توحید عملی | قسمت 8 - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1196 روز

    سلام خدمت شما استاد بزرگوار و خانوم شایسته عزیز استاد من قبل از آشنایی با شما اصلاً نمی‌دونستم توحید چیه ودرمورد شرک هم اطلاعات من خیلی کم بود و متأسفانه توایران اصلأ در مورد توحید و شرک اساتید صحبت نمی‌کنند وفقط یه بار یه دوره از یکی از استاد ها که من تهیه کرده بودم استاد توان دوره کمی در مورد شرک صحبت کرد و گفت که وقتی ما دیگران ومقصر می‌دونیم (بخشدار وشهردار و فرمانداری ورئیس جمهور) داریم شرک می‌ورزیم ودیگه بعد اون من از توحید و شرک صحبتی نشنیده بودم و به لطف خدا به سمت فایل های توحیدی هدایت شدم و به لطف خدا هرروز احساس می کنم شرک ها از وجودم داره پاک میشه وتودعاهام از خدای مهربان می‌خوام که وجود من واز شرک ها پاک کنه ومن واز یکتا پرستان قرار بده ممنون و متشکرم و سپاسگزارم از فایل های شما که اطلاعات ناب ودر اختیار ما میذارین امیدوارم در پناه خدا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    شمیسا عرب گفته:
    مدت عضویت: 502 روز

    به نام خداوند خوبی ها

    سلام به استاد توانمندم و مهربانو مریم جان

    الان دقیقا زمانی من به این فایل دارم گوش میدم که دچار بیماری شدم که احتمال آلوده شدنم به سرطان هست و منتظر آزمایشم هستم

    ذهن من متاسفانه روزانه هزارو یک دلیل میاره که من مقصر منم و این خیلی منو اذیت میکنه و با وجود اینکه سعی میکنم آرامش خودمو حفظ کنم مدام تو ذهنم نجوا میاد که واقعا نمیدونم چطور خودمو ببخشم

    چند روزی هست به لطف پروردگار دوره قانون سلامتی رو شروع کردم باور به سلامتیم دارم

    مشکل من اینه که اگر اشتباهی در مقابل خودم یا خدا انجام دادم بخشش برام سخته

    شما میتونید بم بگید چطور میتونم از خودم بگذرم و تمرکزم رو روی باورهام‌بزارم ؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مبین گفته:
      مدت عضویت: 596 روز

      به خودت نگاه کن و ببین تنها کسی هستی که خودتو میفهمی و میتونی افکارتو ببینی. ببین این احساس گناه که میگی از کجا سرچشمه میگیره؟ دلیلش رو ببین و متوجه میشی که یه عامل خارجی باعث ایجاد این احساس شده. تو باید این عامل رو نادیده بگیری و بگی هرچی شد خودمو دوست دارم. و اینکه تحت هیچ عنوان به دنبال احساس توجه در دیگران نباش.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سیروس گفته:
      مدت عضویت: 564 روز

      سلام خواهرم، الان اصلا مهم نیست کی مقصره اصلا، چیزی که مهمه ذهن تون را مثبت و قوی کنید و شجاعانه و با توکل بخدا به جنگ هر مشکل جسمی که داری بری، ایشالله که جواب آزمایش منفی هست و اگر هم مثبت بود بدان خدا بی نهایت بار از سرطان قوی تره و کمک شماست. دعا و انرژی مثبت ما همیشه نثار شما بزرگوار هست. ایشالله بزودی خبرهای خوبی از شما میشنویم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 924 روز

    الحمد لله رب العالمین

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیز

    و همه دوستان عزیزم در این فایل و سایت

    سیستم جهان جوری طراحی شده که به افکار و باور های تو پاسخ میده و دائما در تلاشه تا به تو ثابت کنه که تو درست فکر میکنی.

    کلاً نمدُّ هولاء و هولاء

    فایل رو که گوش میدادم چندین مثال از خودم و دوستانی که قبلاً باهاشون در رابطه بودم رو یادم اومد.

    تو دوره دبیرستان ، دونفر هم کلاسی داشتم که اتفاقا دو قلو بودن و اتفاقا سیّد هم بودن.

    این دو نفر هیچ گونه شباهت رفتاری ، اخلاقی ، استعدادی با هم نداشتن.

    یه نفر پر جنب و جوش و شیطون و یکی کاملا آروم و ریلکس.

    یکی با وجود اینکه دائما کتاب دستش بود ، نمرات خوبی نداشت و اون یکی که شر و شیطون بود ، نمرات خوبی داشت.

    و هر دو از نظر اخلاقی کاملا عالی بودن و هیچ نشانه ای از باور سید بودن نداشتن.

    یه همکاری داشتیم با 6 برادر بزرگتر و دوتا خواهر ، دائما از دیابت و اون مسائلی که بقیه خانواده باهاش روبه رو شده بودن صحبت میکرد و مینالید ، اما خودش هنوز درگیر نبود و افتخارش این بود که من 3 ماه یکبار چکاپ میدم و … ، یه شبی ، که تازه وارد سایت شده بودم و یادم نیست که چه فایلی از استاد رو گوش داده بودم ، به روش غذایی و رفتاریش توجه کردم.

    طبق معمول شروع کرده بود به حرف زدن و روی منبر بود.دیدم چایی ریخت و حدود 10 12 تا قند انداخت داخل چایی و شروع کرد هم زدن که بخوره. بهش گفتم ، تو دائم این حرفا رو میزنی اما عبرت نگرفتی.

    گفت چرا؟گفتم به چاییت نگاه کن ، به نوشابه ای که هر وعده غذایی میخوری توجه کن.اولش گفت هاااااا ، ولی ‘ ما تغییر و تاثیر روی دیگران نداریم ‘ و بعدش چایی رو خورد.

    قبلا اکثراً فصل بهار یا پاییز تبخال میزدم و عموما معدم بهم ریخته بود ، و اینو ربط میدادم به اینکه خب ارث که نذاشتن برامون فقط همین تبخال و معده درد رو دادن بمن.اما الان توی این 2 سال گذشته ، فکر میکنم یک یا دوبار ، تبخال زدم ، و معده من هم هرموقع که خودم رعایت نمیکنم ، مشکل داره.

    مسئله حساسیت فصلی رو داشتم که سالها اذیت بودم ، و از زمان ورودم به سایت و از زمانی که رعایت کردم ، فکر میکنم یکبار امسال با این مسئله مواجه شدم که اونم از این علت بود که خودم توجه نکردم به مسئله غذا و خوراکم.

    تو بحث علم و مباحث علمی که دانشمندا بهش میرسن ، یه موضوعی هست که علم ، تنها چیزی رو قبول داره که از طریق علم ، بهش میرسه.

    اما ، موضوعات زیادی هست که اصلا بهش ورود نمیکنه ، چون نه ابزارش رو داره برای اثبات علمی ، مسائلی که به باورای مخرب خودشون ربط داره و به من چه اصلا.

    هرچیزی رو که من باور میکنم ، جهان همون رو به من نشون میده.

    ذهن ، هر موضوعی رو که میشنوه ، میخواد جوری فرآوریش کنه که تورو اذیت کنه ، ناامیدت کنه ، بقولی دست میذاره روی چیزی که تو دوست نداری تجربه کنی تا به اون ناخواسته توجه کنی ، نه به خواسته هات.

    اینو برای خودم مینویسم که برام منطقی بشه و دهن ذهنم رو برای همیشه در این رابطه ببندم ، البته باید همیشه روش کار کنم ،

    هر فردی در جهان ، طبق اون خلقت مادی که داره ، دارای ویژگی هاییه..و طبیعتا این ویژگی ها هم مثبت و هم منفیه..

    حالا منی که طبق آموزشایی که دیدم و خوندم ، این ویژگی ها رو میدونم کم و بیش ، آیا باید به این موارد اعتنا کنم و توی روابط ، همکاری ، کار و زندگیم ، اونا رو مد نظر بگیرم؟

    طبیعتا نه.

    منم که انتخاب میکنم که اون شخص ، چه جنبه ای از ویژگی رفتاریش رو در ارتباط با من داشته باشه. همون بحث برانگیختگی در روابط.

    اساس جهان مادی ، بر طبق قطبیت تضاد و منفی و مثبت ، ساخته شده.حالا من باید از خودم بپرسم که من چیو میخوام تجربه کنم از این جهان؟

    بقولی : آب جوشی که سیب زمینی رو نرم میکنه ، تخم مرغ رو سفت میکنه.

    بستگی به من داره ، به دید من ، به باور من ،

    توی روابط ، توی جامعه ، توی هر شرایطی ، دوست دارم چیو از اون شرایط تجربه کنم؟

    توی فلسفه چینی ، اسانس رشد و اخلاقیات و جسم و … در جنین و بعد از تولد ، همه از والدین به ارث میرسه و توی کلیه ها ذخیره میشه.

    اما ، چقدر جالب گفته شده که ، فرد میتونه تموم این ویژگی ها و اون اسانس رو بعد از تولد ، طبق ورودی های مادی (غذا ، نوشیدنی ) و ورودی های غیر مادیش (هوا ، ورزش ، میزان شادی و لذتش و …) بصورت کامل تغییر بده.

    پس به هیچ عنوان به ژنتیک و یا ارث وابسته نیست.

    من در مواجه با مسائل ، اطلاعاتی که شاید توی کارم بهش برخورد میکنم ، میشنوم ، میبینم ، و در کل ورودی هام ، توجه کنم و فکر کنم بهش که آیا این مسئله ، به من کمک میکنه؟در جهت پیشرفت من عمل میکنه؟

    و یه موضوعی هم الان یادم اومد ، توی فایلی ، از استاد شنیدم که گفتن ، هیچ ایده ، فکر ، قدمی که میخوای انجام بدی ، خواسته یا رویایی که داری رو با افرادی که باهات هم جهت نیستن در میون نذار ، اصلا در موردش باهاشون صحبت نکن.

    و من یه مسئله ای بود ، ناخودآگاه مدتی پیش به زبون آوردم که این ایده هم میشه انجام داد. و هنوز شرایطش برام پیش نیومده که برم و انجامش بدم ، اون عدم استفاده از قانون ، شرایطش رو پیش نیاورده ، و دیروز به من یادآوری شد که تو گفتی اینو میخوای انجام بدی ، انجام دادی؟

    و من گفتم نه هنوز شرایط پیش نیومده. و من در آن واحد این قانونی که استاد گفتن بهم یادآوری شد ، که ببین ، رعایت نکردی ، الان تو روت آورده شد که بعله چرا انجام ندادی؟

    و این که از ذهن من گذشت ، سریعاً موضوع بحث عوض شد و سر صحبت به جای دیگه کشیده شد و برای من قانون یادآوری شد که تنها و تنها در مورد ایده ها و خواسته هات ، با خودت و خدا صحبت کن و یا افرادی که میدونی در مسیر تو هستن.

    خدایا شکرت.

    و اینم باید بگم که ، استاد که داشتن در مورد علم و نتایج دانشمندان و این مسائل صحبت میکردن ، بار اول ، ذهن من داشت مقاومت نشون میداد که یعنی چه و فلان و بمان…اما خدارو شکر ، بهش توجه نکردم و گفتم این عدم درک از ذهن منه ، بارها و بارها هم شده گوش میکنم تا لپ کلام ، اون اصل مطلب رو درک کنم و ذهن منو وارد حاشیه نکنه.

    و خدارو صد هزار مرتبه شکر که همین اتفاق افتاد و اصل و اساس مطلب رو من فهمیدم و درک کردم که چی به چیه.

    و امیدوارم که بتونم توی زندگیم ، اول برای خودم ازش استفاده کنم ، و بعد که شرایط نرمال شد و من خودم عمل کننده بودم ، اگر خواستم در موردش حرفی بزنم ، بگم که بله من خودم این روش رو انجام دادم ، نتیجه گرفتم ، شما هم که سوال میپرسی یا اگر بخوای نتیجه شو بگیری ، این روش درستشه.

    خدایا ، تو همیشه با منی ، از رگ گردن به من نزدیک تر ، تو از روح خودت تو وجود من دمیدی ، خدایا کمکم کن ، هدایتم کن که بتونم این مسئله رو هر لحظه بهتر از لحظه قبل درک کنم.

    تو برکت و نعمت خداوند غرق باشید.

    خدایا دوست دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    قاسم نظرپور گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی

    در مورد تاثیر عوامل بیرونی من از بچگی شنیده بودم فقط باید از خدا بترسم و از کسی که از خدا نمی‌ترسه بترسم و همیشه از خدا می‌ترسیدم به خاطر باورهایی که در ذهنم ایجاد شده بود و سعی می‌کردم کار اشتباه و خطایی نکنم چون بهم گفته بودن اگر کار اشتباهی و خطایی و گناهی انجام بدهم هم در این دنیا و هم در آن دنیا مجازات میشوم . اگر عبادتی هم می‌کردم نمازی می‌خوندم روزه‌ای می‌گرفتم دعایی می‌کردم فقط از سر ترس و اجبار بود

    در مورد ترس از آدما هم همیشه بهم گفته بودن از فلانی بترس چون آدم شریه. از فلانی بترس چون آدم بی‌خدایه. از فلانی بترس چون قدرت داره و همیشه این ترس در وجودم رخنه کرده بود تا وقتی با سایت استاد عباس منش آشنا شدم و کم کم روی باورهام کار کردم و دیدگاهم نسبت به خداوند و پیامبران و امامان بسیار تغییر کرد و متوجه شدم که در قرآن خدا گفته هیچ کسی نه در این دنیا و نه در آن دنیا نمی‌تونه کسی رو شفاعت کنه و دیگه دست از خرافات و عقایدی که سال‌ها داشتم و هیچ کمکی بهم نمی‌کرد و منو از خدا دور می‌کرد برداشتم و اتفاقات بسیار خوبی برام رخ داد هم از لحاظ مالی . هم از لحاظ ارتباط با مردم و جامعه و خانواده و اقوام . هم از لحاظ آرامش و معنویت .

    ولی با این وجود هر چقدر من قدرت رو به عوامل بیرونی مثل دولت ، رهبر و کسایی که قدرت دارند و رئیس جمهور آمریکا و غیره دادم از مسیر دور شدم و اتفاقات بد زیادی برام افتاد

    هر وقت به خدا توکل کردم در هر زمینه‌ای و در هر مسئله‌ای همه چیز برای من به صورت معجزه‌وار و عالی برای من اتفاق افتاد

    هر وقت قدرت را از خدا گرفتم و به بنده‌ها و عوامل بیرونی دادم زندگیم جهنم شد از همه لحاظ هر وقت قدرت رو به خدا دادم زندگیم عالی شد

    من فقط بهترین راه برای تغییر باورهای شرک آلودم رو سایت عباس منش.com دیدم و همیشه سعی می‌کنم روی باورهای توحیدی کار کنم و زندگیم به سمت اتفاق‌های خوب پیش میره

    ولی به محضی که به وسیله جامعه و اطرافیان و رسانه‌ها ذهنم به سمت مسائل شرک آلود می‌رود

    به سایت میرم و از خدا می‌خوام که من رو هدایت کنه همین فایل هم نشانه هدایت امروز من بود ، در مورد شرایط و اتفاقات و تحریم و اوضاع بد اقتصادی فعلی .

    استاد واقعاً با تمام وجود ازتون سپاسگزارم به خاطر فایل‌های توحیدی تون . بخاطر همه دوره‌هاتون

    در مورد بحث قانون سلامتی من سال 1401 حدود 3 ماه روی دوره کار کردم نتایج فوق العاده‌ای از لحاظ تناسب اندام ، انرژی فوق العاده ، آرامش گرفتم و مشکلاتی که داشتم حل شد ، ولی بعد از مدتی به خاطر کار نکردن روی دوره و بخصوص اهرم رنج لذت کار نکردن ذهنیتم تغییر کرد و دوباره به زندگی قبل برگشتم ، ولی الان دوباره با تعهد دارم روی دوره قانون سلامتی کار می‌کنم و از اول چکاپ سلامتی رو انجام دادم و منتظرم آزمایشها رو انجام بدم و چکابم رو کامل کنم و با تعهد و تمرکز 100% روی دوره کار کنم و در کنار دوره قانون سلامتی روی دوره روانشناسی ثروت 1 و دوره فوق العاده هم جهت با جریان خداوند کار کنم و نتایج عالی بگیرم و بیام توی سایت از نتایجم بگم و کامنت بنویسم

    با آرزوی بهترین‌ها برای شما استاد عزیز و مریم مهربان

    از خداوند منان خواستارم هرجا هستید بهترین اتفاقات براتون رخ بده و در پناه الله یکتا شاد سالم سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سارا نظامی گفته:
    مدت عضویت: 484 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم جان و دوستای نازنینم

    این فایل نشانه هدایت امروز من بود از خداوند درخواست کردم خدایا من روی چه باوری کار باید بیشتر کار کنم و خداوند امروز من و به زیبایی هدایت کرد خیلی وقته متوجه شدم که عدم احساس لیاقت در من هست

    من در گذشته باورهای شرک آلودی داشتم اینکه اگه به آدما نه بگم با من قطع رابطه میکنن و کارهام انجام نمیشن و من و رها میکنن

    خیلی در این مورد ضربه خوردم هم از لحاظ احساسی و هم مالی چندین سال بخاطر این شرک و بها دادن زیادی به آدم و آدما که اون آدم خاص

    می‌تونه برای من کار انجام بده در حالیکه به بدترین شکل ممکن خودم باعث شدم که کلی ضربه بخورم من این باور و داشتم که بقیه باید

    یه کاری برای من انجام بدن یعنی اونا میتونن و قدرت و از خدا گرفتم به اون آدم دادم الان خیلی

    بهتر شدم هنوز هم خوب نشدم ولی به این آگاهی رسیدم که تنها خداونده که می‌تونه برای من کار انجام بده نه اون آدم یا عامل بیرونی خدارو شکر که هر روز دارم بیشتر و بیشتر آگاهتر میشم

    خیلی از خداوند درخواست میکنم که نور هدایتش را هر روز به من بتاباند و مرا در مسیر درست هدایت کند خیلی وقته داره من و هدایت می‌کنه اینکه من باید احساس لیاقت داشته باشم و من در

    این مورد باید خیلی روی خودم کار کنم و از خودش می‌خوام من و هدایت کنه که دوره که من باید با اون شروع کنم و بخرم به زودی

    خدایا شکرت که چقد زیبا جواب من و دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    علیرضا فکور گفته:
    مدت عضویت: 1726 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    علیرضای عزیز میخواستم ازت تشکر کنم و بی نهایت تحسینت میکنم تو الان هم سن پسرم آرشی ، از این سن چقدر عالی قانون رو درک کردی خیلی خوشحالم

    علیرضا جان امیدوارم همیشه روی خودت کار کنی و موفقیت‌هات رو تو سایت ببینم و لذت ببرم

    در پناه رب العالمین هر لحظه باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    استاد استاد استاد عزیزم. اشکم دراومد. انگار این حرفارو برای من می‌زدید. مدتی بود صحبتهای شمارو گوش نداده بودم چقدر از فرکانس خوب درست دور شده بودم. خواهرم گفت برو فایل جدید استاد رو گوش بده. واقعا اشکم دراومد که انگار برای من گفتید. مدتی بود من روی آسترولوژی و زمان تولدم زوم کرده بودم و حتی چارت تولدم رو یک منجم واسم گرفت و البته در مورد گذشته و حالم هر چی بود دست بود اما به قول شما واقعا اگر بمن کمکی نمیکنه چرا باید بهش استناد کنم؟ خیلی راحته هر چی بشه بندازم گردنِ جبرِ ستاره شناسی که مثلا فلان سیاره روی من فلان تاثیر رو گذاشته یا نه. واقعا این یک کار عبث و بیهوده‌ست. بجای این بهتره وقت و انرژی‌مو برای تصحیح باورهای درست بذارم. حالا فهمیدم دلیلِ اینکه مدتی دپرس بودم چون ورودی‌های جبرآمیز و منفی وارد ذهنم کرده بودم و قدرت رو از خودم و خدا گرفته بودم. واقعا حرفاتون مثل دُر و گوهره استاد. واقعا خوشحالم شناختم‌تون. خداروشکر میکنم دوباره هدایتم کرد. گیرم حتی این آسترولوژی و ستاره شناسی درست باشه اما قدرت دادن بهش منو از موفقیت دور میکنه و دست و پامو می‌بنده‌. البته میشه از قسمتهای خوبش برای پیشرفت بیشتر استفاده کرد اما واقعا باور همه چیو می‌سازه. از اینهمه قدرت تحلیل شما لذت می‌برم. چه انسان آگاه و تحلیلگری هستید که هر چیزی رو قبول نمی‌کنید حتی از دانشمندان. شما خودتون بزرگترین دانشمند قرن هستید. استاد اینو از صمیم قلبم میگم. شما یک انسان بزرگ و تاثیر گذار و آگاه هستید. هزار بار ممنونم که هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2265 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیز، سلام به دوستای عزیزم، امیدوارم حال همگی عالی باشه.

    استاد جان، چقدر عالی بود این فایل، من خیلی از فایل‌های توحید عملی لذت میبرم، جالبه که توی اکثر قسمت‌ها مثال هست از یک دوست عزیزی که صحبت‌هاشون باعث شده به مفهوم توحید و شرک برسید و فایلی براش تهیه کنید. تحسینتون میکنم استاد عزیزم.

    استاد جان، یه مثال از خودم میتونم بزنم که توی دوره‌ای که کارشناسی میخوندم، یادم میاد که باور کرده بودم خارجی‌ها شبکه‌های اجتماعی مثل واتس آپ و تلگرام و … رو درست کردن که مغز ایرانی‌ها رو روانشناسی کنن و هر بار هم داره شناختشون از ما بیشتر میشه تا بخوان حکومت ما رو به یه طریقی زمین بزنن. آدمی نبودم که بحث سیاسی کنم، اما احساس ناامنی میکردم، میومدم با اینترنت کار کنم، مثلا توی ذهنم میگفتم بذار حساب کتاباشون رو بهم بزنم، با وجود اینکه هیچ علاقه‌ای به فوتبال نداشتم، مثلا آمار بازی‌ها رو گرفتم یا مثلا اون موقع‌ها میرفتم خبرگزاری های موافق و مخالف رو بررسی میکردم ببینم درباره فلان موضوع یکسان نظرشون چیه و باز احساس بد رو تجربه میکردم. خودتون میدونید موضوعات اخبار درباره چیه و من با خودم میگفتم نود درصد اخباری که هر روز اتفاق میوفته درباره موضوعاتی هست که ناراحت کننده است.

    من یه بار از دوستم شنیده بودم یه مطلبی رو،‌ دقیق یادم نیست، که مثلا وقتی به اینترنت وصل میشی، امنیت نداری، امکان داره فایل‌های کامپیوترت رو بدزدن، یا وبکم لپ تاپ ازت عکس بگیره و بذاره توی دید عموم. خب این باور بهم احساس عدم امنیت میداد و من پذیرفته بودم این قضیه رو و بخاطر این باور چقدر شرایط نادلخواهی رو تجربه کردم. من یه چسبی روی وبکم لپ تاپم زدم و حالا که فکرش میکنم خود دیدن این چسب و اینکه دوستان میپرسیدن که این چیه به وبکم زدی، کل موضوع برام یادآوری میشد و روزهای اول که میخواستم به اینترنت وصل بشم، یادم نمیره، دو تا سی دی گرفتم، بعدش، بلد هم نبودم، دیدم پیغام میده که میخوای سی دی رو بصورت فلش دربیاری، یا سی دی باشه. ما هم فلش رو انتخاب کردیم که قابلیت پاک کردن و نوشتن اطلاعات داشته باشه و توی هزینه‌هامون صرفه‌جویی بشه، یه سری عکس‌ها و اطلاعات شخصیم رو روی این سی دی‌ها ریختم و توی لپ تاپم پاکشون کردم، برای اینکه با لپ تاپ میخواستم به اینترنت وصل بشم. خلاصه بعد از چند روز که خواستم اطلاعات سی دی‌ها رو استفاده کنم، دیدم نیست، هیچکدوم از اطلاعاتی که میخواستم نبود، بخاطر حالت فلش بود یا مخفی شده بود نمیدونم، چقدر توی دردسر افتادم و ناراحت شدم که دیدی، اطلاعاتم پرید، تا اینکه سی دی‌ها رو بردم پیش پسر عموم و اون هم گفت تا حالا با همچین مسئله‌ای برخورد نکرده، اما اطلاعات رو برام از توی سی دی‌ها خارج کرد.

    توی بحث سلامتی هم من مدت‌ها باور کرده بودم که بدنم من ماهیچه نمیسازه، دیگه بیست و چند ساله که اینطوریه، اصلا بدن من نمیتونه ماهیچه بسازه. الان نمی‌گم نتیجه دستمه، اما میگم اون شرایط گذشته من بخاطر باورهای قبلیم بوده و بدن من می‌تونه عضله بسازه.

    استاد جان، چقدر باید به خودم یادآوری کنم، من مسئول زندگیم هستم، من خالق صد در صد اتفاقات و شرایط زندگی خودم هستم.

    چقدر این ذهن چموشه، وقتی یه کار درست رو مثلا مطالعه زبان رو یک هفته انجام نمیدی، میاد میگه نگاه کن نتونستی، نگاه کن یک هفته است که ادامه ندادی. حالا ممکنه توی اون یک هفته صد تا کار رو عالی انجام داده باشی، اونها مهم نیست، این رو نتونستی.

    از طرفی میاد به من میگه: با خودت صادق باش، توی این سی سال گذشته، کسی به عنوان شریک زندگی توی رابطه با تو بوده، من هم ناخودآگاه میگم نه، میگه پس در آینده هم کسی نمیاد توی زندگیت، یا میگه در گذشته تونستی مثلا ده میلیون تومن پول بسازی؟ میگم نه، میگه: درسته درآمد داری ولی این دیگه تهشه، از این بالاتر نمیتونی بری.

    استاد جان عجب مثالی زدید که اون افرادیکه نتایج الان شما رو میبینن و شما رو توی یه خانواده‌ای با یه پدر سختگیر دیدن و خودشون توی یه خانواده خوب بودن، این بهانه رو میارن که اگر پدر ما هم به ما سخت میگرفت، ما هم پیشرفت میکردیم. حالا اکثر این افراد اگر شرایطشون سخت بود، باز هم بهانه داشتن که پدرم باعث شد من این آدم بشم، اون با من این کار رو کرد. بهانه آوردن باید برام خط قرمز باشه.

    چقدر زیبا گفتید که وقتی داری قدرت رو به عوامل بیرونی میدی، یادت باشه که این کار شرکه.

    استاد جان، من هم این بحث سیدها رو شنیدم که امروز چهارشنبه است یا دیگه حکومت دست سیدهاست، حکومت آخوندیه دیگه، این سیدها هم زود قاطی میکنن، یواش یواش از شوخی به یه باور جدی تبدیل میشه.

    از جمله شوخی‌هایی که جدی میشه اینه که مثلا هر وقت فلانی میاد پیشم کارهام خوب پیش نمیره یا اینکه دیدی از وقتی سوار ماشینت شدم، همینطور داره برات مشتری میاد (توی مثال تاکسی) و این باور که قدمم خیره یا اینکه هر وقت که مثلا برم فلان شهر هوا گرد و خاک میشه.

    از نظر من اصلا ربطی نداره که به خاطر آمدن این فرد هوا گرد و خاک شده باشه، یا چون فلانی با ماشین کارواش شده آمده بیرون خدا بارون بباره، ربطی نداره، طرف هم ممکنه اصلا این موضوعات رو از روی شوخی بگه، اما جهان کار نداره شما شوخی میگی یا جدی، با باورهات کار داره، با خودت میگی: نگاه کن توی این دو مورد، ماشینم رو کارواش کردم، تمیز، دقیقا همون روز بارون گرفت و چون باورش میکنه، تجربه‌اش می‌کنه.

    استاد جان، سپاسگزارم بخاطر آگاهی‌هایی که به ما میدید.

    استاد جان چقدر عالی بود که نمای پرادایس رو گذاشتید ابتدای فایل، چه آهنگ زیبایی بود، چقدر ابرها قشنگ بودن، سریع هم حرکت میکردن، خدایا شکرت. چی بگم، چقدر درخت‌ها فوق‌العاده هستن، چقدر پرادایس با وجود اون فواره رویایی‌تر شده.

    چقدر استادم لباس سفید زیبایی پوشیده، چقدر بهتون میاد، استاد جان کلاهتون خیلی زیباست، تحسینتون میکنم بخاطر اندام فوق‌العاده‌ای که از مسیر ساده و لذت‌بخشی برای خودتون ساختید، خدایا شکرت.

    خدایا شکرت که در مدار دریافت آگاهی‌های این فایل قرار گرفتم. خدایا شکرت. استاد جان و خانم شایسته عزیز، از زحمات بی‌دریغتون روی سایت عباس منش دات کام تشکر و قدردانی میکنم. متشکرم.

    امیدوارم همه دوستای گلم در پناه خدای بزرگ همیشه شاد، سلامت، ثروتمند، زیبابین و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    محمدحسین اکرمی گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    استاد واقعاً با دیدن این فایل خیلی از باورهای من نسبت به آموزه‌هایی که دیدم و چیزایی که شنیدم و بحث وراثت و ژنتیک تغییر کرد البته سال گذشته هم با اجرای دوره قانون سلامتی که دیدم چقدر راحت بحث بیماری‌ها و مشکلات جسمی و چاقی درمان شد همچنین بیماری دیابت که توی خونواده ما ارثی بود و الان درمان شده و یا بحث سید بودن تو خونواده ما که خیلی موضوع مهم و بزرگی بود و مثل یک پرستش بود الان می‌فهمم خیلی از کارهایی که انجام ندادم قدم‌هایی که برنداشتم به دلیل این بود که می‌گفتن ژن ما اینجوری نیست یا اینکه من استعداد اون کار رو ندارم و من کاملاً این رو پذیرفته بودم که من هم مثل بقیه اعضای خانوادم غیر قابل تغییرم و همین سبک زندگیو باید پیش ببرم با دیدن این فایل تصویری به همراه همسرم همه عقیده‌هامون تغییر کرده و تصمیم دارم همیشه باورهای خودمو بسازم طبق گفته های شما و با دیدن و شنیدن فایل‌های شما باورها بیشتر و بیشتر تقویت میشه ممنونم از آگاهی و باورهای مفیدی که در اختیارمون می‌گذارید واقعاً با دیدن هر فایل شما آگاهی جدیدی وارد زندگیم می‌شه خدا را شکر می‌کنم که دوستان و استادی چون شما رو دارم هر کدوم از ما نیاز داریم که فایل‌های شما رو مدام گوش بدیم تا حرف‌های مخرب دیگران را نادیده بگیریم و از جمعشون دور شویم ‌

    هر بار که خواستم دوره آموزشی دیگه ای رو تهیه کنم و دنباله رو افراد موفق انگیزشی شدم و حرف‌های اونا رو شنیدم و کتاب های متفرقه دیگه ای رو خوندم از آموزه‌های شما دور شدم و از مسیر دور شدم ولی با دیدن حتی یک فایل از شما استاد عزیزم دوباره به مسیر برمی‌گردم و یادم می‌افته که توحید و خدا و یکتا پرستی چیست و مسیر درست کدومه و اینکه حال خوب و شاد بودنم رو به دست میارم و یادم میفته که همه چیز رو خودم و باورهای خودم میسازه

    ممنونم بابت این فایل بسیار بسیار تاثیرگذار و مفید مثل بقیه فایل‌هاتون چون خیلی از باورهای منو تغییر داد و من تونستم پاشنه آشیل خودم رو پیدا کنم و اون رو از سر راهم بردارم

    تشکر می‌کنم از مریم جان عزیزم بابت راهنمایی‌های خیلی خیلی خوبشون برای استفاده از سایت و مباحثی که دنبال می‌کنند

    دوستتون دارم همیشه پر خیر و برکت و سلامت باشید خداوند یار و نگهدارتون باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    آیدا گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    بنام الله مهربانم.

    دیشب داشتم کامنتای این فایلو می خوندم و چقدر ناراحت شدم از ناسپاسیم و چقدر اشک ریختم.صبح که برای نماز صبح بیدار شدم با شکرگزاری کمی بیشتر نمازمو خوندم و چون جلسه پنجم کشف قوانین زندگی هستم و باید ترمزامو پیدا کنم،به خدا گفتم چیکار کنم که به خواستم برسم من نمیدونم تو کمکم کن و بعدش خوابیدم.

    صبح که بیدار شدم انقدر تپش قلب داشتم بواسطه خوابی که دیدم فقط یک ربع نشسته بودم و هیچ کاری نمی کردم.

    خواب دیدم که من دنبال یه کلید می گردم و پیداش نمیکنم مامانم بهم گفت برو از اون خانم که تو ماشین نشسته بپرس اون میدونه کجاست.یه ماشینی بود خیلی لوکس و گرون قیمت.رفتم جلو و تا شیشه ماشینو داد پایین دیدم خودم هستم که تو اون ماشین نشستم و بهم گفت برو تا اون سالن و کلیدو از آقایی که لباس مشکی پوشیده و مدیر اونجاست بگیر.منم بدون هیچ سوالی رفتم توی اون سالن و از چند نفر نشونی اون آقا رو گرفتم و همه کسایی که تو سالن بودن لباس تیره پوشیده بودن و فضای سالن خیلی دلگیر و تاریک بود. و یه نفر بهم گفت اون آقا که کلید دستشه داره از پله ها میاد پایین.بعدش دیدم یه آقایی داره از پله ها میاد پایین که پا نداره ولی یه زنجیر قطور زنگ زده دور فضای پاهاش پیچیده شده.پا نداشت ولی با همون زنجیرا داشت راه میومد و من فقط نگاش میکردم.

    هنوزم داره به خوابم فکر میکنم و به هدایت خداوند مهربانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: