رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اتابک گفته:
    مدت عضویت: 3893 روز

    سلام خدمت استاد و همه دوستانم

    چندین نکته خیلی مهم تو صحبتهای استاد بود

    اول اینکه من فکر میکردم قرار ثروتمند بشم و مثلا چه اتفاق خاصی بیوفته ولی به قول استاد وقتی ثروتمند میشه واقعا ساده تر هم میشه یک فرد یهودی خیلی ثروتمند رو میشناسم که واقعا معمولیه فقط چند بار ساعت‌های گرون قیمت دستش دیدم و الا از رفتار و پوشش کسی نمیفهمه این میلیاردره کاملا راحت و عادی زندگی می‌کنه و به شدت مذهبی هم هست این تفکر که من اگر ثروتمند بشم قراره یجور دیگه بشم تغییرات شگرفی در منش و واکنش های من چه مثبت چه منفی رخ خواهد داد واقعا اینطور نیست فهمیدم که بابا خبری نیست یعنی موضوع ثروت یک جریان مرموز و عجیب و غریب در ذهنم بود

    دوم اینکه دین رو برای فقرا میدونستم در حالی که بارها و بارها دینداران بسیار ثروتمند دیدم جالبه بدانید حاکم دبی یه انسان بشدت مذهبیه و خیلی آدم های دورو نزدیک رو میشناسم که واقعا مذهبی هم هستن یعنی می‌توان هم ثروتمند بود هم مذهبی البته منظورم از مذهب همون غالب معنویت هست مگر نه انسانیت و توحید تنها مذهب جهانه

    و سوم اینکه باید پولی برای خرید زمین و ساخت کنیسه یا مسجد باشه که تو درش عبادت کنی و به معنویت بپردازی و یا باید پولی باشه که تو اون رو به دیگران ببخشی ….. پس ثروت نه تنها متضاد معنویت نیست بلکه مادر معنویت و توحیده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1209 روز

    به نام خداوند رزاق ووهابم خداوندی که فادر و مطلق ست

    سلام به استاد جانم و مریم عزیزم

    قدیما میگفت یا خدا یا خرما

    با خودم میگفتم چرا نباید دو تا رو داشته باشیم

    آز مادر و پدر و هر کسی پرسیدم نفهمیدن علت چیه و جواب درست نگرفتم

    میگفتن کسی که ثروت داشته‌ باشه ثروت جلوی چشماشو میبنده و خدا رو نمیبینه

    ولی انسانهای فقیر همیشه به درگاه خدا دعا میکنن و به خدا نزدیک من اصلا قانع نمیشدم و گیج بودم تا اینکه با استاد آشنا شدم و خیلی خوشحال شدم و جوابمو اینجا گرفتم و کلی باورهای مخرب تو ذهن ما جای داده بودن درباره ثروت و خداوند

    الان خدا رو شکر متوجه شدم هر چقدر ثروتمند تر شوی به خدا نزدیک تری

    شاد تری احساسه خوبی داری دست و دلباز تری

    توحیدی تری شکرگزار تری

    اما فقرا هم احساسه بدی دارن هم گاه و شکایت زیاد میکنن

    خدا رو شکر که من متوجه اشتباهم شدم و تونستم بهبود بدم و باور فراوانی رو بالا ببرم

    خداوند ثروتمندان رو دوست دارد

    خدایا من امروز و هر روز لایق نعمت و ثروت و برکت و فراوانی هستم

    در پناه‌ خداوند بخشنده و مهربانم باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    مریم رستمی گفته:
    مدت عضویت: 3213 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام بر همه عزیزان

    من داشتم روی باور فراوانی کار میکردم که هدایت شدم به این فایل

    خدایا چقدر باورهای ما ایراد داره ما رو ببخش

    از آخر دو صفحه کامنت خواندم و میخام باورهای مخرب خودم رو بنویسم و هرکدام به اندازه دوخط رویشان کار کنم

    ثروتمندان آدمهای مغروری هستند این باور در من خیلی قوی هست و الان من میفهمم که دلیل اینکه من فکر میکردم اینها مغرور هستند نه اینکه مغرور هستند اینقدر اعتماد به نفس من پایین بوده اینقدر این آدم ها رو بزرگ کردم توی ذهنم که هیچ وقت به سمتشان نرفتم و اونها رو مغرور پنداشتم و هیچ وقت هم اونها رو تحسین نکردم ولی اگر اتفاقی با یک آدم ثروتمند برخورد کنیم میبینیم که این فرد بسیار انسان متواضعی هست و در کل این ما هستیم که مغرور هستیم یعنی ذهن فقیر چون با احساس غرور میخواد خودش و اون خلاء های روحیه رو بپوشونه و به قول معروف جوری خودش رو نشون میده که من باج به خدا هم نمی‌دم ولی اگر بهش نزدیکتر بشی میبینی که اینها همش نمایش هست ولی اگر به ثروتمندان پایدار نگاه کنیم میبینیم که اینها افرادی بسیار متواضع و فروتن هستند سلطان فرش رو ببینید چقدر انسان مواضعی هست یا ریچارد برانسون یا آرنولد یا بیل گیتس یا عباس برزگر یا خاور خانم اینهایی که نام بردم همه تواضعشان رو دیدم که نوشتم

    باور دوم که من خجالت میکشم که پول زیادی بسازم من مثلاً میبینم که افراد نزدیک من پولی نمیسازن به گفته خودشان یا شغلی شبیه شغل من داشتن و پولی نساختند و من الان در همون مسیر دارم پولهای خوبی می‌سازم و احساس دلسوزی میکنم موفقیت هام رو خیلی بی ارزش جلوه میدم تا اون طرف احساس خود کم بینی بهش دست نده در صورتی که اینها همه در ذهن من اتفاق می‌افته و اون فرد اصلا روحش هم خبر نداره فقط منو از ثروت و نعمت دور می‌کنه و من میام با دست خودم چنان ضربه ای به خودم میزنم که اون سرش ناپیدا و اون فردی هم که من براش دلسوزی میکردم جلوی چشمای من ماشین یک میلیاردی میخره

    نوش جانش من هم نوش جانم من باید بدانم که هر کس هر جا هست جای درستش هست و من نباید دلم برای کسی بسوزه چون فرکانسش به خودم بر میگرده و من اینو بپذیرم که روزی دهنده یکی دیگه است و اگر من در کاری موفق و سربلند هستم بیشتر براش تلاش کردم کار کردم باورهای بهتری داشتم به کار علاقه بیشتری داشتم همه اینها مزید بر علت هست چرا من باید خودم رو از نعمتها و ثروت‌ها محروم کنم و دیگه اینکه من کاری به بقیه نداشته باشم و سرم توی کار خودم باشه و سعی کنم فقط و فقط روی خودم کار کنم شوواف نکنم و سرم به کار خودم باشه و فقط با خودم خودم رو مقایسه کنم چکار دارم به بقیه

    باور دیگه ای که جلوی موفقیت و پیشرفت منو میگیره این هست که هر چه من پیشرفت کنم کارم سنگین تر و فرسوده کننده تر میشود اصلا این طور نیست و من یک خانمی رو دیدم که شغلش کاملا شبیه کار من بود و اومده بود آن را گسترش داده بود و شرکت مغازه کارخانه همه چیز در رابطه با اون شغل راه انداخته بود و فقط کارش این بود که هر روز به این مراکز سر می‌زد و کم و کاستی ها رو مدیریت میکرد و البته این خانم در اون کار بسیار تا بسیار مهارت بالایی داشت و مشاوره هم میداد ولی خودش فقط کارهای مدیریتی رو انجام میداد چندین و چند کارمند داشت که به نحو احسن کارها رو انجام میدادن نه این باور هم از اساس غلط هست من زمانی میام کارم رو گسترش میدهم که کارم دارای درآمد بالایی باشد وقتی من درآمد خوبی دارم اگر نیاز به کار فیزیکی هم بود من افراد متخصص رو میارم تا اون مسئله رو حل کنند

    افراد ثروتمند از راههای نادرست به ثروت رسیده اند

    این یک باور بسیار غلط و دروغی هست که ریشه در نسل های ما داره چون من این باور رو پدرم و احیانا پدرم نیز از پدرش و الی آخر به ما رسیده و بابام همیشه می‌گفت که یکی از امامان گفته که تا صد شهر خراب نشه یک خانه ای آباد نمیشه ولی این باور از بیخ و بن اشتباه هست کلا من خودم توی شهری بزرگ شدم که توی این شهر قاچاق زیاد اتفاق می افتاد و اگر یکی هم ثروتمند میشد فورا همه میگفتن که این قاچاقچی هست حتی من یادم میاد بابام یک ماشین خیلی عالی خریده بود خونه ما لب خیابان بود و قبلنا هم مردم بیشتر پیاده رفت و آمد می‌کردند و ماشین بابام رو دم در خونه می‌دیدند میگفتن مال هر کی هست احتمالاً قاچاقچی هست در صورتی که پدرم رو کاملا می‌شناختیم آدم بسیار دست به خیری بود و ذهن ثروتمندی داشت و ثروت زیادی رو می‌ساخت البته یک سری باورهای اشتباه هم داشت ولی در کل ذهن ثروتمندی داشت و حالا بیاییم این باور رو به شکل منطقی درست کنیم اولا همه ما اسکوبار رو می‌شناسیم یکی از بزرگترین قاچاقچی های قرن بوده و اینقدر پول و ثروت جمع کرده بوده که هنوز دارم دنبال اون پولها میگردند و این فرد عاقبتش چی شد به زندان افتاد و تمام ثروتش هم مصادره شد این نشان میده که افرادی که ثروتمند پایدار هستند اینها ثروت رو از راه درست به دست آوردند وگرنه اگر ثروت نا درستی جایی باشه چون این افراد بیشتر از افراد معمولی تحت نظر هستند و پیوسته توسط مأموران مالیاتی مردم خبر نگارها رسد میشن نمیتونم به ثروت پایدار برسند پس صدق با الحسنی میکنیم و این نعمتها و ثروت‌ها رو از جانب خداوند میدانیم و اگر به زندگی خودمان دقت کنیم میبینیم که نمیشه با کار نادرست ثروتمند شد پس نعمت و ثروت که خداوند در اختیار بندگانش قرار داده رو تایید و تحسین کنیم بقیه باورهای مهربان رو در کامنت بعدی می‌نویسم سپاسگزارم از خدایا بی همتا که منو در این مسیر قرار داد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      همایون بهری گفته:
      مدت عضویت: 907 روز

      سلام دوست عزیز.

      کامنت زیبایت رو خواندم خیلی هم خدارو شکر عالی بود.

      اما در راجب آخرش به این نکته عرض کنم که قاچاقچی رو ما جامعه و یا دولت اسمش رو گذاشتن قاچاقچی مگر نه آدم هایی هستن که با وارد کردن لوازم خارجی اصل خیلی به مردم کمک میکنند. یک مثالی میزنم توجه فرمایید شما دوست دارین برای منزلتون یک تلوزیون سامسونگ اصل کره بخرین که چندین سال عمر کند و با کیفیت ببینید .یا دوست دارین لوازم ایکس بی کیفیت بخرین؟ که پر پر بزنه صفحه نمایش؟من نمیگم ها این بده یا خوبه اما خوب صد در صد کیفیت بالایی رو میخاییم و این قاچاقچی عزیزی که ما اسمش رو گذاشتیم قاچاقچی زحمت میکشه به مردم اتفاقا خدمت میکنه.مواد غذایی اصل خارجی با کیفیت با کلی پروتیین ویتامین بار طبیعی بخرین یا بی کیفیت به درد نخور؟خوب صد در صد با کیفیت خارجی.کسی که اتفاقا لوازمی که به درد مردم واقعا به نفع مردم وارد کشور میکنه این اتفاقا داره خدمت میکنه و خدا هم عاشق این آدما هست.به شرط اینکه در راه درست و بدون کلاه برداری و ضرر سلامتی و پول مردم نشه.این اسمش رو ما قاچاقچی گذاشتیم مگر نه اتفاقا به قول استاد چیزایی که مردم دوست دارد رو براشون خدمت میکنه .یه لحظه فکر کنید چقدر دوست دارین لوازم با کیفیت خارجی رو به راحتی خرید کنید.اینارو باید یه نفر وارد کنه .تا شما به راحتی از سر خیابون خرید کنید.قاچاقچی هایی هست که ما اسمشون رو گذاشتیم قاچاقچی اونقد خدمت کرده به جامعه و خدارو شکر هم پایدار مانده .این باور های ثروت هست که پایدار میزاره بمونه در طرف یا ناپایدار.لباس ترکیه الان ممنوع هست وارد کردن به کشور.اما چقدر مردم دوست دارد ترک خرید کنند..و الحمدلله وارد میشود توسط انسان های شریف که ما قاچاقچی گذاشتیم اسمش رو

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    امین اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 1348 روز

    سلام استاد جان

    فایل بی نظیر بود و پراز درس و یاد گیری سپاس گذارم ازتون

    استاد یه حرفی قبل تو یکی از فایل هاتون گفتید که این بود این تجربه ها و این حرفای که از قانون میزنید تجربه هاش برای ما درد داره واقعا هم من به خیلی از فایل ها که گوش میکنم و قانون رو متوجه میشم بهتر و همون لحظه یه تجربه از قبل یادم میاد که برام درد داشت

    البته نارحت قبل یا گذشته نیستم اتفاقا خیلی خوشحال تر هم هستم و همش به خودم میگم دیدی قانون جواب میده دیدی قانون‌ درست عمل میکنه و خیلی برام جذاب هست

    راجب ثروت قبل از اینکه با شما باشم یا اشنا شم تمام این باور ها را داشتم که ثروت بد هست رابطه ثروت و خدا خوب نیس تمام ثروت مند ها را خلاف کار میدانستم و فکر میکردم من جایم در بهشت هست به دلیل شرایط بد زندگی

    ولی الان دیدگاهم خیلی فرق کرده زندگی من روان تر شده در های رحمت ثروت خدا به رویم باز شده با کمی تغیر کردن واین تغیر ها خیلی برایم روشن هست

    الان انسان موفق و ثروت مندی را میبینم فقط لبخند می زنم و میگویم نوش جانت لیاقتش را داری کنار ماشین های خفن میرم و میگم خیرشو ببینی زیباس

    و اینکه با انسان های بهتری هم کار میکنم و عالی و موقیت های پول ساز در رابطه با شغلم قبلا بود ولی من ان ها را نمیدیدم ولی از زمانی روی خودم کار کردم انها را دیدم و بدست اوردن و با کار کردن بیشتر روی خودم هم بهتر و بیشتر بدست می اوردم

    من یه دایی مذهبی شدید دارم اوضاع مالی بدی ندارد ول همش هم در تلاش زیاد هست و اگر یک روز کار نکند فردا ندارد و این قانون رو بهم بهتر نشون داد

    یا پدر خودم که همش کار هست در تلاش انسان مذهبی نیس ولی همش اخبار گوش میکند و احساس میکند حقش را دولت خورده است و خب اوضاع زندگیش هم پیداست

    ولی خب خدارو شکر اوضاع خودم خیلی بهتر از قبل هست و تغیر را با گوشت و پوست خودم هس میکنم که چقدر شرایط من بهتر شده است از روابطو شرایط مالی حال خوب و صلح رسیدن با خودم و مهم ترین رابطه من با خدا خیلی بهتر است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    مجتبی محجوب گفته:
    مدت عضویت: 2212 روز

    به نام خدای مهربان سلام

    خدایا به من ثروت بده که به عزیزانم کمک کنم / قسمت 4

    اصلا یادم نمیره که در کودکی قبل خواب چقد و چقد و چقد تصور میکردم که من پولدار شدم ، و وقتی که پولدار شدم اولین کاری که میکردم میرفتم خونه میخریدم برای خانوادم ، برای عزیزانم

    و سعی میکردم که اونها رو غافل گیر کنم

    و در همون روئیا و تصویر سازی که میکردم انقد ادامه میدادم که خودم هیچی نداشتم و به یه طریقی خودم رو از بین میبردم و میدیدم که عزیزانم اومدن و دارن برای من گریه میکنن و من از گریه اونها گریه میکردم

    این صحنه رو خیلی قبل از خواب تصور میکردم

    و این نگاه رو داشتم که پول چیز بدردنخوریه و من اصلا برای خودم نمیخوام

    همش میگفتم خدایا به من پول بده که به عزیزانم خدمت کنم

    خدایا به من پول بده که به پدر و مادرم کمک کنم و احسان کنم بهشون که تو از دست من راضی باشی

    خدایا فک نکنی من دنبال پولم ها ،فک نکنی من آدم پولکی هستم

    میگفتم خدایا انقد بده که فقط زنده بمونم

    ولی وقتی الان نگاه میکنم به زندگی افراد می بینم که پول داشتن و ویلاها و خونه ها و ثروت داشتن نه تنها هیچ مشکلی ایجاد نکرده

    بلکه باعث شده که اونها زندگی به سبک شخصی خودشون رو داشته باشن

    نه تنها دنباله رو کسی نیستن بلکه آزادی خودشون رو دارن

    و متوجه شدم که اگر من ثروتمند بشم نه تنها میتونم با توجه به خصوصیات خودم به خداوند نزدیکتر بشم

    بلکه مهربانتر میشم چون واقعا فهمیدم که پول آدم رو بلد تر میکنه

    و بارها همسرم گفته که تو اگر پولدار بشی خیلی خوب میشه ،چون هم مهربانتر میشی هم واقعا رابطه ات با ما بهتر میشه

    تا یه ذره پول دستم بود احساس گناه کار بودن داشتم

    و مخصوصا که بیرون میرفتم و تهران میرفتم و یه رستورانی چیزی میرفتم همش احساس گناه داشتم که وای خدای من خانوادم الان چکار میکنن

    دوستام الان چکار میکنن

    همسایه ام الان چکار میکنه و نکنه گشنه خوابیده باشه

    نمیدونستم که هر کسی هر جایی هست جای درسته

    نمیدونستم که با اون فکرم در حقیقت دارم شرک میورزم و دارم بی ایمانی نسبت به خداوند رو فریاد میزنم

    نمیدونستم که مگه من چکاره حسنم ، خداوند خودش بهتر بلده که بنده هاش رو چطور هدایت کنه

    و من خودم رو کاسه داغتر از آش میکردم

    حتی در تربیت فرزند و رابطه با همسرم هم من هیچ نقشی در رفتارو کردار اونها ندارم و ندیدم واقعا

    چون هر چی انگار قانون رو بهتر درک میکنم انگار بهتر میفهمم که چرا خداوند میگه که تو هیچ نقشی در زندگی دیگران نداری حتی اگر نردبان بزنی بری هوا و بری زمین باز اونها ایمان نمی آورن

    و دیگه بالاتر از حضرت نوح نبود که فرزندش به راه نیامد با اینکه دیگه ته تربیت در مورد خداوند و ایمان بود

    فهمیدم که فقط وظیفه من از نعمت هایی که در دسترس من هست و به من داده شده فقط باید از حضورشون و وجودشون لذت ببرم و از اینکه خداوند این نعمت ها رو به من عطا کرده سپاسگزار باشم

    فهمیدم که من مالک همسرم و فرزندم نیستم ، من فقط میتونم از حضور اونها و اونها از حضور من لذت ببرند و ببرم

    و فهمیدم که حتی اگر به اندازه یک کلمه ، به اندازه یک ثانیه روی دیگران وقت بگذارم از مسیر به اندازه فرسنگها دور شدم

    و فقط و فقط تمرکزم روی خودم باشه

    فهمیدم که اگر من به خودم احترام بزارم و تمام حواسم به خودم و رفتارم و باورهام و کارکردن روی خودم باشه جهان همه به من احترامش بیشتر میشه

    فهمیدم که بالاترین ارزشی که میتونم برای خودم بزارم اینه که سرم رو از نگاه کردن به بقیه و زندگی اونها بکشم بیرون

    چون دیدم که هر جایی که میرم و هر شخصی رو که می بینم همش دارم مقایسه میکنم که اون چی داره من چی ندارم

    و چیزی جز سرخوردگی برام نداره

    و باید فعلا خیلی رو خودم کار کنم تا این رو درست کنم

    لااقل برای من اینطوریه ، و نمیدونم بقیه هم اینطور هستن یا نه

    فهمیدم که خداوند زور نمیزنه که من رو به راه بیاره

    و من فقط دارم گمان میکنم و فک میکنم که دارم مسیر رو درست میرم

    و فهمیدم که تنها راه درست رفتن اینه که توجه کنم ببینم خداوند چی الهام میکنه همون رو انجام بدم و در غیر اینصورت فقط مسیر میشه سختی و عذاب و دردسر و رنج و مشقت

    قبلا فک میکردم که هدایت خداوند یعنی سختی ، یعنی معنویت یعنی مرتاز بودن یعنی سر انداختن پائین و پیرهن سفید پوشیدن و با صندل و جوراب اینور و اونور رفتن ، و همه این کارها رو کردم ولی هیچ نتیجه ای نداد

    ولی الان فهمیدم که هدایت خداوند یعنی اینکه صبح امروز که از خواب پا شدم گفت برو صفحه اول سایت رو نگاه کن و اومدم دیدم که داره در مورد فراوانی و ثروت صحبت میکنه استاد که من آگاهیم بیشتر بشه و ثروت بیشتری وارد زندگیم بشه

    فهمیدم که هدایت خداوند یعنی اینکه در طی روز و باتوجه به شرایط فعلیم خداوند میگه که فلان تلفن رو به فلانی بزن و من انجام میدم و وقتی که مدیرم گفت که به فلانی زنگ بزن و پیگیری کن من بگم تمام این کارها انجام شده و باعث سرفرازی من بشه

    فهمیدم هدایت خداوند اینه که خیلی جلوتر به من الهام میکنه که فلان آموزشها رو ببین و بعد ها یواش یواش بگه فلان کار و کن و بعد بگه حالا سایت خودت رو بزن و همون چیزهایی که بلدی رو آموزش کن بزار تو سایتت و بعد من ببینم که اون چیزهایی که قبلا گفته با توجه به شرایط اون موقعه ام همش الان به کارم میاد و چقد باعث راحتی و اسایش و راحت انجام شدن کارم شده و باعث میشه که ثروت و نعمت بیشتری وارد زندگیم بشه

    فهمیدم که هر چی خداوند به من در طی روز الهام میکنه همش تهش داره منجر میشه به ثروت بیشتر به پول بیشتر

    به رفاه بیشتر به خیر و سلامتی بیشتر یعنی ریشه کار اینه

    و هر جایی که دیرتر انجام شده ، و یا انجام نشده و باعث شده که من اذیت بشم و فقر رو تجربه کنم همش به خاطر مقاومت هایی بوده که من به صورت ناخودآگاه در مقابل الهامات داشتم

    متوجه شدم که به صورت رگباری الهامات داره میاد که من ثروتمندتر بشم

    فهمیدم که همه چیز داره زیاد میشه به جای اینکه کم بشه

    فهمیدم که زمین و زمان و هر آنچه که در اون هست از اشغالها گرفته تا گیاهان و جانوران و انسانها همه و همه ثروت هستن و هر کدومشون دارن به ثروت بیشتر کمک میکنن و شما در این جهان هیچ چیزی به غیر از ثروت نمی بینی

    و دارم بهتر درک میکنم که منبع ثروت و خیر و برکت فقط خداونده و همش داره هدایت میکنه به اینکه جریان ثروت و نعمت در زندگی برقرار باشه و بزرگتر باشه

    و اینکه ثروت رو دارم درک میکنم که چرا استاد میگه باید جاری باشه و خاصیتش جاری بودنه

    چون اصلا نمیشه که ثروت رو یک جا نگه داری ، فاسد میشه

    حتی اگر ثروتمند هم بشی انگار یه رودخانه زلالی هست که تو مثلا یه استخر خیلی بزرگی داری و اون رودخانه میادو استخر تو رو پر میکنه و ازش سرریز میکنه و میره به قسمت های دیگه و اینکه همیشه استخر تو آب تمیز داره و همیشه هم پره و هیچ وقت هم تموم نمیشه

    سوال: آیا واقعا کم میشه ؟

    جواب : نه همیشه داره زیاد میشه

    یک عدد دانه طالبی به صد ها دانه طالبی تبدیل میشه

    یک جوانه و پیوند از درخت به صدها و هزاران درخت تبدیل میشه

    یک بذر گندم به صدها دانه گندم تبدیل میشه

    انسان هر چقد که بخواد میتونه فرزند داشته باشه

    هر کجا هسته آلبالویی بیفته یک درخت از اون درمیاد و اون درخت هزاران و میلیاردها هسته تولید میکنه بعدش

    نمیتون جلوی گسترش جهان رو بگیری ، این توانایی رو نداری

    فقط با مقاومت کردن در مقابل ثروت و جریان ثروت که به صورت طبیعی جاریه اتفاقاتی مثل مریضی ، عصبانیت ، ناراحتی ،غم ، فقر ، بداخلاقی ، کج خلقی، غمگین بودن، نگران بودن، افسردگی، دعوا،جنگ ، پدید میاد

    ولی وقتی که رها میشی و اجازه میدی که این جریان ثروت از تو عبور کنه ، اتفاقاتی مثل لذت ، مسافرت، بی نیازی، خرید وسایل و امکانات، شادی، راحتی، اسایش ، رفاه، سلامتی بیشتر، طول عمر بیشتر، روابط قشنگتر ، تمیزی بیشتر، خوشبویی بیشتر، مهربانی ،پدید میاد

    هر چقدر اینهار وتکرار کنم کمه

    استاد بی نهایت بخاطر دوره ثروت 1 ازت ممنونم

    زندگیم از وقتی که این دوره رو به صورت جدی شروع کردم تغییر کرده

    حتی همسرم بهم یه بار گفت

    گفت مجتبی تو عوض شدی، گفت منظورم اینه که خیلی رهاتر شدی، مهربان تر شدی، و از اینکه تو توی زندگی منی خداروشکر میکنم

    واقعا احساس میکنم که زندگیم روان تر شده تا زمانی که دارم روی خودم کار میکنم

    و فهمیدم که به محض اینکه کارکردن روی خودم رو رها میکنم یا حواسم پرت میشه ، یا درگیر مهمانی ها میشم حالم بد میشه و بهم میریزم و وقتی که میام و کامنت ها رو میخونم و فایل گوش میدم و کارهای خودم رو میکنم و تمرکزم روی خودم میشه باز انگار زندگیم بر میگرده روی روال آرامش خودش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1697 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    تمام اتفاقات زندگی ما توسط افکارمون رقم میخوره

    جهان آیینه افکار ماست،داره نشون میده ما چه فکری داریم.

    افکار ما هم از ورودیها سرچشمه گرفتن

    ورودیهای اکنون

    ورودیهای گذشته

    کنترل ورودیها یکی از نکات مهمه

    به دلیل ایجاد سرچشمه در بچگی بصورت ناخودآگاه چشمه هایی روان هستند

    یا خوب یا بد

    یا با تو یا بر علیه تو

    مهمترین نکته کنترل ذهن است

    هر فکری به تو احساس بد میده رو بافکری که به تو احساس خوب میده جایگزین کن.

    در مورد پول و ثروت موانع تو ذهن من زیاد هست

    اینکه پول و ثروت رو جدا از نعمتهای خدا بدونیم،خودش یک مانع بزرگه

    ما نمیتونیم یک چیز رو بخواهیم در صورتیکه همون چیز تو ذهنمون بد جلوه داده شده.

    پس اولین قدم یکی دونستن نعمتهاست و یکی دونستن سرچشمه اونهاست.

    یعنی سرچشمه پول خداست و اگر تو به اون توجه نکنی میشه عدم ثروت.

    معنوی بودن یا نبودن مرحله بعدیه ،هر چیزی که خدا آفریده معنوی هست

    مگه میشه از خدا که منبع همه چیزه ،غیر خوبی ساطع بشه.

    مثل روشنایی،خدا منبع روشنایی است و اگر تو پشتت به نورِ میشه تاریکی ،کافیه چرخش بدی خودت رو و ببینی.

    پس منبع ثروت خداست و وفقر یعنی ندیدن ثروت.

    جستجوی ما در مورد خواسته باید باشه

    خواسته ما اگر ثروت است باید همون رو جستجو کنیم و عامدانه فقر رو نبینیم.

    خودم از جمله افرادی بودم و هستم(منظور افکاری که ریشه داره ) که ثروت رو تمیز نمیدونستم،به همین دلیل پول رو سریع رد میکردم،ثروتمند شدن رو دوست نداشتم.

    البته که ثروت داستان طولانی داره که جستجو میخواد و کشف.

    به هر حال معنوی ترین کار،ثروتمند شدنه.اصلا اگه می‌خواهیم خدا رو بدون واسطه و ذلال درک کنیم باید ثروتمند بشم.

    تحسین میکنم استاد رو که به جایی رسیدن که هر آنچه میخان رو میتونن داشته باشن.

    خدا حفظتون کنه

    خدا نگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1898 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    درود به همه دوستان

    فایل بسیار بسیار ارزشمندی بود که می‌توان با گوش دادن و خواندن کامنت ها کلی باور اشتباه پیدا کرد

    اولین باوری درونی که من همیشه ازش ضربه میخورم و خیلی در لایه های درونی من ریشه دوانده باور به اینکه

    باید عجله کنم فرصت ها کمه من انجام ندم یا نخرم یا نفروشم زود این فرصت ها از من گرفته می‌شوند

    همه جوره این باور در زندگی من خودشو نشون میده

    مثلا همین آخری برای خرید و نمایندگی یک محصول به قدری عجله کردم تا فرصت از دست من نگیرن

    با عجله پول واریز کردن و با عجله پیگیر بودم

    با اینکه میدونستم این روش برای من جواب نمیده ولی باز بی ایمان شدم و نتیجه این شد که ارسال بار تا اطلاع بعدی کنسل شد . و پول هم در حساب شرکت بلوکه شد

    و این باور که من به هر چیزی که دست بزنم خراب میشه یا دسته اش میاد دستم

    و ریشه همه این ها از عجله کردن و بی ایمانی میاد

    ولی هر موقع رها بودم احساس آرامش داشتم در بهترین مکان و زمان بودم و خرید های کردم که خیلی سود در اون بود

    و بهترین باور به نظر من این هستش که آن چیزی که متعلق به من است هیچ کس نمی تواند آن را از من بگیرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    لیلی گفته:
    مدت عضویت: 978 روز

    سلام ب استاد عزیزم و بانو شایسته

    سلام ب دوستان گرانقدر سایت

    چقدر خوندن کامنت های شما عزیزان بمن کمک کرد در پیدا کردن ترمز هام

    همیشه وقتی استاد میگن فکر کنید من با این مسیله فکر کردن مشکل دارم اما خوندن کامنت ها خیلی بهم کمک میکنه

    طبق شرایطی ک دارم میدونم قطعا باور های مناسبی ندارم راجب ثروت

    اما نمیدونستم چطور باید ترمزهام رو پیدا کنم

    این فایل و خوندن کامنت ها خیلی بهم کمک کرد

    اولین چیزی ک فهمیدم اینکه عزت نفسم درمقابل افراد ثروتمند خیلی پایینه ینی وقتی متوجه میشم یکی ثروتمند هست بصورت ناخوداگاه احترام اضافی میذارم یا حتی سعی میکنم خودم رو یجور دیگه نشون بدم

    کلا انگار دست و پام رو گم میکنم

    یا اعتماد بنفس ندارم جلوشون

    دومین چیزی ک فهمیدم اینکه همیشه منتظر بودم یکی بهم کمک کنه منظورم اینه ک چند سال قبل ک کار میکردم و اونجا افراد ثروتمند بودن و متوجه شده بودم ک یکی دوتاشون تو کار ساخت و ساز هستن همیشه توی تجسمات و تصوراتم این بود ک فلانی تا میهفمه من تازه عروسم و خونه ندارم مفت و مجانی یکی از واحد هاش رو میده بمن

    و اینکه لیاقت خودم نمیدونستم ک خدا ب خودم بده

    و شرکی ک داشتم اینکه نگاهم ب دست دیگران بود مستقیم نمیگفتم ولی الکی ب دوستم ک از لحاظ مالی خوب بود میگفتم چقد مثلا لباست خوشکله یا ادکلنت بوی خوبی میده تا ببخشتش ب من

    و باورم راجب ثروتمندان قبلا فکر میکردم اوکیم مشکلی ندارم اما از خودم ک سوال کردم نظرم راجب ثروتمندان چیه؟؟این باور اومد ک معلوم نیست از کجا پول دارشدن اونا بدجنسن اونا مغرورن از بالا ب آدما نگاه میکنن از ما بالاترن و مارو آدم حساب نمیکنن و قبلا فک میکردم ثروتمندان باید ب همه کمک کنن باید خرج زندگی بقیه هم بدن

    مثلا فلانی چ فایده داره وضع مالیش خوبه اما برادرش نون خوردن نداره البته اینا رو من هم شنیده بودم ک شده باورم

    یا این باور ک همه تکرارش میکنن ما طایفتن گنجشک روزی هستیم ینی روزیمون کمه و واقعا تمام طایفه ما از قشر ضعیف جامعه هستند

    من الگو های درست و مناسبی برای دیدن ثروت نداشتم همه اطرافیانم از لحاظ مالی ضعیف بودن و همه در حد بخور و نمیری ی خونه معمولی و بزور ی ماشین معمولی

    باور بدی ک دارم و کلی هم باهاش مسئله دارم اینکه باید کار کرد تا درامد داشت منظورم اینه باید خیلی زور زد ک پول دار شد (نابرده رنج گنج میسر نمیشود)

    الان شرایطی دارم ک نمیتونم بیرون از خونه کار کنم

    و درامدی ندارم اما مدام این رو با خودم تکرار میکنم ک خداوند کار موردعلاقم رو بهم الهام میکنه اما زبانن میگم ولی باورش ندارم همش پس ذهنم میاد چجوری؟؟تو ک جایی نمیری تو ک با کسی ارتباطی نداری ک خدا بخاد حداقل از طریق اونا بهت کار بده تو خونت نشستی حرکتی نداری کاسه چ کنم چ کنم دستت گرفتی

    من هم همیشه توی تخیلاتم وقتی پولدار میشدم ب فقیر فقرا کمک میکردم برای این و اون خونه میساختم غذا میدادم ک مثلا از مالم بخشیده باشم برم بهشت

    فک میکردم هر چقدر بدبختر باشیم پیش خدا عزیزتریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  9. -
    سوق گفته:
    مدت عضویت: 1484 روز

    سلام به همه دوستای فوق العاده و مثبت اندیش

    سلام به استاد فوق العاده ام با مریم جان خوش صدا من

    امروز پشت سیستم نشسته بودم و نمیتونستم فایل های استاد رو با صدا گوش بدم

    ولی من عمیقا دلم میخواست بیام و حرف های جدید بشنوم پس نشستم به کامنت خوندن

    و دیدم چقدر قشنگ خدا منو راهنمایی کرده تا به چیزی که میخوام برسم

    مدتی بود آرامش نداشتم ، حال دلم خوب نبود ، احساس میکردم دلم غم داره

    اما با توجه به قانون من سعی میکردم به نکات مثبت زندگیم فکر کنم

    مراقب صحبت های که مزنم باشم ، غر نزنم ، اخبار منفی رو دنبال نکنم

    و هممممممش سعی میکردم به محض ناراحت شدنم بیام تو سایت یا فایل های استاد رو با صدای بلند گوش بدم

    توی ماشین ، محل کار ، خونه و همه جااااا

    اما من همیشه فکر میکردم اگه پول توی حسابم بیشتر باشه من آرامش دارم

    اگه پول داشتم و فلان کارو میتونستم بکنم خوشحال میشم

    اگه پول داشتم عصابم راحت بود….

    اگه پول داشتم استرس بدهی هامو نداشتم…

    اگه پول داشتم…

    اگه…

    اگه…

    با این فکر ها خیلی خودمو از آرامش ، از ثروت واقعی ، از خانواده و حتی من خودمو از خودم هم گرفته بودم

    و همه اطرافیانم رو دور کرده بودم از خودم ، چون داشتن از افکار منفی که میتونستم ساعت ها بهشون فکر کنم و حتی حال منو بدتر کنن میگرفتن

    یه جا دیدم نمیشه

    نمیشه هم حالت بد باشه

    هم آرامش نداشته باشی

    هم انقدر غر بزنی

    بعد دنبال پول هم باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    سخت بود ولی فکر منفی هارو به دقیقه نکشیده با اتفاق های مثبت قبل تغییر میدادم

    سخت بود ولی دیگه غر نزدم

    سخت بود ولی سعی کردم دیگه به پول فکر نکنم

    چون من رسیده بودم به نقطه ای که همه چیز داشتم ولی ناشکر شده بودم

    نعمت های که از صفر تا الان خدا بهم داده بود رو نمیدیدم

    بیشتر میخواستم ولی ظرف من هنوز بزرگ نشده بود

    رسیدم به نقطه

    “تسلیم”

    من تسلیم شدم و گفتم خدا الان فقط آرامش میخوام

    فقط میخوام تو کنارم باشی

    میخوام حال دل من خوب باشه

    چقدر قشنگ منو تو آغوش گرفت و قبل از اینکه من ضربه بعدی رو بخورم منو از اون محل دور کرد

    منو دور کرد از هر چیز منفی

    بهم گفت فقط به خودت فکر کن و سپاس گذار باش

    بهم کار جدید داد و گفتم خدا من خیلی کارام زیاد میشه استرس ام زیاد میشه

    گفت صبر کن درست میشه

    فقط اونی که من میگم انجام بده

    بعد از دو هفته دیشب فهمیدم چی برای من در نظر داشته

    کار قبلی من که دور کاری بود تا یک ماه دیگه شرکتش قراره بسته بشه

    اون منو قبل از اینکه باز استرس کار داشته باشم

    استرس اینکه شاید یک ماه درگیر کار پیدا کردن و نگرفتن حقوق باشم

    اورد اینجا و گفت منتظر باش بهت میگم

    از روزی که تسلیم اش شدم حالم عالیههههه

    من ی دختر به شدت کم انرژی بودم که فقط ی شیفت کار میتونست کل انرژی منو برای ی روزبگیره

    از خدا خواستم کمکم کنه من انرژی لازم برای کار هام پیدا کنم

    این دو ماه من شدم ی دختری که برام آرزو بود

    هم سرکار میرم

    هم درس زبان و کلاس زبانم رو میرم

    هم باشگاه میرررم (چقدر منو سرحال و پر انرژی تر کرده چقدر باعث حس ارزشمندی شده )

    هم به کار شخصی خودم برای لباس های محلی بندری میرسم

    هم فایل های استاد رو گوش میدم

    هم وقت دارم برای کامنت گذاشتن

    خدایی من هزاران بار شکرت

    این دختر الان با اون دختر سابق از لحاظ انرژی و حال و خوب قابل قیاس نیست

    خدای قشنگم برای انجام هر کاری گفتم بیا بشین کنارم و بهم بگو چیکار کنم تو بگو من انجام میدم

    دقیقا مثل الان که گفتم بیا بشین کنارم باهم این کامنت رو بنویسیم

    و هزاران بار سپاس از استادم که منو با این خدایی کنارم آشنا کرده

    “سوق”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  10. -
    سیدحسین علوی گفته:
    مدت عضویت: 3377 روز

    درود مروری شد بر اگاهی روانشناسی ثروت

    این باور تا زمانی که ما آگاهی ها رو از منبع درست دریافت نکنیم خیلی ریز به ریز ناخوداگاه وارد باور هایمان میشود تنها راه اینه که سریع اصلاح کنیم و خوراک درست به ذهنمان دهیم این مدل باور تو خیلی از افراد هست و مثل ویروس اماده انتقال هست خیلی باید هوشیار بود تا دریافتش نکنیم ربطی هم نداره چقدر قبلا کار کردیم این موضوع این باور به شکل های خیلی ملموس در درون افراد وجود دارد و خیلی سریع منتقل میشود تنها راه همون جهاد اکبر لازمه که بتوانیم گرفتارش نشویم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: