رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 50


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    وحید حیدری گفته:
    مدت عضویت: 731 روز

    سلام به همه دوستان،،

    در مورد ثروت شکر خدا من باور مذهبی ندارم واعتقاد

    دارم که خداوند ثروت برا ما افریده وباورهای منفی

    ندارم ،،،،

    جهان بر اساس ثروت و فروانی بنا نهاده شد،،

    خداوند جهان را با ثروت گسنرش میده

    چقدر جهان نسبت بع 20 سال پیش چقدر گسترش

    یافته اینا همش با ثروت خلق شده

    هرچه ثروتمند باشم اتسانی سپاسگزار تر میشوم

    هرچه ثروتمند باشم زندگیم سرشار از ارامش واسایش

    میشود

    هر چه ثرمندتر شوم حرص ،طمعه،عجله،وکارهای

    ناشایسته دیگر را انحام نمی دم

    خداوند عاشق کسایی هست که از نعمت هایش استفاد کنه،،،

    رمز استفاده کردن از نعمت های خداوند پول وثروت

    هست،،

    من یه باور عالی دارم که خداوند از کسایی که

    بیشتر از اودر خواست میکنن خوشش میاد

    ما دستان خدواند بر روی زمین هستین جهت گسترش

    جهان خداوند ،،،،

    ثروت مرا از هر گناهی پاک میکنه،،،

    هر چه ثروتمند شوم بیشتر ازنعمت های خداوند

    استفاده میکنم ،به مسافرت میروم وبهترین هتل ها رو

    میگیرم، بهترین ماشینها رو میخرم ، خونه مسازم

    وبه هزاران نفر خیر میرسانم ،،،

    در پناه الله یکتا ،،،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    چند وقتی هست روی این فایل کار می کنم مثل دوستان عزیزی که گفتن تمرکزی کار کردن و نتیجه گرفتن ،راستش دستشون درد نکنه کامنت گذاشتن کامنت اونها انگیزه ای مضاعف بهم داد.

    من یه خاله ای دارم که از بچگی که یادم میاد ( ما تو روستا زندگی می کردیم وقتی من بچه بودم )وضع مالی اش خوب بود ،فروشگاه لباس داشتن همیشه به نسبت اکثریت افراد روستا و فک و فامیل وضع مالی خوبی داشتن

    شوهر خاله ام (خدابیامرز) که صاحب اصلی ثروت بود بسیار انسان چشم پاک،نجیب ،با ادب ،زحمت کش ،شوخ طبع ،بسیار خانواده دوست (محبتی که اون نسبت به بچه هاش داره الگویی تمام عیار از پدر و فرزندی هست)بسیار حمایت گر ،خیلی اروم بود خدابیامرز

    خیلی ساده زیست بود

    راضی به زحمت هیچ کس نمی شد

    از هیچ کس هیچ انتظاری نداشت

    فقط یکم خسیس بود اونم به خاطر باور کمبود بوده احتمالا

    ولی خاله ام یکم بد جنس بود

    مخصوصا من رو خیلی اذیت می کرد وقتی بچه بودم ،حرفاش و رفتاراش خیلی دل منو می شکست .

    راستش این چند وقت همیشه توی ذهنم این هست که خاله ام با رفتارهاش باعث شد من فکر کنم ثروتمندا ادم های بدی هستن در حالیکه شوهرش خدابیامرز که صاحب اصلی ثروت بود خیلی انسان شریفی بود .

    اینکه شوهر خاله ام خیلی ادم خوبی بود امروز به ذهنم اومد ،شاید خداوند میخواست این موضوع برام روشن بشه که فکر خاله ات تو ذهنته صاحب ثروتش رو ببین که چقدر ادم خوبی بود.

    خدابیامرز کلی اموال و فروشگاه گذاشت بعد مرگش

    خاله ام با عزت پول در میاره خودش و بچه هاش زندگی می کنن،اگر شوهر خاله ام با تمام خوبی هاش این ثروت و بیزنس رو نداشت و زنش در اوج جوانی و زیبایی دچار تنگ دستی می شد چقدر اذیت می شد

    و چه بسا شاید خوبی های شوهر خاله ام هم از یادها می رفت ولی همین ثروت و بیزنسی که ازش باقی موند باعث شد همه ازش به نیکی یاد کنند.

    خدا بیامرزتش

    به امید گرفتن نتایج عالی و نوشتن کامنت نتایج

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    Zahra Ghaffari گفته:
    مدت عضویت: 583 روز

    سلام خدمت همه شما عزیزان و درودی ویژه به استاد عباس منش دوست داشتنی و خانم شایسته عزیز :)

    خیلی جالبه که این چند روزه خیلی علاقه مند شدم به خواندن نتایج دانش جویان در کانال تلگرامی استاد، و همچنین دو بار از طریق همین نوشته ها در کانال هدایت شدم به فایل های بسیار زیبا و تاثیر گذار! الان روز پنجمه که دارم هر روز به صورت منظم به این ویدیو(رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گوش میدم، اینم بگم که یه همزمانی جالب رخ داد و اون این بود که دقیقا زمانی که من تصمیم گرفتم به مدت سه هفته روی این فایل تمرکز کنم تا به نتایج مالی برسم، متوجه شدم که قرعه کشی که من در آن شرکت کرده ام دقیقا سه هفته دیگست ! من با برخوردن به این همزمانی زیبا ،دیگه نگرانی و ناامیدی که نسبت به برنده شدن در قرعه کشی پنج جایزه پنجاه میلیونی داشتم، تبدیل به امید و ایمانی شد که خداوند حتما چیزی می دونسته که تو رو به این قرعه کشی و بلافاصله به این ویدیو استاد هدایت کرده، پس الکی احساس بد و ارتعاش پایین نداشته باش که باز هم برنده نمیشوم و بدون که پروردگار بخشنده و مهربان این بار یکی از اون جایزه های پنجاه میلیونی رو برای تو نگهداشته. چون من که دختری 18 ساله و بدون کار و درآمد هستم، اون پول برام مثل گنجه، و با برنده شدن اون هم می تونم راحت و بدون مخالفت پدر و مادرم، در دوره 12 قدم استاد شرکت کنم، هم آموزش های دوره ادمینی رو خریداری کرده و شروع به کار کنم تا ورودی مالی داشته باشم، و هم یک گوشواره طلا برای خودم بخرم! :)

    ایمان دارم که اون روز میام و می نویسم که به این خواسته ها و اهدافم دست پیدا کردم و تونستم با استفاده از این فایل دانلودی رایگان و البته ارزشمند استاد، نتایج شگفت انگیز بگیرم! به امید آن روز…

    حالا میخوام درباره سوالاتی که استاد پرسیده و باید جواب بدیم بنویسم:

    من فهمیدم که در ناخودآگاهم این باور مخرب رو داشتم که اگه ثروتمند بشم تبدیل به یک آدم مغرور و متکبر میشم. این افکار و باور ها باعث میشد که من با وجود اینکه در ظاهر به شدت خواستار پول و بی نیازی بودم، ناخودآگاهم نذاره که ثروتمند بشم تا مبادا انسان مغرور و بدی بشم! این نکته به تنهایی باعث شد به خودم بیام و بدونم که باور های محدودکننده ای در وجودم هست که به صورت پنهانی، همه تلاش ها و کارهای من رو در راستای رسیدن به درآمد و ثروت بی نتیجه و خراب میکنه…

    این موضوع هم وجود داشت که من به خاطر دلسوزی نسبت به آدم های فقیر و بدبخت، انگار احساس گناه داشتم از اینکه بخوام انسان ثروتمندی بشم و انصاف نیست که من ماشین و خونه و غذاهای آنچنانی داشته باشم و کسانی هم حتی شب چیزی برای خوردن نداشته باشن!

    اون جاییم که استاد گفت خیلی از ماها موقع دعا کردن به خدا میگیم، خدایا به من پول بده تا برای مادرم فلان چیز رو بخرم، برای پدرم فلان ماشین رو بخرم، خونوادم رو به فلان مسافرت ببرم یا به نیازمندان و یتیمان کمک کنم، دیدم چند روز پیش با خواهرم داشتیم دقیقا همین حرف ها رو به خدا میزدیم ،و نمیگفتیم پول میخوام تا اول خودم به رفاه و آسایش برسم و انگار بد میدونستیم که ثروت رو برای خودمون بخوایم، اینجوری با خواستن پول برای کمک به خانواده و دیگران سعی میکردیم به قول استاد اون پولی که تو ذهنمون اگه برای خودمون می‌خواستیم ناپاک و کثیف بود رو پاک و تمیز کنیم!

    این موضوع رو هم بگم که پدر عزیز و مهربان من که یک کارمند فرهنگی هست وقتی 6 سال پیش بازنشسته شد و حقوق ناچیز دولت کفاف هزینه ها و خرج و مخارج زندگی یک خانواده 5 نفری رو نمیداد، تصمیم گرفت شروع کنه به یاد گرفتن معامله در بازار بورس و فارکس…

    پدر من خیلی خیلی آدم پرتلاش، سخت کوش و درستکاریه و با اینکه چندین و چند میلیون تومان صرف تهیه دوره های آموزشی ترید و تحلیل تکنیکال و… که نمیدونم اسمشون چیه کرد، و 6 سال از عمر و وقت و پولش رو گذاشت برای کسب اون مهارت تا یک درآمد کمکی داشته باشه، با تبدیل شدن به یک تریدر حرفه ای و کاربلد هم باز نتوست پول خوبی از اونجا دربیاره و همچنان ورودی مالی کمی داره، انگار تمام کار و تلاشش برای ثروتمند شدن بی فایده بود ! چرا؟؟؟ چون یک فرد کاملا مذهبی هست و بدیهیه که مثل تمام افراد معنوی، باورها و اعتقادات نادرستی نسبت به ثروت داره و تو ناخودآگاهش خداوند و ثروت در مقابل هم هستند و اصلا مادیات و پول رو مخالف معنویات و نزدیکی به پروردگار میدونه! پدر دوست داشتنیم خیلی زحمت میکشه و به هر دری میزنه تا درآمدش بیشتر بشه بلکه بتونه از پس تامین نیاز های خانوادش تو این گرونی بر بیاد، ولی بدون تغییر باور های فقر آفرین و اشتباهش و ایجاد باورهای درست و ثروت ساز ، باز همان نتایج قبلی رو خواهد گرفت…

    من امروز بعد گوش دادن به این فایل بهم الهام شد که هم بیام ردپا و دیدگاهم رو بنویسم و هم برم به بابام بگم که باهم این فایل بینظیر استاد رو ببینیم، تا جرقه هایی تو ذهنش زده بشه و از این آگاهی ها باخبر بشه. با اینکه پدرم نسبت به این موضوعات مقاومت شدیدی داره و اصلا علاقه ای به این چیزا نداره، اما من در هر صورت به شهودم اعتماد میکنم و به الهام پروردگار بزرگم عمل میکنم…

    بماند به یادگار از قدم های کوچک در ابتدای مسیر رشدم :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    م امیری گفته:
    مدت عضویت: 2728 روز

    سلام و درود به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی

    خدایا شکرت بابت حضورم در این مسیر الهی

    از گذشته می‌نویسم که بعدها یادم بیاد کجا بودم

    مادر بزرگم، پدرم و مادرم (هیچ کدوم تا حالا ثروتمند نبودن، نهایتا در حد برطرف کردن نیاز خودشون دارا باشن)

    همیشه میگفتن پول، پول به چه دردی میخوره؟ آدم خودش درست باشه، تنش سالم باشه، مادرم که گاها که نمکش رو زیاد میکرد و می‌گفت پول که ارزش نداره و آدم اصالت داشته باشه/ تمام پول دنیای فدای یه ثانیه جون و سلامتیت

    ننه ام که پیاز به آدم فقیر نمی‌داد یعنی اگر به همسایه فقیر میومد برای یه دونه پیاز یه همسایه ثروتمند هم میومد، اون یه دونه پیاز رو دو دستی میداد به آدم ثروتمند

    کلا رفتار ننه ام با آدم های ثروتمند سرشار از احترام محبت تواضع بود و وقتی به آدم فقیر می‌رسید زیر لب یا نفرین میکرد، یا مسخره یا نگاه بالا به پایین داشت

    پدرم تا یاد دارم آدم فقیر که میومد خونمون دورش میگشت و احترامش میکرد و یواش یواش با هم همدست میشدن و ثروتمندای فامیل رو نقض میکردن که آره فلانی که از خانواده اش می‌کنه و همیشه دنبال پوله و این مسیر اشتباهه و پدرم می‌گفت ببین من همیشه از خدا در حدی می‌خوام که دستم جلو بقیه دراز نباشه(باورررر مخرب)، اون آدم فقیر هم پدر رو تشویق می‌کرد که اره همه فامیل از تو خوب میگن و… و اینجا بود که پدرم ارضا میشد و به هدفش که شناخته شدن بعنوان یه آدم خوب بود، انجام می‌گرفت.

    در حالیکه یکی از عمه هام که همیشه بچه هایش زیاد بود و فقیرم بود وقتی میومدن خونمون انقد رفتارهای نامناسب همراه با کم احترامی باهاشون داشت که ماها هم اذیت می‌شدیم

    و در عوض وقتی یکی از همون ثروتمندانی که در خط بالایی پدرم نقض شون کرده بود میومد خونمون، پدرم بسیار احترام میذاشت، در باز میکرد، پذیرایی عالی مهیا میکرد، هول میشد، گونه هاش سرخ میشد و…..

    و اما مادرم که از یه خانواده بسیاررررر دارا هست اما طبع مادرم بلند نیس و کلا در زمینه پول بیشتر شعار میده

    و حرفش اینکه که تمام پول و زندگی فدای یه لحظه جون و سلامتی و… فقط یه موردش رو میگم که شعار بودن حرفش مشخص بشه

    پارسال خواهرم (که نسبت به پدر و مادر و کلا خانواده مون زیاد لطف و بخشش داره)، دندونش درد گرفت جوری که بمدت 2 الی 3 ماه طول کشید و هر روز دندون درد داشت ولی به دلایلی شرایط درست کردنش رو نداشت

    هر چقدر به مادرم گفت اگه پول داری بده من دندونم رو درست کنم، نداد، پدرمم نداد(منم به گونه دیگه ای تو این شرایط گیر کردم و دقیقا همین رفتار رو داشتن)

    و پدر و مادرم هر روز از خوشبخت بودن افراد ثروتمند حرف میزنن، هر روزززززز در حالیکه تو ناخودآگاه شون میگم همینکه دستمون جلو بقیه دراز نیس، عالیه

    ————————–

    اما اوضاع و شرایط خونه های فقیر با تجربه که خودم داشتم و افرادی که در اطرافم بودن:

    تکرار بی احترامی ها

    ناخوش بودن حال اعضای خانواده در کنار هم، صد در صد مخالف با اون چیزی که تو تلویزیون نشون میده

    دعوا روی تهیه مخارج

    دور شدن افراد فامیل بخاطر نداشتن تهیه یه وعده غذا برای با هم بودن یا در رفتن از پرداخت دنگ برای دورهمی

    نفرت فرزندان از والدین

    تحمل کردن بار روانی و نق و نوق فرزندان توسط مادر و کار به بیماری قلبی /استرس/احساس بد کشیدنِ مادر

    سرزنش والدین توسط فرزندان

    استعداد بچه ها هدر رفتن بخاطر نبود پول برای حضور تو تیم، تو المپیاد، تو کلاس خصوصی و…

    احساس عزت نفس و اعتماد بنفس پایین کل اعضای خانواده

    فشار و استرس وقتی مهمونی میاد

    سفرهای کوتاه، با زجر، بدون خرید، مهمانسرا و اقامتگاهی که بهت تعلق گرفته رو تحمل کردن با بوی بد، کثیف، که فقط دلت خوشه رفتی سفر

    آدم فقیر اگر وسیله ای رو فراموش کرد از خونه با خودش ببره سفر باید صبر کنه تا برگرده خونه و تو سفر خریداری نمیشه

    دعوا روی اینکه ریالی خرج تراشی کردی تو سفر

    آدم فقیر سفرش خونه اطرافیانه که هزینه نکنه و اون مدت بچه ها فقط میزنن تو سر کله هم و میزبان بنده خدا فقط اون چند روز رو تحمل می‌کنه تا بگذره و اینا برن و ان شاا… تا سال بعد دیگه برنگردن

    خریدِ فقط ضروریات در اکثر مواقع سال

    خرید چیزایی که دوست داری خوشت میاد جایگاهی نداره

    خرید طلا فقط برای حفظ پول

    خرید لباس وقتی که حقوق بیاد نه وقتی تو بخوای

    هر جا بری حتیییی خونه پدر و مادرت ارج و قرب نداری چون نه تو داری خرج کنی نه اون داره خرج کنه و هر دو طرف با نفرت در کنار هم می‌خوان مسالمت آمیز زندگی کنن

    وقتی مهمونی میخواد بیاد خونه آدم فقیر، به تکاپو میفته الان چی درس کنم به ساعت خانم خونه منت مرد رو بکشه که فلان چیزا رو بخر و اون بگه ندارم و چند قلم حذف کن چون آخرای برج هست و حقوق رو ندادن، هی از خانم اصرار و از آقا انکار تا میرسه به ضروریات که آقا با اخم و تخم میخره و کلی غر میزه که دیگه تا اول برج چیزی از من نخواه، و خدا روز بد نیاره و اگر مرد خونه جایی باشه که آنتن نده و مهمون زنگ بزنه که به صرف نهار می‌خوام بیام و طبق معمول کارت خانم خالی و کلی خرید باید انجام بشه یعنی اون خانم جلو مهمون سنگ رو یه میشه و اون روز و امثال اون روز هر دقیقه برابر سالها برای اون خانم میگذره،

    آدم فقیر اعتماد بنفسش پایینه

    آدم فقیر عزت نفسش پایینه

    آدم فقیر اعتراضی کنه شنیده نمیشه

    تاثیر پذیری روابط جنسی از وضعیت مالی، مردی که وضع مالیش خوب نیس تمام فکر و ذکرش تامین معاش هست و خانمی هم که مردش قادر به تأمین معاش و درآمد خوب نیس علنا احترام و ارج و قرب چندانی هم ندارد از سمت همسر و خانواده،

    آدم فقیر یه کولر و بخاری می‌زاره تو خونه و اتاق خواب و کار و درس بچه و خودش یکی میشه و خلوت و خصوصی نداره، و وقتی خسته از سرکار میاد باید موقع خواب بچه رو سرش راه بره، صدای اون یکی بچه رو تحمل کنه، صدای ظرف شستن خانم رو بشنوه،

    شب خسته میخوابه، ظهر خسته از سرکار میاد آرامش نداره دلش خوشه چندتا بچه ها هم دور خودش جمع کرده و صبح تا شب سرش نق میزنن و فردا هم چون نمیتونه براشون زندگی خوب مهیا کنن تف و لعنتش میکنن

    وایییی خدا نکنه پدر و مادری خودشون پول نداشته باشن و مریض بشن

    تازه جنگ شروع میشه

    هیچ فرزندی حاضر نیس نگه داره

    هیچ فرزندی حاضر نیس مراقبت کنه

    دکتر ببره اگر آمپول و سرم نوشته باشه میگیره دستش تو این کوچه و خیابونا دورش میده ببین کدوم اعضای فامیل تزریقات انجام میدن، رایگان ببره اونجا انجام بده

    هزینه شه، دعوا میشه

    من نمیبرم، منم نگه نمیدارم

    من اون دفعه بردم دکتر

    من یک هفته خونه ام ازش مراقبت کردم

    دعوا ، بی احترامی، ناراحتی، غر و لند

    یعنی اون پدر یا مادر همون لحظه بمیرن بهتره تا اون وضعیت رو ببینه

    به جایی میرسه پدر یا مادر مریض هست ولی چاره اندیشی دیگه نمیشه، کسی هم میاد ملاقات به اون فرد میگن والا دکتر گفته فلان مورد دیگه بهتر نمیشه باید بسازه با همین وضعیت

    آدم فقیر تنهاس، بذاته هیچکی خوشش از آدم فقیر نمیاد

    آدم فقیر بو خوب نمیده

    آدم فقیر قدرت نداره

    آدم فقیر کسی ازش حرف شنوی نداره

    آدم فقیر برند هم بپوشه انگار گونی تن کرده

    آدم فقیر هر چی بگه بدل نمیشینه

    آدم فقیر حرف بزنه میگن وراج

    پیاده بره میگن میخواد پول تاکسی نده

    بچه رو مدرسه خوب دولتی بفرسته میگن چون پول نداشت

    آدم فقیر نداره که طبق قانون سلامتی جلو بره

    آدم فقیر روغن درجه پایین بازار رو میگیره و قلبش رو هدف قرار میده

    آدم فقیر قوت غالبش قنده

    آدم فقیر دستش نمک نداره(چون خودش خودش رو کم میبینه همین انعکاس هم بهش برمیگرده)

    آدم فقیر زور تحمل می‌کنه

    آدم فقیر فحش و بی احترامی تحمل می‌کنه

    آدم فقیر اطرافیانش هر کسی هست

    آدم فقیر دیوارش کوتاس

    آدم فقیر همیشه ناراضیه

    آدم فقیر پر زحمته

    آدم فقیر همیشه در رنجه، در حال دویدنه

    آدم فقیر کمترین کادوها گیرش میاد

    ارزانترین کادوها رو دریافت می‌کنه

    ماشینِ هایِ در خونه آدم فقیر مدل پایینه

    مهمون های آدم فقیر با تیپ و کادو و لباس و قیافه خیلییی معمولی میان

    آدم فقیر صداش شنیده نمیشه

    آدم فقیر مراسمش هم خلوته

    آدم فقیر برای والدینش هم قابل احترام نیس، بچه اون خواهر یا داداشی که دارا هست رو بیشتر می‌خوان

    اما آدمای ثروتمند

    خانم و خانواده اش در اسایشن چون به محضی که بچه چیزی میخواد یا با منطق راضی میشه که الان برات اوکی نیس یا سریع مهیا میشه

    خانم در خانواده ثروتمند کمتر کار می‌کنه

    کلی وسایل الکترونیک تو خونه داره که با بهترین وسایل در کوتاه ترین زمان غذا مهیا میشه

    آدم فقیر خودش با کارت بانکیش می‌ره سفر گاها ساک لباسش هم نمیبره، چون تمام مایحتاج رو میخوره و نگران قیمت نیس

    آدم ثروتمند تو سفر از سفر و فضا لذت می‌بره نگران این نیس که کدوم رستوران برم که قیمت پایین باشه اصلا بذار خودم بخرم ببرم محل اقامت مون که بچه ها یه چیز گرانتر انتخاب نکن، اگر رفتن رستوران مدام درگیر این نیس که بچه ها چیزی انتخاب کنین که زیر فلان قیمت باشه

    آدم ثروتمند انقد دغدغه هایش بزرگ هست که گیر نده به تار موی همسر و مانتوی کوتاه دخترش

    آدم ثروتمند دسیپلین داره

    آدم ثروتمند بو خوب میده

    آدم ثروتمند دوندوناش براش اولویت داره

    آدم ثروتمند اعضای خانواده اش که مریض میشن می‌بره بهترین بیمارستان میگه چه کاری، چه دکتری، چه مبلغی نیازه تا خانواده ام سلامتیشون رو بدست بیارن و خیلی رها کارت میکشه

    آدم ثروتمند اعصابش آرومه

    آدم ثروتمند انقد داره که سالی چند بار می‌ره سفر، می‌ره جایی که دوست داره، جای جدید، صد در صد هزینه رو بعهده میگیره

    آدم ثروتمند خونه اش چند تا خواب داره، انقد برای خودش و روابط زناشویی اش احترام قایل هست که اتاق خواب مجزا برای خودش و همسرش،

    اتاق کار مجزا برای خلوت و کار خودش داشته باشه

    همه اتاقا سیستم سرمایشی و گرمایشی داره

    آدم ثروتمند دغدغه مهمون رو نداره، هر موقع مهمون بخواد بیاد سریع زنگ میزنه یکی میاد خونه رو تمیز میکنه، چندتا رو می‌فرسته خرید و چند نفر هم غذا آماده میکنن، اگه هم حوصله این پروسه رو نداشته باشه تا خدمه خونه رو تمیز کنه مهمون رو می‌بره بهترین هتل و تا غذا و چای و قهوه بخورن خونه هم تمیز میشه و همراه مهمون شیک و مجلسی مثل شاه وارد خونه میشه

    آدم ثروتمند گونی بپوشه میگن برنده

    پیاده بره سرکاری میگن از بس باکلاسه

    لاغر باشه میگن مد هست

    چاق باشه میگن ازبس داره

    کوتاه باشه بهش نمیکنم کوتوله میگن قدش به اندازه اس

    دراز باشه میگن ماشاا… به قدش

    فحش بده میگن بالاخره آدم تو عصبانیت همه چی میگه

    هنجار جامعه رو زیر پا بذاره میگن از بس قدرت داره

    با سرعت بالا بره میگن ماشین خارجیه دیگه

    با سرعت آروم بره میگن مراعات عابر پیاده رو می‌کنه

    حرف اشتباه بزنه میگن ما قبلاً اشتباه شنیده بودیم، ایشون درست میگه

    کتاب نخونه میگن اشباع شده از مطالعه، بخونه میگن از اثرات همین مطالعه است که انقد ثروت ساخته

    ….

    ثروت خوب است️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      Zahra گفته:
      مدت عضویت: 1564 روز

      سلام وقت بخیر

      دوست عزیزم چقدر کامل و زیبا نوشتی و با خواندن کامنت شما ناخوداگاه ذهنم یک باور مخرب رو در خود ذهنم شناسایی کرد و متوجه شدم من زبونی می گم که آره من ثروت رو می خام اما در پس ذهنم و در رفتارم و گفتارم نهفته هست و همین باعث این میشه که ثروت به‌راحتی سمت من نیاد

      آلبته یک سوال هم دارم اگر کسی بتونه جواب بده عالی

      من چند روز دیگه تولد پسرم هست و من و همسرم سعی کردیم که برای اون یک صندلی گیم اینگ در حد معمول که 7یا 8 میلیون هست بخریم چون صندلیش خراب شده و نیاز داره و ما گفتیم که آره این مدل صندلی می خریم و پسرم گفت که نه من صندلی با کیفیت تری میخام و بعد من گفتم که نه شما خیلی پرو شدید و همین صندلی خوبه و همسرم هم گفت آره من بیشتر از این هزینه نمی کنم و بعد مقایسه اش کردم با پسر برادرشوهر که وضعیت مالی‌شان خیلییی از ما بهتر هست خدا رو شکر و ثروتمند هستند و گفتم با اون ثروتشان روی میز وصندلی قدیمی درس می خونه و خیلی چیزهای دیگه و باورم این بود که بیش از این نیاز نیست و همین حد برای صندلیش خوبه و چون از نزدیک هم دیده بودیم خوب بود صندلی

      آما من نمی دونم آیا با اینکه همسرم می تونه صندلی راحتر و بهتر براش تهیه کنه آیا کار درستی هست که براش بخریم یا نه باید در همین حد براش کافیه

      با خواندن پیام شما باور مخربی رو پیدا کردم که آره باور به خرید راحت و لیاقت بهترین را برای خودم و فرزندانم ندارم و در حرف میگم اما وقتی پای خرید میاد وسط میگم نه همین قیمت مناسب خوبه و و به بچه هامون ناخواسته میگیم که باید هر چی رو با حساب کتاب بخرید و دو دو تا چهار تا و نه براحتی و لذت و حس خوب

      خدایا خودت کم‌کم کن که باور های خوب پیدا کنم و عالی و زیاد ازشون استفاده کتم تا بشه باورهای دوست در ناخود اگاهم🫡🫡🫡🫡🫡🫡

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      بهار گفته:
      مدت عضویت: 428 روز

      سلام.خدا قوت.واقعا تفاوت بین فقر وثروت رو زیبا بیان کردید خیلی عامیانه.خیلی ها این موضوعاتی که گفتید با گوشت وپوست واستخون درک کردن دیدن .شما اهرم رنج ولذت در مورد فقر وثروت رو نوشتید وبه من یاد دادید که اگر فقیر باشم آیندم این شکلیه واگر ثروتمند باشم این اتفاقات پیش رومه.وهر انسان عاقلی میره سراغ ثروت.تابهترین ها رو که خداوند براش در نظر گرفته به دست بیاره.متن شما خیلی انگیزه بخشه .از شما متشکرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    سیلاس گفته:
    مدت عضویت: 669 روز

    دیروز هدایت شدم به کامنت یک هم قبیله ای در عقل کل

    که نوشته بود؛

    چهل روز فقط چهل روز خودت رو بسپار به استاد

    ببین هرچی میگه رو بدون چون و چرا عملی کن

    تا از تمام اسارت ها آزاد بشی

    و من با خودم فکر کردم

    منی که بارهااااا چله ی یاسین و مزمل رو برداشتم و به برکتش گره از کارم باز شده

    گفتم چه فکر خوبی!!

    عجب هدایتی!

    مثل یه چله بهش نگاه میکنم

    و میشینم هر روز یه فایل رایگان رو گوش میدم

    و گفتم از فردا شروع میکنم و تا سی ام ماه بعد ادامه میدم

    و چون من بارهااااا از طرق مختلف مخصوصا از طریق تضادها به خواسته های مالی رسیدم

    و بارهای بار از خداوند راهنمایی خواستم در این زمینه

    که یه شرایطی فراهم کن که بتونم پول ساز باشم

    از قضا امروز از طریق کانال تلگرام

    نتیجه جناب محمد محمدی رو خوندم که در اون اشاره شده بود به این فایل

    اومدم تو وبسایت سرچ کردم و پیداش کردم و گوش کردم

    بارهای بار

    و

    استاد استاد استاد

    باز هم چه هدایتیییییییییییی!!!

    انگار همه چیز دست به دست هم داده

    که من این چهل روز

    روی باور های معیوب ثروت سازم کار کنم

    بی نهایت سپاسگزار خداوند مهربانم که جز خداوندی و رب بودن کار دیگری نمی داند

    دایما در حال هدایت خودم میبینمش

    دایما متوجه میشم که دستش تو کاره

    اگر من بهش اجازه بدم

    چقدر خوب که از این فایل بی نظیر شروع کردم

    شک ندارم

    شک ندارم

    شک ندارم

    کسانی که همه چیز رو به دست خداوند بسپارند

    در نهایت دست خداوند رو در همه چیز خواهند دید

    استاد شما به من ایمانی بی بدیل دادید که سمت خودم رو انجام بدم

    و آرام

    تسلیم

    جاری

    پذیرا

    مابقی ماجرا رو بسپارم بخدا

    من اصلا تا قبل از این از چنین چیزی اطلاع نداشتم

    اصلا نمیدونستم میشه به این قشنگی با خداوند معامله کرد

    استاد چقدر من سپاسگزارم برای حضور شما در زندگیم

    شما زندگی من رو پربار و دیدنی کردید

    به من آموختید

    که به چیزی که نمیبینم ایمان داشته باشم

    چیزی که قبل از آموزه های شما برای من کاملا مردود بود

    و میگفتم چه خیالات باطلی ….

    امروز دخترم کارتن میدید

    و من شاهد یک صحنه کوتاه بودم

    ««««««اینکه سه تا از شخصیت های کارتن کارآکاه بودن و باید فرد هدف رو شنود میکردن

    در لحظه ای که فکر کردن چطور میتونن این کارو انجام بدن

    یک پرنده مقابلشون ایستاد و اونا میکروفون رو به اون وصل کردن و اونم رفت سر میز سوژه نشست و به آسانی هدفشون رو شنود کردن»»»»»»»»

    منو به فکر فرو برد

    گفتم من تا قبل از عباس منشی شدن

    این جریانات رو در فیلم ها و کارتن ها جزو خیالات باطل میدونستم و می گفتم فیلم دیگه …..

    و در دنیای واقعی شانس هایی که به ندرت به افراد خاص رو میکنه

    اما الان با خودم میگم؛

    همینههههههههههههههه

    وقتی در توحید کامل باشی

    و وصل باشی به منبع به ذات

    دسترسی داری به قدرت بی پایان الهی

    اونوقت دنیا تورو ها میده به سمت خواسته هات

    به قول استاد عشششششششق؛

    موقعیت ها شرایط آدم هایی فراهم میشن که انگار اختصاصا ا‌ومدن کار تو رو راه بندازن

    به تو خدمت کنن

    مثل پرنده تو کارتن

    مأمور شد بیاد و حامل میکروفون بشه تا کار اون سه نفر انجام بشه

    ای من به قربانت مهررررررررررربان خدااااااا

    که همین عشق بازی های با تو هم برام کفایت میکنه

    حال من با حضور تو خوبه

    و طبق قانون

    قاعدتا نتیجه هم خوب میشه

    چون حال خوب و احساس خوب یعنی اتفاقات خوب

    سید حسییییییییییییییییییییییییین

    عباسمنششششششششششششش

    عاششششششششششششششقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    کیان مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3212 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته

    در رابطه با رابطه خداوند و ثروت دارم به این فکر میکنم که آدم فقیر چه خیری میتونه داشته باشه برای جامعه داشته باشه جز اینکه سرباری هست برای کشور،به قول ما ترکا آدم بی پول رو فقط مادرش دوست داره،ولی آدم ثروتمند با هر کاری که میکنه حتی تفریح داره به رشد جامعه کمک میکنه ،تصور کنید این آدم میره یه رستوران شیک و گرون قیمت

    از اون کشاورزش گرفته تا اون گارسونی که تو رستوران هست از این آدم نون میخورن،میتونه خیلی راحت به یتیم ها کمک کنه و کمک هم میکنه ،یه مصاحبه دیدم از یه کارآفرین موفق و ثروتمند که میگفت از وقتی که یه کاری خیری کردم بعد اون برکت اومد تو زندگیم، دست به خاک میزدم طلا میشد،چقدر این آدم پیش خدا عزیزه وقتی چند هزارتا بچه یتیم رو به سرپرستی گرفته ،خدا هم که اینقدر تو قرآن به این کار تاکید کرده ،ببین چقدر این آدم پیش خدا عزیز هست و خداوند عاشقانه دوسش داره،ولی مگه آدم فقیر میتونه بچه یتیم به سرپرستی بگیره ،جز این که بتونه بزور خرج خودشو در بیاره،صد درصد آدم ثروتمند به خداوند نزدیک تره ،حتی با تفریح کردنش هم داره ثواب جمع میکنه ،چقدر هم آدمای فروتن و خوش برخورد و خوبی هستن و آدم لذت میبره از هم صحبتی باهاشون،این آدما واقعا شاد هستن ،و اتفاقا خدارو هم خیلی قبول دارن ،وقتی آدم ثروتمند میشه تازه میتونه کلی کار خیر انجام بده،میتونه کلی مدرسه و بیمارستان بسازه ،میتونه نذری بده به نیازمندان،میتونه به یتیم ها کمک کنه ، با خانواده خودش خیلی خوش برخورده ،چون ریشه خیلی از اختلاف ها پوله، همیشه وقت داره تا با خدا راز و نیاز کنه، میتونه آدمارو خوشحال کنه با خریدن هدیه ،میتونه

    ولی آدم فقیر همیشه سرش پایینه ،عزت نفسش کمه ،بخواد هم از خدا حرف بزنه همه مسخره اش میکنن، ولی آدم ثروتمند وقتی درباره خدا صحبت میکنه صحبتاش نافذ تره و تاثیرش بیشتره رو آدما

    ممنون از توجهتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    Fakhri گفته:
    مدت عضویت: 1503 روز

    باتوصیف بهشتیان در قرآن راحت متوجه میشیم که پول دراوردن و ثروتمند بودن و ثروتمند ماندن مارو ب خدا نزدیک می کنه و ثروتمندها پاکدامن و پاکن

    سلام استاد عزیزم و سلام همه ی دوستان خوبم

    بزرگترین نعمت دنبا و آخرت طبق آیات قرآن ،رسیدن ب قرب الهی و نزدیک شدن و نزدیک ماندن ب خداوند هست

    قرب الهی فقط در صورتی رقم میخوره که توی بهشت باشیم

    توصیف بهشت در قرآن

    اولین ویژگی بهشتیها اینه

    آنها در قصرهایی که از الماس و طلا ی ناب خالص هست

    جامهای طلا و نقره خالص

    مرکبهای هموار و عالیترین

    در عالیترین طبقات که فردوس هست

    پاکدامن ،هستند و فقط خود رو برای همسرانشون عرضه میکنند یعنی متعهدن از نطر عاطفی

    سخنان پاک وپاکیزه میگن ب همدیگه

    با فرشته های بهشتی و بهشتیان هم نشینن

    فقط سلام و احترام و لذت می برن

    لباسهای اونها از جنس اعلی حریر زمرد و سبز هست

    انواع میوه ها رو میخورن

    خوارکشون شامل گوشت پرندگان لذیذ هست خوراکشون گوشته

    شراب ک مستی نداره ،شیرینتر از عسل سفیرتر از شیر هست میخورن

    و همواره بهشون خدمت میشه

    استاد خود این آیات داره ب ما کد میده

    تنها وقتی میتونم ب خدا نزدیک بشم و ب قرب الهی برسم که قصرهای طلا بخرم

    لباسهای عالی بپوشمو

    مرکبهای عالی که الان کمترینش بوگاتی هست بخرم داشته باشم

    خدم و حشم داشته باشم

    جام ها وظرف ظروفم از طلای ناب خالص باشه

    پاکدامن بودن،متعهد بودن ،محترم بودن،کلام پاک و پاکیزه مخصوص بهشتیهاست

    خب این نعمتها یعنی ثروت دیگه

    بهشتیها کسانی هستند که ثروتمندن و پاکی و تعهد و احترام و پاکدامنی و همسرهای هم سن و همیشه جوان بودن مخصوص ثروتمنداست

    پس ثروتمند شدن تنها راه نزدیکی ب خداست

    پس ثروتمندها بسیار پاکن و ب خدا نزدیکن

    برای اینکه من ب خدا نزدیک بشم تنها راهش ثروتمند شدنه تنها راهش اینه که پاک وپاکیزه ، قصرهای طلا در بهترین مکانها (فردوس )،جامهای طلا،ناب ، ماشنیها و مرکبهای مثل بوگاتی و…استون مارتین و… لباسهای حربر زمرد دین رو داشته باشم

    تنها راه نزدیک شدن و نزدیک ماندن ب خداوند داشتن این نعمتها ست و هم نشینی با ثروتمندان هم خونه شدن با ثروتمندهاست که بهشتین هم منو ب خداوند نزدیک میکنه

    انفاق ،کمک ب نیازمند،اباد کردن خونه ها و مساجد همهی این کارها برای رسیدن ب قرب الهی هست

    پس تنها راه نزدیکی ب خداوند و ماندن در نزد خداوند داشتن تمام این نعمتهاست برای داشتنش باید درامد و پول های میلیاردی دربیارم

    پس تنها راه رسیدن ب خداوند طبق گفته خودش داشتن درآمد ها و پولهای میلیاردیه هر روز و خریدن و داشتن و زندگی در قصرهای طلا و جامهای طلا و مرکبهای عالی و خوراک عالی و زندگی در عالینترین لوکیشنها و مکانها ست

    خود خداوند هم توی قرآن همینو میگه

    باید بهشت برای خودت بسازی تا ب من نزدیک بشی تنها راه قرب من ،اینه که پولهای میلیاردی دربیاری و بهترین هار و بخری بهشت رو بسازی واسه خودت

    تا به بالاترین نعمت که همانا نزدیکی و قرب من هست برسی

    چقدر قرآن مبین و آشکاره

    خدا تو جهنم نیست ،که پر از گرسنگی تشنگی ،هیولا،و اتش ، کینه حسرت و بدبختی ،آه ناله و گریه ،عذابه اینها همه ویژگی فقر هست

    و خداوند تو قران خودش گفته که جهنمیها ،یعنی فقرا از رحمت خدا بدورن

    و هر لحظه در عذابن

    پس من باید برای اینکه ب قرب الهی برسم که والاترین نعمته

    وقتی میرسم ب این نعمت والا ک نزدیکی ب خداونده

    ثروت مند بشم پولهای میلیاردی دربیارم

    پس تنها باوری که هست و حق هست و حقیقته این هست که من درآمدهای میلیاردی پولهای میلیاردی رو باید داشته باشم تا ب خدا نزدیک بشم

    تنها راه نزدیکی ب خداوند داشتن پولهای میلیاردی و خرید اون نعمتهاست

    اگر قراره انفاق کنم ،کمک کنم ،خونه اباد کنم مسجد اباد کنم خونه بسازم قصر بسازم فقط نیتم باید نزدیکی ب خدا باشه

    پس من اینکارو میکنم برای قرب الهی

    نه اینکه خدا ب من بده ک من کمک کنم ،یا مدرسه بسازم و …

    میگم من باید پول بسازم میلیاردی ،قصر بخرم واسه خودم

    و انفاق کنم تا ب خدا نزدیک بشم

    همه چیز از من شروع میشه

    من پولدار میشم تا ب خداوند نزدیک بشم

    من ب خاسته هام می رسم تا ب خدا نزدیک بشم

    من ادمهای بهشتی رو جذب زندگیم میکنم تاباهمنشینی بااینها ب خدا نزدیک بشم

    من پول میسازم تا بتونم انفاق کنم خونه مو اباد کنم ،مدرسه بسازم ،کمک کنم ب نیازمند تا ب خدا نزدیک بشم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    کوثر احسانی تبار گفته:
    مدت عضویت: 2108 روز

    سلام به همه دوستانم و استاد عزیز

    وقتی دیدم چرا من ورودی های مالی برای من ضعیفن،برگشتم و به رفتارام نگاه کردم یک سیری به گذشته کردم و دیدم من خیلی ادمی هستم که به شدت خرج میکنه و به شدت دنبال بخشیدن به دیگرانه،مخصوصا بخشیدن و دوست داره مهمونی بده و مهمون کنه و اگر نکنه ممکنه دیگران بهش بگن چقدر تو خسیسی،خوب فدای سرت بگن،ولی من بیشتر فهمیدم لایق پول نیستم و این باور رو بسازم که من لایق پول و نعمت های خداوند هستم.پول نعمت پاک خداوند هست من لایق این نعمت پاک الهی هستم.

    من وظیفم خدایی کردن نیس که به همه کمک کنم.یا ببخشم.اون خداست که بلده خدایی کردن رو.

    واقعا فقط با دیدن یک فایل چقدر دیدگاه ادم رو عوض میکنه.خدایا شکرت :))))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 4124 روز

    یادداشتی برای خودم:

    باسلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی و همه دانشجویان این سایت الهی

    وقتی داشتم این فایل رو گوش می‌کردم، یک لحظه به یک آگاهی خیلی مهم رسیدم. فهمیدم که من در اصل خودِ پول و ثروت رو می‌خوام، اما چیزی که سال‌ها مانع من شده، فقط و فقط «حرف مردم» بوده.

    همیشه یک ترس در ذهنم بود:

    اینکه اگر پولدار بشم، مردم چه فکری می‌کنن؟ نکنه بگن من از راه خدا و از مسیر درست منحرف شدم؟ نکنه فکر کنن که بی‌دین یا ناسالم شدم؟

    چون عزت نفسم پایین بوده، خیلی برایم مهم بوده که مردم من رو “آدم خوبی” بدونن. برای همین، ناخودآگاه جلوی ورود پول و ثروت به زندگیم رو می‌گرفتم، چون باور داشتم که اگر ثروتمند بشم، مردم من رو آدم بدی می‌بینن.

    از طرفی هم فرهنگ جامعه ما به شکلیه که معمولاً ثروتمند بودن رو با بی‌دینی یا بی‌صداقتی قاطی می‌کنن. همین باعث شده بود من به خاطر ترس از قضاوت دیگران، مدام خودم رو عقب بکشم، در حالی که با تمام وجود تلاش می‌کردم به پول و ثروت برسم.

    پس من اگه می‌خوام پولدار و ثروتمند شوم باید اول باید باورهای درست و الهی درباره‌ی ثروت رو در ذهنم بسازم، و در کنارش روی عزت نفسم عمیق کار کنم. چون وقتی خودم رو ارزشمند بدونم، دیگه مهم نیست مردم چه فکری می‌کنن؛ مهم اینه که من بدونم ثروت از طرف خدا نعمته و هدیه‌ایه برای رشد و خدمت.

    خداجونم کمکم کن تا صحبت‌های استاد عباس منش عزیز را بفهمم درک کنم و در زندگیم به آنها عمل کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    یه مدتی هست که دارم روی این فایل کار می کنم.

    ما همیشه توی خونمون ماشین لباسشویی دو قلو داشتیم که مامانم اول لباسارو می انداخت داخلش یه ربع می شست

    بعد می ایستاد  بالا سرش تا ابش تخلیه بشه،بعد دوباره اب رو باز می کرد تا پر بشه و لباسا رو اب بکشه حدودا 10 دقیقه ،بعد دوباره تخلیه دوباره باز کردن اب و ابکشی دوباره لباس ها

    بعدش تخلیه اب و انداختن تو خشک کن و تنظیم کردنش تا نیمه خشک بشه بعدش هم اویزون کردن روی طناب تا کامل خشک بشه.

    توی همه این مراحل مامانم باید بالای سر لباسشویی می ایستاد .

    ولی من که تازه عروسی کردم و لباسشویی تمام اتوماتیک دارم فقط یکبار لباس هارو می اندازم داخل ماشین یه دکمه می زنم تا یک ساعت بعد برم خشک شده اش رو در بیارم و استفاده کنیم

    هر موقع لباس هارو می اندازم داخل ماشین لباسشویی میگم خدایا شکرت چقدر زندگی راحته

    یعنی من با داشتن امکانات بیشتر ،اتفاقا شکر گزار تر می شوم و به خداوند نزدیک تر می شوم.

    درباره خونمون هم همینطور

    خونه بابام خیلی کوچیکه ولی خونه خودم خیلی بزرگه و خوشگله

    هر روز میگم خدایا شکرت خونه ام خیلی بزرگ و قشنگ

    پس داشتن امکانات بیشتر یا ثروت بیشتر منو سپاس گزار تر می کنه

    و من بیشتر به فرکانس خداوند نزدیک می شوم .

    بنابراین ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست .

    هر چقدر ثروتمند تر باشیم به خداوند نزدیک تریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای: