این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
همین اولِ متن یادِ این دعایِ قشنگ و پر معنایِ بابایِ نازنینم افتادم که توو جلساتشون میگفتن که:
خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم.دانشی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم.آاااااامین.
دقیقا توو این متنِ زیبا صدق و هماهنگی میکنه که ما تواناییِ کاملی در خلقِ زندگیِ دلخواهمون داریم (میتوانم تغییر دهم)
و ما از ایجادِ هر تغییری در زندگیِ دیگران، خواه در حهتِ مثبت و خواه در جهتِ منفی ناتوانیم (نمیتوانم تغییر دهم)
مریم جانِ عزیزم با خوندنِ این متنِ زیبا و آگاهی هایی که ازت گرفتم بیشتر دریافتم که چقدرررر این دنیا مثلِ یه آینه ی تمیز و بدونِ لک و شفاف عمل میکنه و دقیقا هر چیزی که هستیم رو نشون میده.دقیقا مثلِ یه آهن ربا که فقط هم جنسِ خودش رو جذب میکنه.ما مثلِ یه آهن ربا هستیم و هر چیزی که هم جنس با باورها و فرکانس هایِ ما باشه رو به خودمون جذب میکنیم.
خداوند یک سیستم است.چقدرررر زیبا درک کردی استادِ مهربونم.
واقعا یه همچنین خدایی سزاوارِ ستایش و ستودن است.
من از بچگی از اطرافیان و بقیه می شنیدم که میگفتن پیامبر و امامان و فلانی و فلانی ها پیشِ خدا آبرو دارن و ازشون بخوایم که برامون دعا کنن.اما الان میفهمم که خدا انقدررررر مهربونه که شایداصلا اجازه نده که پیامبر و امامان متوجهه خطایِ ما بشن و وقتیکه مستقیم از خودش بخوایم ما رو میبخشه و دستمون رو میگیره.استادِ عزیزم بابایِ نازنینم همیشه میگفت که بدونِ واسطه از خدا بخواین.میگفت که مگه شما خودتون نمیتونین واسه خودتون دعا کنین که دنبالِ واسطه هستین؟اونموقع نمیفهمیدیم و شاید فکر میکردیم که شیطان گولش زده که یه همچین حرفایی میزنه.اما الان متوجه میشیم که مدار چیه،فرکانس چیه و اینکه ما توو مدارِ اون نازنین نبودیم.خداروششششکر که الان آگاه شدیم.
استاد من همیشه می شنیدم که میگفتن وقتیکه یکی از دنیا میره براش دعا کنین تا امام حسین شبِ اولِ قبر بیاد و پیشِ خدا واسطه بشه تا اونو اذیت نکنن.هیچوقت اینو قبول نکردم و همیشه در موردش مقاومت داشتم.مثلا چطور میشه که یه آدمی کلی بدی کنه و با یه واسطه خدا از گناهانش بگذره.طبقِ همون آیه ای که شما گفتین که خدا به پیامبر فرمود: تو هر قدرررر که طلبِ آمرزش کنی اونها برنمیگردن و اون دنیا رو میخوان چیکار کنن.
استادِ جاااانم من قبل از اینکه با شما آشنا بشم از رویِ ترجمه هایی که از قرآن شنیده بودم و حرفهایِ معلمانم،همیشه فکر میکردم که خدا فقط آیه ی عذاب فرستاده و شکنجه گر و عصبانیه.همیشه ازش میترسیدم.اما الان به لطفِ الله و دستایِ مهربونِ شما هر روز دارم آگاهتر میشم. و خدا رو مهربان و توبه پذیر یافتم.خداروششششکر.
قبلا فکر میکردم که اگه مظلوم باشیم خدا ما رو دوست داره و اون دنیا جامون خوبه،اما الان متوجه شدم که خدا از کسی که بخواد بهش ترحم بشه نفرت داره.
الله اکبر.مغزم سوت کشید با این آیه که شیطان هم مسئولیتِ گناهِ بندگان رو گردن نمیگیره.
از خدا میخوام که همواره وعده و صداش رو در قلبمون بشنویم و هدایت بشیم به راهِ کسانی که خدا به آنها نعمت داده.آاااااااااآااامین.
سلام چقدر خوب و عالی اشاره کردین که خداوند هیچ گاه یا دعایی دیگران مارو خوب یا بد نمیکنه در واقع آرزوی حال خوب برای دیگران هم از حال خوب خود ما ساخته میشه پس به خودمان برمیگرده
و چه عالی کسی که خواستار ترحم دیگران باشه یعنی کافر شده و به غیر خدداروی آورده و قوانین اینه که باید فقط رو خودت و خدای خودت فرکانسهات کارشکنی اینجوری که جهان تورو به جاهای بهتر و انسانهای بهتر هدایت میکنه باید روی بزرگی خدا حساب کنیم نه روی سمت و مقام و سن دیگران اگر ترحم دیگران رو بخوام جهان ترحم و بیچارگی رو برامون به ارمغان میاره چون جهان بازتاب خواسته های ما پیرامون فراهم میکنه گاهی متوجه میشم و گاهی نه خداوند کمک کنه در مسیر توجه به زیباییها باشیم و زیباییها و پیشرفتهاشو برامون رقم بزنه مثل استاد عزیزم که دستی بزرگ در زندگیم هست
من این فایل رو حدود ۳ سال قبل دیدم. و در این مدت ۳ سال ب جرات میتونم بگم تماااام فایلهای دانلودی و آرشیو و هرررر چی ک تو سایت هست رو من بارها و بارها گوش کردم ولی تغیرات زیادی در زندگی من اتفاق نیافتاد(ک البته الان میدونم در حال ساختن فنداسیونی برای باورهای جدید بودم)
ولی ته قلبم میگفت ادامه بده و نا امید نشو…
الان ک حدود یک ماه هست ک (با دیدن فایلهای سریال زندگی در بهشت) ب این نتیجه رسیدم که باید متعهدانه تمرکز ب نکات مثبت داشته باشم و این کار ب ظاهر ساده ک فکر میکردم آدم مثبت اندیشی هستم ولی هرگز نبودم.
(تمرکز ب زیبایی ها و توجه ب جزعییات ) رو از خوانواده و محل کارم شروع کردم…
خیلی شیک و مجلسی دارم تغییر مدار خودم رو میبینم و چقدر حالم خوبه بابت این اتفاق ک سالها منتظر همچین حس و حالی بودم ولی هرگز تجربه اش نکرده بودم
چقدر همه چی برام زیبا شده
چقدر حال خوب در اطراف من ریخته ک سالها نمیدیم شون…
مثل تفاوت تلوزیون سیاه و سفید و تلوزیون رنگی زندگی منم داره رنگهای جدیدی ب خودش میگیره ک من ب لطف خدا و این سایت والبته پشتکار خودم در مداری هستم ک تغییرات ریز رو هم میتونم ب راحتی ببینم.
(چیزی ک در گذشته هرگز قادر ب درک و دیدنش نبودم) و همه چیز همیشه برام سیاه و سفید بود.
من از کودکی باور داشتم ک جهان ما هوشمند هست و مطمن بودم راز و رمزی هست ک من نمیدونم…
مادرم معلم قرآن هستش ولی هرگز در این سالها نتونست درکی رو فقط همین یک فایل ب من داده رو ب من و ب حتی ب خودش یاد بده.
دنبال این بودم ک این زندگیمو قربانی کنم برای اینکه اون دنیا مو بسازم…
استاد عزیزم من نمیدونم چقدر تلاش کردی و چقدر متعهدانه ذهنت رو کنترل کردی ک ن تنها ب این درکهای عمیق رسیدی، بلکه این آگاهی ها رو در جامعه خرافات زده ما بصورت عمومی با جرات(بدون ترس از قضاوت دیگران) منتشر کردی…
من حتی نمیتونم برای مادرم این حرفا رو توضیح بدم…
(ک البته الان دیگه شکر خدا عصلا تلاشی هم برای این کار نمیکنم)
ولی اطلاعات و و درک از آیات قرآن، در من بارها و بارها از مادرم ک سالها معلم و مربی قرآن بوده الان بیشتره(خدایا هزاران بار شکرت)
آون فایل مکالمه شما با آقا ابرحییم ک منو دگرگون کرد و چند درجه مدار منو تغییر داد(کاملا متوجه این تغییر مدار شدم و یک پرسنل عالی ک چند ماه بود دنبالش بودم، خودش منو پیدا کرد و اومد سرکار من ک نیازی ب توضیح بیشتری نیست خودت میدونی چی دارم میگم)
و حالا هم دوباره این فایل ک قبلا (حداقل دو بار) گوشش کردم و با این که کلی لذت بردم ولی تغییر زیادی در رفتار من ایجاد نشد. ولی الان در مداری هستم طوری وارد وجود من شد ک انگار من مخاطب خاص شما هستم و داری تو چشمای من نگاه میکنی و در گوش من میگی و این آگاهی ها رو در رگهای من تزریق میکنی….
چقدر بد بختی هامو از چشم دیگران میدیدم و ب جای تغییر دیدگاه خودم، واگذارشون میکردم ب خدا(بخاطر ایمان ب حق الناس)
و خوشحال بودم ک هرچی مردم حق منو بالا بکشن اون دنیا اعمال خوبشون مال من میشه و بهشت جای منه ….
معنی مستضعف بودن رو در اون دنیا چقدر قشنگ درک کردم… (اون دنیا هم ادامه فرکانس همین دنیاست)
(بهتره بگم ب این روش زندگی بدبختانه ن تنها اعتیاد پیدا کرده بودم بلکه ب بدبختی هام با غرور افتخار هم میکردم… )
و تصور نمیکرد حتی یک درصد هم ک روش تفکر منه ک این نتایج رو برام ایجاد میکنه…
بیشتر از ۱۰ بار قرآن رو برای یافتن راه نجات خونده بودم ولی دریغ از یافتن یک کوره راه… (مهر ب قلبم زده شده بود) بخاطر شرک و باورهای احمقانه و چرت و پرتی ک داشتم.فقط مواظب بودم کسی نفرینم نکنه یا چشمم نزنه… (من ک چندین شغل عوض کردم چندین شهر عوض کرده بودم حتی میخواستم دین و مذهب خودمو هم عوض کنم بلکه راه نجاتی پیدا کنم)
چقدر ب خودم ظلم کردم…
چقدر سعی کردم دیگران رو تغییر بدم (ک در حقیقت بجای بیرون از خودم فقط باید زاویه دید خودم رو تغییر میدادم)
نمیدونم چی بگم
چطوری بیان کنم ک
این جملات بلکه بتونه ب درد کسی بخوره
ولی مطمنم ک فرکانس کلام منو دریافت میکنید
استاد عزیزم بهت تبریک میگم بخاطر راهی ک رفتی و درک عمیقی ک یافتی و هموار کردی برای من و امثال منه خسته از راهای بیراه رفته…
خدا رو در وجودم یافتم
قدرت خودم رو(ک خداوند ب همه عطا کرده) و رو درک کردم
با خودم و با همه جهان در صلح قرار گرفتم(ساعتها با فرزندانم صحبت میکنم و با دقت و و در آرامش و بدون بحث های علکی ب حرفای من گوش میدن) خدایا شکر
معنی ظلم ب خود رو به عمیقا درک کردم…
دقیقا میفهمم ک در مدار دریافت نامحدود نعمت و ثروت قرار گرفتم… (هنوز خبری از اتفاقات عجیب و قریب از (نظر دیگران) نیست ولی من دقیقا میدونم ک در چ مداری هستم)
ذوق مرگ نشم صلواط…
باورهای توحیدی در من جوانه زده و در حال رشد هست.
حالم خیلی عالیه و زندگی برام خیلی خیلی لذت بخش تر شده….
و الان خودم رو لایق بهترین نعمتها و ثروتها میدونم(و مثل گذشته ک نعمتی ب من داده میشد اونقدر دنبال علتش بودم ک چرا ب من داده شده؟؟؟؟
تا اون نعمت ک با سختی بدستم رسیده بود ب راحتی از دستم میرفت و هیچ چیزی لذت طولانی مدت برام نداشت.(تا اونوقت ذهنم اروم میشد)
حرف زیاده و نمیخوام صحبتم طولانی بشه…
فقط خواستم یک خدا قوت اساسی بهت بگم و
اعلام کنم زحماتت حرووم نشده و من اعلام میکنم زندگی من با آموزه های سایت شما (فقط فایلهای رایگان مخصوصا زندگی در بهشت و سفر ب دور آمریکا) و البته ایمان ب اینکه هدایتی هست و در سخت ترین شرایط هم شک نکردم و ادامه دادم ب گوش کردن همیشگی فایلها حتی در خواب و بیداری و روز و شب هر جا و همیشه و همیشه و حتی همین الان ک دارم کامنت مینویسم فایل صوتی همین فایل داره دوباره پخش میشه….
این سند رو برای رد پا از خودم نوشتم تا روزی ک در قله های موفقیت هستم بیام بخونم و حال کنم.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان ارزشمندم
اول بگم استاد، خوشم میاد در مورد ریزترین مواردی که تو ذهنم جا خوش کرده بود و از به دنبال جواب بودنشون منصرف شده بودم جواب دارین .
یکی از مواردی که همیشه برام یه احساس گناه ایجاد میکرد همین دعا کردن بود .
می گفتم خدایا دعا کردن اینطور که دیگران لغلغه ی زبانشونه که نمیتونه دعای واقعی باشه ،وقتی برای سفر حج میرفتم هر کسی میومد بوس و خداحافظی و درآغوش کشیدن و میگفت التماس دعا …و من با یه کوله بار احساس گناه از اینکه نه بلدم و نه قبولش دارم راهی شدم . مثل اینه که یه اصلی رو که همه قبول دارن تو قبول نداری و بابتش احساس گناه میکردم و چقدر زیبا جوابم دادی استاد ممنونتونم و منطقم با شنیدنش صددرصد قبولش کرد .آخه اگر به قول شما آدمها خودشون برای اصلاح و پیشرفتشون و یا امرزششون تلاش و دعا نکنند چطور با دعای دیگران این انتظار رو دارند، آخه با عدالت خدا در تناقضه .الان دارم عادل بودن خدا رو در تک تک فایلاتون میبینم و این باور و عقیده رو دوست دارم .هر کس تو مدارش باشه اصلا نیازی به دعا نداره هر کسی خودش زندگی شو می سازه.دعا هم که میکنیم در اصل برای خودمونه و نتیجه اش به مامیرسه.
با همین عقیده و منطقی که دارین دوست دار تفسیر قرآنتون شدم .چقدر با منطق من در هماهنگیه.به قول شما میشه خدا یک کتاب که ما قبولش داریم رو برامون فرستاده باشه و ما بخوایم برای فهمش کسی بیاد و تفسیرش کنه.
من قبلا سراغ قرآن رفتم ولی یه ایراد داشتم که الان میفهمم که در کامنتهای قبلم هم گفتم من برای اثبات اون چیزهایی که قبلا شنیده بودم به سراغش رفتم و گمراه و سردر گم بر می گشتم. ولی الان میدونم برای کشف و درک قرآن بدون هیچ پیش داوری و شنیده ای باید به سمتش بری و الان دارم ذهنم رو خالی میکنم از باورها و شنیده هایی که داشتم و آماده شدم برای یه سفر در بطن قرآن.
چقدر زیبا، اون حائل که در قران اومده از دیدگاه قانون جذب همون مدارهایی است که آدم ها در اون قرار گرفتن برای من فوق العاده بود این معنی چون خیلی هماهنگه با اون چیزی که الان درکش میکنم .
در مورد حق الناس ،همون اختیار تمام و کمال که خدا داده رو برام یادآوری میشه و اینکه چقدر زیبا به وعده اش عمل میکنه بدون استثنا .کسی نمیتونه به دیگری ظلم کنه در اصل به خودش ظلم کرده و این هم برام عالی بود .
وقتی از طریق قانون جذب تفسیر کنیم دیگه تناقضی پیدا نمیشه در عدل خدا ،در اختیار انسان، در قدرت انسان ….
تک تک جملات بوی توحید داره ایمان مطلق داشتن رو بیان میکنه .
در مورد حضرت موسی که کسی رو کشته حتی میگه به خودم ستم کردم. کسی نمیتونه دیگری رو بدبخت کنه و در سرنوشت دیگری تاثیر بزاره .مگه این قدرت رو خودت به دیگران بدی با باور های اشتباه.
چقدر آگاهی و چقدر منطق عالیییییی.
مستضعفین رو میگه اجازه دادین بهتون ستم بشه در نتیجه ی دوزخ براتون بدتر خواهد بود چرا که این شرایط نتیجه ی بی ایمانیتونه .
چقدر زیبا توصیه میکنید استاد، به فکر کردن این همون سرچشمه است، اگه منتظر اون چه شما پیدا کردین باشیم یعنی راهی رو قبلا می رفتیم رو دوباره تکرار میکنیم.این یاد دادن ماهیگیری به جای ماهی دادن و وابسته کردنمونه.
فقط تفکر و تفکر کردن و با علم به حقیقت رسیدن و در علم رسوخ کردن راهیه که باید در پیش بگیریم .
چقدر زیبا در مورد این مورد که شیطان قدرتی نداره این ما هستیم که بهش قدرت میدیم و این ما هستیم کلا به دیگران قدرت میدیم که در زندگی ما تاثیر بزارن توضیح دادین.
در مورد هر آیه که توضیح میدین چه سوال هایی رو که پاسخ دادین.همون سوال های ریزی که کنار هم یه پیچ بزرگ در زندگیم درست کرده بود .
خداوند رو شاکرم در این مسیر با عشق قدم بر می دارم .
استاد عزیز برای پیش قدم بودنتون تحسینتون میکنم و برای ارائه ی دانسته هاتون سپاس گذارم البته غیر از این نمی تونست باشه این مسیر رسالتتونه.
از زمانی که یادم میاد ، مامانم یک حرکت بسیار منزجر کننده بلد بود که مدام برام تکرارش میکرد
با دستش به آرومی به پیشانی خودش میزد و خطاب به من میگفت:
به قول بی بی : پیشونی پیشونی کجا میشونی ؟
این کار و زمانی انجام میداد که از من خطایی دیده بود و با این کارش میخواست به من بفهمونه که من بی ارزش و بی لیاقتم و جهنم جایگاه منه
این باور در من نهادینه شد و سالها این گاریه پیاز گندیده رو بر روی کمرم با خودم حمل کردم
عزت نفسی نبود که بخواد رشدی باشه
شخصیتی نبود که بخواد حرفی برای گفتن داشته باشه
به طوری مظلوم واقع شده بودم که خواهر و برادرها و حتی همسر سابقم هم به تبعیت از مادرم به من که مظلوم شده بودم ، به شکلهای مختلف ظلم میکردند
کم کم خستگی اومد سراغم و دیگه نایی باقی نموند و در این بین سه قلوها دنیا اومدن و خیلی شیک و مجلسی پدرشون ما رو ترک کرد .
دیگه به جایی رسیده بودم که باید تغییر میکردم
یادمه اولین کاری که انجام دادم چادرم و گذاشتم کنار ، میخواستم ببینم آیا واقعا خدای جلادی که اینا میگن ، منتظره تا واسه دو تا تار مو منو سلاخی کنه ؟
دیدم نه بابا خبری نیست
جسارتم بیشتر شد و کم کم تونستم در برابر حرف و حدیث های خانواده ، نقش یک انسان کر رو بازی کنم
به مرور متوجه شدم اینقدر من براشون بدبخت جلوه کردم که این ظلمهای زبانی و فیزیکی داره به سه قلوها سرایت میکنه
اینجا بود که بعد از کلی جلسه که با خودم و خدای درونم گذاشتم و توانایی هام و از زیر خروارها خاک بیرون کشیدم و ترو تمیزشون کردم و خدایی رو به یاد آوردم که باز هم مهربانیش غالب بود و بارها و بارها کمکم کرده بود
دیگه وقتش رسیده بود که سینه ام رو ستبر کنم و در برابرشان بایستم
دیگه ترس برام معنایی نداشت
هیچ ترسی
هیچ
مهاجرت آخرین راهی بود که به ذهنم میرسید و تنها دلیل قانع کننده ای که برای خودم می آوردم ، این آیه ی قرآن بود
استاد خوبم ممنون ازتون بابت این درس های فوق العاده
وای استاد چقدر حال کردم وقتی ایه هایی گفتین که داشت میگفت قران اینقدر شفاف داره باهامون حرف میزنه
چقدر دلم خواست قران رو شروع کنم
چقدر به دلم نشست وقتی خدا گفته من به کسی ظلم نمیکنم خودتون دارین به خودتون ظلم میکنین
کلا از بچگی از خدا برامون ی دشمن فرضی ساخته بودن
که خدا چهار چشمی نشسته ما ی کاری خلاف فرهنگ خانواده انجام بدیم سه سوته چنان مارو بسوزونه که جزغاله بشیم
بچگی هام نزدیک خونمون ی جوب آب بود و من که کلا همیشه زیادی پسر بودم با دختر خاله هام و دختر همسایه میرفتیم اب تنی البته اونم بالباس
اما همیشه می اومدم خونه بعد از اینکه ی کتک حسابی نوش جان میکردم تازه میرسیدم به اینکه چون دیگران دیدن من اونجا اب تنی میکنم خدا منو میبره جهنم و آتیش میزنه و هر بار هر اتفاقی که برام می افتاد به خاطر اینکه رفتم ابتنی خدا دوسم نداره و باعث شده مثلا بخورم زمین
اوووه از این خرافات و چرندیات اینقدرا به خورد من یکی دادن که خدا دوسم نداره و داره هی بلا سرم میاره
هیچوقت اهل حجاب چادر نبودم اگه مثلا حتی ی واحد درسی نمیتونستم درست انتخاب واحد کنم به این علت بود که خدا دوسم نداره
همیشه ی دختر سرتقی بودم و خیلی این حرفا بهایی برام نداشت
تا اینکه دیدم منی که خدا دوستم نداره تنها شخص موفق فامیلم و تمام اقوام من که مذهبی هر ماه هزاران روضه و گریه زاری دارن هر روز از ی جاشون ی توموری میزنه بیرون
منی که خدا دوسم نداشت در طول سال نهایت ی بار سرما بخورم در حد ی روز
تمام اقوام مذهبی من دیگه جایی که نرفتن دکتر و عمل نکردن ندارن
منی که دختر بده فامیل بودم زیباترین دختر فامیلم اما مابقی چادری و مذهبی ها هر روز دارن ی عمل زیبایی انجام میدن
خودمم نمیدونستم کجام و چه هدفی دارم
تا اینکه با این سایت کم کم رشد کردم و مدت کوتاهی ست فهمیدم ای دل غافل چقدر خدا دوستم داره
چقدر خدا هر روز از هزاران طریق عشقشو بهم ثابت میکنه
به هر کجای زندگیم که نگاه میکنم فقط خدا داشته عشقشو بهم ثابت میکرده
وقتی امروز صبح چشامو باز کردم و طلوع افتابو دیدم قلبم شده بود اندازه کوه که خدایا هزاران بار شکرت کع اینقدر دوستم داری که امروز هم فرصت زندگی کردن بهم دادی
به کارم به درامدم به ماشینم به حال خوبم به آرامشم به جای جای زندگیم که فکر میکنم فقط ردپای عشق خدا نسبت به منه
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بار شکرت
و من این عشق خدا این ارامش این درک از جهان رو با تک تک سلول های بدنم مدیون استادی هستم که اینقدر عاشقانه مکتب الهی راه انداخته
سلام ساناز جان دوست هم فرکانسی من چقدر لذت بردم از خوندن کامنتون و چقدر حس نابتون نصبت به خداوند درک کردم وتحسینتون میکنم برای این حس عالی
یه حرفتون منو تو فکر برد و برا خودمم جالب بود خودمم ابدا تا جایی که یادمه ادم مذهبی نبودم قبلنها همش بهخودم میگفتم من نه قران میخونم البته الان با اگاهی میخونم و کیف هم میکنم نه تومراسم عزاداری اینا شرکت نمیکنم تو دلم میگفتم اخ اخ جام ته جهنمه البته این افکار قبل اشنایی با استاد بود
این حرفتون
تا اینکه دیدم منی که خدا دوستم نداره تنها شخص موفق فامیلم و تمام اقوام من که مذهبی هر ماه هزاران روضه و گریه زاری دارن هر روز از ی جاشون ی توموری میزنه بیرون
منی که خدا دوسم نداشت در طول سال نهایت ی بار سرما بخورم در حد ی روز
و الان به حرفتون توجه کردم من اصلا مریض نمیشم اگه هم بشم مثل شما یه روز در حد سرما خوردگی و میبینم اونهایی که دم از مذهب میزنن عزادری روزه اینا همش مریض هستن و خدارو شکر میکنم وسپاسگزارم ازتون که به این نکته اشاره کردید و منو سپاسگزارتر کردید
سلام دوست هم فرکانسی من چقدر لذت بردم از خوندن کامنتون و چقدر حس نابتون نصبت به خداوند درک کردم وتحسینتون میکنم برای این حس عالی
یه حرفتون منو تو فکر برد و برا خودمم جالب بود خودمم ابدا تا جایی که یادمه ادم مذهبی نبودم قبلنها همش بهخودم میگفتم من نه قران میخونم البته الان با اگاهی میخونم و کیف هم میکنم نه تومراسم عزاداری اینا شرکت نمیکنم تو دلم میگفتم اخ اخ جام ته جهنمه البته این افکار قبل اشنایی با استاد بود
این حرفتون
تا اینکه دیدم منی که خدا دوستم نداره تنها شخص موفق فامیلم و تمام اقوام من که مذهبی هر ماه هزاران روضه و گریه زاری دارن هر روز از ی جاشون ی توموری میزنه بیرون
منی که خدا دوسم نداشت در طول سال نهایت ی بار سرما بخورم در حد ی روز
و الان به حرفتون توجه کردم من اصلا مریض نمیشم اگه هم بشم مثل شما یه روز در حد سرما خوردگی و میبینم اونهایی که دم از مذهب میزنن عزادری روزه اینا همش مریض هستن و خدارو شکر میکنم وسپاسگزارم ازتون که به این نکته اشاره کردید و منو سپاسگزارتر کردید
و تمام اتفاقات زندگیمون و تمام افرادی که وارد زندگیمون میشن بازتاب احساسات درونی خودِ ما هستن
برای تجربه اتفاقات خوب راهی جز حفظ مداوم حالِ خوب وجود نداره
و هر چه شدت حال خوب ما بزرگتر باشه شدت اتفاقات خوبی که برامون رخ میده هم بزرگتر و بیشتر هست
و برعکس هرچقدر احساسات بد و منفی شدید تری رو تجربه کنیم, شدت اتفاقات بد و ناگوار هم بزرگتر و بیشتر میشه
و وقتی احساسات منفی مثل خشم و غم و ترس و حسرت و حسادت و تکبر و طمع و … رو تجربه کنیم
در روند اتفاقات بد پی در پی قرار میگیریم
حتی یه ذره احساس بد
اتفاقات بد بزرگی رو در پی داره
حتی پُرخوری و یا غذایی که حال ما رو بد کنه (مثل چای و قند و شکر و شیرینی و روغن های مصنوعی) که باعث تپش قلب و اضطراب میشه, باعث رخ دادن اتفاقات بد میشن
یا دیدن عکس و فیلمی که حال ما رو بد کنه (که 95 درصد فیلم ها همینطور هستن)
یا گشت زنی در فضای مجازی و دیدن نعمت های دیگران که حال ما رو بد میکنه یا نشست و برخواست و معاشرت با افراد ناشُکر و افرادی که توی غم و ترس و خشم بسر می برن
یا دیدن برنامه هایی که حال افراد توش بد هست, ما رو در مسیر اتفاقات بد و ناکامی های پی در پی قرار میده
و وقتی حتی یه ذره حالمون بد باشه هر چقدر خدا رو صدا بزنیم جوابی نمیشنویم و کمکی دریافت نمی کنیم
تا وقتی که از اون کاری که حالمون رو بد کرده دست برداریم و نیت کنیم دیگه هرگز اون کارو انجام ندیم
برای رسیدن به موفقیت های بزرگ راهی جز کنترل لحظه به لحظه احساسات و حفظ حال خوب وجود نداره
و هر چقدر بتونیم بیشتر در طول روز حال مون رو خوب نگه داریم و به روز بعد منتقل کنیم اون حال خوب بزرگتر و بزرگتر میشه و شدت اتفاقات خوب و جذب های زندگیمون هم بزرگتر میشه
یکی از بزرگترین و مؤثر ترین راههای خوب کردن حال, خوشحال کردن دیگران, نماز اول وقت, توبه و نیت ترک گناه هست (گناه به معنی نیت و قصد ناراحت کردن خود و دیگران)
و اگه نیت گناه و قصد تخریب خود و دیگران رو داشته باشیم همیشه گنجشک روزی و کم برخوردار هستیم و جذب های بزرگ رو تجربه نمی کنیم
و با داشتن نیت های منفی, نیت تخریب و حال بد, هر چقدر داد بزنیم خدا صدا مون رو نمیشنوه و از اتفاقات بد خلاص نمیشیم
امیدوارم هر کجا که هستی سراسر زندگیت رو اتفاقات خوب و بی نظیر پر کرده باشه و روز به روز نگاهت به زندگی مثل این پیامت عمیق و کاربردی و راهگشا باشه.
علی جان کامنتت رو که خوندم انگار فقط برای این لحظات من نوشته بودی که یعنی این جملات از جایی در فکر و قلمت جاری شده که از انرژی خالص و ناب تشکیل شده و به همین خاطر هست که تونسته اینقدر تاثیر گذار باشه و مطمئنا خیلی از افراد دیگه مثل من هم با این پیامت ارتباط خاصی رو برقرار کردند.
کمی هم به حاشیه بپردازم این که بعد از خوندن پیامت دیدم فقط 2 تا لایک خورده که واقعا شگفت زده شدم که چرا این پیام به این مهمی درک نشده و کسی باهاش ارتباط برقرار نکرده تا اینکه دیدم خانم شایسته این کامنت شما رو لایک کرده که با دیدن لایک ایشون هم به شما هم به من و دیگران اثبات کرد که این کامنت حاوی مطالب مهم و فوق العاده ای هست که امیدوار م در مورد خودم بتونم به این الهامات الهی عمل کنم و جریانی از نعمت و فراوانی رو به زندگیم جاری کنم.
بنام خدای که توانایی خلق زندگی ام رو به من داده و من میتوانم فقط خودم رو تغییر بدم وبه مدار درست بروم
عذاب وجدان که همان احساس گناه هست یک چیز تعریف شده هست که جامعه بوجود آورده اگر ما فرهنگهای مختلف رو بشناسیم متوجه میشویم فرهنگ هر ملت با ملت دیگر فرق دارد مثلا ما غذای کله پاچه جز غذاهای مرسوم ما هست وازخوردن ان لذت میبریم درحالی که برای یک ملت فاجعه آور هست که سر گوسفند رو ببرند وبخورند
یا یک عده غذاشان سوسک کرم و لاک پشت هست و یک غذای لوکس هست براشون
اما برای ما حال بهم زدن هست
ما باید بپذیریم که توانایی تغییر هیچ کسی رو نداریم جز خودمون ما نه میتوانیم درجهت خیر ونه میتوانیم درجهت شر به افراد کمک کنیم
یک مادر شب وروز داره گریه میکنه به درگاه خداوند که فرزند محتاطش ترک کنه میبینم اگر در ۹۹درصد این اتفاق بیفته دعای مادر کاری نکرده بلکه خوده فرزند خواسته تا ترک کنه
من نمیتونم به هیچ کس کمک کنم من فقط میتوانم به خودم کمک کنم چون من توانایی تغییر سرنوشت خودم رو دارم
حتی اونهایی که از لحاظ فیزیکی نزدیک به من هستند تا خودشون نخواهند من نمیتوانم اونها رو تغییر بدم
دوستان جهان به این شکل عمل میکنه من میام به اون موضوعی که علاقه دارم کار میکنم روی خودم و خداوند افراد وادمهای که دنبال موضوعی که من دارم کار میکنم رو وارد مدار میکنه من لازم نیست کار خاصی بکنم جهان این کار رو انجام میده تا وقتی من دارم درمورد قوانین صبحت میکنم وتوی این مدار هستم افراد وارد مدار میشوند اما همینک من یا شما از مدار خارج بشیم دیگر ما همدیگر رو نمیبینیم
برای من مقرض هست این که
اگر من احساس گناه داشته باشم من ایمان دارم من یقین دارم که برای من اتفاقات بدی میفته بلا از درودیوار وارد زندگی ام میشه مغزم شروع میکنه به آلارم دادند
حالا من میام با تغییر زاویه احساسم رو خوب میکنم با خودم میگم من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم احساس بد مساوی هست با اتفاقات بد من فقط توانایی تغییر خودم رو دارم سریع حالم رو خوب میکنم
خداوند توی قرآن میگه :
ما حتمن شماروازمایش میکنیم با ازدست دادن مال تون جانتون گرسنگی تشنگی
کسانی که مورد هدایت قرار گرفتند صبر میکنند میگویند ما از خدا هستیم وب سوی او برمیگردیم و اینها همان صابرین هستند همان کسانی که درمداردرست قرار گرفتند و خداوند
بر آنها دورد ورحمت میفرسته
پس ما نتیجه میگیریم که توانایی تغییر هیچ کسی رو نداریم ما نمیتوانیم به کسی کمک کنیم نه درجهت خیر ونه درجهت شر تا اینکه اون طرف خودش بخواهد
حالا اینودرک میکنم که استاد چقدر میگفت فقط روی خودتون کار کنید اما من این مدت فقط داشتم ورور میکردم برای دیگران تا اونها رو تغییر بدم وبه اونها کمک بورزم و چقدر شرک داشتم من فقط میتونم زندگی خودم رو تغییر بدم حتی به همسر وفرزندم هم نمیتونم کمک کنم اونها باید خودشون بخواند
احساس گناه از خودارزشی میاد و لیاقت رو از ادم می گیر ه
پس یاد گرفتم هروقت عذاب وجدان دارم یعنی احساس گناه دارم و دارم ازهمه چیز دور میشم وبه خودم ستم میکنم درواقع من نمیتوانم به دیگران ستم کنم من فقط میتونم زندگی خودم رو نابود یا خوشبخت کنم
من با بی ایمانی با ترسم با خشمم با ناراحتی با افسردگی دارم بخودم ظلم میکنم فکر نکنم با این کارها دارم به اطرافیان ظلم میکنم وبا این کارها بلا سرشون میاد نه من فقط دارم خودم رو نابود میکنم
قضاوت کردن غیبت کردن درمورد دیگران بازهم دارم خودم رو نابود میکنم
من اگر بخوام فردی رو تخریب کنم باز هم خودم رو تخریب میکنم این یک قانون هست
نگاه کن داری چه فرکانس به جهان میدی جهان اون فرکانس رو مانند آینه دریافت میکنه وبه تو بر میگردونه
اگر داری شکایت میکنی غر غر میکنی از همون برات میفرسته
ما هیچ وقت نمیتونیم به کسی ظلم کنیم اگر اون فرد در مدار درست باشه ظلم ما باعث رشد وپیشرفت موفقیت اون فرد میشه
حق الناس در قرآن وجود ندارد حق الناس این نیست که تو بتونی حق کسی رو بگیری و بهش ستم کنی درواقع تو داری با این کار به خودت ظلم میکنی
تو با کشتن یک نفر فکر نکن که زندگی اون طرف رو نابود کردی بدبختشون کردی تو فقط خودت رو نابود کردی خودت رو بدبخت کردی
تو نمی تونی زندگی یک نفر رو نابود کنی یا ازبین ببری این فقط توی فیلمها هست
توی واقعیت اصلا اینطوری نیست ما اگر کار خطای میکنیم درواقع به خودمون ستم میکنیم خودمون توی مدار بلا قرار میدهیم
آیه قرآن:
ما در زمین زار وزبون بودیم ما مستضعف بودیم ما بدبخت بودیم به ما ظلم شده
فرشتگان میگویند مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت میکردید پس جایگاه شما دوزخ هست
تو رفتی جایی که بلا هست بیماری هست فقر هست به تو ستم میشه بلندشو حرکت کن خودت رو تغییر بده افکاروباورهات روتغییر بده اون وقت وارد مداری میشی که ارامش نعمت سلامتی وثروت هست
هرچقدر ما فرکانس رو بهتر درک کنیم کوانتوم فیزیک رو بهتر میفهمیم
تو فقط میتونی با افکار وباورهات به خودت ظلم کنی کسی دیگه نمیتونه به تو ظلم کنه فرزندت همسرت ریست جامعه مردم
اینها نمیتوانند تو زندگی تو تاثیر بگذارند اگر تو قبول نداشته باشی وا گربه این باور داشته باشی که تنها قدرت جهان رب هست و اون رو باور کنی وتسلیم بشی اون وقت همه چیز برات حل میشه راهها باز میشه دیگران از زندگیت حذف می شند
وای خدای من چه مطالب گوهر باری من مسئول زندگی خودم هستم من توانایی تغییر سرنوشت هیچ کسی رو ندارم من میتونم به خودم ظلم کنم با داد زدنم با عصبانیتم با پرخاشگری با بدوبیراه گفتن با غر غر کردن با بدگویی پشت سر دیگران باغیبت کردنم من دارم خودم رو از موفقیت وپیشرفت دور میکنم
در لحظه ای که شروع میکنی به دیگران عشق بورزی داری خودت رو شکوفا میکنی داری خودت رو موفق میکنی
اما در لحظه ای که شروع میکنی به کینه دشمنی غیبت داری خودت رو از موفقیت دور میکنی و ازهمه چیزهای که میخواهی دور میشوی این خاصیت جهان هست چون جهان داره به صورت سیستم عمل میکنه
استاد چیزهای رو درک کردم که این سالها اصلا متوجه نبودم و هر لحظه که میخواهم داد بزنم عصبانی بشم غیبت کنم نفرت داشته باشم میگم مریم تو با این کار داری به خودت ظلم میکنی و داری خودت رو ازخوشبختی دور میکنی ظلم تو هرگز به اون طرف ضرر نمیرسونه بلکه به خودت داری آسیب میزنی
الله اکبر که تا حالا اینها رو درک نکردم ولی الان متوجه میشوم که من یک خالق هستم و خودم دارم زندگی ام رو خلق میکنم با افکار وباورهام
واقعا پای این فایل کامنت گذاشتن الان واسم سنگین به نظر میرسه…
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
استادجان ممنونم برای همه سر نخ هایی که دادی…
یادمه اون روزای اولی که تو سایت میچرخیدم جدای از شوک شنیدن فایل های توحید عملی، میدیم دوستان بین نوشته هاشون از ایه های قران استفاده کردن و گاهی ربط میدادن بحثشونو به قران و من واقعا تحسینشون کردم و از ته دددلم خواستم بشم یکی مثه اونا ، بشم یکی مثه روح سیدحسین عباسمنش.
خداروشکر چند مدتیه گذشته…الان به خودم اومدم میبینم هم رنگ شدم…
بااینکه واقعا از عربی هیچی نمیفهمیدم و ارتباطو مطالعه قرانمم زیر صفر بود
اونی که بخاد کاری رو انجام بده راهشو پیدا میکنه اونی که نخاد بهانشو …
واقعا ماجرای بز پرادایس درس ها بهم داد!
خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که منو در رحمتی بیش از پیش داخل میکنی … واقعا ابزار خوب نعمت بزرگیه … خدایا شکرت برای اینترنت…برای موبایل و همه نعمت هایی که هر روز بیشتر و بیشترش میکنی
/
شک مقدمه ایمانه و ابراهیم الگو یکتاپرستان مشرک بودبه ماه و ستاره و خورشید و سایر بت ها و موحد به یک رب.
پیش از هر چیز چقدر سیستمی بودن عملکرد جهان داره تو وجودم موج میزنه… با هیچکی شوخی نداره… هرکسی نتیجه اعمال خودش…
استادجان چند دقیقه پیش علاوه بر این فایل لایو شماره نوزدهم رو دیدم
راستش ازت ترسیدم و فک کردم چقدددر ازتون دورم
پیش ازین شما توی مخیلاتم همش بگو و بخند و ولش کن و سخت نگیر چون سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش بودین
اما توی این اجرا با یک جدیدیتی که به خودم گفتم هوووی مهدی چهارزانو بشین!
)کنایه از احترام گذاشتن و معذب بودن(
تو این لایو برخلاف اجراهای قبلی خیلی زمان کمی رو اختصاص دادین به صحبت های کاربرای انلاین و مثه یه مسلسل جملات رگباری از حنجرتون شلیک میشد به پیکره شرک آلودم!
و یک بار دیگه یادم اومد حرفتونو که گفتین این من نیستم که صحبت میکنم ، اعتبار این دیالوگ ها برمیگیرده به رب العالمین …
راستی یادم باشه در مورد توت فرنگی یه خاطره کوچولو بگم خیلی تامیم میشه دادش به صحبتاتون
///////////
از جمله جرقه ها و سرنخ هایی که بعد گوش کردن این فایل پی شو گرفتم :
ایا واقعا من یا دیگران توانایی تاثیر گذاشتن و تغییر زندگی افراد رو نداریم؟؟
ایا واقعا دعای خیر/شر در حق هیچ کس بجز خودمان تاثیری ندارد؟؟
کمی بزرگ تر ، ایا شفاعت یا وساطت دیگری در حق ما تاثیری نداره؟؟ چه در عقبی چه در دنیا؟؟؟
به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، چون [از ستم فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو باز میگردانیم، و او را از پیامبران قرار میدهیم
این چند مورد هر وقت سراغ قران میرم تو سرم میچرخه:
فقط به استناد یک ایه یا بخشی از ایات واسه خودت فتوی صادر نکن، چارتا ایه قبل و بعدشو بخون ببین ماجرا چی بوده که همچین دیالوگی نازل شده…
سوالات از قران رو با ایات خودش جواب و رفع ابهام بشه و قران مجموعه ای از پاسخ هایی که به پیامبر داده شده و محتوی
شنیده های حضرت محمد است
قران معجزه جاری و برنامه غیر قابل هک توسط انرژی برتر برای راهنمایی انسان نازل شده ، ایاتش برای بعضی مایه فوران نعمت و برای بعضی هبوط و نزول نقمت میشه
////////
حالا چی میشه که این دو نتیجه به وجود میاد، بگذریم…
انکه بخواهد بهش گفته میشود…
خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که هدایتم میکنی به راه درسته و اصلی نه بیراهه ها و کج فهمی ها…
//////
ماجرا از موسی ، مای فیوریتم ! شروع شد کمی هم استپ در خصوص شفاعت شفیعان تو ذهنم میچرخه …
واقعا رحم خدا خیلی زیاده وگرنه با این شرکی که گاهی متوجش میشم باید زمین بارها دهن باز میکردو منو میبلعید! اما سیستم همونقدری که سریع الجوابه صبور وبردبار هم هست…
///////
//////
یک بار دیگه تله قربانی شدن :
میدونی با توجه مکان زندگیم و یکمم گرایش و تصمیم خودم این موضوعه : هیچ کس هیچ تاثیری نمیتونه تو زندگیم داشته باشه تو وجودم به صورت منفی ریشه ای عمیق داره…
اما میشه میتونم خشکش کنم خدایا شکرت.
یکی یکی سوالات و کج فهمیامو مینویسم به امید هدایت و سعادت…
اولیش شفاعت و وساطت در دنیا و اخرت:
بارها شنیدم و یا شاهد بودم تو حرم حضرت رضا طرف فلج بوده یا بیماری لاعلاج حالش خوب شده و پاشده و رفته خونشون و حتی استان قدس یه ارشیو از سوابق بیماری افرادی که شفا یافته اند تهیه کرده و میتونین برید مطالعه و ببینید!
استادجان برای اولین بار شمه ای از جدی یتتونو تو مقدمه دوره کشف قوانین که با تمام وجود از خدا سپاسگذارم که مدارمو به شنیدن و فهم اون اگاهی ها بروسونه ، دیدم که فرمودین:
موقع شنیدن مباحث سعی نکنین منو قانع کنین یا دنبال پیدا کردن راه های نقض قانون و چیزهایی که توضیح میدم نباشید اگه جایی تضاد میبینید اون موضوع دال بر نقص در قانون نیست بعدها که مدارتون بالاتر میره و اگاهی بیشتر کسب میکنین متوجه میشید که اشتباه فکر میکردید …
از خدا میخام و تشکر میکنم که به درک اموزه های این دوره هدایتم کنه…
////////////
الان از خدا میخام ماجرای شفاعت شفیعان(تاثیر دیگران برزندگیم) و رابطه اش با فرکانس هر فرد رو بررسی و به فهم درستی برسم .
ترجمه مکارم شیرازی:کسى که شفاعت [ تشویق و کمک ] به کار نیکى کند، نصیبى از آن براى او خواهد بود؛ و کسى که شفاعت [ تشویق و کمک ] به کار بدى کند، سهمى از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چیز است.
ترجمه مکارم شیرازی:و(روز قیامت به آنها گفته مى شود:) همهء شما تنها به سوى ما بازگشت نمودید، همان گونه که روز اوّل شما را آفریدیم! و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سر گذاردید! و شفیعانى را که شریک در شفاعت خود مى پنداشتید، با شما نمى بینیم! پیوندهاى شما بریده شده است؛ و تمام آنچه را تکیه گاه خود تصوّر مى کردید، از شما دور و گم شده اند!
گویا پیرامون تفسیر ۶۴ سوره نساء خیلی حرف هست…
این مقوله شفاعت کردن و واسطه قرار دادن در شیعه خیلی بیشتر و گویا در تسنن هم هست اما دلم نخاست مطالعشون کنم و حسم بد شد ازین همه کش مکش و یادم از شعر حافظ امد که گفت
میان عاشق و معشوق حجابی نیست ….
توخود حجاب خودی حافظ از میان برخیر …
اما هنوووووز نجوااها هست
مهدی چی میگی ؟ هی واسه خودت میبافی ؟؟؟
بگو ببینم پس اشاره ای که در ایه ۵۹ سوره نساء شده کلا هیچی دیگه ها؟؟؟؟!!؟؟!!؟؟
بنابراین به اندازه استطاعتی که دارید از خدا پروا کنید و [دعوت حق را] بشنوید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که خود را از بخل و حرص بازدارند بر موانع و مشکلات دنیا و آخرت پیروزند
و کسانی که ایمان آوردند و [به اندازه طاقت خود] کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشتاند و در آن جاودانهاند، [چرا که] ما هیچ کس را جز به اندازه طاقتش تکلیف نمیکنیم
بگو: خدا را [در همه امور] اطاعت کنید و این پیامبر را نیز اطاعت کنید؛ پس اگر روی بگردانید [زیانی متوجه پیامبر نمیشود، زیرا] بر او فقط آن [مسؤولیتی] است که بر عهدهاش نهاده شده و بر شما هم آن [مسؤولیتی] است که بر عهده شما نهاده شده است. و اگر او را اطاعت کنید هدایت مییابید. و بر عهده این پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست
ترجمه مکارم شیرازی:(این) سوره اى است که آن را فرو فرستادیم، و(عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنى نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید!
ترجمه انصاریان:[ این ] سورهاى است که آن را [ از اُفق دانش خود ] فرود آوردیم و [ اجراى احکام و معارف آن را ] لازم و واجب نمودیم و در آن آیاتى روشن نازل کردیم، تا متذکّر و هوشیار شوید.
////////////
اول متن به ماجرای شفا یافتن در حرم حضرت رضا صحبت شد
به طور کل میشه گفت : کلا نمد هولاء هولاء من عطا ربک…
هرچی بخای هرجور بخای بهت داده میشه
من به جواب رسیدم خدایا شکرت . شما دوست عزیز اگه تمایل داشتی اول مکالمه استاد با ابراهیم عزیز مدیر فنی سایت رو گوش کن
بعدش هدایت میشی
و این سوالو برای شروع بپرس از خودت ایا تابحال فردی که از دنیا رفته رو خواب دیدی؟چی بهت گفته ؟
ایا تا بحال کسی خواب شمارو دیده؟خودت آگاه بودی که رفتی بخوابش؟
ازینا بگذریم…
خیلی جالبه تو ماجرای حضرت نوح که خواست شفاعت پسرشو کنه خیلی قبلتر خدا بهش گفته شفاعت و واسطه گری کافران رو بذار کنار
خدا فرمود: ای نوح! به یقین او از خاندان تو نیست، او [دارای] کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز میدهم که مبادا از ناآگاهان باشی.
هود – ۴۶
و اینجاست که شاعر میگه پسر نوح با بدان بنشست
که بااااااااااز آآآآآید به کنعاااااااااان غم مخورررررر
من فهمیدم همه بدیا از همین حزن و غم و اندوه شروع میشه
بیخیال کی به کیه دو دوتا پنج تا
طبق قوانین بدون تغییر الهی این منم که با فرکانس هام زندگمو خلق میکنم نه کسی میتونه تو زندگیم تغییری ایجاد کنه نه من میتونم تغییر در روند زندگی دیگران ایجاد کنم ، مگر باور کنیم که غیر این موضوع ممکنه .
سپاس گزار خداوندم بابت اینکه قدرت خلق زندگیمو به خودم داده
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر هدایت الهی که نشانه اش احساس خوب من است
در جهانی که قانونش فقط و فقط دادن بازخورد به باورهای من است و فرکانس های غالب من
و فقط و فقط به فرکانس هر لحظه ی من پاسخ میده ،خب بایدم ظلم فقط و فقط به خود باشه ولا غیررررررر ،
اگر که من آگاه باشم به اینکه جهان فقط داره به فرکانس من پاسخ میده در هر لحظه و از موجودیت فرکانسی خودم مطلع باشم و به این قانون که احساس خوب =اتفاقات خوب و احساس بد =اتفاقات بد ایمان داشته باشم دیگه به این واقفم که با هر دلیلی دستم رو بکنم تو آتیش ،میسوزم و اصلا مهم نیست که چقدر دلیل منطقی دارم برای این کار
وقتی آگاه باشم به اینکه خداوند دقیقا فرکانس های منه ،وقتی آگاه باشم که خداوند مثل ابیه که من ظرفش رو با فرکانس هام مشخص میکنم ، خیلی برام راحت تره کنترل ذهن و بودن در احساس خوب بزرگترین اولویت من ،اصن مهم نیست که چقدرررررررررر حق با منه ،
اصن مهم نیست که چندین بار به من خیانت شده
اصن مهم نیست که چندین بار مورد ظلم واقع شده
اصن مهم نیست که چندین بار قربانی شدم
مهم اینه که اگر من نتونم به هر دلیلی به احساس بهتری نرسم و احساس بد رو ادامه بدم،جهان منو له میکنه ،اما آیا خداوند منو له میکنه ؟؟؟ خیییییر فرکانس های من منو له میکنه
اگر بارها و بارها به من خیانت شده و حقم خورده شده یا قربانی شدم ،یا هر چیزی که هست ،همه و همه بخاطر اینه که من خودم رو با فرکانس هام در مدار این آدم های داغون قرار دادم و خداوند هم خداوند عدالت و کبوتر با کبوتر و باز با بازه ،
اگر که کلی بلا سرم اومده باید بدونم که من به خودم ستم کردم چون نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و در مسیر خداوند باشم و قاطی روابط ناسالم و ادمای ناسالم توی کسب و کار و بیماری و مشکلات شدم ،
اما آیا خداوند این کار رو کرد ؟؟؟خییییییر
فرکانس های من خداوند رو به شکل بیماری و فقر و ستم و ظلم به من وارد تجربه ی زندگیم کرد ،چون خداوند همه چیزه و به هر شکلی که من میخوام وارد تجربه ی زندگیم میشه
خداوند نیتش برای تمام بندگانش پاک و خوبه
اما این رابطه دو طرفس و منم باید بخوام که اجابت کنم
معلم برای همه دانش آموزا خوبی میخواد و زمان میزاره ،اما برای موفق شدن اون دانش آموز خواستن معلم اصلا مهم نیست ،بلکع مهم خواستن خورده اون دانش آموزه ،
اصلا مهم نیست که خداوند برای بنده هاش خوبی میخواد به هیچ عنوان مهم نیست تا زمانی که من برای خودم بخواهم چیزی که خدا برای من میخواهد ،
اون تو کارای من دخالت نمیکنه ،چون اگر این کار رو بکنه ،خودش و قانونش رو زیر سوال برده ،و توانایی خلقی که به من داده رو زیر سوال برده و قدرت اختیاری که به من داده رو زیر سوال برده ،
چند سال پیش که درگیر روابط ناسالم بودم و چقدر اوضاع من داغون بود و همه چی سیاه بود و حال من بد از این همه تنوع و این همه آدمای مختلف و این روابطی که منو ارضا نمیکرد داشت منو بیمار میکرد هرروز بیشتر داشت منو بیمار میکرد ،هر روز تنوع طلب تر هر روز گناه رو لذت بخش تر میدیدم
سوال !!!؟؟؟ ایا خداوند یا اون افراد به من ظلم کردن ؟؟؟
آیا اون شخصی که به من خیانت کرد به من ظلم کرد ؟؟؟!!!یا من با فرکانس های ارسالیم این شخص رو وارد تجربه ی زندگیم کرده بودم ؟؟؟
اگه برگی در این نظام آفرینش بی اذن الهی به زمین نمی افته ،وخداوند هم عادله و اینه ی باورهای من ،پس آیا این شخص شانسی وارد زندگیم شد؟؟؟ اگر هیچ چیزی بدون اجازهی من وارد تجربه زندگیم نمیشه ،پس اون شخص چطوری وارد زندگیم شد ؟؟؟غیر اینه که من با فرکانس هام اون شخص رو وارد تجربه زندگیم کردم ؟؟؟
چرا از وقتی که فرکانس های من جنسش عوض شد ،چرا وقتی که خداوند رو درست شناختم و طبق قانون پیش رفتم
الان دوساله که کسی نیست که به من خیانت کنه
کو اون اشخاصی که مثل من مریض رابطه بودن ؟؟؟
کو اون اشخاصی که به من ظلم کردن ؟؟؟اونا ظلم کردن ؟؟؟نه من ظلم کردم به روح الهی خودم که اجازه دادم با فرکانس هام که این اشخاص وارد زندگیم بشن ،من یادم رفته بود که وجود من خیلی باارزش تر از اینه که انقد در معرض چیزهایی قرارش بدم که با ذات الهی من در تضاده ، هر چند صدهزار مرتبه شکر بابت همون روزها و همون ضربه ها و همون حال خرابی ها و همون خدا نشناسی ها ،
من یادم رفته بود که من عواطف و احساساتم نیستم ، من یادم رفته بود که من ذهن و افکارم نیستم ،بلکه من همون آگاهیم در لباس جسم و ناظر بر افکارم ،
چرا الان همه چیز تغییر کرده ؟؟؟
چرا الان من روابطم سرشار از عشقه ؟؟؟واحترام
خداوند عوض شد ؟؟؟ اون افراد عوض شدن ؟؟؟
نه خداوند همونه و اون افراد هم شاید همون باشن و شاید هم نباشن ،اما یک چیز تغییر کرد
نگاه من باور من به خداوند و قوانینش و قدرتی که به من عطا شده .
خدایا کمک کن تا در مسیر تو حرکت کنیم
خدایا به ما تعهد بده تا با تمام وجود تمرکز کنیم روی خودمون و حواشی رو بزاریم کنار
درسته که همه چیز و گفتم منم و منم و فرمانی من ، اما صاحب من من بدون هدایت تو و کمک و لطف و رحمت تو عاجزترینم در کنترل ذهنم و ادامه ی مسیر ،
من نمیدانم تو میدانی
من نمیفهمم تو میفهمی
من ناتوانم تو توانایی
من عاجزم تو قدرتمندی
تو به من بگو من خواستم مشخصه و بقیش با تو
منو بزار روی دوشت ، من آدم سختی و رنج نیستم ،نو کارهامون انجام بده ،تو به من بگو من طرف خودم رو انجام بدم ، تو به من بگو
من فقط سپاس گزارم و سعی میکنم باورهای خوب بسازم و احساس خوب و رضایت از زندگیم رو هر لحظه بیشتر کنم البته با کمک و هدایت تو ،اصن سمت من و تو نداره ،هم سمت منو انجام بده هم سمت خودت رو
1. ما توانایی کاملی بر خلق زندگی دلخواهمان در تمام جنبه های زندگی مان را داریم
2- ما از ایجاد هر تغییری در زندگی دیگران- خواه در جهت مثبت-خواه در جهت منفی- ناتوانیم.
براساس قرآن:
مورد اول استغفار و دعا:
هر دعای خیری که می کنیم به خودمون برمیگرده: این یه قانونه
اگر کسی در مدار درست باشه نیازی به دعای ما نداره ، چه دعا کنیم چه براش دعا نکنیم او در مسیر خوشبختی قرار میگیره.
براساس نگاه سیستمی خداوند: اونی که خوبی میکنه ف خوبی به خودش برمیگرده و اونی که بدی میکنه به خودش برمیگرده- این سیستم یک آینه است که به تو بازخورد میده.
این جهان کوه است وفعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
هرکسی نتیجه اعمال خودش را میگیره.
اینکه فکر کنیم خودمون از خداوند آمرزش نخوایم وبریم از کسی بخوایم واسطه بشهبرامون دعا کنه =شرک
ماجرای دعای حضرت ابراهیم برای پدرش= اگر میدونی کسی در مدار نیست براش دعا نکن ازش بیزاری وتبری بجوی ودوری کن وباهاش بحث نکن که وارد مدارش بشی وازش دور شو.
پیامبر اگر چیزی رو میگه داره امر خدا را میگه
خودت برای خودت طلب آمرزش کن
باید خودمان مستقیما از خدا طلب آمرزش کنیم وکسی را واسطه قرار ندهیم
از خدا طلب آمرزش کن و خدا توبه پذیرمهربان هست.
خیانتکاران=خیانت به خود= ستم به خود
کسی رو نمیتونیم حقش رو بخوریم اون دنیا هم هست=این دنیا در مقابل اون دنیا مثل یک چشم بهم زدن است( قطره در مقابل اقیانوس).
111 نسا= هر کسی مرتکب گناهی شود فقط به خود ستم کرده
112 نسا= هر کسی مرتکب گناهی شود و آنگاه به بی گناهی تهمت بزند گناه اون فر هم به گردنش هست.
تو مسئول اعمال وافکار خودت هستی
113 نسا= هر کسی بخواهد به تو ضرربزند چون تو وصل به خدا هستی وبحث نکردی باهاشون به ضررخودشان شد.
هر کسی بخواد به دیگری ضرربزنه به خودش ضرر زده.
مدارت با آنها جداست واز آن ها دوری کن.
خدا فاسقان را هدایت نمیکند
تا نگردی آشنا زین چرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
کسی که باور داره خزائن آسمان ها وزمین در دست خداوند هست. چه نیازی به دیگران داره که تحریمش کنند یا نه .
هرکسی بخواد به ضررمن کارکنه به نفع من کار میکنه
اگر گناهی مرتکب بشم فقط به خودم ستم میکنم نه هیچ کس دیگه.
مورد دوم: حق الناس
این کلمه در قرآن وجود ندارد.
اگر حق الناس به معنای اینکه اگر ما حق کسی را بگیریم و سرنوشت اش را تغییر بدهیم بدبخت میشود در قرآن نیست.
اگر بدی در حق دیگران کنیم به خود بدی کردیم نه دیگران ودیگران بسته به مدار وباورهاشون بستگی داره. اگر ظلم مارا باور نکنند براش اتفاق نمیفته.
تا مظلومی نباشه ظالمی بوجود نمیاد=فردمظلوم هم خودش خدارا باور نکرده. کسی که از کسی بترسه اومیتونه کنترلش کند.
اگر کسی فقط از خدا بترسه کسی نمیتونه بهش ظلم کند.
فقط خداست که گناهان را می بخشد. خدا آمرزنده ومهربان است.
نگاه قرآن اینه که حتی قتل انجام بدی تو به خودت ستم کردی و حق الناس در قرآن وجود نداره.
خداوند ذره ای به مردم ستم نمیکند ولی مردم به خودشون( الناس= ذات مردم= خودفرد) ستم میکنند. نه اینکه مردم به مردم ستم می کنند یعنی ظلم به خود میکنند.
کسی که فکر میکنه کسی میتونه چشم اش بزنه داره به شیطان قدرت میده=شرک
ما با بائرها و فرکانسامون وارد مدارهای مختلف می شویم نه هیچ کس دیگه.
ما مدارمون را با باورها، افکار وکانون توجه مون میسازیم= ما میتونیم مدارمون رو تغییر بدیم ما فقط میتونیم خود را خوشیخت یا بدبخت کنیم.
اگر از شرایطی ناراضی هستیم باید روی باورهامون کار کنیمتا بریم در مدار بهتر و به جا وشرایط بهتر هدایت بشم. واولین هجرت هجرت درون هجرت فرکانسی است به نظرم.
اتفاقا تو روز دوم سفرم از جایی که فکر نمیکردم یک نفر بهم پیام داد جهت مشاوره بعداز 6 ماه که مشاوره وشاگرد نداشتم.
واقعا خدایا شکرت هزاران مرتبه شکرت
خدایا شکرت بابت قوانین بدون تغییر ت.
خدایاشکرت بابت دست های مهربونت.
خدایاشکرت بابت استاد وخانم شایسته که با سخات این آگاهیها را با ما به اشتراک میزارن.
خدایاشکرت بابت دیدگاه های تاثیرگذار دوستان عزیزم.
خدایاشکرت بابت تمام لحظه های زندگیم.
خدایاشکرت بابت قانون احساس خوب که من حالم رو خوب نگه دارم وفقط روی خدا حساب کنم وقدم هام رو بردارم کم کم پام رو از روی ترمز هها بردارم و تکاملم رو طی کنم خود به خود به صورت طبیعی نعمت وارد زندگیم میشود
😍😍😍به ناااااااااااامِ خداااااااایِ وهااااااب😍😍😍
سلااااااااااااام سلااااااااااااام
ظلم به خود:
همین اولِ متن یادِ این دعایِ قشنگ و پر معنایِ بابایِ نازنینم افتادم که توو جلساتشون میگفتن که:
خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم.دانشی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم.آاااااامین.
دقیقا توو این متنِ زیبا صدق و هماهنگی میکنه که ما تواناییِ کاملی در خلقِ زندگیِ دلخواهمون داریم (میتوانم تغییر دهم)
و ما از ایجادِ هر تغییری در زندگیِ دیگران، خواه در حهتِ مثبت و خواه در جهتِ منفی ناتوانیم (نمیتوانم تغییر دهم)
مریم جانِ عزیزم با خوندنِ این متنِ زیبا و آگاهی هایی که ازت گرفتم بیشتر دریافتم که چقدرررر این دنیا مثلِ یه آینه ی تمیز و بدونِ لک و شفاف عمل میکنه و دقیقا هر چیزی که هستیم رو نشون میده.دقیقا مثلِ یه آهن ربا که فقط هم جنسِ خودش رو جذب میکنه.ما مثلِ یه آهن ربا هستیم و هر چیزی که هم جنس با باورها و فرکانس هایِ ما باشه رو به خودمون جذب میکنیم.
خداوند یک سیستم است.چقدرررر زیبا درک کردی استادِ مهربونم.
واقعا یه همچنین خدایی سزاوارِ ستایش و ستودن است.
من از بچگی از اطرافیان و بقیه می شنیدم که میگفتن پیامبر و امامان و فلانی و فلانی ها پیشِ خدا آبرو دارن و ازشون بخوایم که برامون دعا کنن.اما الان میفهمم که خدا انقدررررر مهربونه که شایداصلا اجازه نده که پیامبر و امامان متوجهه خطایِ ما بشن و وقتیکه مستقیم از خودش بخوایم ما رو میبخشه و دستمون رو میگیره.استادِ عزیزم بابایِ نازنینم همیشه میگفت که بدونِ واسطه از خدا بخواین.میگفت که مگه شما خودتون نمیتونین واسه خودتون دعا کنین که دنبالِ واسطه هستین؟اونموقع نمیفهمیدیم و شاید فکر میکردیم که شیطان گولش زده که یه همچین حرفایی میزنه.اما الان متوجه میشیم که مدار چیه،فرکانس چیه و اینکه ما توو مدارِ اون نازنین نبودیم.خداروششششکر که الان آگاه شدیم.
استاد من همیشه می شنیدم که میگفتن وقتیکه یکی از دنیا میره براش دعا کنین تا امام حسین شبِ اولِ قبر بیاد و پیشِ خدا واسطه بشه تا اونو اذیت نکنن.هیچوقت اینو قبول نکردم و همیشه در موردش مقاومت داشتم.مثلا چطور میشه که یه آدمی کلی بدی کنه و با یه واسطه خدا از گناهانش بگذره.طبقِ همون آیه ای که شما گفتین که خدا به پیامبر فرمود: تو هر قدرررر که طلبِ آمرزش کنی اونها برنمیگردن و اون دنیا رو میخوان چیکار کنن.
استادِ جاااانم من قبل از اینکه با شما آشنا بشم از رویِ ترجمه هایی که از قرآن شنیده بودم و حرفهایِ معلمانم،همیشه فکر میکردم که خدا فقط آیه ی عذاب فرستاده و شکنجه گر و عصبانیه.همیشه ازش میترسیدم.اما الان به لطفِ الله و دستایِ مهربونِ شما هر روز دارم آگاهتر میشم. و خدا رو مهربان و توبه پذیر یافتم.خداروششششکر.
قبلا فکر میکردم که اگه مظلوم باشیم خدا ما رو دوست داره و اون دنیا جامون خوبه،اما الان متوجه شدم که خدا از کسی که بخواد بهش ترحم بشه نفرت داره.
الله اکبر.مغزم سوت کشید با این آیه که شیطان هم مسئولیتِ گناهِ بندگان رو گردن نمیگیره.
از خدا میخوام که همواره وعده و صداش رو در قلبمون بشنویم و هدایت بشیم به راهِ کسانی که خدا به آنها نعمت داده.آاااااااااآااامین.
یه دنیا ممنونم که دیدگاهم رو با عشق میخونین.
بااااااا افتخاااااار من یه عباس منشی ام🥰
دوستدارِ شما معصومه👸
💋💋💋💋💋
سلام چقدر خوب و عالی اشاره کردین که خداوند هیچ گاه یا دعایی دیگران مارو خوب یا بد نمیکنه در واقع آرزوی حال خوب برای دیگران هم از حال خوب خود ما ساخته میشه پس به خودمان برمیگرده
و چه عالی کسی که خواستار ترحم دیگران باشه یعنی کافر شده و به غیر خدداروی آورده و قوانین اینه که باید فقط رو خودت و خدای خودت فرکانسهات کارشکنی اینجوری که جهان تورو به جاهای بهتر و انسانهای بهتر هدایت میکنه باید روی بزرگی خدا حساب کنیم نه روی سمت و مقام و سن دیگران اگر ترحم دیگران رو بخوام جهان ترحم و بیچارگی رو برامون به ارمغان میاره چون جهان بازتاب خواسته های ما پیرامون فراهم میکنه گاهی متوجه میشم و گاهی نه خداوند کمک کنه در مسیر توجه به زیباییها باشیم و زیباییها و پیشرفتهاشو برامون رقم بزنه مثل استاد عزیزم که دستی بزرگ در زندگیم هست
سلام بر استاد عزیزم و دوستان همفرکانسی
ک دستی از طرف خداوند برای هدایت من شدین.
من این فایل رو حدود ۳ سال قبل دیدم. و در این مدت ۳ سال ب جرات میتونم بگم تماااام فایلهای دانلودی و آرشیو و هرررر چی ک تو سایت هست رو من بارها و بارها گوش کردم ولی تغیرات زیادی در زندگی من اتفاق نیافتاد(ک البته الان میدونم در حال ساختن فنداسیونی برای باورهای جدید بودم)
ولی ته قلبم میگفت ادامه بده و نا امید نشو…
الان ک حدود یک ماه هست ک (با دیدن فایلهای سریال زندگی در بهشت) ب این نتیجه رسیدم که باید متعهدانه تمرکز ب نکات مثبت داشته باشم و این کار ب ظاهر ساده ک فکر میکردم آدم مثبت اندیشی هستم ولی هرگز نبودم.
(تمرکز ب زیبایی ها و توجه ب جزعییات ) رو از خوانواده و محل کارم شروع کردم…
خیلی شیک و مجلسی دارم تغییر مدار خودم رو میبینم و چقدر حالم خوبه بابت این اتفاق ک سالها منتظر همچین حس و حالی بودم ولی هرگز تجربه اش نکرده بودم
چقدر همه چی برام زیبا شده
چقدر حال خوب در اطراف من ریخته ک سالها نمیدیم شون…
مثل تفاوت تلوزیون سیاه و سفید و تلوزیون رنگی زندگی منم داره رنگهای جدیدی ب خودش میگیره ک من ب لطف خدا و این سایت والبته پشتکار خودم در مداری هستم ک تغییرات ریز رو هم میتونم ب راحتی ببینم.
(چیزی ک در گذشته هرگز قادر ب درک و دیدنش نبودم) و همه چیز همیشه برام سیاه و سفید بود.
من از کودکی باور داشتم ک جهان ما هوشمند هست و مطمن بودم راز و رمزی هست ک من نمیدونم…
مادرم معلم قرآن هستش ولی هرگز در این سالها نتونست درکی رو فقط همین یک فایل ب من داده رو ب من و ب حتی ب خودش یاد بده.
دنبال این بودم ک این زندگیمو قربانی کنم برای اینکه اون دنیا مو بسازم…
استاد عزیزم من نمیدونم چقدر تلاش کردی و چقدر متعهدانه ذهنت رو کنترل کردی ک ن تنها ب این درکهای عمیق رسیدی، بلکه این آگاهی ها رو در جامعه خرافات زده ما بصورت عمومی با جرات(بدون ترس از قضاوت دیگران) منتشر کردی…
من حتی نمیتونم برای مادرم این حرفا رو توضیح بدم…
(ک البته الان دیگه شکر خدا عصلا تلاشی هم برای این کار نمیکنم)
ولی اطلاعات و و درک از آیات قرآن، در من بارها و بارها از مادرم ک سالها معلم و مربی قرآن بوده الان بیشتره(خدایا هزاران بار شکرت)
آون فایل مکالمه شما با آقا ابرحییم ک منو دگرگون کرد و چند درجه مدار منو تغییر داد(کاملا متوجه این تغییر مدار شدم و یک پرسنل عالی ک چند ماه بود دنبالش بودم، خودش منو پیدا کرد و اومد سرکار من ک نیازی ب توضیح بیشتری نیست خودت میدونی چی دارم میگم)
و حالا هم دوباره این فایل ک قبلا (حداقل دو بار) گوشش کردم و با این که کلی لذت بردم ولی تغییر زیادی در رفتار من ایجاد نشد. ولی الان در مداری هستم طوری وارد وجود من شد ک انگار من مخاطب خاص شما هستم و داری تو چشمای من نگاه میکنی و در گوش من میگی و این آگاهی ها رو در رگهای من تزریق میکنی….
چقدر بد بختی هامو از چشم دیگران میدیدم و ب جای تغییر دیدگاه خودم، واگذارشون میکردم ب خدا(بخاطر ایمان ب حق الناس)
و خوشحال بودم ک هرچی مردم حق منو بالا بکشن اون دنیا اعمال خوبشون مال من میشه و بهشت جای منه ….
معنی مستضعف بودن رو در اون دنیا چقدر قشنگ درک کردم… (اون دنیا هم ادامه فرکانس همین دنیاست)
(بهتره بگم ب این روش زندگی بدبختانه ن تنها اعتیاد پیدا کرده بودم بلکه ب بدبختی هام با غرور افتخار هم میکردم… )
و تصور نمیکرد حتی یک درصد هم ک روش تفکر منه ک این نتایج رو برام ایجاد میکنه…
بیشتر از ۱۰ بار قرآن رو برای یافتن راه نجات خونده بودم ولی دریغ از یافتن یک کوره راه… (مهر ب قلبم زده شده بود) بخاطر شرک و باورهای احمقانه و چرت و پرتی ک داشتم.فقط مواظب بودم کسی نفرینم نکنه یا چشمم نزنه… (من ک چندین شغل عوض کردم چندین شهر عوض کرده بودم حتی میخواستم دین و مذهب خودمو هم عوض کنم بلکه راه نجاتی پیدا کنم)
چقدر ب خودم ظلم کردم…
چقدر سعی کردم دیگران رو تغییر بدم (ک در حقیقت بجای بیرون از خودم فقط باید زاویه دید خودم رو تغییر میدادم)
نمیدونم چی بگم
چطوری بیان کنم ک
این جملات بلکه بتونه ب درد کسی بخوره
ولی مطمنم ک فرکانس کلام منو دریافت میکنید
استاد عزیزم بهت تبریک میگم بخاطر راهی ک رفتی و درک عمیقی ک یافتی و هموار کردی برای من و امثال منه خسته از راهای بیراه رفته…
خدا رو در وجودم یافتم
قدرت خودم رو(ک خداوند ب همه عطا کرده) و رو درک کردم
با خودم و با همه جهان در صلح قرار گرفتم(ساعتها با فرزندانم صحبت میکنم و با دقت و و در آرامش و بدون بحث های علکی ب حرفای من گوش میدن) خدایا شکر
معنی ظلم ب خود رو به عمیقا درک کردم…
دقیقا میفهمم ک در مدار دریافت نامحدود نعمت و ثروت قرار گرفتم… (هنوز خبری از اتفاقات عجیب و قریب از (نظر دیگران) نیست ولی من دقیقا میدونم ک در چ مداری هستم)
ذوق مرگ نشم صلواط…
باورهای توحیدی در من جوانه زده و در حال رشد هست.
حالم خیلی عالیه و زندگی برام خیلی خیلی لذت بخش تر شده….
و الان خودم رو لایق بهترین نعمتها و ثروتها میدونم(و مثل گذشته ک نعمتی ب من داده میشد اونقدر دنبال علتش بودم ک چرا ب من داده شده؟؟؟؟
تا اون نعمت ک با سختی بدستم رسیده بود ب راحتی از دستم میرفت و هیچ چیزی لذت طولانی مدت برام نداشت.(تا اونوقت ذهنم اروم میشد)
حرف زیاده و نمیخوام صحبتم طولانی بشه…
فقط خواستم یک خدا قوت اساسی بهت بگم و
اعلام کنم زحماتت حرووم نشده و من اعلام میکنم زندگی من با آموزه های سایت شما (فقط فایلهای رایگان مخصوصا زندگی در بهشت و سفر ب دور آمریکا) و البته ایمان ب اینکه هدایتی هست و در سخت ترین شرایط هم شک نکردم و ادامه دادم ب گوش کردن همیشگی فایلها حتی در خواب و بیداری و روز و شب هر جا و همیشه و همیشه و حتی همین الان ک دارم کامنت مینویسم فایل صوتی همین فایل داره دوباره پخش میشه….
این سند رو برای رد پا از خودم نوشتم تا روزی ک در قله های موفقیت هستم بیام بخونم و حال کنم.
سوم شهریورماه نود و نه ساعت چهر و نیم صبح
پر انرژی و سر حال…
در پناه خدا شاد و ثروتمند باشیم.
به نام خداوندی که آرامش قلبم از اوست
روز ۴۳ام سفر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان ارزشمندم
اول بگم استاد، خوشم میاد در مورد ریزترین مواردی که تو ذهنم جا خوش کرده بود و از به دنبال جواب بودنشون منصرف شده بودم جواب دارین .
یکی از مواردی که همیشه برام یه احساس گناه ایجاد میکرد همین دعا کردن بود .
می گفتم خدایا دعا کردن اینطور که دیگران لغلغه ی زبانشونه که نمیتونه دعای واقعی باشه ،وقتی برای سفر حج میرفتم هر کسی میومد بوس و خداحافظی و درآغوش کشیدن و میگفت التماس دعا …و من با یه کوله بار احساس گناه از اینکه نه بلدم و نه قبولش دارم راهی شدم . مثل اینه که یه اصلی رو که همه قبول دارن تو قبول نداری و بابتش احساس گناه میکردم و چقدر زیبا جوابم دادی استاد ممنونتونم و منطقم با شنیدنش صددرصد قبولش کرد .آخه اگر به قول شما آدمها خودشون برای اصلاح و پیشرفتشون و یا امرزششون تلاش و دعا نکنند چطور با دعای دیگران این انتظار رو دارند، آخه با عدالت خدا در تناقضه .الان دارم عادل بودن خدا رو در تک تک فایلاتون میبینم و این باور و عقیده رو دوست دارم .هر کس تو مدارش باشه اصلا نیازی به دعا نداره هر کسی خودش زندگی شو می سازه.دعا هم که میکنیم در اصل برای خودمونه و نتیجه اش به مامیرسه.
با همین عقیده و منطقی که دارین دوست دار تفسیر قرآنتون شدم .چقدر با منطق من در هماهنگیه.به قول شما میشه خدا یک کتاب که ما قبولش داریم رو برامون فرستاده باشه و ما بخوایم برای فهمش کسی بیاد و تفسیرش کنه.
من قبلا سراغ قرآن رفتم ولی یه ایراد داشتم که الان میفهمم که در کامنتهای قبلم هم گفتم من برای اثبات اون چیزهایی که قبلا شنیده بودم به سراغش رفتم و گمراه و سردر گم بر می گشتم. ولی الان میدونم برای کشف و درک قرآن بدون هیچ پیش داوری و شنیده ای باید به سمتش بری و الان دارم ذهنم رو خالی میکنم از باورها و شنیده هایی که داشتم و آماده شدم برای یه سفر در بطن قرآن.
چقدر زیبا، اون حائل که در قران اومده از دیدگاه قانون جذب همون مدارهایی است که آدم ها در اون قرار گرفتن برای من فوق العاده بود این معنی چون خیلی هماهنگه با اون چیزی که الان درکش میکنم .
در مورد حق الناس ،همون اختیار تمام و کمال که خدا داده رو برام یادآوری میشه و اینکه چقدر زیبا به وعده اش عمل میکنه بدون استثنا .کسی نمیتونه به دیگری ظلم کنه در اصل به خودش ظلم کرده و این هم برام عالی بود .
وقتی از طریق قانون جذب تفسیر کنیم دیگه تناقضی پیدا نمیشه در عدل خدا ،در اختیار انسان، در قدرت انسان ….
تک تک جملات بوی توحید داره ایمان مطلق داشتن رو بیان میکنه .
در مورد حضرت موسی که کسی رو کشته حتی میگه به خودم ستم کردم. کسی نمیتونه دیگری رو بدبخت کنه و در سرنوشت دیگری تاثیر بزاره .مگه این قدرت رو خودت به دیگران بدی با باور های اشتباه.
چقدر آگاهی و چقدر منطق عالیییییی.
مستضعفین رو میگه اجازه دادین بهتون ستم بشه در نتیجه ی دوزخ براتون بدتر خواهد بود چرا که این شرایط نتیجه ی بی ایمانیتونه .
چقدر زیبا توصیه میکنید استاد، به فکر کردن این همون سرچشمه است، اگه منتظر اون چه شما پیدا کردین باشیم یعنی راهی رو قبلا می رفتیم رو دوباره تکرار میکنیم.این یاد دادن ماهیگیری به جای ماهی دادن و وابسته کردنمونه.
فقط تفکر و تفکر کردن و با علم به حقیقت رسیدن و در علم رسوخ کردن راهیه که باید در پیش بگیریم .
چقدر زیبا در مورد این مورد که شیطان قدرتی نداره این ما هستیم که بهش قدرت میدیم و این ما هستیم کلا به دیگران قدرت میدیم که در زندگی ما تاثیر بزارن توضیح دادین.
در مورد هر آیه که توضیح میدین چه سوال هایی رو که پاسخ دادین.همون سوال های ریزی که کنار هم یه پیچ بزرگ در زندگیم درست کرده بود .
خداوند رو شاکرم در این مسیر با عشق قدم بر می دارم .
استاد عزیز برای پیش قدم بودنتون تحسینتون میکنم و برای ارائه ی دانسته هاتون سپاس گذارم البته غیر از این نمی تونست باشه این مسیر رسالتتونه.
متشکرم از تمام عزیزان .
دوستتون دارم .
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراه
روز دوم سفر نامه
از زمانی که یادم میاد ، مامانم یک حرکت بسیار منزجر کننده بلد بود که مدام برام تکرارش میکرد
با دستش به آرومی به پیشانی خودش میزد و خطاب به من میگفت:
به قول بی بی : پیشونی پیشونی کجا میشونی ؟
این کار و زمانی انجام میداد که از من خطایی دیده بود و با این کارش میخواست به من بفهمونه که من بی ارزش و بی لیاقتم و جهنم جایگاه منه
این باور در من نهادینه شد و سالها این گاریه پیاز گندیده رو بر روی کمرم با خودم حمل کردم
عزت نفسی نبود که بخواد رشدی باشه
شخصیتی نبود که بخواد حرفی برای گفتن داشته باشه
به طوری مظلوم واقع شده بودم که خواهر و برادرها و حتی همسر سابقم هم به تبعیت از مادرم به من که مظلوم شده بودم ، به شکلهای مختلف ظلم میکردند
کم کم خستگی اومد سراغم و دیگه نایی باقی نموند و در این بین سه قلوها دنیا اومدن و خیلی شیک و مجلسی پدرشون ما رو ترک کرد .
دیگه به جایی رسیده بودم که باید تغییر میکردم
یادمه اولین کاری که انجام دادم چادرم و گذاشتم کنار ، میخواستم ببینم آیا واقعا خدای جلادی که اینا میگن ، منتظره تا واسه دو تا تار مو منو سلاخی کنه ؟
دیدم نه بابا خبری نیست
جسارتم بیشتر شد و کم کم تونستم در برابر حرف و حدیث های خانواده ، نقش یک انسان کر رو بازی کنم
به مرور متوجه شدم اینقدر من براشون بدبخت جلوه کردم که این ظلمهای زبانی و فیزیکی داره به سه قلوها سرایت میکنه
اینجا بود که بعد از کلی جلسه که با خودم و خدای درونم گذاشتم و توانایی هام و از زیر خروارها خاک بیرون کشیدم و ترو تمیزشون کردم و خدایی رو به یاد آوردم که باز هم مهربانیش غالب بود و بارها و بارها کمکم کرده بود
دیگه وقتش رسیده بود که سینه ام رو ستبر کنم و در برابرشان بایستم
دیگه ترس برام معنایی نداشت
هیچ ترسی
هیچ
مهاجرت آخرین راهی بود که به ذهنم میرسید و تنها دلیل قانع کننده ای که برای خودم می آوردم ، این آیه ی قرآن بود
إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ المَلائِکَهُ ظَالِمِی أَنفُسِهِم قَالُوا فِیمَ کُنتُم قَالُوا کُنَّا مُستَضعَفِینَ فِی الأرضِ قَالُوا أَلَم تَکُن أَرضُ اللهِ وَاسِعَهً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا فَأُولَئِکَ مَأْوَاهُم جَهَنَّمُ وَسَاءَت مَصِیرًا
پلهای پشت سرم و با گرفتن انتقال دائم خراب کردم و به حرف خدا اعتماد کردم
نهایتش رو فکر کردم
یا با سه قل در شهر غریب میمردم یا خدا دستم و میگرفت
هر دو برام شیرین تر از مظلوم واقع شدن بود
شیرین تر از عسل و گواراتر از هر آب زمزم
و چه دستگیری کرد از ما ، خداوند قادرم
چند تا از پاداش های مهاجرت شجاعانه ام :
1 بیرون آمدن از قالب مظلوم
2 زندگی به سبک کاملا شخصی خودم
3 ترک رابطه با همه کسانی که به من احساس بی ارزشی و یا عذاب وجدان خودساخته از فرهنگ اجتماع را میداد
4 ازدواج با مردی از جنس خدا و نور و عشق و معرفت
5 آشنایی با سایت استاد و عضویت در این دانشگاه بی نظیر
6 بر طبق آموزه های استاد تعهد دادن به خودم و موفقیت در همه آنها
7 در حال حاظر در حال انجام دو تعهد جدید که لاجرم منجر به کامل شدن در جنبه های دیگر هم میشود
اول : همراه شدن با سفرنامه که امروز روز دوم هستم
دوم : کسب مهارت با عشق در انجام کاری که دوسش دارم چون اول تیر ماه 1402 به خدا تعهد دادم در آمدم و در طول یکسال به سه برابر و بیشتر برسونم
سوم : خواندن آرام آرام آیات قرآن و ربط دادن اون ها به زندگیم و نت برداری های جانانه
چهارم : عوض کردن نوع رفتارم با سه قل چون من شخصیتم داره عوض میشه ( که حتما در کامنتی دیگر در موردش مینویسم )
خدایا دورت بگردم که اینقدر منو دوست داری
به نام خدای معجزه ها
یادگار 43
سلام استاد عزیزو مریم مهربان
سلام دوستان همراه این مسیر
استاد خوبم ممنون ازتون بابت این درس های فوق العاده
وای استاد چقدر حال کردم وقتی ایه هایی گفتین که داشت میگفت قران اینقدر شفاف داره باهامون حرف میزنه
چقدر دلم خواست قران رو شروع کنم
چقدر به دلم نشست وقتی خدا گفته من به کسی ظلم نمیکنم خودتون دارین به خودتون ظلم میکنین
کلا از بچگی از خدا برامون ی دشمن فرضی ساخته بودن
که خدا چهار چشمی نشسته ما ی کاری خلاف فرهنگ خانواده انجام بدیم سه سوته چنان مارو بسوزونه که جزغاله بشیم
بچگی هام نزدیک خونمون ی جوب آب بود و من که کلا همیشه زیادی پسر بودم با دختر خاله هام و دختر همسایه میرفتیم اب تنی البته اونم بالباس
اما همیشه می اومدم خونه بعد از اینکه ی کتک حسابی نوش جان میکردم تازه میرسیدم به اینکه چون دیگران دیدن من اونجا اب تنی میکنم خدا منو میبره جهنم و آتیش میزنه و هر بار هر اتفاقی که برام می افتاد به خاطر اینکه رفتم ابتنی خدا دوسم نداره و باعث شده مثلا بخورم زمین
اوووه از این خرافات و چرندیات اینقدرا به خورد من یکی دادن که خدا دوسم نداره و داره هی بلا سرم میاره
هیچوقت اهل حجاب چادر نبودم اگه مثلا حتی ی واحد درسی نمیتونستم درست انتخاب واحد کنم به این علت بود که خدا دوسم نداره
همیشه ی دختر سرتقی بودم و خیلی این حرفا بهایی برام نداشت
تا اینکه دیدم منی که خدا دوستم نداره تنها شخص موفق فامیلم و تمام اقوام من که مذهبی هر ماه هزاران روضه و گریه زاری دارن هر روز از ی جاشون ی توموری میزنه بیرون
منی که خدا دوسم نداشت در طول سال نهایت ی بار سرما بخورم در حد ی روز
تمام اقوام مذهبی من دیگه جایی که نرفتن دکتر و عمل نکردن ندارن
منی که دختر بده فامیل بودم زیباترین دختر فامیلم اما مابقی چادری و مذهبی ها هر روز دارن ی عمل زیبایی انجام میدن
خودمم نمیدونستم کجام و چه هدفی دارم
تا اینکه با این سایت کم کم رشد کردم و مدت کوتاهی ست فهمیدم ای دل غافل چقدر خدا دوستم داره
چقدر خدا هر روز از هزاران طریق عشقشو بهم ثابت میکنه
به هر کجای زندگیم که نگاه میکنم فقط خدا داشته عشقشو بهم ثابت میکرده
وقتی امروز صبح چشامو باز کردم و طلوع افتابو دیدم قلبم شده بود اندازه کوه که خدایا هزاران بار شکرت کع اینقدر دوستم داری که امروز هم فرصت زندگی کردن بهم دادی
به کارم به درامدم به ماشینم به حال خوبم به آرامشم به جای جای زندگیم که فکر میکنم فقط ردپای عشق خدا نسبت به منه
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بارشکرت
خدایا هزاران بار شکرت
و من این عشق خدا این ارامش این درک از جهان رو با تک تک سلول های بدنم مدیون استادی هستم که اینقدر عاشقانه مکتب الهی راه انداخته
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایاشکرت
سلام ساناز جان دوست هم فرکانسی من چقدر لذت بردم از خوندن کامنتون و چقدر حس نابتون نصبت به خداوند درک کردم وتحسینتون میکنم برای این حس عالی
یه حرفتون منو تو فکر برد و برا خودمم جالب بود خودمم ابدا تا جایی که یادمه ادم مذهبی نبودم قبلنها همش بهخودم میگفتم من نه قران میخونم البته الان با اگاهی میخونم و کیف هم میکنم نه تومراسم عزاداری اینا شرکت نمیکنم تو دلم میگفتم اخ اخ جام ته جهنمه البته این افکار قبل اشنایی با استاد بود
این حرفتون
تا اینکه دیدم منی که خدا دوستم نداره تنها شخص موفق فامیلم و تمام اقوام من که مذهبی هر ماه هزاران روضه و گریه زاری دارن هر روز از ی جاشون ی توموری میزنه بیرون
منی که خدا دوسم نداشت در طول سال نهایت ی بار سرما بخورم در حد ی روز
و الان به حرفتون توجه کردم من اصلا مریض نمیشم اگه هم بشم مثل شما یه روز در حد سرما خوردگی و میبینم اونهایی که دم از مذهب میزنن عزادری روزه اینا همش مریض هستن و خدارو شکر میکنم وسپاسگزارم ازتون که به این نکته اشاره کردید و منو سپاسگزارتر کردید
سلام دوست هم فرکانسی من چقدر لذت بردم از خوندن کامنتون و چقدر حس نابتون نصبت به خداوند درک کردم وتحسینتون میکنم برای این حس عالی
یه حرفتون منو تو فکر برد و برا خودمم جالب بود خودمم ابدا تا جایی که یادمه ادم مذهبی نبودم قبلنها همش بهخودم میگفتم من نه قران میخونم البته الان با اگاهی میخونم و کیف هم میکنم نه تومراسم عزاداری اینا شرکت نمیکنم تو دلم میگفتم اخ اخ جام ته جهنمه البته این افکار قبل اشنایی با استاد بود
این حرفتون
تا اینکه دیدم منی که خدا دوستم نداره تنها شخص موفق فامیلم و تمام اقوام من که مذهبی هر ماه هزاران روضه و گریه زاری دارن هر روز از ی جاشون ی توموری میزنه بیرون
منی که خدا دوسم نداشت در طول سال نهایت ی بار سرما بخورم در حد ی روز
و الان به حرفتون توجه کردم من اصلا مریض نمیشم اگه هم بشم مثل شما یه روز در حد سرما خوردگی و میبینم اونهایی که دم از مذهب میزنن عزادری روزه اینا همش مریض هستن و خدارو شکر میکنم وسپاسگزارم ازتون که به این نکته اشاره کردید و منو سپاسگزارتر کردید
زبان خدا زبان احساس هست
خدا داره با زبان احساس با ما حرف میزنه
و تمام اتفاقات زندگیمون و تمام افرادی که وارد زندگیمون میشن بازتاب احساسات درونی خودِ ما هستن
برای تجربه اتفاقات خوب راهی جز حفظ مداوم حالِ خوب وجود نداره
و هر چه شدت حال خوب ما بزرگتر باشه شدت اتفاقات خوبی که برامون رخ میده هم بزرگتر و بیشتر هست
و برعکس هرچقدر احساسات بد و منفی شدید تری رو تجربه کنیم, شدت اتفاقات بد و ناگوار هم بزرگتر و بیشتر میشه
و وقتی احساسات منفی مثل خشم و غم و ترس و حسرت و حسادت و تکبر و طمع و … رو تجربه کنیم
در روند اتفاقات بد پی در پی قرار میگیریم
حتی یه ذره احساس بد
اتفاقات بد بزرگی رو در پی داره
حتی پُرخوری و یا غذایی که حال ما رو بد کنه (مثل چای و قند و شکر و شیرینی و روغن های مصنوعی) که باعث تپش قلب و اضطراب میشه, باعث رخ دادن اتفاقات بد میشن
یا دیدن عکس و فیلمی که حال ما رو بد کنه (که 95 درصد فیلم ها همینطور هستن)
یا گشت زنی در فضای مجازی و دیدن نعمت های دیگران که حال ما رو بد میکنه یا نشست و برخواست و معاشرت با افراد ناشُکر و افرادی که توی غم و ترس و خشم بسر می برن
یا دیدن برنامه هایی که حال افراد توش بد هست, ما رو در مسیر اتفاقات بد و ناکامی های پی در پی قرار میده
و وقتی حتی یه ذره حالمون بد باشه هر چقدر خدا رو صدا بزنیم جوابی نمیشنویم و کمکی دریافت نمی کنیم
تا وقتی که از اون کاری که حالمون رو بد کرده دست برداریم و نیت کنیم دیگه هرگز اون کارو انجام ندیم
برای رسیدن به موفقیت های بزرگ راهی جز کنترل لحظه به لحظه احساسات و حفظ حال خوب وجود نداره
و هر چقدر بتونیم بیشتر در طول روز حال مون رو خوب نگه داریم و به روز بعد منتقل کنیم اون حال خوب بزرگتر و بزرگتر میشه و شدت اتفاقات خوب و جذب های زندگیمون هم بزرگتر میشه
یکی از بزرگترین و مؤثر ترین راههای خوب کردن حال, خوشحال کردن دیگران, نماز اول وقت, توبه و نیت ترک گناه هست (گناه به معنی نیت و قصد ناراحت کردن خود و دیگران)
و اگه نیت گناه و قصد تخریب خود و دیگران رو داشته باشیم همیشه گنجشک روزی و کم برخوردار هستیم و جذب های بزرگ رو تجربه نمی کنیم
و با داشتن نیت های منفی, نیت تخریب و حال بد, هر چقدر داد بزنیم خدا صدا مون رو نمیشنوه و از اتفاقات بد خلاص نمیشیم
چون جهان هستی فقط آینه ای بیش نیست
که به طرز وحشتناک دقیقی
هر لحظه داره خودمون رو به خودمون نشون میده
و راه فراری هم وجود نداره
سلام علی جان
امیدوارم هر کجا که هستی سراسر زندگیت رو اتفاقات خوب و بی نظیر پر کرده باشه و روز به روز نگاهت به زندگی مثل این پیامت عمیق و کاربردی و راهگشا باشه.
علی جان کامنتت رو که خوندم انگار فقط برای این لحظات من نوشته بودی که یعنی این جملات از جایی در فکر و قلمت جاری شده که از انرژی خالص و ناب تشکیل شده و به همین خاطر هست که تونسته اینقدر تاثیر گذار باشه و مطمئنا خیلی از افراد دیگه مثل من هم با این پیامت ارتباط خاصی رو برقرار کردند.
کمی هم به حاشیه بپردازم این که بعد از خوندن پیامت دیدم فقط 2 تا لایک خورده که واقعا شگفت زده شدم که چرا این پیام به این مهمی درک نشده و کسی باهاش ارتباط برقرار نکرده تا اینکه دیدم خانم شایسته این کامنت شما رو لایک کرده که با دیدن لایک ایشون هم به شما هم به من و دیگران اثبات کرد که این کامنت حاوی مطالب مهم و فوق العاده ای هست که امیدوار م در مورد خودم بتونم به این الهامات الهی عمل کنم و جریانی از نعمت و فراوانی رو به زندگیم جاری کنم.
همیشه سالم و سعادتمند باشی علی جان
جبنام خدای مهربون
روز اول ودوم رو باهم می نویسم
بنام خدای که توانایی خلق زندگی ام رو به من داده و من میتوانم فقط خودم رو تغییر بدم وبه مدار درست بروم
عذاب وجدان که همان احساس گناه هست یک چیز تعریف شده هست که جامعه بوجود آورده اگر ما فرهنگهای مختلف رو بشناسیم متوجه میشویم فرهنگ هر ملت با ملت دیگر فرق دارد مثلا ما غذای کله پاچه جز غذاهای مرسوم ما هست وازخوردن ان لذت میبریم درحالی که برای یک ملت فاجعه آور هست که سر گوسفند رو ببرند وبخورند
یا یک عده غذاشان سوسک کرم و لاک پشت هست و یک غذای لوکس هست براشون
اما برای ما حال بهم زدن هست
ما باید بپذیریم که توانایی تغییر هیچ کسی رو نداریم جز خودمون ما نه میتوانیم درجهت خیر ونه میتوانیم درجهت شر به افراد کمک کنیم
یک مادر شب وروز داره گریه میکنه به درگاه خداوند که فرزند محتاطش ترک کنه میبینم اگر در ۹۹درصد این اتفاق بیفته دعای مادر کاری نکرده بلکه خوده فرزند خواسته تا ترک کنه
من نمیتونم به هیچ کس کمک کنم من فقط میتوانم به خودم کمک کنم چون من توانایی تغییر سرنوشت خودم رو دارم
حتی اونهایی که از لحاظ فیزیکی نزدیک به من هستند تا خودشون نخواهند من نمیتوانم اونها رو تغییر بدم
دوستان جهان به این شکل عمل میکنه من میام به اون موضوعی که علاقه دارم کار میکنم روی خودم و خداوند افراد وادمهای که دنبال موضوعی که من دارم کار میکنم رو وارد مدار میکنه من لازم نیست کار خاصی بکنم جهان این کار رو انجام میده تا وقتی من دارم درمورد قوانین صبحت میکنم وتوی این مدار هستم افراد وارد مدار میشوند اما همینک من یا شما از مدار خارج بشیم دیگر ما همدیگر رو نمیبینیم
برای من مقرض هست این که
اگر من احساس گناه داشته باشم من ایمان دارم من یقین دارم که برای من اتفاقات بدی میفته بلا از درودیوار وارد زندگی ام میشه مغزم شروع میکنه به آلارم دادند
حالا من میام با تغییر زاویه احساسم رو خوب میکنم با خودم میگم من توانایی تغییر هیچ کسی رو ندارم احساس بد مساوی هست با اتفاقات بد من فقط توانایی تغییر خودم رو دارم سریع حالم رو خوب میکنم
خداوند توی قرآن میگه :
ما حتمن شماروازمایش میکنیم با ازدست دادن مال تون جانتون گرسنگی تشنگی
کسانی که مورد هدایت قرار گرفتند صبر میکنند میگویند ما از خدا هستیم وب سوی او برمیگردیم و اینها همان صابرین هستند همان کسانی که درمداردرست قرار گرفتند و خداوند
بر آنها دورد ورحمت میفرسته
پس ما نتیجه میگیریم که توانایی تغییر هیچ کسی رو نداریم ما نمیتوانیم به کسی کمک کنیم نه درجهت خیر ونه درجهت شر تا اینکه اون طرف خودش بخواهد
حالا اینودرک میکنم که استاد چقدر میگفت فقط روی خودتون کار کنید اما من این مدت فقط داشتم ورور میکردم برای دیگران تا اونها رو تغییر بدم وبه اونها کمک بورزم و چقدر شرک داشتم من فقط میتونم زندگی خودم رو تغییر بدم حتی به همسر وفرزندم هم نمیتونم کمک کنم اونها باید خودشون بخواند
احساس گناه از خودارزشی میاد و لیاقت رو از ادم می گیر ه
پس یاد گرفتم هروقت عذاب وجدان دارم یعنی احساس گناه دارم و دارم ازهمه چیز دور میشم وبه خودم ستم میکنم درواقع من نمیتوانم به دیگران ستم کنم من فقط میتونم زندگی خودم رو نابود یا خوشبخت کنم
من با بی ایمانی با ترسم با خشمم با ناراحتی با افسردگی دارم بخودم ظلم میکنم فکر نکنم با این کارها دارم به اطرافیان ظلم میکنم وبا این کارها بلا سرشون میاد نه من فقط دارم خودم رو نابود میکنم
قضاوت کردن غیبت کردن درمورد دیگران بازهم دارم خودم رو نابود میکنم
من اگر بخوام فردی رو تخریب کنم باز هم خودم رو تخریب میکنم این یک قانون هست
نگاه کن داری چه فرکانس به جهان میدی جهان اون فرکانس رو مانند آینه دریافت میکنه وبه تو بر میگردونه
اگر داری شکایت میکنی غر غر میکنی از همون برات میفرسته
ما هیچ وقت نمیتونیم به کسی ظلم کنیم اگر اون فرد در مدار درست باشه ظلم ما باعث رشد وپیشرفت موفقیت اون فرد میشه
حق الناس در قرآن وجود ندارد حق الناس این نیست که تو بتونی حق کسی رو بگیری و بهش ستم کنی درواقع تو داری با این کار به خودت ظلم میکنی
تو با کشتن یک نفر فکر نکن که زندگی اون طرف رو نابود کردی بدبختشون کردی تو فقط خودت رو نابود کردی خودت رو بدبخت کردی
تو نمی تونی زندگی یک نفر رو نابود کنی یا ازبین ببری این فقط توی فیلمها هست
توی واقعیت اصلا اینطوری نیست ما اگر کار خطای میکنیم درواقع به خودمون ستم میکنیم خودمون توی مدار بلا قرار میدهیم
آیه قرآن:
ما در زمین زار وزبون بودیم ما مستضعف بودیم ما بدبخت بودیم به ما ظلم شده
فرشتگان میگویند مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت میکردید پس جایگاه شما دوزخ هست
تو رفتی جایی که بلا هست بیماری هست فقر هست به تو ستم میشه بلندشو حرکت کن خودت رو تغییر بده افکاروباورهات روتغییر بده اون وقت وارد مداری میشی که ارامش نعمت سلامتی وثروت هست
هرچقدر ما فرکانس رو بهتر درک کنیم کوانتوم فیزیک رو بهتر میفهمیم
تو فقط میتونی با افکار وباورهات به خودت ظلم کنی کسی دیگه نمیتونه به تو ظلم کنه فرزندت همسرت ریست جامعه مردم
اینها نمیتوانند تو زندگی تو تاثیر بگذارند اگر تو قبول نداشته باشی وا گربه این باور داشته باشی که تنها قدرت جهان رب هست و اون رو باور کنی وتسلیم بشی اون وقت همه چیز برات حل میشه راهها باز میشه دیگران از زندگیت حذف می شند
وای خدای من چه مطالب گوهر باری من مسئول زندگی خودم هستم من توانایی تغییر سرنوشت هیچ کسی رو ندارم من میتونم به خودم ظلم کنم با داد زدنم با عصبانیتم با پرخاشگری با بدوبیراه گفتن با غر غر کردن با بدگویی پشت سر دیگران باغیبت کردنم من دارم خودم رو از موفقیت وپیشرفت دور میکنم
در لحظه ای که شروع میکنی به دیگران عشق بورزی داری خودت رو شکوفا میکنی داری خودت رو موفق میکنی
اما در لحظه ای که شروع میکنی به کینه دشمنی غیبت داری خودت رو از موفقیت دور میکنی و ازهمه چیزهای که میخواهی دور میشوی این خاصیت جهان هست چون جهان داره به صورت سیستم عمل میکنه
استاد چیزهای رو درک کردم که این سالها اصلا متوجه نبودم و هر لحظه که میخواهم داد بزنم عصبانی بشم غیبت کنم نفرت داشته باشم میگم مریم تو با این کار داری به خودت ظلم میکنی و داری خودت رو ازخوشبختی دور میکنی ظلم تو هرگز به اون طرف ضرر نمیرسونه بلکه به خودت داری آسیب میزنی
الله اکبر که تا حالا اینها رو درک نکردم ولی الان متوجه میشوم که من یک خالق هستم و خودم دارم زندگی ام رو خلق میکنم با افکار وباورهام
در مدار چهلوسوم”تحول زندگی”فصل دو
///////////////////
واقعا پای این فایل کامنت گذاشتن الان واسم سنگین به نظر میرسه…
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید
زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
استادجان ممنونم برای همه سر نخ هایی که دادی…
یادمه اون روزای اولی که تو سایت میچرخیدم جدای از شوک شنیدن فایل های توحید عملی، میدیم دوستان بین نوشته هاشون از ایه های قران استفاده کردن و گاهی ربط میدادن بحثشونو به قران و من واقعا تحسینشون کردم و از ته دددلم خواستم بشم یکی مثه اونا ، بشم یکی مثه روح سیدحسین عباسمنش.
خداروشکر چند مدتیه گذشته…الان به خودم اومدم میبینم هم رنگ شدم…
بااینکه واقعا از عربی هیچی نمیفهمیدم و ارتباطو مطالعه قرانمم زیر صفر بود
اونی که بخاد کاری رو انجام بده راهشو پیدا میکنه اونی که نخاد بهانشو …
واقعا ماجرای بز پرادایس درس ها بهم داد!
خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که منو در رحمتی بیش از پیش داخل میکنی … واقعا ابزار خوب نعمت بزرگیه … خدایا شکرت برای اینترنت…برای موبایل و همه نعمت هایی که هر روز بیشتر و بیشترش میکنی
/
شک مقدمه ایمانه و ابراهیم الگو یکتاپرستان مشرک بودبه ماه و ستاره و خورشید و سایر بت ها و موحد به یک رب.
پیش از هر چیز چقدر سیستمی بودن عملکرد جهان داره تو وجودم موج میزنه… با هیچکی شوخی نداره… هرکسی نتیجه اعمال خودش…
استادجان چند دقیقه پیش علاوه بر این فایل لایو شماره نوزدهم رو دیدم
راستش ازت ترسیدم و فک کردم چقدددر ازتون دورم
پیش ازین شما توی مخیلاتم همش بگو و بخند و ولش کن و سخت نگیر چون سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش بودین
اما توی این اجرا با یک جدیدیتی که به خودم گفتم هوووی مهدی چهارزانو بشین!
)کنایه از احترام گذاشتن و معذب بودن(
تو این لایو برخلاف اجراهای قبلی خیلی زمان کمی رو اختصاص دادین به صحبت های کاربرای انلاین و مثه یه مسلسل جملات رگباری از حنجرتون شلیک میشد به پیکره شرک آلودم!
و یک بار دیگه یادم اومد حرفتونو که گفتین این من نیستم که صحبت میکنم ، اعتبار این دیالوگ ها برمیگیرده به رب العالمین …
راستی یادم باشه در مورد توت فرنگی یه خاطره کوچولو بگم خیلی تامیم میشه دادش به صحبتاتون
///////////
از جمله جرقه ها و سرنخ هایی که بعد گوش کردن این فایل پی شو گرفتم :
ایا واقعا من یا دیگران توانایی تاثیر گذاشتن و تغییر زندگی افراد رو نداریم؟؟
ایا واقعا دعای خیر/شر در حق هیچ کس بجز خودمان تاثیری ندارد؟؟
کمی بزرگ تر ، ایا شفاعت یا وساطت دیگری در حق ما تاثیری نداره؟؟ چه در عقبی چه در دنیا؟؟؟
اول از همه منظور از تاثیر
تغییر روند زندگی به سمت سعادت یا شقاوته
وَأَوْحَیْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنْ أَرْضِعِیهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِیٓ ۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ
قصص ایه هفت
به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، چون [از ستم فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو باز میگردانیم، و او را از پیامبران قرار میدهیم
این چند مورد هر وقت سراغ قران میرم تو سرم میچرخه:
فقط به استناد یک ایه یا بخشی از ایات واسه خودت فتوی صادر نکن، چارتا ایه قبل و بعدشو بخون ببین ماجرا چی بوده که همچین دیالوگی نازل شده…
سوالات از قران رو با ایات خودش جواب و رفع ابهام بشه و قران مجموعه ای از پاسخ هایی که به پیامبر داده شده و محتوی
شنیده های حضرت محمد است
قران معجزه جاری و برنامه غیر قابل هک توسط انرژی برتر برای راهنمایی انسان نازل شده ، ایاتش برای بعضی مایه فوران نعمت و برای بعضی هبوط و نزول نقمت میشه
////////
حالا چی میشه که این دو نتیجه به وجود میاد، بگذریم…
انکه بخواهد بهش گفته میشود…
خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که هدایتم میکنی به راه درسته و اصلی نه بیراهه ها و کج فهمی ها…
//////
ماجرا از موسی ، مای فیوریتم ! شروع شد کمی هم استپ در خصوص شفاعت شفیعان تو ذهنم میچرخه …
واقعا رحم خدا خیلی زیاده وگرنه با این شرکی که گاهی متوجش میشم باید زمین بارها دهن باز میکردو منو میبلعید! اما سیستم همونقدری که سریع الجوابه صبور وبردبار هم هست…
///////
//////
یک بار دیگه تله قربانی شدن :
میدونی با توجه مکان زندگیم و یکمم گرایش و تصمیم خودم این موضوعه : هیچ کس هیچ تاثیری نمیتونه تو زندگیم داشته باشه تو وجودم به صورت منفی ریشه ای عمیق داره…
اما میشه میتونم خشکش کنم خدایا شکرت.
یکی یکی سوالات و کج فهمیامو مینویسم به امید هدایت و سعادت…
اولیش شفاعت و وساطت در دنیا و اخرت:
بارها شنیدم و یا شاهد بودم تو حرم حضرت رضا طرف فلج بوده یا بیماری لاعلاج حالش خوب شده و پاشده و رفته خونشون و حتی استان قدس یه ارشیو از سوابق بیماری افرادی که شفا یافته اند تهیه کرده و میتونین برید مطالعه و ببینید!
استادجان برای اولین بار شمه ای از جدی یتتونو تو مقدمه دوره کشف قوانین که با تمام وجود از خدا سپاسگذارم که مدارمو به شنیدن و فهم اون اگاهی ها بروسونه ، دیدم که فرمودین:
موقع شنیدن مباحث سعی نکنین منو قانع کنین یا دنبال پیدا کردن راه های نقض قانون و چیزهایی که توضیح میدم نباشید اگه جایی تضاد میبینید اون موضوع دال بر نقص در قانون نیست بعدها که مدارتون بالاتر میره و اگاهی بیشتر کسب میکنین متوجه میشید که اشتباه فکر میکردید …
از خدا میخام و تشکر میکنم که به درک اموزه های این دوره هدایتم کنه…
////////////
الان از خدا میخام ماجرای شفاعت شفیعان(تاثیر دیگران برزندگیم) و رابطه اش با فرکانس هر فرد رو بررسی و به فهم درستی برسم .
سپس گفت عبارت شفیع و یا شفاعت رو تو قران سرچ کن
غافر ایه ۱۸
وَأَنذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَهِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ کَاظِمِینَ مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَلَا شَفِیعٍ یُطَاعُ
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﺯ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻴﻢ ﺩﻩ ، ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﻛﻪ [ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺗﺮﺱ ] ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮔﻠﻮﮔﺎﻩ ﺭﺳﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﺳﺖ . ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﻫﻴﭻ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻭ ﺷﻔﻴﻌﻲ ﻛﻪ ﺷﻔﺎﻋﺘﺶ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ ، ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ
نساء ایه ۸۵
مَنْ یَشْفَعْ شَفٰاعَهً حَسَنَهً یَکُنْ لَهُ نَصِیبٌ مِنْهٰا وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفٰاعَهً سَیِّئَهً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْهٰا وَ کٰانَ اَللّٰهُ عَلىٰ کُلِّ شَیْءٍ مُقِیتاً
ترجمه مکارم شیرازی:کسى که شفاعت [ تشویق و کمک ] به کار نیکى کند، نصیبى از آن براى او خواهد بود؛ و کسى که شفاعت [ تشویق و کمک ] به کار بدى کند، سهمى از آن خواهد داشت. و خداوند، حسابرس و نگهدار هر چیز است.
انعام ایه ۹۴
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونٰا فُرٰادىٰ کَمٰا خَلَقْنٰاکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ وَ تَرَکْتُمْ مٰا خَوَّلْنٰاکُمْ وَرٰاءَ ظُهُورِکُمْ وَ مٰا نَرىٰ مَعَکُمْ شُفَعٰاءَکُمُ اَلَّذِینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِیکُمْ شُرَکٰاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَکُمْ وَ ضَلَّ عَنْکُمْ مٰا کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
ترجمه مکارم شیرازی:و(روز قیامت به آنها گفته مى شود:) همهء شما تنها به سوى ما بازگشت نمودید، همان گونه که روز اوّل شما را آفریدیم! و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت سر گذاردید! و شفیعانى را که شریک در شفاعت خود مى پنداشتید، با شما نمى بینیم! پیوندهاى شما بریده شده است؛ و تمام آنچه را تکیه گاه خود تصوّر مى کردید، از شما دور و گم شده اند!
گویا پیرامون تفسیر ۶۴ سوره نساء خیلی حرف هست…
این مقوله شفاعت کردن و واسطه قرار دادن در شیعه خیلی بیشتر و گویا در تسنن هم هست اما دلم نخاست مطالعشون کنم و حسم بد شد ازین همه کش مکش و یادم از شعر حافظ امد که گفت
میان عاشق و معشوق حجابی نیست ….
توخود حجاب خودی حافظ از میان برخیر …
اما هنوووووز نجوااها هست
مهدی چی میگی ؟ هی واسه خودت میبافی ؟؟؟
بگو ببینم پس اشاره ای که در ایه ۵۹ سوره نساء شده کلا هیچی دیگه ها؟؟؟؟!!؟؟!!؟؟
یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوٓا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ….
خدایا با تمام وجود ازت خواهش و سپاس گزارم که منو به قدرت و فهم تشخیص اصل ها از فرع ها نائل میکنی…
/
جواب مشخصه باید کل ایه هایی که با اطیعوا شروع شده رو بخونم ، مرحله بعد مشخص میشه
///////
زمان گذشت و الان ساعتای ده شبه که این متن منسجم شد:
این ایه ها واقعا زیباست و به دلم نشست
البته باید حواسم باشه گمراه نشم…و مسیری هدایت بشم که شیطان درون واسم تزئینش کرده …
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِیعُوا وَأَنْفِقُوا خَیْرًا لِأَنْفُسِکُمْ ۗ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَٰٓئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
بنابراین به اندازه استطاعتی که دارید از خدا پروا کنید و [دعوت حق را] بشنوید و اطاعت نمایید و انفاق کنید که برای شما بهتر است؛ و کسانی که خود را از بخل و حرص بازدارند بر موانع و مشکلات دنیا و آخرت پیروزند
تغابن – ۱۶
وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَآ أُولَٰٓئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّهِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
و کسانی که ایمان آوردند و [به اندازه طاقت خود] کارهای شایسته انجام دادند، اهل بهشتاند و در آن جاودانهاند، [چرا که] ما هیچ کس را جز به اندازه طاقتش تکلیف نمیکنیم
اعراف – ۴۲
////////////
ایا حضرت محمد وظیه ابلاغ را به درستی انجام داد؟
قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیْکُمْ مَا حُمِّلْتُمْ ۖ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا ۚ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ
بگو: خدا را [در همه امور] اطاعت کنید و این پیامبر را نیز اطاعت کنید؛ پس اگر روی بگردانید [زیانی متوجه پیامبر نمیشود، زیرا] بر او فقط آن [مسؤولیتی] است که بر عهدهاش نهاده شده و بر شما هم آن [مسؤولیتی] است که بر عهده شما نهاده شده است. و اگر او را اطاعت کنید هدایت مییابید. و بر عهده این پیامبر جز رساندن آشکار [پیام وحی] نیست
نور – ۵۴
وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ ۚ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ
و از خدا اطاعت کنید و از پیامبر فرمان برید، و اگر روی برگردانید [بدانید که] بر عهده پیامبر فقط رساندن آشکار [پیام وحی] است.
تغابن – ۱۲
ایا در مورد چگونگی انجام صلاه و پرداخت زکاه باید با ایات قران استناد کرد و ایا کتیبه یا بیانیه ای در موردش از پیامبر منتشر شده ؟؟
این مبحث با اینکه کلی نوشته شد در جای دیگه اما بازم هنوز …
وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید، و این پیامبر را اطاعت کنید تا مورد رحمت قرار گیرید.
نور – ۵۶
////
سوره نور رو باید خوند و عمل کرد
سُورَهٌ أَنْزَلْنٰاهٰا وَ فَرَضْنٰاهٰا وَ أَنْزَلْنٰا فِیهٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ
ترجمه مکارم شیرازی:(این) سوره اى است که آن را فرو فرستادیم، و(عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنى نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید!
ترجمه انصاریان:[ این ] سورهاى است که آن را [ از اُفق دانش خود ] فرود آوردیم و [ اجراى احکام و معارف آن را ] لازم و واجب نمودیم و در آن آیاتى روشن نازل کردیم، تا متذکّر و هوشیار شوید.
////////////
اول متن به ماجرای شفا یافتن در حرم حضرت رضا صحبت شد
به طور کل میشه گفت : کلا نمد هولاء هولاء من عطا ربک…
هرچی بخای هرجور بخای بهت داده میشه
من به جواب رسیدم خدایا شکرت . شما دوست عزیز اگه تمایل داشتی اول مکالمه استاد با ابراهیم عزیز مدیر فنی سایت رو گوش کن
بعدش هدایت میشی
و این سوالو برای شروع بپرس از خودت ایا تابحال فردی که از دنیا رفته رو خواب دیدی؟چی بهت گفته ؟
ایا تا بحال کسی خواب شمارو دیده؟خودت آگاه بودی که رفتی بخوابش؟
ازینا بگذریم…
خیلی جالبه تو ماجرای حضرت نوح که خواست شفاعت پسرشو کنه خیلی قبلتر خدا بهش گفته شفاعت و واسطه گری کافران رو بذار کنار
وَ اِصْنَعِ اَلْفُلْکَ بِأَعْیُنِنٰا وَ وَحْیِنٰا وَ لاٰ تُخٰاطِبْنِی فِی اَلَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
هود ایه ۳۷
ترجمه مکارم شیرازی:و(اکنون) در حضور ما و طبق وحى ما، کشتى بساز! و دربارهء آنها که ستم کردند شفاعت مکن، که(همهء) آنها غرق شدنى هستند
اما گویا وقتی دیده پسرش داره غرق میشده دلش خواسته نجاتش بده و لحظه اخری و چارتر سوار کشتی بشه که ایه نازل شد:
قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ ۖ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ ۖ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ۖ إِنِّیٓ أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ
خدا فرمود: ای نوح! به یقین او از خاندان تو نیست، او [دارای] کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز میدهم که مبادا از ناآگاهان باشی.
هود – ۴۶
و اینجاست که شاعر میگه پسر نوح با بدان بنشست
که بااااااااااز آآآآآید به کنعاااااااااان غم مخورررررر
من فهمیدم همه بدیا از همین حزن و غم و اندوه شروع میشه
بیخیال کی به کیه دو دوتا پنج تا
طبق قوانین بدون تغییر الهی این منم که با فرکانس هام زندگمو خلق میکنم نه کسی میتونه تو زندگیم تغییری ایجاد کنه نه من میتونم تغییر در روند زندگی دیگران ایجاد کنم ، مگر باور کنیم که غیر این موضوع ممکنه .
مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَن یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ وَلَوْ کَانُوا أُولِی قُرْبَىٰ مِن بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ
توبه ایه ۱۱۳
ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﻧﻴﺴﺖ ﻫﻴﭻ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮی ﻭ (ﻧﻴﺰ) ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎﺍﻳﻤﺎﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺩﻭﺯﺥ ﺍﻧﺪ، ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ؛ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﺎﺷﻨﺪ
/
و همونطور که قبلا نوشته شد نوح درخواست بیجایی داشته اما بلافاصله عذر خواهی وتغییر رویه داد :
/
قَالَ رَبِّ إِنِّیٓ أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لِی بِهِ عِلْمٌ ۖ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِیٓ أَکُنْ مِنَ الْخَاسِرِینَ
هود۴۷
نوح گفت: ای پروردگارم! من از اینکه چیزی را که به آن علم ندارم از تو بخواهم به تو پناه میبرم و اگر مرا نیامرزی و بر من رحم نکنی از زیانکاران خواهم بود
//////////
استاد دیدگاهتو دوست دارم … علمی که بهش رسیدی رو قلبم تائید میکنه و گاها شک میکنم و بعد تحقیق ایمانم به آموزش هاتون بیشتر میشه
مباجثی که تشریح کردی رو شنیدم و از خدا سپاسگذارم که کمکم میکنه در زندگیم اجرا کنم …
ارادتمند
مهدی وثوق
+۱۶۷
سلام دوست عزیزم
این فایلی که گفتی مکالمه استاد با مدیر فنی سایت رو من نتونستم پیدا کنم
میشه راهنماییم کنی
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت اینکه قدرت خلق زندگیمو به خودم داده
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در مسیر هدایت الهی که نشانه اش احساس خوب من است
در جهانی که قانونش فقط و فقط دادن بازخورد به باورهای من است و فرکانس های غالب من
و فقط و فقط به فرکانس هر لحظه ی من پاسخ میده ،خب بایدم ظلم فقط و فقط به خود باشه ولا غیررررررر ،
اگر که من آگاه باشم به اینکه جهان فقط داره به فرکانس من پاسخ میده در هر لحظه و از موجودیت فرکانسی خودم مطلع باشم و به این قانون که احساس خوب =اتفاقات خوب و احساس بد =اتفاقات بد ایمان داشته باشم دیگه به این واقفم که با هر دلیلی دستم رو بکنم تو آتیش ،میسوزم و اصلا مهم نیست که چقدر دلیل منطقی دارم برای این کار
وقتی آگاه باشم به اینکه خداوند دقیقا فرکانس های منه ،وقتی آگاه باشم که خداوند مثل ابیه که من ظرفش رو با فرکانس هام مشخص میکنم ، خیلی برام راحت تره کنترل ذهن و بودن در احساس خوب بزرگترین اولویت من ،اصن مهم نیست که چقدرررررررررر حق با منه ،
اصن مهم نیست که چندین بار به من خیانت شده
اصن مهم نیست که چندین بار مورد ظلم واقع شده
اصن مهم نیست که چندین بار قربانی شدم
مهم اینه که اگر من نتونم به هر دلیلی به احساس بهتری نرسم و احساس بد رو ادامه بدم،جهان منو له میکنه ،اما آیا خداوند منو له میکنه ؟؟؟ خیییییر فرکانس های من منو له میکنه
اگر بارها و بارها به من خیانت شده و حقم خورده شده یا قربانی شدم ،یا هر چیزی که هست ،همه و همه بخاطر اینه که من خودم رو با فرکانس هام در مدار این آدم های داغون قرار دادم و خداوند هم خداوند عدالت و کبوتر با کبوتر و باز با بازه ،
اگر که کلی بلا سرم اومده باید بدونم که من به خودم ستم کردم چون نتونستم ذهنم رو کنترل کنم و در مسیر خداوند باشم و قاطی روابط ناسالم و ادمای ناسالم توی کسب و کار و بیماری و مشکلات شدم ،
اما آیا خداوند این کار رو کرد ؟؟؟خییییییر
فرکانس های من خداوند رو به شکل بیماری و فقر و ستم و ظلم به من وارد تجربه ی زندگیم کرد ،چون خداوند همه چیزه و به هر شکلی که من میخوام وارد تجربه ی زندگیم میشه
خداوند نیتش برای تمام بندگانش پاک و خوبه
اما این رابطه دو طرفس و منم باید بخوام که اجابت کنم
معلم برای همه دانش آموزا خوبی میخواد و زمان میزاره ،اما برای موفق شدن اون دانش آموز خواستن معلم اصلا مهم نیست ،بلکع مهم خواستن خورده اون دانش آموزه ،
اصلا مهم نیست که خداوند برای بنده هاش خوبی میخواد به هیچ عنوان مهم نیست تا زمانی که من برای خودم بخواهم چیزی که خدا برای من میخواهد ،
اون تو کارای من دخالت نمیکنه ،چون اگر این کار رو بکنه ،خودش و قانونش رو زیر سوال برده ،و توانایی خلقی که به من داده رو زیر سوال برده و قدرت اختیاری که به من داده رو زیر سوال برده ،
چند سال پیش که درگیر روابط ناسالم بودم و چقدر اوضاع من داغون بود و همه چی سیاه بود و حال من بد از این همه تنوع و این همه آدمای مختلف و این روابطی که منو ارضا نمیکرد داشت منو بیمار میکرد هرروز بیشتر داشت منو بیمار میکرد ،هر روز تنوع طلب تر هر روز گناه رو لذت بخش تر میدیدم
سوال !!!؟؟؟ ایا خداوند یا اون افراد به من ظلم کردن ؟؟؟
آیا اون شخصی که به من خیانت کرد به من ظلم کرد ؟؟؟!!!یا من با فرکانس های ارسالیم این شخص رو وارد تجربه ی زندگیم کرده بودم ؟؟؟
اگه برگی در این نظام آفرینش بی اذن الهی به زمین نمی افته ،وخداوند هم عادله و اینه ی باورهای من ،پس آیا این شخص شانسی وارد زندگیم شد؟؟؟ اگر هیچ چیزی بدون اجازهی من وارد تجربه زندگیم نمیشه ،پس اون شخص چطوری وارد زندگیم شد ؟؟؟غیر اینه که من با فرکانس هام اون شخص رو وارد تجربه زندگیم کردم ؟؟؟
چرا از وقتی که فرکانس های من جنسش عوض شد ،چرا وقتی که خداوند رو درست شناختم و طبق قانون پیش رفتم
الان دوساله که کسی نیست که به من خیانت کنه
کو اون اشخاصی که مثل من مریض رابطه بودن ؟؟؟
کو اون اشخاصی که به من ظلم کردن ؟؟؟اونا ظلم کردن ؟؟؟نه من ظلم کردم به روح الهی خودم که اجازه دادم با فرکانس هام که این اشخاص وارد زندگیم بشن ،من یادم رفته بود که وجود من خیلی باارزش تر از اینه که انقد در معرض چیزهایی قرارش بدم که با ذات الهی من در تضاده ، هر چند صدهزار مرتبه شکر بابت همون روزها و همون ضربه ها و همون حال خرابی ها و همون خدا نشناسی ها ،
من یادم رفته بود که من عواطف و احساساتم نیستم ، من یادم رفته بود که من ذهن و افکارم نیستم ،بلکه من همون آگاهیم در لباس جسم و ناظر بر افکارم ،
چرا الان همه چیز تغییر کرده ؟؟؟
چرا الان من روابطم سرشار از عشقه ؟؟؟واحترام
خداوند عوض شد ؟؟؟ اون افراد عوض شدن ؟؟؟
نه خداوند همونه و اون افراد هم شاید همون باشن و شاید هم نباشن ،اما یک چیز تغییر کرد
نگاه من باور من به خداوند و قوانینش و قدرتی که به من عطا شده .
خدایا کمک کن تا در مسیر تو حرکت کنیم
خدایا به ما تعهد بده تا با تمام وجود تمرکز کنیم روی خودمون و حواشی رو بزاریم کنار
درسته که همه چیز و گفتم منم و منم و فرمانی من ، اما صاحب من من بدون هدایت تو و کمک و لطف و رحمت تو عاجزترینم در کنترل ذهنم و ادامه ی مسیر ،
من نمیدانم تو میدانی
من نمیفهمم تو میفهمی
من ناتوانم تو توانایی
من عاجزم تو قدرتمندی
تو به من بگو من خواستم مشخصه و بقیش با تو
منو بزار روی دوشت ، من آدم سختی و رنج نیستم ،نو کارهامون انجام بده ،تو به من بگو من طرف خودم رو انجام بدم ، تو به من بگو
من فقط سپاس گزارم و سعی میکنم باورهای خوب بسازم و احساس خوب و رضایت از زندگیم رو هر لحظه بیشتر کنم البته با کمک و هدایت تو ،اصن سمت من و تو نداره ،هم سمت منو انجام بده هم سمت خودت رو
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
سلام دوست عزیز
چقدر کامنت تون برای منم بود
چقدر خوب گفتین من آگاهی هستم در لباس جسم
واقعا هرچه کنی به خود کنی
منم از وقتی فهمیدم خودم خواستم که شده ایمان آوردم ما خودمون نویسنده سرنوشتمان هستیم
از اینجا به بعد زندگی میخوام برای خودم زندگی بدون ترس و دغدغه و اضطراب بسازم میخوام دیگه به خودم ظلم نکنم تا دیگران هم ظلم نکنند.
چقدر خدا را شکر بابت استاد و سایت و دوستان و اینکه قابلیت دنبال کردن کامنت بچه هاست و من شما رو انتخاب کردم و از کامنت هاتون فیض میبرم.
شما به درجه نگاه معنوی به خدا و اتفاقات و زیبایی ها رسیدید
البته که منم خیلی رابطه م با خدا عوض شده و عشق جان صداش میکنم
چقدر از خود سرزنشی دست برداشتم و دیگه سرزنش از دیگران نمی شنوم
چقدر با خودم یگانه شدم و دیگران هم دیگه دورویی نمی کنند
چقدر حال و احساسم رو کنترل میکنم و اتفاقات زیبایی رو جذب میکنم
باز هم از کامنت زیباتون متشکرم
در پناه حق خوشحال و ثروتمند باشین
دومین روز سفر تحول زندگی من: ظلم به خود
سلام بر تنها قدرت وفرمانروای ما
سلام بر عزیز دل خدا فرزانه جونم
سلام بر همه شما شما عشق های خداوند
سلام بر پادشاه و ملکه سرزمین عباسمنش
ماجرای روز دوم سفر: ظلم به خود در قرآن
ما باید باور کنیم وبپذیریم که :
1. ما توانایی کاملی بر خلق زندگی دلخواهمان در تمام جنبه های زندگی مان را داریم
2- ما از ایجاد هر تغییری در زندگی دیگران- خواه در جهت مثبت-خواه در جهت منفی- ناتوانیم.
براساس قرآن:
مورد اول استغفار و دعا:
هر دعای خیری که می کنیم به خودمون برمیگرده: این یه قانونه
اگر کسی در مدار درست باشه نیازی به دعای ما نداره ، چه دعا کنیم چه براش دعا نکنیم او در مسیر خوشبختی قرار میگیره.
براساس نگاه سیستمی خداوند: اونی که خوبی میکنه ف خوبی به خودش برمیگرده و اونی که بدی میکنه به خودش برمیگرده- این سیستم یک آینه است که به تو بازخورد میده.
این جهان کوه است وفعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
هرکسی نتیجه اعمال خودش را میگیره.
اینکه فکر کنیم خودمون از خداوند آمرزش نخوایم وبریم از کسی بخوایم واسطه بشهبرامون دعا کنه =شرک
ماجرای دعای حضرت ابراهیم برای پدرش= اگر میدونی کسی در مدار نیست براش دعا نکن ازش بیزاری وتبری بجوی ودوری کن وباهاش بحث نکن که وارد مدارش بشی وازش دور شو.
پیامبر اگر چیزی رو میگه داره امر خدا را میگه
خودت برای خودت طلب آمرزش کن
باید خودمان مستقیما از خدا طلب آمرزش کنیم وکسی را واسطه قرار ندهیم
از خدا طلب آمرزش کن و خدا توبه پذیرمهربان هست.
خیانتکاران=خیانت به خود= ستم به خود
کسی رو نمیتونیم حقش رو بخوریم اون دنیا هم هست=این دنیا در مقابل اون دنیا مثل یک چشم بهم زدن است( قطره در مقابل اقیانوس).
111 نسا= هر کسی مرتکب گناهی شود فقط به خود ستم کرده
112 نسا= هر کسی مرتکب گناهی شود و آنگاه به بی گناهی تهمت بزند گناه اون فر هم به گردنش هست.
تو مسئول اعمال وافکار خودت هستی
113 نسا= هر کسی بخواهد به تو ضرربزند چون تو وصل به خدا هستی وبحث نکردی باهاشون به ضررخودشان شد.
هر کسی بخواد به دیگری ضرربزنه به خودش ضرر زده.
مدارت با آنها جداست واز آن ها دوری کن.
خدا فاسقان را هدایت نمیکند
تا نگردی آشنا زین چرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
کسی که باور داره خزائن آسمان ها وزمین در دست خداوند هست. چه نیازی به دیگران داره که تحریمش کنند یا نه .
هرکسی بخواد به ضررمن کارکنه به نفع من کار میکنه
اگر گناهی مرتکب بشم فقط به خودم ستم میکنم نه هیچ کس دیگه.
مورد دوم: حق الناس
این کلمه در قرآن وجود ندارد.
اگر حق الناس به معنای اینکه اگر ما حق کسی را بگیریم و سرنوشت اش را تغییر بدهیم بدبخت میشود در قرآن نیست.
اگر بدی در حق دیگران کنیم به خود بدی کردیم نه دیگران ودیگران بسته به مدار وباورهاشون بستگی داره. اگر ظلم مارا باور نکنند براش اتفاق نمیفته.
تا مظلومی نباشه ظالمی بوجود نمیاد=فردمظلوم هم خودش خدارا باور نکرده. کسی که از کسی بترسه اومیتونه کنترلش کند.
اگر کسی فقط از خدا بترسه کسی نمیتونه بهش ظلم کند.
فقط خداست که گناهان را می بخشد. خدا آمرزنده ومهربان است.
نگاه قرآن اینه که حتی قتل انجام بدی تو به خودت ستم کردی و حق الناس در قرآن وجود نداره.
خداوند ذره ای به مردم ستم نمیکند ولی مردم به خودشون( الناس= ذات مردم= خودفرد) ستم میکنند. نه اینکه مردم به مردم ستم می کنند یعنی ظلم به خود میکنند.
کسی که فکر میکنه کسی میتونه چشم اش بزنه داره به شیطان قدرت میده=شرک
ما با بائرها و فرکانسامون وارد مدارهای مختلف می شویم نه هیچ کس دیگه.
ما مدارمون را با باورها، افکار وکانون توجه مون میسازیم= ما میتونیم مدارمون رو تغییر بدیم ما فقط میتونیم خود را خوشیخت یا بدبخت کنیم.
اگر از شرایطی ناراضی هستیم باید روی باورهامون کار کنیمتا بریم در مدار بهتر و به جا وشرایط بهتر هدایت بشم. واولین هجرت هجرت درون هجرت فرکانسی است به نظرم.
اتفاقا تو روز دوم سفرم از جایی که فکر نمیکردم یک نفر بهم پیام داد جهت مشاوره بعداز 6 ماه که مشاوره وشاگرد نداشتم.
واقعا خدایا شکرت هزاران مرتبه شکرت
خدایا شکرت بابت قوانین بدون تغییر ت.
خدایاشکرت بابت دست های مهربونت.
خدایاشکرت بابت استاد وخانم شایسته که با سخات این آگاهیها را با ما به اشتراک میزارن.
خدایاشکرت بابت دیدگاه های تاثیرگذار دوستان عزیزم.
خدایاشکرت بابت تمام لحظه های زندگیم.
خدایاشکرت بابت قانون احساس خوب که من حالم رو خوب نگه دارم وفقط روی خدا حساب کنم وقدم هام رو بردارم کم کم پام رو از روی ترمز هها بردارم و تکاملم رو طی کنم خود به خود به صورت طبیعی نعمت وارد زندگیم میشود
سپاسگزارم خداجون از طرف عزیزدرددانه ات فرزانه
27/6/99