«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا برزگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 3219 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیزم😘😘😘😘 و مریم جون😘😘😘 و همه ی بچهای سایت؛ دوستای گلم😘😘💟🙂☺😊

    روزشمار تحول زندگی من فایل ۴۳.

    شاید این بهترین کامنتم تو سایت بشه. آی دونت نو.😕🙇🤔

    قبلا گفته بودم من دیرتر شروع کردم سفرنامه رو وقتی که دو سه جلسه گذشته بود اما عجله ای ندارم و نداشتم برای رسیدن به روال سایت مهم نیست صرفا ما یکسری فایل تموم کنیم مهم اون درک ماست و اون بالارفتن مداره و فرکانسه که معلومه.درضمن من روالم این نبود که حتما روزی ی فایل تموم کنم اگر دیدم نکته ای بود که باید درنگ میکردم رو ی فایلی میکردم این کارو. و اغلب یک روز و نیم طول کشیده. اما این فایل رو شدیدا ازپیارسال که برای بار اول گوشش کردم تا الان شاید ۵۰،۶۰ بار گوشش داده باشم عاششششقشششم اولین بار که این فایل رو گوششششش کردم دیواننننننه شدددددم کل تفکرات و جهانبینی و رفتار و شاید زندگی و اتفاقات زندگی مو دگرگون کررردددد محشششره دیوانش شدم من این دفعه برای این فایل سه روز زمان گذاشتم البته الان روز چهارمه اما خب روز گذشته نتمون قطع شد نشد کامنت بذارم دلیل درنگ سه روزم علاقه مندی پرنکته بودن و درواقع اصل کاری سوال بی جوابم بود که آخر کامنت مطرحش میکنم. خب بریم سراغ چندتا از نکاتی که برداشت کردم کلشو نمیشه نوشت ی کتاب میشه.😅😄

    تراوشات مغز علیرضا🤔🙇💡:

    ۱.استاد میگه دعای کسی در حق دیگری تاثیری نداره خود طرف تصمیم گیرندس.

    یادش بخیر مادر من برای خاله کوچیکم چندساااال شاید پنج شیش سال دعا و نماز خوند که آقا ازدواج کنه ازدواج خوبی کنه ی کتاب داره به اسم داروخانه معنوی کللللی دعا ازش خوند کلللی این در اون در زد اما خالم ازدواج نکرد که نکرد چون اون باور داشت به چشم زخم چون باور داشت چشش میزنن چون باورهای خیلی منفی ای که از بابابزرگم به ارث رسیده رو عوض نکرد چون حتی روز خواستگاری شدیدا وسواسی هی دکور خونه رو عوض میکرد چون نظر اونا خیلی براش مهم بود درنهایت اتفاقاتی عجیب غریب رخ داد تو مراسم که کلا بهم خورد سالها گذشته ازون موقع خالم بهترین دوستش باهاش دعوا کرد الانم کمردرد خیلی بد داره. درنهایت دعاهای مادرم کاری براش نکرد اون خودش تصمیم گیرندس بقول استاد اون خودش با فرکانس هاش خلق کرد این شرایط رو اون خودش تصمیم گیرندس بقیه بی تاثیرن👌بقول استاد وقتی جهان اطراف مون رو نگاه میکنیم خوب قانون رو میشه فهمید.

    ۲.کتاب و فاسق: استاد خیلی جالبه خیلی خیلی جالبه منو تو و بقیه بچها داریم درباره قانون حرف میزنیم و اما بشنوید از معنی این دو کلمه. تصور عموم این هستش که آره خدا گفته ای پیامبر ما این کتاب رو به تو عطا کردیم کتابم که کتابه دیگه مثل همین کتاب‌های الان. اولا پیامبر سواد نداشته اصلا دوما اون موقع اصلا کاغذی وجود نداشته تو اون اکثر کشورهایی که پیامبر ها بودن کاغذ از درخت پاپیروس اختراع شد تو مصر حالا تو زمان نزول قرآن تو بعضی کشورها مثل چین هم بوده اما نه تورات نه انجیل نه قرآن اون اوایل تو برگه های بهم پیوسته کاغذی ینی کتاب نوشته نشدن . پس معما این جاست کتاب ینی چی تو زمان نزول قرآن؟ اون موقع تو اون جوامع حالت قبیله ای چون سواد نبوده و اینا مثلا ی قانونی میخواستن بذارن دیگه رو سنگی حک میکردن رو پوست حیوان یا چرم مینوشتن اونا که سواد داشتن این یجورایی میشه همون کتاب و کتاب در لغت ینی نوشته شده نوشته شده نه به معنای نوشته شده رو کاغذ به معنی قرار داده شده گمارده شده مث اینکه میگن طرف اصلا رو پیشونیش نوشته شده بدبخت طالعش بدبختیه. دیدید که مردم میگن؟ این نوشتن نه که نوشته شده ینی قرار داده شده ینی گمارده شده. درعین شگفت انگیزی همانطور که دید کتاب الله ینی قوانین خدا!!!!!!!!!!! استاد هم میگه تو قرآن گفته شده که خدا گفته کسانی که کتاب خدا رو انکار کردند خدا هدایتشون نمی کنه چه بخوای چه نخوای!!! ینی کسی که قوانین رو انکار می کنه و طبق اونا پیش نمیره و تو مدار هدایت نیست آقا هدایت نمیشه آقا حالا ما خودمون هم بکشیم همینه که هست.

    فاسق: جالبه فسق هم ینی ردکردن حدود و.قوانین الهی ینی رعایت نکردن اونا ینی طبق اونا پیش نرفتن. اعراب میوه رو هم وقتی پوستش کنده میشه درون میوه بیرون میزنه میگن فسق چون ازون حد و مرزش عبور کرده درون میوه اومده بیرون!!!!استاد میگه تو قرآن خدا میگه میخواهی هفتاد بار(عدد کثرت ینی بی نهایت نه اینکه اگه ۷۱ بار استغفار کنه دیگه حله) برایشان استغفار بکن میخوای نکن خداوند فاسقان را هدایت نمیکنه. ینی اونا که حریم شکنن طبق قوانین پیش نمیرن تو مدار هدایت قرار نمیگیرن آقاااا تو خودتم بکشی من هدایتشون نمیکنممممم.تمام!!!

    ۳.پیامبر خودت استغفار کن: بی نهایت طلبی در توحید و پاک شدن از شرک و ایمان و صفات مثبت اخلاقی.

    استغفار از غفر میاد غفر ینی پاک شدن این کلمه معنای دقیقش ینی پاک شدن از عواقب گناه. خب ماکه میدونیم پیامبر مشرک نبوده خب ولی آیا از اول هدایت شده بوده؟ پیغمبر زاییده شده؟نه. خود قرآن میگه بابا ما هدایتت کردیم بابات رو ندیدی مرد مادرت مرد عموت و پدربزرگت سرپرستی تو برعهده گرفتن مردن اما ما بودیم هدایتت کردیم ینی از اول معنویت پیامبر عالی عالی نبوده خیلی آدم محشری بوده اما خب خد کمکش کرده پس ای پیامبر تو بی نهایت طلب باش همچون که روحت هست تا پاک تر بشی بطلب تا بیشتر در مدار استغفار قرار بگیری شاید قبل پیامبری اصلا ضعف هایی داشتی آثارش مونده پس استغفار کن بنده ی من استغفار کن!!!!

    ۴.خدا از قوانینش بیخیال نمیشود درباره پیامبر چیه درباره نوح هم که ۹۰۰سال در راه خدا کار کرد همین بساطه.پس طلب آمرزش نکن.

    این ۹۰۰سال همینطوری عین کارگران ها برای جذاب کردن داستان نیستااااا!!!! پدرمادر هرچییییی نکتههههه هستش این ینی آقا کسی که نخواد هدایت بشه کسی که تو مدار هدایت باشه آقا هدایت نمیشه آقاااا. خدا داره میگه اینا رو به پیامبر که تو بشارت دهنده و هشدار دهنده ای گیر نده ولشون کن.

    مثل اینه که مسیری رو که منتهی میشه به کوچه ۶ رو بری بعد انتظار داشته باشی برسی کوچه ۴. آقااااا ۹۰۰سال هم مثل قوم نوح بری نمیشه و نمیشششههههههههه. تمامممم. پس ما نمی تونیم دیگران رو تغییر بدیم ما دسترسی ای به فرکانس های بقیه نداریم شرکه اگه فکر کنیم داریم که فکر کنیم میشه دور زد قانون رو!!!!!🤔🤔🙇🙇💡💡بچها بیاید رد نشیم ازین آیه ها و فکر کنیممممم.

    ۵.استغفار ابراهیم!!🤔🤔🙇🙇واقعاااا؟؟؟؟؟

    خیییلییی از خودم راضیم!!!استاد میگه من همه چیز رو نمی گم بهتون خودتون برید تحقیق کنید. قرآن رو با قرآن بخونید برید دوتا آیه قبل دوتا آیه بعد برید اون موضوع رو تو قرآن سرچ کنید و من این کار رو کردم احسنت به من😇😇😇😎😎😎😎😎💪💪💪 با اینکه میدونستم استغفار ابراهیم بی تاثیره رفتم پیدا کنم تا یقینی بشه مثل خود ابراهیم که میگه خدا چطور مرده ها رو زنده میکنی؟؟؟ میگه مگه ایمان نداری میگه چرا فقط میخوام دلم مطمئن بشه.😊😅😄

    موضوع استغفار ابراهیم برای پدرش تو ۴آیه قرآن اومده که تک تک الان بقول خانوم شایسته دلو روده شونو درمیارم الان براتون.

    توبه:۱۱۴

    و طلب آمرزش ابراهیم [هم] برای پدرش، تنها به خاطر وعده‌ای بود که به او داده بود، اما وقتی بر او روشن شد که [پدرش] دشمن خداست، از او تبری جست [=با او قطع ارتباط کرد]، به راستی ابراهیم بسیار دلسوز و بردبار بود.توبه ۱۱۴. اما وعده باباش چی بود؟گفت گمشو برو دور شو تو دیگه بچم نیستی اگه حرفاتو نسبت به بتها ادامه بدی سنگسارت میکنم .ابراهیم میدونست استغفارش بی تاثیره اما خب ترس داشت نه اما از جونش بلکه از تعصب کور و خطرناک پدرش. پس گفت بابا خدایا اینو هدایت کن خیلی اوضاعش خرابه مهری که نسبت به پدرش داشت باعث این حرفا شد استاد خودش تو همین فایل اینو فریاد میزنه که کسی تأثیری نداره تو زندگی ما اما برا ما آرزو و دعای خیر می کنه بخاطر محبتشه نه ندونستن قوانین و خدا تو همین آیه هم توضیح میده چرا استغفار کرد اولا وعده که کسی میده تو دنیای قرآن عمرا خلف وعده کنه پس ابراهیم استغفار کرد دوما خدا دقیقا تو ادامه آیه دلیل شو میگه میگه به راستی ابراهیم دلسوز بود. اما کلمه عربی دلسوز چی میشه؟؟؟؟لاَوّاه صیغه مبالغه از ریشه اُوّه (سخنی که در تاثر و تاسف ادا شود)به کسی گفته میشود که دارای احساسات لطیفی هست و در دعا و تضرع به درگاه خدا حضور قلبی خاضعانه دارد و بسیار میگرید.

    پس خدا داره میگه بابا سر احساسات لطیفشه وگرنه میدونه بی تاثیره.

    مریم۴۷:

    [ابراهیم] گفت: [امیدوارم] سلامت باشی! من از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواستم، او [مهربانانه] بر من اشراف و اطلاع دارد. (اینم باز همین قضیس)

    ابراهیم:۴۱

    ای پروردگارمان، مرا، و والدین مرا، و دیگر مؤمنان را در روزی که حساب برپا می شود بیامرز.

    اینجا ابراهیم داره کعبه رو بازسازی می کنه مثل بنا ها که حین کار سرود و آواز میخونن ابراهیم هم به حالت آواز دعا میخونه آیه های قبل میگه ستایش خدایی که تو پیری اسماعیل و اسحاق رو داد خدایی که هاجر و بچمو تو بیابان سیراب کرد منو هدایت کرد و فلان خدایا اینجا رو(مکه) رو شهر امن قرار بده(از قتل و غارت راهزن ها و قبایل) و میگه بابامم بیامرز اما خودش هم میدونه که باباش جواب اعمالش رو میگیره اما بدلیل دلسوزیش واحساسات لطیفش اینطوری میگه استاد هم وقتی سرکارشه(تولید فایل)آرزوی خوشبختی میکنه استاد سالهاست داره از قوانین میگه تا مردم بیان تو مدار تا موفق بشن اما خودش میدونه تصرفی در مردم نداره هرکی بخواد میاد.

    و اماااا تیرررر آخر تو روشن شدن قضیه رو اینجا خدا می زنه ببینید که قرآن چه زیبا درحکم روشن سازی موضوعات قدم برمیداره!!!!

    ممتحنه:۴

    بی‌شک برای شما در [روش] ابراهیم و همراهانش [با دشمنان خدا] سرمشقی نیکو است،۱۱ آنگاه که به قوم [بُت پرست] خود گفتند: ما از شما و از آنچه [=اصنامی که] به غیر از خدا [به یاری] می‌خوانید مبرّا هستیم؛۱۲ [عقاید و اعمال] شما را نمی‌پذیریم۱۳ و میان ما و شما [به دلیل این تعارض] برای همیشه دشمنی و کینه پدید آمده است،۱۴ مگر آن که یکتایی خدا را باور کنید.۱۵ [این شیوه ابراهیم بود] به استثناء سخن ابراهیم به پدرش که [وعده داده بود] حتماً برای تو آمرزش خواهم ساخت۱۶.و[لی]دربرابر خدا هیچ اختیاری به سود تو ندارم . پروردگارا، بر تو توکل کرده‌ایم و به پیشگاه تو باز آمده‌ایم۱۷ [=توبه کرده‌ایم] و سیر نهایی [=سرانجام تحوّلات] به سوی تو است.۱۸

    و[لی]دربرابر خدا هیچ اختیاری به سود تو ندارم !!!!!!!!!!!!!!👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌

    میگه آره من دعا میکنم چون زشته وعده دادم خلف وعده تو مرام و منش من خیلی ضایس اما من دربرابر خدا میگه نه که نتونم اصلا هیچ اختیاری نداررررررم به سود تووووووووو…و👌👌👌👌👌👌👌🤔🤔🙇🙇🙇💡💡💡WOOOWWW موضوع روشن شد.

    ۶.نکته:صلو و صلاه ینی توجه کردن رو کردن و توجه کردن به خدا همون حرف قانون جذب که مثلا مهم نی به پول فکر میکنی مهم توجه به پوله وجه ینی رو. به کدوم روی پول توجه میکنی بودن یا نبودش. کانون توجه رو هرچی قرار بگیره همونه. صلو هم ینی توجه کردن رو کردن.

    این موضوع کانون و وجه توجه رو استاد تو قسمت ۴۱ همین سفرنامه گفت.🙄🤔🙇💡

    ۷.استغفار محمد و دیگر بندگان!؟🤔🙇💡

    من سرچ موضوعی کردم تو قرآن ۲۰آیه مرتبط با کلمه استغفر اومد من چنتا که صریح هست و یا شک برانگیز هست میذارم تا موضوع روشن شه:

    ال عمران۱۳۵:

    و [همان] کسانی که هرگاه کار زشتی مرتکب شوند، یا بر خویشتن ستم کنند [بی‌درنگ] خدای را به یاد آرند، پس [در پرتو این بیداری] به خاطر [عواقب] گناهانشان [از خدا] آمرزش طلبند- و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد- و بر آنچه کرده‌اند، در حالی که می‌دانند [خطا کرده‌اند]، اصرار نمی‌کنند [=ادامه نمی‌دهند].

    وقتی انقدرررر صریح میگه کیییی جز خدا ینی تمام فقققط ی نفر میتونه اونم خداست هیچ استثنائی وجود نداره.

    ال عمران۱۵۹:

    پس به [لطف و جاذبه] رحمتی [ویژه] از جانب خدا بود که بر ایشان [=تخلف‌کنندگان در جنگ] نرم شدی و اگر خشن و سخت دل بودی، بی‌گمان از پیرامونت پراکنده می‌شدند. پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها[ی اجرایی] با آنها مشورت کن. پس هرگاه [بر اساس شورا] تصمیم گرفتی، به خدا توکّل کن [و نگران نتیجه رأی ناپخته آنان مباش] که مسلماً خدا توکل‌کنندگان را دوست دارد.

    اینجا اون تیکش سوال برانگیزه که میگه براشون آمرزش بخواه!!! اصلا چرا میگه اگه درشت خوی سنگدل بودی؟؟

    خب کل کسایی که دعوت کرد سیاه لشکر شدن جز ی عده کم که ایمان آوردن! اینا میان تو جنگ احد با پیامبر ی عده که وسط جنگ آقا الفرار!! ی عده میگن ما هستیم اما اصلا نمیجنگننن!!! ی عده منطقه استراتژیک تپه احد رو سر غنایم جنگ ول میکنن دشمن از اونجا از پشت میاد تار و مار می کنه پیامبر زخم عمیق برمیداره ی عده فرار میکنن پیامبر میگه نریددد اما با زخم جاش میذارن حمزه عموش هم کشته میشه توسط هند جگر خوار اماااا ببین چی بوده این بشر که میبخشه و خدا میگه اگر درشت خوی سنگدل بودی از پیرامونت پراکنده میشدن میگه آقا استغفار کن این موضوع برای اینه که محمد کینه و نفرت نیاد تو وجودش ازین ها برای این که دلش آرام بگیره آروم بشه کینه نگیره به صلح برسه با خودش و جهان پیرامون خودش و مردمش همینن. یکار شخصیتیه پیامبر احتمالا گفته خدا چکار کنم دلم از بی وفایی شون آروم شه عصبی نشم گفته براشون دعای خیر کن تا بخودت خیر برگرده تا دلت آروم شه وقتی خیر بخوای براشون خب خیر از مردمت دریافت میکنی دلت صاف تر میشه باهاشون همییییییین😕😕😕😕😕😕😕وگرنه تو آیه بالا میگه کیه که جز خدا آمرزشی برای گناهان داشته باشه؟؟؟🤔🤔🙇☺😊😕😕🙇💡

    نساء:۶۴

    و ما هیچ رسولی نفرستادیم مگر آن که به اذن خدا [با آمادگی قلبی مردم، نه به اجبار] مورد اطاعت قرار گیرد ۱۵۵ و [بر این مبنا] اگر کسانی که [با نفاق در پذیرش حکم طاغوت] به خود ستم کردند، نزد تو آمده از خدا طلب آمرزش می‌کردند و پیامبر نیز برای آنان آمرزش می‌طلبید، مسلماً خدا را آمرزنده مهربان می‌یافتند.

    نساء:۶۵

    پس چنین نیست [که با دورویی و نفاق بتوان ادعای ایمان کرد]، به پروردگارت سوگند که آنها ایمان [راستین] نیاورده‌اند مگر آن که در مشاجره‌های میان خویش تو را داور قرار دهند؛ ۱۵۶ سپس از آنچه [به نفع یا ضرر هر یک] حکم کرده‌ای احساس دلتنگی نکنند و کاملا [بی چون و چرا] تسلیم [حکم] باشند.

    اینم که ماشاالله استاد کامل توضیح داد.😕🙇🤔💡 فقط ی نکته میگه ایمان نمیارن مگررر؟؟؟؟ینی فقط در یک صورت ایمان میارن که اختلاف هاشونو بسپرن بهت آره پس راهش تغییر روش و باور هاشونه نه استغفار پیامبر.

    حتی درزبان عربی دارای سه معناست .انتهای غایت،تعلیل و بالاخره استثناء که اینجا استثناء بود.

    توبه:۸۰

    ـ [ای پیامبر] چه برای آنان آمرزش بخواهی، چه نخواهی، اگر هفتاد بار هم برای آنها طلب آمرزش کنی، هرگز خداوند آنان را نیامرزد، زیرا [وحدانیّت] خدا و [نبوّت] رسولش را انکار کرده‌اند و خدا مردمان خارج شده از مسیر حق را به مقصد [سعادت] نمی‌رساند. ۱۰۶

    محمد:۱۹

    پس بدان که بی‌گمان هیچ معبودی جز خدای یگانه نیست و برای [آثار و عوارض] گناه خویش۳۵ و مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه که خدا رفت و آمد و قرار گرفتن شما را می‌داند.۳۶

    شگفتاااا که خدا به محمد هم میگه از گناهانت استغفار کن البته چون خدا انتظار بالایی از ایشون داره یکار ساده از ایشون هم که گناه نیست مثلا درنگ کردن برای گفتن حرفی یا زیاد دلسوزی کردن برای بقیه خدا میگه برای سطح و لول تو گناهه اینا استغفار کن!!!!

    ۸.استاد فقط ی نکته😄😄😄 قصد جسارت ندارم اونجا که میگه این قرآنیست عربی برای دانایان و شما میگید این قرآنیست به زبان عربی برای دانایان و بسیار واضح و مشخصه

    شاید شما طبق اون ترجمه گفتید اینو و خودتون بهتر داستان رو میدونید.

    کلمه عرب اینجا به معنی زبان عربی نیست بلکه عرب در لغت ینی: فصیح آشکار. اینجا بیشتر منظور همون حرف شماست ینی میگه آشکاره آقا واضحه نیاز نیست کسی برای شما تفسیر کنه خودت برو تو دلش میفهمی.😊💟🙇🤔💡💡🙇🤔💡🤔🤔🙇

    ۹.قصص:۵۶

    ـ [ای پیامبر] مسلماً تو آنرا که دوست داری نمی‌توانی هدایت کنی، این خداست که هر که را بخواهد [طبق نظاماتش و با تلاش خود او] هدایت می‌کند و او به هدایت یافتگان آگاه‌تر است [=نیازی نیست که بندگان در این مورد داوری کنند].

    WOOOOOWWWW اینجا باز در تایید حرفای بالا بدون اینکه بخوام خیلی هدایتی رسیدم به این آیه که چقدددرررر صریح و عالی قوانین توضیح داده شده از یشا ینی مشیت ها قوانین حرف به میان آمده که ای محمد به دلخواه و سلیقه تو نیست هرکی طبق قانون تو مدار هدایت باشه هدایت میشه نباشه نه. شوخی ای هم با کسی نداریم تعارف و رودربایستی و پارتی ای هم با کسی نداریم.👌👌👌👌👌👌 اینهههه عداللللللللللللللتتتتتتت😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 بقول استاد ایننننننه جهانی که بر پایه مدار و فرکانسسسسسسه🔥🔥🔥🔥🔥💡💡💡🤔🤔🙇🙇🙇👌😍🔥 یسسسسس😇💟💪

    ۱۰.احقاف۹:

    [ای پیامبر] بگو: من [=رسول] نوظهوری از [سلسله] رسولان نیستم [پیامبری سابقه تاریخی دارد] و من نه می‌‌دانم [فردای قیامت] بر خودم چه خواهد رفت و نه بر شما [سرنوشت همه دست خداست]، من تنها از آنچه به سویم وحی می‌شود پیروی می‌کنم و جز هشداردهنده آشکاری نیستم.

    شگفتااااااا که همه آدم هارو از عدم عزت نفس همه رو غول میکنن پیامبر بزرگ هست اما نباید بیاریمش در لول خدا. خدا میگه اینو بگوووو!!!!! که من نمیدونم که فردا چی بهم میگذره حالا این آینده ممکنه آخرت باشه ممکنه همون فرداش. چون خدا میدونه چه قانونی گذاشته محمد رو از شکم مادر پیامبر نزاییده به سطح و لول پیامبری اولوالعزم رسیده اما بیمه یا تضمینی نیست همینطور بمونه خدا فرکانس رو قرار داده و همه آدم ها مختار تا وقتی فرکانس هست میشه به سمت خوب یا بد تغییر کرد!!!برای پیامبر هم همین مساله هست و چقدر این شخص متواضع بوده و خوب قانون رو فهمیده!!!!!!این درحالیه که ی عده امید به شفاعت ایشون در قیامت دارن این افراد برده عن برده این دوستان فکر نمیکنن!!!!برده عقاید کورکورانه عن!!!!🙄🙄🤔🤔🤔🙇💡💡💡

    و اما طرح یک سوال💡💡💡💡💡💡💡🤔🤔🤔🤔🙇🙇🙇🙇:

    رسالت از پیش تایین شده موسی🤔🙇💡🙄😳😳😳😳😳😳😳😳😳؟؟؟؟؟؟

    قصص:۷

    و [جریان از آنجا آغاز شد که] به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بده، پس هر گاه بر [جان] او ترسیدی، او را به رود [نیل] بیفکن و مترس و اندوه مخور که به تو بازش می‌گردانیم و از رسولانش قرار می‌دهیم.

    این آیه رو خود استاد خیلی استفاده می کنن که به الهامش عمل کرد مادر موسی اما من سوالم تیکه آخر متنه🙄😳😳

    و از رسولانش قرار میدهیم؟؟ چرا خدا به مادر موسی میگه از رسولانش قرار میدهیم؟؟ این سلب اختیار نوزاد نیست؟ شاید اون نخواد پیامبر بشه خب در آینده؟ یا اصلا اون تو نوزادی نمیدونه فرکانس چیه که بگیم فرکانس خوب فرستاده تو مسیر درستیه که بگیم در آینده پیامبرش می کنه؟ اگه بگیم خب چون ورودی هاش خوب بوده(ایمان قوی مادرش که باعث رشدش و پیامبریش میشه) که کنعان پسر نوح هم این شرایط رو داشت.

    آگاهی های قبل تولد؟؟؟ ینی روح موسی قبل از زندگی در این جهان مادی فرکانس های عالی ای فرستاده؟؟؟

    فک نکنم این باشه..🤔🤔🤔🙇💡

    قضیه چیه چرا خیلی تضمینی و بیمه شده خدا میگه پیامبرش میکنیم چرا از پیش تایین میکنه این که هنو فرکانس یا عمل خاصی انجام نداده؟؟؟ سه روزززه دارم فکر میکنم به کله مرسلین ریشش از پنج شیش جنبه خودم پاسخ دادم قانع کننده نبود🙇🙇🙇💡💡🙄🙄🙄

    هر ۱۲۹ موردی هم که اسم موسی تو قرآن اومده بود و خیلی از ریشه های مرسلین و رسول رو هم سرچ کردم به جوابی نرسیدم.

    من خیلیییی تلاش کردم اما این شده ی سوال بی جواب برام😑 امیدوارم با تلاش فراوان و پشتکار فراوانی که کردم و تحقیق کردم و به جواب نرسیدم استاد عزیز مریم جون و هر کدوم تون که سوال منو میبینید ی جواب منطقی ها منطقی اگه دارین بهم بدین چون هررررچی فکر میکنم بی نتیجس!!!!!!!!

    استاد مریم جون دوستان کی جواب این سوال رو میدونه؟؟؟؟؟؟؟!!!!!🙇🙇🙇🙇🙇💡💡💡🤔🤔🤔🤔🤔💯💯💯💯💯💯💯💯💯🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔵🔵🔵🔵🔵🔵🔵🔵🔵🔵🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      B گفته:
      مدت عضویت: 2292 روز

      سلام به دوست خوبم

      ممنون بابت کامنت عالی که نوشتین و چقدد خوب با آیات قرآن و توضیحات عالی مفاهیم رو توضیح دادین

      در مورد سوالی که پرسیدین احتمالا تا الان جوابتون رو گرفتین من تو عقل کل سرچ کردم و بهترین جوابی که بهش هدایت شدم تقریبا قانعم کرد جواب رو اینجا میذارم

      در فایل 8 کشف قوانین زندگی استاد ب تفصیل ت. ضیح داده ک ما قبل از تولد در یک آگاهی بی نهایت بودیم و بعد آگاهانه ب ابن دنیا اومدیم و بعد فراموش کردیم ک برای چ هدف و چ کاری ب این دنیا اومدیم. البته ک خدا فراموش نکرده. و این ک خداوند از آینده انسانها مطلع باشه هیچ مغایرتی با قوانین کیهانی نداره. شما فرض کن یک ماشین ب مقصد بندر عباس از تهران حرکت میکنه و شما ب عنوان ناظر مطمن هستی این ماشین دیر یا زود ب بندر عباس (با توجه ب همه احتمالات) خواهد رسید و خداوند هم از هدف اصلی هر انسانی اگاه است و می‌داند ک در نهایت هر کسی راه خودشو پیدا میکنه

      و یچیزی اضافه کنم نظر من اینه انسان چون مختاره انتخاب میکنه چه راهی رو بره

      و میتونست پیامبر نشه شاید راهش عوض میشد اگر اون افکار و باورای درست رو نداشت)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    حسل گفته:
    مدت عضویت: 2630 روز

    سلام به همه دوستای عزیزم‌ . سلام به استاد و مریم عزیزم.

    روز چهل و سوم

    این فایل کار رو برا من تموم کرد

    آیه زیبای”فرشتگان به هنگام قبض روح آنان که برخود ستم رواداشته اند بپرسند(چگونه بودید؟) پاسخ دهند:(ما در زمین زار و زبون بودیم). گویند:(مگر زمین خدا پهناور نبود که مهاجرت کنید؟) جایگاه آنان دوزخ و سرانجامشان نامیمون است”

    این آیه برای من به منزله بسته شدن تمام بهانه ها برای عدم حرکت، تمام دلایل ناخواسته یا خواسته بر انکار دستان هدایتگر و قدرتمند خدا و انکار فروانروایی مطلق خدا بر جهان هستی است. این آیه نحوه گمراهی ساده بنده و هدایتشون به عمق بدبختیست.

    این آیه به من میگه که وقتی یه شرایطی باب میلم نیست، نیام خودمو با آنچه که آن لحظه هست و یا دارم توجیه کنم و بگم اره دیگه باید بسوزم و بسازم.

    بلکه هر وقت شرایطی دارم که با اون چیزی که میخوام فرق داره‌، بیام با خدای مطلق جهانیان در میون بذارم. ازش مشورت بگیرم و باور اسون بودن مسیرهای هدایتی خدا رو باور کنم‌ و روی شانه های خدا حرکت کنم. به حرف دلم که ندای خداست گوش بدم و دست در دست خدا با چشمان بسته(به دور از چرا ها و چگونگی های ذهن) پای در مسیر بذارم و به مقصد برسم.

    برا اینکه توجه به نکات منفی زندگیم رو خنثی کنم، نیام اون حس رو در غالب عمل درد و دل کردن نشر بدم! وقتی رفتار نامناسبی دیدم نیام زحمت بخرج بدم تا طرف توجیه بشه رفتارش بده یا حق با منه. نخوام دنبال دلیل بر انجام نشدن خواسته ها یا شرایط دلخواهم بگردم و به اون دلیل دلخوش کنم‌ و یه گوشه بشینم و با مثل میسوزم و میسازم وقتمو تلف کنم. بلکه هر لحظه در تلاش برای کشف زیبایی ها و نعمت های خداوند، تحسین آنها. عشق ورزیدن های بی دلیل به همه موجودات و ماندن درحس خوب باشم. و داشتن حس خوب مهمترین کار زندگیم باشه. یادگرفتم جهت دیدم به سمت زیبایی ها باشه حتی در دل مسیرهایی که به ظاهر بد دیده میشن.

    این آیه به من آموخت که راه خوشبختی فقط یه راهه. اونم راه بندگی خالص خدا بودنه. درک قدرت خداوند. ایمان به قدرت خداوند و ستایش و راهنمایی خواستن از اونه. تنها نیازمند خدا بودن ولاغیر.

    آموخت که هر چی غیر خداییه، منو به هلاکت میرسونه. نه تو این دنیا بلکه تو اون دنیا که ابدیت هست هلاک خواهم شد. پس کدوم عقل سلیمی وقتی همچین بیان شیوا و واضحی رو میبینه و اینقد سیستم دنیا رو که به بهترین شکل توضیح داده رو میخونه. میاد باز از خدا روی برمیگردونه؟

    کسی روی برمیگردونه که هر روز و هر لحظه و ثانیه هاش با خدا نباشه. قرآن مثل پازلی میمونه که جواب همه سوالات رو تو خودش داره. تو اوایل سوره بقره، خدا گفته مومن در همه حال به غیب ایمان داره. هر لحظه در حال ستایش ربشه. و کسی که غیر این باشه یعنی مومن نیست و فقط در یه لحظه خاص این ایه رو دیده و همون لحظه گفته باید مومن باشم و بعد فراموش کرده. انسان فراموش کاره و برای اینکه موضوع به این مهمی، همیشه و هر لحظه تو ذهنمون باشه، اینه که همواره در حال ایجاد هماهنگی بین قلب و ذهنمون باشیم. به عبارتی همواره ذهن رو کنترل کنیم. موقع شستن دستامون بدونیم داریم دستامونو میشوریم.‌‌ موقع غذا خوردن بدونیم داریم غذا میخوریم. موقع شونه کردن موهامون بدونیم داریم موهامونو شونه میکنیم. موقع درس خوندن بدونیم دقیقا داریم چی میخونیم. اگه بدونیم تو هر لحظه چیکار میکنیم، خیلی بهتر میتونیم بفهمیم ذهنمون دقیقا به چه چیزهایی تمرکز میکنه و به راحتی بهش جهت بدیم. کار اسونی نیست که بیایم هر لحظه زندگیمون بدونیم دقیقا داریم چیکار میکنیم ولی همین روش ساده کمک میکنه ذهنمون خودکار خودش بهمون گزارش کار بده. خودش بگه دقیقا داره رو چی تمرکز میکنه. و حتی گزارش احساساتمونم بده و بدونیم هماهنگیم یا نه. این روش زندگی آگاهانه تنها و تنها و تنها و تنها راه بهت بهشته.

    یکتا مسیر رسیدن به ایده ال ترین نوع زندگی. یعنی زندگی در ناز و نعمت و ثروت. زندگی در احساس آرامش و شادی در هر لحظه. زندگی در همون ورژنی که خدا برای ما معین کرده که با افزایش ایمانمون بهش برسیم.

    و اما ایه” هنگامی که کار تمام شود، شیطان بگوید: خداوند به شما وعده راست داد و من نیز به شما وعده ای دادم و تخلف کردم. من بر شما سلطه ای نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما پذیرفتید. بنابراین مرا سرزنش نکنید، خود را ملامت کنید، نه من فریادرس شما هستم و نه شما فریادرس من، از اینکه شما از بیش مرا شریک خدا ساختند، بیزارم. و برای ستمکاران عداب سختی است.”

    این آیه تنها راه فرار تمامی سهل انگاری ها، مقصر مقصرها رو بسته و حجت رو برای تمام افرادی که برای مسایلشان ذره ای هم قدم برنمیدارن و ذره ای به خدا ایمان و امید ندارن رو تمام کرده.

    من از این فایل یاد گرفتم بیشتر و بیشتر از قبل به خودم یاداور بشم که خدا رب مطلق منه. خداست که حلال مشکلات من از ریز و درشته. وقتی میگم ریز و درشت منظورم حتی ریزترین موضاته. مثلا من خداروشکر خیلی آگاهانه فایلا و متنهای هر روز سفرنامه رو گوش میدم و میخونم. تو این مسیر برای کامنت نوشتن، ذهنم یه ترمزی که داشت، هی میگفت حالا برا امروز چی بنویسیم و… و این ترمز حتی گاهی وقتا دنبال این بود که نکنه استاد خوشش نیاد . نکنه کسی خوشش نیاد. نکنه اصلا حرفام درس نباشه و اینکه فلان کامنتت اصلا لایک نخورده و هزاران دلیل جور وا جور برای سخت کردن کامنت نوشتن میاورد که حتی تو این موضوع هم گفتم خدایا تو خودت هدایتگر قلم دستان من باش. من حرکت اول رو با دستام و به کمکت تو میزنم. بقیش با تو . این توکل اینقد بهم ارامش میده که اصلا دیگه نگران این نیستم که قراره ‌چی بنویسم و چقد بشه

    و لایک بخوره یا نخوره و….فقط تو دلم میدونم،باید ادامه بدم و بیشتر و ریزتر از قبل باید توکل کردن به خدا تو تمام مسایل زندگیم رو یاد بگیرم.

    خدایا شکرت که امروز هم به دستان من هدایت فرستادی تا این کامنت زیبا تو این روز از سفرنامه ثبت بشه و من از آگاهی های زیبا و ارزشمند و مفید این کامنت که تو برام نوشتی لذت ببرم ویاد بگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1310 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی

    امروز که برای بار دوم فصل اول سفرنامه رو شروع کردم دیدم که گوش کردن به این فایل ها چقدر درک این فایل رو برام بیشتر کرد

    چیزایی که سری قبل نشنیده بودم الان وقتی می‌شنیدم تازه می‌فهمیدم منظور استاد چیه

    وقتی استاد میگن ما نمی‌تونیم حق کسی رو بخوریم مگه فقط این دنیاست ما تصویر بزرگتر رو نمی‌بینیم بخاطر همین خدا رو درک نمی‌تونیم بکنیم ،تو فایل سفر به دور آمریکا وقتی استاد درون رو فرستادن بالاو اون چاله ها رو برامون از بالا فیلم برداری کردن زیباییشون هزار برابر شد وقتی تصویر بزرگتر رو دیدیم درکممون از زیبایی و عظمت اونها خیلی بیشتر شد ما هم اگه درک کنیم این دنیا ادامه داره و فقط این دنیا نیس بهتر میتونیم درک کنیم که حق کسی رو نمی‌تونیم بخوریم و داریم به خودمون ظلم میکنیم .

    کسی که خدا رو باور می‌کنه اصلا بهش ظلم نمیشه

    من اگه تا الان ظلم رو قبول کرده بودم بخاطر این بود قدرت خدا رو فراموش کرده بودم فک میکردم من تقصیری توی ظلمی که بهم میشه ندارم چرا خدا اجازه میده این آدما بهمون ظلم کنن البته که این باور خیلی باید روش کار بشه آنقدر که ورودی نامناسب داشتیم که ما مورد ظلم قرار گرفتیم کسی که به خدا ایمان داره از کسی نمی‌ترسه نگران نیس که ظلم میشه بهش همشو همش عاملش خودم بودم چه قضاوت ها خدای خودم رو کردم اما خدا رو شکر مسیر درست و خدای واقعی رو شناختم من اگه به خدا ایمان دارم می‌دونم که تنها منبع ثروت و روزی خداوند و از کسی نمی‌ترسم و اگه الان تو ی زندگی مشکلاتی دارم چون تو مدار غلط بودم وبا تغییر باورام میتونم مدارم تغییر بدم و خدا به من این توانایی رو داده و با داشتن این توانایی و باور خدا هیچچچچ کس نمیتونه به من ظلمی کنه

    هر دعای خیری بکنیم برای خودمون کردیم و برای هر کسی هم بدی بخواهیم به خودمون برمیگرده چقدر وقتا به اشتباه برای کسانی که فک میکردم تو زندگی بهمون ظلم کردن بدی میخواستم ولی خدا رو شکر الان هر کسی حتی اگه کاری که دلخواه من نیس انجام میده براش آرزوی هدایت میکنم چون می‌دونم با این کار خیر و خوبی بیشتری وارد زندگیم میشه چقدر قوانین خدا درست کار می‌کنه و بر پایه ی عشق و دوست داشتنه همون جور که خدا ما رو دوست داره خدا داره میگه با این قوانینش بنده ی من فقط به هم عشق بدین حتی اگه به هم دیگه نمیگید تو دلاتون به هم عشق بدین حالا بیشتر این جمله استاد که میگن از موفقیت دیگران آنقدر خوشحال باشید که انگار خودتون موفق شدین چون با این کار موفقیت بیشتر رو سمت خودمون جذب میکنیم ما به این دنیا اومدیم برای عاشقی اومدیم بهترین ها رو تجربه کنیم و این کار با تنفر نمیشه عشق که می‌تونه همه ی این کارا رو انجام بده هر کی بتونه بهتر عاشقی کنه جایگاه بهتری داره

    چقدر این قوانین درست کار می‌کنه که اگر اینجور نبود باید به عدالت خدا شک میکرد تا قبل اینکه با قوانین آشنا بشم همش برام سوال بود خدا که میگن عادل چرا یکی تو کارتن داره می‌خوابه یکی تو یه رفاه کامل ولی وقتی فهمیدم و درک کردم که هر کی خالق زندگی خودشه و خودشه که داره در حق خودش ظلم می‌کنه بیشتر عدالت خدا رو درک کردم حتی بازم نجواها میاومد سراغم که اون بنده ای که توی شهر های دورافتاده است چطوری بفهمه این موضوع رو استاد آنقدر خوب تو یه فایل توضیح دادن که هر کسی هر لحظه ای که اراده کنه تغییر کنه خدا هدایتش می‌کنه یاد داستان خودم افتادم مگه کسی به من گفت مسیر چیه من از شرایطی که داشتم خسته شده بودم فقط از ته دلم خدا رو صدا کردم چنان خوشگل هدایتم کرد که الان به مسیر نگاه میکنم بیشتر مطمین میشم هر کسی هر جایی که هست کافیه خدا رو صدا کنه همه چی براش آسون میشه

    خدا جونممم شکرتتتتتتت فقط شکرتتتتتت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2506 روز

    روز 43 چهل سوم

    روز شمار تحول زندگی من فصل دوم

    ظلم به خود از دیدگاه قرآن

    سلام به استادان عزیزم

    و دوستان همیشگی در این سفرنامه

    امروز چهل و سومین روز از تعهدم در این سفرنامه است و خیلی خوشحالم امروز هم توانستم به تعهدم عمل کنم و پله های این سفرنامه رو با موفقیت بالا بیایم خدا رو شکر گذارم .. اول از همه این باور رو همیشه آویزه ی گوشم می کنم و تکرار و تمرین روزانه ی من در این سفر نامه است اینکه..تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی ارسال فرکانس ها و باورهای خودمان است

    در این قسمت بیشتر باید تمرکز کنم چون این گفته های استاد برام بیشتر آگاهی داشت یعنی با این آگاهی های امروز م بیشتر به این باور رسیدم که بر اساس این دو اصل باید بیشتر روی خودم کار کنم

    ما توانایی کاملی بر خلق زندگی دلخواه مان داریم

    ما از ایجاد هر تغییری در زندگی دیگران- خواه در جهت مثبت و خواه در جهت منفی- ناتوانیم

    واقعا از اعماق قلبم به این گفته ی استاد عزیزم رسیدم . چون قبلنا فکر می کردم و یا وظیفه داشتم که این آگاهی ها رو به گوش دیگران برسونم و و بتصور اینکه شاید آنها هم مثل من بخواهند رشد کنند و آگاه شوند ولی ذهی خیال باطل بود و بارها هم ضربه اش رو خوردم . خدا رو شکر چندین سال هست که کلا در مورد حرکت هایم و یا موارد این سایت چیزی به کسی نمی گوییم چون آنها نتیجه ی من رو می خواهند ببیند . آن هم نتایجی که به چشم شون بیاد .. یعنی نتایج پولی و مالی چشم گیر .. البته من هم دیگر از کسی توقعی ندارم که باورم کنند . چون طبق قانون تکامل.. دارم به مسیرم ادامه میدهم . پس نیازی نیست که دیگران رو همراه خودم ببرم .. و یا بخواهم توضیحی راجب کارام به کسی بدهم .. از همه اعراض کردم . از همه دوری کردم .. و خلوت گزینی رو برای بازسازی خودم برگزیدم چون باید روی خودم خیلی خیلی کار کنم . باید از فرصت هام استفاده کنم .. باید تمرکز بیشتری روی فایل ها داشته باشم . باید به درک و آگاهی بیشتری هدایت شوم تا بتونم به اهداف و خواسته هام بصورت صحیح و بنیادی هدایت شوم .. بعداً نتایجم گواه این مسیرم هستند و نیازی نیست که جار بزنم چون نتایج خودشان فریاد میزنند . پس بهترین کار این است که سکوت کنم و چراغ خاموش حرکت کنم

    باورهای سمی و خانمان سوزی به نام احساس گناه و احساس قربانی بودن و مورد ظلم واقع شدن چندین سال در وجودم تبدیل به یک بار سنگینی شده بود….

    اینو خودم کاملا درک کردم چون بعد از چند سال هنوز این ضعف ها در من کاملا خشکیده نشده تا بتونم درهای زندگی ام رو به روی نعمت ها و فرصت ها ی بیشتر و الهام و شهود و هدایت های الهی ام بگشایم البته به همان اندازه ای که روی خودم کار کردم به همان اندازه هم توانستم نعمت های الهی رو دریافت کنم .. البته به این درک و آگاهی رسیدم که این احساسات منفی از عدم لیاقت و عزت نفس پایینی سرچشمه داشته و تمام موانع زندگی من از همین ترمزها نشات گرفته و با این احساسات منفی به باورها و ارسال فرکانس های منفی منجر شده … طبق قانون ما موجوداتی فرکانسی هستیم و در جهانی زندگی می کنیم که مبتنی بر مدار و فرکانس است

    استاد جان ممنون سپاسگذارم که این مبحث باورها را اینقدر قشنگ توضیح دادید و به درک بیشتری هدایت شدم اینکه گفتید که جهان ساخته شده تا یک دستگاه مبدل باشد برای تبدیل فرکانس های دریافت شده در قالب اتفاقات و شرایط های هم سنگ و هم پایه و هم اساس با باورها و فرکانس ها و کانون توجه مان

    خب از وقتی به این باور رسیدم که تمام اتفاقات زندگی خودمان رو خلق می کنیم سعی کردم رها تر باشم . بیشتر تسلیم اراده ی الهی باشم .. و بیشتر از همیشه کارها رو به او بسپارم و آسان بگیرم ..

    برای اینکه این باورهای ویرانگر و مخرب رو از بین ببریم باید بیشتر روی خودمان کار کنیم و برای باز سازی این فرکانس باید خودمان را دوست داشته باشیم… دوست داشتن خودمان یعنی اینکه.. با تکرار کلمات عفو و بخشایش برای خودمان و دیگران با خودمون به صلح درونی برسیم این که در ضمیر ناخود آگاه مون این باور و این موضوع رو با باورهای درست و مناسب جابجا کنیم و با تغییر باورهای جدید و مناسب مدارمون رو تغییر دهیم…

    یعنی آنهارو ببخشیم … یعنی

    خودمان رو ببخشیم یعنی

    رها کنیم و به خدا و جهان هستی بسپاریم و ایمان قلبی بخداوند داشته باشیم و با خودمان و دیگران به صلح برسیم …اینکه این

    باور رو در وجودمون هر روز تکرار کنیم و فرکانس درست رو به جهان ارسال کنیم اینکه ….تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه ی ارسال فرکانس ها و باورهای خودمان است

    قبول کنیم که هر کسی نتیجه ی اعمال و رفتار خودش رو دریافت می کند

    .. هر چند که کار بسیار سختی برام بود بخصوص در مورد زندگی گذشته ام و یا فوت مادر عزیزم که قبلنا در کامنتم نوشته بودم. ولی الان خیلی خیلی بهتر شدم و دیگه عذاب وجدانی ندارم ولی خب گاهی با حرف های اطرافیانم ذهن نجوا گرم دوباره شلوغ کاری می کند .. ولی من همیشه دارم روی افکارم در این زمینه کار می کنم و به امید خدا درهای رحمت و برکات الهی بیشتر از همیشه به رویم گشوده خواهد شد …

    در این فایل استاد توضیح دادند که…

    اگر فرکانس ارسالی ما به جهان کمبود و یا منفی و ترس و دلهره و نگرانی و خشم و کینه و یا هر احساس منفی دیگری باشد طبق قانون جهان . سیستم و یا دستگاه مبدل این جهان هستی اساس و نتایج آن فرکانس ارسالی را در قالب همان احساسات وارد تجربه ی زندگیمان می کند

    بقول مولانا

    این جهان کوه است و فعل ما ندا

    سوی ما آید نداها را صدا

    خدایا من حمایت تو را با خودم همراه می کنم تا دستی فراتر. از دست ها و قدرتی بالاتر از قدرت ها برای من در کار باشی جهت رشد و پیشرفت های تصاعدی پولی و مالی و مادی و معنوی ام در این جهان سه بُعدی مادی … تا آرامش بیشتری را داشته باشم .. تا لذت بیشتری را وارد تجربه ی زندگیم کنم.. تا بهترین ورژنی از خودم باشم .. دستی از دستان فرشتگان الهی را همراهم کنی برای توانگری ام تا پشتیبان و محافظ و حامی و هدایتگرم باشی

    خدایااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    خدایاا ممنون و سپاسگذارم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    میلاد❤️💫 گفته:
    مدت عضویت: 398 روز

    سلام خدمت استاد عزیز وخانوم شایسته و

    تمام دوستان هم فرکانسی

    جهان ما اینه است واز بازخورد ما داره پاسخ میده

    وهر رفتاری که ما انجام میدیم جهان هم پاسخ رفتارمون رو بهمون بر می گردونه

    جهان سیستمی داره عمل میکنه واگر ما ظلمی هم به فردی هم کردیم در واقع به خودمون ظلم کردیم واگر ان فرد در مدار درستی باشد حتی کاری هم که ما کردیم سبب خیر می شود ما مسئول زندگی خودمون هستیم و پاسخ افکار و باور های خودمان را می گیریم و دیگران هم همینطور

    در این ایه کامل به این موضوع اشاره شده

    قلْ یَاقَوْمِ اعْمَلُواْ عَلىَ‏ مَکاَنَتِکُمْ إِنىّ‏ِ عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَکُونُ لَهُ عَقِبَهُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّلِمُونَ(انعام-135)

    (یا رسول الله) بگو: اى قوم من، با نهایت توا ن خودتان (در مقابله با دعوت و دین من) اقدام و تلاش کنید بدرستیکه من نیز کار خودم را انجام خواهم داد به زودى خواهید فهمید که از آن چه کسی خواهد بود عاقبت (پیروزى) سرای(آخرت) ، بى‏تردید ستمکاران هرگز رستگار نمى‏شوند.

    خداوند بار ها وبارها گفته که از کافران اعراض بجویی وتو نمی توانی کافران را به راه راست هدایت کنی وبرعکس ما نمی توانیم کسی را به راه کج هدایت کنیم وچقدر دقیق به بحث مدارها پرداخته شده که هیچ کس نمی تواند حتی به اندازه ذره ای در زندگی دیگران تاثیر بگزارد در این ایه بازهم به این موضوع اشاره شد

    وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَلَکِنْ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿93﴾: اگر خدا می خواست شما را [بر محور هدایت] یک امت قرار می داد ولی هر کس را بخواهد گمراه می کند و هر کس را بخواهد هدایت می نماید؛ و مسلماً ازآنچه همواره انجام می دادید، بازپرسی خواهیدشد

    دراین ایه به این معنی نیست که خدا هر که را دوست داشته باشد هدایت می کند منظور این است که هر کس درمدار هدایت باشد هدایت خدا را دریافت می کند ما اگر درمدار درست قرار بگیریم فقط خیر ونیکی را دریافت می کنیم واگر برعکس درمدار غلط باشیم بیماری فقر وبدبختی را دریافت می کنیم سیستم شخص و افراد رابرای هدایت انتخاب نمی کند حتی پیامبر خدا هم در مدار هدایت قرار گرفته وشامل حال هدایت قرار گرفته تنها کاری که باید انجام بدیم اینه که روی باورهامون کار بکنیم وباورها رو تعقیر بدیم تا ماهم در مدار ثروت سلامتی پول روابط عالی قرار بگیریم پس این را باید بپذیریم که زندگی الان که داریم تجربه می کنیم حاصل باورها وافکارمان است واگر فقر بدبختی را تجربه می کنیم باید باورهای خودمان را تعقیر بدیم انصافا در درک این موضوع من خیلی به این اگاهی رسیدم که من هیچ دخلی در زندگی دیگران ندارم روی خیلی از کارها مخصوصا استمرار در مسیر نقطه ضعف دارم ولی در این موضوع که نمی توانم در زندگی دیگران هیچ گونه تاثیر بگزارم وقبول کردم این نقطه از زندگی که دارم تجربه می کنم حاصل افکار گذشته است واین هم با تکامل به این درک رسیدم

    با تشکر از دوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    Mohsenip گفته:
    مدت عضویت: 2094 روز

    سلام و درود به همه ی عزیزان دل

    امیدوارم با این دوره ی بینظیر “روز شمار تحول زندگی من” هر روزتون پر از رشد و درک بهتر قانون باشه 🌹🌹🌹

    فصل اول.. روز دوم..

    “هر دعای خیری که میکنیم به خودمون برمیگرده” جمله ای به ظاهر ساده اما در عمل و باور به آن، چالش بر انگیز!!

    متاسفانه ما دید درستی در مورد دعا نداریم مثلا فکر میکنیم وقتی برای کسی دعا میکنیم داریم در حق اون طرف لطف میکنیم.. یا مدام بهم میگیم “التماس دعا” بنظرم این کلمه هم  یه شرک خفیه.. چون بین خودمون و خدا واسط قرار دادیم..

    در مورد بخشیدن افراد هم همینطور مثلا از کسی ناراحتیم میگیم نمی بخشیمش.. انگار که بخشیدن اون آدم لطف به اونه! من تو این مورد یه تجربه دارم که مال همین دیشبه و خیلی برای خودم جالب بود و چون این فایل استاد باعث شد که دیدگاهم به این موضوع عوض شه واسه همین خواستم به عنوان سفرنامه ی دومم اینجا مطرحش کنم.

    چند وقت پیش بین من و زنداداشم یک بحث و ناراحتی پیش اومد من و ایشون خیلی باهم صمیمی هستیم عین خواهر و برادر میمونیم چند وقت پیش رفتاری با من کرد که من به شددددت ناراحت شدم ازش طوری که تا یکی دو هفته هر موقع یادش میوفتادم واقعا حالم بد میشد ولی در ظاهر اصلا بروی خودم نیاوردم همونجور صمیمی باهاش رفتار میکردم در صورتی که توی دلم واقعا ازش ناراحت بودم و بخودم گفتم من دیگه پامو خونه ی برادرم نمیذارم تا به زنداداشم بفهمونم که بخاطر اون بحث ازش ناراحتم و بهش بفهمونم که چقدر رفتارش بد بوده و یه جورایی تلافی کنم تا اینکه دیشب وقتی داشتم حرف های استاد رو گوش میدادم تو ذهنم میگفتم این حرفای استاد درسته ولی من خونه داداشم نمیرم! باید به زنش نشون بدم ازش ناراحتم و رفتارش رو تلافی کنم!!… چند لحظه بعد فایل استاد رو پاز کردم از خودم پرسیدم محسن میخوای نری که چی رو ثابت کنی؟؟ ذهنم جواب داد: تا ثابت کنم چقدر رفتار زشتی باهام داشته و ازش دلخورم و فراموش نکردم و نمیکنم. بعد دوباره پرسیدم : مگه تو قانون رو قبول نداری؟؟ ذهنم جواب داد: معلومه که قبول دارم. گفتم خب اون اتفاق تقصیر خودت بوده! ذهنم گفت تقصیر من؟؟؟؟ گفتم آره! تو خودت تو مداری بودی که اون رفتار باهات بشه! مگه قبول نداری تماااام اتفاقات زندگی حاصل فرکانس های خودمونه؟؟ خب اون اتفاق هم بخاطر فرکانس خودت بوده! تو چی رو میخوای تلافی کنی؟؟ با کی میخوای بجنگی؟؟ فکر کردی الان نری خونه شون و به ظن خودت تلافی کنی چی میشه؟ هیچی اونم ناراحت میشه دوباره رفتار بدی میکنه توام دوباره میخوای تلافی کنی وووو همینجوری ادامه پیدا میکنه.

    در صورتی که اون بنده ی خدا اصلا کاره ای نیست! اون وسیله ای بوده تا جهان به فرکانس تو جواب بده! حالا زن داداشت نبود با یکی دیگه دعوات میشد فرقی نمیکنه.. پس حالا اینکه تو بگی نمیبخشمش و تلافی میکنم و.. فقط تو رو بیشتر تو این فرکانس و مدار نگه میداره و اتفاقات بدتری و رفتارهای بدتری رو از طرف دیگران برات رقم میزنه. پس ببخش که خودتو نجات بدی! برای اونکه فرقی نمیکنه اون همین الانم نمیدونه تو بخشیدیش یا نبخشیدیش.. ولی این کار حال تو رو خوب میکنه تو رو از این مدار خارج میکنه! پس بخودت ظلم نکن! چون قانون بخاطر تو تغییر نمیکنه! بجای اینکه انرژیت رو جای نامناسب و برای فرستادن فرکانس منفی هدر بدی، مدارت رو عوض کن تا انرژی و زمانت صرف رسیدن به اهداف و خواسته هات بشه!

    الان با این دیدگاه خیلی حالم بهتره و جالب اینکه واقعا دیگه از زنداداشم ناراحت نیستم! اون اتفاق پیغامی برای من داشت که محسن توی مدار درستی نیستی فرکانس خوبی به جهان نمیفرستی باید تغییرش بدی که در مسیر خواسته هات قرار بگیری!

    ..

    ما قانون های بی اساس و پایه ای رو واسه خودمون وضع میکنیم مثل همین تلافی کردن یا این جمله که خیلی ها قبولش دارن و میگن “میبخشم ولی فراموش نمیکنم” واااای خدای من این جمله یه زمانی شاخ ترین دیالوگ تاریخ بود 😆😆

    در حالیکه از قانون اصلی جهان هستی غافلیم و نمیدونیم که جهان خودش قانونهای زیبا و بینظیری داره واقعا قانون جهان با چیزی که تا الان داشتیم زندگیش میکردیم خیلی تفاوت داره و خداروشکر که بلخره فهمیدم و متعهد شدم طبق قانون زندگی کنم! 🙂🙂

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    ساغر گفته:
    مدت عضویت: 2246 روز

    روز شمار دوم

    سلام خدمت استاد عزیزم وخانوم شایسته ی نازنینم

    کودکی من خیلی سخت گذشت. ما پنج تا بچه بودیم ومن بچه ی چهارم خانواده بودم. مادرم فقط ارتباط خوبی با خواهرم که بچه ی اول بود داشت. چون خودشو توی کودکی به عقد پدرم درآورده بودن ودر 13سالگی صاحب بچه شده بودو اختلاف سنی کمی با خواهرم داشتن مثل دوتا خواهر بودن. مادرم بزرگ کردن خواهرم رو مثل عروسک بازی میدونسته وخیلی دوسش داشت. تمام زمانی که هنوز ازدواج نکرده بودم وتوی خونه پدری بودم مادرم درگیر شوهردادن خواهرم بود وهیچ توجهی به تربیت بقیه بچه ها نداشت. خواهرم 7سال از من بزرگتر بود. وکلا همه چیزهای خوب از لباس گرفته تا کفش برای اون بود ومن کهنه پوش اون بودم. تمام خاطرات بچگی من کتک ها واذیت آزاری که برادرانم در حقم میکردن هست. نمیدونم ویادم نمیاد چرا مادرم جلوی برادرمو نمی‌گرفت که اینقدر منو اذیت نکنه. من حتی اجازه غذا خوردن با بقیه رو روی سفره نداشتم وباید تنهایی در آشپزخانه غذا میخوردم. خدا رحمت کنه پدرمو فقط زمانی که اون از سرکار برمی‌گشت من میتونستم سر سفره غذا بخورم. سنی نداشتم وخیلی خیلی لاغر ونحیف بودم وهیچ زوری نداشتم از خودم دفاع کنم.. مادرمم گاهی شاهد کتک خوردنم بود ولی چیزی نمی‌گفت. 8ساله بودم مادرم یه پسر دیگه بدنیا آورد ولی چون مریض بود دوسال عمرشو توی بیمارستان گذروند ومادرم کنارش بود. توی این مدت چون نظارتی به خونه نداشت برای درامان بودن من از دست برادر بزرگترم منو خونه دایی ام می‌فرستادن ولی اونجا هم بخاطر رفتار بد زن دایی زود برمیگشتم خونه وسعی میکردم جلوی چشم برادرم نباشم تا اذیتم نکنه. پدرم وقتی نوزاد بوده پدرومادرش رو از دست داده بود وزیر دست عموهای ظالمش بزرگ شده بود واصلا نمی‌دونست محبت کردن چیه ولی خدایی هیچ وقت هم کتکم نزد. اینکه پدرم محبتی به ما نداشت مقصر نبود چون محبت پدر ومادر ندیده بود وبلد نبود. 14روز سرکار بود وبقیه رو دنبال رفیق بازی وکتک زدن ودعوا با مادرم بود. منم خیلی بچه بودم که از طرف خواهروبرادرام اذیت میشدم وراه فراری نداشتم.. خلاصه کودکی من مثل کوزت گذشت.

    تمام کودکی من در حسرت بازی با همسالانم گذشت. حتی اجازه بازی هم نداشتم. حسرت محبت از مادرم. حسرت شبی بدون کابوس. پدرم وضع مالی خوبی داشت ولی بازم مادرم برای من کم میذاشت. همیشه وقتی بی مهری مادرمو میدیدم فکر میکردم نکنه من بچه ی اینا نیستم وسرراهی هستم. خیلی بده یه بچه تمام کودکیش با این فکر بخوابه که مطمعنا بچه ی اینا نیستم والا چرا باید همچین رفتاری میدیدم وبعد بهشون حق میدادم که حتما بچشون نیستم وحق دارن با یه غریبه اینکارو بکنن. وهمین که غذا وجای خواب دارم کلی بهم لطف داشتن. بسن نوجوانی که رسیدم تقریبا 17 یا 18ساله بودم هرشبی که برادر بزرگم خونه بود قبل خواب بالای سرم میومدو تهدیدم میکرد که اگر اشتباهی ازت سربزنه توی خواب میکشمت. گاهی هم گردنمو با دستش فشار میداد به نشونه خفه کردن. فکر کنین چه خوابهایی میدیم تا صبح. چقدر کابوس میدیدم. با هر جون کندنی بود به سن 18سالگی رسیدم ودیپلم گرفتم درسم خیلی خوب بود ولی چون هیچ محبتی از خانواده نمیدیدم علاقه ای به درس نداشتم وفقط میخواستم شوهر کنم واز این خونه فرار کنم. بلاخره تو سن بیست سالگی با پسر همسایه دوست شدم وازدواج کردم. مراسم نامزدی وعقد وازدواجم مثل یه بچه سرراهی برگزار شد. مادرم اصلا حمایتم نکرد. حتی برای خریدها کنارم نبود. منم با هرشرایطی که خانواده داماد میگفت موافقت میکردم فقط برای اینکه زودتر از شر خونمون راحت بشم. اشتباه بزرگ من از همونجایی شروع شد که فکر میکردم خونه شوهر فرق میکنه. هیچ فرقی نمی‌کرد. همه ی اون اتفاقات با شکل‌های متفاوت برام افتاد. وقتی بهشون فکر میکنم دیگه نمیتونم جلوی اشکمو بگیرم.

    سالها نقش قربانی و مظلوم رو بازی کردم و زجر کشیدم. بخاطر آموزه های اشتباهم فکر میکردم هرچی بیشتر به درگاه خدا ناله وگریه کنم نتیجه ی بهتری میگیرم ولی متاسفانه هربار اوضاعم بدتر میشد. سالها گذشت صاحب دوپسر شدم ولی رابطه ی عاطفی خوبی با همسرم نداشتم وندارم. بعد از اینهمه سال واذیت وآزار همسرم تازه فهمیدم اگر بچگی ام دست خودم نبود وراه فراری نداشتم ولی میتونستم زندگی مشترکم رو خودم با افکار وباور درست بسازم. کاش سالها قبل با استاد آشنا میشدم. الانم دیر نیست.الان میدونم نه همسرم ونه هیچ کس دیگه نمیتونه بهم ظلم بکنه. اونها در واقع به خودشون ظلم میکنن. مدتهاست با کنترل ذهنم اجازه نمیدم حالم بد بشه. مثلا امروز میدونستم که همسرم بهم دروغ گفت وبرای دیدن زن دیگه ای از خونه بیرون رفت اولش افکار مسموم به سراغم اومد تا مثل دفعات قبل دعوا راه بندازم وحداقل بهش نشون بدم من خبر دارم. ولی با کنترل ذهنم به خودم گوشزد کردم که کسی نمیتونه بمن ظلمی بکنه واز خدا خواستم کمکم کنه روی خودم کار کنم ومدارم رو عوض کنم وهمسرم اونی بشه که من میخوام ویا به آسانی از زندگی من خارج بشه. دیگه نمیخوام با جنگ ازش جدا بشم چون قبل تلاش کردم وموفق نشدم. میدونم وایمان دارم یادرست میشه و یا در آرامش منو ترک میکنه.

    خدایا شکرت که اینجام ودر مسیر درست قدم میزنم.

    خیلی دوست دارم بتونم از ته قلبم برادرم ومادرم وخواهرم روببخشم. گاهی فکر میکنم که بخشیدمشون ولی وقتی خاطرات دوباره باعث گریم میشه میفهمم هنوز اون ته ها یه چیزایی مونده. مادر وخواهرم و برادرم بعد ازدواجم وبا دیدن مشکلات زندگیم خیلی از کاراشون پشیمون شدن وقتی فهمیدن برای فرار از اونها تن به این ازدواج هول هولکی دادم. وخیلی تلاش میکنن با محبت کردن جبران کنن.

    من الان 40 سالمه وصاحب دوتا پسر هستم. کلی تلاش می‌کنم باهاشون باعشق رفتار کنم وخیلی سعی میکنم باورهای درستی براشون نهادینه کنم. ولی خیلی چیزها در کودکی از من و باباشون دیدن که سالها طول میکشه بتونم براشون جبران کنم.

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا.

    بعد از 40 سال میدونم که همه ی زندگیم رو خودم ساختم با افکار وباورهای غلطم ولی نمیدونم چرا اینقدر کودکی سختی داشتم. اونموقع که خیلی کوچیک بودم وقدرت دفاع از خودمو نداشتم و کاری از دستم برمیومد که بکنم تا مورد ظلم واقع نشم البته میدونم که برادرم در واقع بخودش ظلم کرده ولی نقش من چی بوده. من باور کردم وایمان دارم تنها دشمن من افکار نامناسب من هستن. من از وقتی دوباره بعد دوسال به این سایت برگشتم به خودم قول دادم زندگیمو از نو بسازم اونطوری که شایسته ی منه. من لایق بهترین عشق ها ومحبت ها هستم. من شایسته ی یک زندگی در کمال آرامشم.

    در پناه خدا سالم وشاد باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    behnam گفته:
    مدت عضویت: 2226 روز

    خیلی خیلی ممنون از همگی و مخصوصا خانم شایسته عزیز که وقت گذاشتن و دونه دونه فایل هارو بازبینی کردن و دوباره تدوین کردن واقعا ممنونیم بابت این همه محبت و عشق که به سایت و خانوادتون دارین.

    عمیقا این احساس رو دارم که عضوی از یک خانواده هستم.

    توی تک تک فایل های زندگی در بهشت یا سفر به دور امریکا احساس میکردم که کنارتونم و دارم تجربه میکنم همه اون اتفاقات شیرین رو.

    واقعا وقتی اینقدر زیبایی از تمپا و بیرون از شهرش و مناطق ییلاقیش و کلا و کلا فلوریدا میبینم یقینا خودم هم میخوام که یه خونه عالی توی بی شُر تمپا بگیرم و بارها و بارها این رو توی ذهنم تجربه کردم که توی همون روزای اول میبینمتون و از خوشحالی فقط و فقط بغلتون میکنم استاد😂😍😍

    روزی که توی اون بلوار بودید و دیدید یه دیوونه داره میدویه سمتتون و از دور صداتون میکنه نترسید

    بدونین منم

    عاشقتونمممممم و بازهم ممنون از همگی بابت این همه زحمتی که برای سایت میکشید⁦❤️⁩⁦❤️⁩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مائده سازگار گفته:
    مدت عضویت: 976 روز

    به نام خداوندثروت افرینِ روزی دهنده

    من در این فایل بیش از یکماهه دارم تامل میکنم وفکر میکنم وبه توصیه استاد حتی قران رو نمیخوام بدون فکر و تحلیل بپذیرم.نمیخوام یک تقلیدی کور کورانه داشته باشم

    چندروز پیش نوشتم روز دوم،ولی گفتم حسابش نمیکنم

    امروز به نتیجه رسیدم و برام روزِ دومِ

    پس:

    روز دوم!

    باایه ی ٧٨ سوره ی نحل شروع میکنم:

    وَ اللّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لاتَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الأَبْصارَ وَ الأَفْئِدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

    و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالى که هیچ چیز نمى دانستید; و براى شما، “گوش “و “چشم “و “عقل “قرار داد، تا شکر نعمت او را به جا آورید.

    خداوند دراین ایه اشاره ی مستقیم به توحید وعزت نفس دارد

    ومستقیما اشاره میکند که ای انسان تو در اغاز هیچ چیز نمیدانستی و من به تو گوش وچشم و بستر فهم واحساس(عقل وقلب دادم) تا جهان اطرافت را بشناسی

    یعنی به تو ابزار شناخت دادم

    و اگر این نعمت هارا به تو نمیدادم در ان جهل وتاریکی (رحم مادر) میماندی.

    حالا این ایه چه ارتباطی با ظلم به خودودیگران و عذاب وجدان واحساس گناه دارد؟؟!

    دراخر ایه خداوند میفرماید “لعلکم تشکرون”

    یعنی تا شکرگزار من باشید!

    این ایه اشاره ی مستقیم به این موضوع دارد که خداوند برای به علم رسیدن ما در هرزمینه ایی ابزار شناخت کافی به ماداده و بهترین راه شکرگزاری از هرچیزی استفاده ی درست از ان است

    یعنی تو برای رسیدن به هررر چیزی که بخواهی فقط کافیست نقص وناتوانی زمان تولد را به یاد بیاوری که تو هیچ چیز نداشتی و من به تو هرچه لازم داشتی دادم (نه به غیر ازتو)

    پس هرگاه خواستی به هدفی برسی که حس کردی در ان ناتوانی به یادبیاور نعمت مرا و شکرگزار باش

    لعلکم تشکرون برای بُریدن از مخلوق و رسیدن به خالق است

    انکه شکر این نعمت ها را بکند انان را از خدا خواهد دانست!

    پس:

    بااین اوصاف هرگونه رویدادی از جانب فردِدیگری در زندگی ما یا بالعکس صرفا زاییده ی ذهن ماست و در واقعیت اصلا وجود ندارد

    یک توهم است!!

    و تنها راه برطرف شدن توهم دیدن تصویری واضح از ان موضوعی است که ما نسبت به ان دچار وهم شده ایم.

    وبهترین کار رجوع به ایه های قران است!!

    در این فایل و فایل روز اول استاد مشخصا به موضوع عذاب وجدان(ظلم ما به دیگران) و احساس قربانی بودن(ظلم دیگران به ما) میپردازند.

    این موضوع برای من بشدددددددت غیر قایل پذیرش بود

    خیییلی سخت تونستم باش کنار بیام

    چون یک عمر در منطقه ی امنِ خودم ارمیده بودم.واین طوفان رو برنمی تابیدم

    ولی وقتی پتکِ حقیقت اینطوری برسرم کوبیده میشد که خودتو گول نزن مائده بیدار شو

    هیچی توزندگیه بقیه تقصیر تو نبوده

    هیچی تو زندگیه تو تقصر بقیه نبوده

    اونجا بود که دست برنداشتم از سر خودم و از اونجایی که همیشه اماده ی تغییرم بلند شدم و خونه ی امنم رو با همه ی چیزایی که یه عمررررر واسش ساخته بودم رها کردم و رفتم تو دل طوفان

    بعددیدم این طوفان هم یه توهم بوده

    همه چیز فراتر و زیباتر و امن تر وارامش بخش تر از خونه ی امنمه

    و ذهنم باز شد

    ایده ها اومدن

    و خدا گفت اندوهگین و نگران نباش

    من از وقتی ساختمت باهاتم و تاابد هم باهات خواهم موند ممنون که دعوتمو پذیرفتی اینم پاداشت

    و این ایه برام فانوس شد وراهم رو باز کرد

    و بهم یاداوری کرد که من از بدو تولد هیچ چیز نداشتم و هرچه لازم بوده داشتم و خدا بم داده(توحید)

    و اگر هم چیزی بخوام باید رو خودش حساب کنم(توحید وعزت نفس)

    و نقش دیگران در ساختن زندگیم یا خراب کردن زندگیم صفره(اصل تکوین خلقت)

    زندگیتو بساز و از زیبایی ها لذت ببر و شکرگزار من باش!️

    و یه نکته ی دیگه هم راجب این ایه بگم

    سمع (گوش) قبل از بصر(چشم) اومده وبعد افئده

    و این یعنی طبق قاعده ی خلقت تاثیر پذیری ابتدا از گوش شروع میشه

    اهمیت کنترل ورودی ها

    اولویت این ورودی ها از گوش هست یعنی ابتدا با شنیدن بعد دیدن بعد درک کردن!!!

    برای کنترل ذهن خییلی حواسمون اول به چیزایی ک میشنویم باشه چون درک و باور ابتدا از شنیدن شروع میشه️

    خیلی دوستتون دارم.بی نهایت️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      علی عابدینی گفته:
      مدت عضویت: 3263 روز

      سلام دوست عزیز.

      زیبا و قشنگ نوشته بودید.خیلی خوب متوجه شدید و خوب روی خودتون دارید تفکر میکنید و کار میکنید انشالله همیشه موفق باشید.

      خوب معنی و مفهوم و دیدگاه هاتون رو در مورد آیه نوشتید .

      خیلی خوبه که در مورد کنترل وردی ذهن نوشتید .

      کنترل ذهن خیلی مهم هستش.روی خودمون کار کردن خیلی با ارزش هستش به طوری که اگه روی خودمون کار نکنیم آروم آروم اوضاع به حدی خراب میشه که باید اگه روزی یه قدم برمیداشت یک برای حرکت باید روزی‌هزار قدم برداریم واسه اینکه بهتر بشیم .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مائده سازگار گفته:
        مدت عضویت: 976 روز

        سلام دوست عزیز

        خیلی سپاسگزارم از لطف وتوجه شما

        وهمچنین خیلی خوشحالم که اسم شما رو دراغلب دیدگاه ها میبینم

        واقعا استمرار در این مسیر تبریک داره

        مدت زیادی از حضورم در سایت نمیگذره

        و وقتی به روزای اول فک میکنم میبینم یکی دیگه شدم حتی دراین مدت کم!

        واین ینی برکت

        ینی پاداش

        ینی من یه قدم برمیدارم خدا باصدها قدم جواب میده

        ازروحیه ی سمجِ خودم خوشم میاد

        تا یک چیزی رو نفهمم و در خودم حلش نکنم متوقف نمیشم

        فکرمیکنم بخاطرهمینم به این مسیرهدایت شدم

        چون قبلا در گمراهیه اشکاربودم این هدایت رو بینهایت ارج میدم و دارم روزو شب براش وقت میذارک والبته لذت میبرم

        نمیدونید چقدر خوشحالم که دربین شماعزیزان هستم

        و پاسخ شما به دیدگاهم رو یک نشانه ی بسیار زیبا میبینم چون اولین بارِ داره واسم اتفاق میوفته

        سپاسگزارم

        موفق،سلامت و ثروتمندباشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سیمین منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1298 روز

    به نام الله یکتا

    سلام استاد عزیزم

    سلام به مریم جان و همه ی دوستان گرامی و عزیز

    روز چهل و سوم از سفری به درون ، سفری برای تحول زندگی من

    ظلم به خود از دیدگاه قرآن

    موضوع این فایل مطالبی است که در قرآن کریم بارها و بارها و به وضوح بهش اشاره شده . البته وقتی قرآن را به قصد هدایت شدن می‌خوانیم و به روشی که استاد عزیزم به ما آموخته که قرآن و آموزه هایش شده نور و قلب زندگی ما و واقعاااا تازه فهمیدم که قرآن بسیاااارررر روشن و واضح بیان شده برای افرادی که در آن می اندیشند. خدارا هزاران سپاس که مرا به راه روشنی هدایت کرده تا بتوانم مسیر زندگیم را از روی نقشه ی راهی بینظیر و ساده و پر از آگاهی طی کنم تا به سر منزل مقصود برسم.

    در سوره ی نمل خداوند به پیامبر میفرماید (مضمون آیه را می‌نویسم)، آیا تو میخواهی مردگان را هدایت کنید یا پیامت را برای کران و کوران برسانی؟

    و آیات فراوان را خداوند میفرماید که قومی دچار عذاب شدند ، در دنیا یا آخرت که فقط به خاطر عمل و ظلم خودشان بود و خداوند به هیچ بنده ای ستم نمیکند .

    و این همان سیستمی بودن خداست که بعد از آشنایی با استاد عزیزم درباره خداوند و جهان و فهم قرآن بهش پی بردم و وقتی قرآن را می‌خوانم مدام به دنبال ردپای قوانین بدون تغییر جهان و سیستمی بودن خداوند هستم و میبینم که خداوند حتی درباره پیامبرانش که به درجه ی والای انسانی و توحید رسیده اند به طور کامل رعایت می‌کند و اصلا تفاوتی قائل نمیشود ، ( مضمون آیات را می‌نویسم)وقتی به پیامبر میفرماید اگر نردبانی به آسمان بزنی و بالا بروی و یا به قعر زمین بروی تو نمی‌توانی کسانی را که هدایت نمی‌شوند ، هدایت کنی.

    وقتی به حضرت ابراهیم می‌فرماید که خاندان تو نتیجه ی عملشان را می‌گیرند و اگر صالح باشند به مقام نبوت می‌رسند.

    وقتی به نوح می‌گوید از جاهلان نباش که برای پسرت که کافر است طلب مغفرت کنی.

    وقتی همسر حضرت لوط بین افرادی که دچار عذاب می‌شوند قرار میگیرد.

    وقتی حضرت یونس به خاطر ناشکری به دهان ماهی می‌افتد.

    وقتی تنها زمانی حتی به یاری پیامبرانش می‌رسد که آنها ایمان و توحیدشان را در عمل نشان می‌دهند و در شرایط سخت فقط به خدا پناه میبرند و امید هدایت و یاری تنها از خدا را دارند.

    و جای جای قرآن میتوانیم آثار قانون را بیابیم و به باور برسیم و در زندگی خود به کار ببندیم و بدانیم که هیچ‌کس نمی‌تواند در حق ما ظلمی کند و یا خیر به ما برساند غیر از فرکانسهای خودمان .

    و ماهم در زندگی هیچ کس اثر مثبت یا منفی نخواهیم داشت و تنها فرکانسهای همان شخص است که دارد عمل میکند و بس.

    و نشانه ی درست یا نادرست بودن فرکانسهای ارسالی ما که جهان فقط جواب همانها را به وسیله ی افراد و اتفاقات و … می‌دهد از طریق احساس مان است.

    یعنی اگر احساس خوبی داریم ، پس فرکانس درست است و اگر احساس مان بد است ، فرکانس نادرست است و باید در حداقل زمان درستش کنیم و به احساس خوب برسیم.از راههای مختلفی که برای هر کسی میتواند متفاوت باشد.

    مثلاً من خودم با شکرگزاری ، لبخند ، نفس عمیق ، تماشای گلها و درختان و ذکر اوصاف خدا و‌حرف زدن با خداوند… به حال خوب میرسم.

    خدای مهربانم تورا شاکرم برای کتاب الهی که بر قلب بنده ی صالحت نازل کردی تا مارا به وسیله ی آن هدایت کنی و ما را در دورانی آفریدی که فرستاده ات ( استاد عباس منش عزیز) همان آگاهی ها را به زبان مادری من و بسیار روان و زیبا و با مهربانی و سخاوت میگوید و من در مداری هستم که این آگاهی ها را دریافت کنم و به لطف تو و در پناه تو عمل کنم و

    هرچه راحتتر و زیباتر به خواسته هایم برسم.

    خدا جان ممنونم

    استاد جان سپاسگزارم

    در پناه خدا پاینده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: