علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    87MB
    11 دقیقه
  • فایل صوتی علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    10MB
    11 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا گفته:
    مدت عضویت: 2240 روز

    به نام خدا

    خدایا شکرت که این فرصت را پیدا کرده ام تا روی باور های ذهنم کار کنم.

    شاکرت هستم که در قانون عادلانه ی تو، به اندازه ای که من برای خودم ارزش قائل هستم جهان برای من ارزش قائل است و من میتوانم با کنترل احساس لیاقتم، جهان بیرون را کنترل کنم.

    با تمرکز بر موفقیت های قبلی است که من می توانم موفقیت های بیشتری را جذب کنم و این مسئله را بارها تجربه کرده ام، تجربه کرده ام که اگر در انجام کاری، اشتباه کوچکی انجام بدهم و بعد از آن خودم را بابت آن اشتباه سرزنش کنم اشتباه های دیگری را انجام خواهم داد،پس به جای تمرکز بر روی آن مسئله نامناسب باید بر روی توانایی های خودم تمرکز کنم و خودم را تحسین کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    جعفر فتح پور گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    سلام و درود به استاد عباسمنش و مریم خانم مهربان

    امیدوارم حال دلتون و حال دل همه اعضای خانواده عباسمنش خوب وعالی باشه،

    استاد من نمیدونم این احساسی که با شما دارم را چه جوری بیان کنم ،میدونی انگار من دارم سفر میکنم مثه اینکه خودم هستم از مسافرت از طبیعت از زندگی لذت میبرم وقتی خواستید سفر جدیدتونو شروع کنید انگار من بجای شما بودم داشتم از همه نعمت های خدا لذت میبردم

    اینکه چیزی نیست یادمه یه جایی گفتید تنها راهی که می تونید از مادیات سیر بشوید باید اول بهش برسید ،انگار من رسیدم به هر چه که شما رسیدید و دل کندید ،خونه تنپا،موتوراتون پرورش جوجه ها ،،،،،،،،،،،،،،،،،و خیلی چیزای دیگه الان ذهنم یاری نمیکنه ،،

    چقدر من با شما زندگی کردم واقعا لذت بردم خیلی ،،از خدا می خواهم قدرت سپاسگزاری بیشتری به من بده تا بیشتر از نعمت های خدا را دریافت کنم .،استاد تو و خانم شایسته بینظیرید خدا میدونه چقدر هر روز و هر شب از ش بخاطر اینکه شمارا آفریده سپاسگزاری میکنم و چقدر خدا مرا دوست داره که زمان زندگی شما منم زندگی میکنم ،چقدر خوبه همراه شما بودن ،چقدر خوبه خدای که شما نشون میدید به همه ،چقدر متفاوت خدای خانوادمون(خانواده عباسمنش) با بقیه خداها

    خدایا ازت ممنونم سپاسگزارم بخاطر بوجود آوردن این چنین انسانهای پاکی،،چقدر زندگی برامون راحت شده ،،چقدر خوشحالیم ،،و سپاسگزار ،دوست دارم تا صبح از خدا بخاطر این همه زیبای ها تشکر کنم دوست دارم بخدا بگم چقدر خانواده مون و دوست دارم ،عاشقتونم دوستت و دارم ،و بهترین سالهای عمرم رو با شما سپری میکنم ،در پناه خداوند شاد ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید ،،

    خدانگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    به اندازه ای که من خودم را لایق احترام می دونم به همون اندازه احترام را از دیگران دریافت میکنم.

    تا من خودم به خودم احترام نگذارم

    تا من خودمو لایق دریافت و روبرو شدن در مواقعی که با آدمها هستم و اونها بهم احترام بگذارند و برام احترام قائل شوند

    وقتی من از درون خودم را لایق دونستم و احساس لیاقت احترام از دیگران را دیدم و لمس کردم و احساسش کردم همون را جهان بهم بازخورد می دهد

    چه دنیای قشنگی

    خیلی عالیه

    پس من احتیاج نیست شاخ غولی را بشکنم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.

    .

