای استغفرالله ربی و اتوب علیه .

    چه شرک بزرگی ! البته درست هم فکر میکردم !!! چون هر چی که باور کنی همونه ، همون واست اتفاق میفته . اگر الله یکتا رو ربّ و صاحب اختیار خودت بدونی اگر خودت هیچ بشی در پیشگاه ش . اونوقت تو رو به همه چیز میرسونه اما….. اگر به چیزی جز خودش قدرت بدی . مثل اینه که در رو بستی و نمیذاری وارد بشه. اونوقت که تو می مونی با همون چیزهایی که بهشون باور داشتی و قدرت دادی !!!

    خدایا شکرت فکر میکنم خدا منو واسه خودش دستچین کرده .که اینطور مسیر زندگی م به سمت توحید رفت . خدایا پروردگارا شکرت

    قبلا تو دعاهام خونه ماشین سلامتی روابط و… میخواستم حتی تناسب اندام! و شکر گزاری میکردم و به قدر شکر گزاری م بهش میرسیدم. اما چند وقتیه که فقط میگم توحید!

    و جالب اینکه خود به خودسلامتی م بهم برگشته. متوجه شدم دنبال خرده نون بودم ! داشتم خودمو از اقیانوس نعمت دور میکردم .

    نمی دونم چجوری عنوان کنم چجوری بگم که متوجه بشید چون تا ادم تجربه نکنه نمیفهمه ‌. من هم وقتی که به غیر خدا قدرت دادم تجربه کردم و هم وقتیکه به قدرت خدا و توحید ایمان اوردم . هم وقتی روی عقل خودم حساب کردم دیدم هم وقتی نشستم کنار که خدا برنامه ریزی بکنه واسم . و معلومه که نتیجه چی بوده .و جالبه که آدم وقتی به توحید رو میاره خیلی سریع فرکانس ش بالا میره خیلی سریع . مثل این می مونه که سالها کلبه تاریک باشه و به یکباره پنجره رو باز کنه فقط یک ثانیه طول میکشع تا اتاق روشن بشه .اینم همونه !

    خدایا شکرت

    اهدنا الصراط مستقیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    حبیب الله صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4248 روز

    به نام الله یکتا

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای این خانواده صمیمی

    سرسپردگی نسبت به الله یعنی نگران نبودن، یعنی آرامش داشتن، یعنی نترسیدن و مطمئن قدم برداشتن، یعنی جسارت و شجاعت در راه و مسیر زندگی و تکیه کردن به وجودش، یعنی روی شونه های خدا نشستن و نتیجه رو بهش واگذار کردن، یعنی زور نزدن، پارو نزدن، یعنی روی عقل و منطق خودت حساب نکردن، یعنی بی ادعا بودن و منم منم نکردن، یعنی در برابر الله ابراز ندانستن و دانای مطلق رو فقط و فقط خود الله دونستن، یعنی خضوع و خشوع در برابر الله، یعنی ازش هدایت خواستن و به هدایت عمل کردن، یعنی سمت خودت رو انجام دادن و سمت خدا رو به خودش واگذار کردن، یعنی تو کار خدا دخالت نکردن، یعنی وابسته بودن فقط و فقط به خودش و عدم وابستگی به غیر ذات اقدسش، یعنی محتاجش بودن و عدم نیاز به غیر، یعنی فقط روی خودش حساب کردن، یعنی قدرت مطلق رو فقط به الله نسبت دادن و عدم قدرت دادن به هر چیز یا هر کس دیگه. و واقعا توحید بنیادی ترین اصل زندگیه، چون همه موفقیت ها از رهگذر این مهم عبور میکنه. توحید مساوی با عزت، اعتماد به نفس، سلامتی، شادی، آرامش، روابط عالی، ثروت، احساس خوب و تمام نعمات الهی، و شرک مساوی با ذلت و تباهی، عدم عزت نفس، بیماری، وابستگی و شکست های عاطفی و روابط مخدوش و ناسالم، فقر و بدبختی، غم و اندوه، احساس بد و عدم آرامش. در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید.

    خدا رو شکر که برگی دیگه از سفرنامم رو نوشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1478 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    روز 65 سفرنامه

    امروز این فایل رو دیدم و قبلا بارها این فایل رو دیده بودم.ولی نمیدونم چرا الان نکته ای به ذهنم نمیرسه در مورد این فایل بگم .به خاطر همین در مورد آگاهی هایی میگم که امروز سر مسئله ای به یادش آوردم

    من تقریبا سه سال پیش به واسطه ی انجام یک تمرین اونم تقریبا به طور مداوم تونستم کلی از جنبه های روابطیم رو تغییر بدم .اونم تمرین توجه به ویژگی های مثبت افراد توجه به ویژگی های مثبت خودم و اتفاقات خوب روزم بود.من هر روز این تمرینارو تو دفترم مینوشتم و معجزه ها ازش دیدم.چقدررررررر رفتار همسرم تغییر کرد چه قدررر رفتار خونواده ی همسرم نسبت به من تغییر کرد.بعد از مدتی تونستیم به یه شهر دیگه مهاجرت کنیم.و این عالی بود بود برای من چون خواستار کم شدن رابطه ام با اطرافیان منفی بودم و این خیلی عالی برای من انجام شد.

    ولی مدتی بود که با شریکام تو سالن درگیر بودم و کاراشون خیلی اذیتم میکرد و همینطور با همسرم مدتیه که سرسنگین هستیم و دللیش رو نمیدونستم.

    امروز ناخودآگاه متوجه شدم تا زمانی که من توجهم روی نکات مثبت افراد بود همه چی خوب پیش میرفت ولی از وقتی دیگه این تمرین رو کنار گذاشتم ناخوآگاه دوباره توجهم به منفیا رفت و به خاطر همین مدام تو محیط کارم اذیت میشدم و همینطور در رابطه با همسرم.

    امروز هر چقدر که گذشته رو مرور کردم مطمئن تر شدم که این منم که با احساستم زندگیمو رقم میزدم هرجا که احساسم خوب بوده همه چی عالی پیش رفته هر جا احساسم بده بوده همه چی خراب شده.

    امروز چندتا کانال برای خودم درست کردم که دوباره همون تمرینا رو انجام بدم.توجه به ویژگی های مثبت افراد توجه به ویژگی های مثبت خودم سپاسگذاری بابت اتفاقات خوب روزم.

    مطمئنم که همه چی عالی پیش میره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1473 روز

    سلام بر استاد عزیز

    ممنونم استاد که این فایل عالی را تهیه کردید

    چقدر این فایل بی نظیر بود و چقدر دارای نکته ها و درس هایی برای من بود

    توکل به خدای مهربان داشتن

    او را حامی و پشتیبان خود دانستن و از او کمک گرفتن همه اینها برگ های برنده زندگی من است

    خدایی که همیشه کنارم بوده است و همیشه خواهد بود

    خدایی که همیشه دوست داشته که من به آرامش برسم

    خدایی که همیشه عاشق حال خوب من است

    خدایی که همیشه در ثروتمند شدن من او پیش قدم تر بوده است

    همه اینها باید به من این را یادآور بشود که در جهانی من زندگی می کنم که سراسر نظم و حال خوبی است

    من در این جهان موفق خواهم شد

    جهانی که از موفقیت من خوشحال می شود و با حال خوبی من حالش خوب می شود

    این جهان برای من و آرامش من ساخته شده است

    من خودم برای خودم یک خدا هستم و باید در این شکی نداشته باشم

    خدای من ممنون تو هستم و از می خواهم که همیشه من را در کنار خودت حفظ کنی

    دوستت دارم خدای آسمان ها و زمین

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: