این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-23 05:42:152025-12-17 05:25:19«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به تو دوست عزیزم که داری این کامنت منو میخونی
در فایل قبلی از روز اول سفرنامه که مربوط به احساس گناه بود اشاره کردم به این که من دو ترمز بزرگ احساس گناه و حساس قربانی بودن رو دارم اونم در حد بسیار بسیار زیاد ینی در حدی که حاضرم بخاطر این احساس قربانی بودن جونمم بدم و بمیرم و مردم بگن آخیش،گناه طفلکی اینقدر اذیتش کردن تا مرد
اون وقت دیگه نمیتونم از فرصت زیبای عمری که خدا بهم داده استفاده کنم و لذت ببرم و به آرزوهام برسم یعنی یجورایی انگار میخوام در حسرت بمیرم
این احساس قربانی بودن در من خیلی پاشنه آشیل بزرگیه واقعا داره منو نابود میکنه نمیدونم تا به کی میخوام این حقارت رو تحمل کنم اما خوبیش به اینه که شروع کردم به تغییر درسته دست و پا شکسته اما به هر حال شروع کردم دیگه
حتی همین الان که دارم میگم من شروع کردم به تغییر شیطان ذهنم بیکار نمیشینه میگه آره جون خودت کدوم تغییر تو همون
این شیطان بهم میگه تو آدم تغییر نیستی که اگر بودی تو این چندسالی که تو سایت بودی تغییر میکردی
اما من باید یه مشت بزنم تو دهن این شیطان و بهش بگم درسته که من چندساله تو سایتم و هر روز دارم فایل گوش میدم اما بالاخره یه روزی هم میرسه که تکامل من طی میشه و من میشم همون آدمی که خودم میخوام فقط باید تو مسیر بمونم و فقط باید جا نزنم فقط باید انگیزه هامو حفظ کنم
من قربانی شرایطم چون میترسم از تغییر میترسم از اینکه اگر دیگه قربانی نباشم دیگه کسی منو تایید نکنه کسی بهم نگه چه زن بساز و خوبی
آره من قربانی شرایطم
من مظلومم
اما طبق قانون خودم خواستم اینجور باشه وگرنه تا مظلومی نباشه ظالمی نخواهد بود پس این منم که این روی بد همسرم رو برانگیخته میکنم وگرنه همسر من اتفاقا هیلی مرد مهربونیه اگر نبود که با دیگران خوب نبود
ولی اون با دیگران خوبه ک با تنها کسی که بده فقط منم
من هستم که باید از توی این سیکل معیوب بیام بیرون و خودمو نجات بدم و خودمو دوست داشته باشم
این ردپا رو اینجا گذاشتم که در پایان سفرنامه بفهمم از چا اوضاع داغونی به کجا رسیدم
یجورایی من رو به اصلِ خودم، به روح خودم، به خدای خودم برگردوند..
باور های مناسبی که از این فایل دریافت کردم و باید جایگزین باورهای نامناسب قبلیشون کنم..
• من هر دعای خیری که برای دیگران میکنم، و یا بلعکس دعا و خواستنِ شَر برای دیگران، دقیقا همون رو در زندگی خودم دعوت میکنم، چون در فرکانسش بودم..
• قانون: این دنیا مثل آینه عمل میکنه، هر آنچه که میفرستی با فکرت، قلبت، گوشهات، دهانت، چشم هات، از جنس همون رو وارد زندگیت میکنه
• اگر به خداوند ایمان و توکل داشته باشی، و تنها به او قدرت دهی و بر روی او حساب کنی، هیچ جانبنده ای قدرت آسیب رساندن یا به قول خودمون چوب در چرخ تو فرو کردن رو نداره
و این انتخاب خودته که قدرت رو بدی به اونا یا به خدا
اگه به اونا بدی که آن هارا مجاز میکنی چوب لای چرخت کنن، و اما اگر قدرت رو به خدا بدی و روی بنده هاش حساب نکشی، ن فقط نمیتونن بهت آسیب بزنن، بلکه به تو کمک هم خواهند کرد..
• دوستان ینگاه به زندگی خودمون بندازیم و واقعا دو دوتا چهارتا کنیم، چقدر برای مردم خیر میخواستیم و چقدر شر، چقدر بجای تحسین، حسادت کردیم، چقدر میتونستیم درست فکر کنیم ولی اشتباه فکر کردیم، چقدر قضاوت اشتباه داشتیم و…
بیاییم درست فکر کنیم، پاک فکر کنیم، اصلا راجب دیگران فکر نکنیم، قضاوت نکنیم، اگر نمیتونی برای دیگران خیر بخواه، حداقلش بهشون فکر نکن ک فرکانس حسادت و کمبود رو ارسال نکنی..
• ما نه در جهت خیر و ن در جهت شر، هیج تاثیری بر زندگی دیگران نداریم
چون خودمون خالقِ زندگی خودمونیم، هر فردی خودش خالق شرایط خودشه
اونی که مادام اتفاق خوب براش میوفته به این معنی نیست ک خدا به اون نظر کرده و یا خاصه در نزد خدا، بلکه اون با باورهاش، ایمانش، کانون توجهش و… در مداری قرار گرفته که نعمت ها و اتفاقات خوب هست
ماهم اگر خواهانِ این امریم باید باور ها و فرکانس هامون رو تغیر بدیم بعد خودبخود در جایی قرار میگیریم که فقط ثروت، روابط عالی، دوستای عالی، نعمت ها، سوپرایز ها و اتفاقات عالی اونجا هست
• خداوند از درون ما آگاهه
روی خدارو نمیتونی کلاه بزاری، اگر از بنده های خدا در دلت ترس داری، روشون حساب میکنی، احساس درونت بده، با خودت در صلح نیستی
دوستِ من، نمیتونی با کلامت بگی من فقط روی خدا حساب میکنم، ترسی ندارم از کسی، احساسم خوبه و…
امروز به این نتیجه رسیدم وقتی استاد میگه موندن تو این راه تعهد میخواد ، جهاد اکبر میخواد واقعا همین طوره . شاید اولش ظاهرا ساده باشه و بگی کاری نداره که ! ولی تو طول این مسیر میبینی که واقعا باید قلبا بخوای که متعهد باشی .
من امروز دوباره به خودم قول دادم که تو تک تک روزای این سفر تعهدمو حفظ کنم ، اینو باهم یادآوری کنیم که این به معنی کمال گرایی نیست که اگه لحظه ای حواست پرت شد خودمونو سرزنش کنیم تا در معرض ناخواسته های بیشتری قرار بگیریم بلکه باید تلاش کنیم هر روز بیشتر از روز قبل و هر لحظه بیشتر از لحظه ی قبل متعهد باشیم .
مثل روز قبل اول نکته هایی که از این فایل برام هایلایت شده بود باهاتون به اشتراک میذاریم :
💡تغییر انچه فکر میکنی تو نقشی در ایجادش نداشته ای ؛ تقریبا غیر ممکن است .
💡اصل : تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا بازتاب باورها و فرکانس های خودمان است .
با پذیرفتن این اصل آیا موضوعاتی مثل بخشیدن یا نبخشیدن فردی که او را مقصر میدانی همچنان برایت موضوعیت خواهد داشت ؟
آیا همچنان بخش اعظمی از انرژی ، تمرکز ، توانایی و زمانی که باید صرف تحقق خواسته هایت نمایی صرف خواهی نمود تا ثابت کنی که یک قربانی و مظلوم هستی ؟
💡تمام تمرکزی که با هر دلیل ، منطق و استدلالی صرف یافتن مقصر یا اثبات تقصیر می شود یک فرکانس ناخواسته ، یک احساس بد است ؛ که ناخواسته ی دیگری را می سازد که اتفاق بدِ بعدی را برایت خلق میکند .
💡باز هم «حق به جانب بودن» مهم تر از «احساس خوب داشتن» است ؟
💡وقتی بپذیری تو بدون استثنا خالق زندگیات با فرکانس هایت هستی ، همه ی حاشیه های زندگیت حذف می شود ⬅ نمیتوانی عوامل بیرونی را مانعی بر سر راه خواسته هایت یا عاملی برای دستیابی به خواسته هایت بدانی … مگر توحید غیر از این است ؟
💡توانایی و خاصیت خداگونه ی تو همواره تو را در زمان مناسب ، در مکان مناسب قرار خواهد داد .
💡خاموش کردن نجواهای شیطانی [ برگرفته از سفرنامه ی یکی از دوستان ] : خود شیطان به روشنی و به وضوح میگه که وعده ی من دروغه ، من گولتون میزنم ، نجواهای من الکیان ( آیه ۲۲ ، سوره ابراهیم )
💡تغییر اساسی در زندگی وقتی شروع میشه که دو تامفهموم رو بفهمیم ، درک کنیم ، باور داشته باشیم :
ما توانایی کاملی بر خلق زندگی دلخواهمان داریم .
ما از ایجاد هرگونه تغییر در زندگی دیگران ( در جهت مثبت یا منفی ) ناتوانیم .
💡توانایی ما در خلق زندگی خودمونه و نه زندگی دیگران .
💡بی آنکه آگاه باشی منشاء و آبشخور اصلی ترین ناخواسته های زندگیت ، دو ترمزِ : احساس گناه _ احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن
💡تا زمانی که این دو ترمز بخشی از باورها ، فرکانس ها و کانون توجهات است ؛ ماجرای این ناخواسته ها تمامی ندارد .
💡تمام آنچه جهان درباره ی ما درک میکنه و بهش پاسخ میده فقط و فقط فرکانس ماست . ( نه کلماتمون و نه هیچ چیز دیگه )
💡جهان یک دستگاه مبدله که فرکانس های دریافت شده رو به اتفاقات و شرایط هم اساس و هم سنگ با باورها ، فرکانس ها و کانون توجه مان تبدیل میکنه .
💡هرکسی نتیجه ی اعمال خودشو میگیره .
💡کسی که مدار رو میشناسه ، فرکانس رو میشناسه ، قوانین خداوند رو میشناسه میدونه که این قوانین با حرف من تغییر نمیکنه .
💡این دنیای ما به اندازه ی حتی یک پلک زدن در برابر ابدیتمون نیست .
💡تو مسئول اعمالت و افکارت هستی ؛ و نه کس دیگه !
💡( خداوند خطاب به پیامبر ) آنها دشمن تواند از آنها دوری کن ، بحث نکن ، درگیر نشو ، اعصاب خودتو خورد نکن ، آرامشتو حفظ کن .
هیچ وقت نگفته که پس توام با اونا دشمن باش ❎
مدار اونا جداست ، کاری بهشون نداشته باش .
💡ما اگر به کسی ظلم میکنیم ، داریم به خودمون ظلم میکنیم .
💡اگر من باور داشته باشم که خداوند به من کمک میکنه ، که تنها فرمانراوی قدرتمند جهان الله … من دیگه نگران نیستم ، از کسی نمیترسم .
کسی که از کسی میترسه اون طرف میتونه اذیتش کنه .
💡خودت هستی که مدارت رو با افکار و باورهات به وجود آوردی نه کس دیگه !
💡ما فقط خودمون رو میتونیم خوشبخت یا بدبخت کنیم .
💡اگه بی ایمان باشی ، حرکت نمیکنی .
این فایل هم مثل هر فایل استاد پر از نکته بود و ۱۲ صفحه از دفترمو به خودش اختصاص داد😀 به نظرم بحث به کار بردن توحید در عمل خیلی خیلی گسترده اس و پر از آگاهی ، به خاطر همینه که اصل و اساس خوشبختی اینه که بتونیم توحید رو واقعا در عمل یه کار ببریم و در زندگی یکتاپرست باشیم .
امروز که مطالب روز دوم سفر رو میخوندم این به ذهنم رسید که یکی از صفاتی که خداوند خیلی قاطع و مطمئن درمورد خودش به کار برده ، عادل بودنشه .
عادل بودن خدا فقط و فقط وقتی که قانون رو باور کنیم درست درمیاد .
این عدالتی که خدا ازش حرف زده همینه .
همین که من قدرت کامل برای خلق لحظه به لحظه ی زندگیمو دارم . ( خدایی که قدرت مطلق جهانه این قدرت رو به دست خودم داده )
عدالت خدا اینه که من نمیتونم روی زندگی و سرنوشت هیییچ کس اثر بذارم به جز خودم .
من نمیتونم کسی رو خوشبخت یا بدبخت کنم .
و برعکس کسی هم توانایی اثر گذاشتن رو زندگی منو نداره ، نه دعای اونا تو زندگیم اثر داره نه نفرینشون .
حتی وقتی من باکسی حرف بزنم و حرفای من اونو متحول کنه بازم من کسی نبودم که باعث تغییر زندگیش شدم ، به دو دلیل :
یک اینکه ، خود اون فرد خواسته ، و چون خودش خواسته بعد از حرفای من زندگیشو تغییر داده .
دوم هم اینکه ، با اینکه اون حرفا رو من بهش زدم ولی در واقع من فقط یه وسیله بودم که خدا از طریق من بندهاشو هدایت کنه ، من نبودم هم قطعا از یه طریقی این کارو انجام میداد .
نکته ی دیگه ای که تو متن بهش برخوردم این بود که وقتی به این حد از توحید برسی و نه به خودت ( برای تغییر زندگی بقیه ) و نه به دیگران ( برای تاثیر روی زندگی تو ) قدرت ندی ، اون وقته که هیچ عامل بیرونی رو سد راه رسیدن به خواسته هات یا عامل دستیابی به خواسته هات نمیدونی .
یعنی چی ؟
وقتی من به این باور رسیده باشم
مثلا فلانی به من قول داده کارمو راه بندازه ، اگه این کارو نکنه ؛ من بهم نمیریزم ، چون من اونو عامل رسیدن به خواستم نمیدونم و اینکه کارمو نکرده سد راه من هم نخواهد بود ؛ چون بقیه قدرت خوب یا بد کردن زندگی منو ندارن ، اون نشد قطعا خدا از یه راه دیگه منو به خواسته ام میرسونه .
اون وقت کمک کردن یا نکردن بقیه انچنان برامون مهم نمیشه چون اونا نه عامل موفقیت مان ( که اگه نباشن موفق نشیم ) و نه میتونن سد راه ما بشن ( که اگه باشن به خواستمون نرسیم )
دلم میخواد تا جایی که میتونم توحید رو تو زندگیم عملی کنم ، وقتی بتونی واقعا موحد باشی اون وقته که به هیچ کس جز خدا قدرت نمیدی و وقتی به هیچکس قدرت ندی پس ترسی هم از کسی نخواهی داشت .
یه چیز دیگه که فهمیدم و یه مدتی هست که میخوام درستش کنم اینه :
وقتی کسی با من هم عقیده نیست ، فقط باید اعراض کنم .
بحث نکن❎
درگیر نشو❎
سعی نکن قانعش کنی❎
این کار هم اعصابتو بهم میریزه و ناخواسته های بیشتری به زندگیت میاره .
هم اینکه همون طور که استاد گفت در مدار غلط که باشی هر چیزی رو که بفهمی اشتباه برداشت میکنی .
حالا من کسی رو میبینم که این قانونو نمیدونه ، راهو داره اشتباه میره ، با من هم عقیده نیست ، علاقه و برنامه ای هم برای تغییر نداره … من هرچه قدرم باهاش بحث کنم ، بخوام ثابت کنم حرفام درسته ، چرا نتیجه ای نداره ؟ چون اون چون تو مدار دیگه ایِ هرچی هم من بگم طور دیگه ای برداشت میکنه .
ماها معمولا با بقیه بحث میکنیم چون فکر میکنیم ممکنه بتونیم تهش اونو با خودمون همراه کنیم ، قانعش کنیم ، این امید رو داریم که تهش قراره حرفای منو قبول بکنه … حالا اگه بفهمیم اون آدم چون تو مدار دیگه ایِ اون طور که خودش بخواد برداشت میکنه از حرفامون و در واقع نمیشنوه چیزی که میخوایم بگیم ، بازم این قدر بحث میکنیم ؟ خودمونو درگیر میکنیم ؟
از این به بعد هر وقت دیدم نظر کسی مخالف من هست ، قبل اینکه بخوام مثل همیشه تلاش کنم تا اون حرفامو قبول کنه ، قبلش به این فکر میکنم که تا وقتی خودش نخواد زندگیش تغییر نمیکنه .
همون طوری که شیطان نمیاد یقه ما رو بگیره بندازه وسط گناه ، خب ما هم نمیتونم کسی رو مجبور کنیم که الا و بلا این راه درسته بیا باهم بریم 😐 اونم تا وقتی که خودش نخواد این راهو نمیره پس بحث کردن چه فایده ای داره ؟
یه جمله ی طلایی که استاد داره
✅هیچ اشکالی نداره اگه شما با من هم عقیده نباشین ، نیازی هم نیست که هم عقیده باشیم .
البته اینکه کسی مثل ما فکر نمیکنه به این معنی نیست که اون اشتباه فکر میکنه . یه بار استاد گفت که شاید بی نهایت راه برای خوشبختی تو این دنیا وجود داشته باشه .
ولی خب بازم قرار نیست ما همه ی این راه ها رو بدونیم و همه شو بریم .
من وقتی یه راه رو پیدا کردم و باور کردم که راه موفقیت همینه تنها کاری که باید بکنم اینه که اون مسیر و با تمام وجودم باور کنم و تو همون مسیر بمونم
( برای موفقیت کافیه بیست قدم در یک مسیر برداری ولی کاری که عموم مردم میکنن اینه که یک قدم تو بیست مسیر برمیدارن )
ما فقط باید تو مسیر خودمون بمونیم ، صبور باشیم تا تکاملون طی بشه
و مهم تر از همه کاری به کار کسایی که اوناهم مسیر موفقیت خودشونو پیدا کردن ( ولو مسیری متفاوت با مسیر ما ) نداشته باشیم .
هربار خواستیم با کسی بحث کنیم یادمون بیفته که اون آدم هم میتونه مسیر موفقیت اثبات شده برای خودشو داشته باشه و لازم نیست همه مسیر ما رو برن .
اون یه آدم اشتباه نیست
اون دشمن ما نیست
اون فقط یه آدمه با طرز فکر متفاوت ، دیدگاه متفاوت ، باورهای متفاوت و مهم تر از همه مسیر و هدف متفاوت از زندگی
هر آدمی خواسته ی منحصر به خودشو از این زندگی داره
و همینه که این دنیا رو زیبا میکنه
این همه انسان ، با این همه تفاوت و عشقی که با وجود همه ی این تفاوت ها جاری میشه♥
قطعا که شما دوستای مهربونم اینا رو خیلی بهتر از من میدونین ، بیشتر خطاب به خودم نوشتم تا یادم بمونه .
سپاسگزارم که وقتتون رو به من و خوندن مطالبم اختصاص میدین و ایده های پر از آگاهیتون رو با من درمیون میذارین⭐
سپاسگزارم به خاطر این همه عشق و دوستی که تو این خانواده جریان داره⭐
یه چیز دیگه هم بگم وقتی برمیگردم و کامنتای خودمو میخونم ، خودم تعجب میکنم 😂😐 که عه این جمله رو تو نوشتی فاطمه !
ولی بهتر از هرکسی میدونم که هربار قبل کامنت از خدا میخوام هدایتم کنه و هربار دستی میشم از بی نهایت دستان الله مهربانم تا حرفایی رو که میخواد ، من به قلم بیارم ؛ به خاطر همینه که بعضی جملاتم برا خودمم تازگی داره …
در پناه همین الله مهربان پر از حس خوب ، آرامش و آگاهی های ناب باشید🌠
خدایا شکرت برای گوش دادن این فایل عالی برای بار سوم (چند ماه پیش دوبار گوش کردم و امروز هم برای سومین بار شنیدم و لذت بردم).
خدایا شکرت برای وجود شما استاد گرانقدرم که اینقدر عالی بمون یاد دادین چطور قرآن رو بخونیم و اینکه یادآوری کردین به ما که این کتاب، کتابی مبین و روشن است و نیاز به تفاسیر و … نداره، بلکه فقط به این احتیاج داره که این باور داشته باشی که این کتاب نازل شده برای من تا قوانین جهان هستی رو ازش یاد بگیرم، طبق اون ها زندگی کنم و سعادتمند در دنیا و آخرت بشم.
از شروع سال جدید خداوند داره به وضوح هر چه تمام تر با من از طریق قرآن حرف میزنه و این رو متوجه شدم از اینکه من به مدار بالاتری رفتم و هم اینکه یکی از اهداف دو سه سال پیشم ارتباط عالی داشتن با خدا و افزایش صفای قلبم بود، اینکه به معنای واقعی کلمه خدا رو تو قلبم احساس کنم، یعنی حرفاش بلندترین صدای مغزم باشه که خدا رو هزاران بار شکر که دارم قدم به قدم پیش میرم و هر بار داره رابطم بهتر و بهتر میشه، یعنی اگر تو این مسیر باشی، لاجرم برات این اتفاق زیبا رخ میده. و همه اینها بخاطر وجود شماست استاد عزیزم.
دیشب از خدا خواستم یک سوره بگه بخونم و به من آگاهی بده از طریق اون سوره (این روش رو از دوست عزیزی که در الگوهای موفق کامنت هدایتشون رو گذاشته بودن یاد گرفتم که این کار رو انجام میدادن)، و اینکارو دارم چند بار انجام میدم و نتیجش عالیه، با توجه به چیزی که در اون لایه های زیرین ذهنم داره ریز ریز حرف میزنه، یعنی همون نگرانی های بی خود که همون وسوسه های شیطان هستند، دقیقا یک سوره ای گفته میشه بم بخونم که در اون آیاتی و یا جملاتی مکررا وجود داره در رابطه با همون وسوسه ها و عملا یا راه حل هستند و یا جمله ای که حالت ایمان و امیدواری ایجاد می کنه و احساس خوب، خداایا شکرت برا یاین کلام زیبا و حقت.
سوره ای که دیشب خدا بم گفت، سوره حجر بود، که جالب بود برام که تو ذهنم معنی سنگ میداد ولی رفتم سرچ کردم معانی دیگری هم داشت مثل: منع کردن و بازداشتن
من این سوره رو اولین بار که تابستون با صدای رعد المحمد الکردی که قاری مطرح جهانی است گوش کردم و وفوق العاده لذت بردم و گاهی وقتا بخاطر نوع قرائتشون گوش میدم همینجوری و کلی لذت میبرم، پیشنهاد میدم که شما گوش کنید و لذت ببرید، صدای خاصی دارن و با تمام قاریان قرآنی فرق میکنن (من اولین بار در ویدیویی در یوتویب که یک سایت خارجی و در واقع رپر آمریکایی که آهنگ ها و یا قرائت هایی که خاص هستند در یوتیوب، اون ها رو ری اکشن نشون میده بشون و در چنل خودشم پخش میکنه، یکی از بهترین اتفاقات رمضان پارسالم، شنیدن صدای این قاری بود، صداشون واقعا بهشتی هست. خلاصه در این ویدیو که بازدید زیادی هم خورده بود، رعد الکردی سوره النازعات رو میخوندن و اون خواننده درباره لحن اطمینان بخش و صدای آسمانی و آرامش بخش ایشون حرف میزدن). از این سوره یک سری آگاهی هایی دریافت میکردم ولی نمیتونم برای خودم به صورت کلمات و یا جمله بیانش کنم، و یا اینکه برای کسی توضیحش بدم، فقط یک احساس خاص عالی رو دریافت میکردم، مهربانی و بخشندگی بی نظیر خداوند، اینکه در این سوره هم مثل خیلی از سوره های دیگه خداوند میگه: غمگین نباش، و یا اعراض کن از مشرکین و اینکه خداوند تر و خشک را با هم نمیسوزونه و خیلی چیزهای دیگه. اما دیشب که خوندم آخرای سوره احساس خیلی قشنگی دریافت کردم و انگار داشت بم یه راهکار میداد و خیلی خوشحال شدم از آخر سوره که بدین شکل هست:
و پروردگارت را تا هنگامی که تو را مرگ بیاید، بندگی کن. (99)
اینجا که خداوند میگه کار خودتو انجام بده و اعراض کن از کسایی که در مدار و فرکانس تو نیستند، چون طبق قانون نمی تونن از گفته های تو آگاهی ای کسب کنن و حجابی هست که مانع آشکار شدن این آگاهی ها برای اونها میشه. و بعد میگه اونایی که مسخرت می کنن رو هم اصلا بشون فکر نکن، ما خودمون از پس اونها برمیایم، ما یعنی اون انرژی و سیستم عظیم در صورتی که تو کار خودتو بکنی و تمرکزت روی خودت باشه، سیستم اون افراد نامناسب همون مسخره کنندگان و کسانی که توهین می کنن بت رو از تو دور میکنه، یعنی اصلا نگرانی کردن در این موارد تو زندگی، از کسایی که توهین و مسخرمون می کن امر بیجایی هست، اونا طبق قانون حذف میشن از مسیر به صورت خودکار. و همون افرادی که مشرک هستند که چیزایی دیگه رو هم خدا می کنن تو زندگیشون، و اونجا که قشنگ میگه ما میدونیم که تو قلبت به تنگ میاد از اونها (افرادی که توضیح دادیم)، وبعدش میاد راهکار میده، یعنی چطوری این حالت تنگ شدن و ناراحتی رو میاد براش راهکار میده که حلش کنیم، راهکاری میده به اسم سپاس گزاری (فسبح بحمد ربک و کن مع الساجدین)، آقا سپاس گزاری کن، شروع کن ریز و درشت نعمت هایی که تا حالا بت دادیم رو بیان کن و به اونا توجه کن، تا توجهت روی چیزی که طبق قانون درست نیست نباشه، تا حالت کم کم خوب بشه و فرکانس و احساس خوب داشته باشی و تا طبق قانون برات اتفاقای خوب رخ بده، و بعد میگه: خداوند رو عبادت کن، فقط بندگی خدا رو کن تا مطمئن بشی، تا به یقین برسی، وقتی فقط بندگی خدا رو بکنیم و مشرک نباشیم و فقط روی خدا حساب باز کنیم، و قدرت رو فقط به یک رب بدیم که اون کسی نیست جز رب جهانیان، مالک جهانیان، لاجرم اتفاقای عالی رخ میدن و همینطور یقین و اطمینان ما هم بیشتر میشه و با امید و ایمان بیشتری مسیر مستقیم رو ادامه میدیم.
امروز به یک تضادی برخورد کردم شاید در عرض پنج دقیقه، اومدم خیلی ریز و بصورت ناخودآگاه طبق الگوی گذشته خودم بیام ننه من غرییبم بازی دربیارم برای خدا و حالت ببین چقدر من گناه دارم طور، ولی خیلی سریع فهمیدم که این الگوی قدیمی زندگی من و سیستم کاری نداره من الان درد و دل کنم، من که میدونم قانون چیه پس باید هر طور شده احساسم رو کمی بهتر کنم و بر خودم مسلط باشم، و در همون لحظه این آیاتی که نوشتم و دیشب ازشون لذت بردم به ذهنم اومدن و شروع کردم عمل به راهکاری که ارائه داده شده بود، نعمت های زندگیم رو یکی یکی بخاطرشون سپاس گزاری کردم و اون خواسته ای که داشتم که به وضوح هر چه تمام تر داشتم در موردش با خدا حرف میزدم و درخواستش رو میدادم، و همون لحظه واقعا به تنگ اومدم و در حد چند ثانیه و باز یاد جملات خداوند افتادم که گفتم ما خودمون آگاهیم ولی راهکار ارائه شده و من بدون وقفه شروع کردم به سپاس گزاری و اونقدر احساس عالی پیدا کردم و حالم خوب شد که برای تصویر خواسته هام و سپاس گزاری که اشک شوق ریختم و خداروشکر کردم برای اون تضاد، چون راکت آو دیزایرم با شدت و حدت هر چه تمام تر فرستاده شد و حتی انگیزه هایی برام ایجاد کرد برای راهی که دارم میرم.
خیلی دوست داشتم این تجربه رو با شما به اشتراک بزارم، و نمیدونستم کجا این رو بنویسم، تا اینکه اینجا استاد گفتن من میخوام خودتون برید قرآن رو سرچ کنید و قوانین رو یاد بگیرید. و خدا همون لحظه گفت اسماء میتونی همینجا بنویسی، و خدایا شکرت برای این هدایت مثل همیشه وهاب جان.
ممنون که تجربه ت رو با ما به اشتراک گذاشتی و نکات خوبی رو بهمون یادآوری کردی…
ممنون که با یادآوری آیه هایی از قرآن و اینکه خداوند به پیامبر چه راهکاری دادند باعث شدی قوانین رو به وضوح توی قرآن مرور کنم واقعا فرکانسی بودن این کتاب برای من به وضوح رسیده این که من تا این سنم شاید بارها و بارها معانی آیات قرآن رو خوندیم اما چند ماهی میشه که همه آیه ها برام یه رنگ و بوی دیگه میدن خیلی نکته هاشو بهتر میبینم و واقعا تعجب میکنم چرا تا الان اینقدر واضح درکشون نمی کردم.
خدایا شکرت به خاطر این کتاب با برکت
خدایا شکرت به خاطر آگاهی امروزم
انشالله که همه مون روز به روز از این کتاب نورانی بیشتر و بیشتر برداشت کنیم…
امیدوارم هر کجا که هستین در حال تجربه عشق و سلامتی و شادی باشین.
خیلی از شما سپاس گزارم که کامنتم خوندین و مورد توجه شما قرار گرفته.
و از پاسختون ممنونم.
بله دوست ارزشمندم، این کتاب بی نظیر، همون عشق گمشده ماست، همون حرف حق و قوانین بدون تغییر خداست که برای اینکه خالق زندگی خودمون باشیم. یکی از بزرگترین سپاس گزاری های من از سال پیش آشنایی با جمله به جمله قرآن از طریق استاد ارزشمندم عباس منش هست، من قبلا قرآن میخوندم از سر کنجکاوی ولی همش جهنم و عذابش میدیدم و تنها چیزی که به وفور میدیدم تقوا بود، ولی هرگز نمیدونستم که تقوا یعنی چه، و فکر میکردم تقوا یعنی دور شدن از انجام کارهایی هست که بقیه گفتن انجام ندیم، نه اینکه چیزی که خدا به عنوان قانون گفته تازه اونم برای چشیدن طعم خوشبختی هم در این دنیا و متعاقبا در آخرت.
خدایا شکرت که این سایت و این گنجینه هست تا آگاهی های خودمون رو به اشتراک بزاریم، و بتونیم مسیر هموارتری رو به سمت شادی و لذت و سعادت هر چه بیشتر، داشته باشیم.
بنام خداوند بخشنده ومهربان ،بنام او که هرچه دارم از اوست
سلام ودرود فراوان به استاد ارجمندم ومریم بانوی نازنین ودوستان الهی ام
خداراسپاسگزارم بخاطر این فرصت ،این وقت واین زمان
خداراسپاسگزارم که به این مسیر زیبا هدایت شدم ودراین مکان الهی حضور دارم
خداراسپاسگزارم بخاطر وجود عزیزان ودوستانم
ظلم به خود از دیدگاه قرآن
یجورایی میتوان گفت این فایل در راستای فایل چند باوررقدرتمند برای رفع احساس گناه در روزشمار اول هست
خداروشکر میکنم با اینکه قبلا چند بار این فایل را گوش داده بودم ایندفعه درک من از فایل متفاوت تر از سری قبل بود چقدر با گوش دادن به آیاتی که استاد در این فایل آوردند وتفسیر کردند متوجه شدم چرا ذهنم همیشه مقاومت داشت به اینکه دیگران را واسطه قرار بدم بین خودم وخدا ،اینکه دنبال این نبودم کسی برام دعا کند تا من به خواسته ام برسم
چقدر احساس آرامش کردم از اینکه کسی قدرت بدبخت کردن یا خوشبخت کردن مرا ندارد تا زمانی که در مسیر درست قرار دارم ومن نیز قدرت بدبخت کردن وخوشبخت کردن کسی را ندارم خدایا شکرت
آگاهیهایی از این فایل ارزشمند
1_بحث استغفار وبحث دعا
هر دعای خیری که می کنیم به خودمون بر میگرده واین موضوع در قرآن آمده است واین یک قانون است که اگر ما برای کسی آرزوی سلامتی وسعادت وخوشبختی کنیم به خودمان بر میگردد
اگر کسی در مدار درست باشد نیاز ندارد کسی برایش دعا کند همین جوری خیر وخوشبختی برایش بوجود می آید
اگر ما براکسی دعا کنیم وخوشبختی کسی را آرزو کنیم آن دعا وخوشبختی به خودمان برمیگردد فارغ از اینکه آن طرف خوشبخت شود یا نه چون آنها خودشون تصمیم می گیرند
کسی که خوبی میکند خوبی بیشتری را تجربه میکند وکسی که مسخره میکند سیستم نتیجه اعمال خودش را به او نشان می دهد واین نشانه هایی ازسیستمی بودن خداوند است یعنی وقتی از خداوند صحبت می کنیم باید درک کنیم که جهان یک آیینه یک سیستم هست که فرکانس ارسالی مارا به خودمون برمی گرداند
این جهان کوه هست وفعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
سیستمی بودن خداوند یعنی هرکسی نتیجه اعمال خودش رو میبیند واینجوری نیست که یک نفر هر خطاوگناهی میخواهد انجام دهد بعد برود پیش پیامبر وبگوید برای ما طلب استغفار کن این خودش شرک هست که فکر کنیم کسی که گناهکار هست خودش کاری نکند وخودش پاک گناه نشود وخودش از خداوند طلب آمرزش نکند وبیاد به یک نفر دیگه بگه اینکار رو بکندکه چه آن فرد اینکار را بکند وچه نکند فرقی براش نمی کند چون سیستم داره عمل می کند
کسی که فرکانس وقوانین خداوند را می شناسد می داند که این استغفار برای دیگران نتیجه ای ندارد
وقتی با افرادی روبرو می شویم که در مدار کفر هستند از آنها دور شویم وحتی نخواهیم وارد مدار آنها شویم
این افراد ایمان نمی آورند مگر اینکه باورها ورفتارهاشون عوض شود
این دنیا که ما اینقدر بزرگش کردیم در مقابل ابدیت یک پلک بر هم زدن هم نیست
چون تمام تمرکز ما بر این دنیاست خیلی از موضوعات را درک نمی کنیم
اگر به خود ستم کردیم واز خدا طلب آمرزش کردیم می بینیم که خدا آمرزنده ومهربان هست
هرکس گناهی بکند به خودش ستم میکند نه به دیگری
من مسئول افکار واعمالم هستم واگر به کسی تهمت بزنم ویا غیبت کنم به خودم آسیب رسوندم
وقتی تسلیم باشیم وبه خداوند ایمان داشته باشیم وآرام باشیم وبا آنها بحث نکنیم اگر کسی بخواهد به ما آسیب برساند نمی تواند
کسانی که بعداز ایمان آوردند در مدار غلط باشند درک درستی ندارند وهر چیزی ببینند برداشت اشتباه میکنند
قرآن کتابی است واضح وروشن برای دانایان بشارت آور وهشداردهنده است اغلب آنها روی گردانده ونمیشنوند
اغلب کفار اعراض میکنند چون اعراض میکنند ودر مدار نیستند چیزی نمیشنوند
حق الناس
حق الناس در قرآن وجود ندارد این به این معنا نیست که در واقع کسی را اذیت کنیم وبگوییم نه آن مشکل خودش هست
اگر معنای حق الناس این است که اگر ما حقی را از کسی ضایع کنیم تونستیم مسیر زندگی اون رو عوض کنیم این به هیچ عنوان در قرآن وجود ندارد نه در قرآن ونه در جهان هستی ،یعنی ما نمی تونیم کسی رو از مسیر خودش خارج کنیم ،بلا سرش بیاریم ،بدبختش کنیم، سرنوشتش رو عوض کنیم ما نمی تونیم اینکار را انجام بدیم ما اگر به کسی ظلم بکنیم داریم به خودمون ظلم می کنیم وظلم ما بلای خاصی سر آن شخص نمیاره چه بسا بدی که در حق دیگران می کنیم باعث پیشرفت وموفقیت آنها شود نه اینکه بلا سرشون بیارد
اگر شخص در مسیر درست باشد وبه منبع وصل باشد وبه خداوند ایمان داشته باشد وظلم ما را باور نکند ما نمی توانیم به اون آسیبی بزنیم وخداوند راه گشا خواهد بود
تا مظلومی نباشد ظالمی بوجود نمیاد یعنی اگر میبینیم که به کسی داره ظلم میشه آن شخص خودش خداوند رو باور نکرده چون کسی که خداوند را باور کند اصلا بهش ظلم نمیشود
اگر من باور داشته باشم که خداوند به من کمک میکند ،باور داشته باشم که تنها فرمانروای قدرتمند جهان رب العالمین، الله هست من دیگه نگران نیستم ،دیگه از کسی نمی ترسم ،
کسی که از کس دیگه ای میترسه آن طرف میتونه تسخیرش کند اگر ما از فردی بترسیم یا از مجموعه ای بترسیم چون میترسیم، آن شخص میتونه مارو کنترل کند والا کسی که ترسش فقط از خداوند باشد کسی نمی تواند کنترلش کند ،بترسوندش ،بهش ظلم کند وای نمیاسته که اصلا بهش ظلم بشود
وقتی کسی مرتکب کار زشتی شود خداوند می فرماید که اینان به خودشون ظلم می کنند ومی تونند از خداوند طلب آمرزش کنند وکسی غیر از خداوند نمی تونه آمرزشی برای گناهان داشته باشد
وقتی یک کار اشتباهی انجام می دهیم به خودمون ظلم کردیم نه شخص مقابل
حق الناس به معنای اینکه ما می تونیم حق کسی رو بگیریم از خوشبختی ونعمت دورش کنیم ومی تونیم بدبختش کنیم در قرآن وجود ندارد واین از موارد فرکانسی هست که وقتی ما در مدار درست باشیم فقط خیر وخوبی ونعمت وارد زندگی ما میشود واگر در مدار اشتباه باشیم فقط بی پولی ،بدبختی ،بیماری ومشکل وارد زندگیمون می شود وخودمون هستیم که با افکارمون ،با باورهامون مدارمون رو بوجود آوردیم نه کس دیگری ،کسی به ما ظلم نمیکند خودمون هستیم که به خودمون ظلم می کنیم با باورهایمان ،با بی ایمانیمون ،باترسها ،نگرانی ها ،افسردگی ها ،احساس گناه خودمون را در مداری قرار می دهیم که بلا سرمون میاد واین به این معنا نیست که کسی داره بلا سر ما میاره بلکه ما رفتیم جاییکه بلا مصیبت، بدبختی ،بیماری،مشکل هست واگر ما باورهامون را درست کنیم ودر فرکانس مناسب قرار بگیریم ما در جایی قرار می گیریم که فقط خوشبختی،عشق،ثروت،سلامتی، وجود دارد
اگر حق الناس به این معناست که ما میتونیم کسی رو که در مسیر درست هست حقش رو بگیریم وبدبخت وبیچاره اش کنیم ما نمی تونیم اینکاررا انجام بدیم هیچ کس نمی تونه اینکار را انجام بدهد ما فقط خودمون را می تونیم خوشبخت یا بدبخت کنیم مثل موقعی که حضرت موسی یکنفر را می کشد میگه من به خودم ستم کردم ،خودم را در مدار بد قرار دادم وخودم را بیچاره کردم به آن طرف ستمی نشد چون نمی تونم به آن ستم کنم در قرآن نداریم که کسی میتونه حق کسی رو بگیره وآن را بدبخت ونابود کند
نگاهمون تغییر کند به آنچه که ما از گذشته شنیدیم وآن چیزی که در جهان واقعیت وجود دارد وجزء قوانین الهی است
هرچقدر بخواهیم قرآن را بهتر بفهمیم باید کوآنتوم وفیزیک را بهتر بفهمیم چون این دو خیلی به هم مرتبط هست هرچقدر ما از انرژی ،فرکانس ،قوانین حاکم بر انرژی ،بیشتر بفهمیم بیشتر قرآن را متوجه می شویم چون اینها دقیقا یکی هستند
فرشتگان به هنگام قبض روح آنان که بر خود ستم داشته اند میپرسند در دنیا چگونه زندگی کردید آنها پاسخ می دهند ما در زمین مستضعف بودیم ،ما مورد ستم واقع شدیم فرشتگان پاسخ می دهند مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید جایگاه آنان دوزخ وسرانجامشان نامیمون یعنی میگه تو مستضعف وزبون بودی چرا حرکت نکردی ،چرا نرفتی جای دیگه مگه به خدا ایمان نداشتی مگه باورش نداشتی حالا که باورش نداشتی وبی ایمان بودی واجازه دادی بهت ستم شود ودر مداری قرار گرفتی که ظلم بهت وارد شد بدان که آن دنیا اوضاعت خیلی سخت تر هست یعنی اگر بهونه ما این است که نه من خیلی بدبخت وبیچاره بودم وفلانی حقم رو خورد دوزخ برای آنان خیلی بدتر از دنیاست
اگر ایمان داشته باشیم وببینیم فضای بدی هست می گوییم نه من تو این فضا نمی ایستم ومیرم جای دیگه،اگر دارند حقم را میخورند میگم نه مگه پروردگار من ،رب من خدا نیست ،مگر رزق وروزی من دست خدا نیست پس چرا من دارم از اینا حساب میبرم
وقتی قیامت می شود شیطان هم مسئولیت خطای ما را به عهده نمیگیره خودتون اینکار را کردید ،شیطان میگه من بر شما سلطه ای نداشتم من فقط شما را دعوت کردم وشما پذیرفتید من فقط زشتی رو بر شما زیبا کردم وشما با افکار وباورهاتون متمایل شدید به سمت من نه به سمت خداوند بنابراین مرا سرزنش نکنید خود را ملامت کنید واین هست جهانی که بر پایه مدار وفرکانس هست
ما با افکار وفرکانسهامون وارد مدارهای مختلف می شویم کسی مقصر نیست از اینکه مرا (شیطان ) شریک خدا ساختید بیزارم
چشم زخم در قرآن: کسی که فکر می کند کس دیگه ای می تونه چشمش بزنه یعنی آن شخص به شیطان قدرت می دهد وشریک پیدا میکند برای قدرت بی نهایت خداوند
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
سلام به فهیمه جان امیدوارم حالت خوب و عالی باشه خیلی زیبا نوشتی لذت بردم از کامنت شما کسی که فکر می کند کس دیگه ای می تونه چشمش بزنه یعنی آن شخص به شیطان قدرت می دهد وشریک پیدا میکند برای قدرت بی نهایت خداوند
من سوالی ازتون داشتم چجوری متن هارو یه جاهاییش رو پر رنگتر تایپ کردین؟ ممنون میشم جواب بدین موفق و پیروز باشید دوست عزیز
امیدوارم حالتون خوب باشه. شما تو این فایل گفتین ک برین قران رو مطالعه کنین و باورهایی رو درمورد خوندن قران ب من دادین ک باعث شد من ترغیب بشم و خودم برم دنبال حقیقت با این نگاه ک این کتاب یه کتاب هدایتگره و راه درست رو ب ما نشون میده..حالا میخوام درکم رو تا ب الان اینجا تایپ کنم هرچند من هنوز این فایل شمارو تا اخر نرسیدم گوش بدم.
اولین چیزی ک درمورد قران من درک میکنم این هست ک خدا مدام میخواد یه نگاه وسیع و بزرگ از جهان ب ما بده و دیدگاه مارو بزرگ تر کنه. مثلا سوره حمد رو اینجوری شروع میکنه…ستایش مخصوص خدا است، برای خدا است
یعنی انگار میگه ببین تو باید بدونی ک همه عشق و ستایش اطرافیانت ب تو از طرف پرودگار و لطف او هست یعنی اینکه اگه کسی بهت حس خوب میده محبت میکنه درواقع خداوند داره با تو اینکارو میکنه و تو باید اونو ببینی و سپاسگزار او و قوانینی باشی ک افریده تا افراد بهت عشق بدن..وقتی تو با خودت در صلح هستی وقتی رابطه خوبی با ربت داری و ذهن و روحت هماهنگه پاداشش این هست ک رابطع بقیه هم با تو خوب میشه و اگه کسی بهت حسای خوب رو داد باید بدونی از پروردگاره و طبق سوره حمد ستایشت برای او باشه. ب نظرم این همون نگاه بزرگ داشتنه ک به قول شما ما میرسیم ب اون بالاییه ب پروردگار در نهایت..فکر کنم عنصری این بیت شعرو میگه… ز یزدان دان نه از ارکان ک کوته دیدگی باشد ک خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی…همین دیدگاه چقدر باعث میشه تو روابط ما ب ادما نچسبیم، حالمون خوب باشه، وارسته باشیم، ب خاطر گدایی کردن عشق عزت نفسمونو زیر پا نذاریم، سالم تر باشیم، توحیدی تر باشیم..خدایا شکرت کمکم کن..
دوباره تو همین سوره ما درخواستمون از خداوند این هست… تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. انگار همون نگاه بزرگ ک فقط از خودش کمک بخوایم و بدونیم او تنها قدرت جهانه و همه چی دست خودشه از خودش بخوایم و اینجوری عزت مندانه زندگی میکنیم از بنده هاش نمیخوایم و عزت مون رو خدشه دار نمیکنیم. بنده ای ک اوهم قدرتی از خودش نداره و هرچی داره از ربشه…
سوره بقره…
اینجوری شروع میشه ک… این کتاب شکی در آن نیست. هدایتی است برای باتقوایان..حالا باتقوایان کیا هستن؟ کسانی ک به غیب ایمان میارن، صلاه میکنن و از انچه روزیشان دادیم انفاق میکنن.غیب رو یکی از دوستان گفته بود فرکانس هست، ینی من ب وجود فرکانس و اینکه هرلحظه دارم با توجهم فرکانس میفرستم ایمان بیارم و بعدش تو عمل نشون بدم چ جوری؟ صلاه کنم. فکر کنم تو دوره قانون افرینشتون بود استاد گفتین صلاه یعنی توجه به نکات مثبت…یعنی هماهنگ شدن با خداوند…هرچند الان ذهن من براش اینا ناآشنا هست و مقاومت داره ولی من ادامه میدم و از خدا میخوام کمکم کنه بیش تر درک کنم قانونش رو تا ایمانم بیش تر بشه.خدا میگه این افراد کسانی هستند ک خدا هدایتشون میکنه و رستگارانند..کلمه ی هدایت…خیلی برام جای فکر داره…تو ایمان میاری ب غیب و صلاه میکنی خدا هم ب وعدش عمل میکنه و هدایت میکنه. هدایت ب چی؟ شرایط بهتر، اتفاقات بهتر، ثروت، سلامتی، روابط خوب…خدا همه اینارو رقم میزنه و خلف وعده نمیکنه…ب شرطی ک ما کارمونو انجام بدیم ما باهاش هماهنگ بشیم، ما صلاه کنیم، ما جوری فکر کنیم ک خداوند فکر میکنه، ما با خودمون ب صلح برسیم…
خداوند در ایه ۲۱ سوره بقره ی نگاه و دیدگاه قشنگ میده میگه ک…ای مردم پروردگارتان را عبادت کنید. کسی ک شما و پیشنیانتان را خلق کرد.با این استدلال امید است ک تقوا پیشه کنید. یعنی اینکه اغا خدا میاد قدرتش رو نشون میده میگه من همونیم ک خلقت کردم در ایه های بعدم میگه تویی رو خلق کردم ک مرده بودی، ادم های قبل از توروهم خلق کردم و این قدرت منه. پس من قدرت اینو دارم ک تورو ب هرچی ک میخوای برسونم. هرچی دوست داری، هر خواسته ای داری، پس راه درستو بیا و تقوا رو پیشه کن. صلاه کن و بدون با این صلاه من تورو هدایت میکنم..در ادامه هم میفرماید من خدایی هستم ک برای شما زمین رو بستری قرار دادم و اسمان رو سقف و ازش اب نازل کردم، و ب وسیله اب ثمرات رو ب عنوان روزی قرار دادم براتون پس برای خدا همتا قرار ندهید. چقدر خدا استدلال های منطقی و قشنگ میاره برای اینکه فقط از خودش کمک بخوایم و نگاهمون ب خودش باشه. میگه من این همه قدرت دارم من این همه کار دارم میکنم پس شریک برام قرار ندین. بدونین من قدرت واحدم…
در ایه ۴۵ خداوند میگه از صبر و صلاه یاری جویید.و این سخت است مگر برای خاشعین میگه توجه ب نکات مثبت و داشتن حس خوب فقط برای خاشعین سخت نیس کسایی ک همون دیدگاه big picture و نگاه گسترده تری دارن. کسانی ک یقین دارند خدارو ملاقات میکنن و ب سوی او برگردانده میشن. ب نظرم خاشعین افرادی هستن ک میگن من اگه صبر کنم، اگه حسم خوب باشه، اگه ب صلح برسم هم این دنیام قشنگه هم تو این دنیا اتفاقات خوب برام میوفته هم اخرتم قشنگه. این دنیا میگذره اون دنیارو میخوام چیکار کنم ک قراره تا ابد باشم. انگار ی نوع اهرم رنج و لذته..ک من با این دیدگاه وسیع ک ایجاد میکنم پس لذتمو میبرم ایمانمو ب خدا تقویت میکنم و بعدش خود ب خود اتفاقات خوب برام میوفته…در ایه ۴۸ میگه…تقوا پیشه کنید از روزی ک نه کسی از کسی عذابی رو دفع میکنه و نه شفاعتی رو میپذیره و نه عوضی میگیرد و نه یاری میشود خدا این چیزارو میگه ک ما انگیزمون برای تقوا قوی تر بشه. همون اهرم رنج و لذت…
این تاحالا درک من از سوره بقره بود. امیدوارم ب درک عمیق تری برسم. ممنونم استاد ک این عمل رو در من بیدار کردین، خدایا متشکرم ک اعتبار همه اینا ب تو برمیگرده❤❤❤❤❤
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
روزشمار تحول زندگی من جلسه دوم.
تجربه ای دارم در این باره که گفتم بیام و با شما دوستان عزیزم به اشتراک بگزارم:
چند روز پیش من در مسابقه ای در شهر ری تهران شرکت کردم که دقیقا عین همون مسابقه رو یک ماه گذشته در منطقه جنوب شرق تهران شرکت کردم
مسابقه اول خیلی خیلی خوب برگزار شد و من خوشبختانه مقام اول رو کسب کردم
مسابقه دوم از وقتی که شروع شد من احساس کردم اینجا یک خبرایی هست و یه عده دارن توی امتیازات دست میکنن و آمار و ارقام رو جابه جا میکنن وقت اعلام نتایج من مقام چهارم رو کسب کردم اول
اول از همه باید خداروشکر کنم که من روی عزت نفسم کار کرده بودم و تونستم این شرایط رو به نفع خودم تموم کنم
وقتی اسم من رو به عنوان نفر چهارم خوندن با کمال احترام پذیرفتم و هیچ اعتراض و حرفی نزدم اما توی دل خودم به خودم گفتم که من توی چه فرکانسی بودم که توی این مسابقه شرکت کردم و به جای اینکه بیام و عصبانی بشم و غصه بخورم گفتم خدایا شکرت بابت اینکه به من فهموندی که دیگه اینجا مسابقه ندم و اگر هم میخوام در مسابقه ای شرکت کنم برم خارج از کشور و در مسابقات حرفه ای تر و بهتر شرکت کنم.
اینکه اون افراد اومدن چنین کاری رو انجام دادن نه تنها به من آسیبی وارد نکرد بلکه به من انرژی داد تا این اعتماد به نفس رو در خودم به وجود بیارم که دیگه توی مسابقات اینچنینی شرکت نکنم و روی باور هام کار کنم تا دیگه توی چنین مداری قرار نگیرم.
و با توجه به آیه 97 سوره نساء من نیوموم خودم رو به عنوان یک کسی که بهش ظلم شده نگاه کنم و بگم من مظلومم اتفاقا برعکس گفتم من لیاقتم خیلی خیلی بیشتر از اینهاست که بیام و در چنین مسابقاتی شرکت کنم من میام و در جای بهتری در مسابقات بهتری شرکت میکنم و قطعا نتیجه خواهم گرفت.
اینکه این عزت نفس در من به وجود اومده که اینطوری به این قضیه نگاه کردم حاصل گوش دادن به دوره عزت نفس و انجام تمرین های فوق الاده این دوره هست که به تمامی دوستان پیشنهاد میکنم که دوره عزت نفس رو تهیه کنن.
مهمترین نکتهای که در این فایل یادگرفتم این هست که چیزی به نام حق الناس وجود نداره، حق الناس به چه معنا؟ به این معنا که ما میتونیم حق کسی رو بگیریم یا بهش ظلم کنیم و زندگیش رو نابود کنیم با کارمون با رفتارمون یا … این موضوع وجود نداره و ما اگر به کسی بدی کنیم داریم به خودمون ظلم میکنیم و حق اون طرف رو نمیتونیم بگیریم و چه بسا یک کار نامناسب از سمت ما باعث پیشرفت و موفقیت و برکت در زندگی اون فرد بشه نتیجهاش.
موضوع دوم (که من خودم درش ایراد دارم) این هست که ظلم بهت شد؟ کسی در حقت بدی کرد؟ شرایط خوبی نداری؟ مورد ستم واقع شدی به قول قران .. پس چرا مهاجرت نکردی.. چرا نرفتی یک جای دیگه.. چرا حرکت نکردی.. دلیل اینکه این مهاجرت رو انجام ندادی این هست که ایمان به خدا نداشتی چون اگر ایمان داشتی حتما مهاجرت میکردی و میرفتی یک جای دیگه که خدا شرایط ایدهآل رو برات ایجاد کنه. بدون که عذاب در آخرت شدید تر از دنیا خواهد بود اگر مستضعف بودی در دنیا.
من خودم در این موضوع ایراد دارم. من در محیطی بزرگ شدم و در این چند سالی که با استاد آشنا شدم که به شدت من رو از اینکه از فایلهای استاد استفاده کنم ترسوندن. به شدت ترسوندنم بابت اینکه فایل گوش بدم.. به شدت ترسوندنم بابت اینکه دیدگاه متفاوت داشته باشم، متفاوت فکر کنم.. متفاوت عمل کنم.. متفاوت نگاه کنم.. یک مقدارش تقصیر خودم بود که میخواستم بقیه رو تغییر بدم اون اوایل ولی وقتی فهمیدم این کار نادرست هست دیگه کم کم تلاشی نکردم برای اینکه بخوام دیگران رو تغییر بدم و یعنی همینطور کم و کمتر شد این ویژگی در من و تمرکزم رفت روی خودم اما من رو به شدت ترسوندن. در حدی که جلوی اونها فایل گوش نمیدم و در تنهایی هم این ترس هست که نکنه اونها بفهمن. خب اگه میخوای در این شرایط نباشی باید مهاجرت کنی. باید بری یکجای بهتر با آدمهای بهتر. اگر ایمان به خدا داری باید مهاجرت کنی و الا این جواب رو در اون دنیا خواهی شنید که مورد ستم واقع شدی؟ چرا مهاجرت نکردی. چرا به خدا ایمان نداشتی.
البته بگم افرادی که اطراف من بودن آدم های بدی نیستن. اتفاقا اهل نماز و عبادت هستن. اهل انجام کارهای خیر هستن. ویژگیهای اخلاقی بسیار خوبی دارن. قرآن میخونن. به دیگران کمک میکنن. به شکلهای مختلف مهر و محبت میورزند.. بارها برای خوشی من برای خوشحال بودن من برای پیشرفت من تلاشهای زیادی کردن و من قدردان اونها هستم به شدت و از خدا متشکرم که این افراد رو در زندگی من قرار داد که به شکلهای مختلف ازشون خوبی دیدم. دستی از دستان خدا برای رشد و پیشرفت من هستن. خیلی ویژگیهای مثبتی که در من هست مثل نرفتن به سمت مواد نرفتن به سمت الکل نرفتن به سمت مشروب به سمت چیزهای نامناسب به خاطر بودن با این افراد بوده که پاک زندگی کردن. مردم به نام نیک و با اعتبار نیک این افراد رو میشناسن و این اعتبار روی زندگی من هم تاثیر مثبت گذاشته.
یک موضوع دیگه که در این فایل برام اهمیت داشت بحث این بود که قرآن رو با قرآن بفهمیم و نیاییم یک یک تیکه از قرآن رو انتخاب کنیم و بعد بگیم خدا گفته فلان. نه باید کلیت قران رو در نظر بگیریم و ببینیم این موضوع آیا در آیه های قبل و بعد واضح نشده؟ مثل همین بحث اطیعوا الله و اطیعوا الرسول که میگن پیامبر فلان جور نماز میخونده و خدا هم در قرآن گفته اطیعوا الله الرسول پس ما هم باید مثل پیامبر نماز بخونیم. درصورتی که اون آیهها اصلا ربطی به نماز نداشته و در مورد موضوعی دیگه بوده. نباید قرآن رو یک تیکه اش رو برداریم و بگیم خدا گفته فلان نه باید آیه های قبل و بعد هم خونده بشه و در مورد اون موضوع کل قرآن رو بگردیم. مثل آیهی حجاب که زینت به معنای موی زن نیست در قرآن.
خدایا به راه راست هدایتمون کن.. راه کسانی که به انها نعمت دادی.
خدایا از شرک و بی ایمانی نجاتمون بده و به سمت توحید و بندگی و ایمان به خودت هدایتمون کن.
خدایا تنها تو را داریم و تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.. ما هیچ لحظهای به حال خودمون واگذار نکن که در این صورت گمراه میشویم و در همه حال به تو نیاز داریم..
تقریباً 12سال پیش به یه تضاد بسیار شدیدی در زندگی برخورده بودم
زندگی برام جهنم شده بود
من خیلی آدم مثبت اندیشی بودم از گذشته تا الان
اما اون موقع با قوانین جهان آشنا نبودم
که حال خوب ،اتفاقت خوب
خلاصه خیلی هم آدم اهل نماز و خدا بودم ولی هرچه قدر به خدا ناله و زاری میکردم که مشکلم حل بشه بدتر هم میشد
تا این که رفتم کربلا و نجف و اونجا توی حرم این عزیزان به خدا گفتم من دیگه رها کردم هر طور تو با من رفتار کنی و به قول حضرت موسی تسلیمم
دیگه سعی کردم حالم رو خوب کنم
از اون روز درها برای من باز شد و
در چند ماه بعد به پیشنهاد یکی از نزدیکان به شهر دیگری مهاجرت کردیم ،که اونم خدا چطور هدایتم کرد و انتقالی برام جور شد که همش هدایت های خدای قادر مطلق بود که خودش داستان ها داره
به هر حال خواستم بهت این مژده رو بدم که مهاجرت زندگیت رو متحول میکنه دوست عزیز
آرزوی موفقیت و بهروزی و شادکامی و ثروتمندی رو برات دارم.
من قبلا بارها این فایل رو ظلم به خود از دیدگاه قرآن رو گوش دادم ولی میدونم که خدا مجدد خواسته تا گوش بدم و عمل کنم به آگاهی هاش
دیروز که قسمت اول رو خوندم و گوش دادم به فایل روز اول یهویی تصمیم گرفتم برم کاخ سعد آباد موزه نقاشیارو ببینم
فک کنم دوماه بود که تصمیم داشتم برم ولی نمیشد برم دیروز یهویی گفتم فردا میرم
امروز که رفتم موزه سعد آباد که نقاشیارو ببینم و از تکنیکا و آثار هنرمندا ببینم و یهویی گفتم تابلومو بردارم ولی نمیدونم کجا ببرم برای فروش گفتم خدا کمکم کن راه و نشونم بده
وقتی رفتم موزه استاد فرشچیان بسته بود من به خاطر دیدن نقاشیاش رفته بودم ولی گفتم شانسی موزه هنرهای زیبا رو بزنم و رفتم دیدم نقاشیای سهراب سپهری و کلی نقاشی از نقاشای مختلف خارجی بود یکی یکی که تابلو های نقاشی رو میدیدم به خودم میگفتم ببین اینا باورایی داشتن که صد در صد بهشون نقاشی ها با سبک های مختلف الهام شده
قبل از آگاهی پیدا کردنم وقتی نقاشیایی میدیدم که عجیب بودن میگفتم اینا دیگه چی هستن و ناخوب میگفتم ولی از وقتی آگاه شدم اول خوبیای نقاشیو میبینم بعد دومین چیزی که میگم اینه که حتما از خدا خواستن که بهشون الهام شده سبک نقاشیشون چون باور داشتن که اثر خاصی خلق میکنن
اولش برام سوال شد که نقاشی منم میتونه تو حراجی تهران و حراجی کشورای دیگه هم باشه؟ البته قبلا هم این سوالو داشتم و در جواب میگفتم چرا که نه و به خودم جواب میدادم
وقتی خدا تو این دو ماه ، از وقتی من بهش اجازه دادم تا هدایتم کنه و شرکم رو از بین بردم و توحیدی عمل کردم و گفتم خدایا تو بهم کارمو بگو و مدام سوالاتی در مورد سبک کار نقاشیم تو دفترم مینوشتم هر روز و هر لحظه به نقاشایی که نقاشیاشون به قیمتای بسیار بالا بفروش رسیده بود میرفتم نگاه میکردم و راجعبهشون میخوندم نقاشیاشونو بررسی میکردم و میگفتم خدایا به منم سبک نقاشی بده که مختص خودم باشه و خودت ،که هر کس نقاشیامو ببینه تو رو یاد کنه و اونموقع که تصمیم گرفتم و تمام وسایلای کارمو همینجوری دادم به کسی دیگه و گفتم خدا کمکم میکنه،و از همون روزایی که شروع کردم دیگه پشت سرهم فایلای این سایت رو گوش دادم و از خدا خواستم ، تو فاصله زمانی کم بهم طرح نقاشی الهام کرد مسیر کاریمو تغییر داد
حتی من بلد نبودم چیکار کنم خودش حین کار میگفت بهم یه بار تو نقاشیم داشتم پروانه میکشیدم میخواستم سه بعدی تر بشه ولی بلد نبودم پرسیدم خدا تو بگو چیکار کنم
وای یعنی بهترین لحظه بود یه صدای آرومی بهم گفت ته دلم که سایه بزن منم گفتم خب سایه رو از کجا بزنم من خودم میخواستم از بیرون بال پروانه سایه بزنم شنیدم یهویی که یه صدایی گفت از داخل پراش سایه بزن و کاملا سه بعدی شد ، الان میگم کلی کیف میکنم
این یه نمونه اش بود براتون نوشتم تو این دوماه دوتا تابلویی که کشیدم و کلی بهم الهام کرد چیکار کنم کلی ذوق داشتم هر لحظه شو
بعد من از مسئول موزه پرسیدم که نقاشیارو چجوری اینجا گذاشتن گفت فرح زن شاه ایران تو سفراش به خارج این نقاشیارو گرفته و تو موزه گذاشتن بعد گفتم ببین همه این نقاشا که نقاشیاشون الان تو موزه هست باور داشتن که نقاشیاشون به بهترین قیمت و ثروتمندترین ها میان و میگیرنش و مهم تر از همه باور داشتن که خدا بهشون کمک میکنه
همینجور داشتم تحلیل میکردم برای خودم و میگفتم برای من هم میشه وقتی برای این همه نقاش شده برای من هم میشه فقط باید اول به خدا باورم رو تقویت کنم و قدرت رو فقط خدا بدونم
بعد که از موزه اومدم میخواستم بشینم و نقاشیمو بذارم که ببینن و بفروشمش تو مسیری که خیلی آدما میومدن و میرفتن که به موزه برن
ولی نتونستم تو مسیر از خدا میخواستم کمکم کنه نصفه های راه خواستم برگردم ولی نشد
یه صدایی تو دلم میگفت باید به خدا باور کنی تو فقط شروع کن این پل رو هم بشکن میتونی مثل پلی که برای کارت شکستی و بهت طرح الهام شد ، اینم بشکنی
کافیه شروع کنی و به خدا بسپری اینم مثل طرح نقاشیات قدم بعدیش بهت گفته میشه
بعد تو راه برگشت به خونه بودم که
باز این سوال رو از خدا کردم که خدایا چه کاری باید انجام بدم قدم بعدیمو نشون بده
رفتم تو قسمت نشانه ها وقتی دیدم
دوره کشف قوانین زندگی رو آورد
فقط اینو گفتم خدایا هر لحظه داری قدرتتو نشون میدی تا من توحیدی تر عمل کنم
آخه تو این 7 روز خدا همه اش تاکید داشت تو همه نشونه هام و تکرار به اینکه :
به من باور داشته باش
قدرت رو فقط در من بدون
منو اجابت کن
ایمان داشته باش
و تکرار آیه 186 سوره بقره : وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ.
به قوانینم عمل کن
ان یقول له کن فیکونش رو بارها بهم یاد آور کرد
اینکه دیگه فهمیدی کامل خودت خالق زندگیت هستی وقت عمل هست که تو هر چیزی فقط بدون درنگ عمل کنی و بسپری به قدرت رب
اینکه منو باور کنی و قدرت رو بهم بدی موجود میشه همه چی در لحظه
به قول حرف استاد، بوم … همه چی تو یه لحظه درست میشه وقتی باورهات درست باشه و قدرتو فقط خدا بدونی
که اینجا یاد این میفتم که باورش کردم که خدا میتونه هدایتم کنه میتونه بهم طرح نقاشی الهام کنه سبک نقاشی الهام کنه و وقتی باورش کردم یهویی الهامات پشت سرهم اومد و واقعا بوم بوم پشت سرهم اتفاق افتاد و الان از اعماق وجودم باور دارم که بازم طرح بهم الهام میکنه و باید در مورد مسائل دیگه هم اینجوری بسپرم به خدا تا پشت سر هم کن فیکون خدا تو زندگیم رخ بده
و هر بار تاکیدی دیدم که باورهات رو شروع کن قدرتمند کن و بنویس و تکرار کن کمکت میکنم
وقتی رسیدم خونه شروع کردم به نگاه کردن به کپی هایی که از متن تعهد به خواسته یا رها بودن گرفته بودم بعد همزمان به توحید عملی قسمت 3 و جبر یا اختیار گوش میدادم یهویی گفتم قرآن و بردارم که به سوره یس نگاه کنم و آیه 82 دوباره بخونمش که یهویی باز گرفتم دستم و گفتم خدا هدایتم کن دیدم صفحه 461 سوره زمر شروع کردم که معنیشو بخونم نوشته بود تو آیه 39 آنچه میسر است عمل کنید من هم عمل میکنم تا به زودی معلوم شما گردد
آیه 37 بهم گفت : وهر کس را خدا هدایت کند ،دیگر احدی اورا گمراه نتواند کرد
بهم حس خوبی داد
شروع کردم به نوشتن باور های قدرتمند کننده و اول از این شروع کردم و نوشتم که خدا قدرتمند هست و فقط قدرت دست خداست و بزرگ هست و تو هر کاری تو هر زمینه ای خدا کمکم میکنه و اول خداست که همراهمه کمکم میکنه
و برای کلیت خواسته هام شروع کردم به نوشتن یهویی دیدم انقدر سبکم انقدر حالم خوبه پر از عشق بودم و میخندیدم احساس بی وزنی داشتم چقدر خوبه خدایی که سه ماهه پیداش کردم چقدر خاصه این خدا عاشقشم خیلی دوستش دارم خیلی ماه و مهربونه تو این چند روز هر لحظه فکر میکنم همه جهان هستی رو ول کرده داره منو هدایت میکنه و کمکم میکنه
که توحیدی تر عمل کنم بهش نزدیک تر بشم
امروز از این آیات قرآن یاد گرفتم که از این به بعد بیشتر پلای پشت سرمو بشکنم تا توحیدی تر عمل کنم
از دوستانی که تا اینجا اومدن و خوندن متن رو سپاسگزارم و براشون بهترین ها ،عشق و شادی و ثرت و آرامش و بی نهایت خوبی از خدا میخوام
همچنین برای استاد عباسمنش و همکارانشون و خانم شایسته عزیز بهترین ها باشه
طیبه جان چقدر کامنتت قشنگ و رسا بود واقعا اشک شوق توی چشمام جمع شد .
خدارو بی نهایت شکر که مارو در این مسیر بهشتی قرار داد .
بی نهایت سپاسگزارم از استاد عزیزم و مریم جون عزیزم .
طیبه جان با این کامنت کلی به من انگیزه دادی تا تمام کارهام رو به خدا بسپارم و فقط نظاره گر باشم اگه من در مسیر درست باشم تمام درها یکی یکی برام باز میشه .
و اینو بدونم خدای من بسیار توانا و قدرتمنده و چون من بخشی از وجود این خدا هستم پس من هم بسیار توانا و قدرتمندم جوری که تمام شرایط و اتفاقات زندگیم رو خودم خلق میکنم .
با این دیدگاه نه دیگه از کسی نفرت دارم .
نه ظلم رو میپذیرم .
و نه اصلا از کار اشتباه بقیه ناراحت میشم .
و حتی میتونم برای کسی که به ظاهر در حق من اشتباهی انجام میده از خداوند طلب بخشش کنم و بخام که اون رو به راه راست هدایت کنه .
با این نگاه من خییییلی خیییییلی قوی و شکست ناپذیرم و میدونم هیچ کس قدرت اینو نداره که زندگی منو نابود کنه .
با این نگاه دلم خیلی اروم شده و کینه و نفرت تو دلم خیلی خیلی کم شده و سعی میکنم هر روز کمتر و کمتر بشه .
با این نگاه مثل پرنده ای سبکبال هستم که میتونه تا بی نهایت اوج بگیره بدون اینکه ذره ای ترس از کسی یا چیزی داشته باشه .
در پناه الله یکتا باشید و انشالا همه ی ما در این مسیر ثابت قدم باشیم .
من الان اومدم سایت تا شروع کنم روز شمار روز 16 ام رو بنویسم تو قسمت تحول زندگی من فصل 1
دیدم یه دایره آبی افتاده بالا کنار اسمم نگاه کردم دیدم برام نظر گذاشتن همین که نظرتونو باز کردم خواستم اول نظر شما رو ببینم و بخونم اول نوشته تونو خوندم که نوشتین روز دوم تعهد به خودم گفتم تعهد زکیه خانم یا من؟
یه حسی بهم گفت اول نظر خودتو بخون ببین چی نوشتی
رفتم شروع کردم به خوندن فقط و فقط اشک ریختم با هر سطری از نوشته ام که میخوندم و میگفتم اینارو واقعا من نوشتم ؟!
نه من نبودم خدا گفته نوشتم وگرنه من خودم اینجوری بلد نیستم بنویسم
با هر سطرش یاد اون روز افتادم و اتفاقات امروز و چند روز پیشم که میخواستم بیام تو قسمت تحول زندگیم روز 16 ام رو بنویسم
که کاملا ربط داشت به همین موردی که با رفتن به موزه و باور هام بود
گفتم خدای من قدرتتو باز هم داری بهم نشون میدی که با تکرار این نظر و خوندنش منو هدایت کردی تا بگی فردا بزرگترین و شگفتانه ترین روز تو هست روزی که تابلوتو برای فروش تو نمایشگاه گذاشتی
طبق گفته هام که دوباره بهت یاد آور شدم بسپر به من موجود میشه باورم کنی حله
بعد اومدم نوشته شمارو بخونم که باز هم هدایت خدا بود که از طریق شما بهم بگه
نوشته تونو خوندم اشک ریختم از اینکه امروز من خواستم به فایل استاد گوش بدم که تو گوشیم دانلود کردم ،گفتم خدا تو بگو الان چی برای من خوبه که باید بشنوم
بالا پایین کردم لیست گوشیمو روی یه فایل دستمو گذاشتم که فایل فقط روی خدا حساب کن بود
استاد دقیقا همین حرفی که نوشتین :
در مسیر درست اگر باشیم ،درها یکی یکی برام باز میشه
درموردش گفت که کافیه قدرت رو خدا بدونی و با بی نهایت دستش برات کار انجام میده
من این روزا بارها اتفاقات رو مرور میکنم و تاییدشون باعث آرامشم میشه
و الان خدا با نظر شما به قلبم یه آرامش عمیق داد که آرومترم کنه
ممنونم ازشما و براتون عشق و شادب و آرامش و سلامتی و آرامش بی نهایت از خدا میخوام
سلام طیبه جان انشالا هر جاهستی تنت سالم و دلت همیشه منور به نور خدا باشه .
عزیزم منم دقیقا اومدم تو سایت تا ردپای روز پنجم رو بنویسم و دیدم که برام نظر گذاشتین و اومدم و نظرتون رو خوندم بعد نظر خودم و اینکه واقعا مثل شما شوکه شدم که چنین حرفایی رو از کجا تونستم بزنم واقعا ادم تو اون لحظه که دلش رو میده به خدا و گوشه ای از قدرت خدارو درک میکنه جملاتی به ذهنش میاد برای توصیف حالش تو اون لحظه که وقتی بعدا میخونیشون تازه متوجه میشی و با خودت میگی خدای بزرگ چقدر اون لحظه حالم خوب بوده با اتصال به منبع و انرژی بی نهایت 4و کاش همیشه سعی کنیم اون حس و حال روحانی رو حفظ کنیم و هرروز خودمون رو بیشتر بهش بسپاریم .
طیبه جان وقتی دوباره کامنتت رو خوندم و رسیدم به اون قسمت که گفتی پل های پشت سرتو بشکن دقیقا یاد تصمیم امروز صبحم افتادم که در مورد کارم بود .که تو خونه کار هنری انجام میدم .اول با اینکه عاشق بافتنی بودم ولی چون باور های اشتباهی داشتم و قانون رو نمیدونستم نمددوزی رو انتخاب کردم و الان تقریبا یکسالی هست که تو خونه نمد دوزی میکنم .امروز با خودم گفتم استاد میگه هر کاری پتانسیل ثروتمند شدن رو داره به شرط علاقه .و امروز تصمیم گرفتم که پل های پشت سرم رو بشکنم و تو کانالم فقط نمونه کارهای بافتنی رو بزارم و با خودم گفتم علاقت رو دنبال کن و به خدا توکل کن و ایمان داشته باش قطعا خودش حمایتت میکنه .
از امروز تصمیم گرفتم که تو خونه وسایل بافتنی درست کنم و میدونم خداوند بهترین مشتری ها و ثروتمند ترین ادما ها رو واسم میفرسته تا بهم ثابت کنه ایمان به خودش خیر دنیا و اخرت رو واسم به ارمغان میاره .
جوری که هم از انجام کارم لذت میبرم و وقتی مشغول کارم اصلا زمان برام بی معنی میشه میتونم ساعت ها بی وقفه بشینم و بافتنی کنم اونقدر که عاشق این کارم .
و هم پول و ثروت کم کم وارد زندگیم میشه .
و هم با دیدن نتیجه ی ایمانم به خدا باورم نسبت بهش قوی تر میشه که تو هر زمینه ای میتونم بهش توکل کنم و این یعنی خیر دنیا و اخرت .
خیلی خوشحالم که با توکل به خدا به ارزوت رسیدی و بالاخره میتونی تابلوت رو توی موزه بفروش بزاری انشالا هرروز قدرتمند تر از قبل ادامه بدی .
سلام به تو دوست عزیزم که داری این کامنت منو میخونی
در فایل قبلی از روز اول سفرنامه که مربوط به احساس گناه بود اشاره کردم به این که من دو ترمز بزرگ احساس گناه و حساس قربانی بودن رو دارم اونم در حد بسیار بسیار زیاد ینی در حدی که حاضرم بخاطر این احساس قربانی بودن جونمم بدم و بمیرم و مردم بگن آخیش،گناه طفلکی اینقدر اذیتش کردن تا مرد
اون وقت دیگه نمیتونم از فرصت زیبای عمری که خدا بهم داده استفاده کنم و لذت ببرم و به آرزوهام برسم یعنی یجورایی انگار میخوام در حسرت بمیرم
این احساس قربانی بودن در من خیلی پاشنه آشیل بزرگیه واقعا داره منو نابود میکنه نمیدونم تا به کی میخوام این حقارت رو تحمل کنم اما خوبیش به اینه که شروع کردم به تغییر درسته دست و پا شکسته اما به هر حال شروع کردم دیگه
حتی همین الان که دارم میگم من شروع کردم به تغییر شیطان ذهنم بیکار نمیشینه میگه آره جون خودت کدوم تغییر تو همون
همون فرد مظلوم مفلوک که همسرش مدام داره بهش ظلم میکنه
این شیطان بهم میگه تو آدم تغییر نیستی که اگر بودی تو این چندسالی که تو سایت بودی تغییر میکردی
اما من باید یه مشت بزنم تو دهن این شیطان و بهش بگم درسته که من چندساله تو سایتم و هر روز دارم فایل گوش میدم اما بالاخره یه روزی هم میرسه که تکامل من طی میشه و من میشم همون آدمی که خودم میخوام فقط باید تو مسیر بمونم و فقط باید جا نزنم فقط باید انگیزه هامو حفظ کنم
من قربانی شرایطم چون میترسم از تغییر میترسم از اینکه اگر دیگه قربانی نباشم دیگه کسی منو تایید نکنه کسی بهم نگه چه زن بساز و خوبی
آره من قربانی شرایطم
من مظلومم
اما طبق قانون خودم خواستم اینجور باشه وگرنه تا مظلومی نباشه ظالمی نخواهد بود پس این منم که این روی بد همسرم رو برانگیخته میکنم وگرنه همسر من اتفاقا هیلی مرد مهربونیه اگر نبود که با دیگران خوب نبود
ولی اون با دیگران خوبه ک با تنها کسی که بده فقط منم
من هستم که باید از توی این سیکل معیوب بیام بیرون و خودمو نجات بدم و خودمو دوست داشته باشم
این ردپا رو اینجا گذاشتم که در پایان سفرنامه بفهمم از چا اوضاع داغونی به کجا رسیدم
به امید روزهای بهتر🫠
بنام خداوند بخشنده و بخشایشگر
سلام به استادِ جان و خانم شایسته عزیز
الله کلماتم را جاری سازد…
چقدر این فایل حسوحال عجیب و متفاوتی داشت
یجورایی من رو به اصلِ خودم، به روح خودم، به خدای خودم برگردوند..
باور های مناسبی که از این فایل دریافت کردم و باید جایگزین باورهای نامناسب قبلیشون کنم..
• من هر دعای خیری که برای دیگران میکنم، و یا بلعکس دعا و خواستنِ شَر برای دیگران، دقیقا همون رو در زندگی خودم دعوت میکنم، چون در فرکانسش بودم..
• قانون: این دنیا مثل آینه عمل میکنه، هر آنچه که میفرستی با فکرت، قلبت، گوشهات، دهانت، چشم هات، از جنس همون رو وارد زندگیت میکنه
• اگر به خداوند ایمان و توکل داشته باشی، و تنها به او قدرت دهی و بر روی او حساب کنی، هیچ جانبنده ای قدرت آسیب رساندن یا به قول خودمون چوب در چرخ تو فرو کردن رو نداره
و این انتخاب خودته که قدرت رو بدی به اونا یا به خدا
اگه به اونا بدی که آن هارا مجاز میکنی چوب لای چرخت کنن، و اما اگر قدرت رو به خدا بدی و روی بنده هاش حساب نکشی، ن فقط نمیتونن بهت آسیب بزنن، بلکه به تو کمک هم خواهند کرد..
• دوستان ینگاه به زندگی خودمون بندازیم و واقعا دو دوتا چهارتا کنیم، چقدر برای مردم خیر میخواستیم و چقدر شر، چقدر بجای تحسین، حسادت کردیم، چقدر میتونستیم درست فکر کنیم ولی اشتباه فکر کردیم، چقدر قضاوت اشتباه داشتیم و…
بیاییم درست فکر کنیم، پاک فکر کنیم، اصلا راجب دیگران فکر نکنیم، قضاوت نکنیم، اگر نمیتونی برای دیگران خیر بخواه، حداقلش بهشون فکر نکن ک فرکانس حسادت و کمبود رو ارسال نکنی..
• ما نه در جهت خیر و ن در جهت شر، هیج تاثیری بر زندگی دیگران نداریم
چون خودمون خالقِ زندگی خودمونیم، هر فردی خودش خالق شرایط خودشه
اونی که مادام اتفاق خوب براش میوفته به این معنی نیست ک خدا به اون نظر کرده و یا خاصه در نزد خدا، بلکه اون با باورهاش، ایمانش، کانون توجهش و… در مداری قرار گرفته که نعمت ها و اتفاقات خوب هست
ماهم اگر خواهانِ این امریم باید باور ها و فرکانس هامون رو تغیر بدیم بعد خودبخود در جایی قرار میگیریم که فقط ثروت، روابط عالی، دوستای عالی، نعمت ها، سوپرایز ها و اتفاقات عالی اونجا هست
• خداوند از درون ما آگاهه
روی خدارو نمیتونی کلاه بزاری، اگر از بنده های خدا در دلت ترس داری، روشون حساب میکنی، احساس درونت بده، با خودت در صلح نیستی
دوستِ من، نمیتونی با کلامت بگی من فقط روی خدا حساب میکنم، ترسی ندارم از کسی، احساسم خوبه و…
درونت مهمه
درونت رو درست کن تا دنیای بیرونت درست شه
کامنتم رو با شاه بیتی از مولانای جان تمام میکنم:
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
فعل تو کان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت
پیش چشمت بگذاشتی شیشه کبود
لاجرم، عالم کبودت مینمود
پس تو را هر غم که پیش آید ز درد
بر کسی تهمت منه، بر خویش گرد
در پناهِ قادرِ مطلق
به نام خدایی که حضورش همیشگی و هدایتش دائمیست
روز دوم سفرنامه
۱۳ شهریور ۹۹ _ ۳ سپتامبر ۲۰۲۰
خانواده دوست داشتنی عباسمنش سلام
امروز به این نتیجه رسیدم وقتی استاد میگه موندن تو این راه تعهد میخواد ، جهاد اکبر میخواد واقعا همین طوره . شاید اولش ظاهرا ساده باشه و بگی کاری نداره که ! ولی تو طول این مسیر میبینی که واقعا باید قلبا بخوای که متعهد باشی .
من امروز دوباره به خودم قول دادم که تو تک تک روزای این سفر تعهدمو حفظ کنم ، اینو باهم یادآوری کنیم که این به معنی کمال گرایی نیست که اگه لحظه ای حواست پرت شد خودمونو سرزنش کنیم تا در معرض ناخواسته های بیشتری قرار بگیریم بلکه باید تلاش کنیم هر روز بیشتر از روز قبل و هر لحظه بیشتر از لحظه ی قبل متعهد باشیم .
مثل روز قبل اول نکته هایی که از این فایل برام هایلایت شده بود باهاتون به اشتراک میذاریم :
💡تغییر انچه فکر میکنی تو نقشی در ایجادش نداشته ای ؛ تقریبا غیر ممکن است .
💡اصل : تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا بازتاب باورها و فرکانس های خودمان است .
با پذیرفتن این اصل آیا موضوعاتی مثل بخشیدن یا نبخشیدن فردی که او را مقصر میدانی همچنان برایت موضوعیت خواهد داشت ؟
آیا همچنان بخش اعظمی از انرژی ، تمرکز ، توانایی و زمانی که باید صرف تحقق خواسته هایت نمایی صرف خواهی نمود تا ثابت کنی که یک قربانی و مظلوم هستی ؟
💡تمام تمرکزی که با هر دلیل ، منطق و استدلالی صرف یافتن مقصر یا اثبات تقصیر می شود یک فرکانس ناخواسته ، یک احساس بد است ؛ که ناخواسته ی دیگری را می سازد که اتفاق بدِ بعدی را برایت خلق میکند .
💡باز هم «حق به جانب بودن» مهم تر از «احساس خوب داشتن» است ؟
💡وقتی بپذیری تو بدون استثنا خالق زندگیات با فرکانس هایت هستی ، همه ی حاشیه های زندگیت حذف می شود ⬅ نمیتوانی عوامل بیرونی را مانعی بر سر راه خواسته هایت یا عاملی برای دستیابی به خواسته هایت بدانی … مگر توحید غیر از این است ؟
💡توانایی و خاصیت خداگونه ی تو همواره تو را در زمان مناسب ، در مکان مناسب قرار خواهد داد .
💡خاموش کردن نجواهای شیطانی [ برگرفته از سفرنامه ی یکی از دوستان ] : خود شیطان به روشنی و به وضوح میگه که وعده ی من دروغه ، من گولتون میزنم ، نجواهای من الکیان ( آیه ۲۲ ، سوره ابراهیم )
💡تغییر اساسی در زندگی وقتی شروع میشه که دو تامفهموم رو بفهمیم ، درک کنیم ، باور داشته باشیم :
ما توانایی کاملی بر خلق زندگی دلخواهمان داریم .
ما از ایجاد هرگونه تغییر در زندگی دیگران ( در جهت مثبت یا منفی ) ناتوانیم .
💡توانایی ما در خلق زندگی خودمونه و نه زندگی دیگران .
💡بی آنکه آگاه باشی منشاء و آبشخور اصلی ترین ناخواسته های زندگیت ، دو ترمزِ : احساس گناه _ احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن
💡تا زمانی که این دو ترمز بخشی از باورها ، فرکانس ها و کانون توجهات است ؛ ماجرای این ناخواسته ها تمامی ندارد .
💡تمام آنچه جهان درباره ی ما درک میکنه و بهش پاسخ میده فقط و فقط فرکانس ماست . ( نه کلماتمون و نه هیچ چیز دیگه )
💡جهان یک دستگاه مبدله که فرکانس های دریافت شده رو به اتفاقات و شرایط هم اساس و هم سنگ با باورها ، فرکانس ها و کانون توجه مان تبدیل میکنه .
💡هرکسی نتیجه ی اعمال خودشو میگیره .
💡کسی که مدار رو میشناسه ، فرکانس رو میشناسه ، قوانین خداوند رو میشناسه میدونه که این قوانین با حرف من تغییر نمیکنه .
💡این دنیای ما به اندازه ی حتی یک پلک زدن در برابر ابدیتمون نیست .
💡تو مسئول اعمالت و افکارت هستی ؛ و نه کس دیگه !
💡( خداوند خطاب به پیامبر ) آنها دشمن تواند از آنها دوری کن ، بحث نکن ، درگیر نشو ، اعصاب خودتو خورد نکن ، آرامشتو حفظ کن .
هیچ وقت نگفته که پس توام با اونا دشمن باش ❎
مدار اونا جداست ، کاری بهشون نداشته باش .
💡ما اگر به کسی ظلم میکنیم ، داریم به خودمون ظلم میکنیم .
💡اگر من باور داشته باشم که خداوند به من کمک میکنه ، که تنها فرمانراوی قدرتمند جهان الله … من دیگه نگران نیستم ، از کسی نمیترسم .
کسی که از کسی میترسه اون طرف میتونه اذیتش کنه .
💡خودت هستی که مدارت رو با افکار و باورهات به وجود آوردی نه کس دیگه !
💡ما فقط خودمون رو میتونیم خوشبخت یا بدبخت کنیم .
💡اگه بی ایمان باشی ، حرکت نمیکنی .
این فایل هم مثل هر فایل استاد پر از نکته بود و ۱۲ صفحه از دفترمو به خودش اختصاص داد😀 به نظرم بحث به کار بردن توحید در عمل خیلی خیلی گسترده اس و پر از آگاهی ، به خاطر همینه که اصل و اساس خوشبختی اینه که بتونیم توحید رو واقعا در عمل یه کار ببریم و در زندگی یکتاپرست باشیم .
امروز که مطالب روز دوم سفر رو میخوندم این به ذهنم رسید که یکی از صفاتی که خداوند خیلی قاطع و مطمئن درمورد خودش به کار برده ، عادل بودنشه .
عادل بودن خدا فقط و فقط وقتی که قانون رو باور کنیم درست درمیاد .
این عدالتی که خدا ازش حرف زده همینه .
همین که من قدرت کامل برای خلق لحظه به لحظه ی زندگیمو دارم . ( خدایی که قدرت مطلق جهانه این قدرت رو به دست خودم داده )
عدالت خدا اینه که من نمیتونم روی زندگی و سرنوشت هیییچ کس اثر بذارم به جز خودم .
من نمیتونم کسی رو خوشبخت یا بدبخت کنم .
و برعکس کسی هم توانایی اثر گذاشتن رو زندگی منو نداره ، نه دعای اونا تو زندگیم اثر داره نه نفرینشون .
حتی وقتی من باکسی حرف بزنم و حرفای من اونو متحول کنه بازم من کسی نبودم که باعث تغییر زندگیش شدم ، به دو دلیل :
یک اینکه ، خود اون فرد خواسته ، و چون خودش خواسته بعد از حرفای من زندگیشو تغییر داده .
دوم هم اینکه ، با اینکه اون حرفا رو من بهش زدم ولی در واقع من فقط یه وسیله بودم که خدا از طریق من بندهاشو هدایت کنه ، من نبودم هم قطعا از یه طریقی این کارو انجام میداد .
نکته ی دیگه ای که تو متن بهش برخوردم این بود که وقتی به این حد از توحید برسی و نه به خودت ( برای تغییر زندگی بقیه ) و نه به دیگران ( برای تاثیر روی زندگی تو ) قدرت ندی ، اون وقته که هیچ عامل بیرونی رو سد راه رسیدن به خواسته هات یا عامل دستیابی به خواسته هات نمیدونی .
یعنی چی ؟
وقتی من به این باور رسیده باشم
مثلا فلانی به من قول داده کارمو راه بندازه ، اگه این کارو نکنه ؛ من بهم نمیریزم ، چون من اونو عامل رسیدن به خواستم نمیدونم و اینکه کارمو نکرده سد راه من هم نخواهد بود ؛ چون بقیه قدرت خوب یا بد کردن زندگی منو ندارن ، اون نشد قطعا خدا از یه راه دیگه منو به خواسته ام میرسونه .
اون وقت کمک کردن یا نکردن بقیه انچنان برامون مهم نمیشه چون اونا نه عامل موفقیت مان ( که اگه نباشن موفق نشیم ) و نه میتونن سد راه ما بشن ( که اگه باشن به خواستمون نرسیم )
دلم میخواد تا جایی که میتونم توحید رو تو زندگیم عملی کنم ، وقتی بتونی واقعا موحد باشی اون وقته که به هیچ کس جز خدا قدرت نمیدی و وقتی به هیچکس قدرت ندی پس ترسی هم از کسی نخواهی داشت .
یه چیز دیگه که فهمیدم و یه مدتی هست که میخوام درستش کنم اینه :
وقتی کسی با من هم عقیده نیست ، فقط باید اعراض کنم .
بحث نکن❎
درگیر نشو❎
سعی نکن قانعش کنی❎
این کار هم اعصابتو بهم میریزه و ناخواسته های بیشتری به زندگیت میاره .
هم اینکه همون طور که استاد گفت در مدار غلط که باشی هر چیزی رو که بفهمی اشتباه برداشت میکنی .
حالا من کسی رو میبینم که این قانونو نمیدونه ، راهو داره اشتباه میره ، با من هم عقیده نیست ، علاقه و برنامه ای هم برای تغییر نداره … من هرچه قدرم باهاش بحث کنم ، بخوام ثابت کنم حرفام درسته ، چرا نتیجه ای نداره ؟ چون اون چون تو مدار دیگه ایِ هرچی هم من بگم طور دیگه ای برداشت میکنه .
ماها معمولا با بقیه بحث میکنیم چون فکر میکنیم ممکنه بتونیم تهش اونو با خودمون همراه کنیم ، قانعش کنیم ، این امید رو داریم که تهش قراره حرفای منو قبول بکنه … حالا اگه بفهمیم اون آدم چون تو مدار دیگه ایِ اون طور که خودش بخواد برداشت میکنه از حرفامون و در واقع نمیشنوه چیزی که میخوایم بگیم ، بازم این قدر بحث میکنیم ؟ خودمونو درگیر میکنیم ؟
از این به بعد هر وقت دیدم نظر کسی مخالف من هست ، قبل اینکه بخوام مثل همیشه تلاش کنم تا اون حرفامو قبول کنه ، قبلش به این فکر میکنم که تا وقتی خودش نخواد زندگیش تغییر نمیکنه .
همون طوری که شیطان نمیاد یقه ما رو بگیره بندازه وسط گناه ، خب ما هم نمیتونم کسی رو مجبور کنیم که الا و بلا این راه درسته بیا باهم بریم 😐 اونم تا وقتی که خودش نخواد این راهو نمیره پس بحث کردن چه فایده ای داره ؟
یه جمله ی طلایی که استاد داره
✅هیچ اشکالی نداره اگه شما با من هم عقیده نباشین ، نیازی هم نیست که هم عقیده باشیم .
البته اینکه کسی مثل ما فکر نمیکنه به این معنی نیست که اون اشتباه فکر میکنه . یه بار استاد گفت که شاید بی نهایت راه برای خوشبختی تو این دنیا وجود داشته باشه .
ولی خب بازم قرار نیست ما همه ی این راه ها رو بدونیم و همه شو بریم .
من وقتی یه راه رو پیدا کردم و باور کردم که راه موفقیت همینه تنها کاری که باید بکنم اینه که اون مسیر و با تمام وجودم باور کنم و تو همون مسیر بمونم
( برای موفقیت کافیه بیست قدم در یک مسیر برداری ولی کاری که عموم مردم میکنن اینه که یک قدم تو بیست مسیر برمیدارن )
ما فقط باید تو مسیر خودمون بمونیم ، صبور باشیم تا تکاملون طی بشه
و مهم تر از همه کاری به کار کسایی که اوناهم مسیر موفقیت خودشونو پیدا کردن ( ولو مسیری متفاوت با مسیر ما ) نداشته باشیم .
هربار خواستیم با کسی بحث کنیم یادمون بیفته که اون آدم هم میتونه مسیر موفقیت اثبات شده برای خودشو داشته باشه و لازم نیست همه مسیر ما رو برن .
اون یه آدم اشتباه نیست
اون دشمن ما نیست
اون فقط یه آدمه با طرز فکر متفاوت ، دیدگاه متفاوت ، باورهای متفاوت و مهم تر از همه مسیر و هدف متفاوت از زندگی
هر آدمی خواسته ی منحصر به خودشو از این زندگی داره
و همینه که این دنیا رو زیبا میکنه
این همه انسان ، با این همه تفاوت و عشقی که با وجود همه ی این تفاوت ها جاری میشه♥
قطعا که شما دوستای مهربونم اینا رو خیلی بهتر از من میدونین ، بیشتر خطاب به خودم نوشتم تا یادم بمونه .
سپاسگزارم که وقتتون رو به من و خوندن مطالبم اختصاص میدین و ایده های پر از آگاهیتون رو با من درمیون میذارین⭐
سپاسگزارم به خاطر این همه عشق و دوستی که تو این خانواده جریان داره⭐
یه چیز دیگه هم بگم وقتی برمیگردم و کامنتای خودمو میخونم ، خودم تعجب میکنم 😂😐 که عه این جمله رو تو نوشتی فاطمه !
ولی بهتر از هرکسی میدونم که هربار قبل کامنت از خدا میخوام هدایتم کنه و هربار دستی میشم از بی نهایت دستان الله مهربانم تا حرفایی رو که میخواد ، من به قلم بیارم ؛ به خاطر همینه که بعضی جملاتم برا خودمم تازگی داره …
در پناه همین الله مهربان پر از حس خوب ، آرامش و آگاهی های ناب باشید🌠
۱۱:۱۷ p.m
به نام خداوند هدایتگرم که هرلحظه به سمت ناب ترین و خالص ترین آگاهیها هدایتم میکنه،
سلام استاد عزیزم خانوم شایسته نازنینم، و دوستان هم فرکانسی و عزیزم،
*هردعای خیر و خوشبختی به سمت خودم برمیگرده،
اگر کسی در مدار درست باشه نیاز به دعای خیر من نداره چون لاجرم زیبایی ها برایش اتفاق می اُفته،
*کسی که مومنان را مسخره میکند آیینه اعمالشان را برایشان نشان میده به سمت خودشان برمیگردد،
* سیستم پاسخ میدهد به رفتار اعمال و حرکات من پس من باید مراقبت کنم از حرکاتم،
*چه فرکانسی رو دارم ارسال میکنم؟!!! همون فرکانس روتحویل میگیرم،
این جهان کوه است و فعل ما ندا،
سوی ما آید صداها را ندا
*من خودم باید استغفار کنم از خدای خودم طلب آمرزش کنم، نمیتوانم کسی را واسطه قرار بدهم،
*کسی که خیانت میکنه در واقع به خودش خیانت میکنه ظلم میکنه ضرر میرساند،
* اگر گناهی مرتکب شوی اگر تهمتی بزنی به شخصی بار هردوگناه به گردن خودت است،
* من مسوول افکار اعمالم هستم نه هیچ کس دیگری،
فقط من خودم مسوولم چه فرکانسی رو ارسال میکنم به جهان؟!!!!
*غیبت کردن تهمت زدن قضاوت کردن تَجَسُس در زندگی دیگران فقط و فقط ضرر به خودم هست،
* من وقتی به منبع وصل هستم حالم خوبه تسلیم هستم خداوند را دارم و هر کار بدی در حق من در واقع نصیب خودشان میشود، چون من در مدار درستم
من وقتی در مدار درستم لطف خداوند در حقم عظیم است،
*خداوند به پیامبر میگوید از مدارهای نامناسب دوری کن فقط اعراض کن حتی بحث هم نکن،
*خزانه دار گنجهای آسمان زمین ثروتها همه در دستان خداوند است مالک خداوند است، چه نیازی به ترس و کمبود است؟ وقتی مالک رب العالمین است،
خداوند روزی رسان من است.
* سرنوشت هرکسی در دستان خودش است،
کسی نمیتواند دلیل بدبختی یا خوشبختی کسی دیگر شود،
*کسی که خداوند را باور کند ایمان داشته باشد مورد ظلم قرار نمیگیرد
اگر باور داشته باشم خداوند به من کمک میکند،
اگر من باور داشته باشم تنها فرمانروای جهان رب العالمین است من نه نگران هستم نه میترسم،
* اگر از چیزی یا کسی ترسی داشته باشم اون میتواند من را کنترل کند،
* مدار درست مدار نعمتهاست لطف خداوند است زیبایی و رحمت خداوند است
مدار نادرست بدبختی فقر بی پولی حال بد است،
*حق الناس وجود ندارد ما نمیتوانیم حق کسی را بگیریم یا ضرر برسانیم… در واقع به خودمان ظلم میکنیم،
* ایمان داشتن یعنی حرکت کردن،
*رزق روزی در دستان رب العالمین است پس ترس فقط از رب العالمین،
*کسی که فکر میکند کسی دیگری میتواند او را چشم بزند در واقع به شیطان قدرت داده است و قدرت را از رب العالمین گرفته است
قدرت مطلق و بی نهایت خداوند است،
چشم زخم وجود ندارد یعنی به شیطان قدرت میدهیم به غیر از خداوند، و قدرت خداوند را ندیده میگیریم،
* خداوند خیر مطلق است.
خدارو بی نهایت شکر میکنم برای این آگاهی ها،
خدارو بی نهایت شکر میکنم برای این باور سازی ها که باید نهادینه شود،
خدارو بی نهایت شکر میکنم برای وجود ارزشمند استادم،
خدارو بی نهایت شکر میکنم برای بودن این سایت الهی،
خدارو بی نهایت شکر میکنم برای این قوانین و عدالت خداوند،
خدارو بی نهایت شکر میکنم برای اینکه میتوانیم زیبا با قدرت سالم و سرشار از حس خوب زندگی کنیم با وجود چنین قوانینی….
بنام رب وهاب و غفورم
سلام به دوستان و خانواده عزیز و گلم
روز 61 ام
خدایا شکرت برای گوش دادن این فایل عالی برای بار سوم (چند ماه پیش دوبار گوش کردم و امروز هم برای سومین بار شنیدم و لذت بردم).
خدایا شکرت برای وجود شما استاد گرانقدرم که اینقدر عالی بمون یاد دادین چطور قرآن رو بخونیم و اینکه یادآوری کردین به ما که این کتاب، کتابی مبین و روشن است و نیاز به تفاسیر و … نداره، بلکه فقط به این احتیاج داره که این باور داشته باشی که این کتاب نازل شده برای من تا قوانین جهان هستی رو ازش یاد بگیرم، طبق اون ها زندگی کنم و سعادتمند در دنیا و آخرت بشم.
از شروع سال جدید خداوند داره به وضوح هر چه تمام تر با من از طریق قرآن حرف میزنه و این رو متوجه شدم از اینکه من به مدار بالاتری رفتم و هم اینکه یکی از اهداف دو سه سال پیشم ارتباط عالی داشتن با خدا و افزایش صفای قلبم بود، اینکه به معنای واقعی کلمه خدا رو تو قلبم احساس کنم، یعنی حرفاش بلندترین صدای مغزم باشه که خدا رو هزاران بار شکر که دارم قدم به قدم پیش میرم و هر بار داره رابطم بهتر و بهتر میشه، یعنی اگر تو این مسیر باشی، لاجرم برات این اتفاق زیبا رخ میده. و همه اینها بخاطر وجود شماست استاد عزیزم.
دیشب از خدا خواستم یک سوره بگه بخونم و به من آگاهی بده از طریق اون سوره (این روش رو از دوست عزیزی که در الگوهای موفق کامنت هدایتشون رو گذاشته بودن یاد گرفتم که این کار رو انجام میدادن)، و اینکارو دارم چند بار انجام میدم و نتیجش عالیه، با توجه به چیزی که در اون لایه های زیرین ذهنم داره ریز ریز حرف میزنه، یعنی همون نگرانی های بی خود که همون وسوسه های شیطان هستند، دقیقا یک سوره ای گفته میشه بم بخونم که در اون آیاتی و یا جملاتی مکررا وجود داره در رابطه با همون وسوسه ها و عملا یا راه حل هستند و یا جمله ای که حالت ایمان و امیدواری ایجاد می کنه و احساس خوب، خداایا شکرت برا یاین کلام زیبا و حقت.
سوره ای که دیشب خدا بم گفت، سوره حجر بود، که جالب بود برام که تو ذهنم معنی سنگ میداد ولی رفتم سرچ کردم معانی دیگری هم داشت مثل: منع کردن و بازداشتن
من این سوره رو اولین بار که تابستون با صدای رعد المحمد الکردی که قاری مطرح جهانی است گوش کردم و وفوق العاده لذت بردم و گاهی وقتا بخاطر نوع قرائتشون گوش میدم همینجوری و کلی لذت میبرم، پیشنهاد میدم که شما گوش کنید و لذت ببرید، صدای خاصی دارن و با تمام قاریان قرآنی فرق میکنن (من اولین بار در ویدیویی در یوتویب که یک سایت خارجی و در واقع رپر آمریکایی که آهنگ ها و یا قرائت هایی که خاص هستند در یوتیوب، اون ها رو ری اکشن نشون میده بشون و در چنل خودشم پخش میکنه، یکی از بهترین اتفاقات رمضان پارسالم، شنیدن صدای این قاری بود، صداشون واقعا بهشتی هست. خلاصه در این ویدیو که بازدید زیادی هم خورده بود، رعد الکردی سوره النازعات رو میخوندن و اون خواننده درباره لحن اطمینان بخش و صدای آسمانی و آرامش بخش ایشون حرف میزدن). از این سوره یک سری آگاهی هایی دریافت میکردم ولی نمیتونم برای خودم به صورت کلمات و یا جمله بیانش کنم، و یا اینکه برای کسی توضیحش بدم، فقط یک احساس خاص عالی رو دریافت میکردم، مهربانی و بخشندگی بی نظیر خداوند، اینکه در این سوره هم مثل خیلی از سوره های دیگه خداوند میگه: غمگین نباش، و یا اعراض کن از مشرکین و اینکه خداوند تر و خشک را با هم نمیسوزونه و خیلی چیزهای دیگه. اما دیشب که خوندم آخرای سوره احساس خیلی قشنگی دریافت کردم و انگار داشت بم یه راهکار میداد و خیلی خوشحال شدم از آخر سوره که بدین شکل هست:
فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ﴿٩۴﴾
پس آنچه را به آن مأموری اظهار کن و از مشرکان روی بگردان. (94)
إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ ﴿٩۵﴾
که ما [شرّ] استهزا کنندگان را از تو باز داشتهایم. (95)
الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۚ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ ﴿٩۶﴾
همانان که با خدا معبود دیگری قرار می دهند، پس خواهند دانست [که مرتکب چه خطای بزرگی شده اند و مستحقّ چه عذابی هستند.] (96)
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ ﴿٩٧﴾
ما می دانیم که تو از آنچه [مشرکان] می گویند، دلتنگ می شوی. (97)
فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ ﴿٩٨﴾
پس [برای دفع دلتنگی] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی و از سجده کنان باش. (98)
وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ ﴿٩٩﴾
و پروردگارت را تا هنگامی که تو را مرگ بیاید، بندگی کن. (99)
اینجا که خداوند میگه کار خودتو انجام بده و اعراض کن از کسایی که در مدار و فرکانس تو نیستند، چون طبق قانون نمی تونن از گفته های تو آگاهی ای کسب کنن و حجابی هست که مانع آشکار شدن این آگاهی ها برای اونها میشه. و بعد میگه اونایی که مسخرت می کنن رو هم اصلا بشون فکر نکن، ما خودمون از پس اونها برمیایم، ما یعنی اون انرژی و سیستم عظیم در صورتی که تو کار خودتو بکنی و تمرکزت روی خودت باشه، سیستم اون افراد نامناسب همون مسخره کنندگان و کسانی که توهین می کنن بت رو از تو دور میکنه، یعنی اصلا نگرانی کردن در این موارد تو زندگی، از کسایی که توهین و مسخرمون می کن امر بیجایی هست، اونا طبق قانون حذف میشن از مسیر به صورت خودکار. و همون افرادی که مشرک هستند که چیزایی دیگه رو هم خدا می کنن تو زندگیشون، و اونجا که قشنگ میگه ما میدونیم که تو قلبت به تنگ میاد از اونها (افرادی که توضیح دادیم)، وبعدش میاد راهکار میده، یعنی چطوری این حالت تنگ شدن و ناراحتی رو میاد براش راهکار میده که حلش کنیم، راهکاری میده به اسم سپاس گزاری (فسبح بحمد ربک و کن مع الساجدین)، آقا سپاس گزاری کن، شروع کن ریز و درشت نعمت هایی که تا حالا بت دادیم رو بیان کن و به اونا توجه کن، تا توجهت روی چیزی که طبق قانون درست نیست نباشه، تا حالت کم کم خوب بشه و فرکانس و احساس خوب داشته باشی و تا طبق قانون برات اتفاقای خوب رخ بده، و بعد میگه: خداوند رو عبادت کن، فقط بندگی خدا رو کن تا مطمئن بشی، تا به یقین برسی، وقتی فقط بندگی خدا رو بکنیم و مشرک نباشیم و فقط روی خدا حساب باز کنیم، و قدرت رو فقط به یک رب بدیم که اون کسی نیست جز رب جهانیان، مالک جهانیان، لاجرم اتفاقای عالی رخ میدن و همینطور یقین و اطمینان ما هم بیشتر میشه و با امید و ایمان بیشتری مسیر مستقیم رو ادامه میدیم.
امروز به یک تضادی برخورد کردم شاید در عرض پنج دقیقه، اومدم خیلی ریز و بصورت ناخودآگاه طبق الگوی گذشته خودم بیام ننه من غرییبم بازی دربیارم برای خدا و حالت ببین چقدر من گناه دارم طور، ولی خیلی سریع فهمیدم که این الگوی قدیمی زندگی من و سیستم کاری نداره من الان درد و دل کنم، من که میدونم قانون چیه پس باید هر طور شده احساسم رو کمی بهتر کنم و بر خودم مسلط باشم، و در همون لحظه این آیاتی که نوشتم و دیشب ازشون لذت بردم به ذهنم اومدن و شروع کردم عمل به راهکاری که ارائه داده شده بود، نعمت های زندگیم رو یکی یکی بخاطرشون سپاس گزاری کردم و اون خواسته ای که داشتم که به وضوح هر چه تمام تر داشتم در موردش با خدا حرف میزدم و درخواستش رو میدادم، و همون لحظه واقعا به تنگ اومدم و در حد چند ثانیه و باز یاد جملات خداوند افتادم که گفتم ما خودمون آگاهیم ولی راهکار ارائه شده و من بدون وقفه شروع کردم به سپاس گزاری و اونقدر احساس عالی پیدا کردم و حالم خوب شد که برای تصویر خواسته هام و سپاس گزاری که اشک شوق ریختم و خداروشکر کردم برای اون تضاد، چون راکت آو دیزایرم با شدت و حدت هر چه تمام تر فرستاده شد و حتی انگیزه هایی برام ایجاد کرد برای راهی که دارم میرم.
خیلی دوست داشتم این تجربه رو با شما به اشتراک بزارم، و نمیدونستم کجا این رو بنویسم، تا اینکه اینجا استاد گفتن من میخوام خودتون برید قرآن رو سرچ کنید و قوانین رو یاد بگیرید. و خدا همون لحظه گفت اسماء میتونی همینجا بنویسی، و خدایا شکرت برای این هدایت مثل همیشه وهاب جان.
خداایا شکرت برای این سایت زیبا و وزین
خدایا شکرت که هم خانواده شما عزیزانم هستم
عاشقتم رب وهابم
عاشقتونم دوستان گلم
در پناه الله باشید.
سلام به دوست توحیدی من
خیلی عالی نوشته بودی
ممنون که تجربه ت رو با ما به اشتراک گذاشتی و نکات خوبی رو بهمون یادآوری کردی…
ممنون که با یادآوری آیه هایی از قرآن و اینکه خداوند به پیامبر چه راهکاری دادند باعث شدی قوانین رو به وضوح توی قرآن مرور کنم واقعا فرکانسی بودن این کتاب برای من به وضوح رسیده این که من تا این سنم شاید بارها و بارها معانی آیات قرآن رو خوندیم اما چند ماهی میشه که همه آیه ها برام یه رنگ و بوی دیگه میدن خیلی نکته هاشو بهتر میبینم و واقعا تعجب میکنم چرا تا الان اینقدر واضح درکشون نمی کردم.
خدایا شکرت به خاطر این کتاب با برکت
خدایا شکرت به خاطر آگاهی امروزم
انشالله که همه مون روز به روز از این کتاب نورانی بیشتر و بیشتر برداشت کنیم…
یاحق
عاطی خانم عزیزم، سلام و درود به شما
امیدوارم هر کجا که هستین در حال تجربه عشق و سلامتی و شادی باشین.
خیلی از شما سپاس گزارم که کامنتم خوندین و مورد توجه شما قرار گرفته.
و از پاسختون ممنونم.
بله دوست ارزشمندم، این کتاب بی نظیر، همون عشق گمشده ماست، همون حرف حق و قوانین بدون تغییر خداست که برای اینکه خالق زندگی خودمون باشیم. یکی از بزرگترین سپاس گزاری های من از سال پیش آشنایی با جمله به جمله قرآن از طریق استاد ارزشمندم عباس منش هست، من قبلا قرآن میخوندم از سر کنجکاوی ولی همش جهنم و عذابش میدیدم و تنها چیزی که به وفور میدیدم تقوا بود، ولی هرگز نمیدونستم که تقوا یعنی چه، و فکر میکردم تقوا یعنی دور شدن از انجام کارهایی هست که بقیه گفتن انجام ندیم، نه اینکه چیزی که خدا به عنوان قانون گفته تازه اونم برای چشیدن طعم خوشبختی هم در این دنیا و متعاقبا در آخرت.
خدایا شکرت که این سایت و این گنجینه هست تا آگاهی های خودمون رو به اشتراک بزاریم، و بتونیم مسیر هموارتری رو به سمت شادی و لذت و سعادت هر چه بیشتر، داشته باشیم.
دوست عزیز من در پناه الله باشید.
بنام خداوند بخشنده ومهربان ،بنام او که هرچه دارم از اوست
سلام ودرود فراوان به استاد ارجمندم ومریم بانوی نازنین ودوستان الهی ام
خداراسپاسگزارم بخاطر این فرصت ،این وقت واین زمان
خداراسپاسگزارم که به این مسیر زیبا هدایت شدم ودراین مکان الهی حضور دارم
خداراسپاسگزارم بخاطر وجود عزیزان ودوستانم
ظلم به خود از دیدگاه قرآن
یجورایی میتوان گفت این فایل در راستای فایل چند باوررقدرتمند برای رفع احساس گناه در روزشمار اول هست
خداروشکر میکنم با اینکه قبلا چند بار این فایل را گوش داده بودم ایندفعه درک من از فایل متفاوت تر از سری قبل بود چقدر با گوش دادن به آیاتی که استاد در این فایل آوردند وتفسیر کردند متوجه شدم چرا ذهنم همیشه مقاومت داشت به اینکه دیگران را واسطه قرار بدم بین خودم وخدا ،اینکه دنبال این نبودم کسی برام دعا کند تا من به خواسته ام برسم
چقدر احساس آرامش کردم از اینکه کسی قدرت بدبخت کردن یا خوشبخت کردن مرا ندارد تا زمانی که در مسیر درست قرار دارم ومن نیز قدرت بدبخت کردن وخوشبخت کردن کسی را ندارم خدایا شکرت
آگاهیهایی از این فایل ارزشمند
1_بحث استغفار وبحث دعا
هر دعای خیری که می کنیم به خودمون بر میگرده واین موضوع در قرآن آمده است واین یک قانون است که اگر ما برای کسی آرزوی سلامتی وسعادت وخوشبختی کنیم به خودمان بر میگردد
اگر کسی در مدار درست باشد نیاز ندارد کسی برایش دعا کند همین جوری خیر وخوشبختی برایش بوجود می آید
اگر ما براکسی دعا کنیم وخوشبختی کسی را آرزو کنیم آن دعا وخوشبختی به خودمان برمیگردد فارغ از اینکه آن طرف خوشبخت شود یا نه چون آنها خودشون تصمیم می گیرند
کسی که خوبی میکند خوبی بیشتری را تجربه میکند وکسی که مسخره میکند سیستم نتیجه اعمال خودش را به او نشان می دهد واین نشانه هایی ازسیستمی بودن خداوند است یعنی وقتی از خداوند صحبت می کنیم باید درک کنیم که جهان یک آیینه یک سیستم هست که فرکانس ارسالی مارا به خودمون برمی گرداند
این جهان کوه هست وفعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
سیستمی بودن خداوند یعنی هرکسی نتیجه اعمال خودش رو میبیند واینجوری نیست که یک نفر هر خطاوگناهی میخواهد انجام دهد بعد برود پیش پیامبر وبگوید برای ما طلب استغفار کن این خودش شرک هست که فکر کنیم کسی که گناهکار هست خودش کاری نکند وخودش پاک گناه نشود وخودش از خداوند طلب آمرزش نکند وبیاد به یک نفر دیگه بگه اینکار رو بکندکه چه آن فرد اینکار را بکند وچه نکند فرقی براش نمی کند چون سیستم داره عمل می کند
کسی که فرکانس وقوانین خداوند را می شناسد می داند که این استغفار برای دیگران نتیجه ای ندارد
وقتی با افرادی روبرو می شویم که در مدار کفر هستند از آنها دور شویم وحتی نخواهیم وارد مدار آنها شویم
این افراد ایمان نمی آورند مگر اینکه باورها ورفتارهاشون عوض شود
این دنیا که ما اینقدر بزرگش کردیم در مقابل ابدیت یک پلک بر هم زدن هم نیست
چون تمام تمرکز ما بر این دنیاست خیلی از موضوعات را درک نمی کنیم
اگر به خود ستم کردیم واز خدا طلب آمرزش کردیم می بینیم که خدا آمرزنده ومهربان هست
هرکس گناهی بکند به خودش ستم میکند نه به دیگری
من مسئول افکار واعمالم هستم واگر به کسی تهمت بزنم ویا غیبت کنم به خودم آسیب رسوندم
وقتی تسلیم باشیم وبه خداوند ایمان داشته باشیم وآرام باشیم وبا آنها بحث نکنیم اگر کسی بخواهد به ما آسیب برساند نمی تواند
کسانی که بعداز ایمان آوردند در مدار غلط باشند درک درستی ندارند وهر چیزی ببینند برداشت اشتباه میکنند
قرآن کتابی است واضح وروشن برای دانایان بشارت آور وهشداردهنده است اغلب آنها روی گردانده ونمیشنوند
اغلب کفار اعراض میکنند چون اعراض میکنند ودر مدار نیستند چیزی نمیشنوند
حق الناس
حق الناس در قرآن وجود ندارد این به این معنا نیست که در واقع کسی را اذیت کنیم وبگوییم نه آن مشکل خودش هست
اگر معنای حق الناس این است که اگر ما حقی را از کسی ضایع کنیم تونستیم مسیر زندگی اون رو عوض کنیم این به هیچ عنوان در قرآن وجود ندارد نه در قرآن ونه در جهان هستی ،یعنی ما نمی تونیم کسی رو از مسیر خودش خارج کنیم ،بلا سرش بیاریم ،بدبختش کنیم، سرنوشتش رو عوض کنیم ما نمی تونیم اینکار را انجام بدیم ما اگر به کسی ظلم بکنیم داریم به خودمون ظلم می کنیم وظلم ما بلای خاصی سر آن شخص نمیاره چه بسا بدی که در حق دیگران می کنیم باعث پیشرفت وموفقیت آنها شود نه اینکه بلا سرشون بیارد
اگر شخص در مسیر درست باشد وبه منبع وصل باشد وبه خداوند ایمان داشته باشد وظلم ما را باور نکند ما نمی توانیم به اون آسیبی بزنیم وخداوند راه گشا خواهد بود
تا مظلومی نباشد ظالمی بوجود نمیاد یعنی اگر میبینیم که به کسی داره ظلم میشه آن شخص خودش خداوند رو باور نکرده چون کسی که خداوند را باور کند اصلا بهش ظلم نمیشود
اگر من باور داشته باشم که خداوند به من کمک میکند ،باور داشته باشم که تنها فرمانروای قدرتمند جهان رب العالمین، الله هست من دیگه نگران نیستم ،دیگه از کسی نمی ترسم ،
کسی که از کس دیگه ای میترسه آن طرف میتونه تسخیرش کند اگر ما از فردی بترسیم یا از مجموعه ای بترسیم چون میترسیم، آن شخص میتونه مارو کنترل کند والا کسی که ترسش فقط از خداوند باشد کسی نمی تواند کنترلش کند ،بترسوندش ،بهش ظلم کند وای نمیاسته که اصلا بهش ظلم بشود
وقتی کسی مرتکب کار زشتی شود خداوند می فرماید که اینان به خودشون ظلم می کنند ومی تونند از خداوند طلب آمرزش کنند وکسی غیر از خداوند نمی تونه آمرزشی برای گناهان داشته باشد
وقتی یک کار اشتباهی انجام می دهیم به خودمون ظلم کردیم نه شخص مقابل
حق الناس به معنای اینکه ما می تونیم حق کسی رو بگیریم از خوشبختی ونعمت دورش کنیم ومی تونیم بدبختش کنیم در قرآن وجود ندارد واین از موارد فرکانسی هست که وقتی ما در مدار درست باشیم فقط خیر وخوبی ونعمت وارد زندگی ما میشود واگر در مدار اشتباه باشیم فقط بی پولی ،بدبختی ،بیماری ومشکل وارد زندگیمون می شود وخودمون هستیم که با افکارمون ،با باورهامون مدارمون رو بوجود آوردیم نه کس دیگری ،کسی به ما ظلم نمیکند خودمون هستیم که به خودمون ظلم می کنیم با باورهایمان ،با بی ایمانیمون ،باترسها ،نگرانی ها ،افسردگی ها ،احساس گناه خودمون را در مداری قرار می دهیم که بلا سرمون میاد واین به این معنا نیست که کسی داره بلا سر ما میاره بلکه ما رفتیم جاییکه بلا مصیبت، بدبختی ،بیماری،مشکل هست واگر ما باورهامون را درست کنیم ودر فرکانس مناسب قرار بگیریم ما در جایی قرار می گیریم که فقط خوشبختی،عشق،ثروت،سلامتی، وجود دارد
اگر حق الناس به این معناست که ما میتونیم کسی رو که در مسیر درست هست حقش رو بگیریم وبدبخت وبیچاره اش کنیم ما نمی تونیم اینکاررا انجام بدیم هیچ کس نمی تونه اینکار را انجام بدهد ما فقط خودمون را می تونیم خوشبخت یا بدبخت کنیم مثل موقعی که حضرت موسی یکنفر را می کشد میگه من به خودم ستم کردم ،خودم را در مدار بد قرار دادم وخودم را بیچاره کردم به آن طرف ستمی نشد چون نمی تونم به آن ستم کنم در قرآن نداریم که کسی میتونه حق کسی رو بگیره وآن را بدبخت ونابود کند
نگاهمون تغییر کند به آنچه که ما از گذشته شنیدیم وآن چیزی که در جهان واقعیت وجود دارد وجزء قوانین الهی است
هرچقدر بخواهیم قرآن را بهتر بفهمیم باید کوآنتوم وفیزیک را بهتر بفهمیم چون این دو خیلی به هم مرتبط هست هرچقدر ما از انرژی ،فرکانس ،قوانین حاکم بر انرژی ،بیشتر بفهمیم بیشتر قرآن را متوجه می شویم چون اینها دقیقا یکی هستند
فرشتگان به هنگام قبض روح آنان که بر خود ستم داشته اند میپرسند در دنیا چگونه زندگی کردید آنها پاسخ می دهند ما در زمین مستضعف بودیم ،ما مورد ستم واقع شدیم فرشتگان پاسخ می دهند مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید جایگاه آنان دوزخ وسرانجامشان نامیمون یعنی میگه تو مستضعف وزبون بودی چرا حرکت نکردی ،چرا نرفتی جای دیگه مگه به خدا ایمان نداشتی مگه باورش نداشتی حالا که باورش نداشتی وبی ایمان بودی واجازه دادی بهت ستم شود ودر مداری قرار گرفتی که ظلم بهت وارد شد بدان که آن دنیا اوضاعت خیلی سخت تر هست یعنی اگر بهونه ما این است که نه من خیلی بدبخت وبیچاره بودم وفلانی حقم رو خورد دوزخ برای آنان خیلی بدتر از دنیاست
اگر ایمان داشته باشیم وببینیم فضای بدی هست می گوییم نه من تو این فضا نمی ایستم ومیرم جای دیگه،اگر دارند حقم را میخورند میگم نه مگه پروردگار من ،رب من خدا نیست ،مگر رزق وروزی من دست خدا نیست پس چرا من دارم از اینا حساب میبرم
وقتی قیامت می شود شیطان هم مسئولیت خطای ما را به عهده نمیگیره خودتون اینکار را کردید ،شیطان میگه من بر شما سلطه ای نداشتم من فقط شما را دعوت کردم وشما پذیرفتید من فقط زشتی رو بر شما زیبا کردم وشما با افکار وباورهاتون متمایل شدید به سمت من نه به سمت خداوند بنابراین مرا سرزنش نکنید خود را ملامت کنید واین هست جهانی که بر پایه مدار وفرکانس هست
ما با افکار وفرکانسهامون وارد مدارهای مختلف می شویم کسی مقصر نیست از اینکه مرا (شیطان ) شریک خدا ساختید بیزارم
چشم زخم در قرآن: کسی که فکر می کند کس دیگه ای می تونه چشمش بزنه یعنی آن شخص به شیطان قدرت می دهد وشریک پیدا میکند برای قدرت بی نهایت خداوند
خدایا شکرت…شکرت…شکرت
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
سلام به فهیمه جان امیدوارم حالت خوب و عالی باشه خیلی زیبا نوشتی لذت بردم از کامنت شما کسی که فکر می کند کس دیگه ای می تونه چشمش بزنه یعنی آن شخص به شیطان قدرت می دهد وشریک پیدا میکند برای قدرت بی نهایت خداوند
من سوالی ازتون داشتم چجوری متن هارو یه جاهاییش رو پر رنگتر تایپ کردین؟ ممنون میشم جواب بدین موفق و پیروز باشید دوست عزیز
بنام الله
سلام ودرود به الماس زیبا
ممنون از مهرت بانو
چقدر اسمت قشنگه وبرازنده وجود ارزشمندت
عزیزم هر قسمت که خواستید پررنگتر بشه دو ستاره قبل ودوستاره بعد از آن بگذارید
امیدوارم روز به روز در زندگی ات چون الماس بدرخشید
درپناه الله بهترین بهترین ها را برایت آرزو دارم
موفق باشید
سلام استاد جان
امیدوارم حالتون خوب باشه. شما تو این فایل گفتین ک برین قران رو مطالعه کنین و باورهایی رو درمورد خوندن قران ب من دادین ک باعث شد من ترغیب بشم و خودم برم دنبال حقیقت با این نگاه ک این کتاب یه کتاب هدایتگره و راه درست رو ب ما نشون میده..حالا میخوام درکم رو تا ب الان اینجا تایپ کنم هرچند من هنوز این فایل شمارو تا اخر نرسیدم گوش بدم.
اولین چیزی ک درمورد قران من درک میکنم این هست ک خدا مدام میخواد یه نگاه وسیع و بزرگ از جهان ب ما بده و دیدگاه مارو بزرگ تر کنه. مثلا سوره حمد رو اینجوری شروع میکنه…ستایش مخصوص خدا است، برای خدا است
یعنی انگار میگه ببین تو باید بدونی ک همه عشق و ستایش اطرافیانت ب تو از طرف پرودگار و لطف او هست یعنی اینکه اگه کسی بهت حس خوب میده محبت میکنه درواقع خداوند داره با تو اینکارو میکنه و تو باید اونو ببینی و سپاسگزار او و قوانینی باشی ک افریده تا افراد بهت عشق بدن..وقتی تو با خودت در صلح هستی وقتی رابطه خوبی با ربت داری و ذهن و روحت هماهنگه پاداشش این هست ک رابطع بقیه هم با تو خوب میشه و اگه کسی بهت حسای خوب رو داد باید بدونی از پروردگاره و طبق سوره حمد ستایشت برای او باشه. ب نظرم این همون نگاه بزرگ داشتنه ک به قول شما ما میرسیم ب اون بالاییه ب پروردگار در نهایت..فکر کنم عنصری این بیت شعرو میگه… ز یزدان دان نه از ارکان ک کوته دیدگی باشد ک خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی…همین دیدگاه چقدر باعث میشه تو روابط ما ب ادما نچسبیم، حالمون خوب باشه، وارسته باشیم، ب خاطر گدایی کردن عشق عزت نفسمونو زیر پا نذاریم، سالم تر باشیم، توحیدی تر باشیم..خدایا شکرت کمکم کن..
دوباره تو همین سوره ما درخواستمون از خداوند این هست… تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم. انگار همون نگاه بزرگ ک فقط از خودش کمک بخوایم و بدونیم او تنها قدرت جهانه و همه چی دست خودشه از خودش بخوایم و اینجوری عزت مندانه زندگی میکنیم از بنده هاش نمیخوایم و عزت مون رو خدشه دار نمیکنیم. بنده ای ک اوهم قدرتی از خودش نداره و هرچی داره از ربشه…
سوره بقره…
اینجوری شروع میشه ک… این کتاب شکی در آن نیست. هدایتی است برای باتقوایان..حالا باتقوایان کیا هستن؟ کسانی ک به غیب ایمان میارن، صلاه میکنن و از انچه روزیشان دادیم انفاق میکنن.غیب رو یکی از دوستان گفته بود فرکانس هست، ینی من ب وجود فرکانس و اینکه هرلحظه دارم با توجهم فرکانس میفرستم ایمان بیارم و بعدش تو عمل نشون بدم چ جوری؟ صلاه کنم. فکر کنم تو دوره قانون افرینشتون بود استاد گفتین صلاه یعنی توجه به نکات مثبت…یعنی هماهنگ شدن با خداوند…هرچند الان ذهن من براش اینا ناآشنا هست و مقاومت داره ولی من ادامه میدم و از خدا میخوام کمکم کنه بیش تر درک کنم قانونش رو تا ایمانم بیش تر بشه.خدا میگه این افراد کسانی هستند ک خدا هدایتشون میکنه و رستگارانند..کلمه ی هدایت…خیلی برام جای فکر داره…تو ایمان میاری ب غیب و صلاه میکنی خدا هم ب وعدش عمل میکنه و هدایت میکنه. هدایت ب چی؟ شرایط بهتر، اتفاقات بهتر، ثروت، سلامتی، روابط خوب…خدا همه اینارو رقم میزنه و خلف وعده نمیکنه…ب شرطی ک ما کارمونو انجام بدیم ما باهاش هماهنگ بشیم، ما صلاه کنیم، ما جوری فکر کنیم ک خداوند فکر میکنه، ما با خودمون ب صلح برسیم…
خداوند در ایه ۲۱ سوره بقره ی نگاه و دیدگاه قشنگ میده میگه ک…ای مردم پروردگارتان را عبادت کنید. کسی ک شما و پیشنیانتان را خلق کرد.با این استدلال امید است ک تقوا پیشه کنید. یعنی اینکه اغا خدا میاد قدرتش رو نشون میده میگه من همونیم ک خلقت کردم در ایه های بعدم میگه تویی رو خلق کردم ک مرده بودی، ادم های قبل از توروهم خلق کردم و این قدرت منه. پس من قدرت اینو دارم ک تورو ب هرچی ک میخوای برسونم. هرچی دوست داری، هر خواسته ای داری، پس راه درستو بیا و تقوا رو پیشه کن. صلاه کن و بدون با این صلاه من تورو هدایت میکنم..در ادامه هم میفرماید من خدایی هستم ک برای شما زمین رو بستری قرار دادم و اسمان رو سقف و ازش اب نازل کردم، و ب وسیله اب ثمرات رو ب عنوان روزی قرار دادم براتون پس برای خدا همتا قرار ندهید. چقدر خدا استدلال های منطقی و قشنگ میاره برای اینکه فقط از خودش کمک بخوایم و نگاهمون ب خودش باشه. میگه من این همه قدرت دارم من این همه کار دارم میکنم پس شریک برام قرار ندین. بدونین من قدرت واحدم…
در ایه ۴۵ خداوند میگه از صبر و صلاه یاری جویید.و این سخت است مگر برای خاشعین میگه توجه ب نکات مثبت و داشتن حس خوب فقط برای خاشعین سخت نیس کسایی ک همون دیدگاه big picture و نگاه گسترده تری دارن. کسانی ک یقین دارند خدارو ملاقات میکنن و ب سوی او برگردانده میشن. ب نظرم خاشعین افرادی هستن ک میگن من اگه صبر کنم، اگه حسم خوب باشه، اگه ب صلح برسم هم این دنیام قشنگه هم تو این دنیا اتفاقات خوب برام میوفته هم اخرتم قشنگه. این دنیا میگذره اون دنیارو میخوام چیکار کنم ک قراره تا ابد باشم. انگار ی نوع اهرم رنج و لذته..ک من با این دیدگاه وسیع ک ایجاد میکنم پس لذتمو میبرم ایمانمو ب خدا تقویت میکنم و بعدش خود ب خود اتفاقات خوب برام میوفته…در ایه ۴۸ میگه…تقوا پیشه کنید از روزی ک نه کسی از کسی عذابی رو دفع میکنه و نه شفاعتی رو میپذیره و نه عوضی میگیرد و نه یاری میشود خدا این چیزارو میگه ک ما انگیزمون برای تقوا قوی تر بشه. همون اهرم رنج و لذت…
این تاحالا درک من از سوره بقره بود. امیدوارم ب درک عمیق تری برسم. ممنونم استاد ک این عمل رو در من بیدار کردین، خدایا متشکرم ک اعتبار همه اینا ب تو برمیگرده❤❤❤❤❤
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.
روزشمار تحول زندگی من جلسه دوم.
تجربه ای دارم در این باره که گفتم بیام و با شما دوستان عزیزم به اشتراک بگزارم:
چند روز پیش من در مسابقه ای در شهر ری تهران شرکت کردم که دقیقا عین همون مسابقه رو یک ماه گذشته در منطقه جنوب شرق تهران شرکت کردم
مسابقه اول خیلی خیلی خوب برگزار شد و من خوشبختانه مقام اول رو کسب کردم
مسابقه دوم از وقتی که شروع شد من احساس کردم اینجا یک خبرایی هست و یه عده دارن توی امتیازات دست میکنن و آمار و ارقام رو جابه جا میکنن وقت اعلام نتایج من مقام چهارم رو کسب کردم اول
اول از همه باید خداروشکر کنم که من روی عزت نفسم کار کرده بودم و تونستم این شرایط رو به نفع خودم تموم کنم
وقتی اسم من رو به عنوان نفر چهارم خوندن با کمال احترام پذیرفتم و هیچ اعتراض و حرفی نزدم اما توی دل خودم به خودم گفتم که من توی چه فرکانسی بودم که توی این مسابقه شرکت کردم و به جای اینکه بیام و عصبانی بشم و غصه بخورم گفتم خدایا شکرت بابت اینکه به من فهموندی که دیگه اینجا مسابقه ندم و اگر هم میخوام در مسابقه ای شرکت کنم برم خارج از کشور و در مسابقات حرفه ای تر و بهتر شرکت کنم.
اینکه اون افراد اومدن چنین کاری رو انجام دادن نه تنها به من آسیبی وارد نکرد بلکه به من انرژی داد تا این اعتماد به نفس رو در خودم به وجود بیارم که دیگه توی مسابقات اینچنینی شرکت نکنم و روی باور هام کار کنم تا دیگه توی چنین مداری قرار نگیرم.
و با توجه به آیه 97 سوره نساء من نیوموم خودم رو به عنوان یک کسی که بهش ظلم شده نگاه کنم و بگم من مظلومم اتفاقا برعکس گفتم من لیاقتم خیلی خیلی بیشتر از اینهاست که بیام و در چنین مسابقاتی شرکت کنم من میام و در جای بهتری در مسابقات بهتری شرکت میکنم و قطعا نتیجه خواهم گرفت.
اینکه این عزت نفس در من به وجود اومده که اینطوری به این قضیه نگاه کردم حاصل گوش دادن به دوره عزت نفس و انجام تمرین های فوق الاده این دوره هست که به تمامی دوستان پیشنهاد میکنم که دوره عزت نفس رو تهیه کنن.
عاشقتونم
خدانگهدار.
سلام خدمت دوستان گرامی
مهمترین نکتهای که در این فایل یادگرفتم این هست که چیزی به نام حق الناس وجود نداره، حق الناس به چه معنا؟ به این معنا که ما میتونیم حق کسی رو بگیریم یا بهش ظلم کنیم و زندگیش رو نابود کنیم با کارمون با رفتارمون یا … این موضوع وجود نداره و ما اگر به کسی بدی کنیم داریم به خودمون ظلم میکنیم و حق اون طرف رو نمیتونیم بگیریم و چه بسا یک کار نامناسب از سمت ما باعث پیشرفت و موفقیت و برکت در زندگی اون فرد بشه نتیجهاش.
موضوع دوم (که من خودم درش ایراد دارم) این هست که ظلم بهت شد؟ کسی در حقت بدی کرد؟ شرایط خوبی نداری؟ مورد ستم واقع شدی به قول قران .. پس چرا مهاجرت نکردی.. چرا نرفتی یک جای دیگه.. چرا حرکت نکردی.. دلیل اینکه این مهاجرت رو انجام ندادی این هست که ایمان به خدا نداشتی چون اگر ایمان داشتی حتما مهاجرت میکردی و میرفتی یک جای دیگه که خدا شرایط ایدهآل رو برات ایجاد کنه. بدون که عذاب در آخرت شدید تر از دنیا خواهد بود اگر مستضعف بودی در دنیا.
من خودم در این موضوع ایراد دارم. من در محیطی بزرگ شدم و در این چند سالی که با استاد آشنا شدم که به شدت من رو از اینکه از فایلهای استاد استفاده کنم ترسوندن. به شدت ترسوندنم بابت اینکه فایل گوش بدم.. به شدت ترسوندنم بابت اینکه دیدگاه متفاوت داشته باشم، متفاوت فکر کنم.. متفاوت عمل کنم.. متفاوت نگاه کنم.. یک مقدارش تقصیر خودم بود که میخواستم بقیه رو تغییر بدم اون اوایل ولی وقتی فهمیدم این کار نادرست هست دیگه کم کم تلاشی نکردم برای اینکه بخوام دیگران رو تغییر بدم و یعنی همینطور کم و کمتر شد این ویژگی در من و تمرکزم رفت روی خودم اما من رو به شدت ترسوندن. در حدی که جلوی اونها فایل گوش نمیدم و در تنهایی هم این ترس هست که نکنه اونها بفهمن. خب اگه میخوای در این شرایط نباشی باید مهاجرت کنی. باید بری یکجای بهتر با آدمهای بهتر. اگر ایمان به خدا داری باید مهاجرت کنی و الا این جواب رو در اون دنیا خواهی شنید که مورد ستم واقع شدی؟ چرا مهاجرت نکردی. چرا به خدا ایمان نداشتی.
البته بگم افرادی که اطراف من بودن آدم های بدی نیستن. اتفاقا اهل نماز و عبادت هستن. اهل انجام کارهای خیر هستن. ویژگیهای اخلاقی بسیار خوبی دارن. قرآن میخونن. به دیگران کمک میکنن. به شکلهای مختلف مهر و محبت میورزند.. بارها برای خوشی من برای خوشحال بودن من برای پیشرفت من تلاشهای زیادی کردن و من قدردان اونها هستم به شدت و از خدا متشکرم که این افراد رو در زندگی من قرار داد که به شکلهای مختلف ازشون خوبی دیدم. دستی از دستان خدا برای رشد و پیشرفت من هستن. خیلی ویژگیهای مثبتی که در من هست مثل نرفتن به سمت مواد نرفتن به سمت الکل نرفتن به سمت مشروب به سمت چیزهای نامناسب به خاطر بودن با این افراد بوده که پاک زندگی کردن. مردم به نام نیک و با اعتبار نیک این افراد رو میشناسن و این اعتبار روی زندگی من هم تاثیر مثبت گذاشته.
یک موضوع دیگه که در این فایل برام اهمیت داشت بحث این بود که قرآن رو با قرآن بفهمیم و نیاییم یک یک تیکه از قرآن رو انتخاب کنیم و بعد بگیم خدا گفته فلان. نه باید کلیت قران رو در نظر بگیریم و ببینیم این موضوع آیا در آیه های قبل و بعد واضح نشده؟ مثل همین بحث اطیعوا الله و اطیعوا الرسول که میگن پیامبر فلان جور نماز میخونده و خدا هم در قرآن گفته اطیعوا الله الرسول پس ما هم باید مثل پیامبر نماز بخونیم. درصورتی که اون آیهها اصلا ربطی به نماز نداشته و در مورد موضوعی دیگه بوده. نباید قرآن رو یک تیکه اش رو برداریم و بگیم خدا گفته فلان نه باید آیه های قبل و بعد هم خونده بشه و در مورد اون موضوع کل قرآن رو بگردیم. مثل آیهی حجاب که زینت به معنای موی زن نیست در قرآن.
خدایا به راه راست هدایتمون کن.. راه کسانی که به انها نعمت دادی.
خدایا از شرک و بی ایمانی نجاتمون بده و به سمت توحید و بندگی و ایمان به خودت هدایتمون کن.
خدایا تنها تو را داریم و تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.. ما هیچ لحظهای به حال خودمون واگذار نکن که در این صورت گمراه میشویم و در همه حال به تو نیاز داریم..
عاشقتونم دوستان گلم.
سلام دوست عزیز
آقای امام بخش زاده
مدتی هست که ناخودآگاه به کامنت شما هدایت میشم
امروز درباره مهاجرت نوشته بودید
فکر کردم بهتره تجربه خودم رو در این باره بهت بگم
تقریباً 12سال پیش به یه تضاد بسیار شدیدی در زندگی برخورده بودم
زندگی برام جهنم شده بود
من خیلی آدم مثبت اندیشی بودم از گذشته تا الان
اما اون موقع با قوانین جهان آشنا نبودم
که حال خوب ،اتفاقت خوب
خلاصه خیلی هم آدم اهل نماز و خدا بودم ولی هرچه قدر به خدا ناله و زاری میکردم که مشکلم حل بشه بدتر هم میشد
تا این که رفتم کربلا و نجف و اونجا توی حرم این عزیزان به خدا گفتم من دیگه رها کردم هر طور تو با من رفتار کنی و به قول حضرت موسی تسلیمم
دیگه سعی کردم حالم رو خوب کنم
از اون روز درها برای من باز شد و
در چند ماه بعد به پیشنهاد یکی از نزدیکان به شهر دیگری مهاجرت کردیم ،که اونم خدا چطور هدایتم کرد و انتقالی برام جور شد که همش هدایت های خدای قادر مطلق بود که خودش داستان ها داره
به هر حال خواستم بهت این مژده رو بدم که مهاجرت زندگیت رو متحول میکنه دوست عزیز
آرزوی موفقیت و بهروزی و شادکامی و ثروتمندی رو برات دارم.
در پناه نور و عشق خدا باشید.
سلام با عشق
سفر عشق من رد پایی پر از عشق تقدیم شما
روز دوم از فصل اول روز شمار تحول زندگی من
که از قسمت دانلود فایل به این صفحه راهنمایی شدم
من قبلا بارها این فایل رو ظلم به خود از دیدگاه قرآن رو گوش دادم ولی میدونم که خدا مجدد خواسته تا گوش بدم و عمل کنم به آگاهی هاش
دیروز که قسمت اول رو خوندم و گوش دادم به فایل روز اول یهویی تصمیم گرفتم برم کاخ سعد آباد موزه نقاشیارو ببینم
فک کنم دوماه بود که تصمیم داشتم برم ولی نمیشد برم دیروز یهویی گفتم فردا میرم
امروز که رفتم موزه سعد آباد که نقاشیارو ببینم و از تکنیکا و آثار هنرمندا ببینم و یهویی گفتم تابلومو بردارم ولی نمیدونم کجا ببرم برای فروش گفتم خدا کمکم کن راه و نشونم بده
وقتی رفتم موزه استاد فرشچیان بسته بود من به خاطر دیدن نقاشیاش رفته بودم ولی گفتم شانسی موزه هنرهای زیبا رو بزنم و رفتم دیدم نقاشیای سهراب سپهری و کلی نقاشی از نقاشای مختلف خارجی بود یکی یکی که تابلو های نقاشی رو میدیدم به خودم میگفتم ببین اینا باورایی داشتن که صد در صد بهشون نقاشی ها با سبک های مختلف الهام شده
قبل از آگاهی پیدا کردنم وقتی نقاشیایی میدیدم که عجیب بودن میگفتم اینا دیگه چی هستن و ناخوب میگفتم ولی از وقتی آگاه شدم اول خوبیای نقاشیو میبینم بعد دومین چیزی که میگم اینه که حتما از خدا خواستن که بهشون الهام شده سبک نقاشیشون چون باور داشتن که اثر خاصی خلق میکنن
اولش برام سوال شد که نقاشی منم میتونه تو حراجی تهران و حراجی کشورای دیگه هم باشه؟ البته قبلا هم این سوالو داشتم و در جواب میگفتم چرا که نه و به خودم جواب میدادم
وقتی خدا تو این دو ماه ، از وقتی من بهش اجازه دادم تا هدایتم کنه و شرکم رو از بین بردم و توحیدی عمل کردم و گفتم خدایا تو بهم کارمو بگو و مدام سوالاتی در مورد سبک کار نقاشیم تو دفترم مینوشتم هر روز و هر لحظه به نقاشایی که نقاشیاشون به قیمتای بسیار بالا بفروش رسیده بود میرفتم نگاه میکردم و راجعبهشون میخوندم نقاشیاشونو بررسی میکردم و میگفتم خدایا به منم سبک نقاشی بده که مختص خودم باشه و خودت ،که هر کس نقاشیامو ببینه تو رو یاد کنه و اونموقع که تصمیم گرفتم و تمام وسایلای کارمو همینجوری دادم به کسی دیگه و گفتم خدا کمکم میکنه،و از همون روزایی که شروع کردم دیگه پشت سرهم فایلای این سایت رو گوش دادم و از خدا خواستم ، تو فاصله زمانی کم بهم طرح نقاشی الهام کرد مسیر کاریمو تغییر داد
حتی من بلد نبودم چیکار کنم خودش حین کار میگفت بهم یه بار تو نقاشیم داشتم پروانه میکشیدم میخواستم سه بعدی تر بشه ولی بلد نبودم پرسیدم خدا تو بگو چیکار کنم
وای یعنی بهترین لحظه بود یه صدای آرومی بهم گفت ته دلم که سایه بزن منم گفتم خب سایه رو از کجا بزنم من خودم میخواستم از بیرون بال پروانه سایه بزنم شنیدم یهویی که یه صدایی گفت از داخل پراش سایه بزن و کاملا سه بعدی شد ، الان میگم کلی کیف میکنم
این یه نمونه اش بود براتون نوشتم تو این دوماه دوتا تابلویی که کشیدم و کلی بهم الهام کرد چیکار کنم کلی ذوق داشتم هر لحظه شو
بعد من از مسئول موزه پرسیدم که نقاشیارو چجوری اینجا گذاشتن گفت فرح زن شاه ایران تو سفراش به خارج این نقاشیارو گرفته و تو موزه گذاشتن بعد گفتم ببین همه این نقاشا که نقاشیاشون الان تو موزه هست باور داشتن که نقاشیاشون به بهترین قیمت و ثروتمندترین ها میان و میگیرنش و مهم تر از همه باور داشتن که خدا بهشون کمک میکنه
همینجور داشتم تحلیل میکردم برای خودم و میگفتم برای من هم میشه وقتی برای این همه نقاش شده برای من هم میشه فقط باید اول به خدا باورم رو تقویت کنم و قدرت رو فقط خدا بدونم
بعد که از موزه اومدم میخواستم بشینم و نقاشیمو بذارم که ببینن و بفروشمش تو مسیری که خیلی آدما میومدن و میرفتن که به موزه برن
ولی نتونستم تو مسیر از خدا میخواستم کمکم کنه نصفه های راه خواستم برگردم ولی نشد
یه صدایی تو دلم میگفت باید به خدا باور کنی تو فقط شروع کن این پل رو هم بشکن میتونی مثل پلی که برای کارت شکستی و بهت طرح الهام شد ، اینم بشکنی
کافیه شروع کنی و به خدا بسپری اینم مثل طرح نقاشیات قدم بعدیش بهت گفته میشه
بعد تو راه برگشت به خونه بودم که
باز این سوال رو از خدا کردم که خدایا چه کاری باید انجام بدم قدم بعدیمو نشون بده
رفتم تو قسمت نشانه ها وقتی دیدم
دوره کشف قوانین زندگی رو آورد
فقط اینو گفتم خدایا هر لحظه داری قدرتتو نشون میدی تا من توحیدی تر عمل کنم
آخه تو این 7 روز خدا همه اش تاکید داشت تو همه نشونه هام و تکرار به اینکه :
به من باور داشته باش
قدرت رو فقط در من بدون
منو اجابت کن
ایمان داشته باش
و تکرار آیه 186 سوره بقره : وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ.
به قوانینم عمل کن
ان یقول له کن فیکونش رو بارها بهم یاد آور کرد
اینکه دیگه فهمیدی کامل خودت خالق زندگیت هستی وقت عمل هست که تو هر چیزی فقط بدون درنگ عمل کنی و بسپری به قدرت رب
اینکه منو باور کنی و قدرت رو بهم بدی موجود میشه همه چی در لحظه
به قول حرف استاد، بوم … همه چی تو یه لحظه درست میشه وقتی باورهات درست باشه و قدرتو فقط خدا بدونی
که اینجا یاد این میفتم که باورش کردم که خدا میتونه هدایتم کنه میتونه بهم طرح نقاشی الهام کنه سبک نقاشی الهام کنه و وقتی باورش کردم یهویی الهامات پشت سرهم اومد و واقعا بوم بوم پشت سرهم اتفاق افتاد و الان از اعماق وجودم باور دارم که بازم طرح بهم الهام میکنه و باید در مورد مسائل دیگه هم اینجوری بسپرم به خدا تا پشت سر هم کن فیکون خدا تو زندگیم رخ بده
و هر بار تاکیدی دیدم که باورهات رو شروع کن قدرتمند کن و بنویس و تکرار کن کمکت میکنم
وقتی رسیدم خونه شروع کردم به نگاه کردن به کپی هایی که از متن تعهد به خواسته یا رها بودن گرفته بودم بعد همزمان به توحید عملی قسمت 3 و جبر یا اختیار گوش میدادم یهویی گفتم قرآن و بردارم که به سوره یس نگاه کنم و آیه 82 دوباره بخونمش که یهویی باز گرفتم دستم و گفتم خدا هدایتم کن دیدم صفحه 461 سوره زمر شروع کردم که معنیشو بخونم نوشته بود تو آیه 39 آنچه میسر است عمل کنید من هم عمل میکنم تا به زودی معلوم شما گردد
آیه 37 بهم گفت : وهر کس را خدا هدایت کند ،دیگر احدی اورا گمراه نتواند کرد
بهم حس خوبی داد
شروع کردم به نوشتن باور های قدرتمند کننده و اول از این شروع کردم و نوشتم که خدا قدرتمند هست و فقط قدرت دست خداست و بزرگ هست و تو هر کاری تو هر زمینه ای خدا کمکم میکنه و اول خداست که همراهمه کمکم میکنه
و برای کلیت خواسته هام شروع کردم به نوشتن یهویی دیدم انقدر سبکم انقدر حالم خوبه پر از عشق بودم و میخندیدم احساس بی وزنی داشتم چقدر خوبه خدایی که سه ماهه پیداش کردم چقدر خاصه این خدا عاشقشم خیلی دوستش دارم خیلی ماه و مهربونه تو این چند روز هر لحظه فکر میکنم همه جهان هستی رو ول کرده داره منو هدایت میکنه و کمکم میکنه
که توحیدی تر عمل کنم بهش نزدیک تر بشم
امروز از این آیات قرآن یاد گرفتم که از این به بعد بیشتر پلای پشت سرمو بشکنم تا توحیدی تر عمل کنم
از دوستانی که تا اینجا اومدن و خوندن متن رو سپاسگزارم و براشون بهترین ها ،عشق و شادی و ثرت و آرامش و بی نهایت خوبی از خدا میخوام
همچنین برای استاد عباسمنش و همکارانشون و خانم شایسته عزیز بهترین ها باشه
خدایا شکرت
سلام به همگی
روز دوم تعهد
طیبه جان چقدر کامنتت قشنگ و رسا بود واقعا اشک شوق توی چشمام جمع شد .
خدارو بی نهایت شکر که مارو در این مسیر بهشتی قرار داد .
بی نهایت سپاسگزارم از استاد عزیزم و مریم جون عزیزم .
طیبه جان با این کامنت کلی به من انگیزه دادی تا تمام کارهام رو به خدا بسپارم و فقط نظاره گر باشم اگه من در مسیر درست باشم تمام درها یکی یکی برام باز میشه .
و اینو بدونم خدای من بسیار توانا و قدرتمنده و چون من بخشی از وجود این خدا هستم پس من هم بسیار توانا و قدرتمندم جوری که تمام شرایط و اتفاقات زندگیم رو خودم خلق میکنم .
با این دیدگاه نه دیگه از کسی نفرت دارم .
نه ظلم رو میپذیرم .
و نه اصلا از کار اشتباه بقیه ناراحت میشم .
و حتی میتونم برای کسی که به ظاهر در حق من اشتباهی انجام میده از خداوند طلب بخشش کنم و بخام که اون رو به راه راست هدایت کنه .
با این نگاه من خییییلی خیییییلی قوی و شکست ناپذیرم و میدونم هیچ کس قدرت اینو نداره که زندگی منو نابود کنه .
با این نگاه دلم خیلی اروم شده و کینه و نفرت تو دلم خیلی خیلی کم شده و سعی میکنم هر روز کمتر و کمتر بشه .
با این نگاه مثل پرنده ای سبکبال هستم که میتونه تا بی نهایت اوج بگیره بدون اینکه ذره ای ترس از کسی یا چیزی داشته باشه .
در پناه الله یکتا باشید و انشالا همه ی ما در این مسیر ثابت قدم باشیم .
سلام زکیه جان
من الان اومدم سایت تا شروع کنم روز شمار روز 16 ام رو بنویسم تو قسمت تحول زندگی من فصل 1
دیدم یه دایره آبی افتاده بالا کنار اسمم نگاه کردم دیدم برام نظر گذاشتن همین که نظرتونو باز کردم خواستم اول نظر شما رو ببینم و بخونم اول نوشته تونو خوندم که نوشتین روز دوم تعهد به خودم گفتم تعهد زکیه خانم یا من؟
یه حسی بهم گفت اول نظر خودتو بخون ببین چی نوشتی
رفتم شروع کردم به خوندن فقط و فقط اشک ریختم با هر سطری از نوشته ام که میخوندم و میگفتم اینارو واقعا من نوشتم ؟!
نه من نبودم خدا گفته نوشتم وگرنه من خودم اینجوری بلد نیستم بنویسم
با هر سطرش یاد اون روز افتادم و اتفاقات امروز و چند روز پیشم که میخواستم بیام تو قسمت تحول زندگیم روز 16 ام رو بنویسم
که کاملا ربط داشت به همین موردی که با رفتن به موزه و باور هام بود
گفتم خدای من قدرتتو باز هم داری بهم نشون میدی که با تکرار این نظر و خوندنش منو هدایت کردی تا بگی فردا بزرگترین و شگفتانه ترین روز تو هست روزی که تابلوتو برای فروش تو نمایشگاه گذاشتی
طبق گفته هام که دوباره بهت یاد آور شدم بسپر به من موجود میشه باورم کنی حله
بعد اومدم نوشته شمارو بخونم که باز هم هدایت خدا بود که از طریق شما بهم بگه
نوشته تونو خوندم اشک ریختم از اینکه امروز من خواستم به فایل استاد گوش بدم که تو گوشیم دانلود کردم ،گفتم خدا تو بگو الان چی برای من خوبه که باید بشنوم
بالا پایین کردم لیست گوشیمو روی یه فایل دستمو گذاشتم که فایل فقط روی خدا حساب کن بود
استاد دقیقا همین حرفی که نوشتین :
در مسیر درست اگر باشیم ،درها یکی یکی برام باز میشه
درموردش گفت که کافیه قدرت رو خدا بدونی و با بی نهایت دستش برات کار انجام میده
من این روزا بارها اتفاقات رو مرور میکنم و تاییدشون باعث آرامشم میشه
و الان خدا با نظر شما به قلبم یه آرامش عمیق داد که آرومترم کنه
ممنونم ازشما و براتون عشق و شادب و آرامش و سلامتی و آرامش بی نهایت از خدا میخوام
سلام طیبه جان انشالا هر جاهستی تنت سالم و دلت همیشه منور به نور خدا باشه .
عزیزم منم دقیقا اومدم تو سایت تا ردپای روز پنجم رو بنویسم و دیدم که برام نظر گذاشتین و اومدم و نظرتون رو خوندم بعد نظر خودم و اینکه واقعا مثل شما شوکه شدم که چنین حرفایی رو از کجا تونستم بزنم واقعا ادم تو اون لحظه که دلش رو میده به خدا و گوشه ای از قدرت خدارو درک میکنه جملاتی به ذهنش میاد برای توصیف حالش تو اون لحظه که وقتی بعدا میخونیشون تازه متوجه میشی و با خودت میگی خدای بزرگ چقدر اون لحظه حالم خوب بوده با اتصال به منبع و انرژی بی نهایت 4و کاش همیشه سعی کنیم اون حس و حال روحانی رو حفظ کنیم و هرروز خودمون رو بیشتر بهش بسپاریم .
طیبه جان وقتی دوباره کامنتت رو خوندم و رسیدم به اون قسمت که گفتی پل های پشت سرتو بشکن دقیقا یاد تصمیم امروز صبحم افتادم که در مورد کارم بود .که تو خونه کار هنری انجام میدم .اول با اینکه عاشق بافتنی بودم ولی چون باور های اشتباهی داشتم و قانون رو نمیدونستم نمددوزی رو انتخاب کردم و الان تقریبا یکسالی هست که تو خونه نمد دوزی میکنم .امروز با خودم گفتم استاد میگه هر کاری پتانسیل ثروتمند شدن رو داره به شرط علاقه .و امروز تصمیم گرفتم که پل های پشت سرم رو بشکنم و تو کانالم فقط نمونه کارهای بافتنی رو بزارم و با خودم گفتم علاقت رو دنبال کن و به خدا توکل کن و ایمان داشته باش قطعا خودش حمایتت میکنه .
از امروز تصمیم گرفتم که تو خونه وسایل بافتنی درست کنم و میدونم خداوند بهترین مشتری ها و ثروتمند ترین ادما ها رو واسم میفرسته تا بهم ثابت کنه ایمان به خودش خیر دنیا و اخرت رو واسم به ارمغان میاره .
جوری که هم از انجام کارم لذت میبرم و وقتی مشغول کارم اصلا زمان برام بی معنی میشه میتونم ساعت ها بی وقفه بشینم و بافتنی کنم اونقدر که عاشق این کارم .
و هم پول و ثروت کم کم وارد زندگیم میشه .
و هم با دیدن نتیجه ی ایمانم به خدا باورم نسبت بهش قوی تر میشه که تو هر زمینه ای میتونم بهش توکل کنم و این یعنی خیر دنیا و اخرت .
خیلی خوشحالم که با توکل به خدا به ارزوت رسیدی و بالاخره میتونی تابلوت رو توی موزه بفروش بزاری انشالا هرروز قدرتمند تر از قبل ادامه بدی .
در پناه الله یکتا باشیم همگی .
سلام زکیه جان
ممنونم ازتون
الهی که تو کار بافتنی به بالاترین و بهترین هایی برسی که ثروت بینهایت باشه براتون
من هنوز کارمو تو موزه نذاشتم ولی از خدا خواستم و میدونم کارام رو به بالاترین قیمت خدا ازم میگیره و تو بهترین موزه ها قرار میده
اگر دوست داشتین روز شمار تحول زندگیم روز 18 رو بخونید درمورد معجزه ای که خدا برای من با یه اتفاق به ظاهر بد رقم زد
براتون عشق و شادی و سلامتی و ثروت و آرامش بی نهایت میخوام از خدا