    تا وقتی ایرادات خودم را می بینم خودمو لایق دریافت نعمت ها و خواسته های خودم هم نمی دونم

    وقتی موفقیت های خودم را برای خودم پررنگ کردم بهشون بهای بیشتری دادم اپن موقع پاسخ

    خداوند را دریافت می کنم و صدایش را می شنوم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.

    از بس بچه بودیم و با خواهر و برادر هامون مسخره بازی در می آوردیم و این شده بود جزیی از وجود مون از بس این کار را تکرار کردیم دیگه در ذهنم جایی برای دیدن (( توانایی))) نمانده….

    همه به هم می گفتیم چقدر دماغت گنده است ؟؟؟ چقدر چاق شدی ؟؟؟؟ چقدر لاغری ؟؟؟ و صد البته با القاب زشت دیگه ای می گفتیم و همدیگرو صدا می زدیم

    ولی الان باید آگاهانه از همین مکان از همین ساعت شروع به دیدن توانایی های خودمون و فراموش کردن گذشته و فراموش کردن تجربیاتی که باب میل مون نبودند و در قانون جایی نداشتند و الان هم ندارند باشیم البته اگر بدنبال رشد هستیم

    وگرنه این یک فایل است و زور و جبری پشتش نیست

    پس همه چیز به خودم بر می گردد همه چیز خودم هستم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.

    .

    من همیشه کانون توجه و تمرکز خودم را می گذارم روی نواقص و عیب هام روی چیزهایی که ندارم .

    روی چیزهایی که من ندارم و بقیه دارند…..

    وقتی مدام دارم تکرار می کنم که چرا باز هم باید ماشین ما خراب شود ؟؟؟!!!!! خب معلومه نه تنها عیبش را هیچ مکانیکی سر در نمی آورد بلکه روز به روز اوضاعش بد و بدتر میشه

    و من متعجبم که چرا درست نشد ؟؟؟ چرا ماشین ما باید این عیب ها را بگیرد ؟؟؟؟

    حالا این وسط بقیه هم نظر می دهند که آره چندین سال هست که شماها نتوانستید ماشین عوض کنید یا می گویند آره دیگه همینه برای به عده ای نیست دیگه خدا به یه عده ای فقط لطف داره

    اما اگر من که دارم روی خودم کار می کنم منی که می خواهم موفقیت های بزرگ را دریافت کنم همیشه و پیوسته باید گوش به حرف این نوع جنس از اراجیف ندهم چرا ؟؟؟ چون این نوع نگاه این نوع حرف ها و افکار برای قبلاً من بوده

    الآن که می خواهم اوضاع درست تر شود باید توانایی‌های خودم را ببینم . خوبی‌های ماشین خودم را ببینم . عیب های الانش را چشم پوشی نکنم و بزرگش نکنم و اعراض کنم چرا ؟؟ چون می خواهم بهترین ها را نصیب خودم کنم همیشه

    چون می خواهم خود عیب های ماشین خوب شود

    که باید اینطوری باشه

    همه چیز دست خودمونه

    خدایا شکرت.

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    صدیقه غلام زاده گفته:
    مدت عضویت: 1530 روز

    سلام استاد عزیز و مریم جون. و دوستان گرامی واقعا دست مریزاد از این دوتا فایل اخیر درمورد حس عدم لیاقت. اکثر این نشانه ها در زندگی من مشهوده. ولی دلیلشو نمیدونستم که چرا این جوری عمل میکنم خیلی دوست داشتم اینا یه جوری حل کنم. الان 5ساله من پیگیر راه حلم اما به نتیجه ای نرسیدم. و از خدا کمک خواستم و انصافا کا رخوبه که خدا درست کنه این روزا فقط میگم خدایا شکرت تقریبا نود در صد مشکلاتم با این دوتا فایل ریشه یابی شد خدایا شکرت نمی دونم چه منطق قوی جلوی ذهنم گذاشته شد. که هم به ارامش درونی هم احساس رها بودن هم توکل. هم دلیل رفتارهای نامناسبم که هیچ ربطی به خود واقعیم نداشت که همین حسم و بد میکردرو دلیلشو فهمیدم خلاصه این روزا خیلی حالم خوبه نشونه های عالی دریافت کردم احساس میکنم لیاقت بیشتری نسبت به قبل پیدا کردم وبه خودم بیشتر احترام میزارم خدایا شکرت به امید موفقیت شما دوستان. خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    به نام‌ خدای مهربانم خدایی که قدرتش و عظمتش رو باور کردم

    باور کردم که از پس کارهای من چه کوچک و چه بزرگ بر میاد و همه رو با ایمان قلبی بهش سپردم خدایا شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و سلام به مریم بانوی شایسته استادم این فایل نشانه امروز من بود و حتما لایق این فایل و شنیدن و دیدن و خوندن کامنتهای دوستانم هستم که خداوند منو هدایت کرد به اینجا ممنونم خدای خوبم

    دلا غافل زیاد سبحانی چه حاصل

    اسیر نفس شیطانی چه حاصل

    بود قدر تو افزون از ملائک

    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل

    منم قبل از آشنایی با استاد توحیدیم درباره احساس لیاقت و احساس ارزشمندی آگاهی نداشتم و اجازه میدادم که با من هر رفتاری بشه

    یعنی بارفتار و افکار خودم به اونا اجازه میدادم

    اما شکر خدا دوسه سالی میشه از زمانی که شروع کردم به شناخت ضعفها و نقاط قوت خودم و از درونم شروع کردم بنیادمو درست کنم و تغییراتو شروع کردم همه چیز خود به خود تغییر کرد

    احترام گذاشتن ها اومد رفتارها گفتارها کردارها تغییر کرد چون من تغییر کردم و اول خودم به خودم احترام گذاشتم و الان میفهم این درسته و چقدر من اشتباه میکردم

    و خوشحالم و از خدای عزیزم ممنونم که منو به این مسیر زیبا هدایت کرد و از جهل و نادانی بیرون اومدم و هنوز جا دارم برای تغییر و بدست آوردن آگاهی

    من تعهد میدهم که هر روز فایلها رو گوش کنم و عمل عمل هم بکنم و در مسیر درست خواسته ها لذت میبرم با آرامش و با ایمان و توکل قدم بر میدارم

    خدایا آسان کن آسانیها رو برایم

    خدایا من لایق بهترین انسان‌ها و بهترین ثروتها و بهترین زیباییها هستم

    خدایا شکرت سپاسگزارتم ای یکتای بی همتای من خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    استاد دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    صالح گفته:
    مدت عضویت: 1491 روز

    سلام استاد عباس منش عزیز.

    اول باید قبول کنیم که احساس لیاقتی نداریم که این فجایع در زندگی ما رخ داده

    و بعد باید بپذیریم که خود ما مقصر اولیه نبودیم ما مقصر ثانویه هستیم

    ما در محیطی نا مناسب با افرادی نا مناسب رشد کردیم

    توانایی هایمان نادیده گرفته شد

    تا سر حد مرگ مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفتیم

    بارها در جمع شخصیتمان ترور شد

    و همه به ما خندیدند

    من حتی بعد از 20 سال یادم نمیرد که یک روزی در یک جمعی توسط فردی مسخره شده و بقیه آن جمع با صدای بلند به من خندیدن

    آن تصویر همیشه برایم تازه است.

    آنها مقصر نبودند

    آنها مورد تحقیر قرار گرفتن

    و این کار را با نفر بعدی انجام دادند و تا ابد ادامه خواهد داشت..

    بعد از مقصر های اولیه میرویم سراغ مقصر ثانویه

    که خود من هستم

    من هر وقت خاستم اظهار وجود کنم در هر جایی در هر موردی و در هر زمینه ایی

    آرام و بی صدا به خودم گفتم

    بیخیال

    تو مال این کارا نیستی

    این بار هم مثل همه دفعات

    تو کسی نیستی

    تو پشتوانه نداری

    تو کم شانسی

    در صورتی که من استعداد بالا

    و به شدت پر تلاش هستم

    تنها ضعف من عدم باور به توانایی هایم بود

    تا یک دورانی خوب بود

    موفقیت پشت موفقیت

    اما بعد از آن دوران طلایی

    من خودم خودم را سانسور میکردم

    خودم جلوی ورود نعمت هارا میگرفتم

    البته گاهی سر کله مقصر اولیه ها پیدا میشد

    و میگفتن دیدی گفتیم

    هنوز نتوانستی به چیزی برسی

    جوانی رفت و تو همش از این شاخه به آن شاخه

    اما الان فهمیدم چرا موفق نشدم

    چون من دنبال شغل مورد علاقم نبودم

    من دنبال شغلی بودم که نتیجه های سریع تری دارد و فکر میکردم میتوانم زود تر به آن مقصر اولیه ها تو دهنی بزنم و بهشان بفهمانم که من توانا و ارزشمند هستم

    سالها در جای نا مناسب به هوای یافتن گنج زمین را بیل زدم

    و سخت کوشی های من فقط هر روز فرسوده ترم میکرد.

    من از انجام کارم لذت میبردم و میبرم

    اما نه آن لذتی که واقعا دوستش داشتم

    چیزی که عاشقش بودم.

    چیزی که عاشقش بودم رو در زمان انجام کار بهش فکر میکردم و تصورش میکردم اما همیشه همان صدا میگفت بیخیال همینت مونده بعد از این همه خرابی و ناکامی که به بار اوردی این رو هم در پرونده زندگیت قرار بدی

    اینو برای خودت برای دل خودت نگه دار و اصلا صداشو در نیار.

    من کار مورد علاقم رو در زمان بعد از کار و استراحت بهش میپرداختم و سیراب میشدم

    و زندگی و سختی کارم و دشواری مسیرم را برایم کمی اسان میکرد

    الان تصمیم گرفتم کاری که ولم کنند به سمتش جذب میشوم را به عنوان هدف ،کار، عشق ،منبع درامد و همه چیزم انتخاب کنم

    اما نه به صورت یک دفعه

    میخواهم از شغلم پول در بیاورم و کم کم وارد مسیر مورد علاقم بشوم

    میخواهم کاری را انجام دهم که در ان استعداد و علاقه را هر دو باهم دارم.

    فعلا ضعیفم فعلا احساس ارزش نمیکنم

    اما میخواهم قدم به قدم پیش روی کنم

    و در همین مسیر احساس ارزشم را بسازم

    و توانایی هایم را افزایش دهم

    و خودم باشم

    و الهام بخش بقیه هم باشم که وارد مسیری بشنوند که در آن حالشان خوب است فارغ از بدست آوردن یا بدست نیاوردن

    ممنون استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    یلدا گفته:
    مدت عضویت: 1078 روز

    به نام خدای مهربون

    سلام به همه،صبح که بیدارشدم اومدم سراغ سایت وازدیدن این فایل واقعاذوق کردم وبرای چندمین باردارم گوش میدم،باشنیدنش یه چیزایی یادم اومدقبلاباگرفتن یه نمره کم توامتحانات حسابی بهم میریختم البته خیلی گذشته امامن همیشه رواشتباهات متمرکزبودم نه روی موفقیت هاواصلانمیدونستم این موضوع به احساس لیاقت ربط داره تواین زمانی که واردسایت شدم به صورت نامنظم فایل گوش میکردم وگاهی هم تمرینات روانجام میدادم وخب به قول استادطبیعیه که نتیجه محسوسی هم نگیرم وانگیزه ای برای ادامه نداشته باشم همش فکرمیکردم چراادامه بدم من که اصلانتیجه ای نگرفتم ولی همیشه یه چیزی منونگه میداشت که هرچندنامنظم اماازاین مسیرروکنارنذارم باگوش دادن این فایل امروزیه چیزی خیلییییییییی واضح یادم اومدهمین چندماه پیش آزمون دادم ووقتی کارنامه اومدوهرچندقبول نشدم اولین عکس العملم بادیدن درصدهای نسبتا خوب این بودکه به خودم آفرین گفتم که دمت گرم دخترتویه ماه وقت داشتی وکتابای که اولین بارخوندیو وتونستی 60-70درصدسوالاتوجواب بدی واین خیلی خوبه معنیش اینه که من تونستم تویه موقعیت بدرونکته مثبت متمرکزشم پس ازقانون نتیجه گرفتم نتایجی که کوچیک بودن ونادیده گرفتم الان خیلیییییییی خوشحالم نمیتونیدحدس بزنیدچقدرذوق زده ام حالادیگه همه چی فرق کرده دیگه مطمئنم ازپسش برمیام وهمه چیزایی که میخوام میرسم میدونم که اولش بایدتلاش بیشتری داشته باشم وشایدهزاران بارازمسیرخارج شم امامیخوام ادامه بدم هرچندبارم که زمین بخورم وهرچقدرم سخت باشه دیگه نمیخوام آدم قبل بازندگی قبل باشم الان فقط میخوام روبه جلوبرم هرچی بشه مهم نیست

    خدایاشکرت،ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    حسن گلی گفته:
    مدت عضویت: 3373 روز

    به نام خداوند مهربان

    خدارو بی نهایت شکر گزاری می کنم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کرد و آگاهی های نابی رو از زبان استاد عباسمنش به من می گه تا بتونم زندگیم رو در تمام ابعاد گسترش بدم و بهتر کنم.

    چرا ما لایق زندگی خوب هستیم؟

    بارها به این سوال فکر کرده ام که خداوند در من چه دید که من را آفرید؟ خدا چه توانایی و چه زیبایی و چه قدرتی و چه بزرگی در روحِ من دید که من رو به دنیا آورد؟

    وقتی به این سوالات فکر کردم به این نتیجه رسیدم که خداوند در من لیاقت، ارزش، و شایستگی دید که من رو در کالبد یک انسان به جهان مادی آورد. چرا خداوند من رو یه گوسفند یه گاو یا یه مورچه به جهان مادی نفرستاد؟

    خداوند من رو در قالب کالبدی فرستاد که بیشترین لذت رو از این جهان مادی ببرم و از ثروت ها و نعمت ها استفاده کنم.

    من از قبل لایق بودم من مثل شاهزاده ای هستم که اصل و نصب خودش رو نمی دونه و باید این اصل و نصب رو کشف کنم.

    به این نتیجه رسیدم که خداوند در من ارزش و شایستگی دید که من رو به جهان مادی اون هم در قالب انسان فرستاد پس خداوند مهر تایید زده روی همه شایستگی ها و توانایی های من. به قول باب پراکتر تو ثروتمند زاده شده ای.

    همه ما اینطوری هستیم همه ما انسان ها طبق گفته قرآن از یک نفس واحد آفریده شدیم و همه ما انسان ها لایق هستیم.

    امیدوارم خدا بتونه به همه ما کمک کنه این باورو بسازیم که درون ما شایستگی قدرت و عظمت وجود داره و خداوند با آفرینش ما و فرستادن ما به روی زمین مهر تایید روی همه توانایی های ما زده.

    وقتی به این مطالب فکر می کنم احساس خوبی پیدامی کنم و این یعنی مهر تایید خداوند روی همه این صحبت ها.

    دعا می کنم با کشف لیاقت و شایستگی خودمون به بالاترین حد از نعمت برکت و ثروت در این جهان مادی برسیم و بعد از اون در آخرتی گام بزاریم که نعمات بیشتری برای ما تدارک دیده شده است.

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    لیدا موسوی نسب گفته:
    مدت عضویت: 2288 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستان عزیزم

    بسیار سپاسگزارم استاد جان برای تهیه‌ی این فایل های ارزشمند

    به امید خدا که بتونم خیلی زود این دوره ارزشمند رو داشته باشم

    و از خودم یه انسان ارزشمند و با لیاقت بسازم

    همه ی ما این گونه علائم رو به طریقی داریم

    مثلاً بعد از گذاشتن این فایل یادم افتاد چند روز پیش داخل گروه مادرانِ دخترم ،یه مادری از جمله ای که من گفته بودم ناراحت شده بود

    من دیگه همون فرد مرتب داخل ذهنم می اومد

    با خودم تکرار میکردم

    که چرا اصلا من حرف زدم

    من که همیشه سعی میکنم اگر حرفی زده میشه و زورم میاد

    جلوی خودم رو میگیرم و حرفی نمیزنم

    پس چرا این دفعه خراب کردم

    بعد از دو سه روز به خودم اومدم و گفتم بیخیال

    شما هم که این فایل رو گذاشتید

    متوجه شدم باید تمرکزم روی همه ی دفعه هایی بزارم که خوب رفتار کردم

    نه اینکه همین یکبار رو بزرگ کنم برای خودم

    همه اشتباه میکنن

    پیش میاد دیگه

    هر گوشه ای از زندگی خودمون که نگاه کنیم

    از این مثال ها هست

    باید سعی کنیم احساسمون رو خوب نگه داریم

    استاد عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    به اندازه ای که من خودم را لایق آدمهای خوب می دونم به همون اندازه آدمهای خوب را به سمت خودم خداوند هدایت می کند

    .

    چقدر من با ابن جمله مشکل دارم خدایا خودت کمکم کن

    من خودمو خوب نمی دیدم و می خواهم آدمها وجه خوبشون را به من نشان بدهند

    حالا این وسط خدا ند به من لطف مرد هدایتم کرد به سمت استاد و دوره ها و فایل های ایشون و من روی خودم کار کردم و کار کردم و کار می کنم و تغییر کردم

    حالا می خواستم آدمها هم خوب شوند نه اینکه من بهشون بگم اصلا و ابدا

    چون استاد گفته بود که از قانون به کسی نگیم ولی من در ناخوداکاهم می خواستم

    چون خودم تغییر کردمون

    چون خودم خوب شدم

    در ضمیر ناخودآگاه خودم می خواستم اونها هم مثل من فکر کنند

    یا اینکه من به درجه ای که اونها بودند رسیدم الان و دیگه روابط مون طلایی میشه و رویایی و همه برای من می میرند و جون می دهند

    در صورتیکه اصلا این طور نبوده نیست و نخواهد بود

    برای من این طور نبود

    درسته من روی خودم کار کردم . تغییر کردم ولی دیگران خودشون هستند با دیدگاه های خودشون با افکار خودشون با باورهای خودشون

    با طرز نگاه خودشون

    به من مربوط نیست که اونها خوب بودند و من به اونها الان رسیدم با تغییر باورها و زاویه دید

    در صورتیکه من از ناخودآگاه اونها که خبر ندارم

    اصلا به من مربوط نیست که چه دیدگاهی دارند

    اونها زندگی خودشون رو دارند

    یه دوهفته ای هست خیلی فکر کردم و شب ها تا حتی خود صبح بیدار بودم تا ترمزهای خودمو در بیاورم و باورهای درست را جایگزین کنم.

    استاد گفته بود من از تغییر دیگران ناتوانم . من نمی تونم دیگران را نقل خودم کنم .

    من این را می دونستم و برای خودم تکرار می کردم ولی باز می دیدم در زندگیم دارد خودشو نشون میده.

    مادر و خواهر من با غیبت کردن حال می کنند . اصلا دوست دارند غیبت کنند و من این عمل زشت را دوست ندارم

    آیا من میتونم اینها را تغییر بدهم ؟؟؟

    حتی من با خنده می گفتم غیبت نکنید و بعد فهمیدم من را به آدم قدیمی و منزوی می‌بینند

    و برای همین ویژگی‌ها فهمیدم که کار درست را من می کنم

    البته که من خیلی جای کار دارم

    ولی در حد خودمو می دونم.

    خدایا شکرت

    .

    خدایا ازت می خواهم من را در مدار دریافت آگاهی ها قرار بدهی و همیشه من را هدایت کنی به بهت زنها و دریافت کنم

    الهی و ربی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: