توحید عملی | قسمت ۱۰ - صفحه 74 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1227 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیر فرنود گفته:
    مدت عضویت: 1946 روز

    سلام استاد عزیز

    من با خودم میگم چرا کسی پول لازم به تور من نمی خوره که من هم خرید زیرقیمت کنم ، می دونی چون من تصمیماتم رو بر اساس ذهنم می گیرم و نه بر اساس الهام از خدا ، چون خدا اصلا تو زندگیم نیست ، پس مال زیرقیمت هم ممنوع میشه ، برادر من، عزیز من، ابزارت ضعیفه ، ذهنت ضعیفه، باید و باید خدا کمکت کنه ، خودت که یه ذره هم تو این دنیا نیستی ، این همه فرکانس و سیستم قانونمند تو دنیا هست که اتصال تو با اونها فقط با خدا ممکنه و گرنه اتصال تو به تنهایی که عددی نیست. ایاک نعبد و ایاک نستعین اصلا با ذهن نمیشه ، با دل میشه ، تو دنیای خواب که نمیشه با خدا صحبت کرد ، از خواب بیدار بشیم تا خدا رو ببینیم ، چشمهامون رو بستیم و خوابیدیم بعد میگیم چرا خدا رو نمی بینم ، چرا حسش نمی کنم ،

    هر چه واقعیه ، خوابه و هر چی که در رویا و حالت هیپنوز هست واقعیه ، ارتباط با خدا واقعیه و هر چی که با حواسمون حس می کنیم، دروغه ، خوابه ، همه آدمها خوابن ، خدایا دارم دیوونه میشم دیگه. ما همه خوابیم.

    سپاس از همه یاران

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    خدای بودن های همیشه ام!

    خدای خنده های زیبایم!

    خدای اشک های روانم!

    خدای برگ های درخت انار!

    خدای قلب های روشن!

    خدای نعمت های فراوان!

    خدای پاهای استوار!

    من چه بگویم!؟

    مگر احساسی که به تو دارم و آن موج از نعمات و دلبری ها و وجودت اصلا در زبان می‌گنجد!؟

    مگر کلمات قادرند حق آنهمه بودن و لطف و کرم و بخشش را ادا کنند!؟

    مگر من در برابر تو، چیزی دارم که بخواهم به واسطه اش بگویم من اینم و تو آن!؟

    از تمام تمام این دنیا، از هرچه که هست و نیست، هرچه که چشم و گوش و زبان میفهمد و نمی‌فهمد، تنها تو را میخواهم!

    تو که نباشی، اگر تویی را نداشته باشم که در زمان بی کسی و تنهایی پناه ببرم به آغوش همیشه بازش، کیستم من!؟

    من، پاره ای از تو ام!

    و تو، کریمی و رحیمی و علیم و حکیم و خبیر و بصیر!

    تو همه چیزی!

    از زمانی که تو را یافته ام، گوشم هم جا تو را میشنود و چشمم همه جا تو را میبیند!

    من، تو را در قلب تک تک کسانی یافتم که معنای واقعی عشق را با پوست و گوشت و استخوانشان درک کرده اند!

    تو را در لبخند کسانی دیدم که هرآنچه دارند تویی!

    تو را در واژه به واژه‌ی شعر ها یافتم!

    در نت به نت موسیقی ها!

    رنگ به رنگ نقاشی ها!

    تو، پس زمینه‌ی تمام خوبی های جهانی!

    و من، هر روز اندکی بیش از دیروز در تلاشم خودم را، تو را و وجودت را بشناسم!

    تو، خدای همه‌ی خوبی های جهانی!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    اکرم گلرخ گفته:
    مدت عضویت: 823 روز

    سلام استاد مهربانم

    مدتیه دارم فایلهای توحیدی شما رو گوش میدم وبینهایت لذت میبرم از حرفهای خالص ونابی که تاحالا از احدی نشنیده بودم آگاهی‌های که هر رو صبحم رو باهاشون شروع میکنم.استاد عزیزم من یه باوری واسه خودم ساختم که خیلی بهم احساس خوبی میده وخیلی زندگیم رو راحت کرده اونم این باوره که من فقط یه وظیفه دارم اونم لذت بردنه وخداوند کارهارو عالی وفوق العاده انجام میده. استاد عزیزم فردا همه بچه های ایران دارن میرن مدرسه میدونید استاد من یه احساس عجیبی دارم احساس اینکه من هم دانش آموزم دانش آموز هر روز آگاهی‌های شما .احساس ارزشمندی دارم بینهایت سپاسگذارم از شما وفایلهای بی‌نظیرتون احساس مفید بودن میکنم .من حالا با اکرم قبل فرق دارم من الان استاد دارم و باری به هر جهت زندگی نمیکنم .از زمان آشنایی من با سایت شما زیاد نمیگذره ولی خیلی نتایج خوبی گرفتم ارامشی دارم که نداشتم زندگی پر از نعمتی دارم که نداشتم روابط خوبی با خانوادم دارم که قبلا نبود.من افتخار میکنم که هر روز وارد کلاس درس شما میشم وکلی یاد میگیرم.دعا میکنم معلم مهربانم همیشه موفق و پایدار باشید .در پناه خداوند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 542 روز

    شکر خدای هدایتگر و حمایتگر

    خدا رو شکر و سپاس که به تک تک ماها کمک میکنه تا بتوانیم شرکهای پنهانمون رو پیدا کنیم و رفع کنیم

    من یه خانه دارم که دادم اجاره و خودم رفتم شهری دیگه که نزدیک محل کارم باشه و حساب کردم روی مستاجرم که این کرایه میده و منم میدم جایی دیگه اوایل خدا رو شکر میکردم که خدا رو شکر کرایه از جیبم نمیدم تا اینکه کم کم خدا رو فراموش کردمو گفتم منکه کرایه م میاد و خیالم راحته و زد برج 8 که دیگه مستاجر نیست و همه جابجا شدن یه مشکلی برا مستاجرم‌پیش اومد که باید برمیگشت شهر خودشون و منم به هزار در زدم و مگه مستاجر پیدا میشد و هر روزم صدبار تماس که پولمو بده باید برم و مشکل دارم و خلاصه کارم بجایی رسید که میخاستم پول نزول کنم که بنگاه گفت نه صبر کن تا، کسی رو پیدا کنم منم استرس استرس و جنگ اعصاب کار کشید به شوراها و شکایت و هرروز زنگ و تماس بمن ،خلاصه افتادم تو گرداب شرک ،من اونموقع استاد و از سالها قبل میشناختم اما دنبالشون میکردم بصورت گذرا و همون موقع یه الهام بمن شد فایلهای توحیدی رو گوش بده و اومدم عضو سایت شدم و شروع کردم به کار کردن روی فایلهای توحیدی زد و بعد از چند روز مستاجری پیدا شد برا خونم اونم با کرایه ماهی یک میلیون ،که اصلا موندم که خییلی کمه حالا چکار کنم ولی تسلیم شدم و قبول کردم پول اون بنده خدا رو دادم رفت و این مستاجر جدید هم نه کرایه میداد و نه قبض خلاصه چنان زجری کشیدم، کرایه اینجا که خودم نشستم و فقط خدا کمکم کرد که پرداخت کردم و خلاصه الان به مستاجرم برا بار چندم گفتم خالی کن خودم برگردم اونم مقاومت داشت منم سپردم بخدا و بعدش اونم راضی شد زودتر از موعد خونمو خالی کنه و یاد گرفتم روی احدی حساب نکنم که با خاک یکسان میشم با اینکه هزار بار سیلی خوردم و اینکه کار رو با ایمان و یقین بسپارم بخدا و تسلیم باشم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه و فقط توجه م رو بندازم روی نعمتهای خداوند در زندگی ام تا خداوند خودش کارها رو انجام بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 1907 روز

    به نام خداوند ی که صاحب اختیار من و فرمانروای کل کیهان است سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته سلام به بچه‌های گروه تحقیقاتی عباس منش استاد عزیزم متشکرم ازت از بابت این فایل فوق العاده عالی دستانت را می‌بوسم و با تمام وجود قدردانت هستم انشاالله که بتوانیم به این آموزه‌ها عمل بکنیم توکل به الله مهربان ار خداوند می‌خواهم که درک بالاتری از قوانین کیهانی داشته باشم و هدایتم کند به مدار بالاتری از توحید و یکتاپرستی و ظرف وجودیم را برای دریافت نعمت‌ها الهامات و ایده‌هایش بزرگتر کند شور و اشتیاقم را برای تحقق خواسته‌هایم بیشتر و بیشتر کند هدایت کند واقعا استاد صحبت‌های شما را باید مانند وحی منزل بپذیرم و عمل کنم واقعاً هرچه که داریم از آن الله یکتاست هر نعمتی که داریم از آن خداوند است انشالله همیشه سالم شاد ثروتمند و سعادتمند و خوشبخت باشید در پناه الله مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    گوهر کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1259 روز

    سلام به استاد عزیزو گرامی خواستم تشکر کنم از فایل های ت وحید عملی که روی سایت هست خیلی خیلی عالی هستن وپرمحتوا من دوره روانشناسی ثروت یک رو گرفتم ولی مرتب برمیگردم توی سایت و فایل توحیدی گوش میدم خیلی بهم ارامش میدن ممنونم از شما که ما رو با خدا اشنا کردین ان شاالله به شناخت کامل برسیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سلیمان صفری گفته:
    مدت عضویت: 2219 روز

    سلام و مهر بی پایان بر استاد و دوستان عزیزم

    سپاسگزارم از خداوند برای بودن در این مکان مقدس

    سپاسگزارم برای هدایت ام به این سایت

    و سپاسگزارم برای هدایت ام به سوی توحید و باور خداوند البته به اندازه ی فهمم و درکم و تکاملی که در این مسیر در حال انجام است.

    و اما سوالات استاد در این فایل توحیدی:

    کجاها خداوند درها را برایت باز کرده و مسیر را برایت هموار کرده؟

    دقیقا وقتی که تسلیم میشوی (البته این تسلیم بودن مان به خاطر درک ناقص مان ،قطعا نسبی ست و همیشه جا دارد که بیشتر از قبل تسلیم بشیم در برابر بی نهایتی چون خداوند)

    وقتی در برابر عظمت رب العالمین سر تعظیم فرود می آورم و همه چیز «او» میشود ،راهها را برایم باز می‌کند ، هدایت اش را روزی ام میکند و آرامش را در جانم وارد می‌کند

    اوایل حضورم در سایت ،تمرین میکردم که باور کنم همه چی خود خود خداست و می‌نوشتم تا باورم شود، و این تمرین و استمرار در مسیر جدید الهی ،آرام آرام دارد به یک روند زیبا تبدیل میشود، اینها را به خاطر حال و احساس ام میفهمم،

    اینکه حالم در این چند سال خوب شده

    احساسم در غالب اوقات خوب است

    قدرت خریدم بهتر شده

    ترسی از آینده ندارم

    نگرانی هایم بسیار کم شده

    نگرشم به زندگی بسیار متفاوت شده

    همه اینها و دهها دلیل دیگر، حاکی از یک روند رو به رشد مستمر است و به قول استاد در دوره ی فوق العاده « هم جهت با جریان خداوند» نشان از مومنتوم من در این سالهاست و این روند تکاملی ،منو به فهم عمیق تری از مفهوم زیبای مومنتوم سوق داده است و تا به ابد این رشد و ارتقای من ادامه خواهد داشت، به لطف خداوند.

    کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گره ها را از زندگی شما باز کرده؛

    کجاها خداوند بی دریغ به شما کمک کرده و مسائل تان را حل کرده به گونه ای که به مو رسیده اما پاره نشده است؟

    دقیقا وقتی که با احساس خوب و ایمان به هدایت الله حرکت کردم، خداوند به سمت خواسته هستیم هدایت ام کرده

    یکی از همزمانیها که برایم بسیار زیبا بود رو براتون نقل میکنم :

    در دوره ثروت1 استاد درباره یک بازاری صحبت میکردند به نام «نیچ مارکت» یعنی «بازار گوشه »

    و اینکه تعدادی جوان چینی محصولات پهبادی خودشون رو در گوشه کوچکی از بازارهای آمریکا به فروش برسانند و این فکرشون رو تبدیل به عمل کردند و اکنون آن ایده، به بخش بزرگی از بیزینس اونها تبدیل شده،

    من این داستانی که از زبان استاد بیان شد(داستان نیچ مارکت جوانان چینی)رو باور کردم،

    داستان فراوانی

    داستان دنیای متنوع و بی نهایت

    داستان فرصتهای این جهان

    داستان هدایت خداوند

    و این داستان جرقه ای در ذهن من زد و‌من این جریان

    هدایت

    فراوانی

    تنوع

    رزاق بودن خداوند

    آرامش حق من است

    ثروت حق من است

    راحتی حق من است

    را باور کردم و رفتم دنبال فروش محصولم در مغازه های کوچک.و‌بزرگ ،

    و اکنون در فروش محصول اصلی ام که آب انار میباشد، بدون اینکه مجوزی از جایی برای پخش داشته باشم و یا کارهایی که برای مراحل فروش باید انجام بشه رو انجام بدم، روزانه صدها بطری به همکارانم در شهر خودم ،استان خودم و استانهای دیگر میفروشم و خدارو شاهد میگیرم که ، اوایل فروشم کم بود و به بیشترشان زنگ می‌زدم ولی الان آنها تماس می‌گیرند و من نمی‌رسم که به موقع به آنها محصول را برسانم و این همه فراوانی و راحتی کار برایم زیبا و جذاب است و همان فراوانی و ثروت بی نهایت را تبیین می‌کند.

    در عوض، کجاها به خودت و توانایی هایت مغرور شدی و تواضع در برابر خداوند را فراموش کردی و ضربه خوردی؟

    اوایل همین کار فعلی ام دوستانی می آمدند و در مورد تبلیغ کردن ، نوع دکوراسیون مغازه و مسائل دیگر به من مشورت میدادند و من یادمه که یک احساس غروری درونم شکل گرفته بود و در ذهنم میگفتم:«ببین من دوستانی دارم که راه درست رو نشونم میدم و این برادران من در سطح پایینی هستند و دوستان درست و سطح بالایی مثل من ندارند که …»(من با برادرانم شریک بودم و این افکار مغرورانه در سرم بود سالهای سال)

    و ما حدود سه سال اول بیزینس الان مون ضرر دادیم و در جا زدیم

    و دقیقا پس از هدایت به سایت استاد عزیز و مطالب درست سایت و باور خداوند ،توحید و اینکه خداوند قدرت ساختن کیفیت زندگی را در دستان خودمان قرار داده به شرط باور خداوند و باور هدایت او و اینکه من لایق دریافت هدایت های الهی هستم، که همه ی این‌ها در کلمه ی توحید خلاصه میشود، به وضعیت خوب الان رسیدم و این رشد و ارتقا تا به ابد ادامه دارد به لطف بی انتهای خداوند.

    سپاسگزارم استاد

    سپاسگزارم از دوستان و مطالب خوبتون

    سپاسگزارم از خدای مهربان و بسیار بخشنده.

    در پناهش باشیم همه

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    sana گفته:
    مدت عضویت: 1754 روز

    سلام استاد،با شنیدن این صحبت ها به خودم گفتم چقدر از خدا دورم،من هیچ شناختی از خداوند مهربانم ندارم ،من جز دسته اول مردم هستم فقط گوش میکنم اما عمل نمیکنم،استاد دمت گرم که اینقدر خوب و با شناخت کامل زندگی میکنید

    خداوند منو هدایت کنه به درک و عمل و شناخت خودش آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    زری گفته:
    مدت عضویت: 2200 روز

    به نام خدای مهربان خدایی که هر چه دارم از اوست

    سلام به استادان عباسمنش و خانم شایسته و دوستان سایت

    کجاها خداوند درها را برایت باز کرده و مسیر را برایت هموار کرده؛

    قبل از آشنا شدن استاد افسرده پریشون

    فکر و خیال بیماری اعصابم از همه خورد

    هر روز سوره یس میخوندم آیه هایی که

    خوشم می‌آمد نهر ها زیر درختان

    جاریست به بهشت باز به فکر فرو میرفتم

    میگفتم خوب خدایا کاش این بهشت رو

    توی این دنیا می‌دیدیم الان باید چیکار

    کنیم به اون بهشت برسیم خیلی فکر

    میکردم باز می‌رسیدم به آیه کن فیکون

    میگفتم خدا چه قدرتی داره کن فیکون

    میکنه چنان غرق در این چند آیه میشدم

    خوب بعدش خدا منو هدایت کرد به

    سمت موفقیت درها باز شد آشنا شدم با

    استادان موفقیت دیگه کلاس موفقیت

    میرفتم همینجوری درها برام باز میشدن

    همینجوری ادامه میدادم تا فایل استاد رو

    گوش دادم صوتی بود با خودم میگفتم

    مگر اونجا چه جایی هست چه شکلی

    هست استاد دارن صحبت میکنن تا

    اینکه تونستم وارد سایت بشم حالا این

    آیه ها می‌آمد توی ذهنم که زهرا اون آیه

    بهشت حالا میتونی با کار کردن روی

    خودت ذهنت باورهایت بهشت رو توی

    همین دنیا خلق کنی یا آیه کن فیکون

    خدا این قدرت رو بهت داده

    کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گره ها را از زندگی شما باز کرده

    من برای بیماری که دکترا منو خیلی

    رسونده بودن دیگه نا امید و ترس داشتم

    نوشتم داخل دفترم خدا جان میخوام

    درمان بشم به آسانی به راحتی اونجوری

    که میخوام هر روز میگفتم در کلاس های

    موفقیت شرکت کرده بودم همونجا از

    طریق یکی از افراد با استاد انرژی درمانی آشنا شدم

    ادامه دادم توی همین فضا ها بودم دیدم

    خبری نیست از بیماری ام کلن فکر و ذهنم برداشته شد از این بیماری

    در عوض، کجاها به خودت و توانایی هایت مغرور شدی و تواضع در برابر خداوند را فراموش کردی و ضربه خوردی

    قصد سفر به شمال کردیم همون اول داخل ماشین نشستیم دفترم رو برداشتم

    گفتم چیزهایی که میخوایم رو بنویسیم خدا برامون جور کنه به بچه ها هم

    میگفتن شوهرم هم میگفت ادامه دادیم برای اولین بار مون هم بود که میرفتیم شمال نه مسیر یاب داشتیم هیچی

    ادامه دادیم جاهای قشنگ میرفتیم

    مکان های زیبا می‌دیدیم با افراد خوش اخلاق آشنا می‌شدیم یا جاهایی ما رو

    راهنمایی میکردن خانه های خوب بهمون بر می‌خورد اجاره میکردیم جایی که خانه

    داشتیم کشت برنج میکردن نگاه میکردیم به ما توضیح میدادن ما رو برنج دادن تا

    بپزیم هم خریدیم وقتی می‌خواستیم بیایم اون نرمه های توی زمین شون بود خیلی بود به ما دادن آوردیم

    بار دوم که رفتیم شمال با مسیر یاب گفتم بریم خوش میگذره ننوشتم همچین ادامه

    دادیم رفتیم اصلن خوش نگذشت جاهای خوبی توی مسیرمون نبود یه جایی خدا

    بهمون رحم که اتفاق بدتری نیفته اصلن به ما خوش نگذشت

    اتفاق که افتاد رو بگم. پارک گیلان بود ایستادیم ببینیم جایی هست بخوابیم

    اتفاقا پارک بچه های معتاد و خلاف کار بود. ولی ما نمیدونستیم آخه کسی دیده

    نمیشد که بترسیم نریم. شوهرم داشت میرفت داخل پارک ببینه کسی هس ازش

    سوال کنه همین جوری داشت میرفت یکهو یکی به من گفت صداش بزن برگرده

    تا صدا زدم مهدی. صورت برگردون گفتم بیا داشت می‌آمد دیدم از پشت از پهلو

    دارن میان شوهرم هم ترسیده بود ولی آرام می‌آمد سوار ماشین شد شیشه ها

    گشید بالا راه افتادیم قشنگ میتونستن به ما حمله کنن ولی کار خدا بود کمکمون

    کرد به شوهرم گفتم تو هم ترسیدی گفت آره با پارک که رسیدم دیدم همه حرکت

    کردن دیدم تو صدا زدی برگشتم ولی دلم گفت آرام برو تو ماشین بشین خدا رو حس کردم دیگه برگشتیم منکه کار های

    خدا رو میدیم گریه ام می‌گرفت جایی که گفت صدا بزن یا میدیدم شوهرم چطور

    آرام میاد یکهو بدو نکرد سمت ماشین آخه میگفت یکی به من میگه آرام برو

    سمت ماشین خدا بود که کمکمون می‌کرد خدایا ازت ممنونم هوای ما رو داری خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد پیروز سربلند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مصطفی کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1630 روز

    با نام و یاد الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    ودوستان خانواده عباس‌منش.

    از وقتی که این فایل رو گوش دادم چند بار هر وقت میخواستم کامنت بنویسم احساس کردم موقعه اش نیست چون درگیر کار بودم و نمیتونستم با تمرکز کامنت بنویسم.

    امروز هم مستثنی نبود .

    ولی از خدا خواستم که کم‌کم کنه که یه کامنتی که در خور این فایل باشه بنویسم.

    در مورد زندگی خودم که اینقدر خداوند دستم رو در جاهای مختلف گرفته که نمیدونم کدومشون رو اینجا تعریف کنم این رو جدی میگم .

    ولی وقتی ازش خواستم برای این کامنت کمکم کنه این شعر رو به قلبم هدایت کرد که من هم خیلی دوستش دارم و هر بار میخوام انرژی بگیرم میرم این آهنگ رو گوش میدم و کلی حالم بهتر میشه .

    و از استادم تشکر میکنم بابت این فایل عالی و در این کامنت به همین شعر بسنده میکنم چون تک تک کلماتش حرفهای دل ماست و احساس کردم همین از زبان من اینجا کافیست که کپی کنم و به اشتراک بزارم.

    خیلی سپاسگزارم از خداوند یکتا که به سوالم جواب داد.

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

    نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

    همه درگاه تو جویم، همه از فضل تو پویم

    همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

    تو زن و جفت نداری، تو خور و خفت نداری

    احد بی‌زن و جفتی، ملک کامروایی

    نه نیازت به ولادت، نه به فرزندت حاجت

    تو جلیل‌الجبروتی، تو نصیرالامرایی

    تو حکیمی، تو عظیمی، تو کریمی، تو رحیمی

    تو نماینده فضلی، تو سزاوار ثنایی

    بری از رنج و گدازی، بری از درد و نیازی

    بری از بیم و امیدی، بری از چون و چرایی

    بری از خوردن و خفتن، بری از شرک و شبیهی

    بری از صورت و رنگی، بری از عیب و خطایی

    نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

    نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

    نبد این خلق و تو بودی، نبود خلق و تو باشی

    نه بجنبی، نه بگردی، نه بکاهی، نه فزایی

    همه عزی و جلالی، همه علمی و یقینی

    همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

    همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی

    همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی

    احد لیس کمثله، صمد لیس له ضد

    لمن‌الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی

    لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

    مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: