رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 28


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1607 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان..

    بنام خداییی که هر انچه!!!!!هر انچه !!!!!که دارم از ان اوست…

    خداییکه که مرا از دست فربهای شیطان نجات داد…فربهای” که هر روز درونم را به یغما میبرد…

    سلام و درود به استاد همیشه در صحنه ام…

    استاد عزیزم شما دنیا رو برای ما با یاد ایه ایی که میگه..

    مومنان واقعی افرادی هستند که نه میترسند و و نه اندوهگین میشوند ..آشنا کرد..

    و این آشنایی ناگفته نمونه هر چقدر بهش مسلطتر میشوم بیشتر میتونم کنترل ذهن کنم!!!..

    …….

    ما سالها تحت باورهای گذشتگانمان قرار گرفته ایم.باورهایی که بصورت ،میتنگهایی “خاص .تحت تاثیر قرار گرفته ایم..

    ماها،””” سالها خدا گریز بودیم …جوری که خدا رو فقط به نیم نگاهی “قهر آمیز ،به سوی آسمانها میدیدم..

    و میگفتم الهی شکرت..

    ولی از درون بدبخت و فقیر بودییم…بدبخت فقیر بجز نداشتن درامدی مناسب..بلکه درونی پوچ و واهی در جنگ و شکنجه و احساس بد.بودیم….

    هر چقدر که گذشت…این درد قلبمان را به تسخیر خودش در اورد…

    تا اینکه…

    نور خدا بسمتون اومد و ما رو نجات داد..

    استاد عزیزم چی بگم از این باورها!!!!

    هر چقدر بگم کمه!!!!من سالها روند کاریم مثل اکثریت عموم در یه چهارچوب بود…

    ولی از درون من میخاستم یفرد خاص باشم.فردی که بسیار قوی هست..

    و خودشو دوستداره و میخاد خودشو از اونچیزی که هست و عموم بهش برچسب زده قوی بشه…

    یه شب خواب دیدم توی یه خونه خراب شده هستم..دقیقا محل اصطبل حیوانات..اینقدر تاریک بود که چشم چشمو نمیدید..

    و من با افرادی که با هم دوست بودیم و اشنای نزدیکم بود….در اونجا اقامت گرفتیم..

    اینقدر این صحنه وحشت اور بود که مخیلم از درکش” ناتوان بود..

    گفتم خدا،!!!!من نمیتونم اینجا زندگی کنم..

    من میمیرم…

    بهم گفت برو تو فلان اتاق ..

    دیدم چند تا فانوس توی طاقچه هاش روشنه..

    بهم گفت این فانوس رو بردار برو بیرون..

    و من بال پرواز گرفتم…

    استادم هنوزم همون باورا آزارم میدهد..و این اهرم رنج خیلی بد توی قلبم خطور کرده..همین باعث شده تا اهرم لذت رو پیدا کنم.

    حتی فکر کردن”بهشم!!!حالمو بد میکنه ..چی برسه توی اون موقعیت قبلی باشم..

    من به یاری الله ..همون اوایل استارت بیزنس و با شخصیتم با هم دیگه شروع شد..تا به امروز….

    هر موقع شخصیتم قوی شد..از نظر مهارتی و بیزنسیم رشد کرد..

    میخام بگم پایه و ساختمان..زندگیم…از بیخ نابود و ساخته شد..

    شخصیت..مهارت

    شخصیت مهارت

    شخصیت مهارت..

    من همیشه فکر میکردم یه کار افرین شدن فقط پول زیاد هست..

    ولی الان که تکاملشو دارم میگذرونم میبینم شخصیت و مهارتم با همدیگه .باید رشد کرد..

    و پایه و اساس زندگیم از ریشه حل شد..

    و هنوزم ادامه داره….و هنوزم ادامه داره…

    و واقعا با تمام وجودم شخصیت کارافرین شدن را درک کردم..

    استادم تمام این باورهایی که شما میگید…من با تمام وجودم دارم درکش میکنم!!!!

    چون اون خدایی که ما را افریده ..یه شب تو خواب بهم گفت نگران نباش..ما هم میشنویم و هم میبینیم..چهره بهشتی خودمو در عالم رویای صادقانه بهم نشون داد..

    بهم گفت!!!بخند بخند….نگران نباش

    میخام بگم….خداوند خیر مطلقه..خداوندیکه که ما رو به این دنیای مادی اورده…تا ما خودمونو تجربه کنیم…!!!!

    تجربه ایی که از خودشناسی به خداشناسی برسیم..

    من امروز و هر روز خدا رو دارم با تمام وجودم درک میکنم..

    و از خداوند حق تعالی خشنودم…که مرا هر روز بخودش پایبند میکنه..و درس ازادگی رو بهم می اموزه…

    استاد عزیزم…من با شما به توحید رسیدم.یادمه روز اولی که به سایت شما از طرف خداوند….مرجوع شدم…

    خداوند تو اعماق وجودم میگفت..

    توحید

    توحید

    توحید

    توحید همه چیزه..من هر چقدر از توحید بگم کمه!!!

    توحید انسان رو ارام میکنه..

    توحید به انسان معنای زندگی کردن و سعادتمند در دنیا و اخرت رو نشون میده.

    استادم بخدا دیشب بخودم میگفتم..چقدر استاد عزیزمون در کمال ارامش دور از هیاهوی همه جامعه “در کمال ارامش داره نام خدا رو بر زبان میاره..

    بخدا هیچ زیبایی مثل این تفکر نیست..

    که فقط نام خدا بر زبانت باشه..

    همین نام خدا باعث شده…

    شما در لولهای بالای…مومنان نه ترسی دارند و نه اندوهگین میشوند…باشید…

    این زندگی سعادتمندتونو با تمام وجودم بهتون تبریک میگم…که اینقدر بی خیال کتگوریهای جامعه امروز و باورهای شکنجه شده ذهن ” داریید آزادانه و ایمان بخداوند قدم برمیداریید..

    من سالها بخاطر این خدا گریزی ،مورد حمله اطرافیانم و قربانیها قرار گرفتم..

    از لحظه ایی که تعقیبر کردم دنیای اطرافم تعقییر کرد و من به ارامش رسیدم.

    امروز من خود نرگس،”خیلی برای خودم ارزش دارم.

    و خودمو با تمام وجودم دوستدارم.و سعی میکنم از خداوند هدایت بخام..هر جا که من توی مسیر ناجالب میفتم..دستمو بگیره و منو هدایت کنه..

    در لحظه پاسخ سوالمو میده..

    خیلی خرسندم از زندگیم..

    اینروزها اینقدر روی:شونهاش:نشستن برام لذت بخشه..اینقدر که همزمانیهای عالی برام انجام میشه..

    که میگم خدایا دَمت گرم…

    استاد عزیزم..من با ساخت باورهام…چیزی رو تولید کردم..اینم طبق الهامات خداوند””””

    که نکته موفقعیت امیز یه انسان هست!

    ولی امان از دل قافل خیلیها ازش بیخبرن..بهمین دلیل فقط دارن میدووون!!!

    اره میگفتم.!!!چیزی رو تولید کردم در یه سایز حهانی با 6 ورژن نمونه کار..با تشریحات عالی و اوکی شده بازار…

    و زمبنه فروش اندکی داشتم ولی هر کدومش برام درسهای،”! چندین ساله داشت!!!.چیزی که عقل محدودم از یه قدم از اینراه “تعجب میکرد..

    و من با همین قدمها…همیشه دوستداشتم کارم بسمت اسانی و راحتی و با ارزش زیادی باشه..

    و همینم شد..

    و خاسته بعدام دوستدارم کارمو وارد مسیر صادرات کنم که بتونم به قیمت دلاری کارامو بفروشم…

    و منتظر هدایت “خداوندم برای قدم بعدی…

    نتایجم شاید از نظر مالی خیلی پیشرفت انچنانی نکرده..

    ولی از درون پایه های فلزاتی ساختمات بیزنسیم محکم تو زمین نشانده شده..

    و داره برجهای سنگین رو بتونه روی این پایه ها قرار بده…..

    من تمام این باورها رو درک کردم و رسیدم به توحید..

    توحیدی که خدا فقط:برای ما انسانها خیرو خوبی میخاد..حالا هر چقدر من خودمو دوستداشته باشم!!بهتر میتونم پاشنهامو در بیارم و در مسیر خیرو خوبی قدم بردارم..

    ……….یه مثال واضحی که در یفرد نزدیکم .طی سالها توی بیزنسش میبینمو دوستدارم باهاتون به اشتراک بزارم..

    یفرد نزدیکم سالها توی زمینه قرانی و مهدو پیش دبستانی کار میکنه..

    ایشون بسیار روی عوامل بیرونی مثل خیریه ها مثل افراد ارگانهای دولتی امام جمعه ها حساب میبره…

    و چون باور داره باید خیریه ها بهم کمک کننن تا کارمو ارتقا بدم…و باور دیگه..که من مولدار بشم در زمینه خیر خواهی به دیگران کمک کنم…

    دقیقا همین باور !!!! کمک کردن به دیگران!!!

    و این مورد براش:پیش اومد!!

    ..یفردی بعد از فوتش.خونه شخصیشو در مسیر خیریه به این شخص نزدیکم داد..

    وچند ساله تمام تعمیراتشو انجام داد…و بازم با اسم خیریه ساخت و سازشو انجام داد..و تمام کارها با غرو ناله.و شرک و خیریه ” به پایان رسید..

    و اتفاقی که افتاد…این خونه به شخص فلان با فلان ارگان…شریک شد..

    و این شخص خیلی ناراحت شد…که هنچنین اتفاقی افتاده

    و این روند کار همچنان با اسم خیریه.ادامه دارد..و همچنان در عذاب و سختی و کشمکش …

    که این فرد دقیقا این باور را دارد..

    که من اگه پولدار بشم و الانم هر چقدر که پول دارم در مسیر خیر خواهی و کمک به دیگران هست ..و مدام این پترن رو توی صحبتهاش میبینم..

    و دقیقا بیزنسش فقط در مسیر خیر خواهی هست..و همیشه لنگ پوله برای این مسیر..

    و همیشه جنگ و جدال..

    و همین باعث شده…توی کارش .با این باور…که من اینقدر پولدار بشم که به دیگران کمک کنم..

    و جالب اینکه..پیش دبستانی ایشون .افرادی که برای ثبتنامی محل اموزش ایشون میان..

    اون افراد هم طمع خیریه به ایشون دارن.و ایشون مجبوره برای تمامی اموزشهای بچه ها…تخفیفهای خیلی زیادی بده..

    در صورتی که پیش دبستانی و مهدهای دیگه بالاتر ین هزینها رو میگیرن..

    .و این احساس دلسوزی و ترحم ..باعث اختلال بیزنسش شده ولی خودش درک نمیکنه این باگ بزرگ توی وجودشه…

    .

    و همین باعث شده برای ثبتنام اموزشش..در مسیر خیریه باشه..چه این شخص رفتارش با دیگران..و چه دیگران و رفتاراشون نسبت به این شخص..مدام داره تکرار میشه!

    و همین روند باعث شده این شخص یجاهایی کم بیاره و دچار سردرگمی و حال بد بشه..

    چون کارشو دوستداره ..این دوستداشتن همراه با رنج و سختی شده…

    و این پترن سالها ادامه داشته و هنوزم ادامه داره..

    و مدام گله و شکایت میکنه

    که چرا موسسه های اموزشی در قالب خودم اینقدر هزینه میگیرن.

    ولی من با وجود اینکه هزینهام کمه و مراعات افراد دارم..

    چرا توی هزینهاشون از من بعنوان خیریه نگاه میکنند…

    جواب سوال اینه!؟…چون باورش به اینه…

    که من پولدار بشم به دیگران کمک میکنم.

    و از دو جهت این پترن داره توی بیزنسش انجام میشه..

    و این پترن باعث شده هر روز و هر روز دست از پاش درازتر باشه

    و تعداد دانش اموخته پیش دبستانیش..موارد ناتوان و ضعیف و در جهت خیریه باشد…

    و من خودم دقیقا سال 97..همچنین پترنی داشتم.و اونم دقیقا همین باور بود.

    چند سال بخاطرش زجر کشیدم…زجری که ناتوانی هامو زیر سوال برد..

    و از من نرگس یه نرگس ضعیفی رو بوجود آورد..

    ولی به محض چک و لگد از دنیا لطف خداوند شامل حالم شد..

    و من بعد از 3.سال خورده ایی بیزنس شخصیمو همراه با توحید شروع نمودم..

    واقعا همینه که فرکانسها غالب میشه تو زندگیمون همینه..و من با تمامی این باورهای پوچ و بی هدف زندگی کردم..!!!

    ووووو

    تا من از درون تعقییری نکنم..

    هیچ چیز در دنیای اطرافم تعقییر نمیکند…

    استادم خوشحالم و سپاسگزار خداوندی هستم که قوانین حاکم بر جهانش،”اینقدر دقیق و سریع عمل میکنه .که جایی یه سر سوزنم مشکلی نداره..

    و من دارم به لطف و مرحمت خداوند توی این مسیر قدم برمیدارم…

    انشالله این توحید را همچنان ادامه بدییم و توی لایه های درونمان نفوذ.ش بدییم!!!

    و نزارییم شیطان ذهن ،”ما رو در مسیر غیر المغضوب علیهم قرار دهد..

    به امید روزهای عالی از باورهای عالی توحیدی و در مسیر خداشناسی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    زهرا نعیمی گفته:
    مدت عضویت: 2677 روز

    ثروت اصل است یا خدا؟

    جواب:اول :چرا اینقدر ثروت را مهم کردیم که بخواهیم با خدا انرا مقایسه کنیم ؟چرا اینقدر ارزشمند کردیم که بخواهیم ارزش انرا هم ارزش با خدا نماییم؟خدا اصل است منبع است وثروت نعمت است ابزاری برای خدمت به انسان است که خالق اش خدا است نه اینکه برابر با خدا باشد وباخدا هم قدرت باشد تمام ذهنیت منفی راجع به ثروت از

    همین باور منشا میگیرد که ما انرا درمقابل خدا قرار دادیم وهم قدرت با خدا دانستیم واین خودش به بیراهه می

    کشاند این خودش باعث میشود که درنهادی خود همیشه خدا را انتخاب کنیم ولو چیزی به خوردن نداشته باشیم ولی درحالیکه ثروت مگر چیزی جز رفاهی زندگی است؟رفاه واسایش زندگی یعنی چی؟یعنی اینکه غذایی خوب ب

    خوریم؟مگر خوردن غذایی خوب گناه است؟مگر غذا برای رفع نیازمندی بدنم نیست؟که باعث میشود این بدن به

    من درست خدمت کند اگر غذایی سالم به ان بدهم سالمتر وبا نشاط تر وبا انرژی تر میشود کاملا من نقش غذا را

    در رژیم غذایی دوره سلامتی مشاهده کرده ام که اگر غذایی درست وطبیعی بدن را به ان بدهم چقدر انرژی بدن

    بلند می رود چقدر راحتی وارامش عصاب به همراه دارد چقدر باعث کارکرد خوب سیستم های بدنم می شود.پس این خوب است که غذایی سالم ومقوی به بدن ات بدهی وزمانی که پول داشته باشی میتوانی غذایی خوب بخوری

    یعنی این ابزار باید باشد امروزه میبیند که غذایی های سالم قیمت تر هست درهرنقطه ای دنیا وغذایی های مضر وساخته ای دست بشر به فراوانی وارزانی وجود دارد که هرروز به تعداد افراد مریض دردنیا اضافه تر میکند.ویا

    اینکه مگر بد است که لباس طبیعی وسالم به تن کنی وقتیکه تحقیق میکنی قیمت ترین لباس ها وپوشیدنی ها از

    طبیعت گرفته میشود مثل پنبه ؛پشم؛ابرشم,گرانترین لباس ها ,تخت خواب ها دیگرچیزهای که پارچه های قیمت دارد ازین مواد ساخته میشود مگر این بد است؟چرا خداوند انرا درطبیعت بوجود اورده؟مگر برای دیدن وحسرت

    خوردن واستفاده نکردن می باشد؟ایا اینقدر خداوند کوچک است که لذت ببرد از حرص خوردن بنده هایش مگر او انسانی مریض است که عقده ای برخورد کند واحساسات انسانی داشته باشد؟بلکه هدف او این بوده که نعمت های

    دراختیار انسان قرار بدهد که برای او سلامتی ونشاط می اورد یا اینکه مگر بد است که زیبایی های طبیعیت را

    بیبیینم سفر کنیم سیاحت کنیم وشگفتی های طبیعیت را بیبینم مگر با پول این سفرها ممکن نیست؟کجایی این مورد اشکال دارد که ثروت را بد بیبینم؟یاهم مگر بد است که خانه ای داشته باشم که دران حس ارامش کنم؟وسایل داشته باشم که ازان استفاده راحت واسان داشته باشیم؟هرگز بد نیست.مگرداشتن برق ؛انترنت,گاز,حمام با اب گرم وسرد بد است؟مگر اینها به انسان ارامش نمی دهد؟ایا خدا غیرازارامش مرا میخواهد؟او جنگو وسخت گیروانتقام گیر

    هست؟او میخواهد من بجای استفاده ازاب پاک از اب لجن بخورم؟وبدنم را بیمار ومریض بسازم؟هرگز چنین نمی خواهد ثروت نعمت اوست وچیزی است که مرا به ارامش بیشتر می رساند وباعث میشود که راحت تر مسیر الهی ام را طی کنم یعنی وسیله ای است که مرا به معنویت وخدا می رساند وقتیکه درعلم روان شناسی هم بیبینم چی

    وقت انسان دچار استرس ونگرانی وترس میشود؟زمانی که بقایش به خطر بیافتد

    مگر نیازها برای بقا چیزی غیرازغذا واب ومکانی زندگی است؟وزمانی که غذا واب ومکانی زندگی راحت نداشته باشیم بدن به چی فکرمیکند ذهن به چی مصروف است ؟صرف به بقای خود فکرمیکند واسترس ونگرانی خلق

    میکند و اگر نیازهای که برای بقای ما مهم است به بهترین شکل فراهم شود انوقت به به رشد خود فکر

    میکنیم ذهن بقا به سمت ذهنیت رشد حرکت میکند.یعنی وقتیکه نیازهای جسمی فراهم شد انقوقت می توانم به

    معنویات

    و رشد خود بیشتر توجه کنیم.

    دوم اینکه:چی وقت من دورغ میگویم وقتیکه می ترسم چی وقت می ترسم وقتیکه بقایم به خطر بیافتد یا چی وقت

    حریص میشوم وقتیکه کمبود را تجربه کنم کمبود ازفقر می اید یا چی وقت دزدی میکنم وقتیکه نداشته باشم و

    بخواهم نیازهایم را فراهم کنم ولی با تلاش زیاد نتوانم به خواسته هایم برسم چون قانون را نمیدانم انوقت راهی غیرازان که دزدی است را انتخاب میکنم من به وضوح دیده هرکشوری که مردم اش ازلحاظ اقتصادی ضعف بودن

    پرازجرم وجنایت بوده مثل افغانستان دوروغ؛فریب؛قتل های زیاد بخاطرپول؛انتحار وانفجار بخاطر مقدارکمی

    پول,صورت میگرفت من ناظروشاهد بودم

    وقتتیکه ازفردی می پرسد که چرا میخواستی حمله ای انتحاری انجام بدهی میگفت که به من این وعده داده شده است که خانواده ام را ازلحاظ مالی تامین میکند انهم درمقابل خیلی پول ناچیز که هرماه به خانواده اش فرستاده میشد

    اینها تمام اش ثابت میکند که جوامع فقر بخاطر فقر دچار جنایات وحشتناک میشود.

    سوم : مگر درعلم روانشناسی امروز ثابت نشده است قسمی که استاد گفت وقتیکه انسان برای رسیدن به چیزی

    تلاش میکند وبه ان نمی رسد رنج می برد وبرای رهایی ازین رنج راهی پیدا میکند که خودش را قانع کند .یک

    مثل داریم که

    می گوید وقتیکه دست ات به آلو نرسید میگویی که آلو ترش است.بله این است قدرت ذهن انسان که به هردلیل

    میخواهد رنج راازخودش دور کند واطرافیان خود را هم همفکرباخود بسازد تاهمه یک رنگ باشد واین حس

    راحتی با انسان میدهد چون اگرنخواهی که دیگران را تغیربدهی حس کمبود وحسادت میکنی واین ازار دهنده است پس باید برای تغیرذهنیت اطرافیان هم نقشه بکشی وهمه را مثل خود بخواهی شود واین فایل واقعا این

    موضوعات را برایم باز کرد وبه چشمی

    میدیدم که چقدر هرروز تلاش میشود که انسانها همدیگر را تغیربدهد وتوهمات خود را بقبولاند واین دلیل شده است که

    ثروت بد جلوه داده شود وفقرخوب.

    چهارم:اینکه انسان ها اگر به مسیرنادرست قرار بگیرد همیشه میخواهد دیگران را کنترل کند واگر انسان ثروت

    مند باشد کنترل اش مشکل است چون یکی ازمهترین وسیله ای که برای کنترل انسانها درطول تاریخ بکار رفته

    است وخیلی

    راحت انسان ها تحت کنترل می اورد فقر نگهداشتن انهاست.انسان های فقر براحتی تحت فرمان قرار میگیرد وهرچی که

    ازانها خواسته شود انجام میدهد.من درافغانستان براحتی اینها رابیاد می اورم عساکرطالبان انها هیچ دلیل برای

    کشتارنداشتند بجز وعده ونوید پول وزندگی ای خوب واینکه به دینایی دیگری می رود انجا همه چیزهای است که او میخواهد

    انجا بهشت است واو بخاطر این ثروت های وعده داده شده خودش را قربانی میکرد وازاو بخاطر این سوی استفاده میشد که فقر بود وپول نداشت.اگر او پول میداشت تمام انچیزهای که به او وعده داده میشود قبول میکرد؟هرگز

    قبول نمی کرد چون تمام انها را اینجا درهمین زمین تجربه میکرد.یعنی بیشترین استفاده ای نادرست ازانسانهای

    فقری بوده.

    پنجم:واقعا ثروت مثل ذره بین است صرف رونمایی میکند از چیزی که دروجود شما توسط دیگران بوجود امده

    است تاروی خود کارنکنی واگاه نشویی انها را بزرگتر ووسع تر میکند اگر حریص بودن را به تو یاد داده باشد

    حریص تر

    میشویی واگر دروغگو بودن را دروجودت داشته باشی دروغگو تر میشویی صرف ثروت باعث میشود که

    نخواهی انها را پنهان کنی درحالیکه وقتیکه فقر باشی صرف چاپلوسی میکنی وحتا نهایت تلاش میکنی که تو را

    انسان خوب وصادق بیبیند دیگران تا شاید بتوانی نیازهای مادی خود را با این نقاب پنهان کنی وبدست بیاوری ولی ثروت خوب است که ویژه گی های منفی ات را رونما میکند واین باعث میشود به فکربیافتی ودرصدد اصلاح انها باشی ولی فقر تو را ازدرون وادار میکند که حتا نتوانی این ویژه گی های منفی را نشان بدهی چون می فهمی که

    بد است ومی ترسی که دیگران بفهمد وبه بقای تواسیب بزند.پس خیلی خوب است که انچیزهای که درتو هست را

    نشان بدهی واین تنها ازراهی ثروت ممکن است تنها

    میتوانی با ثروت بدون نقاب باشی .واین بدون نقاب بودن عالی است وانسان ها فقط ظاهر را میبیند وذهن دوست

    دارد زود قضاوت کند وکمترانرژی مصرف کند که عمیق را بیبیند صرف براساس مشاهدات خود قضاوت میکند

    ازهمین

    صرف تجربیات را بیاد دارد وباورسازی میکند که شخصی را درحال رفتارکردن این باورمیبیند .وهمیشه من دیده

    ام که انسان های فقر خصوصا درمقابل ثروت مند بشدت ازخود مهربانی وتواضع دورغی نشان میدهد,پیش روی

    ان شخص بااو مهربانی میکند وپشت سرش دشنام میدهد وحسادت میکند.این واقعیت را کاملا همه ای ما شاهد

    هستیم کی ها انسان ها را بت میسازد به انسان ها قدرت میدهد؟

    ششم:واینکه نداشتن فضلت نیست خوب نخوردن؛خوب نپوشیدن,خوب استراحت نکردن,زیبایی ها را ندیدن

    ,فضلیت نیست,ضعف است ,ناتوانی وکمبود است.خود را ندیدن است زشتی است. خدا را باورنکردن است ,داشتن

    باورهای شیطانی است ,شرک است ,خودش را ضعف

    دیدن است وبه انسان هاقدرت دادن وبت ساختن است.وقتیکه نداشته باشی انوقت میگویی که من ازثروت خوشم

    نمیاید

    ثروت انسان را پلید میسازد,ظالم میسازد؛مغرورمیسازد ولی ان پلیدی وغرور دروجودی توهم است چراحال نشان داده نمی توانی چون فقری ,فقریعنی نقاب گذاشتن ,ظاهرنمایی ,ثروت یعنی برداشتن نقاب ها ونشان دادن ویژه گی ها شخصیتی مثبت ومنفی است.وهم فقرعامل خطا های بیشترانسانی است چون ذهنی که سرشار از کمبود مادیات باشد

    دچار استرس واضطراب برای بقایش هست ودرست تصمیم گیری نمی تواند .

    هفتم :مگر ثروت غیرازبکار انداختن استعدادهایت است؟انسانهای که به ارزش وتوانمندی انسانی خود باور دارد انها

    ثروت مند میشود و وحرکت میکند حرکت ازچی بوجود میاید؟حرکت از

    باوربه اینکه میتوانم حرکت کنم.ثروت فقط استفاده ازتوانایی ها است یعنی وقتیکه شناخت ازدرونی خود داشته

    باشی

    میخواهی انرابکارببری اگر خود را ضعف وناتوان ودردست دیگران بدانی مگر بجز بنده گی بندگان چی چیزی از

    رویت می اید؟اگر ثروت بد است چرا انسانهای فقر خدمت افراد ثروت مند را میکند ؟وشب وروز تمام انرژی فزیکی

    وروانی خود را صرف انها میکند وبا پولی ناچیز هرچیزی که به انها گفته شود انجام میدهد؟مگر انسانهای فقر را

    فقران

    کمک میکند؟این همه بنیاد خیریه ازکی ها است؟ازفقیران یا ثروت مندان؟ایا کدام اینها نزدی خدا عزیزتر است ؟مگر

    بخشش وکمک کردن با بی پولی وفقری ممکن است؟وقتیکه خودت نان به خوردن نداشته باشی چطور ممکن است که

    خودت گرسنه باشی وانرا به دیگری بدهی؟وقتی میدهی که سیرهستی .وقتی به سیری می رسی که بتوانی ازتوانمندی

    های الهی است استفاده کنی.

    هشتم:مگر خدا عادل نیست؟اگر همه به یک اندازه به ثروت ونعمت های دسترسی داشته باشد پس فرق بین انسان

    که

    توانمندی هایش را میشناسد وانها را به عمل درمی اورد وانسانی که هیچ کاری نمیکند چیست؟ایا این عدالت است؟

    انسان که ازمغزی خود برای رشدی خود کارمیگیرد وانسانی که اصلا زحمت این شناخت را بخود نمی دهد برابراست؟حتا درقران امده است که ایا انسانی که میداند وانسانی که نمیداند برابراست؟به اندازه ای که ازاررزش ها وتوانمندی

    های که خداوند به تو داده است استفاده کنی میتوانی ازین نعمات بهره ببری که شامل شناخت خودت؛شامل اگاهی

    ازقوانین الهی,شامل استفاده ازقدرت ذهنی ات وبالعفل کردن ان به کارهای عملی می باشد پس نمی توان گفت که جهان

    مثل کیکی است وباید برای همه بصورت یکسان تقیسم شود .مگر خداوند نگفته است که انسان به اندازه سعی وتلاش اش

    ازین دنیا بهره میبرد.که شامل تلاش های ذهنی وفزیکی است که اگرقوانین را یاد بگیرد برایش خیلی

    کسب

    ثروت است می شود واینکه مگرفقرچیزی بجز تنبلی هست؟تبلی درهمه جهات .فقرنشانه ای این است که ان انسان به قدری خودش را

    ضعیف دیده که هیچ حرکتی نکرده است.اینکه مگر هرانسان دسترسی اش به خدا متفاوت است همه یکسان به منبع اصلی دسترسی داریم هرقدر دسترسی خود را بیشترباورکنیم بیشترثروت مند میشویم.وهمه ای انسان ها دارای یک نوع سیستم

    بدن می باشد وهرکسی که بیشتردرکی الهی تر ازین سیستم داشته باشد بهترازان استفاده میکند وثروت مند تراست

    نهم:واینکه من بشدت میبینم افرادی ثروت مند خیلی بخودشان ارزش قایل است هرچیزی را نمی خورد هرلباسی را نمی پوشد با هرکسی ارتباط برقرار نمیکند وخیلی بیشترمیخندد وشادی میکند وخیلی بیشترسالم تر است ولی این انسان فقر

    است که بدترین چیزها را به این جسم گرانبهای خود می خوراند می پوشاند وانرا مریض میسازد.انسان ها ثروتمند

    می تواند از مادیات عبور کند چون مزه ای انرا بصورت تکراری ومتداوم چشیده است و برایش عادی است ولی انسان

    فقر هرگز چنین نمی تواند چون او در رویا بسرمیبرد دراروز است .

    نهم:مگر ثروت چی هست؟که به اندازه ای خدا بزرگ اش کردیم ودور ازدسترس قرار دادیم؟مگر ما اشرف مخلوقات نیستیم؟مگر روحی الهی نیستیم؟مگر خداوند نگفته است که زمین واسمان را دراختیار شما قرار داده ام وشما را ازبهترین

    چیزها روزی داده ام وشما را گرامی داشته ام اگر لایق من نیست لایق کی هست؟ثروت نعمت است ابزار است برای

    راحتی من,خداوند میخواهد من بیشتردرارامش وراحتی باشم چون ما چیزی بزرگتر ازان هستیم که بخواهیم تمام عمر

    به فکری لقمه ای نانی باشیم ما باید سیرشویم تا بتوانم مراحل اصلی هدف خود درین دنیا را بیابیم ؛هدف اصلی ما وصل

    شدن به منبع است واین ذهن باید ازحالت بقا به رشد برسد وچی وقت ممکن است وقتیکه خاطرت ازمادیات راحت باشد میتوانی به موضوعات دیگر فکرکنی.

    نتیجه گیری: ثروت یعنی ابزاری خدمت ؛نعمت الهی واصل یعنی خدا ,چی فقروچی ثروت مند می تواند به این منبع

    وصل شود ولی ثروت وسیله ای است که تو را راحت واسانتر به منبع ات وصل میکند ومنبع ات هم ثروت من

    تو را میخواهد چون نعمت هایش را برای استفاده ای تو خلق کرده است نه برای حرص دادن ات,وچی ثروت وچی

    هرچیزی دیگری را که بت بسازی به ان قدرت بدهی بغیرخدا تو را ازمسیردور میکند ,ولی بیشتردرفقر دورتر ازخدا هستی چون اصلا پول ومادیات خدایی توست انسانها خدایی توست,ثروت یعنی خلق وخلاقیت واستفاده ازتوانایی هایت وفقر یعنی عدم شناخت خودت ,اگر ثروت مند باشی میتوانی سالم زندگی کنی میتوانی زیبایی ها این جهان

    را بیبینی میتوانی به جسم ات بیشتر برسی تا زمینه ای رشدی روح ات راحت فراهم شود,ثروت یعنی پذیرش اینکه

    من لایقم من لایق بهترین نعمتات الهی هستم من هستم که خلق میکنم باوراینکه من خالق وخداوند قدرت خلق زندگیم

    را به من داده است ,ثروت یعنی سلامتی,یعنی ارامش,یعنی شادی,یعنی شاد زیستن یعنی تجربه کردن نعمات الهی

    ,ثروت یعنی پذیرش فراوانی وشکرگزاری ازان,فقریعنی باوربه کمبود باور به اینکه لایق نعمات الهی نیستی فقط

    باید رویایی داشتن انها را داشتی باشی,ثرومندی بودن یعنی داشتن عزت نفس وحس اعتماد به نفس بخودت حسی

    که خداوند لایق تو دانسته است .انسان های ثروت باعث شدن که نعمات الهی ورفاهی زندگی دردسترسی همه

    قرار بگیرد امروز من اگر اب گرم وسرد وفراوان درحمام ام دارم بخاطر همین افراد ثروتمند بودن که این نعمت

    الهی دردسترسی همه قرار گرفته است.امروز من اگر براحتی به فایل های استادم دسترس دارم بخاطرهمین

    افرادی ثروتمند بودن که انترنت را دردسترسی همه قرار داده اند ,امروزاگرمن دسترسی اسان به اطلاعات

    دارم بخاطر همین افرادی ثروتمندی است که مبایل ولب تاب دراختیارم هست برق دراختیارم هست,امروز

    اگرمن درگرمایی 45 درجه ازوسایل سرمایی راحت استفاده میکنم وراحت درهوایی خنک مطالعه میکنم

    امروز اگر من میتوانم به فراوانی به انواع غذاها دسترسی داشته باشم بخاطر همین افرادی ثروتمندی است

    که دسترسی به غذا را فراوان ساخته است ودیگرانسان ازبی غذایی نمیمیرد امروز من انتخاب میکنم که چی باید

    بخورم که به من سلامتی بدهد این بخاطر وفور ونعمت است که انسانهای ثروتمندی وسیله شدن باعث شدن که من

    ازین امکانات استفاده کنم ایا انها نزدی خدا عزیزتر است یا ان انسانی که فقط بخاطرلقمه ای نانی شب وروز

    دست بوسی انسانهای دیگر را کرد؟پس ثروت یعنی نزدیکی بخدا ,ثروت یعنی خدمت بخود ,خدمت بخود

    یعنی چی یعنی اینکه ارزوهایت را خواسته هایت را,رویاهایت را دست یافتنی کنی وازخلق انها لذت ببری چون

    بالاترین لذت انسانی خلق کردن است واستفاده ازقدرت خلاقیت اش می باشد.پس هرقدر که ثروت مند ترشوم الهی ترومعنوی تر وتوحیدی تر میشوم ثروت وسیله ای است که مرا راحت تر بخدا می رساند وثروت فقط ابزار است ومنبع اش خداوند است ونعمت الهی است واصل نیست.اصل خداوند است وهمه چیز وهمه کس درین جهان مخلوق

    اوست.اینکه انسان موجودی است که هم با ثروت وهم بدون ثروت ارزشمند است ارزشمند او ربطی به ثروت یا

    فقر ندارد چون روح الهی است وپذیرفته شده هست وتایید شده است وثروت اینرا برجسته میکند ,ثروت باعث

    میشود هرانچه که باورهای مخربی که داریم وباعث بروز بعضی رفتارهای ناخواسته میشود را برجسته کند واین

    رشدی انسان کمک میکند ,انسان بدنیا امده است که دورن خود را ازین چیزهای که او را به سمت ناخواسته هایش

    پیش میبرد پاک بسازد وانسان ثروتمند بدون ترس انرا ازخود نشان میدهد واین نشان دادن خوب است باعث میشود

    به انها بیشترپی ببرد وبفهمد وشناسایی کند.وانسان ثروت مند درخیالات زندگی نمیکند او درواقعیت بسرمییرد او

    او رویاهایش را زندگی میکند ولی انسان فقر در رویا بسرمیبرد درخیالات وحتا خیال وارزوهم ندارد چون هرگز

    رسیدن به ان را باور ندارد.ثروت یعنی شناسایی استعدادها وتوانایی که خدا برایت داده است وفقر عدم شناسایی و

    شناخت خودت.

    ثروت خدا نیست ثروت نعمت خداست ,خدا خالق ثروت است ,خدا ثروت را برای انسانها خلق کرده است واستفاده ازان انسان را بخدا می رساند ,ثروت وسیله ای نزدیکی بخداست,ثروت مقدس ترین وراحت ترین راه رسیدن بخداست,ثروت انسان را الهی میسازد وانسان های ثروت مند انسانهای الهی است ,معنویی است وخودشان است,نقاب

    ندارد.وعزت نفس دارد نه غرور ولی این عزت نفس داشتن برای فقر غرور به حساب میاید چون وقتیکه فقر باشی وحس کمبود داری واین حس کمبود درهمه جایی زندگی ات موج میزند وخود را درمقابل دیگران کم حس میکنی امروز علم روانشناسی ثابت کرده است که ازانچه که رنج میبری ودروجود خود انرا خالی میبینی ان عیب را در دیگران می بینی درقران امده است که برخود ظلم نکنید یعنی ما فقط حاکم برزندگی ای خود هستیم نه دیگران اگر

    باور کنیم ما نمی توانم بردیگران قدرت داشته باشیم تنها منبع قدرت تغیردیگران خداوند است ما هیچ تغیری در

    زندگی ای دیگران حتا بچه ای خود ایجاد کرده نمی توانیم ما فقط برخود میتوانم با قدرت که خداوند به ما داده

    است تغیرایجاد کنیم همین وبس .ما فقط هرانچه که داریم ازخود داریم وهرانچه که به سمت خود می کشیم بخاطر

    باورهای خودی ماست فقر بودن خودبخود باعث میشود که به سمت کمبودهای بیشتربرویم درتمام جهات زندگی ,

    وقتیکه ازنعمات که ارزوی وخواسته ای ماست میبینم که دیگران استفاده میکند خودبخود باعث عصبی شدن

    حرص خوردن وکینه وحسادت ما میشود این طبیعی است انسان چیزی را که ندارد واروزی انرا دارد وقتیکه در

    دیگران بیبیند حس بد دارد حس نفرت,حس خشم وکینه ودنبال انتقام است به اشکال مختلف از تهمت زدن تا

    دروغ گفتن درمورد ان انسان ودشمنی های بدترازین حس ها تا قتل ها.

    قانون اینرا میگوید چیزی را که نداری وخواسته ای توست وقتیکه دردیگران بیبینی ودرک نکنی که چرا نداری

    فقط با عث کینه ونفرت ودشمنی میشود.یعنی منبع همه ای بدها ندانستن است نه پول وثروت ونعمت وفقر

    نمادی ازندانستن از توانایی مندها وقدرت های درونی ات می باشد .وافرادی فقر بیشتردرناگاهی بسرمیبرد .

    واینکه قانون این جهان قانون فریکانس است وطبیعی است که انسان ثروت مند با انسان فقر نمی تواند براحتی رابطه برقرار کند جهان این اجازه را به انها نمی دهد مدار وفریکانس انها متفاوت است اگر بخواهد هم جهان انها را ازهم جدا میکند به همین خاطر همیشه به ثروتمندان تهمت غرور وتکبر را میزند ,یک ثروت مند هرچی هم

    خود را فروتن بگیرد بازهم ازنظری یک فقر مغرور هست چون کمبود دروجودی ان فقر است وفریکانس او

    متفاوت است وگناه برگردن ثروت مند نیست.

    ,ظالم نیست بلکه قوانین را درک میکند وبه اندازه ای توانایی هایش ازین خوان

    نعمت بهره میبرد حق کسی را نمی خورد بلکه به خود را لایق دانسته بیشترازین خوان نعمت الهی بهره میبرد نه

    اینکه حقی کسی را بخوری.حقی را میخورد که خود را لایق ان دانسته است ,حقیقت ثروت ثروتی نعمتی است

    ازجانب خدا که باید بخاطرش شکرگزاری کنیم همین وشکرگزاری شامل همه ای مواردی است که میشود در

    استفاده ازنعمت دید ,اینکه خوب استفاده کنیم خوشحال باشیم که داریم ,منبع را خدا را بیبینم نه نعمت را ,دلی ما به

    خدا وصل باشد نه به ان نعمت,واینکه حس خوب داشته باشیم وبا زبان دل انرا بیان کنیم چی بیان درونی وچی

    بیانی زبانی.

    واینکه امروزدومین بار است این فایل را میشنوم درختم این متن مسجی دریافت کردم وبصورت ناباورانه اشنایی مشخصات ام را خواسته تا پول به حساب ام بفرستد وتا متنی راجع به کیس مهاجرتی اش بنویسم.این هم نتیجه ای باورها که فورا خود را نشان داد.خدایا شکرت بخاطر بودن درین فضاو سپاسگزارم ازاستادعزیزم.وهمه ای شما همراهان گرامی ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  3. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 825 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره

    به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه

    به نام خدای ثروت و پول و نعمتها

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد سید حسین عباس منش بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر استاد خانم مریم شایسته بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت بینظیر عباس منش

    از دیروز تا بحال یک جوی توی ایران پا شده بخواطر حمله اسرائیل خدارا شکر دیروز و امروز تعطیل هستم و نرفتم سر کار و این رو هدایت پروردگار می‌دونم که من نیستم جایی که قراره از سیاست گفته بشه

    دیروز قرار بود برم سر کار که صاحب کارم زنگ زد گفت امروز سر دردم و نمیریم سر کار بازم اگر بهتر شدم زنگت میزنم

    خلاصه این مردم همچنان تو درودیواری که بودن هستن و دارن اخبار گوش میکنن

    مثالشم پدرم و زن بابام که همچنان تلویزیون و تو موبایل دارن این خبرها رو با لذت تمام میخورن آقا میخورن

    من هم امروز صبح تا بحال ذهنم خیلی داره بهم میگه برو بپرس چی شده اسرائیل کجاها رو زده و این چموش بازیش بخواطر دیروز هست که اول صبحی صاحب کارم زنگم زد و بهم این خبر رو داد و بعدش زنگ زن بابام زدم اونم خبر داد و بعدش شب شد همسایمون گفت پیشم و منم شیطونی کردم پرسیدم و می‌دونم خودم هم شیطون هستم و می‌خوام سر ته کار ببینم چی شده

    نتیجه میشه اینکه آقا این ذهن انقدرا هم مشکلی ندارن اگر ما پا به پاش جلو نریم و نخواسته باشیم این خبرها رو بشنویم

    در مورد فایل که من به قول نجواها تو چی داری برا نوشتن تو اصلا میتونی مثل بچها کامنت بنویسی تو اصلا فهمیدی اصل داستان چیه

    حالا ما اومدیم آقا یه کامنتی بنویسیم در روز عید غدیر و تعطیلیمون .راستی عیدتون هم مبارک .

    یادمه اون زمونهایی که بچه بودم من زیاد اهل روضه رفتن و اینا بودم

    یعنی هر جا روضه بود من میرفتم و خیلی با ادب و محترمانه می‌نشینم و تو مجلس هم میرفتم پیش آدم بزرگا و خلاصه جای من روضه بود همش

    اون روزا ورودی هایی که به من میدادن این بود که اماما ادمای فقیر بودن حضرت علی شب با نون و نمک شام می‌خورده و اینا

    میگفتن که فقر خوبه و ازینا

    خلاصه منم همیشه تو نوجوانی و بچگی به خدا میگفتم که می‌خوام فقیر باشم

    من از وقتی که با استاد آشنا شدم و دارم هر روز به فایلهای گوش میکنم الان باید واقعا به سختی به یاد بیارم باورهای خرابم در مورد پول و ثروت

    من همون آدمی بودم که میگفتم پول برا چی می‌خوام پول به چه درد من میخوره از من گذشته که پول دار بشم

    و من همون آدمی بودم که میگفتم من حاضرم برا کسی مفتی کار کنم و اصلا هم پول نمیخوام و همین کار رو هم کردم یه دوسال پیش رفتم مغازه نانوایی رفیقم و براش مفتی کار کردم و به خودم میگفتم دلت به حال این بسوزه این نداره که بهت بده

    من همون آدمی بودم که دلم میخواست پول دار بشم ولی میترسیدم اینکه پولدار بشم و اون دنیا پام گیر کنه

    خلاصه نمیگم حالا ملیاردر شدم و اینا همش تموم شد نه من هنوز پنجاه ملیون هم تو حسابم ندارم

    خودتون دیگه بفهمید من چقدر باورهای اشتباه دارم در مورد پول و ثروت

    ولی خدارا شکر خیلی بهتر از قبلا شدم الان منی که همیشه بیکار بودم دوماه و خورده ای هست که میرم سر کار و کار میکنم و این چند مدت که نتونستم کامنت بنویسم یک تضادی برام پیش اومده بود و خدا کمک کرد که حلش کردم

    خیلی هم نجوا دارم از وقتی که میرم سر کار که آقا استعفا بده برو تو خونه مثل گذشته ات زندگی کن ولی من خیلی کلم خرابه همچنان با این نجواها و اینا دارم ادامه میدم

    چقدر شیطان تلاش کردی و میکنی تو واقعا خسته نشدی از بس بهم گفتی دیگه نرو سر کار

    خدایا شکرت با اینکه ذهنم داره میگه حالا تو چی نوشتی این کامنت بود تو نوشتی مثلاً

    ولی دمت گرم خداجون منو به خواستم رسوندی و کمکم کردی کامنت بنویسم

    خدایا دلم می‌خواد رابطه ام با صاحب کارم بهتر کنی

    خدایا دلم می‌خوام کمکم کنی تا ادامه بدم این مسیر رو

    خدایا کمکم کن تا خیر های خوب به گوشم بخوره و اتفاقات خوب برام بیوفته

    خدایا کمکم کن من به تو پناه میبرم از دست نحواهای شیطان

    خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم

    ای مهربان تر از پدر و مادرم خدا

    خدایا تو منو هدایت کردی به این مسیر خودت هم کمکم کن تو این مسیر بمونم

    خدایا تو به من این عذت رو دادی پس خودت هم کمکم کن تا بتونم نگهش دارم

    خدایا من بغیر تو هیچی ندارم و هیچکی نیستم وهیچی نمی‌دونم کمکم کن تسلیم تو باشم و بشم

    براتون آرزوی ثروت سلامتی خوشبختی شادی آرامش حال خوب واتفاقات خوب و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1034 روز

    1404/3/24روز343

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد و مریم عزیز ودوستان‌گل

    خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز هم فرصت زندگی کردن بهم دادی و میتونم زندگی زیبایی خلق کنم

    چندتا نکته کلیدی که این فایل بی نظیر برای من داشت:

    ثروت مثل ذره بین عمل میکنه

    یعنی اگر من آدم درستکار و صادقی باشیم ثروت درجه این اخلاقی‌ منو بالاتر میبره

    من واقعا اینو توی زندگیم تجربه کردم مخصوصا این یک سال اخیر

    قلبم همیشه منو به سمت راستی و صداقت و تعهد هدایت می‌کرد و میکنه اما ازوقتی تصمیم های توحیدی گرفتم و خواستم که روی پای خودم باشم و کسب و کار خودمو داشته باشم این حس درمن قوی تر شده یعنی هم وجدان کاری ام رفته بالا هم صداقت و روراستی درمن پر رنگ تر شده اینو واقعا دارم توی زندگیم لمس و تجربه میکنم

    نکته بعدی اینکه ارتباط توحیدی تر شدن با ثروت

    اگرمن ثروت داشته باشم به کسی باج نمیدم شرک نمیورزم و از کسی نمیترسم

    واقعا اینو با پوست و خونم حس کردم و تجربه کردم

    یاد گذشته خودم میفتم وقتی من وابستگی مالی داشتم به دیگران یا مدیرم شخصیتم خورد می‌شد از خدا دورتر میشدم و از هرچی آدم ثروتمند بود بدم میومد

    و ازطرفی مجبور بودم باج بدم و تحمل کنم

    اما وقتی خدای مهربون منو هدایت کرد به مسیر نعمت و راه درست

    و الان میبینم من اصلا حاظر نیستم بخاطر مسایل مادی به کسی باج بدم یا زیر حرف زور برم یا بخوام سر کسی کلاه بزارم یا بخوام به هرقیمتی هر کاری و انجام بدم

    میبینم که من اگر کاری و میکنم بخاطر عشق و علاقه اس با صداقت و راستی و تعهد بالا

    شاید هنوز اون نتیجه مالی که مد نظرم هست حاصل نشده اما همینکه من در آرامش هستم و دغدغه ایی ندارم که بخاطرش بخوام شرک بورزم یا باج بدم خدارو هزار مرتبه شکر یعنی در مسیر درستی هستم

    من چون توی زندگی خودم خیلی چیزارو تجربه کردم و اینو توی ذهنم دارم نهادینه میکنم که اگر من نتونم پول دربیارم و ثروت خلق کنم از کار مورد علاقه ام. از خدا دور میشم یعنی نتونستم اون توانایی و نعمتی که خدا بهم داده و به درستی استفاده کنم و همین باور که دارم روش کار میکنم کمکم میکنه و هدایت میشم .

    (همیشه قانون تکامل و به خودم یادآوری میکنم چون نمیزاره نا امید بشم)

    ودرنهایت :

    من حدود یک ماه هست که فقط دارم روی جلسه اول روانشناسی 1کار میکنم و هر روز یک تمرین براش انجام میدم و کامنت میزارم یعنی مصاحبه افراد ثروتمند میبینم و نکات مهم نت برداری میکنم و توی کامنتها مینویسم.

    و همچنان هم دارم ادامه میدم..

    بادیدن این فایل بی نظیر استاد عزیزم

    فهمیدم با انجام دادن این تمرین یه باوری درمن داره درست میشه که شاید تا الان متوجه اش نبودم

    اونم اینه که افراد هرچی ثروتمند تر شادتر. توحیدی تر و در آرامش بیشتری هستن و آدم‌های درستکار و صادقی هستن

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بخاطر امروز و این فایل و استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  5. -
    مرتضی صناعی گفته:
    مدت عضویت: 3734 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته گل

    چقدر این فایل زیبا بود.

    چقدددر طبیعت سرسبز و آرامشبخشی داشت. واقعا فضای زیبایی رو تدارک دیده بودن. یاد جنگل ها و حال و هوای شمال ایران افتادم

    وهمینطور فضای صمیمی و خوبی که بین ادما بود که آرامش بخش بود.

    واقعا صحبتای شما استاد چقدددر بجا و درست بود.چقدر حس خوب و آرامش بخشی داشت بحث ثروت و خداوند.

    من بشخصه فعلا در این برهه زندگیم شرایط مالی مناسبی ندارم. از طرفی هم درشهر مذهبی بزرگ شدم و بیس سال از زندگیم و با باورای مذهبی که به خورد ذهنم داده شده بود ، گذروندم. طبیعتا توی ذهن و باورهای ریشه ای من ترمز ها و موانعی وجود داره که پیشرفتی بزرگی از لحاظ مالی برام اتفاق نیفتاده.و قطعا رابطه خدا و ثروت هم جزو همین ترمز ها احتمالا هست.

    من خودم حس میکنم توی اعماق باورهام درمورد ثروتمند شدنم ، و وقتی بهش فکر میکنم ، این هست که یجورایی دلم نمیاد که من اینقد پول زیاد داشته باشم ، بقیه نزدیکان و آشنایان نسبت به من اینقدر شرایط نامناسب تری داشته باشند. نمیگم این درسته و الانم اینجوری فک میکنم. اما احتمال میدم این باور در اعماق وجودم ریشه داره. بدم ریشه داره.

    یا وقتی یه پول زیاد تری از فروش محصولی یا مشتری یا هر طریق دیگه از کار وارد حسابم میشه یجوری اولش، برای اینکه ذهنم فک میکنه این پوله ممکنه اشتباه خرج بشه یا ارزشش بیاد پایین یا هرچی ، فورا این گفت و گو ها و حالت استرس میاد که خب کجا خرجش کنیم، چی بخریم ،چیکارکنیم سریع با این پول. انگار بودنش یه چیز اضافیه.

    وقتی یکی از دوستام که شرایط اسکان مناسبی فعلا نداره میاد خونم ، بجورایی اگه ذهنم و کنترل نکنم ، یه احساس گناه و احساس اینکه عدالت نیست تو اینقد شرایط آروم و خونه بهتری از این دوستت داری. راحت نباش الان یکم باهاش همدرد باش. خلاصه یه حالت عجیبی که میدونم از باورای مذهبی و گذشتگانم وبخصوص رفتار مادرم درزمان کودکی میاد و نشئت گرفته.

    اینکه یکی از دوستان یا آشنایان رو ببینم وضع مالیش خوب شده و ماشین و خونه و شرایط خوبی داره، ذهنم کمتر میگه شاید دزدی کرده یا راه خلاف بوده.اما این صحبتا میاد توی ذهنم و گاها در کلامم ، بعد اینکه یکم مرور میکنم شرایط کاری و زندگیش و که : بله دیگه اگه فلانقدر درس بخونی ، دکتر بشی میشه پولدار شد. رشته هنری من که پولی ازش درنمیاد. یا مثلا : معلومه به این شیوه نادرست داره محصولاتشو میفروشه و تو پاچه ملت میکنه و پولدارم میشه…. و یجورایی انگار ارتباط اون پولدار شدنه ، به نوع کار و فروش نامناسب داشتن.

    درکل بخاطر اینکه خودم شرایط مالی خوبی ندارم ، اکثر اوقات بخاطر مسائل مالی که بهش برخورد میکنم ، فوررا اینو به خودم میگم که : ببین چقد پول خوبه.ببین اگه ثروت میداشتی چققققدر فلان آرامش بیشتر بود، فلان اهداف راحت انجام میشد .فلان ارتباطات بهتر پیش میرفت .

    یعنی یجورایی چون این شرایط مالی داره اذیتم میکنه در زبان جدیدا دارم میگم که کاش پول داشتم. ببین چقدر معنویه ثروت. امااااا مسئله اصلی اینه که خدامیدونه توی باورام چقدر ترمز دارم. چقدددر کار و هنرهای خودم و بی ارزش و ثروت نساز میدونم.و چون ذهنم نمیتونه منطق نوع پول ساختن ثروتمندا از کارشون رو درک کنه ، مشکوک میشه و دلایل بی خودی میاره که ثروتمندا مشکوک میزنن.

    اما در کل بخام بگم ، چون کل خانواده من و فضایی که داخلش بزرگ شدم ، شرایط خیلی معمولی از لحاظ مالی داشتند و با این شرایط ، آرامش زیادی داشتند و درصلح و خوبی و خوشی همه زندگی کردیم ، و ارتباط معنوی خوبی نسبتا داشتیم ، احتمال خیلی خیلی قوی میدم که در تضاد بدونم ثروت زیاد رو با آرامش ومعنویت و خداوند. چون یادمه همیشه مادرم یا خواهرام این و میگفتن که ببین فلان پسر خاله هام یا داماد فلانی که رفت فلان کشور و اینقد پولدار شد و یا (مثلا) دکتر شد و وضعش خوب شد ، چقققدر درگیرهس همیشه.اصلا آرامش نداره اختیار زندگیش و نداره.چقدددر استرس داره چقدر دوره از نزدیکانش و دوستاش یا مثلا ببین فلانی اینققققد پولدار شده ولی چه فایده که مریضی قند داره. و….. کلی بدگویی دیگه از پولدارایی اطراف ما هستن و میشناسیم از نزدیک اون هارو .

    خیلی خیلی امیدورام به آینده که ایشالا درزمان مناسبش تمرکز بزارم روی دوره های ثروت و تغییر بدم شرایط مالی و. فعلا روی دوره احساس لیاقت کارمیکنم و بااینکه اول دوره هستم اما تغییرات رو دارم حس میکنم.

    به امید شادی سلامتی و ثروت بی نهایت برای همه عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    علی انرژی گفته:
    مدت عضویت: 1092 روز

    به نام خدا و با سلام به همه ی عزیزان

    خدا همیشه در حال هدایت کردنه به سمت بهترین ها که بهترین ها برای هر کسی یه جوری معنی میشه ،

    چون توی جلسه ی 7 دوره ی هم جهت باجریان خداوند هستم و کلا سعی می کنم ذهن رو نزدیک تربه روح بکنم تقریبا داره جواب میده و توی هر مساله ای میره سراغ راه حل ساده و تفکر ،

    کامنتی هنوز ننوشتم توی جلسه ی 7 ولی چون روح همیشه مثبته توی همین بحث اینکه جنگ شده و برید وسیله بخرید و … که اصلا خوشم نمیاد زیاد صحبتش رو بکنم… من فقط باخنده می گفتم بابا به خدا کلا وسیله و نعمتا روز به روز بیشتر میشن و اصلا نگران نباشید، روز به روز ثروت بیشتر میشه ،

    اصلا همین موشکلا وجنگی که شما میگید نشون از ثروت فراوانه ، هرچیزی هست توی ذهنمونه ، به قول استادعباسمنش مردم به صورت عام واکنش گرا هستن ، به هر مساله و شرایط و اخباری سریع واکنش نشون میدن و من به وضوح دیدم … ،

    ولی من با خیال راحت و آرام و آسوده استارت زدم و رفتم الکی تاب خوردن که بتونم فایل هم گوش بدم که اولین فایل این رو گوش دادم و الانم که ساعت نزدیک 2 هستش داشتم چندتا از کامنتا رو می خوندم که هدایت شدم به نوشتن ، اصلا موقع تاب خوردن فقط ثروت میدیدم ، اصلا رابطه ی خداوند با ذهن ثروتمند شایدهمینه ، اون کسی که فکر میکنه درحال حاضر بدبخته پس توی هر زمانی بدبخته ،اما اون ذهن ثروتمند میگه من الان و توی هر شرایطی باید آرامشم رو داشته باشم و واکنش گرا نباشم و خدای وهاب همیشه بهترین ها رو برام رقم می زنه و همه چی به نفع من میشه ، پس اون ذهن ثروتمند میره که نزدیک تربشه به روح یا همون خداوند و رابطه ی خدا و ذهن ثروتمند برقرار میشه ، من به شخصه خودم چون خیلی نتایج بزرگی نگرفتم پس باورای محدودکننده دارم که اونقدرثروتمند نشدم ولی به همین نسبت که دارم میبینم و تفکر می کنم و ظرف ذهنیم رو بازتر می کنم به همون میزان هم خدا بهم میده ،

    خداوند بی نهایته ،بالاتر از بی نهایت نداریم،

    ما هم ظرفمون رو بزرگ تر می کنیم و باورامون رو درست می کنیم و رابطه ی ذهمون رو با خدا اصلاح می کنیم و حتما و صددرصد خدا بیشتر و بیشتر و بیشتر بهمون عطا می کنه که بدونیم توی مسیر درست هستیم … ،

    آرامش و سلامتی و شادی و ثروت بی شمار رو برا همتون آرزومندم ،

    ممنونم استادعزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  7. -
    علی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 919 روز

    سلام

    خواستم در مورد ترمزهای مخفی ذهن بگم این ترمزها معمولاً ناخودآگاه عمل می‌کنن و برای همین هم “مخفی” هستن. اولین قدم برای غلبه بر اون‌ها، شناسایی و آگاه شدن از وجودشونه

    ترمزهای مخفی ذهن در مورد ثروت، در واقع همون باورها و الگوهای فکری ناخودآگاه ما هستن که ممکنه جلوی رسیدن ما به آزادی مالی و ثروت رو بگیرن. این باورها اغلب از دوران کودکی، تجربه ها، محیط اطراف و حتی جامعه به ما منتقل میشن.

    مثل این…..

    “پول چرک کف دسته” یا “پول آدم رو بد می‌کنه”: این باور باعث میشه که ناخودآگاه از پول دوری کنیم یا احساس گناه داشته باشیم وقتی پولدار میشیم.

    “باید خیلی سخت کار کنی تا پول دربیاری”: این ترمز باعث میشه فکر کنیم که ثروت فقط با رنج و سختی زیاد به دست میاد و لذت بردن از کار یا راه‌های آسون‌تر رو نادیده بگیریم.

    “من به اندازه کافی خوب نیستم” یا “لیاقت پولدار شدن رو ندارم”: این باورهای خودارزشی پایین، جلوی پذیرش فرصت‌ها و حتی دریافت پول رو می‌گیرن.

    ترس از موفقیت: بعضی‌ها ناخودآگاه از موفقیت و دیده شدن می‌ترسن، چون فکر می‌کنن مسئولیت‌هاشون زیاد میشه یا باید انتظارات بالایی رو برآورده کنن.

    ترس از شکست: این ترس باعث میشه از هر اقدامی که ریسک مالی داره دوری کنیم، حتی اگه پتانسیل رشد بالایی داشته باشه.

    “پولدارا آدم‌های بدی هستن” یا “استثمارگرن”: این قضاوت‌ها باعث میشن که ناخودآگاه از گروه “پولدارها” فاصله بگیریم و بهشون نپیوندیم.

    باور به کمبود: اینکه فکر کنیم پول کمه و باید برای هر ریالش بجنگیم، یا اینکه پولدار شدن یکی یعنی فقیر شدن دیگری. این باور جلوی خلاقیت و دیدن فرصت‌ها رو می‌گیره.

    مقایسه با دیگران: وقتی خودمون رو با بقیه مقایسه می‌کنیم و احساس می‌کنیم عقب‌تریم، این باعث ناامیدی و توقف تلاش میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  8. -
    شکوه گفته:
    مدت عضویت: 1318 روز

    وَآتَاکُمْ مِنْ کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ ۚ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ

    و هر چه خواستید، به شما عطا فرمود و اگر نعمتهاى الهى را شماره کنید،

    هرگز به حساب نیایند. در عین حال، این انسان ستمگر و ناسپاس است ( ابراهیم – 34)

    وَأَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ” (و نعمت‌های پروردگارت را بازگو کن) . (سوره ضحی آیه 11)

    «وَلَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ (سوره اعراف آیه 10)

    ما شما را در زمین قدرت و جایگاه دادیم و روزهایی برای شما در آن قرار دادیم

    چقدر آرامش بخشه وقتی آیات قرآن رو با قلبی باز می خونی و میبینی که چقدر

    خداوند بزرگ ، عاشق بخشیدن نعمت و برکت و ثروته!

    خداوند نه تنها ثروت رو برای ما حلال کرده بلکه یکی از نعمت هاش هست

    که باید ازش صحبت کنیم و قدردانش باشیم و مسیر زندگی مون رو با ثروت روشن تر کنیم

    خدایی که رزاق است ، واسع است ، غنی است و دوست داره که بندگانش

    نیز در این صفات جلوه ای از نور خداوندی باشند.

    آیا خدایی که خودش رو “خیر الرزاقین” معرفی می کنه اصلا مگه میتونه از ثروت بیزار باشه؟

    یا همین خدا مگه می تونه بنده خودش رو که به ثروت و نعمت و رزق دست پیدا کرده ، طردش کنه؟؟؟

    نه! هرگز

    اتفاقا خداوند بندگانش رو که با ثروتشان باعث گسترش جهان میشوند

    و نور و خوبی و خدمت بیشتر رو می آفرینند ، بیشتر هم دوست داره…

    خدایا شکرت برای رزق پاکی که هر روز ، به هزاران شکل به زندگی ام وارد می کنی.

    خدایا شکرت برای آگاهی که در دل من نشاندی تا درک کنم که تو و ثروت ، جدا از هم نیستید

    خدایا شکرت که به من کمک کردی که باورهای مخرب و محدود کننده ام رو ببینم و پیدا کنم

    و با آن ها روبرو بشم و مسیرم را تغییر دهم.

    خدایا شکرت که تو منبع ثروتی و ثروت رو به زندگی مون جاری می کنی

    خدایا شکرت برای این مسیر نورانی ، برای استادی که روشنگر دل و ذهن ماست

    من هم مثل خیلی های دیگه ، در محیطی رشد کردم که ثروت با دزدی ، رانت ، ظلم

    و بی عدالتی گره خورده بود و ذهن من هم بارها شنیده بود که :

    “پولدار شدن یعنی دور شدن از خدا ”

    ” باید ساده زندگی کرد تا انسان خوبی بود”

    ” پیامبر و امام علی ساده زندگی میکردند غذاشون فقط نان و چند دانه خرما بوده”

    و من هم تا قبل از اینکه با آموزش های استاد آشنا بشم وقتی شخص ثروتمندی میدیدم

    یا ماشین گرون قیمتی میدیدم میگفتم :

    معلوم نیست این پولها رو از کجا آورده ، دزدی کرده یا آقا زاده است یا مثلا بهش به ارث رسیده

    خدا رو شکر بعد از آشنایی با استاد و کسب این آگاهی ها این باورها از ذهنم خارج شد

    و دیگه وقتی یه ثروتمند میبینم در اکثر مواقع سعی میکنم آگاهانه تحسینش کنم

    ولی راستش هنوز گاهی رد پای این افکار در وجودم هست و وقتی یه شخص موفق

    و یا بسیار بسیار ثروتمند رو میبنم در عمق وجودم حسادت میکنم

    و یا دلم میگیره و حس میکنم اینا چی کار کردن که تونستن ، چرا من نتونستم

    میگم این چه فرکانس هایی داره که من ندارم ؟

    و احساس حسادت و اندوه و قربانی شدن دارم

    دقیقا حس ها و باورهایی که باعث میشه ثروت از من دور بشه

    و الان که بیشتر فکر میکنم انگار گاهی از ثروتمند شدن می ترسم

    چون ذهنم میگه : نکنه من لیاقت این همه ثروت رو نداشته باشم

    وقتی پول های زیادی تو حسابم میاد گاهی یه نگرانی دارم نکنه چون من هنوز

    خیلی رو باورهام کار نکردم و لیاقت ندارم پولم زود تموم بشه یا خدا این پول رو ازم بگیره

    که اینها به باور کمبود هم برمیگرده……..

    و چیز دیگه ای که خیلی زیاد تو ذهنمه اینه که : اگه پولدار باشم چشم میخورم

    پس باید از همه مخفی کنم و اگه الان شرایط مالی ام هم خوبه ولی فکر میکنم

    نباید کسی بفهمه و صحبتش هم که میشه الکی میگم شرایطم اصلا خوب نیست

    ترس دارم از عنوان کردن اینکه بگم: خدا رو شکر همه چی عالیه

    مخصوصا در مقابل کارمندانم همیشه میگم پول نداریم و شرایط شرکت خوب نیست!

    این یعنی هنوز اون باورهای ریشه ای فقر آفرین ته ذهنم جا خوش کردن !

    یه جمله استاد مثل نوری از آسمان افتاد وسط این تاریکی ذهنم:

    ثروت مثل یک ذره بین عمل می کنه

    اگر انسان خوبی باشی ، ثروت خوبی ات را بزرگ می کند

    و اگر انسان بدی باشی ، ثروت بدی ات رو بیشتر میکنه

    در واقع ثروت به خودی خود کاری نمیکنه فقط آن چیزی را که ما هستیم بیشتر و بیشتر می کنه!

    چقدر این جمله زیبا بود……. چقدر منصفانه……. چقدر خداگونه…….

    یعنی خدا ثروت رو وسیله ای کرده برای بیشتر دیده شدن حقیقت درون ما !

    نه ابزار مجازات ، بلکه تجلی چیزی که درون ماست!

    حضرت سلیمان پادشاهی عظیمی داشت و در اوج ثروت اهل عدالت و ایمان بود

    حضرت یوسف که خزانه دار مصر بود و در اوج ثروت ، خدا رو فراموش نکرد

    حضرت محمد هم که همسر پولدار داشت و تجارت می کرد و هیچ گاه فقر رو توصیه نکرد

    پس چطور می شود که من بنده ای فقیر باشم ، در حالیکه خدای من غنی مطلق است؟

    چطور میشود از خدا بخواهم که در زندگی ام جاری شود ولی ثروت را رد کنم؟

    چطور میشود که من به دنبال نور باشم اما یکی از روشن ترین تجلیات نور یعنی ثروت را نخواهم؟

    استاد عزیزم از شما خیلی سپاسگزارم که مثل چراغی بودید در زندگی من

    و مسیر تاریک ذهن و زندگی من رو روشن و نورانی کردید

    از شما بی نهایت سپاسگزارم که شجاعانه با باورهایی روبرو شدید که نسل هاست در ذهن ما لانه کرده اند

    از شما بی نهایت ممنونم که بهمون یاد دادید که نعمت و ثروت یک هدیه از طرف خداست

    نه دامی برای دور شدن از او.

    و حالا احساس می کنم که خدا از دل همین آگاهی در حال باز کردن درهایی تازه

    از رزق و برکت و آرامش و نور به سمت من است

    الحمدلله رب العالمین

    با دلی آرام ، چشمی روشن و قلبی امیدوار برای تمام روزهایی که پیش روست آماده ام

    برای رسیدن به ثروتی پاک ، معنوی ، عمیق و پربرکت

    که نشانه ای باشد از حضور خداوند در زندگی ام

    خد ایا شکرت بابت این آگاهی ،

    شکرت بابت ثروت هایی که در راهند!

    و شکرت بابت باوری که در حال تولد دوباره است!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    سعیده آیت گفته:
    مدت عضویت: 1339 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم مریم جان نازنین ودوستان بینظیرم

    تنها راه گذر از ثروت رسیدن به ثروته

    چهارشنبه ما راهی سفر شدیم

    توراه به همسرم گفتم فلان دوستت خیلی فرکانسش خوبه و آدم از دیدنش احساس ارامش میکنه

    این آدم کسیه که الان از لحاظ مالی شرایط مناسبی نداره ولی فردیه که از بجگی ثروتمند بزرگ شده

    یعنی پدرش فوق العاده ثروتمنده و در یه خانواده متمول بزرگ شد

    تو نوجوانی و جوانیشم خودش به تنهایی ثروتهای خوبی ساخته بود

    توی اون سن همه جوره ثروت ساختنو تجربه کرده بود ولی بخاطر مسلما باورهای اشتباهش نتونسته بود اونا رو نگه داره

    ولی چون دور وبرش فقط پول بوده و خودشم خالق ثروتهای خوبی بوده

    وقتی باهاش صحبت میکنی میبینی آرامش درونیشو

    یعنی الان با اینکه اوضاعش خوب نیست ولی تشنه ی پول نیست

    حرص و ولع وطمع نداره

    به قول معروف چشم و دل سیره

    واما بریم سراغ خودم

    منم همیشه میگفتم پول مهم نیست در حدی که محتاج کسی نباشیم کافیه

    مهم اخلاقه تفاهمه

    نمیدونستم که با این فکر به همونم نمیرسم

    ولی اینکه ثروت منو از خدا دور میکنه در من به این شکل بودکه

    کلا دور وبرمن پراز ادمهایی بود که قناعت رو یه خصیصه خوب میدونستن

    وبالطبع هرچی قانعتر باشی به خدانزدیگتری وخدابیشتر دوست داره

    الان میفهمم که برعکسشم توی اون لایه های زیرین وجود داشته

    یعنی هرچی بیشتر خرج کنی از خدا دورتر مبشی وخدا کمتر دوست داره

    وای اینو من تازه فهمیدم خدایا شکرت که این باگ رو همین الان برام روشن کردی

    اون ادمای دور وبرم پول داشتن

    البته نه به وفور ولی همونم اعتقاد داشتن نباید زیاد خرج کنن خساست نبود قناعت داشتن

    وهمیشه میگفتن حضرت علی با اینکه رهبر یه امت بود با همون لباسای کهنه زندگی میکرد و غذاش فقط نون وخرما بوده

    یه لباس رو تاحد پاره شدن میپوشیدن بعد هم بیخیالش نمیشدن وصله بزن درزها رو بدوز

    خلاصه قناعت رو درحد کمال رعایت میکردن

    چون فکر میکردن خدابیشتر دوستشون داره

    منم تو اون محیط بزرگ شدم

    وجالبیش این بود که اگه خانم باشی و قانع دیگه جات ته بهشته

    زن قانع اجر وقرب بیشتری پیش همه مخصوصا همسرش داره

    خدای من چه باورهایی داستم چقدر با این افکار زندگیمو خراب کردم

    استاد از دیروزتاحالا با اینکه تو شرایط راحتی برا گوش دادن به فایل نبودم

    ولی چهارباری تونستم گوشش کنم وهربار به خدا میگفتم خدایا خودت برام بازش کن من کجای کارم میلنگه ؟

    من چه جوری بین تو وثروت یه سد درست کردم؟

    خدایا میخوام این کامنت یه چراغی برام بشه که مسیرو پیداکنم خودت کمکم کن

    حتی وقتی شروع کردم به نوشتن قسمتهای اول که تموم شد

    نوشتم من فکر میکنم خدارو مانعی برا ثروت نمیدونم

    بعد یه کاری برام پیش اومد نوشتنو قط کردم و رفتم سراغ کارم وتو ذهنم هی میگفتم خدایابگو اگه چیزی هست بگو

    یهویاد قناعت افتادم اینو قبلا هم میدونستم ولی

    اینجوری بش نگا نکرده بودم که اگه قناعت نداشته باشی از خدا دورتر میشی و خدادوستت نداره

    سریع اومدم اون جمله رو پاک کردم

    وخدارو از درون شکر گزاری میکردم که خداوند منو به این وجه کار آگاه کرد

    من تو دلم عروسی بپا بود درحالی که تو کوچه خیابون بخاطر جریان دیشب اسرائیل ولوله بپاست

    اونایی که مخالف رژیمن اسرائیلو ابرقدرت میدونن

    و موافقین نظام اونو متجاوز

    از طرفی صفهای پمپ بنزین دلار صدتومنی

    فقط با خودم میگفتم همینه که استاد میگه هرجی میکشیم از شرکه

    تنها ابر قدرت خداونده

    ولی قدرت در دید اکثریت مردم دلار اسراییل امریکا و……

    خدایا تمام سعیم اینه که تنها تو رو قدرت مطلق جهان بدونم و درعمل هم با اینکه از لحاظ مالی نتیجه ی خاصی ندارم ولی به هیچ کس جز تو دل نبندم و فقط از خودت یاری بخوام

    وبا هر تکونی که هرجا میخوره وهرآشوبی که بپا میشه

    اینو بدونم که دنیای من فرق داره با همه

    و اگه من با جامعه هم نوا نشم

    مسیر روون و لذت بخش برام هموار میشه ومیرم مدارهای بالاتر انشالله

    از مسیر اصلی صحبت دورشدم

    استاد شما گفتین نشونه ها رو میبینین

    دیروز همسرم برا یکی 4 تاسکه خریده بود و دادش بمن که مراقبشون باشم اخه همسرم قبلا توکار طلا بود

    چون دوستش مسافرته مام مسافرتیم خلاصه معلوم نیست کی بدستش برسه قراره من وسیله ای بشم برا مراقبت اونا

    گفتم خدایا این نشونه ی ورود ثروته

    درسته مال خودم نیست ولی مدتیه من طلا تو کیفم نذاشته بودم پس این یه نشونه از طرف تو هست

    خیلی خوشحالم خیلی زیاد که نشونه ها هم داره میاد

    هربار که میگفتید اکثرا فکر میکنن با ثروتمند شدن ظالم میشن یا هرخصیصه منفی دیگه

    میگفتم نه من هیچ وقت اینجوری نبودم

    ولی امروز که این باگم رو فهمیدم دارم پرواز میکنم از خوشحالی

    من همیشه فک میکردم ترمزهای ثروتم باورکمبود و عدم لیاقته وامروز این ریشه اصلی ترو فهمیدم

    وخدارو هزاران بارشاکرم که منو آگاه کرد

    مدتیه دارم رو بحث مال کار میکنم واین فایل شما نوری شد از طرف خداوند که این ترمز مخفی و ریز رو پیدا کنم و باورهای مناسبو با یاری خودش جایگزینش کنم

    استادجونم متشکرم ازتون که این فایلو تو این زمان برامون آماده کردید

    چون موضوع این فایلو هزاران بار ازتون شنیده بودم ولی اون زمان آماده ی پیدا کردن این ترمز نبودم

    وهمیشه میگفتم آره باید قانع نباشم وبیشتر خرج کنم

    ولی اینکه قناعت اون سدی هست که منو ازخدا دور میکنه رو الان فهمیدم .

    وقتی تو آماده باشی معلم از راه میرسه.

    راستی تو جمله تاکیدی کدنویسی امروزم نوشتم

    (خداوندامروز با معجزاتش اشکانم رو سرازیر میکنه)

    و کرد.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  10. -
    علی صداقت گفته:
    مدت عضویت: 1882 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان.همونطور که این باوری که استاد گفتن که سالها قبل هم گفته بودند و بدون تغییر هست بقیه قوانین هم ثابت هستند و دو مورد مهم هست یکی درک ما با توجه به فرکانسمون یکی عمل به قوانین.این روزا کاملا از رفتار خودم دارم میفهمم چرا گاهی نتیجه نگرفتم یا نتایج کوچک بوده.چون حرفی که میزنم با عملم یکی نیس.به قول استاد یه پام رو گاز هست یه پام رو ترمز.خب مشخصه که پیشرفتی نیس.از یطرف میگم من دوست ندارم برا بقیه کار کنم و کسب و کار شخصیم رو می‌خوام از یه طرف دیگ برای کار ها رزومه میفرستم خب پسر خوب اگ کسب و کار شخصی رو میخوای رزومه دادن چیه دیگ؟

    از یطرف میگم نباید اخبار دنبال کرد و تو این شرایط جنگ و اینا باز فکرم هی درگیر میشه.میبینید مهمه که ما قوانین رو درک کنیم ولی خیلی خیلی مهم تر هست که چقدر عمل میکنیم.مثلا من گفتم برام مهمه که برا خودم کار کنم و جایی که حسم خوب نباشه نباشم و استعفا دادم.حالا به جایی که خوش حال باشم که وقتم برا خودمه هی درگیر نجوا میشم که الان بیکاری و.. خب همه این مثال ها نشون میده من با به پا گاز میدم با یه پا ترمز.خب پسر خوب اگ هدفت کار رو اهداف و برا خودته دیگ چرا حالت بده؟ مگ همینو نمیخواستی؟

    یا مثلاً میگم الان مثلا تهران امن نیس کاش برم شهرستان باز میگم اولا تو اگ در فرکانس خوب باشی هرچی اتفاق بیفته خیره دوما خب اونجا که کار نیس.ینی میدونم مکان عوامل بیرونی هست و نباید بگم شهرستان کار نیس یا اینجا امن نیس ولی تا تو ذهنم اونجا میاد میگم کار نیس اونجا که.میخوام بگم شنیدن صحبت های استاد تا یه مرحله ای فقط میشیم عالم بدون عمل.من الان ایراداتم رو کامل میدونم ولی نمیتونم بهشون عمل کنم.اینجاس که ایمان میاد وسط.چقد به این قوانین ایمان داریم؟ چقد میتونیم اجرا کنیم.

    ینی اگ آدم بتونه تو هر فایل استاد فقط به یه جمله عمل کنه دنیاش دگرگون میشه ولی این واقعا تمرین میخواد.

    تصمیم جدید :از این به بعد هر فایل که گوش میدی فقط وقتی حق داری بری بعدی که اون رو در عمل اجرا کنی.شاید لازم باشه سالها رو یک فایل بمونی باید بمونی.وقتی استاد میگ تمرکز همه چیزه.باید بتونی ماه ها مثلا رو زبان تمرکز کنی یا هر هدفی قرار میدی.تمام.

    استاد عاشقتم.

    به امید عملگرا شدن هموون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: