اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر این فایل معجزه هست هر بار وهر بار با گوش دادن این فایل نعمت وارد زندگی ام شد شاید روزی دویا سه بار این فایل رو گوش میدهم وکامنتهای سایت رو میخونم وهربار مشتری بدون اینکه من تلاشی بکنم خودش میاد
چقدر بعضی کامنتها عالی هستند باورتون شاید نشه ولی با خوندن همون کامنتها آنقدر باور درست داره دری از نعمت به روی من باز میشه
هنوز جای کار دارم خیلی وتلاش میکنم هر روز رشد کنم بیشتر فایلها رو گوش کنم ورودی مثبت بدهم به خودم ولی چون نهادینه شده باورهای منفی کارم سخت هست با هرتلاش نتیجه فورا داده میشه
چقدر خوشحالم خدا حجتش رو برای من تمام کرده ومسیر درست رو به من نشون داده
ومن چقدر این چندسال عوض شدم از آدم بدبین وعربی تبدیل شدم به کسی که پر از آرامشم چقدر خودم وظاهرم رو دوست دارم چقدر نعمتهام رو میبینم واز همه مهمتر چقدر خدا رو دوست دارم فهمیدم خدای واقعی کی هست چقدر عاشقانه با خدا صحبت میکنم اطرافیانم رو دوست دارم وحس آرامش وامید وانگیزه را از من میگیرند سعی میکنم مثبت فکر کنم مثبت حرف بزنم ومثبت عمل کنم
سلام به دوست عزیزم حمیده جان خداروشکر میکنم بابت تمام مشتری هایی که سمتت اومده عزیزم خداروشکر میکنم که کامنت شما رو خوندم
منم الان یک هفته است مجدد کنار فایل های درس ها دارم این فایل رو گوش میکنم و واقعا حق با شما هست هر بار که گوش بدیم نعمت جدید ورودی جدید مشتری جدید میاد و این از برکت همین باورها هست
خوشحالم برای خودم برای شما و برای همه افرادی که روی این مدار و فرکانس هستیم
خوشحالم که هر لحظه بیشتر دارم هدایت میشم
در پناه خدا سرشار از موفقیت های ناب و ارزشمند باشید
استاد چه حرفای نابی و چه باورهای مهمی را عنوان کردید و این نشان از شخصیت والا و سخاوت شماست
ماشاالله استاد چه پوست شفافی چقدر سفیدی چشمانتون پاک و شفاف و براق شده اینها همه از معجزات قانون سلامتیه حتما ،خدا کنه منم شجاعت استفاده از این قانون رو پیدا کنم چون احساس میکنم نمیتونم بهش پایبند باشم بخاطر مهمونی های زیادی که میرم
به پاس قدردانی از شما وظیفه خودم دونستم که کامنت بزارم
دوره دبیرستان یه دبیر ادبیات داشتیم که میگفت فلان آشنا فقیر بود انقدر رابطه ش با خدا خوب بود که بهش حسودیم میشد و بعد از چندوقت کمی اوضاعشون بهتر شد یهو دیدم چادر سر نمیکنه و مانتویی شده و با خودم گفتم چقدر پول آدم رو عوض میکنه و هرکسی ظرفیت ثروتمند شدن را نداره و پول آدم را از خدا دور میکنه و رابطه ش با خدا را قطع میکنه ،این تو ذهن من مونده بود الان با دیدن این فایل یادم اومد
یا همیشه پدر و مادر من از بدی ثروتمند ها گفتن و میگن هنوزم که خدا نکنه تنبون کسی دوتا بشه دیگه هیچ کاری ازش بعید نیست
یا اینکه چندتا از پولدارای فامیل ما اهل خیانت هستن و این باور در من شکل گرفته که هرکسی ثروتمنده هیچ تعهدی به همسرش نداره
و یه جمله که خیلی از بچگی شنیدم اینه که هیچ وقت از راه حلال ثروت زیاد جمع نمیشه
وای چه کرده با ذهن من این حرفا و باورها ،،بیخودی نیست هرچی دست و پا میزنم بدتر توی این باتلاق اسیر میشم
یا هروقت میبینم یا میشنوم که کسی اوضاع مالیش خوب شده اولین فکری که به ذهنم میرسه اینه که حتما یه جایی پارتی داشته یا کسی دستشو گرفته
من به هیچ وجهی نمیتونم ثروت را با خدا یکی بدونم نمیتونم حتی به زبون بیارم انگاری میخام کفر بگم یا یه صفت نابجا به خدا نسبت بدم نغوذبلله
من از اینکه در مقابل زحمت و محصولم پولی دریافت کنم احساس عذاب وجدان میگیرم و حس میکنم طرف مقابل داره ضرر میکنه در حالی که با اشتیاق میخرند و کلی هم تعریف میکنن ولی باز حس من خوب نیست و خیلی از این احساس متنفرم میدونم که مشکل از احساس لیاقتمه ولی حتما پشت این فکر ترمزهای دیگه ای هم هست
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
بسیار بسیار زیاد، مثلا میخواهم دندانم رو درست کنم و احساس درد ندارم میبینم وضعیت دندان یکی از اعضا خانواده از من نامناسبتر هست احساس گناه میکنم و میگم بعدا. یا با پول تو جیبیم میخواهم برم موزه و بگردم این حس میاد که تفریح میخوای بری یا فلان غذا رو میخوای بخری؟ مگه خانوادهات برای این بهت دادن پس درس خواندن چی میشه؟
پارسال تغییر رشته دادم و این بابت دانشگاه پول تغییر رشته از ادبیات به عروسکی رو گفت باید بدیم و این مقدار بیشتر از حد تصورم بود پول پرداخت شد اما حس من چی بود؟ عذاب وجدان داشتم، کلی حالم بد بود که به خاطر این تصمیم خانواده ام باید همچین مبلغی رو بده با این که بندگان خدا حرفی نزدن و بابام گفت فدای سرت مهم نیست و کلی دلداری و تشویقم هم کردند. اما انگار قدرت حرف زدن رو از من گرفته بودند. اعتماد به نفسم سقوط کرده بود به شدت.
برای یک مهمانی لباس میخرم و بقیه نمیخرند یا این هفته من لباس خریدم هفته بعدشم لباس خریدم اما بقیه نه، احساس میکنم حق بقیه ضایع شده حالا حالاها دیگه نباید خرید کنم.
اصلا فکر به این که من از نظر مالی پیشرفت کنم و خانوادهام نه حس بدی در من ایجاد میکند احساس گناه
یادمه وقتی بهم پیشنهاد شغلی مربی مهدکودک شد اولش خوش حال شدم اما پدربزرگم برای مدتی به خانه ما آمده بود و خانواده رو این که الان من دانشگاه ندارم و خونه هستم حساب باز کرده بودند وقتی این خبر گفتم پدرم استقبال کرد مامانم که سرکار میرفت و برادرم هم دانشگاه و رفتن به سرکار از دید مادرم این بود که من دارم اشتباه تصمیم میگیرم و این حس در من ایجاد شد که کار کردن من و پول درآوردنم با منافع خانواده منافات داره برای همین تلاش میکردم همیشه کاری در خانه باشه که هم به کار خانه برسم هم درآمد داشته باشم که هیچ نشد آنچه باید میشد و من حس قربانی بودن داشتم فکر میکردم اگه من انجام ندهم همه چی به هم میریزه و شرایط بد میشه برای خانوادهام.
همیشه کار کردن و پول درآوردن رو مخالف منافع خانه در ذهنم میدانستم برای همین که الان درآمدم صفر شده برای همین که تا شرایطم جوری شد که من توانایی پذیرش شغل نداشتم.
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد
بارها و بارها این جمله رو از پدرم شنیدم، وقتی شرایط سخت میشه، وقتی با فردی مشغول صحبت هست افراد مختلفی که وضع مالی بهتری از ما دارند و همکاراش هستند میگه آره فلانی سر مردم کلاه میزاره، فلان اخلاق داره، تو معامله میزنه، پول نمیده و میره با پول مردم کارخانه و خونه میزنده و مردم اسیر میکند، فلانی آرزوش یک شب خواب راحت داشته باشه و مریض هست و گفتم حاجی…..
خداییش خیلی زحمت میکشه، آدم درستی هست و خیلی جاها از پولش میزنه برای این که به مشتری خیر برساند. طلبش رو به سختی میگیره چون مردم ندارند و تو مضیقه اند یادمه یک منطقه تو تهران گفتم عجب خونه های خفتی داره خیلی لوکس بود و چند هکتاری و دوبلکس این گفتم بلا گفتم که آره از راه خلاف و خونه مردم تو شیشه کردن به این جا رسیدن مگه میشه با پول حلال همچین زندگی داشت، برای همین طرز فکرش….. نتایج زندگیش نیست آنچه باید باشه. منم که شنیدم تبدیل شده به باورهام
یا این که دکترها پولکی شدن آره فلان دکتر تا پول نریختیم عمل نکرد یا کاری انجام نداد خوب آن بنده خدا دست مزدش گرفته و زنده و مرده بودن هر کسی دست رب العالمین هست.
چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند:
این باور بارها از خانم های اطرافم شنیدم، آره مرد وضعش خوب بشه شلوارش دوتا میشه.
با مردی باید ازدواج کرد که پولدار نباشه اگه باشه آدم زنباز و عوضی هست و نمیشه بهش اعتماد کرد یکی از اقوام هم میگفت من با پسر پولدار چندتا یی بودم همه عین هم عوضی پس با فردی که شرایط مالی چندان خوبی نداشت ازدواج کرد با این باور که سرش درگیر کار و خرجی خونه باشه و سر وگوشش نجونبه.
چقدر شنیدم دختری که به فکر این باشه که با مردی ازدواج کند پول و ماشین و خونه داشته باشه پول پرسته یا به جای اینها بگو ایمان داشته باشه، اخلاق درست داشته باشه، اهل زندگی باشه و ثروت و زندگی با عشق و آسایش رو مقابل هم قرار میدادند.
اگر میشنیدن پسری شرایط مالیش از دختری کمی پایین تر هست و خانواده ها کمک کردن بهتر بشه شرایطشون این داستان میآمد وسط که چند سال دیگه این آقا پسر از این خانواده قراره سواری بگیره….
نقطه مقابل این جریانات، یکی از اقوام نزدیکم، یکی از مهم ترین مسا ئل براش این بود که فرد وضعیت مالی خوبی داشته باشه از قضا با فردی که وضعیت مالی خوبی داشت هم خانه داشت هم ماشین زیرپاش بود هم در کنار پدر و برادرش کسب و کار ی داشت ازدواج کرد نتیجه الان زندگی خیلی خوبی دارند این خانواده مذهبی نیست. روز به روز شکر خدا دارند پیشرفت میکنند سفر و تفریح هشان همیشه به راه هست و مهمانی و گشت و گذار و حال خوب یک دختر نازم تربیت کردن که آدم کیف میکند میبینیش همش 2 سالش هست. چقدر همسر دختر خالهام مرد خوب و مودب با علم و دانش در حوزه تکنولوژی و فضا و خانوداه دوستی هست اصلا کیف میکنم وقتی این دوتا رو کنار هم میبینم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
یک مثال ساده از امروز و احساس گناه داشتیم بستنی تو پارک میخوردیم مامانم حواسش بود بچه نبینه یک وقت دلش بخواهد و به همه ما تذکر میداد چیزی که من با خودم مرور میکردم و میکنم این جور مواقع آن هم میبینه و این خواسته در دلش شکل میگیره پس اون هم به خواستهاش میرسه و این طوری جهان پیشرفت میکند
استاد بسیار سپاسگزارم برای تهیه این فایل انشالله با همین فایلهای هدیه و برداشتن همین قدم های کوچک و متوالی انقدر نتیجه عالی بگیرم که بتوانم محصول روانشناسی ثروت بخرم و از نتایج عمل کردن بهش بگم.
راستی گفتید افراد هر ویژگی داشته باشند وقتی پولدارتر و ثروتمندتر میشوند بلد میشه مثالش افرادی که از همان بچگی زورگو و لوس بودن و خسیس در آشناها وقتی وضعیتشان خوب شد همان ویژگی در آنها دو چندان شد جوری که خانواده هاشون از دستشان در آرامش نبودن اما افرادی دیدم که بخشنده بودن، مهربان بودن، دست به خیر وقتی شرایط مالیشان بهتر شد پول دار شدن این ویژگیهاشون پر رنگ تر شد.
در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید
سلام به استاد ثروتمند و متواضع و مهربان خودم ، لحظه هاتون سرشار از عطر خداوند و حسابتون پر از پول و ثروت و زندگیتون لبریز از خیر و رحمت و نعمت های الهی انشالله. استاد چقدر به این فایل نیاز داشتم مثل همه وقت هایی که کلافه و سردرگمم و نمی دونم باید چیکار کنم و میام اینجا و با سورپرایزای به موقع و فوق العاده شما غافلگیر میشم و حالم عالی میشه و باگ های ذهنی و باورهای مشکل دارم نمایان میشه. ما دهه شصتی ها تو جامعه و خانواده و محیطی زندگی کردیم و بزرگ شدیم و قد کشیدیم که توامان صحبت از معنویت و کمبود بوده، فضای جنگ و تحریم و کمبود و کوپن بوده و همیشه باید کم مصرف میکردیم چون گفته بودن خدا اسرافکاران رو دوست نداره،چون مدام توی رادیو و تلویزیون و بیلبورد و در ودیوار به ما می گفتن آب کمه برق نیست گاز نیست کم مصرف کنید و این حس عذاب وجدان رو در ما تقویت می کردن که مومن کسی نیست که شب سیر بخوابه در حالیکه همسایه اش سر گشنه روی بالش گذاشته،مدام میگفتن آب و برق کم مصرف کنید تا همه بتونن از این نعمت برخوردار بشن. توی همه فیلم و سریال ها صفا و صمیمیت و خوشبختی تو خانواده های فقیر و ساده و گرفتار بود که مدام دور هم خوشن و میگن و میخندن اما خانواده های ثروتمند از هم پاشیده و درب و داغون نمایش داده میشدن که یا درگیر بیماری و سرطانن یا غرق در فسادن یا زندگی های سرد و بی روحی دارن که مدام دارن حسرت سادگی و صمیمیت خانواده های بی پول رو میخورن که الکی خوشن و با نون و پنیر و سبزی و هندونه دارن کیف دنیا رو می کنن. من یادمه پدر و مادر خودم بارها توی خونه و مهمونی ها میگفتن فلانی که پولداره خون مردم رو کرده تو شیشه بخاطر همینم زنش ازش جدا شد و رفت یا بچه اش تصادف کرد و مرد یا چه فایده فلانی که ده تا خونه و کارخونه و ویلا و ماشین داره اما درگیر بیماریه و یه غذای درست و حسابی نمی تونه بخوره،اینا چوب خداست،یا چوب خدا صدا نداره ،ببین فلانی بچه اش چه ناخلف شده و مایه ننگ خانواده معتبر و سرشناس و پولدارشون شده. همه شخصیت های ثروتمند فیلم و سریالها اسمهای غیرمذهبی مثل آرش و کامبیز و کورش و داریوش و بهنام و … داشتند و شخصیت های دوست داشتنی و خونگرم و ساده و بی پول اسم های مذهبی و دینی. شغل تمام آدم پولدارها یا رانت خواری بود یا قاچاق فروشی و مواد فروشی یا احتکار و زدو بند تو بهترین حالت طرف اگر کارخونه دار بود دو سه جین بلا و گرفتاری و مصیبت سرش می ریختن که به مردم بقبولونن هر که بامش بیش برفش بیشتر. هزاران بار از پدرمادرها و بزرگترامون شنیدیم که میگن هیچ نعمتی بالاتر از سلامتی نیست سلامتی باشه هیچی از خدا نمی خوایم ، تا وقتی سلامتی رو از دست ندی نمی فهمی چه نعمتیه،یا خدایا من هیچی ازت نمیخوام فقط دستم جلوی نامرد دراز نباشه و جوری بارها اینهارو در ذهن ما فرو کردن که من خودم تا مدتها تو کتم نمی رفت که استاد می گفت من از خدا همه چی رو با هم میخوام: ثروت و سلامتی و رابطه خوب و شغل عالی و راحت و پولساز و آسان شدن برای آسانیها،مقاومت شدیدی داشتم اصلا که مگه میشه،مگه داریم اصلا،شما یا باید سلامتی و معنویت و محتاج نبودن(در حد حقوق بخور و نمیر ) رو بخوای یا که چشمات رو روی همه چی ببندی و قسی القلب و نامرد باشی و پول بذاری روی پول و حق بقیه رو ناحق کنی. اصلا نمیشه هم خدا رو بخوای هم خرما رو . حتی وقتی که توی نوجوانی و اوایل جوانی از روی عادت و به ارث رسیدن، نماز میخوندم ته نمازام میگفتم خدایا تا وقتی به من جنبه اش رو ندادی ثروت و نعمتی به من نده چون از راه به در میشم و جفتک میندازم و نا سپاسی میکنم. هیچ وقت توی خانوده مون تعریف و تمجیدی از یک فرد یا خانواده پولدار نبود ، همه رو به چشم یکسری آدم خودخواه و نامرد و افاده ای و از خدا بی خبر به خوردمون داده بودن و مدام میگفتن که آدم باید پول حلال در بیاره ،فلانی که دخترش طلاق گرفت فلانی که زنش مریض شد و از دنیا رفت فلانی که ویلچرنشین شد بخاطر پول حرومی بود که برده بود سر سفره خونه و خونواده اش .شب های احیا مارو میفرستادن مسجد که گریه کنیم و قرآن سربگیریم و زار بزنیم و از خدا بابت تمام گناه های کرده و نکرده مون حلالیت بطلبیم و از خدا هیچی نخوایم و فقط بگیم مارو ببخش و بیامرز. من حتی با اینکه از سال 1396 عضو این سایت بی نظیر هستم هنوز روم نمیشه خواسته های زیادی از خدابخوام انقدر که مارو قانع و کم مصرف و راضی از هر شرایطی بار اوردن و تربیت کردن انقدر که تو ذهن ما فرو کردن هرچی که تو این دنیا نداشتی اگه آدم خوبی باشی و سربه راه قانع باشی و حرص و جوش نزنی و ولع نکنی اون دنیا همش رو بهت میدن و تمام تلاش ما این بود که دنیامون رو خراب کنیم تا بلکم آخرتمون آباد بشه. من زندگیم از زمان آشنایی با شما در سال 1396 تا الان که حدود هشت سال میگذره زیر و زبر شده و از کارمندی رسیدم به مدیرعاملی دو تا شرکت سهامی خاص و دو وبسایت آنلاین و 15 نفر کارمند اما همچنان که شما فرمودین بخاطر اون ریشه ها و اون ذهنیت ها روند درآمدم و پایداری و ماندگاری درآمد و ثروتم به ثبات نرسیده و همچنان سینوسیه و فراز و نشیب داره بطوریکه حتی گاهی وقتا موجودی حسابم از میلیارد میرسه به یک میلیون تومان !!! و همیشه فکر میکنم چرا اینطوری میشه!؟ الان سه چهار روزه که بخاطر تمدید لایسنس شرکت و اقامتم در کشور امارات، به همراه خانواده ام در دبی هستیم و وقتی می بینیم اینجا نفرات بسیار زیادی هستند که چندین شعبه و ویلا و برج و آپارتمان و انواع ماشین و دارایی رو دارن چطوره که من انقد به حداقل ها قانعم؟ چرا اینها با اینکه اینهمه ثروت دارن باز هم براشون از در و دیوار ثروت می باره و باز هم خونه های بیشتر و درآمدهای بزرگتر دارن و کسب و کارهای جدیدتر راه میندازن؟ فرق اونها با من در چیه؟ قطعا اونها هم آدمیزادن و دو تا چشم و ودوتا گوش و یک مغز دارن و غذا می خورن و می خوابن و معاشرت می کنن درست مثل من و ما . چرا من از یک حد بیشتری از درآمد بالاتر نمیرم؟ چرا درآمدم به یک ثبات پایدار و نسبی و رو به رشد نمیرسه؟ چرا فکر میکنم همین که سالمم و خرج زن و بچه ام و سالی سه چهار تا مسافرت خارجی و داخلی در بیاد و حقوق و بیمه پرسنل رو بتونم بدم برام کافیه؟ چرا به چندتا خونه و ماشین داشتن چرا به شعبه زدن چرا به ویلا و کارخونه و برج و مغازه داشتن فکر نمی کنم؟ چرا بجای 15 تا کارمند به 150 تا کارمند فکر نمی کنم؟ چون دردسر داره؟چون هر که بامش بیش برفش بیشتر؟ چون می ترسم جوگیر شم و از راه به در بشم؟ چون من دارا میشم و فاصله ام با خانواده و خواهر و برادر خودم و همسرم بیشتر میشه و تنها میشم؟ چون ممکنه جنبه اش رو نداشته باشم؟ چون ممکنه انقد گنده بشه کسب و کارم که دولت دست بذاره روش و بخواد تصرفش کنه؟ چون ممکنه منم یه آدم خودخواه و نامرد بنظر بیام که خون مردم عادی و ساده رو کرده تو شیشه و داره از عرق جبین کارگراش برای خودش کاخ میسازه و عشق و حال میکنه؟ چون ممکنه همه ازم توقع کمک و پول قرض دادن داشته باشن؟ چون ممکنه مغرور بشم و خدارو فراموش کنم و به خودم غره بشم و نافرمانی و ناسپاسی کنم؟ چون ممکنه هرچی رو که به دست اوردم توی یک شب از دست بدم؟ شاید جواب من توی یکی یا همه یا چندتا از این سوالا باشه که باورهامو نشون میده اما چیزی که توی تمام این سالها فهمیدم اینه که از فقر متنفرم، از نداشتن و تجربه نکردن و نگشتن بیزارم، از حسرت کشیدن و آرزو به گور بردن متنفرم و میخوام تمام تلاشم رو کنم که زندگیم رو اونطور که باب میلمه بسازم بدون هراس از آینده و بدون اینکه نگران باشم که ممکنه خدارو فراموش کنم اونم خدایی که هر آنچه به من داده شده از آن اوست. از خدا میخوام که ریشه فقر و کمبود و تعصب و معنویت بی جا رو از ذهن و جان و قلب ما پاک کنه و مارو به مسیر ثروت و نعمت و فراوانی هدایت کنه که تنها راه رسیدن بخدا فقط ثروت شدن و گذر کردن از ثروته و بس . مسیری که استاد عباس منش توش استاده و یک الگوی بی بدیل و منحصر بفرده. امیدوارم من و همه بچه های سایت با دیدن و شنیدن چندباره این فایل، باگ ها و پاشنه های آشیلمون رو پیدا کنیم و تلاش کنیم برای برطرف کردنشون. ممنونم ازتون استاد عزیز از این فایل عالی و جذاب که من با شنیدن دقایقی از اون مصمم شدم که بیام و کامنت بذارم و از عادات و ذهنیاتم بگم که جقدر پاک کردنشون نیاز به تعهد و تلاش و استمرار و آگاهی و عزم و اراده داره. انشالله در هردو جهان از بی نهایت نعمات و برکات شایسته پروردگار بهره مند باشید . در پناه حق باشید انشالله
استاد حس می کنم این حرف ها برای من چیدمان کرده خدا.
حس می کنم رب من تمام برنامه ریزی این فایل رو برایم چیدمان کرده.
چون از خواستم که می خوام ثروتمند بشم و باااااااید ثروتمند بشم کن ناتوانم در برابر این همه شناخت و بررسی باورهای مخرب ثروت پس یاریم کن.
آره این پاسخ خدا به من است
ایمان دارم و چقدر عالی چیدمان می کنه ، مدیریت میکنه.
خدایا سپاسگزارم
چند روزیست الهامات بهم گفته میشه که بیا خرید کن دوره ی ثروت 1
و اینطور داره مدیریت م می کنه که قدم اول باید از آگاهی های ثروت 1 شروع کنی
و این شد که شروع کردم
دقیقاً فایل اول و که گوش کردم قدم بعدی عزت نفس رو بهم گفت
دیدم نشانه ها چقققققدر پر رنگ هستند ، من وارد آگاهی های عزت نفس شدم ، سه روز مرتب براش وقت گذاشتم همین که فایل آخرو گوش کردم هدایت شدم به خرید دوره ی عزت نفس
وقتی استاد شما در اون فایل ها گفتید که تمام عوامل موفقیت یک فرد یک طرف، و عزت نفس هم یه طرف،
متوجه شدم یابد اول عزت نفس رو شروع کنم ، اما دیدم ذهن م مقاومت شدیدی داره ، گرفتم که داستان چیه بدون معطلی خرید رو زدم، به لطف خدا به راحتی پولشو حتی چند برابرشو دارم.
امروز با خودم تعهد بستم باید نصف شب بیدار شم و اولین فایل رو در سکوت، خلوت گوش کنم.
خدا کمک کرد به موقع بیدارم کرد و گوش کردم.
خدای من حرف هایی شنیدم که اصلاً ذهنم قبول نمی کرد که اینا جزء پاشنه آشیل های من هستند
بازی رو گرفتم….
همچنان که دارم فایل های آگاهی ثروت 1 و گوش می کنم برنامه برای عزت نفس م ریختم که باااااااید رو خودم کار کنم، باااااااید اگه شده شب و به روزم وصل کنم چون ارزشش رو داره…
استاد عزیزم این فایل ثروت و شناساندن چند باور مهم که در لایههای زیرین ذهنم بود و من خبر نداشتم ، …..
این برنامه ریزی ربم هست که پاسخ می دهد، و چه خوب، و چه سریع و چه آسان پاسخ می دهد.
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
اگه بخوام جواب تمرین های این فایل رو بدم …
استاد من دارم در مرحله ی اول طبق قانون تکامل…
من فقط دارم می شنوم.
من دارم آروم آروم درک می کنم.
آره امروز که زبان خدا شدی برای من و مهمترین باورم رو شناسوندید.
ازتون متشکرم متشکرم
اگه بخوام جواب این تمرین ها رو بدم، باید بگم که آره من هنوزم با اینکه از این آگاهی خبردار شدم، اما هنوز برطرف نشده فقط به من شناخته شده که هست…
باور مخرب اینکه ثروتمند شدن من را از خدا دور می کنه
اگه من ثروتمند بشم باید اول به افرادی که احتیاج زیاد دارند بدهم، وگرنه خدا خیلی ناراحت میشه و من از مسیرش دور شدم.
اگه من ثروتمند بشم ، خوب لباسهای شیک و گرون قیمت می خرم
غذاهای لوکس و با کیفیت می خورم
به بهترین رستورانهای شهرم یا کشورم می روم
پس اونایی که ندارند چی ؟
پس اگه فردی یا افرادی آه حسرت بکشه چی؟
پس من با این باور مخرب احساس گناه به خودم میدم و پول از من دور و دورتر میشه.
حتی یادمه چند سال پیش اگه به فرض،،،،
می خواستم کباب درست کنم، این باور در من بود که ،،،،
اگه همسایه ات، نداشتهباشه چی؟
چطور تو از گلوت پایین میره ،؟
اگه بوی کباب و دود راه بندازی تو کوچه خیابون پس مردم چی؟؟
اگه یه لباس شیک بپوشی، خواهرت یا یکی از آشنایان ت، خیلی دوست ش داشت چی؟
اگه یه عالمه میوه و خوراکی وارد زندگیم میشد ، می گفتم ،،،،
این عادلانه نیست که من سیر بخورم اما یکی در نزدیکی من گرسنه بمونه ؟
خدا خوشش نمیاد.
واین باورهای مخرب بود که جلوی یه عالمه ثروت، پول، نعمتها رو گرفته بود.
نه آرامشی داشتم
نه راحت زندگی می کردم
نه سلامت بودم
و نه معنی رابطه عاشقانه رو تو زندگیم می فهمیدم.
اصلاً اینققققققققدر درگیر این نجواها بودم که متوجه نشدم بچه هام چطوری بزرگ می شدند.
امروز به لطف خدا که فقط بوی ثروتمند شدن ، بوی پول، بوی نعمتها ، بوی ایدهها رو حس می کنم آرامش دارم چون ایمان دارم که دارم قدمهای نزدیک به اونها رو طی می کنم.
من با ثروتمند شدن محبوب دل خدا میشم
من باااااااید به ثروت برسم تا سیر سیر بشوم و بعد توان بخشیدن رو داشته باشم.
من باااااااید ثروتمند بشم تا زندگی با خداوند رو در کنار خانواده ام رو لذت بخش ببینم.
این روزها که دارم رو باورهام کار می کنم، چه خوب درک می کنم که وقتی نزدیکترین فرد خانواده ام چقققققدر داره بدبختی میکشه تا یک تومنش بشه دو تومن.
از یک طرف دگه هم دارم میبینم چقققققدر مذهبی ست
چقققققدر اعتقادات خاص خودشو داره
چقدر آدم دستکاری ست
چقققققدر به همه کمک می کنه
چقققققدر یا مردم مدارا می کنه
اما باورهای ثروتش خیلی و خیییییلی خراب ه.
استاد عزیزم
من این روزها در کنار آدم های اطراف م خوب درک می کنم که چرا به قول شما بنده خدا داره با گاری رهوار در رفته بر روی سنگلاخها در سر بالایی زندگی چه سفت، چه سخت این رو تحمل می کنه و هی می کشه
به خدا این روزها چقققققدر خوب دارم می بینم که آدمها چقققققدر کتک خورشون ملی شده ، چقققققدر جهان داره به کمک شون میاد که شاید بفهمه،،،
اما نمی فهمه
کر، کور ، و مهر بر قلبش، زده شده.
چقققققدر داره بدبختی رو تحمل می کنه اما یکبار فقط یکبار تنها خدا رو قدرتمند ترین پادشاه جهان هستی رو صدا نمی زنه، چقققققدر نماز های حاجات و هرز ائمه و نذر و نذورات و توسل به فلان امام و.و.و.و.و.و.
اما اگه فقط یکبار خدا رو با جون و دل صداش بزنه خبر ندارن که رب جهانیان چنان او را در آغوش خودش آرام می کنه که گویی هیچ غمی ، ترسی، ناراحتی وجود ندارن.
استاد عزیزم من مدیون شما هستم که اینققققققققدر خالصانه بهم آموزش می دهید.
امروز صبح که وقتی آیه های قرآن رو می خوندم ، رسیدم به یک آیه ای که گفت….
هر کس تو مسیر من باشه، به اذن من ه، خدا، براش کمک می پرستم که کمکش کنه…
و همون لحظه بهم گفت که تو از من خواستی منم عباس منش رو بهت دادم
پس هر کس که تو این مسیر باشه بدونه این ریسمانی ست که هرگز گسسته نخواهد شد.
همیشه در گذشته و شایدم الان ،بحث ثروت را جدا از هر بحثی میدونستد
.ثروت و علم که موضوع انشای گذشته همه ماها بود و ما حتی اگر در دلمان ثروت را انتخاب میکردیم ولی برای دیده شدن و نمره 20 علم را انتخاب میکردیم
ثروت و خوشبختی ،ثروت و پول، خوشبختی نمیاره من چندین بار این جمله را شنیده بودم .
ثروت و پول چرک کف دسته حتی ثروت را تا این حد کثیف و بی ارزش در ذهنمان ساختند
ی مثالی هست که شنیدم این بود که وای ب حال کسی که پولدار باشد و همسایه اش در تنگنا باشد و این در ذهن من اینجور تداعی شد که اگر پولدار بشم ، وظیفه سنگینی بر دوشم خواهد بود که حواسم به همسایه ها و اطرافیانم باید باشه
ویا کسی که پولداره در قبال خدا باید خیلی جوابگو باشه که پولتو چطور خرج کردی در چه راهی و ازین جور سوالا که بعد آدم با خودش میگه بابا نداشته باشم خیلی بهتره آرامش بیشتری هم داره
منو خواهرم این فایل را باهم دیدیم بعد به خواهرم گفتم فک کنم این تفکر مال قدیما بود الان فک نکنم کسی ثروت و معنویت را جدا بدونه .خواهرم گفت ، اتفاقا الان مردم برای بدست آوردن ثروت ، از معنویت جدا شدن الان که فهمیدن ثروت خوبه کسی بفکر رابطه خدا نیس
من کمی فکر کردم هر کدام از ما تفکر متفاوتی داشت و من آگاهی ها و دوره ها و کامنتهای قشنگ دوستانم در این سایت ، نوع تفکرم را تغییر داده که هم ثروت را بخوام وهم خدا را
من ی ماه پیش تعهد بستم که آگاهانه و مصمم روی باورهای ثروتم کار کنم و خداوند بود که تا حالا 4تا باور محدود کننده بهم گفته و دارم روشون کار میکنم ، مثل بیل تخریب افتادم به جونشون و میخوام سرامیک زیبا و جذابی روشون بزارم
چهارتا باوری که خدا بهم گفت را بهتون میگم تا شاید دوستی باور محدود کننده اش باشه و بشناسه
1)باور ارزشمندی :من بدون دلیل لایق پول و ثروت فراوان الهی هستم
2)رهاسازی: پول و ثروت خودش بدنبال من میاد
این دوتا باور باهم گفته شد و حس میکنم مکمل هم هستند یعنی پول بدنبال من میاد چون من ارزشمندم و اون عاشق منه
3) باور سازی:من میتوانم پول بسازم
4)باور فراوانی:ایده های پولساز بی نهایت فراوان است چون خداوند نامحدود میبخشد
حس میکنم برای رسیدن به این باورها ، اگر من بدون اینکه از خدا کمک میخواستم باید خیلی راه میرفتم تا بهشون میرسیدم ولی خدا کمک کرد و منو از راه میانبر رسوند
من دارم فعلا روی این 4تا باور کار میکنم وهمین باورهای اصلی که در ذهنم ریشه زده بودن رو خدا بهم گفته و این ثابت میکنه خدا بیشتر از من دوست داره که به ثروت و پول برسم
استاد من میخام ی اعتراف بکنم تو دقیقه 11 که راجب بودایی ها حرف زدین، یه جرقه ای تو ذهنم شکل گرفت و یه باور محدود کننده برام روشن شد که تو ذهن من شکل گرفته بود، این بود که سپاسگذاری هایی که تو دوره هم جهت بودن یاد میگیریم، ته اش میخاد ما رو از بدست آوردن ثروت رد کنه و بگه آقا بیخیال مادیات و فقط معنوی بشید
با اینکه باورت میشه استاد من خودم هم از مدتها قبل جزو کسایی بودم که فرکانس فرستاده بودم و تو دلم بارها میگفتم کاش استاد دوره ای با عنوان سپاسگذاری آماده کنه ، قطعا سپاسگذاری از کلام استاد بسیار متفاوته.
آخه هم از کلام شما، هم تجربه خودم، و هم از کلام اساتید دیگه شنیده بودم وقتی به سپاسگذاری واقعی میرسی قلبت باز میشه و دیگه از خدا مادیات نمیخای و میخوای فقط معنوی باشی
و این نقطه ریز توی وجود من، ناخودآگاه بر خلاف خواسته هام هم منو از سپاسگذاری دور کرده بود هم اینکه درست حسابی بشینم روی دوره ثروت یک کار کنم.
در واقع مثل ترمزی بود که امشب شناختمش
و الان هم با این فایل جدید، مثل یه سندی شد برام که تو دوره هم جهت، مثل مذهب های نصفه نیمه خودمون قرار نیست به این نقطه برسیم که بگیم ثروت بده و فقط دنبال معنویت باشیم
چقدر همزمانی خدا قشنگه استاد، درست وسط آموزشهای دوره هم جهت، شما به مکان جدیدی میرین برای دوره های مدیتیشن و اینجا بوسیله این آدمها، ترمز و باورهای محدود کننده ما رو برطرف میکنید.
با سلام خدمت دوستان هم فرکانسی و استاد عزیز واقعاً در بین استادهایی که در حوزه موفقیت صحبت میکنند استادی مثل شما ندیدم که انقدر لری وار و ساده قانون جهان هستی قانون فرکانس و ارتعاش رو توضیح بده در مورد اورهای محدود کنندهای که از بچگی من شنیدم یکیش این بوده که خدا به درد دل ادمهای فقیر بیشتر گوش میده انسانهای فقیر رو بیشتر دوست داره و اون کسایی رو که دوست نداره باهاش صحبت کنند نسانهای ثروتمنده و عمداً انقدر به اونا ثروت داده که حتی نیاز نداشته باشند نام خدا رو بر زبان بیارن اینکه خواستهای ازش داشته باشند یعنی چی؟یعنی خدا به پول داره پول داده که اون خدا رو صدا نکنه و فقیره رو چون دوستش داره فقیر نگهش داشته که اون هی التماس خدا رو کنه و هی خدا رو صدا کنه صلاً از بحث صحبتهای استاد میام بیرون الان که 31 سالم شده با ذهن خودم و با منطق خودم این موضوع نگاه میکنم خندم میگیره از حرفایی که یادم نمیاد کی بهم گفته یا کجا صحبت شده اشته صحبت میشده آدم بعضی موقع ها ها انقدر حرصش میگیره دلش میخواد فحش بده واقعا خدا را شکر که انقدر جهان داره پیشرفت میکنه از همه لحاظ و همینطور از لحاظ دیدگاه ما آدمها و خرافاتهایی که قدیمیها با هم میگفتند و نسل به نسل انتقالش دادن به قول این دوستمون که کامنت گذاشته اگه من الان یه شرکت داشته باشم ون کارگر یا نیرویی که داره برای من کار میکنه اگر خیلی از نظر من انسانو درست کار و امانت دار و پرتلاش باشه مگه میشه من اون رو بزارم جزو کارگرهای جزئی و قراردادی و کمترین حقوق بهش بدم چرا چون که من دوستش دارم و دوست دارم که هی به خاطر گرفتن پول بیشتر به من التماس کنه اگه من خدا باشم مگه میشه انقدر خدا خودخواه به معنای بیانصافی باشه؟واقعا میشه؟چرا ما در مورد چیزهایی که میشنویم تعمق نمیکنیم؟چرا نشنیده هر چیزی رو باور میکنیم؟و اون رو به یکی دیگه انتقال میدیم؟یادمه بچه بودم ابام میگفت فلانی خیلی ثروتمنده ولی همچین بیماری داره و حتی خود بابامم بدون اینکه تحقیق کرده باشه خیلی مصمم جدی میگفت انگار خود اون آدم اومده پیشش درد و دل کرده حتی یادمه گفت صاحب شرکت بستنی میهن یک وعده غذا ثل ما نمیتونه بخوره و فقط نون خشک میخوره عد میگفت چه فایده این همه ثروت داشته باشی بعد نتونی غذا درست حسابی بخوری در صورتی که این حقیقت نداره و من اینو از هیچکس نشنیدم حتی اون که در شرکت بستنی میهن کار میکنه مخلص کلام اینه که خدا همه چیزو بهت نمیده اگه بهت ثروت میده ه چیزیو ازت میگیره میتونم بگم این پاشنه آشیل منه الان یهو به ذهنم خطور کرد که این رو بازگو کنم پس اگه اینطوریه چرا استاد ثروتمنده و سلامت و خوشحاله و زندگیش در تمام ابعاد به قول گفته خودش عالیه حتی روابطش با پارتنرش شاید ما یه آدم ثروتمند ببینیم و یه آدرس ازش بپرسیم و در کمال غرور اون جواب سوال ما رو نده و به راهش ادامه بده و من هم اینجور آدمی رو دیدم ولی این به معنی این نیستش که هر کس ثروتمند مغروره آدم ثروتمند هم منطقه 1 تهران زیاد دیدم که خیلی خوش برخوردتر مهربونتر و خون گرمتر و مهربونتر بوده و حتی دیدم که در منطقه 1 تهران چون محل کارم اونجا بود تی موقعی که میخواستم از خیابون رد شم آدمهایی با ماشینهای چندین میلیاردی وقف کامل میکردند که من از خیابون رد شم و بعد به راه خودشون ادامه میدادند ولی خنده داره و شما دوست عزیز که دارین کامنت رو میخونی خوب میدونی دارم چی میگم تو پایین شهر محلههای فقیر با طرف و پراید میخواد زیرت کنه این نشون میده که هرچی ثروتمندتر باشی ا بخششتری با گذشتتری حتی اگه رسیدی سر یه چهارراه و نوبت این بود که کدوم ماشین رد شه تو این فرصت رو میدی که ماشین مقابل رد شه اینم از این نشئت میگیره که انسانهای فقیر همش در استرس و اضطراب و احساس عقب ماندگی ر زندگی میکنند و همیشه سراسیمه و پرشتاب و عجول هستند و بتونم به همه کاراشون برسن ولی انسانی که ثروتمنده غنیه پره سیره و با آرامش کامل با ماشین چندین میلیاردیش وقف کامل میکنه تا عابر پیاده رد شه راه میده به ماشین مقابل که رد شه لی در مورد سوالهای دیگرتون من این احساس رو ندارم که اگر من بهم ثروتی داده میشه داره در در حق بقیه اجحاف میشه تفاقاً الان که شرایط مالی خوبی ندارم احساس میکنم که در حقم اجحاف شده مگه من چیم از یک پولدار یا یک آدم ثروتمند که آزادی مالی داره کمتره ن که در خیلی از زمینهها استعداد و هوش و قیافه بهتری دارم پس چرا اوضاعم اینه این به خاطر اینه که اون آدم ثروتمند باورهای بهتری در مورد این دنیا و در مورد پول داره و پول درآوردن در ذهنش ثل یک آب خوردن میمونه و اصلاً سخت نمیدونست در صورتی که تو ذهن من این شکلی نیست چرا که از بچگی همش بهمون گفتن مگه پول علف خرسه یا یا تو هم خدا رو میخوای هم خرما را واقعا از شما استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل زیبایی که گذاشتید پر از آگاهی اقعاً آدم احساس میکنه یک دوره رو خریداری کرده و داره گوش میده در صورتی که رایگان گذاشتید در اختیار ما و من این رو دانلود کردم هم تصویری هم صوتی که بارها و بارها گوش بدم همین الان میگم که خودم ببینم و گوشم بشنوه دمهای ثروتمند نعمتهای بیشتری رو تو زندگی تجربه میکنند یک آدم ثروتمند ی موقعی که میخواد بچهدار بشه آزادی مالی داره و میتونه انتخاب کنه که بچهاش دختر باشه یا پسر یک آدم ثروتمند سلامتتر از یک آدم فقیره چون غذای بهتری میخوره یک آدم ثروتمند آرامش بیشتری داره چون آزادی مالی داره و 99 درصد استرس فقیرها به خاطر پول به خاطر فقدان یک آدم ثروتمند ابط گرمتری توی زندگیش و در خانوادهاش داره چون به قول این دوستمون به خاطر نبود پول ساس شرمندگی پیش خانوادهاش رو نمیکنه و به قول استاد به کسی باج نمیده ه نظر من یکی از بزرگترین سرمایههای درونی یک انسان غرورشه مخصوصاً در مورد ما مردها که دوست نداریم زیر بار منت کسی بریم یا کسی بخواد زیر سوال ببرمون من در زندگیم زیر سوال رفتم و به شخصیت و غرورم توهین شده و اونم فقط و فقط به خاطر مشکلات مالی بوده اگه من ثروتمند باشم جز خدا نت کی رو میخوام بکشم هیچکس ساعتها میشه راجع بهش صحبت کرد ولی نخواستم دیگه کامنتم از این طولانیتر بشه با تمام وجود دوستتون دارم از خداوند بخشنده میخوام که انگیزه و اشتیاق من رو برای کار کردن روی باورهام بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر کنه و روزی بیام اینجا در مورد دستاوردها در یک ساله صحبت کنم دوستتون دارم داوند منان میسپارمتون هم شما استاد عزیز و هم شما دوستای عزیزی که دارید این کامنت رو میخونید خدا پسندانهترین معنویترین کار دنیا اینه که ما ثروتمن باشیم که همدستی باشیم از دستان خدا و هم به گسترش جهان کمک کنیم و کمک کنیم این دنیا مکان بهتری برای زندگی باشه یا علی
استاد با شنیدن چند جمله ابتدایی فایلتون به این نتیجه رسیدم که دلیل اینکه من نتونستم پایدار ثروت داشته باشم اینه که باور های اشتباه زیادی دارم، و همیشه و هر روز نیومدم این باورها را درست کنم.
به همین دلیل برای پیدا کردن باور های مخربم طبق گفته شما در یکی دو دقیقه اول این فایل، اومدم روزی رو تصور کردم که 5 هزار میلیارد تومان پول دارم و تصور کردم الان ثروتمندم و دارم زندگی میکنم. و دارم از زندگیم لذت میبرم.
توی همین حس لذت یه دفعه یه فکری اومد که تو چقدر سختی کشیدی تا به این مرحله برسی؛
من تا اون موقع تا این حد اصلا فکر نمیکردم این باور اینقدر اشتباه است که دست و پام رو بگیره. و اصلا فکر نمیکردم این باور رو دارم و فکر میکردم چون گاهی این باور رو تمرین میکنم پس باورم درسته.
گفتم فقط در این باور مشکل دارم ولی بیشتر که تصور کردم دیدم نه واقعا خیلی بیشتر از این حرفها باور اشتباه دارم.
دائم میان این لذتی که دارم تصور میکنم یه حس های بد یه دفعه از جلو چشمام رد میشن و چشمک میزنن.
شروع کردم به نوشتن و این باور ها را پیدا کردم:
1.خیلی کار دارم و شب و روز باید کار کنم و رسیدگی کنم.
2. همه میگن دزدی کرده ام و از راه نادرست ثروتمند نشده ام
3. خونوادم انگار از نظر اخلاقی سالم نیستن
4. انگار نمیتونم خوب به پدر و مادرم برسم و مواظبشون باشم.
5. امکان داره با برادرم قهر بشیم و ثروت ما رو از هم دور کنه.
6. آدم های زیادی بهم حسودی می کنند.
7. مردم با دیدن من حسشون بد میشه بغض گلوشون رو میگیره و حسرت میخورند.
8. نمیتونم خیلی خوب از نعمت هام استفاده کنم چون نقرص میگیرم. و خیلی از خوراکی ها واسم ممنوع میشه.
9. کلاه بردار های زیادی در اطرافم هستند که میخوان ازم کلاهبرداری کنند و پولم رو بدزدند.
10. مجبور میشم برای همه مکان هایی که دارم دوربین مداربسته بذارم. نگهبان بگیرم و آژیر خطر بزارم
11. از ترس دزدیده شدن پولهام باید اونا رو در بین چندین بانک تقسیم کنم و برای جلوگیری از هک شدن حساب هام کد های امنیتی قوی بذارم.
12. باید یه شخصیت مرتب با لباس های اتو کشیده بدون چین و چروک و همیشه کت و شلوار پوش با لباس های رسمی و خوش عطر و موهای همیشه اصلاح شده و مرتب و روغن زده داشته باشم.
13.خیلی نمیتونم به آشناهام سر بزنم احساس میکنم از همدیگر دور میشیم و خیلی ازم خوششون نمیاد و کسایی هم که در اطرافم هستند بخاطر پول کنارم هستند.
14. احساس میکنم خیلی سختی کشیدم تا به این مرحله رسیدم و پدرم در اومده و بیشتر از 50 سال سن دارم و بیشتر موهام سفیدن.
15. من ناخودآگاه سن ثروتمند شدن خودم رو 50 سالگی به بعد گذاشتم. یعنی احساس نکردم دو سال دیگه یا پنج سال دیگه یا نهایتا 7 سال دیگه به این ثروت میرسم، واقعا ثروتمند شدن را یک فرایند بسیار زمانبر و مستهلک دونستهام.
16. انگار اطرافم پر شده از آدم های حیله گر و منتظرن کوچکترین نقطه ضعف ببینن تا منو زمین بزنن و اموالم رو بالا بکشن.
17. احساس میکنم اگر از این نقطه زمین بخورم هیچ وقت نمیتونم خودم رو جمع کنم و تا آخر عمر در بدبختی زندگی میکنم.
18. فکر میکنم باید به دیگران کمک کنم تا این ثروت به من حس خوبی بدهد.
اینا همه ترس های من از آینده و باورهای اشتباه من هستند. که البته بعد از درست کردن این باورها امکان داره باورهای اشتباه دیگری هم در آینده پیدا کنم. و تکاملی بیشتر باور های اشتباهم را ضعیف و ضعیف تر کنم.
سپاس گزارم به خاطر این فایل زیبا و این مسیر توحیدی.
سلام استاد عزیزم وخانم شایسته عزیزدل
چقدر این فایل معجزه هست هر بار وهر بار با گوش دادن این فایل نعمت وارد زندگی ام شد شاید روزی دویا سه بار این فایل رو گوش میدهم وکامنتهای سایت رو میخونم وهربار مشتری بدون اینکه من تلاشی بکنم خودش میاد
چقدر باور اشتباه دارم چرا اینهمه باور اشتباه وارد ذهن ماشده نخواسته وندانسته
چقدر بعضی کامنتها عالی هستند باورتون شاید نشه ولی با خوندن همون کامنتها آنقدر باور درست داره دری از نعمت به روی من باز میشه
هنوز جای کار دارم خیلی وتلاش میکنم هر روز رشد کنم بیشتر فایلها رو گوش کنم ورودی مثبت بدهم به خودم ولی چون نهادینه شده باورهای منفی کارم سخت هست با هرتلاش نتیجه فورا داده میشه
چقدر خوشحالم خدا حجتش رو برای من تمام کرده ومسیر درست رو به من نشون داده
ومن چقدر این چندسال عوض شدم از آدم بدبین وعربی تبدیل شدم به کسی که پر از آرامشم چقدر خودم وظاهرم رو دوست دارم چقدر نعمتهام رو میبینم واز همه مهمتر چقدر خدا رو دوست دارم فهمیدم خدای واقعی کی هست چقدر عاشقانه با خدا صحبت میکنم اطرافیانم رو دوست دارم وحس آرامش وامید وانگیزه را از من میگیرند سعی میکنم مثبت فکر کنم مثبت حرف بزنم ومثبت عمل کنم
من مدیون شما وآگاهیهای شما هستم
ممنونم از خدای قشنگم که من دراین مسیرم
به نام خدا
سلام استاد جان
سلام به دوست عزیزم حمیده جان خداروشکر میکنم بابت تمام مشتری هایی که سمتت اومده عزیزم خداروشکر میکنم که کامنت شما رو خوندم
منم الان یک هفته است مجدد کنار فایل های درس ها دارم این فایل رو گوش میکنم و واقعا حق با شما هست هر بار که گوش بدیم نعمت جدید ورودی جدید مشتری جدید میاد و این از برکت همین باورها هست
خوشحالم برای خودم برای شما و برای همه افرادی که روی این مدار و فرکانس هستیم
خوشحالم که هر لحظه بیشتر دارم هدایت میشم
در پناه خدا سرشار از موفقیت های ناب و ارزشمند باشید
سلام خدمت استادم و همه ی عزیزان هم فرکانس
استاد چه حرفای نابی و چه باورهای مهمی را عنوان کردید و این نشان از شخصیت والا و سخاوت شماست
ماشاالله استاد چه پوست شفافی چقدر سفیدی چشمانتون پاک و شفاف و براق شده اینها همه از معجزات قانون سلامتیه حتما ،خدا کنه منم شجاعت استفاده از این قانون رو پیدا کنم چون احساس میکنم نمیتونم بهش پایبند باشم بخاطر مهمونی های زیادی که میرم
به پاس قدردانی از شما وظیفه خودم دونستم که کامنت بزارم
دوره دبیرستان یه دبیر ادبیات داشتیم که میگفت فلان آشنا فقیر بود انقدر رابطه ش با خدا خوب بود که بهش حسودیم میشد و بعد از چندوقت کمی اوضاعشون بهتر شد یهو دیدم چادر سر نمیکنه و مانتویی شده و با خودم گفتم چقدر پول آدم رو عوض میکنه و هرکسی ظرفیت ثروتمند شدن را نداره و پول آدم را از خدا دور میکنه و رابطه ش با خدا را قطع میکنه ،این تو ذهن من مونده بود الان با دیدن این فایل یادم اومد
یا همیشه پدر و مادر من از بدی ثروتمند ها گفتن و میگن هنوزم که خدا نکنه تنبون کسی دوتا بشه دیگه هیچ کاری ازش بعید نیست
یا اینکه چندتا از پولدارای فامیل ما اهل خیانت هستن و این باور در من شکل گرفته که هرکسی ثروتمنده هیچ تعهدی به همسرش نداره
و یه جمله که خیلی از بچگی شنیدم اینه که هیچ وقت از راه حلال ثروت زیاد جمع نمیشه
وای چه کرده با ذهن من این حرفا و باورها ،،بیخودی نیست هرچی دست و پا میزنم بدتر توی این باتلاق اسیر میشم
یا هروقت میبینم یا میشنوم که کسی اوضاع مالیش خوب شده اولین فکری که به ذهنم میرسه اینه که حتما یه جایی پارتی داشته یا کسی دستشو گرفته
من به هیچ وجهی نمیتونم ثروت را با خدا یکی بدونم نمیتونم حتی به زبون بیارم انگاری میخام کفر بگم یا یه صفت نابجا به خدا نسبت بدم نغوذبلله
من از اینکه در مقابل زحمت و محصولم پولی دریافت کنم احساس عذاب وجدان میگیرم و حس میکنم طرف مقابل داره ضرر میکنه در حالی که با اشتیاق میخرند و کلی هم تعریف میکنن ولی باز حس من خوب نیست و خیلی از این احساس متنفرم میدونم که مشکل از احساس لیاقتمه ولی حتما پشت این فکر ترمزهای دیگه ای هم هست
ممنون میشم از دوستانم که منو راهنمایی کنن
متشکرم
همگی در پناه خدا ،،،،،،
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامی به زیبایی ثروت به همه دوستانم
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
بسیار بسیار زیاد، مثلا میخواهم دندانم رو درست کنم و احساس درد ندارم میبینم وضعیت دندان یکی از اعضا خانواده از من نامناسبتر هست احساس گناه میکنم و میگم بعدا. یا با پول تو جیبیم میخواهم برم موزه و بگردم این حس میاد که تفریح میخوای بری یا فلان غذا رو میخوای بخری؟ مگه خانوادهات برای این بهت دادن پس درس خواندن چی میشه؟
پارسال تغییر رشته دادم و این بابت دانشگاه پول تغییر رشته از ادبیات به عروسکی رو گفت باید بدیم و این مقدار بیشتر از حد تصورم بود پول پرداخت شد اما حس من چی بود؟ عذاب وجدان داشتم، کلی حالم بد بود که به خاطر این تصمیم خانواده ام باید همچین مبلغی رو بده با این که بندگان خدا حرفی نزدن و بابام گفت فدای سرت مهم نیست و کلی دلداری و تشویقم هم کردند. اما انگار قدرت حرف زدن رو از من گرفته بودند. اعتماد به نفسم سقوط کرده بود به شدت.
برای یک مهمانی لباس میخرم و بقیه نمیخرند یا این هفته من لباس خریدم هفته بعدشم لباس خریدم اما بقیه نه، احساس میکنم حق بقیه ضایع شده حالا حالاها دیگه نباید خرید کنم.
اصلا فکر به این که من از نظر مالی پیشرفت کنم و خانوادهام نه حس بدی در من ایجاد میکند احساس گناه
یادمه وقتی بهم پیشنهاد شغلی مربی مهدکودک شد اولش خوش حال شدم اما پدربزرگم برای مدتی به خانه ما آمده بود و خانواده رو این که الان من دانشگاه ندارم و خونه هستم حساب باز کرده بودند وقتی این خبر گفتم پدرم استقبال کرد مامانم که سرکار میرفت و برادرم هم دانشگاه و رفتن به سرکار از دید مادرم این بود که من دارم اشتباه تصمیم میگیرم و این حس در من ایجاد شد که کار کردن من و پول درآوردنم با منافع خانواده منافات داره برای همین تلاش میکردم همیشه کاری در خانه باشه که هم به کار خانه برسم هم درآمد داشته باشم که هیچ نشد آنچه باید میشد و من حس قربانی بودن داشتم فکر میکردم اگه من انجام ندهم همه چی به هم میریزه و شرایط بد میشه برای خانوادهام.
همیشه کار کردن و پول درآوردن رو مخالف منافع خانه در ذهنم میدانستم برای همین که الان درآمدم صفر شده برای همین که تا شرایطم جوری شد که من توانایی پذیرش شغل نداشتم.
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد
بارها و بارها این جمله رو از پدرم شنیدم، وقتی شرایط سخت میشه، وقتی با فردی مشغول صحبت هست افراد مختلفی که وضع مالی بهتری از ما دارند و همکاراش هستند میگه آره فلانی سر مردم کلاه میزاره، فلان اخلاق داره، تو معامله میزنه، پول نمیده و میره با پول مردم کارخانه و خونه میزنده و مردم اسیر میکند، فلانی آرزوش یک شب خواب راحت داشته باشه و مریض هست و گفتم حاجی…..
خداییش خیلی زحمت میکشه، آدم درستی هست و خیلی جاها از پولش میزنه برای این که به مشتری خیر برساند. طلبش رو به سختی میگیره چون مردم ندارند و تو مضیقه اند یادمه یک منطقه تو تهران گفتم عجب خونه های خفتی داره خیلی لوکس بود و چند هکتاری و دوبلکس این گفتم بلا گفتم که آره از راه خلاف و خونه مردم تو شیشه کردن به این جا رسیدن مگه میشه با پول حلال همچین زندگی داشت، برای همین طرز فکرش….. نتایج زندگیش نیست آنچه باید باشه. منم که شنیدم تبدیل شده به باورهام
یا این که دکترها پولکی شدن آره فلان دکتر تا پول نریختیم عمل نکرد یا کاری انجام نداد خوب آن بنده خدا دست مزدش گرفته و زنده و مرده بودن هر کسی دست رب العالمین هست.
چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند:
این باور بارها از خانم های اطرافم شنیدم، آره مرد وضعش خوب بشه شلوارش دوتا میشه.
با مردی باید ازدواج کرد که پولدار نباشه اگه باشه آدم زنباز و عوضی هست و نمیشه بهش اعتماد کرد یکی از اقوام هم میگفت من با پسر پولدار چندتا یی بودم همه عین هم عوضی پس با فردی که شرایط مالی چندان خوبی نداشت ازدواج کرد با این باور که سرش درگیر کار و خرجی خونه باشه و سر وگوشش نجونبه.
چقدر شنیدم دختری که به فکر این باشه که با مردی ازدواج کند پول و ماشین و خونه داشته باشه پول پرسته یا به جای اینها بگو ایمان داشته باشه، اخلاق درست داشته باشه، اهل زندگی باشه و ثروت و زندگی با عشق و آسایش رو مقابل هم قرار میدادند.
اگر میشنیدن پسری شرایط مالیش از دختری کمی پایین تر هست و خانواده ها کمک کردن بهتر بشه شرایطشون این داستان میآمد وسط که چند سال دیگه این آقا پسر از این خانواده قراره سواری بگیره….
نقطه مقابل این جریانات، یکی از اقوام نزدیکم، یکی از مهم ترین مسا ئل براش این بود که فرد وضعیت مالی خوبی داشته باشه از قضا با فردی که وضعیت مالی خوبی داشت هم خانه داشت هم ماشین زیرپاش بود هم در کنار پدر و برادرش کسب و کار ی داشت ازدواج کرد نتیجه الان زندگی خیلی خوبی دارند این خانواده مذهبی نیست. روز به روز شکر خدا دارند پیشرفت میکنند سفر و تفریح هشان همیشه به راه هست و مهمانی و گشت و گذار و حال خوب یک دختر نازم تربیت کردن که آدم کیف میکند میبینیش همش 2 سالش هست. چقدر همسر دختر خالهام مرد خوب و مودب با علم و دانش در حوزه تکنولوژی و فضا و خانوداه دوستی هست اصلا کیف میکنم وقتی این دوتا رو کنار هم میبینم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
یک مثال ساده از امروز و احساس گناه داشتیم بستنی تو پارک میخوردیم مامانم حواسش بود بچه نبینه یک وقت دلش بخواهد و به همه ما تذکر میداد چیزی که من با خودم مرور میکردم و میکنم این جور مواقع آن هم میبینه و این خواسته در دلش شکل میگیره پس اون هم به خواستهاش میرسه و این طوری جهان پیشرفت میکند
استاد بسیار سپاسگزارم برای تهیه این فایل انشالله با همین فایلهای هدیه و برداشتن همین قدم های کوچک و متوالی انقدر نتیجه عالی بگیرم که بتوانم محصول روانشناسی ثروت بخرم و از نتایج عمل کردن بهش بگم.
راستی گفتید افراد هر ویژگی داشته باشند وقتی پولدارتر و ثروتمندتر میشوند بلد میشه مثالش افرادی که از همان بچگی زورگو و لوس بودن و خسیس در آشناها وقتی وضعیتشان خوب شد همان ویژگی در آنها دو چندان شد جوری که خانواده هاشون از دستشان در آرامش نبودن اما افرادی دیدم که بخشنده بودن، مهربان بودن، دست به خیر وقتی شرایط مالیشان بهتر شد پول دار شدن این ویژگیهاشون پر رنگ تر شد.
در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید
یاحق.
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم که به فکر ما هست و در وسط تحقیقات، مراقبه و کارهای که باعث متواضع شدنش میشه میاد برای ما ویدیو ضبط میکنه ممنونم استاد عزیز
ثروت و خداوند
میتونم به جرات بگم که من هم قبل از آشنایی با شما استاد عزیز مثل خیلی ها داغون داغون بودم از لحاظ مالی
و پول رو ضد خدا میدونستم
و در ذهنم این بود. پول یا خدا
ولی رفته رفته به لطف الله و آموزهای شما باورهام و ذهنیم عوض شد اوضاع مالیم عوض شد نمیگم عالی عالی شده ولی نسبت به قبل خیلی خیلی فرق کرده
و دارم لمسش میکنم که رو به بهبود هست
برای گذر از ثروت باید تجربش کنی لمسش کنی تا بتونی ازش گذر کنی
من اینو با جون دل قبول میکنم
الان یک مثالی میزنم هم برای خودم محکم بشه هم کمکی بشه برای دوستان
من یک زمانی شدید آرایش میکردم شدید به ظاهرم ناخن و مو…..میرسیدم طوری که شب و روز نداشتم و تمام پولم خرج این جور چیزها میشد
تا جایی که من سیر شدم یعنی ازش گذشتم دیگ برام بدیهی و تکراری شد
الان من حتی لوازم آرایشی ندارم هیچی
چرا چون ازش گذر کردم سیر شدم ازش
حالا اگه این وسط کسی بود مثل همسر برادر پدر نمیزاشت من آرایش کنم اون جوری که دوست دارم بپوشم همیشه تو کف آرایش و آزادی می موندم
چون لمسش کردم تجربش کردم الان برام بدیهی است ک اصلا مهم نیست آرایش نمیکنم
وقتی قرآن میگه باید از ثروت و مال دنیا بگذرین حتما نگاه خداوند این هست
چون ما آدم هارو میشناسه ساخته خودش هستیم
خداوند بی نهایت میخواد که ثروتمند بشیم غنی بشیم تا بتونیم ازش بگذریم
ما بخاطر باورهای خودمون رفتیم تو زیر زمین و نمی تونیم از نور خورشید استفاده کنیم
از خدا میخوام خودش کمک کنه باورهامون الهی بشه تا بتونم غنی بشیم
ممنونم استاد عزیز
سلام به استاد ثروتمند و متواضع و مهربان خودم ، لحظه هاتون سرشار از عطر خداوند و حسابتون پر از پول و ثروت و زندگیتون لبریز از خیر و رحمت و نعمت های الهی انشالله. استاد چقدر به این فایل نیاز داشتم مثل همه وقت هایی که کلافه و سردرگمم و نمی دونم باید چیکار کنم و میام اینجا و با سورپرایزای به موقع و فوق العاده شما غافلگیر میشم و حالم عالی میشه و باگ های ذهنی و باورهای مشکل دارم نمایان میشه. ما دهه شصتی ها تو جامعه و خانواده و محیطی زندگی کردیم و بزرگ شدیم و قد کشیدیم که توامان صحبت از معنویت و کمبود بوده، فضای جنگ و تحریم و کمبود و کوپن بوده و همیشه باید کم مصرف میکردیم چون گفته بودن خدا اسرافکاران رو دوست نداره،چون مدام توی رادیو و تلویزیون و بیلبورد و در ودیوار به ما می گفتن آب کمه برق نیست گاز نیست کم مصرف کنید و این حس عذاب وجدان رو در ما تقویت می کردن که مومن کسی نیست که شب سیر بخوابه در حالیکه همسایه اش سر گشنه روی بالش گذاشته،مدام میگفتن آب و برق کم مصرف کنید تا همه بتونن از این نعمت برخوردار بشن. توی همه فیلم و سریال ها صفا و صمیمیت و خوشبختی تو خانواده های فقیر و ساده و گرفتار بود که مدام دور هم خوشن و میگن و میخندن اما خانواده های ثروتمند از هم پاشیده و درب و داغون نمایش داده میشدن که یا درگیر بیماری و سرطانن یا غرق در فسادن یا زندگی های سرد و بی روحی دارن که مدام دارن حسرت سادگی و صمیمیت خانواده های بی پول رو میخورن که الکی خوشن و با نون و پنیر و سبزی و هندونه دارن کیف دنیا رو می کنن. من یادمه پدر و مادر خودم بارها توی خونه و مهمونی ها میگفتن فلانی که پولداره خون مردم رو کرده تو شیشه بخاطر همینم زنش ازش جدا شد و رفت یا بچه اش تصادف کرد و مرد یا چه فایده فلانی که ده تا خونه و کارخونه و ویلا و ماشین داره اما درگیر بیماریه و یه غذای درست و حسابی نمی تونه بخوره،اینا چوب خداست،یا چوب خدا صدا نداره ،ببین فلانی بچه اش چه ناخلف شده و مایه ننگ خانواده معتبر و سرشناس و پولدارشون شده. همه شخصیت های ثروتمند فیلم و سریالها اسمهای غیرمذهبی مثل آرش و کامبیز و کورش و داریوش و بهنام و … داشتند و شخصیت های دوست داشتنی و خونگرم و ساده و بی پول اسم های مذهبی و دینی. شغل تمام آدم پولدارها یا رانت خواری بود یا قاچاق فروشی و مواد فروشی یا احتکار و زدو بند تو بهترین حالت طرف اگر کارخونه دار بود دو سه جین بلا و گرفتاری و مصیبت سرش می ریختن که به مردم بقبولونن هر که بامش بیش برفش بیشتر. هزاران بار از پدرمادرها و بزرگترامون شنیدیم که میگن هیچ نعمتی بالاتر از سلامتی نیست سلامتی باشه هیچی از خدا نمی خوایم ، تا وقتی سلامتی رو از دست ندی نمی فهمی چه نعمتیه،یا خدایا من هیچی ازت نمیخوام فقط دستم جلوی نامرد دراز نباشه و جوری بارها اینهارو در ذهن ما فرو کردن که من خودم تا مدتها تو کتم نمی رفت که استاد می گفت من از خدا همه چی رو با هم میخوام: ثروت و سلامتی و رابطه خوب و شغل عالی و راحت و پولساز و آسان شدن برای آسانیها،مقاومت شدیدی داشتم اصلا که مگه میشه،مگه داریم اصلا،شما یا باید سلامتی و معنویت و محتاج نبودن(در حد حقوق بخور و نمیر ) رو بخوای یا که چشمات رو روی همه چی ببندی و قسی القلب و نامرد باشی و پول بذاری روی پول و حق بقیه رو ناحق کنی. اصلا نمیشه هم خدا رو بخوای هم خرما رو . حتی وقتی که توی نوجوانی و اوایل جوانی از روی عادت و به ارث رسیدن، نماز میخوندم ته نمازام میگفتم خدایا تا وقتی به من جنبه اش رو ندادی ثروت و نعمتی به من نده چون از راه به در میشم و جفتک میندازم و نا سپاسی میکنم. هیچ وقت توی خانوده مون تعریف و تمجیدی از یک فرد یا خانواده پولدار نبود ، همه رو به چشم یکسری آدم خودخواه و نامرد و افاده ای و از خدا بی خبر به خوردمون داده بودن و مدام میگفتن که آدم باید پول حلال در بیاره ،فلانی که دخترش طلاق گرفت فلانی که زنش مریض شد و از دنیا رفت فلانی که ویلچرنشین شد بخاطر پول حرومی بود که برده بود سر سفره خونه و خونواده اش .شب های احیا مارو میفرستادن مسجد که گریه کنیم و قرآن سربگیریم و زار بزنیم و از خدا بابت تمام گناه های کرده و نکرده مون حلالیت بطلبیم و از خدا هیچی نخوایم و فقط بگیم مارو ببخش و بیامرز. من حتی با اینکه از سال 1396 عضو این سایت بی نظیر هستم هنوز روم نمیشه خواسته های زیادی از خدابخوام انقدر که مارو قانع و کم مصرف و راضی از هر شرایطی بار اوردن و تربیت کردن انقدر که تو ذهن ما فرو کردن هرچی که تو این دنیا نداشتی اگه آدم خوبی باشی و سربه راه قانع باشی و حرص و جوش نزنی و ولع نکنی اون دنیا همش رو بهت میدن و تمام تلاش ما این بود که دنیامون رو خراب کنیم تا بلکم آخرتمون آباد بشه. من زندگیم از زمان آشنایی با شما در سال 1396 تا الان که حدود هشت سال میگذره زیر و زبر شده و از کارمندی رسیدم به مدیرعاملی دو تا شرکت سهامی خاص و دو وبسایت آنلاین و 15 نفر کارمند اما همچنان که شما فرمودین بخاطر اون ریشه ها و اون ذهنیت ها روند درآمدم و پایداری و ماندگاری درآمد و ثروتم به ثبات نرسیده و همچنان سینوسیه و فراز و نشیب داره بطوریکه حتی گاهی وقتا موجودی حسابم از میلیارد میرسه به یک میلیون تومان !!! و همیشه فکر میکنم چرا اینطوری میشه!؟ الان سه چهار روزه که بخاطر تمدید لایسنس شرکت و اقامتم در کشور امارات، به همراه خانواده ام در دبی هستیم و وقتی می بینیم اینجا نفرات بسیار زیادی هستند که چندین شعبه و ویلا و برج و آپارتمان و انواع ماشین و دارایی رو دارن چطوره که من انقد به حداقل ها قانعم؟ چرا اینها با اینکه اینهمه ثروت دارن باز هم براشون از در و دیوار ثروت می باره و باز هم خونه های بیشتر و درآمدهای بزرگتر دارن و کسب و کارهای جدیدتر راه میندازن؟ فرق اونها با من در چیه؟ قطعا اونها هم آدمیزادن و دو تا چشم و ودوتا گوش و یک مغز دارن و غذا می خورن و می خوابن و معاشرت می کنن درست مثل من و ما . چرا من از یک حد بیشتری از درآمد بالاتر نمیرم؟ چرا درآمدم به یک ثبات پایدار و نسبی و رو به رشد نمیرسه؟ چرا فکر میکنم همین که سالمم و خرج زن و بچه ام و سالی سه چهار تا مسافرت خارجی و داخلی در بیاد و حقوق و بیمه پرسنل رو بتونم بدم برام کافیه؟ چرا به چندتا خونه و ماشین داشتن چرا به شعبه زدن چرا به ویلا و کارخونه و برج و مغازه داشتن فکر نمی کنم؟ چرا بجای 15 تا کارمند به 150 تا کارمند فکر نمی کنم؟ چون دردسر داره؟چون هر که بامش بیش برفش بیشتر؟ چون می ترسم جوگیر شم و از راه به در بشم؟ چون من دارا میشم و فاصله ام با خانواده و خواهر و برادر خودم و همسرم بیشتر میشه و تنها میشم؟ چون ممکنه جنبه اش رو نداشته باشم؟ چون ممکنه انقد گنده بشه کسب و کارم که دولت دست بذاره روش و بخواد تصرفش کنه؟ چون ممکنه منم یه آدم خودخواه و نامرد بنظر بیام که خون مردم عادی و ساده رو کرده تو شیشه و داره از عرق جبین کارگراش برای خودش کاخ میسازه و عشق و حال میکنه؟ چون ممکنه همه ازم توقع کمک و پول قرض دادن داشته باشن؟ چون ممکنه مغرور بشم و خدارو فراموش کنم و به خودم غره بشم و نافرمانی و ناسپاسی کنم؟ چون ممکنه هرچی رو که به دست اوردم توی یک شب از دست بدم؟ شاید جواب من توی یکی یا همه یا چندتا از این سوالا باشه که باورهامو نشون میده اما چیزی که توی تمام این سالها فهمیدم اینه که از فقر متنفرم، از نداشتن و تجربه نکردن و نگشتن بیزارم، از حسرت کشیدن و آرزو به گور بردن متنفرم و میخوام تمام تلاشم رو کنم که زندگیم رو اونطور که باب میلمه بسازم بدون هراس از آینده و بدون اینکه نگران باشم که ممکنه خدارو فراموش کنم اونم خدایی که هر آنچه به من داده شده از آن اوست. از خدا میخوام که ریشه فقر و کمبود و تعصب و معنویت بی جا رو از ذهن و جان و قلب ما پاک کنه و مارو به مسیر ثروت و نعمت و فراوانی هدایت کنه که تنها راه رسیدن بخدا فقط ثروت شدن و گذر کردن از ثروته و بس . مسیری که استاد عباس منش توش استاده و یک الگوی بی بدیل و منحصر بفرده. امیدوارم من و همه بچه های سایت با دیدن و شنیدن چندباره این فایل، باگ ها و پاشنه های آشیلمون رو پیدا کنیم و تلاش کنیم برای برطرف کردنشون. ممنونم ازتون استاد عزیز از این فایل عالی و جذاب که من با شنیدن دقایقی از اون مصمم شدم که بیام و کامنت بذارم و از عادات و ذهنیاتم بگم که جقدر پاک کردنشون نیاز به تعهد و تلاش و استمرار و آگاهی و عزم و اراده داره. انشالله در هردو جهان از بی نهایت نعمات و برکات شایسته پروردگار بهره مند باشید . در پناه حق باشید انشالله
به خدای که سمیع العلیم هست
خدایی که خوب می شنوم
خدایی که خوب علم شو داره
خوب خیر از تک تک لحظات م داره.
استاد حس می کنم این حرف ها برای من چیدمان کرده خدا.
حس می کنم رب من تمام برنامه ریزی این فایل رو برایم چیدمان کرده.
چون از خواستم که می خوام ثروتمند بشم و باااااااید ثروتمند بشم کن ناتوانم در برابر این همه شناخت و بررسی باورهای مخرب ثروت پس یاریم کن.
آره این پاسخ خدا به من است
ایمان دارم و چقدر عالی چیدمان می کنه ، مدیریت میکنه.
خدایا سپاسگزارم
چند روزیست الهامات بهم گفته میشه که بیا خرید کن دوره ی ثروت 1
و اینطور داره مدیریت م می کنه که قدم اول باید از آگاهی های ثروت 1 شروع کنی
و این شد که شروع کردم
دقیقاً فایل اول و که گوش کردم قدم بعدی عزت نفس رو بهم گفت
دیدم نشانه ها چقققققدر پر رنگ هستند ، من وارد آگاهی های عزت نفس شدم ، سه روز مرتب براش وقت گذاشتم همین که فایل آخرو گوش کردم هدایت شدم به خرید دوره ی عزت نفس
وقتی استاد شما در اون فایل ها گفتید که تمام عوامل موفقیت یک فرد یک طرف، و عزت نفس هم یه طرف،
متوجه شدم یابد اول عزت نفس رو شروع کنم ، اما دیدم ذهن م مقاومت شدیدی داره ، گرفتم که داستان چیه بدون معطلی خرید رو زدم، به لطف خدا به راحتی پولشو حتی چند برابرشو دارم.
امروز با خودم تعهد بستم باید نصف شب بیدار شم و اولین فایل رو در سکوت، خلوت گوش کنم.
خدا کمک کرد به موقع بیدارم کرد و گوش کردم.
خدای من حرف هایی شنیدم که اصلاً ذهنم قبول نمی کرد که اینا جزء پاشنه آشیل های من هستند
بازی رو گرفتم….
همچنان که دارم فایل های آگاهی ثروت 1 و گوش می کنم برنامه برای عزت نفس م ریختم که باااااااید رو خودم کار کنم، باااااااید اگه شده شب و به روزم وصل کنم چون ارزشش رو داره…
استاد عزیزم این فایل ثروت و شناساندن چند باور مهم که در لایههای زیرین ذهنم بود و من خبر نداشتم ، …..
این برنامه ریزی ربم هست که پاسخ می دهد، و چه خوب، و چه سریع و چه آسان پاسخ می دهد.
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.
اگه بخوام جواب تمرین های این فایل رو بدم …
استاد من دارم در مرحله ی اول طبق قانون تکامل…
من فقط دارم می شنوم.
من دارم آروم آروم درک می کنم.
آره امروز که زبان خدا شدی برای من و مهمترین باورم رو شناسوندید.
ازتون متشکرم متشکرم
اگه بخوام جواب این تمرین ها رو بدم، باید بگم که آره من هنوزم با اینکه از این آگاهی خبردار شدم، اما هنوز برطرف نشده فقط به من شناخته شده که هست…
باور مخرب اینکه ثروتمند شدن من را از خدا دور می کنه
اگه من ثروتمند بشم باید اول به افرادی که احتیاج زیاد دارند بدهم، وگرنه خدا خیلی ناراحت میشه و من از مسیرش دور شدم.
اگه من ثروتمند بشم ، خوب لباسهای شیک و گرون قیمت می خرم
غذاهای لوکس و با کیفیت می خورم
به بهترین رستورانهای شهرم یا کشورم می روم
پس اونایی که ندارند چی ؟
پس اگه فردی یا افرادی آه حسرت بکشه چی؟
پس من با این باور مخرب احساس گناه به خودم میدم و پول از من دور و دورتر میشه.
حتی یادمه چند سال پیش اگه به فرض،،،،
می خواستم کباب درست کنم، این باور در من بود که ،،،،
اگه همسایه ات، نداشتهباشه چی؟
چطور تو از گلوت پایین میره ،؟
اگه بوی کباب و دود راه بندازی تو کوچه خیابون پس مردم چی؟؟
اگه یه لباس شیک بپوشی، خواهرت یا یکی از آشنایان ت، خیلی دوست ش داشت چی؟
اگه یه عالمه میوه و خوراکی وارد زندگیم میشد ، می گفتم ،،،،
این عادلانه نیست که من سیر بخورم اما یکی در نزدیکی من گرسنه بمونه ؟
خدا خوشش نمیاد.
واین باورهای مخرب بود که جلوی یه عالمه ثروت، پول، نعمتها رو گرفته بود.
نه آرامشی داشتم
نه راحت زندگی می کردم
نه سلامت بودم
و نه معنی رابطه عاشقانه رو تو زندگیم می فهمیدم.
اصلاً اینققققققققدر درگیر این نجواها بودم که متوجه نشدم بچه هام چطوری بزرگ می شدند.
امروز به لطف خدا که فقط بوی ثروتمند شدن ، بوی پول، بوی نعمتها ، بوی ایدهها رو حس می کنم آرامش دارم چون ایمان دارم که دارم قدمهای نزدیک به اونها رو طی می کنم.
من با ثروتمند شدن محبوب دل خدا میشم
من باااااااید به ثروت برسم تا سیر سیر بشوم و بعد توان بخشیدن رو داشته باشم.
من باااااااید ثروتمند بشم تا زندگی با خداوند رو در کنار خانواده ام رو لذت بخش ببینم.
این روزها که دارم رو باورهام کار می کنم، چه خوب درک می کنم که وقتی نزدیکترین فرد خانواده ام چقققققدر داره بدبختی میکشه تا یک تومنش بشه دو تومن.
از یک طرف دگه هم دارم میبینم چقققققدر مذهبی ست
چقققققدر اعتقادات خاص خودشو داره
چقدر آدم دستکاری ست
چقققققدر به همه کمک می کنه
چقققققدر یا مردم مدارا می کنه
اما باورهای ثروتش خیلی و خیییییلی خراب ه.
استاد عزیزم
من این روزها در کنار آدم های اطراف م خوب درک می کنم که چرا به قول شما بنده خدا داره با گاری رهوار در رفته بر روی سنگلاخها در سر بالایی زندگی چه سفت، چه سخت این رو تحمل می کنه و هی می کشه
به خدا این روزها چقققققدر خوب دارم می بینم که آدمها چقققققدر کتک خورشون ملی شده ، چقققققدر جهان داره به کمک شون میاد که شاید بفهمه،،،
اما نمی فهمه
کر، کور ، و مهر بر قلبش، زده شده.
چقققققدر داره بدبختی رو تحمل می کنه اما یکبار فقط یکبار تنها خدا رو قدرتمند ترین پادشاه جهان هستی رو صدا نمی زنه، چقققققدر نماز های حاجات و هرز ائمه و نذر و نذورات و توسل به فلان امام و.و.و.و.و.و.
اما اگه فقط یکبار خدا رو با جون و دل صداش بزنه خبر ندارن که رب جهانیان چنان او را در آغوش خودش آرام می کنه که گویی هیچ غمی ، ترسی، ناراحتی وجود ندارن.
استاد عزیزم من مدیون شما هستم که اینققققققققدر خالصانه بهم آموزش می دهید.
امروز صبح که وقتی آیه های قرآن رو می خوندم ، رسیدم به یک آیه ای که گفت….
هر کس تو مسیر من باشه، به اذن من ه، خدا، براش کمک می پرستم که کمکش کنه…
و همون لحظه بهم گفت که تو از من خواستی منم عباس منش رو بهت دادم
پس هر کس که تو این مسیر باشه بدونه این ریسمانی ست که هرگز گسسته نخواهد شد.
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
یا الله
سلام به همه عزیزان و دوستانم
همیشه در گذشته و شایدم الان ،بحث ثروت را جدا از هر بحثی میدونستد
.ثروت و علم که موضوع انشای گذشته همه ماها بود و ما حتی اگر در دلمان ثروت را انتخاب میکردیم ولی برای دیده شدن و نمره 20 علم را انتخاب میکردیم
ثروت و خوشبختی ،ثروت و پول، خوشبختی نمیاره من چندین بار این جمله را شنیده بودم .
ثروت و پول چرک کف دسته حتی ثروت را تا این حد کثیف و بی ارزش در ذهنمان ساختند
ی مثالی هست که شنیدم این بود که وای ب حال کسی که پولدار باشد و همسایه اش در تنگنا باشد و این در ذهن من اینجور تداعی شد که اگر پولدار بشم ، وظیفه سنگینی بر دوشم خواهد بود که حواسم به همسایه ها و اطرافیانم باید باشه
ویا کسی که پولداره در قبال خدا باید خیلی جوابگو باشه که پولتو چطور خرج کردی در چه راهی و ازین جور سوالا که بعد آدم با خودش میگه بابا نداشته باشم خیلی بهتره آرامش بیشتری هم داره
منو خواهرم این فایل را باهم دیدیم بعد به خواهرم گفتم فک کنم این تفکر مال قدیما بود الان فک نکنم کسی ثروت و معنویت را جدا بدونه .خواهرم گفت ، اتفاقا الان مردم برای بدست آوردن ثروت ، از معنویت جدا شدن الان که فهمیدن ثروت خوبه کسی بفکر رابطه خدا نیس
من کمی فکر کردم هر کدام از ما تفکر متفاوتی داشت و من آگاهی ها و دوره ها و کامنتهای قشنگ دوستانم در این سایت ، نوع تفکرم را تغییر داده که هم ثروت را بخوام وهم خدا را
من ی ماه پیش تعهد بستم که آگاهانه و مصمم روی باورهای ثروتم کار کنم و خداوند بود که تا حالا 4تا باور محدود کننده بهم گفته و دارم روشون کار میکنم ، مثل بیل تخریب افتادم به جونشون و میخوام سرامیک زیبا و جذابی روشون بزارم
چهارتا باوری که خدا بهم گفت را بهتون میگم تا شاید دوستی باور محدود کننده اش باشه و بشناسه
1)باور ارزشمندی :من بدون دلیل لایق پول و ثروت فراوان الهی هستم
2)رهاسازی: پول و ثروت خودش بدنبال من میاد
این دوتا باور باهم گفته شد و حس میکنم مکمل هم هستند یعنی پول بدنبال من میاد چون من ارزشمندم و اون عاشق منه
3) باور سازی:من میتوانم پول بسازم
4)باور فراوانی:ایده های پولساز بی نهایت فراوان است چون خداوند نامحدود میبخشد
حس میکنم برای رسیدن به این باورها ، اگر من بدون اینکه از خدا کمک میخواستم باید خیلی راه میرفتم تا بهشون میرسیدم ولی خدا کمک کرد و منو از راه میانبر رسوند
من دارم فعلا روی این 4تا باور کار میکنم وهمین باورهای اصلی که در ذهنم ریشه زده بودن رو خدا بهم گفته و این ثابت میکنه خدا بیشتر از من دوست داره که به ثروت و پول برسم
در پناه الله مهربان باشید
استاد جانم مریم جان سلام
استاد من میخام ی اعتراف بکنم تو دقیقه 11 که راجب بودایی ها حرف زدین، یه جرقه ای تو ذهنم شکل گرفت و یه باور محدود کننده برام روشن شد که تو ذهن من شکل گرفته بود، این بود که سپاسگذاری هایی که تو دوره هم جهت بودن یاد میگیریم، ته اش میخاد ما رو از بدست آوردن ثروت رد کنه و بگه آقا بیخیال مادیات و فقط معنوی بشید
با اینکه باورت میشه استاد من خودم هم از مدتها قبل جزو کسایی بودم که فرکانس فرستاده بودم و تو دلم بارها میگفتم کاش استاد دوره ای با عنوان سپاسگذاری آماده کنه ، قطعا سپاسگذاری از کلام استاد بسیار متفاوته.
آخه هم از کلام شما، هم تجربه خودم، و هم از کلام اساتید دیگه شنیده بودم وقتی به سپاسگذاری واقعی میرسی قلبت باز میشه و دیگه از خدا مادیات نمیخای و میخوای فقط معنوی باشی
و این نقطه ریز توی وجود من، ناخودآگاه بر خلاف خواسته هام هم منو از سپاسگذاری دور کرده بود هم اینکه درست حسابی بشینم روی دوره ثروت یک کار کنم.
در واقع مثل ترمزی بود که امشب شناختمش
و الان هم با این فایل جدید، مثل یه سندی شد برام که تو دوره هم جهت، مثل مذهب های نصفه نیمه خودمون قرار نیست به این نقطه برسیم که بگیم ثروت بده و فقط دنبال معنویت باشیم
چقدر همزمانی خدا قشنگه استاد، درست وسط آموزشهای دوره هم جهت، شما به مکان جدیدی میرین برای دوره های مدیتیشن و اینجا بوسیله این آدمها، ترمز و باورهای محدود کننده ما رو برطرف میکنید.
سپاسگذارم استاد جانم
با سلام خدمت دوستان هم فرکانسی و استاد عزیز واقعاً در بین استادهایی که در حوزه موفقیت صحبت میکنند استادی مثل شما ندیدم که انقدر لری وار و ساده قانون جهان هستی قانون فرکانس و ارتعاش رو توضیح بده در مورد اورهای محدود کنندهای که از بچگی من شنیدم یکیش این بوده که خدا به درد دل ادمهای فقیر بیشتر گوش میده انسانهای فقیر رو بیشتر دوست داره و اون کسایی رو که دوست نداره باهاش صحبت کنند نسانهای ثروتمنده و عمداً انقدر به اونا ثروت داده که حتی نیاز نداشته باشند نام خدا رو بر زبان بیارن اینکه خواستهای ازش داشته باشند یعنی چی؟یعنی خدا به پول داره پول داده که اون خدا رو صدا نکنه و فقیره رو چون دوستش داره فقیر نگهش داشته که اون هی التماس خدا رو کنه و هی خدا رو صدا کنه صلاً از بحث صحبتهای استاد میام بیرون الان که 31 سالم شده با ذهن خودم و با منطق خودم این موضوع نگاه میکنم خندم میگیره از حرفایی که یادم نمیاد کی بهم گفته یا کجا صحبت شده اشته صحبت میشده آدم بعضی موقع ها ها انقدر حرصش میگیره دلش میخواد فحش بده واقعا خدا را شکر که انقدر جهان داره پیشرفت میکنه از همه لحاظ و همینطور از لحاظ دیدگاه ما آدمها و خرافاتهایی که قدیمیها با هم میگفتند و نسل به نسل انتقالش دادن به قول این دوستمون که کامنت گذاشته اگه من الان یه شرکت داشته باشم ون کارگر یا نیرویی که داره برای من کار میکنه اگر خیلی از نظر من انسانو درست کار و امانت دار و پرتلاش باشه مگه میشه من اون رو بزارم جزو کارگرهای جزئی و قراردادی و کمترین حقوق بهش بدم چرا چون که من دوستش دارم و دوست دارم که هی به خاطر گرفتن پول بیشتر به من التماس کنه اگه من خدا باشم مگه میشه انقدر خدا خودخواه به معنای بیانصافی باشه؟واقعا میشه؟چرا ما در مورد چیزهایی که میشنویم تعمق نمیکنیم؟چرا نشنیده هر چیزی رو باور میکنیم؟و اون رو به یکی دیگه انتقال میدیم؟یادمه بچه بودم ابام میگفت فلانی خیلی ثروتمنده ولی همچین بیماری داره و حتی خود بابامم بدون اینکه تحقیق کرده باشه خیلی مصمم جدی میگفت انگار خود اون آدم اومده پیشش درد و دل کرده حتی یادمه گفت صاحب شرکت بستنی میهن یک وعده غذا ثل ما نمیتونه بخوره و فقط نون خشک میخوره عد میگفت چه فایده این همه ثروت داشته باشی بعد نتونی غذا درست حسابی بخوری در صورتی که این حقیقت نداره و من اینو از هیچکس نشنیدم حتی اون که در شرکت بستنی میهن کار میکنه مخلص کلام اینه که خدا همه چیزو بهت نمیده اگه بهت ثروت میده ه چیزیو ازت میگیره میتونم بگم این پاشنه آشیل منه الان یهو به ذهنم خطور کرد که این رو بازگو کنم پس اگه اینطوریه چرا استاد ثروتمنده و سلامت و خوشحاله و زندگیش در تمام ابعاد به قول گفته خودش عالیه حتی روابطش با پارتنرش شاید ما یه آدم ثروتمند ببینیم و یه آدرس ازش بپرسیم و در کمال غرور اون جواب سوال ما رو نده و به راهش ادامه بده و من هم اینجور آدمی رو دیدم ولی این به معنی این نیستش که هر کس ثروتمند مغروره آدم ثروتمند هم منطقه 1 تهران زیاد دیدم که خیلی خوش برخوردتر مهربونتر و خون گرمتر و مهربونتر بوده و حتی دیدم که در منطقه 1 تهران چون محل کارم اونجا بود تی موقعی که میخواستم از خیابون رد شم آدمهایی با ماشینهای چندین میلیاردی وقف کامل میکردند که من از خیابون رد شم و بعد به راه خودشون ادامه میدادند ولی خنده داره و شما دوست عزیز که دارین کامنت رو میخونی خوب میدونی دارم چی میگم تو پایین شهر محلههای فقیر با طرف و پراید میخواد زیرت کنه این نشون میده که هرچی ثروتمندتر باشی ا بخششتری با گذشتتری حتی اگه رسیدی سر یه چهارراه و نوبت این بود که کدوم ماشین رد شه تو این فرصت رو میدی که ماشین مقابل رد شه اینم از این نشئت میگیره که انسانهای فقیر همش در استرس و اضطراب و احساس عقب ماندگی ر زندگی میکنند و همیشه سراسیمه و پرشتاب و عجول هستند و بتونم به همه کاراشون برسن ولی انسانی که ثروتمنده غنیه پره سیره و با آرامش کامل با ماشین چندین میلیاردیش وقف کامل میکنه تا عابر پیاده رد شه راه میده به ماشین مقابل که رد شه لی در مورد سوالهای دیگرتون من این احساس رو ندارم که اگر من بهم ثروتی داده میشه داره در در حق بقیه اجحاف میشه تفاقاً الان که شرایط مالی خوبی ندارم احساس میکنم که در حقم اجحاف شده مگه من چیم از یک پولدار یا یک آدم ثروتمند که آزادی مالی داره کمتره ن که در خیلی از زمینهها استعداد و هوش و قیافه بهتری دارم پس چرا اوضاعم اینه این به خاطر اینه که اون آدم ثروتمند باورهای بهتری در مورد این دنیا و در مورد پول داره و پول درآوردن در ذهنش ثل یک آب خوردن میمونه و اصلاً سخت نمیدونست در صورتی که تو ذهن من این شکلی نیست چرا که از بچگی همش بهمون گفتن مگه پول علف خرسه یا یا تو هم خدا رو میخوای هم خرما را واقعا از شما استاد عزیزم ممنونم بابت این فایل زیبایی که گذاشتید پر از آگاهی اقعاً آدم احساس میکنه یک دوره رو خریداری کرده و داره گوش میده در صورتی که رایگان گذاشتید در اختیار ما و من این رو دانلود کردم هم تصویری هم صوتی که بارها و بارها گوش بدم همین الان میگم که خودم ببینم و گوشم بشنوه دمهای ثروتمند نعمتهای بیشتری رو تو زندگی تجربه میکنند یک آدم ثروتمند ی موقعی که میخواد بچهدار بشه آزادی مالی داره و میتونه انتخاب کنه که بچهاش دختر باشه یا پسر یک آدم ثروتمند سلامتتر از یک آدم فقیره چون غذای بهتری میخوره یک آدم ثروتمند آرامش بیشتری داره چون آزادی مالی داره و 99 درصد استرس فقیرها به خاطر پول به خاطر فقدان یک آدم ثروتمند ابط گرمتری توی زندگیش و در خانوادهاش داره چون به قول این دوستمون به خاطر نبود پول ساس شرمندگی پیش خانوادهاش رو نمیکنه و به قول استاد به کسی باج نمیده ه نظر من یکی از بزرگترین سرمایههای درونی یک انسان غرورشه مخصوصاً در مورد ما مردها که دوست نداریم زیر بار منت کسی بریم یا کسی بخواد زیر سوال ببرمون من در زندگیم زیر سوال رفتم و به شخصیت و غرورم توهین شده و اونم فقط و فقط به خاطر مشکلات مالی بوده اگه من ثروتمند باشم جز خدا نت کی رو میخوام بکشم هیچکس ساعتها میشه راجع بهش صحبت کرد ولی نخواستم دیگه کامنتم از این طولانیتر بشه با تمام وجود دوستتون دارم از خداوند بخشنده میخوام که انگیزه و اشتیاق من رو برای کار کردن روی باورهام بیشتر و بیشتر و بیشتر و بیشتر کنه و روزی بیام اینجا در مورد دستاوردها در یک ساله صحبت کنم دوستتون دارم داوند منان میسپارمتون هم شما استاد عزیز و هم شما دوستای عزیزی که دارید این کامنت رو میخونید خدا پسندانهترین معنویترین کار دنیا اینه که ما ثروتمن باشیم که همدستی باشیم از دستان خدا و هم به گسترش جهان کمک کنیم و کمک کنیم این دنیا مکان بهتری برای زندگی باشه یا علی
سلام
استاد با شنیدن چند جمله ابتدایی فایلتون به این نتیجه رسیدم که دلیل اینکه من نتونستم پایدار ثروت داشته باشم اینه که باور های اشتباه زیادی دارم، و همیشه و هر روز نیومدم این باورها را درست کنم.
به همین دلیل برای پیدا کردن باور های مخربم طبق گفته شما در یکی دو دقیقه اول این فایل، اومدم روزی رو تصور کردم که 5 هزار میلیارد تومان پول دارم و تصور کردم الان ثروتمندم و دارم زندگی میکنم. و دارم از زندگیم لذت میبرم.
توی همین حس لذت یه دفعه یه فکری اومد که تو چقدر سختی کشیدی تا به این مرحله برسی؛
من تا اون موقع تا این حد اصلا فکر نمیکردم این باور اینقدر اشتباه است که دست و پام رو بگیره. و اصلا فکر نمیکردم این باور رو دارم و فکر میکردم چون گاهی این باور رو تمرین میکنم پس باورم درسته.
گفتم فقط در این باور مشکل دارم ولی بیشتر که تصور کردم دیدم نه واقعا خیلی بیشتر از این حرفها باور اشتباه دارم.
دائم میان این لذتی که دارم تصور میکنم یه حس های بد یه دفعه از جلو چشمام رد میشن و چشمک میزنن.
شروع کردم به نوشتن و این باور ها را پیدا کردم:
1.خیلی کار دارم و شب و روز باید کار کنم و رسیدگی کنم.
2. همه میگن دزدی کرده ام و از راه نادرست ثروتمند نشده ام
3. خونوادم انگار از نظر اخلاقی سالم نیستن
4. انگار نمیتونم خوب به پدر و مادرم برسم و مواظبشون باشم.
5. امکان داره با برادرم قهر بشیم و ثروت ما رو از هم دور کنه.
6. آدم های زیادی بهم حسودی می کنند.
7. مردم با دیدن من حسشون بد میشه بغض گلوشون رو میگیره و حسرت میخورند.
8. نمیتونم خیلی خوب از نعمت هام استفاده کنم چون نقرص میگیرم. و خیلی از خوراکی ها واسم ممنوع میشه.
9. کلاه بردار های زیادی در اطرافم هستند که میخوان ازم کلاهبرداری کنند و پولم رو بدزدند.
10. مجبور میشم برای همه مکان هایی که دارم دوربین مداربسته بذارم. نگهبان بگیرم و آژیر خطر بزارم
11. از ترس دزدیده شدن پولهام باید اونا رو در بین چندین بانک تقسیم کنم و برای جلوگیری از هک شدن حساب هام کد های امنیتی قوی بذارم.
12. باید یه شخصیت مرتب با لباس های اتو کشیده بدون چین و چروک و همیشه کت و شلوار پوش با لباس های رسمی و خوش عطر و موهای همیشه اصلاح شده و مرتب و روغن زده داشته باشم.
13.خیلی نمیتونم به آشناهام سر بزنم احساس میکنم از همدیگر دور میشیم و خیلی ازم خوششون نمیاد و کسایی هم که در اطرافم هستند بخاطر پول کنارم هستند.
14. احساس میکنم خیلی سختی کشیدم تا به این مرحله رسیدم و پدرم در اومده و بیشتر از 50 سال سن دارم و بیشتر موهام سفیدن.
15. من ناخودآگاه سن ثروتمند شدن خودم رو 50 سالگی به بعد گذاشتم. یعنی احساس نکردم دو سال دیگه یا پنج سال دیگه یا نهایتا 7 سال دیگه به این ثروت میرسم، واقعا ثروتمند شدن را یک فرایند بسیار زمانبر و مستهلک دونستهام.
16. انگار اطرافم پر شده از آدم های حیله گر و منتظرن کوچکترین نقطه ضعف ببینن تا منو زمین بزنن و اموالم رو بالا بکشن.
17. احساس میکنم اگر از این نقطه زمین بخورم هیچ وقت نمیتونم خودم رو جمع کنم و تا آخر عمر در بدبختی زندگی میکنم.
18. فکر میکنم باید به دیگران کمک کنم تا این ثروت به من حس خوبی بدهد.
اینا همه ترس های من از آینده و باورهای اشتباه من هستند. که البته بعد از درست کردن این باورها امکان داره باورهای اشتباه دیگری هم در آینده پیدا کنم. و تکاملی بیشتر باور های اشتباهم را ضعیف و ضعیف تر کنم.
سپاس گزارم به خاطر این فایل زیبا و این مسیر توحیدی.