توحید عملی | قسمت 8 - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا باقری گفته:
    مدت عضویت: 2399 روز

    سلام ب استادِ جان و موحد خودم

    سلام بانو شایسته عزیز

    سلام دوستان هم فرکانسی

    استاد من پدرم یه انسان بی ریسک و بدون حرکت مثبتی بوده تو زندگیش

    مثلا یه زمینی داره ک از سال 85 شرکتشون قطعه بندی کرد و اینو بهش داد ینی ب همه پرسنل داد

    ساااالهاست اون زمینو نه ساخته نه فروخته و نه هیچ کار دیگه ای

    من تا قبل از آشنایی با قوانین جهان هستی مث پدرم بودم

    فکر میکردم منم باید مث پدرم باشم مث اون باید منزوی و بدون رسیک پیش برم تا گربه شاخم نزنه

    اما…

    یا از بچگی خانوادم ب من گفتن تو هیچی نمیشی

    تو آیندت معلوم نیس چی میش تو زنو بچه نمیتوتی راه ببری

    اما…

    یا میگفتن تو باید کارمند بشی ما طایفمون تو یه شرکت مشغول بودن و هستن 18 نفر از خانواده پدری و مادری من تو اون شرکت مشغولن

    ب منم میگفتن باید توام بری پیش داداشت پیش پسرعموهات اونجا مشغول بشی

    اگ نری گشنه میمونی کار نیس

    فلانیو ببین رفته اونجا ماشین داره خونه داره

    اما…

    یا میگفتن تو آدم ولخرجی هستی تو پول نمیتونی جمع کنی نمیتونی پس انداز کنی

    اما…

    اما سخت بود،سخت بود تغییر باور تغییر حرفایی ک از بچگی شنیدی

    ژنتیک من این بود ژنتیک من اینجوری بود

    باور کرده بودم…

    راهی نیس چاره ای نیس

    آقا علیرضا ژنته دیگ ژن ک قابل تغییر نیس باید بسوزیو بسازی

    کنار بیا با این مسئله

    اما…

    اما من از زمانی ک با خدای واحد با رب عالمین فرمانروای جهان با استاد خوبم آشنا شدم

    در تلاش بودم با عمل توحیدی با شرک نداشتن با تغییر باورهای شرک آلود ک از بچگی تو ذهن من فرو کردن زندگیمو جوری ک خودم میخام و بهم کمک میکنه تغییر بدم

    ب لطف الله یکتا و با رهنمایی شما استاد گران قدرم تونستم ذره ای تغییر ایجاد کنم

    چون این باورها ریشه کرده تو من

    با اجازه از استاد عزیزم یه درخاستی از دوستانم داشتم در مورد تغییر یه باور بنیادین ب من کمک کنن

    اون باور اینه:

    من تلاش میکنم کار میکنم و زحمت میکشم همین ک میخاد یه پولی بیاد دستم احساس میکنم از اون پول بدم میاد یا بهتر بگم اون پولو دوست ندارم

    ترمز من تو این باور کجاس؟

    استاد خوبم من سالهاست عضو این خانوادم اما کم کامنت نوشتم

    ممنونم ک هستین ممنونم ک بی دریغ از ته دل ب ما آموزش میدین

    دوستان نارنینم از شماهم پیشاپیش سپاسگذارم بابت تمام کمک هاتون

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      احسان و حدیثه گفته:
      مدت عضویت: 3454 روز

      سلام دوست عزیز

      خیلی خوبه که تصمیم به تغیر باورهات گرفتی

      بهترین نسخه برای تغیر باورهای مالی کار کردن روی دوره ثروت یک استاده .

      اگه خریداری نکردین در اولین فرصت تهیه کنید اگر شرایط خرید ندارید با قدرت بیشتری فایلهای رایگان رو گوش کنید و سوالهاتون رو توی عقل کل جستوجو کنید دوستان جوابهای فوق العاده ای اونجا دادن

      امیدوارم موفق باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی اصغر انصاری گفته:
      مدت عضویت: 1399 روز

      سلام

      وقت همگی بخیر و شادی

      در دوره های روانشناسی ثروت ، استاد بطور کامل در این خصوص صحبت میکنند.

      اما در فایلهای رایگان (چگونه درآمد خود را در عرض یکسال سه برابر کنیم ) هم در مورد مهمترین باور خودشان نیز اشاره میکنند.

      توصیه ای که می تونم کنم اینه که این سه تا فایل رو بصورت مکرر گوش کنید.

      موفق و پیروز باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 4108 روز

    بنام یگانه بی همتا

    استاد توحیدی عزیزم سلام به شما و همه خانواده توحیدی مون، من چقدر عاشق فایل های توحیدی شما هستم (مخصوصا توحیدی ،البته عاشق همه فایلا هستم ولی توحیدیا خدا وکیلی یه چیز دیگه ست)

    چرا آخه همه ما و ازهمه بیشتر خودم اینقدر شرک داریم در مورد همه چیز منی که مثلا هر روز از خدا میخوام یه ذره توحیدی تر باشم نسبت به دیروز یه ذره شرکامو کمتر کنم و رو خودم کار میکنم که فقط روی خدا حساب کنم و هر موضوعی که تو ذهنم میاد برای حلش اول بگم خدا ولی متاسفانه هنوز موفق نشدم اول میگم آره این هست با این میشه بعد سریع یکی بهم میگه باز رو غیر خدا حساب کردی مشرک ،نمیدونم بالاخره می تونم موفق بشم که اول رو خدا حساب کنم یا نه که امیدوارم بتونم

    چقدر بهتون افتخار میکنم که استادمی،من عاشق این عملکرد توحیدی تون هستم که به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نیستین فقط روی خدا حساب می کنین خوش به حال شما و خوش به حال ما که شما رو داریم که توی این دنیایی که همه روی غیر خدا حساب می کنن از مذهبی گرفته تا هر آیین دیگه شما هستی که بهمون یادآوری کنین فقط روی خدا حساب کنیم سپاسگزارم ازتون .

    خواستم بگم این دغدغه این روزای منه که بتونم فقط رو خدا حساب کنم ولی افسوس که خیلی مشرک تر از این حرفها هستم هر جا رو درست میکنم می بینم از یه جا دیگه سر درمیاره خدایا خودت کمکم کن ،

    بگذریم امروز یه مسئله ای برای ما پیش اومد یه وسیله ای تو خونه خراب شده بود همسرم گفت اینجا چون تازه اومدیم و آشنا نداریم راحت نیست کسی و پیدا کنم که هم آدم درستی باشه و هم مهارت داشته باشه اگه خونه قبلی بود خیلی آشنا داشتم،( ای دل غافل از این انسان مشرک و فراموشکار )سریع به ذهنم اومد شرک نداشته باشیم گفتم: چرا باید روی آشنا حساب کنیم خدا آشنای ماست قبلش هم چند جا رفته بود به چند نفر زنگ زده بود چون جمعه هم بود و روز تعطیل کسی نیومده بود و یکی هم قول داده بود آخر وقت بیاد و بعدش هم کنسل کرد به خداوندی خدا چند لحظه نگذشته بود که گفت همسایه بغلی مون که باهم خیلی دوست شدیم اینم وارده بذار بهش بگم، که به خانمش زنگ زدم اونم اومد و خیلی راحت و عالی بدون هیچ هزینه ای بدون هیچ منتی درستش کرد و یه وسیله دیگه که تو خونه از عید خراب شده بود و ما چندین نفر تعمیرکار آورده بودیم و نتونسته بود درستش کنه اونم سریع درست کرد به راحتی ،آخ من چه جوری قربون این خدا نرم که وقتی روی خودش فقط خودش حساب می کنی از جایی که گمان نمی بری برات میرسونه از نزدیک ترین راه بهترین راه ،بی منت ترین راه ،بی هزینه ترین راه

    از این جهت میگم بی منت چون بعضی تعمیر کارا هم پول شو میگیرن هم منت میذارن که اومدن واقعا عجیبه یکی نیست بهشون بگه آقا این کارتونه شما هزینه شو گرفتی دیگه منت نداره.(البته اینم خودش یه باور اشتباهیه)

    خیلی ذوق کردم برای این فایل توحید عملی که همزمان شد با مسئله امروز ما و حل آسون اون به دست یکی از دستان خوب خدا که بی شمارند در این جهان هستی ،من عاشق فایلای توحیدیم مخصوصا توحید عملی 6 که یکی از علایقمه و هر چند وقت یکبار دلم براش تنگ میشه و با عشق گوش میکنم مخصوصا وقتی می ترسم نگران یه چیزی هستم بهم آرامش عجیبی میده .

    سپاسگزارم از تون انشالله در پناه خداوند شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    بابک رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2241 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و همه دوستان همفرکانسیم

    فک کنم جز اولین کامنت بشه دیدگاه من چون به محض اینکه فایل رو سایت اومد دیدم و کلی لذت بردم

    مثل خیلی از بچه ها در مورد گذاشتن کامنت گارد دارم و پاشنه آشیل منه

    استاد منم بارها برادر کوچیکتر از خودم همین بحثارو پیش کشیده که در خونواده ما هم افسردگی و زیادی فک کردن و چه میدونم این مسائل ژنتیکه و تازگیا جلسات مشاوره که میره و خیلی قبول داره مشاورش رو‌ و خیلیم انگار اسم و رسم داره مشاورش این باور رو براش منطقی کرده که این مسائل ژنتیکه خونواده شماست و ….ولی نمونه ی عینی دیگه حداقل برا خودم ،خودمم خب مشخصه که دوستان منو نمیشناسن ولی این فکت و باور که صددصد من تغییر کردم ونخواستم مثل بقیه خونواده م فکر کنم الان کاملا مشهوده و من کلی تغییر کردم هرچند که این باورا یه جاهایی اونقد ریشه دارن که باید همیشه روش کار کنیم ولی اسمون تا زمین عوض شدم

    توی شرایط به ظاهر بد ویا مسائلی که الان مطمئن شدم که دقیقا خیلی از این شرایط به ظاهر ناخواسته که همشم از فرکانسای خودم بوده خیری نهفته س و باور ژنتیک افسردگی و حال بد رو که در این شرایط من احساس قربانی شدن میکردم و کل زمین و زمانو مقصر میدونستم الان ندارم و جالبه سعی میکنم احساس خوبمو نگه میدارم(بازم میگم بهتر شدم و در حال تکامله)و همین جایگاه الان من همین باوری ژنتیک داشتن و تاثیر عوامل بیرونی رو برای من روزبه روز داره کم رنگتر میکنه

    یا تاثیر حواشی و اینکه ما شانس نداریم و باید همیشه یه سری مشکلات در زندگی ما باشه تا حلش کنیم و امان از این باور شانس نداشتن خانواده ما….که چقد ریشه داره و من قبول نکردم و مهمتر از اون خواستم منم همه ی این باورهای مخرب رو که خانواده م و اطرافیانم گفتن و باور کردن خط زدم و دیدم که فقط باور بوده و هر روز بیشتر و بیشتر قوانین رو‌ درک میکنم

    بازم خداروشکر که این فرصت رو خدا بهم داد بتونم کامنت بزارم و هزاران مرتبه شکر که حال خوبم رو دارم با تمرین هر روز بیشتر و بیشتر میکنم

    سپاس از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    زهرا وثوقی گفته:
    مدت عضویت: 1540 روز

    به نام خداوندی که من را انسان آفرید

    سلامممممممم به عشق ترین آدم زندگیم امیدوارم که حالتون عالیییییییییییییییییی باشه

    به به پرادایس رو ببیننننننننننن

    خدای من اینجا هیچوقت تکراری نمیشهههههههههههههههههههههههههههههه

    چه آهنگ خفنییییییی

    خداجونم ، زندگیم شکرت برای چشمای قشنگم که سالمه و این همه زیبایی رو میبنه شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت

    استاد جانم کاملاااا حق با شما هست

    واقعا خنده داره

    چجوری شادی و خوشبختی ربط داره به ژنتیک؟؟؟

    وقتی همین شادی و خوشبختی از باورهای ما میاد؟؟

    اصلا برای من جای تعجب داره یسریا وقتی این حرف هارو میزنن

    یعنی کاملا مشخصه که سرشونو کردن توی برف

    توحید#شرک

    شرک چیست؟ شرک نقطه مقابلش توحید هست

    شرک قدرت دادن به عوامل بیرونی هست

    شرک یعنی روی همه حساب کنی الا خدا ، خدایی که کافیه فقط ازش بخوای بی نیازت میکنه از هرچیزی

    تنها گناهیم که بخشیده نمی‌شود شرک است

    .

    توی هرمسئله ای ببینیم چه باوری به ما کمک میکنه فارق ازاینکه دیگران چی میگن

    مغز ما توی شرایط سخت همش دوست داره که انگشت اشاره شو به طرف دیگران بگیره به طرف عوامل بیرونی بگیره نه خودش

    یعنی هروقت که خواستی به یک عامل بیرونی بها بدی یادت باشه که این شرکه اینم یادت باشه که شرک تنها گناهی هست که خداوند نمیبخشه

    چه جالب ، خب منو داداشم دوقلو هستیم

    پس چرا داداشم به اندازه من خوشحال و خوشبخت نیست؟؟ جواب کاملا واضح است چون باورهاش داغونه

    میدونین استاد جانم  به یه نتیجه خیلی ساده ای میشه رسید اونم اینس هستش که

    اگر اکثریت مردم زندگی خوبی ندارن ، سلامتی ندارن ، روابط خوب ندارن ، ثروت ندارن بخاطر اینکه که به عوامل بیرونی بها میدن

    دوشب پیش بحث بین خانوادم سر این بود که من چرا درس نمیخونم؟

    یعنی میخونما و اونجوری که بخوام همه چیمو براش بزارم نه

    بعد بابام میگفت طرف فوق لیسانس داره و نظافت چیه

    پس درس بخون بهترین مدرک رو بگیری  یه کاری گیریت بیاد

    اولا که درس عاملی بیرون از منه و روی زندگی من به هیچ عنوان تاثیر نداره

    دوما خودت داری میگی طرف فوق لیسانس داره ولی نظافت چیه یعنی مدرک مهم نیست اون باوره مهمه

    واقعا اگر ما چیزی رو بپذیریم همون برای ما اتفاق میوفته

    مثالش مامان من

    خرافه ای به اسم چشم نظر رو پذیرفته و نمیدونین چه آسیبی داره به خودش میزنه

    ما نتایجی رو میگیریم که هماهنگ هست با باورهامون

    استاد جانم من این باور درمورد سید هارو اولین بار از زبون دادش و بابام شنیدم

    بعد اصلا تعجب کردم گفت کی واقعا همچین شرو وری رو گفته؟؟؟

    یا استاد جانم باور مامان ، بابام و داداشم درمورد پول این هست که

    پول درآوردن سخته

    وقتی این رو پذیرفتن واقعا به سختی پول درمیارن چون پذیرفتنش

    درصورتی که پول درآوردن معنوی ترین و راحت ترین کار دنیاس دقیقا عین آب خوردن

    ما توی زندگیمون اون چیزی رو باید بشنویم و و باور کنیم که به ما کمک می کنه

    وقتی توی هریک دقیقه یک آدم داره ثروت مند میشه، ثروت چجوری میخواد کم باشه؟؟

    شاید این واقعیت نداشته باشه که توی هریکدقیقه یکنفر داره ثروت مند میشه ولی به من کمک میکنه تا فراوانی رو بیشترو بیشتر باور کنم

    استاد جانم تازه میگن اگر باشگاه بدنسازی میری و میخوای عضله بسازی باید مکمل بخوری

    ((چیزی که کافیه یه یزره بیشتر از اون حد معمول بخوری میمیری))

    این باور کاملا اشتباه درمورد بدنسازی است

    بخاطر همینه دیگه استاد جانم من  یک ثانیه هم وقت نمیزارم کامنت های ایسنتا رو ((البته چند روز پیش اینستاگرامو حذف کردم:)) بخونم

    ولی سایت رو چرا شده 3 الی 4 وقت گذاشتم کامنت های سایت رو خوندم شایدم بیشتر:))

    چون جنسش توحیدیه خالصه یه چیزی نابیه بنظر من ارزش کامنت های سایت از طلای 18 عیارم بالاتره

    اگر فکر می کنی یه عامل بیرونی روی زندگیت تاثیر میزاره تو درست فکر میکنی

    اگر فکر میکنی یه عامل بیرونی روی زندگیت تاثیر نداره  بازم تو درست فکر میکنی

    چرا؟

    چون تو اون چیزی رو تجربه میکنی که باور داری

    چون جهان کاری میکنه که تو اون چیزی که باور کردیو بهت بگه درسته نه برای اینکه واقعا درسته نه

    چون تو باورش کردی

    چون اتفاقاتی که توی زندگی ما میوفته هماهنگ هست با باورهای ما

    و اینم بگم که به قول استاد جانمممم

    باور یه شبه به وجود نیومده پس یه شبه هم از بین نمیره

    ما باید توی لایه های زیرین مغزمون این باورها رو بسازیم

    و نتایج نشون میده که چقدر باورهامون تغییر کرده

    استاد جانم ماهم از ملت آمریکا عشق دیدیم ، خوبی دیدیم ، نظم دیدیم ، احترام دیدیم

    منم هیچوقت اون شرو وری هایی که درمورد آمریکا گفتن رو استاد جانم باور نکردم

    چون واقعیت چیزه دیگه ای است

    خب خب بریم به سوالات جذاب جواب بدیم

    زمانی که باور به تاثیر عوامل بیرونی مثل: ژنتیک، سیاست، قدرت یک فرد خاص و… داشتید، چه نتایجی در زندگیتان گرفتید؟

    من قبلا بواسطه مامانم این باور پوچ و خرافاتی رو داشتم که خب برای همتون آشنا هست

    چشم نظر

    بلایی که با این باور سر من اومد این بود که

    من همیشه فکر میکردم که به خاطر قد بلندی که دارم چشم میخورم

    و خیلی زیاد با صورت میخوردم زمین و صورتم داغون میشد و من میگفتم که چشم خوردم و این الگو خیلی زیاد تکرار شد یعنی حتی داشتم راه عادی رو میرفتم با کفش تخت می‌افتادم در این حد:))

    تا اینکه من نشستم این باور پوچ رو تغییر دارم

    وقتی که تغییرش دادم با صورت دیگه نیوفتادم

    حتی یادمه توی یه عروسی من کفش پاشنه بلند پوشیدم و رقصیدم ولی نه افتادم نه چیزیم شد

    چراااااا؟؟؟؟؟

    چون اون باور پوچ تغییر پیدا کرد ((که البته باید بازم روش کار بشه))

    چون فهمیدم من خالق زندگیم هستم

    و هر عاملی که بیرون از منه روی زندگی من هیچ تاثیری نداره

    ((اون چند تا سوال قبلشم توی جواب این بخش گفتم))

    به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین این باورهای شرک آلود کنید؟ این نگاه توحیدی چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟

    با گوش کردن مداوم فایل های استاد جانم

    و خب این نگاه توحیدی ، اینکه توحید همه چیزه زندگیم رو کلا زیرو رو کرد

    یعنی من توی کوچک ترین کارمم از خداوندم هدایت میخوام ، کمک میخوام چون میدونم تنها خداست که میتونه به من کمک کنه

    ایمان و جسارتم که اصلا زیرو رو شد

    یعنی جسارت و ایمانم فوق‌العاده بالا رفته

    یعنی عاشق اینم که برم تجربه کنم از منطقه امنم بیرون بیام و بقول سعیده عزیز استاد جانم اینارو شما به ما یاد دادین شما

    مثلا استاد جانم بابام میگه نوچ نوچ دلار شد 50 تومن

    من پیش خودم میگم اصلا بشه 1میلیارد خب آیا روی زندگی من تاثیر داره؟؟؟؟؟ صددرصد خیر

    تازه استاد جانم چندین سال پیش تحقیقی توی آمریکا انجام دادن که مثبت اندیشی چه تاثیری روی زندگی افراد داره

    و گفتن که مثبت‌اندیشی باعث کاهش آلزایمر میشه توی کسانی که حتی ژن آلزایمرم دارن یعنی ژن بی تاثیره و همه چیز باوره

    خداوندم رو شکرگزارم که من رو هدایت کرد تا از گمراهان نباشمممممممم

    استاد جانم عاشقتم

    خداجونمممممم عاشقتممممممممممممممممممممممممممم که عاشقمییییییی

    استاد عزیزم به امید الله بزودی زود توی خاک قشنگ آمریکا و توی پرادایس قشنگ تر میبینمتون

    خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتت

    اخیششششش دلم برای کامنت گذاشتن تنگ شده بود:))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1341 روز

    بنام نامی الله .

    سلام استاد عزیزم سلام مریم جان و دوستان خوبم .

    بنام تویی که جان میشوی،دوست میشوی ،عشق میشوی ،ثروت میشوی ،بنام تویی که همه چیز میشوی برای من ،به شرط باور من ،به شرط شکل دادن تو به هرآنچه که میخواهم .

    به روز هایی برمیگردم که تورو تنهااا خدایب خشمیگن میدیدم ،خدایی که بنده هایش را برای دادن نعمت غربال میکند ،خدایی که بنده را بیشتر و بنده ای دیگر را کمتر دوست دارد،این باور ها این شرک هااا این قدرت دادن من به آدمای های اطرافم به گروه های خاص به این پارتی هست و ……نتیجه ای جز روحی خمشگین از تو ،کینه از تو نداشت ،چقدر خدای من در نظرم ،سنگدل بود، نتیجه این باور هااا و این ترمز هااا چیزی جز نرسیدن به خواسته یا به سختی رسیدن بود،استاد عزیزم به سال ها قبل برمیگردم که قانون نمیدونستم ،خدارو نمیشناختم و خدا فقط برام یه کمه سه حرفی بود،بدون قدرت ،خدا برام فقط حرفای بقیه بود،درحالی که قدرت خدا انگار تو دستای بقیه بودن،اون روزا میخواستم تربیت معلم قبول بشم ،تلاش میکردم اما با اکراه،چون باور من و گفته های جامعه این بود که تا سهمیه ای ها موندن تا خانواده های خاص و ایثارگر مونده ،تا اونایی که پارتی دارن ،تورو میبرم اخهههه؟؟؟؟؟؟

    خلاصه کنکور دادم با رتبه عااالی اما بخاطره همون باور خودم قبول نشدم و اخرشم هرجی کینه بود به خدا بیشتر شد ،چقدر الان از افکارم قبلا خندم میگیره ،چقدر من به حرف و نگاه ادمااا چشم دوخته بودم ،شده بودم یه عروسک خیمه شب بازی برای اینکه حرفا و باور های چرت بقیه رو زندگی کنم ،من از خودم هویت نداشتم ،فکر میکردم اره دیگه سرنوشت اینه ،امااا نکته مثبت من اینه با اینکه اون موقه قانون بلد نبودم اما آدم به شدت با اراده ای هستم و متعدم که به هدفم برسم ،خب اون موقه ام این اراده باعث شد دوباره بخونم ،به هدف رسیدم اماااا با تلاش خیلییی زیاد ،البته با کلی دنگو فنگ که اونم بخاطره همون باور هام بود،من دانشگاه تو همون رشته قبول شدم امااا به زور و سختی اینم همون نکته ای که باور همه چیزه ،اگه باور هم جهت نداشته باشی نمیرسی اگرم برسی با هزار تا جون کندن و سختی و البته زمان زیادی ،طول میکشه که برسی،خلاصه من قبول شدم امااا بخاطره باور های خودم ،رفتم دانشگاه برای ثبت نام ، استاد باورتون میشه من جز قبول شده ها بودم امااا مسئول آموزش اونجا گفت سنت یه روز زیاده به شرایط تربیت معلم نمیخوره ،منم چون خیلییی آگاهی نداشتم از شرایطش ،نمیدونستم چیزی ،من خوش حالی کرده بودم قبلش کلی جشن گرفته بودم با دوستام امااا بخاطره همین باور هام بخاطره شرککککک الله اکبر بخدا که شرککککک آدماا از اوج اسمون میاره به زمین،اون موقه که نمیدونستم اینارو بازم تو دلم میگفتم اینااا سرنوشت منه ،ناراحت بودم بخدا انگارتو برزخ بودم کلی تلاش کرده بودم ،قبول نکردم این حرفشونو ،رفتم سنجش تهران ،سازمان مرکزی ،هرجور شده رفتم با مسئولش حرف زدم که نههه من سنم درستع و اینااا،اقاهه مهربون ،نگاه کرد به کارنامه من گفت نه مشکلی نداره اون مسئول ما حتما اشتباه کرده ،همین اشتباه الکی نزریک بود تمام تلاش منو به باد بده،یادمه بازم اون موقه اطرافیانم میگفتن میخوان پارتی بازی کنن و یع کسی از خودشونو جای تو بزارن ،کلی اون موقه گریه کردم ،اون موقه بود که انگار فقط خدا باید کمکم میکرد ،دیگه خبری از اون حرفا نبود،خلاصه رفتم ،قبول شدم،معلمم شدم امااا من بخاطره باور هام به سختی و با کلی چاله چوله رسیدم.

    امااا پاسخ سوال دوم:

    استاد عزیزم منه مهساااا،این روزا شخصیتم با آموزه های شما عوض شده من با شمااا خداروشناختم ،من با شمااا و حرفاتون به این باور رسیدم که استااااد فقط با یک قدرت و انرژی الان تو این جایگاه ،بخاطره باورش به الله ،باوری که میگه خدایاااا فقطططط تو فقط خودت .

    وقتی خالی میشم از شرک ،چقدر خیالم راحته که برگی بدون اذن تو از درخت نمیوفته،وقتی توحیدو با آموزه های شمااا جایگزین شرک کردم ،بعد قبولیم رفتم یه شهر دیگه اون موقه داشتم رو خودم و باور هام کار میکردم ،خب قبلش همه میگفتن که فلان شهری که میری اینجوره اونجوره،اما من بخاطره باور های درستم راجب خداوند راجب اینکه اون با دستاش از طریق آدمااا بهم کمک میکنه،رفتم اون شهر ،بخدا قسم استاد،فقط عشق و خوبی دیدم از آدماش،همکارام اونقدرر عالی هستن عین مادر برام هستن ،عین خواهر هستن ،حتی راننده های تاکسی با مهربونی وقتی میدیدن خرید دارم درو برام باز میکردن یا وقتی هوا سرد و بود و زمین یخ زده بهم گفتن مراقب باش ،اون لحظه هاا همین نتایج بهم قوت قلب میداد و میگفتم ایناااا خدای من هستن ،لبخند آدمااا کمک ادمااا ،همه ایناااا خدای من هستن ،خدایی که اگه من اونور دنیاام باشم ،برام خانواده میشه پدر و مادر میشه،با دستاش به قول شمااا نمیزاره کارم رو زمین بمونه ،استاد من تمام این روزا کمک ادمااا رو از خدا میدونم و ته قلبم میگم مرسی خدام اینا همه تویب ،البتع که بنده های خدای مهربونم تشکر میکنم ،،،،،،،

    ممنون و شکر که هستین.

    در پناه الله .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    سمیرا سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 1806 روز

    بنام خدای هدایتگر و قدرتمند و توانای جهان هستی

    درود بر استاد عشق و توحید استاد عباس منش بزرگوار و مریم بانوی در صلح و آرامش

    امشب موقع خواب ، خیلی به عملگرایی ام در توحیدی بودنم داشتم فکر میکنم ، به نتایجی که با کار کردن روی خودم این مدت بدست آوردم و به نتایجی که هنوز نرسیدم .صبح که بیدار شدم چقدر خوشحال شدم ، دلم واقعا یک فایل توحیدی میخواست که استاد انگاری برای من گذاشتید چه تایم طولانی از آخرین فایل توحیدی تون گذشته بود فایلهایی که من صدها بار گوش دادم و نوشتم و دیدم . با این فایل تون درک‌کردم.: باید در عمل و لایه های زیرین مغزم عملگرایی توحیدم‌و داشته باشم ، در نتایج ام نشون بدم در باورهایی که دارم و بتونم شرک هایی که دارم که سالها از جامعه و مدرسه و دانشگاه و دوستان و رسانه و تی وی و فضای مجازی …دریافت کردم حذف کنم و هرروز نتایج ام با نزدیک شدن به خدای هدایتگرم بیشتر بشه، با استمرار و ادامه دادن پیوسته در این مسیر توحیدی ، با عزت نفسی و خود باوری و خودشایستگی و توحیدی که از شما استاد عزیزم آموختم .

    میدونم تغییر شخصیت ، تغییر باورها و رفتار و عادات ام نسبت به دو سال و دوماه قبل خیلی خیلی زیاد بوده ، میدونم کلا یک سمیرای دیگه شدم ، میدونم این روزها با خودم و خدای درونم چقدر در صلح و آرامش ام .

    چه جاهایی تو زندگی گذشته ام مثل پیدا کردن موقعیت کاری و ازدواج ‌و خلق پول و ثروت و اومدن مشتری ….قدرت میدادم به عوامل بیرونی ،

    استاد وقتی شرک و‌میزاری کنار چقدر آرومتریم ، چقدر خیالمون راحت تره و سرمون همیشه بالاست ، قدرت دادن به عوامل بیرونی در زندگی مون کشور و جامعه‌ و دولت و‌ حکومت و هر فرد قدرتمندی ، به ظاهر و چهره و سن و‌جنسیت و ژنتیک و مقام اجتماعی افراد و محل زندگی و پدر ‌‌مادر و خانواده ….چقدر مارو در رسیدن به خواسته هامون محدود تر میکنه ، این و تو این فایل تون لمس کردم با تمام وجود . اجازه نمیده حالمون خوب باشه و بهونه و‌مانعی برای رسیدن به اهداف و خواسته ها و لذت و شادی و خوشبختی است.

    از وقتی که فهمیدم توحید، یعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی نه ‌ فقط نماز خوندن مون از سر عادتی که داشتم ، گریه و زاری به درگاه خداوند برای استجابت دعاهام و‌شفاعت و درخواست از ائمه و زیارتگاه‌ها و …میدونم هنوز لایه های شرک در وجودم هست ، میدونم‌و‌تسلیم پروردگار جهان هستی ام که هرروز منو به توحیدی بودنش نزدیکتریم کنه ، هرروز حالم بهتر باشه از بودن در کنارش و رازو‌نیاز و خدانوازی با تنها قدرت جهان هستی، هرروز نتایج بیشتر و هرروز پاک شدن از شرک و باورهای شرک آلود…

    خدای مهربان و اجابتگرم هدایت مون کن در این مسیر الهی ، در این مسیر بودن با تو ، با باورهای قدرتمند و تجارب زیبایی مون جهانی زیباتر برای خودمون خلق کنیم .

    استاد ازتون سپاسگزارم از این فایل توحیدی آموزنده که تلنگری بود بر پاشنه آشیلی که بر باورهای توحیدی مون داریم بندازیم .

    بودن در این سایت زیبا و دیدن و گوش دادن بارها و بارها به فایلهای آموزنده و‌پر محتوا و آگاهی دهنده و خوندن کامنتها و‌نظرات دوستان هم مداری ام انگاری ، مفیدترین زمانی است که من در زندگی سپری میکنم و با هر تکرار و تکرار و پیوستگی و استمرار و ادامه دادن باز هم تشنه این مطالب آموزنده ام .

    خدایا مارا به راه راست هدایت کن ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه گمراهان .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    لیلا رستمی گفته:
    مدت عضویت: 1105 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام صمیمانه خدمت استادوخانم شایسته عزیزم

    درمورد باور به عوامل بیرونی باید بگم از قدیم ازمادربزرگ ومادرم می شنیدم که فلان طایفه خیلی خوش شانس هستن و تقریبا همه باور کرده بودن و به خاطر همین باور وصلتی با اون طایفه انجام میگرفت به خاطر اینکه اون باور آنقدر قوی بود زندگی خوب و باشرایط عالی می‌شد

    و ازدواج هایی که وصلت با طایفه مورد نظر نبود درگیر فقر و نارضایتی بود و باور بر این بود که ما شانس نداریم و ژنتیک اون طایفه رو عامل خوشبختی می دونستن

    درصورتی که وقتی یه هم صحبتی با هرکدوم از این دو پیش می اومد می‌شد فهمید ژنتیک هیچ نقشی در خوشبختی نداره فقط اون خانواده های خوشبخت سپاس گزارتر و خوشحال تر و کمتر درمورد کمبودهای زندگی صحبت میکنن و تمرکزشون بروی زیبایی هاست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    javad گفته:
    مدت عضویت: 2070 روز

    با درود آفرین به استاد عزیزم و همه مخاطبین عزیز سایت استاد عباس منش �تاد من از بچه‌های دوره 12 قدم هستم و موفقیت‌های ک و بزرگ خیلی خوبی داشتم در اندازه‌ای که تمرین کردم متعهد بودم تمرین انجام بدم نتیجه هم گرفتم اما به قول اون فایلی که چند روز پیش گذاشتی رو سایت با موضوع نتایج پایدار به خدا من چقدر سقف آرزوهام کوچیک بود من زود یادم رفت زود فراموش کردم دوباره افتادم دنبال مسائل سیاسی و اقتصادی به خدا بحث در مورد اینا فقط شرکه شرک مطلقه

    بخدا استاد اینقدر زندگی یشنگ‌و جذاب اروم پیش میرفت تا اومدین تو این مسائل لعنتی وکذای دوباره قهری با دین با قران دوباره دنبال بحثهای سیاسی بحث اقتصادی فوش به این به اون اینا برن پسر شاه بیاد فقط اون به دادمون میرسه و چ چ چ میبینم دوستانی رو که هر روز در سفر هستن. شاد هستن. هر روز پول بیشتری دارن هر روز قاچتر سرخ سفیدتر میشن جای که مشغول به کار هستم ادمهای میان سه تفر شام میخورن پایه حقوق یک کارگر در طول ماه میشه پول شامشون شاد سرحال قهقه میزنن و من بجای لذت بردن بجای اینکه روی باور ثروت سازم کار کنم روی فراوانی کار کنم دنبال شرک افتادم دنبال بحث که یک عامل بیرونی قدرت داره اگر اینا برن اونا بیان من زندگیم لذت بخش میشه شاد میشم و…

    استاد چندتا فیلم از سخنرانی های خمینی گوش دیدم چقدر متنفر شدم از ابن بشر چقدر این صحبتاش جنگ طلبانه و تشویش کننده بود که ملت عراق رو تحریک میکرد به اینکه بریزید تو خیابون مالیات ندین به صدام اگر میتونید اینارو بکشید حتی پول آب برق ندین میگفت همبن کاری که مردم تو ایران کردن بکنید اگرنتونستبن بیاد ایران ما درخدمت شما هستبم

    این سخنرانیش هرچی من در مورد این شخص تو سرم ساخته بودم هرچی نکته مثبت بود نابود کرد بعد از ابن سخنرانی تقریبا شش ماه بعدش جنگ شد

    چقدر حالم بد شد که میگفت حیوان هم همه فکرش اقتصادش است شکمش است

    نمیدونم کامنتم منتشر میشه یا نه ولی واقعا اون دو سه فیلم از صحبتهای این انسان حال بهم زن بود

    ی جای میگفت اگر کفار عده ای مسلمان رو سپر انسانی کردن بر ما واجبه کافر مسلمان رو بکشیم کافر به جهنم و مسلمانش به بهشت میرود

    استاد خداشاهد ابنا مزگم کلم خالی بشه هیچ کس کامل نیست هیچ کس کامل نیست هیچ کس

    اما همین اقای خمینی کلی هم نکات نثبت داره که الا از دستش عصبی هستم نمیتونم بگم باشه واسه بعد ولی خدا کمک کنه این بتپرسی دست بردارم همچیز از توحید استاد

    همچیز من در دوران مصرفم هر جا که از مواد جان سالم بدر میبردم میگفتم زرنگی خودم بود تا قبلش کل قران رو از بر میخوندم که از این ایست بازرسی رد بشیم نگیرنمون

    چقدر ناشکر ناسپاس بودم و حالا هم گاهی به گذشته برمیگردم

    من همیشه دنبال یک کسب کار شخصی بودم که از شر کار کردن برای مردم راحت بشم.

    حالا یک کسب کار بهم الهام شده دارم یادش میگیرم دارم تمرینش میکنم

    من تمروز به این فایل نیاز مبرم داشتم خیلی عصری جالم گرفته بود چرا که برای چندمین بار جاکارت عابربانکم رو گم کرده بودم و کلید جاگذاشته بودم این موضوع دیگ داشت زجرم میدادم

    نشستم با خودم صحبت کردم که جواد بابا ول کن این بحثها رو نگا کن فلانی فلانی رو الا کجان چکار میکنن چطوری زندگی میکنن الا توهم جا موندی از زندگی 32 سالته ول کن همش دنبال ین بحثا بودی همش دنبال راهی برای فرار از واقعیت این استاده (عباسمنش) اومده نجاتت بده ول کن این بحثا رو تا کی دنبال قضاوت خودت با دیگران و دنبال این هستی که یکی بیاد نجاتت بده

    استاد شرک شرک بیچاره میکنه ادم من بیچاره کرده دست به طلا بزنم پهن میشه باور کن تا زمانی که با شرک زندگی مبکنم همینه

    خدایا مردنگی کن جان مادرت مارو از شر این حرفا و این بحثای نجات بده این قدرت بده من برم دنبال زندگیم

    بخدا اینقدر تو محیط کارم عذت احترامم میزارن

    اینقدر اختیارات بهم دادن

    حقوقم از بقیه بالاتر نقدتر وسیله زیر پام

    غذای خوب مرتب خوابگاه تنیز رو به روی دریا ویو دریا غروب بینظیر و یک میدان زیبا باد گرم باد خنک همچیزی کشتی به گل نشسته همچیز عالی همچیز قشنگ

    ولی مغز بیصاحب دنبال کمبودها و نداری ها ای خدا دمت گرم

    تو کمک کردی من الآ 11 سال پاکم از این بع بعدش هم میدونم کمک میکنی خدایا صفای وجودت که هر وقت اومدی تو زندگیم شادی سلامتی نوووور زیبای تمیزی اوردی

    خدایا دوست دارم مردونه کارت درسته

    چند شب پیش رفتم جلسه چ حالی داد چه حالی داد مردونه رفیق قدیمی داشتم از دوران مص ف و اوایل پاکی صحبت کرد و تعییراتی که اهسته اهسته تو زندگی رخ داد البته که با لحجه جنوبی و ماهم دنبال خنده و مسخره بازی بالخره جلسه رو هوا بود کلی خندیدم

    واقعآ این خدای مهربون و کار درست هر وقت بری سمتش بغلت میکنه هواتو داره دوستت داره عاشقت میشه

    خدایا ژنتیک پنتیک بیخیال قربونت برم میخوام بیام تو سایت دوباره برم سراغ تمریناتم

    از دورها از فایلهای رایگان

    خسته و دست پا درازتر برگشتم بخدا ول کنید بچها این 5 فایل رایگان اخیر رو مرتب گوش بدین و تنرین کنید کم کم از ماتریکس وحشتناک میایم بیرون و زندگی زیبا نور خورشید ارامش بوی خوب دوباره میاد تو زندگی رقص شادی پول سفر دوباره میاد عاشقتم خدای خوبم دوستت دارم نازنینم

    استاد گل همه مردا چه استایلی ساختی زندگیم دوستت دارم اندامی من

    خدا بخیر کنه عاقبت هممونو

    در پناه ایزد منان شاد سالم و تن درست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    Malek_success گفته:
    مدت عضویت: 3241 روز

    بنام الله یکتا

    سلام استاد

    خداروشکر میکنم که امروز در مدار آگاهی های این فایل بی نظیر قرار گرفتم..

    امروز روز دوم از تعهد من برای” نوشتن روزانه حداقل یک کامنت” هست که به صورت هدایتی فایل ها انتخاب میشن

    در کنار اصل اساسی “من با افکار و باورهام خالق زندگی خودم هستم” توحید نقش بسیار مهمی داره

    یعنی من نیازه که تاثیر هر نوع عامل بیرونی رو در ذهنم از بین ببرم. این دیدگاه نیازمند تلاش ذهنی فراوان هستش ..

    خوب همیشه خبری که از زبان دانشمندان باشه برای من مقبولیت بیشتری داشت و هیچ وقت اون دیدگاه رو به چالش نکشیدم به این دلیل که میگفتم این حرفا بر اساس علم و منطق بیان شده پس نباید به اونا شک کرد اما امروز یاد گرفتم که یک فیلتری برای خودم بزارم و اون اینه که “این حرف یا دیدگاه چه کمکی به من میکنه؟آیا من رو محدود میکنه؟آیا قدرت رو از من میگیره؟” اگر جواب نه باشه اون رو می‌پذیرم..

    قطعا شرک من باعث شده در این شرایط زندگی کنم در غیر این صورت در تمام جنبه ها باید رشد میکردم..

    موردی که اخیرا روی من تاثیر گذاشته بود همین بحث بدنسازی و ساختن عضله بود..چون با همه که صحبت میکردم و نظر میدادن میگفتن که بدنسازی بدون خوردن مکمل یا زدن تسترون فایده نداره..حتی از چندتا مربی این سوال رو کردم که میشه طبیعی و بدون مصرف مکمل به نتیجه مدنظرم برسم؟ و اونها راه حل سخت تر که تغذیه متفاوت که به 6 وعده در روز میرسه رو پیشنهاد میکردن…

    اما من باور نکردم و سعی می‌کردم توجه نکنم به این حرفها..

    چند وقته که به باشگاه نمیرم چون به قول استاد من تا آخر عمر نمیتونم هفته ایی 4 بار باشگاه برم و تمرینات سنگین انجام بدم..هدف من سلامتی و داشتن بدن قدرتمند هست..

    و وقتی رفتم باشگاه چند نفر از دوستام گفتند که مصرف میکنی و اصلا باور نمی‌کردند که به صورت طبیعی این اندام رو دارم..البته که هنوز دوره سلامتی رو تهیه نکردم که در لابلای فایلهای رایگان استاد مفاهیم اصلی رو درک کردم ولی دوست دارم با جزئیات اونها رو بدون و در زندگی خودم بکار ببرم…

    مورد دیگر شرک و دخالت عوامل بیرونی مربوط به زمانی میشه که در دانشگاه بودم و داخل خوابگاه ماشالله همه استاد سیاست و بدگویی درباره سیستم موجود!

    من هم قانون رو نمیدونستم و خیلی در این بحث ها شرکت میکردم…باورهای اون موقع منجر به این شد که حالم اصلا خوب نبود. همیشه خودم رو یک قربانی میدیدم و از همدردی بقیه لذت می‌بردم و راه حل مهاجرت به کشور دیگه بود و از اون ور هم پولی نداشتم که مهاجرت کنم..

    هر وقت شرایط از نظر مالی و روانی سخت میشد به خودم میگفتم تقصیر من نیست..من در جای نامناسب به دنیا نیومدم.. یاد حرف یکی از آشنایان در زمان بچگی افتادم که گفت اگه خدا ما رو دوست داشت ما رو اینجا نمی آفرید!

    و کلا دنبال تغییر دولت و نظام بودم تا فرجی بشه و نظام جدید با ایجاد روابط با کشورهای غربی و برجام شغل ایجاد کنه و من بتونم سرکار برم و به رویاهام برسم!

    چقدر دعا دعا میکردم که برجام به سرانجام برسه!

    اما هر چی می گذشت میدیدم که اوضاع تغییری نکرده هیچ بدتر هم شده بنابرین به فکر تغییر افتادم و خوب در مدار استاد و آگاهی های این سایت قرار گرفتم..بعد از خرید دوره روانشناسی ثروت 1 ورژن قدیم و دادن تست باورها فهمیدم چقدر باورهام داغون بود..

    خلاصه بعد از دیدن الگوهایی که فقط به واسطه اینترنت تونستند کسب و کار خودشون رو راه بندازن و به استقلال مالی برسن، تاثیر این باور در ذهنم کم تر شد و تونستم سرکار برم و خدا رو شکر از نظر مالی دو احساسی رشد خوبی رو تجربه کنم..الان که به اون روزا فکر میکنم هیچ شباهتی با اون شخص ندارم و کلا از بحث های سیاسی فرار میکنم.

    این دیدگاه و باور از نظر رفتاری و شخصیت باعث شده که شجاع تر باشم، هنگام تصمیم گیری های سریعتر عمل کنم و کلا ترس از آینده نداشته باشم…

    همچنین تمرکز خودم رو بهبود شخصیتی گذاشته و دنبال تغییر عوامل بیرونی نباشم

    خدا رو شکر میکنم که تونستم امروز هم کامنت بزارم و افکارم رو در مسیر درست هدایت بکنم

    24 تیرماه 1402

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    الهه علینژاد گفته:
    مدت عضویت: 1332 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد عزیزم

    سلام دوستان بسیار دوست داشتنی ام

    چی بگم از کجا بگم چطوری بگم

    شرک چه پدری از من درآورد و توحید چه هدایایی به من داد

    مرده بدم زنده شدم

    دولت عشق آمد و من

    دولت پاینده شدم

    این نشانه امروز من بود ،قبلا بارها و بارها این فایل بسیار ارزشمند گوش کردم الان جایی هستم که نشانه امروز من زدم فقط تونستم نوشته‌ها رو بخونم و جواب سوال استاد بدم.

    زمانی که باور به عوامل بیرونی داشتید چه نتایجی گرفتید؟؟

    چه نتایجی؟؟

    غم ،نگرانی، بیچارگی، چه کنم چه کنم های فراوان

    بدو بدو های بی نتیجه

    بچه شیر خوارتو از شیر بگیری بزاری پیش مادرشوهر بدویی بری سر کار آخرش هم هییییییییچ

    نه آرامش، نه پول، نه برکت، نه استراحت ،نه خوشی

    واقعا من با این مسیر زنده شدم ،فکر نکنم روزی باشه که من به خاطر مسیر الهی که توش هستم و توحید و استاد و سایت سپاسگزاری نکنم .یکی از سپاسگزاری های ویژه من.

    خدایا مرسی عاشقتم که دستم گرفتی و از غم و نگرانی نجاتم دادی.

    روزی نیست که نتایج این مسیر نبینم ، روون شدن چرخ زندگیم نبینم، محبت و عشق آدما رو نبینم

    پریروز صبح حدودای 10 بود داشتیم صبحانه میخوردیم ،خدارو شکر یه کوچولو آزادی زمانی داریم ،صبحها من و رضا(اگه دخترم هم مدرسه نباشه و تعطیل باشه )باهم صبحانه میخوریم فایل گوش میدیم و گاهی پیاده روی وخرید و …کارهای دیگه رو باهم انجام میدیم،خلاصه صبح پنج شنبه بود که موقع خوردن صبحانه رضا گفت خیلی دوست دارم برم نمایشگاه قزوین که مربوط به دستگاههای مربوط به کارش بود ،ما گیلان زیبا هستیم،گفتم اگه دوست داری خوب بریم،سریع جمع جور کردم و راه افتادیم دخترم گفت من هم بعدازظهر 2تا کلاس دارم و شنبه هم 2تا امتحان. نمیتونم بیام ،از اونجایی که تو دوازده قدم از استاد خیلی چیزها یادگرفتم و سعی میکنم عمل کنم ،اصراری به دخترم نکردم گفتم هرجور که راحتتری ،اگه قبلا بود زورش میکردم که باید بیاد.

    خلاصه دخترم بردم پیش مادرم که راحت به کلاس و درس و برنامش برسه ماهم راه افتادیم.

    جاده و آهنگ وفایل استاد و نورخورشید و برگهای پاییزی و …دست به دست هم دادو خیلی خوش گذشت ،تا اینکه رسیدیم قزوین و‌نمایشگاه .

    اونجا چقدر دستاورد داشتیم.چقدر خوب بود

    صبح تو ستاره قطبیم نوشته بودم امروز دوست دارم هدیه بگیرم ،نمیدونستم میخواهیم بریم مسافرت یک روزه.

    اونجا همه به ما اشانتیون میدادن و ساک دستی هدیه میدادن با قهوه و …. از ما پذیرایی کردن.

    یه لحظه که رضا داشت بایکی در مورد دستگاه ها حرف میزد و اطلاعات میگرفت من احساس خستگی کردم .رفتم رویه صندلی نشستم .یه خانمی اونجا بود ،برعکس سابق که خیلی درونگرا بودم اصلا باکسی زیاد هم کلام نمی شدم وصحبت نمیکردم (بعد از اینکه وارد این مسیر هم شدم مقاومت شدید داشتم فکر میکردم الان تمام باورهام خراب میکنن،خخخخ) با اون خانم هم صحبت شدم ،انگار سالهاست هم میشناسیم ،وقتی فهمید که من تازه از راه رسیدم و از شمال اومدم کلی از شمال و چایی شمالی تعریف کرد و به همکاراش گفت از ایشون پذیرایی کنید و خلاصه کلی محبت کرد.

    در همون حال که من با اون خانم مهربون حرف میزدم کاملا آگاه به افکارم بودم گفتم الهه این تویی چقدر راحت با یه نفر صحبت میکنی (فکر کنم این به خاطر دوره بی نظیر احساس لیاقت که تازه 3 هفته هست داریم روش کار می‌کنیم)

    بعدش هم رفتیم یه قسمت دیگه نمایشگاه، باورم نمیشد یه نفر اونجا بود که اسم و محصول رضا رو میشناخت و گفت که من خیلی تعریف شما روشنیدم ،یه دوستی دارم تو لاهیجان دنبال شما و محصول شماست و….خلاصه اونجا نماینده فروش بود و کلی در مورد قیمت دستگاهها برای ما تخفیف گرفت .

    همه اینها از طرف کی بود ؟؟

    جز خدا کی میتونست این کار هارو برامون بکنه.

    کی به جز خدا اسم همسرم بالا برد؟؟

    کی تو تمام لحظات مسافرت کنارم بود و کمک کرد انقدررررر به ما خوش بگذره؟؟

    خدایا مچکرم عاشقتم

    استاد با تمام وجودم ازت ممنونم.

    مریم جان مرسی بانوی مهربان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: