توحید عملی | قسمت 9 - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1087 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد شادی گفته:
    مدت عضویت: 1112 روز

    با دورود فراوان به استاد عباس منش عزیز وخانوم شایسته مهربان.

    امروز صبح باز استاد زحمت کشیدن برایمان فایل جدید گذاشتن واقعاً ازتون ممنونم برای این همه آگاهی که ما میدین وقتی داشتن شعر پروین اعتصامی رو می‌خوندن منم حالم خوب شد این همه عظمت خداوند رو که پروین در این شعر بیان میکنن اگه دقت بکنیم میبینیم که خداوند چقدر بزرگ و مهربان هست البته درسته که در این شعر مخاطب مادر موسی است ولی ماهم باید درسهایمان را بگیریم قوانین خداوند آنقدر دقیق ودرسته که اگر هم اشتباهی میبینیم صددرصد از طرف ماست نه قوانین چون هیچ اشتباهی در جهان وقوانینش وجود ندارد ما باید در همه حال احساس مان را خوب نگه داریم تا اتفاقات عالی برایمان بافته همانطور که به مادر موسی میگه نترس وغمکین نباش درواقع به همه این پیام رو میده که در اینگونه مسایل اینطور رفتار بکنیم تا دستان خداوند برای یاری برسد باتشکر از دوستان عزیز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    ملورین گفته:
    مدت عضویت: 2115 روز

    سلام و عرض ادب خدمت شما خوبان، استاد عباس منش

    و استاد شایسته

    استاد شایسته مهربان و عشق و هنرمند عجب شاهکاری ساختید با عکسی که کاور فایل کردید واقعا اثر هنری بی نظیری ساختید،براونی مغرورِ جذّاب چه زیبا در مقابل دست های نوازشگر استاد سر خم کرده،زیباترین عکسی که تا به حال روی فایل های سایت کاور شده همین عکس هست که به دریم بوردم اضافه کردم،آخه دیدنتون یکی از بزرگ ترین آرزوهای من هست،سپاسگزار تمام زحماتتون هستم استاد شایسته نازنین و چه زیبا این فورد بی نظیر را در مسیر سبز و زیبا هدایت می کردید تا استاد با فراغ بال درباره بحث شیرین و جذاب توحید عملی صحبت کنند⁦(⁠。⁠⁠‿⁠⁠。⁠)⁩

    استاد عباس منش عزیز چقدر لذت می برم وقتی اشعار زیبا و همینطور قرآن را در قالب قانون برای ما خیلی واضح و مفصل شرح میدین و دوست دارم از این دسته فایل ها بیشتر و بیشتر روی سایت قرار بگیره و شما بسیار تأثیرگذار و شیرین بیان میکنید که به عمق جان هر موحدی مینشینه البته اگر افتخار موحد بودن را داشته باشم،خلاصه استاد عزیزم امروزم را ساختید و ساز دلم را کوک کردید،کلمه ایی برای تشکر پیدا نمیکنم که حق مطلب را به جای بیاورم برای سپاسگزاری از شما که از هر فرصتی بهترین بهره رو می برید و درباره یک مطلب مهم و اساسی برای ما صحبت میکنید که هر کدام از این فایل ها که رایگان و بی منت برای ما روی سایت قرار میدین گنجینه ایی از تمام ثروت های جهان در آن ها نهفته است و چقدر باعث گسترش جهان هستید خوشا به حالتون،خدا رو شکر میکنم برای وجود پر برکتتون و برای حضورم در این سایت الهی.

    امروز صبح هم طبق معمول هر روز از خداوند طلب هدایت کردم که شنیدنی ها را بشنوم و دیدنی ها را ببینم تا بهتر بدانم که امروز چه رسالتی را باید به سرانجام مقصود برسانم که هدایت شدم به این فایل بی نظیر و شاهکار.

    استاد جونم امروز با دیدن این فایل خیلی اشک ریختم و از خداوند خواستم که من هم به بالاترین حد ممکن از توحید برسم.

    این روزها خیلی دقیق و موشکاف شدم روی رفتارهای خودم و دائم از خودم می پرسم که در این سه سالی که افتخار حضور با بهترین استادهای دنیا نصیبم شده و هر روزم را با صدای پرطنین شما و تمرین و تکرار صحبت های شما صبحم را شروع میکنم و شب ها بعد از خواندن دیدگاه های بی نظیر دوستانم به خواب میرم،چقدر توانستم این صحبت ها و قوانین خداوند را سرلوحه اعمال روزمره زندگی ام قرار بدهم؟ گاهی به خودم خرده می گیرم که چرا کاری برای محقق شدن خواسته هایت انجام نمی دهی؟ چرا قدمی برنمی داری؟ اما وقتی دقیق تر میشم میبینم که چه توحید عملی بالاتر از این که هر جا بحث غیبت و قضاوت هست یا سکوت میکنم و خودم را مشغول به کاری میکنم یا آن مکان را ترک میکنم و یا خواهش میکنم که بحث عوض بشه بگذریم که مسخره هم میشم که لیلا جدیدا واعظ شده.

    این که همیشه سعی میکنم از زاویه روح که همان خداوند هست به انسان ها و مخلوقات نگاه کنم که همچنان از این دیدگاه فقط خوبی ها بدون نقص و کم و کاستی به چشم می آیند و برای همه مخلوقات خداوند درود می فرستم و خیر و برکت را بدرقه راهشان میکنم.

    همین که بدون این که من تلاشی کنم، مادرم که همیشه در مقابل تمام حرف های من مقاومت داشت امروز که داشتم این فایل محشر رو می‌دیدم، مادرم تا استاد عباس منش رو دید بلند گفت آقای خوش تیپ کی بشه شما رو از نزدیک ببینیم؟من که دیگه از خوشحالی فقط اگه دو تا بال داشتم پرواز می کردم چون آرزوی قلبی من این بود که مادرم هم در این مسیر قرار بگیره و ذهنیت مذهبی که در تمام وجودشون رخنه کرده بود به مسیر درست هدایت بشه و این اتفاق افتاد بدون این که من حرفی بزنم و تا همین حد هم برای من خوشحال کننده هست.

    این که هر وقت می خوام فکر کنم که کارهامو چطور سر و سامان بدم فورا از خداوند طلب مغفرت می کنم که در کار خداوند دخالت کردم و این عبارت را تکرار می کنم خداوندا من تمام امورم را به تو می سپارم که انجام تمام امور بر عهده توست و من فقط افتخار بندگی تو را دارم و اتفاقی که می افته این هست که یک آرامش خاطر عجیبی در قلبم می نشیند و راحت و سبک بال میشوم و جالب این که آن کارها بدون این که من دخالتی داشته باشم انجام میشوند و من فقط سجده شکر به جای می آورم.

    این که در تمام امورم با خداوند مشورت می کنم و خداوند هم در خواب و بیداری هدایتم میکند و خیلی خیلی اتفاق های بی نظیر دیگه که فقط بین من و خداوند هست، تمام این ها اگر توحید عملی نیست پس چه هست؟؟ البته که تمام این ها تازه نقطه شروع هست و تا زمانی که نفس می کشم باید تکرار و تمرین کنم تا به عادت رفتاری و شخصیتی من تبدیل بشه و به اندازه ایی که عمل کردم نتیجه دیدم نه بیشتر و نه کمتر و عدل خداوند بی نقص و کامل هست.

    و دقیقا همین جاست که متوجه میشوم چه ترمز ذهنی ریشه داری را هنوز در ذهنم یدک می کشم که برای محقق شدن خواسته هایم باید حتما کارهای فیزیکی انجام بدهم و به خودم تلنگر می زنم که تو فقط ورودی های ذهنت را کنترل کن،توکل کن و تسلیم باش و قدرت را فقط و فقط به خدا بده تا کار فیزیکی که باید انجام بدی به قلبت الهام بشه و هر روز در فانوس دریایی حتما این را به خودم متذکر میشوم که مراقب ورودی های ذهنم باشم و غیبت و قضاوت نکنم و انصافا تمام سعی ام هم بر همین است و تا حدود زیادی موفق هم هستم و چه چیزی بالاتر از این که بتوانم هر روز منِ بهتری باشم و خداوند هم برای من اعتبار می شود ، ثروت می شود ، عشق می شود و به قول استاد خداوند برای من آنچه که نیاز دارم می شود.

    باز هم سپاسگزارم برای این مبحث زیبای امروز و این که دوباره تفاوت کلمه من و ما را که خداوند در قرآن به آن ها اشاره کرده، اینقدر زیبا توضیح دادین،استاد عباس منش عزیزم استاد شایسته نازنینم شما فوق العاده و بی نظیر هستید.

    امیدوارم که مسیر زندگی من و همه دوستان توحیدی ام همانند مسیر زندگی شما سبز و بی انتها باشه آمین

    ‍‍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  3. -
    کیارش گفته:
    مدت عضویت: 1698 روز

    به نام خالق جهان هستی.خدای خوبم ارباب مهربانم .ارباب شمایی بنده منم الهی قربونت برم.با سلام درود خدمت استاد عشق منش عزیز و خانوم شایسته و همه هم مسیران گرامی.استاد دمتگرم چ فایل توحیدی بی نظیرت خدا عزتت بده حنجره طلا اونقدر این فایل ب موقع بود و من لذت برم ک تقریبا کل فایل رو داشتم اشک ذوق میریختم .اشک ذوق ک چقدر راه درست هدایت شدم ب لطف ارباب بی همتای خودم تنها نیرو مطلق و برتر دنیا.اشک برای اینکه چقدر ب اربابی دل بستم ک خیالم رو همه جوره راحت کرده بعضی موقع ک با دوستانم صحبت میکنم و میخوام از ارباب بی نظیرم الله صحبت کنم میگم بهشون ک چرا ناراحتی الله بی همتا چندین هزار سال هستش خورشید رو هر روز صبح بهش فرما طلوع میده و غروب فرما غروب کردن بهش میده و همیشه خورشید داره کار خودش رو میکنه بدون اینکه طنابی بهش وصل باشه یا چیز دیگه ای رو هوا .من دارم از این قدرت رب بی همتا صحبت میکنم و میگم اونوقت شما ناراحت این مسعله ب این کوچیکی هستی بسپرش ب ارباب خودش درست میکنه ک البته خودمم بارها اینجور شدم و با تکیه و توکل ب رب بی همتا اون مسعله پاک شده.الهی قربونت برم عشق منی ارباب خوبم.خدا من بهت اعتماد دارم خودت همیشه منو همراهی کن.در پناه ارباب جهان با حال خوب و لب خندان و جیب پر پول سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  4. -
    نرگس و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 3785 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد توحیدی و خوشتیپم

    سلام خدمت خانم شایسته ی خندان و زیبا

    سلام خدمت دوستان توحیدی خودم

    خدایا صد هزار مرتبه شکر بخاطر این همه زیبایی و برکت و توحید

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت که در این مسیر توحیدی و الهی ثابت قدم هستم

    استاد عزیزم اینقدر با مدارم و فرکانسم بالا رفته که شما فرکانسم رو دریافت کردین و فایل ضبط کردین اینم از قدرت خداوند یکتاست دقیقا مثل همون باران پر برکت که میبارید

    استاد اشک از چشمانم مثل همون باران سرازیر شده بود و این فایل رو با چشمان نمدار و عشق و لذت نگاه کردم چقدر لذت بردم خدایا شکرت

    استاد جان بخاطر وجود شما و خانم شایسته عزیز همیشه در لیست سپاسگزاریم نوشته میشه با تمام وجودم عاشقتونم

    استاد امروز صبح وقتی سایت رو باز کردم و با عکس شما و برونی روبرو شدم یه حس خیلی آرامش بخشی بهم دست داد خیلی زیباست بینهایت زیباست وقتی فایل رو دانلود کردم و پلی کردم جذب رنگ تیشرت زیباتون شدم و احساسم رو بهتر کرد وقتی موضع فایل رو متوجه شدم مو به تنم سیخ شد میدونید استاد حدود یک ماه پیش من هدایت شدم به این شعر زیبا از خانم پروین اعتصامی و اشکم رو در آورد همون موقع این شعر زیبا رو گذاشتم توی کانال تلگرام مون و دو روز پیش دوباره هدایت شدم به خوندنش و امروز هم معجزه ی خداوند رخ داد و از سمت شما قشنگ برام بازش کرد بخاطر همین میگم معجزه است و هم مدار شدم با شما

    خیلی احساسم خوبه اصلا عالیه یه حس لطیفی که سراسر عشقه خداوند موج میزنه در وجودم

    استاد من این شعر زیبا رو میزارم اینجا

    ….

    استاد عزیزم ان شاءالله هر جایی که هستی همیشه غرق در نعمت و ثروت و برکت و شادی الهی باشید

    عاشقتونم بینهایت

    خواستم این احساس نابم رو با شما به اشتراک بذارم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  5. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1993 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و مریم جان زیبا و هم فرکانسی ها عالیم

    قبل از اینکه این فایل بی نظیر رو ببینم میخواستم برا یه موضوع مهمی تصمیم بگیرم ولی چند مورد ترس داشتم

    ترس هامو نوشتم

    و خوابیدم شب تو خواب دیدم که دارم سوره فیل رو میخونم

    فقط آیه اول رو تو خواب میخوندم

    أَلَمۡ تَرَ کَیۡفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصۡحَٰبِ ٱلۡفِیلِ 1

    آیا ندیدی که خداى تو با اصحاب فیل چه کرد؟

    همراه با این آیه تو خواب میخواستم یه شعر سه بیتی بخونم یادم نمی اومد نمی تونستم بخونم

    صبح همین که بیدار شدم سوره فیل رو خوندم که کلا پنچ آیه هست

    أَلَمۡ تَرَ کَیۡفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصۡحَٰبِ ٱلۡفِیلِ 1

    آیا ندیدی که خداى تو با اصحاب فیل چه کرد؟

    أَلَمۡ یَجۡعَلۡ کَیۡدَهُمۡ فِی تَضۡلِیلٖ 2

    آیا نقشه آنها را در ضلالت و تباهى قرار نداد؟!

    وَأَرۡسَلَ عَلَیۡهِمۡ طَیۡرًا أَبَابِیلَ 3

    و بر سر آنها پرندگانی رو گروه گروه فرستاد

    تَرۡمِیهِم بِحِجَارَهٖ مِّن سِجِّیلٖ 4

    تا آن سپاه را به سنگهاى سجّیل سنگباران کردند

    فَجَعَلَهُمۡ کَعَصۡفٖ مَّأۡکُولِۭ5

    و تنشان را چون علفى زیر دندان حیوان خرد گردانید

    و به یاد آوردم

    که خدای مهربان چگونه در گذشته آدم هایی که بد منو میخواستن و نقشه نابودی منو کشیده بود خدا باهاشون چیکار کرد و خودشون گرفتار نقشه خودشون شدن

    دانستم که چگونه خداوند در گذشته محافظ و یاور من بوده دوباره هم قشنگ تر از گذشته یار و یاورم هست و هیچ کس نمیتونه به من آسیب بزنه چرا که اون قدرت مطلق هست اون صاحب آسمان و زمین و آنچه بین آن دو هست ، هست

    و تصمیممو گرفتم

    و بر ترس هام غلبه کردم

    و خودمو سپردم دستش چون واقعا خداوند حجتش رو با من تمام کرده و خودش رو به من ثابت کرده و میدونم که چقدر دوستم داره چقدر عاشقم هست و به اندازه ای که بهش اعتماد کردم کارهام عالی پیش رفته

    و وقتی فایل رو گوش کردم دیدم استاد داره شعر میخونه

    خدای من …..

    هر قسمتی از شعری که استاد میخوند به یه قسمتی از قرآن اشاره می کرد

    به این که انسان چقدر فراموش کار هست

    قُلۡ مَن یُنَجِّیکُم مِّن ظُلُمَٰتِ ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ تَدۡعُونَهُۥ تَضَرُّعٗا وَخُفۡیَهٗ لَّئِنۡ أَنجَىٰنَا مِنۡ هَٰذِهِۦ لَنَکُونَنَّ مِنَ ٱلشَّـٰکِرِینَ انعام آیه 63

    بگو آن کیست که شما را از تاریکى هاى بیابان و دریا نجات مى دهد گاهى که او را به تضرع و زارى و از باطن قلب مى خوانید که اگر ما را از این مهلکه نجات داد پیوسته شکرگزار او خواهیم بود؟

    ولی ما لحظه ای که به هدفمون میرسیم اگر آدم خوبی باشیم شکر گزاری می کنیم و بعدا یادمون میره

    یادمون میره از کجا به کجا رسیدی

    یادمون میره چه کسی مارو تا اینجا آورده

    یادمون میره تو گذشته وقتی که بهش اعتماد کردیم چقدر کارها راحت و عالی پیش رفته

    ولی از خداوند مهربان میخوام همواره یاریمان کند شکر گزار نعمت هایش باشیم یادمان نرود چه نعمت های گران قدری در زندگیمان هست

    رَبِّ أَوۡزِعۡنِیٓ أَنۡ أَشۡکُرَ نِعۡمَتَکَ نمل آیه 19

    پروردگارا توفیق ده مرا که شکر کنم نعمتت را

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  6. -
    جواد بایرامی گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    الحمدالله رب العالمین

    به به که چه لذتی داره فایل های توحیدی استاد عباسمنش

    الهی شکرت برای یک فایل جدید دیگه که سرشار هست از توحید و عشق

    الهی شکرت برای وجود نازنین توحیدی ترین استاد زندگیم

    می خوام برای دل خودم کامنت بنویسم.

    حال و هوای شهر جوری شده بود که می خواستم ، دلم رو روی کاغذ بیارم و خدا رو شکر کنم که به یک احساس آرامش درونی رسیدم و ظاهر شهر و رفتار مردم شهر ، مثل قبل نمی تونه هیچ تاثیری بر عشق الهی و توحیدی درونم بذارِ…

    هر کسی این اختیار رو داره که هر جوری دوست داره فکر کنه و عمل کنه

    احساس خوشبختی و سعادت عجیبی در وجودم شکل گرفته

    الهی شکرت

    هر چقدر دوره کشف قوانین رو جلوتر می رم ، اهداف و خواسته هام واضح تر و قابل لمس تر میشن و تحقق اونها برام باورپذیر میشن.

    وای که چقدر خوب که خالق زندگیم هستم.

    .

    .

    وقتی صبح سایت رو دیدم ، لذت بردم از هدایت خدا که دقیقا تایید کرد حس و حالم رو

    خدایا شکرت برای کشف قوانین زندگی و دوری از حواشی جهانِ اطرافم

    چقدر لذت بخشِ که بر عکس اطرافیانم ، هر روز آرامش و احساس خوب بیشتری رو تجربه می کنم

    چقدر لذت بخش که هر روز مهارتم در کد نویسی خواسته ام قوی تر رو قوی تر میشه

    من بنده هدایت شده هستم.

    همونطور که خداوند مادر موسی رو قدم به قدم هدایت کرده ، هر وقت من هم تونستم تسلیم باشم و حالم رو خوب نگه دارم ، هدایت شدم به جواب مسائل زندگیم.

    هر وقت که کم آوردم و کار رو به خدا سپردم ، هدایت شدم به راه حل ها

    حالا باید ببینم کجاها من تسلیم شدم و هدایت شدم ؟؟

    و کجاها تقلا کردم و زجر کشیدم!!

    خدای مهربان ، تو همیشه حاضری ، من هستم که با غرور و تکبرم گاهی اوقات باعث میشم زندگی رویِ سختش رو به من نشون بده

    تمام کار برمیگرده به من

    اگر من هر لحظه تو را حاضر و ناظر بدونم

    اگر من باور قلبی داشته باشم که تحت حمایت و هدایت تو هستم

    اگر من قبول کنم که تو تواناترین و آگاه ترین هستی

    اگر من قبول کنم که تو مهربان ترین مهربان ها هستی

    اگر من بپذیرم که تو به همه چیز احاطه داری و برگی بدون تو بر زمین نمی افته

    اون وقت تمام کارهای خودم رو با این باور شروع می کنم که ، من باید قدم اولی که بهم الهام شده رو بردارم و قدم های بعدی رو خداوند به موقع بهم میگه و این احساس یعنی امید ، آرامش ، یعنی لاتخف و لاتحزن ، یعنی صبر و ایمان

    دقیقا مثل مادر موسی

    بهترین کار برای من اینِ که این شعر و آیات قرآن ، در مورد داستان موسی رو ، برای خودم پیاده سازی کنم

    منطق وجود چنین این آیات و داستان هایی اینِ که درسش رو بگیرم و طبق همین درسها ، عمل کنم.

    باید این داستان سرلوحه تمام کارهام باشه.

    یعنی وقتی از خواب بیدار می شم ، از همون لحظه خدا رو در دورن خودم حس کنم و باور داشته باشم که هیچ فاصله ای بین من و خدا وجود نداره. دقیقا از خود صبح تا آخر شب

    و باید هدف داشته باشم

    خودم رو محدود نکنم

    به جای کوچک تر کردن خواسته ها و اهدافم ، ایمان و باور و عمل صالح رو در خودم تقویت کنم

    باید به سمت علایق و خواسته ها قدم بردارم و ایمان داشته باشم که وقتی خداوند شجاعت و جسارت و حرکت و تعهد و عشق و علاقه من رو که ببینه ، اون وقت من رو هدایت می کنه و خواسته هام رو تک به تک محقق می کنه.

    .

    .

    خدایا سپاسگزارم که غل و زنجیره هایی رو که خودم برای خودم ساخته بودم ، باز شدند…

    غل و زنجیرهایی که من انتخاب کرده بودم

    در گذشته نچندان دور ، من هم در چنین ایامی تو سر خودم می زدم

    من هم خودم رو گناه کار می دونستم و احساس پوچی و بی ارزشی داشتم

    نوکرِ درِ خونه ….

    خاکِ پایِ ….

    به من گفته بودند که هدف خلقت ما عزاداری و نوکری هست!!!!

    ادای بقیه رو در می آوردم

    سعی می کردم هم رنگ جماعت بشم ، چون حرف بقیه برام مهم بود ، چون خودم تفکر و تعقل نمی کردم !!!

    چون اصلا اجازه تعقل کردن به خودم رو نمی دادم ، باورم این بود که باید تقلید کنم!!!

    من کجا و نزدیکی به خداوند کجا ؟؟

    من کجا و هدایت شدن و دریافت الهامات کجا؟؟

    بقیه مشکی می پوشن ، پس من هم باید بپوشم!!!

    بقیه تو سر می زنند ، پس من هم باید بزنم !!!

    الله اکبر از شرک و نادانی که داشتم

    عقل و قلب و وجودم در اختیار افرادی بود که تریبون داشتند…

    چقدر با لعن و نفرین کردن افراد در گذشته ، بیشتر و بیشتر احساس نفرت و کینه و خشم رو در خودم به وجود می آوردم و از خدای خودم فاصله می گرفتم؟؟؟

    چقدر عزت نفس پایینی داشتم و خود واقعی ام نبودم!!!

    ولی یه چیزی در اعماق وجودم می گفت : نه !!!! این راه درست نیست

    راه راست ، راه غم و زجر و عزا و ماتم و آدم پرستی نیست

    راه راست ، راه نفرین و کینه و خشم نسبت با انسانها نیست

    .

    .

    و این صدا کم کم و قوی تر شد…

    تا یک روز

    .

    رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا

    ای فرمانروای ما ، ما صدای منادیی که خلق را به ایمان فرا می‌خواند که به فرمانروای تان ایمان آورید، شنیدیم و ایمان آوردیم، ای فرمانروای ما ، از گناهان ما درگذر و زشتی کردار ما بپوشان

    .

    و من ، 1191 روز پیش صدای منادی تو را شنیدم که به ایمان دعوت کرد

    به راه راست دعوت کرد

    به راه نعمت و خوشبختی و سلامتی و احساس خوب دعوت کرد

    و من شنیدم و ایمان آوردم…

    .

    ای الله غفور و رحیم

    ای رزاق و فتاح و علیم

    ای تواب و وهاب و حکیم

    ای خالق کل قوانین

    ای مالک و ای صاحب اختیار من

    ای که حاضری و غایب نیستی!!!!

    ای خدایی که تنها منبع قدرت هستی

    ای خدایی که خورشید و ماه و زمین و منظومه ها و کهکشان ها و میلیاردها میلیارد سیارات رو به آسانی مدیریت می کنی

    ای خدایی که صاحب گنج های آسمان و زمین هستی

    ای خدایی که از قدرت خودت به من عطا کرده ای تا زندگی خودم را خلق کنم

    ای خدایی که پاک و منزه و بدون خطایی

    سپاسگزارم که دستم رو گرفتی و هدایتم کردی

    .

    خدایا شکرت برای اشک شوقم در این لحظه …

    خدایا سپاسگزارم برای ساختن باورهای توحیدی در وجودم

    خدایا سپاسگزارم برای ساختن مجدد عزت نفس و اعتماد به نفسم بر روی پایه های توحیدی

    خدایا سپاسگزارم برای ترک شرک و ترک آدم پرستی

    خدایا سپاسگزارم برای رسیدن به احساس خوب همیشگی

    خدایا سپاسگزارم برای احترام گذاشتن و دوست داشتن همه انسانها در ادوار تاریخ و دیدن نکات مثبت آنها

    خدایا سپاسگزارم برای همیشه قدرت رو به تو می دهم نه هیچ کس دیگه

    خدایا ممنونم که هر روز سپاسگزارم تر می شوم

    خدایا شکرگزارم برای رسیدن به احساس خوب واقعی به وسیله شکرگزاری

    خدایا شکرت همه اینهایی که گفتم و ساختم و به دست آوردم ، خود تویی …

    .

    هر روز و هر لحظه باید به خودم بگم ، که هر اتفاق خوبی که برام می افته از طرف توست.

    جای پاری پیدا کردن

    خریدن میوه ها و سبزیجات سالم

    برخورد خوب انسانها

    عشق و محبت فرزندان و همسرم

    عشق و محبت پدر و مادرم

    نفس کشیدنم

    تپش قلبم

    ترشح هورمون ها

    هضم و جذب مواد غذایی در دستگاه گوارشم

    بینایی و دیدن زیبایی ها

    شنوایی و شنیدن ندای حق و شنیدن صدای آب ، صدای موسیقی ، صدا آب

    لمس کردن نعمت ها

    بوییدن عطر گلها

    حرف زدن و ارتباط برقرار کردن

    چشایی و لذت بردن از غذاها

    راه رفتن و خوابیدن

    ثروت و پول

    رزق و برکت

    سعادت و خوشبختی

    آرامش و آسایش

    تولد و مرگ

    کسب دانش و مهارت و علم

    همه چیز تویی

    هو الاول والآخر والظاهر والباطن وهو بکل شیء علیم؛ “اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزی داناست”

    ما یکون من نجوی ثلاثه الا هو رابعهم ولا خمسه الا هو سادسهم ولا ادنی من ذلک ولا اکثر الا هو معهم این ما کانوا)؛”هیچ گفتگوی محرمانه‌ای میان سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست و نه کمتر از این و نه بیشتر مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست”

    و هو معکم این ما کنتم والله بما تعملون بصیر؛”و هر کجا باشید او با شماست و خدا به هر چه می‌کنید بیناست”

    اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ

    خدای یکتا که جز او هیچ معبودی نیست، زنده و قائم به ذات [و مدّبر و برپا دارنده و نگه دارنده همه مخلوقات] است، هیچ گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمی گیرد، آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست. کیست آنکه جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه را پیش روی مردم است [که نزد ایشان حاضر و مشهود است] و آنچه را پشت سر آنان است [که نسبت به آنان دور و پنهان است] می داند. و آنان به چیزی از دانش او احاطه ندارند مگر به آنچه او بخواهد. تخت [حکومت، قدرت و سلطنت] ش آسمان ها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنان بر او گران و مشقت آور نیست؛ و او بلند مرتبه و بزرگ است.

    خدایا ، هدایت شدنم من هم یعنی تو

    انتخاب مسیر یکتارپرستی و توحید هم یعنی تو

    همه چیز تویی

    اگر تو دستم رو نمی گرفتی قطعا از گمراهان و مغضوبین بودم

    خدایا شکرت که ارزش و جایگاه من رو برای من نمایان کردی

    خدایا شکرت که توانایی ها و رسالتم برای واضح کردی

    .

    من هیچ تفاوتی با موسی و عیسی و ابراهیم و یوسف و سلیمان و محمد ندارم.

    همون طور که بندگان صالح خودت رو کمک و هدایت کردی ، من رو هم هدایت و یاری می کنی.

    همه چیز به باور من و نگاه من بر می گرده.

    تو همیشه بودی هستی و خواهی بود ، این من هستم باید تو رو انتخاب کنم .

    و خدای مهربان ، من به هر خیری که از تو به من برسه ، فقیر و محتاج هستم.

    باید هر روز حواسم به کبر و غرور باشه که مبادا طغیان و سرکشی کنه!! چون این کار ذهنِ

    خدایا بی نهایت ممنونم برای این فایل و این آگاهی ها که به من الهام کردی

    و روزم سرشار شد از نور الهی و کلام حق

    چقدر زیباست این احساس بندگی تو

    که پاداش اون ، سربلندی در میان بندگان توست

    الهی شکرت

    خدایا عاشقتم و ممنونم که هدایتم کردی به توحیدی ترین استاد عصر حاضر.

    خدایا سپاسگزارم برای همسفر بودن با دوستان نازنین و مهربانم در این مسیر بی نهایت زیبا و لذت بخش

    هر روزتون سرشار از نور خداوند

    هر لحظه تون مملو از احساس لذت و شادی و خوشبختی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  7. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2301 روز

    استاد جانم

    استاد عزیزم

    چه میکنید با ما

    خدایا شکرت که من زنده ام و اینا رو به سمع و بصر من میرسونی

    استاد شما میخوندی و من هم موهای تنم سیخ میشد

    قلبم، قلبم سرشار از حسی خاص میشد

    مطمئنا که ربّ لطیف از زبان پروین سخن گفت

    و ربّ من، همه چیز من، مهربان من، رفیق من، چقدر تو مهربونیو دل رقیق، چقدر تو پر ذوقی و شگفت انگیز، چقدر تو عاشقی و صبور، تو سرشار از، عشقی پروردگارم، انقدر سرشار از عشقی که اینی که تو نظر ما صبره، اصلا برای تو صبر نیست، همینم عشق بازیه با بنده هاته…

    قربون تک تک ذوق کردنات برای خلقت بشم

    هر روز که با عشق جهان رو آغاز میکنی و با لذت به تماشای خلقت میشینی…

    هربار که ما شاد میشیم

    هربار که ما چیزی رو میسازیم

    هربار که ما قدمی جلو میریم

    تو سرشار از شادی میشی

    تو همونی که وقتیما رو خلق کردی،همون اول، همون اول که ما هنوز کار خاصی هم نکرده بودیم، ولی تو انقدر عاشق بودی و پر ذوق، و اونقدر از تماشای ما غرق در لذت شدی که گفتی:«فتبارک الله، تبارک الله، احسن الخالقین»

    و این ذوق وصف ناپذیر تو رو میرسونه

    و هربار که این خلقت قدمی رو به جلو برمیداره، من مطمئنم تو هزاران بار فتبارک میگی و از هر آجری که ما روی هم میزاریم، چه تو ساخت برج و باروها چه تو ساخت خودمون، تو سرشار از لذت میشی… تو پر از ذوقی… تو خود ذوق و تحسینی.

    تو هر صبح سبزی سبزه ها رو تو نور آفتاب

    آواز پرنده ها رو اول صبح

    عشق بازی بنده هات رو

    هر لبخند رو

    تو تحسین میکنی و از تماشاش لذت میبری…

    و هربار که ما ناامید و خسته میشیم

    تویی که از حجم عشق خودت به ما خبر داری، تو میتونی قلب ما رو آروم کنی چون میدونی اونقدر عشق داری به ما، که هیچی مهم نیست…

    دیدی وقتی برا کسی که خیلیییییی برات عزیزه یه مشکلی پیش میاد و اون بهم میریزه، ولی تو اونقدر دوسش داری که انجام اون کار براش، برای تو هیچی نیست! و میخندی و بش میگی بابا چتههههه تو! این که هیــــچی نیست اصن! اصن یه ثانیه هم نگرانش نباش بابا.

    و این ربّ پر ذوق و عشق، همونیه که هربار ما ناامید و ترسان و خسته میشیم،میخنده و میگه: اینکه هیــــــچی نیست! اصلا لازم نیست بهش فکرم بکنی…

    چون اونقدر عاشقه که برات همه کار میکنه

    همه کار

    اصلا خنده اش میگیره تو بخوای نگران چیزی باشی

    نه که مسخره ات کنه ها

    نه!

    اون خنده شادیه بخاطر اون حجم عشقی که به تو داره…

    مثل موقعایی که اونقدر عشق داری به یک نفر که احساس این عشق، به خودی خود،تو رو میخندونه…

    و خودش خیلی قشنگ گفت:

    ما که دشمن را چنین میپروریم

    دوستان را از نظر، چون میبریم

    خدایا ما رو با خودت آشنا کن،خودت ما رو به مسیر توحید هدایت کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  8. -
    سید مرتضی موسویان گفته:
    مدت عضویت: 2788 روز

    سلام به استاد عزیز و همه اعضای این گروه امروز حدود ساعت 4 بعداز ظهر روز پنجشنبه روز تاسوعا ، دیدن فایل توحید عملی قسمت 9 رو شروع کردم و به محض اینکه داستان به اونجایی رسید که خداوند به مادر موسی گفت تو نگران کودک خود هستی و او را در امواج رودخانه متلاتم میبینی ولی ما او را در خانه امن قرارد دادیم، اشکهام سرازیر شد و به خودم گفتم ما همچین خدایی داریم ولی بازم در برابر مشکلات ( البته در دید ما) کم میاریم و ایمانمون رو از دست می دیم و می ترسیم . خدایا ما رو ببخش

    من از شهر یزد پیام میدم چندروزه هوا خیلی خیلی گرمه ، ابری هم هست و هوا شرجی شده ولی از بارون خبری نیست کاش یه کم از بارونای اونجا میومد اینجا بلکه هوا خنک بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  9. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1454 روز

    بنام الله وهاب و بی نهایت بخشنده و روزی دهنده

    سلام به 2 تا استاد عزیزم و سلام به همه بندگان خدا که دنبال اصل اساسی یعنی توحید هستن

    من فکر میکنم خدا از اینکه بر عکس بقیه موجودات فقط به ما این قدرت رو داده که به هدایت خدا نه بگیم اوج دردانه بودن ما انسانهارو نشون میده ولی فکر میکنم توحید داشتن به نفع خودمه چند روزی بود مشغول دوره احساس لیاقت بودم وسط یه روز گرم خدا بهم الهام کرد و بصورت واضح گفت برو فایل توحیدی ببین مشکلت اونجاست بهم گفت هر روز یه فایل توحیدی ببین علارغم اینکه این فایلهای توحیدی رو چند بار دیدم و گوش کردم از اون روز دیدم خدایا من تا اخرین روز عمرم صرف توحید کنم کمه الله اکبر به این همه شکوه و قدرت خدا چقدر نادن بودم

    خدا امروز بهم الهام کرد شکرگزاریهاتو صب تو دفترت بنویس شروع کردم به نوشتن دستم رفت به این جمله که خدایا من بدون تو بلد نیستم حتی نفس بکشم قدرت تو نباشه نفسم بره نیاد من مردم دو دقیقه بعدش خانمم گفت فلانی فوت کرد در عین جوانی بعد هدایت شدم به این فایل زیبا و شعر پروین و مردن نمرود با یه پشه

    خدا بهم گفت اعتراف کن منم اعترافاتمو مینویسم اینجا

    خدایا من بدون تو عرضه نفس کشیدن هم ندارم

    خدایا قدرت تو نباشه من نمیتونم دمو بازدم کنم

    خدایا من تا اخر عمرم بنویسم نمیتونم نقطه ای از شکرگزاری نعمتهاتو بجا بیارم

    خدایا بهم قدرت بده بتونم شکرگزار نعمتهات باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    مانلیا گفته:
    مدت عضویت: 1890 روز

    من دیشب داشتم از باشگاه برمیگشتم خونمون

    و تو راه زدم روی نشانه ی امروزم

    و فایل توحید عملی 7 اومد

    فهمیدم خدا میخواد بهم چی بگه

    روی توحید عملی کار کن

    و دقیقا مثل همیشه این فایل و چیزی بود که واقعا نیاز داشتم بشنوم

    چون خیلی قبلش توی باشگاه ورودی منفی شرک امیز داشتم

    خیلی داشتن درباره ی شرک و قدرت داشتن حکومت و تاثیرش … حرف میزدن

    البته من میدونم قدرت اصلی خداست و اونها دچار حکومت نشدن دچار مرداب شرک الودی که خودشون از تاثیر دیگران و ناتوانایی خودشون داشتن گرفتار شدن

    و فایل 7 توحید عملی برام اومد بالا

    گوش بهش دادم و کلی لذت بردم و حرفای خدارو باهام شنیدم

    ولی گفتم کامنتمو تو این قسمت از توحید عملی بذارم

    من میدونم که به خصوص من خیلی خیلی نیازه که توحیدم رو کار کنم

    مهم نیست چه قدر کار کنم بازم کمه چون این ورودی ها میتونن ذهنتو در دست بگیرن و من خیییلی باید خیییلی باید حواسم بهش باشه …

    خلاصه بعد از دیشب وقتی رسیدم خونه باز کمی ناامید شدم

    نه به خاطر اون حرفا بلکه به خاطر دور بودنه خونمون ، ماشین نداشتنم ، محقق نشدن اون تعداد کلاس ها و هنرجوهایی که میخوام و …

    و مثل همیشه خدا باهام امروز صبح حرف زد :)))

    و جوابشو بهم داد

    این کامنتو فقط برای خودم میذارم

    فقط برای اون نگاره اینده که به همه چیز رسیده و بعد بیاد این کامنتو وقتی به همه چیز رسیده ببینه بخونه و بخنده :))))

    برای اون نگار که یادش نره چه قدر تو مسیرش سرش سفت به سنگ خورد چه قدر افتاد زمین چههههههه قدر زیاااااد تلاش کرد و دوباره پاشد و ادامه داد

    جوابی که خدا امروز صبح بهم گفت برای اروم شدنم

    ( ایمان به غیب ) بود :))))

    یه موقع هایی هست

    که به خاطر سختی و خستگی و پول و کلاس کم داشتن من خسته میشم و اون موقع ناراحت و ناامید میشم

    به کل این جریان شک میکنم

    اینکه نکنه کلا جواب نده و اون کلاس ها نیاد و … فکرای پلید 

    و همین شک کردنا توی این موقع هاست که داره کار رو خراب میکنه 

    و نگارجان من میخوام بهت بگم

    ایمانت به غیب باید خیلی خیلی راسخ تر از این حرفا باشه

    هنوز دو هفته نگذشته از وقتی که فهمیدی دقیقا جریان چیه و چطور باید باورسازی کنی و عمل کردی

    اونوقت ناراحتی  نا امیدی میکنی ؟؟؟

    بله کاره سختیه

    استاد هم نگفت کاره اسونیه

    ایمان به غیب

    ایمان داشتن به چیزی که الان توی ذهنت میبینیش

    که خداوند در قلبت فقط عشق به اون رو گذاشته 

    که فقط خواستنه اونو در قلبت گذاشته

    ایمان داشتن به اون چیزی که تو میبینیش ولی در ظاهر هییییییییچ کوچکترین نشونه ای ازش نیست

    در ظاهر همههههه چیز بعد از این همه سال بعد از این همه اقدام بعد از اینهمه کار کردن برضد توعه

    همه چیز بر ضد توعه همه چیز داره نشون میده تو یک درصد هم نزدیک به خواسته ات نشدی همه چیز نشون میده خواسته ی تو نمیتونه و قرار نیست محقق بشه

    اون موقعی که هیچ هنرجویی نیست

    اون موقعی که پول نداری

    اون موقعی که غذا نداری

    اون موقعی که به اصطلاح کله گنده ها میان تهدیدت میکنن

    اون موقعی که همه دارن از شرک هاشون و قدرت دادنشون به عوامل بیرونی بهت میگن

    بله نگار جان

    این موقع هاست که تویی و خدای درون قلبت

    این موقع ها باید ببینی چه قدر موحدی

    بله این کار کاره سختیه

    مگه نه همه میتونستن بنده ی ابراهیمی خدا باشن

    مگه نه همه میتونستن به رویاهاشون برسن

    مگه نه همه از اموزه های استاد به امریکا میرسیدن

    میتونی ایمان به غیب داشته باشی؟

    میتونی الان که خونتون دوره ، سالن دوره ، کلاسات کم شدن ، خیلی خسته میشی و در ظاهر هیچ نشونه ای در تحقق نیست ایمانتو به غیبی که خدا در دلت گذاشته نشون بدی ؟؟؟؟

    نگار جانم

    میدونم خیلی نیاز به موتور داری به خونه و کلاس و ماشین … داری

    اما نگار جانم

    تازه اول راهی به قول خودت تازه 15 شهریور بازی چگونگی باورسازی رو فهمیدی

    ازت میخوام نه تنها الان

    بلکه اگر نیاز بود تا ده سال دیگه صبوری کنی

    چون تو هیییچ راهه دیگه ای نداری

    و چون تو ایمان به غیب داری 

    غیب چیه ؟؟؟؟

    غیب تصویریه که از اینده ات که در نزد خداوند اینک در منزل و محقق شده هست میبینی

    غیب اون تصویریه که خدا در قلبت انداخته و تو چنان شوق و اشتیاق فروزان اتشین برای حرکت در مسیرش و رسیدن بهش داری که حاضری هر کاری براش بکنی و هر چیزی رو براش قربانی کنی

    غیب اون چیزیه که تو از این دنیا میخوای و هیچ چیزی دیگه ای به جز اون رو نمیخوای و نمیتونی حتی اگه بمیری راهی به غیر از اونو بری

    غیب اون چیزیه که از بچگی ات از اینده ی خودت تصور میکردی و باهاش زندگی کردی و ایمان بهش داشتی جوری که صد در صد قراره اتفاق بیوفته چون اون روزها خیلی به خداوند و منبع هستی وصل و نزدیک بودی و میدونستی چه چیزی رو رسالتت در این دنیا گذاشته

    غیب اون چیزیه که حرکت و ایمان و امید برای رسیدن بهش مسئله ی مرگ و زندگیته

    من اومدم اینا رو نوشتم تا باز تعهد بدم

    تعهد بدم که ایمانم به غیب رو خیلی بیشتر کنم

    چون به خاطر دوری ، خستگی ، محقق نشدن و ماشین نداشتن و … ها

    من اجازه دادم کمی شیطان نفوذ کنه و منو نا امید کنه

    من اومدم تعهد بدم

    که حتی اگه همه هنرجوهام برن :)

    حتی اگه هیچ پولی نداشته باشم

    حتی اگه خیلی خسته بشم و دوری خونمون اذیتم کنه

    حتی اگه هیچ نشونه ای برای تحقق نباشه و همههه چیز بر ضد من باشه

    حتی اگه تا 10 سال همینجا در همین شرایط بمونم و خواسته هام نیان

    من ناامید نمیشم

    من همچنان  ادامه میدم با قدرت و ایمان و اطمینان 100 درصد توی این مسیر با جدیت میمونم و یک درصد هم بهش شک نمیکنم جوری که انگار تحققش در یک قدمی من مونده

    جوری ایمان و اشتیاق دارم که مهم نیست در ظاهر چیه من از هر موقع دیگع ای بهش نزدیکترم

    چون این تنها چیزیه که ازین دنیا میخوام

    من نمیتونم برای هیچ چیزه دیگه ای در این دنیا تلاش و حرکت کنم

    چون اون غیبی که خداوند براوردش کرده و در قلب من گذاشته رو هنوز به وضوح میبینم هنوز  با تمام وجودم حسش میکنم

    بله ایمان به غیب داشتن

    توحیدی بودن

    ابراهیمی بودن

    سخته

    مگه نه همه الان داشتن رویاهاشونو زندگی میکردن

    مگه نه همه طبق قانون رفتار و زندگی میکردن

    مگه نه همه الان امریکا بودن همه ثروتمند بودن

    نه عزیزم بها میخواد

    بهاش هم دقیقا اون ادامه دادن و ایمان داشتن و شک نکردن

    در روزهای سختیه که همه چیز در ظاهر بر ضد توعه

    البته من اینو بگم که من چه قدر بنده ی ناسپاس و عجولی ام

    واقعیت اینه که نشانه ها در زندگیم هستن خیلی هم هستن :)))

    همین دیشب دو ساعت کلاس خصوصی برای یک مربی گذاشتم که پنج شیش ساله داره خودش مربی رقصه و معروفه تو اصفهان خودم هم خیلی وقت بود میشناختمش ولی ندیده بودمش

    اونقدر از کار من خوشش اومد که بهم گفت من میخوام فلان طراحی تو بهم یاد بدی چون سبکتو خیلی دوست دارم و خیلی وقته کار نکردم و دو ساعت کلاس خصوصی براش گذاشتم .

    همون مربی دیشب داشتیم صحبت میکردیم گفت میخواد بره کیش ورک شاپ رقص بذاره و نفری یه تومن میگیره ….

    منم پرسیدم که داستانش چطوریه و اینا چون چند روز قبل نوشته بودم دوست دارم برم شهرای دیگه ورک شاپ رقص بذارم و کیش واقعا محبوب ترین شهره برام :)))

    اونم گفت من اولین بارمه دارم میرم بذار من برم ببینم چطوره شرایط و اشنا بشم دفعه ی بعدی تو برو منم کمکت میکنم :))))

    من 15 شهریور فهمیدم جریان چگونگی باورسازی رو و ازون روز کار کردم

    چند روز بعدش به والله نمیدونم طرف از کجا پیجمو پیدا کرد و ازش هم نپرسیدم چون میدونم خداست داره انجام میده کارهارو به والله من سه روز یه بار اینستا میرم به والله خیلی کم استوری و پست میذارم اینستا و اصلا فعالیت ندارم توش .

    بهم از طرف یک مدیر باشگاهی تو اینستا پیام داده شد که ما مربی نیاز داریم و ما خودمون هنرجو براش زیاد داریم شما فقط بیا کلاسو برگزار کن و برو و برای هر سانس فلان مبلغ بهت میدیم ( مبلغ خوبی بود:) رفتم باهاشون صحبت کردم و کارمو دیدن و گفتن کارتو خیلی دوست داریم و مربی حرفه ای هستید و ما دنبال همچین کسی میگشتیم :)))))

    اقا یه چیزه جالب

    همین الان همینه الان وسط نوشتنم

    یکی دیگه زنگ زد گفت کلاس خصوصی میخوام برا دخترم :)))))) و چه کسی منو معرفی میکنه و شمارمو میده به جز خدا ؟؟؟؟ :))))

    وااااقعا خداایا شکرت

    میبینی نشونه هام هستن

    ولی شیطان میاد اینارو از یادم میبره و نداشته هامو میاره جلوم

    اره گاهی به خاطر کم شدن کلاس هام ، به خصوص دور بودن خونمون و رفت و امد در گرم ترین ساعت روز گرم ترین روزای سال ، در سرد ترین روزها ، در خستگی زیاد ، ماشین نداشتنم و … شرایط روم فشار میاره و نا امید و دل گرفته میشم و شک میکنم …

    و اون موقع هاس که کنترل ذهنم نشون میده چه قدر جهاد اکبر واقعی کردم … چه قدر واقعا تغییر کردم … چه قدر موحدم … :))))

    من از خدا فقط ایمان به غیب میخوام …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: