توحید عملی | قسمت 8 - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه خمسه گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    خدا خدا خدا خدا

    خداوند نور آسمانها و زمین است.

    این جمله رو من اولین بار از شما شنیدم و هنوز باهاش اشک میریزم.

    استاد عباسمنش

    مرد توحیدی، نمیدونم چجوری توصیف کنم حال توحیدیم رو بعد از آشنایی با شما. من هیچی نمیدیدم، نبودم، خدای من همه چیز و همه کس بود الا پروردگار یکتا.

    برای انجام کارهام به همه امید داشتم الا الله یکتا. از همه می ترسیدم ولی یه بار به خودش توکل نمیکردم.

    ولی شما اومدید گفتید “همانا با نام خدا دلها آرام میگیرد” یکم آروم شدم. شما گفتید “از خدا نترس فقط و فقط از خودش بخواه، قدرت مطلق اونه” یواش یواش رفتم سمتش، چشم دلم آروم باز شد، یه نگاهی کردم دیدم دنیام داره عوض میشه. با هر یه قدمی که میرم سمتش، با هر یه زیبایی که میبینم، چه رخی بهم نشون میده، چه جمالی داره، چه کمالی داره، چه قدرتی، چه عظمت بی انتهایی.

    خدایا من تسلیمم، فقیرم به هر خیری که از تو به من برسه. من فقط در پناه توام.

    این روزام با عشق خدا پیوند خورده، صبح و شب به یادشم. چشمم رو که صبحها باز میکنم میگم “سلام خدا جونم” من آماده ام، آماده ام که من رو به راه راست، به راه تمام کسانی که به اونها نعمت و ثروت و برکت دادی هدایت کنی.

    اینا رو کی بهم یاد داد؟ شما، تو دوازده قدم. من با دوازده قدم بزرگ شدم، توحیدی شدم. هنوز خیلی جای کار دارم. ولی زندگی برام با خدا یه چیز دیگه ست. شیرین شیرینه، بهشته بهشته.

    تازه چشمام باز شده و فهمیدم خونه ما همون جنات تجری من تحتها الانهاره، یه فضای سبز خیلی بزرگ روبروی خونه ماست (اونم تو تهران) با چندتا استخر پرآب و جوی آبی که این آب توش روون میشه و صدای خدا تو کوچه و خونه ما میپیچه.

    صبحها میرم شروع میکنم باهاش حرف میزنم، عشق میکنم. استاد من صدای خدا رو میشنوم. همش ازش میخوام قلبمو باز کنه. بهش میگم میدونم که تو هر لحظه داری باهام حرف میزنی ولی قلب منم باز کن تا صداتو بشنوم. و این روزا میشنوم صداشو که باهام حرف میزنه و روحمو به پرواز درمیاره.

    چند وقت پیش یه خوابی دیدم. بخاطر یه مسئله ای یه دفعه با تمام وجودم خدا رو صدا کردم، ازش کمک خواستم و یهو انگاری از زمین کنده شدم، انگار رفتم تو کائنات و صدای خودم رو شنیدم که پیچید تو کائنات. تنهای تنها بودم، اولش ترسیدم ولی مطمئن بودم که اون هست. انگار به صدای من، با درخواست من کل کائنات به تکاپو افتاد.

    خیلی تجربه عجیب و جدیدی از ایمان بود برام.

    استاد جانم، مریم بانوی عزیزم که هیچ از استادی کم ندارید، دوستای عباسمنشی عزیزم

    وقتی استاد میگن پایه همه چیز توحیده واقعا همینطوره. هرچی بیشتر جلو میرم معنی این حرف استاد رو بیشتر میفهمم. تو اون جاده آسفالتی جنگلی سوت زنان فقط و فقط داریم به اصلمون به خداوند یکتا نزدیک و نزدیکتر میشیم.

    خدا همه چیزه، اول و آخر هر چیز. و الان من همه خواسته هام رو فقط و فقط از جنس خودش میخوام.

    ثروت، آرامش، سلامتی، موفقیت… همه رو از جنس خدا میخوام، توحیدی توحیدی.

    استاد من و همسرم با آموزشهای شما داریم بزرگ میشیم، زندگی خیلی خیلی برامون فرق کرده، خودمون خیلی عوض شدیم و منِ خیلی متفاوتی رو داریم تجربه میکنم.

    میخوام از ایران برم. فکر میکنم اونجا آدما چجورین، به زیباییها توجه میکنن، از همدیگه تعریف میکنن. پس منم بجای غر زدن، اینجا دارم جوری زندگی میکنم که جر زیبایی نمیبینم. میرم با غریبه ها حرف میزنم، ازشون تعریف میکنم، هر زیبایی ای که توشون میبینم بهشون میگم. موفقیتهای همکارام تو اینستا رو تحسین میکنم، تو عمل. بهشون پیام میدم و براشون از ته قلبم آرزوی موفقیتهای بیشتر میکنم.

    تمرین آگهی بازرگانی چیزی بود که میگفتم محاله من انجام بدم. ولی تو قدم 6 بود فکر کنم، شروع کردم گفتم من باید برم تو دل این ترس بزرگ. بعد یه روز که بیرون بودم صدای خدا رو تو گوشم شنیدم، گفت این دو نفرو میفرستم انجامش بده. منم شروع کردم به حرف زدن بقیش رو خودش گفت. هربار که میخوام اینکارو انجام بدم با سلول به سلولم حضورش و حمایتش رو حس میکنم.

    تو انجام کارهام یاد گرفتم ازتون که هی بگم چجوری آسونتر، چجوری بهتر. از پارسال تا حالا بارها کارم رو بررسی کردم و هر روز دارم آسونتر انجامش میدم. ولی من جواب چیزی رو نمیدونم. همش میگم خدایا چجوری راحتتر، چیکار کنم بهتر شه، اونم جوابمو میده.

    هربار صداش میکنم جوابمو میده. حتی وقتی کنترل ذهنم برام سخت میشه، انقدر عشقه، انقدر مهربونه که یکی از نعمتهای بزرگش و اتفاقی که قبلا برام رقم زده رو به یاد میاره و بازم بهم کمک میکنه، ایمانشو تو دلم قویتر میکنه، آرومم میکنه.

    خدا خیلی عشقه، خیلی مهربونه، خیلی بینظیره، ازش که حرف میزنم دلم پر نور میشه، اشکام از شوق ایمان و حس حضورش لبریز میشه.

    یاد گرفتیم همیشه با همسرم داریم از قوانین و اینکه چجوری بهتر تو زندگیمون اجراشون کنیم حرف میزنیم. میگردیم دنبال ترمزهامون، باورهایی که بهمون کمک میکنن. و هر بار خدا هدایتمون میکنه. هربار باهامون حرف میزنه.

    تا اینکه همین چند وقت پیش یه ترمز بزرگمون که همون “چسبیدن به خواستهاست” رو پیدا کردیم. گفتم خدایا اینو که بهم گفتی حالا بگو چیکار کنم. گفت برو تو سایت، چند تا آیه برام آورد و بعد گفت بنویس، شروع کردم به نوشتن و دُر و گوهر برام ریخت. بعد گفت با صدای خودت ضبطش کن و گوش بده.

    این روزا صبح و شب این فایل رو برای خودم میذارم و تقریبا هربار باهاش اشک میریزم چون واقعا صداش رو میشنوم. از زبون خودم، از تارای صوتی خودم، صدای خدا رو میشنوم که باهام حرف میزنه و قلبم رو آروم میکنه.

    کلامی رو که بهم گفته اینجا براتون میذارم ‌که شما هم تو عشق و ایمان من شریک شید.

    خیلی دوستون دارم، خیلی زیاد

    خدا خدا خدا همه چیزه، اینو از شما یاد گرفتم.

    خداوند نور آسمان ها و زمین است

    این نور تو خونه هایی که خدا اجازه داده هر روز بیشتر میشه،

    خونه هایی که صبح و شب اسم خدا آورده میشه و تسبیح خداوند رو میگن.

    نور خدا تو خونه ماست، تو وجود ماست پس نگرانیمون واسه چیه. تنها قدرت آسمانها و زمین حامی و پشتیبان ماست، پس ترس تو دل ما جایی نداره.

    ما فقط و فقط رو خودش حساب میکنیم و خدا قول داده که ما رو از همه کس و همه چیز بی نیاز میکنه و غرق در نعمتها و ثروتهای بی انتهای خودش میکنه.

    همیشه از خدا میپرسی که باید چیکار کنی؟ سمت خودت رو چجوری انجام بدی؟ رها باش، تسلیم باش، واقعی واقعی، تو عمل.

    اونموقع واضح و کامل صدای خدا رو میشنوی و ایده هاش رو اجرایی میکنی و خیلی طبیعی و راحت از جاهایی که اصلا فکرشو نمیکنی نتایج عالی، نعمت و ثروت وارد زندگیت میشه. الان سمت تو رها بودنه، تسلیم بودنه. خدایا من تسلیمم و حل تمام مسائلم رو فقط و فقط به خودت میسپرم. تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم.

    مگه میشه صداش کنی و جوابتو نده. یاد خوابت بیفت. وقتی با تمام وجودت صداش کردی کل کائنات به تکاپو افتاد، به عرش رفتی. پس بدون، فاطمه اینو بدون که شاید الان تو با چشم زمینیت نتایج خیلی بزرگ رو نمیبینی ولی خداوند، تمام کائنات و انسانها در حال کارن تا اتفاقات و نتایج عالی رو وارد زندگیت کنن. همه دارن تبلیغ کار تو رو میکنن، آموزشهات داره دست به دست میچرخه، آوازت داره تو کیهان میپیچه، و فقط و فقط اگه تو آزاد و رها باشی و اجازه بدی خدا کارش رو انجام بده، به هر طریقی که خودش بدونه که بهترین طریقه، موفقیتها و ثروتها رو وارد زندگیت میکنه.

    زمانبندی خدا حرف نداره. هیچکس مثل اون نمیتونه خوشحالت کنه. در زمان مناسب، در مکان مناسب، به بهترین و زیباترین شکل همه خواسته هات رو دودستی تقدیمت میکنه.

    مالک همه چیز خداست، مالک یوتیوب، اینستا و سایت تو هم خداست. تو داری برای اون کار میکنی برای اون پست میذاری، پس بهترین خودت رو براش ارائه کن و ایمان داشته باش که اون جوابت رو میده.

    فقط توئی، و خدا و کائناتی که به فرمان خدا “وقتی تو حالت عالیه وقتی که حالت عالیه”، کارهات رو انجام میده و خواسته هات رو وارد زندگیت میکنه. پس شکرگزار باش، ایمان داشته باش، آروم باش، از مسیرت و از انجام تک تک کارهات لذت ببر و مطمئن باش که مالک یوتیوب، اینستا و سایتت و همه جهان داره سمت خودش رو به بهترین شکل انجام میده. تو فقط لذت ببر و بدون که لذت بردنه، شاد بودنه، شکرگزار بودنه که تو رو به نعمتها میرسونه، نه غصه خوردن، ترسیدن و چسبیدن به نتایج.

    خداوند وعده ثروت و آرامش میده و شیطان وعده فقر و بدبختی. تو کدوم رو انتخاب میکنی؟

    کتونی نایک بینظیرت، پایه دوربین محکم و فوق العادت، لپ تاپ و عینک دودی کوروش چجوری وارد زندگیتون شدن. غیر از اینه که خدا به هر طریقی که خودش بدونه، و از جاهایی که شما اصلا فکرش رو نمیکنید نعمت و ثروت رو وارد زندگیتون میکنه؟ پس اصلا از کجا میدونی که ورود ثروت به زندگیت یا شروع موفقیتهای کاریت از یوتیوب و اینستاست یا اصلا از همین کاریه که داری انجام میدی و داری اینهمه حرص میزنی.

    آروم باش و دست خدا رو باز بذار. بدون که حتما با رسیدن به خواسته هات حالت خوب نمیشه ولی قطعا حال خوبه که تو رو به خواسته هات میرسونه.

    پس اجابت کرد پروردگارشان برای آن ها درخواست هایشان را. همانا که من هیچ وقت عمل و تلاش هیچ تلاش کننده و کسی که به تعهدش به من عمل می کند را به هیچ وجه ضایع نمی کنم و حواسم هست، تا قطره آخرش حواسم هست.

    پس آن هایی که از خانه هایشان مهاجرت کردند و در راه رسیدن به من دچار بالا و پایین هایی شدند و این تغییرات را به جان خریدند، من به عنوان خدا حتما بدی ها و باورهای بزرگ و کوچکشان را پاک می کنم و می پوشانم با باور های جدید ..

    و آنها را وارد بهشت هایی می کنم که در زیر آنها آب در جریان است و این پاداشی دقیق از سمت پروردگار، خدای بزرگ است.

    و فقط خداست که بهترین ها، بهترین پاداشها نزد اوست و غیر از او کسی توانایی پاسخ دادن ندارد، پس فقط باید دست به سمت او دراز شود.

    فاطمه خدا فقط ازت یه چیز میخواد و اون کنترل ذهنه.

    و هرکس تقوای الهی پیشه کند خدا راه خروجی برای او قرار میدهد و روزی میدهد به او از جایی که گمان نمیبرد.

    و هرکس بر خدا توکل میکند خدا برای او کافیست و خدا فرمانش را به انجام میرساند .

    و هرکس بر خدا توکل میکند خدا برای او کافیست و خدا فرمانش را به انجام میرساند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    امید حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2263 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان.

    سلام به استاد عزیزم . و سلام به تمام همکلاسی های عزیزم.

    بی نهایت لذت بردم استاد جان از این فایل زیباتون و اون ورود بی نظیری که داشتید. و سپاسگذارم که حتی با کوچک ترین فایل ها هم بازم میخواید زیبایی ها رو به ما نشون بدید و توجه مارو به نکات مثبت معطوف کنید.

    چقدر این پردایس زیبا رؤیایی شده . الهی شکرت.

    استاد داشتید صحبت میکردید تو دقیقه 16فایل اشک از چشمام جاری شد که چقدررررررر زندگی من متحول شده از تمام جنبه ها. . یعنی اینجوری بگم که انگار متولد شدم با ورود دست پیامبرگونه ای مثل شما به زندگیم.

    کوچک ترین تغییری که در من شکل گرفته اینه که من آدمی بودم که همیشه تهدید های دیگران رو باور میکردم. تهدید چیه. من انقدر قدرت میدادم که واقعا برام عملی میشدن همون تهدیدها. یا شرایط. .

    من انقدر زندگی خودم رو در دستان دیگران و مردم و خانواده و اطرافیان و جهان و اون چند نفری که جهان رو مدیریت میکنند میدیدم که هیچ جایی نه برای خودم بود و نه برای خداوند.

    استاد. همون آدم حالا با کار کردن روی باور های خودش . خودشو تبدیل به انسانی کرده که تنها قدرت زندگی اون خداونده. هیچ کس رو دخیل در زندگی و شرایطم نمیدونم . به ایمانی رسیدم که. از هیچکس و هیچ شرایطی نمیترسم. خیییییااااااالممم راحته. چون انقدر خداوند مثل گل مراقبم بوده و هدایتم کرده و بهم اونقددددررر تو موقعیت های مخلتف ثابت کرده .که من واقعا بهش ایمان آوردم که اونه که منو نجات میده . منو هدایت میکنه . زندگی من در دستان خداونده و خودم و بس.

    از آدمی که باور میکرد حرف هر کسی رو و تا حرف تاثیرگذاری از کسی میشنید میرفت و صفر تا صد زندگیشو ازش تقلید میکرد . تبدیل شدم به آدمی که . فقط نگاه میکنم ببینم چی به کارم میاد از اون حرف . خوبشو اونی که بهم کمک میکنه رو باور کردم و در خودم بزرگ میکنم. مثال از همین بنده خدایی که تو فاز ماتریکس بوده . یه بار به صورت اتفاقی 6ماه پیش که اینستاگرام داشتم اون زمان .یکی از کلیپ هاشو دیدم که ازش در مورد زن و شوهر و ازدواج پرسیده بودن. و جواب داده بود زنو شوهر اگه پای هدف های هم باشن و همو عاشقانه دوست داشته باشن. قوی ترین تیم دنیا هستن برای هم. و من العان زندگیم با همسرم به این شکل تبدیل شده. دو تا آدم عاشق که روز به روز عاشق تر میشن. روز به روز پایه هم دیگه. آرامش همدیگه

    از آدمی که نگران از دست دادن آدم ها بود . تبدیل شده به آدمی که آدم های منفی رو پرررررت میکنه از زندگی خودش بیرون. و تمام انسان های منفی و سمی دورشو خط زده.

    به آدمی تبدیل شدم که دستان خداوند برای من همه کار میکنن.

    از آدمی که روی نازیبای انسان هارو میدید تبدیل شدم به آدمی که روی خوش انسان ها و جهان رو میبینم.

    به احساس آرامشی رسیدم که فارغ از اتفاقات ناجالب جهان

    به احساس آرامشی رسیدم که در راحت ترین و لذت بخش ترین شرایط داره دونه به دونه اتفاقات و خواسته های من به راحت ترین شکل ممکن برام رقم میخوره. دونه به دونه دارم تیک میزنم شکر الله.

    از آدمی که کلی باور منفی راجب فرزند داشت. تبدیل شدم به پدری که العان دخترم سرش رو بازومه و دارم کامنت مینویسم. .

    چقدر زندگیم با باور کردن باور های مناسب عالی و عالی تر میشه هر روز. شکر خدا.

    هرجا هستید در پنا الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    عمران نوری گفته:
    مدت عضویت: 2281 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش عزیز

    دقیقا همین طور متاسفانه وجود شرک هست که تو زندگیمون باعث شده من رشد و پیشرفت نکنیم

    اگر بخوام مثال از خودم بزنم

    من تو بیزنسم از لحاظ درامد مثل یو یو بودم و هی درامد یه مدت بالا میرفت و بعد دوباره صفر میشد

    و از وقتی که من وارد دوره کشف قوانین شدم و این تعهد رو و هر روز نوشتم که این من هستم که صد در صد اتفاقات زندگی خودم خلق میکنم

    خیلی خیلی زیاد تاثیر داشت روی من و رفتارم که برای رسیدن به هر خواسته‌ای فقط کافیه تمرکز رو بذارم روی خودم و کاری به عوامل بیرونی نداشته

    اینو مورد رو من تو بیزنسم خداشکر اجرا کردم و نتیجه عالی شد و روز به روز داره بزرگتر هم میشه

    قبلا من تو بیزنسم عوامل بیرونی مثل وجود کشاورز و یا وجود محصول باکیفیت و یا خریدار رو عامل اصلی موفقیت خودم میدونستم که باید همه‌شون باهم اومی و اماده باشند تا من بتونم فروش خوب داشته باشم

    و بخاطر همین باور شرک آلودی که داشتم همیشه تو مسیر معامله یه جایی کارم گیر میکرد و شرایط اونجوری که من میخواستم خوب پیش نمیرفت و تو بیشتر مواقع همین چند مورد مثال زدم کار رو خراب میکردند

    چرا ؟

    چون باور من این بود که وجود کشاورز یا محصول یا خریدار عامل اصلی موفقیت در بیزنس من هستند وگرنه که من کاریی نیستم اونها باید باشند تا من بتونم معامله خوبی انجام بدم

    ولی خداشکر وقتی که این تعهد رو دادم که این من هستم که دارم تک تک اتفاقات زندگی خودم رو خلق میکنم نه هیچ عامل دیگه و این منم که اصل هستم و میتونم انجوری که دوست اتفاقات رو طبق خواسته خودم خلق کنم

    بنابراین دیگه تمرکز گذاشتم روی خودم و سعی کردم باورهام رو قویتر کنم و بدنبال الگوهایی باشم که با شرایط یکسان با من تو همین بیزنس من ، وجود دارند ادمهای بسیار موفق

    و بعد بدنبال مثالهای از اتفاقات تو زندگی خودم بودم که زمانی که من قدرت رو از عوامل بیرونی گرفتم و به خدای خودم دادم به طرز جادویی اتفاقات برای من عالی پیش رفت

    مثل چی ؟

    مثلا تو بیزنس خودم زمانی که تصمیم گرفتم وارد کار کشت و تولید گیاه الوئه ورا بشم و وقتی که خواستم برای خودم گلخانه بزنم

    بدون اینکه خودم شخصا هیچ تجربه‌ای از ساخت گلخانه و نقشه سازه و جوشکاری بلد باشم تصمیم گرفتم خودم اینکار رو انجام بدم و درست یادم میاد قبلا از اینکه کار‌ ساخت سازه رو انجام بدم با این ذهنیت کار رو شروع کردم و پیش خودم گفتم

    همون خدایی که منو با این بیزنس و این گیاه اشنا کرد و ادمهای خوب رو سر راه من قرار داد همون خدا هم منو کمک میکنه تا در ساخت گلخانه کار رو خوب و عالی انجام بدم

    خدا شاهده دقیقا هم همین طور شد خود خدا تو دل کار بمن الهام میکرد که الان اینکار رو بکن ، الان اونجوری جوش بده ، الان این نقشه رو استفاده کن دقیقا قدم به قدم خودش بمن میگفت و حتی یادم میاد تو حین کار یه از بچه محلهام می‌اومد بمن سر بزنه و یهویی یه پیشنهاد میداد و گفت عمران اگر اینکار رو اینجوری جوش بدی احساس میکنم کیفیت ساخت سازه بالاتر بره و بعد من تو دلم به خودم میگفتم

    اههههه راست میگه چه ایده خوبی و کلی ازش تشکر میکردم و همون جا تو دلم اعتبار رو میدادم به خدای خودم که نشونه رو برای من فرستاد

    خلاصه تمام ایده و الهامات خدا در انجام کار درست در زمان درست و مکان درست بمن الهام میشد

    و نتیجه‌اش این بود که من هزار متر تونستم تک و تنها گلخانه بسازم فقط فقط با نیروی خداوند

    که هر کسی می‌اومد گلخانه منو میدید باور نمیکرد که من تونسته باشم و میگفت تو حتما جوشکار یا گلخانه‌ساز اورده بودی که این سازه به این عظمت رو تونستی بسازی

    خلاصه این اتفاق یه الگو بسیار عالی و واضحی تو زندگی من بود که زمانی که عوامل بیرونی رو گذاشتم کنار و فقط روی خدای خودم حساب کردم و وقتی که نتیجه رخ داد خدا شاهده حتی خودم باور نمیکردم که من تونستم این سازه رو خلق کنم و اونجا بود که من ارام ارام به خودم و قدرت خودم بیشتر حساب باز کردم و اعتماد بنفسم بالا رفت

    و مخصوصا از این الگو بارها استفاده کردم برای رسیدن به خواسته‌های دیگه که

    همون خدایی که بمن کمک کرد تا بتونم اون گلخانه به اون عظمت رو بسازم پس اینکار هم من میتونم موفق باشم کافیه که تو رسیدن به این خواسته همون ذهنیت رو داشته باشم که موقع ساخت گلخانه داشتم

    و به لطف خدا و آگاهی‌های دوره کشف قوانین وقتی که من تونستم اگاهانه قدرت خدا رو تو وجود خودم زنده کنم و ازش برای رسیدن خواسته‌هام مثل تجارت و خرید و فروش محصول تو بازار استفاده کنم

    به طرز جادویی تک تک کارهای من توسط دستان نازنین خداوند داره عالی رقم میخوره

    کشاورز میاد که محصول خوب و با کیفیت و تناژ بالا داره که حاضر با قیمت خیلی مناسب بمن بده و از اون طرف هم خریدار و کارخانه دار بسیار خوش برخورد و نازنینی سمت من هدایت شده که اون هم حاضر با من قرار داد ببنده و با من کار کنه و با قیمت مناسب از من خرید کنه

    خلاصه تک تک اتفاقات درست در زمان مناسب و مکان مناسب برای من رخ میده بدون اینکه من هیچ زوری برنم

    هر موقع به این معجزات تو زندگی و بیزنسم نگاه میکنم انگار که خدا تمام کار و زندگیشو ول کرده فقط داری کاری میکنه تا من راحت به خواسته‌ام برسم و من با ازادی زمانی و ازادی مکانی کامل از زندگیم لذت ببرم

    دوست داشتم در مورد این موضوع صحبت کنم که وقتی که من قدرت رو از عوامل بیرونی گرفتم و فقط قدرت رو به خدای خودم دادم نتایج معجزه‌وار برای من عالی رخ داد و اما اونجایی که نه فقط خواسته‌ام روی عقل خودم و یا عوامل بیرونی حساب کنم به خواسته نرسیدم هیچ تا پدرم هم در اومد که بعدا کلا پشیمون شدم از ادامه مسیر

    عاشق همه تون هستم

    انشالله هر کجا از این کره خاکی هستید در پناه رب شاد ، سالم ، خوشبخت ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

    فعلا

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    حمید سامیر گفته:
    مدت عضویت: 1709 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عباس منش عزیزم

    اصلا به این دید نگاه نکرده بودم به شرک

    فکر نکرده بودم که ژنتیک هم میتونه عوامل بیرونی باشه

    کاملا تایید میکنم ، من چندیین سال سرفه های مکرر داشتم ، هر دکتری میرفتم میگفت این همیشه باهات هست و باید اسپری مصرف کنی

    حالا یک دکتر میگفت بخاطر خاک خوستان

    یک دکتر میگفت بخاطر فصل پاییز ، فصل بهار و…

    یک دکتر میگفت میگفت بخاطر کولر

    یک دکتر میگفت ژنتیکته

    و….

    اینقدر اینها رو بهم گفتند تا من باور کردم.

    و من به خودم گفتم نه اینها هیچ کدوم نمیتنونند باشند ، اگه قراره از خاک یا فصل یا هر عامل بیرونی دیگه ای باشه ، خب باید برای همه اینطور باشه

    وقتی داشتم روی باورهام کار میکردم به لطف الله ، یک حس بهم گفت دوره قانون سلامتی رو بخر و استفاده کن

    خود الله شاهد هست که من یک ماه و چهارده روز هست که دارم از این دوره استفاده میکنم ، بعد از هفته اول که شروع کردم دیدم دیگه خبری از سرفه ها نیست و از همون روز اول همه اسپری ها و قرص ها رو کنار گذاشتم و در سلامتی کامل دارم زندگی میکنم و بسیار سپاسگذارم از خدای مهربان هستم که از طریق دستان زیبایش سلامتی را به زندگیم برگردوندن ، سرفه هایی که چندین سال درگیرشون بودم

    نه تنها سرفه ها ، بلکه خستگی هایی که از بچگی همیشه همراه من بود ، فکر میکردم از ژنتیک من هست که همیشه خسته و بی حال هستم و اصلا نمیتونستم به کارهام برسم ، فکر میکردم این ژنتیک من هست که زیاد میخوابم

    چرا باور کردم که ژنتیک من هست؟

    چون کلی تلاش کرده بودم و نتونسته بودم تغییر بدم و باور کردم این همینی که هست و ژنتیکم اینجوریه.

    (دقیقا مثل کسی که نتونسته ثروت بسازه بخاطر باورهاش و باور کرده که خداوند نمیخواد و ثروت انسان را از خدا دور میکنه)

    الان به لطف الله مهربان بسیار انرژی بالایی دارم ، درصورتی که قبلا با قهوه میتونستم خودم رو بیدار نگه میداشتم و کسالت و خستگی نداشته باشم

    الان قهوه رو فقط بخاطر اینکه دوستش دارم استفاده میکنم و هر روز هم استفاده نمیکنم ، بدون قهوه هم بسیار انرژی بالایی دارم.

    چقدر حدیث پیامبر رو دارم بهتر درک میکنم ، که میفرمایید:

    شرک در دل مؤمن مانند راه رفتن یک مورچه سیاه بر روی یک سنگ سیاه در دل تاریکی شب هست.

    چقدر مخفی این شرک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      ام البنین بیگدلی فر گفته:
      مدت عضویت: 3371 روز

      سلام آقا حمید عزیز

      هم استانى خوبم

      خیلى خوشحالم که تونستید در زمینه سلامتى مشکل رو حل کنید و الان سلامت و پرانرژى هستید.

      منم خیلى سال که مثل شما مشکل آلرژى داشتم و پزشکا عوامل مختلفى رو تاثیر گذار مى دونستن از جمله ژنتیک البته آنقدر از بچگى شنیده بودم خودم هم باور کردم که این ژنتیک و راهى نداره .

      جمله قشنگى گفتید دقیقا مثل کسى که نمى تونه ثروت بسازه چون باورهاى مناسب نداره .

      دوست عزیز ، آرزو میکنم همیشه سلامت و موفق و شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1612 روز

    به نام هدایت الله

    با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و تمام دوستان خوب هم فرکانسی

    الله اکبر از پرادایس جذاب و فوق العاده که زیبایی آن تمام نشدنی است چقدر تمام نمای رودخانه با فواره قشنگ‌تر شده ابرهای پراکنده سفید آسمان آبی و همه جلال و جبروتی شده برای خودش

    خدایا شکرت ویوی خونه روی آب چقدر جذاب و استاد خوشتیپ این زیبایی را تکمیل کرده اما فایل جدیدی که در نوع خودش عالی بود معنی شرک که قدرت دادن به عامل بیرونی که تعیین کننده است و قدرت دارد که قرآن هم در آن خیلی بد و قابل بخشش نیست آن را گفته

    و این باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شکل آلود کنم و باید قدرت را به خدا بدهیم اگر باورهای خوب را درذهن خودمان نهادینه کنیم خیلی کمک می‌کنه به اوضاع خوب من که تجربه خوبی می‌توانم داشته باشم نتایج از باورهای درست من اتفاق می‌افتد و هر چیزی را که به پذیرم همان را من می‌توانم تجربه کنم

    جهان پاسخ می‌دهد به فرکانس که ارسال می‌کنم وارد زندگی من می‌کند و من هر موقع غیر از خدا به کسی دیگر قدرت را دادم شاید هم موفق شده باشم اما بعدها همان چیز را از دست دادم و دوباره آس و پاس شدم و همیشه نگاه دست من به کسی دیگر بود که کاری را برای من انجام دهد اما در اکثر خیلی ضعیف و کم این قدرت را به خداوند در بعضی موارد می‌دادم کاملاً پایدار بود و ارزش آن غیر قابل تصور بود خیلی هم موفق‌تر بودم

    استاد خیلی خیلی ممنونم واقعاً سنگ تموم گذاشتی به خاطر تمام آگاهی‌هایی که به ما می‌دهی تا ما هم بتوانیم مسیر درست زندگی را پیدا کنیم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    علی هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    سلام به همه کسایی که دارن این کامنتو می‌خونن.

    زمانی که باور به تاثیر عوامل بیرونی مثل: ژنتیک، سیاست، قدرت یک فرد خاص و… داشتید، چه نتایجی در زندگیتان گرفتید؟

    خب من برای جواب دادن به این سوال باید برگردم به زمانی که هنوز عضو سایت نشده بودم… من یادمه خیلی خیلی قدرت رو داده بودم به دست دیگران. همیشه فکر میکردم ی سری آدم هستن که ی قدرت های خاصی دارن و دارن جهانو رهبری میکنن و اگه از من خوششون نیاد نابود خواهم شد تئوری توطئه و از این چیزااا و افکار وحشتناکی هم داشتم… این افکار بیماری زا آرامش رو از من گرفته بود. همیشه ی ترسی داشتم. ی ترس بی دلیل و واهی که حتی خودمم نمی‌فهمیدم دقیق از چیه وقتی بیرون میرفتم کلی استرس داشتم که الان یکی میاد منو می‌کنه تو گونی و همیشه احساس میکردم یکی داره دنبالم می‌کنه یکی میخواد منوو… و این رو همه چیز دیگه تاثیر گذاشته بود اعتماد به نفس… روابط سلامتی (واضحه که این فکرا چجوری اعتماد به نفسمو از بین می‌بردند و اعتماد به نفس نداشتن = روابط خوب نداشتن و سلامتیم هم از دست داده بودم چون همششششش نگران بودم و..) واقعا زندگیم رو جهنم کرده بود. خودم زندگی خودمو جهنم کرده بودم. بله قطعا وقتی شرک بورزی زندگیت هم جهنم میشه! (;

    اما از وقتی که وارد سایت شدم و فایل هارو گوش دادم خیلی به من کمک کرد که احساسم بهتر بشه تا وقتی که رسیدم به فایل های توحید که اونا واقعا خیلی روی من تاثیر گذاشتن و یادمه اولین بار که این مفهوم رو شنیدم از شما که می‌گفتید

    اگه همه جهان بخواهند شمارو بکشند پایین نمیتونن این کارو بکنن اگه توکل و توحید داشته باشید و من واقعا خیلی مقاومت داشتم برای اولین بار گفتم چیی؟ وا. اینم دیگه داره اغراق می‌کنه. معلومه که میتونننننن قطعا میتونن. ی نفر بخواد زندگیمو خراب کنه دیگه تمومهه!!!! چه برسه به اینکه چندین نفر بخوان!! اینکه داره میگه کل دنیا مارو مسخره کرده.

    شاید ما یکم کنترل روی زندگیمون داشته باشیم ولی همش که دست ما نیست هست؟ آره

    و وقتی کم کم است مقاومت های مسخره که این ها دارن جهان رو کنترل میکنن رو کنار گذاشتم و باور کردم که نه جهان من رو کسی بجز من کنترل نمیکنه. چیزی بجز باور ها و افکار من تاثیری در زندگی من نداره.

    خدایی که من میپرستمش قدرت خلق تک تک چیز های زندگیم رو در دست های من قرار داده

    و اگه من در مسیر درست باشم هرکی بخواد به من ضرری برسونه فقط به من کمک کرده

    بخدااا نمیدونید وقتی به اون زمان ها فکر میکنم خندم میگیره با خودم میگم که چقدر جاهل و تباه بودم. از وقتی من باورش کردم…

    آرامشم برگشت دیگه نگران نبودم. چون میدونستم خودم دارم همه چیز رو خلق میکنم. دیگه نگران آدما نبودم آدما میان و میرن‌. نگران قدرت های blah blah blah نبودم. (:

    زندگیم انکار کلا سیاه و سفید بود قبل از اینکه باور های توحیدیمو تغییر بدم. همیشه نار آرام بودم. ناآرامی ای ابدی.

    شاید هنوز هم ی سری ترسا باشه ولی واقعاااااااااااااا مثل اون دوران قبل از عضویتم توی سایت نیستن. قطعا نیستن. قطعا‌.

    و واقعا آرامشو پیدا کردم

    لذذذت زندگی کردن بدونه اینکه عوامل بیرونی سازنده ی زندگیم باشن رو پیدا کردم

    قبلا بخاطر نگرانی هام و احساس بد همیشگیم خیلی راحت تق و تق مریض میشدم سالی 10 بار سرماخوردگی. الان تو یک سالِ گذشته مریضی ای تقریبا نگرفتم فوقش ی سه روز آبریزش بینی بوده. فقط بخاطر اینکه دیگه مثل اون دوران نگران نیستم. بخدا دارم زندگیو‌ بلاخره بعد از اینهمه سال میچشم‌. زندگیمو دارم زندگی میکنم. خوشحالم که توی سن کم با این آگاهی ها آشنا شدم و واقعا خیلی زندگی لذت بخشه. اون هیجان واسه بقیه کارایی که میخوای انجام بدیی اون حس لذتت اون حس رهایی و نگران نبودن. واقعا لذذتت

    خدایاشکرت. خدایاشکرتتت

    ممنونم برای اینکه تا اینجا خوندید و موفق باشیددد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    ناصر رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1640 روز

    بــــــنـــــام خداوند وهــــــاب

    سلام بر استاد عزیز خانم شایسته عزیز و مهربون و دوستان هم فرکانسی

    جالبه که دیروز مهمون خونه یکی از نزدیکام بودم و یک نقل قولی باز شد که دانشمندان آمریکایی پیش بینی کردن که قیمت دلار در سال 1405به 200هزار تومن میرسه و وضعیتمون از اینم بدتر میشه و این حرفو داشت به من میگفت چون قبلا به شدت بحث میکردم که قانع کنم نه اینجوری نیست ولی ایندفعه واکنش دیگه ای نشون دادم و اصلا بحث نکردم حتی یک کلمه از زبونم بیرون نیومد و تو ذهن خودم گفتم آقـــااااااا اگه بالا رفتن قیمت دلار باعث بدبختیه پس چجوری افرادی هستند که تو این وضعیت آپارتمان های میلیاردی میتونن بخرن با قیمت های 200،300میلیاردی

    اگه وضعیت خرابه چرا فروشگاهایی هستند که ملت صف کشیدن دارن میخرن

    و برای اولین بار بود که به خودم احسنت گفتم که در دام قانع کردن دیگران و بد کردن حال خودم نیفتم.حال و احساس خوبم از همه چیز برام مهمتره باورهایی که درحال ساختنشون هستم از همه چیز برام مهمتره.

    یادمه اون اوایل که با استاد آشنا شده بودم با چند نفر دیگه که تو اینستاگرام تو این مباحث کار میکردن آشنا شدم و خیلی هم بیشتر فالوور داشتند و گفتم خب حتما یه چیزایی میدونن که اینهمه فالوور دارن

    بعد این اساتید به ظاهر موفق یک باوری تو ذهنم ساختن که تا چند ماه بعدش که ماه رو میدیدم میترسیدم

    تو آموزشهاشون میگفتن که وقتی ماه کامل میشه اون پلیدی ها و نازیباییهایی که تو اون ماه داشتی کامل بودن ماه اونارو میاره بالا و اگه نتونی سپاسگذار بودنتو ادامه بدی بلا و درسر خواهی داشت و آقا به همین راحتی ما یک باور مزخرف رو کردیم تو ذهنمون و بعد چی شد

    ماه رو که کامل میدیدم فردا پس فرداش یک اتفاقی میفتاد که باورمو ثابت میکرد بعد به یه جایی رسید که از ماه فراری بودم از پشت پنجره میدیدمش میومدم پرده رو میکشیدم که یه بلایی اتفاقی سرم نیاد استاد عزیزم بینهایت ازت سپاسگذارم که مطالبی رو آموزش میدی بهمون که این چرندیات و هرعامل بیرونی دیگه ای رو باور نکنیم.

    در مورد چند باور دیگه ای که وقتی این فایل رو نگاه کردم و فکر کردم یادم اومد وقتی داشتم رو باورهام کار میکردم منم داشتم و خیلی از افراد 99درصد افراد دارن

    99درصد مردم میگن که این دولت این قدرتها کاری کردن که باید کار کنی اگه یک روز کار نکنی از گشنگی میمیری و مردم رو گرسنه نگه داشتن که مردم نریزن بیرون و تجمعات و فلان و بهمان.

    خیلی از کسب و کارها فکر میکنن که فقط 15روز مونده به عید کارو کاسبی رونق داره.

    اکثر مردم باور دارن که به افسر راهنمایی رانندگی یک برگه 100برگ میدن که تا شب باید پر کنید و همین افراد هم خودشون با باوری که ساختن باعث میشن جریمه بشن بعد بگن دیدی گفتم درست میگم .

    خیلیا فکر میکنن که اگه وام نگیری بدبخت میشی .رفته بودم مکانیکی اون مکانیکه بهم گفت کسی رو میشناسی ضامنم بشه منم گفتم که من نه وام میگیرم نه به کسی کمک میکنم وام بگیره بعد یه شخصی اونجا بود با تعجب گفت که مگه میشه بدون وام زندگی کرد اصلا زنده موند تو ذهن خودم گفتم اره من زنده ام و زندگی هم میکنم.

    خیلیا فکر میکنن که تو این وضعیت اگه نتونی وارد سیستم دولتی بشی و کارمند دولت بشی فاتحت خوندس.

    و خیلی باورهای شرک آلود دیگه ای که بسیار زیاده.

    باورهای بسیار زیادی رو از شما استاد عزیز یاد گرفتم که وقتی نجواها میان ازشون استفاده میکنم یادم میفته و اون باور کمکم میکنه که از اون سیکل منفی که ذهنم میخواد منو بندازه توش بیام بیرون و مهمترین و موثرترین باور برای من اینه که من خالق زندگی خودم هستم و زندگیمو از طریق باورهام و افکارم و فرکانس هایی که میفرستم خلق میکنم .

    این باور باعث شده افرادی رو که قبلا بزرگ میکردم بزرگ نکنم این باور باعث شده که خودمو کوچیک ندونم این باور باعث شده که تمام اون عوامل بیرونی رو دروغ بدونم این باور باعث شده دیگران رو مقصر ندونم این باور باعث شده که خودمو بررسی کنم رو خودم تمرکز کنم.این باور باعث شده چندین ماهه روزی بیش از 10 ساعت رو خودم کارکنم رو باورهام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1714 روز

    به نام خدای وهاب

    سلام به استاد جان جان جان من و مریم جان عزیزم و دوستان عالی و بینظیرم

    استاد دیروز یک سوالی رو همسرم از جهان داشت و سوال من هم بود . این که چرا ما تو یک قدمی نتیجه می رسیم ولی کارمون سرانجام نمگیره ؟ یه عالمه باورهای اشتباه پیدا کرده بودیم ولی احساس میکردیم یه باوری ریشه دارتر هست که مخفی هست که ما هنوز پیداش نکردیم و واقعا از خدا هدایت خواستیم .

    من دیروز هدایت شدم به یک مقاله ایی از تو سایت که یک سوالی رو یکی از دوستان سایت، پرسیده بودند و دقیقا سوال ما بود و خانم شایسته عزیز چقدر عالی پاسخ داده بودند و من اون باور اشتباه یا کد خراب رو پیدا کردم . ایندهمون کد خراب اصلیمون بود که پیدا کردم و اون کد خراب این بود :

    《احساس باور عدم لیاقت در موضوع راحت پول در آوردن 》.

    خانم شایسته عزیزم بینهایت سپاسگزارم که جواب مسئله ما را اینچنین به خوبی پاسخ داده بودید. و من انقدر راحت هدایت شدم ، خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    وقتی توضیحات خانم شایسته رو خوندم هم بسیار خوشحال شدم و هم بسیار خشمگین از خودم .

    خشمگین به خاطر جهل و شرک خودم .

    و خوشحال از اینکه جواب مسئله مون رو پیدا کردیم .

    هیچ چیزی بیرون از ما نیست هر اتفاقی که تو زندگیمون رخ میده خودمون به وجودش آوردیم . بعد اون وقت میگیم خدایا پس چراااا درست نمیشه.

    دیروز به همسرم گفتم: مشتری اومده بدون اینکه تو تبلیغ کنی ، خداوند به سمتمون هدایت کرده ، درخواست کردیم و خداوند جواب خواسته هامون رو داده و افراد رو به سمت ما هدایت کرده ، اما اون کد خرابی که در ما نصب هست کار رو خراب میکنه . اجازه نمیده کارها راحت انجام بشه .

    اون کد خراب میگه: مگه میشه فقط با یک تماس تلفنی انقدر پول به راحتی بیاد ، اصلا برای چی باید بیاد . شما که کاری نکردید .سختی نکشیدید .مگه پدرت ، پدربزرگت، تمام کس و کارت کدومشون اینطوری پول درآوردن همه شون با سختی پول درآوردن . با سختی پول در بیاری همه میگن بَه ببین چقدررررر فلانی با غیرته که انقدر زحمت میکشه برای خانواده اش نون میبره و رفاه رو فراهم میکنه . که همین باور یعنی شرک بزرگ و مخفی . رزق و نعمت تک تک افراد خانواده فقط فقط در دست خداوند است .

    وقتی که از دیروز این باور اشتباه، این کد خراب رو پیدا کردم احساس میکنم که شونه هام سبک شده . الان دارم متوجه میشم منظورتون از گاری زهوار دررفته که تو دوره ی 12 قدم گفتید یعنی چی ؟ استاد من اون گاری رو از خودم جدا کردم ، خدایا شکرت

    باید روی این باور بیشتر کار کنم که من لیاقت به آسانی به دست آوردن نعمت های خداوند هستم .

    احساس میکنم اون سدی که خودم ساخته بودم شکسته‌ شده و آبی که پشت اون سد جمع شده بود الان به جریان افتاده .

    خدایا یاریم کن که در مدار آسانی ها قرار بگیریم

    آسان کارها را برای آسانی ها

    خدایا تنها تو را بندگی میکنم و تنها از تو یاری می جویم

    خدایا مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ایی هدایت کن

    استاد عزیزم و مریم جان عزیزم بی نهایت سپاسگزارم به خاطر همه چیز

    به قول استاد عزیزم خدایا قدرت سپاسگزاری بیشتر رو به من بده

    دوستتون دارم آرامش من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      روح الله فراهانی گفته:
      مدت عضویت: 987 روز

      سلام.

      خانم رحمتی

      میشه سوال دقیق تون وبپرسم چی بودوجواب دقیق چیبود؟

      فکرمیکنم مشکل ما مشترک هست

      اگه جواب بدید ممنون ومتشکرم

      فکرمیکنم منم هم همین مسئله رودرزندگیم تجربه میکنم،همیشه بنحوی کارهام دقیقه نود جورنمیشه

      وخیلی خیلی برام سواله که کدوم کدمخرب وبایددستکاری کنم که پول وثروت بیاد توزندگیم

      واین موضوع واقعا برام قابل تحمل نیست

      خواهشن اگه هم سوال وهم جواب وبرام بگید ممنون میشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2298 روز

    به نام خدای یکتای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبایم

    و همه دوستان گلم

    خداروشکر که امروز بهترین فایل را برایم فرستادی که یک بار دیگر یادآوری کنم ربوبیت و یکتای بی همتایی تو را

    شهادت می دهم که خدایی جز خدایی یگانه بی همتا نیست

    اوست قادر مطلق توانا خالق تمام جهانیان

    خدایا ازت سپاسگزارم که در این سایت بزرگترین و مهم ترین مطلبی که اموختم این بود که شرک نورزم

    قبلا که قرآن می خوندم و به آیه های شرک که میرسیدم فک میکردم شرک فقط در زمان گذشته بوده و اونها بودن که بت پرست یا خورشید پرست یا ستاره پرست بودن و در این زمانه شرکی نیست ولی با آموزه های استاد عزیزم خیلی وقته متوجه شدم که حتی تاثیر یک وسیله چ برسه به آدم در زندگیت پر رنگ کنی اونقدر که نبودش باعث استرس و ترست بشه ،میشی مشرک از همون مشرکایی که در قرآن گفته بله شرک یعنی شریک قرار دادن یعنی قدرت به غیر خدا دادن

    زمانی که باور به تاثیر عوامل بیرونی مثل: ژنتیک، سیاست، قدرت یک فرد خاص و… داشتید، چه نتایجی در زندگیتان گرفتید؟

    وقتی در زندگیم از لحاظ مالی پیشرفت نکردم و حتی کار ثابتی نداشتم همش دولت و قانون هاش و پدرم و مادرم و زمین و زمان مقصر میدونستم می گفتم اگه ما هم پارتی داشتیم یا پدرمون ایثارگر بود می تونستم خیلی راحت کار پیدا کنم یا برای ازدواج اگه ما هم وضعیت مالی خوبی داشتیم یا پدر و مادرم اینطوری بودن خب ازدواج موفقی داشتم با تکرار این باورهای غلط نه تنها مشرک بودم بلکه هی تو باتلاق بیشتر فرو میرفتم

    توی رابطه ام چقدر طرفم بت کردم چقدر از خودم گذشتم تا بتونم حفظش کنم چقدر خودم وابسته وجودش کردم چقدر گفتم نباشه من میمیرم و چقد خودم مقایسه کردم چقدر خانواده ها رو مقایسه کردم و قدرت دادم به غیر خدا و چوبشم خوردم

    نا امیدی استرس اینده و حسرت گذشته و آتشی که در دلم زبانه می کشید و تمام جانم می سوخت به خودم میگفتم جهنم در همین دنیاست چه آتشی سوزنده تر از اینکه بفهمی “ظلمت نفسی “به خودم ظلم کردم و چاره ای ندارم و در قعر بی عزتی و اعتماد بنفسی خدایا از تمام جهالت و مشرک بودنم معذرت میخواهم خدایا تو تنها خالقی مهربان و بخشنده ای از اشتباهاتم درگذر

    همه این اینها از باورهای اشتباه من بود باورهای مخرب که فقط دولت و پارتی در استخدامی موثر هست و لاغیر و جهان هم به راحتی الگوهای ذهنی جلو پام می‌ذاشت و باعث می‌شد بیشتر باور کنم که آره پس درست فک میکردم

    در مورد ازدواج هم همین بود باعث شده بود که خانواده‌ام مقصر اصلی بدونم و بگم اگه شما این کار میکردین اگه اینطور بودین من الان در بهترین زندگی بودم و این باور اشتباه بحث های بیهوده و قهر ها و بی احترامی ها رو به بار می‌آورد و احساس ضعف و گناه بیشتر می‌شد

    در رابطه عاطفی ام نبود عزت نفس و ندیدن ارزش‌های خودم ترجیح اون به خودم اولویت دادن به خواسته های اون به خاطر باور نادرست دلسوزی بیش از حد و مقایسه سبک زندگی ها به خاطر نبود اعتماد به نفس باعث می‌شد بیشتر کمبود ها رو ببینم باورهای اشتباه مربوط به سن وضعیت شغلی خانوادگی ظاهر همه و همه مزید بر علت می‌شد…..

    به قول استاد تا جایی که به خودت نیایی چک و لگد جهان ادامه داره و بدجور زمینت بزنه تا بفهمی که داری بیراهه میری اونم چه بیراهه ای مشرک شدن که خدا هیچ جوره از این نمیگذره

    خدایا از ما که نا آگاه و غافل بودیم بگذر و ببخش

    ====

    خداروشکر از وقتی به این آگاهی رسیدم که قدرت فقط دست خداست و نه دیگران شروع به تمرین کردم و خیلی آسان و بطور معجزه آسایی همه چی درست شد اولش به آرامش قلبی رسیدم انگار یه آب سرد رو آتیش دلم ریخته شد. اونو خاموش کرد امیدم به ادامه زندگی بیشتر شد

    در مورد کارم خداشکر همه چی سپردم به خدا ازش کمک خواستم خیلی راحت و آسون و عزتمندانه درستش کرد و درآمد و پول‌های بسیار عالی و بالایی به حسابم واریز کرد

    خداروشکر در مورد روابط ،در رابطه با خانواده ام خیلی آرام‌تر شدم و صبورتر و خوش رو تر شدم این تفاوت خودم خیلی واضح احساس میکنم و در رابطه عاطفیم بهبود حاصل شده و می بینم که رفتارها و عملکرد ها تغییرات مثبت و عالی هست .خدایاشکرت خدایا ما را به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنان نعمت دادی و نه گمراهان

    و این هدایت دیروز من به قرآن بود که بازم بهم گفت فقط من برای تو کافی هستم بهم توکل کن و ایمان داشته باش خدایا ازت ممنونم همه جوره هوامو داری

    أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ ۖ وَیُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِنْ دُونِهِ ۚ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿٣6زمر ﴾

    آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود؛ (36)

    37

    وَمَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ ۗ أَلَیْسَ اللَّهُ بِعَزِیزٍ ذِی انْتِقَامٍ ﴿٣٧﴾

    و هر که را خدا هدایت کند، او را هیچ گمراه کننده ای نخواهد بود. آیا خدا توانای شکست ناپذیر و صاحب انتقام نیست؟ (37)

    38

    وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ۚ قُلْ أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِیَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ ۚ قُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ ۖ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ ﴿٣٨﴾

    اگر از آنان بپرسی: چه کسی آسمان ها و زمین را آفرید؟ بی تردید می گویند: خدا. بگو: پس مرا درباره معبودانی که به جای خدا می پرستید خبر دهید، که اگر خدا آسیبی را برای من بخواهد، آیا آنها می توانند آسیب او را از من برطرف کنند؟ یا اگر رحمتی را برای من بخواهد، آیا می توانند رحمتش را باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است. توکل کنندگان فقط بر او توکل می کنند. (38 زمر)

    وقتی آن باورهای شرک آلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد؟

    به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین این باورهای شرک آلود کنید؟ این نگاه توحیدی چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    امیرحسین ترکمان گفته:
    مدت عضویت: 2365 روز

    سلام استاد نازنینم دست مهربان خدای من

    سلام بچه های پاکار سایت عباس منش و تیم پشتیبانی خفن سایت

    امید دارم هر کجای این جهان زیبا هستید شاد ، سلامت ، سعادتمند و ثروتمند باشید

    استاد عزیزم چقدر ریتم شروع فایل معرکه بود بی نهایت ازت سپاسگزارم ؛ من رو غرق در زیبایی های خدای مهربانم کردی عالی بود عالی

    چقدر خودتون عالی تر و زیبا تر و خوش اندام تر شدید؛ دمتون گرم‌که خط شکن باورهای محدود کننده ما شدید

    چقدر منظره پشت سرتون زیبا و دلنشین بود

    واقعا این پردایس زیبا قابل تحسین و یک شگفتی هستش

    استاد عزیزم تو مقطعی از زندگیم به دست آوردهای بزرگی رسیدم بخصوص که سن کم داشتم ، داشته هام بیشتر تو چشم میومد و بیشتر همرو از عملکردم‌ متعجب میکرد مثلا درآمد به دلار و خرید خودروی صفر کیلومتر و… توی سن 20 و 21 سالگی برام اتفاق افتاده که واقعا نگاه همه رو به سمت من جلب کرده بود ولی هیچوقت یادم نمیاد که اون زمان با وجود اون همه زیبایی تو زندگیم یه بار حتی از سر زبون نه ته دل گفته بودم خدایا شکرت یا خدایا دمت گرم اصلا خدا تو زندگیم و دست آوردام جایگاهی نداشت تا اینکه چرخ جهان هستی چرخید

    و من رو به جایگاه از سیلی خوردن رسوند و به یک آن توی چندین ماه همه دست آوردام صفر شد و شروع به نزول کرد تا جایی که توی بدهی هم افتادم

    انقدر از جهان هستی چک و لگد خوردم تا مسیر درست برام آشکار شد

    اون روزا که شرایطم خوب بود قبل از منفی شدنم اصلا به یاد لطف خدا نیفتادم اصلا نفهمیدم بابا دلیل این موفقیاتا چیه تا اینکه داسته هامو از دست دادم و اون جا بود که گلایه هام از خدا شروع شدو چون تو شرایط منفی و تنهایی به سر میبردم و نمیتونستم خودم رو از وضعیت پیش اومده ببخشم فقط سر حرفم این بود چرا باید اینجور میشد

    که الان بعد گذشت حدودا 3 سال از اون روزا واقعا بابت اون روزا بی نهاااااایت سپاسگزارم

    اون روزا تکامل من بودن تکاملی که بشینم و بگم خدایا من دیگه تسلیمم تو کمکم کن

    خدایا فقط دیگه تو رو دارم تو کمکم‌کن

    و هدایتا استارت خورد

    اتفاقات منفی شروع به محو شدن شد

    آدمای اضافی شروع به حذف شدن شد

    و رشد زندگی دوباره استارت خورد

    امروز که این دیدگاه رو مینویسم فقط و فقط یک قدرت برتر در زندگی من وجود داره اون هم خداست و تمام داشته هام رو مدیون بزرگی و رحمت خدا میدونم که بعد از اینکه دید من هم میخوام تغیر کنم دستم رو گرفت و به مسیر درست ، مسیری کسانی که بهشون‌پاداش میده هدایت کرد

    نمیتونم بگم این ایمان هنوز در عمل بصورت 100 درصد هست ولی به قطعیت میتونم بگم در تلاش هستم به 100 درصد برسونم که زندکیم رو رها کنم برای خدا تا خدا بسازه چون میگن خدایا تو بساز ، تو بسازی قشنگه

    توی مسیری سراشیبی که داشتم فقط یه درس بزرگ برام اتفاق افتاد که با ارزش ترین قسمت زندگیم هستش اون هم اینکه خودت رو ، زندگیت رو ، سلامتیت رو ، وضعیت مالیت رو ،

    بسپارش خدا

    خدا خودش به بهترین شکل دستت رو میگیره و ما رو بسمت خواسته هامون هدایت میکنه

    استاد سه سالی هست که روی خودم کار میکنم و خداروشکر همیشه ته دلم ته ذهنم قدرت اصلی خدا بوده و باقی رو دستی از خدا دیدم که برای انجام کارهای من ( بنده ای که نگاه خدا رو با افکار و توجهاتش به سمت خودش جلب کرده ).

    فایل فوق العاده ای بود بی نهایت از خدای مهربان بابت هدایتم به این فایل زیبا و داشتن استاد عزیزی چون شما سپاسگزارم

    سعادتمند و سلامت و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: