توحید عملی | قسمت 9 - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1087 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ذبیح الله کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1714 روز

    سلام به دوستان عزیز هم فرکانسی

    حدول یه یک سال پیش من بدهکار شدم و از کار

    خودم و باورها غطا که داشتم

    جهان این قدر من فشار میداد که داشتم له

    میشود

    یه شب داشتم گریه میکردم و از خدا کمک

    خواستم به خدا گفتم دیگه توان ندارم

    من دیگه توان ندارم

    من دیگه توان ندارم

    به من الهام شد برو

    پاسپورت به وایز بده

    رفتم پاسپورت خودم گرفتم

    بدون هیچ که کس خبر بده

    گفتم پول وایز ندارم به گفت برو گوشی خودت بفروش

    رفتم گوشی خودم فروختم و

    بعدا دو روز خانواده خبر شد

    به من گفت پاسپورت کجا شد

    گفتن دادم به وایز به کجای میخوای

    به خانواده گفتم میخوای برم ایران

    تو اونجا جای نداری کس نداری چیکار میخوای بکنی

    به خانواده گفتم نمیدونم میخوای برم تموم

    برادر زنگ به رفیق ها خود کس گفت من کار نداریم

    بعد وقتی میخواستم وارد کشور ایران بهش بهم

    الهام شد گفت فقط ذهن خودت کنترول کن همین

    یاد همون جمله استاد افتاد که با عرشیافر لایو گذاشته که به مادر موس الهام شد بود

    که غمگین مباش

    اومدم زاهدان میخواستم برم اصفهان دید

    تکت ندارم

    یه از همون مسافر به گفت چرا نمیای یزد

    من باهاش گفتم باش رفتم یزد

    وسط ها راه یه تابلو بزرگی این بزرگ رنگ آبی نوشته بود

    تهران رفتم

    اونجا رسیدم

    شماره یکه از رفیق رو کردم با قلم نوشته بود فقط خبر داشتم تهران هست

    که حدود 5 سال ازش خبر نداشتم از گوشی زنگ دست از خدا بهش احوال پرس کردم و زنگ زدم

    گفتم اومدم تهران برای کار میتوانی برام کار جور کنی

    بهم گفت خدا بزرگه پیدا میشه

    رفتم‌خونه و هموش شب کار درسته شد و رفتم

    سر کار

    اون کارگری

    منی کارگری نکردم بود

    گقتم حتما خداوندا یه درسی داری که منو اینجا هدایت گردم و پول به همون پول کارگری نصه بدهی رو دادم

    بعدا 2 ماه اومد خونه

    ک آرام نمیدونم پول از کجا و الان خداشکر تمام بدهی تموم و تمزکر گذاشتم کسب کار خودم و آموزش استاد عباس منش

    جهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  2. -
    محمد مردان نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1452 روز

    به نام خداوند مهربان و هدایت گر

    استاد عزیز سلام ممنونتم بابت این فایل

    خانم شایسته مهربان خدا قوت

    دوستان گلم خیلی ارادت دارم

    نیست بازی کار حق خود را نباز

    انچه بردیم از تو باز اریم باز

    همه چیز بر اساس قوانینه خدا هست محمد لاتخف و لا تحزن انا منجوک

    استاد در دل طوفانم ولی ارومم خدارو شکر روی ابم ولی حالم خوبه میدونم خدا فرمان میده به همه چیز او رب العالمیه نفسی که میره و میاد از اوست قلبی که بی منت میتپه از اوست

    ان چه میگوییم ما ان میکنند

    بی اذنش برگ از درخت نمی افته

    همه چیز در سیطره خداست

    اتفاقی نیست که خدا در جریانش نباشه

    خدایا شکرت

    فکر نکن خدا حواسش پرته محمد وعده خدا حقه

    بهتره که همه چیزه بسپری به الله و بری دنبال زندگیت

    رهرو ما اینک در منزل است

    کار انجام شدست پرده شکو تردید رو بردار

    تا ببینی سود کردی یا زیان

    خدا اون چیزی میشه که ما نیاز داریم

    اگر کسی تو زندگیت نیست وقتی خدا تو زندگیت هست انگار همه هستن در زندگیت

    اشکم در اومد

    خدایی که عیب های من رو پوشانده چقدر من زدم به جاده خاکی باز گوشمو گرفته انداخته تو جاده اصلیه

    میخوام یه خاطره بازی کنم براتون بگم از معجزه الله یکی از معجزاتی که اربابم رب العالمین

    برام رقم زده رو براتون تعریف کنم

    هفت سال پیش سال 95 وقتی دانشجو بودم در دانشگاه دولتی من هم کار میکردم در صنف پوشاک هم دانشگاه دانشگاه رو فقط انتخاب واحد میکردمو دیگر هیچ روزی دوازده ساعت کار میکردم دانشگامم نزدیک محل کارم بود بدو بدو میرفتم سر کلاس دوباره برمیگشتم محل کار سر کلاس ها هم همیشه خواب بودم

    مقطع من کار دانی بود سه ترم خونده بودم یه ترم مرخصی گرفته بودم میشه چهار ترم یه ترم هم نرفته بودم سر امتحانا میشه پنج ترم تقریبا از 74 واحد فکر میکنم 40 واحدم مونده بود

    چند وقتی بود کارت دانشجوییمو گم کرده بودم و اصلا هم نر4ته بودم دنبالش یکمم نارحت شدم بابت این موضوع یه روز سر کلاس بودم خواب بودم از طرفریاست دانشگاه اومدن دنبالم گفتن اقای مردان نژاد بیاد بیرون منم گفتم بسمالله رییس دانشگاه رو اصلا هرکسی ندیده بودش با من چیکار داره رفتم اتاق رییس رییس گفت چرا از غذای دانشگاه رفتی کمیسیون شکایت کردی منم گفتم اقا چی میگی من اصلا غذا نمیخورم تو دانشگاه اصلا من اکثر اوقات غایبم من چیکار دارم با غذای دانشگاه واقعا هم در جریان نبودم گفت مگه تو مردان نژاد نیستی گفتم چرا گفت کارت دانشجوییتو بده گفتم اقا من دو سه ماهه کارت دانشجوییمو گم کردم گفت چرا اقدام نکردی پسر این جز اوراق بها داره منم گفتم فکر کردم چیز مهمی نیست گفت پسر با کارت و اسم تو و شماره دانشجوییت رفتن این کارو کردن اونم فهمید که من اصلا در جریان نیستم گفت یه شماره بده من پیگیر میشم برات منم شماره دادم از همون اول هم عادت داشتم که همجا پرزنت کنم همرو بهش گفتم من در فروشگاه کت شلوار فروشی کار میکنم اگر دستوری داشتید من در خدمتم برای پرسنل دانشگاه و خودتون گفت حتما ممنونم

    چند وقت بعد که ترم تموم شده بود من در مغازه بودم با من تماس گرفت خود رییس گفت اقای مردان نژاد لاشه کارتتو پیدا کردم و پیگیر شدم برات یه کارت جدید هم گرفتم منم گفتم خدایا این رییس چرا انقدر به من محبت داره

    گفت مغازه ای بیام یه چند دست کت شلوار بردارم

    گفتم بله تشریف بیارید

    اومد چند دست کت شلوار برداشت پولش هم بزور داد بیشتر از مبلغی که درج شده بود هم داد و کارت دانشجوییمم داد و پرسید اوضاع درست چطوره گفتم والا یه ترم مرخصی گرفته بودم این ترم هم نرفتم سر امتحان ها گفت تو که الان عملا اخراجی چون پنج ترم پرشده چهل وادت هم مونده گفت چرا نیومدی سر امتحان ها منم الکی گفتم خالم مرده (خاله ندارم)خخخ

    گفت اگهی ترحیمشو بیار دانشگاه

    دادم دوستم یدونه طراحی کرد

    اصلا من مونده بودم خدایا از طرفی خیلی برام مهم بود که فارع التحصیل بشم و برم برای کارشناسی چون کلی چو افتاده بود تو فامیل که دانشگاه دولتی قبول شدم مادرمم هم که کل امیدش همین دانشگاه من بود

    خیلی با خدا حرف میزدم میگفتم خدایا من باید چیکار کنم

    که خدا این رییسو رسوند اقا ما اگهی ترحیمو بردیم پیش رییس اموزش فهمید جعلیه گفت این جعلیه پسر گفتم با اقای دکتر رییس دانشگاه تماس بگیرید ایشون در جریانه رییس هم بهش گفت شما کارت نباشه ضمیمه پروندش کن و اجازه بده برای ترم بعد انتخاب واحد کنه اقا این رییس سه ترم برای من اوکی کرد اخر هر ترم هم زنگ میزد میگفت چه درسهایی رو نمیتونی پاس کنی منم تقریبا همه درس هارو میگفتم نمیتونم پاس کنم خخخخ میگفت اسم استاد رو بگو میگفتم اونم زنگ میزد به استاد میگفت ایشون باید قبول بشه ایشون تا ترم اخر من رییس دانشگاه بود و اخر هم بازنشست شد خدایا با من چیکار کردی رییس دانشگاه بدون گرفتن هزار تومن پول و البته با کلی خریدی که از من میکرد و کلی سود بیشتر هم میداد کلی احترام و ارزش هم برا قائل بود هر چی فکر کردم دلیلشو پیدا نکردم هنوز هم که هنوزه با هم رفیقیم خدایا تو رییس دانشگاه رو اوردی در خدمت من در اون سن هجده سالگی من حضور پر رنگت رو با تمام وجود م لمس کردم ببخشید که من فراموش کارم ببخشید که گاهی اوقات بازم در دل مسائل میترسم ببخشید که بی معرفتی کردم تو خیلی خوبی خدا خیلی حالیته خیلی مشتی خیلی لوتی تو عند مرامی عند رفیق بازی تو اصل رفیقی استاد اشکمونو در اوردی

    از این داستانا زیاد دارم باید خیلی یاد اوری کنم به خودم که همه چیز تحت فرمان الله

    استاد نمیتونم توضیح بدم که الان در دل چه طوفانی ام ولی شاید بگم هیچ وقت انقدر اروم نبودم چون خیلی روش حساب کردن خیلی

    میدونم رهرو خدااکنون اندر منزل است

    بعدا نیبینمت همرو برات تعریف میکنم میگم چجوری رب العالمین دستمو گرفت چجوری به صف کرد برام تمام عوامل رو چجوری برای من بی کس همه کس شد

    این فایل قراری بود که خدا با من گذاشت چون خدا این فایلو الان برام اورد من که نر4تم دنبالش دقیقا لحظه ای اورد که بهش نیاز داشتم احساس میکنم قبل موفقیتام اومد باهام صحبت کرد گفت نری بگی منم منم نریو یلدت بره که اصلا انگار حاجتی داشتی درخواستی کردی نری در حضور یزدان پاک سحده کنی به اینو اون نری مشرک بشی یادت باشه اعتبار همه اینا با منه با الله با رب الهی شکرت

    استاد یه دنیا ازت ممنونم سپاسگذارم دمت گرم بابت این فایل توحیدی مرسی خانم شایسته ممنونتم مرسی همراه همیشگی

    دوستای گلم عاشقتونم

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  3. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2298 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام به استاد بزرگوارم و استاد شایسته زیبایم

    سلام به همه دوستای توحیدی ام در این سایت بهشتی

    وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ ﴿22﴾

    و خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است و تا هر کسى به [موجب] آنچه به دست آورده پاداش یابد و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت (22)

    أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَهً فَمَنْ یَهْدِیهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ﴿23﴾

    پس آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‏ اش پرده نهاده است آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت‏ خواهد کرد آیا پند نمى‏ گیرید (23)

    خدایا واقعا نمی دونم چی بگم چی بنویسم در مقابل عظمت و رفعت تو من ذوب میشم و من هیچم و هیچ

    خدایا تو بودی که منو اجازه دادی تا بیام به این دنیا

    تو بودی که منو از آب پستی به وجود آوردی

    تو بودی که در تاریکی رحم مادر غذایم دادی

    تو بودی که مهر منو به دل مادرم انداختی تا مشقت زمان بارداری را با عشق و محبت بگذراند

    تو بودی که من را با شوق و شعف پدر و مادرم به استقبالم آمدی

    تو بودی که من که ناتوان بودم حتی به خوردن شیر توانایی نمودی

    تو بودی که مهرمادری را آنقدر شدت دادی که از خواب و خوراک و آسایش خودش گذشت تا مرا پرورش دهد

    خدایا تو بودی که مهرم را به جانش افزوده تا از شیره وجودش بهم زندگی بدهد

    تو بودی که تپش قلب او را لالایی شبانه ام کردی

    تو بودی که با اولین سخنم در وجود پدر و مادرم ذوق کردی و بالا و پایین پریدی

    خدایا تو بودی که توان راه رفتن و تکلم و احساس و دیدت و شنیدن را بهم هدیه کردی

    تو بودی که به پدرم عشق و امید دادی تا از جان برایم مایه بگذارد و سختی زندگی را به جان بخرد که من رشد و پیشرفت کنم

    تو بودی که به ذهن و فکر آنها انداختی که مرا به آموختن علم و تحصیل بفرستند

    تو بودی که با هر اشتباهم آنها را گشاده رو کردی و بهم فرصت جبران دادی

    خدایا تو بودی که با هر پیشرفتم از طریق آنها انگیزه دادی

    خدایا در اولین روز مدرسه ام تو بودی که دستم گرفتی بردی سر کلاس نشاندی

    خدایا تو بودی که در سن تکلیفم چادر سفیدی را سرم کردی

    خدایا تو بودی که هر صبح بهم پول توجیبی میدادی و بدرقه ام میکردی

    خدایا تو بودی که در لحظات سخت زندگیم که فکر میکردم دیگر صبح نمی شود نور امید را می تاباندی

    خدایا تو بودی که از طریق عشقم بهم عشق ورزیدی

    تو بودی که از طریق کارم بهم ارزش و اعتماد بنفس دادی

    خدایا تو بودی که همیشه سفره مان را پر از روزی حلال نمودی

    خدایا تو بودی که زمین هایمان را پر از محصولات نمودی

    خدایا تو بودی که در ترسهایم بهم آرامش دادی

    خدایا همه تو بودی و هستی

    خدایا تو بودی وهستی

    خدایا تو بودی و هستی

    و من اقرار میکنم که هیچ هستم در شکوه و رأفت و مهربانیت هیچم …

    خدایا من هنوز تو را نشناختم خدایا با وجود اینکه اینهمه تو بهم نعمت دادی هنوز ذره ای تو را نشناختم

    خدایا هدایتم کن که تو را بشناسم و تا حد امکان سپاس و شکر تو را به جا بیاورم

    خدایا بهم قدرت ایمان بده با تمام الطافت هنوز من بهت ایمان واقعی ندارم خدایا هدایتم کن

    خدایا خودتو بهم هدیه کن تا سیراب از این دنیا بروم

    خدایا تویی که پوشاننده تمام عیبهایم خطا هایم هستی می دانم که بزرگی و عظمت و مهربانی تو بزرگتر از اشتباهاتم هست خدایا تو می توانی منو در آغوش گرمت پناه دهی و پاکم کنی خدایا به لطف و مرحمت تو چشم دوختم

    هدایتمان کن به خودت

    ای مهربانترین مهربانان

    =========

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    سلیمان رفیعی گفته:
    مدت عضویت: 1686 روز

    سلاممممم استاد جانم استاد عزیزم چه کردی با من

    اشکم نمیزاره بنویسم این چه فایلی این چی بود خدایا کمکم کن بنویسم ،ذهن نجواگر می‌گفت ننویس حالا منتظر باش تا کامنت ها بیاد اونا رو بخون ولی اصلا دلم نیومد ننویسم ،

    امروز که این کامنت رو دارم می‌نویسم روز تاسوعاست و من در یک مکان کاملا آرامش بخش دل درخت های سربه فلک کشیده کاج ،صدای پرنده ها ،گنجیشک ، صدای قمری هو هو می‌کنه عشق بازی دارن میکنن اوناهم به وجد اومدن از این فایل ، یادم میخواد سه سال پیش بود تو همین روزا من تو اینستاگرام اتفاقی لایو استاد رو دیدم که تو تراس خونه تمپا نشسته بودن گفتن اینجا آمریکاست تا اونجا رسید بچه ها سوال پرسیدن نظرتون درباره محرم و عزاداری چی ؟ استاد گفت که من اصلا به این شکل عزاداری رو قبول ندارم همونجا استاد رو بلاک کردم ، گفتم ببین چی داره میگه امام حسین ها باید جون در راه اش باید خودتو پاره کنی در راهش، ببخشید این مدلی صحبت میکنم چون واقعا همینا رو میگفتم ، تا بعد از مدت ها از طریق یه دوستی با استاد آشنا شدم باز مقاومت داشتم تا اینکه گفتم بزا گوش بدم ببینم چی میگه ، البته اینم بگم این حرفا رو دارم میزنم هم زمان من با چند تا استادم کار میکردم باز همون آدم سابق با همون افکار بودم یه کوچولو تغییر کرده بودم ، خدای من ، الان سه سال از اون حرفا میگذره ،من امسال جایی هستم که تنهایی در آرامش دارم روی خودم کار میکنم و دیگه کاری با بقیه حتی خانواده ام ندارم ، استاد جان حقیقت میگفتی من به این شکل عزاداری رو دوست ندارم من نمیدونستم من تو مدارش نبودم ، آره بریم ببینم چرا حضرت زینب میگه من بجز زیبایی چیزی ندیدم ، همه از گذشتگان بهمون رسیده بود و من خودم رو میگم نرفتم به کوچولو تحقیق کنم ببینم داستان از چه قرار ، چرا باید این عمال رو داشته باشم ؟ چون که پدر و مادرم گفته نخیر ، جالب خداوندم در قرآن میگه وای بر اونایی که راه پیشینیانشون رو رفتن ،

    به نظر خودم را من میپرسن بابا ما اینهمه بهت امکانات دادیم نرفتی تحقیق کنی ،

    اما این فایل فوق العاده توحید عملی 9

    خیلی جالب بود هم زمانی این فایل با خرید قدم شش که استاد درباره هدایت توکل ایمان صحبت میکن ، من مشغول این فایل ها بودم که دوست عزیزم آقای برزگر پیام داد گفت خبر خوب فالی جدید استاد به نام توحید عملی 9 اومده قطعا برای ماست ،همونجا تو دلم گفتم خدایا میخوای باهام حرف بزنی ، خدایا بی صبرانه رفتم ببینم این فایل رو با چهره نورانی و مرتب و منظم با تیشرت خوشگلشون اومد بالا ، این فایل چنان ارزش بالایی داشت که استاد اومده سمت شاگرد نشسته تا تمرکز داشته باشه ، خدای من اونجایی که گفت ما به دریا حکم طوفان میدهیم بغضم ترکید خدایا چه می‌کنی ، اینقدر این گریه ها به آدم حس قشنگ و پاکی میده که آدم احساس میکنه تو آسموناست ،

    چقدر این بحث هدایت ،بحث توحید و توکل حس عالی میده ،

    خیلی احساسم عالی ، خیلی آروم تر شدم ،.

    اونجایی که بارون یکدفعه شروع کرد گفت الله اکبر ببین چه نشونه ای ، آسمونم به وجد اومد ،چون اونم از انرژی ، باران رحمت الهی که همیشه درحال باریدن ، خانوم شایسته از شما سپاسگزارم که رانندگی کردی ، و در آخر چهره زیباتون رو دیدیم با اون خنده های ملیحی که نشان از به وجد اومدن شما بود ‌‌‌.

    استاد جان نمی‌دونم چجوری ازتون سپاسگزاری کنم،

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1631 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    توحید عملی 9

    چه همزمانی خوبی امروز 9 محرم ، روز تاسوعا، و توحید عملی 9 را که دیدیم و لذت بردیم .

    خداراشکر استاد بخوبی شعر زیبای پروین اعتصامی را تفسیر کرد و وبا درک کاملی که از قوانین جهان داره این شعر را تفسیر کرد.

    برای من جای تعجب بود که یروین اعتصامی آن موقع با آن سن کم خودش چقدر زیبا با قوانین آشنا بود و با عمل به الهام خود شعرش را ماندگار کرد و الان دیدیم که در دل خاک آمریکا توسط استاد تفسیر شد.

    همه چیز در ید قدرت خداست و اگر اراده کند کاری انجام شود حتما می شود و اگر وعده ای دهد فراموشش نمی کنه

    این قدر قدرت داره که موسی شیر خوار از مرگ نجات میده و نمرود را با یک پشه به هلاکت می‌رساند.

    اگر با قوانین الهی ما خودمان را هماهنگ کنیم قادر خواهیم بود خوشبختی و موفقیت و سلامتی را برای خود خلق کنیم و مثل الله خودمان نیز خالق باشیم ، با ارسال فرنکاس هایمان.

    خدایا صد هراز مرتبه شکر بخاطر این آگاهی های توحیدی و ناب .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    فاطمه محمدزاده گفته:
    مدت عضویت: 1177 روز

    به نام رب تنها فرمانروا

    سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی پر از صلح باخود

    وبچه های عزیز سایت الاهی وخدایی

    وَ هُوَ اَللَّهُ فِی السَّمَوَتِ وَ فِی الاَرض یَعلَمُ سِرَّکُم وَ جَهرَکُم وَ یَعلَمُ مَا تَکسِبُون

    و او در آسمانها وزمین خداست ، نهان وآشکار شما را می داند، وآنچه را به دست می آورید میداند

    استاد باز آتیشی به پا کردی که خود خدا مجبور شد دست به کار بشه تا این صحنه حسابی جاوید و ماندگار تر بشه ودوباره باور این قانون رو که همه چی توحیده رو برای ما باور پذیر تر کنه

    همیشه بهترین حرفا رو در بهترین زمان ها که نیاز بهش داریم بهمون میگی تا دوباره تلنگری بشه بهمون تا از مسیر اصلی خارج نشویم

    واقعا خدا بهترین دستشو فرستاده

    چقدر انسان هایی بودن که خداوند با تمام وجود حضورش رو به آنها نشان داده باز هم امتیاز رو به نام خودشون یا دیگران ثبت کردن ونادیده گرفتن لطفش را

    پروردگارا به ما کمک کن تا بتوانیم در تمام لحظات زندگی خود فقط حضور تو وقدرت تو رو مد نظر داشته باشیم وبه خودت متوکل شویم

    همیشه سبز و پایدار در پناه خداوند باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  7. -
    حقیقت گفته:
    مدت عضویت: 1192 روز

    به نام خداوند رحتمگرم

    به خدا قسم که این فایل برای من ضبط شده … الحمدلله سپاسگزار خداوند رحمتگرم

    مثل همیشه خداوند میگه و من مینویسم

    دقیقا قبل از اینکه فایل رو ببینم  از خواهرم دلگیر شدم از یدونه خواهر عزیزم…به خودم گفتم توجه نکن نباید غمگین بشی…نتونستم و گریم گرفت

    حین گریه با خدا حرف زدم …یه حسی بهم گفت برو فایل جدید توحیدعملی رو ببین …و الان که  فایل رو گوش دادم تماما جواب حرفایی بود که با خدا صحبت کردم!

    تا هرجایی که یادم باشه رو مینوسم به امید الله

    حین صحبت با خدا خیلی ناراحت بودم به خودم گفتم زهرا هیچکس بیرون از تو بهت کمک نمیکنه

    …تو به هیچکس نیازی نداری تو خدا رو داری و این کافیه …یاد شعر ملاصدرا افتادم و تو ذهنم مرور شد… گفتم خدایا تو پدرمی تو مادرمی تو خواهرمی تو برادرمی تو رفیقمی

    یاد حرف استاد افتادم که گاهی خدا با توی گوشِت زدن داره یه آگاهی عمیق بهت میده داره میگه روی آدما حساب کردی این درد نتیجشه!

    به قول استاد روی آدما حساب نکن… روی خودتم حساب نکن…روی خدای خودت حساب کن

    وقتی فایل رو دیدم استاد دقیقا شعر ملاصدرا رو خوندن و من بهت زده گفتم این فایل از زبان خداوند مهربان برای منه… “خداوند همه چیز میشود همه کس را” …. اگه این نشونه نیست پس چیه؟؟؟

    (قبل از فایل) به خدا گفتم خدای مهربانم هیچکس برای من مثل تو نمیشه…پدر مادر خواهر هم یه جایی ممکنه کم بیارن و ناراحتم کنن …ولی تو همیشه و هر لحظه همراهم بودی رفیقم بودی همیشه حمایتم کردی اینهمه اشتباه کردم ولی بخشیدی و باز هدایتم کردی

    واستاد توی فایل در جواب من گفتن خدا در قرآن فرموده بر ماست که شما را هدایت کنیم …بارها و بارها ما مسیر رو اشتباه رفتیم و خداوند هدایتمون کرده و این لطف و بخشندگی بی نهایت خداونده…خدایا شکرت کلمه به کلمه استاد جواب حرفای منه …الحمدلله

    وقتی داشتم با خدا صحبت میکردم دقیقا بهم گفته شد که این یه نشونه بود برای اینکه بیرون از خودم دنبال راه چاره نگردم …همه چیز در درون منه …هیچکس نمیتونه بمن کمک کنه …خداوند مهربانم من رو هدایت میکنه …خداوند مثل کوه پشتمه…مسیر درسته

    باید با شور واشتیاق مسیرم رو ادامه بدم ..این همه نشونه مسیرمو چراغونی میکنه سپاسگزارم خداوند نازنینم …باید تغییر کنم تا وقتی تغییر نکنم “هیچ” اتفاقی نمیوفته

    اینجا مینویسم تا یادم بمونه که من ارزشمندم من لایق  بهترین زندگی در دنیا و آخرتم

    من لایق ایمان و یقینم …من توی این مسیرم تا به سعادت برسم…

    من از هدایت شدگانم

    استاد از زبان بانو پروین نازنین چقدر زیبا گفتن که هر گشایشی که ایجاد میشه رو باید در نهایت تواضع اعتبارش رو بدیم به خداوند و به خودمون یادآوری کنیم که این گشایش از لطف پروردگارمونه

    به لطف خدای مهربان و آموزش های استاد و تلاش های خودم اونقدر روی خودم کار کردم که هر گشایشی که ایجاد میشه و هر نتیجه ای که میگیرم بارها به خودم میگم زهرا حواست باشه

    “هذا من فضل ربی” …خدایا شکرت این از فضل بی نهایت توست

    به دوستان عزیزم توصیه میکنم از این آیه خیلی استفاده کنین یه حس بینظیر داره وقتی داری به خاطر نتایجت شکرگزاری میکنی و میگی ” هذا من فضل ربی ”

    چقدر زیباست این آیه

    خدا  رو شکر که این آگاهی ها رو اینجا مکتوب کردم تا چراغی باشه باشه برای خودم و همه همسفرهای جاده سعادت

    بهم گفته شد حتما این کامنت رو بنویسم و من هم لبیک گفتم …خدایا شکرت

    این فایل سراسر آگاهی ناب و خالص بود

    سپاسگزارم از نازنین خداوندم

    سپاسگزارم از بانو پروین اعتصامی

    و سپاسگزارم از استاد عباسمنش و مریم عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    Fatima گفته:
    مدت عضویت: 1112 روز

    به نام خدا

    ردپای 89

    سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم

    ممنون که مارو هم مسیر خودتون کردید در این جاده زیبا

    و باز هم ابتدا و انتهای هر داستان به توحید برمیگرده !اونوقت توجه ما در همه سال های زندگی به جای این اصل مهم به دنبال فرع و سرنوشت و شرک بوده

    چقدر این جمله استاد برای من امید بخش بود !

    [وعده خداوند حق ،وقتی توکل میکنی به خدا و هدایت هارو دنبال میکنی وقتی ایمان داری وقتی احساست خوبه و نه غم داری و نه ترس و با ایمان و توکل مسیر پیش میریم

    نتیجه اتفاق افتاده !شاید ما هنوز ندیدیمش ولی از دیدگاه خداوند اتفاق افتاده ]

    امید خالص وقتی بفهمی دنیا همچنین نظمی داره ،اما چرا نمیشه ؟مشکل باز هم از ما و باورهامونه!

    و این اهمیت بی انتها کنترول ورودی و توجه ما و خلق باور های مناسب ،به ما نشون میده

    چقدر امید از طریق این شعر زیبا منتقل شد !اینکه خدا عیب پوشی میکنه توبه پذیره اینکه خدا هدایت گر و مسیر روشن میکنه اینکه خدا لطفش همواره شامل حال آدم میشه و مارو بسیار دوست داره و محافظت میکنه و…

    بازهم چقدر متفاوت از خدایی که از ترس میپرسیدیم و نه به خاطر قابل پرستش بودن!

    استاد هر دفعه منو مطمئن تر میکنه که استاد بزرگیه برای خودش!از هر طریقی در حال اموزشه !از مرغ و خروسای تو پردایس تا سفر ها یا حتی یک شعر زیبا

    درست مثل هنرمندی که جهان با لنز متفاوت میبینه استاد هم اتفاقات با لنز خودش برامون توصیف میکنه

    از خانم شایسته هم ممنونم که کمک کردن این فایل زیبا آماده بشه

    واقعا سپاسگزار خداوند مهربان هستم

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      سید عظیم بساطیان گفته:
      مدت عضویت: 1113 روز

      بنام خداوند مینو سرشت.

      بنام خدای باران

      سلام بر فاطمه ی بی نظیر

      حالتون عالی و متعالی

      پایان کامنت ها = لحظه ی دیدار دوستان

      کامنت تون مفید و مختصر

      بود و عالی نوشتی و یک رده پای دیگه از خودتون جا گذاشتی …

      مرسی از کامنت قبلی که برام نوشتی…

      نقطه آبی شما رو دریافت کردم و خیلی خوشحال شدم ای دختر توحیدی و عاشق

      دعای گوی شما هستیم

      در این شب های استجابت دعا…

      بهترین ها رو براتون آرزومندم.

      امضای الله مهربان

      پای تک

      تک .آرزوهات…

      بی نهایت خوب می نویسی

      قلم تون توانا…

      ای فرشته ی عاشق الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    حسن حسین پور گفته:
    مدت عضویت: 4298 روز

    سلام و صد سلام خدمت هم فرکانسی های عزیزم ️

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان مهربان️️

    امروز صبح عاشوراست و من طبق معمول همیشه اول سر زدم به خانه ایمانم سایت عباسمنش دات کام و این فایل زیبا رو دیدم و ساعت ها گریستم و شکر و سپاس خدای مهربانم رو که این آگاهی ها رو به من داد، استاد جان خیلی اولا از خدای مهربانم سپاسگزارم و بعد از شما که هر متنی و هر فیلم یا شعری می‌خونید و به احساس خوب می‌رسید و آگاهی های رو درک میکنید ما رو هم سهیم میکنید.

    بارها شده کاری رو انجام دادم و خیلی شیک شده و یا فروشی رو انجام دادم و مشتری خیلی راضی بوده و یا مثلاً تو کمد قفسه بندی کردم و یه مشکلی رو برای خونه حل کردم در درجه اول گفتم دمت گرم چه کردی حسن عالی بود خلاصه شاید تو 80 درصد مواقع یادم رفته که ای نادان این هدایت الله بود که تو این کار رو انجام دادی ، به خدا الان که این متن رو تایپ میکنم اشکم امونم رو بریده و صد هزار مرتبه خدا رو شاکرم که این آگاهی باز هم به من یادآوری شد، که ای بنده خدا تو بنده خدا هستی و همه اعتبار قدرت توانایی ابتکار و… هرچه که داری از اوست و هر لحظه باید شکر گزار همه داشته هامون باشیم خدایا شکرت برای خردی که به من دادی خدایا شکر برای سلامتی و عقل و آگاهی که به من دادی ، همیشه سپاسگزارم از تو خدای مهربانم که از هر طریقی که میدونی منو هدایت می‌کنی از تو عزیزی که متن منو خوندی هم سپاسگزارم از استاد عزیزم و مریم جان مهربان هم قدردان و سپاسگزارم و با این آگاهی که من بدون قدرت الله هیچ نیستم جمله ام رو به پایان میبرم در پناه الله یکتا سلامت ، شاد و عاقبت به خیر باشیم انشالله ️️️️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 1353 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    همه چیز در دستان خداوند است

    اگر فکر کنی کسی بیرون از درون ما خارج قدرت خداوند زندگی ات رو از دست میدی

    همه چیز در سیطره فرمان خداوند است اون لحظه که استاد داشتن اون قسمتی که می گفت :

    صخره را گفتم، مکن با او ستیز

    قطره را گفتم، بدان جانب مریز

    امر دادم باد را، کان شیرخوار

    گیرد از دریا، گذارد در کنار

    سنگ را گفتم بزیرش نرم شو

    برف را گفتم، که آب گرم شو

    صبح را گفتم، برویش خنده کن

    نور را گفتم، دلش را زنده کن

    لاله را گفتم، که نزدیکش بروی

    ژاله را گفتم، که رخسارش بشوی

    خار را گفتم، که خلخالش مکن

    مار را گفتم، که طفلک را مزن

    رنج را گفتم، که صبرش اندک است

    اشک را گفتم، مکاهش کودک است

    گرگ را گفتم، تن خردش مدر

    دزد را گفتم، گلوبندش مبر

    بخت را گفتم، جهانداریش ده

    هوش را گفتم، که هشیاریش ده

    تیرگیها را نمودم روشنی

    ترسها را جمله کردم ایمنی

    ایمنی دیدند و ناایمن شدند

    دوستی کردم، مرا دشمن شدند

    کارها کردند، اما پست و زشت

    ساختند آئینه‌ها، اما ز خشت

    واقعا داشت گریه ام میگرفت چقدر زیبا گفت همه چیز در دستان خداوند است قدرت جهان و آسمان در دستان خداوند

    و تازه نباید فکر کنیم خودمون هم کار هارو انجام میدیم چون اینم شرکه این هم شرکه

    همه چیز در دستان خداوند است خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: